قبيله رنگ خدا

قبيله رنگ خدا

سه شنبه ۰۲ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۰۹
امتیاز این گزینه
(1 رای)

امام معصوم، صادق آل محمّد(ص)، ادّعانامه ویژه مستضعفان را در قالب «دعای شریف ندبه» تنظیم و در پیشگاه حضرت قاضی القضات، حكیم متعال و محضر نهاد بیدار انسان‌های خردورز ارائه می‌كنند. در این ادّعانامه شریف، مصدر و محلّ جوشش آب شیرین، اهل ولایت و واجد صبغه الله و مصدر جریان ظلمانی؛ واجد لعنه الله اعلام و سیر و سفر دراز این دو جریان تا نفخ صدر و پرپایی قیامت كبری بیان و معرفی شده است.

از روز آغازین خلقت حضرت آدم(ع) و پس از آن در ذرّیه ایشان، دو جریان، دو زنجیره، یكی نورانی و دیگری ظلمانی در گستره زمین به راه افتاد. به قول جناب مولانا:
رگ رگست این آب شیرین آب شور
در خلایق می‌رود تا نفخ صور1

جمعی در جویبار و جریان نورانی و شیرین، طعم و صبغه الهی گرفته و از ظلمت رستند و جمعی در جویبار و جریانی ظلمانی، صبغه شیطانی گرفته و در گریز از ظلمت، به قبیله نور پیوستند.
جماعت اوّل، الله، جلّ و علا و دوّمی، طاغوت را وليّ خویش شناختند:
«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذینَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذینَ كَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون؛2
خداوند ولی و سرور كسانی است كه ایمان آورده‌اند. آنان را از تاریكی‌ها به سوی روشنایی به در می‌برد و كسانی كه كفر ورزیده‌اند؛ ولی و سرورشان طاغوتندكه آنان را از روشنایی به سوی تاریكی‌ها به در می‌برد. آنان اهل آتشند كه خود در آن جاویدانند.»

دو جریان، هدایت و ضلالت در طول تاریخ، چونان چشمه‌ای از آب شیرین و شورند كه از ابتدای خلقت تا وقت نفخ صور مردگان، پیش می‌روند. این دو، هرگز با هم نمی‌آمیزند و هر یك، حسب سنخيّت و تجانس، افراد و جریانات هم‌سو را جذب می‌كند.
تازیان مر تازیان را جاذبند
نوریان مر نوریان را طالبند3

ساكنان قبیله نور و نیكی، از سرچشمه جویبار شیرین، سیراب گشته و میراث‌دار تعالیم و دریافت انبیای الهی و آیات نازله آسمانی شدند و در مقابل، ساكنان قبیله ظلمت و شرارت، از جویبار تلخ و شور گمراهی و ضلالت نوشیده و میراث‌دار ابلیس لعین و طاغوت شدند.
نیكوان را هست میراث از خوش آب
آنچه میراث است؟ اورثنا الكتاب4

امام معصوم، صادق آل محمّد(ص)، ادّعانامه ویژه مستضعفان را در قالب «دعای شریف ندبه» تنظیم و در پیشگاه حضرت قاضی القضات، حكیم متعال و محضر نهاد بیدار انسان‌های خردورز ارائه می‌كنند. در این ادّعانامه شریف، مصدر و محلّ جوشش آب شیرین، اهل ولایت و واجد صبغه الله و مصدر جریان ظلمانی؛ واجد لعنه الله اعلام و سیر و سفر دراز این دو جریان تا نفخ صدر و پرپایی قیامت كبری بیان و معرفی شده است.
بنابر آنچه در روایات و تفاسیر آمده، منظور از صبغه الله در آیه مباركه:
«صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُون5؛
این رنگ خداست و رنگ چه كسی از رنگ خدا بهتر است، ما پرستندگان او هستیم.»

دین اسلام میثاقی است كه خداوند در عهد الست درباره ولایت علی(ع) از مردم گرفته است.
امام صادق(ع) در این باره می‌فرمایند: «مراد از رنگ خدایی، اسلام است.»6 آن حضرت در روایت دیگری فرمودند: «مراد، ولایت امام علی(ع) است كه خداوند در عالم میثاق، كه از آن تعبیر به عالم ذر می‌كنند، از مردم گرفت.»7
صبغه الله نام آن رنگ لطیف
لعنه الله بوی این رنگ كثیف8

حضرات معصومان(ع)، هماره پیروان خود را از شرّ هواهای نفسانی و وسوسه‌های رنگین شیطانی برحذر داشته‌اند. دین الهی، در تفاسیر به صورت حبل الله، فطره الله و صبغه الله خوانده شده است. و مراد از صبغه، می‌تواند پاكی و بی‌رنگی فطرت آدمی باشد كه به تدریج در اثر القائات و اعتقادات رنگارنگ پدر و مادر، رنگ و صبغه دیگر می‌گیرد.
رنگ باقی، صبغه الله  است و بس
غیر آن بر بسته دان همچون جرس
رنگ صدق و رنگ تقوی و یقین
تا ابد باقی بود بر عابدین


قبیله رنگ خدایی (صبغه الله)
در دعای شریف ندبه، امام معصوم(ع)، پس از حمد و ثنای خداوند، خالق یكتا  را به پاس رقم زدن طایفه صبغه الله و دارندگان رنگ خدایی، سپاس می‌گوید و نیز استقرار خاصّان و محبّان در صف برگزیدگان را سپاس گفته و می‌فرماید:
«اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا ما جَرَى بِهِ  قضاوُكَ فی اَوْلِیائَك...؛
پروردگارا! تو را ستایش می‌كنم برای هرچه كه جاری شد از حكم و قضایت درباره اولیائت؛
آنان‌كه، تنها برای خویش و دینت [ابلاغ دین] خالص گردانیدی، زیرا كه؛
برگزیدی برای آنان، نعمت‌های باارزش زوال‌ناپذیر و ماندگار كه نزد خود توست؛
پس از آنكه، زهد و كناره‌گیری از مقامات، لذّت‌ها، زیور و زینت‌های دنیایی را شرط پذیرش قرار دادی؛
و آنان نیز، بر آن شرط متعهّد شدند؛ در حالی كه می‌دانستی به عهد خود وفا خواهند كرد. پس
آنان را مقبول و مقرّب درگاه خود قرار دادی؛
و به آنان، علوّ ذكر و یاد بلندمرتبه و روشن را پیش آوردی؛
فرشتگان را بر آنها فرو فرستادی؛
با وحی‌ات اكرامشان فرمودی؛
و با دانشت و علمت، آنها را عطا فرمودی؛
آنان را واسطه و وسیله دخول به بهشت رضوان و رحمت خودت قرار دادی.

جریان جاری صبغه الله از میان اولیا، در عهد خداوند رحمان و متعهّد به زهد از دنیا، در زمره مقرّبان درآمدند تا با نعمت بی‌زوال، فرشتگان نازل شونده، كتاب آسمانی و دانش وحیانی، بی‌هیچ خوف و تردید، به سوی بندگان خداوند حركت كرده و دستگیر و بلد آنان برای رساندنشان به بهشت و چشمه رحمت و لطف پروردگار شدند.
اذن خداوندی، زهد از دنیا، توانایی، دانایی و مقام قرب الی الله، دارایی و داده‌هایی بودند كه اولیاء را در هدایت و دستگیری مستضعفان طالب قرب یاری كردند. از همین رو، آنان واجد شرب مدام، وصل مدام و دریافت نعمت بی‌زوال قرب الی الله، نزد ملیكٍ مقتدر بودند.
آنچه از دریا، به دریا می‌رود
از همان‌جا كامد، آنجا می‌رود9


پی نوشت‌ها:
1. دفتر اول مثنوی، حكایت پادشاه جهود.
2. سوره بقره (2) ، آیه 257.
3. دفتر دوم مثنوی، بیت 82
4. دفتر اول مثنوی، بیت 751
5. سوره بقره (2) آیه 138
6. كلینی ، كافی، ج 2، ص 14 ؛ دارالكتب الاسلامیه، تهران، 1365.
7. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج 1 ، ص 62، چاپخانه علمیه، تهران، 1380.
8. ابوالفتوح رازی، تفسیر، ج 2، ص 189
9. مثنوی، ج 3 ، ص 545

حسین علی محمدی

نوشتن نظر