مادر و تربيت دينی فرزند

مادر و تربيت دينی فرزند

چهارشنبه ۰۱ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۱۰
امتیاز این گزینه
(1 رای)

با تلقين نمودن خوبيها به كودكان و ترك سرزنش زياد و بي مورد، مي توان معيارهاي اخلاقي و ارزشهاي الهي ـ انساني را در آنان تحقق بخشيد؛ زيرا كودكان زود به مرز «باور» و «اعتقاد» مي رسند و با تلقين به خوبيها، بسيار آسان مي توان ارزشهاي اخلاقي را در كودك، نهادينه كرد...

 



مفهوم تربيت
«تربيت» در لغت به معناي «ايجاد چيزي به صورت تدريجي تا اينكه به انتها برسد» آمده است.1 اين واژه در اصطلاح عبارت است از: مجموعة اعمال يا تأثيرات عمدي و هدفدار يك انسان (مربي) به منظور اثرگذاري برشناختها، اعتقادات، احساسات، عواطف و رفتارهاي انسان يا انسانهاي ديگر (متربّي يا متربّيان) بر اساس برنامه اي سنجيده.2
تربيت، امري نيست كه يكباره صورت گيرد؛ بلكه فرايندي است كه بايد به تدريج و طي زمان با رعايت اصول آن انجام شود.


نقش مادر در تربيت ديني
مادر، در سالهاي اوليه زندگي فرزند، بيش ترين وقت او را در اختيار و تعامل بيش تري با وي دارد؛ همچنين رابطة مادر با كودك، رابطة رهبر با رهرو است؛ از اين رو مادر بايد بيش از هر كس ديگر مراقب رفتار و گفتار خويش باشد. بنابراين مي توان نقش مادر را در تربيت ديني فرزند، در سه حيطة پيش از ازدواج، پيش از تولد فرزند و بعد از تولد، بررسي كرد.
مرحلة پيش از ازدواج، همان انتخاب صحيح همسر بر اساس معيارهاي ديني است و پيش از تولد شامل وظايفي همچون توجه مادر به بهداشت جسماني و رواني خود و جنين و مراقبتهاي معنوي و عبادي مادر در دوران بارداري مي شود كه به دليل محدوديت اين نوشتار، امكان بررسي مفصل اين دو مرحله وجود ندارد. خوانندگان محترم براي آگاهي بيش تر مي توانند به كتب مربوطه مراجعه كنند.3


الف) مسئوليت مادر در دوران شيردهي
مادر در دوران شيردهي، مانند دوران بارداري موظف است به حالات، گفتار و رفتار و همچنین تغذيه خود و كودك توجه خاصي مبذول كند و از تأثير آن بر كودك، آگاهي کامل داشته باشد؛ زيرا به فرمودة حضرت علي(ع): «فَإِنَّ الرَّضَاعَ يُغَيِّرُ الطِّبَاع ؛4 به راستي كه شير دادن، طبيعت را تغيير مي دهد.» به اين معنا كه چه بسا پاكي، ايمان، صداقت و طهارت روحي و معنوي مادر پاك، از طريق شير به فرزند منتقل مي شود و سبب مي شود او، انسان وارسته و شايسته اي پرورش يابد. همچنين آلودگي و رذالت مادر به فرزند منتقل مي شود و او را به سوي بديها و رذالتها سوق مي دهد. شايد به همين دليل، ارادة خداي متعال بر آن تعلق گرفت كه حضرت موسي(ع) از بين چهار صد دايه، هيچ كس را جز مادر خود قبول نكند و پيامبر اكرم(ص) هم از بين چهارصد زن شيرده، اين افتخار را تا هميشة تاريخ، نصيب «حليمه سعديه» كرد.
افزون بر توجه به بعد معنوي تأثيرگذاري شير بر كودك، شير مادر به لحاظ آثار جسمي بر فرزند نيز قابل توجه است؛ همان گونه كه حضرت اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «مَا مِنْ لَبَنٍ يُرْضَعُ بِهِ الصَّبِيُّ أَعْظَمَ بَرَكَةً عَلَيْهِ مِنْ لَبَنِ أُمِّهِ؛5 هيچ شيري براي كودك [كه با آن تغذيه شود] با بركت تر از شير مادرش نيست»؛ زيرا امروزه ثابت شده است كه شير مادر حاوي پروتئينها، انواع ويتامينها، چربي و املاح معدني، مانند كلسيم، منيزيوم، فسفر، آهن، مس، روي، سديم، پتاسيم و.... است. شير مادر، تمام مواد مورد نياز بدن نوزاد را تأمين مي كند. علاوه بر تغذيه جسمي، شيردهي مادر، سبب تغذيه عاطفي و رواني كودك نيز مي شود و مطلوب ترين ارتباط عاطفي، بين مادر و شيرخوار است.6
گاه به دلايلي مادر نمي تواند به فرزندش شير دهد. در اين صورت، مادر به شير خشك يا دايه پناه مي برد. اگر خواست دايه اي براي شير دادن فرزندش برگزيند سعي كند از زنان پاكدامن، با ايمان استفاده كند. همچنين اسلام تأكيد دارد كه هنگام شير دادن به نوزاد، مادر با آرامش و به دور از اضطراب و استرس و در شرايط مناسب قرار گيرد. بنابراين بهتر است كه مادر هنگام شير دادن، موارد ذيل را رعايت كند:
1. رو به قبله بودن؛
2. در مكان غصبي نبودن؛
3. داشتن طهارت و وضو؛
4. اشتغال به ذكر، تلاوت قرآن و دعا و دوري از سخن چيني و غيبت.


ب) مسئوليت مادر در سنين مختلف
پايان شيردهي به معناي پايان وظايف مادر نيست؛ بلكه مادر موظف است علاوه بر مراقبتهاي دوران بارداري و شيردهي، در جهت تربيت ديني فرزند، به نكات تربيت اسلامي نيز توجه كند. اين اصول كه تحت عنوان مراقبتهاي عمومي مادر در امر تربيت قلمداد مي شوند از ابتداي تولد فرزند، شروع و برخي از آنها تا سنين جواني و بعد از آن نيز ادامه مي يابد. اين اصول عبارت اند از:


1. توجه به اهميت دوران آقايي فرزند
دوران هفت سال اول زندگي، اساس شكل گيري شخصيت انسان است؛ اين دوران، مهم ترين مرحلة زندگي يك انسان و به تعبير پيامبر اكرم(ص) دوران «سيادت و آقايي» به شمار مي رود كه فرمود: «الْوَلَدُ سَيِّدٌ سَبْعَ سِنِينَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنِينَ وَ وَزِيرٌ سَبْعَ سِنِين؛7 فرزند، هفت سال آقا، هفت سال بنده و هفت سال، وزير است.» بنابراين اين دوران، تنها مقدمة رشد و زندگي انسان نيست؛ بلكه دوران بي مانند و حساس و پراهميتِ زندگيِ يك انسان است و پيش بيني اينكه طفل امروز در آينده به چه انساني تبديل خواهد شد تا حدود زيادي با اين مسئله در ارتباط است كه در سنين خردسالي در دامان چه كسي پرورش يافته، از چه مادري شير خورده، از چه مالي تغذيه كرده، در چه محيطي زندگي كرده و با چه كساني معاشرت داشته است و نيز اطرافيان وي چه تأثيري در روح، فكر و قلب او بر جاي گذاشته اند.
اگر كودك در دوران طفوليت در خانواده اي پاك و در آغوش مادري با ايمان و پرمحبت و سرشار از عشق و ايمان به خدا پرورش يافته و با روشها و اصول تربيتي اسلام رشد يافته باشد، قدرت انديشة وي براي شناخت پديده هاي طبيعي عالم و در ارتباط با مبدأ آفرينش در جهت درك واقعيتهاي زندگي به صورتي خلاق پرورش مي يابد؛ در حالي كه اگر در اين دوران پربار و حساس تربيتي، از چنين موقعيتهايي محروم باشد جبران آن در سنين بالاتر، مشكل و در بعضي از مواقع، غير ممكن است.8 بر همين اساس است كه حضرت امير المؤمنين علي(ع) به فرزندش امام حسن(ع) مي فرمايد:
«... فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ وَ يَشْتَغِلَ لُبُّكَ؛9 پس به ادب نمودن تو پرداختم پيش از آنكه قلبت سخت و عقل و خردت گرفتار شود.»


2. محبت به فرزند

در آموزه هاي ديني بارها توصيه شده است كه به فرزندان خود محبت داشته باشيد؛ برای مثال پيامبر اكرم(ص) فرمود است: «أَحِبُّوا الصِّبْيَانَ وَ ارْحَمُوهُمْ؛10 فرزندانتان را دوست بداريد و به آنان مهر بورزيد.» همچنين امام صادق(ع) در توصيه اي ديگر مي فرمايد: «أَكْثِرُوا مِنْ قُبْلَةِ أَوْلَادِكُمْ فَإِنَّ لَكُمْ بِكُلِّ قُبْلَةٍ دَرَجَةً فِي الْجَنَّةِ مَسِيرَةَ خَمْسِمِائَةِ عَام ؛11 فرزندان خود را زياد ببوسيد، زيرا در هر بوسه براي شما درجه اي در بهشت است كه فاصله آن پانصد سال است.»
كودك در سالهاي ابتدايي زندگي خود به محبت والدين و اطرافيان به ويژه مادر، نياز شديد دارد. به گفته متخصصان تربيت، محبت مادر بايد دو ويژگي داشته باشد: نخست آنكه بدون شرط باشد؛ يعني به خاطر زيبايي، رشد، شيرين زباني و... نباشد و دوم آنكه سرشار باشد؛ آن چنان كه كل وجود كودك را در خود غرق كند. بر اساس بررسيهاي انجام شده، يكي از عواملي كه هنگام بيماري در درمان طفل، بسيار مؤثر است، مهر و محبت مادري است. نوازشهاي مادرانه به كودك، دل و جرأت مي دهد و به او امنيت خاطر مي بخشد. روحيه او را در برخورد با مشكلات و مصائب و از جمله بيماريها قوي مي سازد و يكي از عوامل سرعت بهبود بيماري كودك است. همچنين مهرورز يا خشن بودن كودك در آينده، به محبت امروز مادر بستگي دارد.12


3. بازي كردن با فرزند در سنين كودكي
بازي بيش از هر چيز مي تواند به رشد همه جانبة كودك كمك كند. همبازي شدن با كودك، يكي از راههاي شخصيت دادن به اوست. كودك در بازي، رعايت حق ديگران، نظم و انظباط، خوب سخن گفتن، خوب گوش كردن، خوب نگاه كردن، يافتن راه حل مشكلات و چگونگي كنترل احساسات را فرا مي گيرد و از اين طريق به بيان احساسات يا ترسها و نگرانيهاي خود مي پردازد.13
مادر مي تواند از طريق بازي كردن با كودك و طراحي بازيهاي آموزنده، جالب و هيجان انگيز، مفاهيم ديني مانند خداشناسي، امام شناسي، و مفاهيم اخلاقي مانند گذشت و ايثار را به كودك بياموزد. به دليل همين تأثير مهم تربيتي در بازيها است كه پيامبر اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) به آن توجه كرده اند. پيامبر(ص) توصيه مي كند: «مَنْ كَانَ عِنْدَهُ صَبِيٌّ فَلْيَتَصَابَ لَهُ؛14 هر كس كودكي دارد بايد با او كودكانه رفتار كند.» به نظر مي رسد كه بازي با كودك، يكي از مصاديق رفتار كودكانه است. در سيره عملي رسول اكرم(ص) و حضرت زهرا(س) نيز به مواردي برمي خوريم كه آن بزرگواران با وجود گرفتاريهاي ديگر، از اين نكته غافل نبوده اند؛ به گونه اي كه ابن ابي نجيح مي گويد: «كَانَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ يَرْكَبَانِ ظَهْرَ النَّبِيِّ ص وَ يَقُولَانِ حَلْ حَلْ وَ يَقُولُ نِعْمَ الْجَمَلُ جَمَلُكُمَا؛15 امام حسن و امام حسين(ع) بر پشت پيامبر سوار مي شدند و حل حل مي گفتند و پيامبر(ص) مي فرمود: نيكو شتري است، شتر شما.» همچنين حضرت زهرا(س) با آنها بازي مي كرد و برايشان شعر مي خواند.


4. تلقين خوبيها به فرزند
با تلقين نمودن خوبيها به كودكان و ترك سرزنش زياد و بي مورد، مي توان معيارهاي اخلاقي و ارزشهاي الهي ـ انساني را در آنان تحقق بخشيد؛ زيرا كودكان زود به مرز «باور» و «اعتقاد» مي رسند و با تلقين به خوبيها، بسيار آسان مي توان ارزشهاي اخلاقي را در كودك، نهادينه كرد و باورهاي كودك را جهت داد و او را به سمت سعادت و سلامت سوق داد.16
بر همين اساس در سيره تربيتي حضرت علي(ع) ملاحظه مي كنيم وقتي امام حسن و امام حسين(ع) خدمت پدر مي رسند تا نزد پدر مسابقة كشتي بدهند، حضرت به آنها فرمود: فرزندان عزيزم شما بايد رهبران جامعة اسلامي باشيد، برويد در [خط نويسي] مسابقه بدهيد نه در كشتي گيري. اين هدايت حضرت علي(ع)، تلقين شخصيت و علم طلبي است.


5. پرورش فطرت خداپرستي
بر اساس آيه شريفه: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»؛17 هر انساني با فطرت خداپرستي متولد مي شود و خداوند صفت خداپرستي را با سرشتش در مي آميزد و بنا به فرمودة حضرت رسول اكرم(ص) «كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ يَعْنِي الْمَعْرِفَةَ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل ؛18 هر نوزادي بر فطرت خداپرستي متولد مي شود؛ يعني معرفت به اينكه خداي عزّوجلّ را پروردگار خود مي داند.» پرورش اين فطرت پاك بر عهدة والدين است.
بر همين اساس در احاديث به پدر و مادر توصيه هايي شده است؛ براي مثال امام صادق(ع) مي فرمايد: «إِذَا بَلَغَ الْغُلَامُ ثَلَاثَ سِنِينَ يُقَالُ لَهُ قُلْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ ثُمَّ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ ثَلَاثُ سِنِينَ وَ سَبْعَةُ أَشْهُرٍ وَ عِشْرُونَ يَوْماً فَيُقَالَ لَهُ قُلْ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ أَرْبَعُ سِنِينَ ثُمَّ يُقَالَ لَهُ قُلْ سَبْعَ مَرَّاتٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ثُمَّ يُتْرَكُ؛19 وقتي فرزند به سن 3 سالگي رسيد به او گفته شود هفت مرتبه بگو: «لا إله الّا الله» سپس رها شود تا اينكه 3 سال و هفت ماه و بيست روز از او بگذرد آن گاه به او بگويد هفت مرتبه بگو: «محمد رسول الله»، آن گاه رها شود، تا اينكه به چهار سالگي در آيد آن گاه به او گفته شود هفت مرتبه بگو: «صلي الله علي محمد و آل محمد»، باز هم رها شود... .»
به طور قطع مي توان گفت مادر در اين زمينه، مسئوليت سنگين تري به عهده داشته و نقش مهم تري ايفا مي كند؛ زيرا فرزندان به ويژه در سالها اوليه، غالباً رابطه عاطفي قوي تري با مادر دارند؛ از اين رو از مادر حرف شنوي و اطاعت پذيري بيش تري دارند و سخنان و آموزشهاي مادر را به خوبي مي پذيرند.


6. استفاده از فضاهاي معنوي
يكي از شيوه هاي پرورش حسّ ديني و مذهبي در فرزند، استفاده صحيح و به موقع از فضايي است كه كودك، آمادگي زيادي براي دريافت تعاليم ديني و معرفتي دارد؛ مثلاً مي توان براي شناساندن خدا و ايجاد محبت او در دل كودك، با بياني ساده و در عين حال جذاب و شيرين، از راه شناساندن پديده هاي جهان به كودك و زيباييهايي كه در عالم خلقت وجود دارد، خدا را به او معرفي كرد. آن گاه كه كودك در مواجهه با پرنده اي زيبا و يا گلي رنگارنگ و خوشبو، تمام وجودش غرق شادابي و سرور مي شود و شاديهاي كودكانه اش فضا را پر مي كند، مادر مي تواند از اين لحظات ناب براي معرفي خداي تعالي استفاده كند! خدايي كه منبع تمام زيباييها، نيكيها، قدرتها، رحمتها، محبتها و ساير صفات كمال است. اين اقدام مادر مي تواند بيش ترين موفقيت را براي تقويت توحيد و خداپرستي در وجود كودك به دست آورد.
برخي متخصصان علوم تربيتي معتقدند: «مادر تا قبل از هفت سالگي، دائم از مهر، محبت و لطف خدا براي كودك بگويد؛ از اين رو نبايد كودك را از كودكي از خدا ترساند؛ بلكه همواره بايد از مهر لطف خدا و آفرينش نعمتهايي مانند آسمان، زمين، خورشيد، ماه، ميوه ها، سبزيها، زيباييها، پدر و مادر مهربان و ....، براي او گفت. از حدود هفت سالگي كم كم بايد خوف خدا را هم در دل او انداخت و ضرورت مجازات براي گناه را گوشزد كرد. به او بگوييم كه خداوند براي خوبان مهر و عطا دارد و براي بدان، كيفر و عقوبت.»20
همچنين براي آشنايي كودك با مسئله امامت و ولايت و ايجاد محبت اهل بيت(ع) در دل او و نيز آشنا كردن او با زندگي آن بزرگواران، ايام ولادت يا شهادت آنها، بهترين زمان است؛ زيرا در اين ايام با توجه به فراهم بودن فضاي مناسب، كودك بيش از هر زمان ديگر، آمادگي پذيرش اين معارف و توجه بيش تر به ائمه(ع) و ايجاد علاقه و ارتباط با آن پاكان را دارد. شركت دادن كودك در مجالسي كه براي بزرگداشت مقام اهل بيت(ع) برپا شده كه بارزترين جلوه آن در ايام محرم هر سال تجلي مي نمايد نيز مي تواند روح او را از احساس و عواطف به آنان لبريز كند. همچنين هديه دادن به فرزند به مناسبت اعياد مذهبي باعث مي شود در ذهن و روح كودك، شادي هديه گرفتن با شادي تولد معصومين(ع) قرين شود و بدين گونه تصوير زيبا و خاطره خوشايندي از ولادت آن بزرگواران در وجود او بر جاي گذارد و محبت او را به آنان افزايش دهد و بدين گونه بذر محبت و ولايت پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) را در وجود او قرار دهد.


7. آموزش وظايف ديني و احكام شرعي
دين اسلام، يكي از وظايف والدين را آموزش احكام دين و حلال و حرام به فرزندان مي داند. بر همين اساس امام صادق(ع) مي فرمايد: «الْغُلَامُ يَلْعَبُ سَبْعَ سِنِينَ وَ يَتَعَلَّمُ الْكِتَابَ سَبْعَ سِنِينَ وَ يَتَعَلَّمُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ سَبْعَ سِنِينَ؛21 فرزند [بايد] هفت سال بازي كند و هفت سال سواد ياد بگيرد و هفت سال، حلال و حرام را بياموزد.»
امام صادق(ع) مي فرمايد: «... حَتَّى يَتِمَّ لَهُ خَمْسُ سِنِينَ ثُمَّ يُقَالَ لَهُ أَيُّهُمَا يَمِينُكَ وَ أَيُّهُمَا شِمَالُكَ فَإِذَا عَرَفَ ذَلِكَ حُوِّلَ وَجْهُهُ إِلَى الْقِبْلَةِ وَ يُقَالُ لَهُ اسْجُدْ ثُمَّ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ سَبْعُ سِنِينَ فَإِذَا تَمَّ لَهُ سَبْعُ سِنِينَ قِيلَ لَهُ اغْسِلْ وَجْهَكَ وَ كَفَّيْكَ فَإِذَا غَسَلَهُمَا قِيلَ لَهُ صَلِّ ثُمَّ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ تِسْعُ سِنِينَ فَإِذَا تَمَّتْ لَهُ عُلِّمَ الْوُضُوءَ وَ ضُرِبَ عَلَيْهِ وَ أُمِرَ بِالصَّلَاةِ وَ ضُرِبَ عَلَيْهَا فَإِذَا تَعَلَّمَ الْوُضُوءَ وَ الصَّلَاةَ غَفَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ وَ لِوَالِدَيْهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ؛22 ... (وقتي كودك 5 ساله شد) به او گفته شود دست راست و چپش كدام است، وقتي اين را دانست، صورت او را رو به قبله بگردان و به او بگو كه سجده كند سپس رها شود تا اينكه به هفت سال برسد وقتي هفت سال تمام شد به او گفته شود كه صورت و دو كف را بشوي، وقتي شست به او بگو نماز بخوان بعد او را به حال خود بگذار تا اينكه 9 سال او تمام شود، وقتي 9 سال تمام شد، وضو يادش بده و او را به نماز وادار. وقتي وضو و نماز را ياد گرفت، ان شاء الله پدر و مادرش آمرزيده اند.»
نكته قابل توجه اين است كه گاه لازم است براي آموزش احكام ديني و وظايف شرعي، از ابزارها و شيوه هاي مختلف هنري استفاده نمود؛ مثلاً در قالب شعر، داستان و حتي نقاشي و يا بازيهاي آموزشي به كودك آموزش داده شود. از آنجا كه اين روشها براي كودك، جذاب و هيجان انگيز است، باعث علاقه مندي بيش تر او به اين نوع آموزشها مي شود.


8. توجه به حفظ مرزها در خانواده
يكي از مسائل مهم در دين اسلام كه مورد توجه ويژه قرار گرفته، حفظ مرزهاي اخلاقي در خانواده و روابط زن و شوهر با يكديگر و با ساير اعضاي خانواده است. با جستجو در احاديث، اين موضوع به دست مي آيد كه رعايت مرزهاي اخلاقي در خانواده، در دو جهت بايد مورد توجه قرار گيرد:
الف) حفظ مرزها در رابطه زن و شوهر؛
ب) حفظ مرزها در جداسازي بستر خواب فرزندان.
تعاليم اسلام درباره رعايت مرزها در رابطه زن و شوهر، وجود حدود و مرزهايي را بين همسران و ساير اعضاي خانواده ضروري مي داند. زن و شوهر بايد در خانه، اتاقي جداگانه داشته باشند و اعضاي ديگر خانواده در ساعات معيني از شبانه روز بدون اجازه، وارد اين حريم نشوند كه قرآن كريم نيز در آيه اي بدان اشاره فرموده است.23
از سوي ديگر، آموزه هاي اسلامي بارها به زن و شوهر توصيه نموده از برقراري رابطه جنسي در جايي كه فرزند، حضور دارد به شدت بپرهيزند؛ حتي اگر طفل در گهواره، شاهد آميزش پدر و مادر باشد و يا حتي صداي نفسشان را بشنود، به فرموده روايات، رستگار نخواهد شد.24
همچنين بنا به تأكيد روايات، بايد بين فرزندان، به ويژه فرزندان دختر و پسر، حدود و مرزهايي برقرار شود. لازم است محيط خواب و استراحت والدين و فرزندان، به ويژه دختر و پسر و نيز بين برادران از هم جدا باشد. اين توصيه در سخنان پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) مشهود است؛ از اين رو در سخني از پيامبر اكرم(ص) آمده كه فرمود: «الصَّبِيُّ وَ الصَّبِيُّ وَ الصَّبِيُّ وَ الصَّبِيَّةُ وَ الصَّبِيَّةُ وَ الصَّبِيَّةُ يُفَرَّقُ بَيْنَهُمْ فِي الْمَضَاجِعِ لِعَشْرِ سِنِينَ؛25 بستر خواب پسر بچه با پسر بچه و پسر بچه با دختر بچه و دختر بچه با دختر بچه، در سن ده سالگي بايد از هم جدا شوند.»
رعايت حريمها در خانواده به اندازه اي اهميت دارد كه رسول خدا(ص) فرمود: «إِذَا بَلَغَتِ الْجَارِيَةُ سِتَّ سِنِينَ فَلَا يُقَبِّلُهَا الْغُلَامُ وَ الْغُلَامُ لَا يُقَبِّلُ الْمَرْأَةَ إِذَا جَازَ سَبْعَ سِنِين ؛26 پسر بچه نبايد دختر بچه شش ساله را ببوسد و همچنين زنها بايد از بوسيدن پسر بچه اي كه سنش از هفت سال تجاوز كرده است، خودداري كنند.»
بي ترديد اين گونه توصيه ها كه به صراحت در روايات وارد شده است به دليل تأثيرگذاري بسيار آن بر سلامت جسمي و رواني اعضاي خانواده و حفظ خانواده و به تبع آن حفظ جامعه از انحرافات اخلاقي و اجتماعي است. معمولاً مادر به اقتضاي طبيعتش، به جزئيات، توجه بيش تري مي نمايد و به مسائل فرزندان، حساسيت بيش تري نشان مي دهد و از سويي بيش تر با فرزندان در ارتباط است؛ از اين رو در توجه به حفظ حدود و مرزها در خانواده نيز مسئوليت بيش تري متوجه اوست و علاوه بر اينكه بايد به حفظ حريمها در خانواده، دقت بالاتري داشته باشد؛ حتي لازم است حفظ حريمها در خانواده و حتي در خارج از خانواده و در مواجهه با نامحرم، به فرزند آموزش داده شود. بي ترديد رعايت مرزها در خانواده و اطلاع يافتن فرزند از وجود اين مرزها در تربيت ديني او و حفظ وي از انحرافات اخلاقي و گرفتار شدن در دامان آلودگيهاي جنسي، كمك شاياني مي كند و پاكدامني او را تضمين خواهد كرد.

پی نوشت:

1) المفردات في غريب القرآن، راغب اصفهاني، مرتضويه، تهران، بي‌تا، ص‏336.
2) تربيت ديني، محمد داوودي، زير نظر عليرضا اعرافي، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، 1380 ش، ج‏2، ص‏22.
3) ر.ك: كافي، محمد بن يعقوب كليني، دار الكتب الاسلاميه، 1365 ش، ج‏5، ص‏563؛ بحار الانوار، علامه مجلسي، مؤسسة الوفاء، بيروت، 1404 ق، ج‏5، ص‏9.
4) وسائل الشيعه، محمد بن حسن حر عاملي، آل البيت، قم، 1409 ق، ج‏21، ص‏468.
5) كافي، ج‏6، ص‏40.
6) تغذيه دوران حاملگي، مينو فروزاني ، سهامي چهر، بی‏جا، 1371 ش، ص‏124 ـ 131.
7) وسائل الشيعه، ج‏21، ص‏476.
8) والدين و مربيان مسئول، رضا فرهاديان، دفتر تبليغات اسلامی، قم، 1377 ش، ص‏39 ـ 40.
9) نهج البلاغه، سید رضی، نشر هجرت، قم، نامه 31.
10) كافي، ج‏6، ص‏49.
11) وسائل الشيعه، ج‏21، ص‏485.
12) نقش مادر در تربيت، علي قائمي، اميري، بي‌جا، 1368 ش، ص‏80 ـ 81.
13) آنچه والدين و مربيان بايد بدانند، رضا فرهاديان، نشر رئوف، قم، 1370 ش، ص‏44 ـ 47.
14) من لا يحضره الفقيه، محمد بن علي بابويه قمي، جامعه مدرسين، قم، 1413 ق، ج‏3، ص‏483.
15) بحار الانوار، ج‏43، ص‏285.
16) مسئوليت تربيت، محمد دشتي، انتشارات مدرسه امام علي(ع)، قم، 1367 ش، ص‏150.
17) روم / 30.
18) كافي، ج‏2، ص‏13.
19) من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص‏281.
20) ر.ك: نقش مادر در تربيت ديني، ص‏108 ـ 156.
21) كافي، ج‏6، ص‏47.
22) من لا يحضره الفقيه، ج‏1، ص‏281.
23) اي كساني كه ايمان آورده‌ايد بايد بزرگان شما و همچنين كودكانتان كه به حدّ بلوغ نرسيده‌اند (براي ورود به اتاق شما) در سه وقت از شما اجازه بگيرند؛ پيش از نماز فجر و در نيمروز هنگامي كه لباسهاي (معمولي) خود را بيرون مي‌آوريد و بعد زا نماز عشاء‌ و اين سه وقت خصوصي شماست؛ امّا بعد از اين سه وقت، گناهي بر شما و آنها نیست (كه بدون اجازه وارد شوند). اين‌گونه خداوند آيات را بر شما تبيين مي‌كند و خداوند، عالم و حكيم است و هنگامي كه كودكان شما به سن بلوغ رسند بايد اجازه بگيرند؛ همان‌گونه كه اشخاصي پيش از آنها بودند و اجازه مي‌گرفتند. اين چنين خداوند آياتش را بر شما تبيين مي‌كند و خداوند، عالم و حكيم است. (نور / 58).»
24) رسول خدا(ص) فرمودند: « وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ أَنَّ رَجُلًا غَشِيَ امْرَأَتَهُ وَ فِي الْبَيْتِ صَبِيٌّ مُسْتَيْقِظٌ يَرَاهُمَا وَ يَسْمَعُ كَلَامَهُمَا وَ نَفَسَهُمَا مَا أَفْلَحَ أَبَداً إِذَا كَانَ غُلَاماً كَانَ زَانِياً أَوْ جَارِيَةً كَانَتْ زَانِيَة؛ سوگند به كسي كه جانم در دست اوست، اگر كسي با همسرش درآميزد و در اتاق، كودكي بيدار باشد كه آنان را ببيند و سخن‌گفتن و صداي نفس آنان را بشنود، هرگز رستگار نمي‌شود. اگر پسر باشد،‌ مردي زناكار و اگر دختر باشد، زني زناكار مي‌شود. (كافي، ج‏5، ص‏500).
25) من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص‏436.
26) همان، ص‏437.

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره162.

نوشتن نظر