در مسیر کمال 2: چگونه زندگی را بهبود بخشیم
موقعیت شما: مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»امام مهدی (ع)»سیره و سنّت»خانواده مهدوی»سبک زندگی»در مسیر کمال 2: چگونه زندگی را بهبود بخشیم

در مسیر کمال 2: چگونه زندگی را بهبود بخشیم

شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۴۳
امتیاز این گزینه
(9 آرا)

هدف از خلقت انسان رسیدن انسان به کمال متعالی است و همگان می خواهند در این مسر قدم بردارند و می دانیم که در این مسیر هیچ الگویی بهتر و مطمئن تر از ائمه معصومین علیهم السلام نمی‌باشد در این مقاله با بهره گیری از سخنان گهربار پیشوایان دین، به بیان مهم ترین نکاتی می پردازیم که هر انسان مؤمنی در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی خود باید به آنها توجه کند.

 

 

مشاهده بخش اول
6.    خودداري از جست وجوهاي بي حاصل
معمولاً وقتي کسي چيزي را در جايي جست و جو مي کند که احتمال يافتنش در آنجا نيست مي گويند: «گشتم نبود، نگرد نيست». بسياري از ما انسان ها در زندگي خود خواسته ها و آرزوهاي خود را در جاهايي يا از راه هايي جست وجو مي کنيم که امکان رسيدن به آنها در آن جاها يا از آن راه ها بسيار کم يا به طور کلي منتفي است. البته معمولاً اين گونه است که بعد از گذراندن مدت زيادي از عمرمان و از  دست دادن بسياري سرمايه هاي مادي و معنوي مان به اين موضوع پي مي بريم و در اينجاست که مصداق بارز کساني مي شويم که دنيا و آخرت را از دست داده يا بيان ديگر «خسر الدنيا و الاخره» شده اند.
در آموزه هاي اسلامي، هشدارهاي و بيدارباش هايي وجود دارد که توجه به آنها ما را از درافتادن در اين گونه زيان ها و سرخوردگي ها در امان نگه مي دارد. يکي از اين هشدارها و بيدارباش ها، حديثي قدسي است که در آن خداي تعالي خطاب به  حضرت داوود ـ عليه السلام ـ شش چيز مهم و اساسي را برمي شمارد که مردم معمولاً آنها را در جاهايي غير از جايگاه واقعي شان جست وجو مي-کنند و سرانجام هم آنها را نمي يابند و در زندگي ناکام مي مانند:
أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى دَاوُدَ عليه السلام يَا دَاوُدُ إِنِّي وَضَعْتُ خَمْسَةً فِي خَمْسَةٍ وَ النَّاسُ يَطْلُبُونَهَا فِي خَمْسَةٍ غَيْرِهَا فَلَا يَجِدُونَهَا وَضَعْتُ الْعِلْمَ فِي الْجُوعِ وَ الْجَهْدِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ‏ فِي‏ الشِّبَعِ‏ وَ الرَّاحَةِ فَلَا يَجِدُونَهُ وَضَعْتُ الْعِزَّ فِي طَاعَتِي وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي خِدْمَةِ السُّلْطَانِ فَلَا يَجِدُونَهُ وَ وَضَعْتُ الْغِنَى فِي الْقَنَاعَةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي كَثْرَةِ الْمَالِ فَلَا يَجِدُونَهُ وَ وَضَعْتُ رِضَايَ فِي سَخَطِ النَّفْسِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي رِضَا النَّفْسِ فَلَا يَجِدُونَهُ وَ وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِي الْجَنَّةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهَا فِي الدُّنْيَا فَلَا يَجِدُونَهَا.
خداوند متعال به ]حضرت[ داوود که درود خدا بر او باد، فرمود: اي داوود! شش چيز در شش جاست و مردم در شش جاي ديگر آنها را جست و جو مي کنند و هرگز به آن دست نمي  يابند. من آسايش را در بهشت قرار داده ام و مردم آن را در دنيا مي جويند؛ من دانش را در گرسنگي گذاشته ام و مردم آن را در سيري دنبال مي کنند؛ من عزت را در بيداري شب نهاده ام و مردم آن را در دربار پادشاهان جست وجو مي کنند؛ من سربلندي و بالا رفتن جايگاه را در فروتني گذاشته ام و مردم آن را در خودبزرگ بيني (تکبر) مي جويند؛ من برآورده شدن دعا را در غذاي حلال قرار داده ام و مردم آن را در سر و صدا طلب مي کنند؛ من بي نيازي را در قناعت نهاده ام و مردم آن را در زيادي مال مي جويند و هيچ گاه آن را نخواهند يافت.

7.    طلب روزي از خدا
يادش به خير در سال هاي آغاز طلبگي، استادي داشتيم که همواره ما را به توکل به خدا فرا مي خواند و از نگراني درباره تأمين معاش برحذر مي داشت. ايشان هميشه مي گفت: «نظام اقتصاد طلبگي بر «رزق من حيث لايحتسب» استوار است شما وظيفه خود را انجام دهيد، کار خود را به خدا واگذار کنيد و مطمئن باشيد خداوند، روزي شما را از جايي که گمان نمي بريد، تأمين مي کند.»
اکنون که حدود سي سال از آن سال ها مي گذرد، هر روز بيش از روزهاي پيش به ژرفاي اين مطلب پي مي برم و به اين حقيقت بيشتر واقف مي شوم که رزق و روزي ما به دست خداست و اگر در زندگي آن گونه که خدا خواسته است زندگي کنيم، همه آنچه بدان نياز داريم، تأمين مي شود.
البته اين موضوع اختصاص به طلبه ها هم ندارد و به فرموده قرآن کريم همه کساني که از خدا پروا داشته باشند، از روزي بي-حساب برخوردار مي شوند:
... وَ مَنْ يَتّقِ اللّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَي‏ءٍ قَدْراً. 
... و هرکس از خدا پروا کند، ]خدا[ براي او راه بيرون شدني قرار مي دهد و از جايي که حسابش را نمي کند، به او روزي مي رساند و هر کس بر خدا اعتماد کند او براي وي بس است.
چنانکه در اين آيه شريفه تصريح شده است، لازمه رسيدن به روزي بي حساب، اعتماد به خداست، همان که پيش از اين با عنوان «خوش گماني به خدا» از آن تعبير کرديم. اينکه باور داشته باشيم رزق و روزي ما مضمون و مقدر است و خداوند به بهترين شکل زندگي ما را اداره مي کند.
بر همين اساس است که پيشوايان دين از ما خواسته اند و به ما  هشدار داده اند که مواظب باشيد طلب روزي ضمانت شده، شما را از انجام تکاليف واجبتان باز ندارد. امام حسن عسکري ـ عليه السلام ـ در اين زمينه مي فرمايد:
لَا يَشْغَلْكَ رِزْقٌ مَضْمُونٌ عَنْ عَمَلٍ مَفْرُوض.
رزق و روزي ضمانت شده، تو را از کار واجب باز ندارد.
بنابراين، همه ما در زندگي در درجه نخست بايد در پي شناخت و اداي درست و کامل تکليف و وظيفه شرعي فردي و اجتماعي خود باشيم و هيچ دغدغه و نگراني درباره رزق و روزي خود نداشته باشيم. به بيان ديگر، اگر ما تکليف و وظيفه شرعي را به خوبي بشناسيم و به آن عمل کنيم، خداوند هم روزي ما را به بهترين شکل و بي هيچ دغدغه و نگراني تأمين مي کند.

8.    خوش گماني به خدا
بارها در گفت وگوهاي روزمره اين سخن را از برخي دوستانم شنيده بودم که «خدا را هر طور عادت داديد، همان طور با شما رفتار مي کند.» در ظاهر اين سخن، عوامانه به نظر مي آيد و در نگاه نخست ممکن است، ايرادهايي هم به آن وارد باشد، ولي از حقيقتي حکايت مي کند که در سخنان معصومان عليهم السلام بارها بر آن تأکيد شده است.
روح اين سخن عاميانه «خوش گماني» به خدا و باور به لطف، رحمت و کرامت بي منتهاي اوست که امام رضا       ـ عليه السلام ـ درباره آن مي فرمايد:
أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بِي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَر.
به خدا خوش گمان باش؛ زيرا خداي عزّ و جلّ مي فرمايد: من نزد گمان بنده مؤمن خويشم، اگرگمان او به من نيک باشد مطابق آن گمان به او رفتار مي کنم و اگر بد باشد نيز مطابق همان گمان بد با او عمل کنم.
امام باقر  عليه السلام  نيز به نقل از رسول گرامي اسلام صلّي الله عليه و آله نقل مي کند که فرمود:
والَّذي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَا أُعْطِي مُؤْمِنٌ قَطُّ خَيرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ إِلَّا بِحُسْنِ ظَنِّهِ بِاللَّهِ وَ رَجَائِهِ لَهُ ... وَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَا يحْسُنُ ظَنُّ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ بِاللَّهِ إِلَّا كَانَ اللَّهُ عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ لِأَنَّ اللَّهَ كَرِيمٌ بِيدِهِ الْخَيرَاتُ يسْتَحْيي أَنْ يكُونَ عَبْدُهُ الْمُؤْمِنُ قَدْ أَحْسَنَ بِهِ الظَّنَّ ثُمَّ يخْلِفَ ظَنَّهُ وَ رَجَاءَهُ فَأَحْسِنُوا بِاللَّهِ الظَّنَّ وَ ارْغَبُوا إِلَيهِ.
سوگند به آنکه جز او خدايي نيست، خير دنيا و آخرت به مؤمني ارزاني نمي شود، مگر به دليل خوش گماني و اميدواري او به خدا ... سوگند به انکه جز او خدايي نيست، هيچ بنده مؤمني به خدا خوش گمان نمي شود مگر اينکه خداوند در کنار گمان بنده مؤمنش حاضر مي شود؛ زيرا خداوند کريم است و همه خيرها به دست اوست. او شرم  مي کند که بنده مؤمنش به وي خوش گمان شود، ولي او خلاف گمان بنده اش عمل و اميدش را نااميد کند. پس به خداوند خوش گمان و به او اميدوار باشيد.
اگر باور داشته باشيم، رزق و روزي، گشايش و توانگري، عزت و سربلندي، توفيق و نيک بختي و همه آنچه ما در زندگي به آنها نياز داريم و به آنها وابسته ايم، به دست خداست؛ خدايي که خزائن رحمتش کاستي نمي پذيرد، دعاي بندگانش را مي شنود، از حال آنها غافل نمي شود، هر که را بخواهد عزيز و سربلند و هرکه را بخواهد خوار و بي مقدار مي کند؛ خداوند نيز بر اساس اين باور، رزق و روزي، گشايش و توانگري، عزت و سربلندي، توفيق و نيک بختي و ... را به ما ارزاني مي کند و اگر برعکس گمان کنيم که همه اين امور به دست خود ماست و تنها به تلاش خودمان وابسته است، خداوند نيز بر اساس اين گمان باطل، ما را به خودمان وامي گذارد تا از همان راهي که گمان مي کنيم درست است، اين امور را جست و جو کنيم.
روشن است که اين رويه نتيجه اي جز خستگي، خسران، نااميدي و شکست در پي نخواهد داشت.

9.    برآورده کردن درخواست هاي ديگران
بسياري از ما بهشت را بسيار دور و دست نيافتني و راه رسيدن به آن را بسي سخت و ناهموار مي دانيم. از اين رو از بسياري فرصت ها به راحتي در مي گذريم و برخي راه هاي دست يافتن به آن را ناديده مي گيريم. در حالي که خداوند از سر فضل و رحمت بي منتهاي خويش، راه هاي فراواني براي رسيدن به بهشت پيش  روي ما گذاشته و آن قدر بهشت را براي ما نزديک و در دسترس ترسيم کرده است که انسان گمان مي کند تنها کافي است دستي بلند کند تا به راحتي ميوه هاي گواراي بهشتي را از شاخه سار درخت طوبي بچيند و عطر و طعم دل انگيز آن را با تمام وجود احساس کند.
برآوردن نيازمندي هاي برادران و خواهران ايماني و پاسخ گويي به درخواست هاي آنان، يکي از راه هاي ميان بر بهشت و شايد نزديک ترين راه رسيدن به رضوان الهي باشد. در روايتي که از پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل شده، در اين زمينه چنين آمده است:
مَنْ قَضَي لِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ حَاجَةً قَضَي اللَّهُ لَهُ حَوَائِجَ كَثِيرَةً إِحْدَاهَا الْجَنَّة.
هرکس درخواستي از برادر مؤمن خود را برآورده سازد، خداوند نيز در مقابل، درخواست هاي فراواني را از او برآورده مي سازد که کمترين آنها بهشت است.
باورکنيد اگر اين روايت را همواره در ذهن داشته باشيم و هرگاه کسي براي برآورده شدن نيازي يا پاسخ گويي به درخواستي ـ هرچند کوچک و ناچيز ـ به ما مراجعه کرد، با اميد به رسيدن بهشت، با روي گشاده نياز او را برآورده سازيم و درخواستش را پاسخ گوييم، هيچ فاصله اي تا بهشت نخواهيم داشت. چنانکه امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد:
مَنْ كَسَا أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ مِنْ عُرْيٍ كَسَاهُ اللَّهُ مِنْ سُنْدُسِ الْجَنَّةِ وَ إِسْتَبْرَقِهَا وَ حَرِيرِهَا وَ لَمْ يَزَلْ يَخُوضُ فِي رِضْوَانِ اللَّهِ مَا دَامَ عَلَي الْمَكْسُوِّ مِنْهُ سِلْكٌ وَ مَنْ أَطْعَمَ أَخَاهُ مِنْ جُوعٍ أَطْعَمَهُ اللَّهُ مِنْ طَيِّبَاتِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ سَقَاهُ مِنْ ظَمَإٍ سَقَاهُ اللَّهُ مِنَ الرَّحِيقِ الْمَخْتُومِ رَيَّة... .
کسي که برادر مؤمن خود را با ]اهداي پيراهني[ از برهنگي بپوشاند، خداوند، او را با پارچه هاي بهشتي خواهد پوشاند و تا هنگامي که بر آن شخص تکه اي از آن پيراهن باشد، پوشاننده در رضوان الهي به سر مي برد و هرکس برادر گرسنه اش را سير کند، خداوند، او را از غذاهاي بهشتي سير کند و هرکس وي را از تشنگي برهاند و سيراب کند، خداوند او را از آب دست نخورده بهشتي (رحيق مختوم) سيراب مي کند.

10.    رفتار با ديگران آن گونه که بر خود مي پسنديم
«آنچه به خود نمي پسندي به ديگران نيز نپسند»، اين ضرب المثل زيبا که برگرفته از سخنان معصومان              ـ عليهم السلام ـ است، معيار و ميزان بسيار خوبي در رفتار با ديگران ارائه مي دهد. به بيان ديگر براي دانستن اين مطلب که آيا رفتار و گفتار ما با ديگران مناسب است يا خير، تنها کافي است که به خود مراجعه کنيم و ببينيم آيا از آن رفتار و گفتار خوشمان مي آيد و مي پسنديم که اين گونه با ما رفتار يا سخن گفته شود.
پيشوايان دين اسلام، بارها در سخنان خود از پيروانشان خواسته اند خوبي هايي را که براي خود مي پسندند، براي ديگران نيز دوست دارند و بدي هايي را که خود از آنها گريزان هستند، براي ديگران نيز نخواهند. پيامبر گرامي اسلام   ـ صلّي الله عليه و آله ـ در پايان روايتي که در آن سي حق برادران و خواهران ايماني نسبت به هم را برمي شمارند،     مي فرمايد:
... وَ يُحِبُّ لَهُ مِنَ الْخَيْرِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ وَ يَكْرَهُ لَهُ مِنَ الشَّرِّ مَا يَكْرَهُ لِنَفْسِه.
... و آنچه از خوبي ها براي خود مي پسندد، براي او هم بپسندد و آنچه از بدي ها که براي خود نمي پسندد، براي او نيز نپسندد.
اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ نيز،  در بخشي از سفارش هاي خود به فرزند دلبندش، امام حسن مجتبي ـ عليه السلام ـ در اين  باره مي فرمايد:
يَا بُنَيَّ اجْعَلْ نَفْسَكَ مِيزَاناً فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ اكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا وَ لَا تَظْلِمْ كَمَا لَا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ وَ أَحْسِنْ كَمَا تُحِبُّ أَنْ يُحْسَنَ إِلَيْكَ وَ اسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِكَ مَا تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَيْرِكَ وَ ارْضَ مِنَ النَّاسِ بِمَا تَرْضَاهُ لَهُمْ مِنْ نَفْسِكَ وَ لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ وَ إِنْ قَلَّ مَا تَعْلَمُ وَ لَا تَقُلْ مَا لَا تُحِبُّ أَنْ يُقَالَ لَكَ.
اي فرزندم! خود را در آنچه ميان تو و ديگران است ميزان قرار ده. پس براي ديگران دوست بدار آنچه براي خود دوست مي داري، و آنچه براي خود نمي خواهي براي ديگران مخواه، و همانگونه که نخواهي بر تو ستم کنند بر کسي ستم روا مدار، به ديگران نيکي کن همان گونه که خواهي به تو نيکي کنند، آنچه از ديگران زشت مي داري بر خود نيز زشت بدار، آنچه از مردم به تو مي رسد و خشنودت مي سازد سزاوار است که از تو نيز به مردم همان رسد، آنچه    نمي داني مگوي هرچند دانسته هايت اندک باشد و آنچه نمي پسندي به تو گويند تو نيز بر زبان مياور.
با توجه به اين روايات، جا دارد که همه ما به جاي اينکه پيوسته از ديگران گلايه کنيم که چرا با ما اين گونه سخن گفت يا اين گونه رفتار کرد، قدري در گفتار و رفتار خود با ديگران انديشه کنيم و ببينيم آيا با ديگران آن گونه که خود مي پسنديم و دوست داريم، سخن مي گوييم و رفتار مي کنيم و آيا آنچه را براي خود روا نمي داريم، براي ديگران نيز نمي خواهيم، يا خير؟!

11.    اخلاص در عمل
در بسياري از نواحي ايران، وقتي کسي کاري را از غير طريق معمول آن انجام مي دهد، اين ضرب المثل را به کار   مي برند که «فلاني سورنا را از دهان گشادش مي نوازد». اين ضرب المثل حکايت زندگي بسياري از ماست. بسياري از ما براي رسيدن به جاه و مقام، شهرت و معروفيت و جايگاه مطلوب اجتماعي به هر کاري دست مي زنيم و از هيچ کوششي فروگذار نيستيم. غافل از اينکه عزت و ذلت به دست خداست و او هرکه را که خواهد عزيز و هرکه را که خواهد خوار مي گرداند. قرآن کريم در اين باره مي فرمايد:
قُلِ اللّهُمّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمّنْ تَشاءُ وَ تُعِزّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنّكَ عَلي‏ كُلّ‏ِ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ.
بگو: بار خدايا، تويي که فرمانفرمايي؛ هر آن کس که خواهي، فرمانروايي بخشي، و از هرکه خواهي، فرمانروايي را باز ستاني و هر که خواهي عزت بخشي و هر که را خواهي، خوار گرداني؛ همه خوبي ها به دست توست و تو بر هر چيز توانايي.
بر اساس آموزه هاي اسلامي، تنها رمز رشد و پويايي و شهرت و ماندگاري، اخلاص در عمل و انجام کارها تنها به قصد رضاي الهي و اداي تکليف و وظيفه شرعي است.
در زندگي خود، بسيار ديده و شنيده ايم که افرادي براي يافتن نام و به دست آوردن مقام همه کار انجام دادند، ولي جز چند صباحي نامي و يادي از آنها باقي نماند و برعکس افرادي هيچ کاري براي دست يافتن به شهرت و محبوبيت انجام ندادند و در همه عمر خود از اين موضوع گريزان بودند، ولي ياد و نام آنها براي هميشه در خاطره ها مانده است.
همه آنچه گفتيم در يک سخن کوتاه  خلاصه مي شود که فرمود: «ما کان لله ينمو؛ آنچه براي خداست رشد مي کند و بالنده مي-شود.»
در روايتي که  از رسول گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل شده، رمز اين رشد و بالندگي به خوبي بيان شده است. ايشان مي فرمايد:
قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَا أَطَّلِعُ عَلَي قَلْبِ عَبْدٍ فَأَعْلَمَ مِنْهُ حُبَّ الْإِخْلَاصِ لِطَاعَتِي.
خداي عز و جل مي فرمايد: هرگاه دل بنده ام را بنگرم و دريابم که از روي اخلاص و براي خشنودي من طاعتم را به جاي مي آورد، راستگرداني و تدبير او را خود به عهده گيرم.
آري، هدايت و تدبير کار خالصانه به دست خداست و روشن است که اين چنين کاري به رشد و بالندگي مي رسد.
امير بيان، امام علي ـ عليه السلام ـ نيز در کلامي کوتاه ثمره کار خالصانه را اين گونه بيان مي کند: «أخلِص تَنَل؛ اخلاص داشته باش، کامروا  مي شوي.»

12.    گذشت از ديگران
همه ما انسان ها، به طور طبيعي، اين گونه ايم که وقتي  کسي به ما ستم مي کند يا حقي از ما تباه مي سازد يا به ما دشنام و ناسزا مي دهد يا با ما قطع ارتباط مي کند، در پي انتقام جويي برمي آييم و مي کوشيم که عمل ناشايست او را به همان گونه يا بدتر از آن پاسخ دهيم تا به گمان خودمان به آرامش دست پيدا کنيم. در حالي که توصيه هاي اخلاقي بزرگان دين دقيقاً برخلاف اين رويه ماست. آنان همواره بر گذشت از ديگران و ناديده گرفتن بدي هاي آنان تأکيد کرده و از ما خواسته اند که با بزرگواري تمام با کسي که به ما ستم کرده، مدارا کنيم، به کسي که به ما دشنام داده، سلام کنيم و با کسي که با ما قطع ارتباط کرده، رفت و آمد کنيم تا جاي کدورت و دشمني، الفت و دوستي در ميان مردم حکم فرما شود.
امام صادق ـ عليه السلام ـ در اين باره مي فرمايد:
صِلْ مَنْ قَطَعَكَ وَ أَعْطِ مَنْ حَرَمَكَ وَ أَحْسِنْ إِلَي مَنْ أَسَاءَ إِلَيْكَ وَ سَلِّمْ عَلَي مَنْ سَبَّكَ وَ أَنْصِفْ مَنْ خَاصَمَكَ وَ اعْفُ عَمَّنْ ظَلَمَك‏.
به کسي که از تو بريده بپيوند و به کسي که تو را محروم کرده عطا کن؛ به کسي که با تو بدي کرده نيکي نما، به کسي که به تو دشنام داده سلام کن؛ با کسي که با تو دشمني کرده انصاف روا دار و از کسي که به تو ستم کرده در گذر.
البته، در پيش گرفتن اين رويه در زندگي چندان ساده نيست و تلاش زيادي را مي طلبد، ولي اگر به وعده هاي الهي باور داشته باشيم و مطمئن باشيم که اگر ما در اين دنيا از خطاهاي ديگران درگذريم، خداوند نيز در آخرت از گناهان ما درمي گذرد، در پيش گرفتن اين رويه برايمان بسيار ساده مي شود. مگر نه اين است که خداوند متعال فرمود:
... وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَلا تُحِبّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللّهُ لَكُمْ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ.
... و بايد عفو و گذشت کنند. مگر دوست نداريد که خدا بر شما ببخشايد؟ و خداوند آمرزنده مهربان است.

13.    شادمان کردن ديگران
واژه «ادخال سرور» را بسياري از ما شنيده و شايد بارها به کار برده ايم؛ به ويژه در هنگامي که مي خواهيم با بيان طنز و لطيفه اي ديگران را بخندانيم. به بيان ديگر، ادخال سرور در قلب مؤمنان، بهانه اي يا توجيهي شده است براي بيان سخناني که گاه به تحقير، تمسخر، هجو و غيبت ديگران نيز مي انجامد. در حالي که اين واژه در روايات ما معنايي والا و بس ارزشمند دارد و هرگز به معناي بي ارزش و پيش پا افتاده اي که ما اراده مي کنيم، به کار نرفته است.
در روايتي که از امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده است، در اين زمينه چنين مي خوانيم:
مِنْ أَحَبِّ الْأَعْمَالِ إِلَي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِدْخَالُ السُّرُورِ عَلَي الْمُؤْمِنِ إِشْبَاعُ جَوْعَتِهِ أَوْ تَنْفِيسُ كُرْبَتِهِ أَوْ قَضَاءُ دَيْنِهِ..
يکي از دوست داشتني ترين کارها نزد خداوند ـ عزّ و جلّ ـ شادمان کردن مؤمن است با برطرف کردن گرسنگي او يا زدودن اندوه او يا ادا کردن دين او.
امام باقر ـ عليه السلام ـ نيز در همين باره مي فرمايد:
تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ وَ صَرْفُ الْقَذَي عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَي اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَي الْمُؤْمِنِ..
تبسم مرد در برابر برادرش حسنه و برداشتن خاشاکي از ]چشم[ وي نيز حسنه است. و خداوند به چيزي دوست داشتني تر از شادمان کردن مؤمن، عبادت نشده است.
ناگفته نماند که خوشرو و خندان بودن در برخورد با ديگران و خودداري از اخم و ترش رويي در جاي خود بسيار اهميت دارد و چنانکه در روايت ياد شده نيز تصريح شده است، حسنه به شمار مي آيد.

14.    فروتني در برابر ديگران
يکي از خاطرات فراموش ناشدني دوران کودکي من تصوير تابلويي است که در يکي از مغازه هاي نزديک منزلمان نصب شده بود. آن روزها هر زمان که به اين مغازه مي رفتم با سواد اندکي که داشتم اين تابلو را به زور مي خواندم و مي کوشيدم شعري که بر آن نوشته شده بود، حفظ کنم. آن شعر اين بود:
افتادگي آموز اگر طالب فيضي
هرگز نخورد آب زميني که بلند است

راستش آن روزها چيزي زيادي از آن نمي فهميدم، ولي به ويژه مصراع دوم آن برايم خيلي تأمل برانگيز بود و هر موقع تابلويي را که اين شعر بر آن نقش بسته بود، مي ديدم تا مدت ها درباره آن فکر مي کردم. کمي که بزرگ تر شدم در پرتو روايات پيشوايان معصوم دين ـ عليهم السلام ـ به معناي اين شعر بيشتر پي بردم و به ارتباط ميان فروتني و رفعت مقام بيش از پيش واقف شدم.
برخلاف تصور بسياري از ما که يافتن جايگاه اجتماعي و ارتقاي مقام را در پرتو غرور و تکبر و دوري از نشست و برخاست با زيردستان جست و جو مي کنيم، روايات ديني فروتني و خاکساري را مايه رفعت و بزرگي مي دانند و غرور و خودپسندي را حامل سقوط و تباهي مي دانند. رسول گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين زمينه مي فرمايد:
إِنَّ التَّوَاضُعَ يَزِيدُ صَاحِبَهُ رِفْعَةً فَتَوَاضَعُوا يَرْفَعْكُمُ اللَّهُ .
همانا فروتني بر رفعت صاحب خود مي افزايد. پس فروتن باشيد تا خداوند شما شما را رفعت بخشد.
از امام علي ـ عليه السلام ـ نيز در اين باره چنين نقل شده است:
التَّواضُعُ يَرفَعُ الوَضِيعَ، التَّکَبُّرَ يَضَعُ الرَّفيعَ.
فروتني، انسان فروپايه را بلندمرتبه مي گرداند. تکبر، شخص بلندمرتبه را پست مي کند.
آن حضرت همچنين در جمله اي کوتاه، ولي کليدي و تأثيرگذاري مي فرمايد: «إِتَّضِع تَرتَفِع؛ فروتني کن تا بلندمرتبه شوي.»

  1. . ر.ک: الکافي، ج 6، ص 49 و 50.
  2. . همان، ص 49، ح2.
  3. . بحارالانوار، ج 75، ص 453.1.
  4. . سوره طلاق (65)، آيه 2 و 3.
  5. . تحف العقول، ص 489.
  6. . الکافي، ج2، ص 72، ح 3.
  7. . همان، ح 2.
  8. . بحارالانوار، ج 75، ص 275، ح112.
  9. . همان، ج 74، ص 192، ح 11.
  10. . تفصيل وسائل الشيعه، ج12، ص 213، ح 24.
  11. . نهج البلاغه، ترجمه: محمدمهدي فولادوند، نامه 31، ص 397.
  12. . سوره آل عمران(3)، آيه 26.
  13. . علي بن محمد عاملي نبطي، الصراط المستقيم، ج 2، ص 21.
  14. . بحارالانوار، ج 82، ص 136، ح 16؛ ميزان الحکمه، ج 3، ص 1437.
  15. . غرر الحکم و درر الکلم، ج ، ص ، ش 2248.
  16. . حسن بن علي بن شبعته الحراني، تحف العقول، ص 305.
  17. . سوره نور (24)، آيه 22.
  18. . الکافي، ج 2، ص 192، ح16 .
  19. . همان ، ص 188، ح 2.
  20. . همان، ص 121، ح 1.

 

گزینه های مرتبط (بر اساس برچسب)

نوشتن نظر