موقعیت شما: اخبار»اخبار سیاسی و مطالعات فرهنگی

مشرق:

در حالی که تا چندی دیگر نگاه ها به سمت لندن و رویداد بزرگ ورزشی آن معطوف خواهد شد، رژیم صهیونیستی تلاش گسترده ای را برای بهره برداری تبلیغاتی از آن آغاز کرده است.

به گزارش خبرنگار ورزشی مشرق، شاید هنوز در یاد برخی باشد که در المپیک 1942 مونیخ چه حادثه ای روی داد که آن را برای همیشه ماندگار کرد. در آن روزها، شماری از مبارزان هوادار جنبش آزادی بخش فلسطین وارد دهکده بازی ها شده و اقدام به گروگان گیری ورزشکاران صهیونیست حاضر در این مسابقات کردند.
آنها خواستار آزادی اسرای فلسطینی حاضر در زندان های رژیم اشغالگر بودند و به همین دلیل وارد دهکده و دو آپارتمان در اختیار کاروان اعزامی صهیونیت ها شدند. در این بین، مداخله سرویس های امنیتی و انتظامی آلمان موجب شد تا یازده تن از گروگان ها به هلاکت برسند و عملا اتفاقی روی دهد که در تاریخ برای همیشه ثبت شد.
این ماجرا، برای همیشه در تاریخ ثبت شد و هر کس نیز از ظن خود یار آن شد. برخی به نقد این حرکت پرداخته و برخی دیگر نیز این حرکت را در راستای احقاق حقوق ملتی می دانستند که اراضی انها اشغال شده بود. برای آنها نیز راهی غیر از توسل به سلاح باقی نمانده بود.
به هر حال، گذشت تا امروز که چهل سال از آن واقعه می گذرد و صهیونیت ها نقشه هایی در سر دارند.


تصویر یازده صهیونیستی که در ماجرای مونیخ به هلاکت رسیدند

* درخواست رسمی برای سکوت یک دقیقه ای
چندی پیش بود که دنی آیالون، قائم مقام وزیر امور خارجه رژیم اشغالگر قدس در نامه ای رسمی خطاب به ژاک روگ، رئیس کمیته بین المللی المپیک درخواست خود را اعلام داشت. او عنوان داشت می بایستی به مناسبت هلاکت صهیونیست ها در واقعه مونیخ که چهلمین سالگرد آن فرا می رسد، "یک دقیقه سکوت" در مراسم افتتاحیه المپیک لندن صورت گیرد.
در نامه ارسالی آمده است: "بازی های المپیک رویداد جهانی باستانی است که موجب تعالی ملت ها شده و همه از برگزاری ان لذت می برند. اما، برای اسرائیل و مردم آن، هر المپیک تابستانی یادآور کشتار صورت گرفته در دهکده بازی های سال 1972 مونیخ است."
در ادامه نامه آیالون نیز در خواست نهایی صورت گرفته که برای یک دقیقه سکوت در مراسم افتتاحیه است تا "این پیام واضح ارسال شود که نباید حادثه هولناک مونیخ در چهل سال قبل را فراموش کنیم تا در آینده نیز تکرار نشود."
این نامه به صورت رسمی از سوی وزارت امور خارجه رژیم اشغالگر خطاب به بالاترین مقام کمیته بین المللی المپیک ارسال می شود. البته، زمان تقریبی ارسال این درخواست به یک ماه قبل باز می گردد؛ اما در سکوت رسانه ای بود تا رایزنی ها نیز صورت گیرد. صهیونیست ها که در سال های اخیر نگاه ویژه ای به ورزش جهت ارتقای سطح چهره خود در جهان دارند، چنین بهره مندی را نیز از این رویداد در ذهن دارند. به هر حال، نامه روی میز روگ قرار می گیرد.

* روگ: در افتتاحیه نه؛ اما در حاشیه می توانید
پس از بررسی جنبه های مختلف این پیشنهاد، ژاک روگ پاسخی می دهد که نه رد کامل درخواست صهیونیست ها باشد و نه تایید تمام جنبه های آن؛ اما جالب توجه این است که سکوت یک دقیقه ای در افتتاحیه را "غیر قابل قبول" خطاب می کند. به هر حال، این مقام بلژیکی به خوبی می داند نمی بایستی با این رژیم و درخواستش مخالفت کامل داشته باشد و بسیار هوشمندانه پاسخ می دهد.
در نامه رسمی روگ به رژیم صهیونیستی عنوان شده که کمیته بین المللی المپیک همواره متاثر از این اتفاق است و دستوراتی را برای یادبود قربانیان این حادثه به میزبان داده است؛ اما نمی توان با این پیشنهاد موافقت کند: "ما قویا با خانواده قربانیان این حادثه همدردی کرده و درد آخرین آنها را درک می کنیم. آن حادثه به ما می گوید که جنبش المپیک بایستی بیش از پیش در جهت ساختن دنیایی بهتر و صلح آمیزتر با استفاده از اموزش جوانان اقدام کند. این هدف با ورزش و تمرین بدون هیچ گونه ای از تخلف حاصل می شود که در روح المپیک موجود است."
در بخش پایانی جواب این مقام عالی عنوان شده که برای یادبود قربانیان این حادثه هر همکاری در کنار المپیک صورت خواهد گرفت و راه ها برای کمیته ملی المپیک این رژیم باز است. در حقیقت، اگرچه صهیونیست ها از رسیدن به سکوت یک دقیقه ای در افتتاحیه باز ماندند؛ اما مجوز هر اقدامی در حاشیه این رویداد را از آن خود کردند. ولی این پایان کار نبود.

* حمله تند رژیم صهیونیستی به روگ و ایجاد کمپین
با دریافت نامه روگ، صهیونیست ها حمله همه جانبه ای را آغاز کردند و از برگزاری کمپینی برای دریافت مجوز سکوت یک دقیقه ای سخن گفتند. اولین واکنش نیز متعلق به نویسنده نامه است که به شدت عصبانی شده است.
"این جواب منفی به ما می گوید که این تراژدی متعلق به اسرائیل است و تنها هستیم و این تراژدی متعلق به خانواده ملت ها نیست. ورزشکاران اسرائیلی در حمله ای در بازی های المپیک و جامعه جهانی کشته شدند. به همین دلیل، بایستی این رویداد در متن المپیک و مراسم افتتاحیه آن قرار گیرد؛ نه در کنارش." این واکنش تند وقتی تکمیل می شود که از ایجاد کمپین "یک دقیقه سکوت" برای این کشته ها سخن می گیود.
واکنش ها در راضی اشغالی به همین محدود نشد؛ بلکه یکی از سخنگویان وزارت امور خارجه این رژیم عنوان می کند: "این حادثه بیش از یک موضوع اسرائیلی است." وی با بیان این جمله، قصد دارد موضوع را جهانی نشان دهد تا با این ابزار، زمینه را برای ایجاد کمپینی فراهم کند که کمیته بین المللی المپیک را تحت فشار قرار دهد.
وی اظهار می دارد: "آنها کشته شدند چرا که اسرائیلی بودند؛ اما نه در تل آویو. آنها همانند مردمی دیگر در بازی های المپیک شرکت کرده بودند که کشته شدند. تلاش می کنیم تا سایر اعضای این کمیته را برای این طرح متقاعد کنیم." این جملات را در حالی کدار گفته که وزارت امور خارجه این رژیم حمایت رسمی خود را از ایجاد کمپینی برای تحت فشار قرار دادن کمیته بین المللی المپیک بیان داشته است. در راس این حرکت نیز خانواده کشته شدگان قرار دارند.

از معدود تصاویر مربوط به ماجرای گروگان گیری المپیک مونیخ

* وقتی متهم جای شاکی می نشیند!
این اتفاق در حالی صورت می گیرد که اگرچه المپیک محلی برای ترویج صلح و دوستی تعریف شده؛ اما چهل سال قبل، شماری انقلابی در جهت دفاع از سرزمین اشغال شده خود دست به گروگان گیری زدند. در حقیقت، آن عمل، واکنشی به جنایت ها و کشتار وحشیانه هزاران کودک، زن و مرد فلسطینی بود که در آن روزها صورت گرفت و همچنان نیز ادامه دارد. آنها در یافته بودند که با طرح های سازش و ...، مقاومت ملت راه به جایی نخواهد برد.
اما جالب است که اکنون، رژیم اشغالگر خود را در قامت مدعی می بیند. اکنون قصد دارند با بهره مندی از فضای رسانه ای و توجهات جهانی به المپیک، حرکتی در راستای بازسازی چهره خود داشته باشند. اکنون، این رژیم در جهان در زمره قاتلان و منفورین به شمار می رود. آنها در جهت رفع چنین فضایی، از طرح هایی این چنینی بهره می برند.
اکنون نیز کمپینی با هدف حمایت از طرح "یک دقیقه سکوت" با حمایت وزارت خارجه این رژیم آغاز شده تا این مطالبه را مردمی نشان دهد. نباید از یاد برد که روگ با وجود قبول نکردن این طرح در افتتاحیه این رقابت ها، مجوز هر اقدامی در حاشیه المپیک را صادر کرده است. این می تواند زمینه ساز تسهیل این اقدام در دوره های بعد و باری روانی برای این دوره باشد.

رژیم اشغالگر قدس مصر را تهدید کرد که به صحرای سینا حمله خواهد کرد.

بر اساس این گزارش، روزنامه هاآرتص چاپ تل آویو نوشت: موشکهای ایلات از صحرای سینا بیت المقدس را هدف گرفته‌اند. این روزنامه مدعی شد: تروریست‌ها خط لوله گازی را که از مصر به اسرائیل و اردن می‌رود را در طی سال گذشته ۱۳ بار منفجر کرده‌اند.

به گزارش «شیعه نیوز» ، این روزنامه ادعا کرد : ارتش مصر این روز‌ها به شدت نگران خودش است و به نظر نمی‌رسد که توجه چندانی به تروریست‌ها و جرم و جنایتهای آن‌ها در صحرای سینا داشته باشد. ارتش مصر برای بقای خود نیازمند حفظ روابطش با اسرائیل، پیمان صلح و کمکهای آمریکا است.

پرتاب موشک‌ها به اسرائیل تمام اهداف آن‌ها را تهدید می‌کند. به وضوح تنش‌هایی برای اسرائیل و مصر، ایجاد خواهد کرد و اگر ارتش مصر توانایی متوقف کردن چنین حملاتی را نداشته باشد اسرائیل مجبور می‌شود وارد عمل شود.

اسرائیل درحال ساخت یک حصار امنیتی در امتداد مرز صحرای سینا است که به نظر می‌رسد از کرانه غربی جدا است، اما این اقدام آن‌ها نمی‌تواند موشک‌ها را متوقف کند.

مصر توانایی متوقف کردن تروریستهای صحرای سینا را ندارد. در واکنش به این واقعه، نخست وزیر اسرائیل، نتانیاهو گفت: «صحرای سینا در حال تبدیل شدند به یک سکوی پرتاب برای موشکهای تروریستی است... ما به کسانی که هدفشان آسیب رساندن به ماست حمله خواهیم کرد».

اسرائیلی‌ها معتقدند که مقامات مصری سرشان را زیر برف کرده‌اند و متوجه تلاش‌ها و اقدامات تروریستهای صحرای سینا نیستند. آن‌ها تروریست‌ها را به حال خود‌‌ رها کرده‌اند و فرصت حملات مجدد آینده را در اختیار آن‌ها گذاشته‌اند، مگر اینکه اسرائیل خودش وارد عمل شود و جلوی آن‌ها را بگیرد و یا آن‌ها را به قتل برساند، که در اینصورت هم بحرانی بین قاهره و اورشلیم ایجاد خواهد شد. حفظ روابط خوب با مصر یک اولویت بالا است، اما متوقف کردن تروریست‌ها برای آن‌ها از اولویت بیشتری برخوردار است.

اندیشکده رند اعلام کردکه تهدید به اقدام نظامی علیه ایران و حتی انجام آن اثرات معکوس در پی خواهد داشت و کاهش انزوای ایران، افزایش نفوذ، ارتقا همبستگی داخلی و انگیزه آنها برای ساخت و آزمایش تسلیحات هسته ای را تقویت خواهد کرد.

 

به گزارش مشرق، موسسه رند در گزارشی با عنوان " چگونه تهدید هسته ای ایران را خنثی نماییم؛ تقویت دیپلماسی، امنیت اسرائیل، و شهروندان ایرانی" به مسئله هسته ای ایران و راهکارهای غرب برای مقابله با آن پرداخته است. در این گزارش آمده است:

 

احتمال ایران مسلح به انرژی هسته ای، تنشها در جهان را افزایش داده است. ما بر این عقیده ایم که دیپلماسی و تحریمهای اقتصادی از گزینه نظامی برای ممانعت از هسته ای شدن ایران مناسب تر است و امنیت اسرائیل با همکاری بیشتر بین آمریکا و اسرائیل تامین شده و مردم دمکرات خواه ایران، بیشترین امید آمریکا برای ایرانی متمایل به غرب هستند.

حمله اسرائیل یا آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران احتمال تمایل تهران برای تولید و به کارگیری تسلیحات هسته ای را افزایش می دهد. چنین حمله ای به کارگیری سیاست سدنفوذ در قبال نفوذ ایران را دشوار می سازد. خواسته ایران مبنی بر مطرح شدن به عنوان سنگر فعالیتهای ضدآمریکایی و ضد صهیونیستی در خاورمیانه است که رژیمهای منطقه را نگران کرده است. حتی اسرائیل نیز ضعف اصلی اش نه فشار نظامی ایران، بلکه حمله از سوی گروه های مورد حمایت ایران نظیر حزب الله و حماس است.

در ادامه گزارش آمده است: به هر حال محدود کردن چنین توانایی های ایران، بعد از حمله نظامی از سوی آمریکا یا اسرائیل بسیار دشوار خواهد بود. عکس العمل در میان مردم همسایه بسیار خصمانه خواهد بود. همدردی به وجود آمده برای ایران، محدودکردن میزان نفوذ ایران را برای اسرائیل، آمریکا و رژیمهای عربی مورد حمایت واشنگتن بسیار سخت خواهد کرد. فردای چنین حمله ای، تحریمهای بین المللی رنگ خواهند باخت و احتمالا ایران تلاشهایش برای توسعه سلاحهای هسته ای را دو چندان خواهد نمود.

 

در وضعیت فعلی و قبل از اینکه دیر شود، هدف اول سیاست غرب باید منع ایران از تست و به کارگیری سلاح هسته ای باشد. تهدید به اقدام نظامی و حتی انجام آن اثرات معکوس در پی خواهد داشت: کاهش انزوای ایران، افزایش نفوذش، ارتقا همبستگی داخلی و انگیزه آنها برای ساخت و آزمایش هرچه زودتر تسلیحات هسته ای تقویت خواهد کرد.

 

در ادامه گزارش، به بحث درباره دولتهای بعدی در ایران و امید آمریکا به آنها پرداخته شده و سپس موضوع دیپلماسی در کنار تحریمها بحث شده است. در این بخش سوابق خصومت بین ایران و آمریکا از کودتای آمریکایی در سال 1953 در ایران تا تسخیر سفارت آمریکا در تهران ذکر گردیده است.

سپس به آمریکا پیشنهاد می کند در قبال صرفنظر ایران از غنی سازی یا درصورت بسنده کردن ایران به خلوص 5 درصد، در آن صورت آمریکا تحریمها علیه ایران را کاهش دهد. در ادامه توصیه می کند که آمریکا اهداف دیپلماتیک منطقی تری را دنبال کند؛ اول به دنبال توقف بخش نظامی برنامه هسته ای ایران باشد و در عین حال از اینکه ایران به تعهدات خود در قبال ان.پی.تی عمل می کند مطمئن شود.

در نهایت نیز گزارش به مسئله امنیت اسرائیل اشاره کرده و پس از آن به مسئله حقوق شهروندی در ایران پرداخته است.

عبدالله دوم به خاطر حمایت های مالی عربستان سعودی به کشورش، از همتای سعودی خود قدردانی کرد.

به گزارش «شیعه نیوز» ، پادشاه اردن با ارسال پیامی به همتای سعودی اش، از تلاش‏های وی جهت کمک به کشورش تقدیر کرد.

"ناصر جوده" وزیر خارجه اردن که به عربستان سعودی سفر کرده است، در دیدار با "عبدالله بن عبدالعزیز" پادشاه این کشور، پیام کتبی "عبدالله دوم" پادشاه اردن را تقدیم وی کرد.

در این پیام، عبدالله دوم به خاطر حمایت های مالی عربستان سعودی به کشورش، از همتای سعودی خود قدردانی کرد.

ناصر جوده نیز در این دیدار از اقدام شورای همکاری خلیج فارس در نشست اخیر خود در ریاض و به ریاست عبدالله بن عبدالعزیز به منظور اختصاص سالانه نیم میلیارد دلار کمک مالی بلاعوض به اردن تقدیر و تشکر کرد.

وزیر خارجه اردن و پادشاه عربستان در این دیدار همچنین آخرین تحولات منطقه از جمله روند انقلاب های مردمی در برخی کشورهای عربی و نیز روابط دوجانبه اردن و عربستان و راه‏های تقویت آن را مورد ارزیابی قرار دادند.

در این دیدار که در قصر پادشاهی عربستان در شهر ریاض برگزار شد، "نایف بن عبدالعزیز" ولیعهد، "سلمان بن عبدالعزیز" وزیر دفاع و تعداد دیگری از مقامات عربستانی و نیز "جمال شمایله" سفیر اردن در ریاض حضور داشتند.

پس از این دیدار، وزیر خارجه اردن در جشن هفتمین سالگرد به تاجگذاری پادشاه عربستان شرکت کرد.

اردن چند سالی است که به دنبال پیوست به شورای همکاری خلیج فارس است و در این راستا از هیچ کوششی جهت جلب رضایت سران کشورهای عربی خلیج فارس فروگذار نکرده که از جمله این اقدامات می‏توان به ارسال نیروهای نظامی به بحرین جهت سرکوب انقلابیون این کشور اشاره کرد.

خبرگزاری فارس: تعدادی از اعضای راست‌گرای کنست (پارلمان) رژیم صهیونیستی تصمیم دارند امروز در سالروز اشغال قدس بر اساس تقویم عبری و تصمیم برای اعلام قدس به عنوان پایتخت ابدی این رژیم، به مسجدالاقصی یورش برند.

خبرگزاری فارس: تصمیم اعضای راست‌گرای کنست برای یورش به مسجدالاقصی

به گزارش فارس، روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" نوشت که پلیس اسرائیل امروز گشتی‌های خود را در سراسر قدس بویژه بخش شرقی شهر مستقر می‌کند تا از وقوع درگیری بین ساکنان فلسطینی قدس با هزاران شهرک‌نشین صهیونیست جلوگیری کنند.

پیش‌بینی می‌شود که امروز هزاران شهرک‌نشین صهیونیست با در دست داشتن پرچم‌های رژیم جعلی اسرائیل به راهپیمایی در قدس بپردازند.

به نوشته این روزنامه صدها نفر از راستگرا‌های صهیونیست‌ها و شهرک‌نشین‌ها سال گذشته از این راهپیمایی‌ها برای تحریک علیه اعراب و طرد آنها از بیت‌المقدس بهره‌برداری کردند.

این روزنامه همچنین نوشت که بر اساس آمارهای رسمی اسرائیل جمعیت فلسطینیان در قدس اشغالی به 38 درصد رسیده است و 84 درصد از کودکان فلسطینی زیر خط فقر زندگی می‌کنند.

از سوی دیگر صاحبان فلسطینی مراکز تجاری در قدس به اخطاریه پلیس رژیم صهیونیستی مبنی بر تعطیلی محل کار خود به دلیل برگزاری راهپیمایی صهیونیست‌ها اعتراض و اعلام کرده‌اند که هرگز محل کار خود را تعطیل نخواهند کرد.

در همین راستا شیخ"محمد حسین" مفتی قدس نیز نسبت به پیامدهای اقدامات تحریک‌آمیز شهرک‌نشینان در آسیب‌رسانی به جان شهروندان فلسطینی، مایملک آنها و مسجدالاقصی هشدار داد.

وی از مسلمانان حاضر در مسجدالاقصی خواست تا نسبت به اقدامات تحریک آمیز شهرک‌نشینان هوشیار باشند و رژیم اشغالگر صهیونیست را مسئول پیامدهای هر گونه اقدامات صهیونیست‌های افراطی دانست.

به گزارش پارسینه، سال گذشته شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر قطر در حالی بزرگ‌ترین مسجد دوحه را افتتاح کرد که بر آن «نام شیخ محمد بن عبدالوهاب»، مؤسس فرقهٔ وهابیت و امام جماعت سلفی‌ را نهاد.


شیخ حمد هنگام افتتاح این مسجد بزرگ که بالغ بر ۱۷۵ هزار متر مربع وسعت دارد، گفت: «جد ما شیخ جاسم هم‌زمان هم حاکم بود هم عالم دینی. او کسی بود که به دعوت شیخ ابن عبدالوهاب لبیک گفت و اندیشه‌ها و مکتب او را در کشورمان و خارج از آن در سراسر جهان اسلامی ترویج و منتشر کرد. او مسئولیت بزرگی در نشر کتاب‌های اهل دعوت داشت و حتی برای چاپ آن‌ها در هند شخصا سرمایه‌گذاری کرد.»

کار‌شناسان بر این اعتقادند که افتتاح این مسجد و متعاقب آن سخنرانی امیر قطر درباره آن در حقیقت اعلام این موضع دوحه به سلفیون است که وهابی‌ها می‌توانند بر روی آن حساب کنند به ویژه که سابقه چند دهه‌ای در حمایت از وهابیون، سلفی‌ها و اخوان المسلمین داشته است. به ویژه اینکه این مسجد هم‌زمان با سال‌روز ملی تاسیس قطر افتتاح شده و امیر قطر به جای آنکه نام پدر خود را به عنوان بنیان‌گذار کشور قطر بر آن اطلاق کند، نام امام وهابیون را بر آن نهاده است.

به گزارش پارسینه به نقل از دیپلماسی ایرانی، شیخ حمد در تایید این دیدگاه همچنین گفت: «این مسجد که بر روی سرزمین قطر ساخته شده قطعه‌ای ازلی برای کشور خواهد بود و می‌تواند منبری برای اصلاح و دعوت خالصانه و مخلصانه به پرودرگار عز و جل باشد. مسجدی که به دور از هواهای نفسانی می‌تواند به مردم سود براسند و هم‌زمان با روحیات عصرمان نیز حرکت کند.»


این مسجد عظیم که گنجایش پذیرش ۳۰ هزار نمازگزار مرد و ۱۲۰۰ نماز گزار زن در سالن‌های مجزا را دارد شامل مراکز قرآنی و علوم وابسته به آن و کتابخانه تخصصی حاوی کتاب‌هایی با موضوعات اسلامی است. بنای این مسجد بزرگ نیز شامل یک مناره، ۲۸ گنبد بزرگ و ۶۵ گنبد کوچک است و ساخت آن از سال ۲۰۰۶ آغاز شده است.




















باشگاه خبرنگاران به نقل از روزنامه هاآرتص نوشت: وزير امور خارجه دانمارک در مصاحبه با رسانه هاي اين کشور اعلام کرد دانمارک قصد دارد فروش محصولات توليد شده کرانه باختري را که برچسب "ساخت اسرائيل" دارند را ممنوع کند.

وزير امور خارجه دانمارک در مصاحبه با روزنامه پوليتيکن گفت: اين تصميم دولت به مصرف کنندگان نشان مي دهد اين محصولات در شرايطي توليد شده اند که نه تنها دولت دانمارک بلکه ديگر دولت ها در اتحاديه اروپا آن را تاييد نمي کنند. وي ادامه داد در نهايت اين خود مصرف کنندگان هستند که بايد درباره محصولي که خريداري مي کنند تصميم گيري کنند.

يک منبع مطلع در بروکسل در اين باره در مصاحبه با هاآرتص گفت: هنوز روشن نيست موضوع ممنوعيت فروش محصولات اسرائيلي در دانمارک در حد يک توصيه است يا يک دستورالعمل است.

در سال 2009 انگليس اعلام کرد محصولات کرانه باختري بايد برچسب مجزايي از محصولات توليدي اسرائيل داشته باشند.

"راب ديويس" وزير تجارت و صنعت آفريقاي جنوبي هم در اوايل اين ماه اعلام کرد دولت اين کشور فروش محصولات کرانه باختري را که برچسب "ساخت اسرائيل" دارند را ممنوع کند. اين اقدام در راستاي فعاليت هاي بشر دوستانه انجام شده است.

"ديويس" که خود يهودي تبار است، در بيانيه رسمي اعلام کرد: مصرف کنندگان آفريقاي جنوبي نبايد محصولات توليد شده در مناطق اشغال شده فلسطيني را با محصولات توليدي اسرائيل قلمداد کنند. وي افزود: دولت آفريقاي جنوبي رژيم اسرائيل را تنها در مرزهاي  1948 که سازمان ملل مشخص کرده است به رسميت مي شناسد.

از سوي ديگر سخنگوي وزارت امور خارجه اسرائيل اعلام کرد تل آويو در واکنش به اين تصميم آفريقاي جنوبي قصد دارد سفير اين کشور در سرزمين هاي اشغالي را براي پاره اي توضيحات فرابخواند.

یک دختر فلسطینی که 9 سال در انتظار پدر زندانی خود است هم اکنون آماده می شود تا برای نخستین بار پدر خود را ببیند.
مهر به نقل از خبرگزاری معان نوشت: این دختر که "جومانه ابوجذز" نام دارد آماده می شود تا پدر خود را که از سال 2003 تاکنون در زندان های رژیم اشغالگر قدس به سر می برد، ببیند.

در پی توافق اخیر اسرائیل با فلسطینی ها برای پایان دادن به اعتصاب غذا خانواده های زندانیان در غزه می توانند بستگان خود را در اسرائیل ببینند.

معان می نویسد: پس از این توافق که هفته گذشته صورت گرفت، جومانه شروع به تجسس عکس های قدیمی از پدرش "علا ابوجذر" کرده تا چهره او را به خاطر بیاورد.

این دختر فلسطینی به خبرگزاری معان گفت: من پدرم را تنها از طریق عکس‌هایش می شناسم. زمانی که من سواد خواندن و نوشتن را در مدرسه آموختم گریه کردم چرا که هیچ کس نبود تا در شادیهای من سهیم شود. مادرم فوت شده بود، پدر بزرگ و عمویم هم از دنیا رفته بودند من حتی لباس مناسبی برای پوشیدن در تعطیلات عید نیز نداشتم.

منابع خبري فاش كردند كه عربستان از احمد شفيق نخست وزير دوران حسني مبارك و نامزد كنوني انتخابات رياست جمهوري مصر، به طور گسترده حمايت مالي و رسانه اي مي كند تا وي را بر به قدرت برساند.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، اين اقدام عربستان سعودي در حالي است كه مردم و جوانان 25 ژانويه مصر احمد شفيق را دشمن انقلاب قلمداد مي كنند و اين موضوع زماني آشكار شد كه وي در يك گفتگوي تلويزيوني به صراحت گفت:« متاسفانه انقلاب پيروز شد.»

خبرها و گزارش هاي موجود همچنين نشان مي دهد كه عربستان ده ها ميليون دلار هزينه كرده است تا بتواند مانع از از سرگيري روابط مصر با ايران شود و در اين باره دولت كمال جنزوري نخست وزير انتصابي شوراي نظامي، تسليم فشارهاي سفارت عربستان در مصر است و براي جلوگيري از بازگشت روابط ايران و مصر تلاش مي كند.

در همين زمينه آخرين نخست وزير دوران رژيم مبارك و نامزد كنوني انتخابات رياست جمهوري مصر، به صراحت اعلام كرد كه در صورت پيروزي در انتخابات محافظ منافع عربستان سعودي خواهد بود و از بازگشت روابط ايران و مصر جلوگيري خواهد كرد.

احمد شفيق اعلام كرد كه در صورت پيروزي در انتخابات براي افزايش روابط راهبردي و عميق با كشورهاي حوزه خليج فارس از جمله عربستان سعودي تلاش خواهد كرد.

وي گفت: مصر نيازي ندارد كه روابطش با ايران در صورتي كه به روابط قاهره با رياض آسيب بزند از سرگرفته شود.

مصري ها درباره احمد شفيق اصطلاح «نامزد پسمانده ها» ي رژيم سابق را اطلاق مي كنند و اين مساله به اين معناست كه وي از بازمانده هاي رژيم حسني مبارك است.

اين در حالي است كه روزنامه ها و نويسنده هاي اسرائيلي از برنامه هاي تبليغاتي او تمجيد كرده اند. شفيق اعلام كرده است كه به همه معاهده هاي امضا شده در زمان حسني مبارك از جمله معاهده كمپ ديويد پايبند خواهد بود.

شفيق در گفت و گو با روزنامه الوطن عربستان گفت: روابط دو كشور دوستانه و عميق است و اجازه نخواهد داد اين روابط دستخوش عوامل ديگر شود.

وي درباره روابطش با ايران نيز افزود: از سرگيري روابط ايران و مصر به اقدامات ايران نه فقط درباره مصر بلكه درباره همه كشورهاي حوزه خليج فارس بستگي دارد. اگر روابط مصر با ايران تاثير منفي حتي به اندازه بسيار اندك بر روابط قاهره با رياض داشته باشد، مصر نيازي به اين روابط ندارد زيرا امنيت مصر امنيت كشورهاي حوزه خليج فارس و امنيت آنها نيز امنيت مصر است.

احمد شفيق كه آخرين نخست وزير رژيم حسني مبارك بود خواستار بازگشت فضاي موجود به زمان حسني مبارك است.

مشرق: "عباس اللحام" امام جماعت حرم حضرت رقیه در دمشق به دستور مستقیم "فاروق طیفور" معاون جنبش اخوان المسلمین سوریه و "عماد رشیدالدین" مسؤول جوخه مرگ در حوران به شهادت رسید.

به نوشته وبگاه "در جست‌وجوي حقيقت"، پايگاه خبري "الحقیقه" سوریه در خبری ویژه از منابع موثق اعلام کرد بنابر اطلاعاتی که از منابع نظامی جداشده از ارتش سوریه در ترکیه به دست آورده است، "فاروق طیفور" معاون ناظر اخوان المسلمین سوریه با تشکیل جوخه‌های مرگ و ترور در همه استان‌های سوریه در چارچوب "ارتش آزاد" مشغول انجام عملیات‌های تروریستی علیه مردم غیرنظامی و شهروندان سوری است.

بنابر این گزارش، جوخه‌های تروریستی تشکیل‌شده به لحاظ ماهیت و عملیات‌های انجام شده، شبیه واحدهای خاصی هستند که اخوان‌المسلمین مصر در دهه 40 تشکیل داده بود و عملیات‌های ترور گسترده ای را در آن زمان به عهده گرفت، از جمله ترور نخست وزیر وقت مصر "محمود فهمی النقراشی" و قاضی دادگاه تجدید نظر "احمد الخزاندار" و تلاش برای ترور "جمال عبدالناصر."

یکی از افسران نزدیک به ریاض الاسعد، از افسران فراری ارتش سوریه اعلام کرده است که این جوخه های مرگ از ماه فوریه 2012 تشکیل شده و شامل دو قسمت هستند، گروه اول متخصص در جمع آوری معلومات لجستیکی خاص اهداف تروریستی بوده و وظیفه شناسایی آدرس و شغل و تحرکات قربانیان هستند و گروه دوم اجرایی بوده و عملیات‌های ترور را اجرا می نمایند و هر دو این گروه‌ها بر خلاف مسلحین ارتش آزاد سوریه، با لباس‌های معمولی و بدون اسلحه ظاهری حرکت می‌کنند و بیشتر شبیه عناصر اطلاعاتی عمل می‌کنند.

طبق گزارش منابع مطلع، لیست افرادی که در صف ترور قرار دارند به بیش از سه هزار نفر رسیده و شامل افراد عادی و نظامی و زنان و مردان از جمیع گروه‌های جامعه بوده از جمله، علمای دین اهل‌سنت و بسیاری از این افراد از گروه‌های مذهبی و قومی متفاوت بوده ولی به دلیل طرفداری از بشار اسد در لیست تروریستی قرار گرفته‌اند، همچنین ده‌ها نفر از مسلمانان اهل سنت و عرب و کرد و شیعه در داخل و خارج سوریه در این لیست قرار دارند.

همچنین این منابع اعلام کرده اند که مسئول جوخه های مرگ در جنوب سوریه و در منطقه حوران دکتر عمادالدین رشید از اعضای مجلس مخالفان سوریه است و همچنین این گزارش تاکید می کند که تعدادی از این جوخه های تروریستی در اردن اقامت دارند و حکومت اردن برخی از آنان را شناسایی کرده و دستگیری آنها در روزهای آتی بعید نیست.

اما در خصوص کسی که دستور و موافقت ترورها را صادر می کند، بسته به اهمیت آن شخص است؛ چنانچه هدف خیلی حساس باشد مثل علمای دینی مسلمان و مسیحی و باقی مذاهب، جوخه های مرگ اجازه ترور مستقیم ندارند و بلکه باید موافقت شخصی طیفور را کسب نمایند ولی هدف های دیگر که اهمیت و حساسیت کمتری دارند، ترور آنها به عهده گروه های اجرایی میدانی است.


این منبع آگاه می افزاید: ترور سید "ناصر العلوی" امام جماعت حرم حضرت زینب (س) که اخیراً به شهادت رسید و شیخ "عباس اللحام" امام جماعت حرم حضرت رقیه که یکشنبه شب در دمشق ترور شد و شیخ "عبدالعزیز رشید الفهل" از بزرگان عشیره "العقیدات" که اخیراً در دیرالزور کشته شد و علاوه بر آن بیست نفر از شیعیانی که در حمص و حومه آن -بابا عمر- به شهادت رسیدند و اسماعیل علی الشیخ حیدر – فرزند علی حیدر-  همگی با دستور مستقیم و موافقت شخصی فاروق طیفور ترور شدند.  

طیفور و جناح نظامی حرکت اخوان المسلمین سوریه به نام" طلایه‌داران نبرد اسلامی" در دهه 80 مسؤولیت غالب ترورهای استادان دانشگاه و افسران ارتش و پزشکان و حتی اعضای حزب شیوعی سوری هم پیمان با حکومت را به عهده گرفتند.

حرکت اخوان المسلمین اخیراً اعلام کرده است که به مبارزه مسلحانه و مسلح شدن خود و ذخیره سلاح برای مرحله بعد از سقوط بشار اسد ادامه می‌دهد.

این گروه همچنین به تازگی "فاطمه الحسن" مدیر یک مدرسه دخترانه در "دیر الزور" را به اتهام تشویق معلمان و دانش آموزان به شرکت در راهپیمایی هایی که در حمایت از دولت سوریه انجام می شود در حال بازگشت به منزل ترور کردند.

ترورهای کور که از پارسال در سوریه آغاز شده و رو به تزاید گذاشته با حمایت غرب و کشورهای مجاور سوریه و نیز دلارهای نفتی قطر و سعودی و کویت وبا هدف ایجاد جنگ داخلی در سوریه انجام می‌شود. اخوان المسلمین اعلام کرده که با هدف حمایت از مردم(!) سلاح به دست گرفته اما در عین حال پاسخی برای ترورهای دسته‌جمعی مردم بی دفاع سوریه ارائه نکرده است.

این در حالی است که نشریه ساندی‌تایمز انگلیس از زبان خبرنگار خود در لبنان فاش کرد که پول‌هایی که عربستان و قطر و کویت به نام کمک به پناه‌جویان سوریه در لبنان ارسال می‌کنند تماماً برای خرید سلاح جهت استفاده در عملیات‌های مسلحانه در سوریه علیه نظام این کشور صرف می‌شود.

رییس اداره سالمندان وزارت بهداشت گفت: سرعت افزایش سالمند به زودی از سرعت رشد جمعیت پیشی می گیرد.

به گزارش ايسنا، دکتر پریسا طاهری افزود: تا پنج سال دیگر برای نخستین بار در تاریخ دنیا تعداد سالمندان بالای 65 سال از تعداد کودکان زیر 5 سال دنیا بیشتر می شود. وی ادامه داد: تا سال 2050 نیز این جمعیت از جمعیت زیر 14 سال پیشی خواهد گرفت که این امر نشاندهنده افزایش روزافزون مسئولیت ما در قبال قشر سالمند است.

طاهري با بیان اینکه اگر به سالمندی توجه شود فرصت است و اگر به آن بی توجهی شود تهدید، گفت: از سال 2000 تا 2010 حدود 60 درصد سالمندان دنیا در کشورهای در حال توسعه بودند که این رقم در سال 2050 به 80 درصد می رسد.

وي كه در دفاع از «سند ملی ارتقای سلامت، رفاه و منزلت سالمند» در شورای سیاستگذاری سخن می گفت، اظهار كرد: پیش نویس این سند آماده شده است و اگر شما آقایان به این سند که 20 درصد برنامه‌های آن درون بخشی و 80 درصد آن برون بخشی است و رهبری آن به عهده وزارت بهداشت است رای دهید، قشر سالمند دارای سندی می شود که تقریبا" تمام امور بهداشتی و درمانی سالمند را پوشش می دهد.

وی ادامه داد: در قسمت بین بخشی سند تاکید شده است سالمندی فعال اتفاق نمی افتد مگر اینکه همه سازمانها برنامه ها و مداخلات بهداشتی و درمانی مربوط به سالمند را انجام دهند.

براساس گزارش وب‌دا، در اين جلسه مقرر شد این سند با اصلاحاتی نهایی شده و در مدت دو هفته به شورای سیاستگذاری جهت تصویب و ابلاغ ارائه شود.

سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس روز دوشنبه آینده در نشستی در شهر ریاض موضوع برقراری اتحاد میان عربستان سعودی و بحرین را بررسی می کنند.

به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری فرانسه، جزئیات اتحاد تازه میان عربستان سعودی و بحرین، در این نشست اعلام خواهد شد. نشست غیررسمی و مشورتی سران شورای همکاری خلیج فارس قرار است علاوه بر موضوع اتحاد میان عربستان و بحرین، تشکیل اتحادیه ای میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس را بررسی کند.

6 کشور کویت، قطر، بحرین، عربستان، امارات و عمان، شورای همکاری خلیج فارس را در سال 1982 تشکیل دادند.

"سمیره رجب" وزیر مشاور در امور اطلاع رسانی بحرین هم در مصاحبه با شبکه الجزیره با تایید موضوع برقراری اتحاد میان عربستان و بحرین گفته است که این اتحاد ، شبیه به اتحادیه اروپا خواهد بود ولی با این اتحادیه ، تطابق کامل نخواهد داشت.

به گفته این مقام بحرین، بخش های دفاعی و امنیتی، در راس بخش های مورد بررسی برای برقراری اتحاد میان بحرین و عربستان سعودی است.

با این حال مخالفان شیعه در بحرین با انتقاد از این اتحاد و ابراز نگرانی از آن گفته اند که چنین موضوع مهمی، باید تمایل و خواست ملت ها باشد در صورتی که ملت بحرین چنین خواسته ای ندارد. همچنین این موضوع باید به رفراندوم عمومی ملت بحرین گذاشته شود.

بحرین از بیش از یک سال پیش شاهد اعتراضات مردمی اکثریت شیعیان علیه حکومت این کشور است. قدرت در بحرین در دست خانواده پادشاهی سنی مذهب است.

مخالفان خواهان اصلاح روند انتخابات پارلمانی، افزایش اختیارات پارلمان و تشکیل کابینه توسط اکثریت پیروز در انتخابات پارلمانی هستند. آنها معتقدند طرح های دولتمردان ریاض و منامه برای برقراری اتحاد میان دو کشور ، طرحی برای دخالت بیشتر عربستان در امور بحرین در راستای مقابله با معترضان داخلی این کشور است.


عربستان سعودی در سال گذشته میلادی با اعزام نیروهای نظامی به بحرین، به دولت این کشور در سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز کمک کرد.
قبل از این برخی از مقامات منامه خواهان برقراری کنفدرالیسم میان دو کشور بحرین و عربستان سعودی شده بودند.

پادشاه عربستان  در نشست قبلی سران شورای همکاری خلیج فارس خواهان حرکت کشورهای عضو به سمت همگرایی بیشتر و تشکیل اتحادیه میان 6 کشور جنوب خلیج فارس شده بود.

عملی کردن ایده تشکیل اتحادیه در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در حالی است که گام های ناکامی در کارنامه این سازمان بین المللی برای افزایش همگرایی وجود دارد.

به عنوان مثال می توان به ایده تشکیل پول مشترک میان کشورهای شورای همکاری اشاره کرد ولی عمان از چنین اقدامی عقب نشینی کرد . امارات هم پس از اختلاف با عربستان بر سر میزبانی بانک مرکزی، از این روند انصراف داد.

به نظر می رسد آمریکا نیز بر همگرایی بیشتر میان شورای همکاری خلیج فارس اصرار دارد.

آمریکا خواهان استقرار سامانه موشکی یکپارچه در جنوب خلیج فارس است. این موضوع نیازمند هماهنگی و همکاری بیشتر میان این کشورهاست.

منابع غربی قبل از این گفته بودند آمریکا به دنبال تشکیل نیروی واحد نظامی در بخش های گارد ساحلی و پدافند هوایی در جنوب خلیج فارس است.

رویترز هم می نویسد: 4 کشور کویت، قطر، عمان و امارات از این موضوع نگران هستند زیرا این اقدام باعث قدرت گرفتن عربستان سعودی و افزایش نفوذ این کشور به عنوان بزرگترین عضو این مجموعه می شود.

یک منبع آگاه نزدیک به حکومت قطر هم در این باره گفت: دوحه معتقد است این برنامه، شیوه برنامه ریزی شده عربستان سعودی برای برهم زدن رابطه دو جانبه میان کشورهای عضو شورای همکاری و تحمیل دستور کار خود به این کشورهاست.

کشورهای کوچکتر در شورای همکاری خلیج فارس نگران هستند نفوذ سیاسی اقتصادی خود را به سود عربستان از دست بدهند. جمعیت عربستان سعودی ، پنج برابر جمعیت عمان (دومین کشور بزرگ شورای همکاری) است. همچنین با برقراری اتحاد میان 6 کشور جنوب خلیج فارس، ریاض بر بخش های نفت و گاز منطقه سیطره پیدا خواهد کرد.

عربستان مهمترین چالش خود را در منطقه ، ایران می داند و خواستار هماهنگی بیشتر با دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در زمینه های دفاعی و سیاست خارجی برای رویارویی با این چالش است.

سعودی ها معتقدند ایران با استفاده از سرنگونی صدام در عراق در سال 2003 برای حاکمیت بر کل منطقه گام بر می دارد . ریاض همچنین معتقد است که تهران از اعتراضات داخلی در بحرین و ناآرامی ها در مناطق شیعه نشین عربستان حمایت می کند.

وزارت خارجه آمريكا اعلام كرد كه فروش برخي سلاح‌ها به بحرين را از سر مي‌گيرد.
به گزارش ايسنا، در بيانيه وزارت خارجه آمريكا آمده است كه اين اقدام با وجود نگراني‌ها نسبت به وضعيت حقوق بشر در بحرين و با گذشت بيش از يك سال از اعتراضات عليه نظام حاكم اين كشور انجام مي‌شود.

وزارت خارجه آمريكا تاكيد كرده كه برخي مشكلات مربوط به حقوق بشر در بحرين وجود دارد كه دولت اين كشور بايد در راستاي حل و فصل آن اقدام كند.

انتشار این خبر با سفر سلمان بن حمد آل خلیفه، ولیعهد بحرین به واشنگتن هم‌زمان است.

در پی سرکوب گسترده مخالفان حکومت بحرین به وسیله نیروهای امنیتی و ارتش این کشور، آمریکا فروش بعضی از تجهیزات نظامی و تسلیحات را به این متحد خود در خلیج فارس متوقف کرده بود.

ويكتوريا نولاند، سخنگوي وزارت خارجه آمريكا بدون اشاره به فهرست تسلیحات فروخته شده به بحرین، گفت تجهیزات و خدمات ارائه شده با هدف ارتقاء توان دفاعی خارجی در اختیار این کشور قرار خواهد گرفت.

وي گفت، آمریکا همچنان از ارسال موشک‌های هدایت شونده ضدتانک تاو و خودروهای نظامی هاموی که می‌تواند در عملیات ضدشورش کاربرد داشته باشد، خودداری خواهد کرد.

نولاند همچنین از بحرین خواست تا مشکلات مربوط به حقوق بشر را برطرف کند.

به گفته وي، هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا در دیدار با سلمان بن حمد آل خلیفه گفته است که برای برطرف شدن موارد نقض حقوق بشر در بحرین به تلاش بیشتری نیاز است.

بر این اساس، كلينتون از بحرین خواسته است در جهت "دستیابی به اصلاحات سیاسی معنی‌دار" اقدام کند.

به گزارش عفو بین‌الملل، حداقل ۶۰ نفر در ناآرامی های ۱۵ ماه گذشته بحرین جان خود را از دست داده‌اند.

خبرگزاری‌ها به نقل از یک مقام ناشناس در دولت آمریکا گزارش کردند که تجهیزات فروخته شده به بحرین شامل یک ناوچه، چند قایق گشتی و موتورهای ارتقاء‌سازی شده جنگنده اف-۱۶ است.

وسایلی مانند گاز اشک‌آور و نارنجک‌های صوتی شامل تجهیزات فروخته شده به بحرین نیستند.

بر اساس گزارش ماه گذشته یک واحد پژوهشی کنگره آمریکا، این كشور پس از ناآرامی‌های بحرین، ارائه تجهیزات نظامی و خدمات ضدتروریستی به این کشور را به طور کامل متوقف نکرده بود و تنها از ارائه بعضی سفارش‌های نظامی به آن خودداری کرده است.

بحرین مقر ناوگان پنجم دریایی آمریکا در خلیج فارس و یکی از متحدان نزدیک ایالات متحده در منطقه است.

بازیگران اصلی منطقه خاورمیانه کدام کشورها و جریان ها هستند؟ چه مختصاتی دارند و جایگاهشان در بازی قدرت در خاورمیانه کجاست؟
این ها سوالاتی هستند که عصرایران در نوشتار حاضر بدان می پردازد تا چهره ای ملموس از خاورمیانه را ترسیم نماید.

الگویی که برای شناخت بازیگران خاورمیانه و تحلیل رفتار آنها در نظر گرفته ایم این است که نخست به معرفی بازیگران مطرح در خاورمیانه می پردازیم و سپس در قالب مهم ترین پرونده های مطرح در منطقه به تحلیل رفتار این بازیگران می پردازیم.

الف)ساختار شناسی بازیگران

بازیگران اصلی در صحنه خاورمیانه به لحاظ ساختاری به سه مجموعه کلی تقسیم بندی می شوند که در چهار سطح عمده "همکاری، تقابل، رقابت و ائتلاف" در حال تعامل با یکدیگر هستند.
مانند همه جای دنیا ، دولت ها و سازمانهای بین المللی به ترتیب اصلی ترین بازیگران فعال در خاورمیانه هستند که هر کدام به دو دسته عمده منطقه ای و فرامنطقه ای تقسیم می شوند.

بازیگران غیر دولتی
(سیاسی-نظامی) یکی دیگر از فعالان اصلی عرصه خاورمیانه به شمار می روند که تاثیرات جدی بر سطوح تعاملات از خود برجای می گذارند.با این تفاصیل می توان بازیگران اصلی خاورمیانه را به شرح ذیل معرفی کرد:

1)دولت ها

کشورهای ایران، عربستان، ترکیه، مصر، عراق، سوریه و رژیم صهیونیستی به همراه پنج عضو دایم شورای امنیت عمده ترین دولت های بازیگر در صحنه خاورمیانه هستند.

با اینکه شرایط کنونی مصر،عراق و سوریه،تاثیر گذاری آنها را محدود کرده است، با این حال نمی توان از جایگاه بسیار مهم آنها در معادلات منطقه ای چشم پوشی کرد.
در خلاء ناشی از عدم حضور فعالانه این کشورها، قطر و امارات متحده عربی سعی می کنند نقش فعالانه ای در تحولات خاورمیانه ایفا نمایند که این حضور در دراز مدت و بازگشت سه گانه فوق به وزن واقعی خویش کمرنگ تر خواهد شد.

به جرأت می توان گفت که در حال حاضر ایران و عربستان،دو بازیگر اصلی خاورمیانه هستند که تعامل آنها از شکل "رقابت" به "تقابل نرم" رسیده است.
ترکیه نیز با چند دهه تاخیر و در سایه به قدرت رسیدن حزب اسلامگرای عدالت و توسعه در این کشور به صحنه اثربخشی در خاورمیانه بازگشته است.
همچنین نمی توان نقش رژیم صهیونیستی را در معادلات منطقه ای نادیده گرفت.این رژیم در بسیاری از موارد همواره یک طرف بحران است.بحران اعراب- اسراییل و پرونده سازش،پرونده هسته ای ایران و ... دو مقوله صلح و امنیت در خاورمیانه ارتباط مستقیمی به جایگاه رژیم صهیونیستی در معادلات منطقه دارد.

در محدوده دولت های فرامنطقه هم می توان ایالات متحده امریکا را اثرگذارترین دولت در خاورمیانه دانست. حفظ و کنترل امنیت انرژی در حوزه خلیج فارس و حفظ امنیت اسراییل دو اولویت اصلی واشنگتن در منطقه است.

روسیه و چین نیز پس از مدت ها غیبت در سایه پرونده هسته ای ایران و پرونده سوریه به صحنه بازی در منطقه بازگشته اند.
با این حال مسکو و پکن در حال باز تعریف منافع استراتژیک خویش در خاورمیانه اند.
انگلیس نیز سیاست خاورمیانه ای خویش را در سایه سیاست های ایالات متحده امریکا پیش می برد و فرانسه با توجه به سابقه گذشته اش نقش نسبتا فعالی در پرونده های مرتبط با لبنان و سوریه از خود نشان می دهد.

2)سازمان های بین المللی

اتحادیه عرب،شورای همکاری خلیج فارس و شورای امنیت سازمان ملل متحد عمده ترین سازمانهای بین المللی(منطقه ای-فرامنطقه ای)بازیگر در صحنه خاورمیانه به شمار می آیند.البته تاثیرگذاری این سازمان ها در تحولات خاورمیانه همواره در زیر سایه دولت ها و منافع آنها قرار می گیرد.به عنوان مثال نقش اتحادیه عرب در بحران اعراب و اسراییل بواسطه اختلافات جدی دولت های عربی و حمایت های غرب از اسراییل هیچگاه یک نقش جدی نبوده است

3)سازمان های غیر دولتی

در هیج جای دنیا نقش سازمانهای غیر دولتی به اندازه خاورمیانه برجسته نیست. منظور از این سازمان ها،NGOها با آن معنای مصطلح نیستند بلکه سازمان های سیاسی،شبه نظامی و یا تلفیقی از هر دو هستند که دارای ایدئولوژی خاص خود هستند.

اخوان المسلمین، گروه های مقاومت مانند حزب الله، حماس، القاعده، احزاب کرد مانند حزب دموکرات و اتحادیه میهنی کردستان عراق و حزب کارگران کردستان ترکیه و ... از بازیگران غیر دولتی فعال در صحنه خاورمیانه هستند.

البته باید توجه داشت وسعت،وزن و نفوذ این سازمان ها و حتی نقش هایی که ایفا می کنند بسیار با یکدیگر متفاوت است.برخی از این سازمانها مانند احزاب کرد عراق و حزب الله یا حماس با حفظ استقلال خویش در نظام سیاسی مشارکت دارند و برخی دیگر مانند القاعده و حزب کارگران کردستان ترکیه با نظام های سیاسی درگیر هستند.برخی از این سازمان ها مانند اخوان المسلمین و القاعده دارای وسعت گسترده ای هستند و برخی دیگر مانند حزب الله لبنان با وجود وسعت جغرافیایی کم از وزن و نفوذ بسیار بالایی در معادلات منطقه ای برخوردارند.

ب)رفتار شناسی بازیگران

برای تسهیل شناخت رفتار بازیگران عمده خاورمیانه و تحلیل این رفتارها،چند پرونده مهمی که در منطقه مطرح هستند را بررسی می کنیم.
این پرونده ها عبارتند از:پرونده انرژی و امنیت خلیج فارس ،پرونده بحران اعراب و اسراییل،پرونده عراق و آینده فرایند سیاسی این کشور و پرونده تحولات اخیر کشورهای عربی.
برخی از این پرونده ها مانند پرونده هسته ای ایران و پرونده انرژی و امنیت خلیج فارس دارای ابعاد بین المللی هستند با این حال بازیگران این پرونده ها در قالب ساختار بازیگران عمده خاورمیانه قابل طبقه بندی هستند.

پرونده های خاورمیانه

در خاورمیانه هیچ پرونده بی اهمیتی وجود ندارد چرا که جایگاه خاورمیانه برای جهان مانند نیویورک برای ایالات متحده امریکا است.پرونده هایی که روی میز خاورمیانه باز هستند عمدتا دارای ابعاد بین المللی هستند و سرنوشت آنها،تاثیرات مستقیمی بر صلح و امنیت جهانی دارد.به عنوان مثال پرونده انرژی در خلیج فارس را در نظر بگیرید.حتی یک خلل کوچک در امنیت صدور نفت نیز می تواند به معنای یک شوک جدی به اقتصاد جهانی و بازارهای مالی دنیا باشد.پرونده هایی مانند پرونده بحرین یا عراق نیز وجود دارند که دارای ابعاد منطقه ای هستند و به لحاظ اهمیت پس از پرونده های بین المللی خاورمیانه قرار می گیرند.البته باید توجه داشت که از نگاه بازیگران عمده، همه این پرونده ها به نحوی به یکدیگر مرتبط هستند بنابراین برای تحلیل آنها باید از رویکرد نسبی استفاده کرد.

الف)پرونده انرژی

یکی از پرونده های حساس خاورمیانه و بطور مشخص حوزه خلیج فارس است که اهمیت حیاتی برای همه بازیگران منطقه دارد.هرگونه تهدید در امنیت انرژی می تواند امنیت کشورهای منطقه را تهدید کند و به سرعت تبدیل به یک شوک تمام عیار برای اقتصاد جهانی شود.

ایران یک طرف عمده این پرونده است چراکه 40 درصد جریان نفت جهان از تنگه ای به نام هرمز عبور می کند که کنترل آن طبق قوانین بین المللی بر عهده کشور شمالی خلیج فارس است.حضور ناوهای جنگی ایالات متحده در آب های خلیح فارس به سادگی نشان دهنده طرف عمده دیگر این پرونده است.با این حال باید سیاست مهار و کنارگذاشتن ایران از ترتیبات امنیتی خلیج فارس یک سیاست شکست خورده است چرا که با افزایش قدرت و نفوذ ایران در منطقه در دهه اخیر دیگر نمی توان تهران را نادیده گرفت.سیاست بیهوده حذف ایران از معادله انرژی جهان به معنای حذف یکی از پارامترهای اصلی این معادله است،سیاستی که باعث غیر قابل حل شدن این معادله خواهد گردید.

سرنوشت این پرونده با پرونده هسته ای ایران پیوند خورده است.به عنوان مثال تحریم نفتی ایران و یا تهدید ایران به حمله به مراکز هسته ای اش می تواند جریان صدور نفت از تنگه هرمز را با خطر جدی مواجه کند.بررسی سیاست های جمهوری اسلامی نشان می دهد که تحریم نفتی و تهاجم نظامی به تاسیسات هسته ای دو خط قرمز اصلی ایران است و عبور از این خطوط می تواند منجر به بسته شدن تنگه هرمز شود.

ب)پرونده هسته ای ایران

به جرات می توان گفت که پرونده هسته ایران یکی از مهم ترین پرونده هایی است که پس از فروپاشی نظام دوقطبی در سطح جامعه بین الملل مطرح شده است.نزدیک به یک دهه است که این پرونده، محور یکی از مهمترین مباحث جهانی را شکل می دهد.ایران به عنوان یک طرف اصلی این پرونده اعلام کرده که در قالب پیمان NPT و نظارت های آژانس بین المللی انرژی اتمی به دنبال دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای است.طرف دیگر این پرونده،گروه 1+5 شامل پنج عضو دایم شورای امنیت به اضافه آلمان است که البته بازیگر اصلی در این گروه بی تردید ایالات متحده امریکا نام دارد.

دستیابی به سلاح هسته ای در سایه قدرت فزاینده موشکی ایران،در ظاهر نگرانی عمده این گروه را تشکیل می دهد و تلاش های این گروه تا مدت ها برای دست کشیدن کامل تهران از برنامه هسته ای اش استوار بود. با اصرار ایران در برنامه هسته ای اش،تلاش ها بر روی اجبار ایران به عدم غنی سازی اورانیوم قرار گرفت.پس از عبور ایران از نقطه غیر قابل بازگشت ( دستیابی کامل ایران به تکنولوژی چرخه سوخت هسته ای و پیشرفت عملیاتی در این برنامه) مطالبات این گروه بر روی درصد غنی سازی ایران استوار شد.

روسیه و چین نیز سعی کرده اند از یک سوی با همراهی غرب در تحریم ایران و از سوی دیگر با مخالفت با تهاجم نظامی علیه تاسیسات اتمی ایران،زمینه لازم را برای حل و فصل دیپلماتیک این پرونده را فراهم آورند.

در همه این سال ها،سیاست تحریم اقتصادی و مالی در قالب تحریم های شورای امنیت و اتحادیه اروپا علیه ایران اعمال شده است در حالیکه سایه تهدید به جنگ همواره به عنوان یکی از گزینه های روی میز مطرح بوده که این موضع عمدتا از سوی ایالات متحده و بویژه اسراییل اتخاذ شده است.سیاستی که می تواند به نتایج مصیبت باری برای صلح و امنیت جهانی ختم شود.

در مراحل مختلف پرونده هسته ای ایران،ترکیه به عنوان بازیگر تسهیل کننده و اسراییل و عربستان سعودی به عنوان بازیگرانی بودند که از آنها به عنوان اهرم فشار علیه برنامه هسته ای ایران استفاده شده است.آنکارا با چراغ سبز واشنگتن سعی کرده امکان حل و فصل دیپلماتیک این پرونده را فراهم آورد.

اسراییل به این بهانه که تهران به دنبال دستیابی به سلاح هسته ای است و برنامه اتمی ایران یک تهدید وجودی برای این رژیم است سعی کرده علاوه بر تهدید به تهاجم به تاسیسات اتمی ایران،جامعه جهانی را علیه تهران بسیج کند.ریاض نیز با نگرانی از اینکه معادلات قدرت در منطقه با دستیابی ایران به انرژی هسته ای با سرعت زیادی به ضرر بلوک جنوبی خلیج فارس خواهد بود در گام اول با تشویق واشنگتن به برخورد نظامی با ایران و در گام دوم تحریک بازار نفت در تحریم ایران،سطح تعامل خویش با تهران را از "رقابت" در سال های گذشته به "تقابل نرم" تغییر داده است.

پس از اعتراف جهانی به اصل حق انکار ناپذیر ایران در مالکیت انرژی هسته ای و افزایش قدرت و نفوذ ایران در خاورمیانه برای تحت فشار قرار دادن ایران ،پرونده هسته ای تبدیل به عنوان همه پرونده های مطرح میان ایران و گروه 1+5 شد.به این معنی که در حال حاضر طرفین در سایه مذاکرات هسته ای،علاوه بر تلاش به توافق به میزان درصد غنی سازی توسط ایران،پرونده های مهم خویش را مطرح و درباره آنها مذاکره می کنند.

صرف نشستن قدرت های جهانی با ایران بر سر میز مذاکره بیش از آنکه بیانگر نگرانی آنها باشد،نشان دهنده این است که این قدرت ها پذیرفته اند که خاورمیانه بدون ایران وجود خارجی ندارد.بنابراین حل و فصل دیپلماتیک پرونده هسته ای ایران و دستیابی به یک نتیجه برد-برد می تواند به معنای ارتقای جایگاه ایران و به رسمیت شناختن کشورمان از سوی قدرت های جهانی به عنوان بزرگترین قدرت منطقه ای باشد.

هر چند طرفین مذاکرات پس از دور اخیر مذاکرات در استانبول نسبت به نتایج گفتگوها ابراز امیواری کرده اند اما بسیار زود است که درباره نتایج آن(حتی پس از مذاکرات بغداد) قضاوت کرد.چه اینکه بسیاری از پرونده های ذیربط به پرونده هسته ای شرایط گذرایی را طی می کنند و ذاتا نیاز به گذشت زمان دارندگذشت زمانی که به نفع ایران است.

ج)پرونده بحران اعراب و اسراییل

با عقب نشینی های پیاپی اتحادیه عرب و اکثریت دولت های عربی در قبال اسراییل آنچه از این"بحران پیر" بر روی کاغذ باقی مانده توافقنامه تبادل زمین بین تشکیلات خودگردان فلسطینی و اسراییل و دعوا بر سر شهرک هایی است که صهیونیست ها از آنها به عنوان واقعیت های روی زمین در مذاکرات سوء استفاده می کنند.اما در واقع برای هیچ یک از مسایل نهایی مانند سرنوشت بیت المقدس و بازگشت آوارگان راه حلی ارائه نشده است و اسراییل نیز به صراحت اعلام کرده که به پشت مرزهای 1967 باز نخواهد گشت و این یعنی هیچ!

به غیر از ایالات متحده به عنوان ناظر اصلی فرایند صلح خاورمیانه و اتحادیه اروپا و روسیه به عنوان اعضای کمیته چهارجانبه،دو محور اصلی از بازیگران حول این پرونده شکل یافته اند.تا پیش از تحولات اخیر عربی این دو محور با عناوین متعددی نظیر تعادل-رادیکال یا سازش-مقاومت خوانده می شدند که بیانگر دو جریان طرفدار صلح عربی با رژیم صهیونیستی با محوریت عربستان سعودی و جریان مخالف این روند با محوریت ایران است.

تا پیش از سقوط مبارک اعضاء کلیدی محور سازش عربی شامل عربستان،مصر،اردن و تشکیلات خودگران فلسطینی بود که پس از تحولات مصر این محور دچار ضربه شدیدی شد.اعضاء کلیدی محور مقاومت را ایران،سوریه،حزب الله لبنان و حماس تشکیل می دهند.با وجود اینکه تا پیش از آغاز تحولات عربی،تحولات عراق و لبنان باعث پیشروی این محور گردید اما آغاز بحران سوریه و نیز ایجاد اختلاف میان بخش هایی از حماس با متحدین خویش،این محور نیز دچار تزلزل گردید.به نظر می رسد نتایج انتخابات داخلی حماس و به حاشیه رفتن جریان خالد مشعل و به مرکز آمدن جریان نزدیک به اسماعیل هنیه و محمود الزهار،شکاف بوجود آمده میان حماس و سایر اعضاء محور مقاومت را ترمیم کند.

نقش ترکیه و قطر را می توان در یک راستا ارزیابی کرد.تفکیک سوریه از محور مقاومت و قطع ارتباط ایران و مقاومت لبنانی-فلسطینی از یک سوی و به حاشیه بردن عربستان سعودی در خاورمیانه ای که رهبری آن را ترکیه برعهده بگیرد.تلاشی که با وجود چراغ سبز امریکا تا کنون به نتیجه نرسیده است.در هر صورت برای پیش بینی آینده این محورها و پرونده بحران پیر باید بطور مشخص منتظر نتیجه بحران سوریه و انتخابات آینده ریاست جمهوری مصر را ماند.

د)پرونده عراق

برگزاری موفق اجلاس اتحادیه عرب ، آمادگی بغداد برای استقبال از مذاکرات ایران با گروه 1+5 و همچنین اعلام رغبت نخست وزیر عراق برای میانجیگری میان ایران و امارات بر سر جزایر سه گانه یک پیام واضح را به دنیای خارج مخابره می کند؛بغداد آماده بازگشت به صحنه خاورمیانه است.بازگشتی که تهران از آن حمایت می کند و ریاض-آنکارا را نگران می سازد.تهاجم اخیر اردوغان علیه مالکی و متهم ساختن نخست وزیر عراق به بحرانی کردن شرایط سیاسی عراق در چارچوب این نگرانی قابل درک است.

یکی از ویژگی های سیاسی عراق این است که با توجه به وجود احزاب و طوایف گوناگون،فرایند سیاسی این کشور دارای پارامترهای متعددی است که گاها تنظیم این فرایند را دشوار می سازد.اخباری که از داخل عراق و پس از اخراج طارق الهاشمی از معادله سیاسی این کشور شنیده می شود نشان می دهد که این فرایند نیازمند تنظیم مجدد است.

سید مقتدی صدر پس از بازگشت از ایران حامل چند پیام مشخص به مسعود بارزانی،رهبر اقلیم کردستان بود و چند تهدید بخاطر اینکه زمانی که به تهران آمده بود این پیام ها را به درستی درک نکرده بود.

1-تمامیت ارضی همسایه غربی،خط قرمز ایران است و عبور از این خط قرمز منجر به یک جنگ داخلی در کردستان عراق خواهد شد.

2-تهران تشکیل پایگاه جاسوسی اسراییل در اقلیم کردستان را اقدامی خصمانه علیه خود تلقی می کند و تنبیهات اخیر امنیتی-اقتصادی اقلیم کردستان اولین هشدار ایران است.

3-در شرایط کنونی منطقه،نوری مالکی خط قرمز ایران در برابر ترکیه و عربستان سعودی است و رهبر اقلیم کردستان نباید با آتش بازی کند.

4-مشکلات سیاسی عراق باید در داخل این کشور حل شود،طالبانی و صدر نه بایدن و اوغلو!

به نظر می رسد با حل جبری بحران سیاسی عراق به حساب طارق الهاشمی و ایاد علاوی،ضریب ثبات سیاسی در این کشور افزایش یابد.زمان بازگشت بغداد به نقشه سیاسی خاورمیانه زمان تسویه حساب با آنکارا و ریاض خواهد بود.

ه)پرونده سوریه

لیون بانیتا وزیر دفاع امریکا در آخرین اظهار نظر خویش در کنگره درباره بحران سوریه به دو نکته اساسی اشاره می کند.اولا شرایط سوریه با شرایط لیبی کاملا متفاوت است و ثانیا ده ها گروه مخالف نظام در سوریه وجود دارد که هیچ هماهنگی با یکدیگر ندارند.

بازیگران پرونده بحران سوریه آنقدر واضح هستند که نیازی به معرفی آنها نیست.تندترین مواضع علیه بشار اسد از آن عربستان سعودی و قطر است که بطور آشکار از راهکار مسلحانه حمایت می کنند با این حال تجربه نشان داده که برای حل بحران ها در خاورمیانه نباید بر روی راهکارهای عربی حساب باز کرد.مواضع ترکیه نیز تقریبا نرخ تغییر خود را حفظ کرده است از تهدید به دخالت نظامی در سوریه تا اعتراض به عملیات های مرزی ارتش سوریه!

آخرین شرایط میدانی پرونده سوریه را باید اینچنین توصیف کرد:

1-بحران سوریه از مرحله اسقاط نظام عبور کرده و در مرحله ازعاج آن قرار گرفته است.

2-هیچگونه اجماع جهانی، منطقه ای یا بین المللی، برای اسقاط یا ابقای نظام وجود ندارد.

3- ارتش سوریه هنوز چارچوب اصلی خویش را حفظ کرده و به بشار وفادار مانده است.

4-تحریم های اقتصادی و فشار های سیاسی علیه سوریه به دلیل حمایت های ایران،روسیه و چین تا کنون ناکارامد مانده است.

5-به دلیل عملیات های تروریستی و انتحاری،راهکار مسلحانه علیه نظام به عنوان یک بدیل،در میان اکثریت مردم سوریه و حتی بسیاری از مخالفین رژیم مقبولیت ندارد.

واقعیت های روی زمین ثابت می کند تا زمانی که یک اجماع و یا به عبارتی بهتر "معامله" بین طرفین منطقه ای و بین المللی دعوا صورت نپذیرد این کشور به ثبات سیاسی و امنیتی نخواهد رسید.طبیعی است که اولین شرط چنین معامله ای،مانند هر معامله دیگر،آشکار شدن برگه های بازی طرفین است.مصر برگ "آس" این معامله و ترکیه "علامت" آن خواهند بود.

عصر ایران، علی قادری

معاون رهبر اخوان المسلمين مصر اعلام كرد كه عربستان به دولت اين كشور پيشنهاد داده تا در مقابل چهار ميليارد دلار حسني مبارك را به رياض تحويل دهد.
ايسنا به نقل از پايگاه اينترنتي مصراوي نوشت: خيرت شاطر، معاون دبيركل اخوان المسلمين مصر فاش كرد كه مقامات عربستاني به دولت مصر پيشنهاد دادند كه حسني مبارك، رئيس جمهوري پيشين مصر را به عربستان تحويل دهند و در مقابل آن چهار ميليارد دلار كمك مالي دريافت كنند.

شاطر كه در حاشيه ضيافت شامي با حضور 300 تن از افراد سرشناس مصر سخن مي‌گفت، عنوان داشت: اين حق ملت مصر است كه با اين پيشنهاد موافقت كند.

وي افزود: نظام سابق مصر ثروت‌هاي كشور را به غارت برد و از ارائه خدمات به ملت كوتاهي مي‌كرد و هم‌اكنون 40 درصد از شهروندان مصري زير خط فقر زندگي مي‌كنند.

شاطر در پايان تاكيد كرد كه اخوان المسلمين تمام تلاش خود را براي رسيدن ملت مصر به زندگي شرافتمندانه به كار خواهد گرفت.

به گزارش مشرق: شرکتهای آمریکایی از زمان ورود رایانه به زندگی بشر به عنوان یکی از بزرگترین تولید کنندگان این حوزه مشغول به فعالیت بوده‌اند. اگر چه کشورهای زیادی در بخش فن‌آوری رایانه‌ای مشغول به فعالیت بوده و هر روز خبر پیشرفتهای جدیدی در این حوزه از سراسر دنیا به گوش می‌رسد، اما با این حال نمی‌توان منکر قدرت و سلطه شرکتهای بزرگ آمریکایی شد. یکی از این شرکتها که به نوعی نماد غرور آمریکایی در عرصه فن‌آوری رایانه‌ای به شمار می‌رود شرکت اینتل است. در این گزارش به بررسی برخی از مسائل پشت پرده این شرکت و موضوعاتی می‌پردازیم که ممکن است تا کنون پوشش رسانه‌ای زیادی پیدا نکرده باشد ولی در عین حال در برخی موارد پرده از ماهیت این نوع شرکتها برمی‌دارد.

لوگوی شرکت اینتل


شرت اینتل یک شرکت چند ملیتی آمریکایی است که به تولید چیپ‌های نیمه هادی (نیمه رسانا) مشغول است. دفتر مرکزی این شرکت در سانتا کلارا در ایالت کالیفرنیای ایالات متحده واقع شده است.[1] این شرکت که به عنوان بزرگترین شرکت تولید کننده چیپ‌های رایانه‌ای در دنیا شناخته می‌شود بر اساس ارزیابی موسسه اینتربرند در سال 2011 با داشتن سهامی به 217/35 میلیون دلار و 10% افزایش نسبت به سال قبل از آن به عنوان هفتمین برند برتر دنیا شناخته شد.[2]


دفتر مرکزی اینتل در سانتا کلارا ایالت کالیفرنیا


ریاست این شرکت در حال حاضر به عهده پاول اوتولینی(Paul Otellini ) است و با داشتن 100 هزار کارمند در بیش از 60 کشور دنیا در صدد حفظ موقعیت خود است. اینتل در سال 1968 توسط سه نفر با نامهای Gordon E. Moore ،Robert Noyce و Arthur Rock با سرمایه اولیه دو و نیم میلیون دلار تاسیس شد.[3] در ابتدا مور و نویس قصد داشتند که نام Moore Noyce را برای شرکت انتخاب کنند که به دلیل نا مناسب بودن آن برای صنایع الکترونیک از آن منصرف شده و در نهایت Integrated Electronic با نام اختصاری Intel را برای آن برگزیدند.[4]


یکی از کارخانجات تولید ریز پردازنده اینتل در کاستاریکا


این شرکت شناخته شدن برند خود در دنیا را تا اندازه زیادی مدیون تلاشهای مدیر بازاریابی خود ، دنیس کارتر (Dennis Carter ) است که از سال 1991 تلاش خود در این زمینه را اغاز نمود.[5] لوگوی شرکت اینتل پس از سال 2005 تغییر یافت و شکلی به خود گرفت که افراد در حال حاضر اینتل را با آن می‌شناسند.




لوگوی اینتل از سال 1968 تا 2005




در سال 2007 شرکت اینتل برای تبلیغ پردازنده های دو هسته‌ای خود اقدام به چاپ نوعی تبلیغ کرد که که در آن چندین دونده سیاه پوست در دفتر کار مقابل یک فرد سفید پوست مجبور به تعظیم شده بودند. بنا به اعترافات نانسی باگات، نایب رئیس بخش بازاریابی اینتل، این نوع تبلیغ از دید افکار عمومی توهین آمیز و افراطی تلقی شده بود[6] و شرکت مجبور شد که از طریق بسیاری از مدیران و مقامات ارشد خود در رسانه های جمعی عذر خواهی کند.[7]


کسب سود به بهای قربانی کردن انسان و محیط زیست

در سال 2003 تنها از یکی از دستگاه های تصفیه گاز شرکت اینتل حدود 1.4 تن گاز تترا کلرید کربن منتشر شد. این در حالی است که این شرکت دارای تعداد زیادی از این دستگاه ها است و در عین ناباوری این شرکت در گزارشی این موضوع را انکار کرد.[8] یکی از کارخانجات این شرکت در منطقه ریو رانکو (Rio Rancho ) نیو مکزیکو و در ارتفاعی بالا تاسیس شده است. موقعیت این کارخانه موجب شده که گازهای شیمیایی متصاعد شده از آن که سنگینتر از هوا هستند چاه‌های آب روستای نزدیک به این کارخانه را آلوده کند. بر اساس گزارشات انتشار این مواد شیمیایی تاثیرات زیانباری را بر روی انسان و حیوانات منطقه بر جای گذاشته است.


شرکت اینتل در منطقه ریو رانکو



بر اساس تحقیقات کاهش تعداد حیوانات در این منطقه ناشی از بالا بودن سطح ایزومرهای تولوئن (Toluene )، هگزان (Hexane )، اتیل بنزن (Ethylbenzene ) و زیلین (Xylene ) بوده است.[9] اینتل در پاسخ به این اعتراضات درخواست نصب چندین دستگاه تصفیه کننده در اطراف کارخانه را داد. در ابتدا تصور بر این بود که هدف از این کار کاهش عوارض ناشی از این گازهای سمی است، اما بعدها مشخص شد که این شرکت قصد تولید چندین کارخانه دیگر در آن منطقه را داشته و برای کاهش اعتراضات عمومی این پیشنهاد را ارائه داده است.



 

معترضان در حال سازماندهی یک گردهمایی مقابل کارخانه اینتل در ریو رانکو


 

 

اینتل و نقض حقوق کاربران

در سال 1994 مهندسان اینتل پی به وجود ایرادی در میکروپروسسورهای پنتیوم بردند، اما از آنجا که شناسایی این نقیصه کار چندان آسانی نبود، اینتل این موضوع را رسانه ای نکرد و همچنان به تولید این میکروپروسسور ادامه داد. البته 4 ماه بعد اینتل به ظاهر متوجه این موضوع شد و این موضوع را به اطلاع رساند. اما واقعیت این بود که توماس نایسلی (Thomas Nicely) استاد ریاضی دانشکده لینچبورگ در کالیفرنیا خود پیش از این متوجه این ایراد شده بود و چندین مرتبه این موضوع را به اطلاع شرکت اینتل رسانده بود. اما از آنجا که جوابی در اینخصوص دریافت نکرده بود و شرکت همچنان به تولید این محصول ادامه می‌داد، لینچ به افشای این موضوع از طریق اینترنت پرداخت و سرانجام توجه رسانه‌های جمعی از جمله روزنامه نیویورک تایمز را نیز به خود جلب کرد. بدین ترتیب شرکت مجبور به رسانه‌ای کردن این موضوع و قبول ضرر مالی بالایی شد.



 

میکروپروسسورهای معیوب اینتل که توماس وایسلی از آن پرده برداشت


 

چالش بعدی شرکت در این حوزه مربوط به سال 1999 بود. در این سال شرکت اقدام به تولید پردازنده‌ای کرد که مشخص شد دارای شماره سریال منحصر به فردی است که امکان ردیابی کاربران آنها را فراهم می‌سازد. پس از اعتراض وکلای مدافع عمومی به این موضوع، اینتل با توجه به سوء سابقه قبلی در سال 1994 به سرعت این قابلیت پردازنده را از کار انداخت تا بیش از این توجه افکار عمومی به این موضوع جلب نشود.[10]

 

 

 


سیاست اینتل در اخراج کارکنان بالای 40 سال

 

یکی دیگر از مواردی که اینتل با ان روبرو است مربوط به سیاستهای این شرکت در قبال کارکنان خود است. بر اساس ادعای چندین تن از کارکنان سابق این شرکت اکثر اخراجهایی که در اینتل صورت می‌گیرد مربوط به کارکنانی است که دارای سن بالای 40 سال هستند.[11] حتی گروهی با نام Face Intel (کارکنان کنونی و سابق اینتل) برای مبارزه با این موضوع شکل گرفته است.


 


لوگوی گروه Face Intel


به اعتقاد این گروه 90% اخراجهای این شرکت نصیب افرادی می‌شود که دارای سن بالای 40 سال هستند. مجله Upside به بررسی این موضوع پرداخت و از اینتل خواست تا اطلاعات سنی مربوط به استخدام و یا اخراج افراد را در اختیار این مجله قرار دهد، [12]اما اینتل از این موضوع امتناع کرد و در عین حال اعلام کرد که سن و سال نقشی در سیاستهای استخدامی این شرکت ندارد![13] موسس گروه Face Intel فردی با نام کن حمیدی (Ken Hamidi) است که در 1995 در سن 47 سالگی از شرکت اخراج شد. حمیدی بر اساس رای دادگاه در سال 1999 از استفاده از سامانه پیام الکترونیکی اینتل محروم شد. گویا وی از این سیستم برای انتقاد از اینتل و اطلاع‌رسانی به کارکنان شرکت استفاده می‌کرد.[14]

 



کن حمیدی که به افشای نقض حقوق کارکنان اینتل پرداخت

 

 

 


موفقیت به بهای انحصار طلبی، رشوه و نقض قوانین تجاری

تاریخچه اینتل بیانگر این موضوع است که این شرکت برای کسب سود بشتر از هیچ اقدامی فروگذار نبوده و همواره در صدد است که رقبای خود را از صحنه خارج کند. شرکتهای بسیاری نیز به دلیل اتخاذ سیاستهای تجاری نادرست و بعضا غیر اخلاقی اینتل از این شرکت شکایت کرده‌اند.

در دسامبر 2005 شرکت AMD به دلیل انحصار طلبی و استفاده غیر اخلاقی از قدرتش در بازار برای غلبه بر رقبایش از اینتل شکایت کرد. این پرونده 4 سال به طول انجامید و سرانجام در 12 نوامبر 2009 AMD موافقت کرد تا با دریافت 1.25 میلیارد دلار از اینتل نسبت به این پرونده رضایت دهد.[15]

در سال 2005 نیز بر اساس رای دادگاه اینتل در کشور ژاپن از سیاست انحصار طلبی برای غلبه بر رقیب خود (شرکتAMD) استفاده کرده بود که بر اساس رای دادگاه این شرکت مجبور شد که ارائه تخفیفها و پایین آوردن غیر متعارف قیمتهای خود را متوقف سازد.[16]

در سال 2007 نیز اتحادیه اروپا شرکت اینتل را به دلیل ارائه قیمتهای بسیار پایین به تولید کنندگان تجهیزات کامپیوتری، مراکز دولتی و مراکز اموزشی در اروپا و در نهایت مجبور ساختن انها به عدم استفاده از چیپ‌های شرکت AMD (رقیب اینتل) محکوم کرد.[17] این اتحادیه در تحقیقات خود متوجه شد که اینتل با پرداخت رشوه به شرکتهایی مانند Acer,Dell,HP,Lenovo و NEC از آنها درخواست کرده که در تولید محصولات خود تنها از چیپ‌های شرکت اینتل استفاده کنند و بدین ترتیب شرکتهای رقیبی مانند AMD از صحنه رقابت خارج شوند. پس از اثبات این ادعاها اتحادیه اروپا اینتل را به پرداخت 1.44 میلیارد دلار جریمه که در نوع خود رکوردی به شمار می‌رفت محکوم کرد.[18]

 

 


فساد مالی مدیران شرکت اینتل

راجیو گوئل (Rajiv Goel) یکی از مدیران اجرایی بخش خزانه داری شرکت اینتل بود که به در اختیار قرار دادن اطلاعات سری اینتل به شرکت گالن گروپ به ریاست راج راجاراتنام متهم شد. راجاراتنام همچنین در پرونده‌ای مشابه که مربوط به شرکت IBM بود نیز نقش داشت. وی پس از دستگیری مجبور به ترک شرکت در سال 2010 شد. بر اساس تحقیقات فدرال گوئل با در اختیار قرار دادن اطلاعات سری اینتل به شرکتهای فعال در بورس وال استریت بیش از 20 میلیارد دلار سود کسب کرد. این رسوایی مالی ضربه سختی بر ساختار به ظاهر قدرتمند اینتل به شمار می‌رفت.



 

راج راجاراتنام رئیس شرکت گالن گروپ



اینتل و سرکوب آزادی بیان

موضوع دیگری که شرکت اینتل در سال 2010 با آن درگیر شد مربوط به لایحه تجارت مواد معدنی در کنگره امریکا بود. بسیاری از فعالان حقوق بشر معتقدند که تجارت مواد معدنی مانند قلع، تیتانیوم و طلا که منشا آنها عمدتا کشورهای جهان سوم و آفریقایی مانند کنگو است موجب شدت گرفتن مناقشه و درگیری در این مناطق شده و جان انسانهای بی‌گناه بسیاری را به خطر می‌اندازد. این فعالان معتقدند که شرکت اینتل از آنجا که یکی از مصرف کنندگان اصلی این مواد خام برای تولید محصولات خود به شمار می‌رود سعی در اعمال نفوذ و عدم تصویب این لایحه شده است. از این رو این فعالان با انتقاد از اینتل در صفحه فیس‌بوک و توییتر این شرکت سعی داشتند تا نظرات خود را به گوش مدیران این شرکت برسانند. اما اینتل اقدام به پاک کردن نظرات این افراد از صفحه فیس‌بوک و توییتر کردو بدین ترتیب به انتقادات دامن زد.[19]

 


معترضان اینتل را یکی از خریداران اصلی مواد معدنی از کشورهای آفریقایی می‌دانند

 



اینتل، یکی دیگر از ارکان توسعه اسرائیل

شرکت اینتل همانند دیگر شرکتهای بزرگ آمریکایی از جدی ترین حامیان رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود. برای اثبات این ادعا اشاره به این موضوع کافی است که اولین مرکز توسعه شرکت اینتل در خارج از آمریکا در سال 1974 در شهر حیفا تاسیس شد. از آن زمان به بعد این شرکت به سرمایه‌گذاری های عظیم خود در اسرائیل ادامه داد. در حال حاضر این شرکت با دارا بودن بیش از 6000 کارمند در بخش های تحقیق و توسعه خود در حیفا، اورشلیم،کریات گات (Qiryat Gat)، پتاچ تیکوا (Petach Tikva)، یاکوم (Yakum) و یوکنیم (Yokneam) به عنوان بزرگترین کارفرمای بخش خصوصی در اسرائیل شناخته می‌شود. درآمد اینتل از کارخانجات واقع در Lachish-Qiryat Gat که در سال 99 تاسیس شده بود روزانه 3 میلیون دلار و به صورت تقریبی سالانه به یک میلیارد دلار می‌رسد. درآمد اینتل اسرائیل در بخش صادرات نیز در سال 2005 نزدیک به 2/1 میلیارد دلار، معادل 14 درصد حجم صادرات اسرائیل در حوزه لوازم الکترونیک و صنایع های تک بود.[20]


مرکز تحقیق و توسعه اینتل در حیفا


به گفته خود شرکت اینتل، این شرکت با جذب منابع مالی و انسانی متعدد به توسعه علم و فن‌آوری در اسرائیل کمک کرده و افزایش رفاه و حمایت از مردم این رژیم را در دستور کار خود قرار داده است. در کارخانجات اینتل در اورشلیم ده ها نوع محصول میکرو الکترونیک با استفاده از فن‌آوری 6 اینچی تولید می‌شود. به علاوه با استفاده از فن‌اوری های منحصر بفرد، پایگاه های ارتباطی بی سیم در این مرکز به تولید انبوه می‌رسند. پردازنده های پنتیوم 4 مورد استفاده در رایانه های کوچک و قابل حمل نیز در مرکز کریات‌گات به تولید می‌رسند.[21]


کارخانجات تولید پردازنده اینتل در کریات گات


گروه Al-Awda که اعتلافی با تلاش در راستای بازگرداندن حقوق از دست رفته مردم فلسطین است به این مطلب اشاره داشته است که کارخانه اینتل در Qiryat Gat در زمینهایی ساخته شده است که رژیم صهیونیستی از روستاهای فلسطینی Al-Manshiya مصادره کرده است. مردم این روستا که حدود 2000 نفر بودند و با داشتن دو مسجد و یک مدرسه در 300 خانه مشغول به زندگی بودند توسط رژیم صهیونیستی اخراج شده و پس از این بود که تمام روستا با خاک یکسان شده و زمینه ساخت شهرک جدید Qiryat Gat فراهم شد.[22]

در سال 2011 مقامات رژیم صهیونیستی پیشنهاد کمک 290 میلیون دلاری برای توسعه اراضی اشغالی را به این شرکت دادند. بر اساس این پیشنهاد شرکت اینتل موظف به استخدام 1500 کارمند اسرائیلی در ناحیه کریات گات و همچنین 600 الی 1000 نفر در منطقه شمال شد.[23]

 


منابع و مآخذ:


[1] Intel 2007 Annual Report". Intel. 2007. Retrieved July 6, 2011.

[2] http://www.interbrand.com/en/best-global-brands/best-global-brands-2008/best-global-brands-2011.aspx

[3] Intel Online Museum: Corporate Timeline". Intel Museum. Intel. Retrieved July 23, 2011.

[4] Intel Corporation". Intel Corporation. Encyclopædia Britannica. Retrieved November 26, 2008.

[5] Intel Inside Program: Anatomy of a Brand Campaign". Intel Corporation. Retrieved July 22, 2011.

[6] Bhagat, Nancy (July 31, 2007). "Views@Intel – Sprinter Ad (Blog post)". blogs.intel.com. Intel Corporation. Retrieved August 9, 2007.

[7] MacDonald, Don. "Apologies from Intel for Sprinter Ad". Intel Corporation. Retrieved August 9, 2007.

[9] Corrales Comment – Local Village News, Issues, Events & Ads – Intel Pollution Unresolved. Corralescomment (November 25, 2006). Retrieved on July 8, 2011.

[10] http://www.thecro.com/node/707

[11] Intel Sued for Discrimination", Pittsburgh Post-Gazette, Jan. 30, 1993, B-12.

[12] Alster, Norm, (December 7, 1998). "Techies complain of age biases". , Upside Magazine Retrieved on July 8, 2011.

[13] Weinberg, Neal (September 14, 1998). "Help Wanted: Older workers need not apply". CNN Retrieved on July 8, 2011.

[14] Goodin, Dan (Apr. 28, 1999) "Court blocks former Intel employee's spam". CNET News. Retrieved on July 8, 2011.

[15] Shankland, Stephen (November 12, 2009). "What Intel just bought for $1.25billion: Less risk". CNET News. Retrieved July 29, 2010.

[17] Lawsky, David (July 27, 2007). "UPDATE 4-EU says Intel tried to squeeze out Advanced Micro Devices". Reuters. Retrieved July 28, 2007.

[18] The Chips Are Down: Intel's $1.45billion Fine". TIME. May 13, 2009. Retrieved May 13, 2009

[20] http://www.intel.com/cd/corporate/europe/emea/heb/290083.htm

[21] http://www.intel.com/cd/corporate/europe/emea/heb/290083.htm

[22] http://www.inminds.com/boycott-intel.html

[23] Peter Clarke, EE Times. "Israel offers Intel $290 million for expansion." July 27, 2011. Retrieved July 27, 2011.


بر اساس سناریو رشد پایین جمعیتی که سازمان ملل متحد در سال 2010 منتشر کرده است اگر ایران به همین صورت به ادامه جایگزینی جمعیتی بپردازد و برنامه ای برای تعادل آن نداشته باشد در 80 سال آینده جمعیت 31 میلیونی را تجربه خواهد کرد که 47 درصد آن را افراد سالمند بالای 60 سال را در برمی گیرند و این درحالی است که در خاورمیانه کشورهای عربستان و قطر دارای بیشترین رشد جمعیتی در میان سایر کشورهای منطقه هستند.

به گزارش پایگاه 598، یکی از مقوله های بسیار مهمی که در حال حاضر مورد بحث و ارزیابی است ضریب رشد جمعیتی و نسبت آن به توسعه اقتصادی در کشورهای جهان است.بر اساس تحقیقاتی که صورت گرفته است در آینده کشورهای که دارای نیروی کار متخصص و فعال باشند می تواند مدیریت آتی جهان و یکی از مدیران اجرایی قوی آن باشند.چرا نتایج به دست آمده از آمارهای جهانی رشد جمعتی در بسیاری از کشورهای جهان پائین آمده و به سمت طراز منفی در حال حرکت است که البته ایران نیز از این داستان مستثنی نیست.
از مهمترین مزایای رشد جمعیت که می توان به آن اشاره کرد:
*افزایش بهره وری عوامل تولید به خصوص نیروی کار
*تحول ساخت اقتصادی کشورها
*تحول ساخت اجتماعی
*گرایش برای به دست گیری منابع اولیه و مواد خام و کالاها در سطح بین الملل
*و مهمترین آن محدود شدن رشد اقتصادی به یک سری از کشورهای خاص است.
ایران 31 میلیونی در راه است!
ساختار کلی جمعیت همانند یک اندام واره است که باید تمام بخش های آن دارای تعادل و پویایی باشد و نمی توان یک وضعیت ثابت را برای آن یک امر ایده آل تعریف کرد.
بدین منظور است که باید به صورت مداوم پویایی و تحولات اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد و در صورتی که مطالعات احتمال خارج شدن جمعیت از حالت تعادلی را نشان دهد سیاست های حمایتی باید اعمال گردد.
ایران در بازه سال های 65 تا 68 دارایی یک رشد جمعیتی چشمگیر با میانگین باروری 6/1 بود که این امر موجب گشت تا افرادی خطر انفجار را برای ایران گوش زد کردند و دولت وقت نیز در راستای همان  کنترل جمعیتی با بسیج کردن تمام دستگاه های تبلیغاتی و اجرایی کشور در مدت زمان 65 تا سال 71 توانست خطر انفجار جمعیتی را کنترل کند و رشد جمعیتی ایران را به حد متوسط جهانی برساند اما آن چیزی که مدیران به آن توجه نکردند بودند حرکتی انقلابی در خصوص کنترل جمعیت بود و این تندروی در این مسئله موجب شد تا صاحبنظران در زمینه رشد و جمعیت با ابراز نگرانی از تندروی دولت وقت در کنترل جمعیت خواستار تجدید نظر سیاست های جمعیتی کشور شوند چرا که میزان باروری 6/1 در سال 65 به 1/8 برسد و ادامه این روند موجب خواهد شد که ایران در بلند مدت با طراز رشد جمعیتی منفی مواجهه شود.
در حال حاضر  متوسط نرخ رشد در جهان که برای جلوگیری از منفی شدن طراز جمعیت 2/1 است که این امار در ایران 1/8 درصد گزارش شده  که حتی در برخی منابع از رشد پایین تر 3/1 درصدی نیز آمارهای ارائه شده است.
بر اساس سناریو رشد پایین جمعیتی که سازمان ملل متحد در سال 2010 منتشر کرده است اگر ایران به همین صورت به ادامه جایگزینی جمعیتی بپردازد و برنامه ای برای تعادل آن نداشته باشد در 80 سال آینده جمعیت 31 میلیونی را تجربه خواهد کرد که 47 درصد آن را افراد سالمند بالای 60 سال را در برمی گیرند و این درحالی است که در خاورمیانه کشورهای عربستان و قطر دارای بیشترین رشد جمعیتی در میان سایر کشورهای منطقه هستند.
ایران در حال حاضر نیز جز 10 کشور است که به سرعت به سمت کهن سالی در حال حرکت است و در جایگاه ششمین کشور جهان قرار دارد که افراد آن به سن پیری می رسند.
ایران در بیست سال آینده وارد فاز اول سالمندی جمعیتی خواهد شد و در ده سال آتی نیز فاز دوم سالمندی را تجربه خواهد کرد.
نکته حائز اهمیت در خصوص کاهش جمعیت که باید بدان پرداخت ، برنامه ریزی است که از سوی سیاستمدارن و استراتژیست های امریکایی و اروپایی برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران ریخته شده است.
برژنسکی سیاستمدار کهنه کار امریکایی و مشاور سابق امنیت ملی امریکا در مصاحبه ای که با روزنامه وال استریت ژورنال در مارچ 2009 داشت در خصوص تغییر جمعتی ایران نکته ای را عنوان کرد که ابعاد بسیار گسترده ای دارد. وی در این مصاحبه گفته بود:«از فکر کردن به حمله پیش داستانه علیه تاسیسات هسته ای ایران اجتناب کنید و گفتگو ها با تهران را حفظ کنید،بالاتر از همه بازی طولانی مدتی را انجام دهید چون زمان و آمارهای جمعیتی و تغییر نسل در ایران به نفع رژیم کنونی نیست»
لذا باید تاکید کرد که کاهش جمعیت در ایران کابوس تلخی است که در حال شکل گیری است.
کاهش جمعیت و جایگزینی آن در کشور نه تنها در حوزه اقتصاد ضربات سنگینی را وارد خواهد کرد بلکه در عرصه امنیتی و نظامی و سیاسی نیز کشور را با مشکل مواجهه خواهد ساخت.
از یک سو جمعیت سالمند کشو در حال افزایش است که این امر موجب خواهد شدکه چتر حمایتی دولت در خصوص بیمه بازنشستگی،تامین اجتماعی و... افزایش یابد که به معنای باری مضاعف بر دوش بخش اقتصادی دولت است که با وجود 47 درصد سالمند در 80 سال آینده بخش عظیمی از قوای اقتصادی کشور مصروف تامین هزینه های حمایتی مذکور خواهد شد.
این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که پایین آمدن نرخ رشد جمعیتی به معنای کاهش نیروی کار است و این به معنای وارد کردن نیروهای کار و تکنسین ها از سایر کشورهای جهان است که خود راه دیگری برای گسترش فرهنگ بیگانه در کشور خواهد بود و علاوه بر این نکته باید به خروج ارز و تبعات اقتصادی آن نیز توجه کرد.
به هر صورت روند فعلی جایگزینی جمعیتی در کشور به هیچ عنوان-با تاکید باید گفت-به هیچ عنوان راضی کننده و منطقی نیست و باید دولت از بسته های تشویقی خود در این زمینه استفاده کند هر چند در نگاه کلان تر تنها استفاده از مشوق ها نمی توانند کار ساز باشند و باید مدیران اجرایی با همت و کار بیشتری زمینه های رفاهی،اجتماعی،اقتصادی را در سراسر کشور به وجود آورند تا دیگر بهانه ای از سوی خانوار های برای کنترل دورنی موالید وجود نداشته باشد.چرا که نمونه های نامتوازن تشویقی دولت های نهم و دهم در این زمینه را شاهد بودیم که تاثیر چشم گیری نداشت.
دین مبین اسلام نیز خود را طرفدار جمعیت مطلوب و مناسب معرفی کرده و در قرآن کریم آیات زیادی موجود دارد که به موضوعات مهم جمعیتی از جمله ازدواج و خانواده(آیه 11سوره مبارکه شورا و 11 سوره مبارکه فاطر)کمیت جمعیت در آیات (6 سوره مبارکه نوح و 12 سوره مبارکه اسراء) کیفیت جمعیت نیز در آیات متعدد قرآن مانند (33 سوره نور،233 سوره بقره و آیه 15 سوره احقاف) پرداخته شده است که هر کدام به نوعی به مسئله جمعیت نفیاً و اثباتاً مرتبط هستند.
رهبر معظم انقلاب هم با تعدیل جمعیتی در زمان حاضر مخالف بوده و در این زمینه با مسئولین فرمایشاتی بیان داشتند.ایشان در خصوص جمعیت اظهار کردند که:«من معتقدم که کشور ما با امکاناتی که داریم می تواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد.من معتقد به کثرت جمعیتم.هر اقدام و تدبیری که می خواهند برای متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد»
در آخر باید این نکته را گوش زد کرد که اگر روال برهمین منوال پیش رود باید تبعات سنگین اقتصادی،سیاسی،نظامی و امنیتی را در دراز مدت تمام ملت ایران بپردازند و در این قضیه تمام مردم ایران مقصرند. بهتر است که مدیران اجرایی کاری را که باید انجام دهند با جدیت بیشتری در دستور کار قرار دهند که این مسئله تبعات بسیار گسترده ای دارد.

 

گروه رسانه‌اي وستوراما كه با نگاه انتقادي به غرب تا كنون مستندهاي افشاگرانه‌اي را بر روي شبكه جهاني اينترنت منتشر كرده است، در آخرين تولید خود با عنوان "بازگشت یهودا"، اقدام به انتشار مصاحبه‌اي با یک کشیش ضدصهیونیست كرد كه در آن به افشاگري پيرامون نفوذ جريان مسیحیت صهیونیسم  بر مسیحیان آمریکا كرده و اين موضوع را با خیانت یهودا به حضرت عیسی(ع) مشابهت داده است.

به گزارش رجانيوز‌، کشیش چارلز که از فعالان جنبش اعتراضی اشغال آیپک است، با بیان اینکه اسرائیل در قالب باورهای ساختگی مذهبی و  از طريق جريان مسيحيت صهيونيست امريكا در تلاش است که "حمله به ایران" را یک تکلیف دینی برای مردم آمریکا قلمداد کند، افزوده است: ما در لحظات مهمی به سر می‌بریم و این لحظاتی است که مردم آمریکا در برابر زیاده خواهی‌های اسرائیل به پا خیزند.

وی در بخشي از این مصاحبه، مسیحیت صهیونیسم را يك بيماري آمریکایی دانسته که باید به وسیله آگاهی‌بخشی به مردم آمریکا درمان شود.

اين مصاحبه شنيدني كه در ادامه مشاهده مي‌كنيد در شبكه يوتيوب و شبکه‌های اجتماعی انگلیسی زبان با بازتاب قابل توجهي روبرو شده است.

مسيحيان صهيونيست گروهي از مسيحيان تندرو امريكايي هستند كه دين مسيحيت را مبتني بر آموزه‌هاي صهيونيستي در امريكا ترويج مي كنند. اين گروه هسته اصلي دولت تندروي جرج بوش را تشكيل مي دادند كه تحت عنوان ديني "جنگ هاي صليبي" جنگ هاي افغانستان و عراق را در منطقه خاورميانه شعله ور كردند.

از چهره هاي شاخص اين جريان مي توان به كاندوليزا رايس،‌كالين پاول و پل ولفويتز اشاره كرد.

گروه ایرانی وستوراما، پیش از این علاوه بر انتشار کلیپ‌هایی از برخوردهای شدید پلیس دولت‌های غربی با معترضین این کشورها، پخش زنده‌ی راهپیمایی 22 بهمن سال 90 توسط یک ایرانی- آمریکایی به زبان انگلیسی را نيز سامان داده بود که مورد توجه کاربران غربی قرار گرفت.

لینک فیلم

رئيس سابق بخش ضد تروريسم سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا سيا تاکيد کرد صحنه هاي استفاده از روش غرق مصنوعي روي مظنونان به تروريسم آزاردهنده بود.

باشگاه خبرنگاران به نقل از شبکه تلويزيوني بي بي سي نوشت: ايجاد احساس غرق شدن که در واقع شبيه سازي شرايط غرق شدن روي متهمان است، جنجالي ترين روش سيا براي حرف کشيدن از اعضاي بازداشت شده القاعده است. خوزه رودريگز کسي بود که رياست بخش ضد تروريسم را در سيا در زمان استفاده از اين روش بر عهده داشت. از نظر بسياري اين روش شکنجه است اما به گفته رودريگز استفاده از اين روش در بالاترين سطح اداري تاييد شده بود.

خوزه رودريگز گفت ما پيش رئيس جمهور وقت آمريکا رفتيم و او به ما دستور داد که از اين روش استفاده کنيم.

ابوزبيده از افراد بسيار مورد اعتماد اسامه بن لادن بود و 83 بار روش غرق مصنوعي روي وي استفاده شد. سيا همه اين مراحل را ضبط کرده است. گرچه گفته مي شود فيلمهاي ضبط شده از ابوزبيده هنگام استفاده از روش غرق مصنوعي محرمانه بود اما ديگر آنچه که بر ابوزبيده گذشته راز نيست زيرا گفته مي شود بر اساس اين فيلمها ابوزبيده هنگام ريختن آب روي صورتش و ايجاد غرق مصنوعي، استفراغ کرده و جيغ مي کشيد.

رودريگز گفت استفاده از اين روش يا روشهاي مشابه صحنه خوبي ندارد و آزار دهنده است.

جان ريزو وکيل ارشد سابق سيا مسئول اين بود که دولت استفاده از اين روش را قانوني کند تا مشکلي براي سيا پيش نيايد. يکي از همکارانش نوارهاي ضبط شده را مشاهده کرد و آن را گزارش داد.

جان ريزو درباره وضع ابوزبيده هنگام غرق مصنوعي گفت او دچار مشکلات جسمي شده بود.البته اين نوارها ديگر وجود خارجي ندارد زيرا خوزه رودريگز آنها را نابود کرد. اگر اين نوارها منتشر مي شد مي توانست تاثيرات مخربي داشته باشد . اما رودريگز هنوز هم احساس پشيماني نمي کند.او گفت من از تصميماتي که گرفتم اصلا پشيمان نيستم از جمله اينکه تصميم گرفتم نوارهاي ضبط شده را براي محافظت از کساني که برايم کار مي کردند نابود کنم. من اصلا احساس پشيماني و شرمساري نمي کنم.

یکی از شبکه های افراطی وهابیت با تحریف نظر علمای شیعه نسبت به زید بن علی(ع) مدعی شد شیعیان، اهل بیت(ع) را کافر می دانند!
به گزارش جام نیوز، خالد انصاری کارشناس وهابی شبکه وصال فارسی در ادعایی عجیب مدعی شد شیعیان، اهل بیت پیامبر اکرم(ع) را کافر می دانند.

وی با استناد به کتاب مرآت العقول علامه مجلسی(ره) مدعی شد: «آقایان (علمای شیعه) می گویند زید بن علی (ع) فرزند امام سجاد (ع) کافر است.»

وی با تحریف فرمایش علامه مجلسی(ره) در این کتاب ،گفت: «مجلسی می گوید اهل بیت کافرند!»

او در ادامه نسبت ناروای خود به این عالم بزرگ شیعه مدعی شد: «مجلسی می گوید که در مورد زید بن علی (ع) اختلاف نظر وجود دارد اما به هر حال او ادعای امامت کرده و در کافی و مجلسی آمده هر کسی ادعا کند که از طرف خداوند امام است در حالی که اینطور نباشد او کافر است و هیچ نصیبی از اسلام ندارد. لذا نود درصد آقایان (علمای شیعه) طبق روایاتی که دارند می گویند که زید بن علی (ع) کافر است.»

گفتنی است در کتاب مرآت العقول علامه مجلسی جزء۲ ص ۲۷۸ راجع زید بن علی(ع) چنین آمده است: «بدان اخباری که راجع به زید بن علی(ع) وارد شده است مختلف اند و در بعضی از آن ها زید را به سبب آنچه دلالت بر ادعای امامت زید کند کافر دانسته اند اما روایات متعدد و فراوان بیانگر آن است که او مورد رضایت آل محمد (ص) بوده و غرض او دفع آن جماعت کافر (بنی امیه) و باز گرداندن حق اهل بیت (ع) به ایشان بوده است و گفته شده که ایشان از جانب امام صادق(ع) مأذون بوده است.»

جالب آن که این ادعای نادرست در حالی مطرح شد که متن فوق از کتاب علامه مجلسی راجع به زید به صورت هم زمان نمایش داده شد. متنی که کاملا در تناقض با ادعای این کارشناس وهابی می باشد.

زید بن علی (ع) در سال ۷۹ هجری قمری در خانه دانش و فضیلت دیده به جهان گشود و در دامن تقوی و عبادت تربیت یافت، پدرش زینت عابدان، سرور زاهدان، فخرالساجدین، زین العابدین حضرت علی بن حسین (ع) می باشد که در عبادت و اطاعت یگانه زمان و نادرة دوران بود.(۱)

بعد از شهادت امام حسین(ع)، زید بن علی (ع) نخستین علویی بود که دست به نبرد مسلحانه زد و برای نابود ساختن بنی امیه کمر همت بست.(۲)

قیام زید بن علی (ع) از نظر شیعه اثنی عشری در یک جمله خلاصه می شود و آن مطالبه حقوق از دست رفته آل محمد (ص) آن هم نه برای خود بلکه برای امام برگزیده آل محمد (ص) می باشد. بطوریکه در منابع شیعی بیان شده این امام برگزیده به غیر از برادرش، امام محمد باقر (ع) کس دیگری نبود.(۳)

ثقه‌الاسلام کلینی روایت می کند: «زید مردی دانشمند و راستگو بود و هرگز بسوی خود دعوت نکرد بلکه به پیشوایی برگزیده ای از آل محمد(ص) دعوت می کرد و اگر پیروز می شد، قطعاً به وعده خود وفا می کرد.(۴)

عالم جلیل القدر شیخ مفید می فرماید: «زید پس از امام باقر (ع) در میان برادران خود از نظر دانش و فضیلت، تقوی و عبادت، سخاوت و شجاعت از همه برتر بود و به خونخواهی امام حسین (ع) با شمشیر خروج، و امر به معروف و نهی از منکر کرد. برخی از شیعیان به امامت او معتقد شده اند، زیرا او به فرد شایسته آل محمد (ص) دعوت می کرد. از این رو گروهی خیال کرده اند که او مردم را بسوی خود دعوت می کرد.

در حالیکه چنین نبود، زیرا او می دانست که برادرش امام محمد باقر (ع) برای تصدی امور مسلمانان از همه شایسته تر است و پدرش امامت را در وصیت خود تصریح کرد و او نیز برای بعد از خود امام صادق (ع) را تعیین و اعلام فرموده است.(۵)

در کتاب کافی از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: «نگوئید زید خروج کرد! زیرا که زید عالم و راستگو بود و شما را به جانب خودش دعوت نکرد بلکه شما را به پسندیده از آل محمّد (ص) دعوت کرد و اگر پیروز می شد همانا به آنچه شما را دعوت می کرد وفا می نمود.»(۷)

لازم به ذکر است که سیاست بریده گویی و تحریف احادیث شیعه چندی است در شبکه های وهابی به شدت مورد استفاده قرار گرفته و وهابیت این خدعه را به منظور اشاعه اکاذیب در میان شیعیان دنبال می کند.

۱. الشامی، فضلیت، تاریخ زیدیه در قرن دوم و سوم هجری قمری، سازمان چاپ مرکز، نشر دانشگاهی شیراز، ۱۳۶۷، ص۶۷‌

۲. همان، ص۶۷

۳. همان، ص۷۰.۳

۴. روضه کافی، ص۲۱۹.۴

۵. الشامی، فضیلت، تاریخ زیدیه در قرن دوم و سوم هجری قمری، ‌ سازمان چاپ مرکز، نشر دانشگاهی شیراز، ۱۳۶۷، ص۷۰.۵

۶. رضوی اردکانی، سید ابوفاضل، شخصیت و قیام زید بن علی ـ علیه السلام ـ ، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۴، ص۱۳۱.۶

۷. سرائر، امالی صدوق ۱۱/۱۱/۵۳، ج ۴۶/۱۹۱ - کتاب کافی

اگر می خواهید با تاثیرات واقعی یکی از پرطرفدارترین بازی های کامپیوتری جهان آشنا شوید به شما توصیه می کنیم که حتما این مطلب را مطالعه کنید.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، ازی های کامپیوتری تیراندازی اول شخص از ابتدا از جمله پرطرفدارترین بازی های کامپیوتری بوده اند. در سالهای اخیر به دلیل پیشرفتهای به عمل آمده در زمینه نرم افزارهای طراحی و همچنین معرفی کارت های گرافیکی برتر ، کیفیت بازی های کامپیوتری نیز افزایش یافته است.
یکی از نکات مهم در مورد بازی های تیراندازی اول شخص افزایش بیش از پیش شباهت این بازی ها به واقعیت است. میزان تکان و لگد سلاح ها به همراه قدرت تخریب آنها به شکل عجیبی به واقعیت شبیه است و به شکل خواسته یا ناخواسته باعث شده است تا دقت تیراندازی کودکان و نوجوانان مخاطب این بازی ها شدیدا افزایش یابد.
این مسئله باعث شده است تا دانشگاه ایالتی "اوهیو" دست به انجام تحقیقاتی در مورد اثر این گونه از بازی های کامپیوتری بر روی دقت تیراندازی در کودکان داشته باشد. "برد بوشمن" استاد بخش روانشناسی و ارتباطات این دانشگاه می گوید: استفاده از بازی های کامپیوتری و شبیه سازهای شبیه به آن برای آموزش تیراندازی به نیروهای پلیس و نظامی در دنیا سابقه دارد.
به هر حال این بازی ها که در آن شما با یک سلاح که بسیار به نمونه واقعی نزدیک است به انسان هایی در فضای مجازی شلیک می کنید باعث خواهد شد تا دقت تیراندازی شما نیز افزایش یابد.
نکته دیگر این است که این بازی ها برای هر چه شبیه تر شدن به واقعیت طوری طراحی شده اند که برخورد گلوله به اندام حیاتی بدن باعث مرگ سریعتر نفرات مقابل می شود. این مسئله باعث شده است تا بسیاری از کاربران در هنگام بازی به سمت سر شلیک کنند زیرا اصابت یک تیر به سر در این بازی ها باعث مرگ آنی نفرات مقابل شما می شود.
بازی های سری"Call Of Duty" یکی از بهترین نمونه ها برای این مسئله است. در این بازی و خصوصا در نسخه های جدید آن که به جنگ هایی در زمان حال و با سلاح های امروزی پرداخته می شود از سیستم های کنترلی متفاوتی بهره می برند. در گونه ای از این سیستم های کنترلی از سیستمی شبیه به یک سلاح استفاده می شود که با استفاده از نور لیزر کار کرده و دقیقا به مانند شبیه سازی یک میدان جنگ واقعی است.
در آزمایش صورت گرفته در دانشگاه اوهیو مشخص شده است که افرادی که با استفاده از سلاح های شبیه ساز بازی را انجام داده اند 90 درصد نسبت به افرادی که این بازی ها را انجام نداده اند از دقت بیشتری در تیراندازی برخوردار بودند. در ادامه این آزمایش 151 دانش آموز نوجوان به 3 دسته تقسیم شده اند و هر کدام از این گروها به انجام یک بازی پرداخته اند.
یک گروه به انجام بازی " رزیدنت اویل 4 " پرداختند ، گروه دیگر به انجام بازی تیراندازی بدون خشونت در کنسول "Wii" پرداختند و گروه بعدی هم به انجام بازی "قارچ خور" پرداختند.
پس از انجام 20 دقیقه بازی این دانش آموزان به یک سالن تیراندازی با کلت بادی برده شده اند که اندازه و نیروی لگد آن شبیه به یک سلاح کمری 9 میلی متری است. این افراد بایستی 16 گلوله را به آدمکی به ارتفاع 1.8 متر در فاصله 6 متری خود شلیک می کردند. کاربرانی که از سیستم کنترلی شبیه به سلاح استفاده کرده بودند بیشترین اصابت به سر داشتند و توانسته بودند 7 گلوله را با موفقیت به سمت سر شلیک کنند.
نکته جالب این جا است که این گروه بدون این که به آنان گفته شود به سمت سر شلیک کنند این کار را انجام داده بودند و در عین حال به سایر بخش های هدف مورد نظر توجه نداشته و تنها به سمت بالا تنه و خصوصا سر شلیک کرده بودند. سایرین که بازی های غیر خشن را انجام داده بودند به صورت میانگین دو اصابت به سر داشتند.
"آندرس بهرینگ بریویک" مرد نروژی که سال گذشته یکی از خونین ترین حوادث این کشور آرام در شمال اروپا را رقم زد به اعتراف خود از بازی سری "Call Of Duty" برای تمرین تیراندازی استفاده می کرده است و در روز حادثه نیز دوربینی شبیه به دوربین های به کار رفته بر روی سلاح های موجود در بازی را بر روی سلاح خود نصب کرده بوده است. در مجموع 67 نفر از قربانیان وی به صورت مستقیم مورد اصابت گلوله قرار گرفتند که در این میان 56 نفر در ناحیه سر مورد اصابت قرار گرفتند.
این آمار برای یک شخص غیر نظامی از لحاظ دقت تیراندازی بسیار عالی است که البته باید گفت این دقت مرگبار او خونین ترین روز نروژ پس از پایان جنگ دوم جهانی را رقم زد.
در نهایت باید گفت که این آزمایشات و همچنین مورد قاتل نروژی نشان می دهد که بازی های کامپیوتری امروزی تا چه اندازه می توانند مخرب بوده و یک کودک و یا نوجوان بی گناه را که حتی به یک سلاح نزدیک هم نشده است به یک تیرانداز دقیق تبدیل کند تا در صورت لزوم از آن در زمان خشم استفاده کرده و نتایجی فاجعه بار به وجود آورد.

فیروزان داماد امام موسی صدر گفت: در آخرین سفر من به لیبی، دادستان و وزیر کشور لیبی به من گفتند مناطق زیادی وجود دارد که در اختیار ما نیست و در کنترل هوادارن قذافی است و امکان جنگیدن با آنها هم وجود ندارد و لذا احتمال می‌دهیم که ایشان در اختیار قبایل این منطقه باشد.
فیروزان داماد امام موسی صدر گفت: آخرین نتیجه‌ای که از وضعیت امام موسی صدر به دست آورده‌ایم زنده بودن و اسارت وی به دست قبایل هوادار قذافی در لیبی است.

به گزارش مهر، مهدی فیروزان مدیرعامل موسسه شهر کتاب و داماد امام موسی صدر همزمان با انتشار کتاب «صدر دین» یادنامه پدر امام موسی صدر در غرفه این موسسه در نمایشگاه کتاب حاضر شد و توضیحاتی درباه آخرین وضعیت جستجو برای یافتن وی ارائه کرد.

وی در این مراسم با اشاره به اینکه ربایش امام موسی صدر توسط قذافی یک طراحی و معادله سیاسی بوده است گفت: قذافی به هیچ وجه از این معادله سیاسی ناراضی نبوده و این در تمامی اظهارنظرهای وی درباره امام موسی صدر مشهود است.

وی افزود: قطعا حضور امام خمینی(ره) در ایران و بازویی مانند سید محمد باقر صدر در عراق و امام موسی صدر در لبنان با توجه به شناخت امام موسی صدر از دیپلماسی و روابط بین الملل، تاثیر زیادی بر منطقه و جهان داشته است و نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت.

فیروزان افزود: ما هر روز یک اثر تازه از فعالیت‌های وی در مناطق مختلف می‌بینیم که در حال کشف است. در کشورهای آفریقایی تا دلتان بخواهد ما نهادها و مدارسی کشف کرده‌ایم که امام موسی صدر تاسیس کرده‌اند.

وی افزود: جنگ اعراب و اسرائیل برای نسل من و نسل امام موسی صدر یک مساله حیاتی بود. معتقد بودیم که شاه اخبار پیروزی اعراب را سانسور می‌کند و به اطلاع ما نمی‌رساند. من یادم هست کانال سوئز مانند اولین خاکریز مصر و صهیونیست‌ها بود. ما عکسی پیدا کردیم از امام موسی صدر در این کانال در سنگر سربازان مصری که بر روی آن نوشته شده بود روحیه سربازان تا اندازه‌ای ضعیف شده بود که من شش ماه یا شش روز با آنها در آن کانال زندگی  کردم و به آنها روحیه دادم.

فیروزان ادامه داد: ما سه احتمال درباره سرنوشت وی داشته‌ایم. نخست احتمال شهادت در روزهای نخست ربایش، احتمال زنده بودن و احتمال مرگ طبیعی او. بعد از سقوط دولت قذافی و ارتباط ما با مسئولان دولت انتقالی فرضیه اول به شدت رد شد لذا تنها دو احتمال باقی مانده است که به راحتی نمی‌شود از کنار آن گذشت.

داماد امام موسی صدر تصریح کرد: ما همه سرنخ‌هایی  که از حیات وی تا به امروز پیدا بود، کشف و با افراد مرتبط با آن صحبت کردیم. در آخرین اقدام تا به امروز با کمک دولت لیبی با سه زندانبان در سه دوره تاریخی زندگی امام موسی صدر صحبت کردیم که آخرینشان زندانبانی بوده که در سال 2000 وی را دیده است.

فیروزان افزود: با توجه به اینکه خانواده ایشان به طور طبیعی عمر زیادی هم داشته‌اند. مثلا مادرشان 104 سال عمر کرده است و برادر بزرگتر ایشان هم هنوز زنده است نمی‌شود احتمال حیات را جدی نگرفت.

وی ادامه داد: ما از نظر کارشناسی تک تک اخبار را ارزیابی کرده‌ایم و به سرنخ های تازه‌ای رسیده‌ایم که باید بررسی شود. در آخرین سفر من به لیبی، دادستان و وزیر کشور  لیبی به من گفتند مناطق زیادی وجود دارد که در اختیار ما نیست و در کنترل هوادارن قذافی است و امکان جنگیدن با آنها هم وجود ندارد و لذا احتمال می‌دهیم که ایشان در اختیار قبایل این منطقه باشد. البته این احتمال است. نه قطعی است و نه یقینی در آن وجود دارد. البته ما از کنار هیچ خبری عبور نمی‌کنیم.

فیرزوان همچنین در پاسخ به سوالی درباره علت حاضر نشدن پسر امام موسی صدر در ایران نیز گفت: او به قدری مسائل مکتوب دارد، آنقدر باید بخواند و بنویسد و ماجرای سرنوشت پدر را پیگیری کند که تقریبا زندگی عادی خودش را هم کنار گذاشته است چه برسد به اینکه بخواهد به ایران سفر کند. ما ولی دائما به نزد ایشان می‌رویم. گاهی دیدم که وی سه شب نخوابیده و مشغول مطالعه و ارائه نظریات خود به وکلا و کارشناسان است و لذا فرصتی برای این موضوع وجود ندارد.

به گزارش مهر، پایگاه الحرمین گزارش داد: دهها نفر از پرسنل اداره راهنمایی و رانندگی در اعتراض به شرایط کاری و درآمد خود، در ریاض دست به اعتصاب زدند.

این پایگاه بیان کرد: اعتصاب کنندگان خواهان بهبود شرایط کاری و  درآمد خود هستند و این اعتصاب پس از بی توجهی و خلف وعده های وزارت کشور انجام شده است.

شایان ذکر است که آل سعود برپایی هرگونه تجمع و گردهمایی را ممنوع کرده است و وزارت کشور عربستان مطابق قانون فوق العاده در این کشور، شهروندان را بازداشت و مدتها بدون محاکمه زندانی می کند.

مشرق: سالیان سال سفر چهره‌های شناخته شده هالیوود به کشورهایی که به نوعی با مشکلات فراوان دست و پنجه نرم می‌کنند، سوژه رسانه‌ها بوده، آنچنانکه امروز دیگر این مسئله به امری متداول تحت عنوان «دیپلماسی هالیوودی» تبدیل شده است.

«آنجلینا جولی» نگران کودکان و زنان بیگناه و قربانی در جنگ، به عراق و افغانستان می‌رود، «جورج کلونی» نگران ناآرامی‌های سودان، در این کشور کمپین به راه می‌اندازد و ماهواره هوا می‌کند و «لئونادرو دی‌کاپریو» نگران‌تر از همه با دغدغه‌های محیط زیستی به روسیه می‌رود و با «ولدمیر پوتین» دیدار می‌کند.

حال این سوال مطرح می‌شود که این بازیگران که هرکدام از آنها رابطه بسیار نزدیکی با دولت آمریکا دارند، در کشورهایی که به نوعی مردمانشان طعم تلخ دشمنی آمریکا را کشیده‌اند، چه می‌کنند؟

آنجلینا جولی در کنار رایس، وزیر امورخارجه آمریکا در زمان ریاست‌جمهوری بوش

 

 

جنازه کودک عراقی در آغوش مادرش که در درگیری نیروهای آمریکایی در بغداد کشته شده است

 

ویلیام کوهن، وزیر سابق امور دفاع آمریکا

«ویلیام اس کوهن»، وزیر دفاع سابق آمریکا در یکی از مصاحبه‌های خود می‌گوید: به دست‌ آوردن قلب‌ و روح مردم، پس از بمب و گلوله به ندرت اتفاق می‌افتد ولی آنهایی که طریق جادوی فیلم و فن‌آوری چند رسانه‌ای ما را به چنین هدفی می‌رسانند، همان‌هایی هستند که صاحب قدرتی ورای هر ارتشی هستند و این واقعیتی غیرقابل انکار است.

کتاب «چهره‌های شاخص آمریکا پس از عراق: رقابتی برای به دست آوردن قلب‌ها و روح‌ها در عصر رسانه‌‌های جهانی»

«ناتان گاردلز» و «مایک مداوی»، نویسندگان آمریکایی، در کتاب مشترک خود تحت عنوان «چهره‌های شاخص آمریکا پس از عراق: رقابتی برای به دست آوردن قلب‌ها و روح‌ها در عصر رسانه‌‌های جهانی» که 21 آوریل 2009 منتشر شد،  می‌نویسند: برخوردی نزدیک با دنیای سیاست و سرگرمی و کسب تجربه‌های فراوان بیانگر این مطلب است، رسانه‌ها و بالاخص هالیوود نقش بسزایی در حمایت از سیاست‌های خارجی آمریکا دارند.

به نظر می‌رسد که انتخاب مشاهیر هالیوود به عنوان سفیر صلح آمریکا در کشورهای مختلف جهان به دو دلیل عمل زیرکانه‌ای است:

اولا: اینان شخصیت‌های محبوب و شناخته‌شده‌ای هستند، آنچنانکه «هوگو چاوز» منتفر از سیاستمداران آمریکایی، خود بارها عنوان کرده که حاضر نیست با هیچ سیاستمداری از ایالات متحده آمریکا ملاقات کند ولی با خشنودی حاضر است که با «شان پن» ساعت‌ها به گفتگو بنشیند.

شان پن در کنار هوگو چاوز

 

ثانیا: بازیگران هالیوودی، به خاطر حرفه‌ای که دارند، می‌توانند نقششان را هرچه باور پذیر‌تر در کشورهای مورد نظر اجرا کنند، آنچنانکه «جورج کلونی»، شخصی که به اعتراف خودش معتاد به مصرف کوکائین است و به دلیل مشکلات روحی و روانی، شب‌ها، خواب راحتی ندارد، در نقش یک منجی وارد کشور سودان می‌شود و برای کشته‌شدگان دارفو دل می‌سوزاند، سرزمینی که آمریکا تمام تلاشش را برای تجزیه آن به کار بست.

شان پن در هائیتی

و اما دولت آمریکا نیز در این میان بیکار ننشسته و تمام جزئیات مربوط  به سفر این شخصیت‌ها را، در کمترین زمان ممکن در قالب عکس، خبر و فیلم در سطح جهان منتشر می‌کند و گاه در مراسم‌های مختلف تحت عنوان چهره‌های بشر دوست، از این افراد تقدیر می‌نماید.

جورج کلونی:

«جورج کلونی»، بازیگر هالیوودی که به خاطر چهره جذابش تاکنون دو بار توسط مجله «پیپل» به عنوان یکی از سه مرد خوش‌تیپ اول جهان برگزیده شده، یکی از سیاسی‌ترین هالیوودی‌های آمریکاست که نه تنها تاکنون میلیون‌ها دلار به ستاد‌های انتخاباتی «باراک اوباما» کمک کرده، بلکه خود نیز یکی از گزینه‌های احتمالی آینده آمریکا برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور است.

جورج کلونی و باراک اوباما
جورج کلونی در یکی از جلسات انتخاباتی اوباما

«کلونی» در عرصه آگهی‌های تبلیغاتی نیز چهره‌ شناخته شده‌ای است که آمارها نشان می‌دهد که حضور او در آگهی  کمپانی‌های «فیات»، «نسپرسو»، «پلیس» و ... به فروش این کمپانی‌ها کمک شایانی کرده است.

جورج کلونی در تبلیغ قهوه اسپرسو

شاید این چهره‌ جذاب، به شدت سیاسی و پذیرفته شده در اذهان عمومی جهان، یکی از بهترین گزینه‌های انتخابی آمریکا برای حضور در کشورهایی باشد که یا دولت آمریکا در آن کشورها به شدت منفور است و یا آمریکا در آینده‌ای نزدیک برنامه حضور در آنجا را دارد!

جورج کلونی و گوردن براون

 

مستند شن و اندوه مستندی درباره کشتار در دارفو به تهیه‌کنندگی و روایت «جورج کلونی»

«کلونی» که از 18 ژانویه 2008 به عنوان سفیر صلح آمریکا انتخاب شده است، تاکنون به کشورهای بسیاری سفر کرده ولی حضور او در کشور سودان، به اسم حل بحران این کشور، پررنگ‌تر از دیگر کشورها بوده است، جایی که او درباره آن فیلم مستند می‌سازد،  کمپین تبلیغاتی به راه می‌اندازد و چند هنرمند سودانی دیگر را با خود همراه می‌کند و آشکار و پنهان به تبلیغ آن‌چیزی می‌پردازد که آمریکا خواستار آن است: «تجزیه کشور اسلامی سودان».

«شان پن»:

«شان پن»، بازیگر هالیوودی است که در هر جایی که خبری باشد، او نیز در آنجاست.

او یکی از پرکارترین‌ و سیاسی‌ترین بازیگران هالیوودی است.

او کسی است که پیش از انتخابات نهم ریاست جمهوری ایران، به عنوان روزنامه‌نگار وارد ایران شد و پس از گذشت و گذار در نقاط مختلف تهران و ملاقات با برخی از شخصیت‌های سیاسی به آمریکا بازگشت و گزارش کامل سفرش به ایران را در روزنامه سانفرانسیسکو کرونیکل، منتشر کرد.

شان پن در میدان التحریر مصر

«شان پن» همان کسی که در جریان انقلاب مردمی مصر، در میدان التحریر حضور یافت و در کنار آنها به تظاهرات پرداخت.

شان پن در عراق

 

شان پن در کنار بان‌کی‌مون، دبیر سازمان ملل

«پن» در دوران اشغال عراق به دست نیروهای آمریکایی نیز در این کشور حضور می‌یابد و در عکس‌های تبلیغاتی خود ، تلاش می‌کند تا خود را هم‌نوا و هم‌صدا با مردم این کشور نشان دهد.

شان پن در هائیتی

شان پن در هائیتی
شان پن در امامزده‌ای در پاکستان

این بازیگر هالیوودی در جریان زلزله هائیتی نیز به همراه عده‌ زیادی از اهالی رسانه، به کمک مردم این کشور می‌شتابد، در حالیکه کمک‌های انسانی او لحظه به لحظه توسط رسانه‌های‌ آمریکایی ضبط و پخش می‌شوند و جالبتر آنکه کشور هائیتی، تنها یک روز پس از زلزله این کشور به اشغال نیروهای اشغال‌گر آمریکایی در می‌آید.

آنجلینا جولی و براد پیت:

براد پیت و آنجلینا جولی در کنار فرزندخوانده‌هایشان از ویتنام، کامبوج و اتیوپی
کشتار مردم بیگناه ویتنام توسط نیروهای آمریکایی

این زن و شوهر هالیوودی که هر کدام جداگانه بارها به عنوان جذاب‌ترین مرد و زن جهان انتخاب شده‌اند، یکی از رسانه‌ای‌ترین زوج‌های هنری جهان هستند که طی سال‌های اخیر با فرزند خواندگی چهار دختر و پسر غیرآمریکایی بر محبوبیت خود در افکار عمومی جهان افزوده‌اند.

براد پیت و آنجلینا جولی در پاکستان

 

دیدار آنجلینا جولی و براد پیت با پرویز مشرف

این دو در برخی از سفرها در کنار هم و در برخی سفرها نیز تنها هستند ولی در کل جولی در این زمینه گوی سبقت را از همسر خود «پیت» ربوده است.

آنجلینا جولی در میان کودکان عراقی

 

شکنجه جوان عراقی توسط سرباز آمریکایی

این هنرپیشه زن آمریکایی که در انتخاب فرزند خوانده‌هایش اول از همه به سراغ ویتنام رفته است، در سفرهای خود نیز گزیده عمل می‌کند، او به کشورهایی چون عراق، پاکستان ، افغانستان و ... می‌رود که امروزه آمریکایی‌ها به خاطر جنایت‌هایی که در این کشورها مرتکب شده‌اند، منفورترین چهره‌ را دارند.

آنجلینا جولی در سودان

 

کودکان افغانی قربانی حملات هوایی آمریکا

 

آنجلینا جولی در عراق (غریبه‌ای به مهربانی مادر)

 

آنجلینا جولی در پاکستان

 

حمله هواپیماهای بدون سرنشین به پاکستان
کودکی ژاپنی در ویرانه‌های بمباران هیروشیما

«جولی» که از سال 2001 سفیر صلح سازمان ملل بوده، در سفرهایش به کشورهای اسلامی با پوشش اسلامی حضور می‌یابد و گاهی اوقات عکس‌های تاثیرگذاری که در این سفرها از او انداخته می‌شود، زودتر از خبر سفرش در رسانه‌ها منتشر می‌شود.

جنایت نیروهای آمریکایی در عراق

«آنجلینا جولی» و «براد پیت»، از طرفداران «باراک اوباما» در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا هستند که تاکنون میلیون‌ها دلار وجه نقد به ستاد انتخاباتی او کمک کرده‌اند.

«مت دمون» و «لئونادرو دی‌کاپریو»:

مت دمون در عراق

«مت دمون» یکی از مشهورترین بازیگران هالیوود در سطح بین‌الملل و یکی از خوشتیپ‌ترین مردان زمان خود از دیدگاه مجله «پیپل» است که تاثیر حضور او در تبلیغات، نشان دهنده میزان تاثیر گذاری او در افکار عمومی است.

او که فعالیتش کمی کمرنگ‌تر از دیگر همکاران خود چون «شان پن»، «جورج کلونی» و «آقا و خانم پیت» است، علاوه بر فعالیت در زمینه جلوگیری از بحران دارفو و کمک به سیل زدگان هائیتی در چند انجمن و سازمان فعال در زمینه مبارزه با فقر آب و غذای آفریقا نیز عضو است.

دیدار لئونادرو دی‌کاپریو با ولدمیر پوتین برای مذاکره درباره نوعی از ببرها که نسلشان در حال انقراض است

 

کارخانجات نیویورک

«لئونادرو دی‌کاپریو» عمده‌ فعالیتش را به بحث سلامت محیط‌ زیست جهان اختصاص داده است، در حالی در راستای حفاظت از محیط زیست جهان، در کنفرانس‌های مختلف در سراسر جهان شرکت می‌کند و برای ملاقات با «ولدمیر پوتین» تا قلب روسیه سفر می‌کند که گویا فراموش کرده که آمریکا خود یکی از اولین کشورهای آلاینده جهان است.

«دان چیدل»، «مدونا»، «کوین اسپیسی»، «ریکی مارتین» «دایانا راس»، «اما ترومن»، «استیون اسپیلبرگ» و...

«دان چیدل» هم‌نوا با همکاران خود در بحران «دارفو»، در سال 2007 کتابی تحت عنوان «ماموریت پایان نسل کشی در دارفو و دیگر جاها» می‌نویسد و سه سال بعد در سال 2010 نیز  در کتاب دیگری تحت عنوان «مبارزه برای پایان دادن به بدترین جنایت حقوق بشر»، در ادامه جلد اول آن می‌نویسد.

مدونا

بقیه شخصیت‌های هالیوود نیز در عرصه‌های مختلف از سفر به اقصی‌ نقاط جهان، کمک به قربانیان سونامی، برگزاری کنفرانس و کنسرت در نقاط مختلف جهان، کمک به کودکان بی‌سرپرست، در کنار تبلیغات گسترده رسانه‌ها، قدم در راهی می‌گذارند که خواسته رهبران سیاسی آمریکاست.

مشرق: معماری امروز ایران، متاثر از فرهنگ ایران امروز، صحنه یک محیط دو قطبی است، که یک قطب آن را شِق لیبرال فرهنگ مدرن تشکیل می‌دهد، و قطب دیگر را شِق اسلامی فرهنگ دینی. این دو قطب در همه ارکان و شؤون ایران سی سال اخیر، در حال تکوین و تنازع بوده‌اند، اما در دهه اخیر، به مدد کارفرماهای دولتی و شهریاران غربزده و مدرن اندیش، شق اسلامی آن رفته رفته رو به انحطاط و زوال گذارده است.

پردیس سینما گالری ملت، تهران، اثر رضا دانشمیر


نه تنها معماری، که همه هنرها را باید در این محیط دو قطبی ارزیابی نمود، در غیر این صورت، نتایج بررسی‌ها و داوری‌ها گمراه کننده بوده و رهزن حقیقت خواهد شد.
اما پیش از هرچیز باید به این پرسش پاسخ گفت که، لیبرالیسم چیست و لیبرالمعماریِ متاثر از آن چه مولفه هایی دارد که به تنازع معماری دینی آمده است؟
لیبرالیسم، یک ایدئولوژی مدرن است که معنی دقیق آن «اباحه‌گرایی» است. اباحه گری یعنی مباح انگاری همه قیود و بویژه رهایی از قیدوبندهای دینی که این ایدئولوژی، ریشه در امانیسم یا پارادایم اصالت بشر دارد و اساسی‌ترین مؤلفه‌ آن «ایندیویژوآلیسم» یا اصالت فرد است. اصالت فرد در مقابل اصالت خداوند (تئوئیسم) قرار می گیرد. یعنی نشاندن انسان بر مسند خداوندگاری! چرا که با انقطاع از قیود دین، دیگر این انسان است که در کانون دایره کائنات قرار گرفته و باید پرستیده شود.
آن‌گاه که «خود انسان» مبنای همه چیز باشد، هسته‌ مرکزی و جوهره‌ لیبرالیسم بروز می‌کند و آن «لسه‌فر» است، یعنی «بگذار هر چه می‌خواهد بکند.» لسه‌فر، نفی حداکثری «منع» در زندگی اجتماعی و فردی بشر است. این نکته با جوهر دین در تعارض بنیادی است، و از این روست که "عرفی اندیشی" (یا همان سکولاریسم) عنصر ذاتی لیبرالیسم محسوب می‌شود.

با این تعبیر لیبرالیسم که یک اندیشه مدرن است؛ به تمامی و در همه شئون در تعارض و تضاد با اسلام قرار دارد. چرا که اسلام، اباحهگری را نفی نموده و قیود دینی (حرام، حلال، واجب، مستحب و مکروه) را برای انسان مفروض میکند.
اسلام در طرحی که برای نجات بشر و هدایت او عرضه میکند، "حیات طیبه" را به عنوان شیوهی مطلوب زندگی معرفی میکند و این حقیقتی است بر این شریفه که "فلنحیینه حیوه طیبه". چنین حیاتی برخلاف لیبرالیسم، که بر خوی "حیازدایی" و نفی همه قیود میزید؛ در ذات خود "حیا" را میپروراند.

"خانه شیشه ای" اثر فلیپ جانسون، به عنوان الگوی لیبرال معماری در حیازدایی از "خانه"


خانه شیشه ای؛ اثر فلیپ جانسون


خانه شیشه ای؛ اثر فلیپ جانسون


بنابراین مهمترین خصیصه لیبرال معماری، "حیازدایی" است که آن را به وسیله دیگر مولفه ها محقق می نماید. "لیبرالیسم" اگر رهایی از قیود است، لیبرالمعماری رهایی از تناسبات و هندسه، عدم حفظ حریموحدود، بی توجهی به اقلیم و محیط و طبیعت، عدم انسانواری، برونگرایی افراطی و سپس پلان آزاد و فرم آزاد را در برمیگیرد؛ که همه این عارضه ها متاسفانه به وفور در معماری امروز ما و بخصوص در بناهای دولتی جمع شده و چشم را می آزارد.

خانه طباطبایی ها، کاشان، اثر استاد علی مریم کاشانی

متقابلا در معماری ایرانی همیشه اصول لایتغیری وجود دارد که علیرغم وحدتِ اصول، کثرت و تنوع نیز در آنها موج می زند. این اصول، ابتدا به ساکن بر مفهوم کلی "حیا" دلالت دارند و در گام بعدی، شامل مفاهیمی چون رعایت "حریم و حدود"، رعایت "تناسبات و مردم واری"، رعایت "حیطه بندی"، رعایت اصل "سلسله مراتب" در همه شئون، رعایت مقوله "درونگرایی" و... است که همه اینها در گذشته از معبر "هندسه" عبور کرده و به شاهکارهای معماری ایرانی بدل می شد.

چگونگی پیدایش این محیط دوقطبی در حوزه معماری (یعنی لیبرالمعماری و معماریِ اسلامی-ایرانی)، مقوله دیگری است که برای رهیافتن به آن باید نگاهی گذرا به تاریخ  معماری ایران داشت.

معماری ایران بجز در موارد معدودی که آنهم تنها به برخی بناهای سلطنتی بر میگشت، ریشه در همین آب و خاک داشت و از همان چشمه ارتزاق مینمود؛ تا آنجا که در عصر صفویه به اوج اعتلای خود رسید و این امر استمرار یافت تا آنکه به عصر قاجاریه رسید. رگههای التقاط از همانجا به محیط معماری نفوذ کرد که ناصرالدین شاه قاجار اولین گروه دانشجویان ایرانی را جهت تحصیل در رشته‎های مختلف به خارج از کشور اعزام نمود و پس از آن عدهای از آن تحصیلکردگان، به علاوهی تعدادی از اساتید غربی، برای تدریس دانش خود به دارالفنون(که توسط امیرکبیر تاسیس شده بود) روانه شدند. "میرزا مهدی خان شقاقی" را که از همان قماش بود، می‎توان با اطمینان اولین معمار تحصیلکرده ایرانی در غرب دانست که بعدها به ترویج معماری مدرن پرداخته و آن را رسما به ایران وارد نمود.

میرزا مهدی خان شقاقی، اولین معمار تحصیل کرده در فرنگ


امروزه پس از گذشت چند نسل از دانشجویان معماری در دانشگاهها، از معماری باشکوه اسلامی-ایرانی، تنها نامی و حسرتی و خاطرهای بیش به جا نمانده؛ چنانکه حتی امروزه برخی مسوولین انقلابی را نیز به این باور رساندهاند که "اصلا چیزی به نام معماری اسلامی وجود ندارد!" و آنان نیز با شدّتوحدّت هرچه تمامتر بر سبیل "لیبرال معماری" می تازند.
البته معماری ایرانی (اگرچه به صورت التقاطی) حتی تا اواخر دوران پهلوی نیز به حیات خود ادامه داد و در اواخر پهلوی دوم نیز آخرین ضربههای مهلک را از جانب شبکه معماران بهایی در ایران متحمل شد؛ اما پس از انقلاب اسلامی و بویژه پس از جنگ تحمیلی نه تنها معماری اسلامی و دینی، که مبتنی بر حیا و عفت است، احیا نگردید بلکه با شیوع موج غربزدگیِ تحمیلیِ دولت و ترویج سازندگیِ افسارگسیخته! سبک زندگی آمریکایی و لیبرالیسم و به تبع آن لیبرال معماری ترویج شد و معماری دینی غبار غربت گرفت!

ادامه دارد...

اسناد منتشر شده ارتش آمریکا حکایت از انتقاد اسامه بن لادن رهبر سابق القاعده از سیاستهای ترکیه دارد.
مهر به نقل از رسانه های خارجی نوشت: انتشار اسناد به دست آمده از مخفیگاه اسامه بن لادن در جریان حمله نیروهای آمریکایی در سال گذشته نشان می دهد که  "اسامه بن لادن" به اعراب در خصوص انحراف انقلاب هایشان توسط آمریکا هشدار داده است.

مقامات کاخ سفید هفته گذشته اعلام کرده بودند قصد دارند اسنادی را درباره القاعده و اسامه بن لادن سرکرده این شبکه منتشر کنند.

این اسناد که سال گذشته در منزل بن لادن در پاکستان و در عملیات کشتن وی کشف شد نشان می دهد وی بر این باور بوده است القاعده در معرض چالشهای مداوم و شکستهای فاجعه بار قرار دارد.

اسامه بن لادن در روز دوم ماه می 2011 در یک حمله نیروهای ویژه آمریکایی به خانه اش در ابت آباد واقع در حومه اسلام آباد کشته شد.

در یکی از اسناد منتشر شده به صورت آنلاین توسط مرکز مبارزه با تروریسم آمریکا، ایمن الظواهری دستیار سابق اسامه بن لادن که پس از وی رهبر القاعده شد، مطالبی را به نقل از اسامه بن لادن مطرح می کند که در آن از آمریکا و دیگر کشورهای غربی به علت منحرف شدن آنچه وی به زعم خود "روح اسلام" مدنظرش در انقلابهای عربی خوانده انتقاد می کند و می گوید آمریکا قصد دارد با تحمیل الگوی دموکراسی ترکیه ای در خاورمیانه اعراب را از تعهد واقعی به اسلام(مورد نظر بن لادن) دور کند.

در این سند اسامه بن لادن به مردم مصر در خصوص نیروهای داخلی که قصد دارند با حمایت آمریکا انقلابشان را منحرف کنند هشدار داده و گفته است : آنها قصد دارند الگوی دموکراسی ترکیه را برای دوران بعد ازحسنی مبارک بر مصر تحمیل کنند.

وی همچنین مدعی می شود علت دست کشیدن آمریکا از حمایت دیکتاتورهایی مثل مبارک و بن علی و همراهی با انقلابهای عربی منطقه ریشه در حملات 11 سپتامبر القاعده در نیویورک دارد.

در بخش دیگری از این متن منتشر شده، اسامه بن لادن اظهار داشته که آمریکایی ها قصد دارند با تحمیل دموکراسی سکولار به ما مثل ترکیه ، ما را از اسلام(مدنظر القاعده) دور کنند و سپس ما را تبدیل به ابزاری برای خودشان کنند.

لازم به ذکر است چندی پس از پیروزی انقلاب مردم مصر رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه از مصری ها خواسته بود تا الگوی دموکراسی سکولار ترکیه را سرمشق خود قرار دهند که با واکنشهای گروه های اسلامی مصر روبرو شد.

منابع بیمارستانی مصر از وخیم شدن حال دیکتاتور 84 ساله این کشور در مرکز جهانی پزشکی قاهره خبر دادند.
مهر به نقل از الحره نوشت: یک منبع بیمارستانی آگاه در مرکز جهانی پزشکی قاهره اعلام کرد وضعیت جسمانی حسنی مبارک به شدت تغییر کرده و بحرانی شده است.

این منبع از ادامه وضعیت بحرانی دیکتاتور مخلوع مصر ابراز نگرانی و اعلام کرد که وی تا رسیدن به ثبات و بهبود اوضاع جسمانی خود تحت نظارت کامل تیم پزشکی قرار دارد.

دیکتاتور 84 ساله مصری به اتهام کشتار معترضان در جریان انقلاب 25 ژانویه و فساد مالی در مرکز جهانی پزشکی در بازداشت به سر می برد و قرار است دوم ژوئن حکم وی صادر شود.

جدیدترین برآورد تحلیلی در رژیم صهیونیستی، آل سعود در عربستان را آخرین خط دفاعی خود در مقابل ایران جهت توقف پیشرفت ایران دانست و اعلام کرد: تقریبا عربستان آخرین جبهه‌ای است که تلاش می‌کند مانع ایران شود.
به گزارش فارس، جدیدترین گزارش تحلیلی از وضعیت منطقه و وضعیت متحدان رژیم صهیونیستی در این رژیم، از دانشگاه تل‌آویو صادر شد.

در این گزارش که مطبوعات این رژیم آن را منتشر کردند، آمده است: محیط راهبردی که اسرائیل در آن فعال است، در دوره اخیر متزلزل شده است. تا حدی که خطر فروپاشی بخش‌های بزرگی از این منظومه را که سیاست‌های اسرائیل تکیه بر آن دارد، تهدید می‌کند. یکی از عناصر بارز آن این است که در قبال غیبت یا کاهش وزن بازیگران در جهان عرب، عربستان تقریبا آخرین عامل باقی مانده است که با اصرار بر متوقف کردن ایران کوشش می‌کند.

پایگاه خبری عربی‌پرس با ذکر این گزارش به نقل از این گزارش نوشت: مبارزه عربستان برای متوقف کردن ایران از یمن آغاز می‌شود و عراق و مصر را تا لبنان در بر می‌گیرد. لحظه سرنوشت‌سازی که طبیعت این مبارزه را تغییر داد، مداخله غیرعادی و مستقیم عربستان در بحرین بود. برای همین، ضروری است که اهمیت بقای عربستان فهمیده شود. زیرا اگر خاندان آل‌سعود در عربستان سقوط کند، خطر سقوط دیگر اعضای مقاوم عربی در برابر ایران سقوط بروز خواهد کرد.

این گزارش صهیونیستی که تحت نام «آمادگی برای جنگ آخر؛ مبارزه برای بقای آل سعود» تهیه شده می‌افزاید: اسرائیل و عربستان کوشش می‌کنند مانع تزلزل حاصل شده [در منطقه] شوند و کشورهای کم‌تاثیرتر دیگری مانند اردن و کشورهای [عربی] خلیج [فارس] در این سو همگامند.

عربستان شاهد است که بارزترین شرکای خود در جبهه میانه‌رو عربی را دارد از دست می‌دهد. حسنی مبارک سقوط کرد و آینده مصر مبهم است. این وضعیت جدید، سبب شد عربستان راهبرد خود را تغییر بدهد. بنابراین آشکارا وارد بحرین شد و کوشش می‌کند متحد ایران در دمشق را تضعیف کند.

در این گزارش آمده است: آل سعود اصلی‌ترین و دشمن‌ترین مبارز باقی‌مانده و شاید آخرین خط دفاع [از اسرائیل] برای متوقف کردن [قدرت و نفوذ] ایران است. خاندان حاکم سعودی کوشش می‌کند با سرمایه‌گذاری میلیاردها دلار در مصر و استفاده از سلاح، نفت و درگیری‌های داخلی در اوپک، و کشمکش بر سر کانال‌هایی به پاکستان و هند سپس تلاش برای گسترش جی‌سی‌سی و تبدیل کردن این سازمان به چیزی شبیه ناتو در خلیج [فارس] خطی مقابل ایران برای متوقف کردن پیشرفت ایران ترسیم کند.

در ادامه این گزارش همچنین آمده است: تزلزل خاندان حاکم سعودی، ممکن است ایران را به این قدرت برساند که بتواند سرانجام این نظام منطقه‌ای معروف [اعراب سازشکار با اسرائیل] را ساقط کند همچنانکه نگرانی از تحولات راهبردی که ناشی از به قدرت رسیدن نسل جدید در خاندان آل سعود است، وجود دارد.

به همین دلیل است که آل سعود در عربستان بسیار مهم است. دو دولت [سعودی و صهیونیستی] که نگاهشان به نقشه راهبردی [منطقه‌] واحد است و در مسیرهای راهبردی موازی هم حرکت می‌کنند برای همین فضا برای بررسی توسعه گفت‌وگو میان آن دو وجود دارد.

عربی‌پرس نوشت: این گزارش تلاش کرده است که برای اسرائیل روشن کند که اهمیت بقای آل سعود برای اسرائیل، کشفی برآمده از واقعیت کنونی منطقه است اما هنوز اسرار خطرناکی از روابط اسرائیل و عربستان وجود دارد که هنوز پنهان است بخصوص اینکه دو طرف در مخفی کردن حقایق و انحراف افکار عمومی متخصص هستند.

یک نویسنده عربستانی با اشاره به رابطه پنهان آل سعود با القاعده از همکاری با اعضای این سازمان تروریستی در کشورهای دیگر پرده برداشته است.
مهر به نقل از روزنامه الحجاز نوشت: "توفیق العباد" نویسنده سعودی در مقاله ای از طرح جدید مقامات آل سعود برای استفاده از القاعده در انفجارهای تروریستی در داخلی اراضی سوریه، عراق و یمن پرده برداشت.

وی می نویسد: عوامل القاعده به طور گسترده ای در کشورهایی که روابط دوستانه ای با آل سعود ندارند مانند عراق، سوریه و لبنان حضور دارند و مقامات سعودی سعی می کنند از آنها برای تحقق اهداف خود استفاده کنند.

العباد ذکر کرد: القاعده به ابزاری در دست سعودی ها تبدیل شده است زیرا اعضای این سازمان تروریستی در حالی که به تاسیسات زیربنایی عربستان توجهی ندارند تلاشهای تروریستی خود را بر کشورهای دیگر و ایجاد فتنه و آشوب در آن متمرکز کرده اند.

وی بیان کرد: رابطه میان القاعده و وزارت کشور عربستان سعودی در طی بحران سوریه کاملا روشن شد و القاعده در سرزمین شام و لبنان همکاری قوی با سعودی ها دارند و کمک مالی فراوانی از سوی سعودی ها به این تروریستها و آنچه ارتش آزاد سوریه خوانده می شود صورت می گیرد.

این نویسنده سعودی که عنوان مقاله اش سعودی کردن القاعده نام دارد تاکید کرد: حقایق بسیار درباره رابطه محکم میان القاعده و نظام سعودی وجود دارد و هیچگاه دادگاههای اعضای القاعده را علنی نمی کند.

وی می نویسد: آل سعود پرونده  القاعده را موضوعی حاکمیتی و یکی از رازهای بزرگ که مردم عربستان اجازه آگاهی از زوایای آن را ندارند برشمرده است.

العباد ذکر کرد: اعمال مجازات علیه روزنامه الحیات در اگوست 2007 به سبب کشف هویت یکی از رهبران القاعده نشانه روابط پنهانی وزارت کشور عربستان و القاعده است.

وی از روابط پنهان میان مسئولان سعودی و رهبران القاعده  عراق پرده برداشته و این سئوال را مطرح کرده است چگونهم ممکن است عربستان حرکت صدها نفر از اعضای القاعده به عراق را رصد نکرده باشد؟

مشرق: خبرگزاري السرايا به نقل از شاهدان عيني در عمان، پايتخت اردن نوشت که برخي از هتل‌هاي پايتخت اردن اين روزها پذيراي افراد و عناصرشرکت بلک‌واتر هستند که پيشتر در عراق مأموريت خود را مي‌گذراندند.

تعدادي از کساني که در هتل‌هاي عمان مستقر هستند، اعلام کردند که تردد نيروهاي امنيتي در برخي از هتل‌هاي فاخر شهر را ديده‌اند، آنها اعلام کرده‌اند کهاين اقدام توهيني به ملت اردن محسوب مي‌شود، چون آنها به برادران عراقي خود در مبارزه عليه اشغالگري آمريکا کمک کرده‌اند، اما اين شرکت‌ها جنايت‌هاي وحشيانه زيادي را عليه کودکان و زنان در عراق انجام داده‌اند.

اين شاهدان اين پرسش را مطرح کرده‌اند که چرا عناصر اين شرکت‌هاي امنيتي در اردن هستند و شب‌هاي خود را در کاباره‌هاي اين شهر با الفاظ زشت و رکيک مي‌گذرانند؟

از سوي ديگر "موفق محادين" نويسنده اردني به السرايا مي‌گويد که تعداد زيادي از روزنامه‌نگاران آمريکايي معتقدند که اين شرکت‌هاي امنيتي حضور گسترده‌اي در کشورهاي عربي دارند، "جرمي سکاهل" روزنامه‌نگار آمريکايي در کتاب خود با عنوان بلک واتر مي‌نويسد که اردن يکي از مهم‌ترين مراکزي است که اين شرکت در آن حضور فعال دارد.

محادين تصريح مي‌کند که بسياري ازعناصر بلک واتر بعد از پايان خدمت خود در عراق به اردن متتقل شده اند و در اين کشور تحت عناوين مختلف نظير "xz" مشغول فعاليت شدند، اما دولت اردن هيچ اطلاعاتي از اين موضوع به مردم ارائه نکرده است.

خبرگزاري السرايا براي تأييد اطلاعات خود با يکي از هتل‌هايي که بيشتري پذيرش از نيروهاي امنيتي را دارد، تماس گرفته است، اين مدير با اشاره به اينکه از پس از اشغال عراق، نيروهاي امنيتي دراين هتل مستقر مي‌شوند، گفته که اين حضور در گذشته پر رنگ‌تر بوده است، وي درتوجيه اقدام خود مي‌گويد که تا زماني که افراد با مجوز رسمي وارد کشور شده‌اند، وي وظيفه ندارد در مورد حرفه آنها پرسش کند.

به گزارش دیپلماسی ایرانی، بنزیون نتانیاهو، پدر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در سن 102 سالگی در اورشلیم در گذشت. وی آخرین رهبر نمادین سرویس صهیونیستی ژئو ژبوتینسکی که در سال 2010 به ریاست آن منصوب شده بود، به حساب می‌آمد.

وی را عموما یک روزنامه‌نگار، ویراستار دائرة المعارف، مورخ و یکی از مهم‌ترین لابی‌گرهای صهیونیستی در اسرائیل می‌دانند. بسیاری معتقدند که وی حامی اصلی پسرش در اسرائیل بود و قدرت اصلی سیاسی بنیامین به واسطه حمایت قاطع پدرش از او بوده است. بسیاری نیز او را قدرتمندترین چهره سیاسی پشت پرده اسرائیل می‌دانستند که از قدرت چانه‌زنی بالایی در لابی‌های صهیونیستی برخوردار است. او چهره‌ای تندرو در اسرائیل محسوب می‌شد به گونه‌ای که می‌گفت: اسرائیل مجبور است با اعراب کنار بیاید و الا نیازی به این کار نیست. او تبعیضی که میان یهودی‌ها با اعراب می‌شد را طبیعی می‌دانست و می‌گفت این تبعیض نه مذهبی بلکه نژادی است.

به گزارش روزنامه امریکایی نیویورک ‌تایمز، در اواخر دهه چهل میلادی او رهبری هدایت سازمان جدید صهیونیست‌ها در امریکا را بر عهده گرفت. او برای پیشبرد اهداف لابی صهیونیست‌ها بارها با چهره‌های متنفذ و تصمیم‌گیران اصلی عرصه سیاسی امریکا مانند ژنرال دوایت آیزنهاور و دین اشیون، وزیر امور خارجه وقت امریکا دیدارهای موثری کرد.

بنزیون نتانیاهو، همچنین نویسنده مقاله‌های تبلیغاتی برای صهیونیست‌ها در بسیاری از از روزنامه‌ها و مجلات مشهور امریکایی از جمله تایمز بود. هدف او و هم‌فکرانش اصلاح نگرش جامعه غربی و امریکایی نسبت به صهیونیست و ایجاد حرکتی در میان آنها برای حمایت از ایجاد سرزمینی یهودی در سرزمین‌های فلسطینی که بعدها اسرائیل جدید را شکل داد، بود. آنها همچنین تلاش بسیاری کردند تا سرزمین موعود کذایی‌شان را جامه عمل بپوشانند و با همین توجیه اسرائیل بخشی از اردن را به اشغال خود در آورده است.

او را همچنین یکی از مهم‌ترین موسسان لابی صهیونیست امریکا می‌دانند. رافائل مدوف، مدیر موسسه مطالعاتی هولوکاست موسوم به دیوید اس وایمن، در یادداشتی که در سال 2005 برای روزنامه جوراژلیم پست نوشت، گفت که "آقای نتانیاهو همواره می‌خواسته است که سازمان امریکایی مستقلی برای حمایت از جمیعت کوچک اسرائیل به وجود بیاورد." مدوف در این یادداشت همچنین گفت که "از همین رو است که رهبران حزب جمهوریخواه در سال 1944 برای نخستین بار خواستار تشکیل کشوری یهودی شدند. اتفاقی که برای نخستین بار در تاریخ سیاسی امریکا رخ ‌داد. جالب آن که اعضای حزب دموکرات نیز با این درخواست موافق بودند. همه اینها ماحصل تلاش‌های بنزیون نتانیاهو بود."

در سال 1995 بنزیون نتانیاهو، در کتابی که با عنوان "سرچشمه تفتیش عقاید در اسپانیای قرن پانزدهم" به رشته تحریر در آورد دیدگاه‌های افراطی خود نسبت به صهیونیست را علنا مطرح کرد. در آن‌جا وی پیشنهاد می‌داد که اسرائیل نیز همانند افراطیون قرن پانزدهم اسپانیا رویه تفتیش عقاید را در اسرائیل پیش بگیرد. به اعتقاد وی یهودی‌ها با چنین رویکردی می‌توانند در حفظ دین خود کوشا باشند. او در آن کتاب همچنین یادآور می‌شد که چگونه بسیاری از یهودی‌ها زیر شکنجه وانمود کردند که از یهودیت به مسیحیت کاتولویک گرویدند در حالی که همچنان مذهب اصلی خود را حفظ کردند و یهودی باقی ماندند. وی در آن کتاب می‌گفت: «با ایجاد رویه‌ای شبیه تفتیش عقاید می‌توان تشخیص داد که چه کسانی واقعا به دین یهودیت اعتقاد دارند و چه کسانی اندیشه‌های شیطانی در ذهن خود می‌پرورانند.» به اعتقاد وی رفتار خشن و شکنجه‌هایی که متوجه یهودی‌ها شده باعث شده است تا آنها بتوانند در اقتصاد پیشرفت کنند و مراتب بالایی در جوامع به دست آورند. وی در این کتاب 1384 صفحه‌ای‌اش مصر باستان را "قلب یهود" نامیده و نوشته است که یهودیت در آن‌جا سابقه‌ای بسیار طولانی‌تر از مسیحیت داشته است. وی در این کتاب به هولوکاست نیز اشاره کرده و گفته است که آن حادثه اگر رخ داد فقط به دلیل وجود دیدگاهی ضد یهودی نبود بلکه سابقه‌ای بسیار طولانی‌تر دارد که وجود آن سوابق در حادثه هولوکاست متبلور شد.

وی یک بار در مصاحبه با هفته‌نامه نیو یورکر گفت: «تاریخ یهود سراسر تاریخ هولوکاست است. ولی نسل‌کشی هیتلر فقط در شیوه تفاوت داشت.»

وی اخیرا نسبت به آینده اسرائیل ابراز نگرانی کرده بود و در مصاحبه‌ای که در سال 2009 با روزنامه صهیونیستی معاریو انجام داده بود، گفته بود که "بر این اعتقادم که بقای اسرائیل در خاورمیانه در خطر است و اکثریت اعراب اسرائیل اگر قدرت انتخاب داشته باشند همه ما را نابود خواهند کرد." وی همچنین تاکید کرده بود، اعراب دشمنان ریشه‌ای ما هستند که به هیچ وجه نمی‌توان با آنها به صلح رسید و تنها به زور می‌توان آنها را آرام

کرد.

بنزیون نتانیاهو به اندازه‌ای تندرو بود که بنیامین نتانیاهو که خود نیز در تندروی ید طولا دارد، در توصیف پدرش می‌گفت که او آدمی افراطی است که ایدئولوژی‌اش یک‌جانبه‌گرایانه است و تاکید داشت که بگوید شخصیت او با پدرش بسیار فرق می‌کند. نتانیاهو همچنین معتقد است که پدرش تاثیرپذیری بسیاری از تورات داشت و بسیاری از تصمیم‌گیری‌هایش را بر اساس برداشت‌هایش از تورات می‌گرفت و او را "روان تورات" می‌خواند. اگر چه معترف بود که دانش پدرش آن‌چنان بالا است که بر اشتباهات بیانی‌اش می‌چربد.

در سال 1998 دیوید رمنیک در روزنامه نیویورکر نوشت که به نظر می‌رسد اسرائیل با وجود تاثیرپذیری‌اش از رهبرانش به سمت تاریکی گسترده‌ای در حرکت است. او درباره بنزیون نتانیاهو می‌گوید: "او آدمی افسانه‌ای و مرموز است و اگر می‌خواهید بی‌بی را بفهمید باید پدرش را بفهمید."

بنزیون میلکوسکی در 25 مارس 1910 در ورشو که در آن موقع بخشی از امپراطوری روسیه بود، به دنیا آمد. پدرش ناثان، خاخام یهودی‌ای بود که به اروپا و امریکا سفر می‌کرد تا برای حمایت از صهیونیسم سخنرانی کند. پس از مرگ ناثان، خانواده او در سال 1920 به فلسطین مهاجرت کردند و نام خود را به نتانیاهو که به معنای خدادادی است، تغییر دادند.

عصر ایران:  رون بن یشای دو هفته پیش در یودیوت آهارونوت نوشت:حملات موشکی به ایلات نشانگر اتفاقاتی در آینده است،دیگر نمی توان بر روی مصر حساب باز کرد.
هشدار بن یشای به تحقق پیوست: مصر صادرات گاز به اسراییل را متوقف کرد.

با وجود اینکه مهندس محمد شعیب ،رئیس شرکت گاز مصر (ایگاس) اعلام کرد که توقف صادرات گاز به اسراییل بخاطر عدم التزام طرف اسراییلی به تعهدات مالی خویش است و این اقدام هیچ دلیل سیاسی ندارد،شعیب افزود که ایگاس قبل از قطع جریان گاز،شورای نظامی حاکم را در جریان قرار نداده و فقط به دولت انتقالی اطلاع داده است!

یوال اشتاینیتس وزیر اقتصاد اسراییل در اولین واکنش رسمی رژیم صهیونیستی این اقدام دولت مصر را تهدید کننده پیمان صلح کمپ دیوید میان طرفین دانست و اویگیدور لیبرمن وزیر خارجه این رژیم هشدار داده که مصر بیش از ایران تهدید کننده اسراییل است.
شائول موفاز رهبر حزب مخالف در کنست اسراییل نیز از امریکا خواست که برای نجات پیمان صلح کمپ دیوید وارد عمل شود.

بررسی ها نشان می دهد اولین شوک دامن شرکت برق اسراییل را خواهد گرفت.این شرکت اعلام کرده که به سبب قطع واردات گاز مصر شهروندان،تابستان داغی را سپری خواهند کرد چرا که این گاز تامین کننده سوخت 40 درصد از نیروگاه های برق اسراییل است.

برخلاف اسراییل که نگرانی بی سابقه ای از قطع گاز مصری در میان افکار عمومی و مسئولین این رژیم ایجاد کرده است در مصر،استقبال بی سابقه ای از این اقدام شده است.
محمد سعد الکتاتنی رئیس پارلمان مصر، اقدام شرکت گاز این کشور را در قطع صادرات به اسراییل ستود و آن را مطالبه همه مردم مصر دانست.

مصر و اسرائیل


دکتر حسن یونس وزیر برق و انرژی مصر نیز در کنفرانس خبری روز دوشنبه از این اقدام استقبال نمود و اعلام کرد که این گاز برای بالا بردن معدل تولید انرژی به نیروگاه های مصر هدایت خواهد شد.

پرسشی که اکنون به طور جدی در محافل تصمیم گیری در خاورمیانه مطرح می شود این است: "آیا توقف صادرات گاز مصر به اسراییل مقطعی است و به زودی با فشارهای امریکا و یا پرداخت بدهی های معوقه طرف اسراییلی،مصر شیر های گاز را دوباره باز خواهد کرد یا اینکه تصمیم مصر ناشی از یک رویکرد استراتژیک در مصر پس از سقوط مبارک است؟"

آنچه از اظهارات مسئولین بلند پایه طرفین به نظر می رسد نشان دهنده این است که لحن غیر رسمی این اظهارات طوری است که هیچ کس نه در مصر و نه در اسراییل این ادعا را باور نمی کند که اختلافات بین طرفین صرفا تجاری باشد چرا که بسیار بعید است که شورای نظامی حاکم بر مصر به ریاست ژنرال مشیر طنطاوی از بستن شیرهای گاز به روی اسراییل بی اطلاع باشد.

پس از تهدیدات ژنرال بنی گانتز فرمانده ستاد مشترک اسراییل مبنی بر اینکه در صورت تبدیل مصر به دولت دشمن ارتش اسراییل آماده مقابله با دشمن خواهد بود، مصر دو واکنش جدی از خود نشان داد: نخست اینکه حاکم نظامی مصر پاسخ داد که ارتش مصر پای هر متجاوز به مرزهای کشور را خواهد شکست  و واکنش دوم برگزاری مانور نصر 7 در صحرای سینا بود.
معنای این واکنش ها یعنی که پیش بینی لیبرمن کاملا درست است؛ اقدام مصر در قطع گاز بشارت خوبی نیست چرا که تهدیدات متقابل عالیترین مقامات نظامی مصر و اسراییل حداقل نشان دهنده دوستی طرفین در شرایط کنونی نیست!

در واقع بینانه ترین تحلیل این ماجرا را یکی از نشانه های تغییر در روابط مصر و اسراییل دانست چه اینکه انقلاب این فرصت را در اختیار اقتصاد مصر قرار داد که یک معاهده ناعادلانه را تعلیق کند.

اما در هرصورت تاثیرات احتمالی چنین اقدامی را باید در طرف اسراییلی سنجید.در شرایطی که اسراییل با بحران اقتصادی بی سابقه ای روبروست -بحرانی که باعث اعتراضات خیابانی گسترده ای در فلسطین اشغالی شد- بسیار طبیعی است که رژیم صهیونیستی قطع گاز به روی خویش را یک اقدام خصمانه تلقی کند چرا که به اعتراف "یودیوت آهارونوت" این اقدام آثار مخربی بر اقتصاد اسراییل خواهد گذاشت و باعث افزایش قیمت انرژی خواهد شد.

بنیامین بن الیعازر وزیر سابق امور زیر بنایی اسراییل یکی از سیاستمداران این رژیم است که دارای روابط نزدیکی با حسنی مبارک بود.بن الیعازر معتقد است که ممکن نیست شرکت گاز مصر خود سرانه تصمیم به قطع گاز گرفته باشد و بی تردید این اقدام نشان دهنده مواجهه احتمالی میان اسراییل و مصر بعد مبارک است.

روزنامه معاریو نیز قطع گاز مصر به روی اسراییل را به عنوان اولین آسیب ناشی از پیروزی حزب عدالت و آزادی شاخه سیاسی اخوان المسلمین معرفی کرده چرا که این حزب قبلا تهدید به قطع گاز کرده بود و اکنون این تهدید را اجرا کرده است.
این روزنامه اسراییلی پیش بینی بن الیعازر را تایید می کند که آنچه در آینده از مصر خواهیم دید بسیار بدتر خواهد بود!

با این حال برای تکمیل تصویری از آینده روابط مصر و اسراییل باید منتظر انتخابات ریاست جمهوری مصر ماند،چرا که اکنون مصر در جایگاهی نیست که بتواند تصمیمات استراتژیک بگیرد حتی اگر انقلاب این کشور نشانه های معنا داری را به اسراییل بفرستد.
بازی پنهانی در سرزمین فرعون ها جریان دارد ؛ مصر آینده جهان عرب است.

سایت رسمی المپیک 2012 لندن به دلیل اعتراض اسرائیل به اعلام شهر قدس به عنوان پایتخت فلسطین، تمامی اسامی پایتخت های کشورهای حاضر در المپیک را حذف کرد.

به گزارش عصر ایران به نقل از روزنامه القدس العربی چاپ لندن، سایت رسمی المپیک لندن در بخش معرفی کشورهای شرکت کننده در المپیک 2012 ، شهر قدس را به عنوان پایتخت کشور فلسطین اعلام کرده بود. همین موضوع اعتراض گسترده اسرائیل را به دنبال داشت و در نهایت سایت المپیک تصمیم گرفت اسامی تمامی پایتخت ها را حذف کند.

سایت المپیک لندن


در فهرست سایت المپیک لندن آمده بود که دولت فلسطین، سه میلیون و 101 هزار نفر جمعیت، 6 هزار کیلومتر مساحت و پایتخت آن قدس است.

سایت روزنامه اسرائیلی معاریو نوشت: آیا این یک خطا از طرف سایت المپیک است یا اینکه عمدی در کار بوده است تا شهر قدس به عنوان پایتخت دولت فلسطین اعلام شود و در مقابل در جایگاه پایتخت اسرائیل، چیزی نوشته نشود.

براساس این گزارش، کمیته المپیک اسرائیل با اعتراض به سایت رسمی المپیک گفته بود فلسطین هنوز از طرف سازمان ملل متحد به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخته نشده است.

اسرائیل تلاش می کند پایتخت این رژیم شهر قدس ( به قول صهیونیست ها "اورشلیم") اعلام شود ولی این موضوع با مخالفت بسیاری از کشورها روبه رو شده است.

فلسطین نیز تلاش می کند شهر قدس به عنوان پایتخت این کشور اعلام شود.

هم اکنون پایتخت اسرائیل ، شهر تل آویو و محل استقرار ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین نیز شهر رام الله در کرانه باختری رود اردن است. شهر قدس در اشغال کامل نظامیان اسرائیلی قرار دارد.

تشکیلات خودگردان فلسطین پیش از این پیشنهاد کرده بود در قالب طرح صلحی با اسرائیلی، بخش شرقی قدس پایتخت فلسطین و بخش غربی این شهر به عنوان پایتخت اسرائیل اعلام شود.

یک تحلیلگر عرب با موشکافی جنگ‌های پنهان عربستان در منطقه، این کشور را جنگجویی وحشی توصیف و تاکید کرد که جنگ عربستان در سوریه برای آسیب‌زدن به ایران و جدا کردن لبنان از حزب‌الله و قطع کردن بازوهای ایران در خلیج [فارس] است اما با این همه شکست، از جنگ علیه سوریه چه می‌خواهد؟
به گزارش فارس، نصری الصایغ تحلیلگر عرب در مقاله‌ای انتقادی از عربستان و سیاست این کشور در حمایت از شورشیان مسلح در سوریه، تاکید کرد که عربستان می‌خواهد سوریه را به کوزوو اعراب تبدیل کند.

الصایغ نوشت: عربستان دایه‌دار جنگ شده است. چه زمانی این کشور چنین داعیه‌ای داشته است. سوالی که در اینجا مطرح است این است که چرا عربستان هر روز از تجهیز مخالفان سوریه به سلاح دم می‌زند؟ مملکت سعودی که [سران آن] پیر و فرتوت شده‌اند و نفت و پول و تنفر دارند، هدفشان از ورود به یک جنگ چیست؟

نویسنده گزارش افزود: کمتر کسی است که معتقد باشد، عربستان نقشی در دموکراسی دارد. اگر ستون‌نویس‌های روزنامه‌ها خلاف این را بگویند، دروغ گفته‌اند. کسانی که دائما در شبکه‌های ماهواره‌ای که محل نزاع و تحریک دیگران شده است، ادعای آزادی دارند، بیش از همه دروغ می‌گویند. در تاریخ عربستان سعودی هیچ سابقه‌ای از آزادی وجود ندارد؛ از اول تا آخر آن و نه در رفتار هیچ یک از افراد خاندان آن از اجداد گرفته تا نوادگان امروز که تعدادشان هزاران نفر است به نظر نمی‌رسد که در این کشور ملتی هم زندگی می‌کند. این کشور، کشور سلطه بر قدرت و پول و مردم و جان و مال دیگران با نگهبانی سختگیرانه سگ‌های پاسبان است که با با تجهیزات و ابزار و متعلقاتش با ارقام نجومی خریداری می‌شود. آن هم از کشورهایی که جنگ‌ها را آنان افروخته‌اند و اشغالگری‌ها کار آنان است و همزمان مک‌دونالد و مک داگلاس هم می‌فروشند.

بنابراین عربستان بر عرش قدرت خود نگران است و دچار ترسی دیوانه‌کننده و ممتد شده تا جایی که وارد جنگ علیه سوریه شده آنهم با بهانه‌ای سخیف، یعنی دفاع از انقلاب سوریه و حمایت از دموکراسی و متوقف کردن ماشین کشتاری که می‌گوید نظام سوریه دارد و با این ماشین استبداد خود را نشان داده است.

الصایغ با طرح این پرسش که «عربستان سعودی چه می‌خواهد و عنوان جنگش با سوریه چیست؟»، نوشت: قبل از پاسخ دادن به این سوال باید صورت مسئله را درست کرد. پس از شکست اعراب [و اشغال قدس] و افول دوران مصر، و قدرتمند شدن تاجران شکست و ناکامی، در رسانه‌ها اینگونه تبلیغ شد که عربستان، مملکت «حکمت» و «عقل» است که تقیه در سیاست و قبضه امینی پنهان را بر برتری امنیتی و مباهات به سرکوب را که دو صفت جدایی‌ناپذیر از جمهوری‌های دیکتاتوری استبدادی است، ترجیح می‌دهد در حالی که این کشور خوب می‌داند چگونه [رشوه و] هدایایی بدهد تا جماعت‌ها، احزاب، شرکت‌ها و رسانه‌ها و دفاتر مشاوره‌ای بین‌المللی و مراکز برنامه‌ریزی راهبردی منطقه‌ای و بین‌المللی را بخرد و در تطمیع «لابی»های نفوذ بین‌المللی با هر هزینه‌ای که داشته باشد، شرکت کند. وجهه محرمانه، پنهان است و فقط اصحاب معرفت و افراد باهوش و بااخلاق را کم دارد تا آن را باور کنند.

عربستان کشوری است با پول و نفت و نفوذ فراوان اما هیچ‌گاه از فعالیت قابل‌ذکری دفاع نکرده حتی موفقیت‌هایی که در تاریخ خود به دست اورده است. عربستان از موج تغییر و خطر و کودتا و حتی از تاثیرات آن دور مانده و در پرده‌ای آهنی از وهابیت زندگی کرده که محرومیت را در داخل عربستان رواج داده و اموال و ثروت‌ها را خارج از این کشور برده که یک سر آن در صندوق‌های امانات و بانک‌ها و شرکت‌هایی خارج از عربستان و کشورهای عربی است.

عربستانی که حکیم و دانا تلقی می‌شود، خوب می‌داند که وقتی نیاز شد، چگونه با کمک کردن به ایجاد آشوب، توازن ایجاد کند؛ آشوبی که در خارج، امنیت و ثبات داخلی، در درون دیوارهای سعودی را حفظ کند. داخلی که در حالت بازداشت است اما در خارج از آن پول نقدا پرداخت می‌شود.

این حرف نیاز به اثبات ریشه‌ای و مستند کردن دارد تا از طریق پایگاه‌ها، جنگ‌ها و میلیاردها پول هزینه شده، مستند شود.

عربستان فرتوت، کشوری نظامی است یا نظامی شده؟ آنچنان برای خرید سلاح هزینه می‌کند که کشورهای عضو ناتو این کار را نمی‌کنند. عربستان در نیمه دهه 90 قرن گذشته ناگهان با سرعتی شگفت‌آور به رتبه دهم در میان کشورهایی رسید که بیشترین هزینه نظامی را کردند. این کشور در دهه 80 در رتبه 33 بود اما پس از فروپاشی بانک‌ها و بحران اقتصادی جهانی، به جمع کشورهایی وارد شد که بیشترین هزینه نظامی و امنیتی را دارند. اشتباه می‌کند هر کس که گمان می‌کند که سلاح‌، همه‌اش برای انبار کردن و حمایت از کشورهای اسلحه‌سازی است. افزایش هزینه تسلیحاتی در عربستان و چند کشور شورای همکاری خلیج فارس بیش از سطح  هزینه در سطوح داخلی در سطح منطقه برای پوشش دادن فعالیت‌های نظامی و امنیتی و پوشش دادن کانون‌های تنش بین‌المللی است که حتی کشورهای غربی جرأت حمایت مالی از آن یا ورود به آن را ندارند.

کشور حمایت‌کننده مالی از جنگ، کشور در حال جنگ قلمداد می‌شود. دهه‌های اخیر از زمان جنگ یمن با جمهوری یمن که مورد حمایت جمال عبدالناصر [در مصر] بود؛ جمهوری‌ای که انقلاب آن را از عصر ظلمت به عصر کنونی آورد،ثابت می‌کند که عربستان نیز وارد جنگ‌های فرسایشی می‌شد آنهم با همه پول و قدرت و سلاح و نفوذ بین‌المللی. طبیعتا از رژیمی حمایت می‌کرد که مانند خودش عقب‌افتاده بود. این کشور کونترا در آمریکای لاتین را حمایت کرد. جنبش‌های اسلام‌گرا در افغانستان را در اوایل جهاد افغانستان علیه «ملحدان کمونیست» حمایت می‌کرد و آن جنگ آمریکا در مقابل دخالت شوروی در کشوری بود که دنیا در جنگ‌هایش که توقف ندارد، به فرسایش افتاد. عربستان طالبان را حمایت مالی کرد و برخی سازمان‌هایی که به القاعده تبدیل شدند.

علاوه بر هزینه‌های امنیتی داخل و هزینه‌های تسلیحاتی، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از جمله عربستان، حدود 80 میلیارد دلار پرداخت نقدی هزینه حمایت مستقیم و غیرمستقیم از جنگ بغداد علیه تهران کردند که 8 سال طول کشید. (از «امنیت خلیج» عبدالجلیل زید مرهون- دارالنهار. ص 94).

این کشورها به عنوان شراکت در تلاش‌های جنگی نیروهای ائتلاف علیه عراق 37 میلیون دلار هزینه کردند. هزینه کلی این جنگ برای شورای همکاری خلیج فارس و شش کشور عضو آن حدود 125 میلیارد دلار شد. این جنگ بین‌المللی که با حمایت پول عربستان و کشورهای خلیج فارس انجام شد، حدود 1.97 ترلیون دلار هزینه داشت و زیان ایران حدود 644.3 میلیارد دلار و زیان عراق حدود 452.6 میلیارد دلار بود. (عصام خفاجی-اقتصاد عراق پس از جنگ با ایران-ص 187).

این زیان‌ها برای دو قدرت منطقه‌ای در خلیج به این مقدار نمی‌رسید اگر جنگ این مقدار طولانی نمی‌شد و این مدت طولانی نمی‌شد اگر اعراب خلیج [فارس] حمایت مالی و لوجستیکی از بغداد نمی‌کردند.

نویسنده افزود: عربستان جنگجویی وحشی است که با پول خود و ارتش دیگران و سازمان‌های غیرنظامند می‌جنگد. از آنجا که جنگ جنگ می‌آورد و از هزینه مداوم بر آن شعله‌هایش، سلاح‌هایش و کشته‌هایش افزایش می‌یابد، عربستان سعودی تلاش کرد با تانک و جنگنده و ناوچه چند میلیارد اضافه امنیت را در خاک خودش تامین کند. اینطور شد که پس از دو سال تصمیم گرفت که صدها میلیارد دلار دیگر نقدا به عنوان خسارت ناشی از حمله عراق به کویت و جنگ دوم خلیج را پرداخت کند.

این هزینه‌ها آنقدر که نتیجه سیاسی سعودی-خلیجی بود، به دلیل نیاز آمریکا یا برای حمایت از صدام نبود. عربستان شاه ایران را متحد غرب و متحدی منطقه‌ای می‌دید ولو اینکه در جایگاه رقیب باشد. بنابراین شاه متحد دوستم بود پس او دوست من است در حالی که کسانی که پس از او می‌آینده رقبای دشمن هستند. به موجب این دیدگاه راهبردهایی برای ممانعت از حزکت‌های ضدشاه تعیین کرد و عربستان رهبر جنبش ضد تحصن و اعتصاب و اعتراضی شد که در اواخر دهه هفتاد یعنی زمانیکه شاه پس از چند سال سرکوب و استباداد و قلدری منطقه‌ای به پاییز سیاسی خود رسید، آغاز شد.

نگارنده در ادامه این سوال مهم را مطرح کرد که چرا عربستان با این جسارت به مسلح کردن معارضان سوریه پرداخت و مشخصا نیروهای مخالف نظامی شده را. در حالی که عربستان طبق تجربه‌های نظامی و امنیتی و کمک‌های لوجستیکی خود می‌داند که توازن قوا توان خاتمه دادن به این درگیری‌های خونین را ندارد؛ حال چه خاتمه خوب چه خاتمه بد.

ممکلت عربستان سعودی دیرزمانی است که در جنگ نیز فرتوت شده است. عربستان از این شیوه اعتقادی خود به قدرت سلاح بر اجرای سیاست‌های مخصوص سعودی و سیاست‌های حمایت‌آمیز از دوستانش دست برنداشته است. اما این بار، فراتر از حد عادت خود، که شاید دلیلش نگرانی روزافزون باشد، برای خاطر خود عربستان سعودی می‌جنگد نه برای کشور یا معارضان کشوری دیگر.

عربستان از انقلاب‌های عربی می‌ترسد. این انقلاب‌ها برای هر قدرت استبدادی کابوس است. ترسش هم کاملا توجیه دارد که البته سیاست‌های متناقضی بر آن تحمیل می‌کند. عربستان از انقلاب تونس می‌ترسد. دیکتاتور آن زین‌العابدین به عربستان پناه برد. عربستان از انقلاب مصر نیز می‌ترسد. کاری نبود که عربستان برای نجات حسنی مبارک انجام ندهد. تلاش کرد نجات او و حکم آزادی‌اش را بخرد اما شکست خورد. عربستان از [قدرت گرفتن] اخوان المسلمون در مصر و تونس و قطر می‌ترسد چون اخوانی‌ها کسانی نیستند که تمایل داشته باشند تحت لوای قدرت یا تخت شاهی کسی کار کنند. اخوان المسلمون خود، یک طرح قدرت کامل است یا اینکه از موضع قدرت در حکومت شرکت می‌کند. عربستان حاضر نیست اخوان را شریک خود کند حتی وهابی‌ها را. جنبش‌های اسلامی نزد عربستان، در کنار قدرت حاکم کارکرد دارند نه در قدرت. تخت شاهی ملک آل‌سعود است نه ملک آل‌وهاب یا آل اخوان. عربستان از امتداد انقلاب عربی به دل سرزمین خود می‌ترسد. این انقلاب زمانیکه به بحرین رسید، عربستان سپرجزیره را هدیه کرد تا جنبش اصلاحی را که خواستار جدید کردن عرش شاهی بحرین و دموکراتیک کردن آن بود، زنده‌به‌گور کند. عربستان به بحرین اجازه [انقلاب] نمی‌دهد. چون بسرعت به کشور خودش سرایت می‌کند و حال نابسامان عربستان این امر را از دروازه شرقی خود که آماده [انقلاب] است، جذب می‌کند چون [منطقه شرق عربستان] کاملا محروم است. عربستان این حرکت [اعتراضی مردم بحرین] را از دروازه قلب وهابیت خود نیز جذب خواهد کرد جایی که نسل جوان سنی که لیبرالیسم به خورد او داده شده است، تحرکی از خود نشان داده است.

عربستان از جنوب خود [از جانب یمن] نیز می‌ترسد. حوثی‌ها با عربستان جنگیده و مبارزه کرده‌اند. حوثی‌ها هویتی دینی دارند که در یکی از اجتهادهایشان با ایران شیعه ارتباط پیدا می‌کند. این ابهام را عربستان علیه خود تفسیر می‌کند و از نفوذ ایران در درون خود و در دل خود که ارکانش به هم پیوسته است اطمینانی ندارد.

عربستان از متمایل شدن نظام عراق به ریاست نوری مالکی به دلیل شیعه بودنش به سوی ایران و سوریه نیز هراس دارد و می‌ترسد.

این حلقه‌ها جدای از هم نیست. این حلقه‌ها جبهه‌ای بازدارنده و موفق از سرزمین فارس تا ما بین النهرین تا سرزمین شام تا مابین بحر و نهر (فلسطین) است که تا لبنان می‌رسد. این زنجیره راهبردی روبه‌رشد مقابل نفوذ خارجی و اشغالگری اسرائیل می‌جنگد که نقطه ضعف کنونی آن، سوریه است. بنابراین درگیری باید در آن و علیه آن [سوریه] باشد آنهم از طریق حمایت از مخالفان مسلح و خلق سنگری از طریق مخالفان خارجی یا شورای ملی که قدرتهای بین‌المللی، منطقه‌ای و داخلی که خواستار تغییر روند سوریه و بیشتر خواستار سرنگونی نظام هستند. جنگ عربستان در سوریه برای آسیب‌زدن به ایران و جدا کردن لبنان از حزب‌الله و قطع کردن بازوهای ایران در خلیج [فارس] است.برای عربستان اینگونه به نظر رسید که در بحرین موفق شده است. موفقیتش با حرکت اعتراضی که خود را بازسازی می‌کند تا با دلاوری آماده رویارویی شود، تهدید می‌شود. سعودی گمان کرد که در یمن پیروز شده است اما اخباری که از یمن به گوش می‌رسد، اطمینان‌بخش نیست. از نفوذ ایران در آن سخن گفته می‌شود. عربستان تصور کرد که موفق شده است کشورهای خلیج را گروه‌بندی کند. اما اخبار [یوسف] قرضاوی و اخوان المسلمون نگران کننده است. پیش از این عربستان خیال می‌کرد که در عراق پیروز شده است اما دیگر در آن نفوذی ندارد جز از طریق معاون رئیس جمهوری [طارق الهاشمی] که به تروریسم متهم است. عربستان تصور کرد که می‌تواند در لبنان دستاوردی داشته باشد اما همه پایگاه‌هایش را با خروج حریری از قدرت و خروجش از لبنان از دست داد.

عربستان پس از این همه جنگ شکست خورده، روی چه حساب می‌کند؟ چه جنگی از معارضان [سوریه] می‌خواهد که وارد آن شوند؟ منابع بسیار نزدیک به پایتخت‌های خلیج [فارس] اعلام کردند که از این جسارت عربستان می‌هراسند زیرا اگر تلاش‌هایش شکست بخورد، خلیج [فارس] ثبات خود را که چندین دهه است از آن برخوردار است، از دست می‌دهد.

مایکل نایتز کارشناس امور امنیتی و نظامی عراق و ایران و کشورهای خلیج [فارس] درباره پیوستن کشورهای خلیج [فارس] به اقدام محرمانه (نظامی) علیه سوریه هشدار داد «زیرا درگیری عراق با درگیری سوریه در سایه حضور شورشیان در هر دو کشور که متحد ایران هستند، تداخل پیدا می‌کند. آمریکا نیز هشدار می‌دهد که «اگر واشنگتن خواست از مداخله حمایت کند، با مشکل بازدارندگی کشورهای خلیج از ارائه کمک به مخالفان سوری مواجه است. اگر به کشورهای خلیج [فارس] چراغ سبز برای اقدام نظامی نشان داده بشود، این کشورها باید ضمانتهای قوی به کشورهای غربی بدهند که در وهله اول ثبات کشورهای خلیج [فارسظ در بلندمدت برایشان مهم است. (السفیر/ گزارش آمریکایی درباره شروط جنگ دولت‌های خلیج [فارس] به نیابت [از آمریکا] علیه سوریه/18 آوریل 2012).

با پیش‌بینی امکان سرایت مسئله به کشورهای خلیج [فارس] بخصوص به عربستان سعودی، عربستان فرتوت هراسان تلاش می‌کند سوریه را به کوزوویی دیگر تبدیل کند. اگر «ارتش آزاد» را به سلاح جنگی قوی، سلاح موشکی و ضدزره و دیگر سلاح‌ها که قادر است خسارت هنگفتی به ارتش سوریه وارد کند، تجهیز کند، موفق می‌شود که نظام [سوریه] را وا دارد که کشتار بیشتری [از گروهک‌های مسلح به عنوان مردم معترض] شود و افکار عمومی بین‌المللی را علیه آن شعله‌ور کند حال چه به صورت ساختگی چه به صورت حقیقی یعنی چه نظام مرتکب شده باشد یا به آن نسبت داده بشود. طبیعت جنگ با سلاح‌های منحصربه‌فرد رسیده به دست معارضان است که تعداد کشته‌ها و شهدا تا ده‌ها نفر بیشتر شود و این چیزی است که دنیا طاقت آن را ندارد و دیگر نمی‌توان روی عدم تاثیرپذیری روسیه و چین حساب کرد.

عربستان در جنگ مخصوص خود [علیه سوریه] سوار بر مرکب مخالفان سوریه شده است تا جهان را به جنگ کوزوو عربی دعوت کند اما اینها گذشته از توهمات و حقایق باید تاکید کرد که سوریه میدان درگیری نظامی می‌شود و هر کشوری که آن را بمباران کند، به شعله‌ور شدن منطقه عربی با آتش‌های مختلف خواهد شد که دامنه برخی از آن به کشورهای خلیج [فارس] نیز کشیده خواهد شد.

اما سوریه کوزوو نیست و با نظام سوریه سقوط نمی‌کند بلکه کشور سوریه وارد جنگی داخلی می‌شود که جز پس از مدتها درگیری فرسایشی برای نیرویش و وحدتش از آن رها نمی‌شود. همچنانکه معارضان [داخلی] سوریه از ابتدا بر مخالفت مسالمت‌آمیز تاکید کردند نه مذهبی‌گری و اتکاء بر نیروهای بیگانه که نظام را سرنگون یا مجبور می‌کنند که تغییر کند و به سوریه جدیدی تبدیل شود. اما درگیری‌های حمایت شده‌ی نظامی از سوی خارج کشور سوریه را نابود می‌کند و نظام سوریه نگهبان تلی از آوار می‌شود که در آن صورت مخالفان باید گورکن شوند.

جزیره کوچک و دور افتاده گوام به حمایت از بهاییان ایران قطعنامه صادر کرد!

به گزارش عصر ایران سنای جزیره کوچک گوام با تصویب قطعنامه ای با محکوم کردن وضعیت حقوق بشر در ایران از ایالات متحده آمریکا خواسته است تا فشارهای خود به حکومت ایران را افزایش دهد.

این قطعنامه با رای مثبت 14 سناتور از 15 سناتور عضو مجلس سنا تصویب شد . نفر پانزدهم در جلسه سنا غایب بود.

بهانه تصویب این قطعنامه جلوگیری حکومت ایران از تحصیلات عالی  بهاییان به دلیل باورهای مذهبی شان عنوان شده است.

در این قطعنامه از کنگره و دولت آمریکا درخواست شده تا به نمایندگی از مردم گوام فشارهای سیاسی و دیپلماتیک خود به تهران را برای ممانعت از تحصیلات دانشگاهی "بهاییان " ، افزایش دهد.

بنیامین کروز معاون رییس مجلس سنای گوام و یکی از دو سناتور پیشنهاد دهنده این قطعنامه در توجیه تصویب این قطعنامه گفت : " هر چند ما جزیره ای کوچک و دور افتاده در دنیا هستیم و از مسایلی که در داخل ایران می گذرد دور هستیم اما می خواهیم با تصویب این قطعنامه به جهانیان نشان دهیم که با بهاییان آزار و اذیت دیده در ایران ! ابراز همدردی می کنیم."

جزیره گوام که در اقیانوس آرام و در بین قاره آسیا ، آمریکا و اقیانوسیه قرار گرفته 541 کیلومتر مربع مساحت داشته و 184 هزار نفر جمعیت دارد. این جزیره با عنوان " مناطق خودگردان ایالات متحده آمریکا " اداره شده و دارای مجلس و دولت منتخب است.

گفتنی است در حال حاضر نزدیک به 200 بهایی در جزیره گوام زندگی می کنند و قطعنامه مذکور با لابی بهاییان گوآم صادر شده است.



به گزارش مشرق "سيد حسن نصرالله" دبيرکل حزب‌الله لبنان، همچنان سوژه اصلي مراکز تصميم‌سازي و تحليلي در سرزمين‌هاي اشغالي است و اين رژيم با تلاش براي به دست‌آوردن سرنخي از وي سعي دارد بتواند ضربه‌اي به مقاومت بزند.

قدرت سيد حسن نصرالله در جنگ رواني عليه صهيونيست‌ها يکي ديگر از مسائلي است که باعث شده تل‌آويو پژوهشگران زيادي را براي شناخت ابعاد شخصيتي و روحي ـ رواني وي به کار گيرد.

در همين راستا مراکز تحقيقاتي صهيونيستي سعي دارند تا از طريق سخنراني‌هاي رسانه‌اي نصرالله بتوانند ابعادي از شخصيت وي را شناسايي کنند. اين در حالي است که شهرک‌نشينان اعتماد زيادي به اظهارات نصرالله دارند و حتي از مقامات خود نيز حرف‌هاي وي را بيشتر قبول دارند.

در همين راستا روزنامه صهيونيستي يديعوت‌آحارونوت نوشته است که مقامات اسرائيلي يک کميته 15 نفري تشکيل داده‌اند که از ميان تحليلگران مسائل سياسي و خاورشناسان و همچنين روان‌شناسان انتخاب شده است تا شخصيت رواني نصرالله را تحليل کنند و بتوانند پرونده‌اي جديد براي وي تشکيل دهند.

يکي از اعضاي اين گروه معتقد است که يکي از مهم‌ترين ملاحظاتي که درمورد نصرالله مي‌توان گفت، اين است که وي به رسانه‌ها اشراف دارد و براي سخنراني خود آمادگي زيادي کسب مي‌کند.

از ديگر نتايجي که اين گروه به دست آورده، اين است که وي بسيار فهيم است و هرگز نشانه‌هاي ترس از مرگ در چهره وي ديده نمي‌شود. او معتقد است که آينده مال اوست و وي بايد براي چالش‌هايي که فرارويش قرار دارد، آماده باشد.

اين منبع صهيونيستي با اشاره به تفاوت‌هاي موجود در ميان تحقيقات مشابه ميان آمريکا و اسرائيل در اين زمينه مي‌گويد که تحقيقات اسرائيلي‌ها درباره شخصيت نصرالله پيچيده‌تر و بر اساس اطلاعات کامل‌تر است و در اين پژوهش‌ها اطلاعات، ميان سخنراني‌هاي جديد وي با سخنراني‌هاي قبلي مورد مقايسه قرار مي‌گيرد.

"دني روبنشتاين" روزنامه‌نگار صهيونيست، درباره شخصيت نصرالله مي گويد که وي دو هفته پيش از اعلام آتش‌بس با اسرائيل به شخصيتي بزرگ تبديل شد که ديدگان فلسطيني‌ها و افکار عمومي عربي معطوف به او بود تا جايي که حتي جايگاه عبدالناصر را نيز در زمان خود پشت سر گذاشت.

او مي افزايد: عبدالناصر، 46 روزاستقامت کرد اما نصرالله در جنگ 33 روزه، چهار هفته، يک‌چهارم صهيونيست‌ها را در پناهگاه‌ها محبوس کرد.

اين روزنامه به نقل از واشينگتن‌پست مي‌نويسد که نصرالله يکي ازبزرگترين اسرار حزب‌الله است.

اين روزنامه همچنين به علاقه فراوان افکار عمومي اهل سنت جهان به سيد حسن نصرالله نيز اشاره مي‌کند.

نظرسنجي‌هاي انجام شده در سرزمين‌هاي اشغالي نشان مي‌دهد که شهرک‌نشينان بيشتر از روزنامه‌ها مقامات سياسي و نظامي صهيونيست و تمام کساني که در اسرائيل هستند، به حرف‌هاي سيد حسن نصرالله اعتماد دارند.

يديعوت‌آحارونوت اشاره مي‌کند که پس از جنگ لبنان، دو موضوع، فکر اسرائيلي‌ها را به خود جلب کرده است؛ يکي تهيه گزارش نحوه شکست اسرائيل در جنگ و ديگري انتقاد از کاهش اعتبار رسانه‌هاي صهيونيست است.

منابع امنیتی مصر اعلام کردند که در تحقیقات به عمل آمده، رشوه عربستان و قطر به دو نامزد انتخاباتی مصر ثابت شده است.
به گزارش فارس، منابع امنیتی به روزنامه المصری الیوم اعلام کردند که مقامات بلندپایه مصر انتقال مبالغ مالی هنگفت از قطر و عربستان به حساب دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری مصر رصد و کشف شده است.

رشوه عربستان و قطر به دو نامزد انتخابات مصر که تایید صلاحیت نشده‌اند در حالی فاش شد که تحقیقات آن هنوز در جریان است.

این منابع مصری اعلام کردند که دستگاه امنیتی مصر به یک نسخه از اسنادی که انتقال این رشوه را ثابت می‌کند، دست یافته است و به محض پایان تحقیقات، به دادستانی کل مصر تسلیم می‌شود.

این منابع اعلام نکردند که آیا این اموال توقیف خواهد شد یا خیر.

منابع قضایی در مصر نیز اعلام کردند که حساب بانکی نامزدهای مذکور به درخواست کمیته انتخابات تحت مراقبت و نظارت دستگاه امنیتی است.

فکری السید قاضی مصری در دادگاه استیناف اسکندریه اعلام کرد که کمیته انتخابات حق دارد در صورت اثبات دریافت پول از طرف‌های بیگانه، نامزد را از انتخابات کنار بگذارد.

ارتش رژيم صهيونيستي كودكان اسرائيلي را براي كشتن فلسطيني‌ها و نحوه استفاده از سلاح‌هاي مختلف آموزش مي‌دهد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به نقل از روزنامه اماراتي البيان، تصاوير منتشر شده از اشغالگران صهيونيست و شهرك‌نشينان در شهرك افرات واقع در جنوب بيت لحم نشان مي‌دهد كه آنها كودكان اسرائيلي را براي استفاده از سلاح‌هاي مختلف با هدف كشتن فلسطيني‌ها آموزش مي‌دهند.

در اين تصاوير، كودكان با در دست گرفتن سلاح‌ها به طرف نشانه‌ها شليك مي‌كنند و سربازهاي اسرائيلي آنها را در اين آموزش همراهي مي‌كنند.

آنچه كه مسلم است اين است كه ارتش رژيم صهيونيستي تلاش دارد فرهنگ كشتن فلسطيني‌ها را در سربازها و كودكان اسرائيلي نهادينه كند.

در جريان جنگ رژيم صهيونيستي عليه لبنان كودكان اسرائيلي "نامه‌هاي مرگ" براي كودكان لبناني بر روي موشك‌هاي ارتش رژيم صهيونيستي ارسال مي‌‌كردند.

یکی از بزرگترین شرکت‌های فروشگاهی در انگلیس، در حمایت از ساکنین فلسطینی کرانه باختری واردات خود از شهرک‌های غیرقانونی رژیم صهیونیستی در این منطقه را تحریم کرد.

خبرگزاری فارس: بزرگ‌ترین تعاونی جهان کالاهای اسرائیلی را تحریم کرد

به گزارش فارس به نقل از روزنامه گاردین، "گروه فروشگاهی کو اپریتیو" (فروشگاه تعاونی انگلیس) به عنوان اولین گروه فروشگاهی بزرگ در اروپا واردات کالاهای تولید شده در شهرک‌های غیرقانونی رژیم صهیونیستی را تحریم کرد.

بزرگترین شرکت فروشگاه‌های تعاونی در جهان با 6 میلیون نفر عضو و پنجمین تامین کننده بزرگ مواد غذایی در انگلیس واردات کالاهای تولیدی در شهرک‌های غیرقانونی رژیم صهیونیستی که در کرانه باختری و سرزمین‌های فلسطینیان بنا شده‌اند را تحریم کرد.

حالا این غول فروشگاهی و بیمه‌ای انگلیس با این کار یک گام به سمت نه گفتن به واردات از تمام شهرک‌های اسرائیلی جلوتر رفته است. این تصمیم قراردادهای چهار شرکت اسرائیلی به ارزش 350هزار پوند را لغو می‌کند.

این اقدام از سوی مراکز حقوق بشر در فلسطین با استقبال روبرو شده و عنوان شده که این اولین بار است که یک فروشگاه غربی اقدام به چنین کاری می‌کند.

این شرکت که بزرگترین شرکت تعاونی در نوع خود در جهان است نقشی تعیین کننده در اقتصاد انگلیس داشته و در دست‌یابی به اهداف تجاری و اجتماعی در این کشور نقش مهمی ایفا می‌کند، به همین جهت اقدام این شرکت در تحریم کالاهای تولیدی در شهرک‌های غیرقانونی رژیم صهیونیستی بسیار مهم ارزیابی می‌شود.

۲۶۸ فعال سیاسی عربستان با انتشار بیانیه‌ای اعلام کردند، تصمیم ندارند با "نایف بن عبدالعزیز"، ولی‌عهد عربستان به عنوان پادشاه این کشور بیعت کنند.
فارس به نقل از پایگاه خبری میدل ایست آنلاین نوشت: شماری از فعالان سیاسی عربستان دیروز در بیانیه‌ای اینترنتی اعلام کردند که قصد ندارند با شاهزاده نایف بن عبدالعزیز، ولی عهد عربستان، به عنوان پادشاه بیعت کنند.

امضاءکنندگان این بیانیه که روی برخی سایت‌ها از جمله سایت"جمعیت حقوق مدنی و سیاسی" موسوم به "حسم" قرار گرفته است، اعلام کردند که استقبال فعالان سیاسی و مردم از این بیانیه قابل توجه بوده است.

آنان دلیل این استقبال را نارضایتی مردم و فعالان سیاسی عربستانی از زندگی در کشوری بیان کرده‌اند که فاقد قانون اساسی، احزاب و نهادهای جامعه مدنی است.

امضا کنندگان این بیانیه ظلم و ستم آشکار، بهره‌برداری از مذهب تسنن در خدمت استبداد، سوء استفاده از قدرت، نقض حقوق شهروندان و اراضی و املاک آنان و تعصب مذهبی و قبیله‌ای و منطقه‌ای توسط نایف بن عبد العزیز را از دیگر دلایل رد بیعت خود با ولی‌عهد عربستان اعلام کرده‌اند.

این فعالان سیاسی بیعت با پادشاه آینده سعودی را منوط به انجام اصلاحات سیاسی، دوری جستن از استبداد و ظلم و ستم و برآوردن مطالبات و خواسته‌های مردمی کرده‌اند.

بیش از 268 فعال سیاسی زیر این بیانیه را امضا کرده و به تصمیم "عبد الله بن عبد العزیز"، پادشاه عربستان مبنی بر اعلام نایف به عنوان پادشاه اینده این کشور و بیعت با وی اعتراض کرده‌اند.

یک روزنامه مصری امروز در گزارشی با عنوان "تاریخ پر از بحران روابط مصر و عربستان سعودی" به بررسی مهمترین چالشهای این روابط از زمان ریاست جمهوری "جمال عبدالناصر" در مصر تاکنون پرداخته است.
به گزارش مهر، روزنامه الوفد مصر امروز در گزارشی به بررسی چالشهای موجود در روابط چند دهه اخیر مصر و عربستان پرداخته و این روابط را پر از تهدید، قطعی تماسها و حتی رسوایی دانسته است.
این روزنامه در این باره نوشت: بحران اخیر پس از آن شروع شد که عربستان سعودی تصمیم گرفت پس از تظاهرات در برابر ساختمان کنسولگری، سفیرش را از قاهره فرابخواند و اعضای هیئت کنسولی را نیز از مصر خارج کند.
البته خشم مردم مصر و تظاهرات در برابر کنسولگری عربستان در ریاض پس از آن آغاز شد که مقامات امنیتی سعودی "احمد الجیزاوی" (وکیل مصری) را به اتهام قاچاق مواد مخدر بازداشت کردند، در حالی که برخی معتقدند وی به علت برخی مسائل سیاسی بازداشت شده است.
الوفد تاکید کرد: البته این نخستین بحران در سریال چالشهای موجود در روابط مصر و عربستان نیست. که در برخی موارد اشخاص عادی و یا حتی شخص رئیس جمهور دخیل بوده اند؛
تنش میان جمال عبدالناصر و ملک سعود
نخستین بحران در روابط دو کشور پس از جمهوری شدن مصر رخ داد، که طی آن میان "جمال عبدالناصر" رئیس جمهور وقت مصر و  "ملک سعود بن عبدالعزیز" پادشاه وقت عربستان درباره جنگ یمن اختلاف ایجاد شد. مصر در این جنگ یکی از طرفهای درگیر بود، اما عربستان سعودی از حامیان حاکمان یمنی بشمارمی رفت.
این یکی از طولانی ترین بحرانهای میان مصر و عربستان بود که در اواخر زندگی جمال عبدالناصر (1970) و دوران پادشاهی "ملک فیصل بن عبدالعزیز" ادامه داشت.
رهبری تحریم مصر پس از پیمان کمپ دیوید
پس از گذشت مدتی از بهبود روابط قاهره و ریاض و حمایت عربستان سعودی در کنار جنگ اکتبر (علیه رژیم صهیونیستی)، مسئله سفر "انور سادات" به قدس و امضای پیمان کمپ دیوید همچون بمبی در روابط دو کشور منفجر شد.
حسنی مبارک، انورسادات، جمال عبدالناصر، ملک عبدالله
پس از این پیمان عربستان و عراق رهبری جبهه اعراب علیه مصر را برعهده داشتند و این مسئله با تعلیق عضویت مصر در اتحادیه عرب و قطع روابط سیاسی، نظامی و اقتصادی بسیار از کشورهای جهان عرب با قاهره همراه شد.
توقف صادرات نفت به مصر
در ادامه تلاشهای ریاض برای تحریم مصر پس از امضای پیمان کمپ دیوید، مقامات سعودی از توقف صادرات نفت به مصر خبر دادند. همچنین دولت عربستان تمامی سرمایه های موجود خود در بانک مرکزی مصر که به دو میلیارد دلار می رسید را از این کشور خارج کرد.
بحران در روابط دو کشور تا زمان ترور انورسادات ادامه داشت و با آغاز ریاست جمهوری "حسنی مبارک" روابط دو کشور به تدریجا بالاترین سطح ارتقا یافت.
بحران شلاق زدن پزشکان
20 سال پیش مقامات سعودی یک پزشک مصری را به علت نبود شواهد کافی در اتهام وارد نمودن به یک معلم عربستانی، شلاق زدند. این نحوه برخورد با پزشکان مصری چندین بار تکرار شد و مردم مصر خواستار واکنش دولت "حسنی مبارک" در قبال آن شدند که وی البته هیچ واکنشی علیه ریاض نشان نداد.
بحران رسوایی اخلاقی بازرگان سعودی
در سال 1996 برخی رسانه های مصری دست به افشاگری درباره روابط غیر اخلاقی یکی از بازرگانان سعودی به نام "عبدالعزیز الابراهیمی" با برخی هنرمندان مصری منتشر کردند که به نقل محافل سیاستمداران عرب تبدیل شد.
آخرین بحران
الوفد در پایان می نویسد: "بحران فعلی شاید در مقایسه با موارد گذشته چندان بزرگ نباشد اما اهانت به کرامت مصریها مسئله ای است که مردم این کشور هرگز پس از انقلاب در قبال آن ساکت نمی نشینند. این در حالی است که مقامات سعودی در تلاش هستند با فشار بر مصر پس از انقلاب، این موضوع را مطرح کنند که انقلابیون مشکل این کشور هستند.
عربستان سعودی از زمان پیروزی انقلاب مصر تاکنون آن را به رسمیت نشناخته، بلکه بارها حتی با اعلام آمادگی برای کمک مالی خواستار آزادی حسنی مبارک از زندان شده است.

یک زن مصری از بازداشت همسرش به مدت 4 سال در عربستان به جرم کمک مالی به فلسطین و عراق خبر داد.
به گزارش مشرق به نقل از شبکه العالم، خانم "اسراء کمال عبدالرحمن" همسر یک مهندس ارتباطات مصری به نام "عبدالله الدمرداش" اعلام کرد که شوهر او به جرم کمک به فلسیطن در بازداشت است.

اسراء گفت که همسرش از سال 2008 بدون توجیه هیچگونه اتهامی در زندان است.

وی افزود، پس از بازداشت همسرش نیروهای امنیتی او را نیز برای بازجویی به همراه بردند و از او سئوالاتی در خصوص مواضع "عبدالرحمن" درقبال مسائل عربی مانند فلسطین و عراق پرسیدند.

همسر این مهندس مصری با اشاره به توقیف گذرنامه‌اش به مدت 3 ماه جهت تحت فشار قرار دادن "عبدالله" خاطرنشان کرد، مسئولان سعودی تهدید کردند که در صورت پیگیری مسأله شوهرش، او را نیز بازداشت می کنند.

اسراء ادامه داد: از همه طرفهای ذیربط درخواست کردیم برای آزای همسرم یا دست کم آگاهی از اتهامات او اقدام کنند؛ در این میان سفارت مصر در ریاض و وزارت خارجه پس از 3 ماه به ما گفتند که همسرم به اتهام کمک مالی به عراق و فلسطین بدون اجازه پادشاه دستگیر شده است... جمعیت حقوق بشر ملی سعودی نیز این موضوع را تأیید کرد.

وی تأکید کرد که مسئولان سعودی طی 4 سال گذشته فقط 2 بار آن هم به مدت 5 دقیقه اجازه داده اند که با همسرش گفت‌وگو کند.

اسراء گفت که به همراه خانواده دیگر بازداشت شدگان مصری در عربستان تا کنون بیش از 50 بار مقابل سفارت سعودی در قاهره تجمع اعتراض آمیز برگزار کرده، ولی این تلاشها و درخواستها از طرفها و احزاب مختلف بی نتیجه بوده است.

همسر این مهندس مصری با اظهار امیدواری برای آزادی فوری همه هموطنانش که در عربستان بازداشت هستند، برکناری مسئولان سفارت مصر در عربستان را به دلیل بی کفایتی در حمایت از حقوق شهروندان مصری خواستار شد.

این در حالی است که روز گذشته مردم مصر در تظاهراتی مقابل سفارت سعودی در مصر، خواستار آزاد شدن فعالان مصری در این کشور شدند که در بازداشت هستند.

«آنه فرانک» نامی است که صهیونیسم به بهانه آن، تاریخی دلخواه ساخته است و هنرمندانه آن را در ذهن چندین نسل جای می‌دهد تا پس از سالها، تاریخی غیرقابل انکار سپس آماده‌بهره‌برداری‌ داشته باشد.

 

 

 

خبرگزاری فارس: صهیونیسم تاریخ را اینطور تحریف می‌کند

به گزارش فارس، صهیونیست‌ها طبق برنامه از پیش‌تعیین شده خود، تا حد توان تاریخ ملل را تحریف و تاریخ ساخته دست خود را جایگزین می‌کنند تا طبق آن در آینده، برداشت‌های مطلوب خود را در هر زمان انجام دهند.

یکی از مصادیق این تحریف، نشاندن ظالم جای مظلوم در اذهان ملل جهان است. کاری که با هنرمندی انجام می‌شود تا قربانی ظالم و ظالم قربانی جلوه کند.

روزنامه رسمی موزه «آنه فرانک» آمستردام هلند اعلام کرد که تعداد بازدید کنندگان از این موزه به بیش از یک میلیون نفر در سال گذشته (2011) رسید و پیش‌بینی می‌شود امسال (2012) این رقم بیش از این شود.

اما آنه‌فرانک کیست؟

انالیس ماری آنه‌فرانک [اگر وجود خارجی داشته باشد] نام دختری است که گفته می‌شود یهودی است. تاریخ تولد او را 1929 اعلام کرده‌اند و مدعی هستند که متولد شهر فرانکفورت بود که پس از مرگش به واسطهٔ چاپ مطالبی که دفترچهٔ خاطرات روزانه‌اش نامیده می‌شود، شهرت جهانی پیدا کرد. این خاطرات بازگوکنندهٔ داستان‌پردازی‌هایی است که «تجربهٔ پنهان شدن وی و خانواده‌اش در طول اشغال هلند توسط آلمان نازی در جنگ جهانی دوم» نامیده می‌شود.

گفته می‌شود، پدر او «اتو فرانک» این خاطرات کذایی را منتشر کرده است و اکنون منزل او را به موزه‌ای تبدیل کرده‌اند که محل بازدید صدها اروپایی شده است.

دیوید اروینگ متخصص تاریخ جنگ جهانی دوم: یادداشت‌های «آنه فرانک» ساختگی است

دیوید اروینگ (David John Cawdell Irving) متولد 1938 نویسنده و تاریخدان و متخصص تاریخ جنگ جهانی دوم معتقد است که این یادداشت‌ها ساختگی و ابزاری شده است برای درآمدزایی میلیونی. بیشتر مورخان دنیا که هولوکاست را افسانه صهیونیست‌ها می‌دانند تاکید کرده‌اند که خاطرات آن‌فرانک جعلی است.

اروینگ: هولوکاست افسانه است

اروینگ که از سال 1988 میلادی بارها تاکید کرده که «هولوکاست افسانه است و مدارکی در دست دارد که بر اساس آن نسل‌کشی نسبت داده شده به آلمان نازی هیچگاه اتفاق نیفتاده است»، در خصوص خاطرات جعلی آنه‌فرانک، سوالاتی مطرح می‌کند و می‌گوید: این خاطرات بسیار پخته نگارش شده و این، از قلم دختربچه‌ای که به 13 سالگی نرسیده، دور نیست؟ چرا پدرش اتو فرانک قبول نمی‌کند که یادداشت‌ها تحت آزمایش‌های مستقل، تخصصی و مطمئن [تاریخی] قرار بگیرد تا صحت آن اثبات شود؟

اروینگ به درآمد هنگفت ناشی از جعل این خاطرات نیز اشاره می‌کند و می‌گوید که پدر آنه‌فرانک ثروت هنگفتی از فروش کتاب‌ها و فیلم‌ها و نمایشنامه‌هایی کسب کرده که بر اساس یادداشت‌های دختر او تهیه شده است.

همچنین درآمد هنگفتی از خانه او که به موزه تبدیل شده است، حاصل می‌شود. همین موزه  در طول سالیان، نقشی بسزا در نهادینه شدن «تاریخی مجعول» در اذهان می‌شود.

صف بازدیدکنندگان از خانه آنه فرانک که موزه شده است؛

اما آیا می‌دانند از چه بازدید می‌کنند؟

تاریخ در این خصوص، از کجا و چگونه توسط صهیونیسم تحریف می‌شود؟

ماشین تبلیغات صهیونیسم جهانی، ابزار و رسانه‌های متعدد و متنوعی برای هدف قرار دادن طبقات مختلف جامعه دارد. یکی از این ابزارها سیستم سراسری آموزشی است. تا همین لحظه حداقل 215 مدرسه در 14 کشور نام «آن فرانک» بر خود دارند و خطرناک‌تر از این، آن است که این داستان مجعول وارد مواد درسی شده است. بنابراین دانش‌آموزان بی‌شماری که از کودکی این داستان را مطالعه می‌کنند و آموزش می‌بینند به هنگام بزرگسالی نمی‌توانند حتی به ذهن خود خطور دهند که چنین چیزی حقیقت ندارد.

تاکنون بیش از 20 فیلم و نمایشنامه و نمایشگاه مختلف در بیش از 25 کشور تهیه و برگزار شده است. بسیاری از جمعیت‌های خیریه به این اسم نامیده شده‌اند.

اهمیت این تحریف تاریخ روشمند زمانی بیشتر روشن می‌شود که نگاهی به پروتکل‌های صهیونیسم انداخته شود (هرچند که برخی به جعل آن اعتقاد دارند) جایی که در پروتکل 16 آمده است: «به جاى کلاسى‏سیسم و تاریخ عهد باستان که چیزهاى بد آن، بیش از چیزهاى خوب است، مسائل مربوط به آینده را مورد مطالعه قرار مى‏دهیم. به علاوه تمام حقایق مربوط به قرون گذشته را که مطلوب ما نباشند، از ذهن آدمیان پاک مى‏کنیم و فقط اشتباهات حکومتهاى غیریهودى را به حال خود مى‏گذاریم و مطالبى چون نحوه زندگى عملى، رعایت نظم، نحوه برقرارى روابط با دیگران، پرهیز از خودخواهى که موجب گسترش بدی‌ها است و مسائل تربیتى دیگرى از این قبیل، در برنامه ‏اى جداگانه و متناسب با مراحل مختلف زندگى تهیه و تدارک مى‏بینیم. بى‏شک این برنامه از اهمیت ویژه‏اى برخوردار خواهد بود».

همچنین در پروتکل شماره 2 آمده است:

«اطاعت بى‏چون و چرا از مهمترین شرایطى است که ما [یعنی صهیونیسم] براى انتخاب مدیران در نظر مى‏گیریم و هیچ ضرورتى ندارد که آنها در زمینه مدیریت تحصیلات و اطلاعاتى داشته باشند. اینگونه مدیران همچون مهره شطرنج در دست مشاوران و متخصصانى خواهند بود که ما از کودکى آنها را براى اداره امور جهان تربیت خواهیم کرد... به‌علاوه آنها را در زمینه امور سیاسى، تاریخ و تحلیل وقایع، آموزش مى‏دهیم. مى‏دانیم که غیریهودیها طورى تربیت شده‏اند که نمى‏توانند وقایع تاریخى و مشاهدات خود را بدون پیشداورى تحلیل کرده و از این تحلیها نتیجه عملى بگیرند و یافته ‏ها را راهنماى عمل خویش قرار دهند. بنابراین، ضرورتى ندارد که ما به آنها اهمیت بدهیم. بگذار که سرگرم شوند و عمرى را در آرزو و امید بسر ببرند و به خاطرات گذشته خویش دل خوش نمایند. بگذار خود را با اصولى که ما به نام علم (و تئورى) به آنها دیکته کرده‌‏ایم سرگرم کنند.».

عمق خطر این تحریف زمانی بهتر روشن می‌شود که نگاهی به آینده کنیم و این تحریم را در سطح وسیعی از تاریخ ملل و کشورهای مختلف شاهد باشیم.

به گزارش فارس، شرکت شهرک‌سازی صهیونیستی فرانسوی "فیولیا" قرادادهای کلانی را طی سال‌های گذشته با عربستان منعقد کرده و بالغ بر میلیاردها دلار سوده برده است.

فیولیا یک شرکت فرانسوی متخصص در امور زیست محیطی از جمله آب، بازیافت زباله، انرژی و راه و ساختمان است که از سال 2007، 62 قرارداد تصفیه آب منعقد کرده است و در سال 2008 قراردادهای کلانی را با شرکت ملی آب عربستان برای اداره و نگهداری و استفاده از بخش آب و فاضلاب ریاض بسته است به گونه‌ای که فیولیا انتظار دارد این قراردادها 60 میلیون دلار برایش سود داشته باشد.

شرکت فیولیا قبل از اینکه به بازار عربستان راه یابد در سرزمین‌های اشغالی کار کرده است و مشارکت خود را در شهرک‌سازی‌های صهیونیستی و برخلاف قانون بین‌المللی و حقوق فلسطینیان قبل از اینکه با دولت سعودی هیچ نوع قرارداد تجاری داشته باشد در شهرک‌سازی‌های صهیونیستی شراکت می‌کند.

این شرکت به دلیل مشارکت فعال در حمایت از شهرک‌سازی‌های صهیونیست‌ها سوژه داغ رسانه‌ها بوده است.

این موضوع واقعا شرم‌‌آور و در عین حال عجیب و غریب است که فعالیت شرکت فیولیا در انعقاد قراردادهای کلان با عربستان شناخته شده نیست و رسانه‌ها درباره فعالیتش در عربستان سخنی نمی‌گویند.

هجمه‌های جهانی گسترده علیه فیولیا در سال 2011 تاثیرگذار نبود چرا که رژیم آل سعود در دسامبر همان سال با این شرکت توافقنامه‌ای را با دانشگاه ملک فهد در زمینه نفت و معادن منعقد کرد.

نام این شرکت با توجه به اقدامات در خدمت به اشغالگران در مناطق مختلف فلسطین از سال 2005 در فهرست فراخوان جهانی برای تحریم اسرائیل و خارج کردن سرمایه‌گذاری‌ها از سرزمین‌های اشغالی جای گرفته است.

طرح احداث راه آهن جدید در قدس که شهر قدس را به شهرک‌های صهیونیست‌نشین اطراف آن مرتبط می‌کند وسیله نقلیه اصلی رژیم اشغالگر قدس و گام مهمی در برنامه یهودی سازی آن و گسترش شهرک‌سازی در آن محسوب می‌شود؛ چرا که این پروژه نه تنها از عبور و مرور عابران صهیونیستی نمی‌کاهد بلکه ارتباط بین شهرک‌نشینان جدید و دیگر شهرک‌نشینان را به عنوان بخشی از عملیات تسهیل روند شهرکسازی و وضع مکانیزم و زیرساختی برای توسعه آن آسان می‌کند امری که نقض آشکار توافقنامه «ژنو» است که بر منع انتقال شهروندان رژیم اشغالگر به مناطق اشغالی تاکید دارد و این امر نه تنها نقض آشکار حقوق فلسطینیان و ملت فلسطین بلکه نقض توافقنامه‌های بین‌المللی در این باره است.

بر اساس ماده 49 توافقنامه چهارم ژنو فعالیت‌های شرکت فیولیا نقض آشکار قانون بین‌المللی است چون انتقال اجباری جمعی یا فردی افراد تحت حمایت یا تبعید آنها از اراضی اشغالی به اراضی سرزمین‌های اشغالی یا دیگر کشورهای اشغالی یا غیر اشغالی به هر دلیلی ر ا ممنوع می‌کند.

شرکت فیولیا با همه سوابق و ارتباطات تجاری و روابط آن با رژیم صهیونیستی و شهرک‌سازی‌های این رژیم و نقش مستقیم و آشکار آن در تسهیل توسعه کار شهرک‌سازی‌ها و یهودی‌سازی قدس و با وجود تحریم‌هایی که سازمان‌ها و شهرک‌های انگلیسی و غیرانگلیسی بر آن اعمال می‌‌شود اما همچنان کار می‌کند و سال‌ها است سود هنگفتی از قراردادهای کلان خود با عربستان به جیب می‌زند.

یک مفتي سلفی، از گروه وهابی "علمای آزاده" و از مخالفان دولت سوریه اعلام کرد که ارتش آزاد، اقدام به ایجاد سازمان اطلاعات برای خود کرده که مانند هیئت دینی امر به معروف ونهی از منکر در عربستان سعودی است.

به گزارش مشرق به نقل از عربی پرس، این مفتي سلفی در ویدیوئی که در اينترنت انتشار يافته است، گفت که کمیته امنیتی انقلابیون سوریه در روستای "ادلب" در جنوب این کشورتشکیل شده و در راستای مبارزه با فساد و مجرمان و راهزنان کار خواهد کرد.

این سازمان با اشراف ارتش آزاد و مأموریت هیئت موسوم به "علمای آزاده" فعالیت خواهد کرد.

این مفتي سلفی از مردم منطقه خواست تا با این سازمان همکاری کنند.

"بلال الکن" زندانی مجرم سوری، تابستان گذشته در شهر حمص، نخستین نیروی امنیتی نیروهای موسوم به انقلابی را با عنوان گردان "خالد بن ولید" تشکیل داد. این سازمان البته به جای ایجاد امنیت در منطقه اقدام به ربودن افراد غیرنظامی کرده و آنها را اعدام می کرد. آنها سه تن از جوانان هوادار بشار اسد را اعدام و جنازه های آنها را قطعه قطعه کردند.

گروه علمای آزاده، فتوای اعدام افرادی که به دست تروریست های سوری ربوده می شوند را به علت وابستگی به ارتش یا هواداری از بشار اسد صادر می کند و این افراد به دست تروریست ها کشته می شوند.

برای اولین بار مراسم جهانی رونمایی از خرقه ی حضرت عیسی مسیح (ع) که قبل از به صلیب کشیده شدن بر تن داشت در کلیسای جامع شهر "سان تریر" آلمان برگزار شد.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه ' نورت'، در این مراسم نماینده ی کلیسای قبطی آلمان و همچنین شمار زیادی از اسقف های قبطی هلند و و بلژیک حضور داشتند.

سامح سوریال هماهنگ کننده ی برگزاری این نمایشگاه بیان کرد که این خرقه یکی از مهم ترین بقایای کلیسای " تریر" است بر حسب اعتقادات موجود حضرت عیسی (ع) قبل از به صلیب کشیده شدن آن را بر تن داشت، سربازان رومی آن را گرفته و نگهداری کردند. بعدها در زمان امپراتوری قسطنطنیه مادر پادشاه آن را از روم خارج کرده و به یکی از اسقف های آلمان داد.

سوریال تاکید کرد که این کلیسا تا 13 ماه مه پذیرای حضور هزاران اسقف از سرزمین های مختلف خواهد بود. وی همچنین افزود که به مناسبت کشف پانصد ساله ی این خرقه، این مراسم هر 25 سال یک بار برگزار می شود.

بيش از 1000 شهرك‌نشين صهيونيست با حمايت نيروهاي ارتش رژيم صهيونيستي براي انجام آيين‌هاي ديني وارد مزار حضرت يوسف (ع) شدند.
، ایسنا به نقل از روزنامه مصري اليوم السابع نوشت: حضور اين 1200 شهرك‌نشين در مزار حضرت يوسف (ع) در شرق شهر نابلس واقع در كرانه باختري با حمايت نيروهاي رژيم صهيونيستي صورت گرفت.

شهرك‌نشينان صهيونيست با ورود به مزار حضرت يوسف (ع) مراسم و آيين ديني خود را به جا آوردند.

آن‌ها به وسيله خودروهايي ويژه به مزار حضرت يوسف برده شدند و نيروهاي ارتش رژيم صهيونيستي نيز از شهرك‌نشينان صهيونيست محافظت مي‌كردند.

از سوي ديگر، نيروهاي رژيم صهيونيستي يك نوجوان فلسطيني با نام محمود رائد جيعان 15 ساله را در منطقه بلاطة البلد دستگير كردند.

به گزارش مشرق: بمباران درسدن نامی است که بر حمله نظامی استراتژیک به شهر درسدن، پایتخت ایالت ساکسونی در آلمان، در ماه ­های نهایی جنگ جهانی دوم، نهاده ­اند. در حملاتی که بین روزهای 13 تا 15 فوریه سال 1945 اتفاق افتادند، 1300 بمب­ افکن نیروی هوایی بریتانیا و ایالات متحده، بیش از 3900 تن بمب و مواد آتش­ زا بر روی شهر رها کردند. طوفان آتشینی که در نتیجه انفجار این بمب ­ها شکل گرفته بود، 39 کیلومتر مربع از مرکز شهر را سوزاند و منجر به تلفات جانی بی­ همتایی شد.




درسدن پیش از بمباران
درسدن پس از بمباران


فیلم 1: تصاویر شهر درسدن پیش از بمباران و پس از آن    (لینک فیلم)



بمباران استراتژیک چیست؟

بمباران استراتژیک یک استراتژی جنگی غیراخلاقی است که در یک جنگ همه جانبه برای از بین بردن توان و امکانات اقتصادی و نابودی کامل تجهیزات زیرساختی دشمن مورد استفاده قرار می گیرد .

بطور سیستماتیک سازماندهی و اجرای این استراتژی از طریق هوا صورت می­ گیرد. بمباران استراتژیک با بمباران تاکتیکی (Tactical Bombing) کاملاً متفاوت می باشد، اهداف در بمبارانهای استراتژیک معمولاً کارخانجات، خطوط راه آهن، پالایشگاهها، شهرها و ... میباشد در صورتی که هدف از بمباران تاکتیکی معمولاً انهدام پادگانها، مراکز فرماندهی، انبارهای مهمات، فرودگاه ها و در کل اهداف نظامی می باشد. با توجه به این تفاوت ها مشخص می گردد که بمب افکن های استراتژیک هواپیماهایی بزرگ و دور برد می باشند در صورتی که بمب افکن های تاکتیکی کوچکتر و سریع تر هستند و در بسیاری از موارد بمباران های تاکتیکی توسط شکاری بمب افکن ها صورت میگیرد، در بعضی از مواقع، قبل از اجرای یک بمباران استراتژیک با اجرای بمباران های تاکتیکی سیستم های دفاع ضد هوایی دشمن مورد تهاجم قرار گرفته و منهدم می گردد و سپس بمباران استراتژیک انجام می گیرد .

چرا درسدن بمباران شد؟

آلمان‌ها آغاز کننده بمباران‌های هوایی شهرها نبودند. انگلستان و فرانسه در 3 سپتامبر 1939 علیه آلمان رایش اعلان جنگ دادند. دو روز بعد از این واقعه انگلستان بمباران شهرها و جمعیت غیرنظامی آلمان را آغاز کرد. در 5 سپتامبر 1939 اولین حملات هوایی علیه شهرهای کوکس‌هاون (Cuxhaven) و ویلهلم‌شاون (Wilhelmshaven) انجام گرفت؛ در 12 ژانویه 1940 شهر وسترلند (Westerland) بمباران شد. دو هفته بعد، در 25 ژانویه، فرماندهی عالی ارتش آلمان حمله به شهرهای بریتانیا و بندرهای آن کشور را ممنوع اعلام کرد؛ البته بنادر روسیث (Rosyth) از این قاعده مستثنی شدند. در 20 مارس، 110 بمب انفجاری و آتش‌زا بر فراز شهرهای کیل (Kiel) و هرنوم (Hörnum) رها شدند. در این حمله یک بیمارستان به کلی تخریب شد. در آوریل 1940، بمب‌افکن‌های ارتش بریتانیا حملاتی فزاینده علیه شهرهایی انجام دادند که دارای هیچ نوع تأسیسات و اهمیت نظامی نبودند. وینستون چرچیل در 11 می 1940، و درست یک روز بعد از انتصاب به عنوان نخست‌وزیر و وزیر جنگ تصمیم گرفت دستوری مبنی بر انجام حملات هوایی وسیع علیه مردم غیرنظامی آلمان صادر کند. با این حال وی مردم انگلستان را از اتخاذ این تصمیم مطلع نکرد. در 18 می 1940 فرماندهی عالی ارتش آلمان گزارشی از حملات انگلیسی‌ها به اهداف غیرنظامی منتشر کرده و در مورد عواقب تداوم این حملات به انگلیسی‌ها هشدار داد. بالاخره در 14 و 15 نوامبر 1940 نیروی هوایی آلمان نیز به یک شهر انگلیسی کاونتری که البته دارای صنایع نظامی با اهمیتی بود حمله کرد. این حمله چندین ماه پس از آغاز حملات بریتانیایی‌ها علیه مردم غیرنظامی آلمان، آغاز شد. بنا بر گزارشات در این حمله در حدود 600 نفر کشته شدند.

سونکی نیتزل (Sönke Neitzel)، متخصص جنگ‌افزار هوایی، می‌گوید: "بدون شک در سال‌های ابتدایی جنگ، حملات نیروی هوایی آلمان علیه شهرها بر اساس اهمیت نظامی آنها برنامه‌ریزی شده بود و نمی‌توان آنها را حملاتی برای ارعاب و وحشت انداختن در میان مردم کشور متخاصم طبقه‌بندی کرد."

چرچیل: "آنها را کباب کنید."

هدف نیروهای متفقین نابود کردن مردم آلمان به ترسناکترین شکل ممکن بود. در 13 فوریه 1990، 45 سال بعد از ویرانی درسدن، دیوید ایروینگ (David Irving)، در کاخ فرهنگ درسدن به سخنرانی پرداخت. ایروینگ در سخنرانی خود به جمله‌ای مشهور از چرچیل اشاره کرد: " نمی‌خواهم در مورد چگونگی نابود کردن اهداف با اهمیت اطراف درسدن به من پیشنهاد دهید. من پیشنهاد‌هایی می‌خواهم در مورد چگونگی کباب کردن 600000 پناهنده‌ای که از برسلاو به درسدن آمده‌اند." اما کباب کردن آلمان‌ها برای چرچیل کافی نبود. وی در صبح روز بعد از بمباران به هواپیماهای سبک دستور داد که بازماندگان بمباران‌ها را در ساحل رودخانه الب (River Elbe) به رگبار ببندند.

این دستور چرچیل در راستای تحقق بخشیدن به برنامه پیشنهاد شده از سوی مورگنتا، وزیر خزانه داری روزولت بود. وی پیشنهاد کرده بود که برای اطمینان حاصل کردن از اینکه آلمان دیگر هیچگاه قدرت نیابد، می بایست به گونه ای به این کشور حمله کرد که این کشور تکه تکه و منزوی شود و برای همیشه از لحاظ صنعتی فلج بماند.

 


بسیاری از افراد وینستون چرچیل را به ارتکاب جنایت جنگی در جریان بمباران درسدن متهم می کنند


نبرد سیستماتیک چرچیل برای نابودی مردم آلمان عبارت بود از نابودی هر خانه آلمانی در تمام شهرهای این کشور: "اگر قرار است چنین اتفاقی رخ دهد، امیدوارم بتوانیم تمام خانه‌های آلمانی را در تمام نقاط این کشور ویران کنیم." چرچیل در مارس 1945 در مورد بمباران شهرهای آلمانی با هدف ایجاد ترس و وحشت و در عقلانی بودن این کار دچار تردید شد. اما حملات باز ادامه یافت.

هفته‌نامه آلمانی "اشپیگل" در ژانویه 1995 چنین نوشت: "حدود 6 میلیون آلمانی در جنگ جهانی دوم کشته شدند." در حقیقت، اما تعداد واقعی کشته‌ها بالغ بر 15 میلیون نفر است. با وجود اینکه حتی نشریه ضد آلمانی اشپیگل اذعان می‌نماید که 6 میلیون نفر در این جنگ کشته شده‌اند، اما نخبگان آلمانی فقط برای قربانیان یهودی عزاداری می‌کنند.

به راستی چند نفر در آتش سوختند؟

توماس بروکس درباره تعداد صحیح کشته‌شدگان در آتش‌سوزی می‌گوید: "منکرین این هولوکاست آلمانی ادعا دارند که در این واقعه تنها 35000 آلمانی کشته شدند. مساحت درسدن در حدود 28 کیلومتر مربع است یعنی به عبارت دیگر در حدود 7000 جریب کاملا نابود شد. بنابراین اگر آمار ارائه شده در مورد تعداد کشته شدگان را صحیح فرض کنیم در این صورت در هر جریب 6 نفر کشته شده‌اند (یعنی تقریبا 6 نفر در هر 4000 متر مربع). در فوریه 2005، کمیسیونی مرکب از برخی تاریخ‌نگاران به اصطلاح "جدی و دقیق" این رقم را نیز کاهش داد. آنها ادعا کردند که در حدود 24000 آلمانی در واقعه بمباران درسدن کشته شدند. اما هر کس که اندک آشنایی با سیستم سیاسی آلمان داشته باشد می‌داند که این "تاریخ‌نگاران جدی و دقیق" چیزی نیستند جز چند تحریف‌کننده مبتذل، افرادی که پول می‌گیرند تا با دروغ گویی نگذارند حقایق آشکار شوند. رقم 35000 نفر اشاره به طیف کوچکی از قربانیان دارد که هویت آنها کاملا قابل شناسایی بود."

اظهارات برخی مقامات آلمانی کاملا در تضاد با تاریخ رسمی واقعه درسدن است. ارهارد موندرا (Erhard Mundra)، عضو "کمیته باتزن" (مؤسسه زندانیان سیاسی سابق در جمهوری دموکرتیک آلمان [آلمان شرقی])، در روزنامه "دی‌ولت" (DieWelt) در تاریخ 2/12/1995، نوشت: "بر اساس اظهارات سرهنگ دوم دی. ماتس (D. Matthes) افسر سابق ستاد مشترک ارتش آلمان در منطقه نظامی درسدن، 35000 نفر از قربانیان کاملا شناسایی شدند، هویت 50000 نفر تا حدودی آشکار شد، اما در حدود 168000 نفر به هیچ وجه قابل شناسایی نبودند." باید بدین نکته نیز اشاره کنیم که کودکان، زنان و افراد سالخورده‌ای که طوفان آتش آنها را به تلی از خاکستر تبدیل کرده بود نیز غیرقابل شناسایی بودند. در سال 1955، کنراد آدنائر، صدراعظم سابق آلمان غربی چنین اظهار داشت: "در 13 فوریه، 1945، حمله به شهر درسدن، که انباشته از آوارگان جنگی بود در حدود 250000 کشته بر جای گذارد."

 






تصاویری از شهر درسدن پس از بمباران

 

در سال 1992، مقامات شهر درسدن در پاسخ به شهروندی که در مورد آمار تلفات پرسیده بود، چنین پاسخ دادند: "بر اساس اطلاعات قابل اعتمادی که توسط پلیس درسدن تهیه شده تا روز بیستم مارس در حدود 202040 جسد کشف گردید که بیشتر آنها را زنان و کودکان تشکیل می‌دادند. تنها 30 درصد از این افراد قابل شناسایی بودند. اگر تعداد افراد مفقودالاثر را نیز به حساب آوریم در این صورت تعداد واقع بینانه قربانیان بالغ بر 250000 تا 300000 نفر خواهد بود." در زمان حمله، شهردرسدن هیچ نوع تجهیزات پدافند هوایی و یا دفاع نظامی در اختیار نداشت. در این شهر هیچ نوع کارخانجات و صنایع نظامی وجود نداشت. درسدن تنها پناهگاهی بود برای آوارگان شرق کشور.

در شبهای دهشتناک 13 و 14 فوریه 1945، وینستون چرچیل، 700000 بمب آتش‌زا، یعنی به ازای هر نفر دو بمب، بر فراز شهر درسدن رها کرد. روزنامه "دی‌ولت" در سوم مارس 1995 نوشت: "به گفته پرفسور دایتمار هوسر (Dietmar Hosser) از مؤسسه مصالح ساختمانی، انبوه‌سازی و پیشگیری از آتش‌سوزی: "زمانی که شهرها به کوره‌های آدم‌سوزی تبدیل می‌شوند در این حالت دمای سطح زمین به بالای 2900 درجه فارنهایت (1600 درجه سانتی‌گراد) می‌رسد."

 


فیلم 2: بمب­ افکن نیروی هوایی بریتانیا و ایالات متحده، بیش از 3900 تن بمب و مواد آتش­ زا بر روی شهر رها کردند (لینک دانلود)


در 11 فوریه 1995، روزنامه "دی‌ولت" چنین گزارش داد: "در نسل‌کشی مردم آلمان در حدود 80 درصد از شهرهای بالای 100000 نفر ویران شدند. هواپیماهای جنگی نیروهای جنایتکار متفقین در حدود 40000 تن بمب در سال 1942، 120000 تن در سال 1943، 650000 تن در 1944 و 500000 تن در چهار ماه آخر جنگ در سال 1945، بر سر مردم آلمان فرو ریختند."

 





تصاویر هواپیماهای استفاده شده در جریان بمباران درسدن

 

بمباران نظامی یا جنایت جنگی!

هرچند هیچ کدام از افرادی که مسئول بمباران شهر درسدن بودند، به جنایت جنگی متهم نشدند، اما متخصصین بسیاری بر این باورند که بمباران این شهر جنایت جنگی بوده است.

دونالد بلوخام تاریخ ­شناس، می ­گوید: "بمباران درسدن در 13 و 14 فوریه جنایت جنگی است. وی همچنین استدلال می­کند شواهد مستحکمی مبنی بر مجرم بودن وینستون چرچیل و همدستانش وجود دارد. در این زمینه بایستی به صورت جدی تفکر شود."

گونتر گراس، نویسنده آلمانی نیز یکی از افرادی است که معتقد است بمباران شهر درسدن، جنایت جنگی بوده است.

افرادی که معتقدند در بمباران شهر درسدن جنایت جنگی رخ داده است، استدلال می­ کنند تخریبی که در شهر ایجاد شده است، فراتر از حدی است که بتوان آن را نیاز نظامی قلمداد کرد. متفقین از نتیجه چنین حملاتی آگاه بودند، چراکه برخی شهرهای انگلستان در جریان حمله بلیتز توسط این بمب­ها تخریب شده بودند. این افراد عنوان می­ کنند که در شهر درسدن پایگاه نظامی وجود نداشت و اغلب صنایع این شهر در خارج از محدوده بمباران شده قرار داشتند. آنها ادعا می­کنند با توجه به پیشینه تاریخی قابل توجه شهر، متفقین نباید آن را بمباران می ­کردند.

بخشی از توصیف فاجعه درسدن در روزنامه دی ولت بدین شرح است: "آنها در درسدن، تنها در عرض یک شب جهنمی، صدها هزار نفر را نابود کردند و گنجینه‌های فرهنگی بی‌شماری را تخریب نمودند. زن‌هایی که در بیمارستان‌ها در حال وضع حمل بودند از پنجره‌ها به بیرون می‌پریدند تا در آتش نسوزند. اما در عرض چند دقیقه این زنان و کودکانشان که هنوز چشمانشان را به روی جهان باز نکرده بودند به تلی از خاکستر تبدیل شدند. هزارن نفر که بمب‌های آتش‌زا آنها را تبدیل به مشعل‌های متحرک کرده بود به درون حوض‌های آب می‌پریدند اما فسفر حتی درون آب نیز آنها را می‌سوزاند. حتی حیوانات باغ‌وحش نیز با بیچارگی به همراه انسان‌ها به سوی آب می‌دویدند. اما تمام این انسان‌ها و حیوانات به نام آزادی نابود شدند." (3 مارس 1995، دی‌ولت)

توماس بروکس نیز این بمباران را این گونه تشریح می‌کند: "در مرکز شهر، که منطقه‌ای پرجمعیت با وسعت 15 کیلومتر مربع است، طوفان آتش حتی یک خانه راه هم سالم نگذارد. آتش‌سوزی به مدت دو شبانه روز ادامه یافت. در مرکز شهر آسفالت خیابان در حال سوختن بود. در روز بعدی "تندباد" هنوز با سرعت بسیار شدید می‌وزید تا حدی که یک دانشجوی ترک قدرت آن را در روی پل رودخانه الب نیز احساس کرد. وی گفت: "یک تندباد بسیار شدید که بر اثر آتش به وجود آمده بود از روی رودخانه الب گذشت. ما مجبور شدیم در روی پل بر زمین بخوابیم و به نرده‌ها بچسبیم تا باد ما را با خود نبرد." برای اینکه مردم کشور دچار وحشت نشوند، گوبلز تعداد کشته‌ها را 40000 نفر اعلام کرد. البته وی گزارشی از جانب رئیس دفتر تبلیغات در درسدن دریافت کرده بود که در آن تعداد تلفات بالغ بر 350000 تا 400000 نفر ذکر شده بود.... حتی بعد از پایان جنگ به دلیل ملاحظات سیاسی از ارزیابی دقیق و عینی قربانیان این حادثه وحشتناک ممانعت به عمل آمد. بسیار ساده لوحانه است که باور کنیم تبلیغاتچی‌های نازی عمدا تعداد قربانیان را زیاد اعلام کرده‌اند. هدف از بمباران‌های هوایی نیروهای متفقین، همانگونه که خود نیز اعلام کرده‌اند، شکستن روحیه مردم آلمان بود. اگر تبلیغاتچی‌های نازی تعداد قربانیان را زیاد اعلام می‌کردند بدین معنا بود که در جهت نیات متفقین قدم برداشته‌اند. تعداد تلفات درسدن چنان بالا بود که گوبلز تصمیم گرفت این تعداد را 90 درصد کمتر از مقدار واقعی اعلام کند. وی از این واهمه داشت که اعلام ارقام واقعی باعث هرج و مرج و فروپاشی روحیه تمام مردم رایش گردد. به درستی که ابعاد این فاجعه قوه تخیل انسان را به مبارزه می‌طلبد."

 








تلفات حادثه فراتر از یک بمباران نظامی بود

 

چرا بمباران درسدن نادیده گرفته می‌شود، اما افسانه هولوکاست نه؟

دکتر گئورگی استنسون، وکیل و رئیس موسسه جنوساید واچ (Genocide Watch) می­ گوید:

"چگونه است که هولوکاست جنایت جنگی است و از آن به عنوان یکی از زشت­ ترین اتفاقات تاریخ یاد می ­شود، اما بمباران درسدن و حمله اتمی به هیروشیما و ناکازاکی توسط متفقین جنایت جنگی قلمداد نمی ­شود؟ ما همه کارهای زشتی می­توانیم انجام دهیم، اما باید توسط قانون محدود شویم و قانون اجازه آن را به ما ندهد."

توماس بروکس (Thomas Brookes)، تاریخ‌نگار و نویسنده انگلیسی با اشاره به تلاش‌های صورت گرفته برای کمتر جلوه دادن تلفات انسانی این حمله هوایی می‌نویسد: "دروغ‌گویان حرفه‌ای که در خدمت منافع صنعت هولوکاست قرار گرفته‌اند و همچنین تاریخ‌نگاران رسمی جمهوری فدرال آلمان با وقاحت هرچه تمام سعی می‌کنند میزان تلفات انسانی هولوکاست درسدن را چند صد هزار نفر کاهش دهند. هیچکس نمی‌تواند منکر شود که 12000 خانه در مرکز شهر و در بحبوحه طوفان آتش تبدیل به تلی از خاکستر شدند. در این شهر علاوه بر 600000 ساکن بومی آن، در حدود 600000 پناهنده نیز از شهر برسلاو (Breslau) پناه گرفته بودند. با توجه بدین مسأله می‌توان نتیجه گرفت که هر کدام از این 12000 خانه بیش از 50 نفر را در خود جای داده ‌بودند. اما از این تعداد خانه هیچ چیز باقی نماند و انسان‌هایی که در این خانه‌ها پناه گرفته بودند بر اثر دمای بیش از 2900 درجه فارنهایت (1600 درجه سانتی‌گراد) همگی به خاکستر تبدیل شدند."

انست کرامر (Enst Cramer) در 12 فوریه 1995 و در روزنامه "دی‌ولت" نوشت: "زمانی که برای این قربانیان عزاداری می‌کنیم دیگر نباید دنبال مقصرین این مصائب بگردیم." رومن هرزوگ، رئیس‌جمهور آلمان در سخنرانی 13 فوریه 1995 در درسدن چیزهایی گفت که یقینا توهین به قربانیان بمباران‌ها محسوب می‌شود. وی گفت: "بحث در مورد قانونی بودن و یا نبودن بمباران‌ها، که البته غیرانسانی بودن آنها بر همه آشکار است، کاری عبث و بیهوده است. از آن زمان 50 سال گذشته است و هم اینک هیچ فایده‌ای از این بحث‌ها عاید ما نخواهد شد."


رومن هرزوگ: بحث در مورد قانونی بودن و یا نبودن بمباران‌ها کاری عبث و بیهوده است


توماس بروکس معتقد است که قضیه در مورد هولوکاست کاملا برعکس بوده و تمام تلاش‌ها حول مبالغه در مورد این رخداد می‌چرخند. او در ادامه می‌افزاید: اما وقتی که نوبت مبالغه و گزافه‌گویی در مورد تلفات جانی اردوگاه‌های آشویتس می‌رسد، هیچکس از این حرف‌ها نمی‌زد. دیگر دروغگویان و فریبکاران حرفه‌ای نمی‌گویند که: "بحث در مورد اینها بی‌معنی است... سالیان درازی از این واقعه گذشته، بنابراین این صحبت‌ها چه فایده‌ای دارند؟" به نوشته فریجوف میر (Fritjof Meyerروزنامه‌نگار مشهور، 3.5 میلیون قربانی ساختگی به تعداد تلفات اردوگاه‌های آشویتس اضافه شد تا ملت آلمان بیش از پیش بدنام شود. در حقیقت تمام سیاستمداران آلمانی ادعا می‌کنند که مردم این کشور تا ابد گناهکار هستند. حتی آلمانی‌هایی که هنوز زاده نشده‌اند نیز گناهکارند.

 

منابع و مآخذ


  1. Bomber CommandArthur Harris's report,"Extract from the official account of Bomber Command by Arthur Harris, 1945", National Archives, Catalogue ref: AIR 16/487, which says that 1,600 acres (6.5km2) were destroyed.
  2. Addison (2006), p. 180
  3. Elliott, Michael.Europe: Then And Now,TimeEurope, 10 August 2003, retrieved 26 February 2005.
  4. Longmate(1983), p. 122. Longmate describes a 22 September 1941 memorandum prepared by the British Air Ministry's Directorate of Bombing Operations which puts numbers to this analysis.
  5. Gerda Gericke (lucas)The Destruction of Dresden's FrauenkircheDeutsche Welle, 26 October 2005.
  6. Stanton, Gregory."How Can We Prevent Genocide: Building An International Campaign to End Genocide". Retrieved 2008-11-12
  7. Matthias Neutzner: Die Bergung, Registratur und Bestattung der Dresdner Luftkriegstoten ("The Recovering, Registration and Burial of Dresden raid deads” – part I of the Historian Commission report 2010; pdf, p. 38-39)
  8. Taylor, Bloomsbury 2005 pp. 420–6.
  9. "The Strategic Air Offensive against Germany" (SOA), HMSO (1961) vol 3 pp. 117–9.
  10. Addision (2006), Chapter by Sonke Neitzel (2006) "The City Under Attack" p. 76
  11. Harding, Luke. Cathedral hit by RAF is rebuilt, The Guardian, 31 October 2005.
  12. Gómez, Javier Guisández. "The Law of Air Warfare", International Review of the Red Cross, nº 323, 20 June 1998, pp. 347–63.
  13. Evans, Richard (1996). "Dresden and Holocaust Denial". David Irving, Hitler and Holocaust Denial: Electronic Edition. Retrieved 6 May 2010.
  14. USAF, II. Section ANALYSIS: Dresden as a Military Target,  33, 34.
  15. Grayling, AC (27 March 2006). "Bombing civilians is not only immoral, it's ineffective". London: The Guardian. Retrieved October 2008.
  16. Evans, Richard J. The Bombing of Dresden in 1945, The real TB 47.
  17. Gerda Gericke (lucas) The Destruction of Dresden's Frauenkirche Deutsche Welle, 26 October 2005.

 



منابع برای مطالعه بیشتر:

1- سایت رسمی یادبود کشته شدگاه درسدن http://www.13februar.dresden.de/en/index_en.php

شبکه وهابی العربیه که به دلیل حمایتش از صهیونیستها به العبریه مشهور است با انتشار مطلبی در حمایت از شبکه بهایی من وتو در صدد تبلیغ این شبکه رو به تعطیلی در آمد.
به گزارش مشرق به نقل از ندای انقلاب، شبکه وهابی العربیه که به دلیل حمایتش از صهیونیست‌ها به العبریه مشهور است با انتشار مطلبی در حمایت از شبکه بهایی من و تو در صدد تبلیغ این شبکه رو به تعطیلی در آمد.

بنا بر این گزارش، العربیه با معرفی برخی برنامه های این شبکه ضد اخلاق مدعی شده که به دلیل اینکه این شبکه گوگوش(خواننده هرزه و بدکاره دوران طاغوت که هم اکنون بالای 70 سال سن دارد) ار به خانه ایرانیان آورده حکومت با این شبکه مخالف است.! البته ظاهرا هنوز برای اعراب صهیونیست شبکه اعربیه جذابیت دارد که اینچنین از این شبکه بهایی حمایت می کنند!

حمایت های وهابیت از شبکه تلویزیونی بهائیت در حالی صورت می گیرد که "من وتو" در دوران اضمحلال به سر می برد و در آستانه تعطیلی قرار گرفته است. این شبکه که با لابی بهائیت در انگلستان و سرمایه گذاری آنان و دستگاه اطلاعاتی این کشور راه اندازی گردید این روزها به دلیل اختلافات داخلی ، عدم تاثیرگذاری بر خانواده های ایرانی آن طور که شبکه اطلاعاتی غرب می خواست و آنچه که مدیران بهایی این شبکه از آن بعنوان نفوذ عوامل جمهوری اسلامی به داخل شبکه یاد کرده اند ! رو به تعطیلی گذاشته است.

این شبکه ارتباط تنگاتنگی با فرقه ضاله بهائیت دارد و پخش برنامه هایی با محوریت نرم تبلیغ بهائیت و اثر گذاری بر خانواده های ایرانی را همواره در دستور کار خود دارد.

اگر چه مدیران شبکه تلویزیونی من و تو مدعی بی طرفی رسانه شان در مقابل مذهب، سیاست و ...هستند(با توجه به کثرت حضور اعضای فرقه ضاله بهائیت در این تلویزیون این ادعایی کذب است)، اما این شواهد و قرائن به خوبی نشان میدهد که چهارچوب فکری آنها دقیقا همان چهارچوب فکری رسانه های معلوم الحالی مانند بی بی سی و صدای امریکاست که با بودجه های دولت های خود همواره بر ضد منافع ایران سخن پرانی کرده اند. آنها هرگز دلسوز ایران وایرانی نبوده و نیستند.

وزارت دفاع آمریکا سازمانی جدید برای حاسوسی از ایران و چین تاسیس می کند.

به گزارش عصر ایران روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز روز دوشنبه با انتشار این خبر به نقل از برخی منابع آگاه وزارت دفاع آمریکا نوشت که هدف از تاسیس این سازمان مقابله با تهدیدهای ناشی از ایران و چین همزمان با خروج نیروهای آمریکایی از عراق و افغانستان است.

نیویورک تایمز می نویسد این سرویس مخفی جدید  از افراد ، مقامات وامکانات موجود در ساختار دفاعی و اطلاعاتی آمریکا بهره خواهد برد و همکاری نزدیکی با سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا ( سیا) به منظور ردیابی تهدیدات در حال ظهور از ناحیه ایران و چین خواهد داشت.

نیویورک تایمز به نقل از مقامات وزارت دفاع آمریکا می نویسد که سازمان جدید با تغییر پرسنل و بودجه در سال های آتی صدها کارمند خواهد داشت.

بنابر این گزارش در حال حاضر افسران سازمان اطلاعات نظامی ارتش آمریکا به شیوه های متعارف از مناطق جنگی مشغول جمع آوری اطلاعات هستند و با تاسیس سازمان جدید همکاری های بیشتری میان سازمان اطلاعات نظامی ارتش آمریکا و سازمان سیا به وجود خواهد آمد.

خبر نیویورک تایمز درباره تاسیس سازمانی جدید و مخفی در وزارت دفاع آمریکا یک هفته پس از انتصاب ژنرال " مایکل فلین " رییس جدید واحد فرماندهی مشترک عملیات ویژه پنتاگون صورت می گیرد.

خبرگزاری فرانسه درباره انتصاب ژنرال فلین می نویسد که انتصاب اوکه از منتقدان جدی  ساختار اطلاعات نظامی ارتش آمریکا در زمانی بود که در سال 2010 به عنوان افسر اطلاعاتی در افغانستان مشغول خدمت بود ، نشان دهنده ارتقای جایگاه نیروهای ویژه  در سال های اخیر محسوب می شود.

نیروهای ویژه ارتش آمریکا که زیر نظر واحد فرماندهی مشترک عملیات ویژه کار می کنند ، نقش مهمی در ترور رهبران طالبان و القاعده در افغانستان و نیز ستیزه جویان مسلح در عراق داشته اند . آخرین اقدام این نیروها ترور اسامه بن لادن رهبر سابق شبکه القاعده در منطقه ای در نزدیک اسلام آباد پاکستان بود.

اسناد فاش شده از دستگاه جاسوسی قذافی نشان می دهد دولت انگلیس با همکاری حکومت قدافی اقدام به ساخت مسجدی کرده بود تا به این وسیله ، به شناسایی نیروهای افراط گرای اسلامی و افراد مرتبط با القاعده بپردازد.

به گزارش عصر ایران به نقل از روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف، این عملیات مشترک نشان می دهد سازمان سری اطلاعات امنیتی انگلیس تا چه میزان آماده فعالیت و همکاری با سازمان جاسوسی حکومت قذافی بود و این در حالی است که در همان مقطع، دولت انگلیس مدعی نقض حقوق بشر در لیبی بود.
این مسجد در واقع تله بود که نیروهای افراط گرا را به سمت خود جذب می کرد تا کار شناسایی آنها برای سازمان های امنیتی آسان تر شود.

این همکاری در دوره ای صورت گرفت که انگلیس تلاش می کرد به ازسرگیری روابط و عادی سازی ارتباطات با دولت قذافی بپردازد. همچنین دولت وقت انگلیس تلاش می کرد قذافی از مالکیت سلاح کشتار جمعی دست بردارد.

تونی بلر نخست وزیر وقت انگیس هم در سفر به طرابلس وملاقات با معمر قذافی رهبر وقت لیبی، پای توافقنامه هایی را امضا کرد که به دوره انزوای لیبی پایان می داد.

همکاری سری میان این دو کشور براساس اعزام یک مامور سری و مخفی به میان اعضای القاعده در انگلیس استوار بود. این مامور مخفی به نام مستعار "یوسف" ارتباط نزدیکی با فرمانده القاعده در عراق برقرار کرده بود.

این مطالب در مکاتبات سری میان سازمان جاسوسی انگلیس با "موسی کوسا" رئیس وقت سازمان جاسوسی حکومت قذافی منتشر شده است. این مکاتبات پس از سقوط حکومت قذافی فاش شدند.

کوسا در اواخر حکومت قذافی پست وزارت خارجه را برعهده داشت و در نهایت با جدایی از حکومت قذافی، به انگلیس فرار کرد و پس از آن به قطر رفت و تاکنون در این کشور اقامت دارد.

همچنین  "عبدالحکیم بالحاج" از مخالفان اسلامگرا و معروف قذافی و فرمانده نظامی کنونی طرابلس نیز قصد دارد همکاری دولت  انگلیس و قذافی علیه خود را تحت پیگرد قضایی قرار دهد.

وی با شکایت از "جک استرو" وزیر خارجه وقت انگلیس می گوید که او همکاری لندن با دولت قذافی علیه مخالفان این حکومت را تایید کرده بود.
ولیعهد عربستان سعودی تصریح کرد که دولت این کشور از زمان تاسیس تا کنون از روش سلفی میانه رو حمایت کرده و به آن افتخار می‎کند و هرگز از این روش دست برنمی‌دارد.

، «نایف بن عبدالعزیز»، ولیعهد عربستان سعودی در همایش "سلفیه؛ روش شرعی و خواست ملی" مدعی شد که روش سلفی توهین‎های زیادی را متحمل شده است و مفاهیم نادرستی چون تکفیر، غلو و تروریست را به آن نسبت داده‎اند و ما باید در یک جبهه با شبهاتی که متوجه این روش است، برخورد کنیم.

وی در ادامه تصریح کرد: دولت آل سعود از زمان تاسیس تا کنون از روش سلفی میانه رو حمایت و به آن افتخار می‎کند و هرگز از این روش دست برنمی دارد.

گفتنی است گروه‎های سلفی در کشورهای اسلامی تا کنون جنایات بی شماری را ضد شیعیان و دیگر گروههای مسلمان مرتکب شده‎اند.به طوری که جنایاتی که شاخه‌های نظامی سلفیان از جمله القاعده، طالبان، سپاه صحابه، لشکر طیبه در مناطق مختلف جهان اسلام مرتکب شده‎اند، در طول تاریخ بشر کم نظیر بوده است.

سلفیان درعربستان و شاخه های تکفیری و جهادی آن در سراسر ممالک اسلامی همواره مورد حمایت رژیم آل سعود قرار داشته‏اند.

منبع: ابنا

روزنامه‌هاي ترکيه فاش کردند که روي کارآمدن اردوغان و حزبش در ترکيه با هماهنگي و رضايت آمريکا و رژيم صهيونيستي و درراستاي منافع استعماري جديد انجام گرفته است.

به گزارش مشرق، با ادامه انتشار برخي اسناد و اطلاعات در زمينه نقش رجب طيب اردوغان، نخست‌وزير ترکيه به عنوان وکيل سياست‌هاي آمريکا و رژيم صهيونيستي در منطقه گزارش‌هاي خبري جديد از روزنامه هاي ترکيه حکايت از وابستگي وي و حزبش به لابي‌هاي صهيونيستي و سياست هاي آمريکا براي ايجادنقشه خاورميانه جديد در منطقه دارد که امکان تسلط بر آن آسان شود.

روزنامه ترک‌زبان آيدي‌لينک در اين زمينه تأکيد کرد که اردوغان در جريان سفر به واشنگتن در سال 2004 ميلادي جايزه شجاعت را از کميته روابط آمريکايي و يهودي دريافت کرد. اين کميته ارتباطات خوبي با مرکز جينسا دارد که پل ارتباطي ميان وزارت جنگ آمريکا و اسرائيل محسوب مي‌شود.

بر اساس اين گزارش‌ها حزب عدالت وتوسعه که در سال 2002 ميلادي در ترکيه روي کار آمد، با استقبال صهيونيست‌ها و دولت آمريکا مواجه شد، چون آمريکا مي‌دانست که اردوغان و حزبش بخشي از پروژه هاي استعماري جديد اين کشور در منطقه است.

جايزه يهودي "شجاعت" که علاوه براردوغان در ترکيه به عبدالله گل و "چويک بير" نيز اعطا شده است، از جوايزي است که تنها به کساني تعلق مي گيرد که کمک ارزنده‌اي را به اسرائيل کرده باشند ونقش مهمي در حفظ منافع صهيونيست‌ها در جهان داشته باشند.

آيدي لينک تصريح مي‌کند که در پي حملات تند اردوغان به اسرائيل در جريان کشته‌شدن 9 شهروند ترک در کشتي مرمره نيز بسياري از تحليلگران مي‌دانستند که وي نمايشنامه‌اي تبليغاتي را اجرا مي‌کند و در اين راستا مي‌خواهد اعتماد ملت‌هاي منطقه را که دشمن اسرائيل و آمريکا هستند و دشمنان آنها را قهرمان مي‌دانند، جلب کند.

در همين راستا اين رونامه به نوشته "ناسوهي کونکور" در کتابش اشاره مي‌کند که تأکيد کرده "چويک بير" در زمان اشتغال اردوغان به عنوان شهردار استانبول ديدارهايي را با وي داشت که آخرين اين ديدارها درآمريکا و در کميته يهودي آمريکا برگزار شده است.

وي مدعي شد؛ اين نشان مي‌دهد که رسيدن اردوغان و حزبش به قدرت در ترکيه اقدامي در راستاي طرح‌هاي آمريکا و صهيونيست‌ها بوده است.

روزنامه مليت ترکيه نيز به ارتباطات پنهاني اردوغان با گروه تروريستي "عبدالله اوجالان" پرداخته و نوشت که اين گروه حمايت ويژه و مخفيانه‌اي از دولت اردوغان  داشته است؛ بدين ترتيب که اين گروه در عمليات تروريستي خود اهداف اردوغان را در نظر مي گيرد و اردوغان نيز باعث افزايش قدرت و نفوذ اين گروه در دادگاه‌ها و مراکز پليس و اطلاعات ترکيه مي‌شود.

اين رونامه‌ها تاکيد کردند که اردوغان که با سوءاستفاده از اسلام سياسي و شعارهاي دموکراتيک روي کار آمد، پيشتر رضايت آمريکا وصهيونيست ها را به دست آورده بود و آنها از اين برگه در راستاي اهداف خود استفاده کردند تا بتواند اين روند را به ساير کشورها نيز تسري دهند.

دولت آذربایجان از روز گذشته میزبان آویگدور لیبرمن وزیر خارجه تندرو اسراییل در باکو است .

به گزارش عصر ایران سفر لیبرمن که دومین سفر وی در طول دوران تصدی سمت وزارت خارجه اسراییل به آذربایجان است ، در شرایطی صورت می پذیرد که روابط تهران – باکو در ماه های گذشته به شدت به سردی گراییده است .

لیبرمن قرار است در جریان این سفر در آیینی به مناسبت بیستمین سالگرد ایجاد روابط دیپلماتیک بین آذربایجان و اسراییل شرکت کرده و با رییس جمهور ، وزیر خارجه ، معاون نخست وزیر و وزیر موقعیت های اضطراری آذربایجان دیدار و گفتگو کند.

سفر لیبرمن در شرایطی صورت می گیرد که ماه گذشته نشریه آمریکایی فارن پالسی به نقل از برخی منابع اطلاعاتی غربی نوشت که اسراییل در صدد استفاده از خاک آذرباجان و پایگاه هایی در خاک این کشور برای حمله احتمالی به تاسیسات هسته ای ایران است.

این خبر از سوی تل آویو و باکو تکذیب شد اما به موازات گسترش تنش در روابط تهران – باکو از سویی و تشدید جنگ لفظی میان ایران و اسراییل بر سر موضوع حمله به ایران ، مساله همکاری های نظامی و امنیتی باکو – تل آویو بیش از پیش زیر ذره بین تهران قرار گرفت.

ایران دولت باکو را به اتخاذ رویکردهای خصمانه نسبت به خود متهم کرده و خواستار قطع همکاری های نظامی و اطلاعاتی باکو با رژیم تل آویو است و در مقابل دولت باکو نیز  ایران را به حمایت از اسلامگرایان آذربایجان و تلاش برای ایجاد ناآرامی در این کشورمتهم می کند.

آذربایجان یکی از عمده ترین منابع تامین انرژی اسراییل است و دو طرف بر سر انعقاد قرار داد خرید تسلیحات جمهوری آذربایجان از اسراییل به ارزش 1 میلیارد و 600 میلیون دلار در حال مذاکره اند.

روزنامه جروزالم پست اسراییل می نویسد هدف اصلی سفر لیبرمن به باکو گفتگو درباره ایران است. این روزنامه همچنین می افزاید لیبرمن پس از آذربایجان به سوییس خواهد رفت و در آنجا نیز با مقامات سوییسی درباره روابط مالی و بانکی برن – تهران رایزنی خواهد کرد.

سوییس که از اعضای اتحادیه اروپا به شمار نمی رود هفته گذشته با تحریم 8 موسسه و 3 شهروند ایرانی اعلام کرد که به دلیل پیامدهای اقتصادی هنوز تصمیم به تحریم بانک مرکزی و نفت ایران نگرفته است.

اسراییل و برخی کشورهای غربی بانک های سوییس را متهم به همکاری مالی و بانکی با   موسسات و بانک های ایرانی می کنند.

مشرق: روزنامه صهیونیستی"معاریو" امروز به نقل از "آویگدور لیبرمن" نوشت که هم اکنون موضوع مصر بسیار نگران‌کننده‌تر از قضیه ایران برای اسرائیل به شمار می‌آید.

به اعتقاد لیبرمن، مصر صرف نظر از اینکه بزرگ‌ترین کشور عربی است، دارای مرزهای مشترک با اسرائیل نیز هست، با اینکه اسرائیل سه دهه‌ پیش با این کشور قرارداد صلح امضا کرده است.

لیبرمن که در نشستی پشت‌ درهای بسته با نزدیکان خود سخن می‌گفت، در ادامه افزود: نسبت به اوضاع مرزی اسرائیل و مصر به‌شدت نگرانم و به همین دلیل اسرائیل باید با اتخاذ یک تصمیم شجاعانه در ساختار ارتش خود در جبهه جنوبی تجدید نظر کند و گردان جنوبی خود را دوباره تشکیل دهد که پس از امضای قرارداد "کمپ‌ دیوید" آن را منحل کرد.

وی در ادامه افزود: اسرائیل باید اقدام به تشکیل چهار یگان جدید کند و آنها را در سراسر مرزهای جنوبی مستقر کند تا با دقت اوضاع جاری در مصر را جهت ارزیابی حوادث آینده رصد کنند.

معاریو همچنین نوشت: نگرانی لیبرمن نسبت به اوضاع مصر باعث شده است که وی نامه‌ای به "بنیامین نتانیاهو" ارسال و طی آن تشکیل گردان جنوبی ارتش را توصیه کند.

وی تصريح کرد که بعید نیست مصر پس از برگزاری انتخابات این کشور که قرار است 23 و 24 می برابر با 3 و 4 خرداد در این کشور برگزار شود، توافقنامه صلح کمپ دیوید را به شکل اساسی زیر سؤال برده و آن را لغو و به دنبال آن نیروی نظامی قابل توجهی را در سینا مستقر کند.

وزیر خارجه رژیم صهیونیستی در ادامه توضیح داده که با گذشت بیش از یک سال از انقلاب مصر اوضاع در این کشور هر روز خطرناک‌تر می‌نماید و به همین دلیل انتظار می‌رود، سران این کشور، زير فشار بیشتری باشند تا اتفاق نظر ملی در قبال دشمنان خارجی حاصل شود.

لیبرمن افزود: نخستین گزینه درباره دشمن خارجی از دید مردم مصر بالطبع اسرائیل است.

فارس به نقل از روزنامه صهیونیستی "هاآرتص"نوشت: شرکت ملی گاز مصر روز یکشنبه اعلام کرد که قرارداد صادرات گاز به اسرائیل را لغو می‌کند.

مصر روز یکشنبه به شرکت "ای‌ام‌جی"، شرکت صادرکننده‌ای که گاز طبیعی مصر را به اسرائیل صادر می‌کند اعلام کرد که این قرارداد لغو شده است.

سال 2005 و طی توافقی که میان مصر و اسرائیل انجام شد، مصر متعهد شد که طی 20 سال آینده 7 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی به اسرائیل صادر کند.

منابع نزدیک به شرکت ای‌ام‌جی اعلام کرده‌اند که مصر درک نمی‌کند چه کاری انجام داده است، این اقدام ممکن است نتایج منفی چه از نظر اقتصادی و چه از نظر سیاسی برای مصر به همراه داشته باشد و نقض توافقنامه صلح میان مصر و اسرائیل به شمار می‌آید.

بعد از سرنگونی رژیم "حسنی مبارک" خط لوله صادرات گاز مصر به اسرائیل 14 بار منفجر شده است./10

مدير مركز مطالعات فلسطين، از درز گزارش هايي درباره محموله سلاح هاي پيشرفته آمريكا براي رژيم اسرائيل خبر داد.

به گزارش العالم، خليل شاهين اظهار داشت: از جمله اين محموله ها، قرارداد هواپيماهاي اف 35 است و رژيم اسرائيل درصدد است تا به موشك هاي سنگر شكن دست پيدا كند و هدف آن از دستيابي به اين سلاح ها ، حمله به تأسيسات هسته اي ايران است.
وي گفت: باراك اوباما رييس جمهور آمريكا در بهبوبه انتخابات رياست جمهوري اين كشور، به فكر اعطاي هداياي بيشتر به رژيم اسرائيل به ويژه دربخش هاي نظامي و اطلاعاتي براي جلب نظر لابي صهيونيست ها است.
مدير مركز مطالعات فلسطين، افزود: سياست و خط مشي آمريكا در قبال اسرائيل، باعث برتري اين رژيم از نظر فن آوري ، نظامي و اطلاعاتي در منطقه پيرامون آن شده است.
شاهين خاطرنشان كرد: در برهه اخير ديدارهاي مسئولان اسرائيلي و آمريكايي افزايش يافته است و انتظار مي رود كه با نزديك شدن به زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري آمريكا، بيشتر شود.
وي تصريح كرد: رژيم اسرائيل معتقد است كه اين برهه ، برهه اعطاي هداياي آمريكا به اين رژيم به ويژه در زمينه تبديل مواضع اسرائيل و مساله امنيت آن، به يكي از بندهاي اصلي تبليغات انتخابات رياست جمهوري در رقابت ميان جمهوري خواهان و دموكرات هاست.
شاهين همچنين افزود: رژيم اسرائيل از نرمش آمريكا در تعامل با موضوع سوريه در زمينه گفت وگو ميان نظام اين كشور و مخالفان نگران است و سخنان علني و آشكار ايهود باراك وزير جنگ اسرائيل نشان دهنده اهميت كنار رفتن نظام سوريه براي اسرائيل به منظور باز شدن راه براي تضعيف محور مقاومت در برابر طرف هاي سلطه جو درمنطقه است.

یک پایگاه عرب زبان با اشاره به گزارش سری سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی(موساد) به مقامات بلندپایه رژیم، تصریح کرده است صهیونیستها از توانمندی سوریه در خنثی کردن توطئه ها و سرکوب تروریستها شوکه شده اند.

به گزارش خبرگزاری مهر، پایگاه عربی پرس در مطلبی با عنوان "شوکه شدن سازمان اطلاعاتی رژیم صهیونیستی از دیدار اخیر بشار اسد از منطقه بابا عمرو در حمص" به گزارشی که موساد در اوایل ماه جاری به مقامات صهیونیستی ارائه داده، پرداخته است.
این پایگاه بیان کرد: موساد از دیداری که بشار اسد از منطقه بابا عمرو و نیز مسجد امویان دمشق داشته اس،ت شوکه شده است همانطور که پیام تسلیت حضوری رئیس جمهوری سوریه به رهبر دروزی ها سبب بهت زدگی آنها شده است.
پایگاه فوق افزود: پاکسازی شهرها و مناطق مختلف سوریه از گروههای مسلح به وسیله افسران، یگانهای ویژه و افسران اطلاعاتی نگرانی صهیونیستها را دوچندان کرده است.
این پایگاه بیان کرد: موساد تحرکات نظامیان سوریه را در مناطق مختلف و گرفتار شدن مخالفان رصد کرده است و به افزایش توان آنها اعتراف کرده است.
پایگاه مذکور می نویسد: دستگاه اطلاعاتی سوریه اطلاعات زیادی در اختیار دارد و این نشانه حجم شکست کشورهای غربی و عربی به ویژه برخی کشورهای حوزه خلیج فارس در این مرحله است.
این پایگاه بیان کرد: موسسه امنیت داخلی اسرائیل در گزارشی درباره ارتش موسوم به آزاد سوریه، آن را به جعبه کارتونی سوراخ شده توصیف کرده است که عضو واقعی ندارد و نمی توان آن را ارتش نامید و گروههای مسلح مزدورانی بیش نیستند.

درحالیکه اعتراض‌های گسترده بحرینی ها علیه برگزاری مسابقات فرمول یک همچنان ادامه دارد؛ رژیم آل خلیفه برای ادعای مناسب بودن شرایط برگزاری این مسابقات، دست به دامان طالع بینی دانشمندان علوم فلک شناسی شده است.
به گزارش مشرق به نقل از العالم، رسانه های وابسته به رژیم آل خلیفه، مدعی شدند آسمان بحرین همزمان با برگزاری مسابقات فرمول یک شاهد پدیده های فلکی نادری است.

این رسانه ها خاطرنشان کردند، بحرین خود را برای میزبانی از شرکت کنندگان و ستارگان اتومبیلرانی آماده می کند، و حدود 600 میلیون نفر در سراسر جهان این مسابقات را دنبال می کنند.

این رسانه ها به نقل از "وهیب عیسی" استاد علم فلک شناسی نوشتند: خورشید در نوزدهم آوریل وارد برج "حمل" (قوچ یا بره) شده است و تا 14 ماه می همچنان در آن باقی خواهد ماند. این بدان معنی است که متولدان این مدت برخلاف تصور برخی، ویژگی های ماه حمل را خواهند داشت نه برج "ثور" (گاو نر).

این فلک شناس برای تأکید بر خوش بین بودن خود به زمان و موعد برگزاری مسابقات فرمول یک که قرار است بیست و دوم آوریل برگزار شود، تأکید کرد: در ساعت یک و بیست و یک دقیقه بعد از ظهر روز شنبه 21 آوریل خورشید در جهت کعبه خواهد بود. از سوی دیگر در ماه جاری، ماه از زمین دور خواهد بود و در ساعت 5 عصر روز 22 آوریل ماه در اوج فاصله خود از زمین یعنی مسافت 406431 کیلومتری آن قرار خواهد داشت. صورت فلکی سنبله یا عذراء (دوشیزه) زیباترین صورت فلکی آسمان است و ستاره سماک درخشان ترین ستاره در آن است و در مقایسه با خورشید 12000 برابر درخشندگی دارد.

مردم بحرین تأکید دارند، رژیم آل خلیفه تلاش می کند با برگزاری مسابقات فرمول یک و دعوت از برخی خبرنگاران محدود و شناخته شده، اوضاع این کشور را آرام جلوه دهد.

این درحالی است که رژیم آل خلیفه از چندهفته قبل از برگزاری این مسابقات بر شدت سرکوبها افزوده، و با استقرار گسترده نیرو، برخی مناطق را به پادگان نظامی تبدیل کرده است.

عصر دیروز در جریان سرکوب تظاهرات گسترده مردم که برای اعتراض به برگزاری مسابقات فرمول یک برگزار شد، یک شهروند بحرینی به دست نیروهای آل خلیفه به شهادت رسید.

عصر ایران : "چگونه باید انقلاب های عربی را درهم شکست؟" ؛ این پرسشی بود که بندر بن سلطان بلافاصله پس از نشستن هواپیمای حامل زین العابدین بن علی در جده از خود پرسید.

رئیس دستگاه امنیتی سعودی ها که مدت ها به دلیل برنامه ریزی برای کودتا از ریاض متواری بود پس از عفو پادشاهی برای تمرکز بر پرونده عراق - و روی کار آوردن دشمنان تهران در بغداد - به عربستان بازگشته بود ، اکنون باید برای متوقف کردن دومینوی سقوط  محافظه کاران عربی در خاورمیانه و شمال آفریقا تلاش می کرد چرا که مقصد نهایی این دومینو جایی نبود جز خاندان سعودی!

استراتژی عربستان سعودی در مرحله اول جلوگیری از سقوط نظام های هم پیمان و در صورت عدم موفقیت "جلوگیری از خروج نظام های جایگزین از مدار محور سازش و ورود به مدار محور مقاومت در منطقه" است.

اگر در بحرین و به لطف سکوت جامعه جهانی نیروهای سپر جزیره به فرماندهی عربستان اقدام به سرکوب تظاهرات مردم کردند و امروز کماکان به این سیاست آشکار در مقابله با خواسته های مشروع اکثریت مردم این کشور ادامه می دهند، در یمن با طرح سازش شورای همکاری خلیج فارس میان نظام علی عبدالله صالح و ائتلاف احزاب مخالف،تظاهرکنندگان را به خانه ها بازمی گردانند،نظام همان نظام است فقط به جای صالح در یک انتخابات تک نامزده،معاون دیکتاتور برمی گردد،چه کلاهی گشاد تر از این می تواند بر سر انقلابیون گذاشته شود؛الشعب یرید اسقاط النظام!

در مصر و پیش از سقوط مبارک،سفیر عربستان در واشنگتن همه تلاش خود را کرد که کاخ سفید را به حمایت از مبارک قانع کند اما کار از کار گذشته بود،اکنون فقط میدان تحریر در قاهره نبود که خواهان کناره گیری دیکتاتور شده بود،همه مصر یک صدا می گفت:مبارک باید برود.العربیه دیگر نمی توانست "المشاهدین الکرام" خود را قانع کند که رئیس جمهور نیز هواداران زیادی دارد!

پس از سقوط مبارک، عربستان سعودی سیاست مهار دوگانه انقلاب را آغاز کرد که همچنان ادامه دارد.
از سویی سعودی ها از لیبرال های وابسته به ریاض و همچنین بازمانده های نظام فاسد حمایت نمودند و با فشار به طنطاوی و دولت موقت و دستگاه قضایی سعی کردند از محاکمه انقلابی موثر این بازماندگان جلوگیری نمایند.
خارج کردن سرمایه های عربی از بانکهای مصری و همچنین اخراج کارگران مصری از بازار کار عربستان و سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از جمله تهدیداتی است که ریاض متوجه قاهره نمود.

بند بن سلطان
بندر بن سلطان


این تهدیدات باعث اعتراض گسترده احزاب مخالف و جوانان در میدان تحریر و همچنین سفارت عربستان در قاهره شد.

گام دوم عربستان در تلاش برای مهار انقلاب مصر،وارد کردن سلفی ها به صفوف انقلابیون بود؛ جریانی که اتفاقاً برخی از رهبران آن پیشتر تظاهرکنندگان در میدان تحریر را تکفیر کرده بودند،اکنون آماده شده اند که به عنوان اهرم فشار وهابیون در صورت لزوم مسیر انقلاب را منحرف کنند.

با وجود اینکه جریان سلفی با حضور اسلامگرایان کهنه کاری تحت عنوان اخوان المسلمین،پایگاه اجتماعی سازمان یافته ای در مصر ندارند اما دلارهای نفتی 60 میلیونی ، خیل گسترده طبقه فقیر و بی سواد در این کشور و صد البته ظاهر بی آلایش سلفی ها باعث شد که حزب النور سلفی در انتخابات پارلمانی پس از سقوط مبارک بیش از 25 درصد آراء را کسب کند و پس از اخوان المسلمین - که 47 درصد آراء را کسب کرد - در مکان دوم قرار گیرد.

عمرو موسی
عمرو موسی


گفته می شود اعضای این حزب سلفی، کمیته سیاست خارجی پارلمان را تهدید کرده بودند که در صورت تصویب طرح بررسی از سرگیری روابط دیپلماتیک با ایران در این کمیته ، اقدام به عملیات شهادت طلبانه خواهند کرد: ما بمب ساعتی در برابر این طرح هستیم!

این استراتژی عربستان بسیار شبیه استراتژی این کشور در عراق و لبنان بود. در عراق، سعودی ها برای مقابله با دولت این کشور به طور همزمان از بازماندگان بعثی ها و لیبرال های وابسته به ریاض از یک سوی و تروریسم القاعده استفاده می نمایند و در لبنان نیز با وجود حمایت از جریان 14 مارس در برابر حزب الله و متحدینش از جریان سلفی در صیدا و طرابلس بهره برداری می کنند.استراتژئی که حتی پس از شکست نیز به دنبال ایجاد بی ثباتی و ناآرامی است و از اختلافات مذهبی و طایفه ای بیشترین سوء استفاده را می نماید.

در شرایطی که تقریبا پس از یک ماه دیگر انتخابات ریاست جمهوری مصر برگزار می شود،سعودی ها تلاش گسترده ای برای تغییر سرنوشت واقعی انقلاب این کشور آغاز کرده اند.

با وجود اینکه کمیته عالی انتخابات مصر صلاحیت عمر سلیمان،رئیس دستگاه امنیتی رژیم مبارک و حازم ابو اسماعیل از حزب سلفی النور که هر دو مورد حمایت عربستان بودند را رد کرده است اما منوط کردن وعده کمک اقتصادی به مصر از جمله کمک بودجه ای سه میلیارد دلاری به نتایج انتخابات ریاست جمهوری نشان دهنده این واقعیت است که مهره اصلی عربستان هنوز دست نخورده باقی مانده است؛ این شخص کسی نیست جز عمرو موسی دبیر کل سابق اتحادیه عرب،دیپلماتی که در زمان تصدی اش بر وزارت خارجه مصر به دلیل چند اظهار نظر ضد اسراییلی یک پایگاه نسبی در میان مردم به دست آورد.

عربستان سعودی به دنبال بازآفرینی نظام مبارک در قالب یک "ضد انقلاب نرم" در مصر است خطری که با توجه به اختیارات رئیس جمهور می تواند تاثیراتی بسیار بیشتر از حضور حزب النور در پارلمان این کشور به همراه داشته باشد.

البته سعودی ها این برنامه ریزی را نیز کرده اند که حتی در صورت عدم موفقیت در انتخابات مصر و در صورت لزوم صحنه سیاسی و اقتصادی این کشور را دچار بی ثباتی و هرج و مرج نمایند،سیاستی که دستگاه امنیتی عربستان در آن تبحر دارد.

مصر در میان همه کشورهای عربی علاوه بر همه ویژگی های استراتژیکش دارای یک ویژگی برجسته دیگر نیز هست و آن ویژگی برجسته این است که اگر مصر فاسد شود،بوی فسادش همه کشورهای عربی را فرا می گیرد ؛ منبع فساد و انقلاب وارونه نیز جایی نیست جز خاندان سعودی!

مشرق:  "نجدت انزور" کارگردان سوری است که به علت تهیه یک فیلم در مورد تاریخچه و ماهیت عبدالعزیز آل‌سعود مؤسس حاکمیت سعودی در عربستان تهدید شده است. انزور آماده است که فیلم "شاه رمال" را تا ماه آینده میلادی در جشنواره‌های سینمایی  و نمایشگاه های مختلف در آمریکا و اروپا و آسیا و برخی کشورهای عربی پخش کند.

در این فیلم "مارکو فوشی" نقش ملک عبدالعزیز را بر عهده دارد و  فابیو تستی نیز نقش وی در زمان کهولت را بازی می کند، علاوه بر این دو نفر، بازیگرانی از انگلیس، ترکیه، سوریه و لبنان نیز در این فیلم بازی می‌کنند.

انزور در گفت‌وگو با خبرگزاری یونایتدپرس در این زمینه می نویسد که ایده ساخت این فیلم را از اتفاقاتی گرفته که امروزه در جهان عرب از جمله در زمینه تجزیه منطقه و توافق "سایکس پیکو" روی می‌دهد. وی همچنین تاکید می کند که این فیلم برگرفته از نقش مبهمی است که برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله عربستان سعودی در دوره کنونی ایفا می کنند.

این کارگردان سوری می افزاید که این کشورها موانع و خطوط قرمزی را مطرح می کنند که نمی توان به آن پرداخت، اینها مواردی بود که مرا تشویق کرد که فیلمی با کمال شفافیت از تاریخ قیام سعودی ها در عربستان سعودی و شخص عبدالعزیز بسازم.

وی با اشاره مخفی نگه داشتن مراحل تولید این فیلم گفت که به علت حساسیت موضوع و احتمال تلاش برای توقف ساخت آن، این موضوع مخفیانه صورت گرفته است، او گفت: ما می خواستیم که این روند کاملا مخفی باشد، البته این روند در سایر فیلم ها نیز وجود دارد و تا زمان پایان تولید و تصویر برداری چیزی از آن درز نمی کند.

وی ادامه داد که به علت تهیه این فیلم تهدیداتی را در زمینه شکایت به علت تخریب چهره خاندان حاکم در عربستان سعودی از سوی یک شرکت حقوقی در انگلیس دریافت کرده است، این شرکت خواستار ارائه نسخه ای از این فیلم شده و مدعی بود که نماینده دولت عربستان سعودی است.

بنا به اظهارات انزور این شرکت حقوقی پیام‌هایی برای ما ارسال و تهدید کرده که ساخت این فیلم را متوقف خواهد کرد و مانع از اکران آن در اروپا و آمریکا و کشورهای عربی خواهد شد، این شرکت همچنین فابیو تستی را نیز تهدید کرده که علیه وی شکایت خواهد کرد.

یکی از خاخام‌های پرنفوذ رژیم صهیونیستی با انتقاد از سران این رژیم از آنان خواست از تاریخ عبرت بگیرند و ایران را تحریک نکنند.
به گزارش فارس، رؤوین ریولین رئیس پارلمان رژیم صهیونیستی اخیرا بشدت مورد انتقاد خاخام آهارون یهودا لیو اشتاینمن رهبر حریدی‌های رژیم صهیونیستی قرار گرفت.

اشتینمن اخیرا تاکید کرده بود که اسرائیل نباید ایران را آنگونه که صهیونیست‌ها آلمان را که دشمن اسرائیل به شمار می‌رفت تحریک کردند، تحریک کند.

این خاخام بانفوذ صهیونیست، در مقاله‌ای در روزنامه «همفاسیر» (حریدی‌ها) با اشاره به تهدیدهای اسرائیل علیه ایران و برنامه هسته‌ای آن تاکید کرد: «باید بدانیم که چگونه [رفتار کنیم که] دشمنان خود را که خواستار نابودی ما هستند، تحریک نکنیم زیرا همه می‌دانند که صهیونیست‌ها آلمان را تحریک و آن را تحریم کردند اما حریدی‌ها که از خدا می‌ترسند با آن اقدامات مخالفت کردند و گفتند که ما نباید [دشمن] را تحریک کنیم زیرا این کار خطر را علیه ما افزایش می‌دهد و به سود ما نیست».

این هشدار خاخام صهیونیست در زمانی مطرح می‌شود که شخصیت‌ها و نهادهای مختلف بین‌المللی تاکنون درباره هرگونه تشدید تنش علیه ایران و اقدامی نظامی هشدار داده‌اند.

این خاخام تاکید کرد: در نهایت روشن شد که تحریک ... [آلمان] به سود ما نبود و اگر کاری علیه آن نکرده بودند، [این کشور هم] اینگونه رفتار نمی‌کرد.

سران رژیم صهیونیستی در ماه‌های اخیر مدام ایران را به دلیل برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای تحت فشار قرار داده و تهدید کرده‌اند.

رهبر حزب جمهوریخواه خلق ترکیه در ارزیابی سیاست های آمریکا در قبال منطقه تاکید کرد که واشنگتن به دنبال ایجاد "اسرائیل دوم" در منطقه است.
به گزارش فارس، کمال قلیچ داراوغلو رهبر حزب جمهوریخواه خلق ترکیه در یک برنامه تلویزیونی در کانال ترک به تشریح دیدگاه های خود در زمینه اهداف آمریکا در مسئله سوریه و نگرش خود به موضوع اسرائیل پرداخت.

قلیچ داراوغلو اظهار داشت که اگر مداخله در سوریه به همان گونه ای که مد نظر نظر آمریکاست نتیجه دهد، در این صورت جدایی منطقه کردنشین سوریه از این کشور اجتناب ناپذیر خواهد بود و در منطقه خاورمیانه راه برای ایجاد ساختاری متفاوت هموار می شود و واشنگتن بعد از رژیم صهیونیستی، دولتی جدید که صددرصد به دولت آمریکا وابسته باشد را در این منطقه ایجاد می کند. وی افزود همگی در آینده شاهد این موضوع خواهیم بود.

رهبر حزب جمهوریخواه خلق همچنین بار دیگر تاکید کرد که با هر گونه مداخله نظامی در سوریه مخالف بوده و معتقد است که مسئله سوریه باید از طرق سیاسی و دیپلماتیک حل شود. وی همچنین با اشاره به احتمال سرایت هرگونه درگیری در سوریه به خاک ترکیه به دولت آنکارا هشدار داد که آلت دست و بازیچه سایر قدرت ها در منطقه قرار نگیرد.

در پي اظهارات تند «اردوغان» عليه «مالكي» و پذيرش مخالفان دولت بغداد در آنكارا، تركيه به ستاد عملياتي مخالفان دولت عراق تبديل شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، «رجب طيب اردوغان» 24 ساعت پس از ديدارش با «طارق الهاشمي» معاون فراري رئيس جمهوري عراق، ديروز با «مسعود بارزاني» رئيس منطقه خودمختار كردستان عراق ديدار و به مدت دو ساعت پشت درهاي بسته با وي گفت وگو كرد. اردوغان پس از اين گفت وگو، در اقدامي بي سابقه، «نوري مالكي» نخست وزير عراق را مورد انتقاد شديد قرار داد. اردوغان مدعي شد كه همتاي عراقي وي در شعله ور كردن آتش تنش هاي قومي ميان شيعيان، سني ها و كردها دخالت دارد. بارزاني نيز چندي پيش دولت مالكي را به براندازي تهديد كرده بود.
اردوغان طي يك كنفرانس خبري مدعي شد: از تحولات عراق، خصوصا نحوه برخورد نخست وزير اين كشور با شركاي سياسي خود، بوي خوشي به مشام نمي رسد.
اردوغان اين را نيز اعلام كرد كه از طرح سعودي- قطري در عراق حمايت مي كند. گفتني است عربستان و قطر عليه دولت مالكي نسخه جديدي را تهيه كرده اند. هدف اصلي اين طرح، شعله ور كردن فتنه مذهبي، امنيتي، نظامي و سياسي در عراق است. تشكيل مثلث سه ضلعي تركيه- عربستان و قطر عليه بغداد، توطئه كنوني اين سه كشور عليه سوريه را در ذهن تداعي مي كند.
انفجارهاي خونين در عراق
در پي انفجارهاي روز پنج شنبه عراق كه به كشته و زخمي شدن نزديك به 200 تن انجاميد، يك گروه وابسته به القاعده موسوم به «دولت اسلامي عراق» مسئوليت آن را برعهده گرفت.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، اين گروه با انتشار بيانيه اي اعلام كرد كه اين عمليات سرآغاز حوادثي است كه در روزهاي آينده در انتظار كشور عراق است و ادامه خواهد يافت.
گروه موسوم به دولت اسلامي عراق كه از سوي وهابي هاي عربستان تغذيه مالي و تسليحاتي مي شود تاكنون به ترور و انفجارهاي خونين در عراق متهم شده است و از سوي مردم عراق مورد تنفر و انزجار شديد قرار دارد. در بمب گذاري ها و تيراندازي هاي خونين در 7 استان مختلف عراق در روز پنج شنبه 39 نفر كشته و 161 تن ديگر نيز زخمي شدند و منابع امنيتي عراق اعلام كردند كه بغداد و استان هاي الانبار، صلاح الدين و كركوك روز پنج شنبه شاهد 14 انفجار و حمله مسلحانه بود كه تعدادي افسر ارتش و پليس و چندين نيروي امنيتي جزو كشته شدگان بودند.
«اسامه النجيض» رئيس پارلمان عراق ضمن محكوم كردن انفجارهاي روز پنج شنبه از فرماندهان دستگاه هاي امنيتي بغداد و ساير استان هاي عراق خواست كه با شناسايي و مجازات مسببين مانع از تكرار آنها در آينده شوند.
حزب الله لبنان نيز با محكوم كردن حملات تروريستي، آن را در راستاي انتقام گيري آمريكا از شكست تلخ خود در برابر ملت عراق و عقب نشيني تحقير آميز نيروهاي اشغالگر از خاك اين كشور دانست.
حزب الله در بيانيه اي، ملت عراق را به وحدت براي ناكام گذاشتن اهداف جنايتكاران و غلبه بر تمامي تلاش هاي دشمن براي فتنه انگيزي در اين كشور فراخواند.

پس از ماه ها از سرنگونی مبارک، مردم مصر در آستانه یکی از حساس ترین مراحل انقلاب خود یعنی انتخاب ریاست جمهوری آینده این کشور هستند. طبق آنچه شورای نظامی مصر اعلام کرده است، انتخابات ریاست جمهوری برای انتقال قدرت باید در ماه ژوئن یعنی کمتر از پنج هفته دیگر برگزار شود. پیروزی اسلام‌گرایان در پارلمان مصر در چند ماه قبل گام بزرگی برای تولد یک مصر جدید از طرف کارشناسان تحلیل شد که از مهم‌ترین ویژگی های آن، تشکیل نظامی برخاسته از شریعت اسلام و فاصله گرفته از استبداد داخلی و ایجاد فضایی برای تندتر شدن روند ضد امريكایی و ضد صهیونیستی انقلاب بود.

در ادامه همین روند نیز تحلیل می شود که انتخابات ریاست جمهوری آینده مصر به یک نقطه عطف استراتژیک برای ادامه و شتاب و یا کند شدن و یا حتی معکوس شدن روند مصر جدید با ویژگی های گفته شده خواهد بود.

طرف غربی و به‌ويژه امريكایی ها نیز در طی ماه های اخیر با اجرای سناریوهای مختلف، برای انحراف انقلاب مصر و حفظ ساختارها و برخی عناصر نظام گذشته تلاش فراوانی کردند. اما از چندی قبل با نزدیک‌تر شدن به انتخابات مصر فعالیت دستگاه سیاست خارجي امريكا، تلاش گسترده ای را برای تحت تاثیر قرار دادن این انتخابات آغاز کرده است.

برای دستگاه سیاست خارجي امريكا و در عرض آن، رژیم صهیونیستی درباره انتخابات رئیس جمهوری مصر دو گزاره مهم بود؛ اول اينكه جریان اسلام‌گرا و به‌ويژه کاندیداي اخوان المسلمین به ریاست جمهوری نرسد و از سوی دیگر، یکی از گزینه های رأی آور که توان مقابله با سرمایه اجتماعی اسلام‌گراها را که در انتخابات پارلمان وزن حقیقی آنها مشخص شد نیز داشته باشد و از طرفی هم عنصری با رویه تعامل پذیر با غرب و همچنین خواهان حفظ برخی ساختارها و مهره‌های حکومت سابق مصر به‌خصوص در ساختار ارتش باشد، به ریاست جمهوری مصر برسد. ضمنا اين گزینه که نبايد حساسیت چندانی در افکار عمومی مصر بر روی او باشد، بايد بتواند خلأ استراتژیک مصر را که همان بازیگری کاریزمای دیپلماتیک در میان جهان عرب است، دوباره بازسازی کند. کاری که مبارک به خوبی از عهده ان برآمده بود و در این زمينه حتی با عربستان سعودی قابل مقایسه نبود.

در میان ویژگی های گفته شده در حال حاضر از مجموع کاندیداهای تایید شده برای انتخابات ریاست جمهوری مصر بیشترین تطابق را عمرو موسی دارد.

عمرو موسی اولا در مصر همچنان محبوبیت دارد و ضمنا یک دیپلمات کارکشته محسوب می شود که سال‌ها وزیر خارجه مبارک و چندین دوره دبیر کل اتحادیه عرب بوده و همچنین وابستگی های زيادي به ساختارها و شخصیت های باقی مانده از دوران مبارک دارد. وی اگرچه بارها در ماه های گذشته برای جلب توجه مردم انقلابی مصر اعلام کرده است که باید هرچه زودتر قدرت از شورای عالی نظامی به دولت مورد نظر مردم منتقل شود اما هیچ‌گاه خواستار پاک‌سازی و تحولات جدید و تغییرات ساختاری در ارتش و دستگاه های امنيتی و نظامی دوران مبارک نبوده است.

برخی شواهد نشان می دهد که امريكایی ها قصد دارند با فریب افکار عمومی در نهایت عمرو موسی را به ریاست جمهوری مصر برسانند.

امريكایی ها در این سناریوي در حال انجام، ابتدا برای توازان افکار عمومی قضیه کاندیداتوری عمر سلیمان رئیس سابق سازمان اطلاعاتی مصر و معاون مبارک را مطرح کردند و عمدا به فضای التهاب در افکار عمومی مصر دامن زدند و سپس هنگاهی که اعتراض‌ها و تحریک افکار عمومی برای حذف سلیمان به اوج رسید، برای بالانس کردن افکار عمومی به صورت هم‌زمان چند کاندیدا ریاست جمهوری از جمله عمر سلیمان و خیرت الشاطر نامزد اخوان ‌المسلمون شانس اصلی پیروزی در انتخابات را با اين بهانه كه او در زمان انقلاب در زندان مبارک بوده و با عفو شواری نظامی آزاد شده است و کسانی که مشمول عفو قرار می‌گیرند نمی‌توانند نامزد شوند، رد صلاحیت کردند.

در این میان، نامزد سلفی‌ها از حزب "نور" را نیز که بخشی از اسلام‌گراها محسوب می شوند، به این عنوان که مادرش به مدت چهار سال تابعیت امريكایی داشته، رد صلاحیت و از صحنه رقابت حذف کردند.

البته اخوان‌ المسلمین که چنین سناریویی را پیش‌بینی می‌کرد، از مدتی قبل نام "محمد مرسی"، رئیس حزب عدالت و آزادی را به عنوان نامزد ذخیره مطرح کرد، اما حزب سلفی‌ها نامزد دومی را تا کنون معرفی نکرده است.

در عين حال، گفته مي‌شود كانديداي ذخیره اخوان المسلمین مانند شاطر مقبولیت ندارد و تا اينجا امريكایی ها موفق شده اند عمرو موسی را با کمترین هزینه و حاشیه با نقش آفرینی شورای عالی نظامی مصر وارد صحنه رقابت کنند.

در اين شرايط، می توان به این سوال پاسخ داد که اهداف راهبردی که امريكایی ها از طریق گزینه ای همچون عمرو موسی دنبال می کنند، چیست؟

1- شکست اسلام‌گراها و جلوگیری از رادیکالیزه شدن بیشتر فضای افکار عمومی عليه امريكا و متحدان منطقه‌ایش

2- پر کردن خلأ ایجاد شده در عرصه دیپلماتیک جهان عرب به‌ويژه با اختلاف‌هاي داخلی اتحادیه عرب و شورای خلیج فارس

3- تحکیم نفوذ در ساختارها و فضای جدید مصر

4- توازن محور امريكایی متحدان منطقه ای پس از سقوط مبارك در مواجهه با محور ضد امريكایی

5- کند کردن و جلوگیری از نزدیکی مصر به ایران

6- تحت تاثیر قرار دادن دو کشور همسایه مصر یعنی لیبی و تونس

7- ایجاد فضای تنفسی امنیتی میان مدت برای رژیم صهیونیستی

8- حفظ ساختار ارتش و دستگاه امنیتی و اطلاعاتی مصر

البته امريكایی ها از سوی دیگر تصور می کنند که یک بازی برد برد را آغاز کرده اند که حتی در صورتی که به هدف گذاری اصلی خود نیز نرسند، ایجاد آشوب‌ها و اختلاف‌هاي احتمالی میان گروها و مردم برای فرسایشی شدن انقلاب یک مزیت به‌منظور خرید زمان برای بهبود وضعیت در اوضاع فعلی خاورمیانه و جلوگیری از آسیب پذیرتر شدن محسوب مي‌شود.

اما در این میان رسیدن به هدف گذاری مطلوب امريكا تنها در صورتی محقق خواهد شد که مردم مصر فریب خورده و یا روند اعتراض‌هاي انقلابی‌شان کند شود و بدترین چیز برای امريكایی ها در شرایط فعلی این است که دوباره مردم مصر به میدان التحریر برگردند!

 

رجانیوز

به رغم انتشار گزارش صریح و روشن سازمان عفو بین الملل مبنی بر ادامه شكنجه و نقض فاحش حقوق بشر در بحرین از سوی حكومت این كشور، دولت آلمان در اظهار نظری عجیب و ناباورانه،با نادیده گرفتن این گزارش، منكر نقض حقوق بشر و شكنجه در این كشور شد.
به گزارش ایرنا، 'مارتین شفر' معاون سخنگوی وزارت امور خارجه آلمان روز چهارشنبه در نشست خبری سخنگویان دولت با خبرنگاران در پاسخ به سوالی درخصوص اطلاعات دولت در رابطه با شكنجه مخالفان رژیم آل خلیفه،كه در گزارش عفو بین الملل به آن اشاره شده، بطور كلی منكر چنین اقدامی در بحرین شد.

این جمله درحالی كمتر از یك روز بعد از انتشار گزارش عفو بین الملل از سوی مقام وزارت امور خارجه آلمان بیان شد كه ابتدا حاضر به پاسخگویی در این مورد نبود اما با تكرار سوال از سوی خبرنگاران مجبور به بیان این اظهارات شد.

سازمان عفو بین الملل روز گذشته در یك گزارش ۵۸ صفحه ای، بر این نكته تاكید كرد كه،'هیچكس نباید این توهم را داشته باشد كه بحران حقوق بشر در بحرین تمام شده است'.

این گزارش می افزاید: 'مقامات بحرینی سعی می كنند اینگونه وانمود كنند كه گویا مسیر اصلاحات در حال جریان است اما ما همچنان گزارش هایی درمورد شكنجه و استفاده بی مورد و بیش از حد از خشونت علیه متعرضیان هستیم'.

این نهاد حقوق بشری كه مقر آن در لندن است، در گزارش خود همچنین مقامات حقوق بشری را متهم می كند كه هنوز عدالتخواهی را درقبال قربانیان نقض حقوق بشر در بحرین اجرا نكرده اند.

دولت آلمان بطور مكرر از اینكه به صراحت سركوب اعتراضات در بحرین را محكوم كند، خودداری كرده و صرفا به اعلام نگرانی از وضعیت حاكم بر این كشور بسنده كرده است.

فعالان سیاسی و آزادیخواهان بحرینی مقیم آلمان همواره این سیاست دولت را مورد انتقاد قرار داده و خواستار موضع گیری شفاف مقامات دولت این كشور در این رابطه بوده اند.

آلمان جزو چندین دولت غربی بود كه سال گذشته نیز سركوب خونین و خشونت بار مخالفان رژیم حاكم بر بحرین از سوی نظامیان این كشور به كمك نیروهای نظامی عربستان سعودی را محكوم نكرد.

معاون سخنگوی وزارت امور خارجه آلمان در عین حال در نشست خبری روز چهارشنبه خود با اشاره به وضعیت وخیم 'عبدالهادی الخواجه' حقوقدان و فعال حقوق بشر بحرین كه از سال گذشته در زندان بسرمی برد، نسبت به این موضوع ابراز نگرانی كرده و بر ضرورت اتخاذ یك راه حل انسان دوستانه برای روشن شدن وضعیت وی تاكید كرد.

شفر از دولت بحرین خواست كه هر چه زودتر به سفیر دانمارك اجازه دسترسی كنسولی را به الخواجه كه تابعیت دانماركی دارد، بدهد.

به گزارش همراهان به نقل از روزنامه صهیونیستی  جرزالم پست، سایت "فوربس اسرائیل" لری الیسون یکی از بنیانگذاران و مدیر عامل شرکت اوراکل را به عنوان ثروتمند ترین صهیونیست جهان معرفی کرد. لارنس ژوزف الیسون که متولد 17 اوت 1944 میلادی می باشد با 36 میلیارد دلار ثروتمند ترین یهودی جهان در سال 2012 معرفی شد.

شلدون ادلسون یهودی، هتل وکازینو دار مشهور امریکایی نیز با 9/24 میلیارد دلار دومین صهیونیست ثروتمند و چهاردهمین ثروتمند دنیا می باشد.

مایکل بلومبرگ یهودی و شهردار نیویورک و مالک شبکه خبری به همین نام با 22 میلیارد دلار سرمایه سومین ثروتمند صهیونیست و بیستمین ثروتمند جهان به شمار می رود.

جرج سوروس متولد ماه اوت 1930 میلادی در بوداپست مجارستان و رئیس هیئت مدیره بنیاد سوروس چهارمین صهیونیست می باشد که با بیست میلیارد دلار ثروت جزو ثروتمند ترین مردان جهان بوده که وی را پدر انقلاب های مخملی نیز می دانند.

سرگئی میخایلوویچ برین مدیر تکنولوژی شرکت گوگل نیز با 7/18 میلیارد دلار دیگر صهیونیست ثروتمند است که در رده بندی جهانی به همراه لری پیج مکان بیست و چهارم را به خود اختصاص داده است.

مارک الیوت زوکربرگ موسس و بنیان گذار فیس بوک با 5/17 میلیارد دلار ثروت ششمین ثروتمند یهودی جهان است که براساس گزارش فوربس وی عنوان جوانترین ثروتمند جهان را نیز یدک میکشد.مایکل شائول دل یهودی نیز با 5/16 میلیارد دلار ثروت هفتمین ثروتمند صهیونیست می باشد که موسس، رئیس و مدیر عامل شرکت رایانه ای "دل" را بر عهده دارد.

مایکل شائول دل جزو یهودیان اهل امریکا ست که بنا به اعلام نشریه فوربس ازسال 2009 وی بیست و پنجمین فرد ثروتمند جهان بوده است .

مایکل شائول دل دررسانه ها به دیپلمه میلیاردر معروف است.

استیو انتونی بالمرمدیرعامل شرکت مایکرو سافت هشتمین ثروتمند صهیونیست است که با 7/15 میلیارد دلار ثروت در بین ثروتمند ترین مردان جهان جای دارد.بالمر متولد ۲۴ مارس ۱۹۵۶ در شهر صنعتی دیترویت واقع در ایالت میشیگان امریکا ست که پدرش فردریک بالمر یکی از مهاجران سوییسی آمریکا و مادرش دورکین یک زن یهودی آمریکایی بود وازهنگام تحصیل در دانشگاه با بیل گیتس بنیانگذار میکروسافت رابطه نزدیک دوستی برقرار کرد.نهمین ثروتمند صهیونیست کارل ایکان ایرانی الاصل می باشد که نام فارسی وی گیتی نوین (ناوران) می باشد.

وی که متولد کرمانشاه است و در حال حاضر ساکن کانادا می باشد ثروت وی بیش از 14 میلیارد دلار اعلام شده است.در مکان دهمین ثروتمند یهودی جوزف صفرای برزیلی قرار دارد که بانکدار و رئیس گروه اقتصادی صفرا می باشد.

صفرا با 8/13 میلیارد دلار ثروت در مکان پنجاه و دومین ثروتمند جهان قرار دارد.از مهم ترین شرکت های زیرمجموعه گروه منتسب به اوبانک ملی صفرا در نیویورک، بانکو صفرا در سائو پائولو برزیل ، بانک یعقوب صفرا در سوئیس، شرکت مدیریت سرمایه صفرا، بانک صفرا در لوکزامبورگ، بانک صفرا-فرانس در فرانسه، بانکو صفرا و آراکروز سلولوز هستند.

از دیگر ثروتمند ترین صهیونیست ها می توان به ایدان و ایال اوفر پسران سامی اوفر یهودی اشاره کرد که در ژوئن سال 2011 درگذشت و دارایی هایش بین دو پسرش تقسیم شد.سامی اوفر تا پیش از مرگش در مکان هفتاد و نهمین ثروتمند جهان قرار داشت که پس از تقسیم ثروتش ایدان اوفر با 3/10 میلیارد دلار ثروت مکان 161 جهان و ایال اوفر مکان 173 جهان را به خود اختصاص دادند.

این لیست رتبه بندی منتشر شده در سال جاری میلادی می باشد.بنی اشتاینمیتز دیگر صهیونیست ثروتمند می باشد که با 9/5 میلیارد دلار ثروت شناخته شده ترین تاجر الماس قاره آفریقا ویا غول بازار الماس و از دوستان نزدیک ایهود اولمرت نخست وزیر قبلی رژیم صهیونیستی می باشد.

شرکتهای تحت مالکیت بنی اشتاینمیتز در در سیرالئون ، زامبیا ،بوتسوانا و کنگو به فعالیت مشغولند. او مالک معدن الماس کویدوی سیرالئون است که همه ساله حدود ۲۰ تا ۳۰میلیون دلار درآمد خالص حاصل از فروش الماس دارد.

پس از اشتاینمیتز به نام استف ورتیمر برمیخوریم که با ثروت 2/4 میلیارد دلاری به عنوان یکی از بزرگترین تولید کنندگان ابزار آلات پیشرفته صنعتی در جهان معروف است.

استف ورتیمر یک یهودی آلمان می باشد که موسس شرکت ایسکار و بلیدز تکنولوژی در سن 80 سالگی در سرزمین های اشغالی زندگی می کند. ورتیمر به نوشته فوربس همچنین رتبه دهمین پولدار خاورمیانه را نیز به خود اختصاص داده است.دیگر ثروتمند صهیونیست جهان رئیس هیئت مدیره بانک هاپوآلیم و شرکت مادر شیکون یوبینیو شاری آریسون دارای 9/3 میلیارد دلار ثروت می باشد.

برخی رسانه ها اعلام کردند که تونی بلر نخست‌وزیر اسبق انگلیس و سفیر کمیته چهارجانبه در صلح خاورمیانه تلاش کرده تا با شاری آریسون رابطه دوستی برقرار کند ولی سخنگوی این زن ثروتمند از دادن هرگونه اطلاعاتی در این زمینه خودداری کرده است.دیگر ثروتمند صهیونیست آرنون میلچن با 8/3 میلیارد دلار ثروت از بزرگترین تهیه کنندگان هالیوود می باشد و وی درفروش تولیدات و فناوری تاسیسات هسته ای دیمونا در اسرائیل همکاری گسترده ای را با سازمانهای جاسوسی اسرائیل داشته است.

دو نویسنده یهودی به نام های مئیر دورون و جوزف گیلمن با نگارش کتابی به نام "آرنون میلچن؛ مزدور مخفی که امپراتور هالیوود شده است" از روابط گسترده ای میلچن با نخست وزیران رژیم صهیونیستی و آمریکا داشته و از سوی روابط وی با ستارگان هالیوود پرده بر می دارند.

بر اساس اظهارات شیمون پرز رئیس رژیم صهیونیستی وی از اعضای برجسته سازمان اطلاعات و امنیت رژیم اسرائیل می باشد و از مهمترین اقدامات جاسوسی وی می توان به سرقت و کپی برداری از جنگنده میراژ فرانسه که اسرائیل توانست با سوءاستفاده ازآن جنگنده کفیررا بسازد اشاره کرد.الکساندر ماچکویچ دیگر صهیونیست با اصالت قرقیزی و با 8/2 میلیارد دلار سرمایه جزو ثروتمند ترین صهیونیست ها به شمار می رود.

الکساندر ماچکویچ سعی زیادی میکند در بدنه دولت قرقیزستان نفوذ کند و با افرادی همچون رئیس جمهور، نخست وزیر و رئیس پارلمان این کشور روابط نزدیک برقرار کند.کنگره یهودیان اوراسیا در سال ۲۰۰۱ به عنوان شعبه قاره‌ای کنگره جهانی یهود به ابتکار الکساندر ماچکویچ شکل گرفت و در ماه مارس ۲۰۰۲ به ثبت رسید.

موسس شرکت نرم افزاری چک پوینت، رئیس و مدیر اجرایی  گروه جل شِوِد و دِلِک، آیزاک شوآ با 9/1 میلیارد دلار ثروت است.آیزاک شوآ مالک شرکت دِلِک بخش اعظم ثروتش را از این شرکت به دست آورده است .این شرکت از بزرگترین موسسات اسرائیلی به شمار می رود و موضوع فعالیت این شرکت در زمینه های انرژی و زیر ساخت می باشد.

دیگر صهیونیست ثروتمند جهان تاجر الماس و مدیر شرکت سرمایه گذاری اسرائیلی آفریقای تجارت الماس می باشد.

لِو لویو با 7/1 میلیارد دلار است.در اینجا دیگر ثروتمندان صهیونیست را نام می بریم که نام دومین موسس شرکت چک پوینت ماریوس ناش به چشم می خورد و همچنین مدیر بیمه آقای شلومو الیاهو، سهامدار اصلی شرکت پِلِی تِک قبرس تدی ساگوی، و در انتهای لیست میلیارد های اسرائیلی موریس کان است که هر یک از از افراد نام برده با 2/1 میلیارد دلار ثروت جزو ثروتمند ترین یهودیان جهان می باشند و موریس کان در جایگاه 1015 مین ثروتمند جهان قرار گرفته است.

لازم به ذکر است سرمایه 14 میلیارد اسرائیلی بر روی هم بیش از 7/42 میلیلارد دلار می باشد.


دیگر یهویان این فهرست شامل رومن آبراموویچ روس تبار و مالک باشگاه چلسی انگلیس با 1/12 میلیارد دلار و لو بلاوات نیک با 9/11 میلیارد دلار و رالف لورن با 5/7 میلیارد دلار رون رودر با 4/3 میلیارد دلار و دیوید آذریلی و حییم سابان با 9/2 میلیارد دلار ثروت می باشند.

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ  «رها اعتمادی» که فردی بهایی زاده و از خانواده نوکران و خدمتکاران دربار شاه مخلوع است، در سال 2010 با همکاری رسمی دربار انگلیس و چند نفر از عوامل دیگر شبکه من و تو را که از همان ابتدا لقب خواهرخوانده بی بی سی فارسی را یدک می‌کشید، راه‌اندازی کرد تا این شبکه از همان ابتدا با تفکری بهایی ـ صهیونیستی و ضد ایرانی پا به عرصه وجود بگذارد.
اعتمادی در جدیدترین آگهی استخدام این شبکه که در وبلاگش منتشر کرده سه شرط اصلی برای پذیرفته‌شدن به عنوان مجری در این شبکه را اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائیت، مخالفت با جمهوری اسلامی ایران و آمادگی داشتن برای عریان شدن عنوان می‌کند.
رها اعتمادی از چند سال پیش با پشتیبانی همه جانبه و البته غیر علنی عوامل بی بی سی، گروهی به نام «جوانان بدون مرز» را برای ضدیت با جمهوری اسلامی ایران راه‌اندازی کرد و تمامی عناصر همسو با فرقه ضاله بهائیت و ضد جمهوری اسلامی ایران را شناسایی و هسته اولیه من و تو را با آنها شکل داد.
البته پیش از این هم نقل قول‌های بسیاری در خصوص پشت پرده بهایی عوامل و مجریان این شبکه مطرح بود که اکنون با فرو افتادن پرده‌های فریب سند رسمی بهایی ـ صهیونیستی بودن این شبکه به ظاهر فرهنگی ـ اجتماعی علنی شد.
اگرچه که دو شبکه سلطنتی بی بی سی فارسی و من و تو جدا از هم فعالیت می‌کنند، اما منبع تغذیه نیرو و مجریان آنها یکی است و عوامل این دو شبکه در هم تنیده و پشتیبان استراتژیک اهداف ضد ایرانی یکدیگر هستند

 

منابع قطری فاش کردند که هم اکنون درگیری شدیدی میان پسران امیر قطر از همسرش موزه و همچنین با دیگر پسران شیخ حمد از یک سو و حمد و ولی‌عهد با نخست‌وزیر این کشور برسر تصاحب قدرت در جریان است.

به گزارش فارس، در ادامه اختلافات داخلی که از چند روز گذشته در کشور قطر شاهد آن هستیم، منابع آگاه قطری فاش کردند که در حال حاضر نزاع و  درگیری شدیدی میان پسران امیر قطر از همسرش شیخه موزه و همچنین با دیگر پسران شیخ حمد از یک سو و میان شیخ "حمد بن خلیفه آل‌ثانی"، امیر قطر و ولیعهد با شیخ "حمد بن جاسم"، نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر برسر تصاحب قدرت در جریان است.
این منبع آگاه قطری در گفت‌وگو با خبرنگار بین الملل فارس که نخواست نامش فاش شود، در ادامه افزود: تغییرات جسمانی که شیخ حمد بن خلیفه، امیر قطر در این اواخر با آن مواجه بوده، کاملا آشکار و عیان است و هر بیننده‌ای با دیدن ظاهر وی به این موضوع پی‌ می‌برد، بگونه‌ای در این مدت که وی بخش قابل توجهی از وزن خود را از دست داده و یکی از دلایل آن تشدید بیماری اوست که به نظر می‌رسد، بیماری صعب العلاجی چون سرطان است.
این منبع می‌گوید: تشدید بیماری امیر قطر موجب شده تا نزاع و درگیری میان پسران امیر قطر از همسرش شیخه موزه و پسران دیگرش از دیگر همسرانش به شکل قابل ملاحظه‌ای تشدید شود.
وی می‌افزاید: هم اکنون شیخه موزه تمام تلاش خود را بکار بسته تا هرآنچه را که موجب دوری پسرانش از دستیابی به قدرت شود و مانعی برسر راهشان در این‌باره ایجاد کند، از پیش‌رو بردارد و قدرت را تنها به پسرانش منحصر کند.
این منبع آگاه قطری همچنین می‌گوید: این درحالی است که هم اکنون نزاعی میان امیر و ولی‌عهد با نخست‌وزیر این کشور در جریان است که سمت وزیری امور خارجه را نیز برعهده دارد.
وی می‌گوید: امیر قطر و ولی‌عهد از این بیم دارند که مبادا نخست‌وزیر و وزیر خارجه علیه آنها کودتا کرده و خاندان آل‌ثانی را از قدرت برکنار کند.
این منبع آگاه تاکید می‌کند که امیر قطر برای حفظ امنیت شخصی خود و ولی‌عهد از مشاوران و محافظان نظامی آمریکایی استفاده می‌کند.
این در حالی است که منابع عرب آگاه در حوزه خلیج فارس در گفت‌وگو با هفته نامه المنار چاپ فلسطین از واگذاری 70 درصد مسئولیت های امیر قطر به ولعیهد این کشور خبر دادند که با نخست وزیر قطر خصومت دارد.
این منابع افزودند: بیش از 70 درصد مسئولیت های امیر قطر به ولیعهد سپرده شده است که با حمد بن جاسم نخست وزیر این کشور خصومت دارد.
این منابع فاش کردند امیر قطر از بیماری کلیوی رنج می برد و پزشکان به وی توصیه کرده اند که باید استراحت کند.
برپایه این گزارش، حمد بن جاسم بعد از شکست توطئه خود علیه ملت سوریه شوکه شده است و ممکن است که جایگاه خودش در این امیر نشین را به عنوان هزینه این شکست از دست بدهد.
این منابع گفتند که خانواده امیر قطر (همسر و فرزندانش) و نزدیکان آنها از خاندان آل ثانی هم اکنون درحال اقدام برای تحریک قبیله علیه نخست وزیر قطر هستند که بیشترین خدمت و وفاداری به اسرائیل و‌ آمریکا در منطقه خلیج فارس را دارد.
به گفته این منابع، حمد بن جاسم به نزدیکان خود گله کرده است که امیر قطر و خانواده او در پس پرده رسوایی دخترش در شهر لندن هستند.
روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز اخیرا فاش کرد که نیروهای امنیتی انگلیس دختر نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر را به اتهام مفاسد اخلاقی و فحشا در یک خانه فساد در لندن دستگیر کرده‌اند.

به گزارش مشرق وزارت دفاع آمريكا در جلسه‌اي با نمايندگان كنگره اعلام داشت: پنتاگون در حال بهره‌برداري از سريع‌ترين روش دستيابي به ملزومات موردنياز است كه مقامات اين سازمان را قادر مي‌سازد تا در صورت نياز فوري، قابليت‌هاي نوين جنگ سايبري را ظرف چند روز يا ماه توسعه بخشند.

اين گزارش 16 صفحه‌اي تشريح مي‌نمايد برنامه فوق كه تحت نظارت هيات مديره ارشد سرمايه‌گذاري سايبري به اجرا در مي‌آيد، ماموريت دارد تا با هدف رديابي فوري حوادث در فضاي سايبري، روند آهسته و قديمي دستيابي به ابزارهاي جنگی را اصلاح نمايد.

كنگره، با استناد به قانون دفاعي كه سال گذشته وضع كرد، به پنتاگون دستور داد تا راهبردي را توسعه نمايد كه بتواند امكان دستيابي فوري به ابزارها،‌ كاربردها و ساير قابليت هاي جنگ سايبري را فراهم سازد. پنتاگون ماه گذشته گزارشي را به كنگره تقديم كرد كه در واقع اين راهبرد را تبيين مي‌نمايد.

اين گزارش، كه روز هفته قبل نسخه‌اي از آن در اختيار خبرگزاري رويترز قرار گرفت، نشان مي‌دهد كه روش دستيابي به قابليت‌هاي جنگ سايبري به دو بخش جداگانه تقسيم مي‌شود- روش سريع و روش دقيق– كه بسته به فوريت موضوع از آنها استفاده خواهد شد.

گزارش فوق چنين بيان مي‌دارد: "اين ساختار متناسب با پيچيدگي، هزينه و فوريت نياز آن، روش‌هاي جايگزين دستيابي را پيشنهاد داده و برنامه زماني مرتبط با توسعه قابليت جنگ سايبري را بكار مي‌برد."

در ادامه اين گزارش آمده است كه "برنامه‌هاي با ريسك بيشتر و زمان اجرايي طولاني‌تر و در نتيجه هزينه و پيچيدگي بيشتر، با دقت بيشتر و رويكرد متمركزتري براي تاييد آنها مديريت خواهند شد."

تحت اين پروسه، چندين سازمان مختلف وزارت دفاع مي‌توانند الزامات سايبري را شناسايي نموده و آنها را پيشنهاد دهند.

فرماندهي سايبري آمريكا، كه فعاليت خود را دو سال قبل با هدف محافظت از شبكه‌هاي نظامي و اجراي عمليات‌هاي تهاجمي سايبري آغاز كرد، مرجع تاييد اين الزامات خواهد بود. واحدهاي مختلف در فرماندهي سايبري تصميم مي‌گيرند كه بسته به نياز در نهايت از كدام روش استفاده نمايند.

گزارش فوق همچنين افزود: روش سريع عموماً "در جهت رفع الزامات فوري و مهم ماموريت‌ها و پشتيباني از عمليات‌هاي جاري يا تهديدات نوظهور" مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

پنتاگون از قابليت‌هايي بهره مي‌گيرد كه قبلاً توسعه يافته و بدست آمده‌اند يا قابليت‌هاي تقريباً جديد كه صنايع مختلف در حال توسعه آنها هستند.

به منظور كاهش زمان عمليات؛ مي‌توان برخي الزامات روش قديمي دستيابي را به تعويق انداخته يا حذف نمود، شبيه مستندسازي يا برخي فعاليت‌هاي آزمايشي .

روش دقيق نيز مستلزم"تخصيص زمان بيشتر براي برنامه‌ريزي، بررسي و تحليل گزينه‌ها" است اما هنوز هم سريع‌تر از جدول زماني اغلب برنامه‌هاي خريد تسليحات نظامي پيش مي‌رود.

پنتاگون براي نگاهداري ابزارهاي جنگ سايبري اماكن ذخيره‌سازي را بنا خواهد كرد، كه از آن مي‌توان به مثابه فضايي براي تشريك مساعي بهره گرفت. فرماندهي سايبري ملزم است تا ابزارهاي جنگ سايبري را ثبت نمايد.

گزارش فوق اذعان مي‌دارد كه هيات مديره سرمايه‌گذاري سايبري با هدف نظارت بر اين روش و هماهنگ ساختن سرمايه‌گذاري‌هاي مختلف در حوزه قابليت‌هاي جنگ سايبري وزارت دفاع برپا خواهد شد.

ضرورت وجودي اين هيات جديد از آن جهت است كه هزينه بيشتر ابزارهاي جنگ سايبري كمتر از آن حدي است كه نظارت ساير برنامه‌ها نظير برنامه اصلي دستيابي به ابزارهاي دفاعي ضرورتي ندارد.

هيات مديره سرمايه‌گذاري سايبري مشتركاً به رياست "فرانك كندال"(Frank Kendall) معاون وزير دفاع در حوزه شناسايي، فناوري و لجستيك، "جيمز ميلر"(James Miller) معاون سياسي وزير دفاع و دريادار "جيمز وينفلد"(James Winnefeld) جانشين رئيس ستاد مشترك ارتش اداره مي‌شود.

اين گزارش نشان مي‌دهد كه برخي از ابعاد اين پروسه جديد در حال اجرا است اما بسياري از آنها منجمله تاسيس هيات نظارت ظرف شش ماه آينده تحقق مي‌يابند.

مسعود حسینی عکاس افغان با عکسی از عاشورای سال ۲۰۱۱ در افغانستان برگزیده جایزه عکس خبری پولیتزر شد.

به گزارش مشرق به نقل از فارس، این عکاس افغان،‌ عکسی از دختربچه 12 ساله‌ای گرفته است که در جریان یک انفجار انتحاری در مراسم عاشورای سال 2011  کابل با لباسی سبزرنگ در میان کودکان کشته و مجروح شده ایستاده و گریه می‌کند.


در این حادثه برادر هفت ساله این دختر کوچک به همراه هفت تن دیگر از خانواده وی کشته شد.

عکس عاشورای کابل مسعود حسینی پیش از این نیز، عکس برتر آکادمی World Press Photo  شناخته شده بود.

همچنین جایزه پولیتزر در بخش عکاسی ویژه (Feature Photography) نیز به «کریگ اف. واکر» رسید. مجموعه عکس‌های او سربازان آمریکایی را نشان می‌دهد که  «استرس بعد از آسیب» که پس از حضور در جنگ افغانستان و عراق دچار اختلال استرس پس از آسیب شده‌اند.

جایزه پولیتزر معتبرترین جایزه روزنامه‌نگاری در آمریکا است که هر ساله بنیاد پولیتزر جوایز نیم میلیون دلاری خود را نیز به بهترین عکسهای خبری در زمینه‌های مختلف اهدا می‌کند.

روزنامه صهیونیستی هآرتص در مطلبی با اشاره به مقاله یک ژنرال سعودی از مشترکات دو رژیم سعودی و رژیم صهیونیستی برای نزدیکی بیش از پیش به یکدیگر علیه آنچه دشمن مشترک یعنی ایران خوانده شد، سخن می‌گوید.
به گزارش فارس، روزنامه صهونیستی "هاآرتص" در مقاله‌ای به قلم "آمیر اورن"، نویسنده و تحلیلگر صهیونیست به سفر اخیر شاهزاده "سلمان بن عبد العزیز"، وزیر دفاع سعودی به آمریکا و دیدار وی با همتای آمریکایی خود و همچنین رئیس جمهور این این کشور می‌پردازد و تحلیلی از اهداف این سفر غیرمنتظره و پیش‌بینی نشده ارائه می‌دهد.

هاآرتص در این‌باره می‌نویسد: شاهزاده سلمان، وزیر دفاع عربستان هفته گذشته مهمان "لئون پانتا"، همتای آمریکایی خود و نیز "باراک اوباما"، رئیس جمهوری آمریکا بود تا ضمن دیدار با آنها درباره موضوعات مورد علاقه بحث و تبادل کند، بالطبع موضوع ایران، انقلاب مردم بحرین - همسایه عربستان و پایگاه ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس - از جمله موضوعات مورد بحث در دیدار وزیر دفاع عربستان با مسئولان آمریکایی بود.

این روزنامه صهیونیستی در ادامه می‌نویسد: مردی (وزیر دفاع عربستان) که هم اکنون سومین شخصیت خاندان سعودی است، ممکن است در زمانی نه چندان دور به رأس هرم قدرت در عربستان تبدیل شود، چرا که او در مقایسه با برادر ناتنی‌اش "عبدالله بن عبد العزیز" 89 ساله، پادشاه و شاهزاده "نایف بن عبد العزیز"79 ساله، ولیعهد جوانتر و از نظر جسمانی سالم‌تر به نظر می رسد.

پس از آن هاآرتص به درآمدهای کلان نفتی عربستان سعودی و سرازیر شدن آنها به جیب خاندان حاکم و شاهزادگان سعودی اشاره می‌کند و می‌افزاید: 5 میلیون و 500 هزار نفر از جمعیت 27 میلیونی عربستان دارای تابعیت سعودی و به تبع آن شناسنامه سعودی نیستند، 30 درصد جوانان این کشور نیز بیکار و 20 درصد از مردم عربستان از سواد خواندن و نوشتن محروم هستند.

به نوشته این روزنامه صهیونیستی، این پیامی بسیار قابل مهم برای اسرائیل است که مقاله یک ژنرال سعودی منتشره در یک مجله نظامی آمریکایی سال‌ها پیش به آن اشاره داشت و می‌افزاید: این ژنرال سعودی از خاندان آل‌سعود حاکم بر عربستان است که در مقاله خود دیدگاه محافظه‌کارانه حاکم بر خاندان سعود را بیان می‌کند.

این ژنرال‌ عربستان سعودی 10 سال پیش در مقاله خود نوشت که اگر اسرائیل در مسیر سازش براساس طرح امیر عبدالله گام بردارد، عربستان نیز باید آمادگی خود را برای صلح با اسرائیل اعلام کند و از این طریق بر دیدگاه سایر کشورهای جهان عرب نیز تاثیر بگذارد.

به نوشته هآرتص، این ژنرال سعودی مجددا گام دیگری رو به جلو برداشت، هنگامی‌که از "شیمون پرز"، رئیس رژیم صهیونیستی تمجید کرد و از اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها و عرب‌ها خواست، از طریق اینترنت و در زمینه‌های مختلف مانند ورزش و عکاسی و امور دیگر با یکدیگر آشنا شده و با یک‌دیگر ارتباط برقرار کنند، زیرا چه بسا این وضعیت زمینه‌ساز برقراری صلح در خاورمیانه در آینده باشد و در این شرایط باید عرب‌ها و اسرائیلی‌ها از وسایل ارتباط جمعی برای همزیستی مسالمت‌آمیز خود استفاده کنند و به اعتقاد هاآرتص این تلاش‌ها شایسته حمایت و پشتیبانی است، چراکه بیانگر بخشی از سیاست امنیتی پیشرفته و به روز عربستان سعودی است.

سپس این روزنامه صهیونیستی می‌افزاید: این فرد کسی نیست جز ژنرال شاهزاده "نایف بن احمد آل سعود" که  دارای مدارک دانشگاهی بیشمار از دانشگاه کمبریج و جرج تاون و کارشناس برنامه‌ریزی استراتژیک و عملیات ویژه و جنگ الکترونیک است.

وی هنگامی‌که در دانشگاه امنیت ملی واشنگتن به تحصیل مشغول بود، با افرادی چون "زئیف شنیر"، افسر نیروی هوایی اسرائیل هم‌دوره بود، کسی که هم اکنون افسر ذخیره ارتش است، در حالی‌که پس از پایان تحصیل و اخذ مدرک به ریاست یگان تجهیزات و پشتیبانی نیروی هوایی اسرائیل منصوب شد و اکنون ریاست شعبه تجهیزات ویژه سرویس‌های امنیتی اسرائیل را برعهده دارد.

روزنامه هآرتص ادعا می‌کند که شاهزاده نایف بن احمد نسبت به اوضاع اجتماعی عربستان بسیار هوشیار و در عین حال حساس است، چراکه در مقاله‌ای که در سال 2002 در فصلنامه وابسته به دانشگاه امنیت ملی چاپ و منتشر شد، بر لزوم مدرنیزه کردن ارتش عربستان سعودی و خرید تسلیحات پیشرفته تاکید کرد، اما در عین حال درباره افزایش مورد انتظار جمعیت در عربستان و لزوم توجه به نیازهای اجتماعی این جمعیت مانند مسکن، آموزش و بهداشت نیز سخن گفت و هشدار داد، در صورتی‌که حکام سعودی به افکار عمومی توجه نکنند، اعتماد مردم نسبت به خود را از دست خواهند داد.

به نوشته روزنامه هاآرتص، این ژنرال سعودی طی ماه‌جاری در مقاله‌‌ای که در فصلنامه یاد شده به چاپ رسید به بررسی اعتراض‌های اجتماعی جاری در اسرائیل پرداخت، تحت این عنوان که این اعتراض‌ها ذهن مسئولان سعودی را به خود مشغول کرده است.

این ژنرال سعودی پس از آن در مقاله خود به این نکته اشاره می‌کند که عربستان سعودی خود را برای مقابله با "بهار عربی" آماده کرده است و می‌خواهد از اعتراض‌هایی که تابستان گذشته در اسرائیل روی داد و همچنین ناآرامی‌های اوت در انگلیس درس عبرت بگیرد.

این ژنرال سعودی، مقامات مسئول در عربستان سعودی تحولات جاری در اسرائیل را به دقت زیر نظر دارد، چراکه آن را آزمونی برای فهم و درک میزان تاثیرگذاری وسایل ارتباط جمعی در برگزاری اعتراض‌های مسالمت‌آمیز به شمار می‌آورد، تحولاتی که می‌تواند تاثیرات چشمگیری بر سیاست امنیتی یا اقتصادی یک کشور بگذارند.

بنابر ادعای هاآرتص نایف تلاش می‌کند، به خوانندگان خود القا کند که در عربستان بر اینترنت و توئیتر و فیس بوک نظارت حکومتی وجود دارد و و زیر ساخت‌های قضایی ایجاد شده در عربستان در این زمینه مشابه نمونه‌های آن در کشورهای غربی و بزرگ‌ترین جامعه دمکراتیک جهان، یعنی هند است و به معارضان اسرائیلی نسبت به رسیدن و پای گذاشتن بیگانگانی هشدار می‌دهد که در قالب کاروان‌های آزادی و سفرهای هوایی وارد اسرائیل می‌شوند و آنها را تحریک می‌کنند.

نایف تاکید می‌کند: منظور وی از آنچه گذشت این است که رهبران غرب هیچ‌گاه نمی‌خواهند شاهد روزی باشند که فعالان اجتماعی از طریق همین صفحات اینترنتی تنظیم کننده اعتراض‌های مردمی در ریاض یا جنین باشند، چراکه به خوبی می‌دانند، فروپاشی عربستان یا اسرائیل به نحوی فروپاشی غرب را نیز به دنبال خواهد داشت و به همین دلیل است که کشورهای غرب صفحات اینترنتی خود را کنترل می‌کند.

این‌جاست که گویی این ژنرال سعودی کلید نجات خود و رژیمش را می‌یابد و در این راستا به سراغ مشترکات رژیم سعودی و رژیم صهیونیستی می‌رود که در دشمن مشترک یعنی ایران و حامی مشترک یعنی آمریکا نمود پیدا می‌کند.

به همین منظور هاآرتص ، خواهان گشودن باب گفتگو مذاکره میان اسرائیل و عربستان سعودی می‌شود و توضیح می‌دهد که در گام اول این مذاکرات و گفت‌وگوها چه بسا میان شخصیت‌های نظامی همچون نایف صورت گیرد که این در این صورت این گفت‌وگو به نفع طرفین بوده و به پیشبرد روند سازش سیاسی در منظقه نیز کمک خواهد کرد.

روزنامه گاردین در گزارشی نوشت که در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به کارگردانی «ریدلی اسکات» که براساس داستانی واقعی ساخته شده، شخصیت اصلی فیلم که یک سرباز بی‌اخلاق و متجاوز است به دستور وزارت دفاع سانسور می‌شود.

 

به گزارش فارس، رابطه سازمان سیا (آژانس اطلاعات مرکزی) آمریکا و پنتاگون و هالیوود از جمله محورهای جالب و البته کمتر پرداخته شده در موضوعات مربوط به سینماست. این رابطه در موارد بسیاری بصورت یک‌طرفه صورت می‌گیرد، به نوعی که سیا و پنتاگون نقش سانسورکننده را در هالیوود بازی می‌کنند. این سانسور اگرچه به‌صورت اخذ مجوز ساخت نیست ولی زمانی که فیلمسازان قرار است فیلمی را تولید کنند که نیازمند حمایت مالی و تجهزاتی است، آنجاست که فیلمنامه و صحنه‌هایی از فیلم باید طبق نظر آن‌ها تغییر یابد، به طوری که روزنامه گاردین در گزارشی نوشت که در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به کارگردانی «ریدلی اسکات» که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده، شخصیت اصلی فیلم که یک سرباز آمریکایی، شخصی بی‌اخلاق و متجاوز ‌است ولی به دستور وزارت دفاع، این مسئله سانسور می‌شود و عوامل فیلم هم به جهت نیاز به حمایت پنتاگون از فیلم به خواسته آن‌ها تن می‌دهند.

خبرگزاری فارس سعی دارد در این گزارش به این رابطه و حواشی آن بپردازد:

 

* روایت روزنامه گاردین از ارتباط سیا با هالیوود

 

سازمان سیا از همان ابتدا به دنبال راهی بود تا بتواند همان‌گونه که در سایت خود نیز نوشته به مخاطبان القاء کند که رهبران جامعه بدون این سازمان نمی‌توانند از ملت محافظت کنند،بنابراین همواره به دنبال این بود تا به طرق مختلف با روسا و افراد بانفوذ هالیوود ارتباط برقرار کند.

روزنامه گاردین در مطلبی تحت عنوان «پیشنهادی که آن‌ها (هالیوودی‌ها) نمی‌توانند رد کنند» می‌نویسد:

هر کسی که فیلم‌های هالیوودی، از فیلم‌های جاسوسی پس از جنگ «آلفرد هیچکاک» گرفته تا «پرده پاره» او در سال 1966 را تماشا کند، به خوبی می‌داند که هالیوود فریفته ژانر «جاسوسی» است ولی تنها عده کمی‌ می‌دانند که سازمان سیا؛ از دهه 70 در فیلم‌هایی چون «سه روز کندور» و تا به امروز در فیلم‌هایی چون «هویت بورن» و «لاشه دروغ‌ها» حضوری غیر قابل کنترل داشته است.

 

* خریداری حقوق فیلم «مزرعه حیوانات» توسط سازمان سیا

 

این روزنامه در ادامه می‌نویسد: سازمان سیا فقط نقش راهنمایی‌کننده فیلمسازان را ‌ندارد، بلکه به آن‌ها رشوه نیز می‌دهد، این سازمان در سال 1950 حقوق مربوط به «مزرعه حیوانات» جورج اورول را خریداری کرد و سپس در سال 1954 برای ساخت نسخه انیمیشن این فیلم در انگلستان سرمایه‌گذاری کرد.

 

* اولین نماینده رسمی سازمان سیا در هالیوود کیست؟

 

چیس براندون

 

 

«چیس براندون» با حدود 4 دهه سابقه کار در سازمان سیا اولین نماینده این سازمان در هالیوود بود.

اولین بار سال 1995 قردادی میان هالیوود و سازمان سیا به امضا رسید که بر اساس آن شخصی به نام «چیس براندون»، یکی از مامورین کهنه‌کار سازمان سیا، از آن پس بر فیلمنامه‌ها و پروژه سینمایی، بالاخص آن‌هایی که به نوعی با موضوع سازمان سیا در ارتباط بودند، نظارت داشت.

حضور «چیس براندون» در هالیوود به ذائقه بسیاری خوش نیامد و بسیاری به طرق مختلف به این قضیه اعتراض کرده و حضور او را به نوعی خیانت به شعار آزادی بیان در سینما عنوان کردند.

 

* فیلم‌هایی که زیر نظر براندون ساخته شد

 

با همه این اعتراض‌ها «براندون» به کار خود در سینما ادامه داد و طی این سال‌ها فیلم‌های زیادی زیر نظر او ساخته شدند که از جمله آن‌ها می‌توان به «دشمن حکومت»، «کمپانی بد»، «جیمزباند»، «کمپانی جاسوس‌ها»، «استخدام»، «مجموعه همه ترس‌ها»، «هویت بورن»‌، «24» و چند پروژه تلویزیونی اشاره کرد.

البته او چندان هم از فیلم‌های ساخته شده راضی نبود، آن‌چنانکه درباره فیلم «بازی جاسوسی» با هنرنمایی «رابرت ردفورد» و «براد پیت» گفت: این فیلم جزء آن پروژه‌هایی است که هیچ وقت دوست نداشتم جزئی از آن باشم.

او همچنین ضمن آنکه فیلم «24» را به هیچ عنوان مورد تایید سازمان سیا نمی‌داند، درباره «هویت بورن» نیز می‌گوید: این فیلم افتضاح است، از صفحه 25 به بعد او را باید آتش زد.

«چیس» که از همکاری با پروژه «سریانا» با بازی «جورج کلونی» سر باز زده است، در یکی از مصاحبه‌های خود در این‌باره می‌گوید: شخصیت «کلونی» به عنوان مامور سابق سازمان سیا در این فیلم یک جنایتکار معرفی شده و من با چنین پروژه هیچ‌وقت همکاری نمی‌کنم.

 

* نظر نماینده سیا درباره فیلم جیمز باند

 

«براندون» در یکی دیگر از مصاحبه‌های خود درباره فیلم «جیمز باند» نیز این‌گونه می‌گوید: «جیمزباند»، بدترین فیلم جاسوسی است که تاکنون ساخته شده است. مامور 007 در این فیلم بدون آنکه هویت خود را پنهان کند مرتبا درگیر جنگ‌های خونین و فرارهای نمایشی می‌شود، او کار خود را خوب انجام نمی‌دهد، مامور سازمان سیا بودن یک شغل نیست، یک حرفه نیست، یک سبک زندگی است.

در حالی که حدود 6 سال از کار «چیس براندون» (پسر دایی «تامی لی جونز»، بازیگر آمریکایی) در هالیوود می‌گذشت، با وقوع حادثه 11 سپتامبر سازمان سیا مورد سرزنش‌های زیادی قرار گرفت و به بی‌لیاقتی محکوم شد که نتوانسته با آن بودجه‌های میلیاردی، چنین حادثه تروریستی را پیش‌بینی کند.

 

* با حوادث 11 سپتامبر فعالیت سیا در هالیوود گسترش می‌یابد

 

کمی پس از وقوع این حادثه، سازمان سیا در دیدارهای مکرر با «چیس براندون»، از او خواست تا فعالیت خود را در هالیوود گسترش دهد و در این میان «بوش» نیز مشاور ارشد خود «کارل روو» را به لس‌آنجلس فرستاد تا با روسای هالیوود دیدار کند و درباره راه‌هایی که از طریق آن‌ها می‌توان نظر عموم مردم را به سمت حمایت از نیروهای نظامی آمریکا سوق داد، گفت‌وگو کنند.

 

* جلسه سیا و پنتاگون با دیوید فینچر و اسپایک جونز

 

«سیا» و «پنتاگون» رسما از فیلمنامه‌نویسان و کارگردانانی چون «دیوید فینچر» و «اسپایک جونز» خواستند تا در همکاری با مقامات این دو سازمان فکر بکری کنند تا شاید جلوی حملات تروریستی آینده گرفته شود و در ازای آن پنتاگون نیز تسهیلات نظامی زیادی در اختیار هالیوود قرار خواهد داد، این می‌شود که «فینچر» کمی بعد «اتاق وحشت» را می‌سازد که داستان تجاوز سه دزد به خانه‌ای امن در نیویورک است.

نشست‌ها و ملاقات‌های مکرر مقامات سیاسی آمریکا و چهره‌های شاخص هالیوود همچنان ادامه داشت و اکثر این نشست‌ها توسط موسسه فن‌آوری‌های خلاقانه دانشگاه کالیفرنیا جنوبی هماهنگ و برگزار می‌شد.

 

* دوره‌های آموزشی هنر برای سربازان

 

طی این نشست‌ها برای سربازان دوره‌های آموزشی هنر گذاشته شد و از سویی دیگر، فیلمنامه‌نویسان نیز به خواسته «سیا» و «پنتاگون»، فیلمنامه‌هایی درباره «ترور» می‌نوشتند.

به عقیده آن‌ها، اغلب هنر راهی به سوی واقعیت است و به اعتراف برخی از مقامات سازمان سیا، هنر، نوشته‌ها و فیلمی که حاصل کار فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان است در واقع می‌تواند الهام‌بخش واقعیات باشد.

سازمان «سیا» نیز از سال 2002 با همکاری دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، دست به ساخت یک‌سری گسترده از بازی‌های کامپیوتری زد که شاید از آن طریق بتواند حملات احتمالی به آمریکا را پیش‌بینی و دفع کند.

 

* معارفه دومین نماینده رسمی سازمان سیا در هالیوود/«پل باری»، نیرویی با دو دهه سابقه در سازمان سیا

 

اوایل سال 2007 جلسه‌ای با حضور شخصیت‌های تراز اول سینمای هالیوود و برخی از کارکنان ارشد سازمان سیا برگزار شد، در این جلسه «پل جیمی‌گلیانو» که سخنگوی سازمان سیا بود، «پل باری» را به عنوان نماینده و مشاور سازمان سیا در هالیوود معرفی کرد.

«پل باری»، 47 ساله اهل بوستون، خود یکی از ماموران کهنه‌کار سازمان سیا بود.

در این جلسه که به صورت محرمانه برگزار شد، قرداد توسعه همه‌ جانبه همکاری هالیوود و سازمان سیا به امضای دو طرف رسید، اهمیت این طرح تا به آنجا بود که ریاست آن را ژنرال «مایکل هایدن»، رییس پیشین سازمان سیا و دستیار اول «جان نگروپونته»، مدیر آژانس امنیت ملی به عهده داشت.

 

ژنرال مایکل هایدن رئیس پیشین سازمان سیا

 

«پل باری» طی این سال‌ها بر ساخت چندین پروژه مهم سینمایی و تلویزیونی نظارت داشته که مهمترین‌ آن‌ها «جنگ چارلی ویسلون» ساخته «مایک نیکولز» و «چوپان خوب» ساخته «رابرت دنیرو» است.

 

* باری: امیدواریم بتوانیم با کمک سینما چهره منفی «سیا» را بهبود ببخشیم

 

او درباره نیاز سازمان سیا به صنعت سینمای هالیوود در یکی از مصاحبه‌های خود گفت: مشکل بزرگی که در رابطه با این سازمان وجود دارد، تصویر منفی است که در اذهان عمومی شکل گرفته است، ما امیدواریم بتوانیم با کمک سینما این تصویر را بهبود ببخشیم و آن را در این حالت ثبات بخشیم.

به گفته «پل جیمی‌گلیانو»‌، «پل باری» بیش از دو دهه سابقه فعالیت در سازمان سیا دارد و با همه قسمت‌های این سازمان چه در ایالات متحده آمریکا و چه در سراسر دنیا آشنایی کاملا دارد، او نه تنها می‌داند که سازمان سیا چگونه از آمریکا محافظت می‌کند، بلکه تمام زندگی‌اش را به طور حرفه‌ای فدای حمایت و بهبود اهداف این سازمان کرده است.

در نشست سال 2007، وظیفه «باری» در هالیوود این‌گونه تشریح می‌شود: او در رابطه با فیلمنامه‌ها و داستان‌های‌شان مشاوره می‌دهد، ترتیب مصاحبه با زنان و مردانی را می‌دهد که عمرشان را در عملیات‌های جاسوسی سپری کرده‌اند و زمینه ملاقات با رؤسای سازمان سیا را فراهم می‌آورد تا فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان، زمینه فکری لازم در ارتباط با مسائل جاسوسی را به دست آورند.

سخنگوی سازمان سیا در این نشست گفت: ما برای انتخاب نماینده‌مان در هالیوود، گزینه‌های مناسب بسیار زیادی داشتیم ولی به عقیده ما، او همان کسی است که ما می‌خواهیم. «باری» سازمان سیا را از بالاترین تا پایین‌ترین مقام می‌شناسد، با تفکرات حاکم بر این سازمان به اندازه کافی آشنایی دارد و در عین حال از انرژی و تیزبینی خارق‌العاده‌ای برخوردار است.

 

* «دنی بایدرمن» پوششی بر فعالیت‌های محرمانه سیا در هالیوود

 

او برای ساخت فیلم «جیمزباند» به استخدام کمپانی «گلدن مایر‌» درآمد.

دنی بایدرمن، مشاور فنی سازمان سیا در هالیوود

 

ابزار جاسوسی در فیلم‌ها

 

نکته قابل توجهی که درباره دو مامور رسمی سازمان سیا در هالیوود وجود دارد، این است که در صورتی که نام هالیوود را در سایت رسمی سازمان سیا جست‌وجو کنید، به جای نام این دو، نام «دنی بایدرمن» نویسنده کتاب «دنیای خارق‌العاده جاسوسی تخیلی» و مشاور فنی سازمان سیا در هالیوود به چشم می‌خورد.

«بایدرمن» که به اعتراف خودش از 10 سالگی دوست داشته که یک جاسوس باشد، تحت تعلیم سازمان سیا قرار می‌گیرید و از آن پس به عنوان مشاور و کارشناس به استخدام استودیوهای بزرگی چون «برادران وارنر» و «موسسه سینمایی آمریکا» در می‌آید و همچنین برای ساخت فیلم «جیمزباند» با کمپانی «مترو گلدن مایر» قرداد می‌بنند.

وظیفه «بایدرمن» نظارت بر فیلم‌های جاسوسی و طراحی ابزارهای جاسوسی پیچیده در فیلم‌هایی از این دست است تا هرچه واقعی‌تر و جذاب‌تر به نظر برسد.

 

سانسور در هالیوود:

هر فیلمسازی که برای ساخت فیلمش نیاز به تسهیلات داشته باشد بالاخص در عرصه نظامی، باید تن به نظارت مستقیم پنتاگون و سازمان سیا بدهد و در این میان شاید نیاز به بازنویسی چندباره یک فیلمنامه باشد. (کتاب «سیا در هالیوود» نوشته «تریشیا جنکینز»)

روزنامه «گاردین» به نقل از «باب بائر» یکی از ماموران سابق سیا می‌نویسد: همه این مردمی که استودیوها را مدیریت می‌کنند، به واشنگتن می‌‌آیند و با سناتورها سر و کله می‌زنند، با رؤسای سیا و هر آنکه مقامی دارد گفت‌وگو می‌کنند و چانه‌ها می‌زنند.

روزنامه گاردین گواه این ادعا را «لوئیگی لوراسچی»، رییس موسسه سانسور داخلی و خارجی کمپانی پارامونت در اوایل دهه 50 میلادی می‌داند، که چندی پیش ماهیت او به عنوان یکی از ماموران مخفی سازمان سیا در رسانه‌ها برملا شد.

«تریشیا جنکینز» نیز در قسمتی از کتاب خود تحت عنوان «سیا در هالیوود»، به این مسئله می‌پردازد که «سازمان سیا از همکاری با هالیوود چه می‌خواهد؟».

او در جواب به این سوال این‌گونه می‌نویسد: سازمان سیا به دنبال سه چیز است:

_رسیدن به اهداف دوره‌ای (که با توجه به اتفاقات هر دوره تغییر می‌کنند)

_احیاء دوباره چهره مخدوش خود پس از جنگ سرد و بالاخص حادثه 11 سپتامبر

_چهره‌ای از خود ارائه دهد که اولا در همه زمان در همه جا حاضر است، ثانیا حضور او در همه همراه با قدرتی مطلق و شکست‌ناپذیر است.

 

* فیلم‌هایی که قربانی فشارهای پنتاگون شدند

 

در کنار خواسته سازمان سیا از هالیوود، پنتاگون نیز از این صنعت سینمایی خواسته‌هایی دارد که عمده‌ترین آن ارائه چهره‌ای با اقتدار، حرفه‌ای و شکست‌ناپذیر از ارتش آمریکاست و البته برای رسیدن به این خواسته خود گاهی فیلمسازان و فیلمنامه‌نویسان را تا اندازه‌ زیادی تحت فشار قرار می‌دهد تا آنجا که به گفته کتاب «عملیات هالیوود» فیلم‌های زیادی در این میان بوده‌اند که قربانی خواسته «پنتاگون» شده‌اند ولی در این میان می‌توان به دو فیلم «روز استقلال» ساخته «رونالد امریچ» محصول سال 1996 میلادی و «جی.آی.جین» به کارگردانی «ریدلی اسکات» در سال 1997 میلادی و با حضور «دمی مور» اشاره کرد.

 

*شخصیتی که در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به دستور پنتاگون سانسور شد

 

فیلم سقوط شاهین سیاه ساخته ریدلی اسکات

 

روزنامه «گاردین» نیز در گزارشی تحت عنوان «پیشنهادی که آن‌ها نمی‌توانند رد کنند»، این مطلب را تایید کرده است و می‌نویسد:

«پنتاگون» برای دهه‌های متمادی به هالیوود مشاوره می‌دهد و تجهیزات نظامی در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد، ولی «پنتاگون» در ازای این تسهیلات از هالیوودی‌ها می‌خواهد که نیروهای ارتش آمریکا را آن‌گونه که آن‌ها می‌خواهند، تصویر کنند.

آن‌چنانکه به گفته این روزنامه در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به کارگردانی «ریدلی اسکات» که براساس داستانی واقعی ساخته شده، شخصیت اصلی فیلم که یک سرباز آمریکایی، شخصی بی‌اخلاق و متجاوز نیز هست ولی به دستور وزارت دفاع، این مسئله سانسور می‌شود.

 

* دو نمونه از فیلم‌هایی که قربانی فشار پنتاگون شد

 

_فیلم «روز استقلال»:

 

 

فیلم روز استقلال

 

نویسنده «روز استقلال»، برای جلب رضایت سران پنتاگون، فیلمنامه را چندین بار بازنویسی می‌کند ولی در نهایت نیز مجبور می‌شود بدون حمایت آن‌ها فیلم را بسازد.

این فیلم که درباره هجوم بیگانگان به زمین بود، دربرگیرنده صحنه‌های جنگی بسیار زیادی بود که برای ساخت آن به بودجه بسیار زیادی نیاز بود، به همین خاطر عوامل فیلم دست به دامان «پنتاگون» شدند ولی سران پنتاگون پس از خواندن فیلمنامه که نوشته «دین دولین» بود، اعلام کردند که از این فیلمنامه به قدر کافی راضی نیستند و حاضر نیستند به چنین فیلمی کمک مالی و تجهیزاتی کنند.

به گفته مقامات وزارت دفاع، این فیلم به قدر کافی ارتش آمریکا را کارآمد و باکفایت نشان نداده است.

در نسخه اول فیلمنامه تمامی تلاش‌های ارتش برای مبارزه با موجودات فضایی با شکست روبرو می‌شود و درنهایت نیز یک غیر نظامی است که نتیجه این مبارزه را تغییر می‌دهد.

«دین دولین» پس از تلاش‌های فراوان، زمانی که می‌بیند قادر نیست مقامات آمریکایی را راضی به همکاری کند، طی نامه‌ای به «فیل استراب»، رئیس بخش ارتباطات فیلمسازی وزارت دفاع آمریکا، رسما اعلام می‌کند که حاضر است که فیلمنامه را به طور کلی تغییر دهد و قهرمان داستان را فردی ارتشی معرفی کند.

با همه این‌ها در نهایت باز هم پنتاگون نتیجه حاصله را موفقیت‌آمیز ندانسته و در نهایت هیچ کمکی به ساخت فیلم «روز استقلال» نمی‌کند.

 

_فیلم «جی.آی.جین»:

 

فیلم جی.ای.جین با بازی دمی مور و کارگردانی ریدلی اسکات

 

«ریدلی اسکات» برای به دست آوردن حمایت مالی وزارت دفاع آمریکا، بیش از شش صحنه فیلم را به طور کلی تغییر می‌دهد.

«ریدلی اسکات» در سال 1996 تصمیم به ساخت این فیلم می‌گیرد ولی تلاش می‌کند تا برای گرفتن کمک مالی و دستیابی به تجهیزات نظامی لازم، نظر پنتاگون را جلب کند ولی او نیز با بی‌توجهی این سازمان روبرو می‌شود و علی‌رغم آنکه «ریدلی اسکات» برای جلب توجه آن‌ها حاضر می‌شود حداقل شش صحنه از فیلم را به طور کامل تغییر دهد ولی با این حال این پروژه مورد تایید مقامات قرار نمی‌گیرد و «اسکات» مجبور می‌شود تا این فیلم را بدون حمایت پنتاگون بسازد.

 

«ریدلی اسکات» دلیل عدم توافق با پنتاگون را یکی موافقت نکردن آن‌ها با تراشیده شدن سر شخصیت اصلی فیلم که یک زن بود عنوان می‌کند و دلیل دوم را نیز خواسته بی‌جای آن‌ها برای تغییر نام فیلم می‌داند.

فیلم «جی.ای.جین»، داستان زنی (با بازی «دمی مور») است که تمام تلاش خود را برای ورود به نیروی دریایی آمریکا می‌کند و در این میان به خاطر زن بودنش مورد تمسخر بسیاری قرار می‌گیرد.

 

* کتاب‌هایی که در ارتباط با تاثیر سازمان سیا و پنتاگون در هالیوود، نوشته شده است

 

در زیر اشاره داریم به چند عدد از این کتاب‌ها:

 

* کتاب «هالیوود و سازمان سیا» (سینما؛ دفاع، ویرانی) (رسانه، جنگ و امنیت)

این کتاب نوشته مشترک «الیویر بود بارت»،«دیوید هرارا» و «جیم بائومان» است که 5 آوریل 2011 منتشر شده است.

این کتاب فیلم‌هایی که طی 5 دهه اخیر ساخته شده است را از چهار نقطه نظر زیر بررسی کرده است:

_تا چه حد این فیلم‌ها به صورت آشکار سیاسی هستند؟

_تا چه حد این فیلم‌ها مورد قبول سازمان سیا هستند یا خیر؟

_جهت‌گیری نسبی این فیلم‌ها نسبت به موضوع جاسوسی.

-برجستگی نسبی سازمان سیا در این فیلم‌ها.

 

* کتاب عملیات هالیوود: پنتاگون چگونه بر ساخت فیلم‌ها تاثیر می‌گذارد و آن‌ها را سانسور می‌کند؟

 

کتاب عملیات در هالیوود

 

«دیوید ال راب»، روزنامه‌نگار مشهور آمریکا در این کتاب که آوریل 2004 منتشر شده است، نقش سیاست، پنتاگون و سازمان سیا بر ساخت یک فیلم را بررسی کرده است.

«ال راب»، هدف خود از نوشتن این کتاب را این‌گونه عنوان می‌کند: می‌خواهم مخاطبان بدانند که آنچه که در سینما به روی پرده می‌بینند، تنها آن چیزی نیست که کارگردان فیلم می‌خواسته است.

 

* کتاب «آژانس: استعداد از هالیوود، مدیریت از سیا»

 

کتاب استعداد از هالیوود مدیریت از سیا

 

این کتاب 26 جولای 2011 منتشر شده، «گادفرد» در این کتاب به بررسی شبکه‌ای از ماموران ویژه سازمان سیا می‌پردازد که به عنوان بازیگر، پاپارازی و ... وارد سینمای هالیوود می‌شوند و کارشان نظارت بر پروژه‌های سینمایی است.

 

* کتاب «سیا در هالیوود: چگونه این سازمان بر ساخت فیلم‌ها در سینما و تلویزیون تاثیر می‌گذارد»

 

کتاب سیا در هالیوود نوشته تریشیا جنکینز

این کتاب 1 مارس 2012  توسط «تریشیا جنگینز» منتشر شده است.

در توضیح این کتاب آمده است: تصور شما درباره سازمان سیا چیست؟ سازمانی که نمی‌تواند از جاسوسان خود محافظت کند؟ سازمانی خشن و بی‌رحم که کارش سازماندهی عملیات‌های محرمانه و ترورهاست؟ تماشاچیان باهوش سینما و تلویزیون به خوبی می‌دانند که این تصورات نسبت به سازمان سیا نه تنها وجود ندارد بلکه مخصوصا طی سال‌های اخیر تصویر بسیار مثبتی از این سازمان و کارکنانش در فیلم‌ها به تصویر کشیده شده است.

و البته حقیقتی که تنها تعداد بسیار کمی درباره آن می‌دانند این است که سازمان سیا چه تاثیر فعالی در شکل گیری محتوای فیلم‌ها در سینما و تلویزیون دارد.

این کتاب فیلم‌های بسیاری از جمله «کمپانی جاسوس‌ها»، «سریانا»، «چوپان خوب»، «استخدام»، «دشمن حکومت» و «مجموعه همه ترس‌ها» را فیلم‌هایی می‌داند که به سفارش مستقیم سازمان سیا ساخته شده‌اند.

درپی شدت گرفتن آسیب ها و مشکلات اجتماعی در عربستان، پدیده دختران فراری در این کشور وارد مرحله تازه ای شده و بر تعداد این دختران روز به روز افزوده می شود.

به گزارش شبکه خبری العالم، مشكل فرار دختران از مهمترين مشكلات و مسايلي است كه جامعه عربستان گرفتار آن شده است.
نهادهای ذیربط و دستگاههای امنیتی عربستان موارد زیادی از فرار دختران را به ثبت رسانده اند.
پژوهشگران اجتماعي علت وجود پدیده دختران فراری را به سخت گيريهاي خانواده و كمبود عاطفي بويژه در سنين نوجواني نسبت مي دهند.
دراين خصوص، رياست كل مركز پژوهش و مطالعات وابسته به هيات امر به معروف و نهي از منكر عربستان اخيرا كتابي را با موضوع فرار دختران و علل و پيامدها و راههاي حل این معضل منتشر كرده است.
همچنين كتاب ديگري براي بررسي علل فرار دختران از خانه ها درعربستان منتشر شده است.
هيات امر به معروف و نهي از منكر عربستان در پژوهش خود، تاريخ بروز اين مشكل و ديدگاههاي مختلف و ميزان گستردگي آن و نيز جنبه ساختاري و اجرايي در حل این مشکل را بررسي كرده است.
شيخ بسام بن سليمان مدير كل مركز پژوهشها و مطالعات هيات امر به معروف و نهي ازمنكر عربستان با اذعان به وجود پدیده دختران فراری در این کشور در گفتگو با پایگاه خبری شبکه تلویزیونی سعودی العربيه تصریح کرد: افزايش بروز پدیده دختران فراری هيات امر به معروف و نهی از منکر را به تحقيق و بررسي و يافتن راه حلهايي فوري واداشت زیرا اين مساله يك مشكل اجتماعي به شمار می رود كه نياز به بررسی و تامل دارد.
عبدالله يوسف عضو هيات مدرسان دانشگاه محمد بن سعود نيز به پایگاه خبری شبکه تلویزیونی سعودی العربيه گفت: صرف فكر كردن دختران به فرار از خانه نياز به بررسي و تحقيق دارد زيرا نشان دهنده وجود مشكل است و وجود این پدیده ناشي از برخورد شديد و خشن با دختران و عدم درك و آگاهی خانواده ها از مراحل نوجواني است.
دكتر عوض ردادي پژوهشگر اجتماعي با اشاره به اينكه بيشترين موارد فرار دختران در مناطق رياض و مكه مكرمه ثبت شده است، گفت که علت این امر به جمعيت زیاد دو منطقه و سکونت افراد دارای تابعیت های غیر سعودی در آنجا بازمی گردد.
وي افزود: در شهرهای رياض، احسا، مكه مکرمه و ابها چهار مركز براي پناه دادن به دختران فراري وجود دارد.
ردادي خاطرنشان كرد: از مهمترين علل شیوع پدیده دختران فراری در عربستان، عدم درك نيازهاي عاطفي دختران توسط خانواده ها و بي توجهي خانواده ها به آينده دختران خود است.
وی افزود: بسياري از خانواده ها با سختگيري مانع از ازدواج دختران خود مي شوند كه اين امر باعث مي شود تا دختران به فرار از خانه بيانديشند.
** علل اصلي و بنيادي فرار دختران در عربستان
سعاد فضلي كارشناس و پژوهشگر اجتماعي گفت: علل اصلی و مهمی برای فرار برخي دختران از خانه هاي خود وجود دارد که از مهمترين آنها، عدم وجود ارتباط ميان افراد خانواده و سختگيريهاي والدين مانند توبيخ و تنبيه بدني، كمبودهاي عاطفي و وادار كردن دختران به ازدواجهاي اجباري است كه اين امر نه فقط موجب فرار دختران بلكه ممكن است به خودكشي آنها بينجامد.
** هشدار درباره بحرانی تر شدن وضعیت
دكتر علي حناكي مدير كل امور اجتماعي در مكه مكرمه در اظهارات مطبوعاتي خود درباره مساله فرار دختران هشدار داد و گفت: اگر اين مساله حل و فصل نشود، پديده فرار دختران در جامعه عربستان گسترش خواهد یافت و روز به روز بزرگتر خواهد شد.
هاآرتص: «پرواز فعالان حامی فلسطین که قصد سفر به اسرائیل را داشتند، لغو شد. برخی پروازهای انجام شده تنها 300 نفر از فعالان بین المللی را به فرودگاه اسرائیل رسانده است که 120 نفر از آنها دستگیر شده اند.»

به گزارش جام نیوز، روزنامه هاآرتص، روز یکشنبه 27 فروردین(15 April) نوشت: «پرواز فعالان حامی فلسطین که قصد سفر به اسرائیل را داشتند، لغو شد. بیش از 60 درصد از جمعیت 1500 نفری حامی فلسطین نتوانستند به اسرائیل سفر کنند. این افراد قصد داشتند با سفر به اسرائیل، علیه شهرک سازی در کرانه باختری تظاهرات کنند.»
این روزنامه صهیونیستی ادامه داد: «برخی پروازهای انجام شده تنها 300 نفر از فعالان بین المللی را به فرودگاه اسرائیل رسانده است که 120 نفر از آنها دستگیر شده اند. اسرائیل طی نامه ای به شرکت های هوایی نام فعالانی که می خواهند برای اسرائیل دردسر ایجاد کنند و صلح و آرامش را برهم بزنند، را اعلام کرده است. در چنین شرایطی، ده ها نفر از فعالان داخلی در اسرائیل منتظر استقبال از این فعالان بودند.»

آمریکا، عربستان و انگلیس عاملان وقایع بحرین هستند، زیرا آمریکا و انگلیس اخیراً افسران خود را به بحرین فرستادند و این اقدام منجر به افزایش تعداد شهدا و تشدید سرکوب مردم شد.
به گزارش شیعه آنلاین ، اقدام غیر قابل توجیه انگلیس در دعوت از دیکتاتور بحرین برای حضور در مراسم شصمتین سالگرد تاجگذاری ملکه این کشور با اعتراضات و انتقادهای انگلیسی ها روبرو شده است.

دعوت ملکه انگلیس از شاه بحرین برای حضور در مراسمی به مناسبت شصتمین سالگرد تاجگذاری، با اعتراضات و انتقادهایی در انگلیس همراه شده است.

دعوت از شاه بحرین برای سفر به انگلیس، بار دیگر سبب جلب توجه رسانه های انگلیسی به وقایع بحرین و استفاده رژیم آل خلیفه از نیروهای امنیتی و ارتش در یک سال گذشته برای سرکوب مخالفان و قتل دهها تظاهرات کننده و بازداشت هزاران نفر شد.

کاخ باکینگهام دعوت از شاه بحرین را با بهانه "احترام و رعایت اصول روابط با کشورها" توجیه می کند. ولی توجیه ملکه انگلیس، منتقدانی را که از برخورد خشن رژیم آل خلیفه  با قیام مردم بحرین خشمگین هستند، آرام نکرده است.

"اریک او بری" Eric Avebury معاون رئیس کمیسیون حقوق بشر مجلس سنای انگلیس روز شنبه در گفتگو با خبرنگار العالم گفت: دعوت از حکام دیکتاتور مانند شاه بحرین به انگلیس، چه معنایی دارد؟ همه می دانند که وضعیت بحرین غیرعادی است و قتل مردم این کشور همچنان ادامه دارد و هزاران نفر شکنجه و بازداشت شده اند.

او بری افزود: مردم بحرین در خانه های خود به علت استنشاق گازهای سمی و اشک آور می میرند. من معتقدم که روابط لندن و منامه به علت وضعیت خاص بحرین، باید تغییر کند.

از سوی دیگر دو فعال بحرینی به نامهای "علی حسن مشیمع" و "موسی عبدالعلی" تحصن نامحدودی را مقابل سفارت آمریکا در لندن برای اعتراض به همدستی واشنگتن با رژیم آل خلیفه در قتل و سرکوب مردم بحرین، آغاز کرده اند.

"علی حسن مشیمع" گفت: آمریکا، عربستان و انگلیس عاملان وقایع بحرین هستند، زیرا آمریکا و انگلیس اخیراً افسران خود را به بحرین فرستادند و این اقدام منجر به افزایش تعداد شهدا و تشدید سرکوب مردم شد.

موسی عبدالعلی فعال بحرینی مقیم انگلیس هم که در حمایت از عبدالهادی الخواجه دست به اعتصاب غذا زده، با وجود انتقال به بیمارستان بعلت ضعف و بیهوشی بار دیگر اعتصاب غذای خود را از سرگرفته است.

عبدالعلی تصریح کرده است مانند عبدالهادی الخواجه و حسن مشیمع با وجود سختی های شدید به مبارزه خود ادامه خواهد داد.
عبدالعالی افزود: تحصن و اعتصاب غذای ما همچنان ادامه خواهد یافت .

با وجود ممانعت نیروهای امنیتی انگلیس و همچنین دشواری هایی مانند سردی هوا، مشیمع و عبدالعلی همچنان به تحصن خود مقابل سفارت آمریکا در لندن ادامه داده و تأکید دارند که تا تحقق عدالت و برابری برای ملت بحرین به اعتصاب غذا ادامه خواهند داد .

یک پایگاه خبری آمریکایی معتقد است در حالی که تنش‌ها بر سر ایران افزایش می‌یابد، جمهوری آذربایجان همانند کازابلانکا در جنگ جهانی دوم به پایگاه جاسوسان تبدیل شده است.

 

خبرگزاری فارس: جمهوری آذربایجان؛ پایگاه جدید جاسوسان بین‌المللی

به گزارش فارس، پایگاه خبری "ام‌اس‌ان‌بی‌سی" در گزارشی به قلم "آلاستر جیمیسون" به تحلیل مواضع و سیاست‌های جمهوری آذربایجان در منطقه پرداخته و می‌افزاید: جمهوری آذربایجان که دیکتاتوری سکولار با مرزهایی طولانی با ایران است، یکی از کشورهایی است که می‌تواند به عنوان مرکز جاسوسی قابل اعتماد برای آمریکا و اسرائیل عمل کند. در حالی که تنش‌ها میان اسرائیل و ایران افزایش می‌یابد، این کشور نفت‌خیز که پس از فروپاشی شوروی سابق ایجاد شد به مرکز جاسوسی بین‌المللی تبدیل شده است. جمهوری آذربایجان که روسیه را به خاورمیانه متصل می‌کند، به عنوان پایگاهی مهم برای غرب در جنگ دیپلماسیش با تهران محسوب می‌شود. "آریل کوهن"، کارشناس ارشد اندیشکده مطالعات بین‌الملل "کاترین و شلبی کالوم دیویس" در واشنگتن به ام‌اس‌ان‌بی‌سی گفت: "باکو همانند کازابلانکا در جنگ جهانی دوم به مرکز نظارت بر ایران تبدیل شده است."

* موساد در جمهوری آذربایجان حضوری فعال دارد

حوادث اخیر از برخی مانورهای بین‌المللی در باکو پرده برداشته است. سرویس‌های امنیتی آذری در ماه ژانویه دو نفر که به کشتن معلمان یک مدرسه یهودی متهم بودند، دستگیر شدند. بیشتر کارشناسان بر این مسئله توافق دارند بسیاری از ماموران موساد که برای اسرائیل کار می‌کنند در جمهوری آذربایجان حضور دارند. دکتر "ارستون اورجل"، مدیر مرکز تحقیقاتی غرب-شرق در باکو به روزنامه تایمز لندن گفت که اسرائیلی‌ها مانند آمریکاییها زیرک‌ هستند و مخفیانه عملیات انجام می‌دهند. اما در نهایت نیز همه می‌دانند که آنها در اینجا حضور دارند."

* جمهوری آذربایجان به طور فزاینده‌ای اتحاد خود را با آمریکا و اسرائیل تقویت کرده است

آذربایجان از چه جهت از اهمیت برخوردار است؟ نه تنها جغرافیای این کشور از آن مکانی ایده‌آل برای آمریکا و متحدانش برای شکست دادن تهران ساخته است بلکه تاریخ سیاسی آن، باکو را به تنش‌های اخیر با اسرائیل مربوط می‌کند. میلیون‌ها نفری که در شمال ایران زندگی می‌کنند پیشینه‌ای آذری دارند و همین مسئله دو ملت را از نظر تئوری به یکدیگر پیوند می‌دهد. اما جمهوری آذربایجان به طور فزاینده‌ای اتحاد خود را با اسرائیل و غرب افزایش داده و از ثروت نفتی خود برای بهبود موضع جهانی خود استفاده می‌کند.

* بحران حقوق بشر هنوز در جمهوری آذربایجان ادامه دارد

"جرالد فراست"، مدیر مرکز اطلاعات دریای خزر که مقر آن در پاریس است، می‌گوید: "جمهوری ‌آذربایجان یکی از اولین کشورهایی بود که پس از حملات 11 سپتامبر از آمریکا حمایت کرد. این کشور در حد امکان درباره مواضعش در خاورمیانه از نظر سیاسی برای غرب مفید بوده است. آمریکا باید به باکو توجهی ویژه داشته باشد." جمهوری آذربایجان امتیازات زیادی را به غرب داده است و همچنان دیکتاتوری خاندانی خود را تحت رهبری الهام علی‌اف حفظ کرده که قدرت را از پدرش حیدر علی‌اف، یکی از رهبران دوران شوروی سابق به ارث برد که در دوران فروپاشی شوروی سابق نقش یک ملی‌گرا را بازی کرد. الهام پس از انتخابات سال 2003 قدرت را در دست گرفت، انتخاباتی که دیده‌بان حقوق بشر اعلام کرد در آن "تقلب" شده و "همراه با اعتراضاتی بوده که به خشونت کشیده شد و بحران حقوق بشری را در آذربایجان ایجاد کرد که هنوز در این کشور ادامه دارد."

* همکاری جمهوری آذربایجان و اسرائیل برای ایران خطرناک است

اسرائیل سال گذشته کارخانه‌ای را در جمهوری آذربایجان احداث کرد که در آن قطعات هواپیماهای جاسوسی ساخته می‌شود و همچنین این کشور را به 1.6 میلیارد دلار تجهیزات جنگی مجهز کرده است. بی‌بی‌سی در گزارشی اعلام کرد که "ولادیمیر پوتین"، رئیس جمهور روسیه در سال 2007 رهبران غربی را با پیشنهاد به آمریکا برای استفاده از پایگاه راداریش در جمهوری آذربایجان به منظور دفاع از اروپا در برابر حملات موشکی ایران شگفت‌زده کرد. کوهن می‌گوید که ایران تلاش داشته تا موضع سکولار جمهوری آذربایجان را به امید تبدیل آن از دیکتاتوری به حکومت مذهبی تضعیف کند و اتفاقی را که در جریان انتقال قدرت در کشورهایی مانند لیبی و مصر اتفاق افتاد و آنها اکنون به سوی رهبری بدست اسلام‌گراهای محافظه‌کار می‌روند، تکرار کند. "مارک پری" در مقاله‌ای در مجله سیاست خارجی با عنوان "سکوی پرتاب مخفیانه اسرائیل" مدعی شد که مقامات دولت اوباما اکنون معتقدند که همکاری امنیتی میان جمهوری آذربایجان و اسرائیل درواقع "خطرات حمله اسرائیل به ایران را افزایش می‌دهد."

* باکو ممکن است در حمله احتمالی آمریکا به ایران حمایت‌های لجستیک انجام دهد

جمهوری آذربایجان این مسئله را رد کرده که به آمریکا یا اسرائیل اجازه انجام حملات هوایی علیه ایران را می‌دهد اما فراست معتقد است که این کشور ممکن است حمایت‌های لجستیک انجام دهد زیرا در حال حاضر اجازه ورود ارتش آمریکا به آسمانش را می‌دهد و آمریکا از طریق این کشور زخمی‌هایش در افغانستان را منتقل می‌کند. در حالی که روابط جمهوری آذربایجان با اسرائیل در حال عمیق شدن است اما آینده روابط این کشور با آمریکا مشخص نیست زیرا واشنگتن در حال حاضر در باکو سفیر ندارد. "متیو بریزا"، آخرین فردی که این پست را به عهده داشت سال گذشته پس از آنکه انتصابش از سوی کنگره تایید نشد، این کشور را ترک کرد، تصمیمی که فراست معتقد است احتمالا تحت تاثیر لابی قدرتمند ارمنستان در آمریکا گرفته شده است.

* جهش فرهنگی

اهمیت راهبردی جمهوری آذربایجان در جهش فرهنگی این کشور نیز تجلی یافته است. باکو همانند دوبی از هتل‌های لوکس و فروشگاه‌هایی برخوردار است که آخرین مدل‌ها را ارائه می‌کنند. "بن ایلیس"، نویسنده "کتاب راهنمای باکو" که قرار است ماه آینده منتشر شود، می‌گوید: "همه چیز پر زرق و برق است و نشان می‌دهد که آذری‌ها می‌خواهند به عنوان کشوری شبیه اروپاییها و نه کشوری دورافتاده زندگی کنند." جمهوری ‌آذربایجان وارد مبارزه‌ای تبلیغاتی برای جذب گردشگر شده و تلاشش برای میزبانی المپیک 2020 این کشور را در فهرست کمیته بین‌المللی المپیک قرار داده است. انتظار می‌رود بهار سال جاری برج‌های 350 میلیون دلاری آتش که آسمان‌خراش‌های شیشه‌ای بلند هستند و نماد رابطه سنتی این کشور با آتش محسوب می‌شوند، افتتاح شوند. دیده‌بان حقوق بشر اعلام کرده که "هزاران تن از ساکنان" منطقه‌ای که این برج‌ها ساخته شده‌اند را به زور از خانه‌هایشان بیرون کرده‌اند. در عین حال عرضه کردن جمهوری‌ آذربایجان به عنوان مقصد گردشگران ممکن است برای کشوری که هنوز سابقه ضعیفی در حقوق بشر دارد و هنوز از دست قزاقستان، محل به وجود آمدن شخصیت کمدی "بورات" ناراحت است، چالش محسوب شود. بلندپروازی‌های سیاسی جمهوری ‌‌آذربایجان ماه آینده که این کشور میزبان مسابقه آواز "یوروویژن" است، مورد آزمایش قرار می‌گیرد، مسابقه موسیقی زنده که در سراسر اروپا معروف است. دشمن سرسخت باکو، ارمنستان، سال گذشته هنگامی که یک گروه آذری در این مسابقه برنده شد، از آن کناره‌گیری کرد. "جیمز نیکسی"، کارشناس اندیشکده "چتم هاوس" انگلیس در این باره می‌گوید: "احتمالا این موضوع می‌تواند نشانه خوبی از این مسئله باشد که حکومت جمهوری آذربایجان تا چه حد آمادگی ارتقای روابطش با غرب را دارد."

نمایندگان پارلمان عراق، نخبگان و علمای عراق از دستگاههای امنیتی خواسته اند با اقدامات بازدارنده‎ی سریع، مانع اجرای طرح سعودی ـ قطری برای تجزیه عراق شوند.



به گزارش «شیعه نیوز» ، کشور عراق از چند سال گذشته تاکنون شاهد موج گسترده حملات تروریستی و انتحاری عناصر حزب منحله بعث و القاعده ضد شهروندان عراقی به ویژه شیعیان بوده است. این حملات با حمایت مالی و تسلیحاتی برخی کشورهای عربی همسایه عراق از جمله عربستان و قطر و با هدف شعله ور ساختن آتش فتنه و طائفی و شکاف میان شیعیان و اهل سنت عراق صورت گرفته است.

در ادامه این سیاست، استان "دیالی" واقع در شمال بغداد از یک سال گذشته شاهد پدیده‎ی جدید تشدید فشار روانی گروههای ترورسیتی ضد شیعیان این استان و تهدید به قتل برای خروج آنان از این استان است که در طول یک سال اخیر افت و خیز هایی هم داشته است.

ارسال نامه های مشکوک و تهدید آمیز به منازل شیعیان بخشی از تهدیدات و فشارهای روانی گروههای تروریستی علیه شیعیان است. مقامات امنیتی عراق علی رغم گزارشات واصله از سوی مردم مبنی بر ارتکاب قتل، ایجاد فضای رعب و وحشت و ناامن برای شیعیان تا کنون واکنش مناسب و اقدامات بازدارنده‎ای در قبال این پدیده انجام نداده اند.

بر همین اساس منابع امنیتی اعلام کردند: گروههای تروریستی مسلح، پنج شنبه هفته گذشته ـ 24 فروردین ماه ـ "یونس یوسف" شهروند شیعی ساکن دیالی و پنج نفر از افراد خانواده اش را در محله "مفرق" شهر بعقوبه واقع در استان دیالی به شهادت رساندند.

بر اساس این گزارش، "یونس یوسف" که از معتمدین این شهر بود به همراه خانواده اش بر اثر انفجار ناشی از بمب جاسازی شده توسط گروههای تروریستی درمقابل منزلش به شهادت رسید.

شهر بعقوبه و دیگر مناطق استان دیالی نیز از یک ماه گذشته شاهد بازگشت و یا تشدید ظهور پدیده‎ی تهدید به قتل شهروندان شیعه و انتشار شب نامه با محتوای طائفه‏گری و نیز نامه های تهدید آمیز هدفمند با هدف ایجاد ناامنی برای شیعیان و در نهایت خروج آنان از این استان صورت گرفته است.

شهروندان شیعی نیز با ارائه شکایت به محاکم قضایی خوستار مقابله با این پدیده شدند.

برخی از نمایندگان پارلمان عراق بازگشت این پدیده را با تلاش های طرف‎های داخلی و منطقه ای برای تخریب وضعیت امنیتی در برخی از استان ها عراق و در راس آن دیالی که پایگاه مناسبی برای عناصر وابسته به القاعده و حزب منحله بعث به فرماندهی "عزت الدوری" است، مرتبط می‎دانند. به ویژه آنکه این عناصر تروریستی می توانند آتش خشونت ها و درگیری‌های طائفه‏ای را که تا نیمه های سال 2010 میلادی در عراق ادامه داشت، بار دیگر شعله ور سازند.

منابع آگاه معتقدند دیالی گزینه مناسبی است برای پروژه خطرناک امنیتی و سیاسی که عربستان و قطر و شاید ترکیه آن را طراحی کرده‎اند و مجریان آن "طارق الهاشمی"،معاون ریاست جمهوری عراق که  متهم به دست داشتن در حوادث تروریستی است، و اطرافیان و حامیان وی هستند.

نتایج و پیامدهای سفر طارق الهاشمی به دوحه، ریاض و سپس به استانبول می تواند در قالب دور جدید عملیات های تروریستی طائفه‏ای پدیدار شود.

اظهاراتی که مقامات قطری با ادعای دفاع از اهل سنت عراق منتشر کرده‎اند واکنش منفی اهل سنت عراق را به دنبال داشته است. چه اینکه اهل سنت عراق معتقدند دلسوزی و حمایت قطر از آنان دروغ بزرگ قطری‎هاست. بدین جهت که قطر پایگاه اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و موساد اسرائیل است و ادعای قطر برای حمایت از اهل سنت، شیعیان یا کردها و ترک‏ها به صورت دقیق اجرای پروژه شیطانی امریکا و اسرائیل برای تجزیه و درهم شکستن عراق است. هم چنانکه این طرح در سوریه با مشارکت امریکا، دولت‎های اروپایی، ترکیه و اردن در حال اجرا است و نتایج آن کاشتن بذر فتنه و طائفه‏گری و به دنبال آن تضعیف ثبات و امنیت و نیز کشتار و بی خانمان شدن شمار زیادی از شهروندان سوری بوده است.

نمایندگان پارلمان عراق، نخبگان و علمای عراق از دستگاههای امنیتی خواسته اند با اقدامات بازدارنده‎ی سریع، مانع اجرای طرح سعودی ـ قطری که منجر به از بین رفتن ثبات و امنیت در عراق است شوند.

به گزارش خبرگزاری فارس، پایگاه اطلاع‌رسانی خانه شفاف‌سازی اطلاعات در گزارشی به قلم "کوروش زیاباری"، تصریح کرد: دیگر بر کسی پوشیده نیست که پادشاهی عربستان سعودی به نیروهای ایالات متحده، اسرائیل و بریتانیا پیوسته که هدف آنان تنها بی‌ثبات کردن ایران است. مقامات سعودی مخالفت آشکار خود را با دست‌یابی ایران به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای ابراز داشته‌اند و همچین اعلام کرده‌اند که کاهش نفت ناشی از تحریم‌های ایران را در بازارهای جهانی جبران می‌کنند.

بنابراین گزارش، هرچند عربستان سعودی در بین کشورهای مسلمانی است که اسرائیل را به‌رسمیت نمی‌شناسند اما سکوت سعودی‌ها در برابر بسیاری از اقدامات، نشان‌گر حمایت آنان از محور واشنگتن – تل‌آویو است.

بر اساس گزارش مزبور، ایمیل‌های افشا شده "موسسه استراتفور" از سوی ویکی‌لیکس نشان می‌دهند که موساد، سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی مجموعه‌ای از اطلاعات را در اختیار رژیم آل‌سعود قرار داده است که حاوی توصیه‌هایی در خصوص ایران است. بسیاری از مقامات موساد در حال فروش تجهیزات و اطلاعات به عربستان سعودی بوده و به رژیم آل‌سعود مشاوره ارائه می‌کنند.

همچنین گزارش‌هایی در دست است مبنی بر اینکه رئیس موساد اخیرا از عربستان سعودی بازدید کرده و با مقامات این کشور در خصوص طرح‌های حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران سخن گفته است. آن‌گونه که هاآرتص نوشته است، این دیدار توسط رئیس موساد انجام شده و طی آن در خصوص برنامه هسته‌ای ایران صحبت شده است. این گزارش پس از آن منتشر شد که گزارش‌های دیگری نیز در خصوص همکاری‌های مختلف اطلاعاتی بین ریاض و تل‌آویو به‌دست آمده است. هماهنگی نظامی در خصوص حمله به ایران از جمله حوزه‌های همکاری موساد با رژیم آل‌سعود است.

علاوه بر این، روزنامه تایمز لندن فاش ساخته که در جریان مانور هوایی عربستان سعودی در سال 2010، نیروهای سعودی برای چند ساعت این مانور را قطع کردند تا نحوه همکاری با جنگنده‌های صهیونیست را که از فضای این کشور عازم حمله به ایران می‌شوند را تمرین کنند.

سعودی‌ها همچنین در تلاش‌اند آمریکا و اروپا را قانع کنند که برنامه هسته‌ای ایران یک تهدید امنیتی برای آنان است و باید متوقف شود. به همین خاطر است که مقامات آمریکایی و اروپایی مدام در گفتگو با سعودی‌ها از خطرات ایران هسته‌ای سخن می‌گویند.

مشرق: دوازده تیم حاضر در فرمول یک، به صورت مستقیم اعلام کرده اند که قصد حضور در فرمول یک بحرین را ندارند. آنها معتقدند که اساسا این کشور امکان و صلاحیت برپایی چنین توری را ندارد. کشتار انقلابیون توسط حکومت آل خلیفه و آل سعود که ارتباط نزدیکی با رژیم صهیونیستی دارند، موجب شد تا بسیاری از تکرار واقعه سال گذشته صحبت کنند و خواستار لغو برگزاری این رویداد در این کشور اشغال شده بگویند.
سال قبل بود که به دلیل انقلاب بزرگ مردم این کشور، مسابقات برگزار نشد؛ اما این بار قضیه کمی فرق دارد. این روزها، فشار مردمی گسترده ای صورت گرفته تا این رقابت ها امسال نیز برگزار نشود. اما واکنش رئیس این سازمان در مسابقات هفته گذشته در شانگهای، موجی از تحیر را در پی داشت. وی عنوان کرد که بحرین در وضعیت "آرام و صلح آمیزی" قرار دارد و بایستی مسابقات برگزار شود. برای درک چنین جملاتی از سوی وی، بایستی نگاهی به بیوگرافی وی داشته باشیم که خود گویای بسیاری از ابهامات است.


برنیه اکسلستون که مشهور به رسوایی اخلاقی است

× یک یهودی میلیارد دیگر در عرصه مدیریت
برنیه اکسلستون، مدیر فرمول یک، متولد انگلیس است. وی اکنون در زمره میلیاردهای جهان است که از سوی مجله فوربس منتشر شد. البته، روابط وی با زنان نیز همواره خبرساز بوده و و وی را در صدر اخبار رسانه های زرد و توجه پاپاراتزی ها قرار داده است. این را هم نباید فراموش کرد که وی به تازگی وارد فوتبال شده و بخشی از سهام باشگاه کوئینز پارک رنجرز را از آن خود کرده است.
وی به استناد رسانه های صهیونیست، دارای ریشه یهودی است. وی در زمره یهودیان اشکنازی است و در این طبقه جای دارد. این گروه از یهودیان، دارای مراتب درجه اول در رژیم صهیونیستی بوده و سایرین (سایر یهودیان با عنوان سفاردین شناخته می شوند) همواره به آنها انتقاد دارند که این گروه بندی موجب رفتارهای طبقاتی و نژادپرستانه شده است. در حقیقت، اکسلستون را می بایست در ردیف یهودیان مطرح و اثرگذار جهان دانست که فعالیت های گسترده مالی در جهان و به خصوص اتومبیلرانی دارد. البته، خودتان بهتر می دانید که این رشته در کانون توجه شرط بندها و قماربازها قرار دارد و پول هنگفتی در آن جا به جا می شود.
این در حالیست که رسانه های تاریخ نگار یهودی، وی را در زمره این جامعه معرفی کرده اند. در این بین، به نام وی نیز استناد می شود. برنیه، اسمی مخصوص یهودیان به شمار می رود. این را هم نباید از یاد برد که این نژاد- مذهب در انتخاب اسامی حساس بوده و از نام های غیر استفاده نمی کند.
در چنین فضایی است که با وجود فشار افکار عمومی و متخصصان برگزاری این مسابقات، به یک باره، اکسلستون در شانگهای خبر از برگزاری فرمول یک در بحرین می دهد. با این عقبه و بیوگرافی، به نظر می رسد بتوان حمایت وی از حکومت آل خلیفه و آل سعود را دریافت؛ مخرجی مشترکی به نام صهیونیسم. اکنون می توان به راحتی به تفسیر این اتفاق و موضع پرداخت.


سال گذشته فرمول یک در بحرین برگزار نشد؛ اما اکنون رئیس یهودی آن تاکید بر برگزاری دارد


× همکاری صهیونیسم با آل خلیفه و آل سعود
روس براون، مسئول تیم مرسدس در فرمول یک می گوید: "این بسیار دشوار است که ما به بحرین برویم. با پیام ملتی مواجهیم که می دانیم چه بر سر آنها رفته است؛ اما باید تابع فدراسیونی باشیم که می گوید مسابقات امنی خواهیم داشت." و این یعنی، تا این لحظه، اجبار فراوانی برای برگزاری این رویداد در جزیره اشغال شده از سوی آل سعود وجود دارد و تیم ها باید تبعیت کنند. آنها نیز در پایان به فکر سود خود هستند.
در حقیقت، با وجود گزارش های فراوان از مخالفت افکار عمومی با برگزاری فرمول یک در بحرین و نارضایتی تیم ها، اکسلستون یهودی از "آرام بودن و وضعیت صلح گونه" در جزیره می گوید. او این حرف ها را در حالی می زند که همین هفته نیز شاهد شهادت یکی دیگر از انقلابیون در بحرین بودیم.
این حمایت را باید در ارتباط پشت پرده حکوت آل خلیفه و آل سعود با صهیونیست ها دانست. آنجا که بیش از نیم میلیون نفر از کشوری با حدود هشتصد هزار نفر جمعیت، چندی پیش به راهپیمایی علیه اشغال این کشور پرداختند؛ اما پاسخی غیر از خون و باروت دریافت نکردند.
باید این برگزاری را ناشی از اعتلاف صهیونیسم جهانی با شیوخ صهیون مرام دانست. البته نباید فراموش کرد که مردم انقلابی بحرین، از هر فرصتی برای رساندن پیام حرکت بزرگ خود، استفاده می کنند. اکنون، فرمول یک نیز می تواند فرصتی جدید باشد برای رساندن پیام خون شهدای بحرین به گوش جهان.

مشرق: کولتا یانگرز (Coletta Youngers ) و الین روزین (Eleen Rosin ) در کتابی با عنوان "مواد مخدر و دموکراسی در آمریکای لاتین: تأثیر سیاست‌های آمریکا" (2006) و همچنین رودنی استیچ (Rodney Stich ) در کتابی با عنوان "معتاد کردن آمریکا: اسب تروجان" (2007) با اشاره به اسناد و مدارک متعددی پرده از فعالیت‌های غیرقانونی دولت آمریکا و بالاخص سازمان سیا در قاچاق مواد مخدر برداشته‌اند.[1]

به اعتقاد نویسندگان کتاب‌های حاضر سیا با سازمان‌هایی که در حوزه تجارت مواد مخدر فعالیت داشته‌اند همکاری نموده تا در عوض این سازمان‌ها اطلاعات مورد نیاز این سازمان را در اختیار آن گذارده و همچنین در پیشبرد برنامه‌های پنهانی به آن کمک نمایند. در عوض کارتل‌های قاچاق مواد مخدر نیز می‌توانستند فعالیت‌های غیرقانونی خود را ادامه داده و همچنین از بازداشت و حبس مصون بمانند.

با این وجود، ارتباط بین سازمان سیا و قاچاق مواد مخدر مسأله‌ای شناخته شده برای افکار عمومی جهان و بالاخص آمریکا نیست. رسانه‌های آمریکایی تمام سعی خود را انجام داده‌اند تا از سازمان سیا حفاظت کرده و مردم عادی را در بی‌خبری نگه دارند. کارل برنشتاین (Carl Bernstein )، ژورنالیست و محقق آمریکایی که در افشای رسوایی واترگیت در دوران ریچارد نیکسون تأثیر بسزایی داشت، در سال 1977 و طی مقاله‌ای در مجله "رولینگ‌استون" (Rolling Stone ) بدین موضوع پرداخت.

اما رسانه‌های خبری آمریکا این گزارش را در بایکوت خبری قرار دادند زیرا تمالی نداشتند که افکار عمومی این کشور درباره این موضوع مطلع گردند. سازمان سیا نیز به صورت مداوم دست داشتن عوامل خود در تجارت مواد مخدر را انکار می‌کند اما حقایق تاریخی چیز دیگری می‌گویند.


کارل برنشتاین، افشا کننده رسوایی واترگیت و نیز همکاری سیا با مافیای جهانی مواد مخدر



تاریخچه فعالیت‌های سیا در حوزه مواد مخدر

جنگ جهانی دوم

"دفتر خدمات استراتژیک" (Office of Strategic Services ) و "دفتر اطلاعات نیروی دریایی" (Office of Naval Intelligence )، سازمان‌های مادر سیا، روابط زیادی با مافیای ایتالیا برقرار کرده و همچنین افراد زیادی را دوران جنگ جهانی دوم از میان دنیای تبهکاران نیویورک و شیکاگو به خدمت خود درآوردند تا از آنها در راستای پیشبرد اهداف خود بهره برند. قابل ذکر است که پس از دوران ممنوعیت فروش مشروبات الکلی، دیگر قاچاق این کالا نیز از میان رفته بود و هم‌اکنون گانگسترهای آمریکایی به تجارت مواد مخدر و فحشاء روی آورده بودند. از میان این گانگسترها و قاچاقاچیان می‌توان به افراد سرشناسی چون چارلز "لاکی" لوسیانو (Charles `Lucky' Luciano )، میر لانسکی (Meyer Lansky )، جو آدونیس (Joe Adonis ) و فرانک کاستلو (Frank Costello ) اشاره نمود.

این افراد به سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا کمک می‌کردند تا ارتباط خود را با رهبران مافیای سیسل که توسط موسیلینی، دیکتاتور ایتالیا، تبعید شده بودند حفظ کنند. هدف از این ارتباطات، کسب اطلاعات در مورد سواحل ایتالیا قبل از پیاده‌سازی نیروهای متفقین و نیز مبارزه با حذب نوظهور کمونیست ایتالیا بود.



لوسیانو، صاحب امپراطوری هروئین و جاسوس سازمان سیا در اروپا


لوسیانو که توسط پلیس فدرال دستگیر شده و در زندانی در نیویورک دوران حبس سی ساله خود را سپری می‌کرد، توسط سازمان سیا آزاد شده و به سیسیل فرستاده شد. وی در آنجا امپراطوری هروئینی خود را بنیان نهاد. وی مواد اولیه خود را از ترکیه تهیه کرده و از مسیر لبنان به آزمایشگاه‌های خود در سیسیل ارسال می‌کرد.

"دفتر خدمات استراتژیک" و "دفتر اطلاعات نیروی دریایی" همکاری نزدیکی نیز با گانگسترهای چینی داشتند که حجم انبوهی از تریاک، مرفین و هروئین را در اختیار داشتند. بدین ترتیب سومین پایه تجارت هروئین پس از دوران جنگ در "مثلث طلایی" یعنی منطقه مرزی بین تایلند، برمه، لائوس و چین تشکیل شد.[2]



نقشه مثلث طلایی



تشکیل سازمان سیا و ادامه همکاری با کارتل‌های قاچاق مواد مخدر

سازمان سیا به منظور ارائه کمک‌های مالی پنهانی به نیروهای "کومینتاگ" (Koumintag ) وفادار به ژنرال چیانگ کائی-شک (Chiang Kai-Shek ) که مشغول جنگ با کمونیست‌های چینی به رهبری مائو زدونگ بودند، به این گروه کمک کرد تا تریاک را از چین به برمه، بانکوک و تایلند قاچاق کند. سازمان سیا برای انجام این کار از شرکت هواپیمایی "ایرآمریکا" (AirAmerica) استفاده نمود.[3]

سازمان سیا در اولین سال تأسیس خود پول‌هایی در اختیار قاچاقچیان هروئین در بندر مارسی فرانسه قرار داد تا آنها را برای نبرد علیه کمونیست‌ها بر سر تصاحب کنترل بندرگاه‌های شهر بسیج نماید. در سال 1951، لوسیانو و قاچاقچیان فرانسه با یکدگر متحد شدند و بدین ترتیب توانستند تا اوایل دهه 1970 بر تجارت جهانی هروئین استیلا یابند. سازمان سیا از میان تبهکاران سازمان‌یافته ژاپنی نیز به جذب نیرو پرداخت تا اطمینان حاصل نماید این کشور در مسیر کمونیسم حرکت نخواهد کرد. چندین سال بعد، گروه‌ یاکوزا در ژاپن به عنوان منبع اصلی قاچاق متاآمفیتامین در هاوایی ظاهر شد.[4]


ورود رسمی سازمان سیا به حوزه تولید و آزمایش مواد روانگردان

در سال 1950، سازمان سیا پروژه پرنده آبی (Project Bluebird ) را آغاز نمود تا مشخص سازد که آیا برخی داروهای خاص می‌توانند روش‌های این سازمان را در بازجویی بهبود بخشند یا نه. این امر باعث شد تا "آلن دالس" (Allen Dulles )، رئیس وقت سازمان سیا، در آوریل 1953، برنامه‌ای برای "استفاده پنهانی از مواد بیولوژیکی و شیمیایی" به عنوان بخشی از تلاش‌های سازمان برای کنترل اذهان و رفتار آغاز نماید.

این پروژه که در ابتدا دارای نام‌هایی چون "پروژه آرتیچوک" (Project Artichoke ) و "پروژه چاتر" (Project Chatter ) بود تا دهه‌های بعدی ادامه یافت. طی این پروژه موادی چون LSD بر روی صدها نفر به صورت ناخواسته آزمایش شد.[5]

MK-Ultra پروژه‌ای که استفاده از مواد توهم‌زا را در سراسر جهان ترویج کرد

 


فعالیت‌های سازمان سیا طی جنگ داخلی ویتنام

در سال 1965 تاریخ بار دیگر خود را تکرار کرد. آمریکا وارد همان جنگی شده بود که فرانسه آن را در سال 1955 باخته بود. سازمان سیا به منظور حمایت از رژیم فاسد ویتنام شمالی که وابستگی زیادی به تجارت مواد مخدر به عنوان منبع درآمد خود داشت، چندین فروند هواپیمای C-47 را برای انتقال تریاک، مرفین و هروئین به خارج از لائوس اختصاص داد. کاری که بسیار فراتر از توانمندی‌های نیروی هوایی ویتنام جنوبی بود.

مواد موجود در هواپیماهای C-47 سپس در هواپیماهای ویتنام جنوبی بارگیری شده و مستقیما به سوی سایگون فرستاده می‌شدند تا در آنجا توزیع گردد. این امر نه تنها ثبات رژیم ویتنام جنوبی را تضمین می‌کرد بلکه سیا را نیز قادر می‌ساخت که نفوذ خود را در لائوس افزایش دهد.[6]


هواپیماهای C-74 سازمان سیا که در عملیات توزیع مواد مخدر در جنوب شرق آسیا شرکت داشتند


ظهور بزرگترین اماکن تولید مواد مخدر در آسیای جنوب شرقی و زیر نظر سیا

به گزارش "کریستین‌ساینس‌مونیتور" (Christian Science Monitor ) سازمان سیا در قاچاق گسترده مواد مخدر به خارج از لائوس نقش عمده‌ای ایفاء می‌کرد. در مقر فرماندهی سازمان سیا در شمال لائوس یک آزمایشگاه تصفیه هروئین ایجاد شده بود. پس از یک دهه مداخله نظامی آمریکا، جنوب شرقی آسیا تبدیل به منبع تولید 70 درصد از تریاک جهان و همچنین تأمین کننده عمده مواد خام برای بازار در حال ظهور هروئین در آمریکا شده بود.[7]

این در حالی است که در همان زمان (اوایل دهه 1970)، 30/000 نفر از سربازان آمریکایی در ویتنام معتاد به هروئین شده بودند.[8]

با سقوط غیر قابل اجتناب دولت سایگون، مشارکت ویتنام به عنوان یکی از بزرگترین مصرف‌کنندگان و صادرکنندگان هروئین، پایان یافت اما منبع اصلی هروئین این کشور یعنی لائوس به کار خود ادامه داد.


لائوس، یکی از پایگاه‌های اصلی تجارت مواد مخدر توسط سیا


فعالیت سیا در پاناما در دهه‌های 1970 و 1980 میلادی

مانوئل نوریگا (Manuel Noriega )، رئیس سازمان اطلاعات پاناما و یکی از قدرتمندترین مردان این کشور، به مدت بیش از یک دهه به عنوان یکی از عمال رده بالای سازمان سیا به فعالیت می‌پرداخت. این در حالی است که مقامات مبارزه با مواد مخدر در آمریکا وی را به عنوان فردی که شدیدا در امر تجارت مواد مخدر و پولشویی دست دارد معرفی کرده بودند. نوریگا پروازهای "مواد در برابر اسلحه" را برای شورشیان کنترا تسهیل می‌نمود، خلبان و نیروهای محافظ در اختیار آنها قرار می‌داد و مکان‌های امنی برای افراد کارتل و همچنین خدمات بانکی برای آنها فراهم می‌نمود.

مقامات آمریکایی شامل ویلیام وبستر (William Webster )، رئیس وقت سیا و چندین نفر از مقامات اداره مبارزه با مواد مخدر پلیس آمریکا، نامه‌هایی در تمجید از مبارزه وی با قاچاق مواد مخدر به وی ارسال کردند. البته وی تنها با رقبای رؤسای خود در کارتل مدلین (Medellin Cartel ) مبارزه می‌کرد. زمانی که اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا در سال 1971 سعی نمود وی را دستگیر کند، سیا مانع این امر شد.[9] سازمان سیا که در آن زمان توسط بوش پدر اداره می‌شد سالیانه صدها هزار دلار به علت فعالیت‌های نوریگا در آمریکای لاتین به وی پرداخت می‌کردند.



مانوئل نوریگا

جاسوس سیا در پاناما که پس از فاش شدن هویتش توسط کارفرمایان سابق خود قربانی شد

 

پس از سقوط یکی از هواپیماهای سیا بر فراز نیکاراگوئه و پیدا شدن اسناد موجود در این هواپیما که در آنها اطلاعات بسیاری از فعالیت‌های سیا در آمریکای لاتین ثبت شده بود، دولت بوش با بی‌میلی و اکراه در سال 1989 به این کشور حمله کرده و وی را ربود و البته نکته جالب توجه اینجاست که این حمله به بهانه مبارزه با مواد مخدر صورت گرفته بود. البته، تجارت مواد مخدر از طریق پاناما پس از حمله آمریکا متوقف نگشت.[10]


 

نمایی از تجاوزات آمریکا به پاناما به بهانه مبارزه با تجارت مواد مخدر

 

سازمان سیا و قاچاق کوکائین توسط شورشیان کنترا به آمریکا

 

از اواسط دهه 1980 تاکنون، درگیری سازمان سیا در قاچاق کوکائین در آمریکای مرکزی در زمان دولت ریگان به عنوان بخشی از نبرد کنترا در نیکاراگوئه موضوع چندین تحقیق رسمی و ژورنالیستی بوده است.[11]

هواپیماهای قاچاقچیان کارتل مدلین کلمبیا برای سوختگیری در فرودگاه‌های تحت کنترل نیروهای کنترا فرود می‌آمدند. پس از انجام این کار مواد را یا خود آنها به آمریکای شمالی منتقل می‌کردند و یا اینکه توسط قاچاقچیان دیگر به این مناطق می‌فرستادند. نیروهای کنترا می‌توانستد در قبال این کار پول لازم را برای ادامه شورش‌های خود علیه دولت چپ‌گرای ساندنیستی دریافت دارند.

سازمان سیا معمولا از همین قاچاقچیان کوکائین برای ارسال تجهیزات نظامی به نیروهای کنترا استفاده می‌کرد. هزینه این تجهیزات و همچنین حمل و نقل آنها توسط سازمان سیا و خدمات نیروهای کنترا به کارتل مدلین پرداخت می‌شد. در برخی موارد هیچگونه پولی رد و بدل نمی‌شد. کوکائین و سلاح تنها ابزار مبادله بودند. بسیاری از رهبران کنترا بعدها تبدیل به قاچاقچیان مواد با مناطق انحصاری خودشان شدند.

پس از اینکه در سال 1984، کنگره آمریکا کمک‌های مالی خود را به نیروهای کنترا قطع نمود، سازمان سیا با همکاری فردی به نام جان هال (John Hull) عملیات قاچاق مواد مخدر را ادامه داد.

جان هال مراتع خود در کاستاریکا را تبدیل به فرودگاهی کوچک نمود. هم‌‌اکنون سازمان سیا به صورت مستقیم در نقل و انتقال مواد مخدر وارد شده بود. بدین ترتیب در سال 1980، میزان کوکائینی که از کلمبیا به آمریکا قاچاق می‌شد دو برابر گشت و تا سال 1985 تعداد معتادین به کوکائین ده برابر تعداد معتادان به هروئین شده بود.[12]



 

 

جان هال، عامل سیا در کاستاریکا

 


واردات کوکائین از ونزوئلا به آمریکا با مجوز سازمان سیا

علی‌رغم اعتراضات اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا، سازمان سیا اجازه داد که در حدود 1 تن کوکائین خالص وارد فرودگاه میامی شود. سیا ادعا نمود که این کار را به خاطر کسب اطلاعات در مورد کارتل‌های کلمبیای انجام داده است. اما کوکائین وارد شده در نهایت به خیابان‌ها راه یافته و فروخته شد.[13]

در نوامبر 1996، دادگاهی در میامی به محاکمه رئیس سابق مبارزه با مواد مخدر در ونزوئلا که مدت مدیدی نیز با سازمان سیا همکاری کرده بود پرداخت. ژنرال رومن گوئیلن داویلا (Ramon Guillen Davila) که مقداری زیادی کوکائین از یک انبار سازمان سیا در ونزوئلا به آمریکا وارد کرده بود در دفاعیات خود ادعا نمود که تمام این عملیات‌ها با تأیید سازمان سیا انجام می‌گرفتند.[14]

 


هائیتی

در اواسط دهه 1980 اوایل دهه 1990، سازمان سیا در تلاش برای حفظ نظامیان و سیاستمداران هائیتی بر سر قدرت، تجارت مواد مخدر توسط آنها را نادیده گرفت. در سال 1986، سیا با ایجاد یک سازمان جدید در هائیتی اسامی دیگری را به لیست حقوق بگیران خود افزود. نام این سازمان جدید "سرویس اطلاعات ملی" بود. این سازمان ظاهرا برای مبارزه با تجارت کوکائین تأسیس شده بود اما مقامات آن خود وارد فرآیند تجارت مواد مخدر شدند و در این راه از حمایت برخی نظامیان و سیاستمداران نیز برخوردار بودند.[15]

 


افغانستان، از سال 2001 تاکنون

به گزارش دفتر مواد مخدر و جنایت سازمان ملل (UNODC) کشت خشخاش در افغانستان در سال 2011 با هفت درصد رشد نسبت به سال 2010 به 000/131 هکتار رسید.[16] در دوران اشغال افغانستان توسط شوروی عمده‌ترین منبع کسب درآمد برای مجاهدین افغانی تولید و فروش مواد مخدر بود. سازمان سیا و همچنین سیستم اطلاعاتی پاکستان (ISI) در راستای جنگ پنهانی که با شوروی در افانستان داشتند کمک‌های زیادی برای قاچاق مواد مخدر به اربابان جنگ افغانی نمودند.


 

تولید تریاک در افغانستان از سال 1994 تا 2011 بر اساس هکتار (منبع: دفتر مواد مخدر و جنایت سازمان ملل)

در 19 دسامبر2007 یکی از استادان دانشگاه کالیفرنیا در یکی از سخنرانی‌های دانشگاهی به شوخی گفت: به همگان روشن است که افغانستان یکی از بزرگترین تولیدکننده‌های مواد مخدر در جهان بوده و است و این شاید هم یکی از دلایل بسیار عمده اشغال افغانستان توسط آمریکا است. زیرا درک ما از فلسفه آمریکانیسم به ما (آمریکایی‌ها) اجازه نمی‌دهد قبول کنیم که یک کشور کوچکی چون افغانستان بتواند یکی از "بزرگترین‌ها" باشد و ما با این همه نیروی نظامی که داریم به تماشا بنشینیم. اکنون با اشغال افغانستان توانستیم که یکی دیگر از القاب "بزرگترین‌ها " در جهان را هر چند به شکل غیر مستقیم هم باشد به نام کشور‌مان بیفزایم. البته این سخنان طنزآلود بیان کننده واقعیت امروز افغانستان هستند.

آمریکا و سازمان سیا نه تنها کاری برای جلوگیری از کشت و تجارت مواد مخدر در افغانستان نگرفته‌اند بلکه بسیاری موارد و در راه نیل به اهداف خود به مافیای مواد مخدر افغانستان به شکل مستقیم و غیر مستقیم یاری رسانده‌اند.[17]

افغانستان بخش اعظمی از هروئین مصرفی انگلستان را تولید می‌کند. بدین ترتیب پس از درخواست‌های مداوم دولت انگلستان، آمریکا از سازمان سیا درخواست نمود تا راه‌های مجادله با موادر مخدر را بررسی نماید. این امر با مخالفت سرسختانه تیم‌های سیا که در داخل افغانستان بنام پژواک ودلتا فعالیت داشتند روبرو شد. این تیم‌ها که با مافیای مخدر افغانستان ارتباط نزدیکی دارند استدلال نموده‌اند که این امر می‌تواند همکاری بین سیا و این سودگران مرگ را به خطر اندازد.


پس از گذشت یک دهه از اشغال افغانستان توسط آمریکا این کشور هنوز هم بزرگترین تولید کننده مواد مخدر در جهان است


روزنامه نیویوک‌تایمز نیز طی مقاله‌ای با اشاره به همکاری بین سازمان سیا و قاچاقچیان مواد مخدر نوشت: بزرگ‌ترين قاچاقچی افغانستان که از سال 2008 ميلادی در زندان آمريکا به‌سر می‌برد، عامل سيا بوده است. به نوشته اين روزنامه آمريکايی، جمعه خان در قبال دريافت مبلغي هنگفت، اطلاعات مربوط به طالبان، فساد دولت افغانستان و قاچاقچيان مواد مخدر را در اختيار سیا قرار می‌داد. وی که خطرناک‌ترين قاچاقچی مواد مخدر و حامی طالبان معرفی شده بود، در سال 2008 ميلادی بازداشت و به زندای در نيويورک منتقل شد.

نيويورک تايمز به نقل از چند مقام آمريکايی که نامشان ذکر نشده است، نوشت، خان مدتها مخبر آمريکا بود و اطلاعاتی را در اختيار ماموران سازمان سيا و اداره مبارزه با مواد مخدر آمريکا قرار می‌داد. جمعه خان که سال‌ها برای سيا خدمت می‌کرد، بعد از حمله آمريکا به افغانستان به يکی از بزرگ‌ترين قاچاقچيان مواد مخدر اين کشور تبديل شد.

اين در حالي است که منابع آگاه آمريکايی گفته‌اند، وی پيش از آن مبالغی هنگفت از آمريکا دريافت کرده بود. بر اساس گزارش نيويورک‌تايمز، جمعه خان حتی در سال 2006 برای ديدار و گفت‌وگو با مقامات سيا و اداره مبارزه با مواد مخدر امريکا به طور محرمانه به آمريکا منتقل شد. جمعه خان اکنون در امريکا به‌سر می‌برد و درباره اقرار مصلحتی به جرم با مقامات آمريکايی سرگرم مذاکره است.
سيا و اداره مبارزه با مواد مخدر آمريکا تاکنون از اظهار نظر درباره پرونده خان خودداری کرده‌اند. برخي از کارشناسان معتقدند، سازمان جاسوسی آمريکا علاوه بر جمعه خان با برخی قاچاقچیان مهم افغانستان از جمله احمد حاجی بشير نوروزی که در سال 2005 دستگير شد، همکاری نزديک داشته است.

واضح است که آمریکا و سازمان سیا نه تنها تلاشی در جهت انهدام تجارت مواد مخدر در افغانستان انجام ندادند بلکه در جهت کنترل و استفاده از آن در جهت اهداف خود نیز استفاه نموده‌اند. وب‌سایت "آلترناتیو" با اشاره به سخنان یکی از نظامیان شوروی سابق در جنگ افغانستان نوشت: فروش مواد مخدر یکی از منابع درآمد آمریکا در افغانستان محسوب می‌شود و این کشور بخشی از هزینه‌های نظامیان مستقر در افغانستان را از این راه تأمین می‌کند.

 

برای دریافت گزارش سازمان ملل در مورد وضعیت کشت مواد مخدر در افغانستان اینجا کلیک کنید.

 

 


رسانه‌ها و تجارت مواد مخدر توسط سیا

داستان کامل اینکه چگونه سیاست‌های مرتبط با جنگ سرد و نیز عملیات‌های پنهانی توسط آمریکا باعث شکوفای گسترده هروئین در مثلث طلایی شدند در سال 1971، توسط آلفرد مک‌کوی (Alfred McCoy)، دانشجوی مقطع دکتری در دانشگاه ییل، فاش گردید. سازمان سیا تلاش زیادی نمود تا اقبال عموم به کتاب وی با عنوان "سیاست‌های هروئین در آسیای جنوب شرقی" را تا حد امکان کاهش دهد.[18]



آلفرد مک‌کوی

ژورنالیست و محققی که نقش سیا در مثلث طلای هروئین را فاش نمود

در سال 1996، گری وب (Gary Webb) مجموعه مقالاتی را در روزنامه "سن‌خوزه مریکوری نیوز" (San Jose Mercury News) منتشر کرده و در آنها، ارتباط بین اتباع نیکاراگوئه‌ای که در قاچاق مواد مخدر به آمریکا دست داشتند را با کنتراهای تحت حمایت سیا مورد بررسی قرار داد. این افراد کوکائین را از نیکاراگوئه وارد آمریکا کرده و در لوس‌آنجلس توزیع می‌کردند و سپس پول حاصل از آن را برای نیروهای کنترا ارسال می‌کردند.

سازمان سیا از نقل و انتقال کوکائین و محموله‌های بزرگ مواد مخدر که توسط نیروهای کنترا وارد آمریکا می‌شدند مطلع بود و به طور مستقیم به قاچاقچیان مواد مخدر کمک می‌کرد تا پول مورد نیاز نیروهای کنترا را فراهم آوردند. مقالات وی به شدت مورد هجمه رسانه‌های جمعی آمریکا قرار گرفت و آنها اعتبار سخنان وی را زیر سؤال بردند. این واکنش غیرعادی این سؤال را به ذهن برخی متبادر نمود که آیا سیا در این کار نیز دست داشته است.

گری وب، در 10 دسامبر 2004 به علت اصابت دو گلوله به سرش کشته شد. مقامات پلیس علت مرگ وی را خودکشی اعلام نمودند.


 

 

گری وب

روزنامه‌نگاری که به علت افشای همکاری سیا با کارتل‌های تجار مواد مخدر در لیست سیاه قرار گرفت

و بالاخره با شلیک دو گلوله به زندگی خود پایان داد!

 

پولشویی در بانک‌های وابسته به سیا

حجم انبوه پولی که در نتیجه تجارت مواد مخدر در و بدل می‌شود سالیانه بیش از 1 تریلیون دلار است. این پول، بدون شک وارد سیستم بانکداری جهانی می‌شود. بانک‌های کوچک و بزرک به خاطر حق کمیسیون بالایی که دریافت خواهند داشت علاقه‌مند هستند که در این فرآیندها مشارکت داشته باشند.

یکی از بدنام‌ترین بانک‌ها در این حوزه "بانک بین‌المللی اعتبار و تجارت" (Credit & Commerce International) در لندن است که روابط بسیار نزدیکی با سیا دارد. این بانک در دهه 1980، حضور فعالی در پاناما که مراکز پولشویی درآمدهای حاصل از کوکائین بود، داشت.[19]


بانک بین‌المللی اعتبار و تجارت یکی از مراکز سیا برای پولشویی مواد مخدر

 

"نوگان هند بانک سیدنی" (Nugan Hand Bank of Sydney)، که بین سال‌های 1973 تا 1980 فعالیت می‌کرد یکی از مراکز اصلی پولشویی سیا بود که درآمدهای حاصل از فروش مواد مخدر به آنجا واریز می‌شدند. در میان کارکنان و مدیران این بانک شبکه‌ای از ژنرال‌های ارتش آمریک و مأمورین سیا وجود داشتند که در میان آنها می‌توان به "ویلیام کولبی" (William Colby)، رئیس سابق سازمان سیا اشاره نمود.

وی به عنوان یکی از وکلای این بانک نیز فعالیت می‌کرد. این بانک با شعباتی در عربستان سعودی، اروپا، آسیای جنوب شرقی، آمریکای جنوبی و امریکا به عنوان مرکزی برای تأمین مالی قاچاق مواد مخدر، پولشویی و معاملات بین‌المللی تسلیحات به کار می‌رفت. در سال 1980، با وقوع چندین مرگ مشکوک، این بانک با بر جای گذاردن 50 میلیون دلار بدهی، به فعالیت خود خاتمه داد.[20]

از نکات جالب این پرونده می توان به روابط نزدیک روپرت مردوخ، غول بزرگ رسانه ای، با این بانک اشاره نمود. [21]


 

 

آیا مردوخ نیز بخشی از پازل بزرگ تجارت مواد مخدر توسط سیا است؟

 


 

سخن آخر

نمونه‌های بسیاری از مشارکت سازمان سیا در قاچاق جهانی مواد مخدر وجود دارد. یقینا این سازمان مخوف آمریکایی حاضر نیست که از یک تجارت چند صد میلیارد دلاری جهانی و عواید آن چشم‌پوشی کند. در حالیکه سالیانه صدها هزار نفر در اثر مصرف مواد مخدر جان خود را از دست می‌دهند، سیا به همکاری خود با سوداگران مرگ ادامه می‌دهد تا هم از منافع مادی آن بهره‌مند شود و هم از شبکه جهانی تبه‌کاران در جهت نیل به اهداف خود سود جوید.

امروزه سربازان نیروی انتظامی ایران و سایر نهادهای مربوطه نه فقط با مافیای مواد مخدر بلکه با شبکه‌ای در هم تنیده متشکل از سازمان‌های جاسوسی جهان بالاخص سیا و دولتمردان و نهادهای فاسد سیاسی، اقتصادی و نظامی جهان در حال نبرد هستند. یاد و خاطره شهیدان مبارزه با مواد مخدر گرامی، روحشان شاد و راهشان پاینده باد.

 

 

 




منابع و مآخذ:

[1] Coletta Youngers, Eileen Rosin, ed (2005). Drugs and democracy in Latin America: the impact of U.S. policy. Lynne Rienner Publishers. pp.206. ISBN9781588262547.

Rodney Stich (2007). Drugging America: A Trojan Horse. Silverpeak Enterprises. pp.433–434. ISBN9780932438119.

[2] http://www.fas.org/irp/congress/1998_cr/980507-l.htm

[3] Cockburn, Alexander; Jeffrey St. Clair (1998). "9". Whiteout, the CIA, drugs and the press. New York: Verso. ISBN1-85984-258-5.

[4] http://www.scribd.com/doc/38474395/A-History-of-CIA-Complicity-in-Drug-Trafficking

[5] http://www.wanttoknow.info/bluebird10pg

[6] http://www.converge.org.nz/pirm/cia.htm

[7] http://www.dailypaul.com/76001/a-brief-history-of-cia-involvement-in-drug-trafficking

[8] http://www.fas.org/irp/congress/1998_cr/980507-l.htm

[9] Cockburn, Alexander; Jeffrey St. Clair (1998). Whiteout: The CIA, Drugs and the Press. New York: Verso. pp.287–290. ISBN1859842585.

[10] http://www.dailypaul.com/76001/a-brief-history-of-cia-involvement-in-drug-trafficking

[11]http://en.wikipedia.org/wiki/CIA_and_Contras_cocaine_trafficking_in_the_US#Reagan_Administration_admits_Contra-cocaine_connections

[12] http://www.converge.org.nz/pirm/cia.htm

[13] New York Times Service, "Venezuelan general who led CIA program indicted," Dallas Morning News (26 November 1996) p. 6A.

[15] http://www.dailypaul.com/76001/a-brief-history-of-cia-involvement-in-drug-trafficking

[16] http://www.unodc.org/documents/crop-monitoring/Afghanistan/Executive_Summary_2011_web.pdf

[17] http://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=12107

[18] http://www.fas.org/irp/congress/1998_cr/980507-l.htm

[19] http://www.deepblacklies.co.uk/cia_drug_trafficking.htm

[20] Jonathan Kwitny, The Crimes of Patriots: A True Tale of Dope, Dirty Money and the CIA, New York: W.W. Norton & Co., 1987, passim; William Blum, Killing Hope: U.S. Military and CIA Interventions Since World War II, Maine: Common Courage Press, 1995, p. 420, note 33.

[21] http://alexconstantine.blogspot.com/2009/11/politics-of-heroin-at-fox-news-rupert.html


روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارنوت ‌ضمن اعتراف به موفقیت‌های بین‌المللی فیلم «۳۳ روز»، نسبت به اکران این فیلم در کشور لبنان ابراز نگرانی کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس، روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارنوت» با اعلام این خبر که «فیلم ۳۳ روز» با موضوع دومین جنگ لبنان، قرار است پنج‌شنبه آینده در لبنان به نمایش درآید، نسبت به اکران این فیلم در یکی دیگر از کشورهای جهان ابراز نگرانی کرد و اذعان داشت: جای تعجب نیست که در این فیلم، اسرائیلی‌ها با دیدگاهی بسیار منفی به تصویر کشیده شده‌اند، در حالی که نیروهای حزب‌الله لبنان افرادی شجاع و قهرمان هستند.
این سایت در اعتراف به موفقیت‌های فیلم «۳۳ روز» افزود: این فیلم که هم‌اکنون در ۱۳ سینمای ایران اکران شده و با استقبال زیادی نیز روبرو شده، قرار است به زودی در مصر و ترکیه نیز به نمایش درآید.
«وای نیوز» ضمن ذکر این مطلب که فیلم سینمایی «۳۳ روز» به کارگردانی «جمال شورجه» ساخته شده است، نوشت: نگاهی دقیق‌تر به عوامل پشت صحنه این فیلم سینمایی بیانگر این مطلب است که ایران، حامی حزب‌الله لبنان، سازنده اصلی این فیلم است.
این سایت ضمن اشاره دوباره به موفقیت‌های فیلم‌ «۳۳ روز»، از جمله موفقیت در جشنواره بغداد در توصیف این فیلم افزود: فیلم «۳۳ روز» داستان نیروهای لبنانی (حزب‌الله) است که در عملیاتی موفقیت‌آمیز، اسرای لبنانی را از اسرائیل پس می‌گیرند و نیروهای اسرائیلی با فرماندهی شخصی به نام «کلنل آوی» که خاطرات بسیار بدی از مردم منطقه‌ای به نام «عیتا‌الشعب» دارد، در انتقام از نیروهای حزب‌الله به این منطقه حمله کنند.

با شکایت وکیل خانوادگی یکی از قربانیان رسوایی جاسوس بازی رسانه ای روپرت مرداک سرمایه دار استرالیایی-آمریکایی، از نشریه تایمز لندن، این ماجرا ابعاد جدیدی یافت.

مارک لوئیس وکیل خانواده quotation mark نیلی داولر quotation mark ، دختر دانش آموزی که پس از افشای ماجرای هک شدن گوشی تلفن او در سال 2002 ناپدید و اندکی بعد جسدش پیدا شد، امروز جمعه اعلام کرد از این نشریه به اتهام هک کردن رایانامه های (ایمیل) ریچارد هورتون از افسران پلیس لندن شکایت کرده است.
به گزارش آسوشیتدپرس از لندن، تایمز در سال 2009 در مقاله ای جنجالی افشا کرد نویسنده وبلاگ quotation mark نایت جک quotation mark کسی جز هورتون، کارآگاه پلیس نیست. ولی این مطلب را که رایانه های وی را برای پی بردن به هویت وی هک کرده است، تکذیب کرد. با این حال وی اذعان کرد که پیامک های هورتون را هک کرده است.

با توجه به سن بسیار بالای مسئولان ارشد سعودی و بویژه شاه و لیعهدش، و نبود چارچوبی برای تعیین شاه و مقامات رده اول در این کشور، به نظر می آید شاهزاده "سلمان" شانس بیشتری برای رسیدن به تخت پادشاهی سعودی داشته باشد.

به گزارش العالم، مجله "فارن پالسی" در مطلبی نوشت: خاندان حاکم در عربستان سعودی در آخرین مراحل خود قرار گرفته است. شاه 89 ساله سعودی هفته قبل به جای حضور در ساختمان مجلس، جلسه شورای وزیران را از داخل کاخ خود اداره کرد.  

وضع بیمارگونه و کسالت شاه سعودی درحالی ادامه دارد که قرار است طی روزهای آینده ولیعهد 79 ساله او "نایف" بعد از گذراندن بیش از یک ماه در آمریکا برای انجام آنچیزی که آن را آزمایشهای پزشکی نامیدند، به عربستان باز می گردد.

سفر ناگهانی ولیعهد سعودی به آمریکا و انتشار نیافتن حتی یک عکس از این سفر محرمانه، پیش بینی ها و گمانه زنی های بسیاری را در خصوص وضعیت سلامتی او به همراه داشت.

طی ماه های اخیر عصا به دست شدن شاهزاده نایف و مشخص شدن آثار خستگی و بیمار بر چهره اش، موجب شد که شایعه ابتلای او به بیماری سرطان قوت بیشتری بگیرد.

اما در آن سوی پرده شاهزاده "سلمان" 76 ساله که پس از مرگ "سلطان" ولیعهد سابق به پست وزارت دفاع دست یافت، در هفته های اخیر چهره بارز مطبوعات و رسانه های داخلی سعودی بود.

شاهزاده سلمان که برای مدتی طولانی حاکم ریاض بود، با وجود ارتباط با کشورهای مختلف و شناخت از مسائل دنیا، هنوز شخصیتی بین المللی نیست.

وی پس از حملات معروف 11 سپتامبر، به "رابرت گوردن" سفیر آمریکا در عربستان گفت که این حملات توطئه ای صهیونیستی است.

به همین سبب گوردن که در آن زمان تازه به این سمت تعیین شده بود، مجبور شد از مسئولان سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا بخواهد با سفر به عربستان خاندان حاکم را درباره اشتباه بودن این مسأله قانع کنند. این داستانی بود که خود گوردن در سال 2009 و در جریان همایش "مرکز مطالعات واشنگتن" بیان کرد.

البته حتی اگر شاهزاده سلمان بتواند پادشاه عربستان شود، نخواهد توانست برای مدتی طولانی این تاج و تخت را حفظ کند.

تصاویر و عکسهایی که از این شاهزاده سعودی منتشر شده نشان می دهد که وی نمی تواند از دست چپ خود استفاده کند. خانواده این شاهزاده نیز در زمینه ابتلا به بیماری های مختلف کارنامه خوبی ندارند.

پس از سلمان، نزدیک ترین گزینه، شاهزاده "مقرن" رییس فعلی دستگاه اطلاعات است که البته با توجه به هویت مادرش که  "یمنی" است، احتمال مخالفت با پادشاهی او زیاد است.

به همین سبب ناظران پیش بینی می کنند که به زودی عربستان صحنه رقابتهایی سخت و شدید بین فرزندان "عبدالله" ، "نایف" و "سلمان" برای رسیدن به پادشاهی، خواهد شد.

«چیس براندون» با حدود ۴ دهه سابقه کار در سازمان سیا اولین نماینده این سازمان در هالیوود بود.

به گزارش فارس، سازمان سیا از همان ابتدا به دنبال راهی بود تا بتواند همان‌گونه که در سایت خود نیز نوشته به مخاطبان القاء کند که رهبران جامعه بدون این سازمان نمی‌توانند از ملت محافظت کنند، بنابراین همواره به دنبال این بود تا به طرق مختلف با روسا و افراد بانفوذ هالیوود ارتباط برقرار کند.

روزنامه گاردین در مطلبی تحت عنوان «پیشنهادی که آن‌ها (هالیوودی‌ها) نمی‌توانند رد کنند» می‌نویسد:

هر کسی که فیلم‌های هالیوودی، از فیلم‌های جاسوسی پس از جنگ «آلفرد هیچکاک» گرفته تا «پرده پاره» او در سال ۱۹۶۶ را تماشا کند، به خوبی می‌داند که هالیوود فریفته ژانر «جاسوسی» است ولی تنها عده کمی‌ می‌دانند که سازمان سیا؛ از دهه ۷۰ در فیلم‌هایی چون «سه روز کندور» و تا به امروز در فیلم‌هایی چون «هویت بورن» و «لاشه دروغ‌ها» حضوری غیر قابل کنترل داشته است.

* خریداری حقوق فیلم «مزرعه حیوانات» توسط سازمان سیا

این روزنامه در ادامه می‌نویسد: سازمان سیا فقط نقش راهنمایی‌کننده فیلمسازان را ‌ندارد، بلکه به آن‌ها رشوه نیز می‌دهد، این سازمان در سال ۱۹۵۰ حقوق مربوط به «مزرعه حیوانات» جورج اورول را خریداری کرد و سپس در سال ۱۹۵۴ برای ساخت نسخه انیمیشن این فیلم در انگلستان سرمایه‌گذاری کرد.

اولین بار سال ۱۹۹۵ قردادی میان هالیوود و سازمان سیا به امضا رسید که بر اساس آن شخصی به نام «چیس براندون»، یکی از مامورین کهنه‌کار سازمان سیا، از آن پس بر فیلمنامه‌ها و پروژه سینمایی، بالاخص آن‌هایی که به نوعی با موضوع سازمان سیا در ارتباط بودند، نظارت داشت.

حضور «چیس براندون» در هالیوود به ذائقه بسیاری خوش نیامد و بسیاری به طرق مختلف به این قضیه اعتراض کرده و حضور او را به نوعی خیانت به شعار آزادی بیان در سینما عنوان کردند.

* فیلم‌هایی که زیر نظر براندون ساخته شد

با همه این اعتراض‌ها «براندون» به کار خود در سینما ادامه داد و طی این سال‌ها فیلم‌های زیادی زیر نظر او ساخته شدند که از جمله آن‌ها می‌توان به «دشمن حکومت»، «کمپانی بد»، «جیمزباند»، «کمپانی جاسوس‌ها»، «استخدام»، «مجموعه همه ترس‌ها»، «هویت بورن»‌، «۲۴» و چند پروژه تلویزیونی اشاره کرد.

البته او چندان هم از فیلم‌های ساخته شده راضی نبود، آن‌چنانکه درباره فیلم «بازی جاسوسی» با هنرنمایی «رابرت ردفورد» و «براد پیت» گفت: این فیلم جزء آن پروژه‌هایی است که هیچ وقت دوست نداشتم جزئی از آن باشم.

او همچنین ضمن آنکه فیلم «۲۴» را به هیچ عنوان مورد تایید سازمان سیا نمی‌داند، درباره «هویت بورن» نیز می‌گوید: این فیلم افتضاح است، از صفحه ۲۵ به بعد او را باید آتش زد.

«چیس» که از همکاری با پروژه «سریانا» با بازی «جورج کلونی» سر باز زده است، در یکی از مصاحبه‌های خود در این‌باره می‌گوید: شخصیت «کلونی» به عنوان مامور سابق سازمان سیا در این فیلم یک جنایتکار معرفی شده و من با چنین پروژه هیچ‌وقت همکاری نمی‌کنم.

* نظر نماینده سیا درباره فیلم جیمز باند

«براندون» در یکی دیگر از مصاحبه‌های خود درباره فیلم «جیمز باند» نیز این‌گونه می‌گوید: «جیمزباند»، بدترین فیلم جاسوسی است که تاکنون ساخته شده است. مامور ۰۰۷ در این فیلم بدون آنکه هویت خود را پنهان کند مرتبا درگیر جنگ‌های خونین و فرارهای نمایشی می‌شود، او کار خود را خوب انجام نمی‌دهد، مامور سازمان سیا بودن یک شغل نیست، یک حرفه نیست، یک سبک زندگی است.

در حالی که حدود ۶ سال از کار «چیس براندون» (پسر دایی «تامی لی جونز»، بازیگر آمریکایی) در هالیوود می‌گذشت، با وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر سازمان سیا مورد سرزنش‌های زیادی قرار گرفت و به بی‌لیاقتی محکوم شد که نتوانسته با آن بودجه‌های میلیاردی، چنین حادثه تروریستی را پیش‌بینی کند.

* با حوادث 11 سپتامبر فعالیت سیا در هالیوود گسترش می‌یابد

کمی پس از وقوع این حادثه، سازمان سیا در دیدارهای مکرر با «چیس براندون»، از او خواست تا فعالیت خود را در هالیوود گسترش دهد و در این میان «بوش» نیز مشاور ارشد خود «کارل روو» را به لس‌آنجلس فرستاد تا با روسای هالیوود دیدار کند و درباره راه‌هایی که از طریق آن‌ها می‌توان نظر عموم مردم را به سمت حمایت از نیروهای نظامی آمریکا سوق داد، گفت‌وگو کنند.

* جلسه سیا و پنتاگون با دیوید فینچر و اسپایک جونز

«سیا» و «پنتاگون» رسما از فیلمنامه‌نویسان و کارگردانانی چون «دیوید فینچر» و «اسپایک جونز» خواستند تا در همکاری با مقامات این دو سازمان فکر بکری کنند تا شاید جلوی حملات تروریستی آینده گرفته شود و در ازای آن پنتاگون نیز تسهیلات نظامی زیادی در اختیار هالیوود قرار خواهد داد، این می‌شود که «فینچر» کمی بعد «اتاق وحشت» را می‌سازد که داستان تجاوز سه دزد به خانه‌ای امن در نیویورک است.

نشست‌ها و ملاقات‌های مکرر مقامات سیاسی آمریکا و چهره‌های شاخص هالیوود همچنان ادامه داشت و اکثر این نشست‌ها توسط موسسه فن‌آوری‌های خلاقانه دانشگاه کالیفرنیا جنوبی هماهنگ و برگزار می‌شد.

* دوره‌های آموزشی هنر برای سربازان

طی این نشست‌ها برای سربازان دوره‌های آموزشی هنر گذاشته شد و از سویی دیگر، فیلمنامه‌نویسان نیز به خواسته «سیا» و «پنتاگون»، فیلمنامه‌هایی درباره «ترور» می‌نوشتند.

به عقیده آن‌ها، اغلب هنر راهی به سوی واقعیت است و به اعتراف برخی از مقامات سازمان سیا، هنر، نوشته‌ها و فیلمی که حاصل کار فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان است در واقع می‌تواند الهام‌بخش واقعیات باشد.

سازمان «سیا» نیز از سال ۲۰۰۲ با همکاری دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، دست به ساخت یک‌سری گسترده از بازی‌های کامپیوتری زد که شاید از آن طریق بتواند حملات احتمالی به آمریکا را پیش‌بینی و دفع کند.

* معارفه دومین نماینده رسمی سازمان سیا در هالیوود/«پل باری»، نیرویی با دو دهه سابقه در سازمان سیا

اوایل سال ۲۰۰۷ جلسه‌ای با حضور شخصیت‌های تراز اول سینمای هالیوود و برخی از کارکنان ارشد سازمان سیا برگزار شد، در این جلسه «پل جیمی‌گلیانو» که سخنگوی سازمان سیا بود، «پل باری» را به عنوان نماینده و مشاور سازمان سیا در هالیوود معرفی کرد.

«پل باری»، ۴۷ ساله اهل بوستون، خود یکی از ماموران کهنه‌کار سازمان سیا بود.

در این جلسه که به صورت محرمانه برگزار شد، قرداد توسعه همه‌ جانبه همکاری هالیوود و سازمان سیا به امضای دو طرف رسید، اهمیت این طرح تا به آنجا بود که ریاست آن را ژنرال «مایکل هایدن»، رییس پیشین سازمان سیا و دستیار اول «جان نگروپونته»، مدیر آژانس امنیت ملی به عهده داشت.

«پل باری» طی این سال‌ها بر ساخت چندین پروژه مهم سینمایی و تلویزیونی نظارت داشته که مهمترین‌ آن‌ها «جنگ چارلی ویسلون» ساخته «مایک نیکولز» و «چوپان خوب» ساخته «رابرت دنیرو» است.

* باری: امیدواریم بتوانیم با کمک سینما چهره منفی «سیا» را بهبود ببخشیم

او درباره نیاز سازمان سیا به صنعت سینمای هالیوود در یکی از مصاحبه‌های خود گفت: مشکل بزرگی که در رابطه با این سازمان وجود دارد، تصویر منفی است که در اذهان عمومی شکل گرفته است، ما امیدواریم بتوانیم با کمک سینما این تصویر را بهبود ببخشیم و آن را در این حالت ثبات بخشیم.

به گفته «پل جیمی‌گلیانو»‌، «پل باری» بیش از دو دهه سابقه فعالیت در سازمان سیا دارد و با همه قسمت‌های این سازمان چه در ایالات متحده آمریکا و چه در سراسر دنیا آشنایی کاملا دارد، او نه تنها می‌داند که سازمان سیا چگونه از آمریکا محافظت می‌کند، بلکه تمام زندگی‌اش را به طور حرفه‌ای فدای حمایت و بهبود اهداف این سازمان کرده است.

در نشست سال ۲۰۰۷، وظیفه «باری» در هالیوود این‌گونه تشریح می‌شود: او در رابطه با فیلمنامه‌ها و داستان‌های‌شان مشاوره می‌دهد، ترتیب مصاحبه با زنان و مردانی را می‌دهد که عمرشان را در عملیات‌های جاسوسی سپری کرده‌اند و زمینه ملاقات با رؤسای سازمان سیا را فراهم می‌آورد تا فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان، زمینه فکری لازم در ارتباط با مسائل جاسوسی را به دست آورند.

سخنگوی سازمان سیا در این نشست گفت: ما برای انتخاب نماینده‌مان در هالیوود، گزینه‌های مناسب بسیار زیادی داشتیم ولی به عقیده ما، او همان کسی است که ما می‌خواهیم. «باری» سازمان سیا را از بالاترین تا پایین‌ترین مقام می‌شناسد، با تفکرات حاکم بر این سازمان به اندازه کافی آشنایی دارد و در عین حال از انرژی و تیزبینی خارق‌العاده‌ای برخوردار است.

یک کمپانی عمده اسلحه سازی در آمریکا اعلام کرد که انتظار دارد با افزایش تنش ها با ایران تسلیحات بیشتری به کشورهای عرب همسایه ایران بفروشد.

به گزارش عصر ایران " دنیس کوین " نایب رییس برنامه دفاع موشکی کمپانی اسلحه سازی " لاکهید مارتین " آمریکا ضمن اعلام این موضوع افزود که انتظار می رود تنش با ایران فروش سیستم های ضد موشکی به کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس را تسریع کند.

این مقام کمپانی آمریکایی افزود : در دسامبر سال گذشته میلادی کمپانی لاکهید مارتین قرار داد 3.6 میلیارد دلاری با امارات متحده عربی برای فروش سیستم ضد موشکی " تاد " به این کشور منعقد کرد و در حال حاضر نیز برای عقد قرار دادهای مشابه با دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس مشغول گفتگو هستیم."

کوین که در جریان یک کنفرانس خبری در ابوظبی سخن می گفت ، افزود : " با دیگر کشورهای عربی در سطح دولت  به دولت مشغول گفتگو هستیم و همه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس تمایل خود را برای خرید سیستم ضد موشکی تاد اعلام کرده اند.

گفتنی است امارات متحده عربی نخستین کشور خارجی بود که قرار داد خرید سیستم ضد موشک بالستیک (تاد =THAAD) را با آمریکا به امضا رساند . این سیستم ضد موشکی قابلیت هدف قرار دادن موشک های بالستیک کوتاه و میان برد در فضای جو و ماورای آن را دارد.

دنیس کوین افزود که کمپانی لاکهید مارتین در نظر دارد از فروش سیستم تاد به امارات به عنوان سنگ بنایی برای فروش این سیستم به دیگر کشورهای عربی منطقه استفاده کند.

وی افزود : " من نمی توانم بگویم کشور بعدی دریافت کننده سیستم تاد کیست اما به موازات گسترش تهدید ها در منطقه فرصت های بیشتری برای عرضه قابلیت های دفاعی مان به کشورهای منطقه وجود خواهد داشت.

موشک تاد


کوین ابراز امیدواری کرد که بهبود چشمگیر روابط میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس به استقرار یک سیستم جامع و فراگیر ضد موشکی در میان این کشورها بینجامد.

گفتنی است در دو سال گذشته کمپانی لاکهید مارتین قرار دادهای بزرگی را با برخی کشورهای عربی منطقه به امضا رسانده است که قرار داد 1.7 میلیارد دلاری برای ارتقای سیستم موشک های پاتریوت عربستان و نیز قرار داد 900 میلیون دلاری فروش 209 موشک پیشرفته پاتریوت به کویت از جمله این قرار دادها است .

در سال 2011 نیز دولت اوباما مجوز فروش دهها جنگنده فوق پیشرفته اف 15 آمریکایی به عربستان به ارزش تقریبی 30 میلیارد دلار را از کنگره دریافت کرد . این قرار داد بزرگ ترین قرار داد تاریخ نظامی آمریکا با یک کشور خارجی محسوب می شود.

عربستان متعهد شده تا 15 سال آینده در مجموع 60 میلیارد دلار از آمریکا سلاح بخرد که خرید هواپیماهای اف 15 به همراه 3 نوع هلی کوپتر و موشک های پیشرفته از جمله این اقلام نظامی است که کمپانی لاکهید مارتین نقشی محوری در تامین و تولید این اقلام نظامی خواهد داشت.

مشرق:

جاستين استوارت در پايگاه خبري آنتي‌وار مقاله اي را در زمينه فعاليت‌هاي جاسوسي اسرائيل در آمريکا نوشته است، وي در اين مقاله به بازداشت "استوارت نوزيت" که نقش فعالي در توسعه برنامه فضايي آمريکا داشته به اتهام جاسوسي براي رژيمصهيونيستي اشاره کرده و نوشت که وي ماه گذشته به 13 سال زندان وپرداخت غرامت مالي بسيار زيادي محکوم شده است.

در جريان اين اتفاقات مشخص شده است که وي مبالغ هنگفتي در ازاي خدمات خود نسبت به دولت آمريکا دريافت مي کرده، او حتي اطلاعاتي طبقه بندي شده دراختيارداشته است که آنها را در اختيار رژيم صهيونيستي قرار داده است؛ البته قاضي هاي اين پرونده سعي کردند کابينه اسرائيل را از هر اتهامي مبرا کنند، آنها اعلام کرده اند که در اين زمينه هيچ شکايتي از اسرائيل و کساني که به نفع اين کابينه کار مي کنند، ندارند.

نوزيت در بين سالهاي 1989 تا 2009 ميلادي به عنوان مشاور شرکت صنايع فضايي اسرائيل کار مي کرد. اين شرکت از سوي کابينه تأمين مالي مي شود و ارتباطات بسيار قوي با سازمان جاسوسي رژيم اسرائيل (موساد) دارد، اين موضوع باعث شد تا وي به اسرار دولتي آمريکا دست يابد. در اين راستا هنگامي که يکي از عناصر اف‌بي‌آي خود را به عنوان مزدورموساد معرفي کرده و سعي کرد در ازاي مبالغ مالي اطلاعاتي را از وي بگيرد، اين دانشمند علوم فضايي گفت: من فکر مي کردم اصلاً پيش شما کار مي کنم، من پيش از اين اطلاعات جاسوسي حساسي را به اسرائيلي ها داده‌ام.

اين گزارش در زمينه جاسوسي رژيم صهيونيستي ازآمريکا خاطرنشان کرد که مهم ترين اهداف نسبت به موساد در آمريکا مربوط به اطلاعات طبقه‌بندي شده نظامي وفناوري ويژه نظامي است، مجله "وايرد" در اين راستا به تأسيس شرکتي حساس با بهترين دستگاه‌هاي جاسوسي محرمانه مي‌پردازد و اشاره مي‌کند که نام رمزي اين مرکز "استيلار ويند" است. "جيمس بامفورد" کارشناس مسائل جاسوسي در زمينه اين مرکز مي‌گويد: علاوه بر تأسيس مرکز "استيلار ويند" و اداره عمليات جاسوسي از اين مرکز، تعدادي از پيمانکاران مخفي نيز به استخدام درآمدند تا عمليات شنود در دستگاه هاي ارتباطاتي را به صورت کامل و با نظارت اين مرکز دنبال کند.

اين مقاله در ادامه افشاي ابعاد جاسوسي اسرائيل از آمريکا به نقل از "بيل بيني" مسئول سابق آژانس امنيت ملي آمريکا مي‌نويسد که يک برنامه تحليلي داده هاي آماري وجود دارد که اين آژانس خود آن را تهيه کرده بود تا روند شنود جهاني و بين‌المللي اطلاعات را که به صورت مخفيانه انجام مي شد، تسريع کند. اين برنامه به صورت مخفيانه و بدون اطلاع آژانس از طريق يکي از کارمندان متوسط شرکت که ارتباطات مستحکمي با اسرائيل داشت، به اسرائيلي ها داده شد.
جالب اينجاست که اين کارمند که مدير فني اداره عمليات نيز بود، هرگز مورد محاکمه قرار نگرفت و حتي اين حادثه اعلام نيز نشد، آيا اين گونه نيست که اگر يک کارمند عالي‌رتبه بخواهد برنامه هاي امنيتي کشوري را به کشوري ديگر بدهد، بايد مورد محاکمه قرار بگيرد؟

بامفورد معتقد است که به نظر مي‌رسد که اين خود "بيل بيني" بود که اين اطلاعات و فناوري را به شرکت‌هاي اسرائيلي داده است؛ شرکت هايي که بخشي ازآنها در خود آمريکا فعاليت مي‌کنند و ارتباطات اين کشور را شنود مي کنند؛ بدين ترتيب است که اين شرکت‌ها اطلاعات حساس و مهم نظامي و امنيتي آمريکايي‌ها را به دست مي‌آورند.
آنتي‌وار در ادامه مي‌افزايد که چيزي که باعث ارائه محرمانه ترين اطلاعات آمريکا به اسرائيل مي‌شود، فراتر از اينهاست؛ اين کانال يک در پشتي است که مهم ترين اطلاعات دولت آمريکا را به اسرائيل مي‌رساند و امنيت کشور را در معرض خطر کامل قرار مي‌دهد. حال اگر اسرائيلي‌ها سامانه نظارتي آمريکا را از طريق اين در پشتي دور بزنند، اين بدان معني است که آنها اطلاعاتي شخصي را به دست مي آورند که مي‌توانند از آن در تخريب وجهه افرادي استفاده کند که با آنها دشمني دارند.

آنتي‌وار در پايان توضيح مي‌دهد که دولت آمريکا نه‌تنها وظيفه خود در حمايت از مردم آمريکا در مقابل خارجي‌ها را انجام نمي دهد، بلکه از سوگند قانوني که در اين زمينه خورده نيز فرار مي‌کند.

دختر سعود بن عبدالعزیز، پادشاه اسبق عربستان با انتقاد شدید از نظام حاکم بر کشورش آن را فاسد و مستبد دانست.

به گزارش مهر،"بسمه بنت سعود بن عبد العزیز آل سعود" در گفتگو با رادیو بی بی سی نظام حاکم بر عربستان را فاسد و فاقد شفافیت دانست.

وی افزود: پنجاه درصد از ساکنان عربستانی فقیرند این در حالی است که عربستان یکی از کشورهای ثروتمند در روی کره زمین است.

بسمه گفت: عربستان فاقد قوانین مدنی اساسی که هر جامعه ای به آن نیاز دارد است و محاکم قضایی برداشتهای شخصی خود را اعمال می کنند.

وی با اشاره به وضع زنان در عربستان سعودی گفت: قوانین طلاق ظالمانه است زیرا زن حق طلاق ندارد و برداشتها از قرآن غلط است و زنان حق هیچ فعالیت ورزشی ندارند.

بسمه بن آل سعود تصریح کرد: وزارت امور اجتماعی عربستان به جای حمایت از زنان به خشونتها علیه آنها بی تفاوت است. ممنوعیت از سفر زن بدون حضور محرم سلب آزادی است و تفسیری که در این باره می شود مربوط به عصر جاهلیت است.

شایان ذکر است که بسمه آل سعود در سال 1964 در ریاض بدنیا آمد و دختر کوچک سعود بن عبدالعزیز پادشاه اسبق عربستان (1953 تا 1969) و مادرش جمیله اسعد ابراهیم مرعی است که اصالت وی به لاذقیه سوریه برمی گردد.

شبكه انگليسي ساخته من و تو كه كمتر از دو سال است فعاليت خود را با سرمايه گذاري مستقيم دربار سلطنتي آغاز كرده و با تابلوي فريبنده شبكه اي به اصطلاح اجتماعي و فرهنگي پا به عرصه وجود گذاشت در جديدترين آگهي استخدام خود سه شرط اصلي را براي پذيرفته شدن در اين شبكه اعلام كرده است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران ؛ رها اعتمادي كه فردي بهايي زاده و از خانواده نوكران و خدمتكاران دربار شاه مخلوع است در سال 2010 با همكاري رسمي دربار انگليس و چند نفر از عوامل ديگر شبكه من و تو را كه از همان ابتدا لقب خواهرخوانده بي بي سي فارسي را يدك مي كشيد راه اندازي كرد تا اين شبكه از همان ابتدا با تفكري بهايي - صهيونيستي و ضد ايراني پا به عرصه وجود بگذارد.
اعتمادي در جديدترين آگهي استخدام اين شبكه كه در وبلاگش منتشر كرده سه شرط اصلي را براي پذيرفته شدن به عنوان مجري در اين شبكه را اعتقاد راسخ به فرقه ضاله بهائيت ، مخالفت با جمهوري اسلامي ايران و آمادگي داشتن براي عريان شدن عنوان مي كند. رها اعتمادي از چند سال پيش با پشتيباني همه جانبه و البته غير علني عوامل بي بي سي گروهي به نام "جوانان بدون مرز" را براي ضديت با جمهوري اسلامي ايران راه اندازي كرد و تمامي عناصر همسو با فرقه ضاله بهائيت و ضد جمهوري اسلامي ايران را شناسايي و هسته اوليه من و تو را با آنها شكل داد.
البته پيش از اين هم نقل قول هاي بسياري در خصوص پشت پرده بهايي عوامل و مجريان اين شبكه مطرح بود كه اكنون با فرو افتادن پرده هاي فريب سند رسمي بهايي – صهيونيستي بودن اين شبكه به ظاهر فرهنگي – اجتماعي علني شد.
اگرچه كه دو شبكه سلطنتي بي بي سي فارسي و من و تو جدا از هم فعاليت مي كنند اما منبع تغذيه نيرو و مجريان آنها يكي است و عوامل اين دو شبكه در هم تنيده و پشتيبان استراتژيك اهداف ضد ايراني يكديگر هستند.

به گزارش مشرق به نقل از پايگاه خبري "وهج" اردن، دولت اين کشور در ادامه فرايند برگزاري رزمايش ها و نمايش هاي تسليحاتي خود در پي بروز بحران شورش گروه هاي سلفي غربگرا در سوريه، قصد دارد بزرگترين نمايشگاه جنگ افزارها در جهان را که تنها نمونه آن درمنطقه به شمار مي رود با حمايت ويژه عبدالله دوم برگزار کند. اين نمايشگاه در زمينه تجهيزات عمليات ويژه و تجهيزات جاسوسي فعاليت خواهد داشت.

"عامر الطباع" مدير نمايشگاه "سوفکس" به خبرگزاري رسمي اردن گفت که اين نمايشگاه از اين پس هر دو سال يک بار برگزار مي شود و در آن، جديدترين تجهيزات و تسليحات دفاعي را از تمامي نقاط جهان به همراه تصميم سازان و نمايندگان دولت هاي مختلف با هدف همکاري و اطلاع از آخرين راهکارها و تسليحات موجود در جهان گرد هم آورده مي شود.

اين نمايشگاه که قرار است 7 تا 10 مي آينده (18 تا 21 ارديبهشت) و پيش از برگزاري بزرگترين رزمايش عربي ـ غربي در تاريخ جهان در اردن که اواسط خرداد برگزار خواهد شد، در عمان پايتخت اين کشور و در پايگاه هوايي ملک عبدالله اول برپا شود.

بر اساس اين گزارش، يک روز پس از برگزاري اين نمايشگاه نيز همايشي بين المللي با عنوان "نيروهاي عمليات ويژه" در اردن برگزار مي شود که  قرار است در اين همايش، تعداي از رؤساي جمهور کشورها و وزيران دفاع و رؤساي ستادهاي ارتش و افسران ارشد نيروهاي ويژه دريايي و هوايي از منطقه و جهان شرکت داشته باشند.

در اين کنفرانس همچنين قرار است توافقنامه هايي نيز ميان کشورهاي شرکت کننده در زمينه هاي دفاعي وتسليحاتي به امضا برسد.

اردن که بتازگي در طرح هاي غرب و آمريکا عليه منطقه به عنوان يکي از مهم ترين پايگاه هاي حمله احتمالي به سوريه در آينده مطرح شده، به بهانه هاي مختلفي چون رزمايش هاي بزرگ و برگزاري بزرگترين نمايشگاه هاي تسليحاتي، سلاح هايي را از کشورهايي مختلف وارد خاک خود مي کند، سلاح هايي که به احتمال قوي در صورت وجود طرحي براي حمله به سوريه از آنهااستفاده خواهد شد.

انتشار خبر برگزاري نمايشگاه سوفکس در شرايطي بود که پيش از اين نيز اعلام شده بود اردن قرار است يک رزمايش بزرگ را با همکاري 17 قدرت نظامي برتر جهان ازجمله آمريکا و ناتو در خاک خود برگزار کند.

مشرق: مواد منفجره در طول قرن های اخیر در اشکال مختلف طراحی و ساخته شده است. از باروت سیاه تا باروت بدون دود و مایع انفجاری نیتروگلیسیرین و یا دینامت هر کدام به شکل خاصی دنیای مواد منفجره و جنگ افزارها را تغییر دادند. یکی از نکاتی که از زمان های دور ذهن سازندگان مواد منفجره را به خود معطوف کرده بود، بحث حساسیت مواد منفجره به عواملی چون گرما و فشار بود.

تا سالها مایع منفجره نیتروگلیسیرین به عنوان اصلی ترین ماده منفجره مورد استفاده قرار می گرفت که بسیار به فشار و حرارت حساس بود. ماده منفجره دینامیت نیز که پس از آن توسط " آلفرد نوبل" طراحی و ساخته شد دارای مشکلاتی بود و عواملی مثل فعال کردن فیتیله و نیاز به به استفاده از سیم های خاص برای فعال کردن آن از دیگر مشکلات آن بود.



در این میان نسل جدیدی از مواد منفجره خمیری شکل به دنیا معرفی شد. اولین نوع از این گونه از مواد منفجره ، " TNT" بود . این ماده اولین بار در سال 1863 توسط شیمیدان آلمانی ، ژولیس ویلبراند، ساخته و در سال 1902 میلادی برای اولین بار از ترکیبات تی ان تی در گلوله های توپ استفاده شد. در سال های بعد دانشمندانی که به دنبال مواد منفجره با حساسیت کمتری بودند ماده ای به نام " RDX " را تولید کردند. این ماده منفجره با فرمول شیمیایی : C3H6N6O6 و نام علمی " cyclotrimethylene-trinitramine " عرضه شد. در حالت خالص این ماده منفجره به صورت پودر سفید رنگ وجود دارد.

این ماده منفجره دارای قدرت انفجاری بیشتری نسبت به تی ان تی بوده و از حساسیت کمتری در برابر عواملی مثل فشار و حرارت برخوردار است. این ماده بیشتر به صورت ترکیبی با سایر مواد منفجره به منظور افزایش قدرت تخریبی ترکیب می شود. از جمله این مواد منفجره می توان به ترکیب انفجار " H-6 " و یا "سمتکس" اشاره کرد. در ماده منفجره مدل " H-6 " از 45 درصد " RDX " ، 30 درصد " TNT " ، 20 درصد پودر آلومنیوم و 5 درصد پارافین استفاده می شود. این ماده بیشتر در مواد منفجره زیر آبی مثل مین ها یا اژدرها کاربرد دارد. سمتکس نوع دیگری از مواد منفجره ترکیبی است که در آن از " RDX " استفاده شده است.

نکته مهم در مورد سمتکس که آن را به یک ماده منفجره مورد علاقه در بین گروه های تروریست تبدیل کرده است سخت بودن و یا به نوعی غیر ممکن بودن شناسایی آن توسط سیستم های شناسایی مواد منفجره است. این ماده منفجره به مانند یک تکه خمیر بوده و به راحتی قابل حمل و یا شکل دادن است و می توان آن را با انواع چاشنی های مختلف فعال کرد. این ماده در سالهای جنگ سرد و پس از آنان به مقدار زیادی توسط گروه های شبه نظامی در خاورمیانه، آسیای جنوب شرق و ایرلند مورد استفاده قرار گرفته است.



یکی از مشهورترین موارد استفاده از این ماده منفجره مربوط به پرواز شماره 103 خطوط هوایی پان آمریکا بر فراز لاکربی اسکاتلند بود که به وسیله این ماده منفجره رقم خورد. مواد منفجره با ترکیبات حاوی سمتکس در سالهای پس از جنگ سرد نیز به شکل مداوم توسط گروه های تروریستی در جهان مورد استفاده قرار گرفته است.

بمب گذاری های شهر بمبی هندوستان در سال 1993 میلادی ، بمب گذاری در هواپیمای مسافربری روسی در سال 2004 میلادی و بمب گذاری متروی مسکو در سال 2010 میلادی همه با مواد منفجره ای حاوی " RDX " صورت گرفته است.

با مشاهده تجهیزات کشف شده از تیم تروریستی رژیم صهیونیستی که طی روزهای اخیر در عملیات سربازان گمنام امام زما (عج) دستگیر شده اند مقادیر قابل توجهی از این ماده خطرناک به دست آمده است که نشان از برنامه ریزی گسترده آنها برای انفجار در کشور دارد.

مشرق:

پايگاه خبري دبکافايل وابسته به محافل جاسوسي صهيونيستي نوشت که آمريکا از روز يکشنبه گذشته رزمايش مشترک هوايي رادر منطقه خليج فارس با شرکت کشورهاي عضو شوراي همکاري خليخ فارس آغاز کرده است که در آن 200 فروند جنگنده و بمب افکن آمريکايي و عربي شرکت کرده‌اند.

رزمايش بحرين از سال 1988 ميلادي آغاز شده ولي تا کنون فقط آمريکا در اين رزمايش مشارکت داشت اما امسال 10 کشور از جمله اردن در اين رزمايش شرکت دارند.

دبکا مدعي‌ است اين رزمايش، بزرگترين رزمايش هوايي منطقه است و ادعا کرده که هدف از آن، مقابله با جمهوري اسلامي ايران است. به ادعاي اين رسانه صهيونيستي، اين رزمايش شامل عمليات فرضي بازکردن تنگه هرمز پس از مسدود کردن آن از سوي جمهوري اسلامي ايران نيز بود.

منابع نظامي آمريکايي با اعلام اين موضوع به دبکا گفتند که 100 جنگنده آمريکايي ازناو هواپيمابر "يو.بي.اس.اينترپرايز" و "يو.اس.اس.آبراهام لينکلن" که نزديک سواحل جنوبي ايران مستقرند، به هوا برخاسته و اين رزمايش را به همراه 100 جنگنده ديگر ازکشورهاي عربستان سعودي، امارات متحده عربي، کويت و بحرين انجام داده اند.

دبکا فايل همچنين ممانعت از حملات هوايي ايران به پالايشگاه هاي نفت و بندرهاي صادرات نفت درامارات، عربستان، بحرين و کويت را از ديگر اهداف اين رزمايش دانسته و مدعي شد که اين رزمايش همچنين با هدف آزمايش ميزان هماهنگي بين نيروهاي هوايي و دريايي آمريکا با کشورهاي حاشيه خليج فارس صورت گرفته است.

در اين رزمايش همچنين جنگنده هاي ارتش رژيم اسرائيل نيز از سرزمين هاي اشغالي تا تأسيسات بزرگ آمريکا درجزيره کريت را که معادل مسافت سرزمين هاي اشغالي تا ايران است، پرواز کرده اند و در خلال مسير سوخت گيري اين جنگنده ها نيز به صورت هوايي انجام شد.

اين در حالي است که برخي محافل عربي حاشيه خليج فارس با ابراز تأسف از اين طرح‌ها تصريح کردند که اينها طرح هاي تجاوزطلبانه آمريکا و غرب است که مي‌خواهد کشورهاي حاشيه خليج فارس را به مقابله با ايران وادار کند.

اين رزمايش درشرايطي صورت مي گيرد که رژيم صهيونيستي بتازگي اعلام کرده که تهديدهاي خود به حمله نظامي احتمالي به ايران را نيز تا پاييز آينده متوقف خواهد کرد.

ترس صهيونيست ها وغرب از واکنش هاي احتمالي ايران و ماهيت اين واکنش ها مهم ترين عامل بازدارنده دربرابر حمله به تأسيسات اتمي ايران است، چرا که ايران اعلام کرده در صورت هر حمله احتمالي، رژيم صهيونيستي و همچنين تمامي هدف هاي آمريکايي در منطقه را موشک باران خواهد کرد.

اين در حالي است که ساعاتي پس از برگزاري اين رزمايشٰ فرمانده نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران، از برگزاري رزمايش مشترک ارتش و سپاه در رده "لشکر" در سال جاري خبر داد.

امير احمدرضا پوردستان، فرمانده نيروي زمینی ارتش در نشست خبري که صبح امروز چهارشنبه برگزار شد، گفت: اين نيرو در سال جاري هشت رزمايش را در حوزه‌هاي مختلف برگزار مي‌کند که يکي از آنها رزمايش تخصصي هوابرد، ديگري رزمايش بي سابقه تخصصي هوانيروز و يک رزمايش مشترک با برادران سپاه است که احتمالاً در مرزهاي جنوب شرق يا جنوب غرب کشور انجام خواهد شد که انجام اين رزمايش در رده لشگر با برادران سپاه براي نخستين بار پس از انقلاب انجام مي‌شود.

رجب طیب اردوغان ' نخست وزیر تركیه روز پنجشنبه آینده از عربستان سعودی دیدار خواهد كرد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از روزنامه زمان ترکيه؛ دفتر اردوغان امروز اعلام كرد: نخست وزير در روزهای پنجشنبه و جمعه هفته جاری از عربستان سعودی دیدار خواهد كرد.
به رغم اینكه در مورد انگیزه سفر اردوغان به عربستان سعودی اظهار نظر رسمی به عمل نیامده است اما احتمالاً محور اصلی مذاكرات اردوغان با مقامهای عربستان سعودی را تحولات سوریه تشكیل خواهد داد.

عصر ایران : متن زیر گفتگوی روزنامه لوفیگارو است با ماتیو گیدر درباره تروریسم در میان شهروندان در جامعه فرانسه.  ماتیو گیدر، متخصص تروریسم، در این مصاحبه درباره مشخصات این "سربازان از دست رفته" و عوامل گرایش آنها به اسلامگرایان افراطی به نکاتی بدیع اشاره می کند.

ماتیو گیدر، استاد دانشگاه، صاحب کرسی استادی در رشته اسلام شناسی در دانشگاه تولوز فرانسه است. وی کتابهای "شوک انقلابهای عربی"، "بهار عربی"، "دموکراسی و شریعت" را به رشته تحریر در آورده است.  

فرانسوی هایی که  تصویرشان مشاهده می شود، کسانی هستند که خانواده و تمام دوستان خود را ترک کرده، به گروه القاعده پیوسته و در کنار طالبان به مبارزه پرداختند. همه آنها در کوهستانهای افغانستان یا پاکستان دستگیر شده و به اتهام تروریسم به زندان گوانتانامو انتقال داده شده و برای مدتهای طولانی به حبس محکوم شدند.

نام آنها از چپ به راست و از بالا به پایین به ترتیب زیر است: عماد عشاب کانونی، رضوان خالد، نزار ساسی، خالد بن مصطفی، ابراهیم یادل. آخرین نفر زکریا موسوی نام دارد که قرار بود در عملیات 11 سپتامبر شرکت کند اما چند ماه قبل از آن حادثه دستگیر شد.

***


این "سربازان از دست رفته" چه کسانی هستند و از کجا آمده اند؟

اینان در واقع فرزندان یتیم شده اسامه بن هستند که مرگ وی، که در روز دوم ماه می 2011 به وقوع پیوست، مقارن با بهار عربی. حملات آمریکاییها به زیر ساخت ها و پایگاههای القاعده در مناطق افغانستان و پاکستان داده ها و معادلات را کاملا تغییر داد و بعضی از این افراد مجبور شدند به کشور اصلی خود بازگردند.
آنها با افکار متعصبانه و نظریاتی که با موقعیت جدید مکانی و سیاسی شان تفاوت زیادی داشت به زادگاه هایشان بازگشتند و این موضوع آنها را دچار مشکلات روحی و فکری  شدیدی کرد.

باید دید این افراد از کجا آمده اند؟ آیا اینان محصول بعضی از محله های فقیر نشین فرانسه هستند؟ تا حالا مطالعات عمیقی درباره محیط اجتماعی اینگونه افراد صورت نگرفته است. تنها چیزی که به یقین درباره آنها می دانیم این است که این افراد از دانش و آگاهی سیاسی بالایی برخوردارند. این افراد شهروندان فرانسوی محسوب می شوند و یا مدت طولانی مقیم فرانسه بوده اند و این همان چیزی است که شناسایی آنها را سخت تر می کند چرا که آنها می توانند به راحتی و بدون هیچ مشکلی به مکانهای مختلف سفر کنند.

انگیزه اصلی این اشخاص چیست؟

نفرت و انزجار آنها نسبت به محیط اجتماعی، سیاسی و در کل نسبت به کشوری که در آنها رشد کرده اند. محرک اصلی اتفاقاتی که در مونتابان و تولوز فرانسه رخ داد، نفرت شدید و افراط گرایی بود؛ همان عواملی که آندرس برینگ برویک نروژی را به کشتن حدود 80 نفر در اسلو و اطراف آن واداشت و یا آن افسر آمریکایی فلسطینی تبار، که همشهریان خود را در پایگاه نظامی فورت هورد به خاک و خون کشید.

البته با اندکی تامل متوجه می شویم که روزهای وقوع حوادث اخیر، روزهای خاصی هستند: اولین حادثه در 11 مارس اتفاق افتاد که یادآور حملات مادرید سال 2004 هستند و سپس دومین حادثه در 19 مارس به وقوع پیوست که در واقع سالروز پایان جنگ الجزایر است. در عین حال سلاحی که از آن استفاده شده است جالب توجه است:  مسلسل یوزی اتوماتیک ساخت اسرائیل، برای کشتن یهودیها. در واقع عامل این حوادث سعی کرده است تا با استفاده سمبلیک از زمان، مکان و ابزار، افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهد. این سه جنبه به خوبی عمق ایدئولوژی بسیار رادیکال این فرد را نشان می دهد.

آیا نفرت این سربازان می تواند حاصل عدم "ادغام" و عدم سازگاری آنها با محیط شان باشد؟

برای خشونت ها و تهاجم های ساده می توان به مشکلات شخص در ادغام با جامعه اش استدلال کرد اما اکنون با سبک دیگری از این گونه خشونت ها مواجه هستیم. بحث ما درباره افراد غیر قابل ادغامی است که در حاشیه جامعه رشد کرده اند و در موضع ضدیت با آن قرار گرفته اند. بنابراین در این گونه موارد، بحث و منطق ادغام و سازگاری کاربردی ندارد.

آیا این گونه افراد در سن خاصی به عملی کردن افکار و نظریه های خود روی می آورند؟

من تقریبا تمام موردهای شناخته شده را مطالعه کرده ام. معمولا افرادی با رده های سنی مختلف به این گونه فعالیتها روی می آورند. البته باید به این نکته اشاره کرد که برای فعالیت در کمپ هایی که در افغانستان و پاکستان وجود دارند و یا برای اجرای اقدامات کماندویی،  شخص باید در شریط جسمانی ایده آلی باشد و این موضوع باعث می شود که معمولا افرادی پایین تر از سی سال جذب این گونه فعالیت ها شوند و سخت به نظر می رسد که افردی بالاتر از این سن به اینگونه مکان ها راه یابند.

آیا در فرانسه کانال های آموزشی خاصی، مثل افراد مذهبی افراطی، وجود دارند که جوانان از آنها تاثیر بگیرند؟

با توجه به دقت و کارایی خوب سازمان امنیت در فرانسه، نمی توان گفت که کانال هایی به فعالیت در جامعه می پردازند و به طور وسیعی روی ذهن جوانان تاثیر می گذارند ، بلکه این گونه تاثیرها بیشتر از طریق روابط شخصی بر روی افراد اعمال می شود.
این چنین است که کم کم توجه شخص به اتفاقاتی مثل حمله های هواپیماهای بدون سرنشین به افغانستان، سخت تر شدن اوضاع فلسطینیان در سرزمین های اشغالی و یا یک اتفاق مهم در یکی از کشورهای مسلمان یا عربی جلب می شود و به این ترتیب شخص، منطقی افراط گرایانه را در پیش می گیرد.
در اینترنت و یا رسانه ها هم کانون توجه او موضوعاتی همچون نفرت فرانسوی ها از مسلمانان، شخصیت لائیک فرانسوی ها، مسئله نقاب، پوشش و این گونه مسائل است.

این افراد چگونه خود را به محل آموزشی مورد نظر می رسانند؟

به لطف ملیت های خود و کشوری که گذرنامه خود را از آن گرفته اند؛ کشورهایی همچون فرانسه، آلمان، آمریکا.
طالبان حتی در افغانستان و پاکستان اکیپی تشکیل داده اند به نام "تیپ آلمانی ها"! در واقع این افراد از توافق های بین المللی صورت گرفته در مورد گذرنامه هایشان بهره های زیادی می برند چرا که آنها برای مسافرت به بسیاری از کشورهای دنیا نیازی به ویزا ندارند.

بنابراین به راحتی در کشورهای مختلفی مثل تایلند، ترکیه و یا کشورهای حوزه خلیج فارس توقف می کنند و به این ترتیب مستقیم به مقصد مورد نظر نمی روند و به قول معروف "رد گم می کنند". آنها همین شیوه را نیز برای بازگشت به کشور خود بر می گزینند.

غالبا به این افراد لقب "گرگ های تنها" داده اند. آیا این حرف به معنای این است که در اروپا شبکه متصل و متحد تروریستی وجود ندارد؟

القاعده در سالهای 2004 و 2005 با شاخه ای که مدیریت، کانال یابی و هماهنگی را به عهده داشت، حملات خود را به مادرید و لندن سازماندهی کرد.
اما با عملکرد قوی نیروهای امنیتی، این شاخه بعد از حملات لندن از بین رفت. هر چند که در مغرب این گروهها با هم هماهنگ هستند اما در اروپا، خصوصا در فرانسه، این گونه نیست و عاملان حملات تروریستی که به طور انفرادی دست به این گونه اقدامات می زنند به طور نمادین خود را به القاعده منتسب می کنند؛ هر چند که تدارکات گروهی در این زمینه انجام نشده است. 

در فرانسه وسعت و در عین حال وضعیت امنیت کشور به گونه ای است که امکان شکل گیری هرگونه شبکه تروریستی، حتی در سطح منطقه ای، امری غیر ممکن است. بنابراین این گروهها که هیچ گونه راهی  برای دستیابی به منافع حیاتی کشور ندارند نمی توانند تهدیدی جدی به حساب آیند.

تازه‌ترين نظرسنجي‌ها در مصر نشان مي‌دهد كه عمرو موسي همچنان پيشتاز انتخابات رياست جمهوري است.به گزارش الاهرام عمرو موسي، دبيركل سابق اتحاديه عرب با كسب 30/7 درصد از آراء شركت‌كنندگان در اين نظرسنجي همچنان بين نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري پيشتاز است.
ظاهر امر حکایت از برتری عمروموسی بر سایر گزینه ها برای احراز کرسی ریاست جمهوری دارد

به گزارش خبرآنلاین، انتخاب جانشین برای حسنی مبارک مصری پس از سه دهه سلطه او بر قدرت در مصر هیاهوی بسیاری به راه انداخته است. چه کسی بر کرسی مردی تکیه می زند که در سالهای حضور خود در قدرت انتخابات سالم را تبدیل به رویایی برای همگان کرده بود.

عمر سلیمان رئیس سازمان اطلاعات مصر در سالهای حضور مبارک در قدرت یا خیرات الشاطر معاون دبیرکل اخوان المسلمین و یا عمروموسی نامزد مستقلی که ظاهرا بیشترین حمایت های مردمی را پشت قباله خود انداخته است.

به گزارش آسوشییتدپرس، تازه‌ترين نظرسنجي‌ها در مصر نشان مي‌دهد كه عمرو موسي همچنان پيشتاز انتخابات رياست جمهوري است.به گزارش الاهرام عمرو موسي، دبيركل سابق اتحاديه عرب با كسب 30/7 درصد از آراء شركت‌كنندگان در اين نظرسنجي همچنان بين نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري پيشتاز است.

براساس اين نظرسنجي، بعد از عمرو موسي؛ صلاح ابواسماعيل كه از چهره‌هاي اسلام‌گراي سرشناس مصر است در رده دوم قرار دارد و با 28/8 درصد توانسته خود را تا حدود زيادي به عمرو موسي نزديك كند.اما جنجال بر سر مليت مادر ابواسماعيل به وي كمك كرده تا در مقايسه با نظرسنجي هفته گذشته شش درصد بر محبوبيت خود بيفزايد.

عبدالمنعم ابوالفتوح، عضو سابق دفتر ارشاد اخوان‌المسلمين نيز با 8/5 درصد رتبه چهارم را به خود اختصاص داده و عمر سليمان نيز كه جزو آخرين كساني است كه براي نامزدي در انتخابات نام‌نويسي كرده توانسته است 8/2 درصد آراء شركت‌كنندگان در اين نظرسنجي را به خود اختصاص دهد.احمد شفيق، آخرين نخست وزير رژيم سابق نيز با 7/5 درصد آرا رتبه پنجم را به خود اختصاص داده و اين مساله كاهش چشمگيري نسبت به نظرسنجي‌هاي پيشين كه وي رتبه سوم را دارا بود، نشان مي‌دهد.

الشاطر: اصول اسلامي در راس است

نامزد گروه اخوان‌المسلمين براي انتخابات رياست جمهوري مصر با تاكيد بر ضرورت بازنگري در ساختار وزارت كشور و نيروهاي امنيتي عنوان داشت كه ايجاد نظام سياسي بر اساس قوانين در شرايط كنوني از اولويت برخوردار است.

به گزارش شبكه العربيه، خيرت الشاطر، نامزد گروه اخوان‌المسلمين مصر براي انتخابات رياست جمهوري در اين كشور در كنفرانس خبري خود در خصوص برنامه‌هاي آتي‌اش گفت: ما براي ايجاد تحول در كشور براساس اصول اسلامي تلاش مي‌كنيم. ديدگاه‌هاي ما در خصوص حاكميت بر كشور ديدگاه‌هايي انعطاف‌ناپذير و غيرقابل بررسي نيست.مصر در دوره حسني مبارك، رئيس جمهوري سابق شاهد وجود نظامي استبدادي و فاسد و عقب‌ماندگي بي‌سابقه بوده است، وقتي خود را با كشورهايي مانند برزيل و هند كه شرايطشان مانند مصر بوده مقايسه مي‌كنيم درمي‌يابيم كه آنها پيشرفت زيادي كرده‌اند اما ما همچنان در خانه اول هستيم.

الشاطر در ادامه افزود: تكميل روند ايجاد نظام سياسي در كشور در شرايط كنوني براي ما از اولويت برخوردار است. سقوط نظام مبارك به اين معنا نيست كه ما يك نظام سياسي جديد در كشور ايجاد كرده‌ايم.نظام سياسي كه بايد ايجاد كنيم براساس انتقال مسالمت‌آميز قدرت و همچنين بر پايه قوانين خواهد بود تا ملت را به شان و جايگاه اصلي‌شان بازگردانيم.ما نياز به انقلاب در بخش‌هاي مختلف قانونگذاري و همچنين تدوين قوانين داريم. بايد قانون اساسي مشخصي تدوين شود.مصر همچنين از شكاف امنيتي و نبود سيستم امنيتي فراگير رنج مي‌برد. بايد در ساختار وزارت كشور و نيروهاي امنيتي بازنگري شود و اين بازنگري در تمام سطوح حتي عقيده و تفكر نيروهاي امنيتي انجام شود.نيروهاي امنيتي بايد براساس احترام به حقوق بشر و آزادي و كرامت مردم عمل كنند، نمي‌توانيم كشور و دولتي جديد بدون ايجاد سيستم امنيتي فراگير بسازيم.

مشرق: شرکت مک دونالد دارای بزرگترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای فست فود در سراسر دنیا است. این شرکت با فعالیت در 119 کشور روزانه دارای 68 میلیون مشتری است. تاریخ آغاز به کار این شرکت به 1940 باز می‌گردد، وقتی که برادران ریچارد و موریس مک دونالد در کالیفرنیا اولین رستوران خود را راه‌اندازی کردند.

تصمیم آنها به استفاده از "سیستم خدمات رسانی سریع" در سال 1948 پایه و اساس شکل‌گیری رستوران‌های فست فود در آینده را رقم زد. البته این سیستم دو دهه پیش از این توسط رستوران زنجیره‌ای وایت کسل (white castle ) مورد استفاده قرار می‌گرفت اما عرضه غذا در زمانی کوتاه با مک‌دونالد شناخته شد.

دفتر مرکزی این شرکت در ایالت ایلینویس ایالات متحده واقع شده است. بر اساس آمار موسسه اینتر‌برند در سال 2011 مک‌دونالد با ارزش سهامی معادل 35,593 میلیون دلار و 6% رشد نسبت به سال 2010 به عنوان ششمین برند تجاری برتر در دنیا شناخته شد.


مک‌دونالد، بزرگترین رستوران زنجیره‌ای فست‌فود در جهان


در سال 1961 مک‌دونالد برای اولین بار نام و لوگوی تجاری خود که به شکل قوس‌های طلایی ( (Golden Arches بود و به نوعی سمبل حرف ام به شمار می‌رفت را ثبت کرد. به عقیده کارشناسان شکل خاص و ترکیب رنگ زرد و قرمز استفاده شده در لوگوی مک‌دونالد خود یکی از دلایل جذب کودکان به سمت این رستوران است.

برادران مک‌دونالد اولین شعبه رستوران‌های زنجیره‌ای خود را با کمک ری کراک (Ray Kroc ) در اوریل 1955 در ایالت ایلینویس امریکا افتتاح کردند و این آغازی بود برای گسترش رستوران‌های زنجیره‌ای مک‌دونالد در سراسر دنیا. البته کراک و برادران مک‌دونالد برای توسعه فعالیت تجاری خود همواره با یکدیگر مشکل داشتند، اما از نقش کراک در موفقیت این نام تجاری در دنیا نمی‌توان به سادگی گذشت.


لوگوی مک‌دونالد که به قوس‌های طلایی معروف است و سمبل حرف ام در زبان انگلیسی است


مک‌دونالد دارای بیش از 31 هزار شعبه و یک و نیم میلیون کارمند در سراسر دنیاست. این شرکت که به عنوان نماد کاپیتالیسم آمریکایی در جهان شناخته می‌شود با صرف هزینه های سنگین تبلیغاتی در صدد حفظ موقعیت خود به عنوان رتبه اول در حوزه مواد غذایی است.

تمرکز و موفقیت این شرکت در امر تبلیغات را از آنجا می‌توان درک کرد که بر اساس تحقیقی در سال 2004 عکس دلقک رونالد مک‌دونالد در میان کودکان شناخته شده‌تر از تصویر مسیح یا جورج بوش بود.

البته این شرکت دارای برند‌های دیگری مانند Piles café نیز است. این شرکت با توجه به تعداد زیاد مشتریان خود، برای کسب سود بیشتر و با تقلید از استار‌باکس (Starbucks ) به معرفی کافی‌شاپ مک‌کافی (McCafe ) پرداخت.

اولین شعبه مک‌کافی در 1993 در ملبورن استرالیا افتتاح شد. با گذشت زمان بسیاری از رستوران‌های مک‌دونالد با تقلید از شعبه ملبورن به افتتاح کافی‌شاپ مک‌کافی در درون رستوران کردند و برخی از آنها با 60% فروش بیشتر نیز مواجه شدند. در حال حاضر بیش از 600 شعبه مک‌کافی در سراسر دنیا مشغول فعالیت می‌باشند.


کافی‌شاپ مک کافی که بعضا در خود رستوران‌های مک‌دونالد واقع شده‌اند


این شرکت برای افزایش مشتریان خود به ایده‌های بسیاری مانند ایجاد فضای بازی برای کودکان در کنار رستوران و یا تغییر دکوراسیون دست زد. مک‌دونالد از مدل تجاری جالبی استفاده می‌کند. این شرکت با خرید و افتتاح رستوران‌های خود در نقاط مهم شهرها به نوعی در حوزه املاک نیز فعال می‌باشد. البته این سیاست با توجه به متفاوت بودن شرایط در کشورهای مختلف تغییر می‌کند.

با وجود اینکه مک‌دونالد به عنوان یکی از شرکتهای بزرگ و به ظاهر موفق دنیا شناخته می‌شود اما تعداد افرادی که نسبت به نوع فعالیتها و محصولات این شرکت انتقاد دارند کم نیست. توسعه شرکتها و محصولاتشان در سطح جهانی اگرچه سود زیادی را برای صاحبان این نوع شرکها همراه دارد اما از طرف دیگر داشتن مشتریان و مخطبان بیشتر مسلما انتظارات زیادی را نیز به همراه دارد، مساله‌ای که عمدتا تحت تاثیر سود مالی قرار گرفته و زیاد به آن توجه نمی‌شود و همین موضوع باعث بوجود آمدن و گاها تشدید انتقادات از این شرکتها می‌شود. شرکت مک‌دونالد نیز از این قاعده مستثنی نیست.


روز جهانی ضد مک دونالد

پس از توسعه مک‌دونالد در سطح جهانی، رفته رفته برخی مسائل و مشکلات اخلاقی شهرت این شرکت را تحت تاثیر قرار داد و رفته رفته به تعداد معترضان ضد مک‌دونالد افزود. معترضین حتی روز 16 اکتبر را "روز ضد مک‌دونالد" نامگذاری کردند. این اعتراضات آنجا خود را نشان داد که در شورشهای ضد سرمایه‌داری در انگلیس، رستورانهای مک‌دونالد اولین جایی بود که مورد حمله قرار گرفت. البته بیشترین آسیبی که به شهرت مک‌دونالد وارد شد در خصوص دادگاه مک‌لیبل (McLibel ) بود. در این پرونده شرکت مک‌دونالد از فعالانی که به توزیع دست‌نوشته‌هایی با موضوع "مشکل مک‌دونالد چیست" کرده بودند شکایت کرد و انتظار داشت که دادگاه به سرعت حکمی سنگین برای متهمان صادر کند. در عوض این پرونده نزدیک به دو سال و نیم در جریان بود و به یکی از طولانی‌ترین پرونده‌های تاریخ قضایی انگلیس تبدیل شد.


گردهمایی مخالفان در مقابل یکی از رستورانهای مک‌دونالد


مک‌دونالد، دشمن سلامت انسان

یکی از بیشترین انتقاداتی که مک‌دونالد طی 30 سال اخیر با آن مواجه بوده مربوط به غذایی است که در رستوران‌های آن به مشتریان عرضه می‌شود. منتقدین معتقدند که غذاهای عرضه شده در مک‌دونالد یکی از عوامل اصلی شیوع چاقی در میان مردم آمریکا و دیگر کشورهای پیشرفته است. مطالعات پزشکی نشان می‌دهد که میزان افزایش وزن در میان افراد انگلیسی بیش از دیگر کشورهای اروپا در حال بالا رفتن است و یک پنجم از مردم انگلیس به شکل خطرناکی از افزایش وزن رنج می‌برند ( و این در حالی است که مک‌دونالد در انگلیس دارای بیش از 1200 شعبه است).

میزان مرگ و میر ناشی از چاقی مفرط در امریکا بش از 300 هزار نفر در سال است که درصد بالایی از چاقی افراد ناشی از مصرف غذاهای فست‌فود است. حال اینکه میزان مرگ‌و‌میر ناشی از مصرف سیگار در همین کشور حدود 400 هزار نفر است. اینجاست که سهم و نقش مک‌دونالد به عنوان بزرگترین رستوران فست‌فود در آمریکا و جهان نمود بیشتری پیدا می‌کند. پس از بررسی ارزش غذایی محصولات مک‌دونالد مشخص شد که غذایی مانند بیگ مک (Big Mac ) و یا مرغ سرخ کرده دارای 910 کالری، 46 گرم چربی (که 13 گرم آن چربی اشباع شده است) می‌باشد و این بدان معناست که این شرکت استانداردهای رژیم غذایی آمریکا را رعایت نمی‌کند. علاوه بر چاقی مفرط، دیابت، فشار خون، بیماریهای قلبی و سرطان نتایج استفاده از چربی زیاد، شکر و نمک است ( موادی که به شکل یکجا و به میزان بالا در محصولات مک‌دونالد وجود دارند).

تاثیر استفاده‌ از رژیم غذایی مک‌دونالد در فیلم انتقادی مورگان اسپورلاگ (Morgan Spurlock) به وضوح دیده می‌شود، جایی که او چیزی جز مک‌دونالد را در وعده‌های غذایی خود استفاده نمی‌کند و در نتیجه با 11 کیلو اضافه وزن، افزایش 60 واحدی کلسترول و از دست دادن کبد خود مواجه می‌شود. وی دچار سردرد و افسدگی شده و در نهایت به مصرف مک‌دونالد اعتیاد پیدا می‌کند.


مورگان اسپورلاک در فیلم من دوبرابر (Supersize me)


 

تاثیر استفاده از محصولات مک‌دونالد برای کودکان نیز بسیار خطرناک است، حال اینکه این شرکت با تحت تاثیر قرار دادن کودکان از طریق تبلیغات تلوزیونی، وسایل بازی کودکان و از همه مهمتر استفاده از شخصیت دلقک رونالد مک‌دونالد هر ماه حدود 90 درصد کودکان بین 3 تا 9 سال را جذب رستورانهای خود می‌کند.

 


 

 

دلقک مک دونالد بیش از 90 درصد کودکان را جذب رستورانهای این شرکت می کند


افزایش اعتراضات از سوی حامیان حیوانات

 

جبهه دیگری از اعتراضات از سوی افرادی است که معتقدند که حیوانات نیز همانند انسانها موجود زنده بوده و شایسته احترام. مک‌دونالد به دلیل نحوه رفتار با حیوانات قبل از کشتن به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. این شرکت بزرگترین ترویج کننده غذاهای گوشتی و بزرگترین مصرف کننده گوشت گاو، دومین مصرف کننده گوشت مرغ در دنیا برای محصولات خود می‌باشد. هجمه انتقادات مربوط به نحوه برخورد با حیوانات در محل‌های نگهداری و کشتارگاه‌های مک‌دونالد است. بر اساس مطالب ارائه شده در دادگاه مک‌لیبل، در مرغداری‌های مک‌دونالد در فضایی کمتر از یک متر و بدون نور تعداد زیادی از این حیوانات نگهداری می‌شود که نتیجه آن 44 درصد ناهنجاری و مشکلات دیگر بهداشتی برای این حیوانات است. در محل‌های دیگر نگهداری حیوانات متعلق به مک‌دونالد نیز همین شیوه رفتار اعمال می‌شود. علاوه بر شرایط نگهداری، مک‌دونالد برای نحوه کشتن حیوانات در کشتارگاه‌ها نیز با هجمه انتقادات مواجه شده است.


اعتراض به نحوه برخورد مک‌دونالد با حیوانات

 


خوراک Foie Gras برای اشراف و ثروتمندان

یکی دیگر از مواردی که باعث افزایش اعتراض مخالفان مک‌دونالد شده است مربوط به یکی از غذاهای عرضه شده در این رستوران به نام Foie Gras است.

این غذای گرانقیمت که علاوه بر مک‌دونالد در رستوران‌های KFC نیز عرضه می‌شود از جگر پرندگان تهیه می شود. برای تهیه این غذا، جگر پرنده باید از چربی زیاد و حجم بالایی برخوردار باشد و از آنجا که در حالت طبیعی امکان وقوع این امر وجود ندارد، حجم بالایی از غذای چرب و دارای روغن بالا به وسیله دستگاه و به زور به پرنده خورانده می‌شود.

سپس پرنده در قفسی کوچک بدون حرکت قرار داده می‌شود تا چربی بیشتری در بدن او ایجاد شود. این شیوه رفتار با حیوانات که به شکل بیرحمانه‌ای صورت می‌گیرد اعتراضات بسیاری را در پی داشته است.


 

مراحل تولید Foie Gras







مقایسه جگر معمولی غاز ( راست) با جگر انباشته شده از چربی (چپ)







غذای گرانقیمت و لوکس Foie Gras

آماده سرو برای اشراف

 


مک‌دونالد و محیط زیست

 

سرکتها در قبال محیط زیست نیز مسئول هستند و نباید به آنها به عنوان یک ابزار بنگرند. این مساله از اهمیت بسیاری برخوردار است زیرا منعکس کننده تصویر شرکت و احساس و ادراک مشتریان آن شرکت است. برای مثال طی یک نظرسنجی از سوی وال استریت ژورنال 53 درصد از مردم به دلیل مسائل و مشکلات محیطی مربوط به محصول یا تولید کننده از خرید آن محصول امتناع می‌کنند. جدی ترین نگرانی محیطی نسبت به مک‌دونالد این است که این شرکت برای ایجاد یک چراگاه وسیع در برزیل به تخریب جنگل‌های بارانی ان منطقه اقدام کرده است. این اقدام نه تنها موجب از بین رفتن منابع طبیعی می‌شود بلکه بر گرم شدن کره زمین نیز تاثیرگذار است، زیرا جنگل‌های بارانی نقش مهمی در مکانیزم جذب دی اکسد کربن هوا دارند.

مک‌دونالد همچنین سالانه از میلیونها تن بسته‌بندی استفاده می‌کند که تنها برای چند دقیقه مورد استفاده قرار می‌گیرند. به طور معمول بسته‌بندی‌های پلی‌استر مورد استفاده برای محصولات مک‌دونالد موجب از بین رفتن گازهای لایه ازن می‌شود. انتقاد دیگری که از این شرکت می‌شود مربوط به تولید میزان بالای زباله آن است. هر رستوران مک‌دونالد در آمریکا روزانه به طور متوسط نزدیک به 110 کیلوگرم زباله تولید می‌کند که با توجه به تولید 410 کیلوگرمی زباله از طرف مراکز توزیع منطقه‌ای شرکت، تعداد زیاد شعبه‌های این شرکت در سراسر دنیا و هزینه بالای از بین بردن این میزان زباله به اهمیت بالای این موضوع می‌توان پی برد.


 

نقض حقوق کارگران

 

یکی دیگر از انتقاداتی که همواره مک‌دونالد با آن مواجه بوده مربوط به شرایط کار و سیاستهای این شرکت در قبال کارکنانش است. این شرکت دارای بیش از یک و نیم میلیون نفر کارمند در سراسر دنیاست که بیش از نیمی از آنها افراد زیر 21 سال هستند. سیاست شرکت در استخدام افرادی با این محدوده سنی به این معناست که بیش از نیمی از کارکنان مک‌دونالد از حداقل حقوق برخوردار هستند. وارد شدن عبارت McJOBدر سال 2003 در فرهنگ لغت وبستر که به معنی نوعی از کار با حقوق پایین است نیز بیانگر این موضوع است.


عبارت Mcjob که به معنی شغلی با درآمد پایین است


یکی دیگر از مشکلاتی که کارکنان این شرکت با آن مواجه هستند کار در شرایط نامناسب،تبیض نژادی، بالا بودن غیر قانونی ساعت کار و پایین بودن شرایط بهداشتی و ایمنی در محیط کار است. البته به دلیل عدم وجود اتحادیه‌های کارگری در درون مک‌دونالد، اقدامی در خصوص تغییر شرایط کارکنان این شرکت صورت نگرفته است. بر اساس نظریه سهامداران میلتون فریمن، نیازها و انتظارات کارکنان به اندازه انتظارات مشتریان از اهمیت بالایی برخوردار است.



 

کودکان قربانی سیاستهای بازاریابی مک‌دونالد

اریک اسکلوسر (Eric Schlosser) در کتاب خود با نام ملت "وابسته به فست‌فود" که در سال 2001 به چاپ رسید به انتقاد از سیاستهای بازاریابی مک‌دونالد پرداخت. به عقیده وی این شرکت با ایجاد سیاستهای بازریابی به تقلید از شرکت والت دیزنی و ایجاد شخصیتهایی مانند دلقک رونالد مک‌دونالد و همراهش برای جذب بازار کودکان تمرکز ویژه‌ای کرده است. به عقیده کارشناسان بازاریابی این اقدام نه تنها موجب جذب کودکان، بلکه خانواده‌های آنها نیز می‌شود. از همه مهمتر این تاکتیک موجب حفظ محبوبیت این برند در دوره بزرگسالی و ایجاد نوعی حس نوستالژی در میان افراد خواهد بود.


دلقک رونالد مک‌دونالد، شخصیت محبوب کودکان


 

به عقیده اسکلوسر، مک‌دونالد با نفوذ در میان مدارس از طریق اسپانسرشیپ موفق به کاهش مالیات‌های خود شده است. بر اساس منابع وی 80% کتابهایی که از سوی فرد یا موسسه‌ای مورد حمایت مالی قرار می‌گیرند حاوی مطالبی به سود حمایت کننده کتاب هستند و مسلما مک‌دونالد نیز از این قاعده مستثنی نیست.

به عقیده نویسنده بی احترامی به حامیان مالی در مدارس با مجازات همراه خواهد بود. یکی از این موارد مربوط به دانش آموزی به نام مایک کامرون بود که به دلیل پوشیدن لباسی به رنگ آبی (که نماد شرکت پپسی، رقیب کوکاکولا است) در روز کوکاکولا (Coke Day) و هماهنگ نبودن با لباس مشکی و قرمز دیگر دانش‌آموزان، از تحصیل معلق شد.


غذاهای مک‌دونالد، تهدیدی جدی برای سلامت کودکان


 

با توجه به انتقادات موجود و تلاشهای مک‌دونالد در جهت رفع کمبودها و بهبود شیوه عملکرد (بر اساس ادعای مدیران شرکت) واضح است که سیاستهای اخلاقی این شرکت تنها در حد شعار بوده و اقدامی تاثیرگذار در جهت تغییر و بهبود شرایط از سوی شرکت صورت نکرفته است. بیشتر تلاشها حالت توصیفی داشته و بر اساس اهداف آینده ترسیم شده است و نه آنچه تا کنون انجام شده است. به عبارت ساده تر تلاشهای این شرکت بیشتر در جهت امیدوار نگه داشتن مردم به بهبود شرایط در اینده است تا مطمئن ساختن آنها.


 

ارتباط با ماسون‌ها

یکی از موضوعاتی که بسیاری به وجود آن اعتقاد دارند، ارتباط این شرکت (همانند بسیاری از غول‌های چند ملیتی) با گروه فراماسونری است. بسیاری شکل خاص لوگوی این شرکت را یکی از نشانه‌های فراماسونری بودن این شرکت می‌دانند. به عقیده این افراد لوگوی مک‌دونالد تنها بیانگر حرف M نبوده و به نوعی بیانگر علامت خاص فراماسون‌ها است.

برخی دیگر نیز معتقدند اگر لوگوی مک‌دونالد را 90 درجه در جهت عقربه‌های ساعت بچرخانید شباهت بسیاری به عدد 3 خواهد داشت. این شماره بخشی از عدد 13 و معروف فراماسون‌ها است. از طرف دیگر خود حرف M هم سیزدهمین حرف انگلیسی به شمار می‌رود.


 

مک‌دونالد، یکی دیگر از حامیان اصلی رژیم صهیونیستی

 

افتتاح اولین شعبه مک‌دونالد در اسرائیل به سال 1993 در تلاویو بازمی‌گردد. این شرکت دارای 80 رستوران و 3000 کارمند اسرائیلی است. مک‌دونالد نیز همانند دیگر شرکتهای بزرگ آمریکایی یکی از حامیان بزرگ اسرائیل به شمار می‌رود. جک ام. گرینبرگ (Jack M. Greenberg) که ریاست این شرکت را بر عهده دارد مدیر افتخاری اتاق بازرگانی مشترک آمریکا-اسرائیل و موسسه Metropolitan Chicago است.بر اساس وبسایت صندوق سرمایه‌گذاری یهودیان شرکت Metropolitan Chicago شرکت مک‌دونالد یکی از حامیان اصلی این صندوق به‌شمار می‌رود. این شرکت از طریق کمیته اسرائیلی خود در این صندوق در راستای حفظ و تقویت حمایت اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک آمریکا از اسرائیل در تلاش بوده و به مانیتورینگ و در صورت لزوم پاسخ به پوشش رسانه‌ای اسرائیل مشغول است.


قدردانی انجمن یهودیان شیکاگو از حامایتهای گسترده مک‌دونالد



 

صندق سرمایه‌گذاری یهود مجری برنامه مسافرت تابستانی خانوادگی به اسرائیل است. در این برنامه خانواده‌ها به بازدید از پایگاه‌های نظامی اسرائیل و ملاقات با سربازان اسرائیلی می‌پردازند. این صندوق در راستای مشارکت در برنامه اسرائیل سالانه 1.3 میلیون دلار برای توسعه شهرک صهیونیستی Kiryat Gat و برنامه های عمرانی در آن کمک مالی اختصاص داده است.




منابع و ماخذ

1  BurgerBusiness. 2012-01-25. http://www.burgerbusiness.com/?p=9168 McDonald's History". Aboutmcdonalds.com. Retrieved 2011-07-23.

http://www.interbrand.com/en/best-global-brands/best-global-brands-2008/best-global-brands-2011.aspx

McDonald's wants a digital-age makeover".

4 Sweney, Mark (2006-04-20). "Not bad for a McJob?". London: The Guardian. Retrieved 2009-03-30.

5 Allen, R.L. (2004) ‘Act Responsibly: Corporate good deeds help communities and build long term business’, Nation’s Restaurant News (Magazine) 38(36), 22. Purchased and retrieved PDF file from http://archives.lf.com/preview.cfm?ID=2004250169922&SC=Act+Responsibly&CFID=3442278&CFTOKEN=41845483 on 12/11/2005.

6 Baker, G. (2005). ‘From a pioneer to a pariah as Golden Arches celebrates 50 years’, Times Online April 16. Retrieved from http://www.timesonline.co.uk/article/0,,11069-1571623,00.html on 19/04/05.


7 Carroll, A.B. and Buchholtz, A.K. (2000) Business and Society: Ethics and Stakeholder Management. South Western College (Cincinnati).


8 Caterer-online.com (2004). ‘Company A-Z: McDonalds’. Retrieved from http://www.caterer-online.com/facts/companydetail.asp?lSiteSectionID=19&companyID=17 on 12/4/05.
Cochran, P. (1994). ‘Reflections on stakeholder theory’, Business and Society (33) 1, 82-131. Elkington, J. Cannibals With Forks: The triple Bottom Line of 21st Century Business. Capstone (Oxford).

9 ‘Fast Food Pitfalls’ (2005). Retrieved from http://www.hendrickshosp.org/news.htm on 12/3/2005.


10 Freeman, R.E. (1984) Strategic Management: a stakeholder approach. Pitman (Boston).


11 Beauchamp, T. and Bowie, N. (2004). Ethical Theory and Business, Seventh Edition, New Jersey: Pearson Prentice Hall. (anything labelled Friedman)


12 Grarber, A. (2004) ‘Health initiatives catapult McDonald’s to top of corporate citizens list’, Nation’s Restaurant News 38(40). 140.


13 Hawken, Paul. (2002) ‘On Corporate Responsibility: A Ronald McDonald Fantasy’, San Francisco Chronicle, June 2nd. Retrieved from http://www.sfgate.com/cgi-bin/article.cgi?f=/c/a/2002/06/02/ED72039.DTL&hw=Ronald+McDonald+Fantasy&sn=001&sc=1000 on 12/12/2005.


14 Heinrich, M. (2002). ‘Exposing McDonald’s to the law’, Ecologist 32(7).


15 ‘Inside the McLibel trial’ (1995). Earth Island Journal 10(1).


16 Lampe, J. and Finn, D. (1992) ‘A model of auditors' ethical decision processes’, Auditing: A Journal of Practice and Theory (Supplement) 11: 33-59.


17 McDonald’s Worldwide (2004). ‘Corporate Responsibility Report’.


18 McEwan, T. (2001) Managing Values and Beliefs in Organisations. Financial Times/Prentice Hall.


19 McMans Depression and Bipolar Weekly (2004). ‘Diet and Obesity’. Retrieved from http://www.mcmanweb.com/diet_obesity.htm on 12/10/2005.


20 McSpotlight.org (2005) ‘Environment’. Retrieved from http://www.mcspotlight.org/issues/environment/index.html on 12/10/05.


21 McSpotlight.org (2005) ‘McDonald’s and Animals’. Retrieved from http://www.mcspotlight.org/issues/rants/animals.html on 12/10/05.


22 McSpotlight.org (2005) ‘McDonald’s and Employment’. Retrieved from http://www.mcspotlight.org/issues/rants/employment.html on 12/10/05.


23 McSpotlight.org. (2005) ‘The McLibel Trial’. Retrieved from http://www.mcspotlight.org/case/index.html on 12/10/2005.
Parker, M. (1998) Ethics & Organisations. Sage.

24 Prince, J.S. and Denion, R.A. (1992). ‘Launching a new business ethic’, Industrial Management 34(6). 15-19.


25 Schlosser, E. (2001). Fast Food Nation. Penguin.


26 Smith, S. (2003) ‘McDonald’s’, America’s Greatest Brands II, 80-81. Retrieved from http://www.americasgreatestbrands.com on 12/4/05.


27 Spurlock, M. (2004) ‘Super Size Me (DVD)’.


28 Strategic Direction (2002). ‘McDonalds jumps on the CSR bandwagon’, Strategic Direction 18(9). 8-11. Retrieved from http://www.emeraldinsight.com/Insight/ViewContentServlet?Filename=Published/EmeraldFullTextArticle/Articles/0560180902.html on 12/12/2005.


29 Svoboda, S. and Hart, S. (1995). ‘Case A: A McDonald’s Environmental Strategy’, Pollution Prevention in Corporate Strategy, March. Retrieved from http://www.p2pays.org/ref/12/11858.pdf on 12/10/2005.


30 Teather, D. (2004). ‘McDonald’s seeks to assuage critics’, The Guardian August 6.


31 Sweeney, M. (2004). ‘McDonald’s axes Golden Arches for health focus’, Marketing.


32 Transport and General Workers Union (2004). ‘Government lets McDonald’s get away with low pay shame’. Retrieved from http://www.tgwu.org.uk/Templates/News.asp?NodeID=90633&int1stParentNodeID=42438&int2ndParentNodeID=89397&Action=Display on 12/4/05.


33 Verschoor, C.C. (2001). ‘Why do unfortunate things happen to good corporate citizens?’, Strategic Finance 83(5). 20-21.

Walsh, C. (2003). ‘Big Problems for Big Food as courts reach bursting point’, The Observer, July 13th. Retrieved from http://observer.guardian.co.uk/business/ethics/story/0,12651,997084,00.html on 10/4/2005.

34 Wells, C. (1998) ‘Corporate Responsibility’, Encyclopedia of Applied Ethics, 653-660.


35 Wood, V. (2002). ‘McDonald’s Social Responsibility Report – A Review’, Business Respect, 20th April. Retrieved from http://www.mallenbaker.net/csr/nl/28.html#Anchor-McDonald's-12723 on 12/4/05.

مجری شبکه کلمه عقیل هاشمی در اظهاراتی صریح خطاب به ملک عبدالله پادشاه عربستان وی را از خوردن شراب منع کرد.

به گزارش جام نیوز، عقیل هاشمی مجری شبکه وهابی کلمه در اظهاراتی صریح که متاثر از درخواست یکی از بینندگان این شبکه بود, ملک عبدالله پادشاه عربستان را از خوردن شراب منع کرد!
عقیل هاشمی مجری شبکه وهابی کلمه با تائید حرف یکی از بینندگان این شبکه خطاب به ملک عبدالله پادشاه عربستان(Saudi king) گفت: «یا ملک عبدالله لاتشرب الخمر»
این در حالی بود که میهمان این برنامه نیز با بیان اینکه صدای ما به گوش ملک عبدالله نمی رسد شرابخوار بودن ملک عبدالله را مورد تائید قرار داد.
گفتنی است پیش از این نیز ملازاده یکی از مدیران شبکه های وهابی(Wahhabi) با مشرک و شیاد خواندن ملک عبدالله پادشاه عربستان به وی تاخته بود که ظاهرا به دلیل فشارهایی که از طرف حکومت وهابی آل سعود به وی وارد شده بود مجبور به تکذیب اظهارات خود شد .
معلوم نیست مقامات آل سعود چگونه این مجری شبکه وهابی را که از عاقبت همکارش درس نگرفته است، تنبیه خواهند کرد.

مشرق: در خصوص اینکه رسالت عیسی(ع) چه بوده و آن حضرت برای چه وظیفه‌ای به این جهان آمده است اختلافات زیادی وجود دارد. مسیحیان او را همان پیامبر موعود می‌دانند که همۀ انبیاء به آمدنش وعده کرده‌اند. در حالیکه این ادعا را حتی اناجیل اربعۀ آنها تأیید نمی‌کند. حقیقت این است حضرت عیسی(ع) مبعوث شد تا بخش‌هایی از تورات که به دست کاهنان یهود تحریف شده بود را بازگو کند. خداوند حکیم قبل از آنکه معبد یهود و شهر اورشلیم را ویران کند و یهودیان را از آن سرزمین براند حضرت عیسی(ع) را برانگیخت تا آن قوم را توبه دهد. او تا حد زیادی موفق شد ولی کاهنان یهود دل‌های خود را سخت کرده با او به عداوت برخاستند و حتی ظاهراً او را کشتند. اما چند روز بعد، حضرت عیسی(ع) در اورشلیم ظاهر شد و از مرگ حواری خائن خود بر بالای صلیب خبر داد.

این مقاله به طور فشرده به رسالت حضرت عیسی(ع) در این جهان و انحرافی که پولس در سخنان آن حضرت داخل کرد اختصاص دارد.


با حملۀ بخت النصر به اورشلیم دوران معبد اول یهود در سال 586 قبل از میلاد به پایان رسید. بخت النصر اورشلیم را ویران کرد و بسیاری را کشت و حدود چهل هزار نفر از یهودیان را به اسارت به بابل برد. قبل از آنکه خداوند اینچنین از یهودیان عقوبت بکشد پیامبرانی همچون اِشَعیاء و ارمیاء را بر این قوم فرستاد تا ایشان را توبه دهد و از عقوبت قریب الوقوع این قوم تحذیر نماید. اما یهود اشعیاء را کشته و ارمیاء را در بند کردند. قریب پنجاه سال بعد، دوران اسارت بابلی به پایان رسید و چندی پس از آن، معبد دوم برای پرستش خداوند در شهر اورشلیم ساخته شد. اما یهودیان باز به سمت فساد و ارتکاب گناهان کبیره رفتند. در سال 64 قبل از میلاد، فلسطین مستعمرۀ روم شد و این در واقع، عقوبت کوچکی بر گناهان بزرگ این قوم بود. خداوند حکیم قریب صد سال بعد ، حضرت عيسي(ع) را با فرمان رحمت و عفو عمومي بر این قوم فرستاد تا یهودیان را موعظه كرده، توبه دهد (انجيل متّي 4/17). آن حضرت، امراضی که مردم به سبب گناهانشان به آن دچار شده بودند (نگا. انجيل يوحنّا 9/1 و 2) شفا مي‌داد و به ايشان توصيه مي‌فرمود تا گذشتة خويش را جبران كنند. او به كمك حواريون خود، موفق شد اكثر يهوديان را توبه دهند. اما كاهنان معبد متكبرانه با او درآويختند و چند نوبت نيز قصد قتل او كردند (متّي 21/46 ـ لوقا 19/47).

اگر يهود و به خصوص كاهنان ايشان به فرمان عفو عمومي خداوند توجه می‌نمودند و با موعظات حضرت عيسي(ع) توبه مي‌كردند، آنگاه زندگي ايشان در زمین فلسطين ابدي مي‌شد. به این معنی که بالاخره در موعدش، آن انتظار طولاني برآورده شده از دروازه‌هاي شهرشان «شالوم» براي آنها آورده می‌شد، درست به همانطور كه انبياء به ايشان بشارت داده بودند (اشعياء 26/2 تا 12 – 52/7). «شالوم» همان دین مبارک «اسلام» است  (در الفباي کهن عبری حرف سين وجود ندارد). البته در تورات فارسی لفظ «شالوم» را به «سلامتي» ترجمه كرده‌اند، با اين تكلّف كه يهود منتظرند از دروازه‌هاي شهرشان براي ايشان «سلامتي» داخل شود! به فرمودة خداوند مجيد در قرآن، این حضرت ابراهيم(ع) بود كه نام «مسلمان» را بر امت رسول‌ا...(ص) نهاده است (حج /78 – بقره /128 تا 132). خداوند نیز این نام را از ابراهیم(ع) پذيرفته و در كتب انبياء خود، به آن بشارت داده است (براي نمونه نگا. پيدايش 49/10ـ تثنيه 18/18 ـ مزمور 72 و 84 – امثال سليمان باب 8 – اِشَعياء باب‌هاي 40  تا 42).
اگر يهود و كاهنانشان به عفو عمومي خداوند توجه مي‌کردند اکنون در جهان جنگ و نزاعي نبود و همه در نهايت صلح و آرامش و با بركت تمام در زیر سایۀ دین خاتم زندگي مي‌كردند و زمين بهشت برين شده بود.

شبهۀ تصلیب عیسی(ع)
كاتبان و كاهنان مدام قصد قتل عیسی(ع) را در سر می‌پروراندند اما موفق نمی‌شدند. در نهایت نیز يهوداي اسخريوطي آن حواري خائن را كه مخفيانه با ايشان وعده كرده بود كه عيسي(ع) را به ایشان تسليم كند و در آن شب پس از صرف شام بدون جلب توجه از جمع خارج شده و سپاه كاهنان را بدانجا آورده بود، دستگير و مصلوب كردند. این مسئله حتی از اناجیل مسیحی قابل اثبات است  هرچند که اناجیل ظاهراً به مصلوب شدن عیسی شهادت می‌دهند. به وقت دستگیری و به دار آویختن آن محکوم، کسی نفهمید که آن مصلوب یهودا است. زیرا كه خداوند در جزاي خيانت يهودا، چهرة او را شبيه عيسي(ع) نمود، درست همان وقت كه او سپاهيان را در بيرون باغ متوقف نموده بود تا خود مخفيانه به جمع حواريون بپيوندد. او هرچقدر عيسي بودن خود را انكار كرد (نگا. متّي 16/24 كه انكار كردن خویشتن و مصلوب شدن مقارن يكديگرند) افاقه ننموده، مردم بيشتر بر كشتن او غيور مي‌شدند. همه كس بجز پطرس و پيلاطس، او را عيسي ‌پنداشته بودند. پطرس كفرگويي‌ها و انكار كردن‌هاي متعددش را در خانة رئیس کاهنان شنيده، به درستی اعلام کرد كه او را نمي‌شناسد و حتي بر او لعنت نيز فرستاد (متّي 26/72  تا 74). پيلاطس نيز وقتی او را به اندروني خود برد، حقيقت ماجرا را از او شنيد (يوحنّا 18/37 و 38) و يهودا به او گفته بود كه عيسي(ع) گناهكار و مسبب اصلي در ماجراي تسليم كردن او به ايشان بوده است (يوحنّا 19/11) چرا كه عیسی با معجزه‌اي او (یعنی يهودا) را شبيه خود نموده و خود گريخته است. از عيسي(ع) و معجزات او چنين كارها بعيد نبود. لذا پيلاطس حاکم روم در اورشلیم، بسيار سعي كرد تا او را آزاد كند اما كاهنان و مردم به سخنانش گوش نکردند (لوقا 23/13 تا 23) و يهودا را در هيئت عيسي(ع)، سخريه‌كنان و با فضاحت تمام مصلوب نمودند.

چند روز پس از ماجراي تصليب و غرّه بودن كاهنان به كشتن عيسي(ع)، آن حضرت در جمع حواريون ظاهر شد و یارانش را از  شبهه درآورد و خبر داد که آسیبی به او نرسیده است (اعمال رسولان 1/16 - 3/17). حواریون از فرط خوشی در ابتدا باور نمی‌کردند (لوقا 24/38 ـ یوحنا 20/20). آنگاه عيسي(ع) چند روز با ايشان زيست تا همه كس او را ببيند. سپس یک روز به وقت ظهر، در حضور هفتاد نفر از يارانش به توسط فرشتگان به آسمان بالا برده شد (اعمال 1/9).
پطرس وصيّ حضرت عيسي(ع) مكرراً رسالت اصلي آن حضرت را به مردم تأكيد مي‌كرد: «حال اگر توبه و بازگشت كنيد گناهان شما محو گشته اوقات استراحت در حضور خداوند خواهد رسيد» (اعمال 3/19). مقصود از جملۀ اخیر، سكونت ابدي این قوم در فلسطين است. پطرس در ادامه، از منجي جهان (ماشيح) سخن گفته است كه همة انبياء به آمدنش بشارت داده‌اند. ماشیح همانطور كه حضرت موسي(ع) آمدن او را مژده داده (نگا. تثنيه 18/18) از نسل ابراهيم(ع) و از ميان «برادران يهود» خواهد آمد (اعمال 3/20 تا 24). يعني كه از نسل حضرت اسماعيل(ع).

تعالیم عجیب پولس
پولس، پس از چند سال که تا سر حد مرگ پیروان عیسی را آزرده و به گفتۀ خودش با کاهنان و دشمنان عیسی در قتل مقدسین شریک بود (اعمال 26/10)، به ناگهان مدعي شد كه در وقتی که به سمت دمشق می‌رفته تا چندی از نصارا را دستگیر کند، ناگهان حضرت عیسی(ع) در وقت ظهر در رؤياي بيداري بدو ظاهر شده و او را جزو شاگردان خود برگزیده است. او توانست کم‌کم رضایت حواریون را به دست آورد و در جمع آنها داخل شود و اندکی بعد، از حواریون اجازه خواست تا به شهرهاي خارج از فلسطين رفته، برای عیسی(ع) تبلیغ کند.

پولس در آن شهرها قرائت خود را از حضرت عیسی(ع) ارائه می‌کرد، یعنی به مصلوب شدن  و همچنين به ماشيح بودن او بشارت مي‌داد. در حاليكه اين دو قول معارض يكديگرند. يعني اگر عيسي(ع) ماشيح (منجي جهان) و رسول خاتم است پس بایست پیروز و فاتح باشد و نه مصلوب و رسوا، و اگر مصلوب شده پس گناهکار است و نمی‌تواند پیامبر یا حتی انسان صالحی باشد. زیرا حضرت موسی(ع) در تورات حکم کرده است که هر کس در قوم یهود بر دار آویخته شود ملعون خدا است (تثنیه 21/23). جالب توجه اینکه پولس نیز به همین جملۀ تورات استناد کرده و عیسی(ع) را ـ نعوذاً بالله ـ ملعون خوانده است (غلاطیان 3/1). در خصوص ادعای پولس در خصوص ماشیح بودن عیسی(ع) نیز باید به سخن خود عیسی(ع) طبق نقلِ انجیل متی توجه کرد که آن حضرت در مباحثه با كاهنان، ظهور ماشيح از نسل داوود(ع) را جعل کاتبان یهود خوانده است (متّي 22/41 تا 45). و چون حضرت عیسی(ع) از نسل حضرت داوود(ع) است (متی 1/1) لذا او نیز نمی‌تواند ماشیح موعود باشد.

قرائت پولس از تورات و كتب انبياء، بدعتي آشكار بود که البته خود او نیز در سخنان و نامه‌هایش به این «بدعت» اذعان کرده (اعمال 24/5 و 14ـ اولِ قرنتيان 11/19) و سخنان خود را کشف و شهود از خداوند خوانده است (غلاطیان 1/12 تا 16)، سرّی که او مدعی شده که خداوند فقط بر وی مکشوف کرده است (اول قرنتیان 2/1 تا 10). به همین سبب است که يهوديان خارج از فلسطين که مخاطب او بودند، مجبور مي‌شدند هر روز كتب انبياء را تورّق كنند كه آيا مطلب همچنان است كه او مي‌گويد (اعمال 17/11).
مقصود ما از «بدعت»، احکام یا سخنانی است که در دین خدا داخل شود در حالیکه خداوند یا انبیاء آن را نفرموده باشند. این «سخنان مجعول» می‌تواند تفسیر به رأی از یک متن مقدس باشد و یا قرائتی جدید که از دین ارائه شود. پولس بنا بر اعتراف خود یک بدعت‌گزار است. او حتی توفیق نداشته یک لحظه حضرت عیسی(ع) را ببیند چه برسد به اینکه شاگرد او شود. او مکراراً همان یک رؤیای خود را بازگو کرده است، که البته شاهدی نیز ندارد. همه می‌دانند که رؤیا اگر صادقه باشد فقط برای خود انسان حجّت خواهد داشت و نه برای دیگران. پولس فقط دو جمله از سخنان عیسی(ع) نقل قول کرده که آن دو جمله نیز در اناجیل موجود نیست (اعمال 20/35 ـ اول قرنتیان 9/13 تا 15). این دو جمله که در خصوص لزوم دریافت اجر و مزد مبلّغ است در سیاق جملات عیسی(ع) و انبیاء نیست چون آنها از مردم طلب مزد نمی‌کنند.
وقتي كه حواريون از تبلیغ‌های پولس در شهرهاي مختلف اطلاع مي‌يافتند افرادي از خود را به آنجا مي‌فرستادند تا مردم اصلِ ماجرا، یعنی معجزات و سخنان عيسي(ع) را از زبان شاهدان واقعي اعمالش که سال‌ها نزد او تلمذ کرده بودند بشنوند. چرا كه حضرت عيسي(ع) خودش ايشان را تربیت کرده، دستورات لازمه را نیز به ایشان داده بود (لوقا 24/47 ـ اعمال 1/8 ـ 3/15). بعد از تعليمات صحيح حواريون در آن شهرها، مردم از تعاليم پولس برمي‌گشتند. اين مسئله در نامه‌اي كه او براي مردم غلاطيه نوشته مشهود است. در آنجا پولس پس از دشنام دادن به آن كساني كه مردم را از تعاليم او برگردانده‌اند، خود را صاحب كشف و شهود خوانده (غلاطيان 1/12) اعمال سوء پیشین خود در دشمني با عيسي(ع) و پيروان او را یاد می‌کند تا مدعی شود که از آنها پشیمان است و آنگاه حواريون عیسی(ع) را بي‌جهت تخطئه مي‌كند. سپس مردم غلاطيه را كه از اعتقاد به مصلوب بودن عيسي(ع) برگشته بودند، دشنام مي‌دهد: «اي غلاطيان بي‌فهم! كيست كه شما را افسون كرد تا راستي را اطاعت نكنيد، كه پيش چشمان شما عيسي مسيح مصلوب شده مبيّن گرديد».

بزرگترين گناه يهود آنطور كه از مزمور 119 حضرت داوود(ع) برمي‌آيد حفظ نكردن شريعت اعطايي خداوند، و تغيير و تحريف تورات و كتب انبياء بوده است. لهذا ذمّ اين كاتبان و كاهنانِ منافق از سوي حق تعالي بر زبان انبياي حقيقي او گذشته است (حزقيال 21/25 تا 27 ـ انجيل متّي باب 23). در همين راستاي تحريف دين، پيوسته انبيایی دروغین در اين قوم يافت مي‌شدند كه خود را فرستادة خدا بنامند و مردم را به گمراهي بكشانند. لهذا خداوند متعال از زبان انبياي مکرم خود، شديدترين انذارها را در خصوص آنها داده است، كه این سخنان در ابواب 14و23 از كتاب ارمياء نبي(ع)، و همچنين ابواب 13و14و22 از كتاب حزقيال نبي(ع) مذكور است. و حضرت موسي(ع) پيش‌تر حكم قتل اين رائيان (بينندگان رؤيا) را صادر نموده بود. حضرت عيسي(ع) نیز در مورد ظهور قريب‌الوقوع اين انبياء كذبه و انتساب دادن خودشان به آن حضرت، تحذير کافی داده است (متّي 7/6  و  15 ـ 24/5 و 11).

عیسی(ع)، پیامبر موعود نیست
سخن انبیاء یهود خبر داده‌اند که با آمدن پیامبر خاتم، کتب انبیاء گذشته نسخ می‌شوند. پولس نیز برای باطل کردن تورات به همین حقیقت متمسک شده است. اما ناراستی پولس در این است که او حضرت عیسی(ع) را همان پیامبر موعود دانسته است. در حالیکه حضرت عیسی(ع) نه تورات را باطل کرد و نه خود را پیامبر موعود خواند. در حقیقت پیامبر موعود حضرت محمد رسول الله(ص) است که یهودیان آن حضرت را با بیش از چهل خصوصیت می‌شناختند (بقره /146 ـ اعراف /157)، خصوصیت‌هایی که بر حضرت عیسی(ع) منطبق نمی‌شوند. این مشخصات در تورات و نیز کتب باقی انبیاء یهود، خصوصاً کتاب اشعیاء مذکورند: او مخلوق اول خدا است، در بسیاری از خصوصیاتش به حضرت موسی شبیه است، اُمّی و مکتب نرفته است ، با ابرهای آسمان می‌آید (در نوجوانی)، آورندۀ کتاب است، وحی خدا را با گوش می‌شنود و با دهان تکلم می‌کند، وحی او مقداری در اینجا و مقداری در آنجا نازل می‌شود (مکّی و مدنی)، به ناگهان به بیت المقدس وارد می‌شود (در شب معراج)، برای برپایی عدل جنگ می‌کند و همواره پیروز است، از نسل ابراهیم است و از نسل ذبیح او، حکومت عدل برپا می‌کند، با ده هزار از مقدسین از سمت جنوب می‌آید، بت‌ها را می‌شکند و تعلیم شیطان را از زمین نابود می‌کند، در نهایت انصاف و اعتدال است، نام او ستوده (محمد) است، دوازده وصی دارد، دین او تا قیامت باقی است، برخی از یهودیان به او ایمان نمی‌آورند و در حفره‌های خود (قلعه‌ها) گیر افتاده و کشته می‌شوند، الباقی یهود مجبور به پرداخت جزیه می‌گردند، او داور روز جزا است و...

لغو شریعت توسط پولس
حواريون يعني يازده شاگرد صديق عيسي(ع) (يهوداي مصلوب را استثناء كرده‌ايم)، همچون آن حضرت به شريعت تورات اعتقاد داشته، به آن عمل مي‌كردند. حواريون هيچ‌گاه ادعا نكرده‌اند كه حضرت عيسي(ع) پيامبري بوده كه شريعت موسي(ع) یعنی فقه تورات را نسخ كرده است. اين سخن، كه برخی از ما مسلمانان نيز ممكن است به آن اعتقاد ورزيده باشيم، در واقع از ادعاهاي پولس است، ادعايي كه حتی اناجيل اربعة مسيحيان نیز به ضد آن شهادت مي‌دهد (متّي 5/17 تا 20 ـ 8/4 ـ اعمال رسولان 3/1). سخن پولس این است که چون با آمدن ماشیح موعود شریعت‌های گذشته نسخ می‌شوند پس با آمدن عیسی(ع) تورات باطل شده است. و پولس اینچنین شریعت را در میان پیروان خود الغاء کرد.

در اينجا براي روشن شدن موقعيت و شأن حقيقي حضرت عيسي(ع) لازم است مثلي بزنيم. مثال حضرت عيسي(ع) در دين يهود و  نسبتی که ميان آن حضرت با حضرت موسي(ع) به عنوان مؤسس و آورندة شريعت تورات برقرار است، همچون نسبتي است كه در دين اسلام امام صادق(ع) با حضرت رسول اكرم(ص) دارد. شيعيان هرگز نمي‌گويند كه امام صادق(ع) با این همه سخنان و تعالیم، پيامبر جديدي بوده است بلكه او اولاً مفسّر و مبيّن قرآني بوده است كه حضرت رسول اكرم(ص) آورد، و ثانياً حضرت صادق(ع)،آن سخنان پيامبر(ص) را كه به دست دشمنان مغرض نابود شده بود (جريان حديث‌سوزي)، با زبانی ديگر براي مردم بيان فرمود و ايشان مكتوب كردند.
حواريون حقيقي عيسي(ع) خود را «نصارا» يا «ناصري» مي‌ناميدند (اعمال 24/5 ـ مرقس 1/24)، اما پيروان پولس كه به ماشيح (رسول خاتم) بودن عيسي(ع) ادعا مي‌كردند، به «مسيحي» مسمّي گشتند (اعمال 11/26). نصارا در شمال افريقا و خاورميانه ساكن بودند اما مسيحيان در يونان، روم و برخي نواحي غربي تركيه كنوني. نصارا وحدت بسيار داشتند و يكدل بودند (اعمال 1/14 ـ 2/1 و 46 ـ 4/24 و 32 ـ 5/12)، اما قرائت بدعت‌گونة پولس از رسالت حضرت عيسي(ع) باعث اختلافات شديد در ميان مردم شده، وحدتي باقي نمي‌گذاشت. اين امر را مي‌توان به وضوح در نیمة دومِ رسالة اعمال رسولان ديد، چه اينكه از نامه‌هاي سيزده‌گانة پولس در همين كتاب عهد جديد مسيحيان نیز مشهود است (براي نمونه نگا. لوقا 1/1 ـ اعمال 15/25 ـ  19/23 ـ نامه به روميان 16/17 ـ اول قُرنتيان ابواب 1 تا 3 ـ دومِ قُرنتيان 11/4 ـ سراسر نامه به غلاطيان).

اختلاف نظر در خصوص رسالت حضرت عيسي(ع) و شبهة تصليب آن حضرت، سراسر قرون بعد را در برگرفت و حتي اجلاس نيقيه در سال 325م. و اجلاس‌هاي بعدي نيز همه بدين سبب برگزار شد. نهايتاً با ظهور اسلام، نصارا كه تعاليم آن حضرت عيسي(ع) در ظهور پيامبر خاتم(ص) را به درستي حفظ كرده بودند با ريختن اشك شوق مسلمان شدند. نجاشي حاكم حبشه نيز از نصارا بود (قرآن: مائده/82 تا 86 ـ اسراء/107 تا 109). اما مسيحيان با بيش از هزار فرقة خود به همانطور ماندند و بعدها كتابخانة عظيم اسكندريه (پايتخت نصاراي موحد) را سوختند و مدعي شدند كه ما پيروان حقيقي عيسي بوده و هستيم. در حاليكه نسب تعاليم ايشان به پولس مي‌رسد و نه به حضرت عيسي(ع). پولس اما عيسي(ع) را نديده و سخني از دهان مباركش نشنوده است و سابقة بد او در ارتکاب گناهان بزرگ که خود در نامه‌هایش ذکر کرده (افسسیان 2/3 ـ رومیان 5/8) و  ضدیت او با حضرت عیسی و یاران او (غلاطیان 1/13 ـ اعمال 8/1 ـ 9/1 و 2 ـ 22/4 و5 ـ 26/10 ـ اول قرنتیان 15/9) مانع از آن است که بتوانیم به او حسن ظن بورزیم.

در عقايد مسيحيان، بدعت‌هايي همچون تثليث وجود دارد كه حتي پولس نيز آنها را نگفته است بلكه در قرون بعد پديد آمده‌اند. اما بایست پرسید که اگر عیسی(ع) همان خدا است آیا چگونه می‌توان خدا را به دار آویخت و او را کشت و سه روز در قبر دفن کرد؟

امیر اهوارکی


پانوشت:

1. نخستین جمله‌ای که پولس به عیسی(ع) نسبت داده در اعمال 20/35 است که به وقت وداع با اهالی افسس گفت: «و کلام خداوند عیسی را بخاطر دارید که او گفت: دادن از گرفتن فرخنده‌تر است». این سخن در اناجیل اربعه مذکور نیست ولیکن مشابه آن را در اقوال و رفتار خود پولس می‌توان یافت (نگا. اول قرنتیان 9/7 تا 12 ـ 16/1 تا 4). جمله دوم نقل شده از عیسی را خود او در نامه‌اش برای اهل قرنتیه مکتوب کرده است: «آیا نمی‌دانید که هر که در امور مقدس مشغول باشد از هیکل می‌خورد و هر که خدمت مذبح کند از مذبح نصیبی می‌دارد. و همچنین خداوند [یعنی عیسی] فرمود که هر که به انجیل اعلام نماید از انجیل معیشت یابد. لیکن من هیچیک از اینها را استعمال نکردم و اینرا به این قصد ننوشتم تا با من چنین شود» (اول قرنتیان 9/13 تا 15). این هر دو جمله در واقع تأکیدات پولس به مردم است تا مزد خدمات او را فراموش نکنند. در کتاب شبان هرماس که یکی از کتب معتبر مسیحی بوده و در حتی در قرون اولیه جزو کتب عهد جدید محسوب می‌شد مفصلاً آمده است که یکی از تفاوت‌های انبیاء کذبه از انبیاء حقیقی در این است که انبیاء خداوند از مردم مزد نمی‌خواهند (کتاب 1، فرمان 11).

«آرنون میلچان»، تهیه‌کننده باسابقه سینمای هالیوود که فیلم‌هایی چون «قاتلین بالفطره» و «آقا و خانم اسمیت» را در پرونده کاری خود دارد، بنا به اعتراف مقامات سیاسی اسرائیل، جاسوس این رژیم است.

به گزارش فارس، اگرچه حضور نیروهای نفوذی و دست نشانده رژیم صهیونیستی در صنعت سینمای هالیوود و عملکرد این سینما براساس سیاست‌های این رژیم، مطلب تازه‌ای نیست ولی اخیرا افشاء ماهیت حقیقی یکی از تهیه‌کنندگان مشهور هالیوود به عنوان جاسوس صهیونیست‌ها و فعالیت‌های پیچیده او در زمینه پیشبرد اهداف جنگ طلبانه اسرائیل در عرصه‌های مختلف از جمله سلاح‌های اتمی، به موضوع جنجالی رسانه‌های غربی تبدیل شده است.

البته پیش از این نیز این موضوع به صورت سر‌بسته و غیر رسمی در برخی از محافل مطرح شده بود ولی با انتشار کتاب «محرمانه: زندگی آرنون میلچان مامور مخفی‌ای که به یکی از افراد پولدار و بانفوذ هالیوود تبدیل شد» نوشته «جوزف گلمن» این مطلب علنی و جنجال‌برانگیز شده است.

درباره «آرنون میلچان» مطالب جسته و گریخته بسیاری منتشر شده ولی با این وجود هنوز نقاط مبهمی بسیاری در این ارتباط وجود دارد.



*«آرنون میلچان» کیست؟



«آرنون میلچان»، ۶ دسامبر سال ۱۹۴۴ در تلاویو، فلسطین تحت قیمومیت انگلیس دیده به جهان گشود، پدر او صاحب یک کارخانه تولید کود شیمیایی بود و این مطلب نیز باعث شد تا «میلچان» نیز در تجارت شیمیایی فرد موفقی شود. او در کنار تجارت که سود کلانی را عایدش می‌کرد توانست از دانشکده اقتصاد لندن مدرک بگیرد.

میلچان اگرچه در تجارت و سیاست فرد موفقی بوده ولی در زندگی شخصی‌اش چندان موفق نبوده است.«آرنون» که متارکه کرده است، هم‌اکنون صاحب ۴ فرزند است.



*دوستی با «شیمون پرز» و مامور مخفی  خرید تجهیزات هسته ای


ثروت هنگفت «آرنون میلچان» و دوستانی که در عرصه سیاست داشت، باعث شد تا او در دهه ۶۰، در حالیکه به تازگی ۲۰ سالگی را پشت سر گذاشته بود، با «شیمون پرز» که آن موقع معاون وزیر جنگ رژیم صهیونیستی بود، آشنا شود. آشنایی آنها در یک جمع دوستانه در یکی از رستوران‌های تلاویو شکل گرفت و  رفته رفته این آشنایی تا آنجا پیش رفت که «پرز» از «میلچان» خواست تا به عنوان یکی از ماموران مخفی سازمان «لاکام» استخدام شود.

«لاکام» نام یک بخش محرمانه در وزارت جنگ اسرائیل است که مامور خرید تجهیزات، مواد اولیه و قطعات تکنولوژیکی برای برنامه هسته‌ای این رژیم است.



*تماس های مخفی برای تولید سانتریفیوژهای غنی‌سازی اورانیوم


«آرنون» فعالیت خود در این سازمان را از اوایل دهه ۷۰ شروع کرد و ماموریت اصلی‌اش این بود که برای پیشبرد برنامه‌های هسته‌ای اسرائیل دانش روز و ابزارهای لازم را به دست آورد، البته به اعتراف «شیمون پرز»، ماموریت «میلچان»، تنها به برنامه هسته‌ای اسرائیل محدود نشد و توانایی های او باعث شد تا از او در برنامه‌های فوق‌سری دیگری نیز استفاده شود.

تاکنون مطالب زیادی در ارتباط با تماس‌های مخفی «میلچان» با کارکنان ارشد شرکت‌های مختلف خارجی از جمله «میلکو» به منظور تولید سانتریفیوژهای غنی‌سازی اورانیوم در رسانه‌های مختلف منتشر شده ولی هیچ‌کس، حتی در یکی دو مورد ماموران اف‌بی‌آی نیز به خاطر روابط فوق‌سری پشت صحنه، نتوانسته‌اند چیزی را به اثبات برسانند.


*در ازای این همه خدمت به اسرائیل کمترین پولی دریافت نکرده‌ام


در جایی از کتاب «محرمانه: زندگی آرنون میلچان مامور مخفی‌ای که به یکی از افراد پولدار و بانفوذ هالیوود تبدیل شد» نیز به این مطلب اشاره شده  و از زبان خود «میلچان» نوشته شده که «من در ازای این همه سال خدمتی که به اسرائیل کرده‌ام، کمترین پولی دریافت نکرده‌ام و تمام این اینکار‌ها را تنها به خاطر علاقه‌ای که به این کشور دارم، انجام داده‌ام.»

در جای دیگری از این کتاب، «شیمون پرز» درباره «آرنون میلچان» می‌گوید: ««آرنون» انسان کاملا خاصی است. من زمانیکه در وزارت دفاع بودم، او را استخدام کردم و آرنون نیز به یکی از بیشمار افرادی تبدیل شد که کارشان با عملیات‌های جاسوسی و خریدهای وزارت دفاع  اسرائیل در ارتباط بود.»

«قدرت او در برقراری ارتباط‌ها در بالاترین سطح ممکن بود...فعالیت‌ها او از نظر تکنیکی، دیپلماتیک و همچنین استراتژیک، نفع زیادی را عاید اسرائیل کرد.»



*آشنایی با تهیه‌کننده فیلم «قلعه عقاب‌ها» و ورود به هالیوود

«میلچان» که روز به روز، فعالیت‌های جاسوسی خود را افزایش می‌داد، در اواسط دهه ۷۰ پس از آشنایی با «الیوت کاستنر»، تهیه‌کننده فیلم‌های «قلعه عقاب‌ها» و «آبگیرهای میسوری» وارد عرصه سینمای هالیوود شد و چند سال بعد در سال ۱۹۹۱ کمپانی تولید فیلم خود تحت عنوان «نیو ریجنسی پروداکشن» را تاسیس کرد و از طریق کمپانی «فوکس قرن بیستم» همکاری خود را با «راپرت مردوخ»، غول رسانه‌ای آمریکا آغاز کرد و خود نیز به مرور وارد عرصه رسانه نیز شد و آنچنان ثروت هنگفتی به دست آورد که در سال ۲۰۱۱، به گفته مجله فوربس، با ثروتی بالغ بر ۴ میلیارد دلار به دویست و شصت و هشتمین فرد ثروتمند سراسر جهان تبدیل شد.

البته علاوه برهالیوود، میلچان بخشی از ثروت میلیاردی خود را مدیون انجمن تنیس زنان است که جزء مایملک اوست، همسر سابق او، «آماندا کوئتزر»، نیز مدت‌ها پیش یکی از تنیس‌بازان حرفه‌ای آفریقای جنوبی بوده است.





*تهیه کننده فیلم‌های مطرح هالیود/از «پادشاه کمدی» مارتین اسکورسیزی تا «قاتلین بالفطره» الیور استون



«آرنون» طی چند دهه فعالیت در هالیوود فیلم‌های زیادی را تهیه‌کنندگی کرده، از «پادشاه کمدی» «مارتین اسکورسیزی» گرفته تا «قاتلین بالفطره» «الیور استون» و فیلم‌های دیگری چون «جنگ رزها»، «روزی روزگاری در آمریکا»، «آقا و خانم اسمیت»، «زن زیبا»، «در محاصره»، «وکیل مدافع شیطان»، «بی‌وفا» و...، او به زودی تهیه‌کنندگی فیلم «نوح» به کارگردانی «دارن آرنوفسکی» را نیز آغاز خواهد کرد.

به گفته «پیتر بارت»، مدیرعامل نشریه سینمایی ورایتی، «آرنون میلچان»، «هنری کسینجر» فیلمسازان است.



*«میلچان» صاحب نفوذ در رسانه‌ها

«میلچان» در کنار سینما، توانست در عرصه رسانه نیز به یکی از چهره‌های شناخته شده تبدیل شود، او صاحب شبکه‌ای اسرائیلی است که برنامه‌های تلویزیونی اسرائیل را به کشورهای ایالات متحده آمریکا و کانادا ارسال می‌کند.

او همچنین یکی از صاحبان کانال خبری ۱۰ اسرائیل است. این شبکه نوامبر ۲۰۰۸ دچار بحران مالی شدیدی شد تا آنجا که می‌خواست با اعلام ورشکستگی، به کار خود پایان دهد ولی «میلچان» با ثروت میلیاردی خود به داد آن رسید و این شد که این شبکه همچنان تا به امروز نه تنها به کار خود ادامه داده بلکه در برخی زمینه‌ها نیز عرصه کاری خود را به اروپا و آمریکای شمالی نیز گسترش داده است.



*نقش «میلچان» در هدایت فعالیت‌های هسته‌ای شرکت اسرائیلی «میلکو»

مدت‌ها پیش سازمان «اف‌بی‌ای»، طی گزارشی از برخی از فعالیت‌های غیرقانونی «میلچان» پرده برداشت که قرار نبود تا سال ۲۰۳۶ در هیچ‌ کجا از آنها صحبتی به میان آید که از جمله آن‌ها می‌توان به نقش کلیدی او در هدایت شرکت میلکو (Milco) در کالیفرنیا اشاره کرد که وظیفه اصلی آن قاچاق «سوئیچ» بود.

سوئیچ‌ها تجهیزاتی هستند که می‌توانند هم برای مصارف پزشکی و هم ساخت تسلیحات هسته‌ای مورد استفاده قرار گیرند.

پس از فاش شدن این موضوع «ریچارد کلی اسمیت»، مدیرعامل این شرکت دستگیر شد و سپس به قید وثیقه آزاد گردید، اما بلافاصله پس از آزادی از آمریکا گریخت و به اسرائیل پناهنده شد و مورد حمایت رژیم صهیونیستی قرار گرفت.

اسمیت در سال 2001 در اسپانیا دستگیر شد و به آمریکا بازگردانده و سپس محاکمه و زندانی شد. اف‌بی‌آی که به مدارکی مبنی بر فعالیت «اسمیت» زیر نظر «میلچان» دست یافته بود، تلاش کرد تا میلچان را به دام اندازد ولی هرگز نتوانستند اتهامات او را به اثبات برسانند.

بنا به نوشته کتاب «محرمانه: زندگی آرنون میلچان مامور مخفی‌ای که به یکی از افراد پولدار و بانفوذ هالیوود تبدیل شد»، تماس «شیمون پرز» با «رونالد ریگان»، رییس جمهور اسبق آمریکا و رایزنی‌های مداوم آنها باعث، فرار میلچان از این پرونده شد.



*نقش «آقای اسرائیل» در وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر

در پشت پرده فیلم‌های جذاب سینمای هالیوود و در لایه‌های زیرین پچ‌پچ‌هایی که وجود دارد، عده‌ نه چندان زیادی از مردم آمریکا هستند که به خوبی به نقش «آرنون میلچان» در تامین نیازهای تسلیحاتی رژیم صهیونیستی واقفند، تا آنجا که «سامنر ردستون»، رییس کمپانی «ویاکوم» و یکی از اعضای هیئت مدیره تشکل یهودیان در بوستون، درباره «میلچان» می‌گوید: «آرنون» آقای اسرائیل است.

اگرچه پیش از این نیز فرضیه سازمان‌دهی واقعه ۱۱ سپتامبر توسط اسرائیلی‌ها، بسیار مطرح شده ولی نویسندگان کتاب «محرمانه» نه تنها این موضوع را باور دارند بلکه با استدلال سعی می‌کنند که اثبات کنند که در راس این عملیات تروریستی کسی نیست، مگر شخص «آرنون میلچان»، کسی که در هالیوود به جیمزباند دنیای واقعی معروف است.

*همه خصوصیت‌های «آرنون میلچان»

در کتاب «محرمانه»، این مسئله اینگونه عنوان شده است: کسی که این عملیات را هدایت و سازمان‌دهی کرده، کسی است که علاوه بر اینکه با سازمان‌های جاسوسی اسرائیل در ارتباط است، باید با افراد صاحب نفوذ رسانه‌‌ای همچون «مردوخ»، «لوین» و «ایسنر» نیز در ارتباط باشد، و از سویی دیگر در صنعت سینمای هالیوود که نقش‌اش در شکل‌دهی افکار عمومی کمتر از رسانه‌های خبری نیست، نیز صاحب قدرت باشد،  که از یک طرف بتواند چنین عملیات حساب شده و پیچیده را برنامه‌ریزی و اجرا کند و  از طرف دیگر با در دست داشتن بخش وسیعی از اخبار و فیلم‌ها و تبلیغاتی که از این پس ساخته خواهد شد، اذهان عمومی را در ارتباط با این واقعه، آنگونه که برنامه‌ریزی شده، هدایت کرده و شکل دهد.

و اما کسی که این همه خصوصیت را با هم دارد، کسی نیست نیست مگر، «آرنون میلچان» معروف.

بامداد امروز افراد ناشناس بار دیگر خطوط لوله انتقال گاز مصر به اردن و رژیم صهیونیستی در شمال سینا را منفجر کردند.
به گزارش فارس، خطوط لوله انتقال گاز مصر به اردن و رژیم صهیونیستی در شمال سینا برای چهاردهمین بار از زمان سرنگونی حسنی مبارک، رئیس جمهور مخلوع مصر توسط افراد ناشناس منفجر شد.

منابع امنیتی مصری اعلام کردند: این انفجار در شمال سینا و ورودیه شهر العریش روی داد و ساکنان منطقه از شنیدن صدای انفجار خبر دادند.

تاکنون هیچ گروهی مسئولیت این انفجار و حمله به تاسیساتی نفت و گاز مصر در صحرای سینا را برعهده نگرفته است.

مردم مصر به شدت نسبت به صدور گاز کشور خود به رژیم صهیونیستی معترض هستند و صدور گاز این کشور  به اسرائیل در پی این انفجارها متوقف شده است.

این درحالی است که مصر در نوامبر گذشته اعلام کرده بود که تدابیر امنیتی اطراف خطوط لوله انتقال گاز را تشدید خواهد کرد.

یک منبع مسئول در شرکت گاز مصر پیش از این اعلام کرده بود که خسارات وارده از انفجار لوله‌های گاز به اقتصاد مصر 166 میلیون دلار برآورد می‌شود.

ابتدا
قبلی
1
صفحه 1 از 15

چندرسانه ای

آگهی

نشر موعود

آگهی

موعود نوجوان

آگهی

موعود

آگهی