برصیصای عـــابـــد
موقعیت شما: مطالعات فرهنگی»دین»تاریخ ادیان»برصیصای عـــابـــد

برصیصای عـــابـــد

سه شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۰۶
امتیاز این گزینه
(3 آرا)

كار آنان به سان شيطان كه به انسان گفت: كافر شو (تا تو را كمك كنم) وقتی كافر شد، گفت من از تو بيزارم من از خدای جهانيان می‌ترسم. سرانجام كارشان اين شد كه هر دو در آتش دوزخ جاودانه خواهند بود، اين است سزای ستمگران.

 

نویدی مانند نوید شیطان
«كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِّنكَ إِنِّی أَخَافُ اللهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ ٭ فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِی النَّارِ خَالِدَيْنِ فِیهَا وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِینَ؛1
كار آنان به سان شیطان كه به انسان گفت: كافر شو (تا تو را كمك كنم) وقتی كافر شد، گفت من از تو بیزارم من از خدای جهانیان می‌ترسم. سرانجام كارشان این شد كه هر دو در آتش دوزخ جاودانه خواهند بود، این است سزای ستمگران».

شأن نزول آیه
در جنگی كه میان مسلمانان و قبیله «بنی نضیر» رخ داد، رئیس منافقان عبدالله بن ابی به سران بنی نضیر پیغام داد كه در موضع خود ثابت بمانید و مدینه را ترك نكنید، اگر شما مدینه را ترك كردید، ما هم نیز همراه شما مدینه را ترك می‌كنیم و اگر به شما حمله شد، ما شما را یاری می‌كنیم و قرآن پیام منافقان را به قبیله بنی نضیر كه سرگذشت آنان در مثل پیشین گذشت، چنین نقل می‌كند:
«أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذینَ نافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوانِهِمُ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَ لا نُطیعُ فیكُمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَ اللهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُون‏؛2
مگر ندیدی كسانی را كه به نفاق برخاستند و به برادران اهل كتاب خود گفتند اگر اخراج شوید، حتماً با شما بیرون خواهیم آمد و بر ضدّ شما فرمان كسی را نخواهیم پذیرفت و اگر با شما جنگیدند، حتماً شما را یاری خواهیم كرد، خدا را گواهی می‌دهد كه قطعاً آنان دروغگو می‌باشند».
سپس خدا در آیه بعد دروغگویی آنان را روشن‌تر می‌سازد و یادآور می‌شود كه آنان هرگز به وعده‌های پوچ خود وفا نمی‌كنند، نه مدینه را ترك می‌گویند و نه به یاری بنی نضیر می‌شتابند، و اگر هم یاری كنند، فوراً معركه را ترك می‌كنند.
«لَئِنْ أُخْرِجُوا لا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَ لَئِنْ قُوتِلُوا لا يَنْصُرُونَهُمْ وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ؛3
اگر یهود اخراج شوند، آنها با ایشان بیرون نخواهند رفت و اگر با آنان جنگیده شود (منافقان) آنها را یاری نخواهند كرد و اگر یاریشان كنند، حتماً در جنگ پشت خواهند كرد و دیگر یاری نمی‌یابند».
تا اینجا نتیجه می‌گیریم كه حزب نفاق به قبیله بنی‌نضیر در مواقع حسّاس و سرنوشت‌ساز، وعده كمك داده بودند؛ امّا به وعده خود عمل نكردند و طرف را ذلیل و خوار ساختند.
قرآن یادآور می‌شود كه این سرگذشت در امّت‌های پیشین نیز نظیر داشت تا آنجا كه فرد عابدی در دام شیطان قرار گرفت و شیطان به او وعده كمك كرد؛ ولی هرگز به وعده خود وفا ننمود.
مفسّران می‌نویسند: عابدی به نام برصیصا از نظر تقوا و پاكی به پایه‌ای رسیده بود كه بیماران را به خانه او می‌آوردند و درباره آنان دعا می‌كرد و چه بسا دعای او مستجاب می‌شد.
روزی زنی را كه دچار جنون شده بود، به خانه او آوردند تا مدّتی در خانه او باقی بماند و شاید شفا پیدا كند، این زن كه جزو خانواده بلند پایه این شهر بود، به وسیله برادران به خانه عابد برده شد.
سرانجام شیطان بر عابد غلبه كرد و او با آن زن دیوانه نزدیكی كرد و آبستن شد، آثار حمل ظاهر گشت، راهب چاره‌ای جز این ندید كه او را بكشد و در خانه خود دفن كند.
برادران زن خواهان جنازه خواهر بودند و او از تحویل جنازه خودداری می‌كرد، سرانجام شكایت‌ها به نتیجه رسید و عابد به گناه خود اعتراف و محكوم به دار آویزی شد، آنگاه كه بالای چوبه دار قرار گرفت، شیطان در برابر او مجسّم شد و گفت: من این برنامه را برای تو ریختم، اكنون می‌خواهم تو را از این دار نجات دهم، مشروط به اینكه به سخن من گوش كنی.
عابد گفت: چه كنم تا از این دار خلاص شوم؟
شیطان گفت: بر من سجده كن.
عابد گفت: چگونه سجده كنم؛ در حالی كه من به چوبه دار بسته شده‌ام.
شیطان در پاسخ گفت: اشاره نیز كافی است.
عابد بدبخت در این لحظه راه شرك را پیش گرفت؛ نه تنها قاتل بود، كافر نیز گشت.

نتیجه

وعده حزب نفاق به گروه بنی نضیر به سان وعده آن شیطان به عابد بود، هر دو فریب می‌دهند؛ امّا عمل نمی‌كنند.
بنابراین «مشبّه»، «مشبه به» و «وجه شبه» روشن است و نیازی به تفسیر ندارند.

پی‌نوشت‌ها
1. سوره حشر (59)، آیات 16 ـ 17.
2. سوره حشر، آیه 12.
3. همان، آیه 13.

 

جعفر سبحانی

ماهنامه موعود شماره 146 و 147

نوشتن نظر