موقعیت شما: نمایش گزینه ها بر اساس برچسب ها: سعید مستغاثی
دوشنبه ۰۸ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۳۵

خط باریک کابالا

فیلم با زندگی روزمره خانواده ای در تگزاس آمریکا و در دهه 50 میلادی به نام اوبراین آغاز می شود که از مرگ پسر 19 ساله شان با خبر می گردند و همین مرگ ما را از دریچه ذهن پسر بزرگ خانواده به نام جک (که اینک به عنوان یک آرشیتکت، در میان آسمانخراش ها و ساختمان های سر به فلک کشیده به سر می برد) به گذشته و مروری بر خاطرات تلخ و شیرین آن واد می سازد.

 

مجموعه مربوطه سینما
يكشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۱۷

نئو فراماسونری در عرصه جنگ نرم

تشکیلات فراماسونری معمولا در شرایطی که به تدریج پرده از رازهایش بر می افتد ، شروع به پوست اندازی و نو به نو شدن می نماید و خود طی برنامه هایی سیستماتیک شروع به افشاگری علیه سازمان قبلی که از حیض انتفاع افتاده و به اصطلاح دیگر سوخته به حساب می آید، می کند. این مسئله در طی دهه 1340 شمسی مقارن با دهه 60 میلادی نیز اتفاق افتاد.

مجموعه مربوطه فراماسونری
يكشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۱۱

ایرانیوم و تئوری توطئه

در دهه 90 صراحت آشکارتری در لحن هالیوود نسبت به مسلمانان به وجود آمد و هیولاهای دهه 80 بدل به تروریست‌های مسلمانی شدند که نابودی جوامع غربی را نشانه رفته بودند. فیلمی همچون "دروغ های حقیقی" جیمز کامرون در سال 1994 از جمله همین آثار بود. این نگاه بعد از سال 2000 رویکردی آخر‌الزمانی به خود گرفت و در فیلم‌های بسیاری نبرد نهایی اسلام و غرب به تصویر کشیده شد.

 

مجموعه مربوطه سینما
يكشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۳۶

تدارک سینمای غرب برای هزاره سوم

"...نسل اول کسانی بودند که در فضای یهودی تبار  هالیوود سعی می‌کردند ایمان خود را مخفی کنند. اگرچه همواره در این کارخانه رویا سازی، ساخت آثار اوانجلیکی از اهمیت خاصی در میان صاحبان کمپانی ها برخوردار بوده است. نسل دوم این بنیادگرایان، پس از 11 سپتامبر و ظهور نومحافظه‌کاران آمریکایی در کاخ سفید فرصت عرض اندام یافتند تا جایی که طی 4 سال گذشته(2001 تا 2005)در هر فصل اکران دست‌کم یک فیلم ایدئولوژیک با باورهای اوانجلیستی(آمیزه ای از پروتستانتیزم و آموزه های صهیونی آخرالزمانی که نبرد آرماگدون را از طریق برپایی اسراییل بزرگ راه حل نهایی می دانند) به چشم می‌خورد.

مجموعه مربوطه سینما
سه شنبه ۰۶ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۱۲

دهه سینمای آپوکالیپتیک

سینمای جهان در شرایطی به هزاره سوم قدم گذارد که در دهه 90 از هزاره دوم ، لااقل برای کسانی که با نگرش ایدئولوژیک این سینما چندان آشنایی نداشتند ، سمت و سوی عجیب و غریبی یافته بود. در این دهه ناگهان تعداد زیادی فیلم به روی پرده رفت که در آنها به نوعی پایان جهان یا آخرالزمان اشاره شده بود مبنی براینکه خطر یا فاجعه ای تکنولوژیک یا بیولوژیک یا شبه دینی و یا ماورایی ، جهان را به سوی نابودی یا حاکمیت فرد و یا گروهی شرور و خبیث می کشاند. در اغلب این دسته از فیلم ها یک منجی(که در این گونه فیلم ها بعضا با عنوان The One خطاب می شود)  به مقابله با آن خطر یا فاجعه برخاسته و دنیا را از شرش نجات می بخشید.

مجموعه مربوطه سینما
يكشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۴۷

جدال آخرالزمانی وسترنر شرقی

اما شاید ارائه چنین ایده و تفکر ایدئولوژیک از فیلمساز جوانی مانند "سنگمو لی"( کارگردان فیلم "راه جنگجو") بعید باشد، چراکه چنین فیلمی اولین تجربه بلند سینمایی اوست. اما وقتی دریابیم تهیه کننده فیلم ، "بری ام آزبرن" است که فیلم های آخرالزمانی مانند سه گانه "ارباب حلقه ها" و فیلمی همچون "ماتریکس" را تهیه کرده بوده و مشاور او در تهیه سه گانه "ارباب حلقه ها" یعنی اسکات رینولدز نیز فیلمنامه اصلی فیلم را نوشته ، بنابراین ساخت چنین اثری را در ادامه فیلم های قبلی منطقی ارزیابی خواهیم نمود.

 

مجموعه مربوطه سینما

سعيد مستغاثي

ساخت فيلم هايي كه مروج روابط بي بند و باري و زندگي لاابالي و نافي اخلاق و رفتار ايراني و اسلامي هستند ، تقريبا از اواسط دهه 70 و خصوصا پس از دوم خرداد 1376 باب شد كه بعدا به نام فيلم هاي دختر و پسري ناميده شدند و در آنها مي شد انواع و اقسام روابط عاشقانه مثلثي و مربعي و ذوزنقه اي و ضربدري را پيدا كرد. مي توان براساس آمار و اسناد ادعا كرد كه از سال 1376 به بعد و همراه به اصطلاح بازشدن جو فرهنگي -هنري جامعه و شكسته شدن بسياري از خطوط قرمز سالهاي قبل ، به جاي شكوفا شدن سينما خصوصا در حيطه سوژه ها و مسائل مختلف ، سينماي ايران دچار پس رفتي شد كه به اعتقاد بسياري از كارشناسان و منتقدان اين سينما ، پديده مبتذل و مذموم «فيلمفارسي» را به طور رسمي به عرصه سينماي ايران بازگرداند.
اينكه كرامت خانواده را بوسيله جنگ و جدال هاي ديرين رقباي عشقي يا روابط نامشروع تحت عنوان فريبنده آزادي همراه انواع و اقسام بي بند و باري و يا عشق هاي مثلثي و ضربدري زير علامت سوال بردند، اينكه بنيان خانواده را اغلب به دليل عشق هاي به اصطلاح غير افلاطوني، لرزان و متزلزل نشان دادند ، اينكه هرگونه تعهدات اخلاقي را در روابط اجتماعي كان لم يكن اعلام كردند و اينكه ...
فيلم هايي مثل «علف هاي هرز» ، «شوكران» ،«مردباراني » ، « عشق + 2 » ، «سياوش» ، «تيك» ، «شام آخر» ، «نگين» ، «خانه اي روي آب» ، «دنيا» ، «عروس خوش قدم» «واكنش پنجم» ، «خاكستري» ، «زندان زنان» «همكلاس» ، «عروسي مهتاب» ، «آب و آتش» «مارال» و...از جمله آثاري بودند كه به سبك و سياق آنچه گفته شد ، در ساخت فضاي ابتذال آن دوران سينماي ايران موثر واقع شدند.
نكته جالب اينكه در سال 76 و پس از پايان جشنواره فيلم فجر شانزدهم در حالي كه مرحوم سيف الله داد(معاونت وقت سينمايي) ، اصحاب رسانه را در سالن اجتماعات ساختمان سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي جمع كرده بود ، به آنها صريحا گفت كه بر جشنواره فجر آن سال ، ابتذال سايه افكنده بود و سپس همه را دعوت كرد تا با تشريك مساعي ، به مقابله با ابتذال يادشده برخيزند. متاسفانه بعد از آن هم، برخي فيلمسازان با سوء استفاده از فضاي ايجاد شده كه شكستن هر خط قرمزي را نوعي فضيلت مي نماياند ، هر چه بيشتر در گرداب فيلمفارسي و ابتذال فرو رفتند و اين غرق شدن تا آنجا پيش رفت كه 3 سال بعد در مراسم اختتاميه جشن خانه سينما ، مجيد مجيدي (دبير جشن) صراحتا از صداي پاي ابتذال سخن گفت . مجيدي 8 سال پس از آن نيز در اوايل دي ماه 1387 طي سخنراني در سمينار «نقد سينماي اجتماعي و سينماي ديني» در دانشگاه علامه طباطبايي ، كليت سينماي ايران طي دوران موسوم به اصلاحات را مبتذل خواند و گفت :
«...يكي از گله هاي من به آقاي خاتمي هم همين مساله بود، چرا كه علي رغم علاقه اي كه به شخصيت ايشان دارم، بايد بگويم كه در دوره ايشان علي رغم فضاي آزادي كه وجود داشت، چيزي جز ابتذال نصيب سينماي ما نشد.»
بنيامين نتانياهو نخست وزير فعلي رژيم صهيونيستي در سالگرد 11 سپتامبر و حادثه انهدام برج هاي دو قلوي نيويورك در جمع اعضاي يكي از تينك تنك هاي آمريكايي موسوم به «كميته اصلاح دولتي» سخنراني مهمي داشت كه در آن به نوعي استراتژي آتي ايالات متحده را تعيين مي كرد ، آن هم در شرايطي كه در هيچ مقام و منصب سياسي و يا نظامي نبود و تنها به عنوان يك استراتژيست اسرائيلي در آن جمع حضور داشت.
تيتر خبر آن سخنراني كه در تاريخ 12 سپتامبر 2002 توسط خبرگزاري يونايتدپرس مخابره شد اين بود:
«نتانياهو : ايالات متحده بايد با تلويزيون به ايران حمله كند!»
و در ادامه آمده بود : «...نخست وزير سابق اسرائيل [كه در آن زمان هنوز مجدداً نخست وزير نشده بود] از آمريكا خواست تا تغيير رژيم را در دو كشور عراق و ايران پي بگيرد و اين كار را در عراق با حمله نظامي و در ايران با پخش برنامه هاي تلويزيوني ماهواره اي با محتواي هرزگي انجام دهد.
وي گفت: جريان فرهنگ عاميانه غربي به داخل ايران، مي تواند منجر به براندازي جمهوري اسلامي شود.
بنيامين نتانياهو با اشاره به وجود هزاران ديش ماهواره در ايران، به «كميته اصلاح دولتي» [يك تينك تنك دولتي در آمريكا] گفت كه آمريكا مي تواند با پخش سريال هاي شبكه فاكس كه افراد زيباروي جوان را در وضعيت هاي متنوعي از برهنگي نشان مي دهند كه زندگي هاي فريبنده و مادي گرايانه دارند و رابطه هاي بي قيد جنسي برقرار مي كنند، يك انقلاب را عليه حكومت اين كشور برانگيزد...»(متن كامل اين سخنراني هنوز در اينترنت و وب سايت خبرگزاري يونايتد پرس قابل جست وجو است)
آمريكا حدود 6 ماه پس از اين رهنمود و راهكار صهيونيستي يعني در اواسط ماه مارس 2003 به عراق حمله نظامي كرد و از همان زمان ، طرح تاسيس شبكه هاي ويژه فيلم و سريال و شو و موسيقي را در دستور كار خود قرار داد كه امثال MBC فارسي ، فارسي وان تا شبكه «من و تو» از آن جمله هستند. قابل ذكر اينكه شبكه هايي همچون فارسي وان از جمله حلقات فاكس به شمار آمده كه نتانياهو سريال هاي آن را موجب فريب خانواده هاي ايراني دانسته بود!!
در واقع ره آورد سريال ها و فيلم هاي به ظاهر ملودرام و يا برنامه هاي سرگرمي اين شبكه ها براي خانواده مسلمان ايراني ، چيزي جز تبليغ و القاي نوعي سبك زندگي و رفتاري بي بندوبارانه ، لاابالي گرايانه، سبكسرانه و فارغ از اخلاق و منش اسلامي و ايراني نبوده و در يك كلام همه هّم و غمّشان را حقنه كردن نوعي سبك زندگي غرب زده ( با همه نابهنجاري هاي ارتباطي و رفتاري آن ) تشكيل داده و مي دهد.
نگاهي اجمالي به انواع و اقسام فيلم ها و سريال ها و حتي برنامه هاي ظاهرا سرگرم كننده اين شبكه ها نشان مي دهد كه در قريب به اتفاق آنها، اين موارد به چشم مي خورد :
روابط غير اخلاقي و نامشروع بين دختران و پسران و زنان و مردان نامحرم ( كه در فرهنگ ايراني و اسلامي به شدت برحرمت آن تاكيد شده ) ، نمايش لباس ها و پوشش هاي نامناسب و در واقع عرضه بي پرواي فرهنگ برهنگي ، تبليغ انواع و اقسام مسكرات و شرب خمر حتي در مهماني هاي ساده خانوادگي ، عقب مانده نشان دادن روابط و زندگي سنتي كه برپايه اخلاق و رفتارهاي مذهبي شكل مي گيرد ، مخدوش كردن تمامي حرمت ها و حريم هاي انساني ، تبليغ تجمل گرايي و زندگي هاي اشرافي به عنوان ايده آل و آرزوهاي بشري و ... و بالاخره جلوه دادن روابط و ضوابط ديني به عنوان قوانين و قواعد ارتجاعي و واپس گرا ( كه مجموع اين موارد همان به اجرا درآمدن رهنمودهاي بنيامين نتانياهو به حساب مي آيد) در واقع موتيف هاي تكرار شونده اي هستند كه در زمينه و پس زمينه و متن و حاشيه هر فيلم و سريال و شو و برنامه نمايشي آنها رويت مي شود.
اما به هرحال تكليف مخاطبين ايراني با اين شبكه ها و فيلم و سريال هايشان روشن است ، چراكه حتي خودباخته ترين افراد در قشر به اصطلاح روشنفكر هم آن را از جانب يك كشور يا نهاد و يا نيروي بيگانه و اجنبي دانسته و خط و مرزهاي خود را با آن حفظ مي كنند ، از همين روست كه برخي از اين شبكه ها سعي كردند با به اصطلاح ايرانيزه كردن بخشي از برنامه هايشان ، همذات پنداري بيشتر مخاطب ايراني را برانگيزانند. چرا كه به لحاظ رواني و روحي ، حضور كاراكتر و فرد ايراني در اين گونه برنامه ها ، مي تواند تا حدودي آن فاصله گذاري ياد شده را لااقل در همان قشر به ظاهر روشنفكر زائل نمايد.
اما متاسفانه افراط در مطرح نمودن برخي شبكه ها و سريال هاي ياد شده در بعضي نشريات ( البته با نيت نقد و تحليل) و همچنين ارائه برخي آمارهاي غلط از مخاطبين اين شبكه ها كه در كمال تاسف بعضا از سوي مراكز رسمي ارائه گرديد ، باعث شناخته شدن و رواج بيشتر اين كانال هاي مفسده آميز شد و در بخشي از بدنه رسانه اي و سينمايي كشور اين گونه القاء شد كه گويا گروه كثيري از مردم به اين قسم برنامه ها و سريال ها و شبكه ها علاقه مند هستند! ( از همان نوع تحليل هاي غير واقعي نهادهاي استراتژيست غرب كه كليت مردم ايران را برپايه اطلاعاتشان از اقليت محدود شبه روشنفكر و به اصطلاح متجدد ارزيابي مي كنند و از همين رو و پس از گذشت سالها هنوز شناخت درست و واقعي از ملت مسلمان ايران به دست نياورده اند!!)
يعني در واقع عناصر رسانه اي همان قشر اقليت شبه روشنفكر ( كه همواره گوش جان به القائات رسانه هاي معلوم الحال آن سوي آب بسته اند ) براساس همين تصور و توهم ، فكر كردند كه اگر به سبك و سياق برنامه و سريال هاي شبكه هاي مزبور ، فيلم بسازند ، مخاطبان بيشتري را به خود جلب كرده و البته احيانا بعضي از شيفته ترين شان هم خواستند كه براي زدودن فرهنگ ارتجاعي و سنتي اين مردم ! و رواج روابط مترقيانه و زندگي متجدد غربي !! قدمي بردارند!!!
برهمين اساس روند ابتذال گرايي كه طي سالهاي پس از به اصطلاح دوران اصلاحات ، بعضا با وقفه هاي كوتاهي مواجه گرديده بود ، مجددا در يكي دو سال اخير اوج گرفته و به روندي سيستماتيك بدل شده است. چراكه متاسفانه ايجاد برخي خطوط ضد ارزشي به گونه اي جريان وار در دسته اي از آثار توليدي ( كه كم هم نيستند) مشاهده مي شود. به نظر مي آيد ساده انگاري و كج فهمي و عدم درك درست از مخاطب ايراني باعث شد تا برخي از همين فيلمسازان در سايه تسامح و تساهل بعضي مديران سينمايي ، همان شبكه هاي مذموم ياد شده را نصب العين خود قرار داده و خواسته يا ناخواسته به كپي كردن سريال ها و فيلم هايشان بپردازند و با ايرانيزه نمودن آن، كاري را انجام دهند كه برنامه سازان و سريال پردازان آن سوي آب با صرف هزينه هاي هنگفت در صدد انجامش بوده و هستند.
مصداق اين مدعا را در جشنواره بيست و نهم فيلم فجر بعينه مي شد رويت كرد كه اينك همان فيلم ها به ترتيب بر اكران عمومي سينماهاي اين مملكت نقش مي بندند و فيلم «سعادت آباد » يكي از همان نمونه هاست. فيلمي كه با قصه اي از مثلث هاي عشقي و ارتباطات نامشروع و نمايش شرب خمر و روابط نابهنجار 3 زوج ، در واقع ترجماني وطني از همان سريال هاي معروفه شبكه هاي ذكر شده را در برابر چشمان مخاطب ايراني قرار مي دهد و البته توجيه آن هم بارها و بارها تكرار شده كه :
« ما مي خواهيم مخاطب ايراني را از آن شبكه هاي بيگانه جدا كرده و خودمان همان خوراكي را كه در آن كانال ها مي جويد ، در اختيارش بگذاريم. يا همان خوراك هاي هنري را با فضايي استريليزه به خوردشان مي دهيم!!»
اين توجيه هم كه فضاي نابهنجار طبقه متوسط مرفه يا متجدد و يا روشنفكر را در اين فيلم به نمايش گذارده ايم نيز عذر بدتر از گناه است كه هم توهيني به طبقه مذكور تلقي شده و هم به دليل آنكه تصويري مثبت از هيچ خانواده ايراني در فيلم فوق ديده نمي شود، به آساني و با تحليلي ساده مي توان آن را به كل جامعه تسري داد! تصويري سياه از خانواده و جامعه ايراني كه به شدت هويت مردم اين مرز و بوم را خدشه دار مي سازد.
اما همه ماجراي جشنواره 29 فجر و اكران امسال به فيلم «سعادت آباد» ختم نمي شود و اين قصه سر دراز دارد كه تنها بخشي از آن را به اجمال مرور مي نماييم. اين در حالي است كه پيش از برگزاري جشنواره ياد شده معاونت محترم سينمايي با قطعيت ، به خانواده هاي ايراني اطمينان داده بود كه از جهت سالم بودن فضاي سينما با خيال راحت به تماشاي آثار جشنواره فيلم فجر بروند. گويا متاسفانه ايشان اغلب اين فيلم ها را مشاهده نكرده و يا به نظر و توصيه مشاوران بسنده نموده بودند، چراكه حداقل بسياري از آثار ايراني به نمايش درآمده در جشنواره مذكور ، فضاي سالمي براي خانواده هاي مسلمان ايراني به همراه نداشتند و در اين دسته فيلم ها به شدت روابط غيراخلاقي و نامشروع مابين زن و مرد و دختر و پسر و همچنين كاربرد كلام و عبارات مبتذل و مستهجن جنسي(كه زبان از بازگويي بعضي آنها شرم دارد) جاري بود!
از جمله مصاديق مورد بحث ما مي توان به موارد زير اشاره كرد :
-ارتباط عشقي و غير شرعي دختري با يك مرد ميانسال از يك سو و جواني احساساتي از سوي ديگر كه منجر به خلوت ايشان با نامحرم در منزل شخصي نامبرده مي شود در فيلم «پرتقال خوني» .
-عادي جلوه دادن روابط غير اخلاقي و خلوت با نامحرم و رواج اباحه گري در فيلم «يكي از ما دو نفر»، اينكه برخلاف دستورات ديني مي توان با يك مرد نامحرم روابط نزديك و خصوصي و آزاد داشت و به اصطلاح آلوده هم نشد!! ( زير علامت سوال بردن محرمات دين )
-ارتباط نامشروع يك راننده آژانس با دو زن از مشتريانش ( كه يكي از آنها گويا رابطه اي مشروع يا نامشروع با مرد ديگري دارد) در فيلم «چيزهايي هست كه نمي داني» ،
-رابطه نامشروع مالك يك آموزشگاه هنري با منشي خود و خلوت كردن با وي در محيط آموزشگاه، در حالي كه همسر معتادش به اعتراض آمده و سپس همراه شدن با جماعتي مست و سرخوش و خياباني همراه يك پليس قلابي براي سركيسه كردن مردم در فيلم «اسب حيوان نجيبي است» كه سرشار از شوخي ها و ديالوگ هاي مستهجن جنسي بوده و فضايي از فساد و فحشاء را در شكلي مثبت به نمايش مي گذارد .
-نمايش فضايي بي بند و بار همراه شوخي هاي مبتذل و جنسي در فيلم «ورود آقايان ممنوع» همراه با استهزاء برخي محدوديت هاي شرعي و عرفي ، فضايي كه چند سالي است در محصولات كمپاني ديزني با رويكرد نمايش روابط بي بندبارانه ولاابالي گرايانه در مدارس ، غالب شده است.
-نمايش فساد و فحشاء دختران و پسران فراري و پااندازي هاي نامشروع و طرح نوعي از تعليم و تربيت مغاير با آموزش و پرورش سنتي و اسلامي در فيلم «مرهم» كه اگرچه در انتها نشان مي دهد سر دختر فراري به سنگ مي خورد ولي نزد خانواده اش برنگشته بلكه به مادربزرگي پناه مي آورد كه علاوه بر اعمال نوعي روش تربيتي ليبرالي، خود نيز از يك زندگي سنتي به مصالحه با دوست طاغوتي اش(به گفته خود او) روي مي آورد.
-عشقي كه از درون يك سري اعمال و رفتارهاي ساختارشكنانه اجتماعي سربرمي آورد در فيلم «آفريقا» .
-روابط غيراخلاقي در يك داستان
شبه رابين هودي با پاياني سياه و تلخ در فيلم «ندارها» .
-شبيه اين نوع رابطه غيراخلاقي و ساختارشكنانه اجتماعي همراه با روابط نامشروع پنهاني ديگر در فيلم «شش نفر زير باران» .
-روابط نامشروع دختري با پولداري عياش در فيلم «آقا يوسف» -كه بدون اطلاع پدرش با وي خلوت دارد - برهم زدن سنت هاي اسلامي و شرعي خواستگاري و ازدواج در فيلم «گزارش يك جشن» و اختلاط غير مشروع دختران و پسران جوان به بهانه آشنايي .
-شوخي هاي زشت زن هاي يك خانواده سنتي در فيلم «يه حبه قند» كه افت اخلاقي را به خانواده هاي سنتي ايراني نيز مي كشاند و ...
...و اينها تنها بخشي از فضاي اباحه گري اين دسته از فيلم هاي نمايش داده شده در جشنواره بيست و نهم ( يعني توليدات سال 1389 و اكران سال 1390 سينماي ايران ) بود بدان گونه كه برخي به طنز و مطايبه مي گفتند ، ديگر نيازي به شبكه فارسي وان نيست و گردانندگان آن شبكه مبتذل مي توانند نمونه هاي ايراني سريالهاي كلمبيايي و كره اي خود را در سينماي ايران پيدا نمايند!!
شنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۰۶:۱۷

در جستجوی خون آشامان ضد مسیح

"کشیش" یک فیلم پست آپوکالیپتیک یا پسا آخرالزمانی است که برخلاف سایر آثار مشابه ، دوران ثبات پس از جنگ آخرالزمان را به تصویر می کشد که بشر در حال بازیافت زندگی گذشته خود است اما مجددا مورد هجوم نیروی شر ( در این فیلم خون آشامان ) قرار گرفته و آرماگدونی دیگر را در برابر خویش می بیند.

 

مجموعه مربوطه سینما
دوشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۳۵

The Rite، جن گیری با رویکرد آخرالزمانی

اگرچه گروهی از شیطان پرستان آمریکا ، فیلم"بچه رزماری" را افشای اسرار فرقه شیطان پرستی به شمار آورده و در یک عملیات تکان دهنده به خانه رومن پولانسکی حمله برده و در غیاب وی ، همسر باردارش (شارون تیت) را به طرز فجیعی به قتل رساندند اما گروهی دیگر ، فیلم یاد شده را اعلام موجودیت فرقه شیطان پرستی دانستند. چرا که یکی از سرکردگان این فرقه به نام آنتوان لاوی در افتتاحیه فیلم شرکت داشت و در واقع عملیات قتل شارون تیت ، یک ابراز وجود و قدرت نمایی از سوی شیطان پرستان جامعه آمریکا به حساب آمد.

مجموعه مربوطه سینما
يكشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۲۳

نگاهی به فیلم "کتاب ایلای"

از همین جا می توان عمق تفکر اوانجلیستی / کابالیستی حاکم بر فیلم را دریافت . چراکه اگرچه کتاب مقدس برخی فرقه های پروتستانی با عهد قدیم یا همان تورات آغاز می شود اما امروزه تنها کتاب ظاهرا مذهبی که با تورات شروع شده و سپس با عهد جدید ادامه یافته و با مکاشفات آخرالزمانی یوحنا پایان می یابد ، انجیل اوانجلیکی است که باورها و اعتقادات آرماگدونی را مبنی بر جنگ فاجعه بار آخرالزمان نشر می دهد و اعتقادات جنگ طلبانه و ضد بشری این فرقه صهیونیستی که همراه صهیونیست های یهودی برای برپایی حکومت جهانی صهیون با مرکزیت اسراییل طرح و نقشه های تجاوزکارانه خطرناکی را در دستور کار خود قرار داده و اینک بر غرب صلیبی از جمله ایالات متحده آمریکا تسلط سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کامل دارند را تبلیغ می نماید.

 

مجموعه مربوطه سینما
ابتدا
قبلی
1
صفحه 1 از 2

چندرسانه ای

آگهی

نشر موعود

آگهی

موعود نوجوان

آگهی

موعود

آگهی