رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان نظام نگرانی خود را از سیاستهای موذیانهی غرب در لیبی بیان كردند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، آقای فردوسیپور، رئیس اداره دوم خلیج فارس وزارت امور خارجه در یادداشتی به بررسی این موضوع پرداخته است.
غرب در لیبی به دنبال چیست؟
غرب و اروپا در لیبی به دنبال الگوسازی در روند تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا هستند؛ چرا كه غرب از تحولات تونس و مصر عقب مانده و از این پس برای آنكه تغییر حادثه را به فرایند كنترلی تبدیل كند با ایجاد جنگهای داخلی در عرصهی قیامهای مردمی از طریق نزاعهای فرقهای، طائفهای و قومی- قبیلهای روند بینالمللی كردن برخورد با قیامهای خاورمیانه و شمال آفریقا را در پیش گرفته است.
این امر به اندازهای برای نظام سلطه از اهمیت برخوردار است كه با فرایند برخورد با كشورهای ناقض صلح بینالمللی كه تا پیش از تحولات لیبی و مطابق منشور شورای امنیت سازمان ملل مفهومی نظامی داشت تغییر دادند. توضیح آنكه این مسئله كشورهایی را شامل میشد كه دارای تسلیحات WMD (كشتار جمعی، بیولوژیك، میكروبی و هستهای) بودند مانند عراق در زمان صدام حسین.
آیا لیبی منشوری بود؟
اما در برخورد با لیبی كه فاقد چنین خصیصهای بود، در منشور سازمان ملل دخل و تصرف كرده و با ایجاد مفهوم جدیدی به عنوان «حق صیانت از حقوق شهروندی» و از طریق اجماع و اقناع منطقهای و بینالمللی نسبت به صدور قطعنامهی شورا برای قرار دادن لیبی تحت فصل ۷ منشور اقدام كردند؛ یعنی قطعنامههای ۱۹۷۰ و ۱۹۷۳ كه با اجماع و اقناع اتحادیه عرب و آفریقایی صورت پذیرفته بود. در واقع غرب به دنبال مدیریت قیام از طریق اقدام نظامی مستقیم علیه هر دو سوی درگیری و نزاع در لیبی برآمده است.
اقدام نظامی هزینهبر است
البته چنین اقدامهایی در كشورهایی كه دارای منابع غنی انرژی فسیلی هستند توجیهپذیر است. این موضوع ناظر به جبران هزینههای نظامی ناتو در ملاحظات نظامی خود در لیبی است. باید بپذیریم كه اشغال نظامی در صورت پیچیدهتر شدن اوضاع از یك سو و فقدان جایگزین از سوی دیگر امری اجتنابناپذیر خواهد بود. در این صورت لیبی وضعیتی چون عراق پس از سقوط صدام حسین پیدا خواهد كرد كه حاكم نظامی همچون پل بریمر مسئول روند مردمسالاری و نهادینهسازی آن در حاكمیت عراق بود. سایهی خوفناك این تجاوزات تا هنگام خروج كشور از فصل هفتم منشور ادامه خواهد یافت چنانچه عراق پس از گذشت هشت سال هماینك توانسته خود را از بخشی از تبعات فصل هفتم منشور برهاند. در واقع این روند هشداری است برای ملتهای منطقه كه بار دیگر سرنوشت خود را به دست نظام سلطه نسپارند. رهایی ملتها از یوغ دیكتاتورها و نظام سلطهی غرب مستلزم خوداتكایی آنها است.
