آيا حضرت عيسی پشت سر حضرت مهدى نماز مى ‏گزارد؟
موقعیت شما: اخبار»اخبار فرهنگی و مهدوی»آيا حضرت عيسی پشت سر حضرت مهدى نماز مى ‏گزارد؟

آيا حضرت عيسی پشت سر حضرت مهدى نماز مى ‏گزارد؟

سه شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۲۰
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

حضرت آیت‌الله العظمی سیّد صادق روحانی به پرسشی درباره نماز خواندن حضرت عیسی (ع)پشت سر حضرت مهدی(ع) پاسخ گفته است.

 

آيا علماى شيعه معتقدند كه امامان از پيامبران برترند؟ و آيا درست است كه حضرت عيساى پيامبر پشت سر حضرت مهدى نماز مى ‏گزارد (و به او اقتدا مى ‏كند)؟

باسمه جلت اسمائه; در كتاب «الهداية» (1) از شيخ صدوق آمده است: «لازم است اين‏گونه عقيده داشته باشيم كه سران پيامبران پنج نفرند و اينان صاحبان شريعت (و دين) بودند و محمد صلى الله عليه وآله برتر و افضل از ايشان است». مانند اين مطلب در «بحار الانوار»، «الاعتقادات» (2)، «الفقيه» (3) و «الامالى» (4) و همانند آن در «العلل» (5)، «كمال الدين» (6) و كتب ديگر نيز آمده است.

در كتاب «الهداية» چنين مى‏ خوانيم: «لازم است چنين باور داشته باشيم كه خداوند برتر از محمد صلى الله عليه وآله و امامان پس از او عليهم السلام خلقى را نيافريده، ايشان محبوب‏ ترين و گرامى‏ ترين خلايق نزد پروردگارند و پيش از همه خلايق به خداوندى خدا اقرار كرده ‏اند. خداوند متعال در عالم «ذر» (7) پيامبر خاتم‏ صلى الله عليه وآله را براى پيامبران ديگر مبعوث كرد. هم‏ چنين لازم است كه باور داشته باشيم خداوند تمامى آفريده‏ ها را براى محمد صلى الله عليه وآله و اهل بيتش‏ عليهم السلام خلق كرده و اگر وجود ايشان نبود آسمان ‏ها و زمين را نمى ‏آفريد، بهشت و جهنم را نمى‏ آفريد، آدم و حوا را نمى‏ آفريد، فرشتگان را نمى‏ آفريد، و هيچ چيز ديگر را هم نمى ‏آفريد».

در متون اسلامى روايات بسيار زيادى در مورد اين مطالب، نقل شده كه مى ‏توانيد به «بحارالانوار» (8)، «الاعتقادات» (9)، «العلل» (10) و «العيون» (11) و با كمى تفاوت به «كمال الدين» (12)، «كفاية الاثر» (13)، «المسائل السرويه» و ديگر كتب مراجعه كنيد.

درباره نماز حضرت عيساى پيامبر پشت سر حضرت مهدى ‏عليه السلام بايد گفت كه در كتاب «الهدايه» شيخ صدوق چنين مى ‏خوانيم: «واجب است چنين باور داشته باشيم كه حجت خدا در زمين و خليفه او بر بندگانش در زمان ما، حضرت قائم المنتظر بن الحسن بن على ‏عليهم السلام است...» تا به اين جا مى ‏رسد و مى ‏گويد: «او مهدى است كه پيامبر صلى الله عليه وآله درباره او خبر داده هنگامى كه (از پرده غيبت بيرون مى ‏آيد ) قيام مى‏ كند، عيساى پيامبر نيز مى ‏آيد و پشت سر او (به او اقتدا مى‏ كند و) نماز مى ‏گزارد. تا پايان مطلب.(14)

در مورد اين مطلب به طور متواتر در كتاب‏ هاى روايت شيعه و سنى، نقل روايت شده است. مثلا از منابع شيعه در كتاب «الغيبه» تأليف نُعمانى (15) از سُلَيم بن قِيس از شيخ، كه از نسل يكى از حواريون عيسى است در اين باره روايتى نقل شده است و هم ‏چنين در «الاعتقادات» (16)، «كمال الدين» (17) و باز در كتاب «الغيبة طوسى»، «كفاية الاثر» و كتاب‏ هاى ديگر نيز احاديث مشابهى وجود دارد.

از منابع اهل سنت هم مى ‏توان به اين كتاب ‏ها اشاره نمود: كتاب «البيان فى اخبار صاحب الزمان» (18) تأليف گنجى شافعى، «الفصول المهمه» (19) تأليف ابن صباغ مالكى، «العرف الوردى فى اخبار المهدى» (20)، «مسند ابن حنبل» (21)، «البرهان فى علامات مهدى آخر الزمان»، «شرح سنن» ابن ماجه و... .

1) الهداية، شيخ صدوق.

2) بحارالانوار، ج 16، ص 372.

3) الفقيه، ج 1، ص 132، ح 6.

4) العلل، ج 1، ص 5.

5) الامالى، ص 518، مجلس 93.

6) كمال الدين، ج 1، ص 254، ح 4.

7) عالم ذر به عالمى گفته مى ‏شود كه آدمى هنوز به دنيا نيامده و در صلب نژاد آباء و اجدادى خود است و ذر يعنى ذره كه وجود آدمى ذره‏ اى بوده، كه شايد مقصود همان ژن ‏ها باشد كه در تيره هر كس نقل و انتقال مى‏ يابد. بالاخره اين يك استعاره است و منظور آن است كه نطفه ‏هاى مادى (جسمى) و معنوى (روحى) هنوز منعقد نشده كه خداوند اقرار فطرى مى‏ گيرد: «الست بربكم؟ قالوا بلى» آيا من خداى شما نيستم؟ بشر مى‏ گويد آرى (به زبان فطرت) و بعد از به دنيا آمدن است كه كشش ‏هاى درونى و برونى او را از خدا جدا مى‏ كنند وگرنه ذات خداشناسى در وجود ما به وديعه گذارده شده است.

8) بحارالانوار، ج 16، ص 373.

9) الاعتقادات، ص 193.

10) العلل، ج 1، ص 5.

11) العيون، ج 1، ص 205، ضمن ح 22.

12) كمال ‏الدين، ج 1، ص 254، ضمن ح 4.

13) كفاية الاثر، ج 72، ص 158.

14) الهداية، شيخ صدوق، ص 39.

15) الغيبه، نعمانى، ص 75.

16) الاعتقادات، ص 95.

17) كمال الدين، ج 1، ص 351 و 280 از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم، و ص 331. از امام باقر عليه السلام، و ص 345 از امام صادق عليه السلام نقل كرده است.

18) البيان فى اخبار صاحب الزمان، ص 110 و 117 و 124.

19) الفصول المهمه، ص 293.

20) العرف الوردى فى اخبار المهدى، ص 64.

21) مسند احمد بن حنبل، ج 3، ص 345.

_____

شفقنا

نوشتن نظر