اراده ما از اراده خداست

سه شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۳۵
امتیاز این گزینه
(5 آرا)

موقعى كه به سامراء رسیدم و به منزل سرورم حضرت ابومحمّد، امام حسن عسكرى علیه السلام وارد شدم ، حضرت را دیدم كه لباسى سفید و نرم و لطیف پوشیده است ، در ذهن خود گفتم : حضرت این نوع لباس لطیف را مى پوشد؛ لیكن به ماها دستور مى دهد تا لباسى همانند فقیران و تهى دستان بپوشیم .

 

عدّه اى از اهالى كوفه براى تحقیق و بررسى پیرامون مسئله امام و حجّت خداوند متعال ، شخصى را به نام كامل - فرزند ابراهیم مدنى - به شهر سامراء فرستادند.

كامل گوید: هنگام حركت با خود گفتم : كسى نمى تواند وارد بهشت شود، مگر آن كه همانند من معرفت و لیاقت داشته باشد و به سمت سامراء حركت نمودم .

موقعى كه به سامراء رسیدم و به منزل سرورم حضرت ابومحمّد، امام حسن عسكرى علیه السلام وارد شدم ، حضرت را دیدم كه لباسى سفید و نرم و لطیف پوشیده است ، در ذهن خود گفتم : حضرت این نوع لباس لطیف را مى پوشد؛ لیكن به ماها دستور مى دهد تا لباسى همانند فقیران و تهى دستان بپوشیم .

در همین افكار بودم ، بدون آن كه مطلبى را ظاهر سازم و یا سخنى بگویم ، كه ناگهان امام علیه السلام نگاهى بر من انداخت و تبسّمى نمود؛ و پس از آن آستین خود را بالا زد و اظهار داشت : اى كامل ! نگاه كن .

هنگامى كه نگاه كردم ، متوجّه شدم كه حضرت زیر لباس هایش ، لباسى زِبر و خشن پوشیده است .

سپس فرمود: این نوع لباسى را كه در ظاهر مى بینى ، براى حفظ موقعیّت اجتماعى شماها است و آن دیگرى را كه در زیر لباس هایم مى بینى ، براى خود پوشیده ام .

كامل گوید: نسبت به افكار غلطى كه برایم پیش آمده بود، بسیار شرمنده و سرافكنده شدم و سر جاى خود نشستم .

پس از گذشت لحظه اى ، ناگهان متوجّه شدم كه نسیمى به وزیدن گرفت و با وزش باد، پرده اى كه جلوى درب خروجى آویزان كرده بودند كنار رفت ؛ و در همین بین ، چشمم بر كودكى رشید افتاد كه همانند ماه ، روشن و نورانى بود.

آن گاه كودك مرا صدا نمود: اى كامل بن ابراهیم !

من با شنیدن این سخن تعجّب كرده و بر خود لرزیدم و گفتم : بله ، بله ، اى سرورم ! چه مى فرمائى !؟

فرمود: آمده اى تا درباره حجّت خدا تحقیق كنى ! و این كه مى خواهى بدانى آیا كسانى امثال تو وارد بهشت مى شوند؟

اظهار داشتم : بلى ، قسم به خدا! به همین منظور آمده ام .

بعد از آن فرمود: و نیز آمده اى تا درباره طایفه مفوّضه و عقائدشان تحقیق و بررسى نمائى ؟

سپس در ادامه فرمایش خود افزود: اى كامل ! آن ها دروغ مى گویند، قلب هاى ما اهل بیت - عصمت و طهارت - جایگاه اراده و مشیّت الهى است و ما چیزى بدون اراده و بدون مشیّت خداوند متعال نمى دانیم ، پس ‍ چنانچه او اراده نماید، ما نیز اراده مى كنیم .

پس از آن پرده به حالت اوّل خود بازگشت و دیگر آن مولود عزیز - مهدى موعود علیه السلام را ندیدم .

بعد از این جریان ، حضرت ابومحمّد، امام عسكرى علیه السلام نیز تبسّمى نمود و اظهار داشت : اى كامل ! دیگر منتظر چه هستى ؟

آیا درباره حجّت خداوند به نتیجه نرسیدى ؟!

آن كودكى را كه مشاهده نمودى ، مهدى و حجّت خدا بعد از من مى باشد و آنچه را كه تو در فكر و ذهن خود گذرانده بودى ، برایت بازگو كرد؛ و نیز پاسخ مطالب تو را داد.

پس از جاى خود برخاستم و با خوشحالى و سرور از این كه توانستم به مقصود خود دست یابم از محضر مقدّس و مبارك حضرت خداحافظى كرده و بیرون آمدم .

تبیان

منبع: الغیبة شیخ طوسى، ص 246 ح 216؛ هدایة الكبرى حضینى، ص 359؛ كشف الغمّة، ج 2، ص 499؛ مدینة المعاجز، ج 7، ص 585، ح 2576. (نقل از کتاب «چهل داستان و چهل حدیث از امام حسن عسکری علیه السلام»، عبدالله صالحی)

سایر مطالب این مجموعه: برگی تازه »

1 نظر

  • لینک نظر احمد حسینی سه شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۲۷ نوشته شده توسط احمد حسینی

    اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

    خودم وپدر ومادرم به فدای این پدر وفرزند

نوشتن نظر

اطمینان حاصل کنید که تمام اطلاعات
کادرهای ستاره دار را وارد کرده اید.

چندرسانه ای

آگهی

نشر موعود

آگهی

موعود نوجوان

آگهی

موعود

آگهی