موقعیت شما: نمایش گزینه ها بر اساس برچسب ها: امام رضا (ع)
جمعه ۱۹ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۵:۱۰

مفهوم نگاه كردن به خدا

اباصلت هروي نقل كرده است: به امام رضا(ع) عرض كردم: اي پسر پيامبر! معناي اين روايت چيست كه مي فرمايد: «پاداش گفتن «لااله الا الله» نگريستن به چهره خداست»؟

امام فرمود: اي اباصلت! اگر كسي خدا را به داشتن چهره اي همانند ساير چهره ها توصيف كند، كافر شده است، ولي منظور از وجه و چهره خدا، انبياء و مرسلين و حجت هاي خدا، كه صلوات خدا بر آنها باد است. اينانند كه به وسيله آنها مردم، روي به سوي خدا و دين و معرفتش آورده و متوجه خدا مي شوند. و خداي عزوجل فرموده: «كل من عليها فان، ويبقي وجه ربك ذوالجلال والاكرام» همه كساني كه بر روي زمينند فاني و نابود شدني اند و (تنها) روي و صورت پروردگارت باقي مي ماند. (الرحمن- 26)
و نيز فرمود: كل شي هالك الا وجهه» همه چيز نابود شدني است جز وجه و چهره او (خدا). (قصص-88) پس، نگاه كردن به انبياء و مرسلين و حجت هاي خدا در مقامات و درجاتي كه دارند براي مومنين، ثواب و پاداش بزرگي در روز قيامت است.

همچنين پيامبر گرامي(ص) فرمودند: «هركس خانواده و اهل بيت مرا دشمن بدارد در روز قيامت، به هيچ وجه، مرا نخواهد ديد!» و نيز فرمود: پاره اي از شما هستند كه پس از درگذشتم هرگز مرا نخواهند ديد!».

اي اباصلت! خداوند تبارك و تعالي، بامكان، توصيف نشده و با چشمان و اوهام، درك نمي شود!1
ـــــــــــــــــــــــــ
1-خاطرات اباصلت هروي از امام رضا(ع)، حسين صبوري، ص 179

منبع:کیهان

سه شنبه ۰۴ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۱۷

پاسخ به یک‌سوال مهم درباره امام هشتم

شاید این سوال به ذهن بیاید که آیا فاصله ای به این نزدیکی که میان قبر هارون (قاتل امام کاظم علیه السلام) و قبر شریف امام رضا علیه السلام وجود می تواند آثار و برکاتی را از آن حضرت برای آن ملعون به همراه داشته باشد؟
پاسخ این است که اگر عقاید فردی از جهت اصول دین و اعتقاد به امامت و ولایت حضرات معصومین درست باشد و در عمل دچار کاستی ها و معاصی شده باشد چنین همجواری ایی می تواند موثر باشد ( نمونه های فراوانی از این دست رخ داده و نقل هم شده است)

اما اگر فردی از نظر عقیده و عمل جرثومه فساد و انحراف بود و مانند هارون جنایتی به مانند قتل امام معصوم علیه السلام در پرونده اش ثبت شده بود ؛ چنین کسی به محض جدا شدن از این دنیا بلافاصله وارد جهنم برزخی می شود.

در روایت آمده است انسان که از دنیا می رود اگر اهل ایمان عمل صالح باشد قبر او (یعنی عالم برزخی که او با انتقال از این دنیا وارد آنجا می شود) باغی از باغهای بهشت خواهد بود و اگر اهل کفر و فساد بود قبرش گودالی از گودالهای جهنم.

امام صادق علیه السلام فرمود:
إِنَّ لِلْقَبْرِ كَلَاماً فِی كُلِّ یَوْمٍ یَقُولُ ... أَنَا رَوْضَةٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّارِ.

قبر، عبارتی دارد که هر روز (مرتب) تکرار می کند؛ می گوید: من باغی از باغهای بهشت یا گودالی از گودالهای جهنم هستم.

البته واضح است این دوگانگی و اختلاف به نسبت افرادی هستند که در آن وارد می شوند.

نمونه ای واقعی برای این روایت که قرآن از آن خبر می دهد.

قرآن کریم در مورد قوم کافر و فاسد حضرت نوح علیه السلام تعبیری به کار می برد که ما را در فهم این روایت و آن قانون کلی بسیار یاری می کند. قرآن می فرماید: قوم کافر و جبّار نوح علیه السلام بعد از عصیان و نافرمانی گرفتار عذاب الهی شده و در آب فراوان غرق شدند و همینکه در آب غرق شدند و مردند وارد آتش جهنم شدند.«أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً» غرق شدند و بلافاصله وارد آتش شدند.

یعنی با اینکه محل مرگ و دفن آنها آب بود اما آنها بلافاصله پس از هلاکت وارد جهنم برزخی خود شدند.

جریان هارون و مامون و دیگر ظالمان عالم نیز هینگونه است یعنی بلافاصله پس از مرگشان وارد جهنم برزخی خود می شوند و قرار گرفتن جسم پلیدشان در کنار حضرات معصومین علیهم السلام تاثیری در سوز و گداز آنها ندارد.

به علاوه اینکه خداوند متعال با جمله ای که به پیامبرش می فرماید کاملا روشن می کند که اگر کسی اهل ایمان و عمل صالح مبتنی بر آن ایمان نبود دعا و طلب مغفرت کسی حتی برترین مخلوقات الهی یعنی رسول خدا صلی الله علیه وآله هم در مورد او اثر نخواهد کرد.

«اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ»

چه براى آنان آمرزش بخواهى؛ چه نخواهى [یكسان است‏] اگر براى آنان هفتاد بار هم آمرزش بخواهى، خدا هرگز آنان را نخواهد آمرزید؛ زیرا آنان به خدا و پیامبرش كفر ورزیدند و خدا گروه فاسقان را هدایت نمى‏كند.

منبع: تبیان

سه شنبه ۰۴ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۱۵

عکس/نقشه مسیر حرکت امام رضا(ع) به ایران

نقشه مسیر حرکت امام رضا(ع)، از مدینه تا طوس را نشان می دهد.
دوشنبه ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۵۶

شعری که به احترام آن امام رضا(ع) ایستاد

به گزارش فارس ، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا فوادیان، معاون پژوهشی بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج) با بیان اینکه امام ‌رضا علیه‌السلام در رابطه با امامت مهدویت احادیث فراوانی را نقل کرده‌اند، اظهار داشت: با اینکه چهل سال و اندکی از عمر با برکت امام رضا علیه‌السلام می‌گذشت و ایشان صاحب فرزندی نشده بودند، لذا خداوند تبارک و تعالی در آخر عمر ثامن‌الحجج، نور چشم ایشان جواد‌الائمه علیه‌السلام را به ایشان بخشید و شیعه برای اولین بار امامت خردسال را تجربه کرد.
وی با اشاره به اینکه هنگام منتقل شدن امامت به جوادالائمه علیه‌السلام، شیعه دوران سختی را تجربه می‌کرد، افزود: لذا ضامن آهو علیه‌السلام به تبیین جایگاه عصمت در تفکر شیعه به صورت ویژه پرداختند، حدیث معروفی از امام رضا علیه‌السلام نقل شده است که یک جایگاه خاصی در میان دیگر احادیث دارد و آن بیان ویژگی‌های محبت الهی و معصوم است که در «اصول کافی» یا در کتاب شریف «تحف‌العقول» آمده است.

* بیان بیش از 100 ویژگی امامت از سوی امام رضا(ع)

حجت‌الاسلام فوادیان با بیان اینکه امام رضا علیه‌السلام به بیش از 100 ویژگی امام در حدیث اشاره کرده‌اند، بیان داشت: امام هشتم بیان می‌کنند که عقل‌ها از فهم امامت عاجزند و  هیچ اندیشه‌ای نمی‌تواند عمق مفهوم امامت را بفهمد و هیچ چشمی وسعت آن را درک نمی‌کند و در ادامه به بیش از ۱۰۰ ویژگی امام اشاره می‌کنند، بنابراین اگر امروز بخواهیم امام خود را بشناسیم، این حدیث امام بهترین منبع برای شناخت امام است.
وی با اشاره به اینکه ثامن الحجج علیه‌السلام، امام را به اجرام آسمانی و اشیاء زمینی تشبیه فرمودند، ادامه داد: «الامام کالشمس الطالعة المجللة بنورها للعالم و هی فی الافق بحیث لا تنالها الایدی والابصار»، امام خورشید است،امام خورشید فروزان هستی است، اگر خورشید نباشد، همه هستی به هم می‌ریزد، همچنین امام ابر باران زا است،«الامام السحاب الماطر، و الغیث الهاطل».

* شناخت بهتر منتظر از امام زمان(عج) با توجه به حدیث امام رضا(ع)

معاون پژوهشی بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) با بیان اینکه امام رضا(ع) «امام» را به آسمان پر از ستاره تشبیه کرده‌اند، بیان داشت: «و النجم الهادی فی غیاهب الدجی وأجواز البلدان والقفار ولجج البحار»؛ «ستاره‏ایست راهنما در شدت تاریکی‏ها، رهگذر شهرها و کویرها و گرداب دریاها -زمان جهل و فتنه و سرگردانی مردم-»، همان طور که انسان در بیابان وقتی گم شود، این ستاره‌های آسمان هستند که راه را به او نشان می‌دهند، امامت نیز این گونه است، «الامام الماء العذب علی الظَّمآء»؛ «امام، آب گوارایی است از پس تشنگی و عطش»، اگر به وسیله آب همه چیز حیات پیدا می‌کند، این به واسطه امام است که همه چیز حیات دارد انسان به واسطه آب تطهیر می‌کند، این امام است که باعث تطهیر جان‌ها می‌شود.
وی افزود: در این روایات شریف امام رضا علیه‌السلام، امام را تشبیه کردن به «الامام الانیس الرفیق والوالد الشفیق والاخ الشقیق والام البرة بالولد الصغیر ومفزع العباد فی الداهیة النآد»؛ «امام همدم و رفیق، پدر مهربان، برادر دوقلو، مادر دلسوز به کودک و پناه بندگان خدا در گرفتاری سخت است»، امام مانند مادر نسبت به فرزند شیرخوار است، یک مادر چقدر فرزند شیرخوارش را دوست دارد، امام نسبت به مخلوقین مانند مادر نسبت به فرزند است، لذا همین حدیث امام رضا کمک بسیار بزرگی برای شناخت بهتر منتظر نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه‌الشریف است.

* تعجیل در ظهور دعای قنوت ضامن آهو (ع) بود

حجت‌الاسلام فوادیان با بیان اینکه ولایتعهدی امام رضا علیه‌السلام برای برخی از شیعیان شبهه ایجاد کرده بود که ایشان همان فرزند رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است که جهان را پر از عدل خواهند کرد، اذعان داشت: آن حضرت در پاسخ «ریان بن صلت» که می‏پرسد «صاحب این امر شما هستى؟»، فرمود: «من صاحب این امر هستم، ولى آن شخصى نیستم که زمین را پس از آنکه از ظلم و ستم پر مى‌شود، آکنده از عدل و داد مى‌کند و من با این ضعف جسمى چگونه مى‌توانم آن فرد باشم، در حالی که قائم کسى است، زمانى که ظهور مى‌کند، چون مردى کهنسال و جوان رخسار هویدا مى‌شود و از حیث بدن آن قدر نیرومند است که اگر تنومندترین درخت روى زمین را با دست بگیرد ، آن را از ریشه بر مى‌کند و اگر میان کوهساران فریاد بزند، صخره‌هاى آن فرو مى‌ریزد، او عصاى موسى و انگشترى سلیمان علیهماالسلام را همراه دارد، او چهارمین فرزند من است، خداى سبحان تا آن زمان که بخواهد او را در پرده غیبت نهان مى‌دارد و سپس او را ظاهر مى‌سازد و بواسطه او زمین را که پر از ظلم و ستم شده، آکنده از عدل و داد مى‌کند».
وی با اشاره به اینکه ضامن آهو در دعای قنوت خویش تعجیل ظهور حضرت حجت ارواحناه فدا را از خداوند مسئلت می‌کردند، ادامه داد: متن دعا قنوت به این شرح است «أللّهمّ أصلح عبدک و خلیفتک بما أصلحت به أنبیائک و رسلک و حفّه بملائکتک و أیّده بروح القدس من عندک و اسلکه من بین یدیه و من خلفه رصدا یحفظونه من کلّ سوء و أبدله من بعد خوفه أمنا یعبدک لایشرک بک شیئا ولاتجعل لأحد من خلقک علی ولیّک سلطانا وائذن له فی جهاد عدوّک و عدوّه واجعلنی من أنصاره إنّک علی کلّ شی‏ء قدیر» که نشان می‌دهد که امام رضا علیه‌السلام بخشی از لحاظات زندگی خودشان را مانند نیایش‌ها و نمازهای خود را به امام زمان اختصاص داده بودند.

* دعبل خزاعی از امام مهدی(عج) نام می‌برد و ثامن‌الحجج(ع) به احترام امام بلند می‌شود

معاونت پژوهش بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) با بیان اینکه ثامن‌الحجج با توجه به شناخت اینکه امام عصر (عج) نسخه منحصر به فرد هستی است و اینکه می‌داند عهده‌دار چه وظیفه‌ای است، ابراز داشت: به همین جهت برای تعجیل او دعا می‌کند، یعنی امام رضا علیه‌السلام به منتظر امروزی درس می‌دهد که بخشی از وقت خود را همچینین دعا، ذکر و نیایش را به امام زمان اختصاص دهد، چرا که مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه‌الشریف گل سرسبد خلقت و آفرینش است، همچینین هنگامی که شاعر معروف شیعه «دعبل خزاعی» این قسمت از  قصیده خود را در محضر حضرت امام رضا علیه‌السلام خواند «خُرُوجُ اِمامٍ لا مَحالَةَ واقِعٌ یَقُومُ عَلَی اسمِ اللهِ بِالْبَرَکاتِ»؛ «ناگزیر خروج و قیام امام مهدی (عج) تحقق می‌یابد و او به نام خدا، همراه برکت‌های الهی قیام می‌کند»، در این هنگام ضامن آهو برخاستند، پس بسیار مناسب است که منتظر مهدوی با شناخت و آگاهی نسبت به وظیفه خود عمل کند.

دوشنبه ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۴۹

"داستان ضامن آهو"حقیقت یا افسانه؟

ضامن آهو، یکی از القابی است که در میان توده مردم به امام هشتم حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه نسبت داده شده است، و حتی برخی از محققان این لقب را برگرفته از داستان‌های گوناگونی می دانند که در کتب تاریخی نقل شده است که مشهورترین آن بدین صورت می باشد که:

مجموعه مربوطه امامان و ائمه
جمعه ۳۰ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۵۷

چهل حدیث از امام رضا (ع)

باشگاه خبرنگاران:
سه ويژگى برجسته مومن:
لايكـون المـؤمـن مـومنـاً حتـى تكـون فيه ثلاث خصـال : ۱ ـ سنة من ربّه. ۲ ـ و سنة من نبيّه. ۳ ـ و سنة من وليّه. فـاما السنة مـن ربه: فكتمان سـره. و امـا السنة من نبيه فمـداراة الناس. و امـا السنة مـن وليه فـالصبـر فـى البـاسـاء و الضـراء.

(۱)
مـؤمـن ، مـؤمـن واقعى نيست، مگـر آن كه سه خصلت در او بـاشــ د: سنتـى از پـروردگـارش، سنتـى از پيـامبـرش و سنتـى از امـامـش.
اما سنت پروردگارش ، پـوشاندن راز خود است، اما سنت پيغمبرش ، مدارا و نرم رفتارى با مردم است، اما سنت امامـش صبر كردن در زمان تنگدستـى و پريشان حالى است.



پـاداش نيكى پنهانى و سزاى افشـا كننـده بـدى
الـمستتر بـالـحسنة يـعـدل سبعين حسنة، و المذيع بالسيئة مخذول، و المستتر بالسيئة مغفور له.(۲)
پنهان كننده كار نيك (پاداشش) برابر هفتاد حسنه است، و آشكاركننده كار بد سـرافكنـده است، و پنهان كننـده كـار بـد آمـرزيـده است.



نظافت
من اخلاق الانبياء التنظف.(۳)
از اخلاق پيـامبـران، نظافت و پـاكيزگــ ى است.



امين و اميـن نمـا
لـم يخنك الاميـن و لكـن ائتمنت الخــ ائن.(۴)
امين به تو خيانت نكرده (و نمى كند) و ليكن (تو) خائن را امين تصور نموده اى .



مقام برادر بزرگتر
الاخ الاكبر بمنزلة الاب.(۵)
برادر بزرگتر به منزله پدر است.



دوست ودشمن هر كس
صديق كل امرء عقله و عدوه جهله.(۶)
دوست هركس عقل او، و دشمنش جهل اوست.



دوستى با مردم
التودد الى الناس نصف العقل.(۷)
دوستى با مردم، نيمى از عقل است.



بدى قيل و قال
ان الله يبغض القيل والقـال واضـاعة المـال و كثـرة السـؤال.(۸)
بدرستى كه خداوند، داد وفرياد وتلف كردن مال و پرخواهشى را دوشمن مى دارد.



ويژگيهاى دهگانه عاقل
لا يتـم عقل امـرء مسلـم حتـى تكون فيه عشر خصـال : الخيــ ر منـه مـأمــ ول. و الشر منه مأمـون. يستكثر قليل الخير من غيره، و يستقل كثير الخير مـن نفسه. لا يسأم من طلب الخـوائج اليه، و لا يملّ مـن طلب العلـم طول دهره. الفقر فى الله احب اليه من الغنى و الذل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه. و الخمـول اشهى اليه من الشهرة. ثـم قال (ع): العاشرة و ما العاشرة؟ قيل له: ما هى ؟ قال(ع): لايرى احدا الا قال: هو خير منى و اتقى .(۹)
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست، مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
۱ ـ از او اميد خير باشد.
۲ ـ از بدى او در امان باشند.
۳ ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
۴ ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.
۵ ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.
۶ ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
۷ ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــ د.
۸ ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــ د.
۹ ـ گمنـامـى را از پـرنـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.
۱۰ ـ سپس فـرمـود: اما دهمى ! و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟ فـرمـود: احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيزكـارتـــر است.



نشانه سفله
سئل الـرضـا (ع) عن السفلة؟ فقـال (ع): من كان له شى ء يلهيه عن الله.(۱۰)
از امام رضا(ع) سوال شد: سفله كيست؟
فـرمـود: آن كه چيزى دارد كه از (يـاد) خـدا بـازش دارد.



ايمان، تقوا و يقين
ان الايمان افضل من الاسلام بدرجة، والتقـوى افضـل مـن الايمان بدرجة و لم يعط بنوآدم افضل من اليقين.(۱۱)
ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است، و تقوا يك درجه بالاتر از ايمان است و به فـرزنـد آدم چيزى بـالاتـر از يقيـن داده نشده است.



ميهمانى ازدواج
مـن السنة اطعام الطعام عند التزويج.(۱۲)
اطعام و ميهمـانـى كـردن بـراى ازدواج از سنت است.



صله رحم با كمترين چيز
صل رحمك و لـو بشربة من ماء و افضل مـا توصل به الـرحـم كف الاذى عنها.(۱۳)
پيوند خـويشـاوندى را برقرار كنيد گر چه با جرعه آبى باشد، و بهترين پيوند خـويشـاونـدى ،خـوددارى از آزار خـويشـاونـدان است.



سلاح پيامبران
عن الـرضـا(ع) انه كـان يقـول لاصحـابه: عليكم بسلاح الانبياء فقيل: و ما سلاح الانبياء؟ قال: الدعاء.(۱۴)
حضـرت رضا (ع) هميشه به اصحاب خـود مـى فـرمود: بر شما باد اسلحه پيامبران! گفته شـد : اسلحه پيـامبـران چيست؟ فـرمـود: دعا.



نشانه هاى فهم
ان من علامات الفقه: الحلم و العلم ، و الصمت باب من ابواب الحكمة. ان الصمت يكسب المحبة، انه دليل على كل خير.(۱۵)
از نشانه هاى ديـن فهمـى ، حلـم و علم است، و خاموشى درى از درهاى حكمت است. خـامـوشـى و سكـوت، دوستـى آور و راهنمـاى هـر كـار خيرى است.



گوشه گيرى وسكوت
يأتـى علـى الناس زمـان تكون العافية فيه عشرة اجزاء: تسعة منها فى اعتزال الناس و واحد فى الصمت.(۱۶)
زمانى بر مردم خواهد آمد كه درآن عافيت ده جزء است كه نه جزء آن در كناره گيرى از مردم و يك جزء آن در خاموشى است.

حقيقت توكل
سئل الـرضـا(ع) : عن حـد التـوكل؟ فقـال(ع): ان لاتخـاف احـدا الاالله.(۱۷)
از امام رضا (ع) از حقيقت تـوكل سـوال شـد. فرمـود: اين كه جز خدا از كسـى نترسى .



بدترين مردم
ان شـر النـاس مـن منع رفـده و اكل وحـده و جلـد عبـده.(۱۸)
به راستـى كه بـدترين مردم كسى است كه يارى اش را (از مردم) باز دارد و تنها بخورد و زير دستش را بزند.



زمامداران را وفايى نيست
ليـس لبخيل راحة، و لا لحسـود لذة و لا لملـوك وفـاء ولا لكذوب مــ روة.(۱۹)
بخيل را آسايشى نيست و حسود را خوشى و لذتى نيست و زمامدار را وفايى نيست و دروغگو را مروت و مردانگى نيست .



دست بوسى نه
لا يقبل الـرجل يـد الـرجل ، فـان قبلة يـده كـالصلاة له.(۲۰)
كسى دست كسى را نمى بوسد، زيرا بوسيدن دست او مانند نماز خواندن براى اوست.



حسن ظن به خدا
احسـن الظن بالله، فان من حسـن ظنه بالله كان عنـد ظنه و من رضى بالقليل من الرزق قبل منه اليسير من العمل؛ و من رضى باليسير من الحلال خفت موونته و نعم اهله و بصره الله دار الدنـيا و دواءهـا واخـرجه منها سـالما الى دارالسلام.(۲۱)
به خداوند خوشبين باش، زيرا هر كه به خدا خوشبين باشد، خدا با گمان خـوش او همراه است، و هر كه به رزق و روزى اندك خشنود باشد، خـداوند به كردار اندك او خشنود باشد ، و هر كه به اندك از روزى حلال خشنود باشـد، بارش سبك و خانـواده اش در نعمت باشد و خـداوند او را به دنيا و دوايـش بينا سازد و او را از دنيا به سلامت به دارالسلام بهشت رساند.



اركان ايمان
الايمان اربعة اركان: التـوكل على الله، و الرضا بقضاء الله و التسليم لامـر الله، والتفويض الى الله.(۲۲)
ايمان چهار ركن دارد:
۱ ـ توكل برخدا
۲ ـ رضا به قضاى خدا
۳ ـ تسليم به امر خدا
۴ ـ واگذاشتن كار به خدا.



بهترين بندگان خدا
سئل عليه السلام عن خيـار العبـاد؟ فقــ ال(ع): الذيـن اذا احسنوا استبشروا، و اذا اساؤوا استغفروا و اذا اعطوا شكـروا، و اذا ابتلوا صبروا، و اذا غضبوا عفوا.(۲۳)
از امام رضـا(ع) دربـاره بهتـريـن بنـدگـان سـوال شـد.
فـرمـود: آنان كه هر گاه نيكـى كنند خـوشحال شوند، و هرگاه بدى كنند آمرزش خـواهند، و هر گاه عطا شـوند شكر گزارند و هر گاه بلا بينند صبر كنند، وهر گاه خشم كنند در گذرند.



تحقير فقير
مـن لقى فقيـرا مسلما فسلم عليه خلاف سلامه على الاغنياء لقى الله عزوجل يـوم القيامه وهو عليه غضبان.(۲۴)
كسى كه فقير مسلمان را ملاقات نمايد و بر خلاف سلام كردنش بر اغنيا بر او سلام كنـد، در روز قيامت در حالـى خـدا را ملاقات نمايـد كه بـر او خشمگيـن بـاشـد.



عيش دنيا
سئل الامام الرضا(ع): عن عيش الدنيا؟ فقال: سعة المنزل و كثرة المحبين.(۲۵)
از حضرت امام رضا (ع): دربـاره خـوشـى در دنيـا سـوال شـد.
فـرمود: وسعت منزل و زيادى دوستان.



آثار زيانبار حاكمان ظالم
اذا كذب الولاة حبس المطر، و اذا جار السلطان هانت الدوله، و اذا حسبت الزكوة ماتت المواشى .(۲۶)
زمانـى كه حاكمان دروغ بگويند باران نبارد، و چون زمامدار ستم ورزد، دولت، خـوار گردد. و اگر زكات امـوال داده نشود چهار پايان از بين روند.



رفع اندوه از مومن
مـن فـرج عن مـومـن فـرج الله عن قلبه يـوم القيمه.(۲۷)
هر كس اندوه و مشكلى را از مومنى بر طرف نمايد خداوند در روز قيامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.



بهترين اعمال بعد از واجبات
ليـس شـى ء مـن الاعمـال عنـد الله عزوجل بعد الفـرائض افضل من ادخـال السرور على المؤمن.(۲۸)
بعد از انجام واجبات، كارى بهتر از ايجاد خـوشحالى براى مومن، نزد خداوند بزرگ نيست.



سه چيز وابسته به سه چيز
ثلاثة موكل بها ثلاثة: تحامل الايام على ذوى الادوات الكاملة و استيلاء الحـرمان علـى المتقـدم فى صنعته، و معاداة العوام على اهل المعرفة.(۲۹)
سه چيز وابسته به سه چيز است:
۱ ـ سختـى روزگـار بـر كسـى كه ابزار كـافـى دارد،
۲ ـ محـروميت زيـاد بـراى كسـى كه در صنعت عقب مـانـده بـاشـد،
۳ ـ دشمنى مردم عوام با اهل معرفت.



ميانه روى و احسان
عليكم بالقصد فى الغنى و الفقر، و البر من القليل و الكثير. فان الله تبارك و تعالـى يعظم شقة التـمرة حتـى يـاتـى يـوم القيمة كجبل احـد.(۳۰)
بر شما باد به ميانه روى در فقـر و ثروت، ونيكى كردن چه كم و چه زياد، زيرا خـداوند متعال در روز قيامت يك نصفه خرما را چنان بزرگ نمايـد كه ماننـد كـوه احد باشد.



ديدار و اظهار دوستى با هم
تزاوروا تحـابـوا و تصـافحـوا و لا تحـاشمـوا.(۳۱)
به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر را بفشاريد و به هم خشم نگيريد.



راز پوشى در كارها
عليكـم فى اموركـم بالكتمان فـى امور الدين و الدنيا فانه روى (( ان الاذاعه كفر)) و روى (المذيع و القاتل شريكان) و روى (ما تكتمه مـن عدوك فلا يقف عليه وليك).(۳۲)
بـر شمـا بـاد به راز پـوشـى در كـارهـاتـان در امـور ديـن و دنيـا. روايت شده كه (افشاگرى كفر است) و روايت شده (( كسى كه افشاى اسرار مـى كند با قاتل شـريك است)) و روايت شـده كه (( هـر چه از دشمـن پنهان مـى دارى ، دوست تو هم بر آن آگاهى نيابد)).



پيمان شكنى و حيله گرى
لا يعدم المـرء دائرة السـوء مع نكث الصفقة ، و لا يعدم تعجيل العقــ وبه مع ادراء البغى .(۳۳)
آدمى نمى تـواند از گردابهاى گرفتارى با پيمان شكنى رهايى يابد، و از چنگال عقـوبت رهـايـى نـدارد كسـى كه بـا حيله به ستمگـرى مـى پــ ردازد.



برخورد مناسب با چهار گروه
اصحب السلطان بـالحذر، و الصـديق بـالتـواضع، و العدو بـالتحـــرز و العامة بالبشـر.(۳۴)
با سلطان و زمامـدار با تـرس و احتياط همراهى كن ، و با دوست با تواضع و با دشمـن بـا احتيـاط، و بـا مـردم بـا روى خـوش .



رضايت به رزق اندك
من رضى عن الله تعالى بالقليل من الرزق رضى الله منه بالقليل من العمل.(۳۵)
هر كـس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى باشد.



عقل و ادب
العقل حباء مـن الله، والادب كلفة فمن تكلف الادب قدر عليه، و مـن تكلف العقل لـم يزدد بذلك الا جهلا.(۳۶)
عقل ، عطيه و بخششى است از جانب خدا، و ادب داشتن، تحمل يك مشقت است، و هر كـس با زحمت ادب را نگهدارد، قادر بر آن مى شود، اما هر كه به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بـر جهل او افزوده نمـى شود.



پاداش تلاشگر
ان الذى يطلب من فضل يكف به عياله اعظم اجرا من المجاهد فى سبيل الله.(۳۷)
براستى كسى كه در پى افزايش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره كنـد، پـاداشـش از مجـاهـد در راه خـدا بيشتر است.



به پنج كس اميد نداشته باش
خمـس مـن لـم تكـن فيه فلاتـرجـوه لشـى ء مـن الـدنيـا و الاخـرة: من لم تعرف الوثاقة فى ارومته، و الكرم فى طباعه، والرصانة فى خلقه، والنبل فى نفسه و المخافة لربه.(۳۸)
پنج چيز است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باش:
۱ ـ كسى كه در نهادش اعتماد نبينى .
۲ ـ و كسى كه در سرشتـش كرم نيابـى ،
۳ ـ و كسـى كه در آفرينشـش استـوارى نبينى ،
۴ ـ و كسى كه در نفسش نجابت نيابى ،
۵ ـ و كسى كه از خدايش ترسناك نباشد.



پيروزى عفو و گذشت
مـا التقت فئتـان قط الا نصـر اعظمهمـا عفـوا.(۳۹)
گروه با هم رو به رو نمى شوند ، مگر اين كه نصرت و پيروزى با گروهى است كه عفو و بخشش بيشترى داشته باشد.


عمل صالح و دوستى آل محمد(ص)
لاتدعوا العمـل الصالـح و الاجتهاد فى العبادة اتكالا على حب آل محمد (ص) و لا تدعوا حب آل محمـد(ص) لامرهـم اتكـالا علـى العبـادة فـانـه لايقـبل احـدهـمـا دون الاخر.

(۴۰)
مبادا اعمال نيك را به اتكاى دوستى آل محمد(ص) رها كنيد، مبادا دوستى آل محمد(ص) را به اتكاى اعمال صالح از دست بدهيد، زيرا هيچ كدام از ايـن دو ، به تنهايى پذيرفته نمى شود./د

ویژه نامه امام رضا را اینجا بخوانید.
منابع:

۱) اصول کافی جلد ۳، ص ۳۳۹
۲) اصول کافی جلد ۴، ص ۱۶۰
۳) تحف العقول ، ص ۴۴۲
۴) همان
۵) همان
۶) تحف العقول ، ص ۴۴۳
۷) همان
۸) همان
۹) همان
۱۰) همان
۱۱) تحف العقول ، ص ۴۴۵
۱۲) همان
۱۳) همان
۱۴) اصول کافی جلد ۴، ص ۲۱۴
۱۵) تحف العقول ، ص ۴۴۵
۱۶) همان
۱۷) همان
۱۸) تحف العقول ، ص ۴۴۸
۱۹) تحف العقول ، ص ۴۵۰
۲۰) همان
۲۱) تحف العقول ، ص ۴۴۹
۲۲) تحف العقول ، ص ۴۴۵
۲۳) عیون الاخبار الرضا ، جلد ۲ ،ص۵۲
۲۴) بحار الانوار ، ج ۷۶، ص ۱۵۲
۲۵) همان
۲۶) بحار الانوار ، ج ۷۳، ص ۳۷۳
۲۷) اصول کافی جلد ۳، ص ۲۶۸
۲۸) بحار الانوار ، ج ۷۸، ص ۳۴۷
۲۹) بحار الانوار ، ج ۷۸، ص ۳۴۵
۳۰) بحار الانوار ، ج ۷۸، ص ۳۴۶
۳۱) بحار الانوار ، ج ۷۸، ص ۳۴۷
۳۱) همان
۳۲) همان
۳۳) بحار الانوار ، ج ۷۸، ص ۳۴۹
۳۴) بحار الانوار ، ج ۷۸، ص ۳۵۶
۳۵) بحار الانوار ، ج ۷۸، ص ۳۵۷
۳۶) بحار الانوار ، ج ۷۸، ص ۳۴۲
۳۷) بحار الانوار ، ج ۷۸، ص ۳۳۹
۳۸) تحف العقول ، ص ۴۴۲
۳۹) بحار الانوار ، ج ۷۸، ص ۳۳۹
۴۰) بحار الانوار ، ج ۷۸، ص ۳۴۸

سه شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۵۵

علت اجابت نشدن دعا در کلام امام رضا(ع)

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ امام رضا عليه‏السلام درباره‏ علت کندي یا اجابت نشدن دعاي بندگان سخن مي‏ گفت، احمد بن محمّد بن ابي‏نصر مي‏ گويد: به ابوالحسن علي بن موسي الرضا (ع) عرض کردم: فدايت گردم، من تقاضايي چندين و چند سال قبل از خدا کردم و از تأخير اجابتش در دلم شبهه و نگراني پديد آمده است. حضرت در جوابم فرمود: اي احمد برحذر باش که شيطان راهي در [دل] تو باز کند تا تو را از رحمت خدا مأيوس سازد.

همانا ابوجعفر (يعني امام باقر عليه‏السلام) مي‏ فرمود: هنگامي که مؤمن حاجت خود را از خدا طلب مي‏کند، خداي متعال آن را عطا مي‏ فرمايد، اما پاسخ وي را به خاطر عشق به صداي او و شنيدن ناله‏ هايش به تعويق مي‏اندازد.
سپس فرمود: آنچه خداي تبارک و تعالي در اين دنيا ديرتر به مؤمن بدهد بهتر از آن است که زودتر عطا فرمايد. مگر اين دنيا چه ارزشي دارد؟
ابوجعفر عليه‏السلام مي‏ فرمود: «دعاي مؤمنين در حال رفاه و آسايش بايد همانند دعايشان در حال سختي و گرفتاري باشد. مؤمن نبايد نگران اين باشد که چه موقع به خواسته‏ ي خود مي‏رسد و از دعا کردن خسته نشود، زيرا موقعيتي است بزرگ براي اينکه با خداي بزرگ و متعال باشد.» پس صبر پيشه کن و در طلب حلال باش و پيوند خويشي را محکم نما و بر حذر باش از نشان دادن دشمني آشکار با مردم، زيرا ما خاندان پيامبر مي‏ پيونديم به کسي که از ما بريده است و خوبي مي‏ کنيم به کسي که به ما بدي کرده است. از اين رو به خدا سوگند، نتيجه‏ي آن را خوب مي‏بينيم. هنگامي که نعمتهاي انسان زياد شد، او در خطر است، زيرا وظايفي بر او واجب مي‏شود و از اين طريق آزمايش شده و مورد امتحان الهي قرار مي‏گيرد. به من بگو که اگر من بعضي از کلمات را به تو بگويم به آنها اعتماد مي‏کني؟
احمد پاسخ داد: فدايت گردم، اگر من به تو اعتماد نکنم پس به چه کسي اعتماد کنم؟ تو حجت خدا بر مخلوقاتش هستي.
امام پاسخ داد: بنابراين بايد بيشتر به خدا اعتماد داشته باشيد، زيرا شما او را ملاقات مي‏کنيد. آيا خداي تبارک و تعالي نگفته است: «و چون بندگانم درباره‏ي من از تو سؤال کنند، من مطمئناً به آنان خيلي نزديکم. من دعاي آنها را پاسخ مي‏دهم وقتي آنها مرا بخوانند»(1) آيا او نگفته است: «از رحمت خدا مأيوس نباشيد»(2) و آيا او نگفته است: «خدا وعده کرده است که شما را مورد عفو و بخشش قرار دهد»(3) بنابراين بايد به خدا بيش از هر کس ديگري اعتماد داشته باشي. جايي در جان شما جز خوبي نيست و شما آمرزيده خواهيد شد.(4) امام عللي را که مانع دعا و تأخير در استجابت آن مي‏ شود، تذکر داده و به علاوه اصرار کرده است به مسلمانان که از اخلاق اهل‏ بيت پيامبر عليهم‏السلام پيروي کنند.

شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۰۶

قبر مادر و همسر امام‌رضا(ع) کجاست+عکس

به گزارش مهر، همیشه شنیده بودیم که قبر مادر و همسر امام رضا (ع) در مدینه منوره است. با کلی پرس‌وجو از اهالی شهر پیامبر به قبرستانی رسیدیم که دور تا دور آن دیوار کشیده شده و بر روی آنها نیز دل‌نوشته‌های فراوانی به یادگار مانده است.


محل دفن مادر امام رضا (ع) در مدینه منوره

می‌گویند اینجا قبر مادر امام هشتم شیعیان است و روایت‌ها وجود دارد؛ قبرستان متروکه‌ای که در خیابان العوالی یا علی ابن ابی طالب مدینه منوره که بیشتر شیعیان در این منطقه سکونت دارند، واقع شده است.

در این میان، روایت است مشربه ام ابراهیم، خانه‌ای بود که پیامبر اسلام(ص) یکی از همسرانش را در آن سکنی داد. مادر ابراهیم برای اینکه از حسادت دیگر زنان پیامبر (ص) که پسر به دنیا نیاورده بودند، دور باشد به این منطقه دور از مسجد النبی منتقل شد.

پدر امام رضا(ع) موسی بن جعفر هفتمین امام شیعیان و مادرش طبق روایات مختلف نام‌ها، کنیه‌ها و لقب‌های "ام‌البنین، نجمه، سکن و تکتم" را دارد. زادگاه علی بن موسی شهر مدینه بود و در توس درگذشت.

سبیکه نام همسر علی بن رضا (امام هشتم شیعیان) و مادر محمد تقی (امام نهم شیعیان) است که براساس برخی روایت، قبر وی نیز در مدینه منوره است، علی بن رضا او را "خیزران" نامید. از جمله نام‌های او سبیکه‏، سکن مریسیه‏، نوبیه، سکینه (احتمالا صورت تصحیف شده سبیکه)، خیزران (نامی که علی بن رضا به او داد)، دُرّه (نامش به هنگام کنیزی و پیش از ازدواج)، ریحان و قبطی و مکنی به «ام‌الحسن» است.

سبیکه مادر امام جواد در آفریقا زندگی می‌کرد و از روستایی در مصر به نام مِریسه بود. او از خاندان ماریه قبطیه مادر ابراهیم (پسر پیامبر اسلام) بود. سبیکه یکی از زنان نمونه در اسلام بود. به گفته‌ علی‌بن موسی‌الرضا او در فضایل اخلاقی بسیار شبیه مریم بوده ‌است. به هنگام رفتن علی بن رضا از مدینه، او همسر و فرزندانش را با خود نبرد و آن‌ها در مدینه ماندند. بر اساس شواهد، قبر سبیکه در مدینه است، هرچند که کمبود منابع مانع قطعیت در این موضوع است.

همچنین بنا به برخی اسناد و روایت‌های محلی در جمهوری آذربایجان، زیارتگاه و مسجد "بی بی حکیمه" که در جمهوری آذربایجان واقع شده، خواهر امام رضا (ع) بوده است.
مسجد بی بی حکیمه در جمهوری آذربایجان

این زیارتگاه دقیقا در منطقه شیخ اف و در بخش جنوبی شهر باکو و در جاده بزرگ آستارا- باکو قرار دارد.  این مسجد سه ضلعی است. روایتهای محلی حاکی از آن است که دختر امام رضا(ع) برای تبلیغ دین اسلام در قرن هفتم به باکو رفتند. نقشه و نگار مناره و زریح توسط ایرانی‌ها صورت گرفته است. روایت است که در این زیارتگاه "بی بی حکیمه" و سه نوه امام موسی کاظم(ع) دفن شده اند.

جمعه ۱۵ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۰۰

باور مهدوی در کلام رضوی (علیه السلام)

ای دعبل ! امام پس از من فرزندم محمد و پس از محمد فرزندش علی و پس از علی فرزندش حسن و پس از حسن فرزندش حجت قائم است . همو که در غیبتش انتظار کشیده می شود و در ظهورش اطاعت می گردد . اگر از [ عمر ] دنیا یک روز بیشتر باقی نمانده باشد خداوند عزّوجلّ آن روز را آن قدر طولانی می کند تا او قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند همچنانکه از جور و ستم پر شده بود.7

 

مجموعه مربوطه امام مهدی (ع)
پنجشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۲۱

قصه شتری كه به حرم پناه آورد

جهان- شاید چندین مرتبه از زبان ریش سفیدان اطرافتان، قصه شتری را شنیده باشید كه از دست سلاخان گریخت و به حرم امام هشتم علیه السلام پناه آورد و پای پنجره فولاد گریست.

حاج نصر الله حسین زاده صاحب همان شتر است كه اینك دربان كشیك پنجم آستان قدس رضوی می‌باشد. از آنجا كه ماجرای آن شتر پناهنده و چند و چون پس از آن به نظر ما جالب آمد، خاطرات ایشان را بیان می‌کنیم. حاج نصرالله اینطور آغاز می‌كند:

از قهرمانان و پیش كسوتان ورزشی كشتی هستم كه شغل اصلی‌ام دامپروری است . 26 سال بیش دوازده شتر را كه از كشور افغانستان به ایران آورده بودند، برای كشتارگاه خریداری كرده همان روز با چند تن دیگر شروع كردیم به علامت گذاری روی شترها اما وقتی به آخرین آنها كه بسیار فربه و چاق هم بود رسیدیم، به دلیل نا آرامی او موفق به گذاشتن علامت نشدیم .

صبح روز بعد همین شتر را همراه با سه تای دیگر به كشتارگاه فرستادیم . آنجا دو تا را كشتند و دو تای دیگر از سلاخ خانه به طرف پنجره پایین خیابان گریختند. سر پنجره یكی از آنها به سمت خیابان نخ‌ریسی و دیگری به سوی حرم مطهر حركت كرد. حاج سید حسینی یكی از دربانان صحن عتیق می‌گفت: هنگامی كه شتر وارد حرم شد، با قدم‌های آهسته گام برداشت. سه دور اطراف سقاخانه چرخید و بعد رفت و به آرامی جلوی پنجره فولاد زانو زد و پس از سر و صدای زیاد چنان اشك ریخت كه از یك شتر بعید می‌نمود .

وقتی همان دربان، شالی سبز بر گردن شتر انداخت و به دنبال خود كشانید، شتر مانند آهویی رام شده با او همراه شد و مردم هم گروه گروه به دنبالش رفتند .

از این قضیه كه آگاه شدم شتر را به حال خود رها كردم. دوازده روز گذشت تا این كه رئیس تشریفات آن زمان مرا احضار كرد و خواست بداند در مقابل شتر چه تقاضایی دارم . من هم به جای پول یا شتری دیگر، فقط درخواست حكم خدامی حرم مطهر را كردم . رئیس تشریفات هم تلفنی جریان را برای نایب التولیه بازگو كرد. او هم گفت: ساعت دوازده روز بعد به دفترش بروم . فردای آن روز راس همان ساعت نزد حسن زاهدی كه آن موقع استاندار بود، رفتم و او پس از سؤال و جواب درباره شغل و میزان ارادتم نسبت به ائمه، قول ارایه حكم خدامی را به من داد . یادم هست آنقدر از این قول او خوشحال شدم كه دیگر نفهمیدم پس، از آنچه گفت تشكر كردم و تقاضای خودم را نوشتم و به دفتردار دادم، او با خشونت گفت: چه كسی به تو اجازه داده چنین تقاضایی بنویسی؟ هنگامی كه جریان را به او گفتم تقاضایم را داخل كشوی میزش گذاشت و گفت روز بعد مراجعه كنم . فردای آن روز كه رفتم با تعجب دیدم برگه او را استاندار امضاء كرده است و نامم نیز در دفتر ثبت شده است . پس از ارایه مدارك به كارگزینی، گفتند: بروم و چهل روز دیگر مراجعه كنم .

خدا می‌داند در این مدت در دلم چه گذشت . بالاخره پس از پایان چهل روز به اداره آستانه رفتم، آنجا مرا به ارباب ارجاع دادند .

هنگامی كه سراغ وی رفتم گفتند: ارباب جلسه دارد. بنابراین مجبور شدم برگردم و داخل ماشین منتظر بمانم . برای گذراندن وقت، رادیو را روشن كردم . یك باره رادیو اعلام كرد به جای زاهدی، ولیان به استانداری منصوب شده است . همان موقع به شدت از اتفاقی كه در حال وقوع بود ناامید شدم . با خود تصور كردم حتما استاندار جدید تمام تصمیمات استاندار قدیم را لغو می‌كند و به هر حال كار را از دست رفته دیدم . خیلی ناراحت شدم و رفتم سر چهارراه نادری (چهارراه شهدا) ، رو به امام رضا علیه السلام ایستادم و گفتم: آقاجان این حكمی بود كه شما توسط شتر به من عنایت كردی. اما حالا دارد از دست می‌رود. خودت دوباره نظری كن تا درست شود. بعد به طرف میدان شهدا، كوچه حسین باشی كه مغازه داشتم حركت كردم . وقتی به مغازه رسیدم . كارگرمان نامه‌ای سربسته به من داد .

پرسیدم: این چیست؟

گفت: از آستانه آورده‌اند .

نامه را گرفتم ، به حرم رفتم و بسیار دعا كردم و سپاس گفتم .

شش ماه از خدامی گذشت كه همان مامور آورنده نامه مرا دید و گفت: حاجی! قدر این حكم را بدان چون زمانی امضا شد كه زاهدی دفتر كارش را ترك كرد تا به تهران برود . حتی رفت و به قصد فرودگاه داخل ماشین هم نشست . اما یك مرتبه پیاده شد، به دفتر كارش برگشت و دو نامه را امضاء كرد كه یكی از آنها همین حكم شما بود .

ـ آقای حسین زاده بالاخره مسؤولان آستان قدس با آن شتر چه كردند؟

او را به مزرعه نمونه آستان قدس بردند و حدود ده سال همانجا از او نگهداری نمودند . بعد هم قرار شد شتر را به طبس ببرند و آنقدر مواظبتش كنند تا به مرگ طبیعی بمیرد. ولی چنان این موضوع روی مردم اثر گذاشت كه حتی درباره آن شتر، شعرا از جمله دكتر قاسم رسا و همچنین مداحان، سروده‌های زیبایی خواندند .


ـ طی 25 سال خدمتتان آیا تاكنون شاهد كرامات دیگری هم از جانب امام رضا علیه السلام بوده‌اید؟
بله . البته باید بگویم كه هر چه دارم ، از عنایات آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام است و تا كنون هم هر چیزی از ایشان خواسته‌ام اجابت فرموده‌اند. یادم هست یك شب حرم را برای شستشو خلوت كرده بودند . من هم در امر نظافت شركت داشتم پس از اتمام كار هنگامی كه می‌خواستم از پایین پای حضرت خارج شوم رو به ضریح ایستادم و گفتم : یا امام رضا علیه السلام ! خودت می‌دانی چقدر آرزوی زیارت قبر جدت حضرت امام حسین علیه السلام را دارم . اكنون كه راه بسته است، خودت راه را باز كن و مرا به آرزویم برسان . بعد هم با همان زبان حال خارج شدم . مدتی گذشت این كه مسابقات كشتی آغاز شد و بنده را هم دعوت كردند تا به عنوان داور حضورداشته باشم . پس از آن هم ابلاغ نمودند كه برای ادامه مسابقات می‌توانید از بین دو كشور تركیه و عراق یكی را انتخاب كنید . من هم بدون تامل تركیه را برگزیدم. بعد از گذشت مدت كوتاهی یادم آمد، از امام رضا علیه السلام تقاضای زیارت قبر امام حسین علیه السلام را كرده‌ام . برگشتم و درخواستم را تغییر دادم و گفتم بنویسید من به عراق می‌روم . بالاخره همان سال موفق شدم به آرزوی دیرینه‌ام برسم و این یكی از بهترین خاطراتم در زمینه برخورداری از عنایات امام رضا علیه السلام بود .


ـ آیا تاكنون خودتان هم وسیله‌ای برای قبول خواسته‌های زوار شده‌اید؟

یك روز برای صرف غذا به مهمانخانه حضرت رفتم . پیش از خوردن غذا، فكر كردم بهتر است امروز غذایم را به یكی از زوار بدهم . بنابراین آن را برداشتم و از مهمانخانه خارج شدم . از زائران زیادی گذشتم و وارد صحن آزادی شدم . كنار یكی از غرفه‌ها چشمم به مرد جوانی افتاد كه همسر و فرزندش را همراهی می‌كرد.

جلو رفتم و پس از عرض سلام غذای حضرت را به عنوان تبرك به آنها دادم مرد جوان با تعجب پرسید: حاج آقا! چرا این غذا را به من می‌دهی؟

گفتم: مگر اشكالی دارد؟ این غذای متبرك حضرت است و من هم نیت كرده‌ام امروز خوراك خودم را به یك زائر بدهم .

مرد گفت: پس بگذارید جریانی را برای شما تعریف كنم .

سالهاست به مشهد مقدس مشرف می‌شوم و شاهد پذیرایی هزاران زائر در مهمانسرای حضرت هستم . اما متاسفانه تاكنون قسمت خودم و خانواده‌ام نشده است . به همین خاطر قبل از آمدن شما رو به امام هشتم علیه السلام گفتم: یا امام رضا علیه السلام خودت می‌دانی سالهاست آرزوی صرف یك لقمه از غذای متبرك شما را دارم . دوست داشتم قدری از این غذا نصیب من و خانواده‌ام می‌شد. ولی توفیق حاصل نمی‌شود . هنوز چند دقیقه بیشتر از تقاضایم نگذشته بود كه شما با این غذا نزد ما آمدید . به همین خاطر از كارتان تعجب كردم .

حالا هم واقعا از امام رضا علیه السلام متشكر هستم . از شنیدن حرف‌های آن زائر منقلب شدم . رو به امام رئوف ایستادم و او را سپاس گفتم كه مرا وسیله‌ای جهت رفع حاجت یكی از زوارش قرار داد .


- آقای حسین زاده با توجه به این كه عده زیادی از مومنان آرزوی خدمتگزاری حضرت را دارند، شما برای كسانی كه توفیق این خدمت را پیدا می‌كنند چه توصیه‌ای دارید؟
خیلی‌ها قدر این عمل خود را نمی‌دانند و بر آن به عنوان انجام یك تكلیف نگاه می‌كنند و از معنویت آن زیاد بهره‌مند نمی‌شوند . در حالی كه بعضی‌ها از تهران می‌آیند و علاوه بر خدمت، از این مكان مقدس بهره‌برداری معنوی هم می‌كنند. بنده معتقدم كسی كه به اینجا می‌آید . باید در درجه اول عاشق این مكان باشد و با امام هشتم علیه السلام ارتباط قلبی برقرار سازد و از ته دل برای آقا كار كند .

در ادامه این مطلب سروده دكتر قاسم رسا را درباره شتر پناهنده می‌آوریم .

ساربانی اشتری را صبحگاه

بهر كشتن برد در كشتارگاه

استر از مسلخ چو آهو می‌گریخت

تا برد بر ضامن آهو پناه

شد هراسان وارد صحن عتیق

ملتجی بر دادرس شد دادخواه

زد چو زانوی ادب را بر زمین

شه بر او افكند از رحمت نگاه

لطف سلطان بین كه تا پایان عمر

می‌چرد در سایه الطاف شاد

باز كن چشم یقین ای كوردل

كز یقین آیی برون از اشتباه

هر كه را نور ولایت در دل است

برد سوی كعبه، مقصود راه

كمتر از حیوان نئی ای دردمند

آنچه می‌خواهی از این درگه بخواه

كعبه دل‌ها بود شمس الشموس

خیره از نور جمالش مهر و ماه

بر فرازد چون رضا (ع) سر از شرف

هر كه سایه جبه بر این بارگاه

چندرسانه ای

آگهی

نشر موعود

آگهی

موعود نوجوان

آگهی

موعود

آگهی