از حدود دو ماه پیش صفحه ای در فیس بوک با هدف توهین و هتک حرمت به مقام والای حضرت هادی (ع) شکل گرفت و عده ای گمراه دست به تبلیغات گسترده زده و عده ای از کاربران را در این صفحه مشترک کردند . این افراد با توهین به جایگاه رفیع ولایت و امامت سعی در کم رنگ کردن تلائلو انوار الهی اهل بیت داشته و هم چون یزیدیان در خواب غفلت دست شیطان را به بهانه بندگی بوسه زده اند ولی غافل از آنند که در جهل مرکب خویش تا ابد گرفتار خواهند آمد.
روزگاری که دینتان: پول، قبلهگاهتان: زنان و کاسبانتان: رباخوار میشوند.
غربت چیست؟ پیامبر(ص) فرمود: «اسلام غریب ظهور کرد و در آخرالزّمان نیز غریب خواهد شد. چه بسیارند مسلمانان که از اسلام جز پوستهای وارونه بر خویش ندارند.»
از علی(ع) پرسیده شد: آن زمان چه زمانی است؟ پاسخ گفته شد: «زمانی است که پستفطرتان همه جا را پر میکنند؛ بزرگواران کمیاب میشوند؛ روزگاری است که پادشاهان چون درّندگان، تهیدستان، طعمه آنانند؛ راستی غارت میشود و دروغ، فراوان میگردد. مردمانشان با زبان، تظاهر به دوستی دارند؛ امّا در دل، دشمن هستند. گناه همه جا را فرا میگیرد و علنی به گناه افتخار میکنند و اسلام را چون پوستینی واژگونه میپوشند.»
موضوع مهدويّت، به عنوان یكی از انقلابیترین اعتقادات اسلامی، جهان غرب را در مورد آینده، به وحشت انداخته است. این وحشت ناشی از عمق بحرانهایی است كه غرب، آن را با تمام وجود احساس میكند و البتّه با یگانه هنر خود كه «ظاهرآرایی» است، تلاش میكند نه تنها چهره یك ورشكسته را به خود نگیرد، در هیئت یك جهاندار غالب ظاهر شود و افراد سادهاندیش و سطحینگر را بفریبد. فروپاشی نظام خانواده و بحران اخلاقی ـ اجتماعی ناشی از آن، بروز بحران زیست محیطی، بحران اقتصادی كه در شكل تبعیضهای وحشتناك خود را نشان میدهد، سیطره ظالمانه رسانهها و ... بحرانهای امروز غرب است و اندیشمندان نظام سلطهگر غرب، به خوبی میدانند كه اگر این وضع استمرار یابد، قطعاً آینده از آن اندیشهای خواهد بود كه خلأ معنویت جهان را پر كند و اسلام و تشيّع با اعتقاد بزرگ خود به مهدويّت، به طور قطع یگانه مكتبی خواهد بود كه به زودی ببرِ كاغذی غرب را در ساحت اندیشه و تفكّر مچاله خواهد كرد و خود چونان موهبتی آسمانی بر دل و جان مردم حاكم خواهد شد.
از امام سجّاد(ع) درباره توحید سؤال شد، حضرتش فرمود: «خداوند عزّوجلّ میدانست در آخرالزّمان مردمانی ژرفاندیش خواهند آمد، پس سوره اخلاص و شش آیه اوّل سوره حدید را نازل فرمود، هر کس ورای آن را طلب کند، هلاک شود.»1
دلبستگی و محبّت به امام از نظر روانی در اختیار ما نیست؛ ولی شرایط و مقدّماتی كه سبب تحقّق آن امر غیر اختیاری است، تحت اراده ماست اگر ما واقعاً در حقّ امام معرفت پیدا كنیم و ارزش راستین وی را درك كنیم، قطعاً دوستدار وی خواهیم شد و نمیتوانیم نسبت به او كه در سعادت ابدی ما سهیم بوده است، بیتفاوت باشیم.
حضرت صدّیقه طاهره(س)، نامها و القابی دارند كه برخی آسمانیاند و از سوی پروردگار تعیین شده و بعضی از سوی برگزیدگان الهی. نامهای آسمانی، نُه اسم است كه در حدیث ذیل آمده است.
امام جعفر صادق(ع) فرمودند:
«برای فاطمه(س) نزد خدای عزّّوجل ، نُه اسم است: فاطمه، صدّیقه، مباركه، طاهره، زكیّه، راضیه، مرضیه، محدّثه، زهرا.»
بررسي نشانههاي ظهور قيامت در قرآن و كتب عهدين : حیات فكری و معنوی جامعه در گروِ پویایی و بالندگی فرهنگ آن است و این زائیده عمق و وسعت فرهنگها و شناخت افكار متفكّرانی است كه در خارج از مرزهای جغرافیایی ما زندگی میكنند، به ویژه آنان كه به هستی به گونهای دیگر مینگرند، میتواند نقش مهمّی در تعمیق و توسعه بینش و دانش سازندگان فرهنگ و گسترش اخلاق و معنويّت جامعه ایفا كند. طيّ سالهای اخیر، مجموعهای از عوامل و شرایط در میان مناسبات فكری و اجتماعی مردم، موجی از گفتوگو درباره آخرالزّمان و نشانههای ظهور قیامت را به راه انداخته است. موجی كه هزاران سؤال درباره آینده و سرانجام زمین و عاقبت انسان را متبادر به ذهن ساخته و جمیع بیشماری را برای دریافت پاسخ، راهی مجالس گوناگون كرده است. همه ادیان در موضوع تاریخ و پایان جهان سخن گفتهاند.
ای بی نشانهای که خدا را نشانهای/ هر سو نشان توست ولی بی نشانهای /ای روح پر فتوح کمال و بلوغ و رشد /چون خون عشق در رگ هستی روانهای /با یاد روی خوب تو میخندد آفتاب /بر خاک خسته، رویش گل را بهانهای /ای نا تمام قصه شیرین زندگی /تفسیر سرخ زندگی جاودانهای /تصویر شاعرانه در خود گریستن /راز بلند سوختن عارفانهای /هیهات ، خاک پای تو و بوسههای ما ؟! /تو آفتاب عشق بلند آستانهای /در باور زمان نکنجد خیال تو/آری حقیقتی به حقیقت فسانهای /زهرای پاک ، ای غم زیبای دلنشین /تو خواندنیترین غزل جاودانهای
اینک لحظه وداع با علی(ع)! چه دشوار است. اکنون علی(ع) باید در دنیا بماند. سی سال دیگر! فرستاد
امّ رافع بیاید، وی خدمتکار پیغمبر(ص) بود. از او خواست که: ای کنیز خدا، بر من آب بریز تا خود را شست وشو دهم. با دقّت و آرامش شگفتی، غسل کرد و سپس جامههای نویی را که پس از مرگ پدر کنار افکنده بود و سیاه پوشیده بود، پوشید، گویی از عزای پدر بیرون آمده است و اکنون به دیدار او میرود.
پیامبر اكرم(ص) روزی از دخترش پرسید:
«فاطمه! چه درخواست و حاجتی داری؟ هم اكنون فرشته وحی در كنار من است و از طرف خدا پیام آورده است! تا هر چه بخواهی تحقّق پذیرد.»
فاطمه(س) پاسخ داد:
قالت: شَغَلَنی عَن مَسئَلَتِهِ لَذَّةُ خِدمَتِهِ، لا حاجَةَ لِی غَیرُ النَّظَرِ اِلی وَجهِهِ الكَرِیمِ؛1
لذّتی كه از خدمت حضرت حق میبرم، مرا از هر خواهشی باز داشته است. حاجتی جز این ندارم كه پیوسته ناظر جمال زیبا و والای خداوند باشم.»