شخصيت والای امام رضا عليه السلام
موقعیت شما: مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»امامان و ائمه»شخصيت والای امام رضا عليه السلام

شخصيت والای امام رضا عليه السلام

پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۰۷:۰۸
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

امام رضا عليه السلام پايه ي دين و چشمه ي زلال معرفت بود. بعد از شهادت پدر بزرگوارش، امامت را به عهده گرفت و در هت بارور ساختن فرهنگ غني اسلام كوشيد. شخصيت وي از دو جهت شخصي و اجتماعي قابل بررسي مي نمايد.

 


محمد عابدی

شخصيت والاي امام رضا عليه السلام

امام رضا عليه السلام پايه ي دين و چشمه ي زلال معرفت بود. بعد از شهادت پدر بزرگوارش، امامت را به عهده گرفت و در هت بارور ساختن فرهنگ غني اسلام كوشيد. شخصيت وي از دو جهت شخصي و اجتماعي قابل بررسي مي نمايد.

1- عصمت

شيعيان امامان را معصوم و از هر نوع خطا و اشتباه پيراسته مي شمارند. بر اين اساس، امام رضا عليه السلام معصوم است. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در رويايي صادق به امام كاظم عليه السلام فرمود: او [امام] كسي است كه با نور خدا مي بيند، با فهم خود مي شنود و بر اساس حكمت خود سخن مي گويد. اشتباه نمي كند و در راه دانش گام برمي دارد نه ناداني.
آن گاه دست امام رضا عليه السلام را گرفت و فرمود: او همين است.
امام كاظم عليه السلام بعد از نقل اين خواب به يزيد بن سليط فرمود: امسال مرا دستگير مي كنند و امامت با فرزندم علي عليه السلام است كه همنام علي بن ابي طالب و علي بن حسين به شمار مي آيد. خداوند به او فهم، خويشتن داري، ياري دين و محنت علي اول و بردباري در برابر ناگواري ها و استقامت علي دوم بخشيده است.(1)

اي صاحب ولايت و عصمت ز روضه ات
بر كائنات هست كنون اقتدار توس
بيت الحرام قبله شد و مرقد تو نيز
آن در ميان مكه و اين بر كنار توس (2)
قلب مي گردد روان از بوي خاك درگهش
خاك نتوان گفتنش كز روي عزت كيمياست
قبه پرنورش از رفعت سپهر ديگري است
و اندر و ذات پر انوارش چو مهر اندر سماست
رفعت گردون گردان دارد آن گه بر سري
مجمع تقوا و عصمت مركز صدق و صفاست
حاسد ار نشناسدش كز روي رفعت كيست او
پادشاه اتقيا و ازكيا و اصفياست (3)

2- دانش

امام عليه السلام دانش و معرفت را از پدرانش و جدش رسول خدا صلي الله عليه و آله به ارث برد. امام كاظم عليه السلام به فرزندانش مي فرمود: اين برادرتان [علي بن موسي ] عالم آل محمد صلي الله عليه و آله است. مسائل دين خود را از وي بپرسيد و آنچه به شما مي گويد نگهداريد; زيرا من بارها از پدرم جعفر بن محمد شنيدم كه فرمود: عالم آل محمد - كه همنام امير مؤمنان عليه السلام علي است - در صلب تو است; كاش او را مي ديدم.
ابراهيم بن عباس صولي مي گويد: نديدم از امام رضا عليه السلام پرسش شود و او پاسخش را نداند. به آنچه تا زمانش بر روزگار گذشته، از وي داناتر نديده ام. مامون از هر چيزي مي پرسيد و امام را مي آزمود. امام پاسخ مي داد و همه ي پاسخ هايش به قرآن مستند بود.(4)
مامون به فرزند ابي ضحاك - كه از ميزان دانش امام شگفت زده شده بود - گفت: آري پسر ابي ضحاك، اين بهترين و داناترين و عابدترين مردم روي زمين است.
او همچنين به محمد بن جعفر گفت: اين پسر برادرت از آن دسته اهل بيت است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله درباره ي آن ها فرمود:
«الا ان ابرار عترتي و اطائب ازومتي احلم الناس صغارا اعلمهم كبارا لا تعلموهم فانهم اعلم منكم ولا يخرجونكم من باب هدي ولا يدخلونكم من باب ضلال.(5)
» آگاه باشيد، نيكان خاندانم و پاكيزگان نسلم در كودكي از همه شكيباتر و در بزرگي از همه داناترند. به آن ها علم مياموزيد; زيرا آن ها از شما داناترند. آنان شما را از راه هدايت بيرون نمي برند و در وادي گمراهي نمي افكنند.
بر اين اساس، امام رضا عليه السلام نيز مانند ديگر امامان معلم انسان ها بود و هيچ انساني حق استادي بر وي نداشت.

3- مكارم اخلاق

اخلاق خوب، نشان دهنده ي ذات نيك و درون زيباي انسان است. امام رضا عليه السلام چنان به اين ويژگي آراسته بود كه دوست و دشمن را جلب مي كرد. ابراهيم بن عباس صولي در اين باره گفته است:
هرگز نديدم در سخن گفتن با كسي درشتي كند.
هرگز نديدم سخن كسي را پيش از آن كه تمام شود، قطع كند.
هرگز درخواست كسي را كه قادر به انجام دادنش بود، رد نكرد.
در برابر هم نشين، پاهايش را دراز نمي كرد.
در برابر هم نشين تكيه نمي داد.
نديدم به بردگان بد بگويد.
هر كه ادعا كند در فضيلت مانند او ديده، باور نكنيد.(6)
يسع بن حمزه مي گويد: در مجلس امام رضا عليه السلام مشغول گفت و گو بوديم كه مردي بلند قامت داخل شد و گفت: سلام بر تو اي فرزند پيامبر خدا، من مردي از دوستان شما، پدران و نياكانتانم. اكنون از زيارت خانه ي خدا باز گشته ام و چيزي كه بتوانم با آن خود را به خانه برسانم ندارم. مرا به ديارم فرست; من داراي نعمت و دولتم و درخور صدقه نيستم، آنچه مرحمت فرمايي، از سوي شما صدقه خواهم داد.
امام از او خواست بنشيند. بعد از پايان جلسه، از وي اجازه گرفت و به خانه رفت. لحظاتي بعد، در را بست; دستش را از بالاي در بيرون آورد و پرسيد: [آن مرد ] خراساني كجاست؟ ! مرد پاسخ داد: اين جايم.
فرمود: اين دويست دينار را بگير، با آن هزينه ي سفرت را تامين كن; به اين ها تبرك بجوي، از سوي من صدقه مده و بيرون شو.
يكي از ياران حضرت پرسيد: فدايت شوم به او مهرباني كردي و چهره پنهان ساختي؟ !
فرمود: چون نيازش را برآوردم، نخواستم خواري خواهش را در چهره اش ببينم. آيا اين حديث پيامبر را نشنيده اي كه فرمود: كار نيكي كه پنهان انجام شود، برابر هفتاد حج است و افشا كننده ي كار بد خوار و پنهان كننده ي آن آمرزيده است... .(7)
اي جنابت قبله ي حاجات ارباب نياز
حاجتي كاين جا رود معروض بي شبهت رواست
حاجت ابن يمين را هم روا كن بهر انك
حاجت خلقان روا كردن ز اخلاق شماست
در ره اخلاص تو جز افتخارم هيچ نيست
و آن كه زاد او نه فقرست اندرين ره بينواست
نيستم محتاج دنيا چون فنايش در پي است
كار عقبي دار و حالش را كه در دار البقاست (8)

4- هدايت منحرفان

امام رضا عليه السلام به راهنمايي و هدايت منحرفان فكري و سياسي بسيار اهميت مي داد. پس از شهادت امام كاظم عليه السلام، گروهي چنان پنداشتند امام كاظم عليه السلام همچنان زنده است. حضرت رضا عليه السلام به شيوه هاي مختلف با اين گروه رو به رو مي شد و به هدايت آن ها مي پرداخت. عبدالله بن مغيره عراقي مي گويد: من به مذهب واقفيه اعتقاد داشتم. وقتي براي به جاي آوردن مراسم حج به مكه رفتم، ترديد وجودم را فرا گرفت. خود را به ديوار كعبه چسباندم و گفتم: خدايا، نيازم را مي داني، مرا به بهترين دين ها ارشاد فرما!
همان جا به قلبم خطور كرد نزد امام رضا عليه السلام به مدينه بروم. وقتي به خانه ي حضرت رسيدم، به خادم گفتم: به ولايت بگو مردي عراقي آمده است. در اين لحظه، صداي امام رضا عليه السلام را شنيدم كه دو بار فرمود: عبدالله بن مغيره، وارد شو.
وارد خانه شدم، به چهره ام نگريست و فرمود: خداوند دعايت را مستجاب و تو را به دين خويش هدايت كرد.
گفتم: اشهد انك حجة الله و امينه علي خلقه.(9)
عالم آل محمد از درياي مواج دانش خويش در مسير راهنمايي دانشوران نيز بهره مي برد. مناظره هاي آن حضرت بر درستي اين سخن گواهي مي دهد. صفوان بن يحيي مي گويد:
يوحنا نزد امام رضا عليه السلام آمد و گفت: گروهي ادعايي دارند. جمعي سخن آن ها را درست مي دانند ولي افزون بر آن، ادعاي ديگر نيز دارند. در اين باره چه مي فرماييد؟
حضرت فرمود: ادعاي گروه اول پذيرفته است و ادعاي گروه دوم بدان سبب كه گواهي ندارند، پذيرفته نيست.
يوحنا گفت: ما بر اين باوريم عيسي، روح خدا و كلمه ي او است. مسلمانان نيز اين سخن را مي پذيرند; ولي مي گويند محمد رسول خدا است. ما اين ادعا را قبول نداريم. بي ترديد آنچه بر آن توافق داريم، از آنچه در آن اختلاف داريم، بهتر است.
امام پرسيد: چه نام داري؟
گفت: يوحنا.
حضرت فرمود: يوحنا، ما به آن عيسي بن مريم، روح و كلمه ي خداوند كه به محمد ايمان داشت، به آن بشارت مي داد و بر بندگي خود اعتراف داشت، ايمان داريم. اگر آن عيسي كه شما مي گوييد روح خدا و كلمه ي او است، عيسايي كه به محمد ايمان داشت، به او بشارت مي داد و بر بنده گي اش معترف بود نباشد، ما از اعتراف بدان پيراسته ايم و هيچ توافقي نداريم.(10)
علي بن شعبه مي گويد: وقتي امام رضا در مجلس مامون به گروهي از دانشمندان عراقي و خراساني پيوست، مامون گفت: منظور از آيه ي «ثم اورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا» چيست؟
دانشمندان گفتند: مراد تمام امت است; يعني همه ي امت پيامبر صلي الله عليه و آله برگزيده اند و كتاب به آن ها ارث مي رسد.
مامون به امام گفت: شما چه مي فرماييد؟
عالم آل محمد فرمود: خداوند در اين آيه به عترت پاك رسول خدا صلي الله عليه و آله نظر دارد.
مامون پرسيد: چگونه؟
امام فرمود: اگر همه ي امت برگزيده ي خدا و وارث كتاب بودند، پس بايد همه بهشت مي رفتند; چون خدا مي فرمايد: «فمنهم ظالم لنفسه ومنهم مقتصد و منهم سابق بالخيرات باذن الله ذالك هو الفضل الكبير» پس آن ها را در بهشت قرار داد و فرمود: «جنات عدن يدخلونها» پس وراثت به عترت پاك رسول خدا اختصاص دارد. عترت پيامبر كساني اند كه خداوند در كتابش آن ها را چنين وصف كرده است: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا.» رسول خدا نيز درباره ي آن ها مي فرمايد: «اني مخلف فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي اهل بيتي لن يفترقا حتي يردا علي الحوض... . من دو چيز گران ميان شما برجاي مي گذارم: كتاب خدا و عترتم [كه] اهل بيت من [شمرده مي شوند ] هرگز از هم جدا نمي شوند تا در حوض بر من وارد شوند. ...(11)

پی نوشت:


1) اصول كافي، ج 1، ص 315. (فقال هو الذي ينظر بنور الله عز وجل ويسمع بفهمه وينطق بحكمته يصيب فلا يخطي ء ويعلم فلا يجهل معلما حكما وعلما.
2) مجموعه آثار نخستين كنگره جهاني امام رضا عليه السلام. (محمد بن حسان الدين شاعر قرن 9) .
3) همان، ص 614 . (محمد ابن يمين الدين مزيومدي شاعر قرن 8) .
4) عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 180- 183; بحار الانوار، ج 49، ص 211 و 100; ارشاد مفيد، ص 291; مناقب آل ابي طالب، ج 4، ص 300 .
5) تحليلي از زندگاني امام رضا عليه السلام، محمد جواد فضل الله، ترجمه سيد محمد صادق عارف، ص 42.
6) عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 184 .
7) اصول كافي، ج 4، ص 24 .
8) مجموعه آثار نخستين كنگره جهاني امام رضا عليه السلام، ص 616. (ابن يمين) .
9) اصول كافي، ج 1، ص 355 .
10) عيون الاخبار، ج 2، ص 230 .
12) تحف العقول، ص 313 .

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره2 .

نوشتن نظر