خطر حسد

خطر حسد

جمعه ۰۵ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۴۸
امتیاز این گزینه
(3 آرا)

یكی از گناهان خطرساز و كلیدی كه گناهان متعدّدی را در پی می‌آورد، حسد است. راغب اصفهانی در تعریف حسد، چنین می‌گوید:  حسد، آرزوی زوال نعمت از مستحقّ آن است و گاه همراه این آرزو، تلاشی هم در زوال نعمت انجام می‌گیردخداوند متعال در «سوره نساء»، جریان یهودیان حسود را كه از «شامات» به انتظار ظهور حضرت ختمی مرتبت( ص) به مدینه كوچ كردند، مطرح می‌كند كه بعد از ظهور حضرت، بر اثر به خطر افتادن منافع مادّی به شدّت با او مقابله نمودند.

 

یكی از گناهان خطرساز و كلیدی كه گناهان متعدّدی را در پی می‌آورد، حسد است. راغب اصفهانی در تعریف حسد، چنین می‌گوید:  حسد، آرزوی زوال نعمت از مستحقّ آن است و گاه همراه این آرزو، تلاشی هم در زوال نعمت انجام می‌گیرد.1
در روایات نیز به این معنی اشاره شده است. از جمله امام علی (ع)می‌فرماید: «حسود زوال نعمت را از دیگران آرزو می‌كند و فكر می‌‌كند زوال نعمت از دیگران و كسی كه به او حسادت ورزیده، نعمتی برای اوست؛ در حالی كه چنین نیست».2
در «چهل حدیث» امام خمینی (ره) می‌خوانیم: «حسد، حالتی است نفسانی كه صاحب آن آرزو می‌كند سلب كمال و نعمت متوهّمی را از غیر؛ چه آن نعمت را خود دارا باشد یا نه و چه بخواهد به خودش برسد یا نه. و آن غیر از غبطه است؛ زیرا صاحب آن (غبطه) می‌خواهد از برای خود نعمتی را كه در غیر توهّم كرده است، بدون آنكه میل زوال آن را از او داشته باشد.»3
آنچه از گناهان كبیره شمرده می‌شود، حسدی است كه همراه با تخریب و ظهور باشد. امّا حالت نفسانی حسادت با آنكه زیان‌ها و ضررهای فراوانی را برای روح و جسم انسان دارد، ولی تا زمانی كه ظهور و بروز نیافته، از گناهان كبیره محسوب نمی‌شود.4

خطر حسد در قرآن
در «قرآن» بیش از هفت مورد، سخن از حسادت و خطر آن به میان آمده است؛ در «سوره مائده آیه 27 الی 30»، جریان فرزندان آدم (ع) مطرح شده كه قابیل بر اثر حسادت نسبت به برادرش هابیل، دست به قتل او می‌زند. در بخشی از این آیات می‌خوانیم:
«وَ اتْلُ عَلَیهِمْ نَبَأَ ابْنَی آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ یتَقَبَّلْ مِنَ الآْخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما یتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ؛5 و داستان دو فرزند آدم را به حق، بر آنها بخوان! هنگامی كه هر یك كاری (نذری) برای تقرّب [به پروردگار] انجام دادند، امّا از یكی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. [قابیل كه عملش مردود شده بود، به خاطر حسودی به برادر دیگر] گفت: به خدا سوگند! تو را خواهم كشت. [هابیل] گفت: [من كه گناهی ندارم؛ زیرا] خدا تنها از پرهیزكاران قبول می‌كند.»
و در بخش پایانی داستان می‌خوانیم: «فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرینَ؛6
نفس [سركش]، او را ترغیب به قتل برادر نمود. پس او را كشت و از زیانكاران شد.»
بر اساس مضمون این آیه، حسادت آن قدر خطرناك است كه انسان حسود حتّی به برادرش هم رحم نمی‌كند تا چه رسد به همسایه و هم‌لباس و هم‌نوع و... .
همچنین قرآن كریم در «سوره یوسف»7 داستان برادران یوسف (ع) را مطرح نموده كه بر اثر حسادت، برادر خود را كتك زده، داخل چاه انداختند. این حسادت باعث شد كه چندین گناه مرتكب شوند؛ گناهانی مانند كتك زدن، مجروح ساختن (بر اثر انداختن در چاه)، دروغ گفتن، اهانت كردن به پدر و... .
از این آیه هم استفاده می‌شود كه حسادت باعث می‌شود انسان به برادر و حتّی پدرش نیز رحم نكند و حاضر شود برای خاموش كردن آتش حسادت، گناهان متعدّدی را مرتكب شود.
خداوند متعال در «سوره نساء»، جریان یهودیان حسود را كه از «شامات» به انتظار ظهور حضرت ختمی مرتبت( ص) به مدینه كوچ كردند، مطرح می‌كند كه بعد از ظهور حضرت، بر اثر به خطر افتادن منافع مادّی به شدّت با او مقابله نمودند. قرآن در این باره می‌فرماید:
«أَمْ یحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَینا آلَ إِبْراهیمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَیناهُمْ مُلْكاً عَظیماً؛8
یا اینكه نسبت به مردم (پیامبر و خاندانش) بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می‌ورزند؟ ما به آل ابراهیم [كه یهود نیز از خاندان او هستند،] كتاب و حكمت دادیم و به آنها (پیامبران بنی اسرائیل) حكومت عظیمی عنایت نمودیم.»
این آیه نیز اعلام خطر می‌كند كه انسان بر اثر حسد به آنجا می‌رسد كه پیامبر خدا (ص)را با همه نشانه‌های حقّانیتی كه به همراه دارد، تكذیب می‌كند و برای همیشه خود را از سعادت ابدی محروم می‌سازد.
و در آیه دیگر، گوشزد می‌كند كه اهل كتاب بر اثر حسادت،  خود كافر و گمراه شدند؛ بلكه آرزو می‌کنند كه مسلمانان نیز از حق و اسلام دست برداشته، راه گمراهی را در پیش گیرند: «وَدَّ كَثیرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ یرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إیمانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَینَ لَهُمُ الْحَقُّ؛9
بسیاری از اهل كتاب، از روی حسد [كه در وجود آنها ریشه دوانده] آرزو می‌كردند كه شما را بعد از اسلام و ایمان، به حال كفر باز گردانند؛ با اینكه حق برای آنها كاملاً روشن شده است.»
و متأسّفانه همان دشمنی‌ها و حسادت‌ها در این دوران از طرف دشمنان بیشتر شده است.
و در «آیه پنجم»، در ستایش انصار چنین می‌فرماید:
«وَ الَّذینَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ یقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذینَ سَبَقُونا بِالْإیمانِ وَ لا تَجْعَلْ فی قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحیمٌ؛10
كسانی كه بعد از آنها (مهاجران) آمدند، می‌گویند: پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ایمان آوردن بر ما سبقت گرفتند، بیامرز و در دل‌هایمان حسد و كین‌های نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا! تو مهربان و رحیمی.»
آیه فوق؛ تنها خواسته پیشگامان اسلام را دوری و رها شدن از حسد و كینه می‌داند؛ زیرا جامعه اسلامی آنگاه پا می‌گیرد كه از حسد و كینه دور باشد.
و در«آیه ششم»، برترین صفات بهشتیان را این می‌داند كه از حسد و كینه منزّه اند: «وَ نَزَعْنا ما فی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلی سُرُرٍ مُتَقابِلینَ؛11
هر گونه غل (حسد و دشمنی) را از سینه‌های آنها برگرفتیم [و آنها را پاكیزه ساختیم؛ لذا] همه برادروار بر تخت‌هایی [در بهشت] رو به روی یكدیگر قرار دارند.»
غل را بسیاری از مفسّران، همچون فخر رازی در «تفسیر الكبیر» و مراغی در تفسیرش و قرطبی در «الجامع لاحكام القرآن» به حسد تفسیركرده‌اند.12
و سرانجام در «سوره فلق»، از سوره‌های پایانی قرآن، به پیامبر اعظم (ص)با آن عظمتش دستور می‌دهد كه از خطر حسد حسودان به خدا پناه بَرد:
«وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ؛13
و [بگو] از شر هر حسودی، هنگامی كه حسد می‌ورزد [به خدا پناه می‌برم].»

خطر حسد به بیان روایات
در روایات معصومان (ع)تعبیرات هشدار دهنده‌ای درباره خطرناك بودن حسد وارد شده كه به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:
1. ریشه تمامی رذایل
علی (ع)می‌فرماید:
«رَأْسُ الرَّذَائِلِ الْحَسَدُ؛14
ریشه تمامی رذیلت‌ها [و صفات ناپسند] حسادت است.»
برخی گناهان حالت تولیدی و زایش گناه دارد كه یكی از آنها حسادت است و توسط آن، تهمت، دروغ‌گویی، نفاق، غیبت، اهانت، كتك زدن، قتل و نابودی دیگران و... به وجود می‌آید از این‌رو می‌توان آن را امّ الرّذائل و ریشه صفات رذیله خواند. به همین جهت است كه پیامبر اكرم (ص) از حسد بر امّتش چنین احساس خطر می‌كرد:
«اَخْوَفُ مَا اَخَافُ عَلَی اُمَّتِی اَنْ یكْثُرَ لَهُمُ الْمَالُ فَیتَحَاسَدُونَ وَ یقْتَتِلُونَ؛15
بدترین چیزی كه بر امتم ترس دارم، این است كه مال آنها فراوان شود. پس بر همدیگر حسودی كنند و به جنگ و قتال بپردازند.»
2. آفت دین
در «صحیفه» معاویه بن وهب آمده است كه امام صادق (ع)فرمود:
«آفَهُ الدِّینِ الْحَسَدُ وَ الْعُجْبُ وَ الْفَخْرُ؛16
آفت دین [و ایمان سه چیز:] حسد، خودبزرگ‌بینی و فخرفروشی است.»
وقتی ریشه رذایل در جان و روح انسان جا گرفت و دین و ایمان را آفت زده كرد، انسان دنیا و آخرتش را از دست می‌دهد.
3. ریشه كفر
اگر انسان حسادت را درمان نكند، ممكن است به كفر دچار شود؛ چنان‌كه در ضمن آیات قرآن اشاره شد كه یهودیان با اینكه منتظر ظهور پیامبر خاتم (ص) بودند، حسادتشان باعث شد به كفر خود باقی بمانند. عامل مهم رفتار آنها هم كه بعد از پیامبر اكرم (ص) راه ارتداد را در پیش گرفتند و خلافت حضرت علی (ع) را غصب كردند و جنگ و مخالفت با او را پیشه خود ساختند، جز حسادت و كینه‌جویی نبود.
امام صادق (ع)فرمود:
«إِیاكُمْ أَنْ یحْسُدَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَإِنَّ الْكُفْرَ أَصْلُهُ الْحَسَدُ؛17
بر شما باد كه از حسادت‌ورزی برخی به برخی دیگر اجتناب كنید؛ زیرا ریشه كفر، حسادت ورزی است.»
هنگامی كه رسول خدا (ص)، علی (ع)را در غدیرخم به خلافت انتخاب نمود، نعمان بن حارث فهری18 خدمت پیامبر اكرم (ص)آمد و عرض كرد: تو به ما دستور دادی شهادت دهیم به یگانگی خدا و اینكه تو فرستاده او هستی. ما هم شهادت دادیم. سپس دستور به جهاد و حج و روزه و نماز و زكات دادی. ما همه اینها را نیز پذیرفتیم؛ امّا به اینها راضی نشدی تا اینكه این جوان [علی (ع)] را به جانشینی خود منصوب كردی. آیا این سخن از ناحیه خودت است یا از سوی خدا؟
پیامبراكرم (ص) فرمود: «قسم به خدایی كه معبودی جز او نیست! این از ناحیه خدا است.» نعمان روی بر گرداند و گفت: خداوندا! اگر این سخن حق است، سنگی از آسمان بر ما بباران! اینجا بود كه سنگی فرود آمد و او را كشت.19
4. بدترین بیماری
در بین بیماری‌های روحی، یكی از بدترین بیماری‌ها كه معالجه آن سال‌ها طول می‌كشد، حسادت است. علی(ع) فرمود:
«اَلْحَسَدُ شَرُّ الْاَمْرَاضِ؛20
حسد بدترین بیماری است.»

خطر حسد برای دانشمندان
هر قشر و صنفی دچار حسادت است و هر انسانی كه خود را نسازد، حسودی در او رشد و ریشه می‌كند؛ امّا خطر این صفت رذیله را برای علما بیشتر گوشزد كرده‌اند.
در حدیثی از پیامبر اكرم (ص) نقل شده است كه آن حضرت فرمود:
«سِتَّةٌ یدْخُلُونَ النَّارَ قَبْلَ الْحِسَابِ بِسِتَّةٍ؛
شش گروه به خاطر شش صفت، قبل از حساب [الهی] وارد آتش می‌شوند.»
«قِیلَ یا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ هُمْ قَالَ الْأُمَرَاءُ بِالْجَوْرِ وَ الْعَرَبُ بِالْعَصَبِیةِ وَ الدَّهَاقِینَ بالتَّكَبُّرِ وَ التُّجَّارُ بِالْخِیانَةِ وَ أَهْلُ الرُّسْتاقِ بِالْجَهَالَةِ وَ الْعُلَمَاءُ بِالْحَسَدِ؛ 21
عرض كردند ای رسول خدا! آنها چه كسانی هستند؟ فرمود: «زمامداران به خاطر ستم و بیدادگری، عرب به خاطر تعصّب [ناروا]،كدخدایان و خان‌ها به خاطر تكبّر، تجّار به خاطر خیانت [به مردم] ، روستاییان به خاطر جهل و نادانی و دانشمندان به خاطر حسادت.»
با اینكه كار علما و دانشمندان بیشتر مربوط به امور معنوی است كه هیچ مزاحمتی در آن راه ندارد و هر كس بدون كوچك‌ترین ضرر و زیانی به دیگری، می‌تواند به بالاترین مرتبه صعود كند و افزونی علم فردی، تهجّد و معنویت والای انسانی، زیبا سخنرانی نمودن فردی و... هیچ مانع و زیانی به دیگر هم‌صنفان نمی‌رساند.


پی‌نوشت‌ها:
1. المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، تهران، نشر الكتاب، دوم، 1404 ق، ص 118.
2. غرر الحكم، ح 1832، به نقل از: منتخب میزان الحكمه، محمدی ری شهری، دار الحدیث، دوم، 1380 ش، ص 142، ح 1606.
3. شرح چهل حدیث، امام خمینی(ره)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام، چاپ سیزدهم، 1376، ص 104.
4. ر. ك: گناهان كبیره، دستغیب شیرازی، ج 2، ص 28.
5. سوره مائده(5)، آیه 27.
6. همان، آیه30.
7. سوره یوسف(12)، آیات 4 - 5.
8. سوره نساء(4)، آیه 54.
9. سوره بقره(2)، آیه 109.
10. سوره حشر(59)، آیه 10.
11. سوره حجر(15)، آیه 47.
12. ر. ك: پیام قرآن، ناصر مكارم شیرازی، مدرسه الامام علی ابن ابی طالب(ع)، اول، 1378، ج 2، ص 13.
13. سوره فلق(113)، آیه 5.
14. پیام قرآن، ج 2، ص 133؛ شرح فارسی غرر الحكم، ج 1، ص 91، ح 6803.
15. المحجه البیضاء، فیض كاشانی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ج 2، ص 326؛ مجموعه ورام، ج 1، ص 127.
16. پیام قرآن، ج 2، ص 133؛ المحجه البیضاء، فیض كاشانی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، دوم، 1403 ق، ج 5، باب حسد، ص 327؛ اصول كافی محمّد بن یعقوب كلینی، ترجمه مصطفوی، تهران، دار الكتب الاسلامیه، ج 3، باب حسد، ص 418، ح 5.
17. بحار الانوار، ج 75، ص 217.
18. برخی «جابر بن نذر» یا «حارث بن نعمان» را گفته‌اند.
19. مرحوم علامه امینی این جریان را از سی نفر از علمای عامه نقل كرده است. ر. ك: الغدیر، ج 1، صص 239 - 246؛ تفسیر نمونه، ج 25، صص 7 - 8.
20. غرر الحكم، ح 1332؛ شرح فارسی غرر الحكم، ج 1، ص 91؛ منتخب میزان الحكمه، ص 142، ح 1602؛ پیام قرآن، ج 2، ص 132.
21. المحجه البیضاء، ج 5، ص 327.
ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره93.

1 نظر

  • لینک نظر امیر سه شنبه ۰۹ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۹:۵۰ نوشته شده توسط امیر

    با سلام و عرض ادب
    خیلی خوشحال هستم که با سایت عالی شما اشنا شدم
    گروه ما یک وبلاگ ارزشی دارد و با افتخار لینک سایت شما را در وب خودقرار دادیم ,اگر قابل دانستید ما را با نام
    " گرا(گروه روشنگری اسلامی ) لینک بفرمائید

نوشتن نظر