اگر تا همین چند دهه پیش، دولتهاى اروپایى و آمریکایى به مدد یافتههاى علوم اجتماعى و با توسل به قوانینى هولناک، از تداوم نسل برخى از گروههاى نژادى و اجتماعى ممانعت به عمل مىآوردند، اما امروزه به مدد گسترش علم زیستشناسى و حوزه ژنتیک، جامعه به نحوى حساب شده به سوى نوعى حرکت بهنژادى جدید سوق داده مىشود که با نمونه تاریخىاش متفاوت مىنماید. در چنین شرایط جدیدى است که جامعه و نه دولت، به بازیگر اصلى این عرصه تبدیل مىشود.