امام، قرآن ناطق‏
موقعیت شما: صفحه یک»سخن سردبیر»امام، قرآن ناطق‏

امام، قرآن ناطق‏

شنبه ۰۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۴:۲۱
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

اسماعيل شفيعى‏ سروستانى‏
سلمة بن مُحرِز مى‏ گويد: شنيدم امام باقر (ع) مى‏ فرمودند:
«از جمله علومى‏ كه به ما داده شده، علم تفسير و احكام قرآن و علم تغيير زمان و حوادث آن است (مسائل روز و مقتضيات زمان). هرگاه خدا نسبت به مردمى‏ خيرى‏ خواهد، به آنها بشنواند و اگر به كسى‏ كه حاضر به شنيدن نيست، بشنواند، پشت مى‏ كند و رو مى‏ گرداند. مثل اينكه نشنيده است.»


زائر آل‏ محمّد (ص) در وقت قرائت زيارت پر معنى‏ و پر فيض «آل ‏ياسين»، خطاب به امام و حجّت حى‏ خداوند مى‏ گويد:

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يا تَالِىَ كِتَابِ اللهِ وَ تَرْجُمَانَه؛ 1
سلام بر تو اى‏ دنبال‏ كننده و ترجمان و مفسّر كتاب خدا!»

آن روز كه آيه مباركه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» 2 نازل شد، هر كه جان و دلش به قرآن بود، دريافت آنكه اطاعتش، تالى‏ تلوّ خداوند متعال و به اذن ‏الله در عرض طاعت اوست، كلامش نيز تالى‏ تلوّ كلام الله و سيره و سنّتش نيز تالى‏ و دنباله‏ روى‏ بى‏ كم و كاست سنّت ممدوح خداوند متعال است. گويى‏ هر دو، يعنى‏ كتاب‏ الله و آل‏ الله مصداق و ما به ازاى‏ خارجى‏ يك حقيقت واحدند كه بر عرصه هستى‏ مجال حضور و ظهور يافته‏ اند. شايد از همين‏ رو بود كه رسول مكرّم اسلام (ص) در آخرين روزهاى‏ زندگى‏ پربركتشان، درباره دو ميراث گران بهاى‏ خود فرمودند:

«إِنِّى‏ تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِى‏ أَهْلَ بَيْتِى‏ - وَ إِنَّهُمَا لَنْ يفْتَرِقَا حَتَّى‏ يرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ؛ 3
همانا من شما را ترك مى‏ كنم و در ميان شما، دو امانت نفيس مى‏ گذارم كه اگر بدان‏ها تمسّك جوييد، هرگز گمراه نمى‏ شويد: كتاب خدا و اهل بيتم را. اين دو هيچگاه از هم جدا نمى‏ شوند تا آنكه سر حوض بر من وارد شوند ....»

رسول الله (ص) اين ثقل را قرين و عديل هم معرفى‏ و جداناپذيرى‏ آن دو را الى‏ الأبد و هميشگى‏ اعلام فرمود.
پر واضح است كه به همان سان كه قرآن نازل شده، معصوم و از هرگونه خطا و لغزش است، ضرورتاً عديل و قرين آن نيز معصوم است. از اين عبارت آسمانى‏ ، چند برداشت مى‏ توان داشت:

1. كسى‏ قرآن را نمى‏ داند، جز اهل بيت (ع)

امام باقر (ع) فرمودند:
«جز دروغگو هيچ‏كس از مردم ادّعا نكند كه تمام قرآن را چنان‏كه نازل شده، جمع كرده است و كسى‏ جز على‏ بن‏ابى‏ طالب (ع) و امامان پس از وى‏ ، آن را چنان‏كه خداى‏ تعالى‏ فرستاده، جمع و نگهدارى‏ نكرده‏ اند.» 4

2. ظاهر و باطن قرآن نزد اهل بيت (ع)

امام باقر (ع) فرمودند:
«جز اوصياى‏ پيغمبر، كسى‏ را نرسد كه ادّعا كند ظاهر و باطن تمام‏ قرآن نزد اوست.» 5

3. علم تفسير نزد اهل بيت (ع)

سلمة بن مُحرِز مى‏ گويد: شنيدم امام باقر (ع) مى‏ فرمودند:
«از جمله علومى‏ كه به ما داده شده، علم تفسير و احكام قرآن و علم تغيير زمان و حوادث آن است (مسائل روز و مقتضيات زمان). هرگاه خدا نسبت به مردمى‏ خيرى‏ خواهد، به آنها بشنواند و اگر به كسى‏ كه حاضر به شنيدن نيست، بشنواند، پشت مى‏ كند و رو مى‏ گرداند. مثل اينكه نشنيده است.»
سپس اندكى‏ سكوت نمودند و بعد فرمودند:
«اگر راز نگهداران يا مورد اطمينانى‏ مى‏ ديديم، مى‏ گفتيم و خداست كه همه از او كمك مى‏ خواهند.» 6

4. علم كتاب در سينه اهل بيت (ع)

عبدالرّحمن بن‏ كثير مى‏ گويد: امام صادق (ع) آيه شريفه «كسى‏ كه دانشى‏ به كتاب داشت (آصف بن برخيا به قول مشهور) گفت من آن تخت را نزد تو مى‏ آورم، پيش از آنكه چشمت را به هم بزنى‏ .» 7 خواندند و آنگاه انگشتانشان را باز كردند و بر سينه‏ اشان گذاشتند و سپس فرمودند:
«به خدا همه علم كتاب نزد ماست ...» 8

5. امام، كتاب ناطق است‏

از اميرمؤمنان (ع) روايت شده است كه فرمودند:
«اين كتاب صامت خداوند است و من كتاب ناطق اويم.» 9

همه برداشت‏ هاى‏ يادشده در دريافت آخر جمع مى‏ شود.
امام، قرآن ناطق و لاجرم داناى‏ همه بطون و ظواهر آيات كلام‏ الله، مفسّر و مترجم آن و ظهور خارجى‏ همه صفات عالى‏ كمالى‏ مندرج در آيات آن است. از هم ين‏رو، ايشان را واجب الإطاعه، باب‏ الله، سبيل‏ الله، حجّت‏ الله و فصل‏ الخطاب مى‏ شناسيم. از همين‏جاست معنى‏ آيه مباركه:

«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ؛ 10
همانا ما قرآن را نازل كرديم و خود براى‏ آن نگهبانيم.»

«قرآن»، تنها صفحات كاغذى‏ منقوشى‏ نيست كه در دست تندباد حوادث پراكنده و منتشر شود. قرآن، به نحو تامّ و اتمّ، در قول و فعل مردانى‏ معصوم (به اذن‏الله) تجلّى‏ يافته و هم ايشان حافظ و نگهبان آنند؛ به اذن‏الله. از اين‏رو تا زمانى‏ كه حجّت خداوند بر زمين پا برجا باشد، قرآن نيز بى‏ كم و كاست و مصون از تحريف و دستبرد وجود خواهد داشت. اينان با قرآن و قرآن با اينان است؛ الى‏ الأبد.

اصبغ بن نباته مى‏ گويد: شنيدم از امير المؤمنين (ع) كه مى‏ فرمودند:
«قرآن در سه بخش نازل شده: يك بخش آن درباره ما و دشمنان ما است و بخش ديگر در سنّت‏ ها و امثال است و بخش سوم در واجبات و احكام است.» 11

در زيارت بلند و رفيع «جامعه كبيره» كه به حقيقت دفتر سترگ امام‏ شناسى‏ است، خطاب به اهل بيت (ع) اعلام مى‏ شود:
«السَّلَامُ عَلَى‏ الْأَئِمَّةِ الدُّعَاةِ وَ الْقَادَةِ الْهُدَاةِ وَ السَّادَةِ الْوُلَاةِ وَ الذَّادَةِ الْحُمَاةِ وَ أَهْلِ الذِّكْرِ وَ أُولِى‏ الْأَمْرِ وَ بَقِيَّةِ اللهِ وَ خِيَرَتِهِ وَ عَيْبَةِ عِلْمِهِ؛
سلام بر امامان دعوت‏ كننده [به سوى‏ حق‏] و پيشوايان هدايت‏ كننده و سروران سرپرست و مدافعان حمايت‏ كننده و اهل ذكر و صاحبان امر و فرمان و باقيمانده خدا و برگزيدگان او و ظرف‏ هاى‏ دانش او.»

مصداق تمام‏ عيار اهل ذكر، اهل بيت (ع) هستند.

خداوند متعال در آيه مباركه:
«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛ 12
و ما پيش از تو [براى‏ مردم به عنوان پيامبر و رسول‏] نفرستاديم؛ مگر مردانى‏ را كه به آنها وحى‏ مى‏ كرديم. پس اگر نمى‏ دانيد از اهل ذكر بپرسيد.»

روايت زيبايى‏ از حضرت على‏ بن موسى‏ الرّضا (ع) درباره «اهل ‏الذّكر» وارد شده است. ايشان فرمودند:
«ماييم اهل ذكر و ماييم پرسش‏ شوندگان.»
راوى‏ مى‏ گويد: عرض كردم: شما پرسش‏ شونده و ما پرسش‏ كننده‏ايم؟
امام فرمودند: «آرى‏ .» 13

در روايت ديگرى‏ از امام صادق (ع) در تفسير «آيه 43 سوره نحل» آمده است:
«ذكر قرآن است و اهل بيت پيامبر (ص) اهل ذكرند و از آنها بايد سؤال كرد.» 14
در بيست و يك روايت از طريق شيعه و بيست و سه حديث از طريق عامّه رسيده است كه مراد از اهل ذكر، اهل بيت (ع) هستند 15 ومرحوم علّامه مجلسى‏ شصت و چهار روايت در اين
زمينه نقل كرده است. 16

پى‏ نوشت‏ها:
__________________________________________________
(1). طبرسى‏ ، احمد بن على‏ ، «الإحتجاج على‏ أهل اللّجاج»، ج 2، ص 493.
(2). سوره نساء، آيه 59.
(3). شيخ حرّ عاملى‏ ، محمّد بن حسن، «وسائل الشّيعه»، قم، مؤسّسه آل البيت (ع)، چاپ اوّل، ج 27، ص 34.
(4). كلينى‏ ، محمّد بن يعقوب، «الكافى‏ »، ج 1، ص 228.
(5). همان‏
(6). كلينى‏ ، محمّد بن يعقوب، همان، ج 1، ص 229.
(7). سوره نمل، آيه 40.
(8). كلينى‏ ، محمّد بن يعقوب، «الكافى‏ »، ج 1، ص 229.
(9). حرّعاملى‏ ، محمّد بن حسن، «وسائل الشّيعه»، ج 27، ص 34.
(10). سوره حجر، آيه 9.
(11). كلينى‏ ، محمّد بن يعقوب، «الكافى‏ »، ج 2، ص 627.
(12). سوره نحل، آيه 43 و سوره انبياء، آيه 7.
(13). كلينى‏ ، محمّد بن يعقوب، «الكافى‏ »، ج 1، ص 210.
(14). كلينى‏ ، محمّد بن يعقوب، «الكافى‏ »، ج 1، ص 211.
(15). بحرانى‏ ، هاشم بن سليمان، «غاية المرام»، بيروت، مؤسّسة التاريخ العربى‏ ، ج 4، ص 144؛ به نقل از دانشنامه حوزوى‏ ويكى‏ فقه، ذيل عبارت «امامان، اهل الذّكر»، ri. hgefikiw. www
(16). مجلسى‏ ، محمّد باقر، «بحارالأنوار»، ج 23، صص 172- 188، باب 9: «أنّهم (ع) الذّكر و أهل الذّكر و أنّهُم المسئولون و أنّه فرض على‏ شيعتهم المسألة و لم يفرض عليهم الجواب.»

سایر مطالب این مجموعه: « بار ديگر ما غلط كرديم راه!

نوشتن نظر