اخبار آخرالزمان
موقعیت شما: اخبار»اخبار آخرالزمان

شهرک «الوفا» در شمال شرق بغداد یکی از این شهرک‌هایی‌ است که بیش از ۷۵۰ زن بیوه با فرزندانشان دراتاقک‌های کانتینری اسکان داده شده‌اند و پس از حمله آمریکا ایجاد شد.
فارس، شاید هیچ‌کس به درستی نداند چه تعداد زن بیوه در عراق زندگی می‌کنند ولی آنچه که واضح است وضعیت اسف‌بار زنان بی‌سرپرست در این کشور جنگ زده است.

* زنان بیوه بمب ساعتی در جامعه عراق

گزارش‌های غیر رسمی حاکی از آن است که پس از اشغال نظامی عراق توسط آمریکا بیش از یک میلیون زن در این کشور بی سرپرست شده اند، هرچند مسئولان عراقی با ساخت شهرک‌های اختصاصی و پرداخت مستمری به زنان بی‌سرپرست تلاش دارند تا بخشی از این مشکلات را حل کنند ولی این تنها توانسته بخش کوچکی از مشکلات زنان بیوه را دربر بگیرد.
سمیره موسوی از نمایندگان پارلمان عراق با اشاره به اینکه روزانه هزاران نامه از زنان بیوه برای دریافت کمک به دست وی می‌رسد، تصریح کرد که دولت از حمایت این زنان ناتوان است.
موسوی که رئیسه کمیته حقوق بشر مجلس عراق است، اوضاع زنان بی‌سرپرست عراقی را به بمب ساعتی تشبیه کرد و ابراز داشت زنان عراقی در حال مرگ تدریجی هستند.
بنا بر آمار ارائه شده توسط مؤسسه حمایت از زنان بی‌سرپرست عراقی هر زن سرپرست خانواده ماهیانه ۵۰ دلار مستمری دریافت می‌کند و به ازای هر فرزند نیز ۱۲ دلار به وی داده می‌شود ولی بنا بر همین گزارش حداقل ۱۲۰ هزار زن بی‌سرپرست هستند که فرزند هم دارد ولی از دریافت چنین کمکی محروم هستند.

* "الوفا " شهر زنان بیوه که در حمایت دولت هستند

از سوی دیگر دولت عراق تلاش دارد با ساخت شهرک‌هایی بیش از پیش از این زنان حمایت کند، شهرک «الوفا» در شمال شرق بغداد یکی از این شهرک‌هاست که بیش از ۷۵۰ زن بیوه با فرزندانشان دراتاقک‌های کانتینری اسکان داده شده‌اند.
نجم‌الدین خدیم زنی ۲۳ ساله است که خواهر و شوهرش در حمله نیروهای آمریکایی به فلوجه در سال ۲۰۰۴ کشته شدند. او با انتقاد از اشغال نظامی کشورش ابراز داشت: در خلال این سال‌ها حضور آمریکا چیزی جز خونریزی و کشتار برای عراق نداشته است.
وی در ادامه افزود: ما دموکراسی و آزادی نمی‌خواهم ما بازگشت همسرانمان را می‌خواهیم.

* ۷۶ هزار مبتلا به ایدز در عراق پس از اشغال آمریکا

ام حیدر زن ۳۵ ساله‌ای که دو فرزند به نام‌های حیدر ۱۰ ساله و زینب ۵ ساله دارد که همسرش در حمله تروریستی کشته شده نیز چنین می‌گوید: چادر سیاه ما تنها از حجاب نیست بلکه از داغ همسران و فرزندانمان است.
زنان بیوه تنها یکی از نتایج اشغال عراق توسط نیروهای آمریکایی و انگلیسی بوده برای مثال اعراق درحال حاضر بیش از ۴ میلیون کودک بی سرپرست دارد و حداقل نیمی از مردم عراق زیر خط فقر هستند.
آمار مبتلایان به ایدز نیز در عراق قبل از اشغال عددی با ۱۱۴ مورد بوده ولی امروز بیش از ۷۶ هزار نفر در عراق به ایدز مبتلا شده‌اند و ۳۴ هزار عراقی به اتهام ارتکاب به جرائم مختلف در زندان هستند.

* حمله آمریکا ۷ میلیون عراقی را زیر خط فقر برد

اگر ما به نتایج جنگ عراق بیکاری ۲۵ درصدی و تورم ۱۶ درصدی در این کشور و فقر گسترده در این کشور را نیز اضافه کنیم درخواهیم یافت که عراق پس از اشغال توسط آمریکا دچار چه مصائبی است، برای مثال بنا بر آمار بانک جهانی بیش از یک چهارم مردم عراق در فقر هستند و ۷ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می‌کنند.
این درحالی است که سازمان‌های متعددی تلاش دارند تا اوضاع عراق پس از اشغال توسط آمریکا را روبه بهبود جلوه دهند ولی آنچه که آشکار است این است که حمله آمریکا تمام زیرساخت‌های عراق را منهدم کرده و میلیاردها دلار به این اقتصاد این کشور ضربه وارد کرده به طوری که چندین دهه طول خواهد کشید تا دوباره اقتصاد عراق احیاء شود و مسئول مستقیم این مصائب بی تردید مسئولان کاخ سفید هستند.

زن استرالیایی که سعی داشت کودکان خود را در سایت eBay بفروشد، به احتمال زیاد حضانت آنان را از دست خواهد داد.

به گزارش وفا، دفتر تبلیغاتی جی‌لانگ در استرالیا در این باره گزارش داد که این زن 30 ساله هفته گذشته تصاویری از دختر و پسر خود را که هر دو زیر 10 سال دارند که به ظاهر شوخی به نظر می‌رسید در این سایت به فروش گذاشت. این آگهی یک روز روی شبکه بود تا این که پلیس با سایت eBay تماس گرفت و آگهی از روی سایت برداشته شد.

به گزارش خبرگزاری یونایتدپرس، پلیس عذرخواهی این زن را که ادعا کرده اقدامش فقط یک شوخی بوده باور کرد و حکم قضایی برای او صادر نکرد اما از سوی دیگر مقامات دپارتمان خدمات انسانی هنوز در حال بررسی و تجسس روی اقدام عجیب این مادر استرالیایی هستند.

این مقامات تاکید کردند ما جستجوهای خود را ادامه می‌دهیم تا مطمئن شویم کودکان این زن در سلامت و امنیت هستند و به خوبی از آنان مراقبت می‌شود. اگر خلاف این امر ثابت شود احتمال دارد که مادر حضانت فرزندانش را از دست بدهد.

به گزارش برنا، پشت درهای بسته مهدکودک‌ها چه می‌گذرد؟ این سوالی است که برای خیلی از مادران مطرح است.
آگهی‌های مهد کودک‌ها آن‌قدر متنوع و متفاوت است که انتخاب را سخت می کند. جالب این جا است که بیشتر مهدکودک ها ترجیح می‌دهند بعد از دیدن کودک و والدینش درباره قیمت ها توضیح بدهند.
(کودک فرضی این گزارش سه ساله و دختر است)

برداشت اول/ مهد کودکی در سعادت آباد

زن جوانی که پشت خط است بی‌مقدمه می‌گوید: نمی‌توانیم پشت تلفن اطلاعات بدهیم باید شماره تماستان را بگذارید تا واحد ثبت نام با شما تماس بگیرد و وقت بگذارد. بعد از ثبت نام هم درباره زمان شروع کلاس‌ها هماهنگ خواهند کرد.

برداشت دوم/ نیاوران
خانمی که پشت خط است، می‌پرسد: کجا زندگی می‌کنید؟ و بعد از گرفتن اطلاعات گوشی را به مدیر موسسه وصل می‌کند. مدیر پشت خط می‌آید و درباره شرایط ثبت نام می‌گوید: باید حضوری تشریف بیاورید یا یک ساعت بعد تماس بگیرید. اما وقتی می‌گویی دنبال بهترین مهد می‌گردی، با عصبانیت می‌گوید: ما اصلا تلفنی جواب نمی‌دهیم، باید حضوری تشریف بیاورید!

برداشت سوم/ خواجه عبدالله

مدیر مهدکودک بعد از کلی سوال و جواب درباره کودک می‌گوید: برای کودکی که قبلا مهد نرفته است باید نیم ساعت تا سه ربع در ساعات بعد از ظهر همراه خودتان به مهد تشریف بیاورید تا کودک با محیط مهد و مربی آشنا شود و عادت کند.

از شرایط ثبت نام که می‌پرسی می‌گوید: کلاس‌ها به صورت نیمه وقت و تمام وقت برگزار می‌شود و شامل کار با رنگ و کاردستی و نقاشی می‌شود. جلسات موسیقی هم داریم و یک طبقه هم مخصوص بازی است. ضمن اینکه حیاط هم داریم!

درباره کلاس‌های متفاوت هم می‌گوید: کلاس باله داریم که اگر کودک تمایل داشته باشد می‌تواند شرکت کند اما هزینه جداگانه دارد.

از هزینه ثبت نام که می‌پرسی می‌گوید: شهریه برای کلاس‌های تمام وقت با نهار ماهیانه 180 هزار تومان است.

برداشت چهارم/ جردن

زن جوان درباره شرایط ثبت نام می گوید: لطفا حضوری تشریف بیاورید. اصرار که می‌کنی می‌گوید:چون در حیطه کاری من نیست نمی‌توانم اطلاعات بیشتری بدهم باید حضوری با مدیریت صحبت کنید!

برداشت پنجم/ مالک‌اشتر

مدیریت مهد درباره شرایط ثبت‌نام می‌گوید: برای کلاس‌های تمام وقت که از 7 صبح تا 4 بعد از ظهر است 140 هزار تومان باید شهریه پرداخت کنید.

و ادامه می‌دهد: کلاس‌های آموزشی شامل ،قرآن، شعر، زبان، نقاشی، سفال، ژیمیناستیک و تئاتر عروسکی است. یک روز هم بازی آزاد خواهند داشت. کلاس حرکات موزون هم داریم اما باله نیست و بچه های 3تا 6 سال می‌توانند در آن شرکت کنند و هزینه جداگانه ای هم ندارد.

برداشت ششم/ تجریش
زن میانسالی که مدیر مهد کودک است می‌گوید: من از سال 58 تا کنون به این کار مشغولم بنابراین از تجربه کاری مطمئن باشید.

مکثی می‌کند و می‌پرسد: اولین بار است که کودکتان مهد می‌رود؟ و ادامه می‌دهد: به تمام مادرانی که برای اولین بار کودکشان را مهد می‌گذارند توصیه می‌کنم حداقل 5 مهد دیگر را ببینند تا تفاوت را احساس کنند.

بعد از اینکه 5 مهد دیگر را دیدید تشریف بیاورید تا حضوری صحبت کنیم . مهد ما کاملا آموزشی است و کلاس‌های فوق برنامه مثل زبان و رقص هم داریم!

برداشت هفتم/ اکباتان
سرو صدابچه‌ها آن‌قدر زیاد است که صدای مدیر مهد کودک به سختی به گوش می رسد. با این حال با زحمت می‌گوید: از شش ماه تا شش سال ثبت نام داریم و کلاس‌ها از ساعت یک ریع به هفت صبح شروع می شود و تا 5 بعد از ظهر ادامه دارد.

درباره شهریه هم می‌گوید: شهریه ماهیانه و براساس رمانی که کودک در مهد می‌گذراند تعریف می‌شود. شهریه تا ساعت 12 ظهر ماهیانه 120 هزار تومان است و بعد از آن به ازای هر ساعت 10 هزار تومان به شهریه اضافه می‌شود.

درباره کلاس‌های مختلف که می‌پرسی می‌گوید: واحد کار و کتاب داریم ومثلا برای کودک سه ساله چهار کتاب تعریف شده است. علاوه بر این کلاس باله، نقاشی، رقص عربی، نقاشی روی بوم، شنا، تنیس و اسکیت هم داریم. هزینه این کلاس‌ها جداگانه محسوب می‌شود و تنها در طول دوره تابستان برقرار است. مثلا هزینه کلاس رقص عربی 40 هزار تومان است!

در طول سال هم یک جلسه کلاس موسیقی داریم که و یک جلسه هم "آقا جان سلیمان" تلویزیون با کودکان نمایش خلاق کار می‌کند که این کلاس‌ها هزینه جداگانه ندارد.

برداشت هشتم/ پیروزی
هزینه کلاس‌ها تا 12 ظهر 165 هزار تومان است. این را مدیر مهد می‌گوید و ادامه می‌دهد: برای باقی اطلاعات باید با کودکتان حضوری تشریف بیاورید و برای اینکه مشتری شوید می‌گوید: موسیقی زنده هم داریم.

برداشت نهم / ونک

مدیر مهد زن میانسال است که با عصبانیت می‌گوید: باید با کودکتان حضوری تشریف بیاورید.
بیشتر که می‌پرسی می‌گوید: همه آموزش‌های قبل از دبستان به کودک داده می‌شود. کلاس باله هم داریم اما باید حتما حضوری تشریف بیاورید!

برداشت دهم/ سی متری نیروی هوایی

یکی از مربی‌ها درباره شرایط کلاس‌ها می‌گوید: برای کودک سه ساله، کلاس ریاضی، علوم و زبان داریم! ضمن اینکه کلاس های خلاقیت و نقاشی هم برقرار است.
درباره شهریه هم باید حضوری با مدیریت صحبت کنید!

شاید اینکه بیشتر مهدها ترجیح می‌دهند تا حضوری درباره شرایط و شهریه صحبت کنند، به این دلیل ساده برگردد که یکی از مادران در این باره به آن اشاره می‌کند.

الناز مادر کودک شش ساله است که مهدهای مختلف را برای کودکش امتحان کرده است. دراین باره می‌گوید: زرق و برق محیط روی بسیاری از والدین تاثیر می‌گذارد و شاید به همین دلیل است که مدیران روی این امر اصرار می‌کنند.

اما واقعیت این است که خیلی از مهدها تنها محل پذیرش والدین را مرتب می‌کنند درحالی که کودکان در محیطی کاملا معمولی نگهداری می‌شوند که امکانات خاصی ندارد.

الناز با اشاره به یکی از مهدهای خیابان زعفرانیه می‌گوید: برخی از مهدها در مقابل شهریه‌های بالا که ماهیانه بین 400 تا 600 هزار تومان است، برخورد مناسبی با کودکان ندارند به طوری که حتی کودک از لحاظ روحی دچار مشکل می‌شود.

اما انگار این همه واقعیت نیست و حکایت مفصل‌تر از این حرف‌ها است، چرا که شهریه مهد کودک ها نسبت به موقعیت مکانی و امکانات جانبی مثل داشتن دوربین مدار بسته، سیستم تهویه مرکزی و ضدعفونی کننده هوا، داشتن زمین بازی و سرویس رفت و آمد و حتی تحصیلات مربیان و ... متفاوت است!!

نکته جالب این است که برخی از مربیان در مهد‌های گرانقیمت اصول اولیه برخورد با کودک و حتی آموزش کودکان را نمی‌دانند...

پس اگر قصد انتخاب مهد برای کودکتان را دارید، لطفا گول تبلیغات را نخورید و آگاهانه انتخاب کنید شنیده ها حاکی است که برخی مهدکودک‌ها در ماه 500 هزار تومان را هم دریافت می‌کنند و خدماتی را ارائه می دهند که خود جای تامل دارد.

مردم ساکن در استان غربی جاوا در اندونزی اعتقاد دارند که جریان برق در ریل قطار بیماری های آنها را شفا می دهد.





فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی البشیر نوشت: برخلاف آنچه اوباما ادعا می‌کند، آمریکایی‌ها هنوز در افغانستان دارای زندان‌های سری هستند که در آنها شهروندان بی گناه افغانی نگهداری می‌شوند و این زندان‌ها نه تنها از بین نرفته و برچیده نشده‌اند، بلکه توسعه و گسترش هم یافته‌اند،‌مطلب زیر نگاهی گذرا به درد و رنجی دارد که ملت افغانستان از حضور آمریکایی‌ها در کشورشان می‌کشند.

* ربودن کارمند دولتی به دلیل مظنون بودن به عضویت در طالبان یا القاعده

در سال گذشته (2009) در یک شب آرام زمستانی در شهر "خوست " در شرق افغانستان "قسمت الله " کارمند جوان یکی از دوایر دولتی پس از این که آخرین بار در بازار شهر با دوستانش دیده شد، ناپدید می‌شود.
خانواده‌اش چندین روز به دنبال او تمام شهر و اطراف آن را زیر و رو کردند، اما خبری از او نیافتند، حتی بزرگان شهر با رهبران طالبان تماس گرفته و از او جویا شدند، اما آنها نیز خبری از قسمت الله نداشتند.
بهار و تابستان از راه رسید بی‌آنکه خبری از قسمت الله باشد، تا این که وقتی پلیس و بزرگان شهر از پیدا کردن او نا امید شدند، نامه‌ای از او به دست خانواده‌اش رسید که در آن وی نوشته بود، در یکی از بازداشتگاه‌های آمریکایی در 200 مایلی افغانستان بازداشت شده و نیروهای آمریکایی هنگام بازگشتش از بازار به منزل وی را ربوده بودند.

* افزایش بی‌اعتمادی پشتون‌ها به آمریکایی‌ها

طی سال‌های اخیرپشتون‌ها اعتماد خود را به آمریکایی‌ها در افغانستان از دست دادند،‌ چراکه آنها ملاحظه می‌کردند، تنها به اتهام این مظنون به عضویت در طالبان یا القاعده بودند، در تاریکی شب ربوده شده و به زندان‌ها و بازداشتگاه‌های سری آمریکا در افغانستان منتقل می‌شدند، بی‌آنکه در این میان خانواده‌های ایشان خبری از آنها در اختیار داشته باشند و حتی این بازداشت‌ها و ربودن‌های شبانه بیش از حملات هوایی در میان پشتون‌ها و اماکن سکونت آنها در افغانستان ترس و وحشت ایجاد کرد.

* یورش‌های شبانه و کشتار بی‌گناهان جخهت بازداشت مظنونان احتمالی

در ساعت 3 و ربع نیمه شب 19 نوامبر سال 2009 صدای انفجاری قوی ساکنان روستای همجوار شهر جازنی در جنوب افغانستان را از خواب بیدار کرد و پس از آن نظامیان آمریکایی درب منزل "مجید الله قرار " سخنگوی وزیر کشاورزی را شکسته و وارد منزل می‌شوند.
یکی از ساکنان خانه به نام "حمید الله " فروشنده سبزیجات سراسیمه برای اطلاع از امر از داخل یکی از اتاق‌ها به حیاط می‌دود که توسط شلیک یکی از نظامیان آمریکایی کشته می‌شود و هنگامی که پسر عموی نانوایش نیز برای اطلاع از موضوع به بیرون می‌دود، به سرنوشت حمید الله دچار می‌شود.
پس از آن نظامیان آمریکایی خانه را اشغال کرده و اسباب و اثاث خانه را درهم ریخته و آنها را می‌شکنند، کمدها را بهم می‌ریزند تا این که به کسی که دنبالش بودند، "حبیب الرحمن " برنامه‌ریز کامپیوتر دست می‌یابند، وی اقدام به تبدیل برنامه مایکروسافت ویندوز از زبان انگلیسی به زبان بومی یعنی پشتون کرده بود تا در دوایر دولتی مورد استفاده قرار گیرد، اما این اتهام حبیب الرحمن نبود، وی به اتهام احتمال عضویت در القاعده بازداشت شد.
نظامیان آمریکایی حبیب الرحمن و پسر عموی دیگریش را با بالگردی که در روستا فرود آمده بود، به یکی از پایگاه‌های آمریکایی منتقل کردند و پس از دو روز پسر عموی حبیب الرحمن آزاد شد، اما از خود او تا کنون خبری بدست نیآمده است.

* انتقال مظنونان به زندان‌های سری

این حملات و یورش‌های شبانه در واقع بخشی از عملیات‌های بازداشت و ربودنی است که نظامیان آمریکایی در حق شهروندان آمریکایی مرتکب می‌شوند و کسانی که مظنون به عضویت در القاعده یا طالبان هستند، به مجموعه زندان‌های سری نظامیان آمریکایی منتقل می‌شوند که در پایگاه‌های نظامی آنها در افغانستان احداث شده است و تعداد آنها رسما به 9 زندان می‌رسد.

* نمونه‌ای از شکنجه‌های اعمال شده علیه زندانیان

در سال‌های اول جنگ، در این 9 زندان زندانیان خطرناک و مرتکب جنایات سنگین نگهداری می‌شدند و در مصاحبه با 24 زندانی 17 نفر آنها تاکید کردند که در راه روانه شدن‌اشان به این زندان‌ها مورد شکنجه و آزار و اذیت بسیاری قرار گرفتند، و بازجویان اقدام به بستن چشمان و دهان آنها و آویزان کردن ایشان از سقف برای ساعت‌های طولانی می‌کردند؛ و گاهی سگ‌های هار را به جان آنها می‌انداختند تا زندانیان را گاز بگیرد‌ یا این که با زور دهان زندانی را باز می‌کردند و به میزان زیاد آب به او می‌دادند و این شکنجه‌ها تا روزها ادامه داشت.

* تداوم شکنجه‌ها تا بیهوش شدن زندانی

یکی از این زندانیان به نام "شیرخان " می‌گوید: بازجویان در تمام ساعات شب از وی بازجویی می‌کردند، پس از آن چشم‌های او را بسته و از سقف آویزانش کردند و برای این که شکنجه‌اش به اوج برسد در همان حال سگی را به جان وی انداختند و هنگامی که او را از سقف به پایین کشیدند، وادارش کردند، در برابر آنها بدود،‌ سپس او را مجبور کردند، 12 شیشه آب بنوشد تا این که از هوش رفت.

به گزارش جهان به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی آمریکایی آلترنت، صبح پنج‌شنبه گذشته، ۵۰۰۰ تن از ساکنان فقیر ایالت دالاس آمریکا برای به دست آوردن یکی از صد امتیاز سرپناه مجانی صف کشیده و با هم به رقابت پرداختند.

بنابراین گزارش، برخی از کسانی که در این صف یک مایلی حضور یافته بودند، از چهارشنبه شب در کنار محل اعطای این امتیازات چادر زده بودند تا در رقابت از سایرین عقب نمانند.

این گزارش حاکی‌ست، وقتی که در برای داخل شدن صد نفر از متقاضیان باز شد، چنان هجمه‌ای به سوی در صورت گرفت که دست‌کم ۸ نفر مجروح شدند. برخی از این افراد می‌گویند که خوشحالند از اینکه حداقل زیر دست و پا له نشده‌اند!

در این اتفاق که ساعت ۶ صبح و پس از بازشدن درب اداره مزبور افتاد، حمله جمعیت فقیر بی‌سرپناه در شرایطی صورت پذیرفت که تنها صد نفر موفق به کسب امتیاز شده و باقی افراد همچنان از یافتن سرپناه ناامید ماندند.

آلترنت تصریح می‌کند که اتفاق روز پنج‌شنبه بیانگر نیاز شدید مردم به کمک‌های دولتی در شرایطی است که سران آمریکا درصدد کاهش هرچه بیشتر این کمک‌ها هستند.

جمعیت صف کشیده پشت این مکان را طیف‌های مختلفی تشکیل می‌دادند، از جوانان مجرد گرفته تا مادرانی که فرزند به بغل برای پیدا کردن سرپناه آمده بودند و همچنین افراد موجهی که هیچ چیز جز درآمد ناچیز به دست آمده از مقرری دولتی ندارند. برخی از این افراد دارای شغل نیز هستند اما به حداقل دستمزد نیز دست پیدا نمی‌کنند.

مقامات محلی از لزوم افزایش چنین امتیازاتی خبر می‌دهند و این در حالی است که بیش از نیمی از بودجه آمریکا صرف جنگ‌افروزی در خاورمیانه و امور امنیتی می‌شود.

اقتصاد آمریکا از سال ۲۰۰۶ دستخوش رکودی سنگین بوده است که تاکنون نیز ادامه دارد.

تیم فوتبال رئال مادرید تور تابستانی خود را در شرایطی دنبال می‌کند که فقرای آمریکایی برای دریافت لباس‌های مصرف شده و پس مانده غذا اعضای این تیم اطراف منطقه را احاطه کرده‌اند.
به گزارش فارس، انتشار تصویر یکی از بی‌خانمان‌های لس آنجلسی در نزدیکی اردوی رئال مادرید خشم مقامات برگزار کننده اردوی آمریکایی این تیم را به همراه داشته و تلاش برای سرپوش گذاشتن بر فقر و گرسنگی و بیکاری مردم این منطقه از آمریکا با حضور خبرنگاران بی‌شمار اسپانیایی و آسیایی همراه رئال مادرید بی‌اثر بوده است.

 

بسیاری از مردم برای دریافت لباس مصرف شده در تمرینات رئال مادرید در مسیر حرکت بازیکنان صف می‌کشند و مادریدی‌ها که می‌دانند آنها این لباس‌ها را به خاطر طرفداری و هواداری نمی‌خواهند تحت تاثیر فقر این مردم قرار می‌گیرند.

برون ریز غذا در اردوی رئال مادرید زیاد است و بیش از 85 نفر اعم از بازیکنان، کادر فنی، تدارکات، مقامات و میهمانان ویژه هر روز در سه نوبت بر سر میز غذای ثروتمندترین باشگاه دنیا می‌نشینند اما این همه ماجرا نیست و سطل‌های زباله و محل مخصوص جمع آوری این پس مانده‌ها معمولا میهمانان ناخوانده دیگری را هم به سمت اردوی رئال مادرید فرا می‌خواند.

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر با هشدار نسبت به افزایش مصرف مواد مخدر در میان جوانان گفت: قرص های روانگردان کیپ تاگون وارد ایران نشده است.

سردار حمید رضا حسین آبادی در گفتگو با مهر اظهار داشت: متاسفانه مصرف روانگردان ها و مواد مخدر صنعتی در میان جوانان افزایش یافته و نگران کننده است به طوریکه کشفیات مواد مخدر صنعتی در سه ماهه نخست سالجاری بسیار افزایش یافته است.

وی با بیان اینکه تولید کنندگان مواد مخدر صنعتی با وارد کردن افدرین اقدام به تولید شیشه در داخل می کنند تصریح کرد: پلیس امسال 30 آشپزخانه خانگی تولید مواد مخدر صنعتی را کشف و متلاشی کرده است.

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر با رد ورود قرص های روانگردان کیپ تاگون تاکید کرد: این روانگردان ها در کشورهای عربی تولید و مصرف می شود و خوشبختانه این روانگردان ها تا کنون وارد کشور نشده است.

به گزارش «شیعه نیوز» ، بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد خواستار کمک عاجل به مردم گرسنه شاخ آفریقا شد.

دبیر کل سازمان ملل روز سه‌شنبه (۲۱ تیر/۱۲ ژوئیه) به وقت محلی در نیویورک اعلام کرد که بیش از ۱۱ میلیون نفر در شاخ آفریقا گرسنه‌اند و برای ادامه زندگی به کمک‌های جهانی محتاج‌اند.

او گفت سازمان ملل متحد برای نجات این افراد احتیاج به ۶/ ۱ میلیارد دلار دارد. این در حالی است که این سازمان جهانی تنها نیمی از این مبلغ را در اختیار دارد. او از تمام کشورهای جهان خواست مستقیما به کمک مردم شاخ آفریقا بشتابند.

به گزارش «شیعه نیوز» ، حجت الاسلام سید شکر الله زندوی در گفتگو با خبرنگار مهر با رد شایعات رسوخ شیطان پرستی در بین دانشجویان خوابگاههای هرمزگان بیان داشت: اعتقادی به رسوخ شیطان پرستی در بین دانشجویان خوابگاهی ندارم و اگر نمادی هم در بین دانشجویان مشاهده می شود به دلیل عدم آگاهی آنان از علائم شیطان پرستی است.

وی عنوان کرد: یکسری از نمادهای شیطان پرستی بدون آنکه اطلاعی از اینکه این نماد شیطان پرستی است در بین دانشجویان ترویج یافته است بدون آنکه عواقب آن را بدانند مورد استفاده قرار می دهند که نمی توان آن را به عنوان شیطان پرستی به معنای مصطلحی که در دنیا وجود دارد مطرح کرد.

زندوی با بیان اینکه دانشگاهها متولی فرهنگی دارند بیان داشت: سازمان تبلیغات نمی تواند جهت فرهنگسازی و آگاه سازی دانشجویان به طور مستقیم وارد شود اما می تواند در معرفی و در اختیار گذاردن روحانی و استاد به دانشگاهها کمک کند.

تلاش گروهی برای ترویج مسیحیت در بین دانشجویان خوابگاهی

وی با اشاره به تلاش برخی از افراد سودجو در گسترش مسیحیت در بین دانشجویان خوابگاهی افزود: یکسری تلاشهای مذبوحانه در دانشگاهها جهت ترویج آنچه را که مسیحیت می نامند صورت گرفته که سازمان تبلیغات اسلامی سعی کرده است با در اختیار قرار دادن جزوات و کتب مرجع اسلامی این نوع تلاشها را بی اثر کند.

حجت الاسلام زندوی تصریح کرد: اعتقاد دارم اگر جوانان ما به منطق بی پایه و استدلالهای بسیار سخیف مسیحیتی که امروزه متداول شده توجه کنند رویکردی به آن نشان نخواهند داد زیرا این گروه که سعی در ترویج مسیحیت دارند نتوانسته اند عقاید متناسب با شعائر روز و تکالیف مطرح را به اثبات برسانند.

وی عنوان کرد: اگر هم رویکردی در بین دانشجویان مشاهده می شود تظاهری است و دانشجویان با تحقیق گفته های این افراد به بی اساس بودن استدلالهای آنان پی برده اند.

فعالیت پنهانی مذاهب نوظهور در هرمزگان

دکتر زندوی تصریح کرد: در استان هرمزگان فعالیت وهابیت، صوفیگری و بهائیت کمتر مشاهده شده اما این به این معنا نیست که اصلا وجود نداشته باشند، تبلیغات و فعالیت این مذاهب نوظهور پنهانی است.

وی اظهارداشت: با همکاری دستگاههای نظارتی و متولی امور مذهبی و فرهنگی در استان مناطقی که مذاهب نوظهور در آنها فعالیت می کنند شناسایی شده و فعالیتها و تبلیغات مذهبی و دینی اسلامی تخصصی با آن انحراف طراحی و در حال اجرا است.

وی اعزام روحانی، گسترش خانه های عالم، مذاکرات چهره به چهره با افرادی که با این گروهها پیوند خورده اند را از جمله اقدامات سازمان تبلیغات اسلامی در جهت مقابله با این نحله های انحرافی عنوان کرد.

به گزارش مهر، آدرس زن فالگیر که شهرتش حالا زبانزد شده آنقدرها هم آسان نیست. از خیابان اصلی به چند کوچه‌ تو در تو می‌روی و اینقدر پیش می‌روی تا به در بزرگ مغز پسته‌ای می‌رسی جایی که شاید کمی نسبت به خیابان اصلی پرت باشد و تا آشنا نداشته باشی نمی‌توانی واردش شوی.

انتهای یک کوچه بن بست است و پیرمردی خمیده، نان به دست از قیافه‌ات می‌فهمد که دنبال چه هستی و زود آدرس را به تو می‌دهد. "اونجاست زنگ بالا را بزن".

طبقه بالا یک اتاق کوچک، به هم ریخته و شلوغ است که میزبان سه زن دیگر هم هست. مشتریانی که به در و دیوارهایی که با پوسترهای کلاژ شده عجیب غریب سنجاق شده‌اند، انگار مسخ شده‌اند گویی توی همان دنیای عجیب به دنبال سرنوشتی می‌گردند که دوستش دارند.

اتاق کمی تاریک است و پرده‌ها و اشیای عجیبی مثل اطوی ذغالی، چراغی شبیه به چراغ جادو و … جلب توجه می‌کند، چیزهایی که فقط باید در عتیقه‌فروشی‌ها دنبالشان گشت، بویی از عنبر و گلاب مشامت را پر می‌کند.

قهوه‌ داخل فنجان چرک یک نفس خورده می شود تا فنجان خالی شاهد پیش گویهایی باشد که روی اعتقادات خرافی مانور می‌دهند.

نوع آرایش زن به شکلی نیست که نتوانی زن 50ساله را تصور کنی، صورتش پر است از چروک‌ها و خطوط تند و تیز. فالگیر با صدای دورگه‌ای می‌پرسد: "چی شده؟ مشکلت چیست؟ نگاهی عاقل اندر سفیه می‌اندازد و می‌گوید: با این پول که طلسم وا نمی شه. این پول در حد چشم نظره!".

بعد لبخند محوی می‌زند و آب دهانش را قورت می‌دهد و با اشتیاق می‌گوید تا زندگی‌ات برود ته فنجان.

یک راه افتاده، مسافرت داری، عدد هفت افتاده تا هفت روز دیگه یک خبر می‌شنوی، یک زن لا غر اندام تو فالت هست. پشت سرت حرف و حدیث زیاده، دلت خیلی گرفته، موش افتاده، از سنگ‌هایی می‌گوید که باید بخری تا برایت شانس بیاورد و از چیزهایی که باید بخوری و...می‌گوید :فال تاروت هم می‌گیرد با نخود و سنگ هم بلد است.

سر کتاب، کارگشایی، رزق و روزی، مهر و محبت، بخت گشایی تمام چیزهایی است که در بقچه‌اش یافت می شود.

یک به یک کارت‌های طالع را جلوی چشمان منتظر و نگران مشتری‌های زخم خورده از دنیا٬ روی میز جادو٬ می چیند ...درمان چاقی و لاغری، پیدا کردن شوهر برای دختران، بخت گشایی برای پسران بدشانس، قبولی در کنکور، بریدن محبت شوهر گرامی به هوو با طلسم محبت، درمان همه نوع بیماری لاعلاج از آرتروز بینی گرفته تا سرطان نوک مو، دور کردن حیوانات موذی از خانه ، از مگس و پشه گرفته تا مار و عقرب و اژدها، جن گیری، پیش بینی آینده و رساندن به آخر آخر خوشبختی و... همه و همه در تخصص آنهاست.

این سالها بازار آنها داغ داغ است و هر روز شگرد جدیدی را رو می‌کنند تا مشتریان ساده لوحشان را تور بزنند.شیوه‌های آنها برای فریب طعمه‌هایشان آنقدر پیش پا افتاده است که بیشتر به یک شوخی بامزه می‌ماند تا واقعیت.

توی اتاق همچنان مشتریانند که اضافه می‌شوند. خانم منشی هم یا با تلفن حرف می‌زند و یا با مشتری‌ها که از طبقات مختلفی هستند، سر و کله می‌زند:باید از 20 روز جلوتر نوبت گرفته باشید. پنج اسکناس هزار تومانی زیر روزنامه‌هایی که روی میز منشی است قرار می‌گیرد تا 20 روز به چند ساعت تغییر کند. او هم بی‌درنگ مشتری را به داخل راهنمایی می‌کند.

فالگیرها زندگی پیچیده و عجیبی دارند. به راحتی به مخفی‌ترین گوشه‌های زندگی فردی و اجتماعی افراد سرک می‌کشند و هر آنچه را از ذهن و فکرشان برمی آید به عنوان آینده بینی و راه حل مشکلات پیش روی مخاطب قرار می‌دهند، نسخه‌های عشق و عاشقی‌های عجیب و غریب و افسانه واری می‌پیچند و در زندگی زناشویی خانواده‌ها مداخله و بعضاً نقشی محوری و اساسی را در برخی جدل‌های خانوادگی ایفا می‌کنند.

‌یک کارشناس علوم اجتماعی در خصوص فراگیر شدن پدیده‌ اجتماعی فال گیری و پیشگویی می‌گوید: اعتقاد به فالگیری یک نوع خرافه پرستی است که باید با ابزارهای فرهنگی و اعتقادی، آن هم در سطح بسیار وسیع و گسترده از طریق رسانه‌ها و تبلیغ فرد به فرد و چهره به چهره به مبارزه با آن پرداخت.

الهه بیات در ادامه می‌افزاید: امروزه نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا، فالگیران و رمالان با ادعای پیش گویی و آینده بینی کار و کاسبی برای خود به راه انداخته و افراد ساده دل فراوانی را نیز مجذوب خود کرده و به کلاه‌برداری و شیادی از این طریق می‌پردازند و حتی به تربیت شاگرد و علم آموز برای دستیاری خود مشغول می‌گردند.

وی اظهار می‌دارد: اگر فالگیری و رمالی را به عنوان یک پدیده و معضل اجتماعی موجود درون جامعه امروز بنگریم، بی شک فرهنگسازی و ارتقای سطح آگاهی‌های مردم آن هم با برنامه ریزی و انجام کار خستگی ناپذیر و طولانی مدت می‌تواند تنها راه مبارزه ریشه‌ای با این معضل باشد.

گودرز سجودی، روان درمان، پرده از بخش دیگری از رمز و راز زنان فالگیر برمی دارد و می‌گوید: وجود راه حل‌هایی برای حل مشکلات مردم از قبیل کف بینی، فال شمع، تاروت و ... مدتی است که در زندگی روزمره‌ مردم بیش از پیش به چشم می‌خورد، در آرایشگاه‌ها، پارک‌ها، سالن‌های ورزشی، استخرها شاهد حضور زنانی هستیم که به این امر می‌پردازند و مشتریان خود را سر کیسه می‌کنند.

وی می‌افزاید: اما مشکل به همین جا ختم نمی‌شود، آن چه دردناکتر و قابل تعمق است، وجود سایه‌ ارتکاب جرایمی همچون اغفال، تجاوز، قتل و ... بر سر این مراجعین نگون بخت است. تعداد زیادی از مراجعین از عواقب صدمات و لطمات فراوان روانی و جسمی که از اعتماد به فالگیرها در رنج هستند و مورد آسیبهای جدی و گاه غیر قابل جبران قرار گرفته‌اند.

سجودی خاطرنشان می‌کند: بسیاری از افراد تحصیلکرده و روشن‌فکر اسیر تفکرات واهی و پوچ رمالان و شیادانی می‌شوند که حاضرند با پرداخت هزینه‌های گزاف و رقم‌های میلیونی، نه تنها جیب گشاد این افراد را پر پول‌تر کنند، بلکه مشوق اصلی برای ادامه جرم این مجرمان می‌شوند.

وی راه حل و برخورد کاربردی با این معضل فراگیر اجتماعی را نیازمند فرهنگسازی و اطلاع رسانی دانست و افزود: مهمترین راهکار مقابله با گسترش این پدیده اجتماعی فراهم کردن امکان استفاده از راه حل‌های عقلانی و منطقی است.

سجودی تأکید می کند: ایجاد و توسعه مراکز کارآمد مشاوره و راهنمایی در تمامی مناطق کشور به صورت رایگان و یا ارزان قیمت، می‌تواند حجم مراجعات به سودجویان و شیادانی که از عقاید و باورهای مردم سوءاستفاده می‌کنند را کاهش دهد.

در مورد زادگاه اصلی فال، اتفاق نظری وجود ندارد اما آنچه مسلم است تاریخچه فال به اقوام آریایی برمی گردد و بدین ترتیب تاریخ جادوگری و فالگیری به شرق می‌رسد.

اما محققان می‌گویند مردم برخی کشورها از نظر آمار مراجعه به فالگیر، گوی سبقت را از سایر مردم دنیا ربوده‌اند، انگلیسی‌ها و رمانیایی ها از جمله این افراد هستند ولی باید به این آمار ایرانی‌ها را هم اضافه کرد.

آسیب شناسان اجتماعی معتقدند که فالگیرها افرادی هستند که بیشتر از آنکه به علم پیش گویی مسلط باشند به علم روا نشناسی مسلطتند. زیرا آنها با دقت در عکس‌العملها و هیجانات مشتری‌هایشان و با توجه به سن و سال مشتری و نیازهای متناسب با آن سن و سال مطالبی را برای مشتری عنوان می‌کنند که خوشایند اوست و مشتریان ساده که به تصور تحول عظیم در زندگی‌شان به آنجا می‌آیند و منتظرند که هنگام بیرون رفتن از آن خانه، تمام بار مشکلاتشان همان جا بماند و آنها سبک بال و آسوده خاطر و بدون هیچ مشکلی آنجا را ترک کنند.

مطابق قانون مصوب ۱۳۲۴، هرگونه اقدام به رمالی، جن‌گیری و فالگیری جرم محسوب می‌شود و مطابق بند ۱۸ ماده سه آئین‌نامه این قانون افرادی که از طریق رمالی و پیشگویی در مغازه و خانه مردم را فریب می‌دهند و از این طریق درآمد کسب می‌کنند، مرتکب جرم شده و قانون بــرای ایــن افـراد زندان و جزای نقدی پیش‌بینی کرده است. ‌

سید محمد تقی محصل همدانی کارشناس حقوقی، در زمینه مجرمانه خواندن فعالیتهای فالگیران، رمالان و کف‌بینان می‌گوید: از آنجا که این اعمال فعالیتهای مجرمانه‌ای هستند خود به اعمال مجرمانه دیگری از قبیل رابطه نامشروع، طلاق، قتل، ضرب و جرح و غیره نیز دامن می‌زنند اما برای تعیین معیار جرم این افراد باید دید که پیامد و نتیجه نهایی چنین عملی با کدامیک از مصادیق جرم در قانون مطابقت دارد تا این تبعات به فراخور نوع جرم ارتکابی مستوجب کیفر و مجازات افراد خاطی شود.

وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد که نظامیان همجنس‌گرایی که آزادانه در ارتش خدمت می‌کنند، دیگر اخراج نخواهند شد.

به گزارش گروه دفاع و امنیت مشرق، فارس به نقل از خبرگزاری "یونایتدپرس‌اینترنشنال " نوشت، وزارت دفاع آمریکا، "پنتاگون "، روز گذشته به ارتش دستور داد تا اخراج نظامیان همجنس‌گرا را متوقف کند و تقاضانامه خدمت در ارتش همجنس‌گرایانی که شرایط خدمت را دارند، بپذیرند.

این تغییر راهبرد پنتاگون در شرایطی گزارش می‌شود که دو روز پیش دادگاه تجدیدنظر در ایالت کالیفرنیا حکم داد که قانون " نگو و نپرس " دیگر اجرا نمی‌شود.

قانون "نگو و نپرس " که از زمان " بیل کلینتون "، رئیس‌جمهور سابق آمریکا اجرایی شده بود، در دسامبر سال گذشته میلادی توسط کنگره لغو شد. از آن زمان تاکنون وضعیت همجنس‌گرایانی که در ارتش بودند، همچنان نامعلوم بود تا اینکه روز چهارشنبه هفته گذشته، دادگاه تجدیدنظر آمریکا دستوری صادر کرد که اجرای سیاست قدیمی "نگو و نپرس " را متوقف کرد.

این حکم دادگاه نیز به اعلام روز گذشته پنتاگون مبنی بر خدمت آزادانه همجنس‌گرایان در ارتش انجامید.

ارتش آمریکا در شرایط فعلی در حال آموزش برای آمادگی دادن مجوز خدمت آزادانه و آشکار همجنس‌گرایان است و به محض اینکه ستاد مشترک ارتش تکمیل این آموزش را تائید کند، که انتظار می‌رود در تابستان سال جاری باشد، این قانون جدید در مدت 60 روز اجرایی خواهد شد.

رئیس‌جمهور آمریکا در ماه دسامبر سال گذشته میلادی قانون "نگو و نپرس " را لغو کرد؛ قانونی که بر اساس آن اگر حضور نظامیان همجنس‌گرا در ارتش آمریکا فاش می‌شد، این نظامیان اخراج می‌شدند.

در عوض لغو این قانون، اوباما قانونی را امضا کرد که برای اولین بار به نظامیان همنجنس‌گرای ارتش اجازه خدمت آزادانه در ارتش آمریکا را می‌داد. این در حالیست که قرار بوده تا زمانیکه پنتاگون در حال تنظیم مقررات جدید منع خدمت آزادانه همجنس گرایان در ارتش است، همچنان قانون "نگو و نپرس " اجرا شود.

دومین ادعا، یعنی حمله ابر‌های فضایی سمّی به زمین را وزیر «امور اضطراری» روسیه مطرح کرد. وی بیان داشت: «در ساختار مغناطیسی سیاره زمین تغییراتی به وجود آمده است و چنین وضعیتی موجب مرگ‌های جمعی حیوانات شده است».

دادگاهی در آمریکا به دولت رئیس‌جمهوری این کشور دستور داد تا ازدواج همجنس‌گرایان در ارتش آمریکا را آزاد گذارد.

به گزارش فارس به نقل از شبکه "بی‌بی‌سی "، "باراک اوباما " رئیس جمهوری آمریکا در دسامبر سال گذشته میلادی، قانونی به نام "نپرس و نگو " را لغو کرد که بر اساس آن اگر حضور نظامیان همجنس‌گرا در نیروهای مسلح فاش می‌شد، اخراج می‌شدند.

دادگاه تجدید نظر آمریکا به دولت اوباما دستور داده است تا به منع ادامه خدمت در ارتش همجنس‌گرایانی که گرایش جنسی خود را پنهان نمی‌کنند، پایان دهد.

بر اساس این گزارش، رئیس جمهوری آمریکا نیز قانونی را امضا کرد که برای اولین بار در این کشور به زنان و مردان همجنس‌گرای ارتش این کشور اجازه می‌دهد گرایش جنسی خود را، بدون ترس از خطر اخراج، ابراز کنند.

بی‌بی‌سی این‌گونه ادامه داد که تا زمانی که پنتاگون در حال تنظیم مقررات جدید است، قانون "نپرس، نگو " همچنان در حال اجراست.

اکنون سه قاضی دادگاه نهم تجدید نظر در سان‌فرانسیسکو گفته‌اند که اجرای قانون "نپرس، نگو " باید لغو شود، زیرا دولت اوباما در دسامبر ۲۰۱۰ به این نتیجه رسید که رفتار متفاوت با آمریکایی‌های همجنس‌گرا، ناقض قانون اساسی است.

بر اساس قانون "نپرس، نگو " نظامیان همجنس‌گرا اجازه ندارند گرایش جنسی خود را علنی کنند.

هفته نامه یالثارات نوشت:شوهر دو، سه سال قبل، از سر نداری، دختربچه ۹ ماهه‌شان را می‌برد و می‌فروشد. زن اشک می‌ریزد: «الهی بمیرم... بچه‌ام مثل قرص ماه بود...» اینجا یک نفر چون پول نداشته، دخترک ۱۶ ساله‌اش را به عقد مرد ۵۰ ساله در آورده... نداری بیداد می‌کند. گویا تا نبینی باور نمی‌کنی که فقر چطور می‌تواند همه آنچه را که یک آدم دوست دارد، به تاراج بکشاند. اینجا، در یکی از شهرهای کوچک استان خراسان جنوبی، آدم‌هایی را دیدم که شاید همانند آنها در هر کجای این کشور نفس می‌کشند و گم شده در بی‌تفاوتی ماها! به خدا پناه برده‌اند... و این روایت آن آدمها است...

با یکی، دو نفر از اهالی شهر قائن، در جاده بیرجند ـ قائن در حرکتیم. تا چشم کار می‌کند، بیابان است و بیابان است و بیابان. راننده که از اهالی خیّر شهر قائن است همینطور که دارد رانندگی می‌کند و از محرومیت منطقه حرف می‌زند، دستهایش را می‌کوبد روی فرمان؛ «خب این همه از سیاست و هر چیز دیگری می‌گویید، از ایتام و فقیرها چرا چیزی نمی‌گویید؟ ناسلامتی اینجا کشور اسلامیست. این همه پول خرج تیم‌های فوتبال و فیلم‌های مختلف می‌کنید، آن وقت فکر می‌کنید مردم نمی‌فهمند؛ به خدا این یتیم‌ها و بچه‌های فقیر، بچه‌های امیرالمومنین هستند. پس‌فردا همه‌مان را بازخواست می‌کنند.»

و من نمی‌فهمم که مخاطب این حرفهای تند او منم یا دیگران...؟!
ماشین می‌پیچد توی جاده‌ای خاکی که در دوردستش چند خانه گلی دیده می‌شود. نزدیک یک در زنگ زده که گویا در خانه است ایستاده‌ایم. دختربچه تا ما را می‌بیند، می‌دود توی خانه و ما هم با هدایت خاله دخترک وارد اتاقشان می‌شویم.

زن شروع می‌کند به حرف زدن: «پول نداشتیم. پدرمان یکی از خواهرهایم را وقتی ۱۶ ساله بود، داد به یک مرد ۵۰ ساله و خواهر دیگرم ۲۵ ساله بود که به خاطر نداری مجبورش کردند به عقد یک پیرمرد ۷۰ ساله در بیاید. اینهم بچه برادرمان است که چند وقت پیش فوت کرد.» و به دخترک اشاره می‌کند.

می‌گوید: «پدرمان ۷۰ سال دارد ولی باز هم مجبور است کارگری کند.» در لابه لای صحبت‌ها می‌فهمم خود زن هم چند سال است عقد کرده ولی چون پول جهیزیه ندارد توی خانه پدر مانده و می‌فهمم که این خانواده حتی پول آمدن به شهر قائن را هم برای انجام کارهای ضروری ندارند.
به دخترک می‌گویم: «فاطمه جان کلاس چندمی؟» و او در حالی که روسری‌اش را صاف می‌کند، می‌گوید: «سوم»

یکی از بچه‌های همراهمان بعداً می‌گفت: معلوم نیست فاطمه تا کلاس چندم بتواند به درسش ادامه بدهد.
از خانه که بیرون آمدیم یکی از همراهانمان می‌گوید: توی همین روستا خانواده‌ای هست که بچه‌هایشان هیچ‌وقت پابوس آقا نرفته‌اند. (منظورش امام رضا(ع) بود). آدمی هست که ضروری‌ترین امکانات زندگی را هم ندارد. البته حقوق کمیته امداد و یارانه دولت به مردم می‌رسد ولی اولا آنقدر نیست که مشکلی را حل کند و ثانیا خیلی از مشکلات این مردم هم بی‌کسی و یتیمی است. اینهایی که دارید می‌بینید، دیوارشان کوتاه است؛ چون هیچ کس حمایتشان نمی‌کند. این دختربچه ۱۶ ساله‌ای را که به آدم ۵۰ ساله داده‌اند مگر نمی‌خواسته زندگی کند؟ تفریح مگر نمی‌خواست؟ چرا او باید تا آخر عمر تاوان بی‌کسی‌اش را بدهد...؟!

عمارت‌های کلاه فرهنگی
در حاشیه شهر قائن از کنار چند باغ که از وسطشان عمارت‌های کلاه فرنگی قد علم کرده‌اند می‌گذریم و به یک خانه کوچک می‌رسیم.
شوهر ندار بوده و می‌رود دختر ۹ ماهه خانواده را می‌فروشد. زن خودش را می‌زند... «الهی بمیرم... بچه‌ام مثل قرص ماه بود.» و بعدتر هم نداری خانواده را از هم می‌پاشاند ولی زن کنار مادر پیر و ۳ تا بچه دیگرش می‌ماند. یکی از بچه‌ها هم استثنایی است.

فاطمه دختر کوچکتر است. کنار دیوار نشسته و ما را نگاه می‌کند. می‌گویم: «فاطمه جان بیا جلوتر ببینم کلاس چندمی...؟!»
و او سرش را پایین می‌اندازد و می‌خندد. مادرش می‌گوید: «شما ببخشید... صغیر است بچه...» و همینطور ادامه می‌دهد. «پول درمان هم نداریم. خودم مریضم و بچه‌ها هم.» به مادرش هم نگاه می‌کند. پیرزن فقط می‌تواند روی چاردست و پا راه برود... اما من دارم به فاطمه کوچک فکر می‌کنم. اینکه صغیر یعنی چی؟ اصلاً چرا فاطمه باید در جواب من بخندد... و اینکه بچه‌ای که صغیر است چرا در مقابل دیگران فقط می‌خندد...؟!

سر راه برگشت از عمارت‌های کلاه فرنگی که گفتم چند تا عکس هم می‌گیرم.
عمده فعالیت‌های مردم منطقه، کشاورزی دیم بوده اما حالا خشکسالی بیش از ۱۵ سال توی قائن خیمه زده و این اتفاق محل اصلی درآمد مردم یعنی کشاورزی و بعد دامداری را به مسلخ برده است.

اشتغال، دغدغه اصلی مردم و جوان‌ترهاست و البته آمارهای متناقض و حرف‌های پشت پرده‌ای هم از وضعیت اشتغال شهرستان وجود دارد اما نکته واضح، خشکسالی شدید و بعد محرومیت منطقه است که برای اثبات نیازی به ارائه آمار و اقداماتی از این دست ندارد.

خشکسالی کمر اشتغال را می‌شکند و این چیزی نیست که هیچ اظهار نظر یا رقمی بخواهد یا بتواند آن را انکار کند.

یکی از خیران شهر قائن در ادامه به من می‌گوید که بعضی خانواده‌ها و افراد نیازمند وقتی شنیده‌اند شما از تهران می‌آیید تا از وضعیتشان گزارش بگیرید، درخواست کرده‌اند بیایند و در مورد وضعیتشان حرف بزنند.
او می‌گوید: «این مردم خیلی احساس تنهایی می‌کنند. وقتی امثال شما را می‌بینند برایشان قوت قلب است. می‌فهمند توی این مملکت هنوز آدم‌هایی هستند که بهشان فکر می‌کنند.»

ارباب بیرونم کند، کار تمام است
... انگار دارند با یک آدمی که مقام بالای دولتی دارد حرف می‌زنند؛ مودّب و نوبت به نوبت. هیچ‌کس هم توی حرف دیگری نمی‌پرد. دلیلش البته واضح است. می‌خواهند حرفهایشان کامل منعکس بشود. طوری حرف می‌زنند که انگار برایشان خیلی مهم است آدم‌ها و افراد دیگری هم از این مشکلات باخبر بشوند.

پیرزن می‌گوید: «روستایمان خیلی از اینجا دور است. تمام عمرم رخت شسته‌ام و بچه‌های یتیمم را بزرگ کرده‌ام.» و می‌زند زیر گریه... هق هق کنان ادامه می‌دهد: «خب ننه پول کمیته را که ۳ بار بیایم قائن و برگردم که تمام می‌شود... کل دارایی من و بچه‌هایم یک دنگ آب توی روستا بود که خشکسالی همان را هم ازمان گرفت. حالا هیچ درآمدی نداریم. من هم که دیگر دستهایم رمقی ندارد مادرجان. دلواپس ۲ تا دخترهایم هستم که پول جهیزیه ندارند.» اشکهایش را پاک می‌کند و ادامه می‌دهد: «الهی همه جوان‌ها خوشبخت بشوند.»

حرفهایش که تمام می‌شود، مردی که آن‌طرف‌تر ایستاده، بی‌مقدمه و بی‌اعتنا به آنهایی که دارند نگاهش می‌کنند، می‌گوید: «توی محله ما دو تا بچه یتیم هستند که مادرشان همین چند وقت پیش چون سرطان داشت، مرد. یک ثوابی بکنید به آنها هم کمک کنید.» و بعد انگار تازه می‌فهمد که دویده وسط نوبت دیگران.

صورت و دست‌های زن آفتاب سوخته است. می‌گوید: «دو تا بچه یتیم دارم و برای دیگران کار کشاورزی می‌کنم.» لهجه‌اش غلیظ است. یک زن میانسال می‌گوید: «او باید مثل مردها کار کند تا ارباب بیرونش نکند حتی وقتی هم مریض است باید برود سر آب» و زن، خودش ادامه می‌دهد: «من تمام تلاشم این است که بچه‌ها گرسنه نمانند و لااقل بتوانند بروند مدرسه درس بخوانند. ولی از آینده می‌ترسم. ارباب نخواهد دیگر برایش کار کنم، کار تمام است.»

یکی از خیّرینی که در جمع‌مان است برایم توضیح می‌دهد که ما سعی می‌کنیم خانواده‌ها و ایتامی که مادرشان آنها را سرپرستی می‌کند را به بعضی موسسات خیریه معرفی کنیم. موسسات هم بعضاً به صورت تناوبی، هزینه‌هایی را به این بچه‌ها اختصاص می‌دهند و به حسابشان می‌ریزند.

او تصریح می‌کند که بسیاری از این خانواده‌ها در ۱۴۵ روستای قائن هیچ حامی خاصی ندارند و پول بهزیستی یا کمیته امداد و یارانه دولتی هم به هیچ وجه نمی‌تواند با مقدار فعلی حتی بخشی از مشکلات آنها را هم حل کند.

و همان زن در ادامه حرفهایش می‌گوید: «یکی از بچه‌هایم از طرح اکرام یک حامی دارد که ماهی ۱۰ هزار تومان می‌ریزد به حسابش. ولی اوضاع طوریست که اگر کار نکنم بچه‌ها گرسنه می‌مانند.»

پول یارانه و حقوق کمیته امداد مساوی با...
و آنهای دیگری هم که هستند، همه حرفهایشان را می‌زنند. و این «همه حرفها» یک شاه بیت دارد. «حمایت نشوی، تمام است». در واقع برای هزینه‌هایی مثل ازدواج، درمان و حتی تحصیل دچار مشکلات شدیدند. شاید پول یارانه و کمیته امداد مثلا در ماه ۷۵ هزار تومان را بیاورد توی زندگی‌شان ولی این پول به زحمت اگر شکمشان را هم سیر کند، شانس آورده‌اند... که نمی‌کند... و از اینها گذشته بعضی‌هایشان چون کسی را ندارند توی جایی که کار می‌کنند استثمارهم می‌شوند.
پسر جوانی که همانجا نشسته، می‌گوید: «بعد از ۴ سال کار توی... به من گفته‌اند قراردادت را نمی‌بندیم. حالا هم که ایشان (به یکی از خیرین اشاره می‌کند) پیگیر کارم شده، می‌گویند خواستی، بیا روزی ۱۲ ساعت کار کن. حقوقت را هم مجبوریم کمتر بدهیم.»

یتیم احترام هم می‌خواهد
و همان فرد خیّر بعداً به من می‌گوید: «واقعا مسئولین چرا خیلی از کارها را انجام نمی‌دهند. وقتی ما می‌توانیم این کارها را انجام بدهیم، یعنی آنها نمی‌توانند؟! حمایت از این مردم درمانده کمترین کاریست که می‌توانند انجام بدهند.»

او ادامه می‌دهد: «اصلاً از این کمک‌ها گذشته، این مردم به یک دست مهربان نیاز دارند که بالای سرشان باشد. بچه یتیم غیر از کمک، احترام هم می‌خواهد. اینها روی چشم ما جا دارند. شاید مرگ پدر و مادر درد بزرگی باشد که به این زودی‌ها درمان نشود اما سایر دردها را که جامعه اگر بخواهد می‌تواند درمان کند...»

بین همه یک دانشجو هم هست. می‌گوید: «پدر و مادرم به فاصله کمی از هم فوت کردند.» و گریه‌اش می‌گیرد... «هیچ‌کس را نداشتم. اگر اینجا نبود که کمک کند معلوم نبود چی می‌شد...»

و بعداً می‌فهمم که مجموعه، دیگر توان چندانی هم برای کمک به موارد اینچنینی ندارد و اگر از سایر جاها کمکشان نکنند، معلوم نیست چه اتفاقی بیفتد.

این آمار ناهمخوان
رئیس اداره بیمه تأمین اجتماعی قائن کسی است که با او قرار ملاقات داریم. او می‌گوید: «قائنات کلاً ۱۵۰ هزار نفر جمعیت دارد که یک سومش تحت پوشش بیمه‌اند.»

غلامرضا میامی می‌افزاید: «۹۰۰ نفر از بیمه شده‌های ما هم مستمری بازنشستگی و از کارافتادگی می‌گیرند.»

او در لابه لای صحبت‌هایش از این هم می‌گوید که رقم افزایش بیمه شده‌ها طی سال‌های اخیر یک رقم معمولی بوده و تصریح می‌کند: «این که می‌گویند رشد اشتغال در قائن ۴۰ یا ۵۰ درصد بوده با آمار ما همخوانی ندارد. آنهایی که می‌گویند رشد ۴۰ درصدی داشته‌ایم پس حق بیمه این تعداد کجاست؟»

قصه فاطمه
قرار دیگری هم داریم. درب خانه کوچکشان را باز گذاشته‌اند و پرده، مردد میان داخل خانه و کوچه تلوتلو می‌خورد. می‌فهمم که چون کولر ندارند و هوا گرم است، در خانه را باز گذاشته‌اند.

فاطمه... (اسم او هم فاطمه است) دخترک ۸ ساله‌ای که بابایش را چند سال قبل از دست داده، دوزانو جلوی ما نشسته. مادرش دارد برایمان از مشکلاتشان می‌گوید. پدربزرگ یک بار به فاطمه گفته «کاش تو دختر پسرم نبودی» و بعد یک ۲۰۰ تومانی را انداخته جلوی فاطمه. و فاطمه با این که کوچک است و شاید خیلی چیزها را نمی‌فهمد از آن روز با همه کمتر حرف می‌زند.

فاطمه کلی هم دوست دارد برود پارک و این را همه هم می‌دانند ولی مادر صبح تا شب باید کار کند و دیگر رمقی برای پارک بردن فاطمه نمی‌ماند. دارم به پدربزرگ فاطمه فکر می‌کنم که می‌شنوم، معلم فاطمه هم وقتی دخترک، روز معلم یک شاخه گل را برایش هدیه برده آن را قبول نکرده و گفته: «تو یتیمی... از تو هدیه نمی‌خواهم...»

یکی از خیّرین همراهمان می‌گوید: «بعضی از مردم فکر می‌کنند چون فلانی بچه یتیم است، می‌توانند به او سرکوفت بزنند.»
او معتقد است صدا و سیما در بحث ایتام کم‌کاری می‌کند و آنها را فراموش کرده است.

به فاطمه می‌گویم: «فاطمه خانم! می‌خواهی چه کاره بشوی؟» و فاطمه جواب می‌دهد: «مدیر مدرسه»

با یک خیّر در یکی از روستاهای اطراف هم آشنا می‌شنویم. او می‌گوید: «خودم درآمدی ندارم که بچه یتیم‌ها را حمایت کنم. ولی کسانی که می‌توانند حمایت کنند را می‌آورم اینجا. توی روستای ما آدم نیازمند زیاد است. الآن ۱۳ سال است که خشکسالی شده، دیگر مردم نمی‌توانند کار کنند.»

و ما را می‌برد به خانه‌ای در روستا که سرپرست ندارد و مادری پیر و دخترش در آن زندگی می‌کنند.

پسر خانواده مثل اینکه رفته است شهر کار کند ولی هنوز نتوانسته پولی برای خانه بفرستد. معصومه کوچک است ولی چادرش را محکم نگه داشته.

می‌گوید: «تا حالا فقط دو دفعه رفته‌ام مشهد.» و در حین و بین صحبت‌های ما می‌رود از درخت زردآلوی خانه که میان این همه درخت خشک شده در روستا هنوز سالم مانده و برای معصومه و مادرش ثمر می‌دهد، میوه می‌چیند و می‌گذارد جلویمان.

به کسی که ما را به دیدار این خانواده آورده، می‌گویم: «خب، چرا شورای روستا کاری نمی‌کند؟»

و او جواب می‌دهد: «از دست شورا که کاری ساخته نیست. کار و بار این مردم کشاورزی دیم بوده که حالا چندین سال است خشکسالی آن را از مردم گرفته. کاری نمی‌شود کرد.»

حاج نصیرزاده از معتمدین محلی است. او معتقد است برای مشکل مردم محرومی که در این روستاها هستند دو راه را باید رفت. اول ارائه یکسری امکانات برای رفع نیازهای فوری مردم که نقش مسکّن را ایفا کند و دوم اشتغالزایی.

وزیری که چندین میلیارد سرمایه دارد...
او می‌گوید: «مشکل اصلی بعضی از مردم در روستاهای ما این است که صدایشان به جایی نمی‌رسد. از طرف دیگر این نکته هم هست که به هر حال برخی مسئولان ما هم حال ضعفا را نمی‌فهمند. مثلا وزیری که چندین میلیارد سرمایه دارد، خب طبیعی است که این چیزها را درک نکند.»

و ادامه می‌دهد: «امام به مسئولان گفت که از آن محرومان بترسید. اما آنها حرف امام را فراموش کرده‌اند.»

در میانه صحبت‌هایی که شنیده‌ام، می‌فهمم که بعضی مجبور شده‌اند به خاطر بی‌پولی حتی دست به کارهای نامشروع هم بزنند.

یک نفر در این باره می‌گوید: «فقر که از یک در خانه بیاید تو، دین از در دیگر می‌رود بیرون. خب وقتی طرف گرسنه است و یا گرسنگی خانواده‌اش را می‌بیند، معلوم است که به راه‌های نامشروع می‌رود. حالا اگر مرد باشد می‌رود سراغ مواد مخدر و قاچاق و اگر زن باشد سراغ چیزهای دیگر.»
توی شهر قائن پسری هم ازمان سراغ می‌گیرد و سر راه به ما می‌رسد. و ماجرایش را اینطور تعریف می‌کند: «۲۴ ساله‌ام. دو سال قبل ازدواج کردم. اما هنوز که هنوز است نتوانسته‌ام با همسرم برویم سر زندگی خودمان. شاید با ۳ میلیون تومان مشکلاتم حل بشود ولی همین پول از کجا باید جور بشود، خدا می‌داند.»

می‌گویند پول نداریم ولی هر کمکی بخواهید ما هستیم!
شهرک صنعتی قائن مقصد بعدی ماست. از یک کارخانه شکلات سازی بازدید می‌کنیم که با ۳۵ کارگر به دلیل نداشتن نقدینگی تعطیل شده است.

صاحب کارخانه با اشاره به اینکه دولت می‌بایست در تأمین نقدینگی به ما کمک می‌کرد، می‌گوید: «خب اگر به بخش خصوصی و ایجاد اشتغال نیازی ندارید چرا می‌گویید کار کنید؟ الآن کار به جایی رسیده که هیچ‌کس کمکمان نمی‌کند.

برخی مسئولان البته ما را به یک جاهایی ارجاع داده‌اند. ولی آنها هم می‌گویند پول نداریم بهتان بدهیم ولی هر کمک دیگری بخواهید ما هستیم. خب این که به درد ما نمی‌خورد.»

غیر از یکی، دو نفر هیچکس را توی شهرک نمی‌بینم. شاید هوا گرم است و شاید کارگرها مشغول کارند. صاحب کارخانه‌ای که با او صحبت کرده‌ایم، می‌گوید: چند تا از کارخانه‌های دیگر شهرک هم تعطیل شده‌اند.»

جهیزیه‌ای که جور نمی‌شود
روستاهای اطراف قائن از دور زرد رنگ اند و بی‌رمق. شاید این صفت خشکسالی باشد که رنگ و عطر زندگی را از هر چیزی می‌تاراند.
پیرزن می‌گوید: «من به ماهی ۳۵ هزارتومان کمیته امداد و یارانه دولت راضی ام و گذران می‌کنم. ولی دخترم چون پول جهیزیه نداریم، نمی‌تواند برود خانه شوهر.» و ادامه می‌دهد: «خب آن جوان هم (اشاره به همسر دخترش) از ما ندارتر.»

یک نفر برایم می‌گوید: «دختر خیلی درسخوان بوده. راهنمایی را که تمام می‌کند، برای رفتن به دبیرستان که ۱۰ کیلومتر آن‌طرف‌تر بوده دچار مشکل می‌شود. خانواده هم نمی‌تواند پول کرایه را تأمین کند و دختر از درس می‌ماند.»

او حرفش را اینطور تمام می‌کند: «امثال آقای محصولی بیایند کمک کنند که این بچه‌ها بروند سر خانه زندگیشان.»

کاش لباس‌های کهنه می‌آوردید!
حاج نصیرزاده هم همراهمان است. او می‌گوید:«اگر تلویزیون هم این چیزها را می‌گفت و افکار عمومی را با درد این مردم آشنا می‌کرد اوضاع خیلی بهتر بود. من نمی‌دانم آقای ضرغامی این معضلات را نمی‌بیند...؟! نمی‌شنود...؟!»

او خاطره تلخی هم برایم تعریف می‌کند: «برای بچه‌های یک خانواده بی‌سرپرست مقداری اقلام از جمله لباس برده بودیم. مادرشان می‌گفت ایکاش لباس کهنه می‌آوردید. و تعجب و چرای ما را که دیده بود، گفته بود: اگر بچه‌ها فردا این لباس‌های نو را بپوشند، مردم آبادی ما را به دزدی متهم می‌کنند.»

دارد می‌میرد، چون پول درمان ندارد
حاج نصیرزاده، ادامه می‌دهد: «چرا فرهنگ ما باید اینطور بشود؟ بچه‌های یتیم تاج سر ما هستند. خب وقتی راحت می‌شود جلوی این باورهای غلط را گرفت، چرا کسی کاری نمی‌کند...؟!»

توی روستا که هستیم، بچه‌های همراهمان با یک طلبه خوش سیما هم حال و احوال می‌کنند.
وقتی که می‌رود، می‌گویند: «حاج آقا سرطان دارد ولی پول درمان ندارد.»
بچه‌ها می‌گویند: «خیلی طلبه فاضلی است اما سرطان دارد او را از خانواده‌اش و از روستا می‌گیرد.»
حالا دیگر ساعت‌های زیادی از آشنایی من با این مردم گذشته است.
نه اینکه حال و روز همه اهالی شهرستان اینطور باشد. یا اینکه مثلاً این قسمت از کشور ما تافته جدابافته باشد و مثال‌های محرومیت آن در هیچ کجای دیگر یافت نشود. اما برخی مناطق در کشورمان دست به گریبان مشکلاتی است که معلوم نیست چه زمانی حل خواهند شد.

خسی در میقات!
مشغول ورق زدن سایت نماینده شهر در مجلس هستم و حرفها و مواضعش را می‌خوانم. زیر عکس آقای نماینده نوشته: «ظاهرش بیشتر نشان می‌دهد اما در واقع متولد بیستم شهریور ماه سال ۱۳۳۹ است...»
آقای نماینده از خاطرات حج و عمره مفرده‌اش هم نوشته: «قبل از حرکت به مسجد شجره مقداری در حال و هوای احرام با مردم صحبت کردم و تقریباً بدون استثنا اشک همه را درآوردم. و در یک فضای کاملاً معنوی آماده احرام شدیم...»

دارم با کوثر بازی می‌کنم. عروسکش را آورده و می‌خواهد سیبی را که برایش پوست گرفته‌ام، به زور به خورد عروسک بیچاره بدهد. حرفهای دایی و مادرش آنقدر تلخ است که حتی اینجا هم نمی‌شود نوشتشان.
و روی صفحه تلفن همراهم مدام می‌نویسد: «یک پیام جدید... دو پیام جدید... ملک زاده دستگیر شد... رئیس منطقه آزاد اروند دستگیر شد...»
حاج نصیرزاده، توی مسیر روستای بعدی که در حال حرکتیم باز هم از نبود نهادهای حمایتی لب به شکایت باز می‌کند. می‌گوید: «حالا گیریم که مشکل فقر مردم به هر وسیله‌ای حل شد. مشکلات اجتماعی که بر اثر فقر به این مردم عارض شده تکلیفشان چیست...؟!»

او می‌گوید: «در فلان روستا، نداری آنقدر به مرد خانواده که البته معتاد هم بوده فشار آورده که مجبور می‌شود از همسرش درخواستی شنیع بکند. و زن برای اینکه این ننگ را قبول نکند، بلا سر خودش می‌آورد و خودکشی می‌کند.»

حاج نصیرزاده با لهجه غلیظ مشهدی‌اش ادامه می‌دهد: «خب چه کسی باید به اینها آموزش بدهد و توی این قبیل آسیب‌ها کمکشان کند و دستشان را بگیرد...؟!»

دستور آقا را هم روی زمین گذاشته‌اند
مرد خانواده چند سال قبل بر اثر تصادف کشته می‌شود. و زن می‌ماند و ۵ تا بچه قد و نیم قد و هیچ درآمدی...
اما به هر سختی که هست بچه‌ها را بزرگ می‌کند. به بیت «آقا» برای مشکلاتشان نامه نوشته‌اند و بیت هم دستور داده یا دو تا پسر خانواده بروند سر کار یا اینکه ترتیبی برای خودکفایی‌شان اتخاذ شود. اما استانداری کار خاصی نمی‌کند و دستور بیت روی زمین مانده است.
وارد خانه محقرشان می‌شویم. پسرها نشسته‌اند کنار مادر.

«هیچکس پاسخگوی ما نیست. استانداری می‌گوید، بروید وام با فلان درصد بگیرید، ضامن و سند هم بیاورید. خب ما این چیزها را داشتیم که به بیت آقا نامه نمی‌نوشتیم.»

بچه‌ها در تمام طول سال‌های یتیمی، چون مادر پولی در بساط نداشته از درس هم باز مانده‌اند.

غرور نمی‌گذارد بیشتر بگویند ولی متوجه می‌شوم که دیگر کفایتشان هم نمی‌رسد که بخواهند مداوماً بروند بیرجند تا از استانداری پیگیر کارشان باشند.

یک نفر از توی جمع همراهمان می‌گوید: «نماینده راحت می‌توانست کمک کند ولی نکرد...» و خداحافظی می‌کنیم.

یکی، دو سه ساعت بیشتر نمانده که باید از قائن به سمت بیرجند برگردیم.

از مزار شهدای گمنام قائن که برمی‌گردیم قرار می‌شود یک نفر دیگر را هم ببینیم.

پیرمرد، از همراهان یکی از شخصیت‌های صدر انقلاب بوده و بعد از ترور به قول خودش «آقا» دیگر به تهران بر نمی‌گردد و در قائن می‌ماند.
تا بوده با مردم زیسته و هیچ برای خودش انبان نکرده. و امروز هم یک بیماری ناشناخته، دارد پیرمرد را ذره‌ذره آب می‌کند.

سیگاری روشن می‌کند و اشک می‌دود روی گونه‌هایش: «اگر خدمتی هم کردم نفعش را بعداً! می‌برم. با اینکه امکانش بود ولی هیچ‌وقت پول بیت‌المال را نخوردم.»

پیرمرد با آبروست. و دستی هم برای دراز کردن پیش این و آن ندارد.
اصرار می‌کند که چرا چیزی نمی‌خورید و همچنان از بلبشوی دستگاه‌های اداری کشور در روزهای اول انقلاب می‌گوید...

و سیگار پیرمرد همینطور دارد تمام‌تر می‌شود و گریه بیشتر خودش را جا می‌کند توی چشم‌های خسته پیرمرد.

هواپیما دارد صدای سوت می‌دهد. اینجا، توی فرودگاه هم همه جا زرد رنگ است. با این تفاوت که به جای خانه‌های گلی و کوچک، از دور چند ساختمان دیده می‌شود.

تمام چیزهایی که در این دو روز دیده‌ام مثل فیلم دارد از جلوی چشم‌هایم رد می‌شود و رهایم نمی‌کند.

دارم با خودم فکر می‌کنم آن دختربچه ۹ ماهه‌ای را که از سر نداری، برده‌اند و فروخته‌اند الآن چند سال دارد و کجاست و فاطمه آیا می‌تواند درسش را ادامه بدهد یا او هم مثل خواهرهایش به زودی اگر شانس بیاورد می‌رود خانه شوهر...
و به دستور روی زمین مانده آقا فکر می‌کنم...
صدای موتورهای هواپیما بلندتر می‌شود...

مرور جدیدترین آمار ثبت احوال کشور نشان می دهد میزان طلاق در پنج سال گذشته، 37 درصد رشد داشته و بیشترین آنها مربوط به زوجهای با سن زیر 30 سال است.

به گزارش مهر، طلاق یکی از مقوله های بسیار پیچیده اجتماعی به شمار می رود که روانشناسان و جامعه شناسان از آن به عنوان مرحله آخر یک زندگی مشترک یاد می کنند و معتقدند باید راههای دیگری جایگزین این پدیده ناهنجار قرار گیرد.

اما با وجود تمام تبلیغات منفی علیه این پدیده، آمارها نشان می دهد که طلاق در طول 5 سال گذشته با رشد چشم گیری روبرو بوده و بسیاری از زوجها، آن را بر هر راه دیگری ترجیح می دهند و به راحتی تیر خلاص را بر پیشانی زندگی مشترکشان رها می کنند.

این آمارهای نجومی در حالی از سوی منابع رسمی کشور همچون ثبت احوال و سازمان اسناد ارائه می شود که توجه مسئولی را به خود جلب نمی کند و هیچ دستگاهی خود را موظف به پاسخگویی در این مقوله نمی داند.

تبدیل 76 هزار طلاق به 137هزار مورد

براساس آمار منتشر شده از سوی سازمان ثبت احوال کشور، آمار طلاق در سال 1384 برابر 84 هزار واقعه بوده که در سال 1389 به 137 هزار و 200 واقعه رسیده است.

این آمار نشان می دهد که طلاق در طول پنج سال بیش از 53 هزار مورد افزایش پیدا کرده که دلایل آن از سوی کارشناسان متفاوت اعلام می شود.

روند بررسی آمار طلاق به شکل ساده بیانگراین است که 84 هزار طلاق در سال 1384 به 94 هزار مورد در سال 1385 رسیده است.

همچنین این آمار به 99 هزار و 852 واقعه در سال 1386 تبدیل شده و در سال 1387 تا 110 هزار و 510 واقعه می رسد که نشان از افزایش 11 درصدی دارد.

سیر صعودی طلاق در سال 88 به اوج خود رسیده و 126 هزار زوج در کشور از هم جدا شده اند که این آمار در سال 1389 به 137 هزار و 200 مورد افزایش یافته و رکورد عجیبی را در طلاق به جای می گذارد.

در واقع طلاق در طول این پنج سال 37.59 درصد رشد مثبت داشته است.

جوانان زیر 30 سال در معرض طلاقهای زودهنگام

یکی از نکات قابل توجه در این باره، آمار بالای طلاق زوجهای جوان بین 20 تا 29 ساله است که در تمام این پنج سال تکرار شده است. در واقع بیشترین آمار طلاق برای این گروه است.

طبق اعلام سازمان ثبت احوال بیشترین آمار ثبت شده طلاق در سال 1386، برای مردان در گروه سنی 25 تا 29 سال و برای زنان در گروه سنی 20 تا 24 سال است.

همچنین در سال 89 بیشترین آمار طلاق برای هر دو گروه مردان و زنان در گروه سنی 25 تا 29 سال بوده که 65 هزار مورد از طلاق را شکل می دهد.

زندگی های بی دوام و کمتر از 10 سال

بررسی ها و مطالعات سازمان ملی جوانان نشان می دهد، طول مدت زندگی مشترک 15،2 درصد از کل طلاق های واقع شده در سال 85، کمتر از یک سال بوده و 28،9 درصد کمتر از دو سال، 39،4 درصد کمتر از سه سال، 47،2 درصد کمتر از چهار سال و 72 درصد کمتر از 10 سال بوده است.

نتیجه اینکه حدود سه چهارم از طلاق ها مربوط به زوجهایی بوده است که کمتر از 10 سال از زندگی زناشویی آنان می گذرد.

تشدید طلاق بر اثر بی توجهی

دکتر محمد اسحاقی، معاون پیشین مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان، با عنوان این مطلب که روند افزایشی طلاق در نسل جوان جامعه باید از سوی مراجع مسئول مورد بازبینی و بررسی قرار گیرد، به خبرنگار مهر گفت: بی توجهی به روند افزایشی طلاق در نسل جوان منجر به تشدید این معضل در جامعه می شود.

سید مطهر علوی، وکیل پایه یک دادگستری نیز در این باره به مهر گفت: ناتوانی جنسی، اعتیاد، بیکاری، درآمد پایین و نپرداختن نفقه از سوی شوهر علت اصلی درخواستهای طلاق در دادگاهها است که متاسفانه پس از دو تا چهار سال زندگی مشترک میان زوجین و بیشتر توسط زوجه اقدام می شود.

وکیل پایه یک دادگستری شفاف نبودن آمارپرونده های خانوادگی اعم از طلاق، مهریه و نفقه را از مهمترین چالشهای اجتماعی و حقوقی عنوان کرد و افزود: مسئولان، رسانه ها و مردم با در دست داشتن آمار دقیق و صحیح بهتر می توانند برای پیشگیری از ازدواجهای ناموفق برنامه ریزی و اقدام کنند.

سال گذشته کمیسیون اجتماعی مجلس همزمان با انتشار آخرین آمار طلاق اعلام کرد که این موضوع را در دست بررسی قرار می دهد، همچنین استانداری تهران نیز عنوان داشت که آمار بالای طلاق در تهران باید بررسی شود اما هیچیک از دو نهاد مذکور تاکنون رهاوردی را در این باره نداشته اند.

از جمله عرفان‏هاى نوظهور در کشور، عرفان سرخپوستى است که از آن به عرفان ساحرى هم یاد مى‏شود. در دهه اخیر کتابهایى با نام این مسلک در کشورترجمه و چاپ گردید. موسس این جریان «کارلوس کاستاندا» است که 12 کتاب از وى به فارسى موجود است.
به گزارش مشرق، آن‏چه وى تحت عنوان عرفان سرخپوستى نگاشته است، آموزش‏ها و تعلیماتى است که کاستاندا از استاد خود «دون خوان» فراگرفت.
از گفتنى‏هاى عرفان‏هاى نو ظهور، عدم اطلاع دقیق بر جزئیات زندگى پاره‏اى از سردمداران این جنبش‏هاست. همچنان که زندگى افرادى همچون ماهاریشى ماهش، پال توئیچل درهاله‏اى از ابهام قرار دارد،
در مورد کارلوس کاستاندا هم گزارش‏ها و اختلاف‏نظرهاى مختلفى در مورد مکان تولد و تربیت وى وجود دارد. وى خود را متولد 1935 در سائوپائولو در برزیل معرفى کرده است، اما اسناد رسمى مهاجرت آمریکا حکایت از این دارد که وى متولد پرو است. پدر وى مدعى است که هیچ علاقه‏اى به مکاتب رازورانه نداشته اما همسر سابقش گفته که تنها موضوعى که در مورد آن با هم گفتگو مى‏کردیم «راز وارى» بوده است. کاستاندا همچنین ادعا کرده که پدرش استاد ادبیات بوده است اما مجله تایم، پدر کاستاندا را طلاساز معرفى کرده است.

ایده‏هاى اصلى

‏ 1. چنان‏که در آموزش‏هاى دون خوان به کاستاندا بارها و بارها بازگو شده است، هدف و غایت در عرفان ساحرى، دست‏یافتن به «قدرت‏هاى جادویى» است.
رسیدن به این نوع قدرت‏ها در سایه دست‏یافتن به مرکز تجمع انرژى در بدن حاصل مى‏شود و عارف در مرام ساحرى، کسى است که بتواند این مرکز انرژى را جابجا کند و با این جابجایى، به دسته‏اى از نیروهاى غیر طبیعى دست یابد.
قدرت‏هاى غیر عادى، خود تحلیل جداگانه لازم دارد، بگذریم که اساسا این گونه توانایى‏ها به خودى خود بیان‏گر هیچ مزیتى نیست و به معناى معنویت حقیقى و عرفان راستین نیست و از طرف دیگر این‏گونه قدرت‏ها اختصاص به شمن‏ها و سالکان عرفان ساحرى ندارد و در میان همه آیین‏ها، افرادى که از این‏گونه توانایى‏ها برخوردارند یافت مى‏شوند.
اما نکته‏اى که ذکر آن در مورد عرفان ساحرى خالى از لطف نیست این است که به شهادت تاریخ، سلسله پیامبران الهى همه مامور بوده‏اند به آدمیان گوشزد نمایند که انسان بریده از خدا و گسسته از مبدا، از نظر محرومیت و دورى از تعالى روحى، همچون چهارپاست، یعنى مقام بالفعل براى انسان بى‏خدا حیوانیت است و این حقیقت نیاز به اثبات ندارد. بنابراین مجاهدت رسولان الهى همه براى خروج انسان از مقام حیوانیت و وصول به مقام والاى انسانى بوده و اگر مکتبى قدرت یابد آدمى را قدمى از جایگاه حیوانیت به مقام منیع انسانى نزدیک نماید، توانسته به آدمى خدمت نماید و هر اندازه که در ایجاد فاصله بین صفات حیوانى و صفات ملکوتى انسان توفیق یابد به همان میزان در خور ستایش و تحسین است نه آن که همچون دون خوان با جان کندن اثبات کند که هنر انسان در تبدیل شدن به دیگر چهارپایان و جانوران است.
ریاضت‏ها و آموزش‏هاى دون خوان جهت برخوردارى انسان از توانایى‏هاى حیوانات طراحى شده است. باید پرسید براستى این مرام با عرفان چه نسبتى دارد؟ اگر بپذیریم که فنونى که دون خوان آموزش داده، توانمندى جادویى به تمرین‏کننده مى‏دهد باز جاى این سؤال خالى است که اصولا در برخوردارى از این قدرت‏ها چه کمالى نهفته است؟ کدام جنبه از ابعاد معنوى و ملکوتى‏انسان با قدرت‏هاى این چنینى شکوفا مى‏شود؟ حتى اگر انسان از بدو تولد مجهز به این گونه قدرت‏ها متولد شود و عمرى را با این قدرت‏ها بگذراند، آیا میل کمال‏جویى انسان ارضا شده و تمامى قواى وجودى انسان به تعالى رسیده است؟ آیا این منطق مى‏تواند عقل کاوشگر انسان را براى انتخاب چنین هدفى بعنوان «غایت سیر انسان» قانع کند؟ بالاخره آیا رسیدن به این گونه قدرت‏ها به انسان تضمین مى‏دهد که آن‏چه اتفاق افتاده است در بر دارنده «سعادت» انسان بوده است؟

در مقام دفاع از عرفان ساحرى مى‏توان به‏گونه‏اى دیگر هدف عرفان ساحرى را توضیح داد و با آرایشى علمى آن را به مرز قبول نزدیک نمود. با این بیان که؛ طبیعت همچون انسان، زنده، با شعور و هدفمند است. مى‏توان در سایه اتحاد با طبیعت، جمال و جلال و اقتدار و محبت را تجربه کرد. ارتباط با طبیعت، ارتباط با حقیقت هستى است و متحد شدن با طبیعت، وحدت یافتن با روح جهان است. بنابراین شناخت طبیعت و اتحاد با قواى طبیعت و پیوند با روح طبیعت و در نتیجه فناى در نیروى طبیعت، غایتى است که مراتبى از وحدت عرفانى و اتحاد معنوى را در درون خود دارد.
در بیان فوق هرچند سخن از «تجربه وحدت با طبیعت» به میان آمده اما در این تبیین به ظاهر عرفانى یک حقیقت فراموش شده و آن همانا «خالق طبیعت» است که مبدأ آفرینش است، یعنى حقیقت یکتایى که جوهره هستى است و طبیعت بى‏جان، بدون اتکاء به آن، صلاحیت غایت بودن را ندارد.

2. عرفان ساحرى که به خاطر توجه ویژه به نیروهاى طبیعت، «عرفان طبیعت‏گرا» نام گرفته است، یک نقص اساسى دارد و آن فراموش کردن آن دسته از قواى معنوى انسان است که مستقیم با طبیعت و کشف طبیعت ارتباط پیدا نمى‏کند. یعنى تنها آن دسته از گرایش‏هاى معنوى انسان که مى‏تواند به طور مستقیم در وحدت با طبیعت و تسلط بر نیروهاى طبیعى و فوق طبیعى به کار آید،در عرفان ساحرى مورد توجه است و دیگر گرایش‏هاى ماورایى انسان حتى مورد اشاره هم قرار نمى‏گیرد، از همین روى مفاهیمى مانند عشق، محبت، خدمت به مردم، عبادت و مراقبه که در دیگر عرفان‏هاى نوظهور اوراق زیادى را به خود اختصاص داده است، در عرفان ساحرى خبرى از آن‏ها نیست و همه فضایل روحى در آیین‏هاى جادویى و نگرش‏هاى آمیخته با اوهام خلاصه مى‏شود.
این مرام از آن‏جا که فقط دستوراتى شخصى با هدف بازیابى قدرت‏هاى غیر عادى عرضه نموده است، هیچ دستور العمل جمعى جهت اصلاح اجتماع ندارد. گویا بشر به زندگى جمعى و زیستن در اجتماع نیازى ندارد. در مرام سرخپوستى، آن‏چه اهمیت دارد، خود سالک است و دست‏یابى به قدرت‏هاى ماورایى و حفظ این قدرت‏ها، از همین نگاه است که کاستاندا تصریح مى‏کند که استادم تاکنون چندین نفر را با قدرت‏هاى جادویى کشته است. (قدرت سکوت)

3. قواى عقل، حس، خیال و وهم هرکدام در ساحت وجودى انسان جایگاهى دارند و در رشد و ترقى معنوى انسان سهیم‏اند و بخشى از مراتب شکوفایى روحى انسان به کارکرد این قوا مربوط مى‏شود.
آنچه در عرفان ساحرى به صورت برجسته دیده مى‏شود، «عقل‏ستیزى» است آن هم به بهانه دست‏یافتن به بطن عالم. در این مرام عقل کنار گذاشته مى‏شود و آن‏چه به عنوان جایگزین معرفى مى‏گردد، «وهم» است و پردازش این قوه. در بسیارى از گفتگوهاى کاستاندا و دون خوان، شاه‏بیت «توجه به احساسات» است. (آموزش‏هاى دون کارلوس، کندرى ص 54) و فصل الخطاب، «ناکارامدى عقل و ناتوانى برهان» است به گونه‏اى که دریافت‏هاى قواى حسى هم مورد تشکیک قرار مى‏گیرد و آن‏چه چشم مى‏بیند و عقل تأیید مى‏کند، همه در حوزه دنیاى غیر واقعى (تونال) قرار مى‏گیرد. گیاهان قدرت و داروهاى روان‏گردان همچون پیوت، قارچ، تاتوره و بذر ذرت که کاستاندا شرحى دراز درباره کشت و تربیت و طرز استفاده از آن‏ها در کتاب‏هایش آورده است، همگى با منطق «محور قرار دادن قوه وهم» در عرفان ساحرى است و به حاشیه راندن قوه درک و تعقل. عرفان ساحرى به گونه‏اى وحشتناک به استفاده از گیاهان روان‏گردان و تجربه دنیاى وهم تشویق نموده است.
تخریب جسم و اختلالات روانى و روحى و اختلال سیستم عصبى و تغییر در عمل مغز، کمترین پیامد منفى استفاده از این گیاهان است به طورى که در موارد زیادى، رویاها و کابوس‏هاى آزاردهنده بر زندگى فرد سایه انداخته و آن را به جهنمى تبدیل مى‏کند.
براستى اگر قرار باشد با توسل به داروهاى توهم‏زا تجربه عرفانى محقق شود، چه نیازى به شعار «بازگشت به طبیعت و اتحاد با طبیعت» وجود دارد؟ نکند هدف از تقدس طبیعت و مدح آن، فقط وجود همین گیاهان در طبیعت است؟
باید پذیرفت که سالک در عرفان ساحرى با ورود به فضاى وهم، جهان را و در نتیجه غایت هستى و در نهایت خالق هستى را جز «وهم» نمى‏بیند و چند صباحى با صورت‏هاى خیالى خودساخته، سرگرم مى‏شود و «بازى گرفتن همه چیز» و «بازى دادن خود» تنها ثمرى است که عاید سالک در مرام ساحرى مى‏شود. روشن است که این گونه حالات توهم‏آمیز، کمترین قرابتى با شهود عارفانه و معرفت حقیقى و مکاشفه رحمانى‏ندارد.

4. در عرفان ساحرى، خدا یا وجود ندارد و یا چنان نقش ضعیفى در نظام اعتقادى این مکتب دارد که سالک، کم‏ترین توجهى به خدا و نیروهاى او و قدرت او نمى‏کند.
در کتاب‏هاى کاستاندا به ندرت با نام «خدا» برخورد مى‏کنیم و هیچ یادى از پیامبران الهى نمى‏شود و تبعاً نقشى براى ادیان الهى و برنامه وحیانى اداره زندگى بشر لحاظ نمى‏شود. در نگاه دون خوان، خدا در حوزه تونال قرار مى‏گیرد نه حوزه ناوال. حوزه تونال همان بخشى از هستى است که ناشى از خیال‏پردازى‏هاى ماست و بهره‏اى از حقیقت ندارد. «خداوند بخشى از تونال ماست. تونال همه آن چیزهایى است که فکر مى‏کنیم دنیا از آن چیزها تشکیل شده است از جمله خداوند». (قدرت سکوت ص 13)
دون خوان ترجیح مى‏دهد ریشه نیروهاى عالم را موجودى نمادین به نام «عقاب» معرفى کند اما اسمى از خدا نبرد. وى و شاگردش از این که براى خدا در تاثیر و تاثرات طبیعت سهمى قائل شوند به جد اجتناب مى‏کنند. علت روشن است زیرا در عرفان ساحرى، منجى ساحر و جادوگر است نه رسولان الهى. نمایندگان خدا جاى خود را به شمن‏ها مى‏دهند و جادوگر بر مسند نبوت تکیه مى‏زند و تمام کارکردهاى رسالت که همان قدرت نجات انسانها و وعده فلاح و رستگارى به آدمیان است، به ساحران نسبت داده مى‏شود.
مرام ساحرى از این جهت به آیین شیطان‏گرایى بسیار شییه است چرا که در هر دو، شکست نیروهاى خیر به تصویر کشیده مى‏شود و غلبه با نیروهاى شر و قدرت‏هاى شیطانى است و جهان مملو از نیروهایى معرفى مى‏شود که بدون تبعیت از اراده خداوندى، قادر به تصرف در تار و پود هستى‏اند و یکه‏تازى و خودمختارى این قدرت‏ها چنان است که گویا خدا هم به گوشه‏اى خزیده و به تماشاى هنرنمایى این قدرت‏ها بسنده نموده است. کوتاه سخن آن که عرفان ساحرى را باید عرفان ضد خدا دانست یا دست کم عرفان بى‏خدا.

5. آن‏چه در مورد میادین انرژى در مرام ساحرى ادعا شده است، صحت آن، کمکى به صحت آموزه‏هاى عرفانى این مسلک نمى‏کند، چنان‏که رد این نظریه هم نقصى براى آن محسوب نمى‏شود، چرا که این آموزه‏ها از این نظریه متفرع نمى شوند و منطقا از این مبنا برنمى‏آیند، خلاصه این که این ایده با عرفان ساحرى بیگانه است.
از طرف دیگر نظریه «پیوندگاه» و ادعاى وجود 48 نوار انرژى و فیوضات عقاب، نه پشتوانه تجربى دارد و نه عقلى و همگى ادعایى بیش نیست.

6. سنت جادوگرى از سنت‏هاى کهن است که ریشه در رویارویى با آیین‏هاى توحیدى دارد. در قرآن این عمل مورد مذمت قرار گرفته و در روایات شیعى در مرتبه انکار خدا از آن یاد شده است. در مسیحیت از جادوگرى به عنوان نوعى کفر نام برده شده است. این عمل هرچند واقعى (مى‏تواند واقع شود) است اما بهره‏اى از حقیقت (اثر تربیتى و تعالى‏بخش) ندارد.
سحر هر چند نوعى از تصرفات غیر عادى را با خود دارد و ورود به دنیایى ناشناخته و جدید محسوب مى‏شود، اما نباید از نظر دور داشت که هرگونه ورود به دنیاى ناشناخته، رشددهنده و تعالى‏بخش نیست و نشان‏گر گام برداشتن در مسیر رستگارى نخواهد بود، همان طور که در زندگى دنیوى هم چندان کارگشا و راهگشا نیست، چنان که دون خوان خود به این مهم اعتراف کرده است: «(در زمان‏هاى گذشته) پس از سالها سر و کار داشتن با گیاهان اقتدار، بعضى توانستند به «عمل دیدن» بصیرت درونى دست یابند.. البته بینندگانى که فقط مى‏توانستند ببینند. آن‏ها با ناکامى روبه‏رو شدند و هنگامى‏که سرزمین‏شان مورد تاخت و تاز فاتحان قرار گرفت، آن‏ها نیز مانند هر آدم دیگرى بى‏دفاع ماندند. این فاتحان تمام دنیاى تولتک‏ها را تصرف کردند و همه چیز را به خودشان اختصاص دادند. (آتش درون کاستاندا، مهران کندرى ص 15)

7. ارائه راه دشوار و و عرضه دستورالعمل‏هاى ناکارآمد از دیگر خصیصه‏هاى این آیین است. در عرفان ساحرى از یک طرف مسیر را خطرناک و هدف را دشوار و دست‏نایافتنى معرفى مى‏کنند به گونه‏اى که این طریق ممکن است به دیوانگى سالک مبارز هم منجر گردد. (آموزش‏هاى دون کارلوس ص‏140) دستورات غیر قابل تحمل دون خوان و دنیاى افسار گسیخته اوهام ممکن است تعادل روانى سالک را به هم بزنند و این مسیر بلاى جان او گردد.
از طرف دیگر گاهى دستوراتى را پیشنهاد مى‏کنند که اگر هم از یک جهت تاثیراتى داشته باشد، پاره‏اى دیگر از فضایل اخلاقى را لگدمال مى‏کند، چنان‏که در دستورات زیر کرامت انسانى و احساس بزرگ‏منشى در فرد نادیده گرفته مى‏شود و با این توجیه که این کارها فایده‏اى در بر دارد، پیامدهاى منفى اجتماعى و روانى آن نادیده گرفته مى‏شود. «آگاهانه به خود دروغ بگویید. علیه منفى‏ترین ویژگى‏هاى فکرى (دروغ‏هایى) بنویسید... نخستین وظیفه در صبح و آخر شب باید تکرار این دروغها با صداى بلند و در جلوى آیینه براى خودتان باشد. اصلاً مهم نیست که مى‏دانید این‏ها دروغ هستند... تمرین بیشتر در این مورد است که توجه به عملى معطوف شده است که متفاوت از عمل عادى است» (آموزش‏هاى دون کارلوس ص 156)
در جاى دیگر آمده است: «این تمرین به دلیل بى‏همتایى‏اش لازم است مستقل ذ کر شود یک مرد فقط در لباس زنانه مى‏تواند هنر کمین و شکار کردن (یکى از مراتب سیر باطنى در عرفان ساحرى) را بیاموزد.تمرین متشکل از این است که مرد خود را مثل زن چنان تغییر شکل دهد که براى هر ناظرى متقاعدکننده باشد. براى آن‏که مثل زنى رفتار کنیم، باید بى‏رحم، حیله‏گر، صبور و ملایم باشید که خصوصیات طبیعى زن است. وقتى زنى مى‏خواهد این تمرین را اجرا کند، به نحوى مشابه باید مانند مردى تغییر شکل دهد و بنابر آن عمل کند. این تمرین اگر در میان دوستانتان انجام شود، تأثیرگذار است. براى این‏که این تمرین ارزشمند باشد باید در میان بیگانگانى انجام شود که بخاطر تغییر شکل واقعاً فکر کنند با زنى سروکار دارند. این تمرین بدون استثناء موجب حرکت پیوندگاه مى‏شود.» (آموزش‏هاى دون کارلوس مهران کندرى ص 131)

آنچه گذشت تنها بخش هایی از موهومات یکی دیگر از فرقه های انحرافی بود که کمتر نیازی به نقد مشروح و تفصیلی آن است. فرقه هایی که به شدت عقل گریز و مخرب ارزش ها و آرمان های بشری در عصر جدید به حساب می آیند. ارمغان دین گریزی و انسان مداری دنیای تاریک اومانیسم آن قدر مهلک و بنیان افکن است که ظهور چنین فرقه هایی را باید از نتایج آغازین این انحطاط و فروپاشی دانست.

ورود به دهه چهارم انقلاب در حالی صورت گرفته که جامعه ایرانی با آسیب‌های جدی اجتماعی و فرهنگی مواجه است. ارزش‌ها به ضدارزش و ضدارزش‌ها به ارزش تبدیل شده‌اند. 

به گزارش جهان، از طلاق و اعتیاد گرفته نا نوع پوشش جوانان و غیره همگی ناشی از به فراموشی سپرده شدن فرهنگ است. 

دکتر مجید ابهری، پژوهشگر، رفتارشناس و آسیب‌شناس اجتماعی که سالیانی است آسیب‌های اجتماعی را مورد تحقیق و پژوهش قرار داده، از وقوع روزنامه ۳۵۰ طلاق در کشور خبر داد و گفت: با توجه به آمارهای اعلام شده در دو ماه گذشته، ۲۱ هزار فقره طلاق در کشرو اتفاق افتاده است. 

وی در گفت‌وگو با جهان، ادامه داد: این تعداد طلاق بدون احتساب روزهای تعطیل، پنج‌شنبه و جمعه‌ها، ۳۵۰ طلاق در روز را می‌شود و این یعنی حدود 15 طلاق در ساعت!

ابهری با اشاره به کشمکش‌های سیاسی که امروزه تمام اوقات مسئولین را پر کرده است، اظهار داشت: در میان کشمکش‌های سیاسی هیچ سازمان و مسئولی نگران آسیب‌های جامعه نیست و ای کاش به اندازه یک هزارم فعالیت برای قدرت‌طلبی به فکر دردهای جامعه بودند. 

وی با عنوان این مطلب که فراموش نمی‌کنیم در سال ۱۳۶۸، مقام معظم رهبری خطر تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی را با کلامی زیبا عنوان نمودند، تصریح کرد: در دو دهه گذشته ایشان بارها از عوارض ناتوی فرهنگی سخن به میان آوردند اما ظاهرا برخی مسئولین به جای اینکه گوش جان به رهنمودهای ایشان بسپارند و کارشناسان و فرهیختگان نیز نصایح ایشان را سرلوحه خود قرار دهند تمام تمرکز و انرژی خود را صرف انتخابات نیامده و هجوم به ارزش‌های رفتاری جامعه کرده‌اند. 

این کارشناس علوم رفتاری افزود: ۳۵۰ طلاق یعنی ۷۰۰ زوج دچار لطمه عاطفی و رفتاری شدن که معلوم نیست تا چه زمانی جراحات احساسی آن‌ها ادامه خواهد داشت. 

دکتر مجید ابهر با عنوان این مطلب که اگر در صد فقره از طلاق‌ها، پای فرزندی در میان باشد، یکصد بچه روزانه، یکی از والدین خود را از دست می‌دهد. 

وی با طرح این سوال که راستی به کجا می‌رویم؟، گفت: تهران مقام اول و یزد مقام آخر را در نمودار تاسف برانگیز طلاق دارند که در تهران، شمال شهر از هر چهار ازدواج یک طلاق اتفاق می‌افتد. 

ابهر در پایان ابراز امیدواری کرد که مسئولین برای این آسیب آسیب‌ساز تدبیری بیاندیشند.

به گزارش مشرق به نقل از شیعه، گفته می شود این مفتی وهابی که شیخ "محمد الزغبی" نام دارد، در فتوای جدید خود خوردن گوشت "جن" را حلال اعلام کرد.

این مفتی وهابی با هدف اثبات ادعای خود گفت: دلیل بنده برای حلال اعلام کردن خوردن گوشت جن این است که أجنه در شکل شتر و چارپایان ظاهر می شوند. بر همین اساس نماز خواندن در جایی که شتر وجود دارد نیز نماز خواندن جایز نیست زیرا محل تجمع عفریت ها است!

این چهره افراطی در ادامه افزود: خوردن گوشت شتر که جن زده باشد نیز جایز است زیرا به صورت همیشگی و دائمی درون بدن انسان یا حیوانات نمی ماند.

قابل ذکر است "محمد الزغبی" در ماه رمضان سال گذشته نیز در برنامه ای تلویزیونی که هر شب از یکی از شبکه های ماهواره ای پخش می شد، مطالبی قابل توجه و عجیبی را مطرح می کرد که چندین بار نیز موجب ایجاد جنجال شده بود. موضوع بحث وی در سخنرانی های سال گذشته اش، مرگ و قبر بود.

اخیرا در خبرها آمده بود فرقه ای انحرافی موسوم به رائیلیان در شهرهای استان فارس از جمله شیراز اقدام به توزیع تراکت‏هایى همراه با یک حلقه لوح فشرده با عنوان «حرکت بین‏المللى رائیلیان» در برخى منازل و محله‏هاى این شهر نموده است.

به گزارش مشرق، این فرقه علاوه بر فعالیت در سطح جامعه به راه اندازی سایت اینترنتی و همچنین ترجمه سه کتاب سراسر خرافی و موهون به زبان فارسی در فضای مجازی اقدام نموده است.
رایل که رهبر این فرقه انحرافی است، خواننده و ترانه سرا با اسم اصلی کلود وریلهون در تاریخ سی سپتامبر سال 1946 میلادی در منطقه ویچی در فرانسه به دنیا آمد و توسط خاله و مادر بزرگش در منطقه آمبرت بزرگ شد.
رایل در سن پانزده سالگی به خاطر علاقه به خوانندگی خانه را ترک کرده و به پاریس رفت. در آنجا تحت نام مستعار کلود سلر شروع به خوانندگی کرد. به عنوان یکی از بزرگترین طرفداران جک برل او نیز در همه کاباره هایی که این ستاره بلژیکی در آغاز خوانندگی اش در پاریس آواز خوانده بود، شروع به خوانندگی کرد.
در دهه 1970 میلادی مدعی شد که در پاریس با موجودی فضایی ملاقات کرده و او را به عنوان پیامبر عصر جدید برگزیده اند.
این فرقه نوظهور برای یارگیری در لایه های مختلف اجتماعی اذعان می کند، تمامی پیامبران الهی را قبول دارد با این تفاوت که ایشان را نه خداوند، بلکه انسانهایی ساکن کرات دیگر فرستاده اند که بیست و پنج هزار سال پیشرفته تر از انسانهای زمینی می باشند.


پیگیری های مشرق نشان می دهد این گروه صهیونیستی که ترویج سکس و برهنگی به عنوان نماد تبلیغی آن به شمار می رود، اقدامات تبلیغی خود را در کشور گسترش داده است که برای آشنا شدن با این فرقه و اهداف پشت پرده آن گزارش ذیل تقدیم می شود:



1- مبداء و خلاصه عقاید



آیین جعلی و ساخته شده رائیل یکی از آیین های مبتنی بر UFO(بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی) است که بر خلاف دیگرفرقه های مشابه، خلقت را بر اساس مراجعه به کتب مقدس توضیح می دهد. هسته مرکزی اعتقادی این آیین آن است که عبارت "الوهیم" (Elohim) در کتاب مقدس یهود به جای "خدا" باید به "آنانی که از آسمان آمده اند" ترجمه شود.

بنا به اعتقاد این گروه، الوهیم از سیاره ای دیگر آمده اند و باعث ایجاد حیات بر روی زمین شده اند. آن ها اعتقادی به خدا ندارند و در عوض الوهیم (خالقان علمی ما) را مبداء حیات هوشمند در زمین می دانند.



کلود وریلهون (Claude Vorilhon) که یک خواننده کاباره و روزنامه نگار مسابقات اتومبیل رانی بوددر 1973 ادعا کرد که توسط الوهیم برگزیده شده است تا اطلاعات مربوط به چگونگی پیدایش انسان را در اختیار بشر زمینی قرار دهد. الوهیم نام او را به رائیل تغییر داده است و او را مامور رساندن پیام بازگشت الوهیم به زمین کرده است.



در کتاب او با نام پیام نهایی که حاوی تخیلات وی است، اولین مواجهه او با موجودات فضایی به نام الوهیم ذکر شده است. صبح 13 دسامبر 1973، کلود فوریلهون مشغول رانندگی به سمت کلرمون فرانسه بود که ناگهان تصمیم گرفت به سمت مخالف دفترش یعنی به سمت آتشفشان پوپی دو لاسولا برود. وقتی به آتشفشان رسید اتومبیل را پارک کرد و به سمت دهانه آتشفشان حرکت کرد و کمی در دهانه آتشفشان به خاطرات گذشته این کوه فکر کرد. «داشتم آنجا را ترک می کردم، اما بار دیگر به بالای کوه مدور که حاصل انباشته شدن خاکستر گدازه ها بود نظری افکندم و بیاد آوردم که بارها از این سرازیری ها مثل اسکی بپایین سرسره کرده بودم. ناگهان در میان مه چشمم به نور قرمزی افتاد که چشمک می زد و بعد نوعی هلیکوپتر به پایین و به سویم آمد. (ص 19) وریلهون می گوید که این ماشین پرنده هیچ صدایی نداشت و مانند یک بشقاب پرنده ای به قطر 7 متر و ارتفاع 2.5 متر بود. بشقاب در دو متری زمین ایستاد و در پایینی آن گشوده شد و انسانی با قد 120 سانتی متر از آن خارج شد. پوست این انسان سبز و موهایش بلند بود (ص 20)



بعد از صحبت های مقدماتی مشخص می شود که این موجود فضایی که به همه زبان های دنیا به راحتی صحبت می کند، فوریلهون را برگزیده است تا پیام این موجودات فضایی را به انسان های زمینی برساند. فوریلهون به داخل سفینه می رود و از سوی موجود فضایی مامور می شود تا فردا به همین محل بیاید تا از حقیقت نژاد بشر و جهان مطلع شود. در طول جلسات یک ساعته در پنج روز آتی، فوریلهون توسط موجود فضایی به تفسیر جدیدی از انجیل آگاه می شود. او یاد می گیرد که انسان های روی زمین در آزمایشگاه های انسان های سیاره های دیگر ساخته شده اند. انسان هایی که در علوم ژنتیک و بیولوژی سلولی بسیار پیشرفت کرده بودند. نام این خالقان "الوهیم" بوده جمع عبارت "الوها" است، همان عبارتی که در انجیل به اشتباه به "خدا" ترجمه شده است.



وریلهن توسط آموزگاران غیرزمینی، رائیل نامیده می شود و از وی خواسته می شود تا پیام را به انسان های بشری منتقل کند. الوهیم از رائیل می خواهند که سفارتی برای آنان در زمین بسازند تا آمادگی زمینیان را برای پذیرش الوهیم (اجدادی که انسان ها را ساخته اند) نشان دهند. بنا به اظهارات رائیل، الوهیم می خواهند به زمین بیایند و با رهبران جهان ملاقات کنند و تکنولوژی پیشرفته خود را آرام آرام در اختیار آنان قرار دهند. به هرحال الوهیم تا وقتی در زمین صلح برقرار نشده و مردم زمین با ساخت یک سفارت در اورشلیم به آنان نشان نداده اند که در انتظار آمدن آنان هستند، به زمین نخواهند آمد. الوهیم از رائیل خواسته است تا جنبشی برای رسیدن به این دو هدف و در عین حال رساندن پیام الوهیم به زمینی ها ایجاد کند. این جنبش با نام «جنبش بین المللی رائیلی ها» شناخته می شود.



رائیلی ها دینی بدون خدا هستند و اعتقاد دارند که نژاد بشر از ازل بوده و تا ابد ادامه خواهد داشت. هر گروه از نژاد بشر در یک سیاره ساکن هستند و وقتی به سطحی از علم می رسند که می توانند به سیارات دیگر سفر کنند و با مهندسی ژنتیک و کلونینگ، حیات را در سیارات دیگر آغاز کنند به این کاردست می زنند. حالا هم علم بشر تا جایی پیشرفت کرده است که به سیارات سفر می کند و اتم را می شکافد و با کلونینگ توان خلق موجود زنده را پیدا کرده است، ایجاد کننده اش (الوهیم) آمده است تا با او ارتباط برقرار کند اما از آنجایی که آن ها گروهی مهاجم نیستند، منتظر هستند تا ما با ساخت سفارت و برقراری صلح، آمادگی خود برای حضور آنان را اعلام کنیم .

به ادعای این فرقه، رائیلی ها در حدود 40000 عضو دارد که بیشتر از همه در کشورهای فرانسه، کانادا و ژاپن پراکنده هستند. رائیلی ها گزارش داده اند که در آمریکا، استرالیا، آسیای جنوب شرقی، آمریکای لاتین، انگلستان و دیگر مناطق اروپا با استقبال بسیاری مواجه هستند. امروزه در حدود 130 کشیش رائیلی در جهان پراکنده شده اند که از آن ها با عنوان "راهنما" یاد می کنند.

رهبران این فرقه که رفت و آمدهای گسترده ای به سرزمین های اشغالی دارند در 1997 اعلام کردند که در حدود 7 میلیون دلار پول برای ساخت سفارت جمع آوری کرده است و مطمئنا امروزه نیز از نظر مالی مشکلی برای ساخت سفارت ندارد اما بنا به گزارش خودشان، هنوز موفق نشده اند موافقت مردم اسرائیل را برای ساخت سفارت جلب کنند. در 1990 رائیل با اجازه الوهیم نماد جنبش را تغییر داد تا رضایت خاخام های اسرائیلی  را برای ساخت سفارت جلب کند.



کتاب مقدس



رائیلی ها کتاب مقدس خاصی ندارند ولی از آنجا که معتقد هستند بشر زمینی با مهندسی DNA توسط انسان های کرات دیگر خلق شده است و پیامبر نیز فرستادگان آنانند، می پذیرد که کتاب های مقدسی همچون انجیل و قرآن نیز در اصل فرستاده الوهیم هستند و حاوی توضیحاتی منطبق با ادعای رائیل. البته خود آنان ادعا می کنند که کتاب کابالا (Kabala) (کتاب قدیمی توشته شده توسط ربی های یهود) صحیح ترین تفاسیر را در اختیار بشر قرار می دهد.

اعتقادات و نماد



سران فرقه می گویند: الوهیم اسم انسانهای کرات دیگر است . آنان از نظر علمی هزاران سال از ما جلوتر هستند ، الوهیم تمام موجودات زنده و همچنین اولین انسانها را بوسیله مهندسی ژنتیک بر روی کره زمین خلق کردند . الوهیم پیامبران گذشته از جمله موسی ، عیسی ، محمد ، زردتشت ، بهاالله و ... را برای هدایت بشریت فرستادند . مردم گذشته تصور کردند که الوهیم خدا هستند چرا که درک علمی از امکان وجود سیارات و انسانهای دیگر، مهندسی ژنتیک و علوم پیشرفته نداشتند .الوهیم منتظر بودند تا علم و تکنولوژی در زمین پیشرفت لازم را بکند تا انسانها از امکان سفر به سیارات دیگر و مهندسی ژنتیک درک لازم را بدست آورده باشند .
نماد اولیه یک صلیب شکسته محصور در ستاره داود بود.
اما نماد فعلی رائیلیان، همان ستاره داود است که یک کهکشان در حال چرخش را احاطه کرده است. این نماد پس از اینکه نماد قبلی به خاطر مشابهتش با صلیب شکسته برای یهودی ها خصمانه تشخیص داده شد، تغییر کرد

در 9 ژوئن 1997، جنبش رائیلی اعلام کرد که شرکتی به نام Valiant Venture را تاسیس کرده که به زوج های همجنس گرا یا عقیم، این فرصت را خواهد داد تا از طریق کلونینگ، از DNA خودشان صاحب فرزند شوند.

اعتقادات این فرقه آن قدر پوچ و یاوه است که نیازی به نقد نمی بینیم و اگر در گوشه و کنار دنیا گرایشی هم به این فرقه دیده می شود از سوی گروه های شیطان پرست، گروه های سکس مختلط و همجنس گرایان است. علاوه بر آن که در آن روی سکه هم باید کمک های رژیم صهیونیستی در پرورش و گسترش این فرقه مرموز برای قرن جدید را جستجو کرد.آیا صهیونیست ها پس از آنکه فرقه جعلی بهاییت را در کشورهای اسلامی راه انداختند به دنبال فرقه سازی در میان مسیحیان هستند.

پیش از این در خبرها آمده بود مردم اکثر کشورهای جهان ترجیح می دهند فرزندشان پسر باشد. اما اکنون فاش شده که هندی ها دخترانشان را وادار به تغییر جنسیت می کنند.

پیش از این نتایج نظرسنجی ها در آمریکا و چین نشان می داد ابراز علاقه به فرزند پسر می تواند تا حد زیادی بر هرم جمعیتی هم تاثیر گذار باشد و در چین با توجه به قانون تک فرزندی تعداد نوزادان پسر بیش از دختران است.

اما حالا در هندوستان خانواده های متمول هندی برای اینکه به خواسته شان برسند دست به کار وحشتناکی می زنند؛ آن گروه از خانواده ها که صاحب فرزند دختر شده اند با توجه به جایگاه نازل زنان در خانواده های هندی از عمل جراحی برای تغییر جنسیت فرزندان دختر استفاده می کنند و بعضی از آنها حتی حاضر هستند تا سه هزار دلار بابت این موضوع هزینه کنند.

پاتوق این عملهای جراحی غیرقانونی در ایالت مادهیا پاردش است. بنا به آماری که اخیرا منتشر شده بیش از ۳۰۰ دختر به این روش عمل شده اند. در هندوستان بخاطر معدوم کردن فرزندان دختر قبل و بعد از بدنیا آمدن تعداد پسران زیر شش سال هفت میلیون بیشتر از دختران است.

به گزارش تلگراف با رسانه ای شدن این خبر گروه های حامی کودکان و زنان وارد موضوع شده و مطرح کرده اند اگر تا قبل از این دختران می توانستند امیدوار باشند پس از تولد همچنان دختر باقی می مانند، با شرایط تازه و امکانی که پزشکان خیانتکار این ایالت دراختیار خانواده ها قرار می دهند ، این شانس هم از دختران گرفته می شود.

کمیسیون حمایت از حقوق کودکان از فرماندار ایالت مادهیا پرادش خواسته در دو هفته آینده نتیجه تحقیقات درباره عوامل این موضوع را منتشر کند.

به گزارش مهر،

"آندری فینکلستاین" به عنوان یکی ازمعتبرترین اخترشناسان روسی معتقد است 10 درصد از سیاره های شناخته شده ای که در کهکشانها به دور ستاره ای عظیم در حرکتند، به زمین شباهت دارند و در صورتی که در این سیاره ها آب وجود داشته باشد پس حیات هم در آنها وجود دارد.

وی که در حال حاضر رئیس موسسه نجوم کاربردی آکادمی علوم روسیه به شمار می رود، این سخنان را در مجمع بین المللی در مسکو با موضوع جستجو برای حیات فرازمینی بیان کرد. به گفته وی پیدایش حیات به اندازه ای اجتناب ناپذیر است که شکل گیری اتمها اجتناب ناپذیرند از این رو حیات در سیاره های دیگر وجود دارد و انسان آن را تا 20 سال آینده خواهد یافت.

وی در پاسخ سوالی که بارها درباره شکل ظاهری موجودات فضایی از وی پرسیده شد پاسخ داد این موجودات به انسان شباهت داشته و مانند انسان از دو دست و دو پا و سر برخوردارند تنها شاید رنگ پوست آنها متفاوت باشد.

بر اساس گزارش دیلی میل، موسسه فینکلستاین در دهه 160 و در اوج رقابت فضایی جنگ سرد برنامه ای را برای رصد و تاباندن سیگنالهایی به فضای خارج آغاز کرد. وی می گوید در تمامی این سالها در جستجوی تمدنهای فرا زمینی بوده ایم، به ویژه در انتظار دریافت پیامی بوده ایم که از فضا برای زمین ارسال شود.

یک سنگ آسمانى از فاصلۀ ۱۲ هزار کیلومترى زمین عبور کرد. این سنگ آسمانى در پهن‌ترین نقطه، قطرى به طول ۲۰ متر داشت و در باریک‌ترین نقطه قطر آن به ۵ متر مى‌رسید. 

سازمان ملى هوانوردى و فضایی ایالات متحده آمریکا- ناسا – اعلام کرد این صخرۀ فضایی، در مسیر دورانى خود، تحت تاثیر جاذبۀ زمین، در حرکتى مانند یک بومرنگ مسیرش تغییر یافت و بدون هیچ گونه آسیبى از فراز اقیانوس آتلانتیک عبور کرد.

بیش از ۴۳ میلیون نفر در دنیا به دلیل جنگ و یا آزار و اذیت، کشور و خانه و کاشانه خود را رها کرده‌اند.

به گزارش فارس به نقل از رویترز، در پایان سال ۲۰۱۰ بیش از ۴۳ میلیون نفر در جهان آواره شده‌اند و بر این آمار نیر اضافه خواهد شد. فرار از جنگ و درگیری ها به بالاترین سطح خود در ۱۵ سال گذشته رسیده است.

۱۵ میلیون از این تعداد به کشورهای همسایه که از وضعیت بهتر اقتصادی و اجتماعی برخوردارند، گریخته‌اند و مابقی در کشورهای خود سرگردان و منتظر بهتر شدن شرایط برای بازگشت به وطن خود هستند.

کمیساریای عالی آوارگان سازمان ملل متحد در گزارشی اعلام کرد: اغلب این افراد از کشورهای ثالث درخواست پناهندگی اجتماعی و یا سیاسی داده‌اند که اقدامات زمان‌بری باید برای ساماندهی آنان انجام داد.

این گزارش می افزاید: هجوم آوارگان به کشورهای توسعه یافته موجب افزایش نگرانی مقامات این کشورها شده است و بیم آن دارند که نتوانند به نیازهای آنان پاسخ دهند.

تعداد زیاد آوارگان و پناهجویان موجب شده است که برخی از این کشورها مقررات بسیار سختی برای پذیرش مهاجران آواره در نظر گرفته‌اند و در بسیاری مواقع از پذیرش این امر سر باز می‌زنند.

به گزارش ادیان نیوز، شبکه خبری سی ان ان در خبر امروز 20 ژوئن (30 خرداد) از تصویب قانون همجنس گرایان در مجلس آمریکا خبر داد.سی ان ان افزود: «مبارزات برای قانونی کردن ازدواج همجنس گرایی متوجه نیویورک شده است و اکنون مجلس نمایندگان آن را تصویب کرده است و با قانونی کردن آن موافقت کرده است.»

سی ان ان اضافه کرد: « اما به نظر می آید این امر با مخالفت جمهوری خواهان که مجلس سنا را در اختیار دارند روبرو شود و اکنون تنها یک رای می تواند این امر را تغییر دهد که این لایحه تصویب و یا رد شود.»در صورت تصویب این امر نیویورک ششمین ایالتی است که در آمریکا این امر را قانونی کرده است.
پنج ایالت "ماساچوست "، "کانتیکات "، "آیووا "، "ورمونت " و "نیوهمشایر " و ناحیه کلمبیا در حال حاضرهم به ازدواج همجنس گرایان مجوز دادند.بر پایه این گزارش، فرماندار نیویورک این لایحه را پیشنهاد کرده بود که طبق آن ازدواج همجنسگرایان قانونی شود.

 

منابع خبری از سکته مغزی "هارولد کمپینگ" واعظ آمریکایی ساله خبر می دهند که اخیرا وعده اش درباره وقوع قیامت دروغ از آب درآمد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، این واعظ مسیحی که اخیرا پیش بینی کرده بود جهان در روز 21 می (31 اردیبهشت) به پایان می رسد به علت سکته مغزی راهی بیمارستان شد.
کمپینگ 89 ساله اخیرا پس از اجرای برنامه روزانه تلویزیونی اش در اوکلند (کالیفرنیا) دچار سکته مغزی شد و به بیمارستانی در ساحل "سانفرانسیسکو" منتقل شد.
"توم اوانز" سخنگوی شرکت فامیلی که برنامه های این واعظ مسیحی را در 66 واحد رادیویی سرتاسر آمریکا پخش می کند، تاکید کرد: حال کمپینگ خوب است، این تنها چیزی است که الان می خواهم به آن اشاره کنم.
این شرکت تصمیم گرفته با توجه به بستری شدن کمپینگ در بیمارستان، برنامه ضبط شده قدیمی وی را بازپخش کند.
هارولد کمپینگ واعظ مسیحی معتقد بود بر اساس معادلات ریاضی توانسته به رازهای کتاب مقدس پی ببرد و زمان پایان جهان را تشخیص دهد. البته وی یک بار در سال 1994 نیز پایان جهان را پیش بینی کرده بود که پس از دروغ از آب در آمدن آن ادعا کرد که نتوانسته برخی از مقاطع کتاب مقدس را به طور عمیق درک کند.
واعظ جنجالی که روز 31 اردیبهشت را به عنوان آخرین روز حیات زمین معرفی کرده بود در نهایت با معذرت خواهی از مردم تاریخ جدیدی را برای پایان جهان پیش بینی کرد. وی در اظهاراتی در گفتگو با رسانه های آمریکایی  21 اکتبر (29 مهر) را به عنوان تاریخ پایان جهان اعلام کرد.

س از حمله نیروهای آمریکایی به فلوجه در سال ‌٢٠٠٤ ،‌ این شهر آمار بسیار بالایی از تولد نوزادان ناقص الخلقه داشت. این موضوع به حدی در این شهر نمود دارد که برطبق گفته‌های خبرنگار رادیو فرانس اینفو‌، تقریبا هر خانواده در فلوجه یک نوزاد ناقص الخلقه دارد.
به گزارش جهان به نقل از ایسنا، روزنامه لوموند‌ در گزارشی درباره اینکه آیا استفاده نیروهای آمریکایی از سلاح‌های هسته‌ای عامل تولد کودکان ناقص الخلقه در شهر فلوجه عراق بوده، آورده است:

«آیا ارتش آمریکا در عراق از سلاح هسته‌ای استفاده کرده است؟ این سوالی است که شبکه رادیویی فرانس اینفو روز جمعه،‌٢٠ خرداد، مطرح کرد و از طریق خبرنگار خود، آنجلیک فرات که به شهر فلوجه در ‌٥٠ کیلومتری بغداد سفر کرده‌، سعی داشت بدان پاسخ دهد.

پس از حمله نیروهای آمریکایی به فلوجه در سال ‌٢٠٠٤ ،‌ این شهر آمار بسیار بالایی از تولد نوزادان ناقص الخلقه داشت. این موضوع به حدی در این شهر نمود دارد که برطبق گفته‌های خبرنگار رادیو فرانس اینفو‌، تقریبا هر خانواده در فلوجه یک نوزاد ناقص الخلقه دارد.

مقامات عراقی از پرداختن به این موضوع اجتناب می‌کنند و هیچ آمار رسمی در این باره منتشر نشده است.

این خبرنگار فرانسوی نخستین خبرنگاری نیست که به این موضوع پرداخته است.

ماه مه ‌٢٠٠٨،‌ شبکه تلویزیونی اسکای نیوز انگلیس نسبت به وقوع ناهنجاری‌های جسمی مادرزادی در میان نوزادان در شهر فلوجه اظهار نگرانی کرد.



یکی از مسئولان یک سازمان غیردولتی محلی از ‌٢٠٠ مورد نقص عضو در این شهر خبر داد که اغلب مادرزادی و مربوط به دوره پس از بمباران فلوجه بوده است.

روزنامه گاردین نیز در ماه نوامبر ‌٢٠٠٩ با چندین مقاله و گزارش تصویری به این موضوع پرداخت.
این روزنامه به نقل از یک پزشک اطفال در بیمارستان شهر فلوجه گفت که در عرض سه هفته حدود ‌٣٧ نوزاد ناقص الخلقه در این شهر به دنیا آمده‌اند. مادر یک خانواده نیز که در این زمینه مورد سوال قرار گرفت، گفت که هیچ کدام از سه فرزند سه تا شش ساله وی قادر به راه رفتن نیستند و نمی‌توانند به طور مستقل و بدون کمک غذا بخورند.

پزشکان بیمارستان دلیل دقیق این موضوع را نمی‌دانستند. آنها به دلیل عدم وجود شواهد مستدل‌، ارتباط مستقیم این پدیده با درگیری‌های این شهر در سال ‌٢٠٠٤ را رد کردند. از نظر آنان‌، پدیده ناهنجاری‌های جسمی و نقص عضو این نوزادان دلایل مختلفی می‌توانسته داشته باشد‌؛ دلایلی مثل آلودگی هوا،‌ تشعشعات مختلف‌، آلودگی‌های شیمیایی‌، داروهای استفاده شده در دوران بارداری، تغذیه بد و یا استرس مادر.

در ماه مارس ‌٢٠١٠ شبکه بی.بی.سی موضوع نقص عضو نوزادان در فلوجه را مورد بررسی قرار داد.

یک خبرنگار این شبکه با توضیح اینکه عکسی از یک کودک سه سر دیده است، گفت:‌ وقتی شما به آنجا بروید‌، شواهد ترسناکی را خواهید دید.

این گزارش‌های مختلف نظر دانشمندان را جلب کرد.

کریستوفر باسبی‌، مدیر یک آژانس مشاوره محیط زیست با نام گرین اودیت و یکی از مخالفان تسلیحات حاوی اورانیوم ضعیف شده‌، به منظور انجام تحقیقات نسبت به پدیده نوزادان ناقص الخلقه به فلوجه رفت.

وی به همراه دو تن دیگر با نام ملک حمدان و انتصار عریبی‌، از طریق یک پرسشنامه، تحقیقی را در میان مردم شهر فلوجه انجام داد.

نتایج این تحقیق در ماه ژوئیه ‌٢٠١٠ در نشریه بین المللی تحقیقات زیست محیطی و سلامت عمومی انتشار یافت.

بر طبق این نتایج، آمار مرگ و میر نوزادان در شهر فلوجه در دوره زمانی سال ‌٢٠٠٦ تا ‌٢٠٠٩ به ‌٨٠ درصد افزایش پیدا کرده در حالی که این نرخ در کشورهای همسایه مثل مصر و اردن، ‌٨/١٩ و ‌١٧ درصد بود.

در دسامبر ‌٢٠١٠ نیز نتایج یک مطالعه جدید که توسط تیم دیگری از محققان انجام شده بود‌، در همین نشریه انتشار یافت‌ که بسیار قابل توجه بود. بر طبق این نتایج، احتمال تولد یک نوزاد ناقص الخلقه در شهر فلوجه ‌١١ برابر بیش از تولد نوزادان مشابه در دیگر نقاط جهان است.

یکی دیگر از تدوین کنندگان این گزارش گفت:‌ مهم است که بدانیم در شرایط عادی احتمال وقوع چنین پدیده‌هایی نزدیک به صفر است.

ماه مه ‌٢٠١٠،‌ ‌١٥ درصد از ‌٥٤٧ کودک متولد شده در فلوجه از نقص عضو جدی به هنگام تولد رنج می‌بردند و ‌١١ درصد از نوزادان نیز به طور نارس و زودتر از زمان مناسب برای تولد ( قبل از ‌٣٠ هفته) به دنیا آمده‌اند.

برای نخستین بار این نتایج آشکارا نشان دادند که امکان دارد آسیب‌های ژنتیکی مشاهده شده، به طور مستقیم با تسلیحات مورد استفاده آمریکا در عراق و به ویژه اورانیوم تضعیف شده مرتبط باشند.

اورانیوم ضعیف شده که به نسبت اورانیوم طبیعی خاصیت رادیو اکتیو کمتری دارد،‌ فلزی سنگین و بسیار متراکم است که در ساخت گلوله‌ها و به منظور ارتقاء قدرت نفوذ آنها استفاده می‌شود. آنها همچون همه فلزات سنگین در صورت ورود به بدن به هر طریقی‌، خطر مسمومیت را به همراه دارند.

استفاده نظامی از اورانیوم ضعیف شده مرتبا اعلام شده است، اما هیچ ارتباطی بین آنها و نوزادان شهر فلوجه تا کنون برقرار نشده است.

کریستوفر باسبی‌، در آخرین مطالعه‌ای که به زودی شرح آن در نشریه علمی لنست به چاپ می‌رسد،‌ قرار است پارا فراتر از مطالعات قبلی بگذارد.

وی اقدام به تحلیل نمونه‌هایی از خاک‌، مو‌، هوا و آب این منطقه کرده است و تائید می‌کند که در آنها آثار اورانیوم غنی شده و ضعیف شده، پیدا کرده است.

ژان- دومینیک مرشه‌، روزنامه نگار متخصص مسائل نظامی و نویسنده وبلاگ "دفاع محرمانه" اظهار داشت: به کار بردن اورانیوم غنی شده آن هم در میدان جنگی که سربازان خودی نیز در آن حضور دارند‌، احمقانه است.

خبرنگار رادیو فرانس- اینفو همچنین یادآوری می‌کند که صدام زمانی که در عراق در راس قدرت بود،‌ از کودکان دارای ناهنجاری جسمی‌، بهره برداری سیاسی می‌کرد.

وی یادآوری می‌کند:‌ صدام خبرنگاران را به دیدار یتیم خانه‌هایی می‌برد که کودکان آنها از ناهنجاری‌ جسمی رنج می‌بردند.»

ایسنا: کارشناسان علوم اجتماعی آلمان در گزارش اخیر خود اعلام کردند که در عصر اتم شاهد کاهش تولد نوزادان دختر خواهیم بود.

براساس گزارش این کارشناسان که در رسانه‌های رسمی آلمان منتشر شد، تشعشات رادیو اکتیو متصاعد شده از کارخانجات طی چهار دهه گذشته باعث شده، در نقاط مختلف شاهد کاهش تولد نوزادان دختر باشیم.

حوادث اتمی نظیر انفجار نیروگاه «چرنوبیل» به شدت بر نرخ تولد نوزادان دختر در دنیا اثر مخرب بر جای گذاشت، به طوری که با یک تجزیه و تحلیل جمعیتی بین سال‌های 1975 تا 2007 میلادی در آمریکا و 39 کشور اروپایی مشخص شد که نرخ تولد پسران در مقایسه با دختران رشد داشته است.

علاوه بر این، روند تاثیر مواد رادیو اکتیو در سال‌های 1980 میلادی در کشورهای اروپای شرقی بیش از سایر نقاط دنیا بوده است.

بر اساس گزارش کارشناسان مرکز تحقیقاتی «هلم هولتز» در آلمان انفجار نیروگاه اتمی چرنوبیل در سال 1986 میلادی، آزمایشات اتمی سال‌های 1960 تا 1970 میلادی و در نهایت انفجار نیروگاه «دای ایچی» در فوکوشیما ژاپن بیش از سایر موارد مشابه، عامل بروز تغییر در نرخ تولد دختران و پسران شناخته شده است، به طوری که میزان تولد نوزادان پسر در مقابل دختر در کشورهایی چون بلاروس و اوکراین بیش از کشورهای دیگر بوده است. همچنین براساس گزارش این مرکز پژوهشی مشخص شد که نرخ تولد نوزادان پسر به دختر 105 مورد به ازای هر 100 مورد است.

یک شبکه تلویزیونی گزارشی از هواپیمای مخصوص رئیس جمهور آمریکا پخش کرد که قرار است در صورت وقوع بحران‌ رئیس جمهور بتواند به وسیله آن از کشور فرار کند.
به گزارش فارس، شبکه العربیه گزارشی از هواپیما مخصوص رئیس جمهور و دیگر سران برجسته آمریکا پخش کرد که می‌تواند رئیس جمهور آمریکا را از مهلکه‌هایی چون حمله هسته‌ای به این کشور یا وقوع زلزله یا برخورد شهاب سنگ های عظیم الجثه نجات دهد.

این هواپیما فوق پیشرفته از مدل بوئینگ 747 است که نام آن "روز قیامت " است و قرار است مانند فیلم‌های هالیوودی در بحران های عظیم جان سران کاخ سفید و رهبران نظامی برجسته آمریکا را نجات دهد.

هواپیما رئیس جمهور آمریکا در فرودگاه نظامی مریلند قرار دارد و در هنگام بحران رئیس جمهور آمریکا و معاونان اصلی وی با بالگرد به این فرودگاه منتقل می‌شوند و رئیس جمهور آمریکا می‌تواند از داخل این هواپیما ارتباط مستقیم رادیویی با مردم داشته باشد.

مهمترین ویژگی این هواپیما تجهیزات فوق پیشرفته ارتباطاتی آن است، به طوری که در داخل آن 13 نوع سیستم ارتباطی نصب شده است و می تواند با زیردریایی‌ها و ناوهای آمریکا در مناطق دور دست ارتباط مستقیم برقرار کند.

بدنه این هواپیما در برابر انفجارهای شدید و امواج مغناطیسی در سطح بالا دارای مقاومت است و در داخل این هواپیما چهار بخش تعبیه شده: بخش اول ریاست جمهوری، بخش دوم جلسات، بخش سوم عملیات و ستاد مشترک و بخش چهارم نیز مربوط به حفاظت اطلاعات سری است.

این هواپیما دارای چهار موتور ویژه است که شرکت جنرال موتور به طور سفارشی برای برنامه‌های نظامی طراحی کرده بگونه‌ای که می‌تواند 12 ساعت به طور ممتد و بدون سوخت گیری در آسمان پرواز کند و در صورتی که سوخت گیری شود می‌تواند تا 82 ساعت بی وقفه پرواز کند.

سرعت هواپیما روز قیامت تا 620 مایل در ساعت (بیش از 900 کیلومتر در ساعت) است و هزینه ارتقای این هواپیما بیش از 100 میلیون دلار برآورد شده است.

به گزارش «شیعه نیوز» ، رحیم شعبانی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در انزلی با اشاره به اجرای طرح ایثار در این شهرستان اظهار داشت: این طرح با هدف برخورد با فروشندگان اقلام غیرمجاز در انزلی اجرا شده است.
وی افزود: ماموران در اجرای طرح ایثار با تنظیم دستورالعمل جامع و تجمیع نیروهای تخصصی اقدام به اجرای طرح مذکور در سطح شهرستان انزلی کرده و در این راستا از تعداد 192 واحد صنفی بازدید نظارتی و تخصصی به عمل آمده است.
فرمانده انتظامی انزلی با اشاره به کشفیات طرح ایثار خاطرنشان کرد: در راستای اجرای طرح ایثار در انزلی مقدار 22 لیتر مشروب الکلی دست‌ساز، 2 ‌هزار و 900 حلقه سی‌دی غیرمجاز و مبتذل کشف شده است.
وی کشف 23 دست آلات قمار، 2 هزار و 630 تصاویر مبتذل،47 عدد مانکن نامتعارف و 184 ثوب البسه منقوش به تصاویر مبتذل را از دیگر اقدام‌های پلیس انزلی در راستای اجرای طرح ایثار عنوان کرد.
شعبانی گفت: در ادامه اجرای طرح ایثار مقدار 153 عدد علایم و نشانه‌های مربوط به گروه‌های شیطان‌پرستی و منحرف غربی نیز کشف و ضبط شده است.
وی کشف و ضبط 294 عدد اقلام آرایشی و بهداشتی قاچاق با تصاویر مبتذل، 400 گرم پودر نیروزای غیرمجاز و 560 عدد قرص نیروزای غیرمجاز را از دیگر اقدام‌های پلیس انزلی در راستای اجرای طرح ایثار ذکر کرد.
فرمانده انتظامی انزلی اضافه کرد: در این راستا از 57 واحد صنفی به دلیل عدم رعایت مقررات و شئونات اسلامی تعهد کتبی اخذ و برای 20 واحد صنفی متخلف تشکیل داده شده است.
وی با بیان اینکه برای دستیابی به امنیت مطلوب باید مردم با پلیس همکاری فعال داشته باشند، افزود: پلیس با رویکرد جامعه محور و مشارکت دادن مردم در اجرای مأموریت‌ها در ایجاد امنیت مطلوب برای مردم تلاش می‌کند.
شعبانی سلامتی و امنیت را دو نعمت بزرگ دانست و با اشاره به اینکه دشمن با هوشیاری و پشتیبانی مردم در تمام مأموریت‌ها شکست خورده است، خاطرنشان کرد: امروز دشمن با ترویج شیطان‌پرستی و تبلیغ الگوهای غربی و سایت‌های ماهواره‌ای اصول، افکار و عقاید جامعه را نشانه گرفته است.
وی از مردم بندرانزلی خواست تا در صورت اطلاع از عرضه اجناس مغایر با شئونات اسلامی توسط فرد یا افراد خاص مراتب را سریعاً به مرکز فوریت‌های پلیسی 110 اطلاع دهند.
شعبانی افزود: تماس مردم با مرکز فوریت‌های پلیسی نشان دهنده اعتماد جامعه به پلیس است.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مرکز تحقیقات و پژوهش‌های بابل، پس از گذشت بیش از هشت سال از اشغال عراق توسط آمریکا هنوز آثار ویرانگر برجای مانده از این اشغال و تجاوز در تمام حوزه‌ها و تمام سطوح قابل ملاحظه است و ملت عراق با دردناک‌ترین و بدترین رنج‌ها و مصیبت‌ها مواجه هستند و در این میان سهم کودکان عراقی بیش از دیگر ملت عراق است، چرا که آنها قربانی اصلی این جنگ ویرانگر بودند، مقاله زیر که در چند بخش ارائه خواهد شد، به تفصیل به وضعیت کودکان عراقی پس از اشغال کشورشان توسط آمریکا خواهد پرداخت.

* آلودگی‌های محیط زیستی برجای مانده از اشغالگری

از زمان اشغال عراق در سال 2003 تاکنون محیط زیست عراق به انواع آلاینده‌های خطرناک آلوده شده است.
بر اساس گزارش منتشره در روزنامه آمریکایی واشنگتن پست اکثر شهرهای بزرگ عراق به آلاینده‌های شیمیایی و تسلیحاتی تشعشع‌زا آلوده است که موجب بروز بیماری‌های خطرناکی چون سرطان و تولد کودکان عقب مانده و عجیب الخلقه در میان ساکنان آن می‌شود.
همچنین بر پایه گزارش ارائه شده توسط سازمان "صلح سبز " افزایش میانگین آلاینده‌های شیمیایی خطرناک و مسمومیت‌زا به دلیل استفاده از سلاح‌های تحریم شده بین المللی و نامتعارف طی جنگ و پس از آن مانند بمب‌های خوشه‌ای و ناپالم و فسفر سفید و اورانیوم بارور شده موجب افزایش مبتلا به بیماری‌های خطرناک از جمله سرطان خون و تومورهای بدخیم و افزایش میزان تولد کودکان عقب مانده و عجیب الخلقه در عراق شده است.

* استفاده از 2 هزار تن اورانیوم بارور شده طی سال 2003 در عراق

این گزارش در ادامه می‌افزاید: امریکا طی اشغال عراق در سال 2003 بیش از 2000 تن اورانیوم بارور شده استفاده کرد و این جدای از 800 تن اورانیوم بارور شده‌ای است که در سال 1991 در این کشور استفاده نمود و به گفته "نرمین عثمان " وزیر محیط زیست عراق رهاورد استفاده از این سلاح‌های نامتعارف آلودگی 350 منطقه در عراق بود.

* گزارش بیش از 140 هزار مورد ابتلا به سرطان

وزیر محیط زیست عراق در ادامه تاکید می‌کند: هم‌اکنون بیش از 140 هزار مورد ابتلا به بیماری سرطان به وزارت بهداشت گزارش شده و مطمئن هستیم موارد بسیاری هم هنوز ثبت نشده‌ و وزارت محیط زیست عراق اسناد و مدارکی در اختیار دارد که ثابت می‌کند، آمریکایی‌ها طی نبردهای فلوجه از فسفر سفید که از جمله سلاح‌های تحریم شده بین المللی است، استفاده کرده است.

* آمریکایی‌ها در تجاوز اخیر 6برابر بیشتر از سال 1991سلاح‌های نامتعارف بکار بردند

همچنین به گفته "اساف دوراکوویچ " دانشمند زیست شناس آمریکایی، نیروهای آمریکایی و انگلیسی در جنگ اخیر خود در عراق (2003) 6 برابر بیشتر از جنگ 1991 از مهمات و سلاح‌های دارای اورانیوم رادیو اکتیو استفاده کردند، درحالی که میزان تشعشع ناشی از این سلاح‌ها 400 برابر از سلاح‌های مورد استفاده در جنگ 1991 بود و با این که جنگ سال‌هاست در عراق پایان یافته اما خاک این کشور همچنان آلوده به این مواد خطرناک شیمیایی است.

* کودکان قربانیان اصلی سلاح‌های شیمیایی آمریکایی

و درحالی که دوراکوویچ تاکید می‌کند، آثار مخرب و ویرانگر این سلاح‌های شیمیایی برای هزاران سال در عراق باقی می‌ماند، می‌افزاید: مناطق آلوده شهرها و مناطق اطراف آن و مزارع و زمین‌های کشاورزی و شهرک‌های مسکونی و زمین‌هایی را دربرمی‌گیرد که کودکان عراقی در آنجا جمع شده و بازی می‌کنند و همین موجب ابتلای هزاران کودک عراقی به بیماری‌های صعب العلاج مانند سرطان و تورم‌های بدخیم شده است.

* مرگ سالیانه بیش از 8 هزار کودک عراقی به دلیل ابتلا به سرطان و تومورهای بدخیم

گزارش‌های بهداشتی ارائه شده توسط دولت عراق به این نکته اشاره می‌کند که هم‌اکنون بیش از 160 هزار عراقی مبتلا به سرطان و تومور‌های بد خیم هستند که اکثر آنها را کودکان تشکیل می‌دهند.
همین گزارش در ادامه می‌افزاید: سالیانه بیش از 8 هزار کودک عراقی به دلیل ابتلا به سرطان و تومور‌های بد خیم و ضعف بدنی و نبود دارو و کادر پزشکی مجرب در تشخیص زود هنگام بیماری جان خود را از دست می‌دهند.

* وجود بیش از 25میلیون مین و 3 میلیون بمب و موشک خنثی نشده در عراق

به خطرات و مشکلات فوق‌الذکر باید خطر بمب‌ها و موشک‌های عمل نکرده و مین‌های خنثی نشده و سلاح‌های تخریب شده در کنار مناطق مسکونی و آلودگی‌های ناشی از آن را نیز افزود که خطرات بالفعلی برای کودکان عراقی تشکیل می‌دهد.
بنابر گزارش کمیته ملی امور خنثی سازی مین‌ها وابسته به وزارت برنامه‌ریزی و توسعه عراق، هم اکنون در این کشور 25 میلیون مین زیر زمینی وجود دارد که هنوز خنثی نشده‌اند و این جدای از 3 میلیون قبضه موشک و بمبی عمل نکرده‌ای است که در مناطق مختلف مسکونی بصورت پراکنده وجود دارد.

* آلودگی 4هزار منطقه در عراق به مین‌های خنثی نشده

کمیته ملی امور خنثی سازی مین‌ها وابسته به وزارت برنامه‌ریزی و توسعه عراق تاکید می‌کند که این آمار و ارقام، آمار اولیه بوده و پیش‌بینی می‌شود، تعداد مناطق آلوده به مین و بمب‌های خنثی نشده بیش از 2000 منطقه در بغداد و دیگر استان‌هاست و بررسی‌های صورت گرفته جهت شناسایی مناطق مین‌گذاری شده که 12 استان و 11 هزار و 250 منطقه را دربرمی گیرد، نشان می‌دهد، بیش از 4000 منطقه آلوده به مین‌ و بمب‌های خنثی نشده است.

* دو سوم عراقی‌ها در کنار مناطق مین‌گذاری شده زندگی می‌کنند

همچنین گزارش کمیته ملی امور خنثی سازی مین‌ها وابسته به وزارت برنامه‌ریزی و توسعه عراق تاکید می‌کند: دو سوم عراقی‌ها در نزدیکی‌ مناطق آلوده به مین و بمب‌های خنثی نشده زندگی می‌کنند و بیش از 11 میلیون و 800 هزار خانوار به شکلی مستقیم از این آلودگی‌های ناشی از این بمب‌ها تاثیر می‌پذیرند که به عبارتی 9995 تجمع مسکونی را دربرمی گیرد و از این میان تنها 2678 تجمع مسکونی کمتر از یک کیلومتر با این بمب‌ها و مین‌ها فاصله دارند.
این گزار در پایان تاکید می‌کند: بیش از 50 درصد از اراضی کشاورزی عراق آلوده به مین و بمب‌های خنثی نشده است.

* 99 درصد قرباینان مین‌های خنثی نشده کودکان عراقی هستند

اما "استفان دی مستورا " معاون نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد و هماهنگ کننده برنامه انسانی در عراق می‌گوید: مین‌های خنثی نشده سالیانه جان صدها کودک عراقی را می‌گیرد، چرا که 99 درصد قربانیان مین‌های خنثی نشده در عراق را غیرنظامیان تشکیل می‌دهند و کودکان زیر 14 سال یک چهارم این قربانیان هستند و کودکان بیش از هر طبقه دیگری از جامعه عراق در معرض مرگ و مجروحیت‌های ناشی از مین‌ها و بمب‌های خنثی نشده‌ قرار دارند، چون رنگ مین‌ها و ظاهر متفاوت آنها همیشه برای کودکان جذاب بوده و آنها را به این ورطه مرگبار می کشاند.

* اکثر کودکان آسیب دیده پیش از رسیدن به بیمارستان جان باختند

"راجر رایت " نماینده صندوق بین‌المللی کودکان سازمان ملل متحد (بونیسف) در عراق می گوید: اکثر کودکانی که در اثر انفجار بمب‌ها و مین‌های عمل نکردند، آسیب می‌بینند، پیش از رسیدن به بیمارستان در اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست می‌دهند و خانم "والبرگ انجلبرگیت " نماینده کیمساریای عالی امور پناهندگان وابسته به سازمان ملل متحد در عراق می‌گوید: کودکان پناهندگان و آوارگان عراقی بیش از هر گروه سنی دیگری در معرض خطرهای ناشی از انفجار بمب‌ها و مین‌های عمل نکرده قرار دارند.
تا کنون آمار رسمی دقیقی از تعداد کودکان عراقی که بدین وسیله جان خود را از دست داده یا انفجار این بمب‌ها و مین‌ها موجب قطع عضو در آنها شده، وجود ندارد، اما مقامات مسئول عراقی تاکید می‌کنند هم اکنون صدها هزار کودک عراقی به دلیل قطع عضو در اثر انفجار این مین‌ها و بمب‌ها مجبور هستند از چوب دستی یا صندلی چرخدار استفاده کنند.

ظرف یک دهه گذشته میزان آمار سقط جنین در بریتانیا 30 درصد، معادل یک‌سوم افزایش یافته است. در زنان بین 40 تا 44 ساله انگلیسی، در سال 2000 در حدود 5794 سقط جنین انجام شده بود که این آمار در سال 2010 به رقم 7493 مورد رسیده است.
به گزارش جهان، تضعیف اخلاقیات و معنویت در جهان غرب نمودهای مختلفی در بین مردم این کشورها دارد که سقط جنین که گرفتن جان انسانی است که روح در بدنش دمیده شده، یکی از نمودهای زشت و نفرت‌انگیز آن است.

به نوشته روزنامه انگلیسی دیلی‌میل، ظرف یک دهه گذشته میزان آمار سقط جنین در بریتانیا ۳۰ درصد، معادل یک‌سوم افزایش یافته است. در زنان بین ۴۰ تا ۴۴ ساله انگلیسی، در سال ۲۰۰۰ در حدود ۵۷۹۴ سقط جنین انجام شده بود که این آمار در سال ۲۰۱۰ به رقم ۷۴۹۳ مورد رسیده است.


بنابراین گزارش، اکثریت زنانی که دست به سقط جنین می‌زنند، این کار شنیع را در زایمان دوم انجام می‌دهند، یعنی با مهر مادری آشنا هستند، لذا صورت پذیرفتن چنین کاری از سوی آنها عجیب‌تر می‌نماید.

سقوط اخلاقی جوامع غربی که جامعه بریتانیا تنها یکی از نمونه‌های آن است، در تمام عرصه‌های این جوامع قابل مشاهده است. فرهنگ و هنر این جوامع دچار ابتذال شده و دین‌داری و معنویت در این جوامع رو به کاهش شدید گذاشته است. فرهنگ لیبرال – سرمایه‌داری از سوی کارشناسان به عنوان عامل اصلی رشد بی‌اخلاقی و فساد در جوامع غربی شناخته می‌شود.

فرارو به نقل از ریانووستی نوشت:بر اساس گزارش پلیس روسیه دختر 14 ساله روسی به دلیل ترس از اینکه در 21 ماه می جهان به پایان می رسد، خود را به دار آویخت.

به گزارش ریانووستی، 21 می روزی بود که هارولد کمپینگ، یک واعظ آمریکایی مدعی شد دنیا به پایان می رسد و تمام مسیحیان به بهشت می روند.

الکساندر کوشارین، کاراگاه این پرونده تصریح کرد که رفتارهای این دختر از زمان شنیدن پیش بینی های کمپینگ به طرز چشمگیری تغییر کرده بود.

این دختر روس در دفترچه خاطرات خود نوشته بود: "نهنگ ها در تلاش برای رسیدن به ساحل هستند و پرنده ها می میرند، این تنها آغاز این پایان است. ما انسان های نیکوکاری نیستیم، تنها آنها به بهشت می روند و باقی مردم بر روی زمین می مانند تا زجری وحشتناک را تجربه کنند."

وی در آخرین پیام خود نوشته: "من نمی خواهم مانند دیگران بمیرم و به همین خاطر حالا می میرم."
پلیس روسیه در حال بررسی روابط این دختر با گروهای جوانان یا فرقه های مذهبی است.

پیشتر هارولد کمپینگ در اظهاراتی عجیب گفته بود در تاریخ 21 می (31 اریبهشت) ساعت 6 عصر، زلزله بزرگی رخ می دهد و تمام جهان می فهمند که روز قیامت فرار رسیده است.

وی که مدعی بود در این تاریخ مسیح ظهور می کند، تاریخ پیشگویی جدید خود را 21 اکتبر (جمعه، 29 مهر) اعلام کرده و در مورد پیش گویی قبلی عذرخواهی کرده است.

بیشترین هوادارن کمپینگ در کشورهای روسیه، آفریقای جنوبی و ترکیه زندگی می کنند. این واعظ آمریکایی می گوید: بعد از 70 سال مطالعه انجیل روشی ابداع کرده ام که با استفاده از ریاضیات اتفاقات آینده را پیش بینی کنم.

واعظ جنجالی که چندی پیش روز 31 اردیبهشت را به عنوان آخرین روز حیات زمین معرفی کرده بود با معذرت خواهی از مردم تاریخ جدیدی را برای پایان جهان پیش بینی کرد.

به گزارش مهر به نقل از آسوشیتدپرس، "هارولد کمینگ" که شب گذشته با رسانه های آمریکایی گفتگو می کرد با معذرت خواهی از مردم تاریخ 21 اکتبر معادل با جمعه 29 مهر را به عنوان تاریخ پایان جهان اعلام کرد.

کمپینگ توضیح چندانی را درباره اینکه چرا پیش بینی قبلی وی محقق نشده نداد.

پیشتر "هارولد کمپینگ" دراظهارات عجیب خود گفته بود : تاریخ 21 می ( 31 اردیبهشت ) ساعت 6 عصر زمانی است که جهان به پایان می رسد .

بر پایه این گزارش، مسیحیان معتقدند که در زمان پایان جهان حضرت عیسی مجددا ظهور می کند و کمپینگ در اظهارات خود می گوید که در تاریخ ذکر شده پیامبر مسیحیان مجددا ظهور خواهد کرد.

به گفته این واعظ آمریکایی در آن تاریخ دو درصد از مردم جهان به بهشت می روند و مابقی ساکنان زمین نیز به مکان دیگری منتقل می شوند.
هارولد کمپینگ
هر چند در گذشته نیز مبلغان زیادی از نزدیک بودن پایان جهان سخن گفته اند که اصلی ترین مورد آن آغاز سال 2000 میلادی و 2012 است اما گویا مردم آمریکا این پیام کمپینگ را جدی گرفته و در بزرگراه های برخی از ایالات های آمریکا بیلبوردها و نوشته هایی از سخنان او به چشم می خورد.
کمپینگ که هم اکنون 81 سال دارد و در سنین جوانی نیز به کار فنی اشتغال داشته از طریق یک شبکه رادیویی محلی پیام خود را مخابره کرده است.
این شبکه رادیویی که بیشتر تولیدات آن برنامه های مذهبی است به 48 زبان دنیا برنامه پخش می کند. همین امر موجب شده تا کمپینگ بتواند هواداران زیادی را در سراسر جهان برای خود دست و پا کند.
بیشترین هوادارن کمپینگ در کشورهای روسیه، افریقای جنوبی و ترکیه زندگی می کنند. این واعظ آمریکایی می گوید: بعد از 70 سال مطالعه انجیل روشی ابداع کرده ام که با استفاده از ریاضیات اتفاقات آینده را پیش بینی کنم.
کمپینگ در توضیح پیش بینی قبلی خود گفته بود : تاریخ 21 می را از آن رو پایان تاریخ اعلام کرده ام چون این روز 722 هزار و پانصدمین روز پس از تاریخ اول آوریل 33 سال پس از میلاد حضرت مسیح است. این تاریخ روزی است که حضرت مسیح را به صلیب کشیده اند وعدد 722 هزار و 500 از ضرب سه عدد مقدس پنج، 10 و 17 به دست آمده است (البته این اعداد را باید دوبار در هم ضرب کنید). زمانی که من این عدد را بدست آوردم تصمیم گرفتم تا آن را به اطلاع مردم جهان برسانم.


بی بی سی فارسی در اقدامی تبلیغاتی برای قباحت زدایی از همجنسبازی، لندن را با صراحتی تمام ' بهشت همجنسبازان ایرانی' معرفی کرده و آرامش و آزادی آنان را در لندن تبلیغ کرد.
به گزارش مشرق؛ دو جنسه ها نه، بلکه همجنسبازان روزی را مقرر کرده اند که تابوی همجنسبازی را در جامعه بشکنند و فرهنگ جامعه اطراف خود را در تمامی جهان، در سطحی تنزل دهند که به نام جامعه آزاد؛ نگاه سنگین مردم را از روی خود بردارند. اسمش را هم گذاشته اند " ‌روز جهانی مبارزه با همجنسگرا هراسی "
حالا بی بی سی فارسی دست به کار شده تا رپرتاژ و تبلیغاتی را برای آزاد بودن و بی پروایی همجنسبازان ایرانی مقیم لندن پخش کند و لندن را با صراحتی تمام " بهشت همجنسبازان ایرانی" معرفی کند. گزارشگر بی بی سی وقیحانه می گوید "برای همجنس گراها، لندن در مقایسه با تهران بهشت است. "
بی بی سی فارسی در مصاحبه ای با فردی از همجنسبازان ایرانی در یکی از پارک های تهران، عنوان می کند که همجنسبازان ایران سختی های بسیاری را در ایران متحمل می شوند، که البته این سختی ها نه بابت پیگردهای قضایی و پلیسی بلکه برای سنگینی نگاه و حرف های مردم است که به آنها می زنند. فرد همجنسگرا نیز در این مصاحبه به خاطر اینکه مردم ایران آنها را تحمل نمی کنند، وقیحانه می گوید " در ایران اصلا ما فرهنگ نداریم!" و تاکید می کند که در لندن بسیار راحت است و آرامش خاصی دارد!
هدف بی بی سی فارسی نیز هم راستا با هدف " ‌روز جهانی مبارزه با همجنسگرا هراسی " است؛ قباحت زدایی و عادی سازی همجنسگرایی در چشم مردم جهان. باید توجه داشت که فلسفه اختصاص چنین روزی برای زدودن هراسی است که در دل همجنسگراها در سراسر جهان وجود دارد. البته این هراس، ترس از تهدید مرگ نیست بلکه هراس از تابوی همجنسبازی است. بنابراین نه تنها در ایران بلکه در هیچ جای جهان، اکثریت مردم تحمل پذیرش نسل بازمانده از قوم لوط را ندارند.

یک روزنامه انگلیسی با اشاره به اظهارات اخیر "هارولد کامپینگ" واعظ مسیحی در آمریکا نوشت: وی معتقد است فردا بیست و یکم می 2011 در ساعت 6 بعد از ظهر دنیا به آخر رسیده و نابود می شود.

به گزارش مهر، روزنامه ایندیپندنت امروز در گزارشی به اظهارات اخیر یک واعظ مسیحی در آمریکا اشاره کرد و نوشت: هارولد کمپینگ معتقد است فردا ساعت 6 بعد از ظهر دنیا به آخر رسیده و کاملا نابود می شود.

این واعظ مسیحی در ایالت کالیفرنیا با داشتن 66 ایستگاه رادیویی در آمریکا توانسته این پیش بینی را به گوش میلیونها شهروند برساند. همچنین با انتشار و نصب بیش از 2 هزار بیلبورد دست به تبلیغ این ایده زده است.

کمپینگ در خارج از آمریکا نیز بیکار ننشسته و با ترجمه بیانیه خود به 48 زبان زنده دنیا آنها را در کشورهایی مانند آفریقای جنوبی، امارات، روسیه و ترکیه منتشر کرده است.

این واعظ مسیحی معتقد است بر اساس معادلات ریاضی توانسته به رازهای کتاب مقدس پی ببرد و زمان پایان جهان را تشخیص دهد. البته وی یک بار در سال 1994 نیز پایان جهان را پیش بینی کرده بود که پس از دروغ از آب در آمدن آن ادعا کرد که نتوانسته برخی از مقاطع کتاب مقدس را به طور عمیق درک کند.

خرچنگ 40 هزار تومان، لابستر با سس مخصوص 47 هزار تومان و .... این غذاهایی است که در میان ضعف مسئولان نظارتی با افزایش چشمگیر تعداد رستورانها و رقابت شدید میان آنها به تازگی در لیست برخی از آنها جا خوش کرده است.

به گزارش مهر ، این در حالی است که مدیر کل امور دستگاه های اقتصادی و پیشگیری ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز روز گذشته در مصاحبه ای مشروح خبر از ورود کنسرو خرچنگ و خوک به بازارهای داخل کشور داد.

عباس نخعی افزود: یکی از مواردی که در قاچاق کالا بسیار موثر است حلال یا حرام بودن مواد غذایی است اما با این حال در دو سال قبل چند مورد فروشگاه در رشت دیده شد که کنسرو خوک می فروختند که آنها را تعطیل کردیم یا هم اکنون موضوع کنسرو خرچنگ که حرام است، وجود دارد که میزان آن بالا نیست اما با این حال تذکر جدی برای جمع آوری آن داده ایم و سازمانهای بازرگانی و کمیسیون های استانی را در جریان گذاشته ایم که با این مورد برخورد جدی داشته باشند. این سخنان در حالی اعلام می شود این غذاها در حالی در برخی از رستوران ها عرضه می شود که در دین مبین اسلام خوردن این نوع گوشت حرام اعلام شده است.

همانطور که می دانیم حیوانات حلال‌گوشت ضوابط و معیارهای مشخصی دارند در حالیکه فروش محصولات حرام دریایی، از جمله فروش گوشت کوسه و انواع لابستر و برخی از آبزیان حرام گوشت شیوع پیدا کرده و با قیمت هایی گران در رستوران ها عرضه می شود.

در این مسئله مردم بر اساس اعتمادی که به حکومت اسلامی دارند تصور می‌کنند که هر چه فروخته می‌شود حتما منع شرعی ندارد و براحتی از خوردنی‌ها مصرف می‌کنند. چرا که برخی از احکام بی اطلاع هستند.

یکی از این رستوران دارها می گوید: " لابستر خرچنگ نیست بلکه شاه میگوست و خوردن آن حلال است". "لابستر نوعی موجود دریایی است، میگو نیست و اگر از علما بپرسید می گویند خوردن آن مانعی ندارد و آن نوعی خرچنگ به نام کرب است که حرام است".

دیگری نیز معتقد است: "لابستر شاه میگو است که خیلی بزرگ است تازه خرچنگ هم حلال است تا به حال از جایی به ما تذکر نداده اند".

وی در پاسخ به اینکه اینها را از کجا تهیه می کنید نیز می گوید: "اگر چنگالش بریده شود حلال است از همین جنوب و بنادر برای ما می آورند"."اگر حرام هم هست و شما اعتقادی به آن ندارید نخورید، ما برای همه سلیقه ها و ملل غذا می پزیم".


حال مسئله این است که چرا نظارتی بر رستوران‌ها و مراکز خرید و فروش مواد غذایی نمی‌شود که به راحتی گوشت خرچنگ و کوسه فروخته می‌شود و در رستوران‌ها غذاهای متنوعی با آن پخته می‌شود و مردم هم با این نگاه که در این کشور غذای حرامی در رستوران‌ها سرو نمی‌شود از آن استفاده می کنند.

رئیس پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی گفت: نقشه‌ها و برآوردهای علمی نشان می‌دهد که تعداد وقوع زلزله‌های بزرگ رو به افزایش است.

به گزارش خبرنگار علمی خبرگزاری فارس، عباسعلی تسنیمی رئیس پژوهشگاه بین‌المللی زلزله شناسی صبح امروز در یک نشست خبری با اشاره به اینکه ششمین کنفرانس بین‌المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله 26 تا 28 اردیبهشت برگزار می‌شود، گفت: این کنفرانس چهار سال یک بار برگزار می‌شود و در آن محققان از کشورهای مختلف دستاوردها و یافته‌های جدید علمی خود را در زمینه بحث زلزله و مهندسی زلزله ارائه می‌کنند.

وی افزود: حدود یک هزار و 340 چکیده مقاله به دبیرخانه کنفرانس ارسال شد که 985 چکیده مقاله بعد از داوری‌ها پذیرفته شد و در نهایت 629 مقاله کامل دریافت شد.

تسنیمی ادامه داد: این کنفرانس در چهار گرایش اصلی سازه با 373 مقاله، زلزله‌شناسی با 95 مقاله، مدیریت کاهش خطرپذیری با 50 مقاله و ژئوتکنیک با 111 مقاله برگزار می‌شود.

وی گفت: 55 مقاله خارجی از 22 کشور الجزایر، ارمنستان، اتریش، آذربایجان، کانادا، شیلی، چین، آلمان، هند، ایرلند، ایتالیا، ژاپن، مالزی، نیوزلند، پاکستان، پرتغال، روسیه، سوریه، تایوان، ترکیه، انگلیس و آمریکا در این کنفرانس ارائه می‌شود.

رئیس پژوهشگاه بین‌المللی زلزله شناسی افزود: در این کنفرانس 93 استاد تمام، 107 دانشیار، 267 استادیار، 248نفر با درجه دکترا و دانشجویان دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا حضور دارد و در این کنفرانس سه کارگاه تخصصی با موضوعات بررسی راهبردهای بهسازی لرزه‌ای و درس‌‌آموزی زلزله 11 مارس ژاپن و 2 نشست تخصصی برگزار می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: بررسی‌ها نشان می‌دهد که در قرن 20 خسارات زلزله معادل یک‌هزار میلیارد دلار بوده است و در ده سال آخر قرن 20 این میزان خسارت 20 میلیارد دلار بود.

تسنیمی یادآور شد: نقشه‌های زمین‌شناسی برآوردها و تحقیقات علمی نشان می‌دهد که تعداد وقوع زلزله‌های بزرگ رو به افزایش است و به همین دلیل باید برای آماده شدن آن‌ها برنامه‌ریزی کرد.

چندی پیش مخبران محلی پلیس یزد از رفت و آمدهای مشکوک زیادی به خانه مردی به نام بهروز خبر دادند.
تهران امروز:

ماموران با انجام تحقیقات محلی دریافتند این مرد ۳۶ ساله به همراه همسر خود پاتوقی برای سرکیسه کردن خلق خدا فراهم کرده و با عنوان فالگیری با قرآن و دادن دعای گشایش کار و .. مردم را تیغ می زند. کارآگاهان با اعزام چند نفر از ماموران خود در ظاهر مشتری به منزل این مرد به اطلاعات دقیق تری از کسب و کار غیرقانونی بهروز دست پیدا کردند.

ماموران اعزام شده گزارش دادند که متهم و همسرش با عنوان داشتن کرامات روحی و ارتباط با ارواح مقدس و اجنه برای خود معرکه ای راه انداخته و به سوءاستفاه از شهروندان گرفتار و خرافاتی می‌پردازند.

با هماهنگی با مقامات قضایی حکم تفتیش خانه مورد نظر صادر و ضابطین قضایی با کندو کاو منزل به مقداری خرت و پرت از جمله نوشته های عجیب و غریب، جوهر و دوات، قلم موهای مخصوص دعانویسی ، رمل ، اسطرلاب و ... دست پیدا کردند.آنها در گفت وگو با تعدادی از مراجعین به این خانه فهمیدند این زوج با ترفندهایی خاص و به بهانه های مختلف هر بار مبالغ هنگفتی را از مشتریان خود گرفته و با وعده سر‌خرمن حل مشکلات آنها از ایشان کلاهبرداری می‌کرده اند.

یکی از مشتریان گفت: از طریق یکی ازاقوامم با این زن وشوهر آشنا شدم. دختر دم بختی داشتم که هنوز شوهر نکرده و نگران آینده وی بودم. وقتی پیش این زوج آمدم آنها با دادن این قول که طولی نخواهد کشید که بخت دخترم باز خواهد شد یک نوشته نامفهوم به من داده و دستوراتی را هم نیز ضمیمه آن کردند. آنها در قبال این کار چند صد هزار تومان نیز از من دریافت کردند. اما پس از مدتی هیچ اتفاقی نیفتاد و هیچ گرهی از مشکل من باز نشد . حالا آمده ام از آنها بپرسم چرا دعایشان نتیجه ای نداده است؟!

ماموران همچنین در ادامه پرس و جو ها از اقدامات شیطانی بهروز نیز پرده برداشتند. چرا که اطلاعاتی به دست آنها رسید که حاکی از استفاده غیر اخلاقی این مرد از بعضی زنان و دختران مراجعه کننده داشت. طی این سوءاستفاده ها متهم به بهانه احضار ارواح ازبعضی زنان و دختران می خواسته در وضعیتی نامناسب ظاهر شده و سپس با آنها روابط غیر شرعی برقرار می کرده است.

گفتنی است به‌رغم این اطلاعات هنوز این پرونده شاکی خصوصی ندارد و به همین خاطر متهمین با قرار قضایی آزاد هستند.

هنگامی که نامی از «تهاجم فرهنگی» برده می‌شود، عده‌ای بی‌جهت موضع می‌گیرند اما باور کنیم یک مجسمه ساده بودا، صدف مارپیج، وزغ سه پا به شکل سربازان این تهاجم در یونیفرم قدرت نرم فنگ‌شویی باورهای ما را هدف قرار داده‌اند.

به گزارش فارس، شاید از هنگامی که بشر در قرن 21 خود را از مبانی اصیل الهی دور کرد و با پیشرفت روز افزون علم از معنویت فاصله گرفت و به مرز افسردگی رسید؛ بر آن شد که به دنبال معنویتی برود که ساخته خود او باشد تا در پس آن، دنیای ایده‌آل را جست‌وجو کرده و به خوشبختی مورد انتظار خود دست یابد.
در محیط اطراف ما نیز گاهی شنیده می‌شود که برخی افراد به دنبال خوشبختی خیالی خود به سمت عرفان‌های خوش‌ آب و رنگ اما پوچ کشیده می‌شوند. «فنگ‌شویی» نیز یکی از مواردی است که در ایران طی چندین سال فعالیت، توانسته علاقه‌مندان را به سوی خود جذب کند، اما اینکه صحت و سقم فنگ‌شویی تا چه میزان است، بررسی بیشتری را می‌طلبد که در این گزارش آن را پیگیری می‌کنیم.

* فنگ‌شویی؛ خرافه یا واقعیت؟

در تعریف فنگ‌شویی آورده‌اند؛ به معنای باد و آب است، یک فلسفه و فن باستانی در چین است و برای پیدا کردن دکوراسیون مناسب و چیدمان درست اشیا در ساختمان‌های مسکونی، تجاری، باغ و غیره استفاده می‌شود تا بهترین اثر را بر سلامتی، شادی، موفقیت، هماهنگی و به طور کلی انرژی مثبت چی داشته باشد. مهم‌ترین چیزهایی که باید رعایت کرد، پرهیز از بی‌نظمی و هرگونه انباشتگی، استفاده از رنگ‌های مناسب، خطوط منحنی، در نظر گرفتن جهت‌های مناسب است، البته امروزه به طور رسمی در چین آن را خرافات می‌دانند.


هنگامی که به برخی فروشگاهای عرضه محصولات فنگ‌شویی مراجعه می‌کنیم، با این جملات روبه‌رو می‌شویم: این اجناس باعث آمدن برکت به خانه شما می‌شود، این نشان‌ها می‌تواند، رابطه شما را با همسرتان بهتر کند، این مجسمه شب‌ها روح خود را در اتاق به حرکت در می‌آورد و انرژی‌ آن را عوض می‌کند، اینکه چقدر یک مجسمه و یا نماد می‌تواند، با خود این ره‌آورد را به ارمغان بیاورد، سوالی است که شاید ذهن بسیاری را با خود مشغول کرده است.
برای بررسی اینکه چه مقدار از نشان‌ها و نمادهای فنگ‌شویی در بازار وجود دارد، به برخی از فروشگاه‌های مجسمه‌فروشی سر می‌زنیم.
خانم فروشنده‌ای که سرتاسر مغازه‌اش با انواع و اقسام مجسمه پر شده است و در میان آنها مجسمه بودا و قورباغه سه پا نیز به چشم می‌خورد، در پاسخ به این سؤال که آیا مجسمه فنگ‌شویی را در مغازه دارید، با حالتی تعجب گونه بیان می‌کند: فنگ‌شویی چیست؟ مرد جوانی هم که خبری از نمادهای فنگ‌شویی در مغازه‌اش نیست،‌ انگار برای نخستین بار این واژه را می‌شنود و می‌پرسد: چه جور مجسمه‌ای است؟

بالاخره در یکی از نقاط شمالی شهر مغازه‌ای را یافتم که به طور فروش عمده نشان‌ها و مجسمه‌های فنگ‌شویی را به فروش می‌رساند. خانم م-ف درباره فعالیتش‌ می‌گوید: حدود 25 سال است که در کار فروش وسایل فنگ‌شویی هستم و مردم به خوبی از این نمادها استقبال می‌کنند. بیشتر مشتری‌هایم را نیز خانم‌ها تشکیل می‌دهند. وقتی از او درباره میزان اعتقادش به فنگ‌شویی سؤال می‌شود در پاسخ می‌گوید: اعتقادی به فنگ‌شویی ندارم و خرافه‌ای بیش نیست!

خانم میانسالی به نام زهره ـ‌ الف که برای خرید در مغازه حضور داشت‌ـ نیز در پاسخ به این پرسش که چرا از مجسمه فنگ‌شویی استفاده می‌کنید، می‌گوید: اصلاً نمی‌دانم فنگ‌شویی چیست، من فقط برای زیبایی این مجسمه را خریده‌ام.
خانم دیگری که کنجکاوانه به صحبت‌های ما گوش می‌داد با شور و هیجان خاصی می‌گوید: خانم! فنگ‌شویی حقیقت دارد، از زمانی که من دکوراسیون خانه‌ام تغییرات ایجاد کردم و از این مجسمه‌ها استفاده کردم، زندگی‌ام از این رو به آن رو شده‌است. از او پرسیدم با فنگ‌شویی کجا آشنا شدید و پاسخ داد: در کلاس یوگا! مربی در خصوص نقش فنگ‌شویی در تحول زندگی صحبت کرد و جزوه‌ای هم برای آشنایی بیشتر به ما داد. با دو نفر دیگر در خارج از مغازه درباره فنگ‌شویی سوال کردم، ابراز بی‌اطلاعی می‌کردند.

* 60هزار تومان، ‌هزینه دو روز کلاس آموزش فنگ‌شویی!

برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص فعالیت‌های انجام شده به منظور ترویج فنگ‌شویی در جامعه ایرانی با کلاس‌های آموزش «فنگ‌شویی» تماس می‌گیرم؛ صدایی که متعلق به یک خانم جوان است، گوشی را بر می‌دارد و پس از اینکه مطمئن می‌شود از سوی یک آشنا تماس گرفته‌ام، هزینه شرکت در کلاس‌ها را 60 هزار تومان و به مدت دو روز اعلام می‌کند.
به مؤسسه دیگر که زنگ می‌زنم، منشی تا زمانی که خیالش از بابت معرف آسوده نمی‌شود، پاسخ نمی‌‌دهد. از او می‌خواهم اندکی از فنگ‌شویی بگوید، منشی با کمی مکث می‌گوید: «علمی است که درباره چگونگی چیدمان لوازم منزل صحبت می‌کند». منتظر ماندم بیشتر توضیح دهد، ولی انگار چیز بیشتری نمی‌دانست، از او درباره سطح علمی استاد پرسیدم، فوری جواب می‌دهد: «استاد دارای مدرک دکترای روانشناسی هستند البته در حال حاضر ایران نیستند!».


این درحالی است که در سطح تهران و شهرستان‌ها کلاس‌های فنگ‌شویی در سطح گسترده برگزار می‌شود و برخی از مسئولان برگزاری کلاس‌ها با اعلام اینکه دارای مجوز هستند، فقط از افرادی که توسط آشناها معرفی شوند، ثبت‌نام می‌کنند.
اما به‌راستی در فنگ‌شویی چه چیزی مطرح است که اینچنین افراد را مجذوب خود کرده؟ فروش انواع و اقسام نمادهای آن در بازار، تشکیل کلاس‌ها و تبلیغ فنگ‌شویی در موتورهای جست‌وجو با 95هزار و 100 مورد، برای چیست؟ آیا به‌راستی مردم بهشت گمشده خویش را یافته‌اند؟ آیا دنبال منجی می‌گردند؟
برای درک بهتر موضوع مناسب است با برخی از نمادهای فنگ‌شویی آشنا شویم.

* آشنایی با نمادهای فنگ‌شویی

در فنگ‌شویی در خصوص نشان دادن نحوه درست تقسیم انرژی از این نمادها استفاده می‌کنند که عبارتند از: «اژدها» سمبل انرژی «ینگ» و نشانه عنصر چوب و فصل بهار است و انرژی آن در سمت شرق یا سمت راست بنا قرار می‌گیرد. در مقابل اژدها، «ببر» دارای انرژی «یین» است و نشانه عنصر فلز. «لاک‌پشت» نیز نشان ثبات و استحکام قسمت پشتی زمین و بناست. «ققنوس سرخ» نیز در مقابل لاک‌پشت، حیوانی افسانه‌ای بسیار فعال و همیشه در حال حرکت و پرواز، به عنوان سمبل آسایش مادی در زندگی است.
دیگر سمبل‌های فنگ‌شویی عبارتند از؛

درنا: سمبل عمر طولانی است، تصویر یا مجسمه آن در سمت غرب یا شرق قرار داده‌ می‌شود.
اردک مندارین: نوعی اردک رسمی چینی است، این اردک نشانه‌ای از شادی و خوشبختی در زندگی زناشویی است، نیروی «چی» ایجاد می‌کند که باعث می‌شود زوجین از پس هر مشکلی بر بیایند. برای این منظور باید دو عدد اردک را در گوشه شمال غربی خانه قرار داد یا در دورترین قسمت راست سالن پذیرایی‌ یا اتاق خواب‌ تا «چی» ازدواج و عشق را فعال کند.

نماد دو ماهی: نشانه دور کردن نیروهای شیطانی است و برای دفع بلا یا چشم زخم مورد استفاده قرار می‌گیرد، معمولاً آن را مقابل در ورودی نصب می‌کنند.
نیلوفر آبی یا لتوس: گیاه مقدس هندوهاست، اعتقاد بر اینکه داشتن آن در منزل بخت خوبی را به ارمغان می‌آورد.
گل صدتومانی یا پونی: نشانه اقبال بلند خصوصاً برای دختران دم بخت است.
پرتقال: مرکبات مخصوصاً پرتقال و لیمو سمبل طلا، پول و فراوانی هستند.
هلو: سمبل عمر طولانی و توام با سلامتی است.
ارکیده: سبل خوش‌اقبالی است.
انار: نشانه فرزندان متعدد است.
صدف مارپیچ: نشانه اقبال بلند در سفر است، آن را در اتاق نشیمن قرار می‌دهند.
خمره: به عنوان آرام کننده جریان چی در قسمت‌های مختلف به خصوص نزدیک در ورودی استفاده می‌شود.
بادبزن: سمبل محافظت از خانه و دارایی است.
وزغ سه پا: سمبل برکت و ثروت است.
کریستال کوارتز صورتی: بهترین سمبل عشق و ازدواج در فنگ‌شویی است.
در میان انواع نمادها با مجسمه‌هایی چون سکه‌های چینی، سگ‌های فو، بادزنگ، اژدرلاک پشت، چی لین (اژدر اسب)، پاگودا (برج دانش)، گاو آرزو، صدف حلزون، بودای خندان، فیل، ماهی آروانا، کشتی بازرگانان، گلدان ثروت، نعل اسب، آینه جادو (پاکوا)، کدو قلیانی، پی یائو، گره اسرار‌آمیز و غیره روبه‌رو می‌شوید.

* فنگ‌شویی با شاخصه‌های علمی فاصله زیادی دارد

اما آیا مجسمه‌های فنگ‌شویی واقعاً از پس انجام چنین کارهایی بر می‌آیند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش با حجت‌الاسلام و‌المسلمین حمیدرضا مظاهری‌سیف، رئیس مؤسسه بهداشت معنوی و مدیرگروه اخلاق و عرفان پژوهشگاه‌ باقرالعلوم (ع) گفت‌وگو می‌کنیم.
وی می‌گوید: «فنگ‌شویی» علم نیست، بلکه یک تطبیقی برای رویکردهای جهان و پدیده‌هایی که در جهان و نحوه ارتباط‌‌شان با همدیگر است، فنگ‌شویی تفسیری از جهان، زندگی و جایگاه انسان در عالم و بعد مادی را مدنظر قرار می‌دهد و با قدمتی چندین هزار ساله جز باورهای چینی است، لذا دین نیست.


وی در خصوص اینکه باید با بررسی علمی و تجربی صحت یا سقم فنگ‌شویی معلوم شود، بیان می‌کند: در گام اول اگر این کاربری و توصیه‌های عملی تائید شد، در گام دوم آن باید دید تفاسیری که از آن ارائه می‌شود، صحیح است یا نه، هرچند که تا کنون از نظر علمی فنگ‌شویی ثابت نشده است.
رئیس مؤسسه بهداشت معنوی با اخطار اینکه اگر در معرفی معارف اصیل اسلام زودتر اقدام نشوند، ناخودآگاه موارد دروغین جای آن را پر می‌کند، ادامه می‌دهد: در اینجاست که نیاز به وحی و معصوم احساس می‌شود و هنگامی که گفته شود به سرچشمه علم الهی متصل است، مردم به راحتی آن را می‌پذیرند، لذا اینکه فنگ‌شویی از خلال سال‌های گذشته به ما رسیده و اینکه چقدر تغییر و تحریف کرده، نمی‌شود به‌آن اعتماد کرد، اما چون نیازی را پاسخ می‌دهد، مردم از آن استقبال می‌کنند.

* فنگ‌شویی درصدد تکرار باورهای اسلامی در قالب دیگری است

«مجید ابهری» عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی در پاسخ به اینکه از منظر اسلامی باید چه رویکردی به فنگ‌شویی داشت، بیان می‌دارد: آثار مثبت محیط منظم، پاک و شاد بر روحیه انسان و رشد تعالی رفتار وی غیرقابل انکار است، با توجه به اینکه مکتب اسلام قبل از بروز پدیده فنگ‌شویی تاکیدات مکرری بر پاک بودن محیط زندگی، تنوع آن، ساده‌زیستی و رعایت تعادل چیدمان در زندگی دستورات مؤکدی داشته و بر اساس فلسفه موجود در باور ما «دل هر ذره را که بشکافی، آفتابیش در میان ‌بینی» تمام ذرات حیات به تعالی و تکامل در حرکت هستند.
وی تبلیغ فنگ‌شویی به عنوان تاثیر مثبت بر خوشحالی و یا غم افراد را مسئله جدیدی نمی‌داند و می‌گوید: در واقع تکرار باورهای اسلامی در لباس و قالب دیگری است، شاد بودن محیط خانه در پاک بودن و ساده بودن زندگی است، ابزارهای تکنولوژی جز هزینه و زیان‌های متعدد بر اعصاب و جسم نتیجه دیگری ندارد، اخیراً زیان‌های امواج مایکروویو و رایانه کشف شده است، بنابراین بعضی از افراد تصور می‌کنند، فنگ‌شویی یک مکتب جدید است، در حالی که پاک نگه داشتن محیط زندگی و تغییرات چیدمانی در آنها استفاده از ابزار و وسایلی که نیاز واقعی به آنها وجود دارد، خودداری از خرید و نگهداری از وسایلی که مازاد و احتیاج است، یک‌هزار سال پیش توسط ائمه علیهم‌السلام مورد تاکید قرار گرفته است.
این پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی در خصوص تأثیر سمبل‌های فنگ‌شویی در افراد می‌گوید: از نظر آسیب‌شناسی رفتاری، استفاده از مجسمه‌های زشت و بدشکل در ضمیر ناخودآگاه افراد اثر منفی گذاشته و حتی ممکن است باعث شباهت جنین انسان به آنها شود، بنابراین استفاده از این‌گونه اشیا یعنی مجسمه «سر سگ»، «قورباغه» یا «موش» در محیط خانه فقط باعث اضطراب و دلهره کودکان می‌شود و هیچ نفع دیگری ندارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی علت پناه‌آوردن برخی از مردم به فنگ‌شویی را چنین بیان می‌کند: دور شدن از باورهای اصیل باعث پناه‌بردن به این گونه طلسم‌ها و خرافه‌ها می‌‌شود، مثل مهره خوشبختی، مجسمه گشایش بخت و یا عروسک آورنده خواستگار! این گونه باورها صدها سال است که در جوامع منزوی شده است، نمی دانم چرا امروز عده‌ای تلاش می‌کنند، دوباره جوانان ما را با این گونه ابزار مشغول کنند؟! این بخشی از ناتوی فرهنگی است که می‌خواهد بین باورهای اصیل اسلامی و جوانان فاصله ایجاد کنند.

* فنگ‌شویی نوعی از بت‌پرستی مدرن است

سیدکاظم موسوی، مدیر مؤسسه مطالعاتی روشنگر با اشاره به اینکه فنگ‌شویی از بطن اعتقادی بودا نشأت گرفته و نگاه الوهیتی ندارد، بیان می‌دارد: در واقع فنگ‌شویی بت‌پرستی مدرن است. در فنگ‌شویی ساده‌زیستی تبلیغ می‌شود، در حالی که اسلام به ساده زیستی به عنوان اصلی اساسی نگاه کرده است، به طوری که ساده‌زیستی در سیره عملی رسول اکرم صلی‌الله ‌‌علیه ‌و‌آله ‌و‌سلم و ائمه علیهم‌السلام، به طور نمونه در ساده غذا خوردن، ساده لباس پوشیدن، ساده معاشرت کردن با مردم به وضوح دیده ‌می‌شود.
وی فنگ‌شویی را ‌وصله ناچسب می‌داند و می‌گوید: جریان فنگ‌شویی یک نوع تضاد با اسلام دارد، بنابراین محققان و اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی باید در خصوص عوامل انحرافی، آگاهی لازم را به مردم بدهند و در تعامل با مردم کوشا باشند و با بیان زیبایی‌ها همراه با آیات قرآن و روایات، اسلام ناب محمدی را به مردم بیشتر بشناسند و جامعه را در برابر ناتوی فرهنگی واکسینه کنند.

* ضرورت تقویت توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار (ع)

توجه به این نکته که فنگ‌شویی آرام آرام در محیط اجتماعی و اعتقادی مردم دام می‌گستراند و محققان دینی باید با معرفی صحیح آن به مردم در پیشگیری هر چه بیشتر آن کوشا باشند، چرا که فراروی فنگ‌شویی چیزی جز فاصله گرفتن انسان از مبدأ هستی و کم‌شدن توکل در زندگی به چشم نمی‌خورد. انسانی که از صبح تا شب خود را اسیر چندین نماد فلزی و چوبی و سنگی کند، چه رهاوردی را برای خود به ارمغان خواهد آورد؟ به راستی انسان مسلمان، پرودگار عالم را در کجای قلب خویش جای داده است؟!
بیاییم با دوری از شرک ظاهری و خفی، با تقویت توکل و توسل خویش به خداوند متعال و ائمه معصومین علیهم‌السلام ـ‌که رابطه فیض الهی هستند‌ـ معنای صحیح زندگی را درک کنیم و با افزایش رابطه خود با خالق هستی، دنیا را به خاطر او به تسخیر درآوریم.

رئیس فرقه انحرافی حلقه کیهانی از مناظره با روحانیون و کارشناسان دینی طفره رفت.

به گزارش مشرق، قرار بود روز گذشته رئیس فرقه حلقه کیهانی در جلسه مناظره با تعدادی از کارشناسان فرق و ادیان و کارشناسان مذهبی در قم حضور پیدا کند و به سوالات آنها پاسخ گوید که از حضور در این جلسه خودداری کرد.

دعوت به مناظره زمانی مطرح شد که رئیس این فرقه انحرافی در وبلاگ خود کارشناسان فرق و ادیان را به مناظره فراخوانده بود.

روز گذشته رئیس این فرقه در پاسخ به برگزار کنندگان این جلسه مناظره گفت بنده اول باید بدانم که چه سوالاتی قرار است از من پرسیده شود تا بعد درباره حضور در این مناظره اظهار نظر کنم.

یک واعظ مسیحی آمریکایی در اظهاراتی عجیب و جنجالی پیش بینی کرد که جهان در کمتر از یک ماه دیگر به پایان می رسد.

به گزارش مهر به نقل از روزنامه ایندیپندنت، "هارولد کمپینگ" در اظهارات عجیب خود گفت : تاریخ 21 می ( 31 اردیبهشت ) ساعت 6 عصر زمانی است که جهان به پایان می رسد .

مسیحیان معتقدند که در زمان پایان جهان حضرت عیسی مجددا ظهور می کند و کمپینگ در اظهارات خود می گوید که در تاریخ ذکر شده پیامبر مسیحیان مجددا ظهور خواهد کرد.

به گفته این واعظ آمریکایی در آن تاریخ دو درصد از مردم جهان به بهشت می روند و مابقی ساکنان زمین نیز به مکان دیگری منتقل می شوند.

به نوشته ایندیپندنت، هر چند در گذشته نیز مبلغان زیادی از نزدیک بودن پایان جهان سخن گفته اند که اصلی ترین مورد آن آغاز سال 2000 میلادی و 2012 است اما گویا مردم آمریکا این پیام کمپینگ را جدی گرفته و در بزرگراه های برخی از ایالات های آمریکا بیلبوردها و نوشته هایی از سخنان او به چشم می خورد.

"هارولد کمپینگ" واعظ آمریکایی

کمپینگ که هم اکنون 81 سال دارد و در سنین جوانی نیز به کار فنی اشتغال داشته از طریق یک شبکه رادیویی محلی پیام خود را مخابره کرده است.

این شبکه رادیویی که بیشتر تولیدات آن برنامه های مذهبی است به 48 زبان دنیا برنامه پخش می کند. همین امر موجب شده تا کمپینگ بتواند هواداران زیادی را در سراسر جهان برای خود دست و پا کند.

بیشترین هوادارن کمپینگ در کشورهای روسیه، افریقای جنوبی و ترکیه زندگی می کنند. این واعظ آمریکایی می گوید: بعد از 70 سال مطالعه انجیل روشی ابداع کرده ام که با استفاده از ریاضیات اتفاقات آینده را پیش بینی کنم.

بر همین اساس کمپینگ می گوید : تاریخ 21 ماه می را از آن رو پایان تاریخ اعلام کرده ام چون این روز 722 هزار و پانصدمین روز پس از تاریخ اول آوریل 33 سال پس از میلاد حضرت مسیح است. این تاریخ روزی است که حضرت مسیح را به صلیب کشیده اند. و عدد 722 هزار و 500 از ضرب سه عدد مقدس پنج، 10 و 17 به دست آمده است (البته این اعداد را باید دوبار در هم ضرب کنید). زمانی که من این عدد را بدست آوردم تصمیم گرفتم تا آن را به اطلاع مردم جهان برسانم.

 

11 آگوست 2011 تعدادی سنگ آسمانی در نزدیکی سواحل لس آنجلس و شهرهای مختلف دیگری در جهان از جمله؛ توکیو، ریو دو ژانیرو، نیویورک، هنگ کنگ، لندن، پاریس، بارسلونا، هامبورگ و سیدنی با زمین برخورد می کنند.دانشمندان ناسا برخورد این سنگ های آسمانی را رصد می کنند. اما ناگهان اتفاق دیگری رخ می دهد. از میان این سنگ ها موجوداتی مسلح به سمت مردمی که در ساحل لس آنجلس حضور دارند شلیک می کند. واحدهای مارینز ارتش آمریکا بلافاصله از پایگاه پندلتون برای مقابله با این تهدید به منطقه اعزام می شوند و داستان حول یکی از یگانهای مارینز که برای تخلیه منطقه سانتامونیکای لس آنجلس از غیر نظامیان که قرار است به زودی بمباران شود،شکل می گیرد. در میان اعضای این واحد سرجوخه کهنه کاری با نام "مایکل ناتز" حضور دارد. او بیست سال در ارتش خدمت کرده است؛ اما در آخرین ماموریت اش در عراق تمام واحد خود را از دست داده و پس از آن وقتی به کشورش بر می گردد، و تقریبا همزمان با روی دادن این بحران از خدمت در ارتش استعفا می دهد. با این حال ناتز به دلیل شرایط اضطراری دوباره به خدمت گرفته می شود.


فرمانده گروه نیز ستوان دومی با نام "ویلیام مارتینز" است. او بر اساس ماموریتی که به او داده شده گروه را در منطقه سانتا مونیکای لس آنجلس به سمت ایستگاه پلیس هدایت می کند. این گروه از کماندوهای آمریکایی مسوولیت دارند تا افراد غیر نظامی را از این منطقه تخلیه کرده و به نقاط امن ببرند. تنها سه ساعت بعد قرار است تا نیروی هوایی آمریکا این منطقه لس آنجلس را بمباران و به طور کلی نابود کند تا مهاجمان بیگانه نتوانند در لس آنجلس نفوذ کرده و مناطقی از آن را به تصرف در آورند.در ایستگاه پلیس نیز یک گروه دیگر از ارتش آمریکا به آنها اضافه می شوند که در میانشان یک سرجوخه زن با نام "النا سانتوز" عضو نیروی هوایی آمریکا حضور دارد. او نیروی اطلاعاتی و فنی است و در کنار سرجوخه ناتز و یکی دو نفر از اعضای گروه شخصیت های اصلی این فیلم را تشکیل می دهند.
نبرد لس آنجلس بر خلاف آنچه که به نظر می آید بیش از آنکه یک فیلم علمی تخیلی اکشن باشد یک حماسه سرایی است، که در آن با پیشرفت داستان قهرمانان جنگی آمریکایی شکل می گیرند و معنا پیدا می کنند و در نهایت می توانند به نمایندگی از خوبی مطلق بر بدی مطلق چیره شوند. بر خلاف آثار دیگری که درباره جنگ در آمریکا ساخته شده اند در این اثر خبری از انحرافات اخلاقی یا حتی خشونت های معمول در آدم های جنگ در گروه کوچک مارینزهای نبرد لس آنجلس دیده نمی شود. آنچنان بعد انسانی در فضای چالش برانگیز فیلم تشدید می شود که قابل مقایسه با فیلم های تبلیغاتی ارتش آمریکا نیز نیست. از طرف دیگر ماجرا دشمن مقابل به هیچ وجه حتی از نظر ظاهری بعد انسانی ندارد و همین هر گونه همدردی را با او غیر ممکن می کند. حمله بیگانگان به بزرگ ترین شهرهای جهان نیز بر این فضای همذات پنداری با این گروه کوچک کماندوهای آمریکایی شدت می بخشد؛ آمریکا به نیابت از جهان در مقابل تهدید می جنگد؛ آنهم با انسانی ترین اهداف ممکن.

 

 


سال های پس از جنگ جهانی دوم امکانی را برای هالیوود و صنعت سینمای جهان ایجاد کرد تا یک بار دیگر موضوع جذاب فرازمینی ها را به پرده سینما و صفحه تلویزیون بیاورد. اما این بار تنها هدف سرگرم کردن مردم نبود.جنگ سرد محملی بود تا به کنایه و اشاره روس ها و بلوک شرق را هر بار به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به عنوان دشمنانی خانه برانداز و تهدید کنندگان حیات بشر معرفی کنند. مردم در بلوک غرب همواره باید از یک دشمن می ترسیدند که کمونیست ها برای این نقش یکی از مناسب ترین ها بودند. بلشویک هایی که می خواستند همه مردم را به زیر یوغ خود بگیرند. در همین فضا بود که گاه از جهان آینده نیز سخن گفته می شد؛ "1984" اثر جرج اورول رمانی بود که آینده سیاهی را برای جهان ذیل رژیمی شبیه نظام سوسیالیستی- کمونیستی تصویر می کرد دنیایی که تحت سیطره برادر بزرگ اداره می شد و در آن برای آزادی های انسانی پشیزی ارزش قایل نبودند."نامیرا"ی کریستوفر فرانک هم همان مسیر را می رفت و تقریبا از همان خط داستانی پیروی می کرد.حتی بعدها برای توجیه بعضی برنامه های نظامی و تسلیحاتی تریلرهایی مانند جنگ ستارگان ابداع شد. در کل دهه هفتاد و خصوصا هشتاد را می توان بهار ساخت آثار جنگ با فرازمینی ها و سخن گفتن از آینده دانست. آثاری که حتی پایشان به برنامه ها و فیلم های مخصوص کودک و نوجوان هم باز شد.

در سال های پایانی دهه 90 و آغاز قرن بیست و یکم، چهره جهان تغییر کرده بود و لا اقل برای چند سال سیاست جهانی، دنیای تک قطبی را تجربه می کرد. این بار ساکنان بخش غربی کره خاکی و آنهایی که در همان سپهر تنفس می کردند پس از یازدهم سپتامبر هیولای دیگری برای ترسیدن پیدا کرده اند. لیست آثاری که استودیوهای هالیوود با موضوع حمله تروریست های مسلمان به مردم آمریکا ساخته اند آنقدر بلند و مطول است که جمع آوری آن و توضیحی کوتاه درباره هر فیلم، می تواند تبدیل به یک اثر پژوهشی با موضوع "هالیوود و مسلمانان در قرن بیست و یکم" شود. این در حالی است که سریال های بلند تلویزیون های آمریکایی را به کناری گذاشته و به آنها نپردازیم.
اما در سال های 2009 تا 2011 یک جریان دیگر به موازات تهدیدات تروریستی دشمن جدید غرب، طراحی و شکل داده شده است یک بار دیگر فرازمینی ها و بیگانگان به زمین می آیند و زندگی بشر را تهدید می کنند. باز هم سریال هایی چون "V" را نادیده می گیریم. اگر چه کم بیش مسلمانان را این بار در قواره فرازمینی ها به نمایش می گذارد و بیگانگانی را نشان می دهد که شبیه تو هستند و سالها در کنار تو زندگی می کردند اما در درون هیولاهایی هستند که در بیشتر اقدامات جنایت بار گذشته از قتل کندی تا یازدهم سپتامبر احتمالا موثر و مقصر بوده اند. سریال "EVENT " هم چنین داستانی را در خود دارد و البته از این جنس سریال ها کم ساخته نشده اند.جریان جدیدی پا به عرصه سرگرمی سازی نهاده است. جریانی داستان هایش بر محور فرازمینی ها استوار است. از یک سو داستان قبلی حمله مهاجمان به زمین یک بار دیگر بازخوانی می شود و از طرف دیگر رگه های سینمای جادوگری و سحر به فضای داستان های هالیوودی اضافه می شود. اما این بار ماجرا اندکی با دور جنگ سرد متفاوت است، این بار نه حمله فضایی ها و نه سحر و جادو تنها جنبه فانتزی ندارد و رگه های جنبه های اعتقادی را می شود در آن دید.
داستان ها دیگر 100 سال یا بیشتر را برای آینده پیش بینی نمی کنند. قصه های فرازمینی مربوط به زمان حال و یا حداکثر یکی دو سال آینده است و البته این بار به جای سفر به آینده سفر به گذشته در جریان است."فصل جادوگری" تولید سال 2011 یکی از این دست آثار است، این فیلم تا قرن چهاردهم میلادی و دوران جنگ های صلیبی به گذشته می رود تا در گیر و دار دست و پا زدن اروپا در میان بلای سیاه طاعون حلول شیطان و مبارزه با آن را با کتاب سلیمان نقل کند و در حاشیه مسلمانان را به عنوان دست آویز شیطان معرفی کند.
در این سو در عصر حاضر ناگهان و بی هیچ مقدمه ای یک روز صبح و پیش از طلوع آفتاب موجودات فرازمینی به شهر لس آنجلس حمله می کنند. "اسکای لاین"، " خط آسمانی" دوباره  داستان را به مدینه فاضله کالیفرنیا می کشاند؛لس آنجلس کجاست؟ لس آنجلس نماد آن تقدیر تاریخی جهان مطلوب آمریکا است. سرزمین ملل که با قیادت آمریکا به بهشت موعود می ماند و حالا بیگانگان بدون هیچ تهدید و توضیحی به این شهر حمله می کنند و مغز انسان ها را می دزدند و از به اسارت گرفتن مغزها موجودات جدیدی از جنس خودشان می آفرینند و...
این بار دوباره فرازمینی ها به لس آنجلس حمله می کنند و این مارینزهای آمریکایی هستند که برای نجات بشریت و جان به کف گرفت و می کشند و می میرند و حماسه می آفرینند.

مشرق

نشریه آلمانی اشپیگل نوشت: در حالی که رفاه و پیشرفت اجتماعی به رویایی برای نیروی کار آلمان بدل شده است، بازار کار کشور را کارگرانی از بلغارستان تامین می کنند که قاچاقچیان نیروی کار آنها را با وعده کسب درآمد و سرپناه در 'سرزمین شیر و عسل' وسوسه و اغوا کرده اند.

به گزارش ایرنا، اشپیگل نوشت: 'اچ' 33 ساله قاچاقچی نیروی کار که زمانی به عنوان دلال فروش احشام در بلغارستان مشغول به کار بود و رونق کارش مستلزم توجه به سلامتی و مطلوبیت گوشت احشام بود، امروزه دلال انسان است و بیش از سلامتی کارگران، به سود خود می اندیشد.
'اچ' که با مینی بوس خود هر هفته هشت کارگر را از بلغارستان به آلمان قاچاق می کند، مشخصات و توانایی های هر یک از آنها را در اختیار کارفرمایان و مشتریانی قرار می دهد که متقاضی خدمات ساختمانی، نظافت و یا کار در بارها هستند و در ازای این خدمات، پول و سرپناهی برای خواب در اختیار کارگران بلغار قرار می دهند.
یکی از کارگران بلغاری که از طریق 'اچ' وارد آلمان شده و پس از چهار سال به گفته خودش 'بردگی'، درصدد بازگشت به بلغارستان است، با لبخندی محزون که نشان از مرگ آرزوها و رویاهایش دارد، گفت: 'من هم از سوی اچ وارد آلمان شدم. آنها مردم را زنده زنده می خورند. آلمان اردوگاه بردگان است.'
پس از پیوستن بلغارستان به اتحادیه اروپا در سال 2007، شمار بلغارها در آلمان به 36 هزار نفر رسید و این رقم در سال گذشته میلادی (2010) 20 درصد افزایش یافت، اما کسی از بازار کار سیاه و شمار کارگران بلغاری که از طریق قاچاقچیانی مانند 'اچ' وارد آلمان شده اند، اطلاع دقیقی ندارد.
بلغارها در مقام شهروندان اتحادیه اروپا نیازی به اخذ روادید و یا مجوز اقامت در آلمان ندارند، اما اقامت و یا کار به مدت بیش از سه ماه در این کشور مستلزم کسب مجوز از برلین است.

ساتیا سای بابا در سن ۱۴ سالگی- در تاریخ ۲۳ ماه مه ۱۹۴۰- اعلام کرد که روح خداوند در جسم او حضور دارد و او برای هدایت انسان‌ها بر روی زمین ظهور کرده‌است.

به گزارش مشرق، شبکه خبری BBC دقایقی پیش خبر داد که "ساتیا سای بابا" یکی از سرشناس ترین رهبران عرفان های نوظهور که مدعی خداگونگی تجسم خداوند است، پس از مدتی وخامت حال از دنیا رفت.

"باگوان شری ساتیا سای بابا" متولد ۲۳ نوامبر ۱۹۲۶ در دهکده‌ای کوچک به نام پوتاپارتی است. او یکی از مدعیان خداگونگی تجسم خداوند بوده است. پدر او «پداونکاپاراجو» ومادرش «ایشوارامباً بودند. ساتیا، فرزند چهارم خانواده‌ای فقیر و مومن بود و به‌جز او خانواده راجو یک پسر و دو دختر دیگر نیز داشتند.

ساتیا سای بابا در سن ۱۴ سالگی- در تاریخ ۲۳ ماه مه ۱۹۴۰- اعلام کرد که روح خداوند در جسم او حضور دارد و او برای هدایت انسان‌ها بر روی زمین ظهور کرده‌است. او خود را سای بابا نامید و گفت که تجسم بعدی» شیردی سای بابا «است که سال‌ها پیش در ایالت» ماهاراشترا" در ده شیردی زندگی می‌کرده ‌است.

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی با بیان اینکه ایران تنها کشور مصرف‌کننده کراک است، گفت: سال گذشته 25 تن هروئین در سطح کشور کشف شد که 90 درصد آن هروئین کراک بوده است.   

به گزارش فارس، حمیدرضا حسین‌آبادی پیش از ظهر امروز در همایش ملی آسیب‌های اجتماعی خراسان جنوبی اظهار داشت: اقدامات خوب مرزبانی نیز سبب شده که در ارتباط با انسداد مرزها اقدامات بسیار خوبی صورت گیرد و برخورد بیشتری با قاچاقچیان مواد مخدر داشته باشیم.

وی افزود: استان‌های خراسان رضوی و خراسان جنوبی در ارتباط با انسداد مرزها بسیار خوب عمل کرده است.
حسین‌آبادی با بیان اینکه عمده مشکلات کشور در ارتباط با مواد مخدر مربوط به جنوب سیستان و بلوچستان است، تصریح کرد: هنوز انسداد مرزها تکمیل نشده که امید است با اختصاص اعتبار لازم در دو سال آینده انسداد مرزها را کامل کنیم.

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی کشور گفت: اعتباری بالغ بر 500 میلیارد تومان برای انسداد کامل مرزها نیاز است که امید است تمام این اعتبار اختصاص پیدا کند.

* نگرانی‌های پلیس در حوزه مواد مخدر صنعتی است
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی کشور با بیان اینکه تمام نگرانی‌های پلیس در حوزه مواد مخدر صنعتی است، اظهار داشت: تبلیغات زیادی در این ارتباط صورت گرفته که این مواد اعتیادآور نیست که جوانان ما باید در این زمینه هوشیار باشند.
حسین‌آبادی با بیان اینکه پروسه زمانی که مواد مخدر صنعتی تأثیر خود را بگذارد، بسیار طولانی است، ادامه داد: در حال حاضر استفاده از این مواد در پارتی‌ها و باشگاه‌های بدنسازی بسیار رواج پیدا کرده است.
وی یادآور شد: در حال حاضر بسترهای زیادی فراهم شده که جوانان کشور ما را آلوده این مواد خطرناک کنند که باید خانواده‌ها در این زمینه بسیار هوشیار باشند.
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی کشور گفت: کم توجهی، برخوردهای تند و عدم نظارت بر رفتار فرزندان توسط والدین یکی از دلایل مهمی است که جوانان به سمت مواد مخدر گرایش می‌یابند.

* کشف بیش از یک تن شیشه در سال گذشته در کشور
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی کشور از کشف یک‌هزار و 433 کیلوگرم شیشه در سال گذشته در سطح کشور خبر داد و گفت: بیش از 147 کارگاه و آشپرخانه خانگی نیز در این راستا شناسایی و افراد آن دستگیر شدند.
حسین‌آبادی اظهار امیدواری کرد: تولید، قاچاق، ترانزیت و خرید و فروش شیشه با توجه به مجازات‌های سنگین در سطح کشور کاهش یابد.
وی ادامه داد: از سال 83 ورود شیشه به کشور ما توسط کشورهای اروپایی و با قیمت کیلویی 95 میلیون تومان بود که با توجه به قیمت گران آن قاچاقچیان در داخل کشور دست به تولید شیشه زدند.
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی کشور علت افزایش شیشه را در سال‌های اخیر در سطح کشور به دلیل نبود قانون و ارزان بودن آن دانست و گفت: اما با مجازاتی که از 15 بهمن ماه سال گذشته برای دستگیری افرادی که شیشه مصرف می‌کنند، گذاشته شد، امید است مصرف این ماده کاهش یابد.

* ایران تنها کشور مصرف‌کننده کراک
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیروی انتظامی کشور با بیان اینکه تنها کشور ایران مصرف‌کننده کراک است، یادآور شد: سال گذشته 25 تن هروئین در سطح کشور کشف شده که 90 درصد آن هروئین کراک بوده است.
حسین‌آبادی افزود: باید به طور جدی با قاچاقچیان اینگونه موادهای خطرناک مبارزه و از ورود آن به کشور جلوگیری کنیم.

یکی از سردمداران عرفان‌های کاذب، در شرایط بحرانی جسمی قرار گرفته و گفته می‌شود در آستانه مرگ است.

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:  سایتا سای بابا، در هند مدعی خداگونگی است و می‌گوید روح خدا در جسم او ظهور کرده تا انسان‌ها به وسیله او هدایت شوند.

طرفداران این مدعی عرفان می‌گویند معجزات "سایتا سای بابا" هر روز در سراسر جهان مشاهده می‌شود و خود او می‌گوید: "بزرگ‌ترین معجزه من قدرت تغییر و تحول در انسان هاست". افکار انحرافی این قبیل مدعیان عرفان، مشکلات زیادی را برای مردم در گوشه و کنار جهان پدید آورده است.

در سایه غفلت دستگاه های فرهنگی کشور موسیقی زیرزمینی، به رشد خطرناکی در کشور دست یافته، و گروه های موسیقی شیطان پرستی با سو استفاده از این غفلت، به ترویج عقاید ضاله شیطان پرستی می پردازند.

به گزارش مشرق موسیقی زیرزمینی در ایران شیوع وافر و خزنده ای داشته و "موسیقی متال" که نوع خطرناک و شایعی از موسیقی زیرزمینی است؛ همه بار ترویج شیطان پرستی را بر دوش دارد و "مرزهای شیطانپرستی" را می گشاید.

در سایه غفلت مسولان و دستگاه های فرهنگی کشور موسیقی زیرزمینی، به رشد خطرناکی در کشور دست یافته، و گروه های موسیقی شیطان پرستی با سو استفاده از این غفلت، به ترویج عقاید ضاله شیطان پرستی می پردازند.

این موضوع تا آنجا پیش رفته است که این گروه ها با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد و نهادهای فرهنگی دانشگاه ها، کنسرت هایی را در دانشگاه های کشور از جمله دانشگاه تهران و اصفهان داشته اند.
موسیقی زیرزمینی در دهه هشتاد شمسی شیوع وافر و خزنده ای را در ایران داشت. این نوع موسیقی، بازتاب مسخ فرهنگی جامعه است و فریاد نسلی است که این سالها به اسارت فرهنگی غرب در آمده اند.
در حقیقت "موسیقی متال" که نوع خطرناک و شایعی از موسیقی زیرزمینی در ایران است؛ همه ی بار ترویج شیطان پرستی را به یکباره بر دوش دارد و می توان گفت هرجایی که موسیقی متال شایع باشد؛ "مرزهای جغرافیایی شیطانپرستی" تا آنجا گسترده شده است.
به دلیل نسبت نزدیکی که میان موسیقی متال و شیطان پرستی وجود دارد؛ این موسیقی درد فقدان حضور خدا در جامعه را تسکین می بخشد.

موسیقی زیر زمینی در ایران
طبق بررسی های رسمی 87 گروه موسیقی زیرزمینی با 133 خواننده در ایران شناسایی شده است.
موسیقی زیرزمینی در ایران، متناسب با شیوع پدیده های غالب فرهنگی در دهه های گذشته آمریکا، همان راه را با اندکی تاخیر طی نموده است. پدیده های فرهنگی و اجتماعی هیپی (دهه 70) ، پانک (دهه 80) ، رپ (دهه 90) و نهایتا سیطنیسم یا شیطان پرستی در دهه اخیر، بروز پیدا کردند.
جریان موسیقی زیرزمینی و یا آندرگراند، بیش از آنکه به جریان موسیقی بازار و موسیقی پرمخاطب روز وابسته باشد با جریانات هنری-فرهنگی در دل شهر های بزرگ تنیده شده است .
موسیقی زیرزمینی ، موسیقی واحدی نیست و سبک های متعددی را دربر می گیرد که هر کدام از انواع آن هدف مشخصی دارند.

موسیقی متال
موسیقی متال که ریشه در سبکهای راک و بلوز دارد از حدود سال 1960 در آمریکا و انگلیس شکل گرفت.
مهمترین شاخصه سبک متال موضوع شیطان‌پرستی است که هم در تصاویر و لوگوهای مربوط به این گروهها قابل رؤیت است و هم در اشعار ضدّ خدایی و مبتذل آنها.
روابط غیرعادی جنسی، فحشا و بی‌بندوباری، میگساری و خشونت، توهین به مقدسات، استفاده از مواد مخدر صنعتی و استفاده بی حد و حصر از هرچیز که انسان را از حالت طبیعی خارج می‌کند؛ از دیگر مسائل مطرح در گروههای فعال در این سبک است که این مشخصات همگی در گروه های متال ایرانی به چشم می خورد.
خشونت موجود در این موسیقی و محتوای ضدّ الهی آن گاهاً منجر به آتش زدن کلیساها و دیگر اماکن مقدس در کشورهای غربی شده است.
انتظار می‌رود در سالهای آینده اثرات منفی این جریان با شدّت بسیار بیشتری در جامعه ایران مشاهده شود.
این گونه از موسیقی در حقیقت از هنر مدرن و فرهنگ جاری بر روزگار مدرن و پست مدرن به یادگار مانده است و با انارشیسم فرهنگی در غرب پیوند خورده است.
موسیقی متال شاخه های متعددی از جمله ، ترادیشنال متال، ثرش متال، پاور متال، دث متال، بلک متال و اسلایر را دارد.
اسلایر slayer به معنی قاتل نام گروهی آمریکایی به سبک موسیقی متال است که با پخش آلبوم "حکمفرمایی در خون" مشهور شد. ریتم موسیقی گروه بسیار سریع و صدای خواننده خش‌دار و فریادگونه است. که در ایران چند گروه با همین نام فعالند.


دِث متال (Death Metal) یکی دیگر از سبک های متال است. موسیقی ای که سعی برنشان دادن جنبه های پوچی ، مرگ، درد و رنج دارد. در این سبک، اشعار تاثیرگذار با صدای بلند و جیغ گونه و خشن ادا می شود. سه آلبوم "فرمانروایی در خون" و "جیغ خون لخته شده" آلبوم‌هایی بودند که این سبک جدید را به هواداران متال معرفی کردند. به خاطر مشخصات منحصر به فرد خود، دِث متال هنوز هم پرطرفدار و در حال گسترش و پیشرفت است. گروه‌هایی که در این سبک فعّال بوده‌اند و هستند بی‌شمارند.

درباره گروه اس دی اس SDS
گروه اس دی اس (SDS) که به سبک دث متال (Death Metal) از زیر شاخه های موسیقی متال فعالیت می کند؛ در فروردین 1383 در ایران تاسیس شد .

هدف از تشکیل SDS پر کردن خلاء موجود در موسیقی متال ایران در زمینه وجود یک گروه با قابلیت نوازندگی و آهنگسازی بسیار بالا و همچنین فعالیت در صحنه و بازار موسیقی زیرزمینی ایران و جهان عنوان شده است.

اعضای گروه پس از تاسیس SDS اقدام به بازنوازی تعدادی از آهنگهای مهم و مورد علاقه خود از گروه های معتبر دث متال Death Metal مانند دیساید و اسلایر و… نمودند .

فهرست اجرای اسلایر در ایران توسط این گروه
اولین اجرا تالار اندیشه اصفهان مهر 83
دانشگاه شیراز سال 83
دانشگاه صنعتی، بهمن 83
باشگاه ارامنه 84
دانشگاه تهران تالار فردوسی/دانشکده ادبیات آذر 85
دانشگاه تهران تالار ابن سینا/ جشنواره راک یا همایش یوسف اسلام (فستیوال گروه ها) دی 85
تالار خانه معلم تهران اسفند 85
و...

اجرای قطعات متال این گروه بصورت زنده، با ترغیب تهیه کنندگان برنامه های موسیقی صورت گرفت و به دلیل وجود مطالبه ی طرفداران متال و همکاری ویژه مسوولان فرهنگی کشور، گروه SDS اولین اجرای زنده رسمی خود را بنام Rise Of Brutality در تاریخ 16،17و18 مهر83 دراصفهان و در مکان تالار اندیشه نمود که با موفقیت و استقبال ویژه دوستداران متال اصفهان روبه رو شد.


پوستر تبلیغاتی اجرای این گروه در دانشگاه تهران

دریافت مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

گروه SDS بلافاصله پس از اجرای خود در اصفهان اقدام به برگذاری کنسرت جدید خود در تهران با مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد نمود.
پس از چندین اجرای زنده و رسمی علاوه بر ادامه برنامه کنسرتهای زنده، اقدام به تهیه و تدارک اولین آلبوم رسمی گروه نمودند که بصورت رسمی روانه بازار شد .

یکی از اعضای گروه در این خصوص می گوید: بعد از مدتها سکوت در صحنه متال ما بلاخره موفق شدیم این سکوت مرگبار را بشکنیم . این کنسرت تنها نمایش گوشه ای از قدرت و مهارت SDS برای معرفی سبک Death Metal به هواداران می باشد .
وی در ادامه می گوید: ما بر روی موسیقی دست گذاشتیم و موفق شدیم. بالاخره یکی باید این کار را می کرد. با فعالیت ها و اجرا های ما گروه های متال در ایران جان گرفتند.


این روزها این گروه و گروه های مشابه بصورت علنی در محیط های آموزشی و فرهنگی از دانشگاه ها گرفته تا فرهنگسراها مشغول اجرای برنامه می باشند و همچنین آلبوم این گروه ها به راحتی در بازار مشاهده می شود.
از آنجا که روحیه تنوع طلبی در مخاطبان موسیقی متغیری است که بقای موسیقی زیرزمینی را تضمین می کند؛ این روزها موسیقی رپ رفته رفته جای خود را به موسیقی متال با محتوای شیطان پرستی خواهد داد و از این حیث بیش از پیش محتاج توجه مسوولان فرهنگی کشور است.

تلویزیون راشاتودی روسیه اعلام کرد: وزارت خارجه آمریکا به طور مرتب آماری درباره وضع قاچاق انسان ها در کشورها دیگر منتشر می کند، با وجود این خود آمریکا یکی از گسترده ترین شبکه های قاچاق انسان و برده داری جنسی را در جهان دارد.

به گزارش صداقت، حتی در داخل واشنگتن پایتخت آمریکا، دختران نوجوان که سن برخی از آنها حدود 13 سال است، برای بردگی جنسی خرید و فروش می شوند.

برآورد اف.بی.آی نشان می دهد هر سال بیش از 100 هزار دختر زیر سن قانونی برای بردگی جنسی در آمریکا تجارت می شوند. متأسفانه زمانی که این دختران نوجوان بازداشت می شوند، به جای اینکه به مشکل آنها رسیدگی شود و باندهای قاچاق انسان کشف و متلاشی شوند، یا به زندان می افتند یا به دارالتأدیب فرستاده می شوند.

در قوانین ضد روسپی گری آمریکا، کودکان زیر سن قانونی از تعقیب قضایی معاف نشده اند. آمارها نشان می دهد تنها در یک سال گذشته یک هزار و 600 نوجوان در آمریکا به استناد قانون ضد روسپی گری بازداشت شده اند.

حامیان حقوق کودکان می گویند دولت هیچ بودجه ای به حمایت از قربانیان بردگی جنسی اختصاص نداده است.

گویا پس از قتل و تجاوز، بیماری آدمخواری بسیار در اروپا واگیر پیدا کرده است. چنان چه در سال 2011 چندین مورد در کشورهای انگلیس و آلمان اتفاق افتاد.

«iranpn.com»نوشت: نینا (Nina) دختر نوجوان 14 ساله و توبیاس (Tobias) دختر نوجوان 13 ساله، قربانیان قاتل آدمخوار به نام جان او. (Jan O.) 26 ساله هستند.

این جنایت وحشتناک که امروز و به خاطر نزدیک شدن دادگاه خبرش منتشر شد، در ماه نوامبر و در شهرستان کوچک بودنفلد (Bodenfelde) آلمان رخ داد. پخش این خبر اذهان عمومی آلمانی‌ها را شوکه کرد.

جسد چاقو خورده‌ی این دو قربانی نوجوان،‌در زیر درختی در یک مزرعه در منطقه‌ی نیدرزاگسن (Niedersachsen) کشف شد و بر اساس آثار، شواهد و گزارشات، جستجوی برای یافتن قاتل شروع شد. جان او. قاتل آنها بود که دادگاهش در روز چهارشنبه در گوتینگن آغاز می‌گردد.

اما اکنون جزئیات بسیار وحشتناک‌تر و زننده‌تری از این جنایت فاش شده است، چرا که قاتل در اعترافات خود نوشته است: «اقدام به خوردن بخش‌هایی از بدن قربانیان خود نموده است.»

سخنگوی دادگاه جاکوبتس (Jakubetz) نیز تأیید کرد زخمی که حاکی از کنده‌ شدن تکه‌ای از گوشت گردن با دندان است در گردن نینا دیده شده است. وی هم چنین به کنده شدن تکه‌ای از پای راست نیز اشاره کرد.

ماجرا از این قرار است که جانی آدمخوار، در تاریخ 15 نوامبر 2010، به قصد تجاوز به نینا حمله‌ور می‌شود و وقتی با مقاومت او روبرو می‌شود، وی را با ضربات مشت، لگد، بطری پر آبجو و در نهایت ضربه چاقو به گردنش به قتل می‌رساند.

پنج روز بعد، او جنایت دوم را طراحی می‌کند. بنا به دادخواست، او سعی می‌کند تا برای توبیاس 13 ساله دام بگذارد. لذا او را به زیر همان درخت صنوبری که مقتول اول را در آنجا پنهان کرده بود می‌کشاند. و سپس اقدام به خفه کردن او می‌نماید و سپس از این اقدام دست کشیده و با چاقو به جان او می‌افتد و دخترک بیچاره به علت خونریزی شدید از ضربات متعدد چاقو کشته می‌شود.

کارشناسان معتقدند که قتل دوم می‌توانست اتفاق نیافتد، چرا که پلیس جان را در همان 15 نوامبر در یک ماجرای آتش‌سوزی به عنوان مظنون دستگیر کرده بود، اما دادگاه او را آزاد کرد.

پس از آزمایشات ثابت شد که این قاتل جوان، هم معتاد به الکل است و هم مواد مخدر و کارشناسان تأیید کرده‌اند که علت هر دو قتل جانی صفتی و خونخواری اوست.

بی باک - "هارولد کامبینگ" کشیش شهر اوکلند واقع در ایالت کالیفرنیا آمریکا در یک پیشگویی عجیب مدعی شد: روز 21 مه سال 2011 جهان به پایان می رسد البته جالب اینکه این بار حتی ساعت دقیق این واقعه مشخص شده که ساعت شش بعد از ظهر می باشد!

این کشیش آمریکایی در سخنان مضحک خود گفت: روز حساب نزدیک است. ای مردم دنیا!  من درباره جام جهانی و یا روز ازدواج و یا فارغ التحصیلی از دانشگاه صحبت نمی کنم بلکه از قیامتی می گویم که خدا وعده داده و زلزله ژاپن یکی از همان نشانه هاست. ای مردم در صور بدمید! و همه را از قیامت و روز حساب با خبر کنید!

نکته جالبتر از تعیین ساعت مشخص برای روز قیامت این است که این کشیش تعداد بهشتیان و جهنمیان را نیز محاسبه کرده و به گفته ی او فقط 2% از انسانها به بهشت صعود می کنند و ماباقی جهنمیند!

شبکه سوم سیما فیلم سینمایی "نبرد تایتان‏ها" را در میان مجموعه فیلم‏های سینمایی منتخب نوروزی خود قرار داده و اعلام کرده بود که ساعت 24 روز سه‌شنبه دوم فروردین آن را به روی آنتن می‌برد. اما این فیلم شب گذشته پخش نشد و به‌جای آن فیلم "ربوده شده" پخش شد.

آنچه می‎خوانید نقدی است بر این فیلم، که پس از ارائه دو مقدمه مفصل در مورد تاریخ اسطوره‏های یونانی و نیز ترویج اسطوره‏ها در سینمای غرب، به بررسی "نبرد تایتان‏ها" و نحوه به تصویر کشیدن اسطوره‏ها در این فیلم می‎پردازد.


حمید مریدیان: در رده‌ی اساطیر،اسطوره‌های یونان از شهرت و آوازه‌ی جهانی برخور دارند به طوری که تأثیر گذاری قابل وصفی را بر فرهنگ و تمدن مدرن بعد از خود گذاشته‌اند. تاریخ این اساطیر با داستان هومر آغاز می‌شود که کمتر از یک هزار سال قبل از میلاد می‌زیسته‌ (حدودا سال 775 ق.م)

هومر اثر خود را با داستان ایلیاد شروع می‌کند که نخستین اثر مکتوب یونان است و بعد از آن اودیسه منصوب به اوست که همتای داستان ایلیاد است. یکی از مشخصات منظومه‌های هومری پرداختن به ذکر عملیات قهرمانه، خدایان و پهلوانان داستان است که توجهی به روانشناسی آنها نشده و کمتر به قضاوت اخلاقی در مورد آنها پرداخته شده.بعد از هومر، هزیود بزرگترین و مهم‌ترین شاعر یونانی به شمار می‌رود که شجره‌ی خدایان هزیود بعد از داستان هومر از اهمیت زیادی برخوردار است.

ویژگی‌های اساطیریونانی

جامعه‌ی آغازین یونان، مادر تبار بود و با تغییر آن در گذر زمان رفته‌رفته به سوی جامعه پدر سالاری و متکی بر پدر خدا پیش رفت و خانواده‌ی خدایان متکی بر شیخوخیت و پدرسالاری شکل گرفت.

طبق روایات یونانی آفرینش از اجتماع زن یا مادر سالاری سر می‌گیرد که خدایان مهم و بزرگ آن همه زن هستند و سپس به اجتماعی دیگر منتقل می‌شود که بر پدر سالاری استوار شده است. مهمترین خدایان همه مرد یا نرینه هستند مانند اورانوس، زئوس، کرونوس و...

در بینش اسطوره‌ای یونانیان انسانها چون نباتات خود به خود از زمین رسته می‌شوند ولی در عین حال متأثر از آموزه‌ی بقا هستند که خدایان غالباً بر جهان و قلمرو خود نظارت و فرمانروایی می‌کنند و بعد از مدتی، در طول زمان قائل به انتقال انسان پس از مرگ به عالم مردگان شدند.

بسیاری از اساطیر یونانی تجسم شخصیت انسان‌اند که خدایان در شکل و شمایل انسانی صورت پردازی شده‌اند مانند تایتان‌ها[1]، و خدایان یونانی که به هیأت انسانی بودند.و این خصوصیت باعث انس و الفت و گرایش فراوان به خدایان باستان یونانی شده است.

شاید علت شمایل گرایی به انسان این بود که تا آن روز چیزی به فکر انسان‌ها خطور نکرده بود و خدایان سیمایی واقعی نداشتند و به هیچ موجود زنده‌ای شبیه نبودند.[2]. البته در بعضی از اعصار خدایان به شکل جاندار پدیدار می‌شوند که به هیأت حیوانی یا پرندگان یا ساختار سه‌گانه خدا و خدابانو و شهریار و ملکه و حیوان نرو ماده پدیدار در می‌آیند، مانند ساتیرها که خدایان جنگل‌اند و ترکیب یافته از شکل بز و انسان هستند یا سینتورها به هیأت دیو و آدمی‌اند و گاهی نیم انسان و نیم اسب‌اند.

در خدایان یونانی ویژگی مخصوصی که دیده می‌شود این است که خدایان به صورت دوستان و همنشینان خوب بدل یافتند بخلاف خدایان بابلی و مصری که دست نیافتنی و دارای عظمت و ابهّت غیرقابل وصفی است که آدمیان بعضاً از آنها وحشت می‌کردند ولی با این توصیف کسی نمی‌توانست به خدایان یونان متکی باشد زیرا از طرفی قابل اعتماد نبودند.

در فرهنگ اسطوره‌ای یونان خبری از جادو وجادوگری نیست وحتی جادو را در بین خود طرد می‌کنند و فقط در بین آنها دو زن دیده می‌شود که از قدرت هراس انگیز و خارق العاده‌ای برخوردارند سیرسه (circe) و مدیا یا مِدِه (Medea).از این رو غول‌ها نقش ویژه‌ای دارند که به شکل کینه توزانه علیه خدایان اقدام می‌کنند و در مقابل آن‌ها پهلوانانی صف آرایی می‌کنند که جایگاه اسطوره‌ای خاصی را در حماسه‌های یونانی می‌آفرینند مانند هرکول که زندگیش را وقف مبارزه بر ضد هیولاها و دیوها کرده بود که این اسطوره‌های حماسی تاریخ کهن آنها را شکل می‌دهد
در اینجا نباید اثرگذاری اسطوره‌های بابلی در شکل‌گیری در اساطیر یونانی را نادیده گرفت ولی در عین حال از ستاره شناسی مانندبابل باستان خبری نیست و مثل بابلیان اعتقادی بر تأثیر ستارگان به زندگی مردم ندارند، بلکه از کاهن و مردگان چنانچه بابلیان گریزان بودند وحشتی ندارند.

ویژگی دیگر در رابطه با زنای با محارم و مادرکشی است که بسیاری از تراژدهای یونان را برگرفته است همچنین در اساطیر یونانی آدمخواری با بچه کشی پیوند دارد برخلاف اسطوره‌های مصری که برای انسان قداست ملکوتی قائل‌اند و نیمی از حقیقت او را روحانی می‌دانستند و از این رو برای کشتن و قربانی کردن انسان‌ها حرمت قائل بودند ولی در اساطیر یونانی قربانی کردن انسان‌ها دیده می‌شود که غالباً با قربانی دختران پیوند دارد.

در آخر باید گفت به طور کلی در طول حیات اساطیر یونانی سه مرحله تحولات و تغییرات به ظهور پیوست که این مراحل را می‌توان مرحله حماسی، مرحله تراژدیک و مرحله فلسفی نامید.[3]

اسطوره‌های یونانی در رسانه

در چند دهه اخیر میلادی به ویژه در سالهای اخیر مشاهده می‌کنیم که رسانه‌های غربی به خصوص هالیوود در تولید و ساخت فیلم و سینما رویکرد اسطوره‌ای را برگزیده و به نحوی مروج تمدن عهد باستان و فرهنگ اسطوره‌ای ملل مختلف شده است. اما نکته تأمل برانگیز این است که سینمای هالیود که برای نشر باورهای غربی از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزد و برای پیوند دادن ذهن بشر با گذشته افسانه‌ای خود رو به تولید انبوه فیلم‌های اسطوره‌ای آورده است چه اهداف و مقاصدی را دنبال می‌کند و اصولاً چه منافعی را در تولیدات سینمایی به همراه دارد که همیشه به دنبال آنهاست؟ این قبیل سؤالات ما را بر آن داشت که به صورت جداگانه به این موضوع مهم بپردازیم.

در بین تمدن‌های ملل باستان که در صنعت سینما جایی را برای خود باز کرده و سبب شده که گرایش و اقبال با استفاده از این تفکر در فیلم‌ها به وسیله نمادها و اسطوره‌هایش بیشتر شده باشد تمدن اسطوره‌ای یونان باستان است که به علت داشتن قابلیت‌ها و ویژگی‌های منحصرو قابل ذکر سبب شده که سینمای هالیوودی برای دستیابی به اهداف و تأمین منافع خود از این طریق و همچنین تأثیرگذاری بیشتر در عرصه رسانه به تولید آن روی بیاورد. اما مهمترین ویژگی که در رأس اسطوره‌های یونانی سبب این شده است که رسانه‌های غربی را شیفته خود کند اهمیت موضوع پرداختن به انسان است که در بینش یونانیون از جایگاه والایی برخوردار است، هنر یونانی همیشه آماده بالا بردن وجود و اندیشه تا مقام خدایی بوده است و Mythe را به صورت انسانی مجسم کرده تا اهمیت این اندیشه را نشان دهد و بلکه تاریخ را به همین صورت در مقابل او جلوه‌گر ساخته است.[4]

به عبارتی دیگر می‌توان گفت که تمامی هنر و تفکر یونانی در وجود انسان تمرکز یافته و انسان‌ها در اسطوره‌های یونانی به صورتی پدیدار شده اند که تفاوت اساسی با دیگر فرهنگ‌ها در این خصوص دیده می‌شود. الاهیات آنها که در اشعاراولیه یونانی به وسیله هومر و هزیود منعکس شده به گونه‌ای است که انسان محور هستی قرار می‌گیرد و تصویر خدایان به شکل و شمایل آدمیان ساخته و پرداخته می‌شوند که از جنس آدم و با قابلیت ممتازی شکل گرفته و در این بین در تصویر هومری از جهان تلاش شده که انسان در مرکز قرار بگیرد. چنانکه قهرمان‌های واقعی هومر انسان‌های خدا گونه‌ای هستند که به صورتی ناقص از الگوی خدایی پیروی می‌کنند و این طرز تلقی سبب جای گرفتن اندیشه‌های هومری در آرمان‌های مذهبی یونانیون شده است.

تفکر هومر به گونه‌ای انسان مرکز و اومانیستی بود که زمینه مساعدی را برای حامیان این اندیشه در قرن نوزدهم فراهم کرد و سبب شد دوباره تفکر باستانی احیاء شود و برگشت به اسطوره‌ها این بار با رویکرد جدید و طراحی کلاسیک با استفاده از تمام ظرفیت‌ها شکل گیرد و زمینه تسلط بر تاریخ و طبیعت بشری مهیّا شود. خداشناسی که در غرب در دوره رنسانس و بعد از آن تحریف شد همان انسان محوری است که به اصطلاح خداشناسی طبیعی می‌توان از آن یاد کرد. جنبش فلسفی و ادبی امانیستی که زیربنای رنسانس بود مقام انسان را ارج می‌نهاد و او را میزان اشیاء می‌دانست.

امانیسم دوره رنسانس و بعد از آن همان جنبه ای است که متفکران از آن طریق تفسیر انسان و کمال انسانی را در جهان طبیعت و تاریخ جستجو می‌کنند و بدین صورت ادبیات یونان باستان بر تفکر تئولوژین‌های قرن نوزدهم تأثیر گذاشتند. بنابراین سرچشمه تفکرات امانیستی را می‌توان در یونان باستان جستجو کرد.

اصطلاح اومانیسم[5] از واژه یونانی اومانیتاس[6] مشتق شده که تحت تأثیر ادبیات کلاسیک یونان باستان قرار گرفت که بر تعلیم و تربیت آدمی به عنوان موجودی مختار، آزاد و مستقل تأکید می‌ورزید و معتقد بودکه انسان می‌تواند حیات خویش را مستقل از نظام کلیسایی قرون وسطا طراحی کند.

همانطوری که در یونان باستان تعلیم و تربیت به وسیله هنرهای آزاد صورت می‌گرفت و چنین مقرّراتی فقط شایسته انسان تلقی می‌شد.[7]

اومانیست‌ها مصمم بودند حیات روحی انسان عصر کلاسیک را که در قرون وسطا از دست رفته بود از طریق ادبیات کلاسیک او باز گردانند و در این زمینه از ابزار رسانه‌ای مدرن برای القاء‌تفکر امانیستی از انسان بهره جستند تا از این راه بتوانند خود مختاری و خودسالاری آدمی را به او بازگردانند و با ادبیات باستانی آزادی و اختیار انسان‌ها را به نحوی مؤثر به کار گیرند. امروزه در عرصه رسانه به این ایده افراطی به عنوان طرفداری از ارزش‌های انسان دامن زده می‌شود و حامیان این تفکر با استیلاء فرهنگی با ابزار رسانه در پی رساندن عده‌ای به عنوان انسان‌های برتر در رأس قدرت‌اند تا از این رهگذر علاوه بر توجه و ارج نهادن انسان‌ها راه به خدمت گرفتن اندیشه‌های آنان و سلب آزادگی و بردگی ذهنی آنها را فراهم آوردند.

نقد «نبرد خدایان»

یکی از فیلم‌های هالیودی که به احیاء مفاهیم و اندیشه‌های انسان محوری عصر باستان به عنوان الگوی عصر جدید می‌پردازد فیلم نبرد خدایان یا تاتیان‌ها است که در آن نبرد خدایان یا به عبارتی ابر انسان‌ها با یکدیگر به نمایش گذاشته می‌شود. یکی از موضوعات محوری فیلم که در آن برجسته می‌شود شخصیت بعضی انسان‌هاست که نصیبی ببیشتر از دیگران برخوردارند و آن جنبه‌ی خدایی بودن آنهاست که باعث شده نیم بدن آنها از عنصر خدایی تشکیل بشود. این انسان‌های خدا گونه که قلمرو تحت نفوذ آنها و سیع است از قدرت‌های فوق العاده و خارق العاده برخوردارند؛ به طوری که همه‌ی امور بندگان و همه قدرت‌ها در دست این خدایان اسطوره‌ای است که بر انسان‌های زیردست خود تسلط و غلبه دارند و بر آنها حکمرانی می‌کنند و انسان‌ها ناچارند برای در امان ماندن از خشم و ناراحتی خدایان رو به آنها بیاورند و در پناه اطاعت و عبادت درگاه آنها خواسته‌های خود را بیابند.

چیزی که سعی شده در متن فیلم از اول تا آخر در ذهن مخاطبان جای بگیرد، پذیرفتن انسان‌های برتر در برقراری نظم و نظام نوین جهانی است که با جهت گیری خاص بتوانند از این طریق راه سلطه و غلبه بر مردم دنیا را فراهم آورند تا علاوه بر تأمین منابع مادی انسان‌ها درسایه استیلاء و سلطه آنها، امنیت و صلح را برقرار کنند. حتی تلاش شده در این فیلم با القای توهم سلطه، رعب و وحشتی را در دل مخاطبان ایجاد کنند که به سبب آن این باور در عمق جانشان شکل بگیرد که زمین باید دارای حاکمانی خداگونه باشد تا مصالح و منافع مادی انسان‌ها برای ادامه زندگی تأمین شود. در غیر این صورت هرج و مرج سراسر دنیا را خواهد گرفت، چیزی که در شهرآرگون به سبب خشم خدای زئوس رخ داد و سبب شد امور عادی و روزمره مردمان آن دیار مختل شود.

در این فیلم وانمود می‌شود که دنیا بدون حضور ابرانسان‌ها که کلیه امکانات و تکنولوژی در دست آنهاست، معنی نخواهد داشت و نظم نوین جهانی در صورت در رأس قرار گرفتن آن ها حاصل خواهد شد، چیزی که اربابان غربی در پی به ثمر نشاندن آن هستند و ابزارهای رسانه‌ای را برای این منظور به خدمت گرفته‌اند.

نبرد تایتان‌ها به تصویرکشیدن اسطوره های یونانی است که درآن خدایان آسمانی و زمینی درمقابل یکدیگر زورآزمایی می‏کنند و هر کدام با استفاده از نیروهای خوددیگری رامغلوب می‏کند. آنچه درفیلم به ظاهردیده می‏شود به صحنه آمدن ستاره ها و اسطوره های یونانی است که در جایگاه خویش نقش خود را طبق افسانه های هومری به خوبی ایفاء می‏کنند. زئوس بزرگترین خدایی که گاهی وی را زئوس پاتروس یعنی زئوس پدر می‏نامیدند.[8] خدای خالق آسمانها و مردم معرفی می‏شود. او خدایان را در مقامشان منصوب می‏کند و به این ترتیب بالاترین جایگاه را در بین خدایان داراست. او دو برادر به نام پوزیدن و هادس دارد که پوزیدون را به فرمانروایی بر دریاها می‏گمارد و هادس را به عنوان خدای حاکم بردنیای مردگان که همراه با بدبختی و تاریکی است منصوب می‏کند.خدایانی که دراین فیلم به صحنه می‏آیند خدایان محتاج و نیازمندی هستند که وابسته به عبادت و اطاعت مردمانی اند که تحت سلطه آنها به عنوان رعیتی فرمانبردار اطاعت پذیری و تبعیت دارند.در واقع در این فیلم این خدایان هستند که برای اینکه ابدیت و فناناپذیری خود را تامین کنند، دست به دامن بشر فناپذیر می‏شوند تا به عنوان منبعی، ادامه حیات بوسیله انسان ها میسر باشد.

این توضیحات همه برای بیان محتوای اصلی داستانی است که بازیرکی تمام ازسوی سازندگان این فیلم به نفع اربابان زرسالار یهودی و صهیونیستی، مورداستفاده قرارگرفته است.نقش اصلی و محوری این فیلم حول شخصیتی است که به عنوان منجی و موعود مورد توجه قرارمی‏گیرد و به عبارتی این فیلم را باید در زمره فیلم های آخرالزمانی قرارداد که به نوعی نقش منجی را به عنوان یک موعود و منتظر همگانی انسانها برجسته می‏کند و نیاز انسانها را برای سر و سامان دادن به وضع آنها تامین و ارتباط صلح آمیز با خدایان را تنظیم می‏کند.

کودکی که قراراست همه چیزرا تغییردهد و با پایان دادن به ظلم و ستم خدایان علیه آنها قیام کند.درابتدای این فیلم تصویر کودک موعودی را نشان می‏دهد که بوسیله ماهیگیری از یک تابوت رها شده در دریا بالا کشیده می‏شود.این صحنه در ابتدای دیدن تابوت موسی نبی که معروف به تابوت عهد است را تداعی می‏کند که علیه ستمکاری و ظلم فرعون قیام کرد و او را از کرسی خداییش به پائین آورد.البته شک و شبهه ای پیرامون این پیامبر اولوالعزم الهی وجود ندارد و به فرموده قرآن موسی(ع) یکی از اولیای الهی است که خداونداورابه پیامبری برگزید«وکلم الله موسی تکلیما»

اما مرتبط کردن این منجی که در آخر فیلم به پیروزی وی و غلبه او علیه خدایان می‏انجامد و مردمان شهر آرگون بوسیله این منجی از سقوط کردن رهایی پیدا می‏کنند نکته ای است برای نشان دادن این که منجی آخر الزمان و منجی موعود از نسل بنی اسرائیل است که مردمان زمین بوسیله او از ظلم و ستم فرمانروایان زمینی رهایی پیدا می‏کنند چیزی که درهمه فیلم های آخرالزمانی ازتیرس چشم کار گردانان هالیوودی مخفی نمی‏ماند و با منسوب کردن منجی آخرالزمان به تفکرات مستکبرانه و سلطه جویانه خویش راه را برای القاء افکار ضد ارزشی خود در جامعه جهانی هموا ر می‏سازند.

مطلب دیگری که شایان ذکر است در مورد خصوصیات این منجی آخرالزمانی است که اورا از دیگران متمایز کرده است حتی از خدایا ن آلیمپوس.

پرسیوس که به عنوان یک ناجی در این فیلم مطرح میشود بدنی تشکیل یافته ازدو عنصر خدایی و انسانی دارد که نه خداست و نه انسان اما علاقه دارد به شیوه انسانها زندگی کند و از قرار گرفتن در کنار خدایان خودداری می‏کند و با هر پیشنهاد از سوی خدایان طفره می‏رود و میلی نشان نمی‏دهد حتی در قسمتی ازاین فیلم گفته های زنی را که همیشه از لحظه تولدبه همراه پرسیوس بوده رانشان می‏دهدکه آیو نام دارد[9] و وظیفه مراقبت و نگهبانی ازپرسیوس برعهده اوست.اوجمله ای رابه پرسیوس می‏گویدکه درتاییدویژگی برترومتمایزاوست به طوری که پرسیوس بالاترازجایگاه و متمایز از خدایان و انسان هاقرارمیگیرد.جمله توفقط یک نیمه انسان،نیمه خدانیستی توبهترین هردوتای آنهایی ازجانب آیوآن هم درلحظه های حساس فیلم که چیزی به سقوط شهرآرگون باتمام مردمانش نمانده!

این ادبیات به کاربرده شده درفیلم ازاین که شبیه به اسطوره های یونانی باشد بیشترمشابه اسطوره هاوافسانه های یهودی است که در مورد انسان خدانما یا به عبارتی خدای انسان نما بیان شده است درتفسیر کابالیستی از انسان،آدمی مقام الوهیتی می‏یابد که درنهایت صورتگری به شکل خداست[10] این شخصیت و الگو که درلسان آنها به آدم کدمون نام گذاری شده فقط مختص یهودیان است که به عنوان نژاد برتر از سایر مخلوقات و انسانها قرار می‏گیرند و به صورت تجلی تمام خداوند حی در انسان همسان و هم ردیف خدا می‏شوند و در بعضی گفته ها از برابری او با خدا سخن به میان آمده که ارزش عددی هر دو مساوی است و نام یهوه و آدم برابر با عدد 45 است که هیچ یک برتری بر دیگری ندارد و در بعضی تفاسیر الحادی از خدا همان آدم قدمون اراده شده است [11]

این قداست و ویژگی برتر تا جایی به اوج رسیده که حتی خدای اصلی هم دست به دامن او می‏شود و هنگامی‏که قدرت خود را رو به اضمحلال می‏بیند و از جانب هادس که درپی رسیدن به قدرت و جانشینی به جای برادرش زئوس است، احساس خطر می‏کند از پسر خود پرسیوس در پی یاری رساندن به پدر صدا می‏زند و تقاضای کمک می‌کند.

در واقع پرسیوس نماینده یک جریان و تفکر یهودی است که به عنوان نژاد برترسعی در نابودی و از بین بردن دشمنان خود دارد که برای این کار نیروهای دیگری را با خود متحد می‏کند که در ادامه به آنها می‌پردازیم.

در این مرحله از فیلم پرسیوس برای نبرد با دشمنان خودکه درراس آنهاهادس خدای تاریکی ها قرار دارد، آماده می‏شود. او که در پی از بین بردن کراکن هیولای دریا و زاده هادس است مانع اصلی خود را هادس می‏بیند که باید از سر راه برداشته شود اگر چه با از بین رفتن کراکن نیروها و قدرت هادس تضعیف می‏شود.

آیو که همیشه به همراه پرسیوس است به فرمانده لشکر شهر آرگون راه از بین بردن کراکن (هیولای دریایی) را نشان می‏دهد که به عنوان یک راز در اختیار جادوگران سرزمین استیکس قراردارد و آنها هستند که همه چیزرا در مورد کشتن کراکن می‏دانند و به همین خاطر است که پرسیوس با متحدان و نیروها ی خود سراغ جادو گران می‏رود و به آنها متوسل می‏شود.

دراینجا نکته قابل توجه،مطرح شدن جادوگرانی است که برای رسیدن به اهداف پرسیوس منجی باید از آنها کمک بجوید و به عبارتی سازندگان این فیلم عقیده به جادوگری و سحر و جادو را به عنوان یک عنصر در پیشبرد مقاصد و رسیدن به آرمان نهایی توسط منجی ضروری و لازم میدانند و نقش آن را برای پیروزی و پی بردن به راز و رموز پنهان برجسته می‏کنند.چیزی که در عرفان یهود کابالا به آن پرداخته می‏شود و قابل اهمیت است،درحالیکه در اسطوره های یونان که این فیلم در ظاهر به آن می‏پردازد از سحر و جادو سخنی به میان نمی‏آید و از جادو گری خبری نیست و حتی نقش جادوگران در نظام اساطیر یونان طرد می‏شود و فقط به نقش ویژه غولها به عنوان موانعی در سر راه قهرمانان اشاره می‏شود.حتی در داستان هومر از سه خواهر کهن سال نام برده می‏شود که یک چشم دارند و از قلمرو خود پاسداری می‏کنند ولی اشاره ای به جادوگران سرزمین استیکس نمی‏شود.[12]

پس می‏توان گفت جادوگری از خصیصه هاوبن مایه های اعتقادی دین یهود است که در قالب فیلم با دست آویزکردن موضوع دیگر به آن به خوبی پرداخته شده و پیوند جادوگری به همراه منجی ضرورتی دانسته می‏شود که منجی در ارتباط با نیروهای سحر و جادواست.

درادامه پس ازآنکه پرسیوس باقوای خود برای پیداکردن جادوگران سرزمین استیکس به راه می‏افتد ماجراهای جالبی به وقوع می‏پیوندد و از این جاست که نبرد بین نیروهای پرسیوس با دشمنان جبهه مقابل آغاز می‏شود که دقت دراین صحنه ها، زوایای مختلف این داستان را آشکار می‏کند. تکنیکی که صحنه گردانان پشت فیلم با ظرافت خاص کارگردانی کرده اند.

نبرد با حمله ور شدن یکی از دشمنان خون آشام پرسیوس به نام آکرسیوس شروع می‏شود. او که از سوی هادس مأمور است پرسیوس را از میان بردارد، دارای نیروی قدرتمند شیطانی است که به وسیله هادس این نیرو برای از بین بردن منجی به او داده شده است و با رجعت این فرد از دنیای مردگان نیروهای تاریکی و ظلمانی قدرتمند شده اند. او همان فردی است که زئوس با همسرش همبستر شد و بذر پرسیوس را در وجود همسرش کاشت و نتیجه آن شدکه بر اثر کارزئوس، آکرسیوس خشمگینانه همسر خود را کشت و آن را با بچه، در میانه تابوت نهاده روانه دریاکرد، ولی دست بر قضا پرسیوس از میان آن تابوت جان به در برد و نجات پیداکرد. آکرسیوس بعد از مطلع شدن از زنده ماندن پرسیوس نقشه انتقام از او و پدرش زئوس را در سر پروراند.

شمشیری را که اوبرای کشتن پرسیوس به کارمی‏برد به گونه ای است که تداعی مفهوم آشنایی رابه ذهن متبادر می‏کند آری شمشیر دولبه ای که درغالب فیلم ها مخصوصا فیلم های اسلامی به عنوان شمشیر ذوالفقار به تصویر کشیده می‏شود.

به نظر می‏آید که کارگردانان هالیوودی در این فیلم سعی در شناساندن یک جریان در قالب شخصیت آکرسیوس کرده اند که در برابر اقدامات منجی فیلم دست به شمشیر است و مانع پیشبرد اهداف اوست. جریان شیعی و علوی که مانند سدی در برابر اهداف سلطه جویانه صهیونیزم جهانی در دنیای امروز قرار گرفته پایگاه و جایگاه این تفکر منحرفانه نزد اربابان غربی کشور ایران است که نقشه ها وخواسته های زرسالان یهودی را به رویاهای دست نیافتنی تبدیل کرده که روز به روز ریشه این مکتب که با انقلاب مردم ایران در دهه 1980 شکل گرفت، از همه جاسر بر می‏آورد بطوریکه تأثیر آن را در کشورهای مستعمره بخصوص در کشورهای عربی که علیه رژیمهای متحد با تفکرات لیبرالیستی و یهودی مابی سعی در القاء ارزشهای ضد دینی دارند، منجر به شکل گیری انقلاب مردمی شده. این برداشتها در این بخش از این فیلم زمانی چهره از حقیقت بر می‎دارد که با قطع شدن یکی از دستان آکرسیوس عرصه بر او تنگ میشود و با فرار کردن به جای دیگر تغییر مکان می‏دهد اما آکرسیوس به کجا می‎گریزد؟ در ادامه تعقیب پرسیوس با افراد خود، برای چند لحظه ای چشم ها با صحنه های آشنا با ذهن روبرو میشود که نشان دهنده سرزمین ایران است آن هم در قالب نماد ملی این کشور یعنی تخت جمشید و سمبل های آن مثل پرسپولیس که از بالای تپه ای برای لحظه ای گذرا نمایش داده می‏شود که با این کار درصدد نشان دادن نظام برخاسته ازتفکر دینی و علوی از اسلام ایرانیان است که امروزه مهد اسلام راستین و حقیقی است.

بعد از جنگ و گریز پرسیوس و یارانش با عقرب های متولد شده از خون، آکرسیوس در حاشیه صحرایی توسط عقربها محاصره می‎شوند و در این لحظه است که صدای مخوف و مبهم در بیابان می‏پیچد.طنین صدایی که در لحظه اول نامفهوم و مبهم به نظر می‏آید ولی با کمی دقت از حنجره های بیابانگردان صحرایی صدای لهجه عربی به گوش می‏رسد که با لحن خشک و خشن می‏گوید و اطیعوالجن. آری جنهای صحرایی که افراد حاضر را به اطاعت از خود دعوت می‏کنند[13]آن هم در بیابانی بی آب و علف که قلمرو و محدوده عرب های بیابان گردصحرایی است. سرزمین عربستان صعودی که مجاور با ایران است جایی که اسلام ازآن جابرخواسته.[14]

یاران پرسیوس آنهارابه عنوان دشمنانی یادمی‏کنندکه موجودات آدمکشی هستند و به جادوگران بیابانی لقب گرفته اند. اما پرسیوس از آنها سپاسگزاری می‏کند و جنیان برای آنکه دشمن خود را خدایان و هم پیمانان آنها می‏دانند با پرسیوس برای از میان برداشتن دشمن مشترک همکاری می‏کنند و پیمان دوستی و اتحاد می‏بندند.

همه این قرائن نشان از فرهنگ مسلمانانی دارد که اسلام آمریکایی و غربی دربین آنها رسوخ کرده و واضحترآنکه نشان دهنده جریانی است که امروزه درعالم اسلام به سرکردگی کشورهای عربی خصوصا عربستان که انتشاردهنده این تفکرارتجاعی است، با نام وهابیون تندرو قابل شناسایی است.

افرادی که هر روز بهانه تازه ای به دست دشمنان قسم خورده اسلام می‏دهند و باراه انداختن ترور و قتل و خون ریزی، چهره زننده ای از اسلام را به نمایش می‏گذارند؛ به طوری که در این فیلم هنگام درگیری در دنیای مردگان، وزمانی که پرسیوس برای نجات مردم شهرآرگون به سفارش جادوگران باید سرمدوسا را از تنش جداکند جن همراه پرسیوس که نشان اسلام هولناک و خشن اما در عین حال احمق و قابل سوءاستفاده است خود را در عملیات انتحاری منفجر می‏کند تا در پیروزی پرسیوس منجی سهمی داشته باشد که می‏توان گفت این نوع خود زنی هم جهت با اهداف و آرمان های صهیونیستی است که این جریان را برای نیل به مقاصد خود همراه کرده است. به طوری که با دستان خود خویشتن را از بین می‏برند و از آن طرف با نقشه از قبل طراحی شده از میدان به در می‏شوند. چنانچه در حادثه 11سپتامبر این حرکت به وقوع پیوست و زمینه مساعد برای اقدامات بعدی مهیا شد.

بنابراین اگر بخواهیم اهداف و مقاصد از ساختن این گونه فیلم‏ها را بررسی کنیم می‏توان به چند گزاره مهم اشاره کرد.

1: اینکه موعود و منجی در سینمای هالیوودی همیشه بر خواسته از غرب است که ترجیحا از نژادی برتر به نام بنی اسراییل متولد می‏شود که سعی می‏کند خود را فاتح جنگ آرماگدون و آخرالزمانی در فیلم معرفی کند مانند فیلم ارباب حلقه‏ها، ماتریکس و...

2.اینکه در عرصه سینما چهره ای که از اسلام ارائه می‏شود تصویر زننده، فریبکارو پر از خشم و کینه و نفرت است که به هیچ چیز جز جهاد و قتل و خونریزی فکر نمی‏کند و نهایتا اگر انصاف را در رابطه با مسمانان به خرج دهند چهره ای از اسلام خنثی و منفعل به نمایش گذاشته میشود که همگام و همنوا در اجرای مقاصد و خواسته‏های آنها گام بر میدارد که این نوع اسلام همان اسلام مورد انتظار آنهاست.

در نبرد تایتان‌ها که از فیلم‏های آخرالزمانی است به همین موضوعات اشاره می‏شود یعنی علاوه بر منجی موعود غربی، جریان مقابل یعنی دشمنان منجی که مسلمانان آزادی خواه و جریان مقابل جبهه استکبارکه تفکر شیعی صادره از سرزمین ایران است به تصویرکشیده می‏شود که آخرالامر منجی بر آنها غالب می‏شود و آنها را شکست داده از بین می‏برد و در نهایت ضربه آخر را بر آنها فرود می‏آورد که به منزله پایان دادن و خاتمه به این جریان و تفکراست که در این فیلم با قطع شدن سرمدوسا هیولای چند سر ریشه کن می‏شود.

از طرفی جریان دیگری که موافق با منجی نیست و لی برای از بین بردن جریان مقابل، که دشمنی مشترک محسوب می‏شود منجی راهمراهی میکند و در راستای اهداف تعیین شده منجی رایاری می‏رساند.

توجه به این نکته ضروری است که گرایش فیلم‏های آخرالزمانی دراین چنددهه ساخته شده توسط صحنه گردانان این فیلم‏ها به طوری بی سابقه درصدداجرائی کردن پروژه اسلام هراسی و اسلام ستیزی بوده که تا حدود زیادی موفقیت حاصل شداما در چند ساله اخیر ساخت فیلم‏های آخرالزمانی با رویکردی جدید پا به عرصه رسانه گذاشته آن هم کوبیدن و نفی تفکر اسلام حقیقی و اصیل که شیعه ستیزی است و مبانی شیعی دراین گونه فیلم‏ها مورد هجوم قرارمی‏گیرد تا جایی که این عملکرد برنامه راهبردی برای مقابله با خط فکری جریان اسلام گرایی در دنیا شده که در این مرحله سینما و رسانه ساحل نجات و پناهگاه صهیونیستی است که با تمام قوا و امکانات سعی در نجات و حفظ موقعیت به دست آمده می‏کند.

پی نوشت‌ها:

[1] اساطیر یونان / جان یین سنت
[2] سیری در اساطیر یونان و روم / ادیت همیلتون
[3] فرهنگ اساطیر یونان و روم / دپیر گریمال ج ا
[4]. فرهنگ اساطیر یونان و روم، دپیر گریمال ج 1.
[5]. Homanism.
[6]. Humanitas.
[7]. خدا و دین در رویکرد امانیستی / مریم صانع‌پور.
[8] تاریخ ادیان /حسین توفیقی
[9] شاید بتوان گفت که همراهی و نگهبانی از پرسیوس که به عهده او گذاشته شده تداعی کننده همان داستان موسی(ع) است که در قصه قرار گرفتن موسی (ع) درتابوت و رها کردن در آب توسط مادر این پیامبر الهی،خاله موسی نقش مهمی داشت و سبب شد موسی به سمت خانواده فرعون راهنمایی شود چیزی که دراین فیلم آیویکی ازاله‏های یونانی ماموربه آن است
[10] فرهنگ نمادها
[11] فرماسونری جهانی /هارون یحیی
[12]اساطیر یونان / جان یین سنت / باجلان فرخی
[13] جنهاهمان گروهی اندبا شمایل و لباس‏های عربی و چهره ای زشت که "Djinn" نام دارند،و به کمک لشکر اندک آرگوس‏ها می‏آیند.

منابع:

سیری در اساطیر یونان و روم / ادیت همیلتون / عبدالحسین شریفیان / نشر اساطیر 1383
فرهنگ اساطیر یونان و روم / دپیر گریمال ج ا / احمد بهتش، نشر دانشگاه تهران 1350
اساطیر یونان / جان یین سنت / باجلان فرخی / اساطیر 138
رجانیوز

در حالی که فیلم سینمایی «نبرد تایتان‌ها» نوروز امسال از رسانه‌ملی پخش می‌شود؛ این فیلم با هدف‌گذاری علیه باورهای مسلمانان ساخته شده است و در لایه‌های زیرین خود، چهره‌ای پلید از منجی آخرالزمان ارائه می‌دهد.

به گزارش فارس، در حالی قرار است فیلم سینمایی «نبرد تایتان‌ها» روز دوم فروردین سال 1390 از رسانه‌ملی و شبکه سوم پخش شود که اساسا این فیلم با هدف‌گذاری علیه باورهای دینی و اعتقادی مسلمانان ساخته شده است و در لایه‌های میانی فیلم به تخریب مبانی مهم دینی نظیر زیر سئوال بردن اعتقاد به منجی آخرالزمان و ترسیم چهره‌ای پلید از وی و نیز ایران‌ستیزی را در خود نهفته دارد.

فیلم «نبرد تایتان‌ها» در واقع در قالب تصویر آمده بر اساس باورهای اسطوره‌ای یونان است. این فیلم اشاره به دعوای میان المپ‌نشینان بعد از پیروزی بر تایتان‌های اولیه برای رسیدن به قدرت دارد. گرچه شکل داستان و روند داستانی فیلم همانگونه که در اساطیر یونان آمده رقم نمی‌خورد، اما موضوع فیلم خدایان المپ و دعوای قدیمی قدرت میان خدایان نسل دوم یا همان المپ‌نشینان است.
اسطوره‌هایی که در فیلم در قالب خدایان ظهور و بروز دارند عبارتند از: زئوس و فرزندانش، پوزئیدون و هادس. اسطوره‌هایی که از آن‌ها به عنوان «نیمه خدا» یاد می‌شود به آیو و پرسیوس می‌توان اشاره کرد. اسطوره‌های دیگری که از خون یا تکه‌ای از وجود این خدایان بوجود آمده‌اند عبارتند از: عقرب شاه و کراکن.

* خلاصه فیلم

داستان فیلم در دورانی رقم می‌خورد که انسان‌ها با خدایان زندگی می‌کنند. خدایانی که در فیلم از آن‌ها یاد می‌شود فقط خدایان یونانی‌اند و بس. این فیلم از میان سه خدای معروف یونانی «زئوس، پوزیدون و هادس» به دعوای قدیمی میان زئوس و هادس اشاره دارد. زئوس سر برادرانش را کلاه گذاشته و خدایی آسمان را از آنِ خود کرده و در این میان سهم هادس قعر زمین و جهنم است. هادس که از این تقسیم‌بندی ناراحت و عصبی است در پی راهی برای قدرت یافتن بر کائنات است. قهرمان فیلم پسر نامشروع زئوس (پرسیوس) می‌باشد که نیمی انسان و نیمی تایتان است. پرسیوس به جنگ هادس و کراکن که مخلوق هادس است می‌رود و با نجات بخشیدن به شاهزاده سرزمین المپیوس، نابود کردن کراکن و تبعید هادس به اعماق زمین به کمک شمشیر زئوس و شمشیر غضب او که در قالب رعد و برقی است خدایی، بقا و توانمندی زئوس را به او برمی‌گرداند و به مردم هم شادمانی و صلح را هدیه می‌دهد.

* روایت قصه فیلم

مردمان بر علیه خدایان خود که همه چیزشان را از آنان دارند به علت نامهربانی و غضب ایشان شوریده‌اند. زئوس برای تنبیه مردم با همسر پادشاه آکریسیوس که بر علیه او شورش و طغیان کرده بود همبستر می‌شود. در اثر همین رابطه نامشروع فرزندی به دنیا می‌آید که نام پرسیوس بر آن نهاده می‌شود. پادشاه آکریسیوس همسر و پسری که تازه متولد شده را به دریا می‌افکند. سال‌ها از این ماجرا گذشته و پرسیوس که حالا جوانی برُمند است با خانواده‌ای ماهیگیر که او را یافته و بزرگ کرده‌اند زندگی می‌کند. سوار بر لنج کوچک همیشگی هستند که به شهر آرگوس نزدیک می‌شوند. سربازان آرگوس مجسمه زئوس را تخریب می‌کنند و در همین زمان ‌هادس بعد از کشتن این سربازان لنج ایشان را هم نابود و غرق می‌کند. هادس به عرش نزد زئوس می‌رود و از او اجازه می‌گیرد تا مردم را به خاطر این سرکشی تنبیه کند. خدای آسمان (زئوس) که آدمیان را آفریده در فناناپذیری و قدرتمندی محتاج عبادت و نیایش ایشان است اما خدای سرزمین مردگان (هادس) که در زیر زمین است قدرت و بقایش را محتاج ترس مردم است. با این طرفند هادس قدرت می‌یابد و با آزاد کردن کراکن قدرت بلامنازع خدایان می‌گردد. پرسیوس که از حادثه غرق شدن نجات یافته و به سرزمین المپیوس راه یافته به دستور پادشاه و به همراه تعدادی سرباز کارکشته به مصاف هادس می‌شتابد. در میان راه با آکریسیوس مواجه می‌شوند که اکنون آلت دست و ابزار هادس است. وقتی دست او را می‌برند عقرب‌های مهیب و غول‌آسایی از قطرات خون او متولد می‌شوند که تنها به کمک اجنه رام می‌شوند. جن‌ها در فیلم با لباس بادیه‌نشینان عرب بوده، به زبان عربی صحبت می‌کنند و به عقرب‌ها دستور می‌دهند: «اطیعوا الجن». همین اجنه در شفا بخشیدن به دست عقرب گزیده پرسیوس، همراهی تا باغ استیگا و پرسش از جادوگران، احضار کارون، گذر از سرزمین مردگان و رسیدن به معبد آتنا و کشتن مدوسا کمک کردند. البته آیو هم که مانند پرسیوس یک نیمه خدا ولی مونث و هدیه‌ای از جانب زئوس بود در این مسیر خیلی به پرسیوس یاری رساند.

از این‌جا به بعد در فیلم نوبت تک‌تازی پرسیوس است. او که سر مدوسا را به همراه دارد سوار بر اسب پرنده‌ای که از جانب زئوس به سوی او آمده به نبرد «کراکن» رفته و با سنگ کردن او توسط چشمان مدوسا و تبعید هادس به قعر زمین و دنیای مرگ به کمک شمشیر جادویی زئوس و صاعقه‌ای که از آسمان بر دل هادس وارد می‌آید پادشاهی زئوس را بر مردم دنیا تمدید می‌کند و دنیای جدیدی را که آرزوی پدر انسانی‌اش که او را بزرگ کرده بود و تمامی انسان‌ها داشتند را رقم می‌زند.

* نقد و تحلیل فیلم

کارگردان فیلم «لوئیس لتریئر» است که قبلا فیلم‌های اکشنی مانند «ترانسپورتر 1 و 2» و قسمت دوم «هالک» را کارگردانی کرده و فردی با سابقه است. این فیلم که محصول 2010 بوده و بازیگری چهره‌های سرشناسی چون سام ورتینگتون (پرسیوس)، لیام نیسون (زئوس)، جما آرتتون (آیو) و... را شاهد است، از نظر تکنیک‌‌های ساخت، بهره‌گیری از جلوه‌های ویژه، بازیگری شخصیت‌های درجه اول فیلم، همخوانی موسیقی با متن روایی فیلم و جزو فیلم‌های خوب و نسبتا قوی است. گرچه سه‌بعدی سازی و فروش فیلم با این فرمت موفقیت چشمگیری نداشته. داستان فیلم به نوعی همان قصه موجود در اسطوره‌های باستانی است و این از امتیاز بدیع بودن داستان و ایده می‌کاهد. هرچند سعی شده با درج برخی کاراکترها و پیچ و خم داستانی مانند پیدا شدن سر و کله اجنه بیابان آن‌هم درست در لحظه ناامیدی از پیروزی و سکانس ملاقات با جادوگران کمی قالب شکنی شود اما روح کلی حاکم بر فیلم همان فضای حاکم بر اسطوره‌های یونانی است.

با آنکه عوامل و تکنیک‌های ساخت، پیشینه شخصیتی هر یک از بازیگران منتخب در نقش‌های اصلی، قوت و ضعف داستان و فیلمنامه و ... در تحلیل و نقد فیلم مهم هستند اما آنچه در شیوه تحلیل و نقد محتوایی مهمتر از آن است روند داستان و مولفه‌های خاص انتقال مفاهیم و الگو‌سازی است.

* تحلیل محتوایی فیلم

این فیلم از نظر معناگرایی در راستای فیلم‌هایی چون «لژیون» (Legion) و «گابریل» (Gabriel) است. در هر سه این فیلم‌ها به نوعی جبهه‌گیری و صف‌آرایی بشر را در برابر خدا و موجودی به نام خالق بشر و عالم بشریت شاهدیم. گرچه محتوای هیچ‌یک از این سه یکی نیست اما همه در یک راستا بوده و به نوعی حلقه‌های یک زنجیر‌اند.
مسیری که در «گابریل» با توهین به فرشتگان مقرب خدا و اعلام جنگ فرشتگان با خدا آغاز شد، در «لژیون» به اوج خود می‌رسد و مایکل یا همان میکائیل که در فیلم گابریل جای شیطان را گرفته بود و فساد و پلیدی از جانب او بود در فیلم لژیون در برابر صف فرشتگان نازل کننده عذاب و برپا کنندگان رستاخیز می‌ایستد تا از تولد کودک نامشروع یک پیش‌خدمت ساده به نام چارلی که به همراه جمعی در یک فروشگاه میان راه به نام آبشار بهشت گیر افتاده‌اند حمایت کند و نسل بشر را از خطر انقراض و آغاز رستاخیز که شروع حکومت و ابتدای سلطنت خداست بگیرد.
در این فیلم دیگر اثری از خدای واحد و فرشتگان نیست. خدای واحد در فیلم جای خود را به خدایان خُرد و ستیزه‌جویی داده که برای به دست‌گیری قدرت مطلق و خدایی کائنات هر لحظه در نبرد و کشتار مردمان بسر می‌برند.

* باستان‌گرایی از نوع یونان‌زدگی

آنچه از اول تا آخر فیلم به صورت متوالی در برابر دیدگان تماشاچی تکرار می‌شود اسطوره‌های باستانی و شرک‌آمیز یونان است که بزرگ‌ترین و برترین این اسطوره‌ها خدای خلقت است که به خدای آسمان شهرت دارد. در این فیلم زئوس که پدرش را اخته کرده و خود را خدای خدایان نامیده خدایگان عدل و داد معرفی می‌کند که تنها به دلیل ناسپاسی بندگان اجازه مجازات به برادرش هادس می‌دهد تا با این مجازات بندگان به شأنیت و جایگان خود پی ببرند و در مقابل خدایان صف‌آرایی نکنند.
البته فیلم در جای دیگر به جفای این خداوندگار و همخوابگی او با همسر آکریسیوس برای درس عبرت کردن قیام او برای تمام آدمیان علیه خداوندی خویش اشاره دارد. اما فضای کلی فیلم به گونه‌ای است که تا آخر فیلم به خوبی‌های فراوان زئوس و علاقه بی‌حد و حصر او به نسل بشر اشاره دارد تا آنجا که نگرفتن جان آکریسیوس و تنها بسنده‌کردن به آن عمل نامشروع و غیر انسانی را هم به پای این دادگری وی و بشر دوستی‌اش می‌نویسد.
تقریبا اسطوره‌ای نیست که در فیلم به آن اشاره شده باشد و ربطی به یونان باستان نداشته باشد. گرچه همین اسطوره‌ها را در میان اقوام و ملل دیگر چون رومیان هم می‌توان یافت اما آنچه از سیر تطور اسطوره‌ها برمی‌آید همین اسطوره‌های یونانی هستند که نام عوض کرده و با هویتی جدید به ملت‌های بعد از خود و تمدن‌های همسایه چون رُم راه یافته‌اند.

* ریشه اومانیسم در یونان باستان

بیش از آنکه تقدم تمدن یونان بر رم و سایر تمدن‌های بعد از یونان مهم باشد شکل و شمایل اسطوره‌های یونانی و خدایان ایشان مهم است. با کمی مطالعه در فرهنگ ادیان باستانی می‌توان به راحتی دریافت بیشتر اسطوره‌ها و الهه‌های آن‌ها چهره و پیکری غیر انسانی دارند و بیشتر شبیه مظاهر طبیعت، حیوانات و ترکیبی از برخی از این‌ها هستند. در این میان آنچه خیلی برجسته می‌نماید شکل و شمایل انسانی خدایان باستانی یونان است. در واقع می‌توان گفت بشرگرایی افراطی و تقدس بخشی به انسان و بالا بردن او تا حد خدایی تنها در یک تمدن بسیار برجسته است و این تمدن همان یونان باستان است. این فیلم هم به همین مساله به خوبی اشاره دارد و انسان معیار فیلم که با کاراکتر شخصیتی پرسیوس شناخته می‌شود نیمی خدا و نیمی انسان است و از همین رو است که خدایی در خون او بوده و قادر به انجام کارهایی است که از عهده دیگران ساخته نیست.

* نسل ویژه؛ فرزندان خدا

این فیلم هم مانند قریب به اتفاق فیلم‌های منجی گرایانه هالیوود عناصر ویژه‌ای را برای منجی خود قائل است که دیگر کاراکترهای فیلم از داشتن آن عاجزند و این همان نقطه افتراق قهرمان داستان از شخصیت‌های جنبی قصه است هرچند حضوری بسیار پررنگ در فیلم داشته باشند.
نسل قهرمانان هالیوود که گاه با نشان خون اصیل در برابر مغول‌ها یا همان افراد بی‌استعداد و عادی جامعه در فیلم‌هایی چون «هری پاتر» به چشم می‌خورند، شبیه این نشان‌ها را در کارتون و فیلم «شگفت‌انگیزان» و «چهار شگفت‌انگیز» نیز به وضوح می‌توان یافت. در برخی فیلم‌های دیگر داشتن قدرت جادو و تسلط بر محیط پیرامون نشان ویژه و اختصاصی شخصیت اصلی فیلم است که نمونه این‌ها را در «جمجمه‌های دوست داشتنی» و «شاگرد جادوگر» می‌بینیم.
در این فیلم شاخصه بارزی که پرسیوس به عنوان قهرمان قصه دارد و دیگران از داشتن آن عاجزند صفت فرزند خدایگان بودن و ویژگی نیمه خدایی وی است. همین خصیصه او را تا آنجا پیش می‌برد که بر همه مسائل و مصائب پیروز می‌شود و خدای سرزمین مردگان را به کمک شمشیر زئوس به قعر جهنم می‌فرستد و آسایش و شادی را برای مردمان هدیه می‌آورد.
نکته قابل ذکر اینجاست که تنها او نیست که از این موهبت بهره‌مند است. «آیو» که از جانب زئوس نگهبان او در آخر سر هم همسری است که زئوس برای او هدیه کرده نیز دارای این ویژگی است و این دو که به نوعی شخصیت مثبت و مهم داستان هستند از یک ویژگی مشترک بهره دارند.

* الهیات مشرکانه یونانی به جای توحید

در افسانه‌ها و اسطوره‌های یونان آنچه در ابتدای خلقت موجود بود و از آن سایر مخلوقات بوجود آمد خدایان قدرتمند و جاه‌طلبی بودند که کار همیشگی‌شان دسیسه و نیرنگ برای به دست آوردن قدرت خدایی عالم بود. این خدایان برای آن‌که نزاع کمتری با هم داشته باشند قدرت را میان خود تقسیم کرده بودند اما باز هم زیاده‌خواهی و شهوت‌رانی آنان را به سوی توسعه قلمرو خویش و تعدی به قلمرو خدایان دیگر که رقبای او بودند می‌شد. آنچه از اول تا آخر فیلم بیش از هر چیز دیگر بیننده با آن روبرو است همان داستان دسیسه خدایان برای به دست آوردن قلمرو و رعایای خدایگان رقیب است.
در الهیات اسطوره‌ای یونان هر خدایگانی قدرت، قلمرو، رعایا و قانون ویژه‌ای برای خود دارد. در این باور برخی بلایا با دعوای میان خداوندان توجیه می‌شود درست همان چیزی که در فیلم هم القا می‌شود مانند رها شدن کراکن توسط هادس به بهانه تادیب مردم اما در واقع برای به دست گرفتن ملک و ملکوت از دست زئوس.

* منجی زنا‌زاده

آنچه در بسیاری از فیلم‌های مهم، استراتژیک و آخرالزمانی هالیوود به ویژه در سال‌های اخیر بیش از پیش به چشم می‌خورد معرفی موعود و منجی به عنوان یک فرد عادی و حتی انسانی پست و پست فطرت از درون جوامع غربی است که تنها ویژگی او تهور و نترسی، باور به توانستن، ایمان به قدرت درون کشف آن توسط ورزش‌ها و آئین‌های ورزشی - عرفانی شرق و ... است. گاه هالیوود پستی را به نهایت می‌رساند و شخصیت منجی آخرالزمان را فردی معرفی می‌کند که نه تنها از افراد جامعه از نظر ویژگی‌های اخلاقی و انسانی بالاتر نیست بلکه حتی در نهایت ذلت و خواری است و حتی ریشه و عامل تولد او هم مطابق هیچ دین و آئینی صحیح، قانونی و شرعی نیست.
«پرسیوس» که منجی فیلم و موجودی نیمه‌خداست نه تنها به خاطر نسبتی که با خدای آسمان دارد معنوی و روحانی نیست بلکه فیلم تعمد دارد تا او را فردی خشک، خشن و بی‌روح معرفی کند که از رابطه نامشروع زئوس با همسر یکی از پادشاهان زمینی متولد شده بود. این اولین فیلمی نیست که در آن تصریح به زنازادگی منجی می‌شود و یقینا آخرین آن هم نخواهد بود. از جمله فیلم‌هایی که در آن منجی از راه نامشروع متولد می‌شود می‌توان به فیلم «لژیون»،«2012» (Doomsday) و ... اشاره کرد. شاید علتی را بتوان برای این کار یافت و آن این که هالیوود با مخاطبانی در ارتباط است که به آئین مسیح معتقد‌اند و عیسی ابن مریم (ع) را مسیحای موعود و منجی آخرالزمان می‌دانند که قرار است از آسمان باز می‌گردد، اما همین مسیحا در نگاه یهودیان لجوج جز دجالی بیش نبود که خود را مسیحا نامید. آنان که تحمل وی و آئینش را نداشتند انگ رابطه نامشروع به مادر او زدند و فرزندش را که معجزه خدا و پیامبری اولوالعزم بود کودکی نامشروع خواندند. این مساله در بسیاری از فیلم‌ها به صورت نامحسوس و غیر مستقیم و گاه به صورت مستقیم و در قالبی هتاکانه مانند فیلم آخرین وسوسه مسیح ساخته مارتین اسکورسیزی تکرار می‌شود و به مسیحیان جهان و به ویژه ایالات متحده کنایه زده می‌شود که منجی‌ای که شما از آن دم می‌زنید فردی است که از راه رابطه نامشروع پا به این دنیا نهاده است.
این فیلم در این نوع از توهین به حضرت مسیح گوی سبقت را از فیلم‌های مشابه برده زیرا در این فیلم تصریح به همخوابگی خداوندگار با زنی از انسان‌ها و تولدی کودکی که منجی است و با آنکه از خواندن و دعا از درگاه خدای پدر بیزار است اما در نهایت ملک او را از دست خداوندگار شیطانی و پستی چون هادس نجات می‌بخشد و در سکانس پایانی فیلم زئوس به او می‌گوید گرچه تو خدایی را نپذیرفتی و می‌خواهی در قالب انسان زندگی کنی اما مردمان به خاطر فداکاری و ایثار تو و این‌که ایشان را از دست موجودی پلید مانند هادس نجات بخشیدی خواهند پرستید. این‌ها که کنار یکدیگر قرار می‌گیرند یادآور مولفه‌های مسیحی می‌شوند که صهیونیزم تلاش دارد وی را دجال معرفی کند.

* ایران ستیزی

چهل دقیقه از ابتدای فیلم می‌گذرد. پرسیوس و دوستانش در تعقیب آکریسیوس هستند که اکنون آلت دست و ابزاری برای پیش برد اهداف هادس شده است. از دل کوه و دشت به ورودی دروازه ادیان می‌رسند بعد ستون‌های به جا مانده از تخت جمشید را می‌بینند. وقتی کمی جلوتر می‌روند نشان «پرسپولیس» یا همان اسب دو سر که باید روی سر ستون باشد روی زمین افتاده. صحنه، نشانه‌ها و نمادها به گونه‌ای است که بیانگر سرزمین ایران است.
عقرب‌های غول‌آسایی هم که از خون ریخته شده آکریسیوس روی زمین بوجود آمده‌اند شاید اشاره به اسطوره‌های ایرانی باشد. مطابق این افسانه‌ها وقتی اهریمن در کالبد جوان ظاهر می‌شد لباسی بر تن داشت که پر از عقرب بود. این که عقرب از دل خاک ایران می‌جوشد شاید کنایه از اهریمنی‌بودن ایران از نگاه هالیوود باشد.
البته این نکته فراتر از احتمال است و فیلم‌های بسیاری که بر ضد ایران در هالیوود ساخته می‌شود نشان عداوت و کینه سرشار و همیشگی سردمداران این شهرک‌های صهیونیستی با ایران اسلامی است. نمونه این دشمنی‌ها را در فیلم‌هایی مانند «بدون دخترم هرگز!»، «سنگسار ثریا»، «کشتی‌گیر» و ... به وضوح می‌توان یافت.

* شیعه‌ستیزی

از موارد دیگری که در این فیلم برعلیه ادیان موضوع گرفته شده جایی است که پرسیوس از معبد آتنا و از نزد مدوسا زنده باز می‌گردد دوباره با آکریسیوس که توانسته بود از دست او بگریزد روبرو می‌شود. قبل از اینکه پرسیوس بتواند کاری کند آکریسیوس شمشیر دو سری را که در دست دارد در قلب آیو فرو می‌کند. با همین شمشیر دو سر شمشیر پرسیوس را از وسط دو نیم می‌کند.
استفاده از شمشیر دو سر در هیچ یک از فیلم‌های هالیوودی رایج نیست. تنها در یک فیلم هالیوودی که کارگردان آن یک مسلمان سنی مذهب به نام مصطفی عقاد است این شمشیر به خدمت گرفته شده و آن هم برای نشان دادن و به تصویر کشیدن شخصیت امیر مومنان (ع). در فیلم «محمد رسول الله» هیچ تصویری از امیر مومنان نشان داده نمی‌شود و حتی بسیاری از مناصب امیر مومنان به زید پسر خوانده رسول خدا داده شده است. اما در جنگ احد وقتی می‌خواهد رشادت حضرت امیر را به تصویر بکشد از مولای متقیان تنها به نشان دادن شمشیری دو سر بسنده می‌کند. این شمشیر که بیانگر ذوالفقار است به جای داشتن دو دو لبه تیز که در واقع اینگونه بوده به شکل تحریفی نشان داده شده و دو سر جدا از هم دارد.
گرچه در واقع ذوالفقار به این شکلی که هالیوود ترسیم کرده نیست اما وقتی تنها شکل عرضه شده است این شمشیر نشان‌گر فردی است که آن را در دست دارد و گنجاندن چنین شمشیری در فیلم نبرد تایتان‌ها آن‌هم بعد از تخریب چهره ایران و ایران ستیزی چیزی جز اسلام ستیزی آن هم از نوع ستیز با اسلام جهادی و اسلام قیام و شهادت نیست. آیا شخصیتی برتر و بالاتر از امیر مومنان در دفاع از اسلام یافت می‌شود؟ چرا غرب نباید در تخریب ریشه اسلام جهاد و شهادت و سیاه نمایی آن نکوشد؟! مگر جز علی ابن ابی طالب مقتدای دیگری برای اسلام قیام و انتظار وجود دارد؟ مقتدایی که تنها او شایسته است امیر مومنان خطاب شود ولاغیر!

* جن یا عرب

در سکانس تخت جمشید وقتی چند عقرب جدید به سوی پرسیوس و یاران خسته‌اش می‌آیند موجوداتی عجیب و غریب به کمک این گروه باصطلاح پهلوان می‌شتابند که از آنان با عنوان دیجن «Dijnn» یا قاتلین بیابان یاد می‌شود. این موجودات، لباس عرب‌های بادیه نشین بر تن دارند، به زبان عربی صحبت می‌کنند و مرکب‌هایشان شتر است.
جدا از کمکی که به پرسیوس و دوستانش در انجام ماموریتشان می‌کنند و در همین راستا سرکرده اجنه در معبد آتنا جان خویش را فدای آرمان پرسیوس می‌کند، نکته‌ای که قابل تامل است همبستگی نمادهایی مانند بیابان، شتر، لباس عربی، عمامه و برخی نمادهای عربی- اسلامی با اسلام در هالیوود است. در این فیلم اجنه که با لباس اعراب بدوی ظاهر می‌شوند و در کنار عقرب‌های غول‌آسایی که رام کرده‌اند مرکب اصلی ایشان شتر است به نوعی نماد اسلام تسامح و حتی بالاتر نماد اسلام ناب آمریکایی است که به جنگ خدا می‌رود و از اسلام چیزی جز لباس و شترش را ندارد اما فرهنگ و باورش همانی است که غرب در پی آن است. حتی در این راه می‌میرد تا فرد برگزیده بشر به آرمان خویش برسد.

* جمع‌بندی

بنابر گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی امپایر آنلاین، عنوان قسمت دوم فیلم سینمایی نبرد تایتان‌ها، «خشم تایتان‌ها» یا «Wrath of the Titans» است و این فیلم اکشن فانتزی در بهار سال 2012 میلادی بر روی پرده سینماهای سراسر جهان خواهد رفت. این خبر و انتشار نسل سوم بازی خدای جنگ (GOD OF WAR) آن هم تقریبا همزمان با انتشار فیلم، نشان دهنده ادامه‌دار بودن این پروژه و اهمیت این موضوع از سوی سازندگان هالیوودی آن است. فیلم نبرد تایتان‌ها در راستای جا انداختن فرهنگ و باور به خدایان فیلمی انحصاری نیست. مشابه این روند را به شکلی آرام‌تر و غیر محسوس‌تر در فیلم «The Chronicles of Riddick» شاهدیم.
حرکتی که غرب امروز در میان راه آن است، مبارزه با ادیان توحیدی، مفهومی به نام خدا، مقدسات، فرشتگان، مفهوم نبوت و انبیا و هرچه که قداستی بالادستی و فرابشری را به انسان معرفی کند. این مبارزه که قدیمی‌ترین دعوای بشری است و همگان آن را با دعوای خیر و شر و حق و باطل می‌شناسند امروز با جدیدترین ابزار و با کمک تاثیرگذارترین رسانه‌ها و با قدرتی وصف‌ناپذیر به حرکت خود ادامه می‌دهد.

** منابع
* دکتر فاطمی، افسانه طلاهای المپ، دانشگاه ملی، یییی
* راجر لنسلین گرین، اساطیر یونان، سروش، یییی
* ویل، دورانت. تاریخ تمدن، یونان باستان (جلد دوم) ترجمهی امیرحسین آریان‌پور و دیگران. سرویراستار، محمود مصاحب. چاپ ششم، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی،
* ژوئل اسمیت. فرهنگ اساطیر یونان و رُم، ترجمه شهلا برادران، خسرو شاهی. چاپ دوم: 1387 انتشارات روزبهان، چاپ فرنگ معاصر
* جی.سی.کوپر. فرهنگ مصور نمادهای سنتی، ترجمه ملیحه کرباسیان، سال 1379، نشر فرهاد
* حسین توفیقی. آشنایی با ادیان بزرگ
*فرهنگ ادیان جهان ص 563

---------------------------
نویسنده: علی قهرمانی

این افراد که از جمله آنان می توان به "ایملیو گالاگا موریتا" نماینده کمیته ملی تاریخ در ایالت "چیباس" مکزیک اشاره کرد، 23 دسامبر 2012 را روز و زمان دقیق پایان جهان اعلام کرده اند. آنان معتقدند که دست نوشته ای که 5500 سال پیش بر روی تابلوهای سنگی نوشته شده بود، حاکی از آن است که سال 2012 زمان دقیق پایان جهان است.

به گزارش پانا، در پی وقوع انقلاب های پی در پی در کشورهای عربی و پس از آن زلزله عظیم در ژاپن، یک بار دیگر بازار حرف و حدیث هایی در مورد پایان جهان رونق یافت.

زمان دقیق پایان جهان از قدیم الایام و در ادیان مختلف از موضوعاتی بوده که مورد بحث و بررسی قرار می گرفت اما هیچ گاه پاسخ قاطع و یا قانع کننده ای در این باره توسط این ادیان ارائه نشده است.

در همین حال بسیاری از فیلم های سینمایی تولید شده در چند دهه اخیر در کشورهای مختلف جهان نیز به این موضوع پرداخته اند. تعدادی از این فیلم های تولید شده در ایالات متحده آمریکا سال 2012 را زمان پایان جهان اعلام کرده اند. تولید کنندگان این فیلم های سینمایی بر اساس تمدن "مایا" که از ریشه سرخ پوستان ساکن مناطق جنوب شرقی مکزیک نشات گرفته، این زمان را مطرح کرده اند.

این در حالی است که پس از تولید و پخش چنین فیلم هایی، بسیاری از اساتید تاریخ و کارشناسان مسائل آثار نظریه پایان جهان در سال 2012 را رد کرده و آن را توهماتی نادرست دانستند.

اما این روزها که سلسله اعتراضات و انقلاب های گسترده در کشورهای مختلف عربی موجب سقوط رژیم های دیکتاتوری مانند تونس و مصر و نیز بر هم ریختن اوضاع داخلی دیگر کشورهای عربی همچون لیبی، بحرین، یمن، عربستان، اردن و غیره شده و از سوی دیگر نیز زلزله عظیم ژاپن رخ داده، حرف و حدیث هایی در مورد پایان جهان مجددا مطرح شده است و مدافعان نظریه پایان جهان در 2012 یک بار دیگر نظریه خود را با قوت مطرح می کنند و با استناد به حوادث جاری در جهان عرب و ژاپن، بر صحت نظریه خود تأکید می کنند.

این افراد که از جمله آنان می توان به "ایملیو گالاگا موریتا" نماینده کمیته ملی تاریخ در ایالت "چیباس" مکزیک اشاره کرد، 23 دسامبر 2012 را روز و زمان دقیق پایان جهان اعلام کرده اند. آنان معتقدند که دست نوشته ای که 5500 سال پیش بر روی تابلوهای سنگی نوشته شده بود، حاکی از آن است که سال 2012 زمان دقیق پایان جهان است.

به گزارش  بی باک، آمریکا و سایر کشورهای غربی که همواره از اعتقادات و ایمان راستین مسلمانان بویژه شیعیان دچار خسارتهای زیادی گردیده اند و آنرا سدی محکم در مقابل زیادی خواهی و استعمار خویش بر می شمارند، تلاشهای زیادی را در این چند سال گذشته برای ترویج همجنس بازی در کشورهای شیعه نشین آغاز کرده اند.

یک مسئول امنیتی بحرینی از بازداشت 120 همجنسباز در شهر "الحد" که در مراسم ازدواج دو همجنسباز شرکت کرده بودند خبر داد.

خبرگزاری "فرانس پرس" خبر داد: اغلب بازداشت شده گان از کشورهای عربی خلیج فارس می باشند که در حال انجام مراسم ازدواج دو همجنسباز بوده اند.
بنابر گزارشها این اشخاص (همجنسبازها) به مسئولین باشگاه و سالن برگزاری مراسمشان گفته اند که می خواهند  در آنجا جشن تولد بگیرند.

یکی از مسئولان امنیتی پلیس بحرین بیان کرد: آنها را به دادستانی کل می فرستیم تا آنجا تکلیفشان مشخص شود.

گفتنی است بعد از فسادهای اخلاقی مکرر جوامع غربی، و از هم پاشیده شدن کانون های خانواده و معضلات فراوان در غرب، اخیرا کشورهای استکباری تلاش زیادی برای صدور و ترویج انحرافات زندگی خود به جوامع اسلامی بویژه کشورهای شیعه نشین می نمایند.

به گزارش خبرنگار ما از بغداد، چند سالی است که با حمایت آمریکاییها و سایر کشورهای غربی، همجنس بازان در بغداد برای خود کلوپ های شبانه ای را به صورت علنی برگزار می کنند و حتی بصورت علنی تبلیغات می نمایند که البته با اقتدار و مخالفت برخی گروههای شیعی بساطتشان تا حد زیادی جمع شده است.

در پایان لازم بذکر است که ‌شیرین عبادی یکی از بهترین خوش خدمتان غربیها در بازی حقوق بشر نیز چندی پیش در نشستی عمومی در سالن آمفی تئاتر لاسپتزیا در ایتالیا تصریح کرده بود:‌ همجنس بازی جرم نیست! این در حالی است که در ایران همجنس بازان به مجازات اعدام محکوم می شوند.

وی در ادامه همجنس بازان را افرادی بی گناه خواند(!) و خطاب به دولت ایتالیا گفت:‌به من کمک کنید تا آنها را نجات دهم.

عبادی همچنین در این مراسم بار دیگر خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط وی در ایران شد و شهردار این شهر قول حمایت از وی را در این راه داد.

آتش ، توفان ، سیل ، رانش زمین و وبا در کشورهای بحران زده چهار سوی دنیا ، فاجعه هایی به بار آورده که دامنه آنها هر ساعت رو به افزایش است.

 

6
بعدی
انتها
صفحه 6 از 6