موقعیت شما: اخبار»اخبار مهدویت و جهان اسلام

اين عارف جليل‌القدر، رحمةالله عليه، در پاسخ به سوالي فرمودند: برخي گمان مي‌كنند كه دعا، كار پيرزن‌ها و پيرمردها و عجزه [ناتوانان] است، آنها كه نمي‌توانند در ميدان جنگ و جهاد شمشير بزنند؛ ولي معلوم مي‌شود مساله از اين بالاتر است! در روايت درباره شرايط استجابت دعا آمده است: "من دعا و هو لايحس سوي الاجابة استجيب له"، يعني هر كس دعا كند و جز اجابت احساس نكند، دعايش مستجايب مي‌شود.

ايشان در ادامه مي‌فرمايند: گويا حالتي در ما پيدا شده شبيه به ياس از اجابت، كه دعاي ما فقط به زبان و لقلقه‌ي لساني است؛ نه دعاي برخاسته از دل مطمئن و اميدوار به اجابت. قلب متيقن و دل شكسته‌اي مي‌خواهد كه دعايش مثل تير به هدف برسد، به گونه‌اي كه دعا كنيم و اجابت آن را بفهميم و يا حداقل به ما وعده‌ي استجابت آن را بدهد، ولو بعد از چهل سال، همچنان كه درباره حضرت يعقوب عليه‌السلام ظاهرا دارد [محقق شد].

بنابراين فرموده آيةالله بهجت، آن دعايي مستجاب است كه دعاكننده در آن مطمئن به اجابت باشد و اين امر به قول ايشان قلب متيقن و دل شكسته مي‌خواهد.

(كتاب پرسش‌هاي شما و پاسخ‌هاي آيةالله بهجت، جلد دوم)

یکی از مراجع تقلید در قم در واکنش به اقدامات غیر اخلاقی و ضد اسلامی دولت آذربایجان خواستار برپایی اجتماعات سالم مسلمانان در اعتراض به این تحرکات شد.


واکنش مسلمانان آذربایجان به تحرکات ضد اسلامی دولت آذربایجان

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ «آیت الله جعفر سبحانی» در بیانیه‌ مهمی توجه همه مسلمانان منطقه را به تحرکات ضد اسلامی و ضد اخلاقی دولت آذربایجان جلب کرده و خواستار برپایی اجتماعات سالم و سازنده برای جلوگیری از ظهور این لکه ننگ در منطقه شد.

متن پیام معظم له به این شرح است:

اطلاع یافتیم که دولت جمهوری آذربایجان میزبان مسابقه بین‌المللی آواز«یوروویژن» است که در این مسابقه، رژه همجنس بازان نیز برگزار می‌شود.

خاطر شریف و همه مسلمانان منطقه را به این نکته جلب می‌کنم که مسئولان کشور جمهوری آذربایجان، کرامت انسانی را از دست داده و می‌خواهند عمل قوم لوط را ترویج کنند.

نشانه سقوط آنان این است که از افکار اکثریت مردم مسلمان آذربایجان فاصله گرفته و در منجلاب افکار غربیان، فرو رفته‌اند و هدف آنان این است که با تحمیل فرهنگ‌های منحط، فرهنگ و ایمان اسلامی مردم منطقه را از بین ببرند چون تنها سد میان آنها و آزمندی‌هایشان، ایمان و اسلام مردم جمهوری آذربایجان است.

وظیفه اسلامی و اخلاقی ایجاب می‌کند که مسلمانان با اجتماعات سالم و سازنده خود به هر نحو، اجازه ندهند چنین لکه ننگی در منطقه ظاهر شده و کشور آنان را بدنام کند و بدانند که از عالم بالا چنین گروه منحط، سنگ باران شده و در اندک زمانی نابود می‌شوند.

وهابیون تمام تلاششون این است که استان های جنوبی ایران را از شیعیان خالی کنند برای همین دست به تبلیغات گسترده در این استان ها زده اند.
به گزارش جام نیوز، آیت الله علوی گرگانی در دیدار هئیت امنای گروه جهادی تبلیغی منتظران مصلح(عجل الله تعالی فرجه)، عصرحاضر را عصر تحرک و حرکت روبه جلو دانسته و اظهار داشت: «امروز گستردگی فضاهای موجود تبلیغی نشان دهنده پویا بودن آیه نفر می باشد.»
ایشان با اشاره به گسترش تشیع در جهان، گفتند: «امروزه به لحاظ گستردگی تشیع در جهان و کینه دشمنان شاهد کشمکش و درگیری بین مسلمانان هستیم، به گونه ای که در کشور پاکستان حتی لباس مقدس روحانیت برای روحانیون مشکل شده است.»
معظم له در ادامه با اشاره به جنبش های منطقه، تصریح کرد: «انقلابی های منطقه الگو گرفته از انقلاب اسلامی ایران است و به همین خاطر دشمنان برای اختلاف افکنی و عداوت و دشمنی بین اهل سنت و تشیع تلاش می کنند.»
آیت الله علوی گرگانی خاطر نشان کرد: «لازم است که در برابر توطئه های دشمنان بایستیم و برای این که بتوانیم در این راه به موفقیتی دست یابیم، باید بنیه های علمی و مادی خود را تقویت کنیم.»
ایشان افزودند: «گروهای تبلیغی جهادی باید با ارائه گزارش به مسئولان عالی، حمایت های مادی و معنوی آنها را کسب نمایند و در این میان مسئولین هم باید با در نظر گرفتن اهمیت کار تبلیغی، حامی این گروه ها قرار بگیرند.»
معظم له تاکید کردند: «برای اثر بخشی در قلوب دیگران، باید هزینه کرد، همان طوری که وهابیت با استفاده ازهزاران ترفند و هزینه های فراوان برای جذب مردم تلاش و کوشش می کند، ما هم باید برای تبلیغ دین و معارف هزینه کنیم.»
آیت الله علوی گرگانی یادآور شد: «گزارشاتی که از استان های جنوبی به ما می رسد، نشان از تلاش های گسترده وهابیت برای خالی کردن شیعیان از این استان ها دارد، باید با تأسی از سید الشهدا(علیه السلام) با کار جهادی در برابر دشمنان ایستاد و مردم را از جهالت نجات داد.»
ایشان در پایان تصریح کرد: «امروز روز حرکت و پویایی است، نه خفتن و خوابیدن. باید دنباله رو سید الشهدا(ع) باشیم.»

راه اندازی نخستین شبکه اجتماعی ویژه ائمه در پی توهین به ساحت مقدس امام دهم شیعیان امام علی النقی (ع) صورت گرفته و قرار است پنجشنبه هفته جاری همزمان با سالروز شهادت ایشان به صورت رسمی رونمایی شود.


شبکه اجتماعی مجازی ویژه ائمه راه اندازی شد

به گزارش خبرگزاری اهل‎بیت(ع) ـ ابنا ـ اولین شبکه اجتماعی ویژه ائمه با عنوان "هادی نت" راه اندازی شد و روز پنجشنبه همزمان با سالروز شهادت امام علی النقی(ع) رسما افتتاح می شود که در این شبکه ضمن پرداختن به مسائل مذهبی و دینی نگاهی ویژه به موضوع اهل‌بیت(ع) خواهد شد.

شبکه مجازی محبان اهل‌بیت "هادی نت" به نشانی اینترنتی www.hadinet.ir که توسط مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به بهره برداری رسیده ضمن پرداختن به مسائل مذهبی و دینی نگاهی ویژه به موضوع اهل بیت خواهد داشت.

مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال با اعلام استقبال مراجعه کنندگان از این شبکه اجتماعی مذهبی تاکید کرده که پس از راه اندازی این شبکه، شبکه اجتماعی امام رضا(ع) نیز راه اندازی خواهد شد و افتتاح شبکه اجتماعی سایر ائمه نیز در برنامه ریزی این مرکز قرار دارد.

همزمان با سال‌روز ولادت حضرت زهراء(س)، نخستین مسجد شیعیان فنلاند، با حمایت مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) افتتاح شد.


نخستین مسجد شیعیان فنلاند افتتاح شد

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ مسجد فاطمةالزهراء(س)، با حمایت مجمع جهانی اهل‌بیت(ع)، در شهر هلسینکی افتتاح شد.

در مراسمی که روز شنبه 12 می 2012 به مناسبت ولادت حضرت زهرا(س) و با حضور شخصیت‌های فرهنگی و شیعیان فنلاند برگزار شد، مسجد فاطمةالزهراء(س)، در شهر هلسینکی افتتاح شد.

این مسجد که نخستین مسجد شیعیان فنلاند محسوب می شود، با حمایت مجمع جهانی اهل‌بیت(ع) به بهره‌برداری رسیده است.

تا پیش از این، کشور فنلاند تنها یک مسجد رسمی داشت و رسانه‌های این کشور از کمبود فضای اقامه نماز همزمان با افزایش جمعیت مسلمانان خبر داده بودند. گروهی از فعالان شیعه نیز با خرید یک کلیسا و تبدیل آن به مرکز اسلامی، اقدام به برپایی دعای کمیل در شب‌های جمعه و جلسات تفسیر قرآن و مباحث عقیدتی و اخلاقی در ماه مبارک رمضان می‌نمودند.

به گزارش مهر، آدمی از دیرباز همیشه در این فکر بوده که چگونه و چرا خلق شده و بنیان او از چیست؟ بعدها با گذشت زمان و ظهور دین مبین اسلام برخی ازاین حقایق برانسان آشکار گشت و انسان دریافت که حقیقت ذات او از سرشت خدای متعال می باشد. این دین(دین اسلام) زندگی انسان را سامان بخشید و او را با دنیای خویش آشناتر کرد و بشر دانست که نظمی که در نظام جهان وجود دارد، از سوی ناظمی مدیر، مدبر و توانا اداره می شود و او کسی نیست جز خداوند دانا.

یکی از سؤالاتی که بیشتر ذهن انسان را مشغول کرده، این بوده و هست که آسمان ها و زمین از چه چیزی ساخته شده اند و برای چه کسانی پدید آمده اند؟ و یا اینکه اولین آفریده های خداوند چه بودند و چه ویژگی هایی داشتند؟ جواب همه این سؤالات نزد پروردگار بود که بعضی از آنها از طریق فرشتگان به پیامبران و از طریق پیامبران بر انسان ها نازل شد.

همانطور که می دانیم دین اسلام کامل ترین دین ها و قرآن بزرگ ترین معجزه پیامبر(ص) این دین، یعنی حضرت محمد مصطفی(ص) است که بسیاری از تاریکی های ذهن آدمی را با نور الهی روشن می سازد. قرآن کامل ترین کتاب هاست که خداوند در آن به صورت اجمالی نکته هایی را در مورد خلقت جهان مذکور شده که ذهنی کنجکاو، دلی باز برای کسب حقایق و روحیه ای خداپرست می طلبد. 

در ادامه مباحث گذشته موضوع دیگری که در خطبه اول نهج البلاغه مورد توجه امام علی(ع) قرار گرفته است، آفرینش است. ایشان طی سخنانی به آفرینش هستی، آفرینش انسان و آفرینش فرشتگان و ... می پردازد.

امام(ع) به موضوع آفرینش هستی بدون سابقه قبلی اشاره می کنند و می فرمایند: خلق را ایجاد نمود و بدون نیاز به اندیشه و فکر و استفاده از تجربه، آفرینش را آغاز کرد و بى‏ آنکه حرکتى ایجاد کند و تصمیم آمیخته با اضطرابى در او راه داشته باشد، جهان را ایجاد نمود، پدید آمدن هر یک از موجودات را به وقت مناسب خود موکول ساخت ‏و در میان موجودات، با طبایع متضاد هماهنگى برقرار نمود و در هر کدام، طبیعت ‏و غریزه مخصوص به خودشان آفرید و آن غرائز را ملازم و همراه آنها گردانید، او پیش ‏از آنکه آنها را بیافریند، از تمام جزئیات و جوانب آنها آگاه بود و به حدود و پایان آنها احاطه داشت و به اسرار درون و برون آنها آشنا بود.

امام علی(ع) به موضوع آفرینش آسمان و جو اشاره می کند و می گوید: پس از آن خداوند طبقات جو را از هم گشود و اطراف آنرا باز کرد و فضاهاى خالى ایجاد نمود و در آن آبى که ‏امواج متلاطم آن روى هم مى‏غلطید، جارى ساخت و آنرا بر پشت ‏بادى شدید، و طوفانى‏ کوبنده حمل نمود، پس از آن باد را به باز گرداندن آن فرمان داد و بر نگهداریش آنرا مسلط ساخت و به حدى که باید مقرون نمود، فضاى خالى در زیر آن گشوده و آب در بالاى آن در حرکت ‏بود، سپس خداوند طوفانى برانگیخت که جز متلاطم ساختن آن آب کار دیگرى نداشت و به طور مداوم امواج آب را در هم مى‏کوبید، طوفان بشدت مى‏وزید و از نقطه‏اى دور سرچشمه مى‏گرفت.

‏بعد از آن به آن فرمان داد تا آب‌هاى متراکم و امواج عظیم آب را بر هم زند و امواج این دریاها را به هر سو بفرستد. پس آنرا همانند مشکى به هم زد و با همان شدت که در فضا مى‏ورزید بر امواج آب نیز حمله‏ور شد، از اولش بر مى‏داشت و به آخرش فرو مى‏ریخت و قسمت هاى ساکن آب را به امواج متحرک مى‏پیوست، آب ها روى ‏هم انباشته شدند و همچون قله کوه بالا آمدند و امواج روى آب کف‌هایى بیرون فرستاد و آنرا در هواى باز و جوى وسیع بالا برد و از آن هفت آسمان را پدید آورد، آسمان ‏پائین را همچون موج مهار شده و آسمان برترین را همچون سقفى محفوظ و بلند قرارداد، بدون اینکه نیاز به ستونى براى نگهدارى آن باشد و نه میخ‌هایى که آنرا به بندد، سپس آسمان پائین را به وسیله کواکب و نور ستارگان درخشان زینت‏بخشید و در آن‏چراغى روشنى بخش و ماهى نور افشان به جریان انداخت،که در مدارى متحرک و صفحه‏اى‏جنبنده بگردند.

آفرینش فرشتگان
پس آنگاه آسمان‌هاى بالا را از هم گشود و مملو از فرشتگان مختلف ساخت، گروهى از آنان همیشه به سجده‏اند و رکوع ندارند و یا به رکوعند و قیام نمى‌کنند و یا در صفوفى که هرگز از هم پراکنده نمى‏گردد قرار دارند و یا همواره تسبیح مى‏گویند و هرگز خسته نمى‏شوند، هیچ گاه خواب چشمان آنها را نمى‏پوشاند و عقول آنها گرفتار نسیان و سهو نمى‏گردد، بدن آنها به سستى نمى‏گراید و غفلت و نسیان بر آنان عارض‏ نمى‏شود و گروهى دیگر امینان وحى او و زبان او به سوى پیامبرانند و پیوسته براى‏ رساندن حکم و فرمانش در رفت و آمدند.

جمعى دیگر حافظان بندگان اویند و دربانان بهشت او، بعضى از آنها پایشان در طبقات پائین زمین ثابت، و گردن هاشان از آسمان بالا گذشته و ارکان وجودشان ازاقطار جهان بیرون رفته و کتف هاى آنها براى حفظ پایه‏هاى عرض خدا آماده است و در برابر عرش او سر را پائین افکنده‏اند و در زیر آن بال‌ها را به خود پیچیده‏اند، در میان آنها با کسانى ‏که در مراتب پائین تر قرار دارند حجاب عزت و پرده‏هاى قدرت فاصله انداخته، هرگز پروردگار خود را با نیروى وهم تصویر نکنند و صفات مخلوقان را براى او قائل نشوند، هرگز وى را در مکانى محدود نمى‏سازند و با چشم به او اشاره نمى‏کنند!

آفرینش آدم
سپس خداوند مقدارى خاک از قسمت‌هاى سخت و نرم زمین و خاک هاى مستعد، شیرین ‏و شوره زار آن گرد آورد و آب بر آن افزود تا گلى خالص و آماده شد و با رطوبت آنرا بهم آمیخت تا به صورت موجودى چسبناک درآمد و از آن صورتى داراى اعضاء و جوارح ‏پیوستگی‌ها و گسستگی‌ها آفرید، آنرا جامد کرد تا محکم شود و صاف و محکم و خشک ساخت‏ تا وقتى معلوم و سرانجامى معین و آنگاه از روح خود در او دمید، پس به صورت انسانى‏ داراى نیروى عقل که وى را به تکاپو مى‏اندازد در آمد و داراى افکارى که به وسیله آن در موجودات تصرف نماید.

به او جوارحى بخشید که به خدمتش پردازد و ابزارى عنایت کرد که ‏وى را به حرکت آورد، نیروى اندیشه، به او بخشید که حق را از باطل بشناسد و همچنین ‏ذائقه، شامه و وسیله تشخیص رنگ ها و اجناس مختلف در اختیار او قرار داد، او را معجونى از رنگ هاى گوناگون و مواد موافق و نیروهاى متضاد و اخلاط مختلف: حرارت، برودت، رطوبت و یبوست و ناراحتى و شادمانى ساخت. سپس خداوند از فرشتگان خواست که ودیعه ‏الهى و عمل به پیمانى را که با او داشتند، در مورد سجود در برابر آدم و خضوع به عنوان ‏بزرگداشت او ادا نمایند آنجا که فرموده است: «براى آدم سجده کنید! پس آنها همه سجده کردند، مگر ابلیس!»(بقره-34)

و هم‌دستانش که کبر و نخوت آنان را فرا گرفت و شقاوت و بدبختى بر آنان غلبه‏نمود،به آفرینش خود از آتش افتخار نمودند،و به خلقت آدم از گل و خاک توهین کردند،پس خداوند براى اینکه آزمایشش کامل شود،و وعده‏اى که به وى داده منجز گردد،به او مهلت‏ عطا کرد و فرمود: «تا روز معلوم مهلت داده شدى‏»(حجر-38)

آدم در بهشت
سپس خداوند آدم را در خانه‏اى سکنى بخشید که زندگیش را در آن‏گوارا و پر برکت قرار داد، جایگاه او را امن و امان کرد،و او را از ابلیس و عداوت وى ‏بر حذر داشت، اما دشمن بالاخره او را فریب داد به خاطر اینکه بر او حسادت مى‏ورزید و از اینکه او در سراى پایدار و همنشین نیکان است ناراحت ‏بود، آدم یقین خود را به شک و وسوسه ‏او فروخت و تصمیم راسخ را با گفته سست او مبادله کرد و به خاطر همین موضوع، شادى خود را مبدل به ترس و وحشت‏ ساخت و فریب برایش پشیمانى به بار آورد. پس از آن خداوند دامنه توبه را برایش گسترد، کلمات رحمتش را به او القاء نمود، بازگشت ‏به بهشت را به وى وعده ‏داد و او را به سراى آزمایش و جایگاه توالد و تناسل فرو فرستاد.

طبق نظر اکثر مفسران، حضرت علی(ع) در بحث آفرینش جهان، به ‌گونه ‌ای روشن مفسر حقیقی قرآن مجید است و آن حضرت عجایب را در آفرینش جهان ربط به علم خداوندی می‌ دهد که از قبل می‌ دانسته است که چه می ‌خواهد بیافریند و نیازی به طرح، نقشه و اندیشه قبلی وجود نداشته است. آن حضرت خلقت فرشتگان را بعد از خلقت اصل جهان می‌داند و نظر آن حضرت است که خداوند فرشتگان و انواع صنوف آنرا با اختیارات خاص برای هر صنف و گروهی آفریده و جهان را از وجود آنها پر کرده است.

طبق نظر امام علی(ع) مقدمه هر شناخت تهذیب نفس و قرب الهی است و راه‌های شناخت و درک شگفتی ‌های جهان آفرینش از دیدگاه آن حضرت عبارتند از: تفکر خردمندانه، شناخت خداوند و تفکر درباره خدا، خودسازی معنوی، اتصال به وحی الهی از طریق پیامبران، خصوصا پیامبر اسلام و ائمه(ع) و مشاهده بر و بحر و رازهای نهفته در طبیعت.

به گزارش مشرق، به منظور پاسداشت مقام امام دهم شیعیان امام علی النقی الهادی علیه السلام و همزمان با سالروز آزادسازی خرمشهر هشتمین همایش حزب الله سایبر با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین استاد پناهیان برگزار می گردد.
بدین منظور از تمامی افسران جنگ نرم و فعالان فضای مجازی دعوت می گردد که با حضور خود ضمن پاسداشت مقام امام هادی علیه السلام ما را در برقراری انسجام هرچه بیشتر بین نیروهای مذهبی و انقلابی در فضای مجازی یاری دهند.

زمان برگزاري اين اجتماع، چهارشنبه سوم خردادماه، ساعت 17 تا 20 است و محل برگزاري آن هم خیابان طالقانی، جنب میدان فلسطین، سینما فلسطین است.

مقامات امنیتی سوریه قاتلین شهید شیخ "عباس لحام" امام جماعت حرم حضرت رقیه (س) را بازداشت کردند.
بر اساس این گزارش این گروه تروریست در اعترافات خود گفته اند: دستوراتی را از "عدنان عرعور" مفتی برجسته وهابی، دریافت کردند و در قبال اجرای عملیات شهادت وی اموالی را دریافت کردند.
عرعور پیش از این در برخی شبکه های ماهواره ای به شدت به شیعیان اهانت و آنان را مشرک خوانده بود.
وی همچنین از چهره های مخالف دولت سوریه است و خواستار سرنگونی حکومت فعلی و برقراری حکومتی در سوریه است که داری تفکر وهابی و ضد شیعی و علوی باشد.
گفتنی است: شیخ "عباس لحام" امام جماعت حرم حضرت رقیه(س) حدود یک هفته گذشته، 24 اردیبهشت ماه، از سوی عناصر تروریستی وابسته به وهابیت در دمشق به شهادت رسید. وی پس از اقامه نماز جماعت مغرب و عشا و خارج شدن از حرم حضرت رقیه(س)، از سوی گروهی که خود را در یکی از کوچه‎های اطراف حرم مخفی کرده بودند، هدف گلوله قرار گرفت.
یک ماه قبل نیز حجت الاسلام والمسلمین "سید ناصر العلوی " خطیب و امام جماعت حسینیه "العلویه" نیز در منطقه زینبیه دمشق با مسلسل مورد هدف قرار گرفت و به شهادت رسید.
شمار زیادی از شهدای حوادث تروریستی در سوریه را شیعیان و پیروان اهل‌بیت(ع) تشکیل می‎دهند.
گروههای تروریستی مسلح که از سلفیان به شمار می‎روند تاکنون با اجازه فتوا از مفتی‌های وهابی و تکفیری اقدامات تروریستی فاجعه باری را علیه شهروندان سوری به ویژه شیعیان مرتکب شده اند.

..............

در اثر ریزش بخشی از سقف کاذب حرم امام علی (ع) در نجف اشرف، سه زائر زخمی شدند.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری "براثا"، در اثر ریزش بخشی از سقف کاذب در داخل حرم امام "علی بن ابی‌ طالب" (ع)، در نجف اشرف، 3 تن از زائران این حرم زخمی و به بیمارستان منتقل شدند.

یک منبع آگاه در این‌باره گفت که در اثر ریزش بخشی از سقف کاذب طلائی رنگ حرم امام علی (ع) در نزدیکی طاق در اصلی ورود به ضریح، 3 نفر زخمی شدند.

وی افزود که زخمی‌ها به بیمارستان منتقل شدند و بخش‌های ریخته شده در داخل ضریح نیز جمع‌آوری شد.

«مقتدا صدر» رهبر جریان صدر درباره توطئه الحاق بحرین به عربستان سعودی اظهار داشت: اتحاد میان دولت‌ها باید با موافقت ملت‌های آنها صورت گیرد تا شکل اشغال به خود نگیرد.
وی افزود: اتحاد میان بحرین و عربستان بدون موافقت ملتهای آنها موجب اتحاد دولت‌های دیگر نیز خواهد شد و این اقدام پایان خوشی نخواهد داشت. ضمن اینکه اگر اتحادی نیز صورت گیرد باید برای حمایت و یاری حق صورت گیرد نه سرکوب ملت‌ها و خاموش کردن شعله انتفاضه آنها.
مقتدا صدر در پاسخ به سوال مکتوب یکی از طرفدارانش درباره اتحاد بحرین و عربستان گفت: اتحاد میان دولت‌ها مطلوب است اما این اتحاد مشروط است که یکی از این شروط موافقت ملت‌های آنها است و برای این اتحاد موافقت دولت‌ها کفایت نمی‌کند.
وی افزود: اگر ملت‌ها از دولتهایشان رضایت نداشته باشند، مطمئنا نماینده کسی نمی‌توانند باشند.
رهبر جریان صدر گفت که اتحاد [میان دولت‌ها] باید با حفظ استقلال هر دو یا چند دولت متحد صورت گیرد. زیرا ادغام و همگونی تابعیتی در واقعا یکنوع اشغالگری مشروع است.
وی افزود: هرگونه اتحادی باید برای یاری حق و دفاع از آن مانند ایستادگی علیه استعمار و استعمارگران صورت گیرد. نه برای سرکوب ملت‌ها و خاموش کردن صدا و انتفاضه‌ آنها. آنچنان که در بحرین روی می‌دهد.

به گزارش موعود شب گذشته 25 اردیبهشت به یک خودرو که چند جوان شیعه سرنشین ان بودند و راهی جشن حضرت زهرا بودند حمله شد و بر اثر این حمله آقای سید احمد حسین کاظمی شهید و 5 نفر دیگر زخمی شدند
خبر دیگر از پاکستان حاکی است که دقایقی پیش «محمد طاهر» و «محمد قدیر»، دو جوان شیعه، در خیابان "جوائنت"شهرکویته مورد حمله تروریستی قرار گرفتند و به شهادت رسیدند.
گفتنی است تنها در نیمه اول ماه جاری میلادی ۱۷ تن از شیعیان پاکستانی به شهادت رسیدند.

الازهر مصر در بیانیه ای با اشاره به خبرهای منتشر شده در رسانه های غربی مبنی بر آموزش نسل کشی مسلمانان به نیروهای ارتش آمریکا، تأکید کرد: این خبرها کشور مدعی تمدن و مدنیت را رسوا کرد.
به گزارش مشرق به نقل از العالم ، الازهر مصر در بیانیه ای با اشاره به خبرهای منتشر شده در رسانه های غربی مبنی بر آموزش نسل کشی مسلمانان به نیروهای ارتش آمریکا، تأکید کرد: این خبرها کشور مدعی تمدن و مدنیت را رسوا کرد.

"دکتر احمد الطیب" شیخ الازهر در این بیانیه تأکید کرد: در روزنامه ها خبری را خواندم که احساسات مسلمانان و بلکه همه انسانها را می آزارد، و همه مدعیان تمدن و مدنیت غرب را رسوا می کند .. کسانی که خود را کامل می دانند و از دیگران می خواهند که از این تمدن الگو بگیرند.

الطیب ادامه داد: اینها کسانی هستند که خواستار نسل کشی کامل امت اسلامی هستند، امتی که با نسل کشی هر انسان یا حیوان مخالف است.

در این بیانیه خطاب به ملتهای غربی آمده است: ما مسلمانان و اعراب به هیچ وجه از شما تنفر نداریم، بلکه از همکاری با شما برای تحقق ارزشهای انسانی، صلح جهانی و برابری استقبال می کنیم، همانطور که قرآن و پیامبر اسلام به ما امر می کنند. 

الطیب خاطرنشان کرد: طی نیم قرن گذشته از دشمنی برخی سران شما با تمدن ما آگاه شدیم، و فهمیدیم که آنها چگونه نقش این تمدن را در ساخت تمدن انسانی نادیده می گیرند.

وزارت دفاع آمریکا اخیرا فاش کرد که ژنرال "مارتین دمپسی" رییس ستاد مشترک دستور داده است در خصوص مواد آموزشی و تعلیمات نظامی افسران ارتش در خصوص مطرح کردن این فکر که آمریکا با اسلام در جنگ است، تحقیق و بازنگری شود.

"جان کربی" سخنگوی وزارت دفاع آمریکا گفت، این وزارتخانه شکایتی را از یکی از کسانی که در این دوره های آموزشی در دانشکده ستاد ایالت ویرجینیا است دریافت کرده .. و این دوره ها از سال 2004 به صورت منظم در حال برگزاری است.

سؤال: اخیراً افرادی در قالبهای مختلف (طراحی جک، کشیدن کاریکاتور، فحاشی، دروغ بستن، آواز و ...) به ساحت مقدس امام علی النقی الهادی(ع) و بقیه ائمه اطهار(ع) اهانت کرده و آن اهانتها را در پربیننده ترین سایت های اطلاع رسانی قرار داده اند. خواهشمند است تکلیف شرعی شیعیان و دوست داران اهل بیت (ع) را در این خصوص بیان فرمائید.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی: هرگونه اهانت به مقام شامخ امامان معصوم (ع) و توهین آشکار به آنها اگر توسط فرد مسلمانی صورت گیرد موجب ارتداد است و اگر توسط غیر مسلمانی باشد داخل در عنوان سابّ النبی(ص) می‌باشد.
آیت الله العظمی صافی گلپایگانی: چنانچه اهانت و جسارت به حضرت نموده باشند مرتدند. والله العالم.

هفته نامه فلسطینی "المنار" نوشت: آمریکا تصمیم گرفته است که فروش سلاح به رژیم بحرین را از سر بگیرد و تعدادی از قراردادهای مربوط به اسلحه با منامه را که پیش از این بدلیل اعمال خشونت رژیم حاکم علیه شهروندان بحرینی متوقف کرده بود، اجرایی کند.
دولت آمریکا پیش از این در پی انتقاد و اعتراض جمعیت‌های حقوقی و بین‌المللی علیه رژیم حاکم بحرین که به سرکوب شدید شهروندان بحرینی می‌پرداخت، اجرای این قراردادهای تسلیحاتی را متوقف کرده بود اما اکنون وزارت خارجه آمریکا ادعا کرده است که منافع آمریکا و اعتراض‌های کنونی در بحرین موجب شده است که واشنگتن تامین سلاح منامه را از سر بگیرد.
اما منابع عالی‌رتبه در واشنگتن در گفت‌وگو با المنار اعلام کردند که دلیل این تغییر موضع آمریکا در تامین سلاح بحرین به فشارهای زیاد موجود علیه دولت اوباما در این زمینه بر‌می‌گردد و لابی‌های صنایع نظامی و امنیتی و شرکت‌های تسلیحاتی مختلف آمریکا که به منامه سلاح می‌فروختند تا تظاهرات‌ها و اعتراض‌های ملت بحرین را مهار کند، عاملان اصلی اعمال این فشارها بر دولت اوباما هستند.
از سوی دیگر، درپی توقف کوتاه مدت فروش سلاح‌های آمریکایی به بحرین، شرکت‌های اسرائیلی و اروپایی برای تامین سلاح‌های مورد نیاز منامه وارد بازار اسلحه این کشور شده‌اند.
این منابع اعلام کردند: طی 6 ماه اخیر دولت بحرین ده‌ها قرارداد تسلیحاتی با شرکت‌های اسرائیلی و فرانسوی امضا کرده است و بسیاری از این قراردادها اجرایی شده‌اند.
منابع آگاه در منامه نیز تاکید کردند که کارشناسان و آموزش‌دهندگان اسرائیلی به منظور آموزش نیروهای امنیتی برای استفاده از سلاح‌های فروخته شده برای سرکوب انقلابیون بحرینی وارد این کشور شده‌اند و برای مقابله با اعتراض‌های مردمی در این کشور در حال مشاوره دادن هستند.

ـ شیخ "عباس لحام" امام جماعت حرم حضرت رقیه(س) شب گذشته از سوی عناصر تروریستی وابسته به وهابیت در دمشق به شهادت رسید.

بر اساس این گزارش، شاهدان عینی اظهارداشتند: شهید شیخ "عباس لحام" پس از اقامه نماز جماعت مغرب و عشا و خارج شدن از حرم حضرت رقیه(س)، از سوی گروهی که خود را در یکی از کوچه‎های اطراف حرم مخفی کرده بودند، هدف گلوله قرار گرفت.
این در حالیست که یک ماه قبل نیز حجت الاسلام والمسلمین "سید ناصر العلوی " خطیب و امام جماعت حسینیه "العلویه" نیز در منطقه زینبیه دمشق با مسلسل مورد هدف قرار گرفت و به شهادت رسید.

شمار زیادی از شهدای حوادث تروریستی در سوریه را شیعیان و پیروان اهل بیت (ع) تشکیل می‎دهند.

حملات تروریستی گروههای تروریستی مسلح وابسته به القاعده و سلفیان پس از به اجرا درآمدن طرح صلح کوفی عنان و عقب نشینی نظامیان سوریه از مناطق درگیری و آتش بس، شدت یافته است تا حدی که از زمان اجرای این طرح شمار شهدای حوادث تروریستی به بیش از 100 نفر و مجروحان این حوادث در حدود هزار نفر اعلام شده است.
این درحالی است که غرب در ادامه سیاست های دوگانه اش همچنان از گروههای تررویستی حمایت میکند و حمایت تسلیحاتی برخی کشورهای عربی به گروههای تروریستی همچنان ادامه دارد

 

یک فرمانده ارتش آمریکا در کلاس درس خود برای نظامیان این کشور تصریح کرد: همانطور که شهرهای ژاپن توسط آمریکا بمباران اتمی شد، شهرهای مکه و مدینه نیز باید هدف بمباران قرار بگیرند.

به گزارش سایت اوباما، روزنامه گاردین در گزارشی تصریح کرد: کلنل ماتیو دولی از فرماندهان نظامی ارتش آمریکا که در یکی از دانشکده‌های نظامی این کشور تدریس می‌کند، در دوره‌ای که برای افسران با درجه متوسط و کارمندان طراحی استراتژی جنگی تدریس می‌شد، تصریح کرد: اسلام دشمن ایالات متحده است و ما نمی‌توانیم هیچگاه با مسلمانان همزیستی مسالمت‌آمیز داشته باشیم.
وی همچنین عنوان کرده است: اسلام به ما اعلان جنگ داده است و به همین خاطر، همانطور که شهرهای هیروشیما و ناکازاکی مورد حمله اتمی آمریکا قرار گرفت، می‌توان شهرهای مقدس اسلامی از جمله مکه و مدینه نیز را بدون توجه به کشتار غیرنظامیان هدف حمله قرار داد.
تصویر منتشرشده از سوی برخی کاربران آمریکایی در تایید اظهارات فرمانده دولی
دولی با بیان اینکه حمله علیه تروریسم باید به حمله علیه اسلام تغییر ماهیت یابد، خاطرنشان کرد: نوع حمله اسلام به آمریکا ایدئولوژیک است و فرازهای کنوانسیون ژنو درخصوص ممنوعیت کشتار جمعی انسان‌ها، در مورد مکه و مدینه صدق نمی‌کند.
یکی از حاضران در این دوره، با اعتراض به این فرمانده آمریکایی عنوان کرد: دوره برگزار شده برخلاف ادعای دولت آمریکا مبنی بر آزادی و احترام به ادیان است.
دولی در مدل مبارزاتی خود، خواستار « رویارویی ایدئولوژیک و فلسفی با اسلام» شده و عنوان کرده است اسلام نه یک دین بلکه یک ایدئولوژی است و این ایدئولوژی به آمریکا اعلان جنگ داده است.
گاردین با بیان اینکه موضوع ارائه تصویر منفی از اسلام در دولت فدرال آمریکا چیز جدیدی نیست، خاطرنشان کرد: یک بررسی 6 ماهه توسط اف بی آی نشان داده است که 876 مورد توهین آمیز و یا نادرست علیه اسلام، در 392 جلسه از این کلاس‌های آموزشی رخ داده است.
یکی از موارد تدریس شده در این کلاس‌ها عنوان این موضوع بوده که دولت برای بازجویی‌های ضدتروریستی، می‌تواند قوانین را در مورد مظنونان به حالت تعلیق در آورده و یا آنها را با اهداف خود هماهنگ سازد.
طرح مواردی اینچنینی برای نظامیان، تاکنون جنایات ضدبشری گسترده‌ای را از سوی نظامیان ارتش آمریکا علیه غیرنظامیان مسلمان در کشورهای مختلف رقم زده است.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، درحالیکه دولت آمریکا مدعی است قانون به اصطلاح مبارزه با تروریسم ضد مسلمانان نیست، وکلای 15 مسلمان آمریکایی که اقامت دائمی و قانونی در آمریکا دارند، تأکید کردند که موکلانشان دریافته اند در فهرست افرادی قرار گرفته که نمی توانند بدون اطلاع قبلی از هواپیما استفاده کنند؛ آنها همچنین از هرگونه شکایت و درخواست از دولت برای حذف نامشان از این فهرست محروم شده اند.

"نصرت چودری" از وکلای این مسلمانان آمریکایی گفت: دولت این فهرست محرمانه را ایجاد کرده، و کسانی که نامشان در این فهرست قرار گرفته، هیچ راهی برای دفاع از خود ندارند.

فهرست ممنوعیت استفاده برخی افراد خاص از هواپیما در آمریکا، در سال 2003 از سوی دفتر کنترل تروریست ها  وابسته به اف بی آی تنظیم شد، که شامل اسامی 20 هزار نفر است .. این افراد از نظر اف بی آی مشکوک به ارتباط با مسائل تروریستی هستند. به گفته برخی منابع حدود 500 نفر از این افراد شهروند آمریکایی هستند.

این 15 شهروند آمریکایی که 4 نفر آنها از کهنه سربازان ارتش آمریکا هستند، تأکید دارند که هیچ ارتباطی با مسائل تروریستی نداشته اند.

آنها در شکایتنامه ای دولت آمریکا را به نقض حقوقشان، و ارایه نکردن هرگونه اخطار از سوی دادگاهی عادل قبل از درج نامشان در فهرست، و خودداری از توجیه هرگونه اتهام، محکوم کرده اند.

اتحادیه آزادی های مدنی در آمریکا از مسئولان این کشور خواسته است اسامی این افراد را از فهرست خود حذف کند، و یا به آنها فرصتی برای شکایت از این موضوع بدهد.

هادی الموسوی» اظهار داشت: حقوق بسياري از كودكان در زندان‌های آل خلیفه نقض می‌شود و نيروهاي رژيم آن‌ها را مورد اذيت و آزار جنسي قرار می‌دهند.
وی افزود : پدر يك كودك كه اخيرا آزاد شده بود، روز اول ماه مي به دادستاني كل شكايت كرد و نيروهاي رژيم براي اجبار وي به صرف نظر كردن از شكايت خود به وي گفتند كه يا بايد فرزند و شكايت نامه اش را در دفتر دادستاني بگذارد و يا با فرزندش به خانه برگردد.
هادی الموسوی در ادامه گفت: نيروهاي رژيم از روز 14 فوريه 2011 بيش از 200 كودك را بازداشت كردند كه هم اكنون بيش از 50 كودك در زندان محبوس هستند
الموسوي روز چهارشنبه در كنفرانسي خبري در مقر جمعيت وفاق ملي گفت: مساله صندوق پرداخت غرامت نيز نامشخص است است و به عنوان مثال مساله پيگرد قضائي مجرمان هنوز مشخص نيست.
عضو ارشد جمعیت الوفاق بحرین اظهار داشت: طبق آخرين آمار؛ بيش از 60 نفر ماه گذشته بازداشت شدند و بيش از 30 نفر نيز زخمي شدند و نيروهاي رژيم با آغاز مسابقات اتومبيلراني فرمول يك بار ديگر از تفنگ هاي ساچمه اي استفاده مي كنند.

خداوند فاطمه را از نور عظمت خود آفرید. وقتی فاطمه درخشید، زمین و آسمان را نورانی کرد و ملائکه از روی تعجب گفتند: خداوندا این چه نوری است؟

به گزارش شبستان، از اسم به معنی نشانه و اسم گذاری نوعی نشانه گذاری است. از نظر علمی نوع اسم در شخصیت حال و آینده فرد بسیار مؤثر است و از نظر روان موجب نوع احساس نیک یا بد، حرکت یا رکود، رشد یا انحطاط است و به همین خاطر در اسلام راجع به آن توصیه های بسیاری شده است.

اسلام خواسته است برای فرزندان نامی را برگزینند که سازنده و رشد دهنده باشد، وابستگی او را به مکتبی و اندیشه ای نشان دهد، موجب احساس غرور و سرافرازی او در حال و آینده باشد، او را به موضعگیری ویژه و مثبتی وا دارد، حتی در مواردی خط فکری و سیاسی آدمی را در حفاظت و احیای یک اندیشه نشان دهد.

رسول خدا به تناسب ابعاد متعدد شخصیتی فاطمه(س) او را به اسامی و القاب متعددی می نامید که همه آنها زیبایند و غرور آفرین، رنگ مکتب و اندیشه اسلامی دارند و هر کدام به مناسبتی و در جائی به کار می رفته اند و یا نوعی از حالات و صفات فاطمه(س ) را نشان می دادند.

نام های مبارک حضرت زهرا(س)

امام صادق(ع) می فرمایند: حضرت فاطمه‏ى زهراء(س) در پیشگاه خداوند نه اسم مخصوص دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهراء.

به تصریح امام صادق(ع) ، حضرت فاطمه(س) نه اسم مخصوص، در پیشگاه خداوند متعال دارد، لذا یکى از کنیه‏هاى آن حضرت «اُمّ‏الأسماء» است. یعنى بانویى که اسامى فراوان دارد. و این مطلب، دلالت بر عظمت روحى صدیقه کبرى(س) مى‏کند، زیرا ایشان زن نمونه بودند. زن نمونه یعنى انسانى کامل که براى بشریت الگو و سرمشق مى‏باشد، لذا همه‏ى صفات عالى انسانى در ایشان جمع بود و حضرت زهرا(س) در برابر هر صفت نیک، داراى لقبى خاص بودند.

چرا فاطمه ؟

حضرت فاطمه‏ى زهرا(س) یک نام رسمى داشت که همان فاطمه مى‏باشد. این نام را پیامبر اکرم(ص) هنگام تولد به امر خداوند براى دخترش برگزید.

رسول خدا(ص) فرمود: او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند و فاطمه به معنای قطع ‌شده و بریده است به همین سبب به این نام برگزیده شده اند. همچنین امام صادق (ع) فرمودند: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند به این نام نامگذاری شده اند.

چرا صدیقه ؟

زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.

رسول خدا(ص) به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.

چرا مبارکه ؟

برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده است. لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیه ی انا اعطیناک الکوثر منظور، فاطمه (س) است.

چرا طاهره ؟

امام باقر(ع) فرمودند: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.

و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا درباره حضرت فاطمه(س) نازل شده است. پس ایشان طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.

چرا زکیه ؟

زکاة هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر.

چرا راضیه ؟

زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بودند.

روایت شده روزی رسول خداحضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.

حضرت فاطمه(س) نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.

و نیز روزی حضرت علی(ع) از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمی بگیرد، اما رسول خدا(ص) تسبیح فاطمه(س) را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور به پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.

چرا مرضیه ؟

تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول او بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: پدرش به قربانش.

این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.

چرا محدثه ؟

امام صادق (ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.

در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول خدا(ص) بوده اند.

چرا زهرا ؟

امام صادق(ع) فرمودند: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمؤمنین(ع) می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان نمایان می شد همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.

برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه (س) عبارتند از:

حصان به معنای محفوظ، حره به معنای آزاده، سیده یعنی بانوی محترم، عذراء یعنی پرده نشین، بوده و نام آن بانو در آسمان، منصوره یعنی یاری‌شده یاد شده است.

آيت الله وحيد خراساني در سخنان شديد اللحني نسبت به نشر و توزيع "کتب ضاله” انتقاد کرد.

به گزارش شفقنا، آيت الله وحيد خراساني در درس تفسير مسجد اعظم قم ارائه کتب عامه از جمله کتاب در باره زندگي حضرت زهرا (س) به طريقه اهل سنت را شديدا مورد انتقاد قرار داد و گفت : در اين دستگاه کتاب فروشي اين زمان کتب عامه آزادانه به اين جوان هاي تحصيل نکرده در دين فروخته شده، مغز آنها پريشان شده، از يک طرف همان سعودي بي عرضه رفتارش با اهل اين مملکت اين است که زن و مرد را در آن دستگاه متوقف مي‌کند، يک ورقه او را مي‌گيرد و بعد دستگاهي در اين مملکت عامل فروش کتب ضاله او مي‌شود.

اولین حسینیه شیعیان در مصر افتتاح شد.

به گزارش عصر ایران به نقل از روزنامه الوطن چاپ کویت، در مراسم افتتاح این حسینیه، دهها نفر از پیروان مذهب شیعه جعفری حضور داشتند و در این مراسم علنی، در پیروی از اهل بیت شعار می دادند.
"علی الکورانی" از روحانیون شیعه مقیم قم در مراسم افتتاح این حسینیه حضور داشت.

الکورانی از رهبران حزب الدعوه عراق بود ولی از این مجموعه سیاسی جدا شد . او از حمایت مراجع دینی در قم و نجف برخوردار است.
روزنامه الوطن می نویسد که این اقدام با خشم و واکنش منفی سلفی ها، الازهر، سازمان اوقاف و انجمن سادات سنی مذهب روبه رو شده است.

"عبدالمنعم الشحات" سخنگوی بخش تبلیغ سلفی های مصر در این باره گفت: این اقدامی به معنی جنگ شیعه و تبلیغ و تبشیر شیعیان برای شیعه سازی در مصر است! نمی توان در برابر این اقدام سکوت کرد و با استفاده از تمامی راهها با آن مقابله خواهد شد.


مدیر بخش رسانه ای در الازهر مصر نیز گفت: قبل از این الازهر در این باره بیانیه ای صادر کرده بود. براین اساس برای دور ماندن از فتنه و رقابت،  اهل تسنن حق ندارند مذهب خود را در میان شیعیان گسترش دهند و شیعیان نیز حق ندارند مذهب خود را در میان اهل تسنن گسترش دهند.

دکتر نصرفرید واصل عضو مجمع بررسی های اسلامی و مفتی اسبق مصر نیز گفت: اگر مراسمی که برگزار شده به بعد صرفا فقهی مربوط می شود مانعی در این رابطه نیست. در این صورت این مراسم باید علنی و از قبل درباره آن اطلاع رسانی شده باشد اما اگر هدف از آن گسترش مذهب تشیع باشد به هیچ عنوان برگزاری این مراسم از نظر دینی و سیاسی، امکان پذیر نیست.

به نوشته روزنامه الوطن، در سفر سید علی کورانی به مصر، مراسم های دینی ویژه ای  در منازل مسکونی شماری از شیعیان در قاهره و دیگر استان ها برگزار شده است. وی در این سخنرانی های خود به نزدیک بودن ظهور حضرت مهدی مژده داده است.

جمعيت مصر حدود 82 ميليون نفر است که براساس آمار منتشر شده 2 میلیون نفر شیعه هستند.

اخبار رسیده از شهر مشهد مقدس حاکی از آن است که «رادیو شیعه» چندی است که فعالیت و پخش آزمایشی خود را آغاز کرده است.
به گزارش شیعه آنلاین، رادیو شیعه در 24 ساعت شبانه روز فعالیت می کند و در حال حاضر برنامه های خود را تنها به زبان فارسی پخش می کند.

قابل ذکر است از جمله برنامه های «رادیو شیعه»، پخش نوا و آواهای مذهبی، تواشیخ، قرآن کریم، مداحی، روضه خوانی، سخنرانی علما و مراجع تقلید و غیره است.

علاقمندان می توانند با مراجعه به آدرس اینترنتی www.radioshia.net و دانلو کردن برنامه «رادیو شیعه» از این پس، از این رادیو استفاده کنند.

رفتار مأموران امنیتی در فرودگاه های اروپا و آمریکا با زنان و حتی مردان مسلمان، اهانت بار و تبعیض آمیز است.
به گزارش شبکه تلویزیونی پرس تی وی، لارن بوت، زن فعال مسلمان و خبرنگار این شبکه گفت، اخیراً مسئولان امنیتی در فرودگاه کپنهاگ مرا مورد اهانت قرار دادند. وی افزود، هنگامی که من از دستگاه های حسگر فلزات در این فرودگاه رد شدم و این دستگاه ها نیز هیچ هشداری ندادند، به طور طبیعی برای گرفتن چمدان هایم به سمت تسمه نقاله های حامل چمدان ها رفتم. در اینجا بود که ناگهان با یکی از مسئولان امنیتی مرد در این فرودگاه مواجه شدم که بدون هیچ توضیحی یا سؤالی شروع به جستجوی بدنی من کرد که من احساس کردم مورد تهاجم قرار گرفته ام. این در حالی است که من به عنوان یک زن مسلمان، همواره فاصله خود را با مردان غریبه حفظ می کنم. این در حالی است که در ضمن هیچ توجیهی برای اینگونه رفتار مأموران امنیتی فرودگاه کپنهاگ با من وجود نداشت.

لارن بوت افزود: وقتی من به مدیران بخش امنیتی این فرودگاه در این خصوص شکایت کردم، آنان به من خندیدند و اعتراض مرا مورد تمسخر قرار دادند که باعث رنجش بیشتر من شد. وی اضافه کرد، رفتار تبعیض آمیز، اهانت آمیز و آزار دهنده علیه مسلمانان در فرودگاه های اروپا و آمریکا بسیار شایع شده است. لارن بوت در خاتمه تأکید کرد، ما باید ببنیم چگونه می توانیم به مسلمانانی که توسط نیروهای امنیتی یا پلیس در کشورهای اروپایی یا آمریکا با اهانت یا رفتار تبعیض آمیز مواجه می‌شوند، کمک کنیم.

به گزارش فارس،
«تهران زندگی می‌کردم، کارم در زمینه کامپیوتر بود، روزی از تلویزیون یکی از نمازهایی را که آیت‌الله بهجت (ره) می‌خواندند را دیدم و لذت بردم.
تصمیم گرفتم به قم بروم و نماز جماعتم را به امامت آیت‌الله بهجت (ره) بخوانم، همین کار را هم کردم، به قم رفتم، دیدم بله همان نماز باشکوهی که در تلویزیون دیدم در قم اقامه می‌شود، نمازهای پشت آقا بسیار برایم شیرین و لذت بخش بود، برنامه‌ام را طوری تنظیم کردم که هر روز صبح بروم قم و نماز صبحم را به امامت آقای بهجت بخوانم و به تهران برگردم.
یک سال کارم همین شده بود، هر روز صبح می‌رفتم قم نماز می‌خواندم و برمی‌گشتم، در این زمان شیطان هم بیکار ننشسته بود، هر روز مرا وسوسه می‌کرد که چرا از کار و زندگی می‌زنی و به قم می‌روی؟ خوب همین نماز را در تهران بخوان و … .
کم کم نسبت به فریادهای آیت‌الله بهجت (ره) هنگام سلام دادن آخر نماز حساس شده بودم، آخه چرا آقا فریاد می‌کشه؟ چرا داد می‌زنه؟ چرا با درد سلام می‌ده؟ حساسیتم طوری شده بود که خودم قبل از سلام‌های آقا سلام می‌دادم.
به خودم گفتم من اگر نفهمم چرا آقا موقع سلام آخر نماز فریاد می‌کشه دیگه نمیام قم نماز بخونم، همون تهران می‌خونم، این هفته هفته آخرمه …
یک روز آومدم و رفتم دم درب منزل آقا، در زدم، گفتم باید بپرسم دلیل این فریادهای بلند چیه، رفتم دیدم آقا میهمان داشتند، گوشه اتاق نشستم و در افکار خودم غوطه‌ور شدم، تو ذهن خودم با آقا حرف می‌زدم، آقا اگر بهم نگی می‌رم هان! آقا دیگه نمیام پشتت نماز بخونم هان! تو همین افکار بودم که آیت‌الله بهجت انگار حرفامو شنیده باشه سر بلند کرد و به من خیره شد، به خودم لرزیدم، یعنی آقا فهمیده من چی می‌گفتم؟ من که تو دلم گفتم، بلند حرفی نزدم، چطور شنید؟
سرم را پایین انداختم و آرام از مجلس خارج شدم و به تهران برگشتم، در راه دائما با خودم می‌گفتم آقا چطور حرف‌های من را شنید؟ در همین افکار بودم تا اینکه شب شد و خوابیدم، در خواب دیدم پشت آیت‌الله بهجت (ره) ایستادم و در صف اول نماز می‌خوانم، متعجب شدم، در بیداری اصلا نمی‌توانستم به چند صف جلو برسم چه برسد به اینکه برم صف اول!
خوشحال بودم و پشت آقا نماز می‌خواندم، یک دفعه تعجب کردم، دیدم در جلوی آقا، روبروی محراب یک دربی باز است به یک باغ بزرگ و آباد، آخه این در رو کی باز کردند؟ اصلا قم چنین باغ بزرگی نداره، تعجب کردم، باغ سر سبز و پر از میوه‌ای بود، خدای من این باغ کجا بوده؟ در همین افکار بودم که به سلام آخر نماز رسیدیم، در انتهای نماز و هنگام سلام نماز درب باغ محکم بسته شد، یک لحظه از خواب پریدم.
یعنی من خواب بودم؟ آقا جواب سئوال من رو در خواب دادند، پس راز این فریاد بلند آقا هنگام سلام نماز درد دل کندن از آن باغ آباد و بازگشت به زمین خاکی بود؟ به دلیل این درد آقا فریاد می‌کشید، من جواب سئوالم رو گرفته بودم و پس از آن سه سال دیگر عاشقانه هر روز صبح برای نماز به قم می‌رفتم و سپس به تهران بازمی‌گشتم تا آقا رحلت کردند.»
این مطالب خاطرات یکی از نمازگزاران حضرت آیت‌الله العظمی بهجت (ره) بود که توسط پسر این مرجع تقلید فقید در مراسم سالگرد حضرت آیت‌الله بهجت (ره) در مسجد صاحب الزمان (عج) ورامین بازگو شد.

رهبر انقلاب تاکنون حدود 14 هزار جلد نسخه‌ی خطی به آن کتابخانه اهدا کرده‌اند. در دو قرآنی که رهبر معظم انقلاب اهدا کرده‌اند به آستان قدس، دستخط ایشان هست که تأکید کرده‌اند این نسخه از قرآن واجد چه نکاتی است.

به گزارش فارس به نقل از khamenei.ir ؛ روز سه‌شنبه نوزدهم اردیبهشت ماه مصادف است با «روز اسناد ملی و میراث مکتوب». به بهانه‌ی این روز و نیز برگزاری نمایشگاه کتاب تهران، به سراغ دکتر فتح‌الله کشاورز، مدیرکل نسخ خطی کتابخانه‌ی ملی جمهوری اسلامی ایران رفتیم. در میان پاسخ‌های ایشان، گوشه‌های تازه‌ای از شخصیت و سیره‌ی فرهنگی رهبر معظم انقلاب تبیین شد که برخی از آنها را برای نخستین بار منتشر می‌کنیم.

* استمرار اهدای کتاب توسط رهبر انقلاب

توجه رهبر انقلاب به حوزه‌ی کتاب و نشر کشور روشن است. دیدگاه ایشان درباره‌ی نسخ خطی چگونه است؟

رهبر معظم انقلاب از سال 1372 تا سال 1390 به طور مستمر کتاب‌های خطی بسیاری را اهدا کرده‌اند. این کتاب‌ها به طرق مختلف به دست ایشان می‌رسد که عمدتاً به صورت هدایای فرهنگی است. ایشان در طول این سال‌ها همه‌ی نسخ خطی و کتب نادر اهدایی را به کتابخانه‌ی آستان قدس رضوی اهدا کرده‌اند. علتش هم روشن است که ایشان چرا آن کتابخانه را انتخاب کرده‌اند؛ یکی به دلیل ارادت و احترامی است که به امام رضا(علیه‌السلام) دارند و دیگر به این خاطر که کتابخانه‌ی آستان قدس رضوی از قدیمی‌ترین و ماندگاترین کتابخانه‌های پابرجای جهان است.

* اهدای 14هزار جلد نسخه خطی توسط رهبر انقلاب

رهبر معظم انقلاب تا به حال چه تعداد نسخ خطی و کمیاب را اهدا نموده‌اند؟

آن‌طور که مسئولین کتابخانه‌ی آستان قدس اعلام کرده‌اند، رهبر انقلاب تاکنون حدود 14 هزار جلد نسخه‌ی خطی به آن کتابخانه اهدا کرده‌اند. الحمدالله و به اهتمام مسئولین آن کتابخانه، این 14 هزار جلد در قالب 15 جلد فهرست‌نویسی شده و در حال انتشار است. این فهرست عظیم و خواندنی به صورت دسته‌بندی موضوعی از علوم قرآنی تا هیأت، نجوم، ریاضی، هندسه، علوم عقلی و نقلی هر یک در مجلد مستقلی فهرست شده و در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گیرد.

به نظر شما این جمع‌آوری نسخ خطی علاقه‌ شخصی ایشان است یا یک روند کاری است؟

بنده فکر می‌کنم این حرکت یک اقدام ماندگار و در ادامه‌ی همان فرهنگ و پیشینه‌ی وقف و اهدا صورت می‌گیرد. در معارف ما به سنت وقف توجه خاصی شده است. یک گنجینه‌ی مهم از ذخایر علمی و فرهنگی ما که از طرق مختلف جمع‌آوری شده و به یک کتابخانه اهدا می‌شود، اولاً برای همیشه ماندگار می‌شود و ثانیاً در اختیار عموم قرار می‌گیرد و در کتابخانه‌های شخصی نمی‌ماند. واقعاً بسیاری از ما اگر یکی از این نسخه‌های ارزشمند را داشته باشیم، به خاطر علاقه‌ی بسیاری که داریم، امکان دور کردنش برایمان سخت خواهد بود.

«وقف» یک اقدام بسیار ماندگار و مهم است که شامل خیلی چیزها می‌شود، ولی وقف کتاب یک امتیاز مضاعف هم دارد. به این جهت که ما مسلمانان می‌گوییم معجزه‌ی بزرگ دین‌ ما کتاب است. معارف ما به کتاب و ثبت و ضبط وقایع بسیار ارزش داده است. همان‌طور که ما برای قرآن احترام زیادی قائل هستیم، به همان ترتیب به کتابت و مسأله‌ی ثبت و ضبط مکتوب هم اهمیت می‌دهیم.

چه نمونه‌ها و مصادیق قابل توجهی در نسخه‌های اهدایی رهبر انقلاب وجود دارد؟

یکی از نمونه‌هایی که ایشان اهدا کرده‌اند، قرآنی منسوب به خط امام حسین(علیه‌السلام) است. این قرآن در 15 یا 16 صفحه است و بخش‌های مهمی از قرآن را شامل می‌شود. عبارت «کَتَبه حسین‌ بن‌ علی» در انتهای این قرآن قید شده و به مُهرِ یکی از سلاطین صفوی نیز مهمور است. این یک نسخه‌ی خطی معمولی نیست؛ یک نسخه‌ی خطی بسیار مهم است، هم به لحاظ قدمت و هم از باب معنوی و دینی.

وقف چه تأثیری در شکل‌گیری کتابخانه‌های ما داشته است؟

تا قبل از اسلام ما تمدن‌های بسیار بزرگی را شاهد هستیم که عمدتاً در شرق کره‌ی زمین ظهور کرده‌اند؛ مثل تمدن‌های‌ بابل، آکد، ایران، هند و مصر. شما در دوره‌ای که این تمدن‌ها درخشش و شکوفایی داشتند، تمدن درخشانی را در غرب نمی‌یابید. همه‌ی تمدن‌ها در شرق درخشیدند؛ تمام پیامبران و دانشمندان. پس از اسلام این درخشش در حوزه‌ی اسلام پررنگ‌تر ‌شد. به خاطر اهتمامی که دین اسلام به دانش و نشر دانش و به تولید علم دارد، یک زمینه و بستر بسیار مناسبی برای تولید و تقویت علم و دانش پدید آمد. وسیله‌ای که دانش را نشر می‌دهد کتاب است؛ وسیله‌ای که به ثبت و ضبط دستاوردهای علمی می‌پردازد و بستر انتقال علم از جامعه‌ای به جوامع دیگر است.

نقش کتاب بسیار مهم است و این حوزه‌ای که درباره‌ی آن صحبت می‌کنیم (حوزه‌ی کشورهای اسلامی) بخش بسیار مهمی از این نقش را بر عهده گرفتند، با توجه به سوابق قبلی‌شان و با توجه به مسئولیتی که دین اسلام برایشان ایجاد کرده است. به این ترتیب می‌بینیم از قرن اول هجری یک دوره‌ی بسیار روشن و شکوفا در دنیا ایجاد می‌شود. عالمان بزرگی آثار بسیار مهمی در تمام حوزه‌های علمی به وجود می‌آورند. از طب، نجوم و ریاضی گرفته تا فقه و فلسفه و ...

این حوزه در واقع قبل از زمانی که اسلام به وجود بیاید، آن تمدن‌های شرقی به لحاظ مجاورتی که با یونان داشتند، تجارب تمدنی را گرفتند و منتقل کردند به روم و کشورهای غربی. رومی‌ها پیشرفت کردند. بعد از اسلام به خاطر اهتمام مسلمانان به نشر و دانش، مجدداً آن علوم را از جوامع غربی گرفتند و با نهضتی که در قرن دوم به نام نهضت ترجمه به وجود آمد، آن علوم و آثار گذشتگان را همراه با تألیفات و آثار علمی نوین و تولیدی خود همراه آن ترجمه‌ها منتشر ساختند. آن ترجمه‌ها هم باعث رشد مضاعف جامعه‌ی اسلامی ‌شد.

تا این‌که غربی‌ها چند قرن پس از آن دوباره متوجه پیشرفت جوامع اسلامی شدند. آثار علمی جوامع اسلامی و شرقی از روش‌های مختلفی به غرب منتقل ‌شد؛ مثلاً در فتح اسپانیا و بخش‌هایی از اروپا توسط مسلمانان و بعدها در جنگ‌های صلیبی. این‌ها باعث شد تا علوم از کشورهای اسلامی به کشورهای غربی منتقل شود. ما این تاریخ انتقال علوم را از راه گردش زمانی و جغرافیایی نسخه‌های خطی و قدیمی ردیابی می‌کنیم. این نسخه‌های ارجمند به شهرها و کشورهای مختلفی سفر کرد‌ه‌اند و دست افراد مختلفی گشته‌اند. نسخه‌های خطی علاوه بر این که سوابق تاریخی علم را به ما نشان می‌دهند، این حرکت‌ها را هم تا حدی برای ما روشن می‌کنند.

پس چرا افکار عمومی ما تا این پایه از این ماجرای مهم دور و بی‌اطلاع است؟

این حرکت و اهتمام رهبر انقلاب از این منظر قابل توجه است که ما الان باید بیشتر به کجا توجه کنیم. در چه نقطه‌ای هستیم و به کجا می‌خواهیم برسیم؟ نسخه‌های خطی فقط یک کتاب نیستند. بیانگر مسائل تاریخی‌اند. بیانگر رشد و شکوفایی ما در گذشته‌ها و در تاریخ‌اند. اگر بخواهیم وظیفه‌مان را نسبت به فرهنگ‌مان ادا کنیم، چه باید بکنیم؟ با این فرصت کمی که داریم، باید اهتمام کنیم که حداقل نفایس علمی و فرهنگی ما در شرایط غیر استاندارد و مثلاً در منازل افراد نابود نشود، بلکه به نسل‌های بعدی انتقال یابد. باید این‌ها را جمع‌آوری و معرفی کنیم به جوامع و بگوییم ما چنین گذشته‌ای داشته‌ایم. بگوییم «صوفی رازی» ایرانی بوده است.

رفتار دشمنان در قبال این موضوع چه بوده است؟

مخالفان و دشمنان ما هم بیکار ننشسته‌اند، سال‌ها نفایس ما را غارت و چپاول کرده‌اند. شمار آثار نفیس علمای ما و نوابغ ما را الان در کشورهای اروپایی و در کتابخانه‌های بزرگ‌شان می‌بینید. خیلی کوتاهی شده. آنها شناسایی کردند و بردند. درست است که بعد از انقلاب خوشبختانه اهتمام خوبی شده است نسبت به جمع‌آوری موارد نفیس و حفظ و نگهداری آنها. می‌گویند در مراکز اطلاع‌رسانی کسی که هویت ندارد، مثل این است که حافظه ندارد. این‌ها هویت ما هستند. خیلی برای ما مهم است که اسناد هویت خود را جمع‌آوری و حفظ کنیم. یک مقدار آن رفته ولی آنچه مانده، باید مراقبت و حفظ شود. فقط هویت اسناد، هویت کشور ما نیست؛ نشاگر عشق و ارادت ما به خداوند است و به دین.

هم‌اکنون باید چه کار کنیم؟

الان یک همت بسیار جدی لازم است که این آثار را جمع‌آوری و حفاظت و منتشر کنیم و به دست مردم برسانیم. دشمنان ما و کسانی که دین ما را قبول ندارند و یا با اعتقادات ما در تعارض هستند، همین حالا درصددند تا نسخه‌های ما را از بین ببرند. خیلی روشن است. خیلی‌ها هم شاید داخلی باشند و حتی مسلمان باشند. یعنی کار بسیار پیچیده‌ای است. یعنی تیزبینی خاصی می‌خواهد که توجه کنیم به این بحث مهم و نیز پس از آن که انتشار این آثار است. یعنی ما نباید منفعل باشیم و باید از حوزه‌ی انفعال دربیاییم.

* یادداشت رهبری بر یک نسخه خطی

رابطه‌ی کاری شما در بخش نسخ خطی کتابخانه‌ی ملی ایران با رهبر انقلاب چگونه تعریف شده است؟

ما خوشبختانه همکاری بسیار نزدیکی با کتابخانه‌های بزرگ کشور داریم، از جمله آستان قدس که ما برخی منابع را در بانک‌های اطلاعاتی به اشتراک گذاشته‌ایم. اصلاً ما تعصب نداریم که کتاب خطی در کتابخانه‌ی خاصی باشد. اولین اصرار ما این است که کتاب‌ها در مکان‌های مناسب به لحاظ حفظ و شرایط نگهداری قرار گیرد. از اصرارهای رهبر معظم انقلاب که من حداقل سه موردش را شاهد بودم، این بوده که ایشان برخی کتاب‌های خطی را برای بخش ما فرستادند که احتیاج به مرمت داشت. ما هم گرفتیم و فرستادیم به مرمت. یا با بعضی از رابطین که آقا در رابطه با نسخ خطی دارند، ما با آنها همکاری کرده‌ایم و در جریان فعالیت‌های ایشان هستیم. واقعاً اهتمام جدی دارند.

آیا توصیه‌ یا پیامی از سوی رهبر انقلاب داشته‌اید؟

یک بار که مقام معظم رهبری نمایشگاه آمده بودند، یک یادداشتی نوشتند روی فصلنامه‌ی گنجینه‌ی اسناد که برای ما خیلی مهم بود که ایشان بسیار توجه دارند. کاربرد اسناد را توجه کرده بودند و آن عبارتی که حضرت علی(علیه‌السلام) دارند که اگرچه من با گذشتگان زندگی نکرده بودم، ولی با بررسی در زندگی آنها گویی با آنها زندگی کردم و تجارب آنها را کسب کردم. در کنار این یادداشت نوشته بودند: امیدوارم در لابه‌لای اسناد حقایق را کشف و به نسل‌های آینده منتقل کنید. این برای ما بسیار جالب بود. بعد هم یک نسخه‌ی خطی منسوب به شهرآشوب به ایشان داده بودند که این‌جا مرمت شد که بعد  ایشان یک یادداشت برای همکاران ما نوشته بودند و از زحمات آنها تشکر کرده بودند که این کتاب خیلی خوب مرمت شده. این مورد توجه آقا بود که ما هم بسیار خوشحال شدیم.

وضعیت کلی نسخ خطی ما در جمهوری اسلامی ایران چگونه است؟

الان با بسیاری از کشورها که قرارداد همکاری منعقد می‌کنیم، این مشکل را پیدا می‌کنیم که منابع بسیاری در اختیار آنها داریم که درخواست می‌کنیم نسخه‌ی دیجیتال را به ما بدهند ولی در مقابل آنها چیزی ندارند که در اختیار ما بگذارند چون آنها تاریخی نداشته‌اند. دستاورد خاصی نبوده که تولید شده باشد که در اختیار ما باشد یا دیگران. و خیلی جالب است که از هلند گرفته تا لهستان و انگلستان و کشورهای دیگر، مجموعه‌های بسیار مهمی راجع به نسخه‌های اسلامی و ایرانی در اختیارشان است و ما نداریم ولی خود ما در داخل کشور در رتبه‌های اول و دوم قرار داریم. مثلاً ایران و ترکیه با کشورهای دیگر اصلاً قابل مقایسه نیستند. واقعاً دانش در این حوزه تولید شده است، اما آن‌چه در کشورهای غربی هست و یکی از درخواست‌های مکرر کشورهای مختلف از ما این است که شما برای ما کارشناس و فهرست‌نویس بفرستید. چون بیشتر آنها نسخ فارسی و عربی هستند. بسیاری مربوط به فرهنگ اسلامی است. اصلاً کشورهای اسلامی مثل ما و ترکیه و بعضاً هند و مصر قابل مقایسه نیستند با کشورهای دیگر به لحاظ این دارایی.

چه شخصیت‌هایی و در چه کتابخانه‌هایی تأثیرگذار بوده‌اند؟

کل دارایی آستان قدس رضوی در طول تمام سنوات تاریخ 50 هزار نسخه‌‌ی خطی است که 14 هزارش را حضرت آقا اهدا کرده‌اند. 17 هزار عنوان قرآن در این مخزن وجود دارد که 80 عنوان آن از طرف رهبر معظم انقلاب اهدا شده است. بعد از آن کتابخانه‌ی ملی با 34 هزار نسخه‌ی خطی، کتابخانه‌ی آیت‌الله‌العظمی مرعشی تقریباً با همین میزان، کتابخانه‌ی مجلس 24 تا 25 هزار جلد دارد. کتابخانه‌ی دانشگاه تهران حدود 17 هزار جلد دارد. مجموعاً در کل کشور حدود 500 هزار جلد نسخ خطی وجود دارد. تخمین بر این است که میزان کل نسخ خطی به یک میلیون جلد برسد. چون این 500 هزار آن چیزی است که در کتابخانه‌ها هست و آن‌چه در منازل است و آن‌چه را که شناخته نشده است شامل نمی‌شود.

این تعداد اصلاً قابل مقایسه نیست با نسخه‌هایی که در کل کشورهای جهان است. اگر ما بتوانیم نسخه‌ی دیجیتال ایران و اسلام را از کشورهای جوامع دیگر جمع‌آوری کنیم، می‌توانیم بگوییم که در آینده به رتبه‌‌ی اول جهان از لحاظ ذخایر علمی و داشته‌های نسخ خطی برسیم.

* اهدای دو قرآن با دست خط رهبر انقلاب

آیا برای احیای میراث مکتوبی که از سوی رهبر انقلاب اهدا شده اقدامی صورت گرفته است؟

مثلاً در دو تا قرآن‌هایی که رهبر معظم انقلاب اهدا کرده‌اند به آستان قدس، دستخط ایشان هست که تأکید کرده‌اند این نسخه از قرآن واجد چه نکاتی است. شاید منظورشان جدیت و فوریت در چاپ این نسخه‌ها بوده است. مثلاً یک قرآن مربوط به دوره‌ی قاجار اهدا کرده بودند که به لحاظ کتابت و خوشنویسی بسیار مهم است و به لحاظ نسخه‌شناسی هم بسیار نفیس است. خود ایشان هم قید فرموده بودند که بسیار نفیس است. این نشان می‌دهد که اهتمام ایشان این نیست که این‌ها فقط یک جایی حفظ و نگهداری شود، بلکه باید منتشر هم بشود.

«مقتدی صدر» اظهار داشت: برادری عراق با کشورهای عربی و اسلامی به معنای پذیرش دخالت نیست زیرا دولت عراق همیشه مستقل بوده است و دخالت در امور و تصمیمات آن جایز نیست.
رهبر جریان صدر  گفت: ایران و عراق 2روح در یک بدن هستند اما این به معنای عدم استقلال در تصمیم گیری نیست چرا که عراق همیشه کشوری مستقل است.
وی در پاسخ به پرسش یکی از طرفداران خود درباره مواضع جریان صدر نسبت به اظهارات اخیر "محمدرضا رحیمی" معاون اول رئیس جمهوری ایران مبنی بر اتحاد میان ایران و عراق گفت: ایران و عراق 2 روح در یک بدن هستند و این وضع در مورد کشورهای عربی و اسلامی نیز صدق می کند.
گفتنی است محمدرضا رحیمی اواخر ماه آوریل در دیدار با "نوری المالکی" نخست وزیر عراق گفته بود اتحاد کامل ایران و عراق می تواند قدرت بزرگی را در عرصه جهانی به وجود بیاورد.

یک منبع امنیتی در "ادلب" سوریه اظهار داشت: «ماجد احمد» به همراه دو تروریست دیگر که برای بستن بزرگراه شمال "سراقب" تلاش می کردند، به هلاکت رسیدند.
همچنین تروریستهای مسلح که سوار بر دو خودرو بودند، به "یحیی المحمود" از شهروندان سوری در منزلش حمله و به سوی وی تیراندازی کردند که سبب زخمی شدنش شد.
کشف یک دستگاه موتورسیکلت بمبگذاری شده
افراد مسلح همچنین دو افسر پلیس به نامهای فایز اللادقاینی و عبدالهادی سلیمان را در روستای ترمله ربودند.
همچنین طرفهای ذیربط، یک دستگاه موتورسیکلت بمبگذاری شده را که در یکی از منازل محله ارض الحاره پنهان سازی شده بود، کشف کردند، این موتورسیکلت آماده بمبگذاری بود.
از سوی دیگر اعضای تیم ناظران بین المللی از هتل کارلتون، رهسپار منطقه معره النعمان شدند و از روستای کفرومه بازدید کردند.
افراد مسلح 32  اتوبوس را به آتش کشیدند
خبر دیگر اینکه افراد مسلح، در ادامه اقدامات خشونت آمیز خود علیه مردم و مراکز عمومی و خدماتی، دهها دستگاه اتوبوس شرکت واحد را به آتش کشیدند.
بر اساس گزارش رسانه های سوریه، اعضای یک گروه مسلح امروز به پارکینگ یکی از شرکتهای حمل و نقل عمومی در منطقه زبدین در دمشق حمله کردند و پس از به گروگان گرفتن نگهبان و دو کارگر موجود در این مکان، اتوبوسهای پارک شده را به آتش کشیدند.
به گفته یک منبع پلیس، تروریستها، 32 دستگاه اتوبوس متعلق به شرکت "حسن خلیل" که برای حمل و نقل عمومی به کار می رفت، آتش زدند.

رجب طیب اردوغان» نخست وزیر ترکیه در بازدید از شهرک کانتینری مستقر در مرز این کشور با سوریه و دیدار با پناهجویان سوری بار دیگر به بیان سخنان تهدیدآمیز علیه دولت دمشق پرداخت.
اردوغان با تاکید بر برادری دو ملت ترکیه و سوریه مدعی شد که بشار اسد مردم کشور خود را کشتار می‌کند و کسانی که به ملت سوریه ظلم می‌کنند، دیر یا زود در مقابل ملت‌ها حساب پس خواهند داد.
نخست وزیر ترکیه همچنین بدون اشاره به حضور گروه‌های مسلح سوری در خاک ترکیه و کشتار مردم سوریه و نیروهای امنیتی این کشور توسط این عده، اظهار داشت که دولت ترکیه برای حل بحران سوریه تلاش زیادی به خرج می‌دهد.

در تعرضی فجیع، یک مستبصر پاکستانی ربوده و بشدت شکنجه شد و جنایتکاران وهابی بدن وی را میخکوبی کردند!
«مولانا ذوالفقار» روحانی اهل سنت که چند ماه قبل به مذهب تشیع مشرف شده بود ۸ روز پیش از "اتوبان راولپندی" ربوده شده بود، نیمه های شب گذشته در کنار رود "ندی پور" واقع در "گجرانواله" پیدا شد؛ در حالی که بر تمام نقاط بدن وی میخ کوفته شده بود.
پپکر شکنجه شده این روحانی به بیمارستان منقل شد و وی پس از به هوش آمدن فاش کرد که به وسیله تروریست‏های تکفیری ربوده و به دست آنان ـ به سرپرستی یک مولانا وهابی ـ شکنجه شده است.
مولوی وهابی هم اکنون دستگیر شده و تحت بازجویی قرار دارد.
حمله به 4 شیعه پاراچناری
همچنین بعدازظهر دیروز 17 اردیبهشت ماه به وسیله نقلیه ای که از شهر شیعه‏نشین "پاراچنار" به "پیشاور" می‏رفت در نزدیکی منطقه "صده" در محله "سخی احمد شاه" مورد حمله واقع شد که طی آن ۴ تن زخمی شده و به بیمارستان منتقل شدند. در این تهاجم 3 زن و تعدادی کودک نیز مورد حمله قرار گرفتند.
شیعیان پاکستان معتقدند، دولت پاکستان در تقویت و گسترش امنیت جاده‎ها و مناطق شیعیه نشین ناتوان است و تا کنون اقداماتی بازدارنده برای مقابله با گروههای تروریستی انجام نداده است.
شهادت یک شیعه در کویته
ساعتی بعد در "مستونگ" کویته، مغازه مکانیکی یک شیعه واقع بر خیابان "سبی" مورد حمله قرار گرفت و «آقای محمد علی مالک» صاحب این محل به شهادت رسید.
شایان ذکر است که با گذشت تنها 7 روز از ماه جدید میلادی، 10 شهروند شیعه در پاکستان به شهادت رسیده و بیش از ۵ نفر نیز از حملات تروریستی جان به در برده ولی زخمی شده‏اند.

در ادامه تظاهرات اعتراض آمیز شیعیان و فعالان حقوق بشر در محکومیت نسل کشی شیعیان در مناطق مختلف پاکستان، شمار زیادی از شیعیان مقیم آمریکا و جمعی از فعالان حقوق بشر با برپایی تظاهرات در مقابل سازمان ملل در نیویورک، اقدامات گروههای تروریستی "جنگهوی" و دیگر گروهها را محکوم کردند.
براساس این گزارش، تظاهرکنندگان با در دست داشتن پلاکاردهایی، از سازمان ملل خواستند، بی توجهی به کشتار بی رحمانه شیعیان را پایان دهد و با فشار بر دولت پاکستان نسل کشی شیعیان را متوقف کند.
گفتنی است، پاکستان در ده سال گذشته شاهد کشتار وسیع شیعیان و قتل عام آنان در مناطقی نظیر "چلاس"، "کویته"، "کراچی" و "پاراچنار" توسط سپاه صحابه، لشگر جنگهوی و عناصر وابسته به طالبان و القاعده بوده است.
هزاران نفر از شیعیان منطقه "کویته" پاکستان نیز به دلیل افزایش ناامنی ناشی از اقدامات تروریستی لشگر "جنگهوی" از این منطقه مهاجرت کردند.
همچنین در ده سال گذشته دست کم 700 شیعه بر اثر اقدامات تروریستی به شهید و هزاران نفر مجروح شدند.

وزارت حقوق بشر عراق اعلام کرد: با آغاز عملیات ساخت شهرک ورزشی در بصره یک گورستان دسته جمعی متعلق به افرادی که در پی انتفاضه شعبانیه در سال1991 به دست ایادی رژیم بعث به قتل رسیده اند؛ پیدا شد.
"مهدی التمیمی" از مسئولان این وزارتخانه گفت: در استان بصره(۵۹۰ کیلومتری جنوب بغداد) تاکنون ۱۹ گور دسته جمعی یافت شده که حاوی پیکر صدها تن از نظامیان و شهروندانی است که قبل از سال ۲۰۰۳ به دلایل سیاسی کشته شدند
وی افزود: تاکنون 15 جنازه از این گور خارج شده اند.
گفته می شود در مجموع سراسر عراق صدها قبرستان دسته جمعی یافت شده كه بیشتر آنها در شهرهای جنوبی از جمله بصره، كربلا، نجف، حله و ... قرار دارد و بیش از 85 % دفن شدگان در این قبرهای دسته جمعی شیعیانی هستند كه در "انتفاضه شعبانیه" كه در سال 1991 علیه رژیم بعث رخ داد، حضور داشتند.

مشرق: بر اساس اخبار منتشرشده از سوی رسانه های ترکیه، سرانجام کشف نسخه کهن انجیل برنابا که مؤید بسیاری از باورهای اسلامی است و وجود آن همواره از سوی کلیسا رد می شد؛ تأیید شده است.

بر اساس همین گزارش ها، این نسخه از انجیل برنابا در یک عملیات پلیسی، از یک باند قاچاق آثار باستانی در ترکیه کشف شده و از چند سال گذشته در اختیار دولت ترکیه قرار داشته است.

این نسخه هزار و 500 ساله از انجیل برنابا احتمالاً مربوط به قرن پنجم یا ششم میلادی است و در قبرس – مدفن برنابای مقدس- کشف شده است. انتشار خبر کشف این نسخه از انجیل برنابا موجی از نگرانی را در کلیساهای مسیحی و به ویژه محافل صهیونیستی به وجود آورده است چرا که این نسخه از انجیل برنابا همه شک و تردیدها در باره اصلی بودن این انجیل را برطرف کرده که این موضوع، به معنای در دست بودن یک سند مهم در تأیید عقاید مسلمانان درباره تعالیم مسیحیت اصیل است.

البته بر اساس گزارش هایی که مشرق دریافت کرده است این نسخه در حال حاضر در اختیار ارتش ترکیه است که همین امر با توجه به سیطره لابی های صهیونیستی بر ارتش و نظامیان این کشور، نگرانی ها را درباره سرنوشت این سند مهم تاریخی افزایش داده است.

از سوی دیگر اگر چه کشف این سند مهم تاریخی از طرف رسانه ها و منابع نزدیک دولت ترکیه اعلام شده و دیگر امکان کتمان آن موجود نیست اما برخی از گزارش های دیگر حاکی از این است که برخی مذاکرات برای معامله سیاسی این سند مهم توسط دولت ترکیه با طرف های غربی در جریان بوده و این امکان وجود دارد که در قبال برخی امتیازات سیاسی این سند در اختیار دولت های غربی و حتی رژیم صهیونیستی قرار گیرد.

برخی منابع که خواستند نامشان فاش نشود اعلام کرده اند که دو سناریوی اصلی درباره این نسخه از انجیل برنابا ممکن است اجرا شود؛ سناریوی اول که کمتر محتمل به نظر می آید تکذیب اخبار اولیه از کشف این سند مهم تاریخی است که با توجه به انتشار گسترده این خبرها در رسانه ها عاقلانه به نظر نمی رسد و سناریوی دوم که بیشترین احتمال وقوع را دارد اجرای یک عملیات اطلاعاتی و امنیتی با مشارکت موساد و سازمان اطلاعات ترکیه "میت" است که بر اساس آن این نسخه از انجیل برنابا توسط نیروهای امنیتی از محل نگهداری آن دزدیده شده و مخفی خواهد شد.

کارشناسان، نسخه شناسان و صاحبنظران بر این عقیده هستند که با توجه به اهمیت ویژه این سند برای مسلمانان نخبگان و فعالان جهان اسلام باید به صورت جدی پیگیر وضعیت این سند بوده و دولت ترکیه را برای حفظ و نگهداری این سند و عدم معامله بر سر آن تحت فشار بگذارند.

بر اساس برخی گزارش ها اهمیت این اثر تا به حدی است که برخی مسؤولان سیاسی این سند را برگ سبز دولت ترکیه برای ورود به باشگاه اروپایی می دانند و همین مسأله نگرانی ها را از معامله سیاسی بر سر این سند افزایش داده است.

«خداوند خود را از نظر پنهان داشت و فرشته میکائیل آنها را از بهشت بیرون راند. هنگامی که آدم برمی‌گشت، متوجه شد بالای دروازه بهشت نوشته شده است: لااله الا الله، محمدٌ رسولُ الله». انجیل برنابا فصل چهل و یکم

در قرن شانزدهم میلادی در ایتالیا انجیلی کشف شد که "برنابا"ی مقدس منسوب بود؛ انجیل برنابا از آن دسته اناجیلی است که در جریان انجیل سوزی کلیساهای مسیحی از مجموعه انجیل های معتبر حذف و داشتن و استفاده ی از آن ممنوع شده بود. آخرین گزارش ها از وجود آن هم، مربوط به نسخه ای می شد که در سال 383 میلادی در کتابخانه شخصی پاپ دیده شده بود.

اما برنابا که بود؛ نقل های تاریخی در کتاب های مقدس درباره او چنین می گوید که وی"ژوزف بن لووی بن ابراهیم" است. وی مزرعه اش را فروخت و آن را خرج شاگردان مسیح کرد. پرهیزکار و درستکار بود. هنگامی که پولس ادعا کرد، مسیح را دیده و به اورشلیم بازگشت تا به شاگردان نزدیک شود، برنابا مسئولیت معرفی او را به شاگردان بر عهده گرفت. برنابا برای تبلیغ، مردی نیکوکار و صالح بود. بنابراین، جمع قابل توجهی به خدا ایمان آوردند. سپس به همراه پولس، یک سال کامل به طرسوس رفت.(اعمال 15/29)

برنابا سرانجام بر اساس نقل های تاریخی در سال 61 م در قبرس سنگسار شده و در همان جا به خاک سپرده می شود.

نکاتی که در این نسخه از انجیل موجود است آن را از دیگر نسخه های کتاب مقدس ممتاز کرده و البته شاید همین امتیازات بوده است که سبب مهجور ماندن و البته نابود شدن نسخه های آن توسط نظام کلیسایی در سده های گذشته شده است. این نکات که غیر از تضادش با عقاید مسیحیت پولوسی شباهت های فراوانی به عقاید اسلامی دارد در مهم ترین بخش های آن به موارد ذیل مربوط می شود:
1- مسیح (ع) پسر خدا نیست
2- مسیح (ع) مصلوب نشده است
3- ملغا نشدن شریعت به شکل پولسی
4- پیشگویی ظهور پیامبر اسلام (ص)

که به این موارد باید پیشگویی هایی که این کتاب درباره آخر الزمان و ظهور حضرت حجت(عج) دارد اضافه کرد. در نقلی که از مرحوم آیت الله بهجت در مقدمه ترجمه انجیل برنابا آمده به این شباهت ها با عقاید اسلامی اشاره شده است ایشان در باره این نسخه از انجیل گفته اند:" انجیل برنابا با اناجیل اربعه مخالف است. جهات عجیبه و شواهد صدقی در آن است که خدا می داند چقدر به اسلام نزدیک است از جمله تحریم لحم خنزیر...بله دو سه جایی یادم می آید که این (کتاب) با اسلام مخالفت دارد. فقط چیزی که هست این است که این دو سه جا هم داخل در انجیل برنابا شده است...اما مخالفتهای صریحی با دیگر اناجیل دارد که سبب شده بگویند این انجیل مجعول است با آنکه هر کسی که این انجیل را ببیند یقین پیدا می‌کند که (قسمت)زیادش همان بیانات خود حضرت عیسی ع است...اگرچه الفاظ آن شبیه قرآن نیست، نه در معانی و نه در الفاظ اما خیلی شبیه به روایات عالی ما است...من انجیل برنابا را به زبان گرجی دیده ام که روی پارچه بوده و جلدش هم چرم نبود بلکه تخته (= چوب) بود. آقای مرعشی نجفی آن را به آقا طباطبایی داد و گفت این چند سال قدمت دارد؟ آقا طباطبایی گفت: حدس می زنم پانصد سال! که الآن هم پنجاه سال از آن تاریخ می گذرد. آقا مرعشی گفت: این را نگه داشته ایم تا اگر کسی را یافتیم که به زبان گرجی وارد بود آن را به فارسی یا عربی ترجمه کند. که هر چه قدیمی تر باشد به صحت و درستی نزدیکتر است..."

علاوه بر این آن در باب 43، آیات 25 و 31 نسخه برنابا آمده است: «وقت یسوع (عیسی) فرمود: وقتی که رسول‌الله بیاید پس از نسل که خواهد بود؟ شاگردان جواب دادند: از داوود... تصدیق کنید مرا؛ زیرا به شما راستی می‌گویم به درستی که عهد بسته شده است با اسماعیل، نه با اسحاق.»

در طول سالیان متمادی پس از کشف نسخه ایتالیایی انجیل برنابا، کلیساهای مسیحی با این استدلال که این انجیل قدمت چندانی ندارد آن را به جعلی بودن متهم می کردند. کشف نسخه جدید انجیل برنابا که به قرن پنجم یا ششم میلادی مربوط می شود همه این محاسبات را به هم خواهد ریخت و خود می تواند به یک موج بزرگ مذهبی در جهان تبدیل شود چرا که قبول این انجیل به عنوان یک روایت موثق تمام ادعاهای مسیحیت پولوسی را که طی سالیان دراز بر جهان مسیحیت حاکم بوده در محل تردید خواهد نشاند.

از این تأثیر مهم تر، مربوط به اشاراتی می شود که این انجیل به ظهور پیامبر خاتم(ص) دارد و خود به نوعی تأیید دین اسلام محسوب می شود و این خود در شرایط موجود می تواند بسیاری از معادلات قدرت در جهان را به هم ریخته و جهان مسیحیت را به یک باره دچار تشنج و تحول سازد. همین تأثیرات است که کشف انجیل برنابا در ترکیه را آن هم با این قدمت از درجه اهمیت بالایی از تأثیرگذاری بر تحولات سیاسی و اعتقادی خواهد رساند و البته لابی های صهیونیستی و قدرت های جهان از این تأثیرات آگاه هستند.

مشرق: مفتی عربستان سعودی در جدیدترین ادعاهای مضحک خود جنبش‌هاي ملي معاصر را که به سرنگونی چهار ديکتاتور عرب منجر شد به علت گناهان بندگان خدا دانست.

شیخ "عبدالعزیز آل‌الشیخ" مفتی اعظم عربستان سعوی در جدیدترین اظهارنظرهای مضحک خود مدعی شده که بی‌ثباتی در خاورمیانه و سقوط چهار تن از رؤسای جمهور کشورهای مختلف به علت وجود مسلمانان گناهکار است.

روزنامه الوطن جاپ عربستان سعودی به نقل از مفتی وهابی‌ها نوشت: فتنه‌ها و ناآرامی‌ها و ناامنی‌هایی که در کشورهای اسلامی روی می‌دهد به علت گناهان بندگان است.

این مفتی سعودی که سرنگونی چهار نفر از دیکتاتورهای جهان را "فتنه" و "ناآرامی" خوانده است، به علت اصلی سرنگونی آنها که همان ظلم و ستم و وابستگی به قدرت‌هاي بيگانه غربي و صهيونيستي و خشم عمومی مردم است، اشاره‌ای نکرده و در عوض مدعی شده که این گناهان مردم است که باعث شده این اتفاقات روی دهد!

اظهارات این مفتی وهابی در شرایطی صورت می‌گیرد که مردم شرق عربستان وهمچنین دانشجویان دانشگاه‌های مختلف در این کشور به علت ظلم و ستم و تشديد دیکتاتوری آل‌سعود و سرسپردگی مقامات حاکم بر این کشور به آمریکا و غرب اعتراضات دامنه‌داری را ادامه می دهند.

علمای وهابی سعودی که جیره خوار رژيم این کشور هستند، بارها با تحریم تظاهرات و مخالفات‌های مدنی ضد دولتی، خواستار توقف این حرکت‌ها شده‌اند، اما مردم با بی‌اعتنایی به این فتواها حرکت انقلاب‌گونه خود را ادامه می‌دهند.

اين انفجار که اواخر روز شنبه (۱۷ ارديبهشت، ۶ مي ) روی داد، جديدترين مورد از حملات انفجاري است که دمشق و حلب، دومين شهر بزرگ سوريه را به لرزه در آورده است.
به گزارش «شیعه نیوز» ، يک خودروي بمب گذاري شده نيز اوايل همان روز در حلب منفجر شد که در اثر آن شش تن کشته شدند ؛ همچنين دو بمب گذاري نيز منجر به تخريب شديد چندين وسيله نقليه و ساختمان در دمشق شد.
رسانه‌های سوریه تروريست‌هاي تحت حمايت کشورهاي خارجي را عامل اين حملات معرفي کردند.
از سوي ديگر، ناظران سازمان ملل به نظارت بر آتش بس که بيش از سه هفته است در سوريه اعمال شده، ادامه مي‌دهند.
اين آتش بس بخشي از طرح صلح ارائه شده از سوي کوفي عنان، نماينده سازمان ملل و اتحاديه عرب در ماه مارس است.
گروه اول ناظران سازمان ملل ۱۵ آوريل، همسو با قطعنامه ۲۰۴۲ شوراي امنيت اين سازمان که ۱۴ آوريل به تصويب رسيد، وارد دمشق شدند.
شوراي امنيت ۲۱ آوريل قطعنامه ۲۰۴۳ را تصويب کرد که بر اساس آن هيئتي متشکل از ۳۰۰ ناظر اجازه ورود به سوريه پيدا کردند.


منبع : پرس تی وی

کتابخانه مکه مکرمه(زادگاه پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله) یکی ازقدیمی ترین کتابخانه ها به شمار می رود به طوری که عمر آن به بیش از 60 سال می رسد، روزنامه عکاظ اعلام کرد از ساختمان تنگ و کوچک آن که گرد و غبارنشسته بر جای جای آن گویی آن را به انبار تبدیل کرده نه کتابخانه، بازدید کرده است.

مشاور فقهی "دادگاه شریعت" پاکستان برای سر "تری جونز" کشیش هتاک آمریکایی، 4.5 میلیون روپیه جایزه تعیین کرد.
خبرگزاری فارس: 4.5 میلیون روپیه جایزه برای سر کشیش هتاک آمریکایی تعیین شد

به گزارش فارس در پیشاور، "مولانا یوسف قریشی" واعظ و عضو دادگاه شریعت پاکستان برای سر تری جونز کشیش آمریکایی که تاکنون چندین بار کتاب آسمانی مسلمانان را مورد هتک حرمت قرار داده است مبلغ 4.5 میلیون روپیه جایزه تعیین کرد.

وی این مطلب را در جمع صدها تن از تظاهرات‌کنندگان پاکستانی که در اعتراض به اقدام شنیع این کشیش آمریکایی در سوزاندن قرآن مقابل مسجد تاریخی پیشاور تجمع کرده بودند بیان کرد.

قریشی همچنین از سکوت احزاب سیاسی پاکستان در مقابل این اقدام کشیش آمریکایی انتقاد کرد.

وی در جمع معترضان گفت: مسلمانان به کتب مقدس همه ادیان احترام می‌گذارند اما تری جونز با این عمل نشان داد که یک شیطان است.

قریشی تأکید کرد: این کشیش آمریکایی با این حرکت شنیع احساسات مسلمانان را جریحه‌دار کرد که این مسئله هرگز قابل بخشش نیست.

 

به گزارش فارس، پلیس نینوا در ناحیه "ربیعة" در شمال غرب موصل، 3 تروریست را دستگیر کرد.

شبکه خبری العالم به نقل از یک منبع آگاه امنیتی گفت که نیروهای پلیس این تروریست‌ها را بر اساس اطلاعاتی که درباره محل اختفایشان در شمال غرب موصل داشت، دستگیر کرده است.

بر اساس این گزارش، در میان تروریست‌های دستگیر شده، یک سعودی نیز وجود دارد که بطور غیررسمی و بدون مجوز با یک کارت هویت جعلی وارد استان نینوا شده است. علاوه بر این وی دارای چندین سلاح سبک، سلاح های مجهز به صداخفه‌کن، دو کمربند انفجاری و چندین خمپاره "هاون" نیز بوده است که همگی به مقر پلیس در نینوا منتقل شد.

در حالي كه روند بمب‌گذاري‌ها و انفجارها در شهرهاي مختلف سوريه و نقض آتش‌بس توسط گروه‌هاي تروريستي همچنان ادامه دارد،‌ سرگئي لاوروف بر ضرورت عدم قاچاق سلاح به سوريه تاكيد كرد.
به گزارش ايسنا، به نقل از خبرگزاري رسمي سوريه (سانا)، سه خودروي بمب‌گذاري شده در منطقه دف الشوك واقع در جنوب دمشق منفجر شدند كه در پي اين انفجارها چندين تن زخمي شدند.
نيروهاي امنيتي فورا خود را به محل انفجارها رسانده و تعدادي از افراد مظنون را بازداشت كردند.
روز شنبه نيز انفجارهايي در مركز دمشق و شهر حلب به وقوع پيوست كه به دنبال آن چندين تن كشته و زخمي شدند.
در پايتخت سوريه انفجاري در نزديكي بازار الخجا در نزديكي يك مقر نظامي صورت گرفت و انفجار ديگري در نزديكي ساختمان دادگستري به وقوع پيوست.
اين در حالي است كه ناظران بين‌المللي با حضور در شهرهاي مختلف سوريه روند آتش‌بس را كنترل مي‌كنند.
از سوي ديگر، سرگئي لاوروف،‌ وزير خارجه روسيه عنوان داشت: مسكو با تمام توان خود از ماموريت ناظران بين‌المللي در سوريه حمايت مي‌كند.
وي در ادامه افزود: نبايد اجازه دهيم سلاح به سوريه قاچاق شود چرا كه اين مساله به بي‌ثباتي سوريه و تمام منطقه مي‌انجامد.
لاوروف در تماس تلفني خود با كوفي عنان، فرستاده مشترك سازمان ملل و اتحاديه عرب به سوريه بر ضرورت اجراي طرح كوفي عنان از سوي تمام طرف‌هاي سوري تاكيد كرده و عنوان داشت كه مسكو تمام تلاش خود را در اين زمينه به كار مي‌گيرد.
از سوي ديگر، فعالان سوري از تشكيل "پارلمان موقت مخالفان سوري" درون خاك اين كشور خبر دادند.
اين پارلمان متشكل از 120 عضو بوده كه تمام آن‌ها در سوريه حضور دارند.
اين پارلمان به رياست نايف ايوب شعبان تشكيل شده و هدف از آن "ايجاد كشوري جديد و مدني" اعلام شده است.

در حالي كه روند بمب‌گذاري‌ها و انفجارها در شهرهاي مختلف سوريه و نقض آتش‌بس توسط گروه‌هاي تروريستي همچنان ادامه دارد،‌ سرگئي لاوروف بر ضرورت عدم قاچاق سلاح به سوريه تاكيد كرد.
به گزارش ايسنا، به نقل از خبرگزاري رسمي سوريه (سانا)، سه خودروي بمب‌گذاري شده در منطقه دف الشوك واقع در جنوب دمشق منفجر شدند كه در پي اين انفجارها چندين تن زخمي شدند.
نيروهاي امنيتي فورا خود را به محل انفجارها رسانده و تعدادي از افراد مظنون را بازداشت كردند.
روز شنبه نيز انفجارهايي در مركز دمشق و شهر حلب به وقوع پيوست كه به دنبال آن چندين تن كشته و زخمي شدند.
در پايتخت سوريه انفجاري در نزديكي بازار الخجا در نزديكي يك مقر نظامي صورت گرفت و انفجار ديگري در نزديكي ساختمان دادگستري به وقوع پيوست.
اين در حالي است كه ناظران بين‌المللي با حضور در شهرهاي مختلف سوريه روند آتش‌بس را كنترل مي‌كنند.
از سوي ديگر، سرگئي لاوروف،‌ وزير خارجه روسيه عنوان داشت: مسكو با تمام توان خود از ماموريت ناظران بين‌المللي در سوريه حمايت مي‌كند.
وي در ادامه افزود: نبايد اجازه دهيم سلاح به سوريه قاچاق شود چرا كه اين مساله به بي‌ثباتي سوريه و تمام منطقه مي‌انجامد.
لاوروف در تماس تلفني خود با كوفي عنان، فرستاده مشترك سازمان ملل و اتحاديه عرب به سوريه بر ضرورت اجراي طرح كوفي عنان از سوي تمام طرف‌هاي سوري تاكيد كرده و عنوان داشت كه مسكو تمام تلاش خود را در اين زمينه به كار مي‌گيرد.
از سوي ديگر، فعالان سوري از تشكيل "پارلمان موقت مخالفان سوري" درون خاك اين كشور خبر دادند.
اين پارلمان متشكل از 120 عضو بوده كه تمام آن‌ها در سوريه حضور دارند.
اين پارلمان به رياست نايف ايوب شعبان تشكيل شده و هدف از آن "ايجاد كشوري جديد و مدني" اعلام شده است.

به گفته یک استاد تجوید کشورمان، تلاوت قرآن در عصر پیامبر مجود بوده است.
به گزارش فارس، «سیدمحسن موسوی‌بلده» صاحب کتاب حلیةالقرآن در رابطه با ریشه تاریخی علم تجوید گفت: وقتی این علم از جایگاه حروف و شیوه تولید آنها یعنی مخارج و صفات حروف صحبت می‌کند آن را آنچنان بیان می‌کند که در صدر اسلام بوده است.

وی در این باره با بیان اینکه اکنون صدای پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) موجود نیست تا شیوه صحیح قرائت آنها بشنویم، گفت: تجوید به ما کمک می‌کند که به ویژگی‌های خواندن آنها دست پیدا کنیم.

موسوی تجوید را معرف و تامین کننده فصاحت قرآن دانست و با اشاره به اینکه اولین منابع تجوید 300 سال پس از صدر اسلام تدوین شد، افزود: این اصول سینه به سینه از قاریان صدر اسلام به قاریان آن دوره منتقل و مدون شده است که نشان دهنده بکارگیری تجوید از ابتدای قرائت قرآن است.

این استاد تجوید و قرائت قرآن کریم با اشاره به کتاب خاقانی متوفی سال 325 (هـ.ق) به عنوان اولین منبع مدون علم تجوید افزود: منبع این نویسنده بر مبنای قواعد ادبیات عربی است که در قرن دوم توسط سیبویه نگاشته شده و حاوی صفات و ویژگی‌های حروف است.

موسوی، منبع سیبویه و خلیل‌احمد در قرون یکم و دوم را کیفیت قرائت قاریان آن زمان دانست و گفت: با توجه به قرابت زمانی حضور این قاریان با عصر پیامبر (ص) آنچنان که قرآن سینه به سینه توسط افراد حفظ می‌شد، شیوه صحیح خوانی آن نیز به همین روش منتقل و مدون شد.

جوید، الحان موسیقی را به کنترل خود در‌می‌آورد

موسوی، همچنین با اشاره به اینکه الحان و قواعد تجویدی نه تنها با یکدیگر مغایرت ندارند و مکمل یکدیگرند، افزود: طالبان لحن خوب باید دارای تجوید خوب نیز باشند.

وی با اشاره به اینکه در هر نوع خواندن الحانی به کار گرفته می‌شود، خاطر نشان کرد: به کارگیری تجوید در قرائت قرآن با جلوگیری از افسار گسیختگی موسیقی، الحان را به کنترل خود درمی‌آورد.

مجری شبکه مسیحی نجات، با مقایسه قرآن و کتاب مقدس، به بیان اشکالات قرآن پرداخت.

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، کشیش "رضا صفا" مجری شبکه مسیحی فارسی زبان نجات، با اظهاراتی مضحک به بیان اشکالات قرآن مجید پرداخت.
وی که مدعی وجود اشکال در قرآن کریم بود به عنوان شاهد مثال برای مدعای خود گفت: «به عنوان مثال در قرآن بیان شده که انسان از خون آفریده شده در حالی که در کتاب مقدس بیان شده که انسان از خاک آفریده شده است!»
وی افزود: «یا کتاب مقدس دروغ می گوید و یا قرآن و خیلی از کارشناسان می گویند که قرآن دروغ می گوید!»
وی که مدعی است زمانی مسلمان بوده و به منابع اسلامی نیز تسلط دارد در حالی این سخنان را به زبان آورد که قرآن مجید تصریح نموده که آدم از خاک آفریده شده است.
به عنوان نمونه در سوره آل عمران آیه 59 می فرماید: «ان مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون.»

سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا تاكيد كرد كه اهانت كشيش آمريكايي به قرآن، منعكس‌كننده ارزش‌هاي دولت و ملت آمريكا نيست.
به گزارش ايسنا، ويكتوريا نولاند، در پاسخ به سوالي درباره‌ اقدام اهانت‌بار يك كشيش آمريكايي به قرآن و تصوير حضرت محمد (ص) گفت كه اهانت به هرگونه كتاب مقدسي «رقت‌انگيز» و «غيرمحترمانه» است. نولاند در اين‌باره كه آيا دولت آمريكا براي اين كار آن‌طور كه دولت ايران خواستار شده عذرخواهي خواهد كرد؟ گفت: اين اقدام يك فرد است و به هيچ وجه منعكس‌كننده ارزش‌هاي مردم يا دولت آمريكا نيست.
سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا همچنين تاكيد كرد كه آمريكا و ديگر اعضاي 1+5 مي‌خواهند در نشست بغداد شاهد پيشنهادات ملموس ايران باشند.

دومین جلسه از سلسله نشست‌های علمی، پژوهشی حوزه علمیه مروی با موضوع «ضرورت مباحث مهدویت» با سخنرانی حجت‌الاسلام جعفری برگزار می‌شود.

 

خبرگزاری فارس: نشست «ضرورت مباحث مهدویت» در حوزه علمیه مروی برگزار می‌شود

به گزارش خبرگزاری فارس، دومین جلسه از سلسله نشست‌های علمی، پژوهشی حوزه علمیه مروی با موضوع «ضرورت مباحث مهدویت» برگزار می‌شود.

نشست «ضرورت مباحث مهدویت» با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین محمد صابر جعفری، قائم مقام بنیاد فرهنگی حضرت مهدی(عج)  فردا (سه شنبه 12 اردیبهشت) ماه جاری برگزار می‌شود.

محل برگزاری دومین جلسه از سلسله نشست های علمی، پژوهشی حوزه علمیه مروی به آدرس تهران، میدان امام خمینی(ره)، خیابان ناصر خسرو، کوچه مروی، حوزه علمیه مروی است.

به گزارش شفقنا،  دكتر علی اكبر ولایتی دبیر كل مجمع جهانی بیداری اسلامی در حاشیه همایش ملی «هنر و تمدن شیعی» با بیان اینكه فرهنگ و تمدن عمیق شیعی از مهمترین اركان فرهنگ و تمدن اسلامی است، افزود: عمق بینش شیعه و معرفت آن و برداشتی كه از اسلام و پیامبر اكرم و سقلین كه همان قرآن كریم و اهل بیت (ع) است باعث شده كه بزرگان شیعه در هر حوزه ای از فرهنگ و تمدن كه وارد شدند كار را به كمال رساندند.

ولایتی ادامه داد: عرفان شیعی و آشنایی و اعتقاد عمیق شیعیان نسبت به اهل بیت پیامبر اكرم (ص) و حكمت ایشان، به خصوص امیر المومنین علی (ع) كه نهج البلاغه او دریایی از حكمت است و همچنین حضرت زهرا (س) و امام حسین (ع) باعث شده كه هنر و فرهنگ شیعی به اوج و تعالی برسد.

وی حادثه كربلا را عمق تاریخ اسلام خواند و گفت: در حقیقت اساس اسلام در كربلا دوباره سازی شد و فلسفه شهادت در تشیع فلسفه عمیقی است كه مشابه آن را با چنین عرفان و بینشی در هیچ كجای دنیا نمی توان مشاهده كرد.

تاثیر آموزه های شیعی بر هنر
ولایتی با بیان اینكه عرفان و فتوت سر شاخه هایی روئیده بر تنه اصلی تشیع هستند، افزود: عرفان اسلامی و شیعی تاثیرات زیادی بر هنر در عالم اسلام داشته است كه این تاثیر را می توان در حوزه خط، نقاشی، معماری و شعر مشاهده كرد.

او با بیان اینكه عرفای بزرگ هنگامی كه به مقام اهل بیت (ع) می رسند در برابر بزرگی آن ها زانو می زنند، افزود: سر سلسله عرفان نظری محی الدین ابن عربی است و ببینید در كتاب بزرگ خود «فتوحات مكیه» چه برداشتی از نقش اهل بیت (ع) در اسلام دارد و چگونه از محبت اهل بیت و تبعیت از ایشان و همچنین در رابطه با حضرت حجت (عج) سخن می گوید؛ خود این نكته جالب توجه است كه بخش مهمی از مطالبی كه ابن عربی در این كتاب آورده مربوط به حضرت حجت (عج) است.

ولایتی گفت: هیچ شاعر ایرانی یا غیر ایرانی را پیدا نمی كنید كه در درجات بالایی از معرفت و بزرگی باشد و از دریای بیكران معارف اهل بیت (ع) بهره نبرده باشد،
وی ادامه داد: شعرای بزرگی چون حافظ، سعدی، مولانا، فردوسی و نظامی هر كدام به امیر المومنین (ع) یا ائمه اطهار (ع) كه می رسند سر تعظیم فرود می آورندو جوری سخن می گویند كه حتی اگر بعضی از آن ها شیعه هم نباشند ارادتشان به اهل بیت (ع) كمتر از شیعیان نیست. و اگر می بینیم شعر این بزرگان ماندنی شده به خاطر بهره وری آن ها از معارف اهل بیت (ع) است.

دبیر كل مجمع جهانی بیداری اسلامی با بیان اینكه اوج هنر خطاطی، نقاشی و معماری در زمان حاكمیت شیعه در ایران بوده است، افزود: نه تنها مهم ترین مجموعه معماری ایران، بلكه جهان اسلام میدان نقش جهان اصفهان است كه در  نقطه به نقطه اجزاء این میدان آثار معرفت شیعی پیدا است.
وی در پایان درباره چگونگی كاربرد آموزه های شیعه در هنر امروز گفت: گام اول، آشنایی با تاریخ و عمق معرفت شیعه است و این به انسان هنرمند كمك می كند تا بتواند از این معارف در هنر مدرن هم استفاده كند.

ائمه معصومین، علیهم السلام از این هدیه ها بی نیازند، همانگونه که دریا از آنچه ابرها بر آن می بارند بی نیاز است . ولی ما بی نیاز نیستیم از اینکه به ایشان هدیه ای تقدیم نماییم .

یکی  از آداب و وظایف مؤمنان منتظر در عصر غیبت، هدیه کردن ثواب نماز یا قرائت قرآن به امام زمان علیه السلام، است . همانطور که هر یک از ما برای نشان دادن علاقه و محبت خود به دیگران، کلمات محبت آمیز بر زبان می آوریم، به دیدارشان می رویم یا به آنان هدیه می دهیم تا از دوستی و محبت متقابل آنها برخوردار شویم، با بر زبان آوردن آیات زیبای قرآن یا عبارات و آیات نماز، عشق و علاقه قلبی خویش را به مولایمان حضرت صاحب الزمان (ع) هدیه می کنیم تا از محبت و دوستی آن امام بزرگوار بیشتر بهره مند گردیم .
چنانکه نقل است در زمان امام حسن مجتبی (ع) دخترک خدمتکاری با دسته گلی خوشبو نزد امام آمد و شاخه گلی را به آن حضرت هدیه نمود . امام در مقابل این کار پاداش بزرگی به وی بخشید . سپس در مقابل نگاه متعجب اطرافیان خود فرمود: خداوند به ما دستور داده و فرموده است:هر گاه کسی شما را ستایش کند شما باید در مقابل به ستایشی بهتر از آن یا مانند آن پاسخ دهید . (1)در واقع ائمه معصومین، علیهم السلام ما از این هدیه ها بی نیازند، همانگونه که دریا از آنچه ابرها بر آن می بارند بی نیاز است . ولی ما بی نیاز نیستیم از اینکه به ایشان هدیه ای تقدیم نماییم .
البته در اینکه نماز مخصوصی به عنوان هدیه به حضرت مهدی یا به یکی از ائمه اطهار، علیهم السلام، به جای آوریم یا سوره ای را به عشق آنان ختم کنیم، هیچ حد و وقت و شماره ای نیست و هر کس به مقدار محبت و توانایی اش به محبوبش هدیه تقدیم می کند و بر حسب طاقتش او را خدمت می نماید . بدون شک نماز و قرآنی که با این نیت آغاز می شود علاوه بر ثواب و پاداشی که برای صاحب آن به همراه دارد، پیوند و ارتباط انسان مومن را با امام غائبش محکم تر می کند که به وسیله آن می تواند به محبوب خویش نزدیک تر شود .
چنانکه امام موسی کاظم (ع) در فضیلت آنان که ثواب قرائت و ختم قرآن رابه پیامبر و ائمه اطهار، علیهم السلام، هدیه می کنند، فرموده اند:پاداش آنان این است که در روز قیامت با ما اهل بیت خواهند بود .همچنین یکی از معصومین، علیهم السلام، روایت است که فرموده اند:هر کس ثواب نماز خود (چه واجب و چه مستجب) را برای رسول خدا و امیر المؤمنین و امامان بعد از آن حضرت، علیهم السلام، قرار دهد خداوند ثواب نمازش را آنقدر افزایش می دهد که از شمارش آن نفس قطع می گردد و پیش از آنکه روحش از بدنش برآید به او گفته می شود: هدیه تو به ما رسید پس امروز، روز پاداش و تلافی کردن (نیکیهای) توست . دلت خوش و چشمت روشن باد به آنچه خداوند برایت مهیا فرموده و گوارایت باد آنچه که به آن رسیده ای .
پی نوشت:
1 - سوره نساء ، آیه 86
منبع :‌موعود جوان شماره 19

به گزارش مشرق به نقل از افکار، حیات فکری و معنوی جامعه در گروِ پویایی و بالندگی فرهنگ آن است و این زائیده عمق و وسعت فرهنگ‌ها و شناخت افکار متفکّرانی است که در خارج از مرزهای جغرافیایی ما زندگی می‌کنند، به ویژه آنان که به هستی به گونه‌ای دیگر می‌نگرند، می‌تواند نقش مهمّی در تعمیق و توسعه بینش و دانش سازندگان فرهنگ و گسترش اخلاق و معنویّت جامعه ایفا کند. طیّ سال‌های اخیر، مجموعه‌ای از عوامل و شرایط در میان مناسبات فکری و اجتماعی مردم، موجی از گفت‌وگو درباره آخرالزّمان و نشانه‌های ظهور قیامت را به راه انداخته است. موجی که هزاران سؤال درباره آینده و سرانجام زمین و عاقبت انسان را متبادر به ذهن ساخته و جمیع بی‌شماری را برای دریافت پاسخ، راهی مجالس گوناگون کرده است. همه ادیان در موضوع تاریخ و پایان جهان سخن گفته‌اند.

مسئله بشارت‌ها و نشانه‌های ظهور هم سنّتی است که در زمان همه پیامبران۱ و در میان تمامی امّت‌ها رایج بوده و پیش از ظهور او تمامی پیامبران، نشانه‌هایی در مورد ظهور یا نزدیکی ظهور ایشان را به مردم بشارت داده‌اند، این نشانه‌ها و بشارت‌ها در حقیقت، پرتوهایی هستند که حق‌جویان را راهنمایی می‌کنند و نوید فرج را به آنها می‌دهند و هر چه درد و رنج و مصیبت افزون‌تر می‌شده، در مقابل این نشانه‌ها و بشارت‌ها نیز بیشتر و پیوسته‌تر می‌شده و اشکال و صورت‌های گوناگون به خود می‌گرفته است. از مهم‌ترین فایده‌های وجود این نشانه‌ها، جلوگیری از رخنه حتّی نومیدی در دل منتظران و همچنین جلوگیری از پیمودن راه باطل است.

ادیان در مسئله پایان جهان، پایانی خوش‌بینانه و سعادت‌آمیز و روشن برای بشر ترسیم نموده‌اند که در اندیشه شیعی، به صورت عدالت جهان‌گستر مهدی(عج) ظهور و بروز می‌کند. مطالبی که در پی می‌آید، درباره نشانه‌های ظهور قیامت در قرآن و کتب مقدّس است و اینکه قرآن و عهدین چه سرنوشت و نشانه‌هایی برای پایان جهان بیان کرده‌اند؟

واژه روز (یوم) ۴۴۰ بار در قرآن به کار رفته که حدود ۳۸۵ مورد آن به لحظه‌ای اشاره دارد که نمایان‌گر جهان حاضر، روز رستاخیز، داوری و آغاز عذاب جهنّم برای کافران و زندگی نوین در بهشت برای صالحان است. نام‌های متفاوتی که بر این روز نهاده‌اند، ویژگی‌های اساسی آن را نشان می‌دهد. این ویژگی‌ها نخست از جنبه معاد شناختی و سپس به لحاظ زندگی پس از مرگ بررسی خواهند شد. در «مکاشفه» توماس نیز چنین آمده است: موهای خاکستری بر پیران جوان خواهیم دید.

در آن روز آدمی که خوف بر او چیره شده، از برادر خود می‌گریزد.۱ اصحاب کلیسا به پیروی از ملاکی نبی آتش را نیز بر توصیفات خود از روز آخر می‌افزایند؛ در حالی که جز در مورد جهنّم، سخنی از آن به میان نمی‌آورد. ایمان به زندگی بازپسین همچون پذیرش پیام قرآنی، از عناصر سازنده ایمان اسلامی است.

کسانی که بدان باور ندارند یا آنان که اندرزهای پیامبر را تکذیب می‌کنند، کیفر خواهند یافت.۲ باور به زندگی اخروی که از عهد عتیق، به صورتی مبهم با انتظار دوران مسیحیایی، امید به ظهور منجی اسرائیل و شهر آسمانی آغاز می‌گردد، جزء مکمّل اعتقاد نامه مسیحی است. کلیسا از آغاز تأسیس خود، از مؤمنان خواسته تا هر روزه عباراتی را که بیانگر ایمان آنان به خدا و زندگی واپسین است، بخوانند: من خدای یکتا، آفریننده، به عیسی مسیح، پسر یکتای او که برای داوری بر زندگان و مردگان خواهد آمد، باور دارم ... من به رستاخیز ... به زندگی جاودان باور دارم.

قرآن غالباً به این نکته تذکّر می‌دهد که در داوری آخرین، اعمال آنان سنجیده خواهد شد و در پی حکم داوری که هیچ چیز از آن نمی‌گریزد یا سعادت جاودانی خواهند یافت یا به شقاوت جاودانی خواهد پیوست.

محمّد(ص) همچون بسیاری از انبیا از نهایت این جهان حاضر خبر می‌دهد، نهایتی که برای هر موجود انسانی آغاز زندگی دیگر است که پیش‌بینی نشانه‌های رستاخیز و نشانه‌های قیامت را متعاقباً خواهیم دید. با نگاهی به مجموعه آیات قرآن درمی‌یابیم که قرآن زوال جهان کنونی را مترادف با نیستی محض آن نمی‌داند؛ بلکه آن را در بخشی از یک فرآیند قرار داده که مفهومی پایانی برای آن متصوّر نیست. به این معنا که نیستی و زوال دنیا و جهان مادّی کنونی برای تبدیل شدن به جهانی نو با شکل و شمایل و ماهیّتی دیگر می‌باشد. جهان هنگام تبدیل از صورتی به صورت دیگر و ایجاد طرحی نو، دچار نوعی حوادث و رخدادهایی می‌گردد که در قرآن از آن به اشراط السّاعـه تعبیر شده است.

معنای اشراط السّاعـ در قرآن

اشراط السّاعـ جمع «شرط» به معنی نشانه یا آغاز و ابتدای چیزی است و ساعت نیز به جزیی از شبانه‌روز گفته می‌شود. مقصود از ساعت در آیات قرآنی، قیامت است. بنابراین مراد از اشراط السّاعـ نشانه‌هایی است که پیش از قیامت یا در آستانه ظهور قیامت واقع می‌شود؛ البتّه برخی از مفسّران درباره تغییر ساعت، به این معنا اختلاف کرده‌اند و گفته‌اند: ساعت به معنای زمان محدود و منظور از السّاعـ در آیات قرآن، زمان مرگ انسان است.

برخی معتقدند نشانه‌های رستاخیز به سه دسته از رخدادها اطلاق می‌گردد:

۱. حوادث مهمّ پیش از پایان جهان، مانند بعثت پیامبر(ص)؛

۲. حوادث هولناکی در آستانه پایان جهان رخ می‌دهد، مانند فروپاشی کوه‌ها؛

۳. حوادث تکان دهنده در آغاز رستاخیز و نشانه‌های شروع قیامت، مانند تبدیل زمین و آسمان.

از سوی دیگر، در تفاسیر بسیاری از برخی حوادث اجتماعی و طبیعی که پیش از وقوع قیامت رخ می‌دهد و بعضی از آنها در قرآن آمده است، به عنوان حوادث آخرالزّمان یاد شده که آن حوادث از نشانه‌های رستاخیز نیز هست. از آخرالزّمان و اوضاع آن در «انجیل قدیم» هم موضوعاتی مطرح شده بود که البتّه بین انجیل قدیم با انجیلی که هم اکنون هست، تفاوت بسیار است و خیلی از مطالبی که در آن بوده، امروز وجود ندارد و کاملاً حذف شده است.

در ابتدا به نشانه‌های پایان جهان در قرآن می‌پردازیم

از قرآن استفاده می‌شود که در پایان این جهان و با نفخ صور انقلاب عظیمی را در کائنات و آسمان و زمین رخ می‌دهد. برپا شدن قیامت، مقارن با تحوّلات بزرگی در نظام این جهان است؛ به گونه‌ای که با برچیده شدن بساط این عالم، عالم دیگری برپا می‌گردد. آنگاه همه انسان‌ها از آغاز تا پایان خلقت زنده می‌گردند.

دگرگونی زمین، کوه‌ها، دریاها

در زمین، زلزله عظیمی پدید می‌آید۳ و آنچه در درون زمین است، خارج می‌شود.۴ اجزای زمین متلاشی می‌گردد.۵ دریاها شکافته می‌شوند.۶ کوه‌ها به حرکت درمی‌آیند۷ و در هم کوبیده می‌شوند۸ و مانند توشه شن می‌گردند.۹ سپس به صورت پشم حلّاجی شده در آمده،۱۰ آنگاه در فضا پراکنده می‌شوند۱۱ و از سلسله کوه‌های سر به آسمان کشیده، جز سرابی باقی نمی‌ماند.۱۲

دگرگونی آسمان و ستارگان

ماه،۱۳ خورشید۱۴ و ستارگان عظیمی که بعضی از آنها میلیون‌ها بار از خورشید بزرگ‌تر و پر فروغ‌ترند تیره و خاموش می‌شوند۱۵ و نظم حرکت آنها به هم می‌خورد.۱۶ خورشید و ماه به هم می‌پیوندند۱۷ آسمان که مانند سقفی محفوظ و محکم این جهان را احاطه کرده، متزلزل می‌گردد۱۸ و می‌شکافد و از هم می‌درد۱۹ و طومار آن در هم می‌پیچد.۲۰ روزی که آسمان‌ها به مانند فلز گداخته شود۲۱ و فضای جهان پر از ابر و دود می‌شود. در چنین شرایطی، شیپور مرگ نواخته می‌شود، همه موجودات زنده، می‌میرند و در جهان طبیعت، اثری از حیات نمی‌ماند و وحشت و اضطراب بر تمام جان‌ها سایه می‌افکند؛ پس از آن، جهان دیگری که جاودان و همیشگی است، برپا می‌گردد.

صحنه گیتی با نور خدا روشن می‌شود و آنگاه شیپور حیات به صدا درمی‌آید و همه انسان‌ها، بلکه همه حیوانات، در یک لحظه زنده می‌شوند و سراسیمه و هراسان همانند ملخ‌ها و پروانگان که در هوا منتشر می‌شوند و با سرعت به سوی محضر الهی روانه می‌گردند.

در صحیحین از سهل بن سعد ساعدی از رسول خدا(ص) آمده است که: «روز قیامت مردم بر سرزمینی بسیار سفید و صاف که هیچ مرز بلندی بر آن وجود ندارد، محشور می‌شوند.» و در بعضی از اخبار، زمین مبدّل به آتش خواهد شد و در بعضی از اخبار زمین محشر برای مؤمنان مبدّل می‌شود به نان بسیار خوبی که از آن می‌خورند تا خلایق از حساب فارغ شوند و از آن جمله انخساف قمر و انکساف شمس است و انتشار نجوم و کواکب است ... «و این چنین خداوند، موجودات را از صحنه‌های رستاخیز آگاه می‌کند و این چنین قرآن از فناپذیری گریز ناپذیر زندگی زمینی سخن می‌گوید. هر کجا باشید شما را مرگ درمی‌یابد؛ هر چند در برج‌های استوار باشید.»۲۲ بعد از نوشتاری مختصر درباره نشانه‌های قیامت در قرآن، اینک گذری بر متون مقدّس می‌کنیم و نشانه‌های برپایی قیامت را در کتب عهدین بررسی می‌کنیم تا درون مایه‌های مشترک بین قرآن و عهدین را درباره این موضوع بیابیم.

قیامت در متون مقدّس

در اسفار نخستین عهد عتیق، سخنی از رستاخیز نیست؛ همان‌گونه که خبری از جهان پس از مرگ نیست؛ امّا در کتب متأخّر مانند زکریّا، میکاه و ملاکی که سومی آخرین کتاب از مجموعه کتب عهد عتیق است در مورد قیامت سخنانی به میان آمده است که پیش‌گویی این پیامبران است. میکاه نبی در کتاب خویش که خطاب به قوم بنی‌اسرائیل است، پایان جهان را بدین گونه بازگو می‌کند: و امّا در روزهای آخر، کوه خانه خداوند مشهورترین کوه جهان خواهد شد و مردم از سراسر جهان به آنجا آمده، خواهند گفت: بیایید به دیدن کوه خدا برویم و خانه خدای اسرائیل را زیارت کنیم، او راه‌های خود را به ما خواهد آموخت و مطابق آن عمل خواهیم کرد؛ چون شریعت و کلام خداوند از اورشلیم صادر می‌شود.

ملاکی قیامت را چنین توصیف می‌کند و آن را به مردم بشارت می‌دهد: خداوند می‌فرماید: روز داوری مثل تنوری شعله‌ور فرا می‌رسد و همه اشخاص مغرور و بدکار را مثل کاه می‌سوزاند آنان مانند درخت تا ریشه خواهند سوخت و خاکستر خواهند شد؛ امّا برای شما که ترس مرا در دل دارید، آفتاب عدالت طلوع خواهد کرد. پیش از فرا رسیدن روز بزرگ و هولناکِ داوری، خداوند من، رسولی شبیه ایلیای نبی برای شما می‌فرستد. او دل‌های پدران و فرزندان را دوباره به هم نزدیک خواهد کرد و این باعث خواهد شد که من سرزمین شما را ویران کنم.

بحث از قیامت، در دین یهود به همین موارد نادر و سربسته محدود می‌شود؛ امّا کتب مقدّس دین مسیح از «انجیل متّی» گرفته تا «مکاشفه یوحنّا» در موارد بسیاری به حادثه آخر جهان اشاره می‌شود و آن را نوید بشارتی برای پیروان راستین دین و مؤمنان می‌داند. در باور مسیحیان، حوادث پایان جهان که همراه با علائم رعب‌آور، به وقوع می‌پیوندد، بیشتر به قصد اصلاح جهان و مردمان است.

قبل از ظهور این منجی یا مسیح، آسمان‌ها و زمین دوباره به هم می‌ریزد و آشوب و بی‌نظمی با کابوس اوّلیه که جهان درگیر آن بود، دوباره تکرار می‌شود که با آمدن مسیح دوباره به نظم و ترتیب و شکلی ایده‌آل برمی‌گردد، در نامه دوم پولس به تیموتائوس رهبر «کلیسای افسس» درباره حوادث قبل از قیامت یا به قول خودش زمان‌های آخر آمده است که: این را نیز باید بدانی که در زمان‌های آخر، مسیحی بودن بسیار دشوار خواهد بود؛ زیرا مردم، خودپرست، پول‌پرست، مغرور و متکبّر خواهند بود.

مردم سنگ‌دل و بی‌رحم، تهمت‌زن، خشن و متنفّر از خوبی خواهند بود، در نامه دوم پولس به مسیحیان تسالو نیکیان، درباره حوادث رستاخیز آمده است؛ امّا بدانید که تا این دو رویداد واقع نشود، آن روز هرگز نخواهد آمد، نخست شورش بر ضدّ خدا برپا خواهد شد. دوم، مردی جهنّمی که عامل این شورش است، ظهور خواهد کرد؛ امّا او با هر چه که مربوط به دین خداست مخالفت خواهد کرد؛ حتّی وارد خانه خدا خواهد شد و در آنجا نشسته ادّعا خواهد کرد که خداست.

انبیای عهد عتیق از جمله اشعیای نبی که چشم‌اندازهای تاریخی و برداشت‌های معادشناختی را با هم ذکر می‌کنند، از روزی به نام روز یهوه سخن می‌گویند که خداوند در آن روز، خود را مکشوف می‌سازد (این تعبیر به همین صورت در قرآن نیامده، با وجود این، قرآن همین تصویری که قدیمیان یهودی مسیحی نگاشته‌اند، ارائه می‌دهد) بر آنان روشن بود که این روز، عظیم و بسیار مهیب و آکنده از بیم و هراس است، روز یهوه با غضب و شدّت خشم، مانند هلاکتی که از جانب قادر مطلق فرا می‌رسد، است. روز غضب خداوند، روز عقاب، روز انتقام برای یهوه. در آن روز است که عدالتی کامل اعمال خواهد شد.

در «کتاب صفنیا» می‌خوانیم:

روز عظیم خداوند نزدیک است، آواز روز خداوند مسموع است و مرد زورآور در آن روز به تلخی فریاد می‌زند، آن روز، روز غضب است، روز تنگی، روز خرابی، روز تاریکی و ظلمت، روز ابرها و ظلمت غلیظ ... در روز غضب خداوند، نه نقره و نه طلای ایشان را تواند رهانید و تمامی جهان از آتش غیرت او سوخته خواهد شد؛ زیرا که بر تمامی ساکنان جهان، هلاکتی هولناک وارد خواهد شد ... نویسندگان مسیحی به این روز، به عنوان روز آخر اشاره می‌کنند که به گفته پطرس رسول، آخرین روز است.

تصوّر لحظه‌ای که چهره عالم را دگرگون می‌سازد، در عهد جدید دیده می‌شود، مسیح(ع) از مصائب خود با (گفتن ساعت من) سخن گفته است. این ساعت، در عین حال، همچون ظهور او پیش‌بینی شده است. [این ساعت]، همچون لحظه‌ای است که بار سنگین به مقصد می‌رسد. یوحنّا به پایان جهان، به عنوان ساعت آخر اشاره می‌کند.

خداوند در آیه ۷۷ «سوره نحل» می‌فرماید: «کار قیامت جز مانند یک چشم بر هم زدن یا نزدیک‌تر از آن است» و عیسی(ع) می‌فرماید: همچنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می‌شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد بود.۲۳ مانند همین موضوع در کتب مقدّس نیز گفته شده است. در این کتب مانند قرآن کریم از ساعت هولناک برای قیامت یاد می‌شود.پولس اعلام می‌دارد که رستاخیز در لحظه‌ای، در طرفـ العینی برپا خواهد شد.۲۴

پدیده کیهانی

به گفته قرآن، پایان زمان مسبوق همراه با پدیده‌های کیهانی گوناگون است، مشابه آنچه که در «یسنا» از فرود خداوند خبر داد. «زمین به لرزه خواهد آمد، زمین و کوه‌ها خواهند لرزید.»۲۵ «از آسمان دودی نمایان بر خواهد آمد»۲۶ و در آیه ۲ «سوره حج» می‌خوانیم: «روزی که آن را ببینید، هر شیر دهنده‌ای آن را شیر می‌دهد [از ترس] فرو می‌گذارد و هر آبستنی بار خود را فرو می‌نهد و مردم را مست می‌بینی و حال آنکه مست نیستند؛ ولی عذاب خدا شدید است.»

مسیح نیز با ارتباط دادن میان دورنمای ویرانی اورشلیم و چشم‌انداز پایان جهان می‌فرماید: «وای بر آبستنان و شیردهندگان در آن ایّام»۲۷ و در قرآن می‌خوانیم: «زمین با تکان [سختی] لرزانده می‌شود و کوه‌ها [جمله] ریزه ریزه می‌شوند و غباری پراکنده گردد.»۲۸ مضامینی که قرآن در وصف زلزال نهایی از رو به رو شدن جهان به کار برده است، در سنّت‌‌های یهودی و مسیحی شناخته بود. اینک توصیف اشعیای نبی از عقابی که فرا خواهد رسید: «ولوله کنید؛ زیرا که روز خدا نزدیک است. مثل هلاکتی از جانب قادر مطلق می‌آید از این جهت، همه دست‌ها سست می‌شود و دل‌های همه مردم گداخته می‌گردد و ایشان متحیّر شده، الم‌ها و دردها برایشان عارض می‌شود، مثل زنی که می‌زاید، درد می‌کشند.

اینک روز خداوند با غضب و شدّت خشم و ستم‌کشی می‌آید تا جهان را ویران سازد و گناه‌کاران را از میانشان هلاک می‌نماید؛ زیرا که ستارگان آسمان و برج‌هایش روشنایی خود را نخواهند داد و آفتاب در وقت طلوع خود تاریک خواهد شد ... بنابراین آسمان را متزلزل خواهد ساخت و زمین از جای خود متحرّک خواهد شد.

آفتاب تاریک می‌گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند و قوّت‌های افلاک متزلزل می‌گردد۲۹ اینک آنچه بر زمین و آسمان‌ها، واقع خواهد شد، زمین به لرزه خواهد آمد؛ چنان‌که در یسنا هنگامی که یهوه بر موسی ظاهر گشت۳۰ و در پاتموس، هنگامی که بر یوحنّای رسول تجلّی نمود، زمین به لرزه آمد.

کوه‌ها و جزیره‌ها جابه‌جا می‌گردند،۳۱ کوه‌ها به لرزه می‌آیند، تل‌ها از جای خود به حرکت درمی‌آیند۳۲ کوه‌ها پهن و گسترده می‌گردند؛ کوه‌ها گداخته می‌شود، مثل موم پیش آتش و مثل آب که به نشیب ریخته شود،۳۳ یهوه به یوئیل نبی می‌گوید: آیات را از خون و آتش و ستون‌ها دور در آسمان و زمین ظاهر خواهیم ساخت آفتاب به تاریکی و ماه به خون مبدّل خواهند شد.۳۴

از حضور ایشان، زمین و آسمان‌ها مرتعش می‌شود، آفتاب و ماه سیاه می‌شوند و ستارگان نور خویش را باز می‌دارند۳۵ در ادامه توصیف پایان جهان در متن مکاشفه می‌خوانیم: ستارگان آسمان بر زمین فرو ریختند. مانند درخت انجیری که از باد سخت به حرکت آمده، میوه‌ها نارس خود را می‌افشاند و آسمان چون طوماری پیچیده، از جا برده شود. انبیا در این پیش‌گویی که به دنبال این فاجعه جهانی همه چیز نو می‌شود و زمین نوین و آسمان‌های جدید پدید می‌آیند، هم سخنند؛ چنان که الو (Allo) خاطرنشان می‌سازد، بازگشت به زندگی و آفرینش نوین است که در انجیل متّی یاد شده است. یهوه بر زبان اشعیا نبی فرمود: اینک من آسمانی جدید و زمینی نو خواهم آفرید.

بدین گونه، مجموعه این پدیده‌ها از آمدن شکوهمند مسیح خبر می‌دهد. مسیحیان، در انتظار آمدن شکوهمند پسر خدا، بازگشت مسیح و آمدن رجعتی هستند که عیسی(ع) هنگامی که نشانه‌های رستاخیز را توصیف می‌فرمود، از آن خبر داد. وی می‌افزاید: «آنگاه که ولایت پسر انسان در آسمان پدیدار گردد و پسر انسان را ببینید که بر ابرهای آسمان با قوّت و جلال عظیم می‌آید،۳۶ در عهد عتیق نیز بر انتظار مسیح نجات‌بخش متمرکز است که با حکومت خویش امیدهای برگزیده را تحقّق خواهد بخشید. خداوند می‌گوید:

اینک آیا می‌آید که شاخه عادل برای داوود برپا می‌کنم و پادشاهی سلطنت نموده و به فطانت رفتار خواهد کرد و انصاف و عدل را در زمین مجری خواهد داشت.۳۷

پی‌نوشت‌ها:

۱. مضمون این سخن در آیه ۳۴ سوره عبس آمده است.

۲. سوره بقره (۲)، آیه ۴.

۳. سوره زلزال (۹۹)، آیه ۱.

۴. همان، آیه ۲.

۵. سوره الحاقه (۶۹)، آیه ۴.

۶. سوره تکویر (۸۱)، آیه ۶.

۷. سوره کهف (۱۸)، آیه ۴۷.

۸. سوره واقعه (۵۶)، آیه ۵.

۹. سوره مزمّل (۷۳)، آیه ۱۴.

۱۰. سوره بروج (۸۵)، آیه ۹.

۱۱. سوره طه (۲۰)، آیه ۱۰۷.

۱۲. سوره نبأ (۷۸)، آیه ۲۰.

۱۳. سوره قیامت (۷۵)، آیه ۸.

۱۴. سوره تکویر (۷۱)، آیه ۱.

۱۵. همان، آیه ۲.

۱۶. سوره انفطار (۸۲)، آیه ۲.

۱۷. سوره قیامت (۷۵)، آیه ۹.

۱۸. سوره طور (۵۲)، آیه ۹.

۱۹. سوره الرّحمن (۵۵)، آیه ۳۷.

۲۰. سوره انبیاء (۲۱)، آیه ۱۰۴.

۲۱. سوره معارج (۷۰)، آیه ۸.

۲۲. سوره فرقان (۲۵)، آیه ۲۵.

۲۳. انجیل متّی، ۲۴ : ۲۷.

۲۴. نامه اوّل پولس به قرنطیان، ۱۵ : ۲۵.

۲۵. سوره مزمّل (۷۳)، آیه ۱۴.

۲۶. سوره دخان (۴۴)، آیه ۱۰.

۲۷. انجیل متّی، ۲۴ : ۱۹.

۲۸. سوره واقعه (۵۶)، آیه ۴.

۲۹. سوره فرقان (۲۵)، آیه ۲۵.

۳۰. سفر خروج، ۱۹: ۱۶.

۳۱. مکاشفه یوحنّا، ۶: ۱۴.

۳۲. کتاب ارمیا، ۴: ۲۴.

۳۳. کتاب میکاه نبی، ۱: ۴.

۳۴. کتاب یوئیل نبی، ۲: ۳۰ ـ ۳۱.

۳۵. همان، ۱۰.

۳۶. انجیل متّی، ۲۴: ۳۰.

۳۷. کتاب ارمیای نبی، ۲۳: ۵.

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

خرج كردن از وجود مقدس امام زمان عليه‌السلام كه توسط بعضي مديران ارشد اجرائي باب شد، اكنون توسط مديران مياني هم در حال انجام است.

هفته‌نامه آسمان در گفت‌وگويي با غلامعلي خياطي خلفي طراح ايده انتقال آب درياي خزر به كوير آورده است: به جز طرح انتقال آب خزر به كوير، طرح ديگري دارم كه انشاءالله در صورت اجراي آن، از اين طرح هم بزرگتر است. اندازه آن طرح و فراگيري آن بسيار بزرگ خواهد بود. طرح بزرگي كه به طور حتم بايد آن را در طول تاريخ سي سال گذشته بي‌نظير دانست.

وي افزود: خيلي قصد ندارم در مورد اين طرح توضيح بدهم. فقط در يك جمله بگويم كه درباره مقدمات ظهور آقا امام زمان(عج) است.

يعني طرحي در اين اندازه بزرگ كه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است كه نام آن "هشت بهشت قرآن و عترت" است كه طرحي اعتقادي و مذهبي است.

وي گفت: "طرح "هشت بهشت قرآن وعترت" در واقع بازسازي بافت‌هاي اطراف حرم امام رضا(ع) است.

انشاءالله در فرصتي بهتر در مورد اين طرح كه بسيار عظيم است، توضيح خواهم داد." اين طراح محترم مي‌توانند از طرح خود هر قدر مايل هستند تعريف كنند ولي نبايد آن را به ظهور امام زمان عليه‌السلام مربوط بدانند. اين كار، نوعي "توقيت" است كه در اعتقادات شيعه ممنوع مي‌باشد.

این رودخانه نه نهر الغمه بلکه یک رود معمولی است که در شهر کربلا جریان دارد.
به گزارش جهان، اگر به کربلای معلی مشرف شده باشید قطعا درباره نهری که به تصور نادرست برخی، همان نهر علقمه است شنیده اید؛ رودخانه کم عرضی که امروز فاضلاب منازل اطراف حرم مطهر حضرت عباس(ع) به آنجا سرازیر می شود.









این نهر که مدیران و مبلغین کاروان های زیارتی تحت پوشش سازمان حج و زیارت، القمه نبودن آن را به زوار یادآور می شوند، متاسفانه هنوز برای گروهی قلیلی که بصورت آزاد و یا در قالب کاروان های غیر رسمی عازم عتبات عالیات می شوند همان نهری است که حضرت ابالفضل(ع)در واقعه کربلا برای آوردن آب مشک به دوش به آنجا رفت.

به گفته یکی از مبلغین، علقمه اصلی که حضرت عباس (ع) دز آنجا مشک خود را پر کرده بود در همان محل مرقد مطهر آن حضرت قرار دارد که البته به مرور زمان خشک شده و دیگر اثری از آن نمانده است.

شخصیت‌های مشهور کارتونی از «باگز بانی» و «اسکوبی دو» گرفته تا «ملوان زبل» و «گوفی» به دور از معصومیت عالم کودکی، مجری اهداف نژادپرستانه و اسلام‌ستیزانه سازندگان خود شده‌اند.

به گزارش فارس، هرگاه اسمی از هالیوودیسم و یا تاثیر منفی فیلم‌های هالیوودی بر ارزش‌های یک جامعه به میان می‌آید، اکثر افراد به یاد فیلم‌هایی چون «تایتانیک»، «ماتریکس»، «هویت بورن»، «پدرخوانده» و صدها فیلم هالیوودی دیگری می‌افتند که مخاطبان‌شان بزرگسالانند، ولی در این میان شاید کمتر کسی به کودکانی بیاندیشد که ناخواسته قربانی اهداف نژادپرستانه و خشونت‌پرورانه کارتون‌های رنگارنگ و جذاب این صنعت سینمایی می‌شوند.

«شیمون پرز»، رییس جمهور رژیم صهیونیستی،‌ در دیدار چند ماه پیش خود با سران هالیوود، از کمپانی انیمیشن‌سازی «دریم ورکز» نیز دیدن کرد و در خلال سخنرانی‌اش بر این نکته تاکید کرد که نباید ارتباط حیاتی میان هالیوود و آموزش را نادیده گرفت و باید بدانید که کودکان بیش از سیاستمداران، به بازیگران اعتقاد دارند.

 

سخنرانی شیمون پرز در دیدار چندماه پیش او از کمپانی انیمیشن‌سازی دریم ورکز و سخنرانی در جمع چهره‌های هالیوود

 

 

شیمون پرز در سفر خود به هالیوود در کنار کاتزنبرگ، رییس کمپانی انیمیشن سازی دریم ورکز(سمت راست) و استیون اسپیلبرگ، کارگردان یهودی هالیوود (سمت چپ)

و البته سرمایه‌گذاران هالیوود، بالاخص صاحبان کمپانی‌های صهیونیستی انیمیشن‌سازی این سینما، پیش از این نیز از این امر غافل نبوده و برای رسیدن به اهداف روسای خود بالاخص در عرصه عرب‌ستیزی (اسلام‌ستیزی)، تلاش کرده‌اند تا ذهن شهروندان آمریکایی را از همان کودکی آماده پیوستن به این چرخه نژادپرستانه کنند.

شخصیت‌های کارتونی ضد اسلامی

 

 

کتاب هالیوود چگونه از عده‌ای از مردم چهره‌ای شرور می‌سازد، نوشته دکتر جک شاهین

آن‌چنانکه «دکتر جک شاهین»، استاد دانشگاه ایلینویز، اعتقاد دارد که تاکنون بیش از ده‌ها کارتون ضد اسلامی و عرب‌ستیز در سینمای هالیوود ساخته شده که از جمله آن‌ها می‌توان به «باگز بانی»، «گوفی»، «ملوان زبل»، «یوسمیت سم»، «دارکوب زبله»، «پوپی»، «اسکوبی دو»، «هکل و جکل»، «پورکی پیگ»،«دنل داک»، «مرد پلاستیکی»، «ریچی ریچ»، «پینکی و برین»، «سندباد» و «علاءالدین» اشاره کرد.

دیزی داک، همسر دنل داک در نقش یک بالرین (رقاص عرب)

در این کارتون‌ها، زنان مسلمان و عرب در چهره رقاصه و زنان حرم‌سرا و مردان نیز در چهره غارتگر، تروریست‌های وحشی و شیخ‌های پولدار و صاحبان نفت معرفی شده‌اند.

 

در زیر اشاره‌ای داریم به برخی از این کارتون‌ها:

_کارتون پورکی و چهل دزد علی‌بابا:

کارتون علی‌بابا و چهل دزد بیابان که در این کارتون از علی‌بابا به عنوان سگ دیوانه بیابان یاد شده است

 

در این نامه به پورکی ماموریت داده می‌شود تا از قلعه بیابانی در برابر جمله علی‌بابا و هم‌دستان کثیفش محافظت کند

در این کارتون «علی‌بابا» که معرف مسلمانان است، با چهره‌ای مهیب و خشن ظاهر می‌شود، او به همراه چهل همراه خود که همگی همانند او دزد و غارتگرند، قصد حمله به یک قلعه بیابانی را دارند که شخصیت کارتونی «پورک» طی نامه‌ای به این مضمون «اعترافات یک جاسوس کثیف: پورکی عزیز، علی‌بابا و افراد کثیفش قصد حمله به قلعه بیابانی را دارند.» ماموریت پیدا می‌کند تا از آن محافظت کند.

_کارتون «ملاقات ملوان زبل با 40 دزد علی‌بابا»:

کارتون ملوان زبل و چهل دزد علی بابا

بر اساس گزارش فارس، این انیمیشن ساخته «دیوید فلایشر» است، در این انیمیشن، ملوان زبل همراه با همسرش و یکی از دوستان‌شان به شهری کوچک و بیابانی می‌رسند که روی دیوار عکس یک عرب را به عنوان یک تحت تعقیب چسپانده شده است.

در ادامه شهر مورد نظر مورد حمله «علی‌بابا»‌ و همراهانش که 40 دزد و یاغی هستند، قرار می‌گیرد ولی ملوان زبل بر او غلبه می‌کند.

_کارتون «باگز بانی: خرگوش صحرا»:

این کارتون در سال 1955 به کارگردانی «فریز فرلنگ» ساخته شد.

کارتون باگز بانی، خرگوش صحرا

در این کارتون خرگوش «باگز بانی» که نماد انسانی غربی است، حتی در بیابان به تمیزی اهمیت می‌دهد و اتومبیل سوار می‌شود، ولی عرب شترسوار، بیابانگردی بی‌تمدن، خشن و اسلحه به دست است که حتی در برخورد با حیوانی که به او سواری می‌دهد بسیار خشن و غیر انسانی رفتار می‌کند.

مدیر شبکه وهابی وصالِ حق که در ایام فاطمیه به تخریب شهادت آن حضرت پرداخته بود در جواب سوالی که چرا حضرت زهرا (س) شبانه دفن شد از جواب دادن باز ماند.

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، مدیر شبکه وهابی وصالِ حق که همواره در مناسبت های اسلامی و شیعی به تخریب آنها و ایجاد شبهه در مورد صحت آنها می پردازد در ایام فاطمیه نیز بیکار نماند و با پخش برنامه های ویژه ای به تخریب شهادت آن حضرت پرداخت.
این مدیر شبکه وهابی در پاسخ به این سوال که چرا حضرت زهرا (س) وصیت کرد که شبانه و بدون حضور دیگران حتی خلفاء، جنازه ایشان تشییع و دفن شود؟ به ضد و نقیض گویی پرداخته و ابتدا استدلال کرد: «حضرت زهرا (س) به دلیل این که نامحرمان، از روی تابوت، حجم بدن وی را نبینند وصیت کرد که شبانه دفن شود و نامحرمان حضور نداشته باشند.»
وی در ادامه صحبت خود اظهار داشت: «من در مدینه بودم و دیدم که بر روی تابوت زنان کمانی گذاشته اند که حجم بدنشان دیده نشود. حضرت زهرا (س) اولین نفری بود که این کار را انجام داد و در واقع این سنت حضرت زهرا (س) است که الآن نیز رواج دارد.»
حال سوال است که اگر دفن شبانه آن حضرت، فقط به این دلیل بود که نامحرمان حجم بدن آن حضرت را نبینند پس چه نیازی به وجود کمان روی تابوت ایشان بود و اگر کمان روی تابوت برای پنهان ماندن از دید نامحرمان بود چه علتی داشت که شبانه دفن شود.
در واقع این به اصطلاح کارشناس مذهبی یا منابع روایی و تاریخی را مطالعه نکرده و یا با انکار واقعیت سعی در تخریب و تحریف تاریخ دارد در حالی که طبق منابع اهل سنت برای دفن شدن شبانه آن حضرت علت دیگری بیان شده است که چنین می باشد:
بعد از آنکه داعیان خلافت رسول الله (ص)، به خانه وحی حمله بردند و آن را آتش زدند و علی بن ابیطالب (ع) را برای بیعت به زور به مسجد بردند، بعد از خطبه قرّاء فاطمه زهرا (س) در مسجد، حال بی بی مظلومه دو عالم رو به وخامت گذاشت.
عمر و ابوبکر تصمیم به عیادت از بی بی مظلومه گرفتند.
حضرت فاطمه زهرا (س) به آنها اجازه ندادند ولی آنها علی (ع) را واسطه قرار دادند.
بعد از ورود آنها به خانه، فاطمه زهرا (س) از آنها روی برگرداند و جوابشان را نداد.
حضرت زهرا (س) فرمودند: «آیا می خواهید حدیثی از رسول الله برای شما بیان کنم تا آن را بدانید؟»
آنها گفتند: «آری»
فاطمه زهرا (س) فرمودند: «آیا از رسول خدا این سخن را نشنیده اید که فرمودند: رضای فاطمه، رضای من است و خشم فاطمه، خشم من است، هرکه او را دوست بدارد قطعا مرا دوست داشته و هر که فاطمه را راضی کند مرا راضی کرده و هر که فاطمه را به غضب آورد مرا به غضب آورده؟»
پاسخ دادند: «آری، ما این سخن را از رسول خدا شنیده ایم.»
فاطمه زهرا ( س ) فرمودند: «خدا و ملائکه او را شاهد می گیرم که شما دو نفر مرا به غضب آوردید و رضای خاطر مرا بجا نیاوردید. وقتی که پیامبر را ملاقات کنم از شما دو نفر نزد او شکایت خواهم نمود.»
ابوبکر گفت: «پناه می برم به خدا از غضب خدا و غضب فاطمه.»
آنگاه ابوبکر شروع کرد به گریه به نحوی که نزدیک بود جان از تنش برود.
فاطمه زهرا (س) فرمودند: «سوگند به خدا در هر نمازی که بخوانم تو را نفرین خواهم کرد.»
الامامه و السیاسه، ابن قتیبه، ج1 ص20
تحقیق زینی، ج1 ص31
اعلام النساء، کحاله، ج4، ص123
السیده فاطمه الزهرا، بیومی مهران، ص 145
الامام علی، عبدالفتاح عبدالمقصود، ج1، ص193
فاطمه الزهرا، عبدالفتاح عبدالمقصود، ج2، ص 253
اهل البیت، توفیق ابو علم، ص 168
وی وصیت کرد که او را شبانه غسل و تدفین کنند و اینکه هیچ یک از کسانی که او را آزار داده بودند در مجلس تدفین وی نباشند.
همانطور که بخارى و مسلم مى‏گویند: «فغضبت فاطمه بنت رسول اللَّه ( ص ) فهجرت ابابکر فلم تزل مهاجرته حتى توفّیت. یعنی بعد از آن جریان، فاطمه زهرا (س) غضبناک شد و تا آخر عمر با ابوبکر قهر بود.»
صحیح بخارى، ج 4، ص 42، باب فرض الخمس
صحیح بخاری، ج5، ص 82،
کتاب المغازی، باب غزوه خیبر
صحیح مسلم، ج5، ص154، کتاب الجهاد و السیر، باب قول النبی

اولین فیلم اسلام‌ستیزانه سینمای آمریکا را «توماس ادیسون» در سال ۱۸۹۶، ساخت.

به گزارش فارس، جریان اسلام ستیزی در آمریکا، بالاخص در سینمای این کشور از زمان فیلم‌های صامت و حتی پیش از آن وجود داشته و تا به امروز نیز ادامه دارد.

در افکار عمومی غرب، اعراب همه مسلمان‌اند و همه مسلمانان عربند، به همین خاطر در اکثر فیلم‌های هالیوودی برای مخدوش کردن چهره اسلام کافی است که یک عرب در حال قتل، بمب گذاری، تجاوز و دشنام به تصویر کشیده شود




ساخت اولین فیلم اسلام‌ستیزانه سینمای‌ آمریکا توسط «توماس ادیسون»


به نظر می‌رسد اولین فیلم عرب ستیز سینمای آمریکا، 10-12 سال پیش از تاسیس سینمای هالیوود، در سال 1897 توسط «توماس ادیسون»، تحت عنوان «فاطیما می‌رقصد» ساخته شده باشد.

_ادیسون چگونه و با چه هدفی وارد صنعت فیلمسازی شد؟

«توماس ادیسون»،مخترع و بازرگان آمریکایی، متولد 11 فوریه 1847، یکی از بنیانگذاران صنعت فیلمسازی در آمریکاست.

توماس ادیسون (سمت راست) در کنار «هنری فورد»، بینانگذار کارخانه اتومبیل‌سازی فورد





«ادیسون»، پس از سال‌ها کار در زمینه عکاسی و ساخت فیلم‌های کوتاه، سرانجام اکتبر سال 1888، به طور رسمی اعلام کرد که به زودی استودیوی فیلمسازی خود را تاسیس خواهد کرد.


توماس ادیسون (سمت راست) در کنار جیمز ایستمن، بنیانگذار کمپانی کداک




تاسیس استودیوی «بلک ماریا» در سال 1892 میلادی:





او سرانجام در سال 1892 با همکاری «ویلیام کندی لوری»، معروف به «دبلیو کی.ال دیکسون»،عکاس و فیلمبردار آمریکایی، استودیوی فیلمسازی «بلک ماریا» را تاسیس کرد.





«توماس ادیسون» در کنار همسرش «مینا ادیسون» که زنی تحصیلکرده بود،ادیسون در بسیاری از کارهایش با او مشورت می‌کرده است



«ادیسون» هدفش از تاسیس این استودیو، ساخت فیلم‌های کوتاه تجاری بود و اکثر فیلم‌هایی که در این سال‌ها ساخته شد یا فیلم‌های خشن (مبارزات بوکس) بودند یا فیلم‌هایی با مضمون جنسی (زنانی با لباس‌های نامناسب، نمایش بالرین‌ها و حتی برخی از اولین صحنه‌های نامتداول مربوط به روابط زن و مرد) بود.

مردم در ازای پرداخت 5 سنت می‌توانستند از استودیوی «بلک ماریا» دیدن کنند و فیلم‌های ساخته شده در این استودیو را تماشا کنند.

دوران موفقیت استودیوی فیلمسازی «ادیسون»، تنها 3-4 سال به طول انجامید و کسب و کار آن در سال 1895 به شدت از رونق افتاد .

در همان سال، «دیکسون»، شریک ادیسون نیز اعلام کرد که دیگر حاضر به همکاری با او نیست و خود در حال راه‌اندازی یک استودیوی مستقل فیلمسازی است.



دبلیو.کی.ال دیکسون، شریک و همکار ادیسون و همچنین موسس استودیو بیوگراف، یکی از اولین استودیوهای فیلمسازی در هالیوود





«دیکسون» چند ماه بعد، استودیوی «بیوگراف»، یکی از اولین استودیوهای فیلمسازی هالیوود را تاسیس کرد.

ادیسون در سن 50 سالگی، فیلم «فاطیما می‌رقصد» را ساخت.



توماس ادیسون



«توماس ادیسون» نیز در سال 1896،در سن 50 سالگی، با استفاده از یکی از رقاصه‌های مصری به نام «فاطیما»، اولین فیلم عرب‌ستیز (اسلام ستیز) صنعت فیلمسازی آمریکا، تحت عنوان «فاطیما می‌رقصد» را ساخت.

این فیلم سیاه و سفید 1 دقیقه‌ای را «جیمز اچ وایت»، کارگردان و تهیه‌کننده 25 ساله سینمای آمریکا، کارگردانی کرد.

فیلمبرداری آن را نیز شخصی به نام «ویلیام هیس»، یکی از عکاس‌های حرفه‌ای زمان خود به عهده داشت.

«فاطیما می‌رقصد»، داستان زنی عرب است که با لباس‌هایی پرزرق و برق است که سعی در اغفال مردان دارد.

فیلم «فاطیما می‌رقصد»، شروع کننده سندرم اسلام ستیزانه 3b در سینمای آمریکا:

برخی کارشناسان سینمای غرب فیلم «فاطیما می‌رقصد» را در واقع شروع کننده دوره اول از سندرمی اسلام ستیزانه در سینمای آمریکا می‌دانند که از آن به عنوان سندرم 3b یاد می‌کنند.

به عقیده آنان، اعراب و مسلمانان به تصویر کشیده شده در فیلم‌های هالیوودی، طی سه دوره در قالب  BALLY DANCER (بالرین)،   BILLONAIR (میلیاردر و پولدار) و BOMBERS (بمب گذار و تروریست) به تصویر کشیده شد‌ه‌اند.

عبدالله حیدری کارشناس معروف وهابی و از منتقدین آموزه اعتقاد به امام زمان (عج) اظهار داشت: «دوستان گرامی با آیت الله کاظمینی بروجردی همدردی کنید و برای رهایی ایشان از زندان دعا کنید. ایشان یک روحانی مظلوم شیعه است ولی چون با شیعه حکومتی مخالفت دارد متأسفانه در زندان بسر می برد.»

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، شبکه های وهابی که همواره شیعیان و مبلغان راستین آن را، به خاطر اعتقاداتشان بخصوص آموزه هایی از قبیل توسل، امام زمان(ع) و ... کافر و مشرک می خوانند، گاهی اوقات سخنان خویش را به فراموشی سپرده و در راستای همسویی با اربابان غربی خود، دچار ضد و نقیض گویی می گردند.
عبدالله حیدری یکی از کارشناسان افراطی وهابیت که در رد مکتب تشیع و روحانیت آن، از هیچ سخن تکفیری فروگذار نکرده و همواره از اعتراض کنندگان به باورداشت منجی حقیقی عالم بشریت حضرت مهدی موعود(عج) می باشد، چندی پیش در صفحه رسمی و شخصی فیس بوک خود، برای دفاع از مدعی ارتباط با امام زمان(ع) یعنی آقای کاظمینی بروجردی و همدردی با ایشان، پستی با این مضمون گذاشته اند: «دوستان و عزیزان گرامی، با آیت الله کاظمینی بروجردی همدردی کنید و برای رهایی ایشان از زندان دعا کنید. هر کس دسترسی دارد اطلاع رسانی کند. ایشان یک روحانی مظلوم شیعه است ولی چون با شیعه حکومتی مخالفت کرده با اینکه شدیدا بیمار است متأسفانه در زندان بسر می برد.»
لازم به ذکر است که حسین کاظمینی بروجردی چند سال قبل، با برنامه ریزی و حمایت تبلیغاتی رسانه های خارج از کشور با ادعای ارتباط با امام زمان، دادن اذکار عجیب به مردم و ادعای حل مشکلات آنان، ادعای رهبری دین سنتی و مکاتبه با سران کشورهای اروپایی و غربی و هم چنین پاپ و مصاحبه با رادیو و رسانه های خارجی سعی در ایجاد آشوب و جنجال و بزرگ نمایی خود داشت.
بروجردی با تکیه بر بیان اغوا کننده خود توانسته بود عده ای از مردم ساده و ناآگاه را در اطراف خود گرد آورد. وی مدعی رهبری اسلام سنتی و دین سنتی شده بود. حمایت و رسانه های خارجی و ماهواره ها از وی باعث توهم رهبری و مرجعیت در وی شده بود. در این بین ارتباطات خاص و بعضا مسئله داری که از آن سوی مرزها با وی برقرار می شد باعث شد تا نوعی خود شیفتگی سیاسی و دینی در هدایت یک انقلاب و براندازی جمهوری اسلامی در او ایجاد شود. او شعرها و دعاها را در آهنگ های مختلف می خواند و با اظهارات عجیب و غریب، عناصر غیرمذهبی و ناسالم را در اطراف خود جمع کرده بود. این در حالی بود که وی از خواندن صحیح قرآن و مفاتیح الجنان نیز عاجز بود.
وی در جلسات محاکمه، انگیزه خود را قدرت طلبی و سوء استفاده از سادگی مردم اعلام کرد.
وی در آخرین جلسه دادگاه خود را فریب خورده ضد انقلاب خارجی دانست وتاکید کرد: «نوری زاده بارها با من تماس گرفته و مرا تحریک به استقامت کرد و گفت : «اگر مدت کمی مقاومت کنی ناتو به ایران حمله می کند و کار آنها تمام می شود و تو می شوی رهبری دینی»/ منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی
آنچه در این میان قابل تأمل است، رویکرد دوگانه و منافق گونه این کارشناس وهابی با روحانیت شیعه و آموزه های شیعی همچون اعتقاد به امام زمان (ع) می باشد. چرا که ایشان و امثال وی طبق این مطالب، از هر شخصی و سخنی که نتیجه اش، ضربه زدن به امام زمان و اعتقادات شیعیان باشد دفاع می کند هرچند در لباس یک شیعه و یک روحانی نما باشد.

 

افراد مسلح با كشتن 10 نفر از اعضاي 2 خانواده همسايه و مثله كردن اجساد آن ها جنايت جديدي را در محله "كرم الزيتون" در نزديكي مسجد جامع "الرفاعي" در شهر حمص رقم زدند.
به نقل از شاهدان عینی در حمص، این گروه هاي تروريستي لهجه اي غير محلی داشتند.
گفتنی است گروههای تروریستی مسلح، جنایات کشتار، انفجار، آدم ربایی و ترور شهروندان و نیروهای حفظ امنیت را تشدید کرده اند و تعداد موارد نقض آتش بس از سوی این گروهها که ثبت شده است به 1300 مورد رسیده است.

شهر کویته پاکستان به قلمرو ارعاب گروههای تروریستی وهابی علیه شیعیان پاکستانی تبدیل شده است.

بسیاری از شیعیان به ویژه اقلیت هزاره در شهر کویته پاکستان هر سال به دست گروههای تروریستی وهابی این شهر به قتل می رسند.
یکی از این ساکنان هزاره در گفتگو با شبکه فرانس بیست و چهار وضع وخیم این قوم را تشریح کرد.
بسیط علی از ساکنان کویته گفت: ما اعتراض‌های زیادی بر پا کرده ایم. چند روز پیش نیز زنان شیعه به خیابانها ریختند. ما مسلمانان شیعه هستیم اما آنان ما را کافر می دانند. اوضاع هزاره های کویته بسیار وخیم است.
وی در ادامه افزود: نمی توانیم به بازار برویم و کسب و کار خود را اداره کنیم. جان همه هزاره های شیعه در خطر است. ما مجبوریم خودمان از جامعه هزاره ها محافظت کنیم. جوانان هزاره در محله ها شبانه روز گشت زنی می کنند و از هزاره های دیگر محافظت می کنند. ما خواهان عدالت هستیم.
گفتنی است چند سالی است که شیعیان پاکستان هدف حملات بیرحمانه گروههای تروریستی قرار گرفته‌اند و در این مدت صدها نفر توسط گروه‌های تروریستی و ممنوع الفعالیت از جمله طالبان و "لشکر جهنگوی" و "سپاه صحابه" به شهادت رسیدند.

اگرچه رژیم سعودی داعیه اجرای احکام اسلام و شرع را دارد، اما مشاهده می‌شود تبعیض دینی و مذهبی، صرف نظر از انواع دیگر تبعیض مانند آموزش و صدور فتواهای تکفیری در حق پیروان دیگر مذاهب؛ به شدت در این کشور اعمال می‌شود.

 

 

 

خبرگزاری فارس: شیعه‌ستیزی در عربستان؛ پلمب حسینیه‌ها و عدم مجوز ساخت مساجد

به گزارش فارس، در چهار بخش گذشته بررسی وضعیت حقوق بشر در عربستان طی سال 2011 توضیح داده شد که کشور عربستان به دلیل نداشتن قانون اساسی مدون بر اساس سلایق حاکمان آن یعنی خاندان سعود اداره می‌شود که این موضوع به شکلی آشکار موجب اعمال برخی تبعیض‌ها علیه شهروندان این کشور از جمله شیعیان آن شده است و همین موضوع موجب بروز نارضایتی‌هایی در این کشور شده است.

در ادامه و در بخش پنجم بررسی وضعیت حقوق بشر در سال 2011 در عربستان سعودی به ادامه بررسی وضعیت حاکم بر این کشور خواهیم پرداخت.

تبعیض‌های گسترده دینی و مذهبی

‏ماده 18 ‏اعلامیه جهانی حقوق بشر تاکید می‌کند: هرکس حق دارد که از آ‏زادی فکر، بیان، اندیشه و مذاهب بهره‌مند شود ‏و این حق آزادی تغییر مذهب یا عقیده یا آیین را نیز دربرمی‌گیرد و شامل آموزه‌ها و تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی هم می‌شود؛ همچنین هر کس می‌تواند از این حقوق به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.

‏اقدامات تبعیض‌آمیز رژیم سعودی علیه شیعیان توجه برخی محافل سیاسی و  اجتماعی جهانی را به خود جلب کرده است. ‏به عنوان مثال مدتی است، رژیم سعودی با بستن مساجد و حسینیه‌های شیعیان این کشور سیاست شیعه‌ستیزی را در پیش گرفته است و از اعطای مجوز رسمی ساخت مساجد برای شیعیان خارج از مناطق احساء، القطیف و نجران بدون ارائه هیچ دلیل روشن و منطقی خودداری می‌کند که دارای اکثریت شیعه هستند.

- در 1 افوریه 2011 ‏نیروهای امنیتی عربستان سعودی گذرنامه‌های شهروندان شیعی را توقیف کردند که از زیارت عتبات عالیات باز گشته بودند.

‏منابع آگاه در این‌باره اعلام کردند، مقامات اداره گذرنامه سعودی مستقر در پل "ملک فهد"، حد فاصل بین دو کشور بحرین و عربستان، زائرانی که از عتبات مقدسه وارد این کشور می‌شدند، را به شدت تحت بازجویی و بازرسی قرار می‌دادند .

‏مقامات امنیتی سعودی در ادامه اقدامات توهین‌آمیز خود در حالی اقدام به توقیف گذرنامه‌های این زائران کردند که پس از گرفتن تعهد کتبی، فورا آنان را به مرکز پلیس آگاهی استان شیعه‌نشین القطیف معرفی می‌کردند.

- در 9 ‏دسامبر 2011 ‏یک دادگاه سعودی شهروند استرالیایی به نام "منصور المریبی"(45 ‏ساله) را به اتهام واهی (تجدیف) یا همان کفر و سب خلفای سه‌گانه به دو سال زندان و 500 ضربه شلاق محکوم کرد که قاضی با تخفیف در حکم، مدت زندان را به یک سال کاهش داد.

‏جمال فرزند بزرگ المریبی در این‌باره توضیح داد که پدرم با تعدادی از حجاج در حال نماز بود که پلیس دینی به سمت آنان آمد و با فحاشی به وی، او را بازداشت کرد.

- در 29 ‏نوامبر 2011 ‏مقامات سلطنتی عربستان سعودی حسینیه تازه تاسیس "بو حلیقه" واقع در استان شیعه‌نشین احساء را پلمپ ‏کردند.

این حسینیه یکی از بزرگ‌ترین حسینیه‌های منطقه به شمار می‌آید.

‏نیروهای امنیتی سعودی همچنین اقدام به بازداشت "مرتضی علی عایش" نوجوان 15 ‏ساله‌ عربستانی کردند که به همراه خانواده‌اش در کنار این حسینیه زندگی‌ می‌کرد.

‏آنان همچنین مجلس عزاداری که در منزل شهروند شیعی "ادریس احمد عبد الله الوایل" (55 ساله) در حال برگزاری بود، را متوقف و حاج ادریس الوائل را مجبور کردند تا با امضای تعهدنامه کتبی متعهد شود که هرگز در خانه‌اش مراسم و عزاداری برگزار نکند.

جلوگیری از برگزاری اعیاد اسلامی و تخریب مساجد

‏جلوگیری از برگزاری اعیاد اسلامی، آیین‌های دینی و تخریب مساجد به بهانه در طرح قرار گرفتن آنها و بازداشت نمازگزاران و عزاداران حسینی از جمله اقدامات رژیم عربستان سعودی در قبال شیعیان این کشور طی دوسال گذشته بوده است.

- در 3 ‏ژانویه 2011 ‏نیروهای امنیتی رژیم سعودی عربستان شهروند شیعی "جاسم محمد آل ابراهیم" را به اتهام اجاره کردن استراحتگاهی در شهر الخبر جهت برگزاری نماز جماعت بازداشت و روانه زندان کردند.

‏نیروهای امنیتی رژیم سعودی از سال 1329 تمام مساجد و نماز‌خانه‌های شیعیان این منطقه را به عمد پلمپ و تعطیل کردند.

‏ شهروند شیعی جام محمد آل ابراهیم" اولین بازداشتی سال جدید میلادی است و به نظر می‌رسد که "نایف بن عبد العزیز"، وزیر داخلی بر تصمیمات سابق خود استوار است .

‏وزیر داخلی سعودی سال گذشته طی نشستی با چند تن از شیعیان اسماعیلی اعلام کرده بود، هرگز اجازه بازگشایی مجدد مساجد شیعیان را نخواهد داد.

- در 29 ‏نوامبر 2011‏ نیروهای امنیتی عربستان سعودی در استان شیعه‌نشین احساء اقدام به پلمپ یکی از قدیمی‌ترین حسینیه‌های احساء ‏کردند.

‏با فرا رسیدن ماه محرم الحرام و آغاز مراسم سوگواری برای امام حسین (ع) نیروهای امنیتی استان شیعه‌نشین احساء اقدام به بستن و پلمپ یکی از قدیمی‌ترین و معروف‌ترین حسنییه‌های این استان یعنی حسینیه "بو حلیقه" کودند.

‏ مراسم سالیانه عاشورای حسینی سال گذشته طبق رسم سال‌های گذشته در این حسینیه برگزار شد .

‏مقامات امنیتی دلیل این اقدام را هنوز به طور واضح و رسمی بیان نکرده‌اند و پیش‌بینی می‌شود در صورت تکرار این اقدام از سوی مقامات امنیتی سعودی این منطقه را موجی از درگیر‌ی‌ها در برگیرد.

- در 11 ‏دسامبر 2011 ‏شماری از عناصر امنیتی و اطلاعاتی شهر "الأوجام" با یورش به حسینیه‌ای شیعی در این شهر عزاداران حاضر را مورد بازرسی قرار دادند.

‏نیروهای امنیتی و پلیس سعودی همچنین با هجوم به خانه‌های مجاور این حسینیه افراد آنها را مورد بازرسی قرار دادند.

‏حاکم منطقه شرقیه با ارسال ابلاغیه‌ای به نیروهای امنیتی و نظامی سعودی آنان را در جریان امر قرار داد که در این حسینیه عکس شهدای راهپیمایی‌های اخیر استان القطیف به صورت گسترده پخش می‌شود و این حسینیه به جایگاه تحرکات مشکوک و انقلابی منطقه تبدیل شده است و از دستگاه‌های امنیتی رژیم خواست، فورا به این حسینیه یورش برده و مانع برگزاری چنین مراسمی و انجام چنین اقداماتی شوند .

‏شاهدان عینی در حسینیه تاکید کردند که دوربین‌های تلویزیونی با استقرار در خارج از حسینیه اقدام به فیلمبرداری از عملیات یورش نیروهای پلیس به این حسینیه کردند.

‏در جریان حمله نیروهای امنیتی و نظامی سعودی به خانه‌های مجاور این حسینیه یک نفر نیز بازداشت شد که همچنان در بازداشت پلیس آگاهی الأوجام بسر می‌برد.

‏تبعیض در آموزش و پرورش

‏شهروندان شیعی از تبعیض در حوزه آموزش و پرورش از طریق عدم توجه به محدودیت‌های آموزشی و توسعه امکانات دولتی در این بخش رنج می‌برند. ‏به عنوان مثال این تبعیض به شکلی آشکار در میانگین قبولی شیعیان برای ورود به دانشگاه و تبعیض در برنامه‌ریزی درسی نسبت به سایر مذاهب رایج در کشور قابل ملاحظه است و برای شیعیان معدل آموزشی بالاتر در نظر گرفته می‌شود، با اینکه امکانات موجود در این مناطق بسیار کمتر از دیگر مناطق عربستان است، همچنین در کتاب‌های درسی دانش‌آموزان و دانشجویان موضوعاتی مغایر با عقاید مذهب شیعه وجود دارد، به عنوان مثال در این کتاب‌ها شیعیان به کفار و یا مرتد از اسلام معرفی شده‌اند که این نوشته‌ها و آموزه‌ها موجب بروز تنش میان دانش آموزان و معلمانی می‌شود که اغلب افکار و عقاید افراطی دارند.

‏اکثر برنامه‌های آموزشی مدارس عربستان سعودی به ترویج فرهنگ تعصب دینی می پردازند، این امر باعث شد کمیسیون بین المللی آزادی مذهبی در آمریکا به وزارت خارجه این کشور دستور دهد تا بر کشور رژیم عربستان سعودی جهت تجدید نطر در برنامه‌ریزی آموزشی مدارس فشار بیشتری اعمال کند و رژیم عربستان سعودی را مجبور کند، تمامی مواردی که اهانت به ادیان دیگر دربر داشته باشد، را از کتاب‌های درسی حذف کند و از رژیم عربستان سعودی خواست به عنوان یکی از اعضای سازمان ملل متحد به کنوانسیون‌های بین المللی احترام بگذارد و باید به عدم رواج خشونت و تبعیض و نفرت باشد.

- در 8 ژانویه 2011 شماری از فارغ التحصیلان دانشگاه‌های سراسری عربستان سعودی با تجمع در "ریاض"، پایتخت این کشور انزجار خود از سیاست‌های آموزشی این کشور را اعلام کردند.

‏سخنگوی این معترضان که 250 دانشجو را شامل می‌شد، در این‌باره گفت: تا زمانی که دولت زمینه اشتغال ما را فراهم نکند، همچنان به این تحصن ادامه خواهیم داد.

‏جدیدترین آمارهای رسمی متنشره درباره معضل بیکاری در عربستان سعودی نشان می‌دهد که میانگین بیکاری دراین کشور براساس اعلام دستگاه‌های رسمی به 10.5 ‏درصد رسیده است.

‏"نایف التمیمی"، سخنگوی این دانشجویان معترض در این‌باره به خبرنگار رویترز گفت: تمام این دانشجویان فارغ التحصیل دانشگاه تربیت معلم هستند، اما با وجود فارغ التحصیلی هم اکنون چند سال است که وزارت آموزش و پرورش با اینکه وعده استخدام آنها را داده است، اما هیچ اقدامی در این‌باره انجام نداده است و ما با تجمع مسالمت‌آمیز در مقابل ساختمان آموزش و پرورش خواهان رسیدگی هرچه سریع‌تر به وضعیت خود هستیم .

با گذشت ساعاتی از این تحصن مسالمت‌آمیز نیروهای امنیتی رژیم سعودی به شدت اقدام به سرکوب این تحصن‌کنندگان کردند.

- 7 ‏فوریه 2011 "فی جلوی العامر" دانش‌آموز مقطع متوسطه منطقه الشرقیه برای سومین بار رتبه نخست دبیرستان‌های این منطقه را به خود اختصاص داد و با معدل 20 دوره سه ساله متوسطه را با پایان رساند. این درحالی است که این دانش‌آموز شیعی عربستانی دیگر مقاطع تحصیلی خود از دوره ابتدایی تا دبیرستان را نیز با رتبه به پایان رسانده بود.

‏اما با وجود تمامی این موفقیت‌های علمی فی العامر هنوز نتوانسته است، آرزوی دیرینه خود یعنی ورود به دانشگاه ‏پزشکی مورد نظر خود را محقق کند.

‏پدر فی العامر در این‌باره توضیح می‌دهد که با وجود معدل عالی دخترش اما تاکنون 3 ‏دانشگاه ‏موجود در منطقه الشرقیه و ریاض از پذیرفتن وی ممانعت بعمل آورده‌‏اند .

‏ تنها دانشگاهی که با ادامه تحصیل فی العامر موافقت کرده است، دانشگاه "‏ملک عبد العزیز" است که در منطقه غربی قرار داشته و حدود 1400 کیلومتر با زادگاهش فاصله دارد .

- در 5 آوریل 2011 ‏یبش از 50 نفر از معلمان نهضت سواد آموزی در مقابل وزارت خدمات شهری در منطقه الشرقیه تجمع کرده و از مسئولان ذیصلاح خواستار تبدیل فوری قرار استخدامی آنها از قراردادی به رسمی شدند .

‏پیشتر "عبد الرحمن العبد القادر"، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش تاکید کرده بود که استخدام رسمی این معلمان امکان پذیر نخواهد بود.

- در 27 ‏جولای 2011 ‏قبل از فروکش کردن تب اعراض‌های دانشجویی دانشگاه "ام القری" که شکستن درب‌های ورودی و شیشه‌های دانشگاه را به دنبال داشت، دانشجویان دختر دانشگاه ملک خالد با مشکل دیگری روبرو شدند.

‏ شماری از والدین دانشجویان دختر دانشگاه ملک خالد با حضور در این واحد درسی از مسئولان این دانشگاه خواستند تا زمنیه انتخاب واحد رشته‌های علمی دانشجویان در این دانشگاه را فراهم کنند.

‏با وجود عدم اعلام رسمی وزارت آموزش عالی اما مسئولان برخی از دانشگاه‌های دولتی از پذیرش دانشجو در رشته‌های علمی امتناع کرده‌‌اند، در حالیکه تمام این دانشجویان دارای معدل درسی و تحصیلی بالا بوده‌اند و این اقدام باعث افسردگی و وارد آمدن لطمه‌های جدی روحی به این دانشجویان شده است.

با وجود تجمع طولانی مدت اولیای این دانشجویان و درخواست دیدار با مسئولان این دانشگاه، مسئولان این واحد از دیدار با اولیای این دانشجویان امتناع کردند.

‏شماری از اولیای این دانشجویان در گفتگو با خبرنگار ما تاکید کردند که کهولت سن و دوری دانشگاه‌ها مانع از این می‌شود تا ما بتوانیم فرزندان خود را به دانشگاه‌های دیگر منتقل کنیم.

‏ نزدیک‌ترین دانشگاه‌ها به این واحد دانشگاهی، دانشگاه جازان و دانشگاه نجران است .

- در 20 ‏سپتامبر  2011 ‏دانشجویان شیعی دانشگاه "ملک فیصل" واقع در استان شیعه‌نشین احساء ‏از تبعیض‌های اعمال شده علیه آنان و عدم رعایت مساوات میان دانشجویان این دانشگاه شکایت کردند.

‏دانشجویان این واحد آموزشی با انتقاد از تبعیض‌ها فرقه‌ای و تبعیض علیه دانشجویان شیعی تاکید کردند که برخی از این دانشجویان با وجود شرکت موفق در کلاس‌های تئوری و ‏عملی دانشکده پزشکی اما نتوانستند نمره‌ قبولی دریافت کنند.

‏پزشکان دانشکده پزشکی که به عنوان اساتید این دانشجویان در این دانشگاه مشغول به تدریس هستند، به این دانشجویان اطلاع دادند که آنها نتوانسته‌اند این مرحله را با موفقیت پشت‌سر بگذارند و فقط باید نتایج امتحان را از وب سایت دانشکده دریافت کنند.

‏ این دانشجویان با مراجعه به وب سایت دانشگاه دریافتند که نمره لازم را برای قبولی کسب نکرده‌اند. موضوعی که نشان از دست بردن مسئولان دانشکده در نمرات امتحانی دانشجویان می‌داد تا دانشجویان بر اساس معیارهای فرقه‌ای و مذهبی و تبعیض‌های رایج در دانشگاه‌های عربستان سعودی انتخاب شوند.

‏یکی از این دانشجویان در این‌باره گفت که براساس بررسی‌های صورت گرفته، مشخص شد که همه هم دوره‌ای‌های آنها در سال 2011 ‏موفق شده‌اند، امتحانات را با نمره قبولی پشت سر بگذارند و فقط تعداد اندکی از آنان رد شده‌اند که اتفاقا تمام این افراد از دانشجویان شیعی این دانشگاه به شمار می‌آیند.

- 16 ‏آوریل 2011‏ وزارت آموزش و پرورش استان شیعه‌نشین القطیف "فوزی شنو"، ، معلم شیعی و آموزگار مدرسه ابتدایی "صهیب رومی" واقع در شهر سیهات را از کار برکنار کردند. اتهام فوزی شنو اهدای کتاب آموزش نماز و آموزش شیوه صحیح خواندن نماز به شیوه شیعیان بود که توسط همکاران سنی خود تحت فشار قرار گرفته و سرانجام با شکایت آنان از شنو و با حکم وزیر آموزش و پرورش وی از کار برکنار می‌شود.

اما با فشارهای مستمر علما و چهره‌های برجسته منطقه الشرقیه و نیز با فشار نهادهای حقوق بشر فوزی به کار خود بازمی‌گردد.

- در 27 ‏آوریل 2011‏ بیش از 40 آموزگار نهضت سواد آموزی که به صورت قراردادی مشغول به تدریس بودند و قرارداد کاریشان به اتمام رسیده بود با تجمع در مقابل ساختمان وزارت آموزش و پرورش واقع در ریاض ، از " خالد السبیتی"، معاونت آموزش و پرورش خواستند تا نسبت به حل هرچه سریع‌تر مشکل‌اشان اقدام کند.

فساد مالی و اداری

- در 21 ‏ژانویه 2011 ‏بیش از 50 شهروند عربستانی در اعتراض به نبود زیر ساخت‌های ضروری شهری و غرق شدن خانه‌هایشان در سیلاب‌های فصلی که کشته شدن شمار زیاد از ساکنان شهر جده را به دنبال داشت، تظاهراتی برگزار و فساد مالی موجود در نهادهای حکومتی مربوطه را محکوم و بر لزوم اجرای صحیح و هرچه سریعتر ز‌یر ساخت‌های لازم در این شهر تاکید کردند.

- در 1 ‏فوریه 2011 ‏پس بازگشت اعضای هیئت حقوق بشر عربستان سعودی از نشست ژنو و اقامت 6 روزه آنان در این شهر و حضور در نشست‌ حقوق بشر آن، وزارت امور اقتصادی و دارایی عربستان سعودی فاکتور اغراق آمیزی دریافت کرد که در آن از رقم 1.3 ‏میلیون ریالی سعودی سخن گفته شده و از آن به عنوان هزینه سفر این هیئت یاد شده بود.

‏بعدها مشخص شد، اعضای هیئت حقوق بشر عربستان سعودی که برای شرکت در اجلاس ژنو به سوئیس سفر کرده بود، هزینه خوراک، اقامت در هتل و دیگر موارد سفر را در این رقم هنگفت جای داده بودند و نه تنها موجبات تعجب مسئولان وزارت امور اقتصادی که همه شهروندان را برانگیخته بودند.

‏بر اساس این فاکتور اقامت این هیئت در یک هتل سوئیسی شبی 20 ‏هزار ریال‏اعلام شده بود.

- در 6 فوریه  2011‏ و بنابر آمارهای رسمی منتشره، سال گذشته سیلاب‌های شهر جده 18 ‏هزار نفر را آواره و 90 ‏درصد خیابان‌ها و 27‏هزار ساختمان موجود در این شهر را تخریب کرد.

‏این در حالی است که با وجود اختصاص مبالغ هنگفت جهت رسیدگی به این موضوع جمعیت چهار میلیونی این شهر همواره از نبود فاضلاب‌های شهری در جده رنج می‌برند.

‏رژیم عربستان سعودی در این‌باره وعده داده است که زیر ساخت‌های اساسی جده، دومین شهر بزرگ عربستان را پس از وقوع سیلاب‌های اخیر بازسازی کند، اما هنوز گامی جدی و عملی در این راه برنداشته است.

‏بیش از 3972 خانوار و 18027 ‏نغو در جریان سیل سال گذشته، از این شهر

‏خارج راهی مناطق دیگر شدند.

‏ سیل جده و نقص یا نبود فاضلاب‌های شهری موجب شده بود، ارتفاع آب در برخی خیابان‌های این شهر به بیش از چهار متر برسد.

‏ این سیلاب‌ها تلفات جانی نیز دربر داشت که طبق آمارها 10 نفر در جریان این سیلاب ‏کشته و بیش از 100 ‏نفر هم زخمی و سه نفر هم مفقود شدند.

‏سیلاب‌های اخیر شهر جده نمونه بارز فساد مالی و اداری حاکم بر عربستان سعودی است، چراکه شاهزادگان سعودی با وجود دریافت مبالغ هنگفت جهت ساخت و ساز و رفع مشکل فاضلاب شهر جده اما عملا هیچ‌گونه اقدامی در این زمینه برداشته نشده است.

- در 10 ‏می 2011‏ بیش از 160 کارگر و خدمتکار زن شاغل در شهر صنعتی "الخبر" با ‏تجمع در مقابل اداره کار این شهر، خواستار احقاق حقوق از دست رفته خود شدند که شرکت ( MENA ‏) طرف قرارداد با شرکت نفتی آرامکو آن را از آنها سلب کرده بود.

‏با شدت گرفتن اعتراض‌ها مسئول مدیر دفتر اداره کار شهر الخبر ضمن دیدار با معترضان وعده حل هرچه سریع‌تر این قضیه را داد، اما در عمل هیچ گامی در این زمینه برداشته نشد.

- در 13 ‏جولای 2011 ‏دادگاه کیفری ریاض، پایتخت عربستان سعودی طی حکمی 2 نفر از قضات شهر "تبوک" و یک تاجر را به 15 ‏سال زندان و پرداخت جریمه نقدی 5 میلیون ریال سعودی محکوم کرد.

‏ این افراد متهم به جعل اسناد و مدارک و تملک غیرقانونی چند قطعه زمین به ارزش 77 ‏میلیون ریال سعودی شده بودند.

‏قاضی دادگاه ریاض اقدام این 2 ‏قاضی را خیانت و فساد توصیف کرده و طی حکم صادره تاکید کرد که آنها از هرگونه عفو و بخشش محروم باشند، چراکه متهمان از عناصر دستگاه قضائی کشور بوده و به همین دلیل  آنان نمی‌بایست از منصب و مقامشان جهت انجام کارهای غیر قانونی استفاده می‌کردند.

‏ جعل مهر و امضا دو قاضی دادگاه مذهبی و شرعی شهرستان البدع به نام‌های "محمد بن مسلم العثیمین" و "رشید بن محمد القیسی" که مدت‌ها پیش فوت کرده‌اند و جعل اسناد و مدارک زمین‌های دولتی "ساحل شرما" و استفاده نامشروع و غیرقانونی از پست و مقام قضایی جهت تامین منافع شخصی از دیگر اتهاماتی است که به این دو قاضی نسبت داده شده بود.

- در 25 ‏سپتامبر  2011‏ در ادامه تحقیق در ارتباط با سیلاب‌های شهر جده یکی از کارمندان سازمان ثبت اسناد رسمی بازداشت می‌شود که با اتهامات بسیاری همچون رشوه‌های کلان، جعل اسناد مالکیت چند قطعه زمین و فساد مالی و اداری و استفاده از منصب و شغل روبه رو بود.

‏این کارمند سازمان ثبت اسناد رسمی علاوه بر دریافت مبلغ 15 ‏میلیون ریال سعودی رشوه تعداد 10 ‏دستگاه انواع خودرو و 3 ‏ویلا در شمال جده به اضافه 17 ‏هزار ریال سعودی نیز طی بازجویی‌‌های به عمل آمده از وی ضبط شد.

‏این در حالی است که این کارمندان سازمان ثبت اسناد رسمی دو ویلا و مبلغ 17 ‏هزار ویال را نیز به نام همسرش کرده بود.

‏فتواهای تکفیری و اعلام جنگ علیه شیعیان

‏در ماده یازده قانون اداره کشور عربستان سعودی آمده است که ‏جامعه عربستان بر اساس تمسک به ریسمان الهی و همکاری و تعاون بر نیکی و تقوا و دوری جستن از تفرقه میان یکدیگر، در کنار هم به شکل مسالمت‌آمیز زندگی می‌کنند.

‏همچنین در ماده دوازدهم این قانون آمده است که وحدت ملی امری واجب است و دولت هر آنچه را که موجب تفرقه‌انگیزی و فتنه‌انگیزی بین مردم شود را منع می‌کند.

‏اما حقیقت چیز دیگری است و موجب می‌شود که درباره رابطه دولت و این مؤسسات دینی سئوالاتی در اذهان عمومی به وجود آید، به گونه‌ای که این رابطه بیش از هرچیز بیانگر اعلام جنگی مخفی علیه شیعیان است.

‏و تنها این شیعیان نیستند که از این جنگ تاثر پذیرفته و متضرر شدند، بلکه این رابطه تهدیدی علیه عقاید دینی و مذهبی دیگر طوایف و پیروان ادیان دیگر نیز به شمار می‌آید، همچنین به غیر از شیعیان کشور عربستان سعودی، شیعیان کشورهای دیگر نیز از این رابطه زیان‌های کلان دیده‌اند. این گفته یک ادعا نیست، چون وقایع و حوادث بین المللی ثابت کردند که وهابیون در ارتکاب جرایم و قتل شیعیان در عراق و پاکستان و... دست داشته و پیش‌رو بوده‌اند .

‏این اقدامات از طریق احکام صادره توسط علمای وهابی مبنی بر حلال بودن ریختن خون مسلمانان شیعی و القای آن به جوانان تندروی وهابی صورت می‌گیرد و عجیب‌تر از همه اینکه رژیم عربستان سعودی در رابطه با اینگونه فتواها که در راستای تروریسم دولتی قرار می‌گیرند، سکوت اختیار کرده است.

‏این درحالی است که حاکمان بر عربستان "وحدت ملی امری واجب بیان و تاکید کرده‌اند، دولت مقابل هر آنچه که موجب تفرقه‌افکنی و فتنه‌انگیزی در کشور می‌شود، ایستادگی خواهد کرد"، تاکید کرده‌اند، اما رژیم با سکوت در برابر اینگونه فتواها نشان می‌دهد که بر خلاف تمام ادعاهایش گام برمی‌دارد.

- در 4 ‏فوریه 2011 ‏"عبد العزیز آل الشیخ"، مفتی عربستان و رئیس هیئت علمای این کشور در خطبه‌های نماز جمعه خود در ریاض و در محکوم کردن برگزاری تظاهرات گفت: راهپیمایی‌هایی که در برخی کشورها برگزار می‌شود، برای ملت‌ها هیچ سود و فایده‌ای در برنداشته و اینگونه اعتراضات باعث بروز دو دستگی میان ملت‌ها می‌شود و افزود: این تظاهرات باعث سیطره دیگر کشورها بر ذخایر و ثروت‌های کشورهای اسلامی می‌شود.

‏وی همچنین این راهپیمایی‌ها را باعث تحریک و ایجاد تشنج میان مردم اعلام و خطاب به کسانی‌که دست به تظاهرات و راهپیمایی می‌زنند، گفت: از این اعتراض‌ها جز تفرقه میان امت اسلامی و تحقق اهداف دشمنان چیز دیگری عاید جهان اسلام نخواهد شد.

‏وی در پایان از معترضان خواست تا با دیدی باز و تحلیل‌های منطقی و معقول و با توجه به دین و شرع به این امور نگاه کنند.

‏آل شیخ همچنین گفت: این اقدامات شما درست همان اقداماتی است که با تدبیر دشمنان اسلام طراحی شده است، چرا که دشمنان اسلام تضعیف اسلام را هدف اصلی و نهایی خود قرار داده‌اند .

- در 30 ‏مارس 2011 ‏مقامات رژیم سعودی اقدام به چاپ 1.5 ‏میلیون نسخه از فتوای صادره توسط هیئت عالی فتوا کردند.

‏به دلیل تظاهرات شیعیان منطقه الشرقیه و درخواست انجام اصلاحات سیاسی در هیئت عالی فتوا، این هیئت با صدور فتوایی بر تحریم تظاهرات در کشور تاکید کردند.

- در 23 ‏می 2011 ‏"عبد الرحمن البراک" با صدور فتوایی، مشارکت زنان در انتخابات را کفر دانست و اعلام کرد که انتخابات بدترین چیزی است که از طریق کفار وارد جامعه مسلمانان وارد شده است.

‏البراک همچنین در برابر زنانی که در عربستان اقدام به رانندگی کرده و یا در آینده خواهند کرد، آرزوی مرگ نمود.

- در 11 ‏اکتبر 2011 ‏اندکی پس از صدور فرمان شاه سعودی مبنی بر مشارکت زنان در انتخابات، "صالح اللحیدان"، یکی از اعضای هیئت علمای وهابی عربستان سعودی به صراحت از شاه عربستان انتقاد و طی فتوایی مشارکت زنان در انتخابات را حرام اعلام کرد.

بی بی سی: «تابلوها و بیلبوردهای تبلیغاتی در تهران که با بودجه های دولتی برپا شده بودند نشان از آن داشت که تلاشی سازماندهی شده از بالا برای تهییج و ترغیب ایمانداران و باب کردن رویه ای تازه صورت گرفته است.»

به گزارش سرویس سیاسی جام نیوز، سایت شبکه دولتی بی بی سی روز پنجشنبه 7 اردیبهشت (26 آوریل) در یادداشتی با عنوان "فاطمیه؛ اوج‌گیری یک سوگواری مذهبی" به قلم "سیاوش اردلان" همکار سابق رادیو فردا و مجری برنامه " نوبت شما" در شبکه بی بی سی، ضمن اشاره به اهتمام بیشتر مردم برای هرچه با شکوه تر برگزار شدن برنامه های سالروز شهادت جان گداز حضرت فاطمه زهرا( سلام الله علیها) تلاش کرد در تحلیلی غیر واقع‌بینانه و شیطنت آمیز برگزاری چنین مراسم هایی را برنامه های دولتی برای "مشروعیت بخشیدن به حکومت" و "سرگرمی‌ای برای تخلیه هیجانات مردم" بخواند.
بی بی سی در این باره آورده است : «مراسم عزاداری‌های حضرت فاطمه[سلام الله علیها]، دختر پیامبر اسلام که به ایام فاطمیه مشهور است، با این احساس در ایران تمام شد که حجم و غلظت سوگواری‌ها اندکی از سال‌های گذشته بیشتر شده است.تبلیغات رسمی و گزارش‌های منابع خبری در داخل ایران حکایت از آن دارد که روند گسترش این مراسم در سال‌های گذشته، امسال به اوج رسیده است.»

این سایت در ادامه می‌نویسد: «تابلوها و بیلبورد تبلیغاتی در تهران که با بودجه های دولتی برپا شده بودند نشان از آن داشت که تلاشی سازماندهی شده از بالا برای تهییج و ترغیب ایمان داران و باب کردن رویه ای تازه صورت گرفته است.رویه ای که به کمک حمایت‌ها و امکانات حکومتی شاهد کشیده شدن بعضی مراسم حاشیه ای مختص به خرده فرهنگ‌های خاص مثل "تشییع جنازه نمادین فاطمه"،‌"پیاده روی فاطمی"،‌"بدرقه فاطمی".... به جریان اصلی عزاداری‌ها بود.روشن نیست چنین روندی دقیقاً با چه مقدار اقبال در بین توده های مردم مواجه بود.»

بی بی سی اضافه کرد: «این مراسم در این مقیاس گسترده عمدتاً در تهران و قم با حضور طبقات سنتی و متوسط شهری برگزار شد، اما در دیگر شهرها مثل مشهد و تبریز و اردبیل و چند شهر دیگر با مراسم تشییع شهدای گمنام پیوند خورد که هم کاربرد سیاسی پیدا کرد هم تعداد بیشتری از مردم را به خیابان‌ها کشاند.»

بی بی سی که همراه در برنامه های خود ترویج فرهنگ منحط غرب، عرفان‌های نوظهور، همجنس گرایی و... را در دستور کار خود دارد در ادامه با ابراز نگرانی از گسترش فرهنگ عزاداری به ویژه در ایام شهادت جا نسوز دخت نبی مکرم اسلام حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در بین مردم ولایتمدار ایران اسلامی در ادامه آورده است: «سوگواری ایام فاطمیه هنوز خیلی مانده تا از لحاظ فراگیری در بین اقشار مختلف جامعه به پای مراسم دیرینه و جا افتاده ای مثل محرم برسد اما در اول راه است. حضور 5 شب متمادی رهبر ایران و دیگر مقامات بلندپایه در مراسم عزاداری‌های فاطمی و "شام غریبان شهادت حضرت زهرا [سلام الله علیه]” حکایت از آن دارد که حکومت در صدد تثبیت و توسعه هر چه بیشتر فرهنگ عزاداری به بهانه های مختلف در جامعه ایران است.»
سایت وابسته به شبکه دولتی بی بی سی، که اجرای سیاست‌های استعماری دولت انگلیس را در دستور کار خود دارد در تحلیلی شیطنت آمیز هدف از برگزاری چنین مراسماتی از سوی بیت رهبر معظم انقلاب را "مشروعیت بخشی به حکومت" و "سرگرم کردن مردم" می‌خواند خوانده و می‌نویسد: « آز آنجایی که حکومت از این فرهنگ برای مشروعیت دادن به خودش استفاده می‌کند مایل است ببیند این فرهنگ غالب شود، با مفاهیم سیاسی مورد علاقه حکومت گره بخورد و به فرصتی نیز برای سرگرمی و تخلیه هیجانات جامعه بدل شود.»

این سایت که نتوانسته است خشم خود را از فراگیر شدن "فرهنگ فاطمی" در جامعه شیعه ایران فرو نشاند با توهین به مردم عزیز ایران اسلامی برپایی چنین مراسماتی در مناسبت‌های مذهبی را باعث افسردگی و افزایش رفتار ریاکارانه از سوی مردم دانسته و می‌نویسد: «تازه یک ماه از ایام شادمانی‌های نوروزی گذشته و جامعه ظرف چند هفته ناگهان به اصطلاح تغییر فاز می‌دهد. تأثیر این نوسانات روحی بر روان جمعی مردم محتاج مطالعات و بررسی‌های کارشناسانه است اما چیزی نیست که بتوان نادیده گرفت.
نوسانات به کنار، قشری از ایرانیان ناراضی و حتی دین‌دار نیز گلایه می‌کنند که اصرار به ایجاد حال و هوای عزاداری به دفعات زیاد در تقویم کشور باعث ایجاد افسردگی و تشویق رفتارهای ریاکارانه می‌شود.»

این در حالی است که مردم ولایتمدار و متدین ایران اسلامی در ایام سوگواری خاندان پاک و مطهر رسول مکرم اسلام حضرت محمد ( صلی الله علیه و آله و السلم) همواره از جان و دل سنگ تمام گذاشته‌اند و حتی در ایامی که شهادت این بزرگواران مصادف با اعیاد ملی‌ای چون عید نوروز گردیده است با ترجیح بزرگداشت یاد و خاطره پیشوایان و امامان خود اعلام کرده‌اند در آن سال " عید" ندارند و در دید و بازدید های این ایام به جای تبریک سال نو به قاتلان و عاملان شهادت آن بزرگواران لعن می‌فرستند.

اما در مورد اینکه " عزاداری مساوی با افسردگیست" باید گفت این ادعا یکی از آن دروغ هایی است که  افراد جاهل و مغرض  بدون ارائه هیچ دلیل مستند و منطقی آنقدر آنرا  جدی می گویند که همه باور کنند اما باید در پاسخ به آنها گفت:

۱- اگر عزاداری مساوی با افسردگی باشد باید در ماه هایی مثل محرم و صفر مردم افسرده و بداخلاق باشند.طبعا در یک جامعه ی افسرده ناهنجاری ها ، جرم و جنایت ها بیشتر است. چگونه است که همیشه آمار جرم و جنایت و دزدی و به طور کلی ارتکاب گناه در ماه محرم - که سراسر عزاداری است – کاهش چشمگیر دارد؟ این کاهش هم مربوط به امسال و سال پیش نیست. قبل از انقلاب و در گذشته نیز چنین بوده است.

۲- اگر عزاداری و گریه برای مصائب آل الله(ع) مساوی افسردگی است چرا در احادیث و اخباری که از حضرات معصومین(ع) نقل شده است به عزاداری و گریه برای مصائب ائمه(ع) سفارش شده است؟مگر می شود پیامبر بزرگوار اسلام(ص) و اهل بیت مطهر ایشان، مسلمانان را به امری کسل کننده سفارش کنند؟ علاوه بر این مگر آن بزرگواران- که مصداق انسان کامل و معصوم از خطا و اشتباه بودند- برای مصیبت های دیگر ائمه(ع) عزاداری نمی کردند؟ مگر در احادیث از ائمه(ع) نقل نشده است که هرگاه یاد مصائب حضرت زهرا(س) می شد گریه می کردند؟

۳- به اطراف خود نگاه کنیم. جامعه ی ما - که هر سال بیش از چند ماه عزادار مصائب ائمه ی معصومین(ع) است – افسرده تر است یا جوامع غربی؟ جوامعی که هیچ عزاداری برای آن ها تعریف نشده است.قشر مذهبی ما افسرده ترند یا قشر لامذهب؟

۴- مسئله ی مهمتر اینکه آیا در عقاید مذهبی شیعه اصلا افسردگی جایی دارد؟ شیعه مصیبت حضرت زهرا(س) را یادآور می شود تا بداند که سکوت و بی تفاوتی مردم در برابر آن، باعث مصائب بعدی کربلا شد. شیعه مصائب گذشته ی خود را تجربه ای برای آینده می داند.آینده ای که از آنِ حکومت عدل جهانی حضرت مهدی (عج) است.

 

يك وهابي شيعه شده با ابراز خرسندي از پي بردن به حقانيت شيعه گفت: وهابيت يك فريب بزرگ است.
به گزارش ایسنا عصام العماد عصر دوشنبه در دانشگاه آزاد خرم آباد در پاسخ به سوالات خبرنگاران تصريح كرد: بسيار خوشحالم كه در سن جواني به حقانيت شيعه پي بردم چرا كه وهابيت يك فريب بزرگ است.

وي افزود: يكي از دوستان من كه در سن 60 سالگي شيعه شد گريه مي كرد و مي گفت اي كاش زودتر به حقانيت شيعه مي رسيدم.

اين وهابي شيعه شده با ابراز تاسف نسبت به زمينه ساز بودن انيشه هاي وهايبت در گرايش به تروريسم گفت: در واقع اين مكتب تند ترين مكتب است و سياسيون بويژه آل صعود از اين مسئله براي حذف رقيب كه اهل تشيع و اهل تسنن هستند بهره برداري مي كنند.

عصام العماد ادامه داد: وهابي مانند يك بيمار رواني است چرا كه در ذهن و انديشه خود تصور مي كند كه تنها او مسلمان است و با همين تفكر از خانواده و نزديكان، جامعه، مسجد، دولت و كشور دور مي شود و كم كم به يك تروريست، دشمن جامعه و به يك قاتل تبديل مي شود.

وي با اذعان به اينكه وهابيون خيلي زود فريب اطلاعات آل صعود را مي خورند اضافه كرد: وهابيون در ذهن خود توليد كرده اند كه فقط ما هستيم و فقط ما بايد بمانيم.

اين وهابي شيعه شده گفت: وهابيون با اين تصورات غلط خود را از جامعه اسلامي رانده اند و يك جامعه و تفكر را در درون جامعه و انديشه بزرگ اسلام ايجاد كرده اند.

عصام العماد ادامه متذكر شد: وهابيون به مانند بيمار رواني از شيعيان مي ترسند و اين هراس را دارند كه اگر يك شيعه پيش آنها برود مي خواهد آنها را بكشند و با اين تصور احساس مي كنند كه اگر شيعه را نكشند فردا شيعيان آنها را مي كشند.

وي افزود: وهابيون نه از سر دشمني بلكه به دليل ترس از تشيع، شيعيان را مي كشند چرا كه معتقدند كه اگر شيعيان مسلط شوند وهابيون را نابود مي كنند پس احساس خطر مي كنند در حالي كه اين احساس يك احساس واقعي نيست.

اين وهابي شيعه شده گفت: جامعه وهابيت در حال حاظر متحول شده است چرا كه قبلا منابع محدودي وجود داشت اما با ايجاد رسانه هاي جديد هم از انديشمندان شيعه و هم از انديشمندان اهل سنت انديشه هاي جديد به وهابيت تزريق شده با اين وجود وهابيون متاثر از انديشه هاي جديد هستند.

عصام العماد با اذعان به اينكه امروز وهابيت كلاسيك در اقليت قرار دارند يادآور شد: امروز گروههايي از وهابيت خلق شده اند كه برخي از آنها انديشه هاي اهل سنت و برخي از انديشه هاي شيعيان گرايش تاثير گرفته اند و از طرفي وهابيوني هم هستند كه انقلابي هستند.

وي از عربستان، امارات و كويت به عنوان منبع تغذيه اقتصادي وهابيت نام برد و گفت: با وجود اينكه وهابيت تبليغات زيادي در دنيا دارد اما به دليل بالا رفتن بصيرت جامعه اسلامي وهابيت تضعيف شده است.

آیت الله وحید خراسانی در مسجد اعظم قم و در درس خارج فقه ضمن بیاناتی وظیفه مسلمانان را در عزای فاطمه زهرا (س) به طور عام و شیعیان به طور خاص بیان کرد و به فرمایش رسول خدا (ص) اشاره نمود که آن حضرت فرمود : «اول شخص یدخل الجنة فاطمة ».
به گزارش مشرق به نقل از شفقنا، ایشان  ضمن توضيح در مورد اسناد حديث مذكور بیان کرد: از آنجا كه اولين شخص كه وارد بهشت مي شود حضرت خاتم (ص) است ايشان مي خواهد به دنيا بفهماند كه آن كس كه اول داخل بهشت مي شود من هستم منتهي در قالب زهرا (س).

مرجع بزرگ شيعيان اظهار کرد كه بر اساس فرموده قرآن، پيامبر (ص) كسي است كه «ماينطق عن الهوي» (يعني از روي هوي سخن نمي گويد) و آن حضرت بر اساس اسناد مورد اتفاق عامه و خاصه فرموده است: «فاطمه بضعة مني فمن اغضبها فقد اغضبني فمن ابغضني فقد ابغض الله» . (فاطمه پارة تن من است هركس اورا بيازارد مرا آزرده است و هركس مرا بيازارد خدا را آزرده است).

او پس از توضيحات مبسوط علمي در خصوص حديث مذكور گفت: چون حضرت فاطمه (س) پاره اي از پيامبر(ص) است پس روز شهادت حضرت زهرا (س) روز شهادت خاتم الانبياء (ص) است و روزي است كه بايد جنازه پيامبر(ص) تشييع شود.

وحید خراسانی خطاب به همه مسلمانان به ويژه شيعيان بیان کرد: هر مسلماني كه به خدا و پيامبر(ص) ايمان دارد بايد رفتارش در روز سوم جمادي الثاني با عزاي فاطمه زهرا(س) همان رفتاري باشد كه در عزاي رحلت رسول خدا (ص) انجام مي دهد.

آيت الله العظمي وحيد خراساني در بخش مهم بيانات خود شيعيان را مورد خطاب قرار داد و وظيفه ويژه اي به آنها اختصاص داد بدين بيان كه مملكت اگر مملكت شيعه است روز سوم جمادي الثاني بايد يكپارچه شور و شيون باشد بايد آتشي در عزاي زهرا (س) برپا شود. اگر اميرالمومنين (ع) با شنيدن خبر شهادت همسرش غش كرد مملكت علي (ع) بايد چه كند!

به گزارش مشرق: کمپین آنلاين "سازمان سياست خارجي عادلانه"، روزنامه نيويورك تايمز را وادار مي‌سازد تا در خصوص ادعاهاي واهي نسبت به فتوای اتمی رهبر ايران تجدید نظر كند.

درخواست آنلاين سازمان سياست خارجي عادلانه(Just Foreign Policy )- سازماني" مستقل و بي‌طرف كه ماموريت خود را اصلاح سياست خارجي آمريكا اعلام مي‌دارد- خوانندگان را تشويق مي‌كند تا در كمپين آنلايني شركت نمايند كه روزنامه نيويورك تايمز را وادار مي‌سازد تا تحقيق كند چرا در اين روزنامه تحت عنوان تحليل خبري درباره اسلام ،ادعاهاي مشكوك و بي‌پايه‌واساس منتشر کرده است."

اين گروه مخالفت خود را با مسائلي اعلان مي‌دارد كه در مقاله "جيمز ريسن"(James Risen) تحت عنوان "در جستجوي درك واقعيت هسته‌اي ايران از لابه‌لاي اظهارات آيت‌الله" در 15 آوريل مطرح شده است.


 



بنابر گزارش سازمان فوق، در مقاله جيمز ريسن ادعا شده است كه نمي‌توان به نظريه آيت‌الله خامنه‌اي رهبر ايران در خصوص برنامه هسته‌اي اعتماد كرد زيرا رهبران ايران شيعه هستند و "شيعيان در مذهب خود اصل "تقيه" دارند كه به آنها اجازه مي‌دهد در مواقع لازم دروغ بگويند."

ريسن در روزنامه نيويورك تايمز مي‌نويسد: "شيعيان قرنهاست كه به عنوان يك اقليت مظلوم در دين اسلام ياد گرفته‌اند تا براي زنده ماندن هويت ديني خود را پنهان سازند و بنابراين براي محافظت از جامعه شيعي، دروغ گفتن آنها مسبوق به سابقه است."

"جوان كول"(Juan Cole) تحليل‌گر مسائل خاورميانه در وبلاگ خويش تحت عنوان Informed Comment ادعا مي‌كند كه دكترين تقيه "از سوي اغلب ضدمسلمانان بد جلوه داده مي‌شود اما در مورد اظهارات {آيت‌الله}خامنه‌اي صدق نمي‌كند."

سازمان سياست خارجي عادلانه مي‌نويسد كه ادعاي ريسن بي‌پايه‌واساس است و به خاطر انتشار اين مطالب "بايد به سردبيران روزنامه نيويورك تايمز كارت قرمز نشان داد."

جوآن كول معتقد است: "مطرح كردن بحث تقيه در اين مورد خاص فقط شكل عجيبي از اسلام‌هراسي است و سياست‌گذاران و تحليل‌گران با خيال راحت مي‌توانند آن را ناديده بگيرند."

کثرت و پای‌بندی مسلمانان مقیم آلمان از یک سو و گرایش قابل توجه دوشیزگان و بانوان آلمانی به اسلام سبب گردید تا رسانه‌های آلمانی اذعان کنند که «در آلمان روسری بانوان به یکی از وسائل جانبی و مد تبدیل شده است».

سايت IRANPN  گزارش داد:  البته آلمانی‌ها با توجه به هجمه‌ی گسترده‌ای که در کلّ اروپا علیه حجاب شده و می‌شود، دیگر از این واژه‌ که گویا مانند سلاحی عمل می‌کند استفاده نکرده و لفظ «روسری» را جایگزین کرده‌اند و سعی دارند القا کنند که گرایش دوشیزگان و بانوان در آلمان به پوشش سر، فقط به عنوان یک لباس مُد می‌باشد.
البته خبرگزاری بیلد Bild   به ناچار اذعان می‌کند: در عین حال تا کنون هیچ تکه‌ای از لباس مانند روسری (حجاب) مورد بحث‌های داغ قرار نگرفته است، چرا که روسری بیش‌ از هر چیز، نشان از نوعی استقلال و خودمختاری مذهبی زنان دارد. البته «بیلد Bild  » واژه‌‌ی «مرتجع و زن ستیز» را به آن می‌افزاید، تا ضمن اذعان، بغض خود را نشان داده و رسالت ضدتبلیغ علیه اسلام را نیز به انجام رسانده باشد.
کثرت حجاب به شکل حجاب‌های متعارف در ایران (چادر، مقنعه و مانتو)، یا در ترکیه (مقنعه‌ی بلند و گشاد تا نزدیک کمر و مانتوهایی مانند چادر)، یا حجاب‌های متعارف در عرب (که بیشتر شبیه چادر مشکی است و تمام هلال صورت و دست‌ها را تا مچ می‌پوشاند)، مشکل بزرگی برای مخالفان حجاب در اروپا ایجاد کرده است، چرا که به غیر از آن که بیانگر استقلال و جرأت دینی زنان مسلمان در اروپا می‌باشد، حامل پیام اسلام بیدار، پویا و انقلابی نیز شده است. لذا آلمان‌ها بسیار مایلند که اگر گریزی از حجاب‌گرایی زنان نیست، دست کم به یک روسری قناعت کرده و زنان مسلمان با افتخار با این هیبت‌های پیام‌دار و جاذب در اجتماع حاضر نگردند. لذا شبکه خبری بیلد، برای تبلیغ روسری البته نه به عنوان حجاب، بلکه به عنوان یک جایگزین - می‌افزاید: در عین حال باید اذعان داشت که قطعاً روسری یکی از لوازم جانبی مصرفی زنان مؤمن، اما شیک و  پیرو مد روز می‌باشد.
بیلد می‌افزاید: این روسری‌ها در عین حال که نشان دهنده‌ی «ارزش»ها - اما به طریق محافظه‌کارانه است - با طراحی‌های زیبا، بسیار مدرن بوده و در فروشگاه‌های گران‌ترین خیابان‌ها عرضه می‌شود و به طور فزاینده‌ای مورد استقبال قرار گرفته است و البته لباس‌ها، کفش‌های پاشنه بلند و کت‌های متناسب با آن نیز طراحی می‌شود.
لازم به ذکر است که ترک‌ها پیشتاز طراحی این مدل‌های روسری (و البته اغلب مدهای رایج در اروپا) هستند. این گزارش می‌افزاید:  در استانبول از تابستان 2011، مجله‌ی مدی به انواع روسری اختصاص یافت به نام علاء (Âlâ  ). این مجله در 200 برگ و با صفحات بسیار زیبا،‌براق (مقوای گلاسه و یووی‌دار) منتشر شده و اقشار مذهبی تحصیل‌کرده، ثروتمند و طرفدار مد را هدف و مخاطب قرار داده است. تیراژ این مجله 40000 نسخه بوده و در آلمان نیز آبونمان‌های بسیاری دارد و صفحه فیس‌بوک این مجله از 120 هزار طرفدار برخوردار می‌باشد.
درج این مطالب که در قالب یک گزارش ارائه شده، تبلیغات بسیار گسترده‌ای برای این مجله و جایگزینی مدهای روسری مدرن، به جای حجاب‌های متداول می‌باشد. این خبرگزاری بلافاصله می‌افزاید: البته سابقاً روسری در ترکیه یک مد روستایی بود که آتاتورک آن را ممنوع کرد، اما با روی کار آمدن حزب رفاع و توسعه دوباره مطرح شد و ظاهر شدن همسر اردوغان با روسری، رژ لب و کیف در دست در مجامع، نشان داد که دین می‌تواند مدرن باشد.
این خبرگزاری به سایر مجله‌های مدهای اسلامی و روسری ترکیه مانند مجله‌ی تکبیر (Tekbir ) نیز اشاره نموده و در تبلیغ بیشتر جهت جایگزینی روسری‌های مدرن به جای حجابی که برای آنان به مثابه‌ی یک حربه‌ی سیاسی می‌باشد، می‌افزاید: این مجله از طرح‌ها جیغ و بازی با رنگ‌ها استفاده می‌کند، تا جایی که برای به دست آوردن یک تکه پارچه، به التماس می‌افتید(؟!)
در هر حال با توجه به این که سیاست‌گذاران تبلیغاتی آلمان به فلسفه و حدود حجاب آشنایی ندارند، به نظرشان چنین رسیده که تبلیغ جهت جایگزینی روسری‌های مدرن به جای حجاب‌های مشخص و پیام‌دار، می‌تواند از آثار مثبت حجاب – که موجب گرایش بسیاری از دختران و زنان غیر مسلمان نیز شده است – بکاهد. هر چند که این تبلیغ بیش از آن که مدل زنان مؤمنه‌ی محجبه را تغییر دهد، موجب پوشش زنانی می‌شود که مایل به پوشش هستند، اما رعایت حجاب به معنای متداول برایشان آسان نیست و در نتیجه تمام این گزارش اذعان به گسترش میل به پوشش از یک سو و تبلیغ پوشش اسلامی (اگر چه روسری) از سوی دیگر بود.
امید است طراحان و تولید کنندگان ایرانی ما نیز به جای تقلید از طرح‌های مشمئز کننده‌ی غربی، بتوانند بهترین و شیک‌ترین طرح‌های حجاب اسلامی را ارائه دهند. البته گام‌هایی برداشته شده است، اما دیر و کُند و غیر جاذب!

محمد عسکری» سخنگوی وزارت کشور عراق اظهار داشت: ساعاتی پیش دو بمب کنترل شدە در شمال غربی شهر بغداد و در نزدیکی حسینیە "قمر بنی هاشم" در منطقە "حی الکاظمیە" منفجر شد.

وی در ادامه افزود: بر اثر این انفجار ٥ نفر به شهادت رسیده و ٢٠ تن دیگر زخمی شدند.

وضعیت امنیتی شهرهای عراق پس از آرامش نسبی کە بعد از خروج نظامیان اشغالگر آمریکایی ایجاد شدە بود ، در چند روز گذشتە مختل شدە است.

گفتنی است روز پنجشنبە نیز چندین انفجار در شهرهای بغداد، سامرا، بعقوبه و کرکوک دست‌کم 30 تن کشته و 146 زخمی بر جای گذاشت.

سند خطبه:
‌ خطبه مزبور از جمله‌خطبه‌هاي‌مشهوري‌است‌كه‌عامه‌و خاصه‌با سندهاي‌معتبر از صديقه كبري‌ـ صلوات‌الله عليها ـ روايت‌كرده‌اند. از جمله‌احمدبن‌عبدالعزيز جوهري‌در تأليف‌خود به‌نام‌سقيفه‌و فدك‌ـ بنابر نقل‌ابن‌ابي‌الحديد در شرح‌نهج‌البلاغه‌ـ از آن‌ياد كرده‌و ابن‌ابي‌الحديد، نامبرده‌را چنين‌معرفي‌مي‌نمايد: بطوري‌كه‌همه محدثان‌عامه‌او را به‌نيكي‌ستوده‌اند و همه مصنفات‌او و ديگران‌را از او روايت‌كرده‌اند. بر اساس‌گفته ابن‌ابي‌الحديد، جوهري‌به‌چهار طريق‌اين‌خطبه‌را روايت‌كرده‌است‌: اين‌، نسخه‌اي‌قديمي‌است‌كه‌در سال‌322 بر مؤلف‌قرائت‌و تصحيح‌شده‌كه‌با سندهاي‌مختلف‌روايت‌كرده‌است‌. (مراد سندهاي‌مذكور است‌). مي‌كردند و نيز من‌اين‌خطبه‌را از پدرم‌علي‌بن‌الحسين‌(ع‌) به‌ترتيب‌از فاطمه‌ (س‌) حديث‌مي‌كنم‌علاوه‌بر اين‌كه‌همين‌خطبه‌را بزرگان‌شيعه‌روايت‌كرده‌و به‌يكديگر تدريس‌مي‌كردند؛ قبل‌از آن‌كه‌جدّ ابوالعينا متولد شود. كه‌حاضرند بزرگترين‌سخن‌را به‌عايشه‌نسبت‌دهند؛ اما در نسبت‌دادن‌اين‌ خطبه‌به‌جده‌ام‌ترديد مي‌كنند؟ اين‌نيست‌مگر عداوتي‌كه‌با ما اهل‌بيت‌دارند. : من‌همه اين‌حديث‌را فقط‌نزد ابي‌حفان‌ديدم‌. عليها ـ مأيوس‌به‌سوي‌قبر پدر برگشت‌؛ خود را بر روي‌قبر انداخت‌؛ تظلم‌ نمود؛ گريه‌كرد و در آخر اين‌ابيات‌را خواند: تمام‌جهان‌هستي‌بهترين‌گواه‌است‌كه‌جز تو خدايي‌نيست‌و عقل‌منصف‌ هرگز نمي‌تواند وجود تو را انكار كند.
فدك‌در تاريخ‌
فدك‌سرزمين‌غله‌خيزي‌در حجاز است‌و فاصله‌آن‌تا مدينه‌يك‌صد و چهل‌كيلومتر است‌. خيبر سرزمين‌يهودي‌نشين‌بود. تا اين‌كه‌در سال‌هفتم‌ هجري‌به‌علت‌ترسي‌كه‌بعد از فتح‌خيبر از مسلمانان‌داشتند نصف‌يا همه آن‌را با رسول‌اكرم‌(ص‌) صلح‌كردند. و از آن‌تاريخ‌به‌ملك‌خاص‌رسول‌گرامي‌(ص‌) درآمد؛ زيرا مسلمانان‌در به‌دست‌آوردن‌فدك‌پيكاري‌ننموده‌بودند و خداوند متعال‌هم‌در قرآن‌فرموده‌است‌: هر چه‌خدا از اموال‌اهالي‌دهكده‌ها برگرداند و بخشيد، ـ «ما أَفاءَ اللهُ عَلي‌رَسُوله‌من‌ْ أَهْل‌القُري‌فَللّه‌وَ للرِّسُول‌وَ لذي‌القُرْبي‌...» حشر (ص‌)5، آيه 6 .
اين‌آيه‌با صراحت‌بيان‌مي‌كند كه‌فدك‌به‌ملك‌طلق‌رسول‌اكرم‌(ص‌) در آمد و همه مذاهب‌اسلامي‌در اين‌موضوع‌اتفاق‌نظر دارند.
در مسند احمد بن‌حنبل‌در باب‌صله رحم‌از ابوسعيد خدري‌نقل‌شده‌است‌: وقتي‌كه‌آيه «و آت‌ذالقربي‌حقّه‌» نازل‌گرديد، نبي‌اكرم‌(ص‌) فرمود : «يا فاطمة! لك‌فدك‌»، (اي‌فاطمه‌! فدك‌از آن‌توست‌.) بر اساس‌اين‌روايت‌، فدك‌به‌ملك‌زهراي‌اطهر ـ صلوات‌الله عليها ـ در آمد.
خليفه اول‌آن‌را از تصرف‌زهراي‌مرضيه‌(ع‌) در آورد و از جمله اموال‌عمومي‌و ثروت‌ملي‌اعلام‌كرد. خليفه‌دوم‌در زمان‌خلافت‌، فدك‌را به‌ورثه رسول‌خدا (ص‌) داد و عثمان‌در ايام‌خلافتش‌آن‌را به‌مروان‌بن‌حكم‌واگذار كرد.
تاريخ‌، بعد از آن‌تصريحي‌در مورد سرگذشت‌فدك‌ندارد. مسلم‌است‌كه‌اميرالمؤمنين‌(ع‌) در دوران‌خلافت‌عثمان‌آن‌را از چنگ‌مروان‌درآورد، تا خلافت‌به‌معاويه‌رسيد و او نيز آن‌را سه‌قسمت‌كرد : يك‌ثلث‌را به‌مروان‌بن‌حكم‌و ثلث‌دوم‌را به‌عمر بن‌عثمان‌و ثلث‌سوم‌را به‌فرزندش‌بخشيد. پس‌از آنكه‌خلافت‌به‌مروان‌بن‌حكم‌رسيد همه‌را از آن‌خود كرد و عمر بن‌عبدالعزيز فدك‌را به‌فرزندان‌فاطمه‌(س‌) برگرداند. او نامه‌اي‌به‌والي‌خود در مدينه‌به‌نام‌ابوبكر بن‌عمر و بن‌حزم‌نوشت‌كه‌فدك‌را به‌صاحبانش‌يعني‌فرزندان‌فاطمه‌(س‌) برگردان‌. ابوبكر بن‌عمرو نوشت‌: فاطمه‌(س‌) نسل‌زياد دارد به‌كدام‌يك‌از آنان‌بازگردانم‌؟ در جواب‌نوشت‌: اگر من‌به‌تو بنويسم‌گاوي‌ذبح‌كن‌حتماً از من‌سؤال‌مي‌كني‌كه‌گاو رنگش‌چگونه‌باشد؟ به‌محض‌رسيدن‌اين‌نامه‌فدك‌را به‌فرزندان‌فاطمه‌(س‌) كه‌از نسل‌علي‌بن‌ابي‌طالب‌: هستند برگردان‌.
پس‌از انجام‌اين‌فرمان‌، بني‌اميه‌عمر بن‌عبدالعزيز را ملامت‌كردند و گفتند تو برخلاف‌عمل‌شيخين‌رفتار كردي‌و در عمل‌، آنها را تخطئه‌كردي‌.
در تاريخ‌است‌كه‌از كوفه‌به‌سرپرستي‌عمر و بن‌قيس‌نزد عمر بن‌عبدالعزيز آمده‌و او را در اين‌كار سرزنش‌كردند. وي‌در جواب‌گفت‌:
انِّكم‌جَهلتم‌و عَلمت‌ُ و نسيتم‌و ذَكرت‌ُ؛ شما نادان‌هستيد و من‌آگاه‌، شما فراموش‌كرده‌ايد و من‌به‌خاطر دارم‌. زيرا ابوبكر بن‌محمد بن‌عمرو بن‌حزم‌از پدر و از جد خود روايت‌كرد كه‌رسول‌الله (ص‌) فرمود: فاطمة بضعةٌ منّي‌يسخطُها ما يسخطُني‌، و ترضيني‌ما أرضاها؛ فاطمه‌(س‌) پاره‌تن‌من‌است‌؛ آنچه‌او را به‌خشم‌آورد مرا نيز به‌خشم‌مي‌آورد و آنچه‌وي‌را خشنود گرداند مرا خشنود مي‌گرداند. فدك‌در ملك‌مروان‌بود، آن‌را به‌عبدالعزيز بخشيد؛ و من‌و برادرانم‌آن‌را از پدر ارث‌برديم‌. سپس‌من‌از برادرانم‌درخواست‌كردم‌به‌من‌منتقل‌كنند. بعضي‌از آنها بخشيدند و بعضي‌فروختند تا همه فدك‌ملك‌من‌شد. من‌نيز چنين‌مصلحت‌ديدم‌كه‌آن‌را به‌فرزندان‌فاطمه‌(س‌) بازگردانم‌. آنها گفتند : حال‌كه‌چنين‌تصميمي‌داري‌عايداتش‌را واگذار كن‌و خود فدك‌را نگه‌دار.
سپس‌يزيد بن‌عبدالملك‌آن‌را گرفت‌و در دست‌بني‌مروان‌بود تا دولت‌شوم‌آنها منقرض‌گرديد.
پس‌از انقراض‌بني‌اميه‌خلافت‌به‌بني‌عباس‌رسيد. اوّلين‌خليفه عباسي‌ابوعباس‌سفاح‌آن‌را به‌عبدالله بن‌حسن‌بن‌حسن‌بن‌علي‌بن‌ابي‌طالب‌برگرداند. باز منصور دوانيقي‌آن‌را از او پس‌گرفت‌. مهدي‌عباسي‌آن‌را برگرداند. موسي‌بن‌مهدي‌دوباره‌آن‌را گرفت‌. فدك‌در دست‌خلفاي‌عباسي‌بود تا در دوران‌خلافت‌مأمون‌مجدداً به‌فرزندان‌فاطمه‌(س‌) برگردانده‌شد.
در سال‌210 مأمون‌نامه‌اي‌به‌فرماندارش‌در مدينه‌، قشم‌بن‌جعفر نوشت‌: اميرالمؤمنين‌(مأمون‌) به‌سبب‌موقعيتي‌كه‌در دين‌خدا دارد و منصب‌خلافتي‌
فدك‌در زمان‌متوكل‌مجدداً از دست‌بني‌فاطمه‌گرفته‌شد و وي‌آن‌را به‌عبدالله بن‌عمر بازيار داد. در فدك‌يازده‌درخت‌خرما بود كه‌رسول‌اكرم‌(ص‌) آنها را با دست‌مبارك‌خود كاشته‌بود. عبدالله بن‌عمر، بشران‌بن‌ابي‌اميه‌ثقفي‌را به‌مدينه‌روانه‌كرد تا آن‌درختها را قطع‌كند. او هم‌مأموريت‌خود را انجام‌داد و در بازگشت‌فلج‌ شد.
از اين‌تاريخ‌مختصر و با مطالعه‌در خطبه‌و مذاكراتي‌كه‌ميان‌صديقه طاهره‌(س‌) و خليفه‌رد و بدل‌شده‌است‌استفاده‌مي‌شود كه‌آنچه‌بعضي‌خيال‌مي‌كنند كه‌فدك‌دهكده‌يا مزرعه كوچكي‌بوده‌كه‌فقط‌كفاف‌مخارج‌سالانه‌اهل‌بيت‌را مي‌كرده‌است‌، نبوده‌؛ بلكه‌يكي‌از مهمترين‌مستغلات‌حاصل‌خيز بود؛ زيرا زميني‌كه‌حاصل‌اندك‌و غيرمهمي‌داشته‌باشد چگونه‌جزو اموال‌عمومي‌و ثروت‌ملي‌اعلام‌مي‌شود؟ مخصوصاً در زماني‌كه‌به‌مناسبت‌رحلت‌رسول‌اكرم‌(ص‌) احتمال‌حمله دشمنان‌دين‌به‌حوزه‌اسلام‌مي‌رفت‌و مي‌بايست‌دولت‌اسلامي‌سپاه‌مجهزي‌داشته‌باشد. علاوه‌بر اين‌از جواب‌خليفه‌به‌خوبي‌وضعيت‌فدك‌روشن‌مي‌شود :
ان‌ّ هذا المال‌َ لم‌يكن‌ْ للنبي‌(ص‌) و انّما كان‌َ مالاً من‌أموال‌المسلمين‌َ يَحمل‌ُ النبي‌به‌الرجال‌َ و يُنفقه‌في‌سبيل‌الله؛
اين‌مال‌ملك‌رسول‌اكرم‌(ص‌) نبود بلكه‌از اموال‌عمومي‌مسلمانهاست‌ كه‌رسول‌خدا با آن‌، مخارج‌عده‌اي‌را مي‌داد و در راه‌خدا انفاق‌مي‌نمود.
باز ار هر دو مهمتر، تقسيمي‌است‌كه‌معاويه‌ميان‌يزيد، مروان‌و عمر بن‌عثمان‌انجام‌داد. بديهي‌است‌مزرعه‌اي‌كه‌با زحمت‌از آن‌، مخارج‌يك‌ساله خانواده‌اي‌تأمين‌شود قابل‌بخشش‌ميان‌سه‌نفر از شخصيت‌ها نيست‌كه‌هر يك‌در زمان‌خود از ثروتمندان‌بودند؟!
بنابراين‌جاي‌هيچ‌گونه‌استبعادي‌نيست‌كه‌آنچه‌سيد بن‌طاووس‌ـ رضوان‌الله عليه‌ـ در كتاب‌نفيس‌«كشف‌المحجة لثمرة المهجة» نقل‌كرده‌، صحيح‌باشد :
و كان‌دخلُها في‌رواية الشيخ‌عبدالله بن‌حمّاد الانصاري‌أربعةً و عشرين‌ألف‌َ دينارٍ في‌كل‌ٍ سنة؛
عايدات‌فدك‌در هر سال‌برحسب‌نقل‌شيخ‌عبدالله حماد انصاري‌بيست‌و چهار هزار دينار بوده‌است‌.
اين‌خطبه‌را با واقع‌نگري‌و مطالعه‌در روايات‌ديگر و گوشه‌هاي‌تاريخ‌بايد از حد يك‌سخنراني‌حماسه‌اي‌و يا اظهار مصيبت‌و شكايت‌از اين‌كه‌اوضاع‌عادي‌كه‌در عصر حيات‌پيامبر وجود داشته‌و پايان‌يافته‌است‌خارج‌كرد؛ حتي‌نبايد به‌عنوان‌اعتراض‌به‌سياست‌مالي‌و اقتصادي‌دولت‌انتخابي‌ـ كه‌بر اساس‌شورا شكل‌يافته‌ـ يا به‌عنوان‌موضوع‌شخصي‌؛ يعني‌درخواست‌مساحتي‌از زمين‌كه‌ذخيره اقتصادي‌يك‌خانواده‌است‌و يا نزاع‌مادي‌بر سر سرزمين‌معين‌به‌اسم‌«فدك‌» و يا دستيابي‌به‌سرزمين‌غله‌خيز تلقي‌كرد؛ بلكه‌فدك‌، رمز قيامي‌تاريخي‌است‌كه‌از حدود حجاز گذشته‌و پايه‌ريز حكومت‌جهاني‌مي‌باشد. فدك‌، انقلابي‌است‌كه‌تاريخ‌پس‌از خود را تشكيل‌خواهد داد. فدك‌، انقلاب‌عليه‌سياست‌دولت‌وقت‌و براي‌برگرداندن‌خلافت‌عظماي‌الهي‌و اصلاح‌ملتي‌است‌كه‌با ناديده‌گرفتن‌همه زحمات‌و خون‌دلها مي‌خواهد به‌جاهليت‌نخست‌برگردد. اگر در طي‌خطبه‌صحبتي‌از مطالبه ميراث‌و يا نحله‌(پيش‌كشي‌) به‌ميان‌آمده‌مربوط‌به‌آن‌مقداري‌است‌كه‌مرتبط‌به‌زعامت‌كبري‌و حكومت‌جهاني‌مي‌شود و به‌عبارت‌واضح‌تر صحبت‌«اسلام‌و كفر»، «ايمان‌و نفاق‌» و «مسئله‌نص‌و شورا» است‌.
براي‌تصديق‌مراتب‌فوق‌كافي‌است‌كه‌قبل‌از مطالعه خطبه‌و شرح‌آن‌، باختصار سيري‌در مضامين‌قطعه‌اي‌از آن‌بنماييم‌تا روشن‌شود كه‌قسمت‌عمده خطبه‌معرف‌وجود مقدس‌اميرالمؤمنين‌(ع‌) و يادآور فداكاريها و جانفشانيها و مقاومتهاي‌علي‌(ع‌) در ايجاد اسلام‌و دوران‌ضعف‌آن‌، و نيز مشخص‌كننده حق‌مسلّم‌اهل‌بيت‌(ع‌) و چگونگي‌بازگشت‌جاهليت‌در لباس‌اسلام‌و چگونگي‌از دست‌رفتن‌سعادت‌مسلمانان‌و سپردن‌كاري‌به‌اين‌عظمت‌به‌دست‌نااهل‌و گرفتاري‌در فتنه‌اي‌بزرگ‌است‌. در معرفي‌پسر عمومي‌بزرگوارش‌چنين‌مي‌فرمايد : هر گاه‌آتشي‌از جنگ‌را برمي‌افروختند خدا آن‌را خاموش‌مي‌ساخت‌.
مقدمه
عبدالله بن حسن از پدرانش (عليهم السلام) روايت كرده: هنگامي كه ابوبكر تصميم گرفت فدك را از حضرت زهرا عليهاسلام بگيرد، چون اين خبر به آن حضرت رسيد مقنعه‏اش را بر سر انداخته پيراهن بلند خود را بر تن كرد و به همراه گروهي از كنيزان و زنان خويشاوند خود، در حالي كه چادر بلندش به زمين كشيده مي‏شد و راه رفتنش چيزي از راه رفتن رسول خدا كم نمي آورد و كاملا شبيه آن حضرت بود، از خانه بيرون آمده، به مسجد وارد شد.
اطراف ابوبكر را عده‏اي از مهاجر و انصار گرفته بودند، پرده‏اي براي فاطمه (عليهاسلام) آويختند؛ آن حضرت در پشت پرده نشست و سپس ناله جانگدازي از دل برآورد؛ به طوري كه حاضرين به گريه افتادند و مسجد يكپارچه به خروش و اضطراب آمد.
ترجمه متن خطبه
* حمد و سپاس الهي
حضرت لحظه‏اي مكث كردند تا هم همه جمعيت فرو نشست و سر و صداها خاموش شد. سپس كلام خود را با حمد و سپاس الهي و درود بر پيامبر خدا آغاز كرد. از شنيدن صداي فاطمه دوباره مردم به گريه افتادند. بعد از سكوت و آرامش فاطمه (عليهاسلام) كلام خود را چنين آغاز فرمود: خداوند را سپاس برآنچه نعمت داد و به قلب‏ها الهام فرمود؛ و مدح و ستايش براي خدايي كه به نعمت‏هاي عامه‏اش قبل از استحقاق ابتدا كرد و هرگونه نعمتي را ارزاني داشت و يكي پس از ديگري بر ما فرو ريخت نعمتهايي كه از شماره بيرون است و جزاي آنها را هرگز نتوان داد و نهايتش را نتوان فهميد.
انسانها را ترغيب فرمود كه شكر او را به جاي آورند تا او نعمت‏هايش را فزوني بخشد و پي در پي عطا كند و از آنها طلب حمد و سپاس كرد تا نعمتهايش را بر آنها بريزد و آنها دوباره همانند آن نعمتها را از او درخواست كنند.
* گواهي به وحدانيت الهي
و اشهد ان لا اله الا الله و گواهي مي‏دهم كه معبودي جز الله نيست، خدايي يگانه و بي‏شريك، و اين كلمه توحيد كلمه‏اي است كه نتيجه‏اش اخلاص است و در قلبها ريشه دارد توحيد در فطرت انسان نهاده شده و هر كس به آن انديشيد آنرا با عقلش مطابق دانست.
خدايي كه چشم‏ها توان ديدنش را و زبانها توان وصفش را و خيالات توان چگونگي‏اش را ندارند.
او همه چيز را از هيچ پديد آورد و براي آفرينش آنها الگو و نمونه‏اي نداشت؛ بلكه آنها را به قدرتش آفريد و به اراده‏اش خلق كرد بدون اينكه به آنها نيازي داشته باشد يا از آنها فايده‏اي ببرد؛ و اين نبود مگر اينكه حكمتش را پايدار كند و بر طاعتش آگاهي دهد، قدرتش را اظهار كند و مردم را بنده خود گرداند و دعوتش را گرامي دارد.
و سپس بر طاعت خود ثواب و بر معصيتش عقاب نهاد تا بندگان را از خشم خود باز دارد و به سوي بهشت فرا خواند.
* گواهي به رسالت محمد صلي الله عليه و آله
و اشهد ان ابي محمدا عبده و رسوله و گواهي مي‏دهم كه پدرم محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) بنده و رسول خداست و خداوند او را برگزيد قبل از اينكه به او ماموريت دهد و او را نام نهاد قبل از آنكه او را در ظاهر پديد آورد و او را انتخاب كرد قبل از اينكه پيامبرش كند؛ چه، آفريدگان در علم غيب خدا مستور و در پرده ترسها نگه داشته شده و با عدم، دست به گريبانند و خداوند پي‏آمد كارها را مي‏داند و بر رويدادهاي روزگار احاطه دارد و به جايگاه كارهاي شدني آشناست.
خداوند رسولش را فرستاد تا فرمان خود را تمام و كامل كند و اراده حتمي‏اش را در مورد اجراي احكامش ظاهر سازد و تقديرات قطعي‏اش را نافذ فرمايد. و چون ديد امتها فرقه فرقه شده و دينهايشان پراكنده گشته، هر دسته به دور آتشي جمع و به بت‏ پرستي مشغولند و با اينكه خدا را مي‏ شناسند منكر او شده‏اند، لذا ظلمت‏ها را با نور محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) روشن كرد و تيرگي قلبها را زدود و موانع را از جلو چشم‏ها برداشت و مردم را هدايت فرمود و از گمراهي رهانيد و كوري‏ها را به بينايي تبديل كرد و آنها را به دين قويم خود هدايت و به راه مستقيم دعوت فرمود.
سپس خداوند آن حضرت را به مهرباني و اختيار و خواست و رغبت و ايثار خويش قبض روح كرد و از رنج و زحمت اين دنيا آسوده نمود و ملائكه ابرار اطرافش را گرفته، به رضوان پروردگار غفارش رساندند و در مجاورت خداوند فرمانرواي مقتدر جاي دادند.
* اشاره به قرآن بعنوان عهد الهي
درود الهي بر پدرم كه پيامبر و امين وحي و برگزيده و منتخب و مورد پسند خداوند است و سلام و رحمت و بركات خدا بر او باد.
سپس فاطمه (عليهاسلام) رو به اهل مجلس كرد و فرمود:
شما اي بندگان خدا مورد خطاب امر و نهي الهي و حاملان دين و وحي او هستيد تا نسبت به اين دين درباره خود امين باشيد و به ديگر امتها هم برسانيد.
اي مردم در بين شما خداوند عهدي گذاشته است و آن كتاب ناطق خدا، قرآن صادق و نور درخشان و چراغ تابناك است كه ديدگاه‏هايش روشن و اسرارش آشكار و ظواهرش درخشان است؛ قرآني كه پيروانش مورد غبطه ديگران و پيروي‏اش كشاننده به سوي بهشت و حرف‏شنوايي از آن موجب رهايي است.
به وسيله قرآن مي‏توان به برهان‏هاي روشن و حرمت‏هاي دورباش زده و شواهد روشن و استدلالات كافي و فضائل مورد پسند و امور جايز و بخشيده شده و قوانين حتميه الهي دست يافت.
* احكام اسلام براي هدايت انسانها
اي مردم مسلمان؛ خداوند تبارك و تعالي ايمان را موجب پاكي شما از شرك قرار داد و نماز را براي دوري از تكبر ،و زكات را باعث طهارت روح و فزوني در روزي ،و روزه را براي پايداري اخلاص ،و حج را موجب استواري دين ،و عدل را براي تقويت دلها، و پيروي از ما اهل بيت را موجب نظم ملتها، و پيشوائي ما را براي امان از تفرقه ،و جهاد را موجب عزت اسلام، متين كرد .
و چنين مقدر فرمود كه صبر موجب استحقاق پاداش ،و امر به معروف مصلحت انديشي براي همگان ،و نيكي به پدر و مادر سپري از خشم پروردگار، و صله رحم موجب زياد شدن عمر،و قصاص موجب جلوگيري از خونريزي‏ها گردد ،و وفاي به نذر سبب بخشش باشد ،و و كامل كردن ترازوها موجب عدم زيان ،و نهي از آشاميدن شراب براي پاكي از پليدي، و دوري از تهمت نارواي جنسي پرده‏اي براي جلوگيري از لعن، و ترك دزدي موجب حفظ عفت جامعه شود.
و خداوند شرك را حرام فرمود تا در ربوبيت او اخلاص باشد؛« فاتقوالله حق تقاته» پس آنگونه كه شايسته است تقواي الهي را پيشه خود كنيد و جز در حال مسلماني از دنيا نرويد و در اوامر و نواهي الهي اطاعت كنيد زيرا فقط بندگان عالم از خداوند خوف دارند.
سپس فاطمه (عليهاسلام) فرمود:
«ايهاالناس! بدانيد من فاطمه‏ام و پدرم محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) است. آنچه را كه مي‏گويم از اول تا به آخر صحيح است. نه سخن بيهوده مي‏گويم و نه كار ناروا انجام مي‏دهم.
* معرفي نسب خويش و علي عليه السلام با پيامبر
من دختر آن پيامبرم كه خداوند درباره‏اش فرمود: « فرستاده‏اي از جانب من به سوي شما آمده كه زحمت‏هاي شما بر او گران است و نسبت به اصلاح شما حريص است و با مؤمنين رؤوف و مهربان. اگر نسب او را بشناسيد مي‏دانيد كه او فقط پدر من است نه هيچ‏يك از زنان شما و اوست برادر اميرالمؤمنين علي عليه السلام نه هيچيك از مردان شما و چه خوب است منسوب بودن به آن حضرت كه درود خداوندي بر او و خاندانش باد.
*نجات از گمراهي و شرك با رسالت پيامبر
آن حضرت رسالت خويش را ابلاغ و اندرزهاي خود را انجام داد. از هر مرتبه‏اي از شرك دور بود و رمق مشركين را گرفت و با حكمت و پند نيكو، ايشان را به راه پروردگارش دعوت فرمود؛ بتها را شكست و گردن ‏فرازان را سركوب كرد تا شكست خوردند و گريختند. كم‏‎كم ظلمتها رفت و صبح هدايت دميد و حق روشن شد و زعيم دين لب گشود و هاي و هوي شيطان فرو نشست.
فرومايگان منافق نابود شدند و گره‏هاي كفر و پراكندگي گشوده شد و كلمه اخلاص (لا اله الا الله) در زبانها پيچيد در حالي كه شما بر لب پرتگاه گودال جهنم بوديد.
و شما از شدت ضعف جرعه هر آشامنده و طعمه هر خورنده و آتش گيره هر شتاباني بوديد و همه بر سر شما قدم مي‏گذاشتند و شما را له مي‏كردند آب گنديده مي‏خورديد و غذاي شما گوشت خشك شده و برگ درختان بود، با حالتي ذليل هميشه در ترس بوديد كه مبادا اطرافيان بريزند و شما را به يك حمله بربايند.
* نقش علي عليه السلام در رسالت پيامبر
پس خداي تبارك و تعالي را به پدرم محمد (صلي الله و عليه و آله و سلم )از آن وضع اسفبار نجات داد و بعد از همه مقدمات و بعد از آنكه گرفتار مردم قوي و گرگان عرب و طاغيان اهل كتاب شديد، خداوند هر آتشي را كه بر افروختند خاموش كرد و هر گاه شيطاني سربلند مي‏كرد و متجاوزي چون مار، اجتماع مسلمين را تهديد به مرگ مي‏كرد، آن حضرت برادرش علي اميرالمومنين (عليه السلام) را به كام آنها مي‏فرستاد و علي عليه السلام هم دست از آنها برنمي‏داشت مگر اينكه آنان را گوشمالي داده شراره آتش آنان را خاموش مي‏كرد.
آري؛ علي در راه خدا رنج‏ها ديده و تلاشها نموده است. به رسول خدا نزديك و نسبت به اولياء خدا سرور بود. آستين همت را بالا زده، خيرخواه و كوشا و رنج ‏ديده و زحمتكش بود در حاليكه شما در آسايش و رفاه بسر مي‏برديد و به فكر خود بوديد.
از نعمت‏ها بهره‏ مند و آسوده و بي‏خيال در كمين ما نشسته بوديد كه اوضاع چگونه مي‏چرخد و گوش بزنگ اخبار بوديد. در وقت استراحت زودتر از ديگران بر زمين مي‏نشستيد و در موقع جنگ پا به فرار مي‏گذاشتيد.
* غصب ولايت علي عليه السلام
پس هنگامي كه خداوند براي پيامبرش، خانه پيامبران و جايگاه برگزيده برگزيدگانش را انتخاب كرد در بين شما كينه و نفاق آشكار و جامه دين فرسوده گشت، افراد گمراه خموش به نطق آمدند و فرومايگان پست به صحنه درآمده، سركردگان تبهكار نعره كشيدند و در ميدانها جولان دادند.
شيطان سرش را از گريبان برآورد و شما را به سوي خود فرا خواند و شما را اجابت كننده دعوت خود يافت كه گول او را خورده‏ايد. سپس در آزمايش خود، شما را بي‏وزن و ناچيز ديد و چون تحريكتان كرد و به خشم آمديد و بر غير شتر خود داغ زديد (شتر ديگران را به نام خودتان غصب كرديد) و به آبشخور ديگري وارد شديد! بله.
هنوز چيزي از رحلت رسول خدا نگذشته بود و زخم و جراحت فقدان او هنوز به هم نيامده و بهبود نيافته بود، بلكه هنوز جسد رسول خدا دفن نشده بود كه شما از ترس اينكه فتنه‏اي به پا شود شتاب كرديد و خلافت را ربوديد. آگاه باشيد كه با اين عمل در فتنه و آشوب سقوط كرده و جهنم را كه بر كافران احاطه دارد براي خود برگزيديد.
* خارج شدن از راه صواب پس از رحلت پيامبر
پس هيهات بر شما، شما را چه شد و به كجا مي‏رويد؟ و چه بيراهه ميرويد! اين كتاب خداست پيش روي شما و امورش روشن و دستوراتش درخشان و پرچم‏هايش برافراشته و دورباش‏هايش آشكار و فرامينش واضح است. و شما آنرا پشت سرانداخته‏ايد. آيا تصميم داريد به غير آن حكم كنيد؟! و اين چه بد تبديلي است براي ستم‏پيشگان و هر كس دين جز اسلام بجويد هرگز از او پذيرفته نگردد و در آخرت از زيانكاران است.
و بعد هم شما چندان صبر نكرديد كه سركشي اين فتنه فرو بنشيند و مهار اين شتر رسيده به چنگ آيد، بلكه به شعله‏هايش دامن زديد و جرقه‏هايش را تحريك كرديد و نداي شيطان گمراه‏كننده را پاسخ مثبت داديد تا انوار درخشان دين را خاموش كنيد و سنت‏هاي پيامبر برگزيده را نابود سازيد.
به خوردن كف روي شير تظاهر مي‏كرديد ولي در باطن مي‏خواستيد از شيرها بنوشيد. (ظاهرا دلسوزي براي دين مي‏كرديد ولي باطنا مي‏خواستيد به متاع دنيا برسيد.) و نسبت به خاندان رسول خدا دورويي و نفاق به خرج داديد.
ما با شما از در صبر مي‏آييم همچون كسي كه دستش را به لبه تيز كارد گرفته و يا نيزه‏اي در شكمش فرو رفته باشد.
* ذكر بينه از قرآن براي ارث
آيا چنين پنداشته‏ايد كه ما را ارثي نيست؟ آيا از دستورات دوران جاهليت پيروي مي‏كنيد؟ كيست كه از خداوند بهتر حكم كند براي گروهي كه باور دارند. آيا نمي‏دانيد؟ براي غاصبان فدك مانند خورشيد درخشان، واضح است كه من دختر پيامبرم و بايد از او ارث ببرم.
اي مسلمانان! من بايد براي گرفتن ارثم مغلوب شوم؟!
اي پسر ابي قحافه (ابوبكر) آيا در كتاب خداوند آمده كه تو از پدرت ارث ببري و من از پدرم نبرم؟! حقا كه سخن ناروايي گفته‏اي! آيا عهد كتاب خدا را كنار گذاشته، پشت سرتان انداخته‏ايد در آنجا كه گويد «و سليمان از داود ارث برد .و آنجا كه داستان يحيي بن زكريا را بازگو مي‏ كند كه مي‏فرمايد« پروردگارا از سوي خودت جانشيني به من ببخش كه از من و خاندان يعقوب ارث ببرد و آنجا كه مي‏فرمايد «بعضي از خويشان بر بعضي ديگر در كتاب خدا مقدم هستند»
و نيز آنجا كه مي‏فرمايد «خداوند شما را درباره فرزندانتان سفارش مي‏كند كه پسر دو برابر دختر ارث ببرد» و يا فرمود «اگر مالي را به‏جاي گذارد، به ‏طور شايسته براي پدر و مادر و نزديكانش وصيت كند و اين حقي است بر پرهيزكاران.» .
آيا گمان كرده‏ايد كه مرا از پدرم نصيبي نيست و ارثي نمي‏برم و اصلا خويشاوندي بين ما نيست؟! آيا براي شما آيه‏اي اختصاصي آمده كه پدرم از آن خارج است؟ يا مي‏گوييد اهل دو ملت مختلف از يكديگر ارث نمي‏برند و من و پدرم اهل يك ملت و آئين نيستيم؟! آيا شما از پدرم و پسر عمم،علي، به عام و خاص قرآن داناتريد؟ پس اين شما و اين فدك، همچون شتر مهارشده و زين كرده!، يكديگر را در روز حشر خواهيم ديد.
پس چه خوب داوري است خداوند، و چه خوب بزرگ و پيشوايي است محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) ،و چه خوب وعده‏ گاهي است قيامت، كه در آن روز نتيجه زيانبار عمل خود را خواهيد ديد، ولي پشيماني سودي ندارد و براي هر خبري جايگاهي است و به‏زودي خواهيد دانست كه بر چه كسي عذاب خواركننده فرود اٌمده و شكنجه پايدار وارد مي‏شود.
* احترام به فرزندان رسول خدا
آنگاه فاطمه (عليهاالسلام) به سوي انصار نظر افكنده فرمودند: اي گروه جوانمردان و اي بازوان دين و ياران اسلام! اين چه چشم‏پوشي و سهل‏انگاري است كه در حق من روا مي‏داريد و نسبت به ظلمي كه به من مي‏شود در خواب غفلتيد؟! آيا پدرم رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) نمي‏ فرمود: هر انساني در فرزندانش حفظ مي‏شود؟ (يعني اگر مي‏خواهيد جانب كسي را محترم بشماريد بعد از او به فرزندانش احترام كنيد.) چه زود اين عمل را انجام داديد؟ دست مرا از فدك كوتاه نموديد؟ و براي امري كه وقت آن نشده شتابان شديد؟ اي گرده انصار! شما را قدرت و طاقت اين هست كه خواسته مرا برآورده كنيد.
آيا مي ‏گوييد محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) مرد و رفت و ديگر خبري نيست؟ نه، اين امر بزرگي است كه شكافش گسترش مي‏يابد و رخنه‏اش بازتر مي‏گردد و پيوستگي‏هايش از هم مي‏گسلد.
و كم كم به قهقرا و جاهليت برمي‏گرديد آري زمين در غيبت او تاريك و ستارگان در مصيبتش گرفته و آرزوها نوميد و كوهها فرو هشته و حريم او بي‏ارزش و حرمت او زايل گرديد. پس به خدا قسم اين است آن بلاي بزرگ و مصيبت عظمي كه مانندش نيامده و نازل نگشته است.
* عمل به قرآن بعداز پيامبر
اين كتاب خداست كه هر صبح و شام بر در خانه‏هاي شما فرياد مي‏زند و با آواز بلند و تلاوت و فهماندن آن اعلان مي‏دارد كه انبياء قبل هم مي‏مردند و اين حكم الهي و قضاء حتمي بر آنها هم وارد مي‏شد؛ آنجا كه مي‏فرمايد: « و ما محمد الارسول. . . » محمد نيست مگر فرستاده‏اي كه بيش از او نيز فرستادگاني آمده‏اند و گذشته‏اند. آيا اگر او بميرد و يا كشته شود، شما به دوران جاهليت گذشته خود برمي‏گرديد؟ و هر كس به گذشته خود برگردد، (از دين خارج گردد) هرگز زياني به خداوند نياورد و به زودي خداوند پاداش سپاسگزاران را خواهد داد.
* طلب ياري از مردم
اي واي از گروه اوس و خزرج! آيا ميراث مرا ببلعند در حالي كه شما را مي‏بينم و صداي شما را مي‏شنوم و شما با هم جمع و پيوسته‏ايد؟! اين درخواست من است كه شما را فرا گرفته و اين خبردادن من است كه شما را شامل شده (و من از شما ياري مي‏طلبم.)
شما داراي افراد زياد و قدرت فراواني هستيد و سلاح جنگي و تجهيزات در دست شماست! درخواست من به شما مي‏رسد ولي جواب نمي‏دهيد و فرياد من به گوشتان مي‏رسد ولي به فريادم نمي‏رسيد؛ در حاليكه شما به استقبال دشمن در جنگ‏ها معروفيد و شما را به خير و صلاح مي‏شناسند.
شما برگزيدگان و منتخب جامعه‏ايد، با اعراب جنگيده‏ايد و رنج و تعب بسياري متحمل شده‏ايد.
شما با گروه‏هاي زيادي درگير شده‏ايد و بدون هيچ ضعفي، شجاعان را دفع كرده‏ايد. ما فرار نكرديم و شما هم فرار نكرديد. هر چه را كه ما امر كرديم پذيرفتيد تا به دست ما اهل بيت، سنگ آسياي اسلام به چرخش درآمد و نتايج و بهره‏هايش زياد شد.
بيني شرك به خاك ماليد و طغيان تهمت‏ها فرو نشست و آتش كفر به خاموشي گراييد؛ آشوب فتنه‏ها آرام و نظام دين منسجم گرديد. پس شما چرا بعد از روشني راه بيراهه رفتيد و چرا حق را پنهان كرديد، بعد از اينكه اٌشكار شده بود و چرا عقب ‏گرد كرديد و بعد از ايمان مشرك شديد.
آيا شما با مردمي كه پيمان خود را شكسته و براي بيرون كردن پيامبر تصميم گرفته‏اند، نمي‏جنگيد با آنكه آنها اول جنگ را شروع كرده‏اند؟ آيا از آنان مي‏ترسيد در حالي كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسيد اگر ايمان آورده باشيد؟ (يعني چرا وقتي اين گروه غاصب خلافت، پيمان خود را شكستند و به عهدي كه درباره اميرالمومنين (عليه السلام) با رسول خدا داشتند وفا نكردند، شما با آنها نمي‏جنگيد و از اميرالمومنين دفاع نمي‏كنيد؟)
آگاه باشيد من شما را چنين مي‏بينم كه به رفاه ‏طلبي و زندگي راحت متمايل گشته و آن كس كه براي زمامداري سزاوار است دور ساخته و به راحتي و آسايش روي آورده و خود را از ضيق و تنگي نجات داده‏ايد.
پس آنچه را كه فرا گرفته بوديد كنار گذاشته و آنچه آشاميدنش آسان بود، بيرون ريختيد. پس اگر شما و تمامي كساني كه در روي زمين زندگي مي‏كنند كافر شوند،بدانيد كه خداوند بي‏نياز و ستوده است.
* اتمام حجت با مردم
آگاه باشيد آنچه را گفتم با آگاهي نسبت به شما است كه شما انگيزه ياري نداريد و نيرنگ و فريب، دلهايتان را فرا گرفته است؛ وليكن اين سخنان خروشي بود كه از جان برآمد و آهي بود كه از خشم برخاست، كاسه صبر لبريز، و عقده‏هاي سينه باز و حجت بر شما تمام شد. پس اين شما و اين شتر خلافت! لجامش را محكم بگيريد و بتازيد. اما بدانيد پشتش زخمي و پايش لنگ و عار و ننگش هميشگي است. نشان خشم الهي بر آن خورده و عيبش ابدي است.
خلافتي كه به آتش برافروخته الهي پيوسته، آتشي كه بر دلها احاطه كند؛ در حالي كه كليه اعمال شما در پيش چشم پروردگار است و به زودي ستمگران خواهند دانست كه در چه جايگاهي رجوع مي‏كنند. من دختر پيامبر شمايم كه شما را از عذاب سخت آينده بيم داد. پس هر چه مي‏خواهيد بكنيد. ما هم كار خودمان را مي‏كنيم و منتظر باشيد كه ما هم منتظريم.
چون‌اين‌خطبه‌، بطوري‌كه‌در ذيل‌اشاره‌مي‌شود، با سندهاي‌متعددي‌از معصوم‌(ع‌) و يا تالي‌مرتبه‌معصوم‌، حضرت‌زينب‌ـ صلوات‌الله عليها ـ نقل‌شده‌، مفاد آن‌بر ما حجت‌است‌؛ اگرچه‌به‌عنوان‌خطابه‌ايراد شده‌است‌. بنابراين‌بايد نظري‌به‌سند آن‌نماييم‌و آنگاه‌براي‌روشن‌شدن‌معناي‌خطبه‌، مختصري‌از تاريخ‌فدك‌و هدف‌از تعقيب‌آن‌را بيان‌كنيم‌.
ابوبكر جوهري‌، عالم‌، محدث‌، ماهر در ادبيات‌، پرهيزكار و مورد وثوق‌است‌؛
1 ـ جوهري‌از محمد بن‌زكريا از جعفر بن‌محمد بن‌عماره‌از پدرش‌از حسن‌بن‌صالح‌بن‌حي‌از دو تن‌از اهل‌بيت‌بني‌هاشم‌از زينب‌دخت‌اميرالمؤمنين‌از مادرش‌صديقه طاهره‌ـ صلوات‌الله عليهم‌ـ .
2 ـ جوهري‌از جعفربن‌محمد بن‌عماره‌از پدرش‌از جعفر بن‌محمد بن‌علي‌بن‌الحسين‌ـ صلوات‌الله عليهم‌ـ .
(س‌) ـ جوهري‌از عثمان‌بن‌عمران‌فجيعي‌از نائل‌بن‌نجيح‌از عمر بن‌شمر از جابر جعفي‌از ابي‌جعفر محمدبن‌علي‌(امام‌باقر) ـ صلوات‌الله عليهم‌ـ .
4 ـ جوهري‌از احمدبن‌محمد بن‌يزيد از عبدالله بن‌حسن‌، معروف‌به‌عبدالله محض‌بن‌فاطمه‌بنت‌الحسين‌و ابن‌الحسن‌المثني‌.
علي‌بن‌عيسي‌اربلي‌از بزرگان‌علماي‌اماميه‌در كشف‌الغمه‌اين‌خطبه‌را از كتاب‌سقيفه‌جوهري‌نقل‌نموده‌و چنين‌گفته‌است‌: من‌خطبه‌را از كتاب‌سقيفه‌تأليف‌احمدبن‌عبدالعزيز جوهري‌نقل‌مي‌كنم‌و
مسعودي‌نيز در كتاب‌مروج‌الذهب‌به‌خطبه‌اشاره‌نموده‌است‌. ابوالفضل‌احمد بن‌ابي‌طاهر از دانشمندان‌عصر مأمون‌عباسي‌متولد سال‌204 نيز در كتاب‌بلاغات‌النساء آن‌را به‌چند سند روايت‌كرده‌است‌.
1 ـ راوي‌مي‌گويد من‌با ابوالحسين‌زيد بن‌علي‌بن‌الحسين‌(ع‌) در مورد گفتگوي‌فاطمه‌ـ صلوات‌الله عليها ـ با ابوبكر هنگامي‌كه‌حضرت‌را از تصرّف‌فدك‌بازداشت‌، مذاكره‌كردم‌و گفتم‌: عامه‌در مورد اين‌خطبه‌سخني‌دارند و آن‌اين‌است‌كه‌مي‌گويند : اين‌خطبه‌انشاي‌ابوالعينا است‌و ربطي‌به‌صديقه طاهره‌ـ صلوات‌الله عليها ـ ندارد زيد در پاسخ‌گفت‌ : من‌خود بزرگان‌خاندان‌ابي‌طالب‌را مي‌ديدم‌ كه‌اين‌خطبه‌را از پدران‌خود نقل‌
2 ـ اين‌خطبه‌را حسن‌بن‌علوان‌از عطيه‌عوفي‌و او از عبدالله بن‌الحسن‌از پدرش‌نقل‌كرده‌است‌.
مؤلف‌بلاغات‌النساء از قول‌راوي‌نقل‌مي‌كند كه‌زيد گفت‌: چگونه‌روا نمي‌دارند اين‌سخن‌فاطمه‌(س‌) باشد در صورتي‌
3 ـ جعفر بن‌محمد كه‌در مصر است‌و او را در رافقه‌ديدم‌كه‌از پدرش‌از موسي‌بن‌عيسي‌از عبيدالله بن‌يونس‌از جعفر احمر از زيدبن‌علي‌بن‌حسين‌از عمه‌اش‌زينب‌دختر اميرالمؤمنين‌علي‌بن‌ابي‌طالب‌ـ صلوات‌الله عليهم‌ـ حديث‌كرد.
ابوالفضل‌احمد بن‌ابي‌طاهر مي‌گويد
اين‌خطبه‌از طريق‌خاصه‌، سيد مرتضي‌در كتاب‌نفيس‌شافي‌به‌دو طريق‌نقل‌فرموده‌است‌:
1 ـ ابوعبدالله محمد بن‌عمران‌مرزباني‌(نقل‌شده‌از مشايخ‌مفيد بوده‌ است‌) از محمدبن‌احمد كاتب‌از احمدبن‌عبيدالله نحوي‌از زنادي‌از شرقي‌بن‌قطامي‌از محمدبن‌اسحاق‌از صالح‌بن‌كيسان‌از عروه‌از عايشه‌.
2 ـ به‌تحويل‌سند مرزباني‌از احمد بن‌محمدبن‌مكي‌از محمد بن‌قاسم‌يماني‌از ابن‌عايشه‌(ابوعبدالرحمن‌عبيدالله بن‌محمدبن‌حسين‌تيمي‌).
ابن‌طاوس‌در كتاب‌طرائف‌قسمتي‌از خطبه‌را كه‌در احتجاج‌طبرسي‌است‌از شيخ‌احمد بن‌شفروة در كتاب‌فائق‌از شيخ‌حافظ‌ثقة و معظم‌(نزد عامه‌) احمد بن‌موسي‌مردويه‌اصفهاني‌از كتاب‌مناقب‌وي‌از اسحاق‌بن‌ عبيدالله بن‌ابراهيم‌از شرقي‌بن‌قطام‌از صالح‌بن‌كيسان‌از زهري‌از عايشه‌روايت‌كرده‌است‌.
شيخ‌صدوق‌، محمد بن‌علي‌بن‌بابويه‌(متوفي‌371 ه.. ق‌) روايت‌كرده‌مي‌گويد : خبر داد ما را علي‌بن‌حاتم‌از محمد بن‌اسلم‌از عبدالجليل‌ياقطاني‌از حسن‌بن‌موسي‌خشاب‌از عبدلله‌بن‌محمد علوي‌از رجالي‌يا قطاني‌از حسن‌بن‌موسي‌خشاب‌از عبدلله‌بن‌محمد علوي‌از رجالي‌از اهل‌بيت‌(ع‌) از زينب‌دختر اميرالمؤمنين‌(ع‌) از فاطمه‌(س‌).
با تحويل‌سند وي‌همچنين‌مي‌گويد : خبر داد ما را علي‌بن‌حاتم‌از محمدبن‌عمير از محمد بن‌عمارة از محمد بن‌ابراهيم‌مصري‌از هارون‌بن‌يحيي‌ناشب‌از عبيدالله بن‌موسي‌بن‌عيسي‌از عبيدالله موسي‌معمري‌از حفص‌احمر از زيدبن‌علي‌بن‌الحسين‌شهيد از عمه‌اش‌زينب‌دختر اميرالمؤمنين‌(ع‌).
با تحويل‌سند، قسمتي‌را در علل‌الشرايع‌كه‌متضمن‌بيان‌فلسفه‌تشريع‌احكام‌است‌از ابن‌المتوكل‌از سعدآبادي‌از برقي‌از اسماعيل‌بن‌مهران‌از احمد بن‌محمدبن‌جابر از زينب‌(س‌) روايت‌كرده‌است‌.
مفيد در مجالس‌ابياتي‌را كه‌در خطبه مذكور است‌با سند زير نقل‌مي‌كند
جعاني‌از محمد بن‌جعفر حسني‌از عيسي‌بن‌مهران‌از يونس‌از عبدالله بن‌محمد بن‌سليمان‌هاشمي‌از پدرش‌از جدش‌از زينب‌دختر اميرالمؤمنين‌علي‌بن‌ابي‌طالب‌ـ صلوات‌الله عليهم‌ـ مي‌گويد: همين‌كه‌فرمان‌ابوبكر بر غصب‌فدك‌و عوالي‌صادر شد. ـ فاطمه‌صلوات‌الله
قد كان‌بعدك‌أنباء وهنبثة لو كنت‌َ شاهدها لم‌تكثر الخطب‌
پس‌از تو خبرها و حادثه‌هايي‌روي‌داد كه‌اگر حاضر بودي‌كار به‌اين‌جا نمي‌كشيد.
بدين‌سان‌مي‌بينم‌احدي‌از دانشمندان‌اماميه‌و عامه‌اشكالي‌به‌سند روايت‌نكرده‌اند؛ مگر اين‌كه‌معانديني‌از دشمنان‌اهل‌بيت‌آن‌را به‌ابوالعينا محمدبن‌قاسم‌اهوازي‌بصري‌نسبت‌داده‌اند. از شرح‌حال‌وي‌چنين‌به‌دست‌مي‌آيد كه‌يكي‌از دانشمندان‌علم‌ادبيات‌عرب‌بيش‌نبوده‌و مايه‌اي‌جز ادبيات‌عرب‌نداشته‌است‌. يك‌اديب‌چگونه‌قدرت‌دارد كه‌در مسائل‌پيچيده الهيات‌و نبوت‌و فلسفه‌و شرايع‌احكام‌و احتجاج‌قرآن‌چنين‌سخني‌ايراد كند؟!
اما عناد را چاره‌اي‌نيست‌. معنايي‌فطري‌تر و روشن‌تر در درك‌عقلي‌از مسئله‌خداشناسي‌نيست‌؛ ولي‌وقتي‌كه‌انسان‌از طريق‌انصاف‌خارج‌شد و راه‌عناد را پيمود، مسائل‌روشن‌را انكار مي‌كند. به‌راستي‌انسان‌بايد به‌خدا پناه‌برد كه‌هيچگاه‌از طريق‌انصاف‌خارج‌نشود. بعضي‌از دعاها به‌اين‌نكته‌اشاره‌دارند پروردگارا! اي‌قادري‌كه‌عالَم‌هستي‌را آفريدي‌و زير سايه قدرت‌خود پرداختي‌!
واضح‌است‌كه‌براي‌اين‌جهان‌، آفريدگاري‌هست‌؛ ولي‌اين‌درك‌در صورتي‌است‌كه‌عقل‌، از راه‌انصاف‌خارج‌نشود؛ و گرنه‌كسي‌كه‌معاند است‌با هيچ‌دليلي‌نمي‌توان‌او را قانع‌ساخت‌.
علاوه‌بر اين‌، سيد مرتضي‌علم‌الهدي‌، كه‌منكر حجيت‌خبر واحد است‌ـ به‌اين‌معنا كه‌مدعي‌است‌دليل‌قطعي‌بر حجيت‌نوعي‌آن‌نداريم‌ـ در كتاب‌شافي‌، در اثبات‌امامت‌و وصايت‌، در رد مغني‌الحجاج‌تأليف‌قاضي‌عبدالجبار معتزلي‌به‌خبر واحدي‌كه‌همراه‌با قرائن‌قطعي‌و مفيد علم‌باشد، استدلال‌و احتجاج‌كرده‌است‌و حال‌آن‌كه‌طبق‌نظريه‌خود، نمي‌بايست‌استدلال‌كند؛ چون‌خبر واحد است‌.
معلوم‌مي‌شود كه‌قرائن‌قطعي‌در اين‌مورد وجود داشته‌است‌كه‌بر مدعاي‌خود استدلال‌نموده‌است‌. اعتبار اين‌خطبه‌نيز به‌جهت‌نقل‌مشايخ‌اماميه‌(به‌ويژه‌سيد علم‌الهدي‌) و دانشمندان‌عامه‌، موجب‌حصول‌درجه اعلاي‌اطمينان‌به‌اين‌خطبه شريف‌است‌.

تسبیح، عبادتی برگزیده است که هرکس در سیر معنوی خویش، به قدر طاقت و معرفتش از آن بهره می‌گیرد و این در حالی است که از ائمه(ع) قبل از خلقت عالم مادی، به تسبیح ذات اقدس حق مشغول بوده‌اند.

به گزارش ايسنا، در آستانه فرارسیدن ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) مركز خبر حوزه به بخش اندکی از آثار و فواید مادی و معنوی تسبیحات حضرت فاطمه زهرا(س) بعد از نمازهای واجب پرداخت.
بهترین تعقیبات نماز،‌ تسبیحات حضرت زهرا(س) است و شایسته است که بعد از نمازهای واجب و زمان‌های دیگری چون وقت خواب و ابتدای زیارت بزرگان و پیشوایان دین بر آن مداومت شود.
هدیه‌ای آسمانی از جانب پدر
هنگامی که فاطمه(س) از سختی کارهای خانه در زحمت بود،‌امیر‌مؤمنان به ایشان فرمود: نزد پدر برود و خدمتکاری درخواست کند تا در امور منزل یار و همکارش باشد.
وقتی پیامبر(ص) از خواسته‌آنان آگاهی یافت، فرمود: «ای فاطمه، می‌خواهی چیزی به تو عطا کنم که از خدمتکاری و همه دنیا با آنچه در آن است، ارزش‌مند تر است؟ حضرت فاطمه(س) فرمود: مشتاقم بدانم چیست؟ پیامبر(ص) فرمود: بعداز نماز سی و چهار مرتبه «الله اکبر» و سی و سه مرتبه «الحمد لله» و سی و سه مرتبه «سبحان الله» بگو و آن را با «لا اله الا الله» ختم کن. این کار برایت از چیزی که می‌خواهی و از دنیا و هرچه در آن است،‌بهتر است.»
در آن لحظه که این هدیه آسمانی به فاطمه(س) عطا شد، فرمود:‌« از خدا و رسول راضی شدم.»
امام باقر(ع) درباره تسبیح حضرت زهرا می‌فرماید: «خداوند متعال با هیچ ستایشی بالاتر از تسبیحات فاطمه زهرا(س) عبادت نشده است و اگر چیزی افضل از آن وجود داشت، رسول خدا(ص) آن را به فاطمه(س) اعطاء می‌کرد».
تسبیح حضرت زهرا که به مناسبت مداومت آن حضرت در انجام آن، به ایشان منسوب گردیده است، درواقع تسبیح حضرت حق‌تعالی است!!
معنای تسبیح حضرت زهرا(س)
الله اکبر
انسان با گفتن «الله اکبر» به نهایت عجز خود اعتراف می‌کند و به ناتوانی‌اش به درگاه الهی بارها اقرار می‌کند.
جمیع بن عمیر می‌گوید: در محضر امام‌صادق(ع) بودم. حضرت از من پرسید: «جمله «الله اکبر» یعنی چه؟‌گفتم:‌یعنی خدا از همه چیز بزرگ‌تر است. حضرت فرمود:‌ مطابق این معنا خدا را چیزی تصور کرده ای و او را بزرگ تر از آن چیزها تصور نموده‌ای. عرض کردم: پس معنی «الله اکبر» چیست؟‌حضرت پاسخ داد:‌معنایش این است؛ «الله اکبر من ان یوصف؛ خداوند بزرگ‌تر از آن است که توصیف گردد.»
الحمدلله
پس از آن‌که انسان به عجز و ناتوانی خویش در شناخت خالق اعتراف کرد، با گفتن «الحمد لله» که از افضل اذکار تسبیح است،‌وارد مرحله بعدی می‌شود.
حضرت امام‌خمینی در باب حمد می‌فرماید: «حمد خدا مساوی شکر است؛ چنانچه در روایات کثیره وارد است، کسی که «الحمد لله» بگوید شکر خدا را ادا کرده است، چنانچه امام‌صادق(ع) فرمود:‌شکر هر نعمتی اگرچه بزرگ باشد،‌این است که حمد خدای عزوجل کنی».
سبحان الله
شخصی از حضرت علی(ع) پرسید:‌ »معنی «سبحان الله» چیست؟ حضرت فرمود: «سبحان الله» تعظیم مقام بلند و با عظمت خدا و منزه دانستن او از آنچه مشرکان می‌پندارند، است و زمانی‌که بنده این کلمه را می‌گوید، همه فرشتگان بر او درود می‌فرستند».
ثواب تسبیح حضرت زهرا با تربت امام‌حسین(ع)
درباره ثواب تسبیح حضرت زهرا(س) با تربت امام‌حسین(ع) از حضرت صاحب الامر (عج) روایت شده است: «هرکه تسبیح تربت امام‌حسین(ع) را در دست داشته باشد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر برای او نوشته می‌شود».
بعداز آن‌که رسول اکرم(ص) تسبیحات را به کوثرش عطا کرد، حضرت فاطمه ابتدا رشته‌ای از پشم تابیده و با آن به تسبیح پرداخت، تا این که حضرت حمزة بن عبدالمطلب شهید شد. پس حضرت فاطمه(س) از تربت قبر آن بزرگوار خاک برداشت و تسبیح ساخت و با آن تسبیح می‌کرد و مردم نیز چنان کردند و چون سید‌الشهدا شهید شد، سنت شد که از تربت آن امام‌مظلوم،‌تسبیح سازند و با آن ذکر گویند.
فضیلت و آداب تسبیح حضرت زهرا(س)
درباره فضیلت و آداب گفتن تسبیح حضرت زهرا(س) روایات زیادی از ائمه معصومین(ع) وارد شده است که به برخی اشاره می‌شود:
*جلوگیری از تیره بختی
ابو‌هارون مکفوف می‌گوید: «امام‌صادق به من فرمود: ای ابو‌هارون،‌ ما کودکان خود را همان‌گونه که به نماز فرمان می‌دهیم،‌به تسبیح حضرت زهرا(س) نیز امر می‌کنیم. پس بر این ذکر مداومت کن؛ زیرا هر بنده‌ای بر آن مداومت کند، تیره بخت نمی‌شود.
*خوشنودی خداوند، دوری کردن شیطان
امام باقر(ع) فرمود:‌هرکس تسبیح حضرت زهرا را بگوید،‌سپس طلب آمرزش کند، آمرزیده خواهد شد. این تسبیح به زبان یک‌صد مرتبه است، ولی در میزان عمل یک هزار تسبیح به حساب می‌آید و شیطان را دور و خداوند رحمان را خوشنود می‌سازد.»
*آمرزش گناهان
امام صادق(ع) نیز به فضیلت تسبیح بعداز نمازهای واجب چنین اشاره کرد:‌ « مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ ع قَبْلَ أَنْ يَثْنِيَ رِجْلَيْهِ مِنْ صَلَاتِهِ الْفَرِيضَةِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ، هرکس بعداز نماز واجب تسبیحات حضرت زهرا(س) را بجا آورد قبل از اینکه پای راست را از بالای پای چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده می‌شود»(کافی ج 3 ص 343)
و در حدیثی دیگر فرمود: « مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ ع فَقَدْ ذَكَرَ اللَّهَ الذِّكْرَ الْكَثِير ، کسی که تسبیح فاطمه زهرا(س) را بگوید خدا را به ذکر کثیر یاد کرده است.»)معانی الاخبار ص 193)
شرایط تسبیح حضرت زهرا (س)
یکی از شرایطی که در این تسبیح باید رعایت شود، این است که بعداز نماز بلافاصله خوانده شود؛‌یعنی وقتی نماز به پایان رسید، نمازگزار قبل از این‌که تغییر وضع دهد و به عبارتی از حالت تشهد و سلام در نماز خارج شود، تسبیح را شروع کند و از آنچه در سرّ عدد مستور است می‌توان فهمید که بلافاصله بودن تسبیح بعداز نماز دارای حسابی است که در غیر این‌صورت نیست.
با فضایلی که برای حضرت زهرا (س) نقل شد، و نیز تاکیدات بسیاری که در مداومت بر آن از ناحیه ائمه معصومین(ع) آمده است، شایسته است که این عمل، عاشقانه و با نشاط به‌جا آورده شود.
اگرچه ممکن است نفس تسبیح بعداز نماز نشانه ای از نشاط در عبادت باشد،‌ اما متاسفانه بسیار دیده می‌شود که به هنگام تسبیح، اذکار را چنان سریع و بی‌توجه می‌گویند که شاید بیان‌گر این واقعیت باشد که تسبیح را بر اثر عادت یا تاثیر محیط می‌گویند، نه از روی نشاط.

سایت تبیان نوشت: حجتیه ای ها معتقدند که قبل از آنکه حضرت حجت(عج) بیایند کسی حق ندارد حکومت اسلامی تشکیل دهد و اگر هم بدهد فایده ای نخواهد داشت! از همین رو بود که با شاه هم مشکل خاصی نداشتند؛ یعنی به عبارتی حاکم که باشد و حکومت چه، برای شان خیلی فرق ندارد. مهم این است که دینمان را حفظ کنیم و خودمان را آماده کنیم تا وقتی حضرت ظهور کردند به ایشان بپیوندیم و برای برقراری حکومت عدل جهانی تلاش نماییم.

ویژگی های منتظران حقیقی را هم که از ایشان بپرسی و تکالیف او را که بخواهی خواهند گفت: «برای تعجیل در فرج آقا دعا کن! برای سلامتی آقا صدقه بده!دعای ندبه و عهدت ترک نشود و ...» راستی مگر جز این است که اینها نیز جزیی از توصیه های دینی ما به مؤمنان عصر غیبت می باشند؟!

مشکل کجاست؟

راستش همه ماجرا این نیست. اگر کسی واقعاً بخواهد یک جریان فکری اصیل داشته باشد و در کارهایش نقد جریانات انحرافی را هم قرار دهد هیچ اشکالی ندارد اما به شرطی که شیعه گی اش را مخدوش نکند! یعنی چه!؟ یعنی مصداق کسانی که در تپه های اطراف کربلا برای فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دعا می کردند و او را یاری نمی دادند چون حاکم وقت را نماینده خدا می دانستند یا ترسو و عافیت طلب بودند، نباشد آن شیعه، شیعه قلابی است!

اینکه این جماعت را - مسامحتاً - دلسوزان دین خواندیم بیراه نبود چرا که کم نبودند کسانی از آنان که حداقل پس از انقلاب به جریان مردم پیوستند و شهید دادند و انقلابی شدند. انصاف این است که باید حساب اقلیت فرصت طلب و مقدس مآب و خائنین آگاه را از غافلان و توابین و فریب خوردگان این جریان جدا دانست.

نباید این نکته مهم را هم فراموش کرد که نقد چنین جریاناتی بسیار سخت و ظریف است چرا که خودشان مذهبی و دین دار و مقید به شریعت اند و دغدغه شان نیز حفظ دین از انحراف است. راستی مشکل اینان کجاست و چرا حتی یک خطر محسوب می شوند؟! در یک جمله می توان پاسخ داد: «اولویت نشناسی!»

در ماجرای تحریم چراغانی نیمه شعبان توسط امام(ره) برای اعتراض به حکومت، اینان به شدت در مقابل آن فعال شدند و جشن های مفصل و چراغانی های دوچندان کردند! و استدلال شان هم این بود که «شاه، شیعه است!» البته منکر این نمی شود شد که این استدلال از ذهن یک انسان مقدس مآب دین نشناس نیز ممکن است تراوش کند چقدر درد دارد وقتی جریان انقلابی به رهبری امام(ره) که در حال جذب جوانان برای مبارزه با منشأ فساد، یعنی حکومت شاهنشاهی است می بیند که جریانی شبیه خودشان - حداقل در ظاهر - جوانان مستعدی که هر کدامشان می توانند یک گام، فروپاشی ام المسائل را جلو بیندازند، به سوی خود کشانده و به مسائل فرعی و دست چندم مشغول می سازد و استعداد سوزی می کنند!

شاید در میان انجمنی های عاقل، کسی معتقد نباشد که ما باید فساد بیشتری بکنیم تا آقا بیایند ولی آیا اینکه معتقد باشی خود آقا باید بیاید تا امور را اصلاح کند و به جای اینکه مشغول شوی و در سطح کلان و نه فردی، راهی که قرار است ایشان بپویند را بپویی و به رفع فساد و علل آن از جهان بپردازی، سکوت کنی و به قول خودت منتظر آقا شوی! خود، نوعی کمک به گسترش ظلم و فساد نیست؟! آیا جز این است که تفکری که ظالمان و فاسدان از آن استقبال می کنند همین اندیشه انحرافی عدم جواز ورود به سیاسیات و اجتماعیات درزمان غیبت حضرت می باشد؟ انجمنی ها از آنجا که سکولار بودند ناگزیر بودند از جزیی اندیشی و اقدامات محدود فردی، لذا حاضر بودند علیه پپسی کولا که صاحبش بهائی بود اقدامات متعدد و متنوعی صورت دهند و هزینه ها کنند اما یک کلمه نپرسند که چرا حکومت چنین امتیازاتی را به این حضرات می دهد؟! ماجرا به طنز شبیه است، نیست؟ اما چرا؟!

این تقریر، نگرشی خوشبینانه بود ولی کدهای بسیاری وجود دارد که نشان می دهد حداقل بخشی از سران این جریان یا از حلقه فرصت طلبان دو رو بوده اند و یا عافیت طلبان ترسو! چرا که بر اساس اسناد ساواک، به اندک تشر حکومت، دست ها را بالا برده و حرف گوش کن می شدند!

مثلاً در ماجرای تحریم چراغانی نیمه شعبان توسط امام(ره) برای اعتراض به حکومت، اینان به شدت در مقابل آن فعال شدند و جشن های مفصل و چراغانی های دوچندان کردند! و استدلال شان هم این بود که «شاه، شیعه است!» البته منکر این نمی شود شد که این استدلال از ذهن یک انسان مقدس مآب دین نشناس نیز ممکن است تراوش کند.

قرآن سر نیزه هم گرچه توسط آگاهان بلند شد اما امثال همین ظاهربینان نادان را فریب داد! به راستی چه کسی می توانست گسترش مطربخانه ها و کاباره ها را ببیند و آن را هم به پای حکومت ننویسد و شاهش را شیعه مولا بداند؟! این حد از تجاهل طبیعی است؟!

انجمن حجتیه، یک فکر و یک نوع نگرش غلط به دین است؛ دین خنثی و عافیت طلب ومقدس مآبی که گرچه برای مولایش قمه می زند اما پای هزینه دادن برای حفظ دین او و حقیقت و روح آموزه های شیعی نیست!

بسیار بجاست تا مروری داشته باشیم بر موضع حضرت امام خیمنی(ره) در مقابل انحراف برخی از روحانیون منتسب و یا نزدیك به انجمن حجتیه که در "منشور روحانیت" منعكس شده است:

"دسته ای دیگر از روحانی نماهایی كه قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا می دانستند و سر به آستانه‌ی دربار می ساییدند، یك مرتبه متدین شده و بر روحانیون عزیز و شریفی كه برای اسلام آن همه زجر و آوارگی و زندان و تبعید كشیدند، تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. دیروز مقدس نماهای بی شعور می گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز می گویند مسئولین نظام كمونیست شده اند. تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان برای ظهور امام زمان(ارواحنا فداه) را مفید و راهگشا می دانستند، امروز از اینكه در گوشه ای خلاف شرعی كه هرگز خواست مسئولین نیست رخ می دهد، فریاد وا اسلاما سر می دهند.

دیروز حجتیه ای ها مبارزه را حرام كرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشكنند، امروز انقلابی تر از انقلابی شده اند. ولایتی های دیروز كه در سكوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته اند و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شكسته اند و عنوان ولایت برایشان جز تكسب و تعیش نبوده است امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می خورند.(منشور روحانیت، ۶۷.۱۲.۳)

در یک نگاه دقیق تر باید گفت که به نظر می رسد مبارزه انجمنی ها با بهائیت یا مارکسیسم و وهابیت نیز نوعی پاسخ به وجدان بیدار جوانان مؤمن مجذوب ایشان بود، چرا که او پس از آموزش های اعتقادی، با دیدن فسادها و ظلم های اطراف خویش، طبعاً احساس مسئولیت کرده و دغدغه اقدام می یابد و حال، این حس مؤمنانه باید پاسخ داده شود که انجمن آن را در راهی انحرافی می سوزاند! وگرنه در بطن این نظریه مخدوش که ما تا قبل از حکومت حضرت مسئولیتی نداریم، حتی همین نوع احساس مسئولیت نیز قابل توجیه نیست!

آنچه مسلم است آنکه توقف فعالیت های انجمن در سال ۶۲ که ظاهراً به خاطر تبعیت از انتقاد امام(ره) از اینان صورت گرفت، یک تعطیلی صوری و ظاهری بود و بر اساس قرائن، این نوع نگاه، هنوز - حتی به صورت تشکیلاتی و ساماندهی شده - وجود دارد و در حال جذب نیرو و فعالیت است. از جمله جریاناتی که امروز، انجمنی ها به شدت در آن فعال اند دشمن سازی شیعه و سنی به اسم مبارزه با جریان منحرف وهابی است.

مثل انجمنی ها مثل دکتری است که بیماری با قلبی شکافته و بدنی دارای چند زخم را نزدش آورده اند و او به جای رسیدگی به قلب او، زخم های بدنش را مداوا می کند؛ چنین آدمی در ظاهر در حال مداواست اما در حقیقت کار او ممکن است به مرگ بیمار منجر شود! اینان چنانچه در اوایل انقلاب، خطر مارکسیسم را بیشتر از آمریکا که امام(ره) آن را شیطان بزرگ نامیدند، می دانستند و باز، جبهه ای فرعی و انحرافی گشوده بودند، اینک نیز دم از خطر برادران اهل سنت می زنند و آن را ازخطر صهیونیسم بین المللی نیز بزرگتر می نمایند! رسوایی اینان در ماجرای غزه و فلسطین بیشتر نمایان شد که می گفتند: کمک به فلسطینیان به خاطر سنی بودن آنها جایز نیست!! اینجا بود که دقیقاً هم کلام سران وهابی و بی دین سعودی و مرتجعین آمریکایی منطقه شدند و برای عاقلان مشخص شد که مجاهدان اسلام آمریکایی که از سر جهل یا خباثت، دشمنان فرعی و دروغین را اصلی و حقیقی می نمایانند، روزی، این چنین روشن، با هم همنوا می شوند!

انجمن حجتیه، یک فکر و یک نوع نگرش غلط به دین است؛ دین خنثی و عافیت طلب و مقدس مآبی که گرچه برای مولایش قمه می زند اما پای هزینه دادن برای حفظ دین او و حقیقت و روح آموزه های شیعی نیست!

الویت نشناسی!

مثل انجمنی ها مثل دکتری است که بیماری با قلبی شکافته و بدنی دارای چند زخم را نزدش آورده اند و او به جای رسیدگی به قلب او، زخم های بدنش را مداوا می کند. چنین آدمی در ظاهر در حال مداواست اما در حقیقت کار او ممکن است به مرگ بیمار منجر شود! اینکه بدانی حکومت و غرب، پشت سر بهائیت است و فرصت های متعدد اقتصادی و پست های کلان حکومتی را آگاهانه میان آنان پخش می کند اما به هر دلیل، چه ترس و چه حماقت، با او کاری نداشته باشی و انگشت اتهامت را سوی معلول ها بگیری، مصداق همین دکتری هستی که به فرعیات می پردازد و از اصل باز مانده است!آیا حجتی آشکار تر از این وجود داشت که با رفتن شاه کل بساط بهائیت و متعلقاتش برچیده شد؟!

نتایج یک تحقیق دانشگاه شیکاگو نشان می دهد که مردم کشورهای با مذهب کاتولیک بیشترین و مردم اسکاندیناوی و جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی سابق کمترین اعتقاد را به وجود خدا دارند.
به گزارش عصر ایران، نتایج تحقیق گروهی از محققان دانشگاه شیکاگو از بین 30 کشور دارای اکثریت مسیحی نشان می دهد که مردم فیلیپین ، شیلی و ایالات متحده آمریکا به ترتیب با 94 ، 88 و 81 درصد باور به خدا ، خداباور ترین مردم (در میان مسیحیان) هستند.

این در حالی است که ساکنان شرق آلمان با 13 درصد و مردم جمهوری چک با 20 درصد کم باور ترین مردمان جهان به وجود خدا هستند.

نتایج این تحقیق نشان می دهد الحاد به طور گسترده در بین کشورهای اسکاندیناوی ( شمال اروپا) و مستعمرات سابق اتحاد جماهیر شوروی به استثنای لهستان در حال گسترش است .

البته یافته های این تحقیق نشان می دهد گسترش الحاد در روسیه ، اسلونی و اسراییل همانند کشورهای اسکاندیناوی و شرق اروپا نیست.

همچنین یافته های این تحقیق نشان می دهد که مردم مسن تر باور بیشتری به خدا دارند و در حالی که به طور میانگین 43 درصد پاسخ دهندگان که 68 سال یا بیشتر داشتند اعلام کرده اند که به خدا اعتقاد دارند این رقم در بین جوانان 27 ساله و پایین تر تنها 23 درصد بوده است.

بر اساس این گزارش باور به خدا همزمان با آغاز سنین پیری افزایش می یابد و در این تحقیق مشخص شده همزمان با ورود به 58 سالگی باور به خدا به دلیل احتمال نزدیک تر شدن روز مرگ افزایش می یابد.

در آمریکا 54 درصد از جوانان زیر 28 سال اعلام کرده اند که به وجود خدا باور دارند در حالی که در همین کشور 66 درصد افراد بالای 68 سال اعلام کرده اند که به وجود خدا باور دارند.

در فرانسه این رقم بین جوانان زیر 28 سال تنها 8 درصد و در بین افراد بالای 68 سال 26 درصد است .

مسلمانان فرانسه که از سیاستهای اسلام‌ستیزانه "نیکلا سارکوزی" به تنگ آمده‌اند عزمشان را جزم کرده‌اند تا از ورود دوباره وی به عرصه قدرت جلوگیری کنند.
فارس به نقل از روزنامه واشنگتن‌تایمز نوشت: مردم مسلمان فرانسه که از سیاست‌های اسلام‌ستیزانه «نیکلا سارکوزی» به تنگ آمده‌اند عزمشان را جزم کرده‌اند تا از روی کار آمدن مجدد وی در انتخابات آتی فرانسه جلوگیری کنند.

قرار است انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در دو دور، در روزهای 22 آوریل (مصادف با 3 اردیبهشت) و 6 می (17 اردیبهشت) برگزار شود.

آقای «فرانکو لورچری»، جامعه‌شناس «مرکز مطالعات جهان عرب و اسلام» مستقر در شهر «مارسی»، در گفت‌وگو با روزنامه واشنگتن تایمز می‌گوید: «مسلمان‌ها دیگر تاب این وضعیت را ندارند. آنها دیگر از این بحث‌های مربوط به هویت ملی، گوشت حلال، حجاب یا بنیادگرایی که در سر تا سر اینجا رواج یافته به تنگ آمده‌اند.»

وی می‌افزاید: «این عبارت‌ها، [اسلام، مهاجرت و بنیادگرایی] هم معنا فرض شده و مورد استفاده قرار می‌گیرند، از آنها بدون احتیاط استفاده می‌شود و با استفاده از آنها عده‌ای از مردم مورد خطاب قرار گرفته، مورد اهانت واقع می‌شوند و از آنها [برای جمع‌آوری رأی] سوء استفاده می‌شود.»

این گزارش می‌افزاید این بحث‌ها جدید نیستند و در طول دهه گذشته محور تبلیغات انتخاباتی فرانسه بوده‌اند.

این روزنامه آمریکایی به نقل از تحلیل‌گران می‌نویسد بعضی نامزدهای انتخاباتی در طول دهه گذشته تلاش کرده‌اند با دادن وعده‌های زندگی بهتر و ایجاد شغل برای مسلمانان، که اکثرا ساکن مناطق بسیار فقیرنشین فرانسه هستند، آنها را اقناع کنند اما روند غالب این بوده که این مسلمانان تهدید کننده هویت ملی مردم فرانسه تلقی شوند.

آقای «سارکوزی» چندی پیش با اعلام اینکه «تعداد خارجی‌های فرانسه بیش از حد، زیاد است» خواستار سخت‌تر کردن سیاست‌های مهاجرتی فرانسه و جلوگیری از ورود مسلمانان به فرانسه شده بود.

آقای «مارین لوپن» ـ نامزد حزب جبهه ملی برای ریاست جمهوری ـ نیز مسلمانان را «فاشیست‌های سبز» نامید و گفت روزانه هزاران نفر از آنها سوار بر قایق یا هواپیما وارد فرانسه می‌شوند.

این سخنان نامزدهای ریاست جمهوری فرانسه بار دیگر به بحث‌های «نژاد و هویت» در فرانسه دامن زد و موجب خشم مسلمانان شد که 10 درصد از جمعیت 65 میلیون نفری فرانسه را تشکیل می‌دهند.

به نوشته واشنگتن‌تایمز: مردم مناطق مسلمان‌نشین فرانسه که از این سیاست‌های دولت آقای «سارکوزی» به تنگ آمده‌اند اکنون کمر همت بسته‌اند از ورود دگرباره وی به عرصه قدرت جلوگیری کنند بلکه بتوانند بخشی از هویت از دست رفته‌شان در زمان صدارت وی بر مسند ریاست جمهوری را بازیابند.

نتایج نظرسنجی‌های مختلف در فرانسه از شکست قریب‌الوقوع آقای «سارکوزی» در انتخابات آتی فرانسه خبر می‌دهند.

منابع خبری می‌گویند در تمام نظرسنجی‌هایی که از ماه اکتبر به بعد انجام شده‌اند، آقای «فرانسوا اولاند» از «نیکلا سارکوزی» پیشی گرفته است و رئیس جمهور فعلی فرانسه برای پیروز شدن دراین جدال باید تنها به نادرست بودن نتایج این نظرسنجی‌ها دل ببندد.

در صورتی که آقای «سارکوزی» بازنده این انتخابات باشد اولین رئیس جمهور فرانسه از سال 1981 خواهد بود که تنها یک دور بر سر کار باقی مانده است.

«فرانسوا اولاند»، نامزد حزب سوسیالیست فرانسه و اصلی‌ترین رقیب آقای «سارکوزی» در این انتخابات محسوب می‌شود.

رهبر جریان صدر عراق با محکوم کردن برگزاری مسابقات فرمول یک در بحرین در سایه ادامه "خون ریزی ها"، از "ورزشکاران شرافتمند" دعوت کرد در این مسابقات شرکت نکنند.
مقتدی صدر در بیانیه ای که از سوی دفترش در نجف اشرف صادر شد، تأکید کرد: برگزاری این مسابقات (فرمول یک) در بحرین که در آن خون مردم به ناحق ریخته می شود، محکوم است.
وی افزود: از همه ورزشکاران شرافتمند دعوت می کنم که برای حمایت از مردم بحرین، در این مسابقه شرکت نکنند.
مقتدی صدر همچنین از امامان جماعت در عراق خواست این موضوع را در نماز جمعه مطرح کن

انقلابیون بحرینی اعلام کردند همزمان با برپایی مسابقات فرمول یک در این کشور، تظاهرات خواهند کرد.
به گزارش الجزیره انقلابیون بحرینی تهدید کردند از امروز جمعه اول اردیبهشت و در آستانه برگزاری مسابقات فرمول یک در این کشور، برضد دولت آل خلیفه به طور گسترده تظاهرات خواهند کرد. این در حالی است که نیروهای امنیتی بحرین روز پنجشنبه تظاهر کنندگانی را که در مناطق مختلف این کشور به درخواست جمعیت مخالف الوفاق، تجمع اعتراض آمیز برپا کرده بودند، پراکنده کردند. وزارت کشور بحرین اعلام کرده بود که این تظاهرات مجوز قانونی ندارد و هر کس در آن شرکت کند بر خلاف قانون رفتار کرده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین باقر شریف قرشی مولف و نویسنده حوزوی در کتاب زندگانی امام الهادی(ع) به نقل یک ماجرای خواندنی از امام هادی (ع) و شیوه آن حضرت در احترام به علما پرداخته است.

به گزارش مشرق به نقل از مرکز خبر حوزه، این محقق حوزوی در کتاب خود با نقل سیره‌ای از آن حضرت آورده است امام هادى - علیه السلام - در بزرگداشت دانشمندان و اندیشمندان مى کوشید و به آنها توجهى خاص داشت و آنان را بر دیگر مردم برتر مى شمرد زیرا آنان سرچشمه نور و آگاهى در زمین هستند.

از کسانى که مورد تجلیل امام قرار گرفت، فقیهى بود که با یکى از نواصب و مبغضین اهل بیت به مناظره پرداخته و او را مغلوب ساخته بود، آن فقیه پس از چندى به زیارت امام هادی (ع)آمد حضرت که از مناظره او با ناصبى خبردار بود از دیدن وى شادمان شده او را در صدر مجلس ‍ نشاند و به گرمى با وى به گفتگو پرداخت . مجلس مملو از علویان و عباسیان بود. آنان در آنجا از این توجه خاص امام رنجیده شدند و امام را مخاطب ساخته گفتند:
«چگونه او را بر سادات و بزرگان بنى هاشم مقدم مى دارى ؟...»

حضرت در پاسخ فرمود: از کسانى نباشید که خداوند متعال درباره شان فرمود: «( أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوْتُواْ نَصِیبًا مِّنَ الْکِتَابِ یُدْعَوْنَ إِلَى کِتَابِ اللّهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ». (1)
«آیا ندیدى کسانى را که بهره اى از کتاب آسمانى به آنها داده شده بود، فرا خوانده شدند تا کتاب خدا داور آنان باشد لیکن گروهى اعراض کرده روى گرداندند».

آیا کتاب خداوند متعال را به عنوان داور و حکم قبول دارید؟... همگى گفتند: «آرى ، یابن رسول اللّه ». و امام روش ‍ خود را - به استناد آیات قرآن - چنین مدلّل ساخت : آیا خداوند نمى گوید: « ی یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللَّهُ لَکُمْ وَإِذَا قِیلَ انشُزُوا فَانشُزُوا یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ». (2)

«اى کسانى که ایمان آورده اید هنگامى که در مجالسى به شما گفته مى شود جاى باز کنید شما نیز جاى باز کنید تا خداوند براى شما گشایش دهد... تا آنجا که مى گوید: و دانشمندان را درجاتى بالاتر مى دهد».

خداوند متعال همانطور که مؤمن را بر غیر مؤ من مقدم مى دارد،« مؤ من عالم» را بر« مؤ من غیر عالم» برترى داده است . و باز خداوند است که مى فرماید: «خداوند مؤمنان اهل علم را درجاتى ، برترى مى دهد» آیا خداوند گفته است که خداوند نجیب زادگان و شریفان نسب دار را رفعت مى دهد! (نه این گونه نیست) لیکن حضرت باریتعالى با تاءکید مى گوید:

« أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّیْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَیَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ » (3) آیا آنان که مى دانند و آنان که نمى دانند با هم برابرند؟».

پس چرا از احترام و تجلیل من نسبت به این عالم که مورد بزرگداشت خدا نیز هست رنجیده شده اید، شکستى که این مرد به آن ناصبى با دلایل و براهین (قاطع)داد از هر شرافت مبنى بر نسب و تبار، بالاتر و برتر است .

دلایل و حجت هاى امام ، حاضرین را خاموش کرد لیکن یکى از بنى عباس حاضر در جلسه همچنان بر موضع نادرست خویش پافشارى کرد و گفت :
«یابن رسول اللّه ! شما این مرد را بر ما مقدم داشتى و ما را پایین تر از او به حساب آوردى در صورتى که او مانند ما نسبى چنین روشن و درخشان ندارد و از صدر اسلام تاکنون آن را که نسبى شریف تر داشته باشد بر دیگران مقدم مى دارند...»

منطق این شخص عباسى ، منطقى سست و بى بنیاد است که اسلام بدان کمترین بهایى نمى دهد، اسلام متوجه ارزش هاى والایى است که هرگز چنین افرادى تصور آن را هم ندارند و به گوششان نخورده است . لذا حضرت طبق اصل قرآنى : « ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ» (4) و دستور: « کَلِمُوا النّاسَ عَلى قَدْر ِ عُقُولِهِم » براى قانع کردن وى راه دیگرى در پیش گرفت و گفت :
«سبحان اللّه ! » آیا عباس که از بنى هاشم بود با ابوبکر تیمى بیعت نکرد؟ آیا عبداللّه بن عباس پدر خلفاى عباسى و از خاندان بنى هاشم ، کارگزار عمر بن خطاب از بنى عدى نبود؟ پس چرا عمر افراد خارج از خاندان قریش را وارد شوراى شش نفره کرد (برای بیعت) ولى عباس را که هاشمى و قرشى بود وارد شورا ننمود؟!

پس اگر برتر شمردن غیر هاشمى بر هاشمیان نادرست است، باید بیعت کردن عباس با ابوبکر و کارگزارى عبداللّه بن عباس براى عمر را محکوم کنى و اگر آن کار اشکالى نداشت این مورد هم مانند آن روا خواهد بود...».

معترض ، تاب این استدلالات را نیاورد خاموش گشت و دیگر دم نزد.(5)
1-سوره آل عمران ، آیه 23.
2- سوره مجادله ، آیه 11.
3- سوره زمر، آیه 9.
4- سوره نحل ، آیه 125.
5- « الاحتجاج» طبرسى ، ج 1 و 2، ص 454.
زندگانی امام علی الهادی(ع)-باقر شریف قرشی

آیت الله صافی گلپایگانی به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در قالب سروده‌ای به این بانوی بزرگوار ابراز ارادت کردند.
به گزارش فارس، سروده آیت‌الله صافی گلپایگانی با عنوان جمال کبریا به این شرح است:

ای دخـــت گــرامـی پـیمبر

ای سرّ رســول در تو مـضمر

در بـیت شریف وحی، خاتون

بــر چــرخ رفــیع مَجد اختر

ای شبه نبی به خلق و اوصاف

ای نــور مـجسّــم مــصـوّر

ای خـــادم خــانه‌ تـو حوّا

و ای حاجــب درگه تو هاجر

در طــورِ لــقا یــگانـه بانو

در مُـلک وجود زیب و زیور

بــا شــیر خــدا عـلیّ عالی

هـم سنگر و هم پیام و همسر

مانند تو زن جهان‌ ‌ندیده‌ ‌است

غــمـخوار و نـگاهبانِ شوهر

ای عــین کمال و جان بینش

ای ‌شخص ‌شخیص عصمت‌ و فرّ

بـر رفـعت قدر تو گواه است

بــیت و حجر و مقام و مشعر

ای ســیّــده زنــان عــالـم

ای بــضــعه حــضرت پیمبر

تـو اصلی و دیگران همه فرع

تــو جـانی‌ و دیگران چو پیکر

در مُـــلــک وَلا ولــیّـة الله

بـر نــخلِ وجــود احمدی بَر

قــرآن بــه فـضیلت تو نازل

بــرهان تــو مــحکم و مقرّر

روی تــو جــمال کــبریایی

کــوی تــو رواق قُرب داور

از جوی تو شبنمی است زمزم

و از بحر تو شعبه‌ای ‌است ‌کوثر

زان خـطبه آتشین که پیچید

در ارض و سـما بسان‌ تنـدر

محکوم شد آن نظام و گردید

حــق روشن و غالب و مظفّر

مـن عاجزم از بــیان وصفت

تـو بحری و من ز قطره کمتر

ای امّ مــحـامـد و مـعــالی

ای از تــو مــشام جان معطّر

بــا این‌همه عزّ و رفعت شأن

بـا آن همه فخر بی حد و مرّ

از ظــلـم مــنافـقین امّــت

شــد قـلـب مـنیر تـو مکدّر

آن را کــه نـمود حقّ مقدّم

کـــردند مــعانــدان مـؤخّر

بردند فدک ‌به ‌غصب و بسـتند

بــر بـاب تو گفته‌‌ای مـزوّر

افسوس شکست دشمـن‌ دین‌

پـهلوی تو را به ضربـت در

بــازوی تـو را به تازیــانه

زد قــنفذ مــلحد سـتـمگر

از سیلی و شـرح آن نگویم

کافتد بـه دل از بیانش آذر

در مــاتم مـحسن شهیدت

ماییم به سوگ و ناله اندر

بر لطفی صافی از سر لطف

بنگر که بُوَد پریش و مضطر

بس فخر از آن کند ‌که دارد

بر سـر ز سـتایش تو افسر

نیروهای امنیتی بحرین تازه ترین تظاهرات اعتراض آمیز مردم این کشور را با استفاده از گازهای سمی آمریکایی سرکوب کرده و شماری از آنها را مصدوم کردند.
به گزارش العالم، مردم بحرین در شهر السنابس در اعتراض به برگزاری مسابقات اتومبیلرانی فرمول یک تظاهرات کردند.

این تظاهرات با عنوان "نه به فرمول یک" برگزار شد که نیروهای امنیتی بحرین به مردم حمله ور شده و اقدام به شلیک گازهای سمی ساخت آمریکا کردند.

شلیک این گازها منجر به ایجاد خفگی در بین تعدادی از زنان وکودکان شد که حال بعضی از آنها وخیم گزارش شده است.

مناطق مختلف بحرین از چند روز پیش در مخالفت با برگزاری مسابقات اتومبیلرانی فرمول یک و بی توجهی جامعه جهانی به سرکوبگری آل خلیفه و خواسته های مشروع مردم صحنه تظاهرات گسترده است.

به گزارش جهان، پایگاه النخیل در مطلبی با عنوان آل سعود هزینه جنگهای آمریکا را تامین می کنند آورده است: براساس سندی که رسانه ها بر آن دست پیدا کرده اند آل سعود از هفتاد سال قبل تا کنون هزینه جنگهای آمریکا و تهاجم وحشیانه آن در سراسر جهان را تامین می کنند.

به نوشته مهر، این پایگاه می افزاید: یک منبع سعودی مقیم قاهره بیان کرد که خاندان سعودی در دیدارهایی که با مسئولان آمریکایی دارند این پرسش را مطرح می کنند که آیا آمریکا به حمایت از تاج و تخت سعودی ها پایبند است؟

این منبع افزود: رهبران سعودی اخیرا به اطلاع رئیس جمهوری آمریکا رسانده اند که آمادگی کامل برای تامین هزینه های جنگ علیه ایران را نیز دارند و رهبران سعودی، آمریکا را برای حمله به ایران تشویق کرده اند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، آیت الله عباس کعبی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، سه شنبه شب در گردهمایی اعتراض آمیز طلاب و علمای پاکستانی در محکومیت جنایات اخیر وهابیون و کشتار شیعیان در پاکستان که در مدرسه حجتیه قم برگزار شد، با گرامی داشت یاد و خاطره شهدای اخیر در پاکستان، گفت: این جنایات از سوی وهابیون افراطی و تکفیری صورت گرفته است و ما این جنایات را به شدت محکوم می کنیم.

به گزارش تبیان ، اهمیت و جایگاه تقوا برای جوانان آن وقت معلوم می شود که تمایلات و احساسات دوره جوانی مد نظر قرار گیرد. برای جوانی که در معرض طغیان غرایز و احساسات تند و شکوفایی خواهش های نفسانی و غریزه جنسی و تخیلات موهوم به سر می برد، تقوا به منزله قلعه و حصار مستحکمی است که او را از تاخت و تاز دشمنان مصون می دارد و مانند سپری است که از اصابت تیرهای زهراگین شیاطین باز می دارد.

امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «اعلموا عبادالله ان التقوی دار حصن عزیز»1؛ بدانید ای بندگان خد، تقوا دژی مستحکم و غیرقابل نفوذ است.

استاد مطهری(ره) در این خصوص می گوید: نباید تصور کرد که تقوا از مختصات دین داری است، از قبیل نماز و روزه، بلکه تقوا لازمه انسانیّت است. انسان اگر بخواهد از طرز زندگی حیوانی و جنگلی خارج شود ناچار است که تقوا داشته باشد.2

جوان همواره بین دو راهی قرار دارد و به سوی دو نقطه متضاد کشیده می شود. از یک طرف، ندای وجدان اخلاقی و الهام الهی او را به سوی خوبی ها سوق می دهد و از طرف دیگر غرایز درونی و نفس اماره و وسوسه های شیطانی او را به ارضای خواهش های نفسانی فرمان می دهد. در این جنگ و گریز تنها جوانی می تواند از این صحنه کشمکش و نزاع بین عقل و شهوت، خیر و فساد و پاکی و آلودگی به سلامت خارج شود که خود را به سلاح ایمان و تقوا مجهز کرده و از ابتدای جوانی به خودسازی و جهاد با نفس بپردازد.

حضرت یوسف(علیه السلام) در سایه همین تقوا بود که توانست با اراده ای قوی از آزمون سخت الهی سربلند بیرون آید و به اوج عزت نایل شود.

2- تقویت اراده

بسیاری از جوانان از ضعف اراده و فقدان قدرت تصمیم گیری شکایت می کنند و برای درمان آن چاره جویی می کنند. آنان می گویند:

برای ترک عادات زشت و ناپسند بارها تصمیم گرفته ایم اما کم تر موفق شده ایم.

امام علی(علیه السلام) از تقوا به عنوان عامل تقویت اراده و مالکیت نفس که نقش عمده ای در ترک گناه و عادات ناپسند دارد، یاد می کند و می فرمایند: آگاه باشید! خطاها و گناهان مانند اسب های سرکش و لجام گسیخته ای هستند که گناه کاران بر آن ها سوارند و آنان را در قعر دوزخ سرنگون خواهند ساخت و تقوا همانند مرکب های راهوار و آرامی است که صاحبانشان بر آن ها سوارند و زمامشان را به دست دارند و آنان را تا بهشت پیش می برند.3

باید در نظر داشت که این کار شدنی است. افرادی که در این وادی قدم بنهند، مشمول الطاف خفیه الهی خواهند بود. چنان که قرآن کریم می فرمایند:«والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» 4 آنان که در راه ما جهاد و کوشش می کنند، راه های خود را به آن ها نشان می دهیم.

3- فرصت جوانی:

بدون تردید یکی از عوامل مهم موفقیت و کام یابی، بهره برداری صحیح و اصولی از شرایط و فرصت های مناسب است، که فرصت جوانی از اساسی ترین آن ها به شمار می رود.

نیروی معنوی و قوای جسمانی، گوهر گران سنگی است که خداوند متعال در اختیار نسل جوان قرار داده است. بر این اساس پیشوایان دین همواره بر اغتنام فرصت جوانی تاکید کرده اند. امام علی(علیه السلام) در این باره می فرمایند: بادر الفرصة قبل ان تکون غصه (5) پیش از آن که فرصت از دست رود و مایه اندوهت گردد، آن را غنیمت شمار.

سعدی با الهام از سخنان بزرگان می گوید:

جوانا ره طاعت امروز گیر                  که فردا جوانی نیاید ز پیر

قضا روزگاری زمن در ربود                 که هر روزش از پی شب قدر بود

من آن روز را قدر نشناختم               بدانستم اکنون که درباختم

امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «لاتنس صحتک و قوتک وفراغک وشبابک ونشاطک ان تطلب بها الاخرة»6 ؛ سلامتی و قدرت و فراغ بال و جوانی و نشاط خود را فراموش مکن، از آن ها در راه آخرت استفاده کن.

آن حضرت درباره کسانی که از نعمت جوانی بهره صحیح و کافی نبرده اند، می فرمایند: آن ها در ایام سلامت بدن سرمایه ای مهیا نکردند و در اولین فرصت های زندگی درس عبرتی نگرفتند، آیا کسی که جوان است جز پیری انتظار دارد.7

سؤال از جوانی

جوانی و نشاط و بالندگی، نعمت بزرگی است که در روز قیامت از آن سؤال می شود. امام علی(علیه السلام) می فرمایند:

«شیئان لایعرف فضلهما الا من فقدهما: الشباب والعافیه»8 ؛ دو چیز است که قدر و قیمتشان را نمی شناسد مگر کسی که آن دو را از دست داده باشد: یکی جوانی و دیگری تندرستی.

خودسازی:

بهترین زمان برای تربیت و خودسازی، دوره جوانی است، زیرا صفحه دل جوان با زشتی ها و خصلت های ناپسند شکل نگرفته و چراغ فطرت در دلش خاموش نگشته است. امام علی(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام) چنین می فرمایند: «انما قلب الحدث کالارض الخالیه ما القی فیها من شیء قلبه فبادرتک بالادب قبل ان یقسوا قلبک ویشتغل لبک»9 ؛

قلب نوجوان مانند زمین خالی است که هر ذچه در آن بیفشانی آن را می پذیرد، پس پیش از آن که قلبت سخت شود و فکرت به امور دیگر مشغول گردد، به تعلیم و تربیت تو مبادرت کردم و همت خود را بر تربیت تو گذاشتم.

عادات ناپسند در دوران جوانی ریشه دار نشده است، از این رو مبارزه با آن سهل و آسان است. جوانان باید از این امتیاز بزرگ به شایستگی استفاده کنند

باید جوانان عزیز این هشدار امام علی(علیه السلام) را جدی بگیرند که می فرمایند: «غالب الشهوة قبل قوة ضراوتها فانها ان قویت ملکتک واستفادتک ولم تقدر علی مقاومتها»10 پیش از آن که تمایلات نفسانی به تجری و تندروی عادت کنند با آن ها مقابله کن، زیرا اگر تمایلات در تجاوز و خودسری نیرومند شوند، فرمانروای تو خواهند شد و تو را به هرسو که بخواهند می برند و قدرت مقاومت در برابر آن ها را از دست خواهی داد. مولوی می گوید:

زان که خوی بد بگشته ست استوار

مور شهوت شد ز عادت هم چو مار

مار شهوت را بکش در ابتدا

ورنه اینک گشت ما رت اژدها

4- بزرگ منشی:

یکی دیگر از وصایای امام علی(علیه السلام) به جوانان، پرورش عزت نفس و بزرگ منشی است، آن جا که می فرمایند: «اکرم نفسک عن کل دنیه و ان ساقتک الی الرغائب فانک لن تعتاض بما تبذل من نفسک عوضا ولاتکن عبد غیرک وقد جعلک الله حرا»11 بزرگوارتر از آن باش که به پستی تن دهی هرچند تو را به مقصود رساند، زیرا نمی توانی در برابر آن چه از آبرو و شخصیت در این راه از دست می دهی بهایی به دست آوری، و بنده دیگری مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است.

حس عزت طلبی یکی از نیازهای اساسی انسان است که خوش بختانه دست آفرینش بذر آن را در نهاد آدمی افشانده است. بدیهی است که این بذر نیاز به مراقبت و رشد و شکوفایی دارد. عزت نفس موجب بهره وری فرد از نیروی خرد و به کارگیری آن در امور زندگی و منشا تکوین شخصیت در انسان است. بی دلیل نیست که نظام سلطه فرعونی در طول تاریخ برای استثمار دیگران، در گام نخست روح مکرمت انسانی را نشانه گرفته و شخصیت آنان را تحقیر می کند.

5- وجدان اخلاقی:

امام علی(علیه السلام) به جوانان توصیه نمودندکه ، میزان قرار دادن وجدان اخلاقی در معاشرت اجتماعی است. آن حضرت خطاب به فرزندش چنین می فرمایند: «یا بنی اجعل نفسک میزانا فیما بینک و بین غیرک»12 پسرم، خود را معیار و مقیاس قضاوت بین خود و دیگران قرار ده.

نادیده گرفتن این اصل مهم اخلاقی نتیجه ای جز تیرگی روابط دوستانه نخواهد داشت.

6- تجربه اندوزی:

استفاده از تجارب دیگران از جمله مواردی است که در وصایای امام علی(علیه السلام) دیده می شود. آن حضرت می فرمایند: «اعرض علیه اخبار الماضین و ذکره بما اصاب من کان قبلک من الاولین و سر فی دیارهم و آثارهم فانظر فیما فعلوا و عما انتقلوا و این حلوا و نزلوا»13 اخبار گذشتگان را بر قلبت عرضه کن و آن چه را که به پیشینیان رسیده به یاد آر، در دیار و آثار مخروبه آن ها گردش کن و درست بنگر آن ها چه کرده اند. ببین از کجا منتقل شده اند و در کجا فرود آمده اند.

7- رعایت آداب معاشرت و دوستی:

شکی نیست که بقا و دوام دوستی منوط به رعایت حدود دوستی و آداب معاشرت است. دوست گرفتن آسان است اما نگه داری آن مشکل تر است. امام علی(علیه السلام) در قسمتی دیگر از نامه مبارک خود به نکات ظریفی که موجب پایداری پیوند دوستی است، اشاره می کند و می فرمایند: ناتوان ترین مردم کسی است که از دوست گرفتن عاجز باشد و ناتوان تر از او فردی است که دوست را از دست بدهد.14

بعضی جوانان از عدم ثبات و ناپایداری روابط دوستانه شکایت می کنند، که دلیل عمده آن رعایت نکردن حدود دوستی و افراط و تفریط در رفاقت است. به طور یقین عمل به دستورات و نصایح سودمند امام علی(علیه السلام) می تواند در حل این مشکل کارساز باشد.

پی نوشت ها:

1-نهج البلاغه، خطبه 156.

2- ده گفتار،استاد مطهری ص14.

3- نهج البلاغه، خطبه 16.

4- عنکبوت، آیه 69.

5-نهج البلاغه، نامه31.

6-بحارالانوار (چاپ بیروت) ج68، ص177.

7- نهج البلاغه، خطبه82.

8- غررالحکم و دررالکلم، ج4، ص183.

9- نهج البلاغه، نامه 31.

10-غررالحکم و دررالکلم، همان، ص392.

11-نهج البلاغه، نامه 31.

12-نهج البلاغه، همان.

13- نهج البلاغه، همان.

14-بحارالانوار، ج74، ص278.

علی رضا مهدوی در سايت تبيان با اشاره به دعوت آیة الله وحید خراسانی از حجة الاسلام شهاب مرادي، چكيده اي از مهمترين فرازهاي سخنان ايشان را در اين ديدار نوشت:

روز شنبه به همراه حجة الاسلام شهاب مرادي به قم مشرف شدم و بر اساس قراری که داشتیم، ضمن زيارت مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها به محضر آيت الله العظمي وحيد خراساني رسيديم. حضرت آيت الله وحيد خراساني در اين ديدار که براي آن وقت موسعي را قرار داده بودند ضمن استماع و توجه دقيق به نکات و چند گزارش کوتاهي که شهاب مرادي ارائه کرد، از فعاليت هاي تبليغي وي تجليل و بيانات مبسوطي ايراد فرمودند که مشحون از مطالب دقيق علمي ، آيات و روايات متعددي بود.

برخي از فرمايشات ، نکات و حواشي اين ديدار که برايم بسيار جالب بود را در ادامه بيان خواهم کرد :

1- آيت الله وحيد خراساني مکرر و با تاکيد به مساله با اهميت اقامه عزا در روز شهادت و حرکت دسته هاي عزاداري توصيه فرمودند. بسيار روشن بود اصلي ترين توصيه ايشان توجه به اقامه عزا براي حضرت زهرا سلام الله عليها به صورت دسته جات عزاداري در روز شهادت بود .

2- معظم له در پاسخ به سوالي درباره آغاز و پايان ايام فاطميه بيان فرمودند که از روز 13 جمادي الاول شروع مي شود تا روز 3 جمادي الثاني که تعطيل است و اوج سوگواري در آن روز است که توجه به آن روز سيره بزرگان از فقهايي همچون ميرزاي ناييني و مرحوم آخوند خراساني بوده است.

3- ايشان در ادامه نکته دقيق و ظريفي در تفسير " بضعة مني" فرمودند که "پاره تن" از اغلاط است.بضعه در اين جا يعني پاره اي از وجود عقل کل و کل عقل. يعني پاره اي از علم او، پاره اي از نور و مقام او، پاره اي از عصمت و قدسيّت او و بالاخره پاره اي از عقل کل و کلّ عقل.

همچنين فرمودند در روز قيامت که يوم الحسره و روز افسوس و پشيماني است، همه آنها که مسيري جز مسير اهل بيت را برگزيدند، انگشت ندامت خواهند گزيد و آرزو مي کنند که اي کاش از مدت عمر خود براي خدمت به آستان ائمه طاهرين به خصوص مادر مظلومه شان بهره مي بردند.

4- معظم له با توجه به نقش هويتي مناسبت ها ، کنار محرم و صفر به اقامه عزا در 3 روز مهم در طول سال تاکيد داشتند:شهادت حضرت صديقه ، شهادت حضرت امير و شهادت حضرت صادق عليهم السلام .

5- همچنين ايشان با تاکيد فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است نه براي امروز که ما هستيم ، براي هميشه تا روزي که اين پرچم به دست امام زمان ارواحنافداه برسد و ما همه در قبال اهل بيت عليهم السلام مسئوليم .

اما در پايان اين ديدار صميمانه 2 توصيه براي عموم مردم بيان فرمودند:

**اول: تلاوت روزانه سوره ياسين و هديه کردن ثواب آن به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) .

** دوم: آغاز ختم قرآن به صورت روزانه به هر ميزان که ميسر است و هديه کردن آن به امام عصر عليه السلام . که بر اساس حديث صحيح و معتبري بشارت داده شده که کسي که چنين هديه اي به امام زمان عليه السلام مي دهد (و هو معه)يعني به مقام معيت با آن بزرگوار مي رسد .

در پايان آيت الله وحيد از همگان خواستند تا با بزرگداشت اين ايام حزن و ماتم ، زمينه جلب عنايات حضرت بقية الله به کشور را فراهم آورند .

رهبر انقلاب در سفر به قم در دی ماه سال 1389، خطر عرفان‌های بدلی را گوشزد کردند؛ آن هم نه در جمع خواص بلکه در بین توده مردم؛ طرح این موضوع در میان عموم نشان از عمومی بودن آسیب دارد که تدبیر همگانی را می‌طلبد.

به گزارش فارس ، برخی گمان می‌کنند پرداختن به نقد عرفان‌های بدلی و معنویّت‌های جدید لازم نیست؛ چون باعث ترویج آن‌ها می‌شود. از قضا خطر این نگرش مقدس مآبانه کم‌تر از تبلیغ معنویت‌های بدلی نیست. بی‌شک مأموریت اصلی متولّیان تربیت دینی در درازمدت، عرضه معنویّت اسلامی ـ البته به روش مناسب و متناسب با نیاز و شرایط مخاطب ـ است. این اقدام نه راه کار، که یک استراتژی و راهبرد کلان در حوزه فرهنگ عمومی است. در کنار این سیاست اساسی، در کوتاه مدت نمی‌توان و نباید در مقابل هجمه سنگین معنویت‌های جدید سر به زیر برف برد و فضای عمومی جامعه را به حال خود رها کرد. کسانی که خود را نسبت به ارزش‏ها و فرهنگ دینی مسئول می‏دانند در این‌باره به چند نکته توجّه کنند:

1. برخی افراد که در دام معنویت‌های جدید افتاده‌اند، تصوّر می‌کنند مفاهیم مطرح شده در عرفان‌های نوظهور با معنویت اسلامی سازگار است و حتی برخی دیگر، این مفاهیم را همان آموزه‌های اسلامی می‌انگارند؛ بنابراین برای این گروه باید اثبات شود که جنبش‌های معنوی جدید، مبانی مخصوص به ‌خود دارند و با معنویّت اسلامی و مبانی دینی ناسازگارند. این کار، نیاز به بیان شاخص‌های معنویت سکولار و مقایسه آن با تعلیمات دینی دارد و معرفی مبانی دینی به‌ تنهایی کفایت نمی‌کند.

2. برای آن دسته از آسیب‏دیده‏های این‌ جریان‏ها که هم ‌اکنون تعلّق خاطر پیدا کرده‌اند، باید ناکارآمدی عرفان‌های نوظهور اثبات شود، نه کارآمدی معنویت اسلامی. از این روی لازم است، مبانی عرفان‌های نوین و تعلیمات آن‌ها بر ترازوی نقد بنشیند و اشکالات آن‌ها مطرح شود تا این گروه با آسیب این مکاتب آشنا شوند و به تدریج این وابستگی کم‌رنگ شده، درنهایت برطرف شود.

3. امروزه موج سهمگین عرفان‌های کاذب چنان در حال گسترش است که هیچ گروه، طیف یا منطقه جغرافیایی خاصّی از این خطر در امان نیست. در چند سال گذشته بیش از هفت میلیون جلد کتاب از چند جریان محدود به صورت رسمی به زبان فارسی چاپ شده‏است. (بعضی از کتاب‏ها قبل از چاپ به زبان اصلی به زبان فارسی ترجمه می‏شود، بسیاری از آموزه‏ها و تعلیمات این گروه‏ها در قالب فیلم و کارتون از شبکه‏های تلویزیونی ایران پخش می‏شود و گاهی بدون ذکر نام، مضمون و محتوی با زبان هنر به ذهن و قلب مخاطب منتقل می‏شود).

این تعداد غیر از گسترش این نحله‏ها در قالب نمادها، فضای مجازی و محافل غیر رسمی این گروه‏هاست. اگر به میزان شیوع عرفان‌های کاذب توجه شود، شکی نمی‌ماند که نمی‌توان به عرضه داشته‌ها بسنده کرد؛ بلکه کسانی را که آسیب دیده‌اند، باید «علاج» کرد و در مورد کسانی که در معرض ابتلا قرار دارند، اقدام به «پیش‌گیری» کرد. لازمه هر دو کار، پرداختن به آموزه‌های این مکاتب است. بنابراین لازم است مستقیم به مقابله با این جنبش‌ها پرداخت، نه این‌که دورادور به معرفی خود بسنده کنیم. هر‌جا آسیب هست نمی‌توان از پیش‌گیری و روشن‌گری غفلت کرد. نگاهی به روش قرآن کریم در برخورد با افکار و اندیشه‌های باطل، وظیفه متولّیان حوزه فرهنگ را روشن می‌کند. مقابله قرآن با مکاتب و آیین‌های باطل، همراه با طرح آن اندیشه‌ها و پرداختن تفصیلی به آن‌ها است و در قدم بعد به اثبات بطلان آن‌ها می‌پردازد. جملاتی که در قرآن به نقل از دهریّون و ملحدین، مشرکین، کفّار و اهل‌کتاب در قالب کلمه «قالوا» بیان شده، مبیّن این معناست. همین طور کافی است نگاهی به توحید صدوق باب‏های 6 و 36 و 42 انداخته شود تا مرام معصومین در مواجهه با اندیشه‏های مجسمه، ثنوی‏ها، یهود و ... روشن شود.

البته روشن است برای گروه‌هایی که قطعاً در معرض ابتلا نیستند، طرح عرفان‌های نوظهور و بیان خطر آن‌ها کاری لغو است. در این میان، برای خواص و گروه‌های تأثیر‏گذار (هم‌چون معلمان، مربّیان، مدیران، مسئولان حوزه فرهنگ عمومی و به‌ خصوص نیروهای فعال فرهنگی) اگر چه خود مصون باشند، آشنایی با آموزه‌ها و آسیب‌های عرفان‌های جدید، ضروری است. این کار برای خواص، اطّلاع‌رسانی و روشن‌گری و برای گروه‌های مرتبط با خواص، ایمن سازی و پیشگیری خواهد بود.

4. ارائه معنویت اسلامی به صورت سنّتی پاسخ‌گو نیست. محتوا و درون مایه غنی تعلیمات دینی، سرمایه بزرگ معنوی ماست؛ ولی عرضه این معنویت بدون باز تولید مناسب و بدون توجّه به نقص‌های معنویت‌های بدلی و آسیب‌های آن‏ها، در حقیقت به ‌حراج ‌گذاشتن این سرمایه است؛ در نتیجه کسانی که قصد ترویج معنویت دینی را دارند، لازم است ضمن پرداختن به نقص‌ها و خلأهای عرفان‌های نوپدید و شناخت آسیب‌هایی که وارد می‌کنند، این کار را به انجام رسانند.

5. در میان جنبش معنوی جدید، پاره‌ای خود را برآمده از اسلام و مکتب اهل بیت علیهم‌السلام معرفی می‌کنند و با نشانِ عرفان اسلامی، خود را به جامعه معرفی کرده‌اند. ممکن است گفته شود، دست‌کم برای مخاطبان این دسته از عرفان‌ها، پرداختن به آموزه‌های دینی کفایت می‌کند و نام بردن از این گروه‌ها و اشاره به عقایدشان لازم نیست.

با کمی تأمل در آموزه‌های این گروه‌ها ـ هم‌چون «عرفان حلقه» و «رام‌الله» ـ معلوم می‌شود که این جنبش‌ها دسته‌ای از ادلهّ دینی را دستاویز قرار داده  و تفسیرهای جدیدی عرضه کرده‌اند که به ‌ظاهر با قرائت علمای دینی در ستیز نیست و مخاطب آن‌ها هیچ‌گاه احساس نمی‌کند که از باورهای دینی خود فاصله گرفته است. تجربه نشان داده که با مخاطبان این فرقه‌ها نمی‌توان بدون بازگویی و بازخوانی تفسیرهای رایج در این جریان‌ها و آن‌گاه مقایسه و تطبیق آن‌ها با متون اسلامی روبرو شد. مخاطبان این گروه‌ها خود را آسیب‌دیده نمی‌دانند؛ پس آن‌چه به نام معنویت اسلامی به آن‌ها عرضه می‌شود، از نظر ایشان بازخوانی یافته‌های جدید است و با تعالیم جدید ضدیّت ندارد.

قدمی باید فراتر گذاشت؛ حتّی باید افرادی را که تفسیرهای جدید را نمی‌شناسند با کلیات این تأویل‌ها و یافته‌ها آشنا کرد و خطر قرائت‌های جدید را گوشزد کرد؛ چرا که مخاطبان این گروه‌ها اگر ذهنیّت پیشین در مورد آسیب‌زایی و غیردینی بودنِ این اندیشه‏ها داشته باشند، عموماً با تردید و ابهام با این افکار مواجه می‌شوند و از آن‏جا که احتمال غیردینی بودنِ این گروه‌ها برای‏شان تقویت می‏شود، حس مقاومت درونی در آن‌ها شکل می‌گیرد و با نگاه نقّادانه به مصاف‌شان می‌روند. اغلبِ آسیب‏دیده‏ها کسانی بوده‌اند که احتمال انحراف در مورد این گروه‌ها نمی‌داده‌اند و با ذهن خالی با این جریان‌ها روبرو شده و دربست تعالیم جدید را پذیرفته و به حال دل‌دادگی رسیده‌اند. تجربه نشان داده افرادی که ذهنیّت قبلی در مورد غیردینی بودن این عرفان‌ها داشته‌اند، در صورت ارتباط با آن‌‌ها، اغلب به حالت دل‌دادگی نرسیده‌اند و آسیب جدّی ندیده‌اند. چنین نیازی برای افراد متدین شدیدتر است؛ چراکه دل‌بستگان به معارف اسلامی، آن گاه که احتمال انحراف داده‌اند، در هیچ جریانی هضم نشده‌اند. برای این گروه کافی است «احتمالِ اصیل نبودن» یک اندیشه مطرح شود، اگر این احتمال با اطلاع رسانیِ قبلی تقویت شود، مصونیت دوچندان می‌شود.

5. اگر چه رهبر انقلاب در سفر به قم در دی ماه سال 1389، خطر عرفان‌های بدلی را گوشزد کردند؛ آن هم نه در جمع خواص، بلکه در بین توده مردم، طرح این موضوع در میان عموم، نشان از عمومی بودن آسیب دارد و عمومی بودن آسیب، تدبیر فراگیر و همگانی را می‌طلبد؛ اما آنچه امروز یک تهدید جدید محسوب می‏شود، ورود غیر متخصصان به این حوزه است. هستند کسانی که به صورتی سطحی با این موضوع آشنا هستند و کم نیستند افرادی که تحلیل اشتباهی از این جنبش‏ها دارند، اما متأسفانه از طرف بعضی از نهادهای مطرح دعوت می‏شوند و به عنوان کارشناس به سخنرانی می‏پردازند.

تاکنون جلسات متعدد نقد شیطان‏پرستی در کشور برگزار شده و بیش از آن که نقد و آسیب شناسی باشد، تبلیغ و ترویج شیطان‏پرستی و جریان فراماسونری بوده است.

قبل از آسیب‏شناسی، توصیف دقیق و شناخت کامل از یک جریان لازم است. تنها از یوگا (توصیف یوگا) بیش از 250 عنوان کتاب به زبان فارسی منتشر شده است؛ آن هم یوگا به عنوان عرفان نه یوگا به عنوان ورزش! یوگا تنها یکی از 30 جریان فعال معنوی در ایران است. از «وین دایر» تنها 180 عنوان کتاب به زبان فارسی چاپ شده است (توضیح این که کتاب‌های وی به زبان اصلی بسیار کمتر از این تعداد است و بیش از 10 کتاب از «وین دایر» وجود دارد که هر کدام دست ‏کم 10 ترجمه به فارسی دارند)؛ این دو مورد تنها دو نمونه از جریانات معناگرا در ایران است. آیا کسی که قصد نقد عرفان‏های کاذب را دارد می‏توانند، بدون مطالعه این کتاب‏ها و آشنایی عمیق با این آموزه‏ها به نقد و آسیب‏شناسی معنویت‏های وارداتی بپردازد؟

ورود دو گروه به حوزه معنویت‏های کاذب آسیب‏زاست:

اول؛ افرادی که با مبانی دینی آشنا نیستند و خود، بهره‏ای از معارف اسلامی ندارند. افرادی که با کلام و فلسفه اسلامی آشنایی دارند، آن گاه که به رصد آموزه‏های عرفان‏های نوظهور می‏پردازند، ریشه‏ها را پیدا می‏کنند و به نقد زیربناها می‏پردازند، برخلاف کسانی که آشنایی با متون دینی ندارند و در فهم آموزه‏ها خود هم دچار آشفتگی می‏شوند و روبنا با زیربنا اشتباه می‏گیرند. از این منظر، ورود فضلای حوزه برای مواجهه با عرفان‏های کاذب ضرورت دارد.

دوم گروه‏هایی که از ماهیتِ معنویت سکولار بی‏خبرند و شاخص‏ها و ویژگی‏ معنویت‏های غربی را نمی‏شناسند. امروزه عرفان‏های روان‏شناسی برای خود ممیزات و مختصاتی دارند و معنویت‏های فراروان‏شناسی به گونه دیگری مطرح‏اند. معنویت‏های شرقی مبانی مخصوص به خود دارند و عرفان‏های جادویی آموزه‏هایی متمایز از دیگر معنویت‏ها.

با لحاظ نکات بالا روشن می‏شود، اگر کسی بخواهد در این موضوع به تحلیل و آسیب‏شناسی بپردازد، باید دست‏کم 400 جلد از کتاب‏های معنویت‏های بدلی را مورد تتبع قرار داده باشد که یک زمان پژوهشی 4 ساله زمان مفید نیاز دارد.

تاکنون جمعی از فضلای حوزه در این موضوع تتبعات و پژوهش‌های خوبی داشته‏اند و در قالب مؤسسه بهداشت معنوی دوره‏های را برای خواص برگزار کرده‏اند و تلاش‏های قابل تقدیری را به سامان رسانده‏اند و مراجع عظام هم‏چون آیت‏الله مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی این حرکت را تأیید و از آن تقدیر کرده‏اند، اما فراموش نکنیم که این حرکت در اول راه خویش است و باز لازم است فضلا و اندیشمندان به صورتی تخصصی وارد شوند و ابتدا به رصد دقیق و سپس به نقد و معرفی آسیب‏ها بپردازند.

ارگان‏های فرهنگی هم‏چون سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان ملی جوانان، معاونت فرهنگی دانشگاه‏ها و آموزش و پرورش لازم است برای نیروهای برجسته فرهنگی خود، کارگاه‏های فشرده آشنایی با عرفان‏های کاذب برگزار کنند که از شناخت اولیه جنبش‏های معنوی نوظهور بی‏بهره نباشند و ناخواسته مروج و مبلغ این آموزه‏ها نشوند.

عناصر فرقه وهابیت در اطراف قبرستان مقدس بقیع در مدینه کتابی موهن علیه مقدسات شیعیان به زبان فارسی در میان زایران ایرانی توزیع می‌کنند!
به گزارش فارس، عناصر فرقه وهابیت اخیراً در اقدامی موهن، کتابی را ‌در بین زائران ایرانی مدینه توزیع می‌کنند که در آن گستاخی‌های وقیحانه‌ای علیه اهل‌بیت عصمت و طهارت (ع) مطرح شده است.

در این کتاب که نام آن "دروغ بزرگ" است، روایات و اعتقادات شیعیان درباره صدیقه طاهره حضرت زهرا (س) و امام زمان (عج) با استفاده از روایات مجعول وهابیت مورد تمسخر و فحاشی قرار گرفته است.

‌این کتاب که به زبان فارسی منتشر شده، فقط شیعیان ایرانی که برای سفر حج عازم عربستان سعودی شده‌اند را مورد هدف قرار داده است.

این عناصر وهابی با خودروهای ارگان‌های رسمی حکومت آل‌سعود معمولاً در ساعات منتهی به زمان برگزاری نماز جماعت در مسجدالنبی، در اطراف بقیع اقدام به توزیع این کتاب در بین زایران ایرانی می‌کنند.

هنوز مسئولان ذیربط ایرانی به این اقدام موهن عربستان سعودی واکنشی نشان نداده‌اند.

توزیع این کتاب که در چندین قطع مختلف چاپ شده، همزمان با تشدید  آزار و اذیت زایران ایرانی در اماکن زیارتی عربستان صورت گرفته است.

سید حمیدرضا برقعی در سروده‌ای با عنوان «کوچه تاریک» نزدیک بودن ایام فاطمیه را به ما یادآوری کرده است.

به گزارش خبرگزاری فارس ، سروده این شاعر ارزنده قمی به مناسبت ایام فاطمیه تلنگری است که یادمان نرود ایام فاطمیه در راه است...
زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد
سیب‌ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد و غبار
قبلا این صحنه را... نمی‌دانم
در من انگار می‌شود تکرار
آه سردی کشید، حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه
و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه
گفت: آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم...
دست من را بگیر، گریه نکن
مرد گریه نمی‌کند پسرم
چادرش را تکاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد
پیش چشمان بی‌تفاوت ما
ناله‌هایش فقط تماشا شد
صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن! این صدای روضه‌ی کیست
طرف کوچه رفتم و دیدم
در و دیوار خانه‌ای مشکی است
****
با خودم فکر می‌کنم حالا
کوچه ما چقدر تاریک است
گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است...
ابتدا
قبلی
1
صفحه 1 از 11

چندرسانه ای

آگهی

نشر موعود

آگهی

موعود نوجوان

آگهی

موعود

آگهی