موقعیت شما: نمایش گزینه ها بر اساس برچسب ها: آل سعود
چهارشنبه ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۴۴

رابطه پنهان آل سعود با القاعده

یک نویسنده عربستانی با اشاره به رابطه پنهان آل سعود با القاعده از همکاری با اعضای این سازمان تروریستی در کشورهای دیگر پرده برداشته است.
مهر به نقل از روزنامه الحجاز نوشت: "توفیق العباد" نویسنده سعودی در مقاله ای از طرح جدید مقامات آل سعود برای استفاده از القاعده در انفجارهای تروریستی در داخلی اراضی سوریه، عراق و یمن پرده برداشت.

وی می نویسد: عوامل القاعده به طور گسترده ای در کشورهایی که روابط دوستانه ای با آل سعود ندارند مانند عراق، سوریه و لبنان حضور دارند و مقامات سعودی سعی می کنند از آنها برای تحقق اهداف خود استفاده کنند.

العباد ذکر کرد: القاعده به ابزاری در دست سعودی ها تبدیل شده است زیرا اعضای این سازمان تروریستی در حالی که به تاسیسات زیربنایی عربستان توجهی ندارند تلاشهای تروریستی خود را بر کشورهای دیگر و ایجاد فتنه و آشوب در آن متمرکز کرده اند.

وی بیان کرد: رابطه میان القاعده و وزارت کشور عربستان سعودی در طی بحران سوریه کاملا روشن شد و القاعده در سرزمین شام و لبنان همکاری قوی با سعودی ها دارند و کمک مالی فراوانی از سوی سعودی ها به این تروریستها و آنچه ارتش آزاد سوریه خوانده می شود صورت می گیرد.

این نویسنده سعودی که عنوان مقاله اش سعودی کردن القاعده نام دارد تاکید کرد: حقایق بسیار درباره رابطه محکم میان القاعده و نظام سعودی وجود دارد و هیچگاه دادگاههای اعضای القاعده را علنی نمی کند.

وی می نویسد: آل سعود پرونده  القاعده را موضوعی حاکمیتی و یکی از رازهای بزرگ که مردم عربستان اجازه آگاهی از زوایای آن را ندارند برشمرده است.

العباد ذکر کرد: اعمال مجازات علیه روزنامه الحیات در اگوست 2007 به سبب کشف هویت یکی از رهبران القاعده نشانه روابط پنهانی وزارت کشور عربستان و القاعده است.

وی از روابط پنهان میان مسئولان سعودی و رهبران القاعده  عراق پرده برداشته و این سئوال را مطرح کرده است چگونهم ممکن است عربستان حرکت صدها نفر از اعضای القاعده به عراق را رصد نکرده باشد؟

شنبه ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۴۲

چرا آل‌سعود کارگردان سوری را تهديد کرد؟

مشرق:  "نجدت انزور" کارگردان سوری است که به علت تهیه یک فیلم در مورد تاریخچه و ماهیت عبدالعزیز آل‌سعود مؤسس حاکمیت سعودی در عربستان تهدید شده است. انزور آماده است که فیلم "شاه رمال" را تا ماه آینده میلادی در جشنواره‌های سینمایی  و نمایشگاه های مختلف در آمریکا و اروپا و آسیا و برخی کشورهای عربی پخش کند.

در این فیلم "مارکو فوشی" نقش ملک عبدالعزیز را بر عهده دارد و  فابیو تستی نیز نقش وی در زمان کهولت را بازی می کند، علاوه بر این دو نفر، بازیگرانی از انگلیس، ترکیه، سوریه و لبنان نیز در این فیلم بازی می‌کنند.

انزور در گفت‌وگو با خبرگزاری یونایتدپرس در این زمینه می نویسد که ایده ساخت این فیلم را از اتفاقاتی گرفته که امروزه در جهان عرب از جمله در زمینه تجزیه منطقه و توافق "سایکس پیکو" روی می‌دهد. وی همچنین تاکید می کند که این فیلم برگرفته از نقش مبهمی است که برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله عربستان سعودی در دوره کنونی ایفا می کنند.

این کارگردان سوری می افزاید که این کشورها موانع و خطوط قرمزی را مطرح می کنند که نمی توان به آن پرداخت، اینها مواردی بود که مرا تشویق کرد که فیلمی با کمال شفافیت از تاریخ قیام سعودی ها در عربستان سعودی و شخص عبدالعزیز بسازم.

وی با اشاره مخفی نگه داشتن مراحل تولید این فیلم گفت که به علت حساسیت موضوع و احتمال تلاش برای توقف ساخت آن، این موضوع مخفیانه صورت گرفته است، او گفت: ما می خواستیم که این روند کاملا مخفی باشد، البته این روند در سایر فیلم ها نیز وجود دارد و تا زمان پایان تولید و تصویر برداری چیزی از آن درز نمی کند.

وی ادامه داد که به علت تهیه این فیلم تهدیداتی را در زمینه شکایت به علت تخریب چهره خاندان حاکم در عربستان سعودی از سوی یک شرکت حقوقی در انگلیس دریافت کرده است، این شرکت خواستار ارائه نسخه ای از این فیلم شده و مدعی بود که نماینده دولت عربستان سعودی است.

بنا به اظهارات انزور این شرکت حقوقی پیام‌هایی برای ما ارسال و تهدید کرده که ساخت این فیلم را متوقف خواهد کرد و مانع از اکران آن در اروپا و آمریکا و کشورهای عربی خواهد شد، این شرکت همچنین فابیو تستی را نیز تهدید کرده که علیه وی شکایت خواهد کرد.

دختر سعود بن عبدالعزیز، پادشاه اسبق عربستان با انتقاد شدید از نظام حاکم بر کشورش آن را فاسد و مستبد دانست.

به گزارش مهر،"بسمه بنت سعود بن عبد العزیز آل سعود" در گفتگو با رادیو بی بی سی نظام حاکم بر عربستان را فاسد و فاقد شفافیت دانست.

وی افزود: پنجاه درصد از ساکنان عربستانی فقیرند این در حالی است که عربستان یکی از کشورهای ثروتمند در روی کره زمین است.

بسمه گفت: عربستان فاقد قوانین مدنی اساسی که هر جامعه ای به آن نیاز دارد است و محاکم قضایی برداشتهای شخصی خود را اعمال می کنند.

وی با اشاره به وضع زنان در عربستان سعودی گفت: قوانین طلاق ظالمانه است زیرا زن حق طلاق ندارد و برداشتها از قرآن غلط است و زنان حق هیچ فعالیت ورزشی ندارند.

بسمه بن آل سعود تصریح کرد: وزارت امور اجتماعی عربستان به جای حمایت از زنان به خشونتها علیه آنها بی تفاوت است. ممنوعیت از سفر زن بدون حضور محرم سلب آزادی است و تفسیری که در این باره می شود مربوط به عصر جاهلیت است.

شایان ذکر است که بسمه آل سعود در سال 1964 در ریاض بدنیا آمد و دختر کوچک سعود بن عبدالعزیز پادشاه اسبق عربستان (1953 تا 1969) و مادرش جمیله اسعد ابراهیم مرعی است که اصالت وی به لاذقیه سوریه برمی گردد.
پنجشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۳:۵۵

تبدیل عروسی به صحنه اعتراض علیه آل سعود

به گزارش مهر، پایگاه راصد در گزارشی آورده است : شهر القطیف دیروز عصر شاهد مراسم عروسی فرزند "عبدالله الجراش" یکی از زندانیان سیاسی بود.
در این گزارش آمده است : برخی خبرها از احتمال اعطای مرخصی به عبدالله الجراش(که از سال 1996 در زندان به سر می برد) از سوی مقامات سعودی برای شرکت در مراسم عروسی فرزندش بود، اما اجازه مشارکت این پدر در مراسم ازدواج پسرش به یاس تبدیل شد.
پایگاه مذکور بیان کرد: اما فرزند الجراش یعنی مرتضی با اقدام خود در دعوت از شیخ مخلف بن دهام الشمری از فعالان تازه آزاد شده برای ایفای نقش پدر در مراسم ازدواجش همه را شوکه کرد.
شیخ الشمری ضمن ابراز مراتب خرسندی خود از شرکت در این مراسم گفت : فرزند گرانقدرم مرتضی، هرگز نمی توانم احساسم را از اینکه مرا به جای پدر غایبت انتخاب کردی بیان کنم.امیدوارم که خوشبخت شوی و پدرت هر چه سریعتر آزاد شود.
در این گزاش آمده است : شرکت کنندگان در مراسم ازدواج مرتضی الجراشی که در حسینیه فاطمیه برگزار شد پس از مراسم به خیابان ملک عبدالعزیز سرازیر شدند و شعارهایی که مضمون آن آزادی زندانیان سیاسی است، سر دادند.
گزارش فوق بیان کرد: در این مراسم، افراد سرشناس، شخصیتهای دینی، نویسندگان، تحصیلکردگان و روشنفکران منطقه حاضر بودند.
در این گزارش آمده است : هنگامی که مرتضی سه ساله بود پدرش از سوی ماموران آل سعود بازداشت شد.عبدالله الجراش فقط یکبار توانست در سال 2005 در مراسم فوت پدرش شرکت کنند.
شایان ذکر است الجراش از جمله زندانیانی است که به زندانیان فراموش شده معروف هستند و آزادی آنها از خواسته های اساسی مردم القطیف است. این افراد متهم به دخالت در انفجار الخبر که طی آن نوزده آمریکایی کشته شد هستند.
يكشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۰۱

کلوپ لهو و لعب خاندان آل سعود

هيأت امر به معروف عربستان با بيان اينکه پادشاه اين کشور نقش اين هيأت را در شهر جده به کلي از بين برده است اعلام کرد : اين شهر به کلوپ خوشگذراني شاهزاده هاي خاندان حاکم تبديل شده است.
به گزارش العالم ، ناظران معتقدند تشديد اقدامات پادشاه عربستان عليه اين هيأت واکنشي به حمايت اين هيأت از شخصيت هاي ديني است که برگزاري جشنواره جنادريه را محکوم کردند.
هر چند اين اختلافات بين جريان ملک عبدالله از يکسو و شخصيت هاي ديني و هيأت امر به معروف از سوي ديگر محدود مي شود اما مسائل پشت پرده که اخيرا فاش شده است، ترديدها را درباره وجود اختلافات عميق تر بين محافل حکومتي و محافل ديني حاکم بر کشور افزايش داده است.
همچنين محافل سياسي عربستان بر اين باورند جريان طرفدار پادشاه اين کشور با اصرار به برگزاري جشنواره جنادريه و تبديل جده به کانون لهو و لعب قصد دارند توجه بخشي از جامعه اين کشور را از مشکلات سياسي کشور و خواسته هاي مربوط به ايجاد اصلاحات که در اين کشور در حال افزايش است؛ منحرف کنند.
روزنامه الرياض عربستان در مقاله اي نوشت : درخواست هاي جلوگيري از برگزاري جشنواره جنادريه بايد در نطفه خفه شود.
ناظران بر اين باورند تشديد حملات رسانه هاي طرفدار پادشاه عربستان عليه شخصيت هاي ديني و هيأت امر به معروف با هدف کشاندن اوضاع به مرحله هرج و مرج و شکستن ابهت اين شخصيت ها و هيأت صورت مي گيرد.
هر چند سخنان شخصيت هاي ديني درباره تبديل جده به کانون فساد براي شاهزاده هاي سعودي و حيف و ميل اموال به گوش مسئولان اين کشور رسيده است اما خاندان آل سعود جشنواره جنادريه را خط قرمزي مي داند که هر قدر هم تخلفاتي اخلاقي در آن اتفاق بيافتد نبايد آن را زير پا گذاشت.
جشنواره جنادريه بزرگترين مناسبت فرهنگي در سعودي به شمار مي آيد.

مجموعه مربوطه اخبار آخرالزمان
دوشنبه ۰۸ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۳۱

کمک تسلیحاتی کانادا به آل سعود

روزنامه کانادایی ونکوور سان از افزایش فروش سلاح های نظامی این کشور به عربستان پرده برداشت.

به گزارش  باشگاه خبرنگاران ، به نوشته این روزنامه کشور کانادا فروش اسلحه به دیگر کشورها را افزایش داده است و بخش عمده‌ای از این سلاح ها در خاورمیانه برای سرکوب قیامهای مردمی مورد استفاده قرار می گیرد.
این روزنامه افزود: بیشترین حجم فروش سلاح های کانادایی به ارزش4 میلیارد دلار به عربستان سعودی بوده که برای سرکوب معترضان ضد دولتی در عربستان و بحرین مورد استفاده قرار گرفته است.
روزنامه ونکوورسان نوشت: دولت کانادا در سال گذشته فروش تسلیحاتی خود را به سه برابر یعنی 12 میلیارد دلار رسانده و بیشترین مقدار این سلاح ها به عربستان سعودی فروخته شده است.
این روزنامه کانادایی تصریح کرد: پادشاهی عربستان علاوه بر این در سال های اخیر صدها خودرو نظامی LAV-3 از کمپانی جنرال دینامیکس  در لندن خریداری کرده و گفته می‌شود که این رقم در سال گذشته به بالای 700 دستگاه خودرو رسیده است.
سه شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۳۷

چرا آل سعود از ثبات سوریه هراسان هستند؟

مثلث ریاض ـ آنکارا ـ دوحه به خوبی می‌دانند که آمریکا پس از خروج از بغداد توان مداخله نظامی در منطقه خاورمیانه ندارد، از این رو تلاش گسترده‌ای برای تحت فشار قراردادن دمشق در عرصه سیاسی آغاز کرده اند.
به گزارش فارس، رسانه های عربی و بین المللی خبری از اظهارات شاه عربستان مخابره کردند و به عنوان اعتراض و گلایه نسبت به اقدام روسیه و چین در وتو قطعنامه جبهه عربی-غربی علیه سوریه اعلام داشته که" در روزگار ترسناکی هستیم".

شاه سعودی که هر روز به دستورش تعدادی از مردم مبارزه منطقه قطیف و بحرین و یمن به خاک و خون می غلتند، اکنون ناراحت و عصبانی است که چرا مسکو و پکن از ورود ناتو به دمشق ممانعت می‌کنند؟در طول پادشاهی عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود واشنگتن چند بار از حق وتو به نفع رژیم صهیونیستی ،استفاده کرده ولی نه اعراب خلیج فارس و نه اتحادیه عرب به کاخ سفید اعتراض خشک وخالی نکرده اند.

سیاست خارجه ریاض در قبال دمشق در طول چند ماه اخیر فعالترین روزگاران خود در طول حیات سیاسی دولت سوم آل سعود(1902 ـ 2012 ) داشته است و هیچگاه سیاست خارجه این رژیم عشیره ای ـ سلفی به اندازه این مدت درعرصه بحران سوریه، اینقدر فعال و پویا نبوده است.

یکی از شاخص‌های برجسته سیاست خارجی آل سعود که بطور ویژه در انحصار خاندان فیصل بن عبدالعزیز و فرزندش سعود الفیصل بوده، محافظه کاری و عدم تحرک شتابان بوده ولی در قبال سوریه این سیاست ناهنجار و منفعل بوده و حتی در طول یازده ماه اخیر دنبال روی دوحه و آنکارا بوده است.

برخی از آگاهان به مسائل  منطقه خلیج فارس  برخلاف نظریه فوق معتقد بوده که ریاض به دلیل درگیری به مسائل منطقه شرقیه و نفتخیز همزمان با بحران در بحرین و یمن، در گستره بحران سوریه پشت دوحه ـ آنکارا مخفی شده بود ولی اخیرا به دلایل کاهش توان و ظرفیت ترکیه و قطر در توسعه پهنه مشکلات سیاسی و امنیتی سوریه، آل سعود ناچار شده تا در این عرصه، حضور فعالی داشته باشد.

سعودی‌ها از دو جبهه شدن شورای امنیت و اقدام روسیه و چین در وتو قطعنامه کشورهای غربی و عربی علیه سوریه، احساس نگرانی وتهدید نموده وسعی داشته در جبهه عربی ـ غربی بیشتر فعال و پویا گردد.

سعودی‌ها برای اولین بار در تاریخ  نسبت عملکرد سازمان ملل ابراز انتقاد کرده و کارکرد این سازمان در قضیه سوریه به فال شوم گرفته و مدعی شد که اعتماد جهانی به سازمان ملل دچار لرزش شد.

ریاض زمانیکه از عملکرد شورای امنیت ناامید شده، اقدام به یک رفتار انتحاری بدون بررسی و سنجش زد و پش‌نویس قطعنامه‌ای جدید علیه سوریه در مجمع عمومی سازمان ملل توزیع کرد.

تحرک ریاض در سازمان ملل علیه سوریه به نظر تحلیلگران یک اقدام  نسنجیده بوده و بطور طبیعی با موضعگیری  مسکو روبرو شد؛ این پیش‌نویس نیز شبیه پیش‌نویسی بوده که اعراب با همکاری جبهه غربی (آمریکا، فرانسه، انگلیس) در شورای امنیت علیه سوریه ارائه کرده اما روسیه و چین آن را قاطعانه وتو کردند.پس از مخالفت سریع روسیه به طرح سعودی، ریاض از طرح پیش‌نویس خود علیه سوریه، عقب‌نشینی کرد. و خبرهای توزیع این طرح را رسما تکذیب نموده ویک عقبگرد آشکار نمود.

بر این اساس عربستان سعودی از انواع سناریوهای براندازی نظام سیاسی  در دمشق و انواع سناریوهای مداخله خارجی در سوریه حمایت کرده است.

این پیش‌نویس که به طرح صلح عربی  در پهنه سوریه موسوم است،‌ در حقیقت به دنبال اهداف زیر است:

1 ـ بستر سازی جهت تضعیف دولت مرکزی سوریه در مقابل تهاجم نظامی

2 ـ زمینه سازی برای تقویت جبهه معارضه مسلح در قبال دمشق

3ـ فضا سازی جهت انواع مداخله خارجی در سوریه

4 ـ خلق شرایط سیاسی ـ امنیتی  جهت براندازی و سقوط دولت بشار اسد.

این رفتار و این اقدامات در حالی صورت می‌گیرد که برخی منابع از اختلافات شدید عربستان و قطر بر سر رهبری جبهه کشورهای عربی موسوم به میانه‌رو خبر می‌دهند. مثلث ریاض ـ دوحه ـ آنکارا در ماه‌های گذشته با همکاری آمریکا ـ اتحادیه اروپا، بشدت علیه سوریه فعالیت کرده و  فشارهای غربی ـ عربی بر سوریه تحمیل کردند.

مثلث ریاض ـ دوحه ـ آنکارا پس از صدور وتوی از سوی مسکو ـ پکن سعی کرده آمریکا را ترغیب به مداخله نظامی در سوریه نمایند و تشدید تبلیغات روانی درباره دخالت ماشین جنگی ارتش کاخ سفیددر سوریه در این راستا بوده است.

در حالی که منابع مطلع اعلام کرده که وزیر خارجه آمریکا از ناتوانی و محال بودن اقدام نظامی مستقیم آمریکا سخن گفته است،به نظر برخی از تحلیلگران پس از گشوندن آتش تهیه جنگ روانی پنتاگون علیه سوریه  ارتش آمریکا هم اکنون درحال بررسی و ارزیابی امکان مداخله و  ورود تجاوزکارانه به سوریه است.

مثلث ریاض ـ آنکارا ـ دوحه بخوبی می‌دانند که آمریکا پس از خروج از بغداد توان و ظرفیت مداخله نظامی در منطقه خاورمیانه ندارد. از افندی های آنکارا و امیران آل ثانی وشیوخ آل سعود می پرسیم آیا با مداخله نظامی ناتو در سوریه رژیم صهیونیستی در امان و امنیت خواهد ماند؟

مهر به نقل از پایگاه العوامیه نوشت: ائتلاف چهارده فوریه بحرین با صدور بیانیه ای اعلام کرد: مردم بحرین قیمومیت آمریکا و عربستان را نمی پذیرند.

در این بیانیه آمده است : بحرین به یکی از استانهای عربستان تبدل شده است و بر سر در ادارات دولتی علاوه بر پرچمهای عربستان، تصاویر ملک عبدالله پادشاه عربستان دیده می شود.

بیانیه فوق ذکر کرد: کشور ما زیر چکمه های اشغالگران سعودی و سلطه آمریکایی هاست و در واقع آنها اداره کننده بحرین هستند. آمریکایی ها مانع سرنگونی آل خلیفه و محاکمه ارکان این رژیم در دادگاههای بین المللی هستند.

ائتلاف 14 فوریه بیان کرد: راهی جز اخراج اشغالگران سعودی و نیروهای موسوم به سپر جزیره از بحرین و نیز سرنگونی رژیم حاکم وجود ندارد.

در این بیانیه آمده است : رژیم بحرین در سایه سکوت عربی، آمریکایی و غربی به کشتار، شکنجه و ارتکاب جنایات ضد بشری اش ادامه می دهد.

بیانیه فوق ذکر کرد: آل خلیفه دزدان دریایی هستند و ساکنان اصلی بحرین نیستند، آنها از قبایل بدوی نجد و در زمره بت پرستان هستند .انقلاب مردمی بحرین به زمان حال خلاصه نمی شود، بلکه ادامه قیامهای مردمی علیه آل خلیفه دست نشانده انگلیس هستند و اشغالگران سعودی همواره حامی این رژیم بوده است.

انقلاب مردمی در بحرین همانند آتش زیر خاکستری بود که بیداری اسلامی آن را شعله ور کرد و آنگونه که آل خلیفه ادعا می کند به تحریک ایران یا حزب الله نبوده است.

در این بیانیه آمده است : آل خلیفه و آل سعود ریشه های یهودی دارند و حتی اگر در بحرین سنی ها اکثریت را داشتند سیاست سرکوب ادامه می یافت، زیرا آنها به اسلام و ارزشهای آن اعتقادی ندارند و فقط به دنبال قدرت هستند.

دوشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۵۷

زلزله فقهي الازهر درکاخ آل‌سعود

مشرق: اما اين بار دانشگاه "الازهر مصر" که قطب ديني جامعه مسلمانان اهل تسنن جهان به شمار مي رود براي نخستين بار، در بيانيه اي مهم، شديداللحن و بي سابقه، بر "حق انقلاب عليه حاکمان ظالم و مستبد" تأکيد کرده است؛ حقي که شيعه سالهاست با پافشاري بر آن، مشروعيت قيام حضرت سيدالشهداء(ع) عليه حکومت فاسد يزيد را فرياد زده و با تبعيت از رهنمودهاي امام خميني(س) و رقم زدن انقلاب اسلامي در ايران و تداوم بخشي به مسير حق طلبانه و ظلم ستيزانه اين انقلاب، ديگر ملل مظلوم جهان و بويژه ملت هاي اسلامي و کشورهاي عربي را به قيام عليه حاکمان جائر و وابسته دعوت کرده است؛ انقلاب هايي که رفته رفته، پا را از داخل مرزهاي جهان اسلام فراتر گذاشته و اکنون در حال لرزاندن پايه هاي حکومت هاي غربي است.

بيانيه اخير الازهر که خود، نقطه عطفي در مناسبات حاکم بر گفتمان فقهي اهل سنت به شمار مي آيد و به علت چرخش محور مبناي فقهي اهل سنت در مبحث مهم حاکميت سياسي اسلام، از اهميت فراواني برخوردار است، مرحله کنوني را نقطه عطفي در تاريخ ملت ها و مجموعه روشنفکران حاضر در اين دوره دانسته و تأکيد کرده است که ملت ها در مبارزه مشروع خود، براي به دست آوردن آزادي و دموکراسي و عدالت قيام کرده اند تا روند متمدنانه خود را از سر بگيرند و بر اساس روح آزاديبخشي در اسلام و قوانين فقهي و شرعي در مورد حاکميت، نقش خود را در اصلاح جامعه خود بر عهده بگيرند.

الازهر که پيش تر بر اساس سنت ديرينه فقه اهل سنت و با استناد به روايت مجعول "الحَقُ لِمَن غَلَبَ"، اطاعت از حکام را اعم از عادل و ظالم، اطاعت مشروع و مورد درخواست اسلام معرفي مي کرد در اقدامي بي سابقه، اين بار "مبارزه با حاکمان ظلم و جور" را مبتني بر مباني ديني دانسته و حفظ عقل، دين، اموال و آبروي مسلمين را از طريق فعاليت هاي جهادي مورد توجه قرار داده است.
مخترعان مذهب سني از جمله شافعي که از شاگردان امام جعفر صادق(ع) بود اعتقاد داشت که قيام در برابر خليفه وقت جايز نيست و قتل شورش کننده واجب است. محمد غزالي هم در احیاء العلوم تأکيد کرده است که «الحق لمن غلب و الحکم لمن غلب، نحن مع من غلب» يعني "حق با کسي است که غلبه کند و حکومت هم از آن اوست و ما هم با حاکم غالب هستيم".

اغلب علماي سني مذهب الازهر هم ساليان سال با استناد به چنين برداشت هايي در زمينه مشروعيت حاکمان کشورها، آن را امري الوهي و تقدير شده از سوي خداوند و جبر و بي اختياري در برابر اين حاکمان مي دانستند اما اين بار با مشاهده واقعيات تاريخ با تغيير موازنه هاي فقاهتي خود، "ميزان رضايت ملت ها از حکام" (اصل عدل) و "انتخاب آزادانه آنها از طريق انتخابات سالم" (اصل بيعت با ولي امر) را عامل مشروعيت اين حاکمان دانسته و تأکيد کرده اند که امت (ملت و شريعت)، منبع حکومت هاست و موجبات ارائه حق يا سلب مشروعيت حاکمان به شمار مي رود و بدين ترتيب بر حقانيت گفتمان شيعي و عاشورايي از حاکميت سياسي اسلام، صحه گذاشته اند.

عکس يادگاري سران خاندان حاکم سعودي
بيانيه مهم فقهي الازهر شريف، با اشاره به آيه معروفي که برخي خلفاي بني اميه و بني عباس و نيز آل سعود در دوران کنوني، از آن براي به استحمار کشاندن رعيت و عدم مقابله مردم با حکومت شان سوء استفاده مي کردند و مي کنند، تأکيد دارد که اين حاکمان، با برداشت نادرست و ناقص از آيه ولايت که مردم را پس از اطاعت از خدا و رسول او، به اطاعت از "اولي الامر" دستور مي دهد براي تقويت قدرت خود از آن استفاده مي کردند اما سياق اين آيه در قبل از آن آمده و اشاره کرده است که امانت را بايد به "اهل آن" سپرد و بايد در ميان مردم با عدل و انصاف حکومت کرد.

اين بيانيه اعتراضات مردمي و مسالمت آميز را حق اصلي و طبيعي ملت ها دانسته و تأکيد کرده که انقلابيون، ياغي نيستند.

الازهر همچنين اسلحه کشيدن به روي مردم و انقلابيون معترض به حکام ظالم و مستبد را نيز مورد اشاره قرار داده و خاطرنشان کرده است که ريختن خون  مسلمين به اين بهانه، نقض منشور حاکميت ميان امت و حاکمان آن است و بدين ترتيب، مشروعيت حاکم جامعه اسلامي از وي سلب مي شود.


اهميت فوق العاده فتواي الازهر در روند قيام هاي منطقه
اين بيانيه بي سابقه که از سوي دانشگاه الازهر قطب پيروان اهل تسنن صادر شده است، در تعيين مسير روند انقلاب هاي عربي منطقه از اهميت فوق العاده اي برخوردار است و مي تواند روند بسيار پرشتاب تري به اين انقلاب ها بدهد چرا که علماي ديني اهل تسنن تاکنون به بهانه وجوب اطاعت از ولي امر، سال ها مردم کشورهاي خود را به تسليم در برابر ديکتاتورهاي کشورهاي اسلامي وادار کرده بودند که علت طولاني شدن حکومت اين طاغوت ها به رغم ظلم و ستم فراوان عليه ملت ها نيز در همين نکته نهفته بود، اما با شکسته شدن اين برداشت غلط و سطحي از دين، به نظر مي رسد که ديگر هيچ مانعي شرعي و فقهي در برابر مسلمانان اهل سنت براي خيزش عليه حکام ظالم وجود ندارد.


دين جعلي؛ ابزار تداوم قدرت آل سعود
به اذعان همه تحليلگران و ناظران بين المللي، اکنون اصلي ترين حکومت در ميان کشورهاي اسلامي که از ابزاري ساختگي به نام فرقه "وهابيت" براي سرکوب مردم و ادامه قدرت حاکمان نامشروع استفاده مي کند، عربستان سعودي است. وهابيون در عربستان سعودي از زمان تسلط بر اين کشور از طرفي با تقويت نيروهاي داخلي، هر گونه اعتراضات مسالمت آميز مردمي را سرکوب کرده و از طرفي ديگر با القاي اين افکار منحط و مفاهيم غلط ديني، مردم را به اطاعت از خاندان سعودي در اين کشور وادار ساخته اند.

سيد هادي سيد افقهي، کارشناس مسائل سياسي و مذهبي عربستان سعودي در گفت وگو با مشرق، دولت وهابيت را شيشه عمر آمريکا و غرب در منطقه مي داند و معتقد است که تلاش هاي اين کشور براي مصادره انقلاب هاي عربي نيزدر راستاي دستوراتي است که غرب به اين کشور داده است.

در سايه همين القائات غلط است که مردم عربستان که غرق در تبعيض هاي مختلف هستند و با فقر و مشکلات مالي و  شکاف طبقاتي دست و پنجه نرم مي کنند، سکوت اختيار کرده و از ترس اينکه مورد خشم ولي امر و بالتبع، خداوند واقع نشوند به اوضاع کنوني رضايت داده اند حال آنکه بر اساس تعاليم اصيل اسلامي سکوت در برابر ظلم جايز نيست و حاکميت کشور اسلامي به عنوان رکن اساسي جامعه بايد مورد نقد و اصلاح قرار گرفته و بر اساس موازين ديني و شريعت اسلامي حاکميت ديني را در کشور پياده کند.


فراز و فرود فقهي الازهر
سيد افقهي در اين گفت وگو به فتواي اخير دانشگاه الازهر در زمينه جواز خيزش عليه رژيم هاي استبدادي و ديکتاتوري عربي گفت که الازهر در بستر تاريخ فراز و فرودهاي مختلفي را به خود ديده است. اين دانشگاه در ابتدا به دست فاطميون مصر و برگرفته از نام حضرت فاطمه زهرا(ع) به نام الزهراء(ع) تأسيس شد که البته با انقراض اين سلسله اين دانشگاه در دست علماي سني قرار گرفت و با تغيير روش انتخاب رئيس دانشگاه در زمان جمال عبدالناصر، اين دادگاه به نهادي کاملاً دولتي تبديل شد و زير سلطه حاکميت اين کشور درآمد. پيش از جمال عبدالناصر رئيس اين دانشگاه از سوي شوراي علماي الازهر تعيين مي شد اما عبدالناصر تعيين شيخ الازهر را از وظايف رئيس جمهور اين کشور قرار داد تا علماي اين دانشگاه را به قدرت هاي مستبد اين کشور وابسته کند.

وي افزود: اين روند باعث بي اعتباري الازهر شد و اوج اين بي اعتباري در زمان انور سادات روي داد. سادات در زمان امضاي معاهده ننگين کمپ ديويد با رژيم صهيونيستي شيخ الازهر را نيز در کنار خود قرار داد؛ روندي که مبارک نيز آن را دنبال کرد و در طول ساليان دراز با وجود مخالفت هاي شديد علماي الازهر موفق شد فتواهاي عجيبي از آنها دريافت کند.

سيد افقهي معتقد است که اين روند، با پيروزي انقلاب مصر در فوريه گذشته تغيير کرد و الازهر در تلاش است تا موقعيت بر باد رفته خود را در سايه اين انقلاب به دست آورد، که فتواي مهم اخير نيز تلاشي در راه کسب همين استقلال است.

بر اين اساس، الازهر در اين عرصه موفق عمل کرده و تأثير فتواي آن در بسيج عمومي مردم ليبي عليه رژيم ديکتاتوري معمر القذافي نيز دليلي ديگر بر بازيابي آن موقعيت درخشان گذشته از سوي الازهر بوده است.


اثر فتواي الازهر بر قيام مردم عربستان عليه اقليت وهابي
اهميت فتواي الازهر و ميزان تأثيرگذاري احتمالي آن  بر فضاي ملتهب کنوني در عربستان را، بايد در ساختار مردم شناختي جامعه اهل تسنن در اين کشور جست وجو کرد. طرفداران فرقه وهابيت به عنوان فرقه غالب و حاکم بر عربستان، تنها بخش کوچکي از مردم اين کشور را تشکيل مي دهند که بر اساس خوش بينانه ترين آمارها مي توان گفت 15 تا 20 درصد از کل مردم اين کشور هستند.
حجت الاسلام والمسلمين دکتر حسيني قزويني، در گفت وگو با خبرنگار مشرق، ضمن تأييد نسبت اندک جمعيتي وهابيت در جامعه سعودي مي گويد که بيشتر اهل سنت عربستان را "مالکي"ها تشکيل مي دهند که اختلافات اعتقادي زيادي با وهابيت دارند و علاوه بر آنها، حنبلي ها نيز بخشي از جامعه اهل تسنن اين کشور را شکل داده اند.

وي مي افزايد که رهبر مالکي ها در عربستان "محمد بن علوي" مالکي بود که موضع گيري هاي تندي را عليه دولت وهابي آل سعود داشته و "حسن بن فرحان" مالکي نيز يکي از علماي برجسته اين مذهب است که الآن رياست اين فرقه را بر عهده دارد و راه "محمد بن علوي" را ادامه مي دهد.

بن علوي که بود؟
محمّد بن علوي (1947- 2004 ميلادي) مدتي در عربستان و در مکه‌ مکرمه ساکن بوده و در مسجد الحرام کرسي تدريس داشت و متخصص در علم حديث و فقه و تاريخ بود. او پرچم مخالفت با وهابيان را در کشور عربستان به دست گرفت و با سخنان خود و کتاب‌هايش به مقابله با انحرافات وهابيون پرداخت. بعد از انتشار کتاب‌هايش درعربستان و سرتاسر جهان، وهابيان او را تکفير نمودند اما او گفت که حاضر است با بزرگان آنان بحث کند. مناظرات بسياري انجام گرفت و وهابيون مجبور شدند تا حکم خود را پس گرفته و ادّعا کنند که اختلافاتشان با بن علوي، اجتهادي و اختلاف در برداشت‌ است.

بن علوي البته افکار خود را در کتابهايش نيز تزريق کرده است. او در کتاب "التحذير من المجازفة بالتکفير" (صفحات 8-9) چنين مي‌نويسد: ما به کساني [وهابيوني] مبتلا شده‌ايم که در توزيع کفر و شرک و صدور احکام با القاب و اوصاف غير صحيح تخصص دارند. اوصافي که لايق مسلمان شهادت‌ دهنده به توحيد و نبوّت پيامبر اسلام (ص) نيست.

وي همچنين در مقدمه کتاب "الزيارة النبوية بين الشرعية و البدعية" (صفحه‌ 2) مي‌نويسد: «...نويسنده متجاوز کتاب گفته که "زيارت رسول خدا(ص) بعد از وفاتش، داراي مفسده بوده و در آن خيري نيست!" اين اهانت و سرکشي و بي ادبي به مقام رسول خدا(ص)، قلب ما را به درد آورده است؛ لذا دوست داشتم با تأليف اين رساله در دفاع از مقام رسول خدا (ص) سهيم باشم.»

 

حجت الاسلام و المسلمين حسيني قزويني با اشاره به عمق اين اختلافات، تأکيد مي کند که پيروان فرقه مالکيه، تنها يک "سازمان فرهنگي" هستند و از قدرت نظامي برخوردار نيستند و به همين دليل، در برابر ديکتاتوري هاي اقليت وهابيت در عربستان سعودي کاري از پيش نمي برند.

وي فضاي کنوني در عربستان را مملو از خفقان و استبداد مي داند و تأکيد دارد که اوضاع عربستان مانند اوضاع ايران در زمان بعد از سال هاي 1342 هجري شمسي است و وهابيت بشدت سعي مي کند تا قدرت خود را از تلاطم  انقلاب هاي مردمي دور نگه دارد.

حسيني با اشاره به زمينه خوبي که مالکي هاي سعودي براي قيام عليه دولت اين کشور دارند، تأکيد کرد که موج روشنفکري خوبي در ميان جوانان سعودي در مذهب مالکي به وجود آمده و آنان وابستگي هاي عربستان به آمريکا و قدرت هاي اروپايي را تقبيح مي کنند.

وي با اشاره به فتواي مهم الازهر درباره جواز خروج عليه حاکم ظالم، مي گويد: «با جايگاهي که الازهر در ميان اهل تسنن عربستان سعودي دارد قطعاً با وجود موج بيداري کنوني که در ميان اهل تسنن اين کشور به وجود آمده، اين فتوا مي تواند تأثير زيادي در بيداري مردم عربستان عليه حکومت ديکتاتور آل سعود داشته باشد و بايد روي نص اين فتوا مانور بيشتري داده شود.»

حسيني قزويني همچنين به جايگاه علماي وهابي و فتوادهندگان آنها در ميان مردم عربستان نيز اشاره مي کند و مي گويد که آنها به علت فتواهايي که در تأييد حکومت آل سعود و تحريم هر گونه قيام عليه اين دولت صادر کرده اند، اعتباري در نزد مردم اين کشور ندارند و قطعاً اعتباري که الازهر در اين زمينه دارد، بيش از جايگاهي است که علماي وهابيت در نزد افکار عمومي عربستان دارند، به همين علت است که فتواي تحريم خيزش هاي وهابي از سوي مفتيان دولتي آل سعود نيز نمي تواند مانعي در برابر خيزش عمومي مردم اين کشور باشد.»

شاخص هايي که حاکي از انقلاب قريب الوقوع در عربستان است
واقعيت هاي ميداني در عربستان سعودي و اظهارات رسانه هاي خبري و تحليلگران و سياستمداران منطقه اي  و جهاني نشان مي دهد که تغيير رژيم در عربستان سعودي، يکي از محتمل ترين سناريوهايي است که ممکن است پيش روي عربستان قرار داشته باشد، اين تحليل البته در ميان تصميم سازان رياض نيز ترس و وحشت ايجاد کرده و آنها ظرف ماه هاي گذشته، با تمسک به هر حربه اي و اتخاذ هر روشي به دنبال جلوگيري از شعله ور شدن اين انقلاب در عربستان هستند.

روزنامه فرامنطقه اي القدس العربي در يکي از شماره هاي مهر ماه خود نوشت: مسؤولان سعودي بشدت تلاش دارند از رسيدن موج اعتراض ها از کشورهاي عربي به داخل مرزهاي عربستان جلوگيري کنند؛ آنها در اين راه به اقدامات مختلفي مانند بهبود شرايط معيشتي، هداياي مالي سنگين به همسايگان (مانند اردن) براي جلوگيري از فروپاشي نظام پادشاهي، کمک هاي مالي و اقتصادي به بخشي از مردم عربستان براي فرو نشاندن اعتراضات و اعطاي حق رأي به زنان روي آوردند؛ ولي به نظر مي آيد که همه اين تلاش ها فقط توانسته است اين مسأله را به تأخير بيندازد.

عربستاني هاي انقلابي، خواستار مشروطه سلطنتي، پارلمان منتخب، دستگاه قضائي مستقل و شفاف و مبارزه با فساد هستند؛ آنها معتقدند که ادامه حيات سياسي رژيم سرکوبگر سعودي، مانع تحقق نظامي دموکراتيک مبتني بر انتخابات واقعي براي برگزيدن حاکمان محلي، نخست وزير و اعضاي مجلس شورا و شوراهاي شهر خواهد بود.

شايد بتوان گفت شفاف ترين موضع گيري ها در زمينه انقلاب قريب الوقوع عربستان سعودي که برگرفته ازواقعيت هاي موجود در اين کشور است، از سوي "راشد الغنوشي" رئيس حزب اکثريت مجلس مؤسسان در تونس و انقلابي مشهور تونسي اتخاذ شده است. وي بتازگي در سخنراني مهمي که در آکادمي سياست هاي خاور نزديک واشنگتن ايراد کرد، گفت که اگر مقامات رياض به مطالبات مردمي در اين کشور تن نداده و قدرت را به مردم واگذار نکنند، بزودي انقلاب در عربستان نيز به وقوع خواهد پيوست بويژه اينکه جوانان سعودي حق ايجاد تغيير در کشور خود را دارند.

اکنون و با توجه به آغاز روند اثرگذاري عملي فتواي مهم الازهر شريف، بايد ديد آيا مردم و بويژه جوانان متدين و پيشرو در عربستان، عليه حاکميت جزم انديش و ديکتاتوري وهابي آل سعود بر اين کشور، سر به شورش برخواهند داشت و يا اينکه اختلافات داخلي خاندان حاکم، پيش از خيزش عمومي مردم اين کشور، طومار حکومت استبدادي و وابسته اين کشور را براي هميشه در هم خواهد پيچيد.

 

چهارشنبه ۰۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۲۱

نگاهی به اسرار نفتی آل سعود

فارس: سالم القحطانی در کتاب "ثروت‌های آل سعود: درآمدهای عربستان به کجا می‌روند"، به بررسی توزیع درآمدهای میلیارد دلاری حاصل از فروش نفت عربستان توسط آل سعود می‌پردازد و در این راه پرده از حقایق بی‌شماری از خاندان آل سعود برمی‌دارد، آنچه در ذیل می‌آید، بخشی از این کتاب است.

* نگاهی به سیاست‌های نفتی عربستان

"احمد زکی الیمانی"، وزیر وقت عربستان سعودی 25 سال پیش گفت: احمقانه است، از مرغی که تخم‌های طلا می‌گذارد، استفاده نکنیم و این مرغ، مرغی است که فقط ما از آن داریم و هیچ کشوری نمی‌تواند، چنین مرغی داشته باشد، پس باید که فقط خودمان از آن استفاده کنیم.
بی‌شک منظور الیمانی از این سخنان و مرغ تخم طلای عربستان همان نفت بود که بیش از 7 دهه است، به سود آل سعود استخراج و صادر می‌شود، بی‌آن که اجازه دهند، از ملت عربستان کسی برپای این سفره گسترده بنشیند و حداقل شکم خود را سیر کند.
آیا در اینجا اجازه نداریم سوال کنیم که در طول تمام این سال‌ها که آل سعود تا جای ممکن اقدام به استخراج و صدور نفت کشور عربستان کرده‌اند، با ثروت ملت جزیره العرب چه کردند و این هزاران میلیارد دلار درآمد نفتی چه شده و سهم ملت از این ثروت چه بوده است؟

* حقایقی انکار ناپذیر از عربستان سعودی

از جمله حقایق انکارناپذیر جهت پاسخ به این سوال این است که بر کشوری که فرزندان و نوادگان عبد العزیز حکومت می‌کنند، درآمد نفت میان افراد خاندان سلطنتی و "شرکت آمریکایی آرامکو" تقسیم می‌شود و درآمد این محصول پر ارزش توسط شاهزاده‌های سعودی صرف عیش و نوش و ساخت کاخ‌ها و خرید تفرج‌گاه‌ها در اروپا و آمریکا و فسق و فجور شاهزاده‌ها و قمار در قمارخانه‌های لاس‌وگاس می‌شود، ‌در حالی‌که اکثر قریب به اتفاق مردم عربستان از فقر و گرسنگی و بی‌سوادی رنج می‌برند و از ساده‌ترین و اولیه‌ترین حقوق‌ها و ادات زندگی محروم هستند.

* درآمدهای نفتی عربستان اداتی برای سرکوب ملت

نفتی که باید اداتی برای پیشرفت و رشد کشور و محو و ریشه‌کن سازی فقر در کشور عربستان سعودی باشد، به اداتی در دست خاندان ال سعود تبدیل شده تا از آن برای سرکوب ملت جزیره العرب و تشدید فقر و محرومیت استفاده کنند و بخش اعظم این بودجه صرف خریدهای کلان تسلیحاتی و سیستم‌های نظارت و کنترل و سرکوب و شنکجه‌ ملت عربستان به دست دستگاه‌های امنیتی سعودی شود که تنها هم و غم آن تشدید کنترل و نظارت و قید و بندهای سیاسی و اداری برملت و منع آنها از بیان خواسته‌های برحق خود و محروم کردن آنها از حق طبیعی مسارکت سیاسی و بهره‌مندی از ثروت‌های ملی است.

* فقر حاکم بر عربستان

همه می‌دانند، کشور عربستان بزرگترین تولید کننده نفت جهان و دارای بیشترین ذخایر این ماده ارزشمند بر روی کره زمین است، با این حال میلیون‌ها شهروند این کشور هم‌چنان در فقر و بی‌سوادی و محرومیت مطلق بسرمی‌برند،‌ درحالی که کمی آن طرف‌تر از آنها نشانه‌های ثروت و دارایی کلان و شکم‌بارگی و سبک زندگی غربی به خوبی قابل ملاحظه است.
در واقع در مقابل کاخ‌ها و قصرهای با شکوه و خودروهای آخرین سیستم و آخرین وسایل رفاه و آسایش عصر که آل سعود و نزدیکانشان در غرق هستند، حلبی‌ آبادی‌ها و خانه‌های گلی را می‌بینی که اطراف شهرهای بزرگ عربستان و اطراف بیابان‌های خشک و لم یزرع عربستان پراکنده شده‌اند و این حلبی‌ آبادی‌ها میلیون‌ها فرزند جزیره العرب را در خود جای می‌دهند که خارج از عصر و دوره نفت در شرایط انسانی بسیار سخت به زندگی خود ادامه می‌دهند.

* حیف و میل ثروت آل سعود ادامه می‌یابد

حیف و میل ثروت آل سعود به این جا ختم نمی‌شود، بلکه بخش قابل ملاحظه‌ای از این ثروت صرف خرید ذمه و جلب وفاداری دیگر کشورها برای رژیم‌ قبیله‌ایشان و هم‌چنین توطئه‌چینی و دسیسه‌چینی علیه کشورهای خصم و معارض در جهان عرب و اسلام و جلب رضایت آمریکا می‌شود، بگونه‌ای که می‌توان گفت، صدها میلیارد دلار از درآمدهای نفتی عربستان به صورت سپرده‌های بلند مدت و بدون بهره در بانک‌های آمریکاست تا در مقابل آمریکا حمایت‌های امنیتی و سیاسی مورد نظر از رژیم آل سعود را تامین کند.

* سیاست نفتی آل سعود

اکتشاف نفت در جزیره العرب را باید مهم‌ترین و بزرگ‌ترین رویداد در تاریخ کشور عربستان سعودی بطور خاص و منطقه بطور عام برشمرد و به همان اندازه که درآمدهای نفتی کلان برای آل سعود خوشبختی و آسایش فراهم آورد، برای ملل عرب منطقه بدبختی و مصیبت به دنبال داشت، چون موجب شد تا کشورهای استعمارگر و امپریالستی برای تامین منافع و اهداف مورد نظر خود به این منطقه و از جمله کشور عربستان روی آورند و بر صادرات این ماده و قیمت آن و محروم کردن ملل عربی از خیرات و برکات این ماده حاکم شوند.
اکتشافات نفتی و استخراج نفت در منطقه توسط کشورهای استعمارگر آن‌قدر توسعه یافت و گسترش پیدا کرد، تا عربستان به بزرگترین تولید کننده نفت جهان از یک‌سو و دارای بیشترین ذخایر نفتی در جهان از سوی دیگر تبدیل شد، بگونه‌ای که گفته می‌شود،‌عربستان 26 درصد ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد.

* ویژگی‌های نفت عربستان

اما از جمله مهم‌ترین ویژگی‌های نفت عربستان صرف نظر از کیفیت آن پایین بودن هزینه استخراج آن است، بگونه‌ای که استخراج نفت در عربستان که کمترین و پایین‌ترین هزینه را در میان کشورهای تولید کننده نفت در جهان را به خود اختصاص می‌دهد ‌و هزینه تولید یک بشکه نفت در عربستان تنها 2.1 دلار است، افزون بر این که این کشور از سه طرف به آب‌های آزاد جهان و بنادر صدور نفت دسترسی دارد.

* حقایقی درباره میزان صدور نفت

در سال 2004 تولید رسمی نفت عربستان به 10.5 میلیون بشکه در روز بالغ شد، درحالی‌که برآوردهای غیررسمی حکایت از آن دارد که به موجب توافقنامه محرمانه آرامکو با آل سعود روزانه یک میلیون بشکه نیز تولید و بصورت سری به آمریکا منتقل می‌شود تا به ذخایر نفتی این کشور اضافه شود.
با توجه به جمعیت عربستان که در سال 2006 بین 6 تا 7 میلیون نفر برآورد شده بودند، بسیاری این سوال را بر مقامات سعودی مطرح می‌کنند که عربستان چه نیازی به تولید این میزان نفت دارد و چه چیز مسئولان این کشور را وامی‌دارد، ثروت‌های زیرزمینی کشور را استخراج و درآمدهای آن را که اقتصاد عربستان قادر به حذب آنها نیست، به صورت سپرده نقدی و بدون بهره در بانک‌های آمریکایی و اروپایی نگه‌دارد.

* سیاست آزادسازی نفت

در سال 1981 احمد زکی الیمانی اعتراف کرد که تنها تولید 5 میلیون بشکه در روز برای برآوردن نیازهای اقتصادی کشور کفایت می‌کند و اگر در این میان از اجرای برخی از طرح‌های غیر ضروری و کم منفعت و کم بازده صرف نظر کنیم، بی‌شک تولید 3 میلیون بشکه در روز برای تضمین رشد متناسب و نیازهای جمعیتی کفایت می‌کند.
در میان اگر فرض کنیم که عربستان سعودی در سال 2006 بیش از 10 میلیون بشکه در روز نفت تولید می‌کرد و جمعیت این کشور حدود 6.5 میلیون نفر باشد، این سوال بیش از پیش خود را مطرح می‌کند.
اما در میان سوال مهم دیگری رخ می‌نماید که مربوط به قیمت نفت عربستان سعودی است، همه می‌دانند که از پایان جنگ جهانی دوم نفت عربستان در بازارهای بین المللی به قیمتی پایین‌تر از قیمت بازار عرضه می‌شود؛ سوال این‌جاست که چه چیز موجب می‌شود تا شاهزادگان سعودی نفت کشور خود را در بازارهای جهانی به قیمیتی پایین‌تر از قیمت این محصول در بازار بفروشند و محرومیت ملت عربستان از درآمد نفتش به سود چه طرفی صورت می‌گیرد.
و رسوایی که مردم عربستان از آن سخن می‌گویند و حتی در گوشه‌های کاخ‌های سلطنتی ال سعود به گوش می‌رسد،‌ این است که ال سعود نه به تمام شدن این ذخایر توجه دارد و نه درآمدهای حاصل از فروش آن را در جایی سرمایه‌گذاری می‌کند.
این درحالی است که اپک در سال 1997 اعلام کرد که فروش نفت پایین‌تر از قیمت بازار عربستان سعودی سالیانه 60 میلیارد دلار به این سازمان و اعضای آن زیان وارد می‌کند.

* توجیهات شنیدنی آل سعود

شنیدن توجیهات و دلایل آل سعود در این‌باره بسیار قابل توجه است، از جمله این‌که آنها این اقدام خود را از خودگذشتگی از جانب خود عنوان می‌کنند تا به این وسیله وابستگی اقتصاد غرب و آمریکا به محصول نفت را حفظ کنند و این موجب می‌شود تا اقتصادهای صنعتی و بزرگ جهان همچنان به نفت به عنوان اولین منبع انرژی تکیه و از سرمایه‌گذاری این کشورها جهت یافتن انرژی‌های جایگرین جلوگیری کنند.
همچنین ارائه ارزان نفت موجب می‌شود تا کشورهای صنعتی این ماده را در موارد دیگر به خدمت بگیرند و به این ترتیب وابستگی آنها به نفت بیش از پیش افزایش می‌یابد. اما حاکمان عربستان به این نکته توجه نمی‌کنند که افزایش تولید و به تناسب آن افزایش درآمد کشور را به یک کشور مصرف کننده محصولات کشورهای صنعتی تبدیل می‌کند و به جای سرمایه‌گذاری این درامدها در طرح‌های سودمند با خرید کالاهای مصرفی بار دیگر دلارهای نفتی به جیب کشورهای غربی بازمی‌‌گردد، وضعیتی که به عیان در عربستان سعودی قابل ملاحظه است.
عربستان سعودی در حال حاضر بزرگترین مصرف کننده تولیدات غربی است و این کشور است که به شرکت‌های خارجی که در این کشور سرمایه‌گذاری می‌کنند، وام‌های سخاوتمندانه ارائه می‌دهد، بگونه‌ای که در برخی موارد عربستان 50 درصد هزینه اجرای طرح‌های خارجی در کشور خود را به شکل وام‌های بی‌بهره به شرکت‌های مجری طرح می‌دهد و این جدای از در اختیار قرار دادن زمین و آب و برق با قیمت‌های غیرقابل تصور به این شرکت‌ها و معافیت‌های مالیاتی 5 تا 10 ساله نیروهای این شرکت‌های غربی فعال در عربستان است.
اما تمام این دلایل بهانه‌ای بیش نیستند تا عربستان سیاست‌های نفتی خود را توجیه کند که بر غرق کردن بازارهای جهانی در مازاد دائمی و همیشگی تولید و پایین نگه‌داشتن قیمت نفت برخلاف توافقات صورت گرفته در اوپک است.

* نتایج مستقیم کاهش قیمت نفت توسط عربستان سعودی

درباره افزایش میزان تولید باید گفت که نتیجه مستقیم این اقدام کاهش قیمت نفت و به تبع آن درآمدهای نفتی کشورهای تولید کننده نفت است، بویژه اگر توجه داشته باشیم، اقتصاد اکثر کشورهای تولید کننده نفت بر درآمدهای نفتی متکی است.
در این میان اگر عربستان سعودی را با جمعیت 6 تا 7 میلیون نفری و تولید 10 تا 11.5 میلیون بشکه نفت در روز در نظر بگیریم، یک محاسبه ساده نشان می‌دهد که مازاد تولید عربستان چه ضربه بزرگی به قیمت جهانی نفت و کشورهای تولید کننده آن و سازمان اوپک می‌زند، بویژه آن که جمعیت اکثر این کشورها مانند مصر و الجزایر و نیجریه و ایران و مکزیک و ونزوئلا چندین برابر جمعیت عربستان سعودی است.
حقیقتی که آل سعود هیچ‌گاه نمی‌توانند منکر آن باشند، این است که قیمت کلاهایی که کشورهای غربی به کشورهای جهان سوم تولید می‌کنند، چندین برابر افزایش یافته، درحالی‌که قیمت نفت به خاطر فداکاری آل سعود جهت پایین نگهداشتن قیمت‌ها هیچ تغییری نکرده و اگر شاهد تغییراتی بوده‌ایم، متناسب با افزایش کالاهای صادراتی غرب نبوده‌اند که این موضوع برای بسیاری از کشورهای تولید کننده نفت نتایج فاجعه آمیزی به دنبال داشته است، بی‌آن که عربستان به ظاهر از این نتایج آسیب ببیند. چون جمعیت عربستان سعودی تنها 2 درصد از جمعیت کشورهای عضو اوپک را تشکیل می‌دهد، درحالی که اگر تولیدات غیررسمی این کشور را در نظر نگیریم، تولید نفت عربستان 40 درصد صادرت نفت این سازمان را به خود اختصاص می‌دهد.

* دولت آرامکو

از دیگر واقعیت‌های انکار ناپذیر کشور عربستان سعودی حضور شرکت نفتی آمریکایی آرامکو در این کشور است که در واقع یکی از مراکز مهم تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری در عربستان سعودی نه تنها در عرصه اقتصاد که در دو عرصه سیاسی و نظامی است.
شرکت آرامکو حق استخراج و تصفیه و فروش نفت استخراج شده عربستان سعودی را در اختیار خود دارد و برخی منابع تاکید می‌کنند که درآمدهای نفتی آرامکو از نفت عربستان در سال 2005 حدود 20 میلیارد بوده و البته باید به این نکته مهم اشاره کرد که در این باره هیچ اطلاعات یا آمار و ارقام رسمی وجود ندارد و تمام قراردادهای این شرکت به شکلی کاملا محرمانه و سری صرفا و تنها با خاندان آل سعود بسته می‌شود.
این درحالی است که شرکت آرامکو جدای از چنبره‌ای که بر نفت عربستان زده، اوایل دهه هشتاد قراردادی را با ال سعود امضا کرد که به موجب آن امیتاز استخراج و صدور و فروش گاز تمام چاه‌های نفتی عربستان به این شرکت واگذار شد؛ این قرارداد موجب شد، بسیاری از کارشناسان امور نفتی آن را بزرگترین قرارداد نفتی جهان بنامند.

* آرامکو چگونه پای به عربستان گذاشت

درباره نحو پای گذاشتن آرامکو به عربستان به اختصار باید گفت که این شرکت در واقع یکی از شعبه‌های شرکت نفتی "استاندارد اویل اف کالیفرنیا" بود که عبد العزیز آل سعود در سال 1933 امتیاز اکتشاف نفت در شبه جزیره عربستان را به آن داد و 10 سال بعد این شعبه با اعلام جدایی از کشور مادر و تاسیس شرکت مستقل نام "اربیان امریکن اویل کمپانی" با نام اختصاری "آرامکو" را برخود نهاد.
صرف نظر از نفت، آمریکا نبض اقتصاد کشور عربستان سعودی را درست دارد، بگونه‌ای که آمار و ارقام موجود نشان می‌دهد که 30 درصد واردات کالاهای اقتصادی مورد نیاز عربستان از آمریکا تامین می‌شود، درحالی که این نسبت در خصوص خریدهای تسلیحاتی به حدود 70 درصد براساس آمار و ارقام رسمی می‌رسد و بیانگر حرص و طمع امریکایی برای استفاده از منابع نفتی عربستان و به یغما بردن آن است.

* حضور بیش از 250 شرکت آمریکایی در عربستان

هم اکنون در کشور عربستان بیش از 250 شرکت آمریکایی مشغول به فعالیت هستند که اکثر قراردادهای منعقده در حوزه‌های تسلیحات و برق و گاز و نفت و صنعت آهن و پتروشیمی را به خود اختصاص می‌دهند و در این میان شرکت آرامکو در واقع بازوی اجرایی دولت آمریکا در عرصه اقتصادی در عربستان است و بیش از هرچیز چون اختاپوسی می‌ماند که جدای از بخش نفت و گاز بر دیگر بخش‌های اقتصادی عربستان چنگ انداخته است.
با آغاز دهه نود قرن گذشته عربستان سعودی صادرات تسلیحاتی خود را به بهانه تهدید امنیت ملی‌اش و مجهز کردن دستگاه‌های امنیت داخلی‌اش که در آن زمان توسط عبد الله بن عبد العزیز اداره می‌شد، به میزان چشمگیری افزایش داد و در این‌باره به خطر ایران در منطقه استناد می‌جست، به همین دلیل خیلی زود عربستان به اولین وارد کننده تسلیحات از آمریکا تبدیل شد و هم اکنون این کشور بالاترین هزینه را برای حفظ امنیت خود پرداخت می‌کند، بگونه‌ای که تخمین زده شده، بودجه امنیتی اختصاص یافته به هر شهروند سعودی 2600 دلار است، در حالی‌که این رقم در آمریکا به 520 دلار برای هر نفر می‌رسد و در این میان آل سعود به خطرات واهی خارجی که کشورشان را تهدید می‌کند، اسنتاد می‌جویند، بی‌آن که در این میان نگاهی به خواسته‌های ملت خود داشته باشد که به شدیدترین وجه ممکن آن را سرکوب می‌کند.

* خریدهای تسلیحاتی عربستان از فروش نفت

بنابر آمار و ارقام رسمی منتشره رژیم عربستان سالیانه بین 30 تا 40 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی خود را به خرید ادات و تجهیزات نظامی و آموزش‌ نیروهای مسلح خود از جمله گارد پاسداران ملی می‌کند و نکته مضحک اینجاست که کارشناسان پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا تاکید می‌کنند، برای حفاظت و نگهبانی از تاسیسات نفتی عربستان نیاز به اعزام نظامیان آمریکایی است و نکته مهم‌تر آن که گزارش‌های آمریکایی به این نکته اشاره می‌کند، ارتشی که آل سعود درحال آموزش و مدرن‌سازی آن است، یکی از منابع خطر علیه این رژیم را تشکیل می‌دهد، چون از اواخر قرن هشتاد گذشته آمریکایی‌ها به شدت از نفوذ و حضور افسران مخالف رژیم در ارتش ابراز نگرانی کرده و در مواردی نسبت به انقلاب نظامی آنها و براندازی رژیم آل سعود هشدار داده‌اند.

* گفتنی‌های ‌رئیس سابق سرویس اطلاعات نیروی هوایی آمریکا

ج. کیگان، ‌رئیس سابق سرویس اطلاعات نیروی هوایی آمریکا در گزارشی که به کنگره ارائه داد، نوشت: یکی از مهمترین ویژگی‌های رژیم‌های مرتجع در جهان عرب که آمریکا از جنگ جهانی دوم تاکنون برآن تکیه می‌کند، خصوصیت عدم ثبات و استقرار در این کشورهاست و اگر بخواهیم از آماده‌ترین مناطق جهان برای انقلاب نام ببریم باید از رژیم‌های عربی محافظه‌کار یاد کنیم.
وی در ادامه گزارش خود تاکید می‌کند که طرف یکی دو دهه آینده باید شاهد سرنگونی رژیم آل سعود توسط افسران مخالف رژیم باشیم که هم اکنون در آمریکا و کشورهای اروپایی آموزش می‌بینند و سپس به کشورشان باز خواهند گشت تا پرچم‌دار دمکراسی و آزادی در جهان عرب باشند.

* ادامه سیاست غرق کردن بازارهای بین المللی با نفت عربستان

سیاست غرق کردن بازارهای بین المللی با نفت عربستان سعودی با اغاز قرن 21 نه تنها کاهش نیافت، بلکه پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 و سقوط دیکتاتوری صدام حسین در عراق و اشغال این کشور توسط نظامیان آمریکایی تشدید و افزایش هم یافت.
با افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی و گذشتن آن از مرز 50 دلار در هر بشکه در سال 2004 فشار عربستان سعودی بر سازمان اوپک جهت افزایش تولید با هدف پایین نگهداشتن قیمت نفت نیز افزایش قابل توجهی یافت، بگونه‌ای که در نشست 15 سپتامبر 2004 علی النعیمی، وزیر وقت نفت عربستان سعودی خواستار افزایش تولید اوپک از 26 میلیون بشکه در روز به بیش از آن شد تا قیمت نفت به 40 دلار در بشکه تنزل پیدا کند.
این درحالی است که باید به این نکته توجه کنیم که از زمان اشغال عراق توسط نظامیان آمریکایی عراق عملا تولید نفت خود را قطع کرد و عربستان اعلام کرد که تولید روزانه 3.5 میلیون بشکه نفت عراق را برعهده می‌گیرد تا تولید نفت عربستان به روزانه 13 تا 14.5 میلیون بشکه در روز برسد.

ابتدا
قبلی
1
صفحه 1 از 3

چندرسانه ای

آگهی

نشر موعود

آگهی

موعود نوجوان

آگهی

موعود

آگهی