بازیگران اصلی منطقه خاورمیانه کدام کشورها و جریان ها هستند؟ چه مختصاتی دارند و جایگاهشان در بازی قدرت در خاورمیانه کجاست؟
این ها سوالاتی هستند که عصرایران در نوشتار حاضر بدان می پردازد تا چهره ای ملموس از خاورمیانه را ترسیم نماید.
الگویی که برای شناخت بازیگران خاورمیانه و تحلیل رفتار آنها در نظر گرفته ایم این است که نخست به معرفی بازیگران مطرح در خاورمیانه می پردازیم و سپس در قالب مهم ترین پرونده های مطرح در منطقه به تحلیل رفتار این بازیگران می پردازیم.
الف)ساختار شناسی بازیگران
بازیگران اصلی در صحنه خاورمیانه به لحاظ ساختاری به سه مجموعه کلی تقسیم بندی می شوند که در چهار سطح عمده "همکاری، تقابل، رقابت و ائتلاف" در حال تعامل با یکدیگر هستند.
مانند همه جای دنیا ، دولت ها و سازمانهای بین المللی به ترتیب اصلی ترین بازیگران فعال در خاورمیانه هستند که هر کدام به دو دسته عمده منطقه ای و فرامنطقه ای تقسیم می شوند.
بازیگران غیر دولتی (سیاسی-نظامی) یکی دیگر از فعالان اصلی عرصه خاورمیانه به شمار می روند که تاثیرات جدی بر سطوح تعاملات از خود برجای می گذارند.با این تفاصیل می توان بازیگران اصلی خاورمیانه را به شرح ذیل معرفی کرد:
1)دولت ها
کشورهای ایران، عربستان، ترکیه، مصر، عراق، سوریه و رژیم صهیونیستی به همراه پنج عضو دایم شورای امنیت عمده ترین دولت های بازیگر در صحنه خاورمیانه هستند.
با اینکه شرایط کنونی مصر،عراق و سوریه،تاثیر گذاری آنها را محدود کرده است، با این حال نمی توان از جایگاه بسیار مهم آنها در معادلات منطقه ای چشم پوشی کرد.
در خلاء ناشی از عدم حضور فعالانه این کشورها، قطر و امارات متحده عربی سعی می کنند نقش فعالانه ای در تحولات خاورمیانه ایفا نمایند که این حضور در دراز مدت و بازگشت سه گانه فوق به وزن واقعی خویش کمرنگ تر خواهد شد.
به جرأت می توان گفت که در حال حاضر ایران و عربستان،دو بازیگر اصلی خاورمیانه هستند که تعامل آنها از شکل "رقابت" به "تقابل نرم" رسیده است.
ترکیه نیز با چند دهه تاخیر و در سایه به قدرت رسیدن حزب اسلامگرای عدالت و توسعه در این کشور به صحنه اثربخشی در خاورمیانه بازگشته است.
همچنین نمی توان نقش رژیم صهیونیستی را در معادلات منطقه ای نادیده گرفت.این رژیم در بسیاری از موارد همواره یک طرف بحران است.بحران اعراب- اسراییل و پرونده سازش،پرونده هسته ای ایران و ... دو مقوله صلح و امنیت در خاورمیانه ارتباط مستقیمی به جایگاه رژیم صهیونیستی در معادلات منطقه دارد.
در محدوده دولت های فرامنطقه هم می توان ایالات متحده امریکا را اثرگذارترین دولت در خاورمیانه دانست. حفظ و کنترل امنیت انرژی در حوزه خلیج فارس و حفظ امنیت اسراییل دو اولویت اصلی واشنگتن در منطقه است.
روسیه و چین نیز پس از مدت ها غیبت در سایه پرونده هسته ای ایران و پرونده سوریه به صحنه بازی در منطقه بازگشته اند.
با این حال مسکو و پکن در حال باز تعریف منافع استراتژیک خویش در خاورمیانه اند.
انگلیس نیز سیاست خاورمیانه ای خویش را در سایه سیاست های ایالات متحده امریکا پیش می برد و فرانسه با توجه به سابقه گذشته اش نقش نسبتا فعالی در پرونده های مرتبط با لبنان و سوریه از خود نشان می دهد.
2)سازمان های بین المللی
اتحادیه عرب،شورای همکاری خلیج فارس و شورای امنیت سازمان ملل متحد عمده ترین سازمانهای بین المللی(منطقه ای-فرامنطقه ای)بازیگر در صحنه خاورمیانه به شمار می آیند.البته تاثیرگذاری این سازمان ها در تحولات خاورمیانه همواره در زیر سایه دولت ها و منافع آنها قرار می گیرد.به عنوان مثال نقش اتحادیه عرب در بحران اعراب و اسراییل بواسطه اختلافات جدی دولت های عربی و حمایت های غرب از اسراییل هیچگاه یک نقش جدی نبوده است
3)سازمان های غیر دولتی
در هیج جای دنیا نقش سازمانهای غیر دولتی به اندازه خاورمیانه برجسته نیست. منظور از این سازمان ها،NGOها با آن معنای مصطلح نیستند بلکه سازمان های سیاسی،شبه نظامی و یا تلفیقی از هر دو هستند که دارای ایدئولوژی خاص خود هستند.
اخوان المسلمین، گروه های مقاومت مانند حزب الله، حماس، القاعده، احزاب کرد مانند حزب دموکرات و اتحادیه میهنی کردستان عراق و حزب کارگران کردستان ترکیه و ... از بازیگران غیر دولتی فعال در صحنه خاورمیانه هستند.
البته باید توجه داشت وسعت،وزن و نفوذ این سازمان ها و حتی نقش هایی که ایفا می کنند بسیار با یکدیگر متفاوت است.برخی از این سازمانها مانند احزاب کرد عراق و حزب الله یا حماس با حفظ استقلال خویش در نظام سیاسی مشارکت دارند و برخی دیگر مانند القاعده و حزب کارگران کردستان ترکیه با نظام های سیاسی درگیر هستند.برخی از این سازمان ها مانند اخوان المسلمین و القاعده دارای وسعت گسترده ای هستند و برخی دیگر مانند حزب الله لبنان با وجود وسعت جغرافیایی کم از وزن و نفوذ بسیار بالایی در معادلات منطقه ای برخوردارند.
ب)رفتار شناسی بازیگران
برای تسهیل شناخت رفتار بازیگران عمده خاورمیانه و تحلیل این رفتارها،چند پرونده مهمی که در منطقه مطرح هستند را بررسی می کنیم.
این پرونده ها عبارتند از:پرونده انرژی و امنیت خلیج فارس ،پرونده بحران اعراب و اسراییل،پرونده عراق و آینده فرایند سیاسی این کشور و پرونده تحولات اخیر کشورهای عربی.
برخی از این پرونده ها مانند پرونده هسته ای ایران و پرونده انرژی و امنیت خلیج فارس دارای ابعاد بین المللی هستند با این حال بازیگران این پرونده ها در قالب ساختار بازیگران عمده خاورمیانه قابل طبقه بندی هستند.
پرونده های خاورمیانه
در خاورمیانه هیچ پرونده بی اهمیتی وجود ندارد چرا که جایگاه خاورمیانه برای جهان مانند نیویورک برای ایالات متحده امریکا است.پرونده هایی که روی میز خاورمیانه باز هستند عمدتا دارای ابعاد بین المللی هستند و سرنوشت آنها،تاثیرات مستقیمی بر صلح و امنیت جهانی دارد.به عنوان مثال پرونده انرژی در خلیج فارس را در نظر بگیرید.حتی یک خلل کوچک در امنیت صدور نفت نیز می تواند به معنای یک شوک جدی به اقتصاد جهانی و بازارهای مالی دنیا باشد.پرونده هایی مانند پرونده بحرین یا عراق نیز وجود دارند که دارای ابعاد منطقه ای هستند و به لحاظ اهمیت پس از پرونده های بین المللی خاورمیانه قرار می گیرند.البته باید توجه داشت که از نگاه بازیگران عمده، همه این پرونده ها به نحوی به یکدیگر مرتبط هستند بنابراین برای تحلیل آنها باید از رویکرد نسبی استفاده کرد.
الف)پرونده انرژی
یکی از پرونده های حساس خاورمیانه و بطور مشخص حوزه خلیج فارس است که اهمیت حیاتی برای همه بازیگران منطقه دارد.هرگونه تهدید در امنیت انرژی می تواند امنیت کشورهای منطقه را تهدید کند و به سرعت تبدیل به یک شوک تمام عیار برای اقتصاد جهانی شود.
ایران یک طرف عمده این پرونده است چراکه 40 درصد جریان نفت جهان از تنگه ای به نام هرمز عبور می کند که کنترل آن طبق قوانین بین المللی بر عهده کشور شمالی خلیج فارس است.حضور ناوهای جنگی ایالات متحده در آب های خلیح فارس به سادگی نشان دهنده طرف عمده دیگر این پرونده است.با این حال باید سیاست مهار و کنارگذاشتن ایران از ترتیبات امنیتی خلیج فارس یک سیاست شکست خورده است چرا که با افزایش قدرت و نفوذ ایران در منطقه در دهه اخیر دیگر نمی توان تهران را نادیده گرفت.سیاست بیهوده حذف ایران از معادله انرژی جهان به معنای حذف یکی از پارامترهای اصلی این معادله است،سیاستی که باعث غیر قابل حل شدن این معادله خواهد گردید.
سرنوشت این پرونده با پرونده هسته ای ایران پیوند خورده است.به عنوان مثال تحریم نفتی ایران و یا تهدید ایران به حمله به مراکز هسته ای اش می تواند جریان صدور نفت از تنگه هرمز را با خطر جدی مواجه کند.بررسی سیاست های جمهوری اسلامی نشان می دهد که تحریم نفتی و تهاجم نظامی به تاسیسات هسته ای دو خط قرمز اصلی ایران است و عبور از این خطوط می تواند منجر به بسته شدن تنگه هرمز شود.
ب)پرونده هسته ای ایران
به جرات می توان گفت که پرونده هسته ایران یکی از مهم ترین پرونده هایی است که پس از فروپاشی نظام دوقطبی در سطح جامعه بین الملل مطرح شده است.نزدیک به یک دهه است که این پرونده، محور یکی از مهمترین مباحث جهانی را شکل می دهد.ایران به عنوان یک طرف اصلی این پرونده اعلام کرده که در قالب پیمان NPT و نظارت های آژانس بین المللی انرژی اتمی به دنبال دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای است.طرف دیگر این پرونده،گروه 1+5 شامل پنج عضو دایم شورای امنیت به اضافه آلمان است که البته بازیگر اصلی در این گروه بی تردید ایالات متحده امریکا نام دارد.
دستیابی به سلاح هسته ای در سایه قدرت فزاینده موشکی ایران،در ظاهر نگرانی عمده این گروه را تشکیل می دهد و تلاش های این گروه تا مدت ها برای دست کشیدن کامل تهران از برنامه هسته ای اش استوار بود. با اصرار ایران در برنامه هسته ای اش،تلاش ها بر روی اجبار ایران به عدم غنی سازی اورانیوم قرار گرفت.پس از عبور ایران از نقطه غیر قابل بازگشت ( دستیابی کامل ایران به تکنولوژی چرخه سوخت هسته ای و پیشرفت عملیاتی در این برنامه) مطالبات این گروه بر روی درصد غنی سازی ایران استوار شد.
روسیه و چین نیز سعی کرده اند از یک سوی با همراهی غرب در تحریم ایران و از سوی دیگر با مخالفت با تهاجم نظامی علیه تاسیسات اتمی ایران،زمینه لازم را برای حل و فصل دیپلماتیک این پرونده را فراهم آورند.
در همه این سال ها،سیاست تحریم اقتصادی و مالی در قالب تحریم های شورای امنیت و اتحادیه اروپا علیه ایران اعمال شده است در حالیکه سایه تهدید به جنگ همواره به عنوان یکی از گزینه های روی میز مطرح بوده که این موضع عمدتا از سوی ایالات متحده و بویژه اسراییل اتخاذ شده است.سیاستی که می تواند به نتایج مصیبت باری برای صلح و امنیت جهانی ختم شود.
در مراحل مختلف پرونده هسته ای ایران،ترکیه به عنوان بازیگر تسهیل کننده و اسراییل و عربستان سعودی به عنوان بازیگرانی بودند که از آنها به عنوان اهرم فشار علیه برنامه هسته ای ایران استفاده شده است.آنکارا با چراغ سبز واشنگتن سعی کرده امکان حل و فصل دیپلماتیک این پرونده را فراهم آورد.
اسراییل به این بهانه که تهران به دنبال دستیابی به سلاح هسته ای است و برنامه اتمی ایران یک تهدید وجودی برای این رژیم است سعی کرده علاوه بر تهدید به تهاجم به تاسیسات اتمی ایران،جامعه جهانی را علیه تهران بسیج کند.ریاض نیز با نگرانی از اینکه معادلات قدرت در منطقه با دستیابی ایران به انرژی هسته ای با سرعت زیادی به ضرر بلوک جنوبی خلیج فارس خواهد بود در گام اول با تشویق واشنگتن به برخورد نظامی با ایران و در گام دوم تحریک بازار نفت در تحریم ایران،سطح تعامل خویش با تهران را از "رقابت" در سال های گذشته به "تقابل نرم" تغییر داده است.
پس از اعتراف جهانی به اصل حق انکار ناپذیر ایران در مالکیت انرژی هسته ای و افزایش قدرت و نفوذ ایران در خاورمیانه برای تحت فشار قرار دادن ایران ،پرونده هسته ای تبدیل به عنوان همه پرونده های مطرح میان ایران و گروه 1+5 شد.به این معنی که در حال حاضر طرفین در سایه مذاکرات هسته ای،علاوه بر تلاش به توافق به میزان درصد غنی سازی توسط ایران،پرونده های مهم خویش را مطرح و درباره آنها مذاکره می کنند.
صرف نشستن قدرت های جهانی با ایران بر سر میز مذاکره بیش از آنکه بیانگر نگرانی آنها باشد،نشان دهنده این است که این قدرت ها پذیرفته اند که خاورمیانه بدون ایران وجود خارجی ندارد.بنابراین حل و فصل دیپلماتیک پرونده هسته ای ایران و دستیابی به یک نتیجه برد-برد می تواند به معنای ارتقای جایگاه ایران و به رسمیت شناختن کشورمان از سوی قدرت های جهانی به عنوان بزرگترین قدرت منطقه ای باشد.
هر چند طرفین مذاکرات پس از دور اخیر مذاکرات در استانبول نسبت به نتایج گفتگوها ابراز امیواری کرده اند اما بسیار زود است که درباره نتایج آن(حتی پس از مذاکرات بغداد) قضاوت کرد.چه اینکه بسیاری از پرونده های ذیربط به پرونده هسته ای شرایط گذرایی را طی می کنند و ذاتا نیاز به گذشت زمان دارندگذشت زمانی که به نفع ایران است.
ج)پرونده بحران اعراب و اسراییل
با عقب نشینی های پیاپی اتحادیه عرب و اکثریت دولت های عربی در قبال اسراییل آنچه از این"بحران پیر" بر روی کاغذ باقی مانده توافقنامه تبادل زمین بین تشکیلات خودگردان فلسطینی و اسراییل و دعوا بر سر شهرک هایی است که صهیونیست ها از آنها به عنوان واقعیت های روی زمین در مذاکرات سوء استفاده می کنند.اما در واقع برای هیچ یک از مسایل نهایی مانند سرنوشت بیت المقدس و بازگشت آوارگان راه حلی ارائه نشده است و اسراییل نیز به صراحت اعلام کرده که به پشت مرزهای 1967 باز نخواهد گشت و این یعنی هیچ!
به غیر از ایالات متحده به عنوان ناظر اصلی فرایند صلح خاورمیانه و اتحادیه اروپا و روسیه به عنوان اعضای کمیته چهارجانبه،دو محور اصلی از بازیگران حول این پرونده شکل یافته اند.تا پیش از تحولات اخیر عربی این دو محور با عناوین متعددی نظیر تعادل-رادیکال یا سازش-مقاومت خوانده می شدند که بیانگر دو جریان طرفدار صلح عربی با رژیم صهیونیستی با محوریت عربستان سعودی و جریان مخالف این روند با محوریت ایران است.
تا پیش از سقوط مبارک اعضاء کلیدی محور سازش عربی شامل عربستان،مصر،اردن و تشکیلات خودگران فلسطینی بود که پس از تحولات مصر این محور دچار ضربه شدیدی شد.اعضاء کلیدی محور مقاومت را ایران،سوریه،حزب الله لبنان و حماس تشکیل می دهند.با وجود اینکه تا پیش از آغاز تحولات عربی،تحولات عراق و لبنان باعث پیشروی این محور گردید اما آغاز بحران سوریه و نیز ایجاد اختلاف میان بخش هایی از حماس با متحدین خویش،این محور نیز دچار تزلزل گردید.به نظر می رسد نتایج انتخابات داخلی حماس و به حاشیه رفتن جریان خالد مشعل و به مرکز آمدن جریان نزدیک به اسماعیل هنیه و محمود الزهار،شکاف بوجود آمده میان حماس و سایر اعضاء محور مقاومت را ترمیم کند.
نقش ترکیه و قطر را می توان در یک راستا ارزیابی کرد.تفکیک سوریه از محور مقاومت و قطع ارتباط ایران و مقاومت لبنانی-فلسطینی از یک سوی و به حاشیه بردن عربستان سعودی در خاورمیانه ای که رهبری آن را ترکیه برعهده بگیرد.تلاشی که با وجود چراغ سبز امریکا تا کنون به نتیجه نرسیده است.در هر صورت برای پیش بینی آینده این محورها و پرونده بحران پیر باید بطور مشخص منتظر نتیجه بحران سوریه و انتخابات آینده ریاست جمهوری مصر را ماند.
د)پرونده عراق
برگزاری موفق اجلاس اتحادیه عرب ، آمادگی بغداد برای استقبال از مذاکرات ایران با گروه 1+5 و همچنین اعلام رغبت نخست وزیر عراق برای میانجیگری میان ایران و امارات بر سر جزایر سه گانه یک پیام واضح را به دنیای خارج مخابره می کند؛بغداد آماده بازگشت به صحنه خاورمیانه است.بازگشتی که تهران از آن حمایت می کند و ریاض-آنکارا را نگران می سازد.تهاجم اخیر اردوغان علیه مالکی و متهم ساختن نخست وزیر عراق به بحرانی کردن شرایط سیاسی عراق در چارچوب این نگرانی قابل درک است.
یکی از ویژگی های سیاسی عراق این است که با توجه به وجود احزاب و طوایف گوناگون،فرایند سیاسی این کشور دارای پارامترهای متعددی است که گاها تنظیم این فرایند را دشوار می سازد.اخباری که از داخل عراق و پس از اخراج طارق الهاشمی از معادله سیاسی این کشور شنیده می شود نشان می دهد که این فرایند نیازمند تنظیم مجدد است.
سید مقتدی صدر پس از بازگشت از ایران حامل چند پیام مشخص به مسعود بارزانی،رهبر اقلیم کردستان بود و چند تهدید بخاطر اینکه زمانی که به تهران آمده بود این پیام ها را به درستی درک نکرده بود.
1-تمامیت ارضی همسایه غربی،خط قرمز ایران است و عبور از این خط قرمز منجر به یک جنگ داخلی در کردستان عراق خواهد شد.
2-تهران تشکیل پایگاه جاسوسی اسراییل در اقلیم کردستان را اقدامی خصمانه علیه خود تلقی می کند و تنبیهات اخیر امنیتی-اقتصادی اقلیم کردستان اولین هشدار ایران است.
3-در شرایط کنونی منطقه،نوری مالکی خط قرمز ایران در برابر ترکیه و عربستان سعودی است و رهبر اقلیم کردستان نباید با آتش بازی کند.
4-مشکلات سیاسی عراق باید در داخل این کشور حل شود،طالبانی و صدر نه بایدن و اوغلو!
به نظر می رسد با حل جبری بحران سیاسی عراق به حساب طارق الهاشمی و ایاد علاوی،ضریب ثبات سیاسی در این کشور افزایش یابد.زمان بازگشت بغداد به نقشه سیاسی خاورمیانه زمان تسویه حساب با آنکارا و ریاض خواهد بود.
ه)پرونده سوریه
لیون بانیتا وزیر دفاع امریکا در آخرین اظهار نظر خویش در کنگره درباره بحران سوریه به دو نکته اساسی اشاره می کند.اولا شرایط سوریه با شرایط لیبی کاملا متفاوت است و ثانیا ده ها گروه مخالف نظام در سوریه وجود دارد که هیچ هماهنگی با یکدیگر ندارند.
بازیگران پرونده بحران سوریه آنقدر واضح هستند که نیازی به معرفی آنها نیست.تندترین مواضع علیه بشار اسد از آن عربستان سعودی و قطر است که بطور آشکار از راهکار مسلحانه حمایت می کنند با این حال تجربه نشان داده که برای حل بحران ها در خاورمیانه نباید بر روی راهکارهای عربی حساب باز کرد.مواضع ترکیه نیز تقریبا نرخ تغییر خود را حفظ کرده است از تهدید به دخالت نظامی در سوریه تا اعتراض به عملیات های مرزی ارتش سوریه!
آخرین شرایط میدانی پرونده سوریه را باید اینچنین توصیف کرد:
1-بحران سوریه از مرحله اسقاط نظام عبور کرده و در مرحله ازعاج آن قرار گرفته است.
2-هیچگونه اجماع جهانی، منطقه ای یا بین المللی، برای اسقاط یا ابقای نظام وجود ندارد.
3- ارتش سوریه هنوز چارچوب اصلی خویش را حفظ کرده و به بشار وفادار مانده است.
4-تحریم های اقتصادی و فشار های سیاسی علیه سوریه به دلیل حمایت های ایران،روسیه و چین تا کنون ناکارامد مانده است.
5-به دلیل عملیات های تروریستی و انتحاری،راهکار مسلحانه علیه نظام به عنوان یک بدیل،در میان اکثریت مردم سوریه و حتی بسیاری از مخالفین رژیم مقبولیت ندارد.
واقعیت های روی زمین ثابت می کند تا زمانی که یک اجماع و یا به عبارتی بهتر "معامله" بین طرفین منطقه ای و بین المللی دعوا صورت نپذیرد این کشور به ثبات سیاسی و امنیتی نخواهد رسید.طبیعی است که اولین شرط چنین معامله ای،مانند هر معامله دیگر،آشکار شدن برگه های بازی طرفین است.مصر برگ "آس" این معامله و ترکیه "علامت" آن خواهند بود.
عصر ایران، علی قادری
«مقتدی صدر» اظهار داشت: برادری عراق با کشورهای عربی و اسلامی به معنای پذیرش دخالت نیست زیرا دولت عراق همیشه مستقل بوده است و دخالت در امور و تصمیمات آن جایز نیست.
رهبر جریان صدر گفت: ایران و عراق 2روح در یک بدن هستند اما این به معنای عدم استقلال در تصمیم گیری نیست چرا که عراق همیشه کشوری مستقل است.
وی در پاسخ به پرسش یکی از طرفداران خود درباره مواضع جریان صدر نسبت به اظهارات اخیر "محمدرضا رحیمی" معاون اول رئیس جمهوری ایران مبنی بر اتحاد میان ایران و عراق گفت: ایران و عراق 2 روح در یک بدن هستند و این وضع در مورد کشورهای عربی و اسلامی نیز صدق می کند.
گفتنی است محمدرضا رحیمی اواخر ماه آوریل در دیدار با "نوری المالکی" نخست وزیر عراق گفته بود اتحاد کامل ایران و عراق می تواند قدرت بزرگی را در عرصه جهانی به وجود بیاورد.
محمد عسکری» سخنگوی وزارت کشور عراق اظهار داشت: ساعاتی پیش دو بمب کنترل شدە در شمال غربی شهر بغداد و در نزدیکی حسینیە "قمر بنی هاشم" در منطقە "حی الکاظمیە" منفجر شد.
وی در ادامه افزود: بر اثر این انفجار ٥ نفر به شهادت رسیده و ٢٠ تن دیگر زخمی شدند.
وضعیت امنیتی شهرهای عراق پس از آرامش نسبی کە بعد از خروج نظامیان اشغالگر آمریکایی ایجاد شدە بود ، در چند روز گذشتە مختل شدە است.
گفتنی است روز پنجشنبە نیز چندین انفجار در شهرهای بغداد، سامرا، بعقوبه و کرکوک دستکم 30 تن کشته و 146 زخمی بر جای گذاشت.
به گزارش «شیعه نیوز» ، کشور عراق از چند سال گذشته تاکنون شاهد موج گسترده حملات تروریستی و انتحاری عناصر حزب منحله بعث و القاعده ضد شهروندان عراقی به ویژه شیعیان بوده است. این حملات با حمایت مالی و تسلیحاتی برخی کشورهای عربی همسایه عراق از جمله عربستان و قطر و با هدف شعله ور ساختن آتش فتنه و طائفی و شکاف میان شیعیان و اهل سنت عراق صورت گرفته است.
در ادامه این سیاست، استان "دیالی" واقع در شمال بغداد از یک سال گذشته شاهد پدیدهی جدید تشدید فشار روانی گروههای ترورسیتی ضد شیعیان این استان و تهدید به قتل برای خروج آنان از این استان است که در طول یک سال اخیر افت و خیز هایی هم داشته است.
ارسال نامه های مشکوک و تهدید آمیز به منازل شیعیان بخشی از تهدیدات و فشارهای روانی گروههای تروریستی علیه شیعیان است. مقامات امنیتی عراق علی رغم گزارشات واصله از سوی مردم مبنی بر ارتکاب قتل، ایجاد فضای رعب و وحشت و ناامن برای شیعیان تا کنون واکنش مناسب و اقدامات بازدارندهای در قبال این پدیده انجام نداده اند.
بر همین اساس منابع امنیتی اعلام کردند: گروههای تروریستی مسلح، پنج شنبه هفته گذشته ـ 24 فروردین ماه ـ "یونس یوسف" شهروند شیعی ساکن دیالی و پنج نفر از افراد خانواده اش را در محله "مفرق" شهر بعقوبه واقع در استان دیالی به شهادت رساندند.
بر اساس این گزارش، "یونس یوسف" که از معتمدین این شهر بود به همراه خانواده اش بر اثر انفجار ناشی از بمب جاسازی شده توسط گروههای تروریستی درمقابل منزلش به شهادت رسید.
شهر بعقوبه و دیگر مناطق استان دیالی نیز از یک ماه گذشته شاهد بازگشت و یا تشدید ظهور پدیدهی تهدید به قتل شهروندان شیعه و انتشار شب نامه با محتوای طائفهگری و نیز نامه های تهدید آمیز هدفمند با هدف ایجاد ناامنی برای شیعیان و در نهایت خروج آنان از این استان صورت گرفته است.
شهروندان شیعی نیز با ارائه شکایت به محاکم قضایی خوستار مقابله با این پدیده شدند.
برخی از نمایندگان پارلمان عراق بازگشت این پدیده را با تلاش های طرفهای داخلی و منطقه ای برای تخریب وضعیت امنیتی در برخی از استان ها عراق و در راس آن دیالی که پایگاه مناسبی برای عناصر وابسته به القاعده و حزب منحله بعث به فرماندهی "عزت الدوری" است، مرتبط میدانند. به ویژه آنکه این عناصر تروریستی می توانند آتش خشونت ها و درگیریهای طائفهای را که تا نیمه های سال 2010 میلادی در عراق ادامه داشت، بار دیگر شعله ور سازند.
منابع آگاه معتقدند دیالی گزینه مناسبی است برای پروژه خطرناک امنیتی و سیاسی که عربستان و قطر و شاید ترکیه آن را طراحی کردهاند و مجریان آن "طارق الهاشمی"،معاون ریاست جمهوری عراق که متهم به دست داشتن در حوادث تروریستی است، و اطرافیان و حامیان وی هستند.
نتایج و پیامدهای سفر طارق الهاشمی به دوحه، ریاض و سپس به استانبول می تواند در قالب دور جدید عملیات های تروریستی طائفهای پدیدار شود.
اظهاراتی که مقامات قطری با ادعای دفاع از اهل سنت عراق منتشر کردهاند واکنش منفی اهل سنت عراق را به دنبال داشته است. چه اینکه اهل سنت عراق معتقدند دلسوزی و حمایت قطر از آنان دروغ بزرگ قطریهاست. بدین جهت که قطر پایگاه اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و موساد اسرائیل است و ادعای قطر برای حمایت از اهل سنت، شیعیان یا کردها و ترکها به صورت دقیق اجرای پروژه شیطانی امریکا و اسرائیل برای تجزیه و درهم شکستن عراق است. هم چنانکه این طرح در سوریه با مشارکت امریکا، دولتهای اروپایی، ترکیه و اردن در حال اجرا است و نتایج آن کاشتن بذر فتنه و طائفهگری و به دنبال آن تضعیف ثبات و امنیت و نیز کشتار و بی خانمان شدن شمار زیادی از شهروندان سوری بوده است.
نمایندگان پارلمان عراق، نخبگان و علمای عراق از دستگاههای امنیتی خواسته اند با اقدامات بازدارندهی سریع، مانع اجرای طرح سعودی ـ قطری که منجر به از بین رفتن ثبات و امنیت در عراق است شوند.
به گزارش مهر، یک مجله غربی با انتشار ویدئویی از زیر گرفتن یک زن عراقی در سال 2006 توسط کارکنان شرکت بلک واتر به جنایات وحشیانه آمریکا در این کشور پرداخت. مجله "هارپر" با پخش ویدئویی نوشت: کارمند سابق شرکت امنیتی خصوصی آمریکا در عراق (بلک واتر) در سال 2006 با اتومبیل خود زنی را زیر گرفته، دیگر خودروها را از جاده خارج کرده و به سوی خودروهای پشت چراغ قرمز تیراندازی کرده است.

این ویدئو که ضمیمه مقاله ای تحت عنوان "طبقه جنگ جو" به قلم "چارلز گلاس" منتشر شده، به مسئله افزایش شمار کارمندان شرکت امنیتی خصوصی آمریکا درعراق پرداخته است.
چارلز گلاس در این مقاله نوشته است: زنی که چادری سیاه و برقع بر چهره داشت، در حال عبور از خیابان بود که خوردوی کارکنان سابق بلک واتر با وی برخورد کرد و جسد بیهوش وی را به گوشه خیابان انداخت و رها کرد.
وی در ادامه نوشت: اتومبیل تنها برای چند ثانیه سرعت خود را کم کرد اما متوقف نشد و سرنشینان آن حتی پیاده نشدند ببینند که آیا فرد قربانی زنده است یا مرده.
چارلز گلاس در ادامه این گزارش می نویسد: با وجود آنکه فردی که در حال فیلمبرداری از زن عراقی بود گفت "آه خدای من" اما هیچ کس نشنید که برای نجات زن درخواست کمک کند.

وی گفت که در پایان فیلمی که به من نشان داده شد آمده است : در حمایت از امنیت، ثبات، آزادی و دموکراسی در همه جا".
درحالیکه آمریکا شعار آزادی و دموکراسی و حمایت از حقوق بشر را سر می دهد، انتشار این فیلم بار دیگر نشان داد که شرکت بلک واتر زندگی عراقی های بسیاری را به نابودی کشانده است.
کارکنان شرکت بلک واتر متهم به قتل 17 نفر از شهروندان عراقی هستند اما در سال 2009 درحالی که جامعه بین الملل در انتظار برخورد قاطع با متهمان پرونده کشتار مردم عراق بود دستگاه قضایی آمریکا، 5 متهم این پرونده را تبرئه کرد.
شرکت امنیتی بلک واتر برای تامین امنیت و حفظ نیروهای آمریکایی قراردادهایی را با وزارت خارجه آمریکا در افغانستان و عراق دارد و اخیرا نیز سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) با عقد قراردادی به ارزش 100 میلیون دلار مسئولیت حفاظت از نیروهای خود در افغانستان را به بلک واتر سپرد.
شرکت نظامی غیردولتی بلک واتر همکاریهای گسترده ای با واشنگتن در زمینه تامین امنیت شخصیتهای سیاسی آمریکا و مشارکت در جنگ عراق و افغانستان دارد.
منابع غربی اعلام کردند، جاسوسان رژیم اسرائیل از پایگاهی سری در شمال عراق علیه ایران فعالیت می کنند.
به گزارش العالم، روزنامه صهیونیستی "معاریو" امروز در خبری به نقل از منابع غربی نوشت: "جاسوسان اسرائیلی با نفوذ به خاک ایران، پیشرفت برنامه هسته ای ایران را زیر نظر می گیرند، و مدارکی را که ثابت می کند ایران به دنبال ارتقای تواناییهای هسته ای است، جمع آوری می کنند".
معاریو ادامه داد: "بر اساس گزارش روزنامه صاندی تایمز انگلیس، اسرائیل عناصر خود را از پایگاههایی که در عراق دارد، هدایت می کند".
این روزنامه نوشت: "جاسوسان اسرائیلی سطح پرتوزایی تأسیسات مختلف ایران را بررسی می کنند".
ادعای این روزنامه صهیونیستی به نقل از منابع غربی درحالی مطرح می شود که کلیه تأسیسات هسته ای ایران همواره به صورت مستقیم زیر نظر بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار دارد.
درحالیکه همه فعالیتهای هستهای رژیم صهیونیستی در تأسیسات و زرادخانه های این رژیم در اراضی اشغالی، کاملا مخفیانه و به دور از نظارت سازمانهای بین المللی صورت می گیرد؛ این رژیم و هم پیمانان غربی و منطقه ای آن، برای تحریف افکار عمومی و تحقق منافع خود، تلاش می کنند ایران را به انحراف از برنامه مسالمت آمیز هستهای خود متهم کنند.
شهرداري بخش الخالص استان ديالي عراق از كشف سه گور دسته جمعي در داخل اردوگاه گروهك تروريستي منافقين موسوم به اردوگاه اشرف در اين استان خبر داد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری، بازسازی و توسعه و عمران حرمین امامین عسکریین در سامرا با سرعت ادامه دارد. هنرمندان از گوشه و کنار عراق ، ایران و دیگر کشورهای اسلامی ، همه توان و ذوق خود را برای بازسازی دوباره حرم درنهایت ذوق و سلیقه بکار گرفته اند و طبق نقشه ، حرم بسیار باشکوه تر از گذشته و وسیع تر نسبت به قبل خواهد بود.
اگر چه در بازسازی حرمین امامین عسکرین صاحب هنرهای بسیاری شرکت دارند ، اما محوریت کار با هنرمندان و استادکاران ایرانی و عراقی است . آیینه کاران و گچ بران از ایران ، بناهای با ذوق ایرانی و عراقی ، آهن کاران عراقی و پاکستانی و... همه و همه دست در دست هم دارند تا حرمین امامین عسکرین را بسیار با شکوه تر از گذشته بازسازی کنند.
در سرداب حرم ، جایی که حجت حق ، حضرت حجت بن الحسن عسکری (عج) دیده ها را در فراق خود نشاند ، بناهای ایرانی مشغول مقاوم سازی سرداب هستند . آنها باتزریق سیمان به بخش هایی ازدیوار سرداب ، به مستحکم سازی آن می پردازند . در جریان عملیات تروریستی سوم اسفند سال 1384 بخشی از سرداب نیز آسیب دید و آینه کاریهای آن از بین رفت.
دربازسازی ی دوباره حرم ، معماران ترجیح داده اند تا با اجرای راویز ، فضای جدیدی برای کار در سرداب بوجود بیاورند که ضمن مقاوم سازی دیوارهای آن ، امکان اجرای کارهای تزیینی را به بهترین شکل بر روی آن بدهد.
سرداب ، در بازسازی جاری تا میزان زیادی بازسازی شده است ،ولی نقطه ای که حضرت در آن از مقابل دیدگان غایب شدند ، با همان کاشی کاری های قدیمی آن و شکل محراب گونه اش ، باقی است و اطراف آن در دست بازسازی می باشد.
محوطه سازی حرم در همان حال که زائران برای زیارت مراقد شریف وارد و خارج می شوند ، در جریان است . در پیرامون محوطه حرم مقدار زیادی ضایعات ساختمانی به چشم می خورد . بخشی از این ضایعات ناشی از انفجار صورت گرفته در حرمین است و بخش دیگر ، ضایعاتی است که از کارهای در دست اجرا برای بازسازی ناشی شده است . این ضایعات با اتمام عملیات بازسازی جمع آوری و برای دفع به محل مناسبی انتقال خواهد یافت.
گنبد حرم دوباره سازی و کاشی کاری شده است و مناره ها در دست ساخت است و در طرح توسعه با اجرای سازه های فلزی مقاوم تر ، گنبد های جدیدی روی فضاهایی که در پیرامون حرم شریف در دست احداث است ، ایجاد می شود.
حرمین شریف امامین عسکریین و حضرت نرجس خاتون مادر گرامی امام زمان (عج) و حضرت حمیده خاتون هنوز فاقد ضریح است .
به دور مراقد شریف دیواری از جنس چوب قرار داده شده است و سه پنجره روی آن امکان رویت و زیارت قبور مطهر را می دهد.
آیینه کارها و کاشی کارهای ایرانی در محوطه حرم همه ی ذوق و سلیقه خود را به کار گرفته اند تا بهترین و عالی ترین کار خود را همراه با همه ی تجربیات به میدان عمل بیاورند و زیباترین یادگارها را از خود به جای بگذارند.
قبل از اینکه آیینه کاران به هنرنمایی خود با تکه های آیینه بپردازند و با قرار دادن آنها در کنار هم ، آثار بی بدیلی را خلق نمایند ، گچ کاران به بستر سازی کار می پردازندو آیینه کاران بدنبال آنها ، قطعات آیینه را با ظرافت و دقت بی نهایت کنار هم می چینند.
کارهای ساختمانی بازسازی حرم با وسعتی که برای آن در نظرگرفته شده است ، به نظر می رسد که فعلا باید ادامه یابد و نمی توان تاریخ نزدیکی را برای اتمام آن پیش بینی کرد ، اگر چه متولیان حرم بر این عقیده هستند که قادر خواهند بود تا دو و یا نهایت سه سال آینده ، بازسازی و توسعه حرم را به پایان ببرند.
در زیارت خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی حج از حرمین امامین عسکریین مشاهده شد که تقریبا کار آیینه کاری بخش هایی از رواق شمالی حرم به پایان رسیده و کار کاشی کاری و آیینه کاری دیگر بخش های حرم ادامه دارد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری، در بازسازی حرم نهایت تلاش شده است تا کار براساس نقشه های دقیق و منطبق با معماری اسلامی و تاریخی حرم صورت گیرد.
برای پذیرایی از هزاران زائری که همه روزه توفیق زیارت امامین عسکریین را پیدا می کنند ، میهمان خانه حرم تقریبا پیوسته فعالیت می کند. در بخش هایی از حرم و پیرامون آن که برای آمد و شد زائران در نظر گرفته شده است ، فعلا فقط تعداد محدودی مغازه وجود دارد که نیازهای عمومی زائران را عرضه می کنند ولذا وجود میهمان خانه برای پذیرایی از زائران ضروری بود.
برکت سفره امامین عسکریین آنقدر هست که همه روزه از تمامی زائران با غذای گرم پذیرایی شود.
شهر سامرا چهارمين شهر مقدس عراق است. ساختمان اين شهر که در 124 کيلومتري شمال بغداد و در سمت شرق رودخانه دجله قرار گرفته، به سال 221 هـ.ق بازميگردد. در اين سال محمدالمعتصم بالله فرزند هارونالرشيد پايتخت خلافت را از شهر بغداد به سامرا منتقل ساخت و تا سال 256 هـ.ق هشت خليفه از اين شهر حکمراني و خلافت نمودند. در اين سال المعتمد علي الله عباسي بار ديگر به بغداد بازگشت و آنجا را پايتخت خلافت قرار داد.
سامرا طي مدت سه دهه پايتختي، توسعه فراواني يافت و تعداد زيادي از کاخها و تفريحگاهها و مساجد در اين شهر ساخته شد. آنچه امروزه بر اهميت اين شهر ميافزايد، قرار داشتن بُقعه پاک دو امام معصوم و برخي از افراد خانواده ايشان ميباشد.
حرم مطهر امام دهم حضرت علي بن محمدالهادي عليه السلام (تاريخ شهادت: سال 254 هـ.ق) و امام يازدهم امام حسن بن علي عسکري عليه السلام (تاريخ شهادت: 260 هـ.ق) قلب شهر امروزي را تشکيل ميدهد، اين بقعه در دوران زندگاني دو امام عليهماالسلام خانه مسکوني آنان بود و پس از شهادت در آنجا دفن شدهاند.(1)
وجه تسميه سامرا
در متون تاريخي نام سامرا به گونههاي مختلفي ثبت شده است از جمله:
•1- سامرّاء؛
•2- سامراه؛
•3- سامره؛
•4- سراء؛
•5- سُرَّ من رأي؛
•6- سرور من رأي؛
•7- ساء من رأي.(2)
برخي از اين اسمها، چنان كه شرح آن رفت به واژه فارسي «سام راه» برميگردد. گفتهاند سام، پسر نوح آن را ساخته و يا از آن گذشته است و يا «سام را»؛ يعني شهري كه براي سام ساخته شده است.(3)
برخي گفتهاند شايد «شام راه» بود؛ يعني راهِ شام، زيرا در گذشته اگر كسي قصد سفر به شام داشت بايد از عراق، بغداد و سامرا عبور ميكرد. برخي نيز سامرا را نامي آرامي دانستهاند كه در متون كهن رومي سومرا(4) نوشته شده است.(5) همچنين سامره را به معناي «جايي كه براي آن جزيه بگيرند» دانستهاند.(6)
از ديگر اسمهاي اين شهر بايد به «عسكر»، «زوراء»، «تيرهان» و «ناحيه مقدسه» اشاره كرد. «عسكر» نام محلهاي خاص در سامرا و به روايتي محل حضور لشكريان بود و به همين دليل كساني را كه در سامرا ميزيستند گاهي عسكري هم ناميدهاند، اما «تيرهان» در عصر ساساني و «زوراء» در دوره اسلامي معروف بودند.
موقعيت جغرافيايي سامرا
سامرا به سبب وجود مرقد مطهر دو پيشواي شيعه، امام هادی عليه السلام و امام حسن عسکری علیه السلام، مورد توجه جهان تشيع است. اين شهر در كرانه شرقي رود دجله، در ميان راه بغداد ـ تكريت واقع شده است. به عبارت ديگر، در حد فاصل قريه «كرخ فيروز» يا «كرخ ياجدّا» در شمال و قريه «مطيره» در جنوب قرار دارد. در حال حاضر، اين شهر مركز استان صلاحالدين است كه از شرق به استان تميم (كركوك)، از شمال به نينوا، از غرب به استان الانبار و از جنوب به بغداد محدود ميشود.(7) سامرا در 120 كيلومتري شمال بغداد قرار دارد و در حال حاضر جمعيت آن 531/126 نفر است.
تاريخ سامرا
سامرا همچون شهرهاي ديگر عراق، قدمت ديرينهاي دارد. برخي بناي آن را عصر قبل از اسلام، يعني دوران اشكانيان و ساسانيان ميدانند، برخي نيز شاپور ذوالاكتاف را باني اين شهر دانستهاند.(8) به گفته ياقوت حموي، سامرا را «سام بن نوح» ساخته است.(9) و شايد وجه تسميه آن به سامرا نيز همين باشد: «سام راه» يعني راه عبور و مرور سام فرزند نوح در عصر ساساني، اين منطقه «التيرهان» نام داشت و قبل از 393 ق تاريخ اسكندري به چنين نامي مشهور بوده است.(10)
بر اساس متون تاريخي، اين شهر در عصر ساساني، زير سلطه ايران بود و مردم آن به پرداخت ماليات به پادشاهان ايراني ناچار بودند. مورخان يكي از دلايل وجه تسميه آن به ساءمره (محل حساب) را همين موضوع دانستهاند.(11)
در دوران اشكانيان، سامرا از مراكز تمدن بود و آثاري نيز در حفاريهاي آن به دست آمده است كه تاريخ آنها به قبل از ميلاد مسيح برميگردد. در اين شهر گورستاني كاوش شده كه قدمت آن به پنج هزار سال قبل از ميلاد ميرسد. در دوران ساسانيان، به لحاظ موقعيت مناسب آب و هوايي همواره مورد توجه پادشاهان آن سلسله بود. آنجا بناهاي باشكوهي ساختهاند(12) كه امروزه بقاياي برخي از آنها باقي است.
با تسلط روميان بر اين منطقه مردم آن به مسيحيت گرويدند و به دنبال جنگهاي ايران و روم، اين شهر دچار آسيبهاي كلي شد. سامرا همراه ديگر شهرهاي عراق در سال 14 ق توسط سعد بن ابي وقاص فتح شد. از اين هنگام تا پايان قرن دوم هجري تنها يك دير در سامرا وجود داشت.(13)
البته برخي از خليفههاي اسلامي از جمله منصور و هارون كوشيدند آن را آباد كنند و حتي هارون قصري اطراف آن ساخت و كانالي در آن حفر كرد. از آن هنگام تا دوران معتصم (قرن سوم هجري) از سامرا سخني در منابع نيست تا آن كه خليفه به احياء و تجديد بناي اين شهر پرداخت.(14) در 221 ق، به لحاظ آن كه معتصم تركان را بر امور نظامي و ديواني مسلط ساخته بود، هفتاد هزار نفر از نظاميان ترك بغداد را جولانگاه تاخت و تاز اسبهاي خويش ساخته و بيمهابا در كوچههاي شهر ميتاختند و براي مردم شهر مزاحمت و آزارهاي زيادي داشتند.(15)
از آن رو، برخي از مردم به معتصم شكايت بردند و او نيز به چارهجويي برآمد و در اطراف بغداد نقطهاي را بهتر و مناسبتر از اين مكان نيافت(16) و چون ساخت شهر را به پايان رساند تركان را از بغداد به سامرا برد و مردم شهر را از آزار آنان رهانيد.(17) مردم وقتي شهر جديد را ديدند خوشحال شدند كه از ايذاء تركان خلاصي يافتهاند و آن جا را «سر من رأي» ناميدند؛ يعني خوشحال شد كسي كه آن را ديد(18) معتصم در آن شهر قصري ساخت و آن را به غلام خود، اشناس بخشيد.
از آن زمان، پايتخت خلافت عباسي بين سالهاي 221 تا 276 ق به سامرا انتقال يافت و اين شهر در دوره معتصم بسيار آبادان شد و به اوج شكوفايي و جلال خويش رسيد. معتصم ديوار بزرگ و ضخيمي از آجر پيرامون آن و قصري براي سكونت خود ساخت(19) و در كنار آن بازار، كاروانسرا و مسجد برپا كرد و هر يك از سربازانش را دستور داد تا عمارتي بنا كنند. در دو سمت رود هر يك از خليفهها كاخها و بناهاي زيبايي ساختند، كاخهاي متصل به شهر تا هفت فرسنگ در امتداد رودخانه جاي داشتند. در سمت غرب دجله هم كاخها و بناهاي زيادي ساخته شد. هر يك از خليفهها پولهاي هنگفتي، كه عمدتاً افسانهآميز است، در ايجاد كاخها و گردشگاهها صرف ميكردند. سامرا هنگام مرگ معتصم به اندازهاي باشكوه و آباد بود كه با بغداد پهلو ميزد. واثق و متوكل، فرزندان معتصم نيز در آباداني آن كوشيدند. هزينههايي كه صرف آباداني اين پايتخت شده به دويست ميليون درهم ميرسيد.(20) در اين مدت هفت خليفه در سامرا خلافت كردند:
•1- معتصم؛
•2- واثق؛
•3- متوكل؛
•4- منتصر؛
•5- معتمد؛
•6- معتضد.
همه اين خليفهها به نوبه خود در آباداني و شكوفايي سامرا سهم داشتند. در دوران سلطه تركان، شهر سامرا همواره دستخوش درگيريهاي داخلي و جريانهاي سياسي بود كه چيزي جز فساد، تباهي و تخريب براي آن شهر در پي نداشت تا اين كه معتضد بالله، شانزدهمين خليفه عباسي به ناچار سامرا را رها كرد و دوباره به بغداد برگشت و پايتخت خلافت اسلامي دوباره به بغداد انتقال يافت.(21)
از اين زمان بود كه شهر دچار ويراني و تخريب شد و به نام ديگري شهرت يافت و آن «ساء من رأي» بود؛ يعني هر كس آن را ديد ناراحت شد. در عصر متوكل، به سبب مسجد جامع و مناره ملويهاي كه او بنا كرد، سامرا موقعيت ويژهاي يافت. به خصوص كه اين خليفه تلاش زيادي در آباد كردن شهر و ساختن قصرها انجام داد.(22)
از هنگام انتقال خلافت به بغداد تا عصر حاضر، در منابع درباره سامرا سخن چنداني نيست و اين شهر به سبب وجود مزار و مرقد عسكريين همچنان آبادان و پابرجا مانده است. اما بر اساس گفتههاي سياحان در عصر قاجار، اين شهر داراي سه دروازه بود؛ يكي دروازه بغداد، ديگري دروازه شريعه (جايي كه مردم از شط ميتوانند آب بردارند) و سومي دروازه قاعد كه نام قبيلهاي از عرب بود.(23)
اديب الملك از كساني است كه در دوره قاجار اين شهر را ديده و چنين ميستايد: «هواي سامره چون بهشت است و خاكش عنبر سرشت. اكثر از سنگ ريزههايش سليماني است و سبز و زرد و مرجاني، زيرا كه از كثرت خوش هوا در آن دشت باصفا، سنگش بدان طريق مصفا شود».(24)
محمد شاه هندي، از پادشاهان هند در اين شهر قلعهاي مستحكم با ديوارهايي استوار و بلند از گچ و آجر ساخت و برجهاي بسيار محكمي در اطرافش قرار داد.(25) البته چندين قلعه در اين زمان همچنان پابرجا بوده است.(26)(27)
اماكن زيارتي سامرا
1. مرقد مطهر عسكريين:
مهمترين زيارتگاه شهر سامرا مرقد مطهر دو امام همام يعني حضرت علي الهادي عليه السلام و فرزند برومندشان حسن العسكري عليه السلام ميباشد.
در حرم مطهر عسكريين كه به صورت شش گوشه ساخته شده است علاوه بر دو امام هادی عليه السلام و امام حسن عسکری عليه السلام نرجس خاتون همسر گرامي امام حسن عسكري عليه السلام و والده مكرمه امام زمان عليه السلام و حكيمه خاتون دختر امام جواد عليه السلام و امامزاده حسين فرزند امام هادي عليه السلام و تعدادي ديگر از اهل بيت عليهمالسلام مدفون شدهاند.
دو امام همام پس از شهادت در منزلشان به خاك سپرده شدند و تا سالها شيعيان براي زيارت به اين خانه ميآمدند، اين خانه در كنار مسجدي بود كه گويند محل نماز خواندن آن دو امام عليهمالسلام بود و وقتي كه در خانه مذكور بسته بود شيعيان در پشت پنجره خانه تجمع ميكردند و آن حضرات را زيارت ميكردند و سپس به مسجد مذكور ميرفتند و نماز زيارت ميخواندند و سالها اين وضعيت ادامه داشت و گويند اولين كسي كه بر سر قبور مطهر اين امامان گنبدي ساخت، ناصرالدوله حمداني بود كه در سال 333 هـ.ق گنبدي بر سر قبر آنان بنا نمود و اين گنبد بارها تجديد بنا و ترميم گرديد تا اين كه عاقبت در قرن دوازدهم به همت حكمران خوي (احمد دنبلي خوئي، متوفي سال 1200 هـ.ق) و با هزينه زيادي صحن اين دو امام عليهمالسلام به طوري كه امروز موجود است بنا شد و براي آن روضه، رواق، گنبدي عالي و گلدسته ساخت، براي سرداب مطهر نيز صحن جداگانهاي با ايوان و راه و پلهاي جدا همچنين براي زنان دهليز و سردابي مستقل ساخت.
در منابع و در شرح بنای حرم در پیش از انفجار تروریستی سال 1384 نوشته شده است:
در سال 1285 هـ.ق ناصرالدين شاه دستور داد تا گنبد حرم مطهر را طلاكاري كنند كه اين امر بر روي گنبد نيز نوشته شده بود. گنبد حرم مطهر عسكريين بزرگترين گنبد اماكن مقدس شيعه است. به طوري كه محيط آن 68 متر و قطرآن 22 متر و 43 سانتيمتر ميباشد و تعداد آجرهاي طلاي آن بالغ بر هفتاد و دو هزار عدد آجر است. در كنار اين گنبد دو گلدسته طلايي قرار دارند كه ارتفاع هر كدام از آنها از سطح زمين 36 متر و از سطح بام صحن بالغ بر 25 متر ميباشد.
در زير گنبد حرم مطهر، ضريح نقرهاي زيبايي قرار دارد كه ساخته هنرمندان اصفهاني در دهه شصت ميلادي است. درون حرم و قسمتهايي از رواقها به طرز زيبايي آينهكاري شده و از يادگارهاي ملك فيصل اول پادشاه هاشمي عراق است و به وسيله ايواني فراخ و سقفدار به صحني كه گرداگرد حرم را فراگرفته راه مييابد. داخل صحن شريف 45 ايوان وجود دارد كه 16 ايوان سمت غرب و 9 ايوان سمت جنوب و 20 ايوان سمت شرق قرار گرفتهاند و يكي از ويژگيهاي اين صحن آن است كه فاقد حجره ميباشد.
2. مرقد مطهر نرجس خاتون:
نرجس خاتون همسر امام حسن عسكری عليه السلام و مادر مكرمه حضرت مهدی عليه السلام ميباشد و قبر مطهر آن بانوي بزرگوار در پشت ضريح امام حسن عسكري عليه السلام قرار گرفته و پس از زيارت دو امام همام شايسته است كه به زيارت اين بانوي پرهيزگار رفت.
3. مرقد حكيمه خاتون:
حضرت حكيمه دختر امام جواد عليه السلام و عمه امام حسن عسكري عليه السلام از زنان پرهيزگار دوران خويش بود و آن حضرت حرمت فراواني نزد برادرش امام هادي عليه السلام و برادرزادهاش امام حسن عسكري عليه السلام داشت. وي شاهد تولد امام زمان علیه السلام بود و او را در قنداق پيچيده به نزد امام حسن عسكري عليه السلام آورد. قبر شريف اين بانوي پرهيزگار پايين پا و چسبيده به ضريح عسكريين است و شيخ عباس قمی گويد براي اين بانوي فاضله در كتب مزار زيارتنامه مخصوصي ذكر نشده است و سزاوار است كه او را با همان زيارتنامه حضرت معصومه سلام الله علیها قم زيارت كنند. حكيمه خاتون در سال 260 هـ.ق درگذشت.
4. قبر مطهر حسين بن علي الهادي عليه السلام:
وي سيدي جليلالقدر و عظيمالشأن بوده و در بعضي از روايات، از امام حسن عسكري عليه السلام و برادرش حسين بن علي به سبطين تعبير شده است و آنان را به اجداد طاهرشان يعني امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام تشبيه كردهاند، همچنين در روايتي آمده است كه صداي حضرت حجت شبيه صداي عمويشان حسين بوده است و سيد احمد اردكاني يزدي در شجرهالاولياء گويد كه حسين فرزند حضرت هادي عليه السلام از زاهدان و عابدان روزگار بود و به امامت برادر خود اعتراف داشت.
5. سرداب غيبت:
سرداب غيبت از زيارتگاههاي مهم سامرا است و در حقيقت سرداب بخشي از خانة مسكوني حضرت عسكري عليه السلام بود كه در آن به عبادت ميپرداخت و پس از او محل سکونت امام زمان عليه السلام بوده است. اين محل از ديرباز مورد توجه شيعه بوده است و از آنجا كه عبادتگاه سه امام بوده، قداست و احترام ويژهاي دارد. گفتني است كه به وسيله پلههايي ميتوان به زيرزمين رسيد. فضاي اصلي و كهن زير زمين عبارت است از: تالاري مربع - مستطيل به ابعاد 3-5 متر. در شرق اين تالار فضايي است كه پنجرهاي از چوب دارد و محل عبادت امام عليه السلام بوده است. پنجره اين نمازخانه يكي از ارزشمندترين قطعات باقيمانده از دوران عباسيها است و داراي كتيبهاي كهن ميباشد. اين پنجره به دستور الناصرلدين الله عباسي (از خلفاي علاقمند به اهل بيت عليهمالسلام بود) در سال 606 هـ.ق ساخته شده است. در كاشيكاري درون اين بقعه نام ناصرالدين شاه قاجار ثبت شده است كه در سفر عتبات خود به زيارت اين جايگاه تشرف يافته است. كاشيكاريهاي صحن و سردر وروديها از دوره قاجاريه ميباشند.
6. مرقد سيد محمد عليه السلام:
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، سيد محمد فرزند بزرگوار امام علي النقي عليه السلام است كه در سال 252 هـ.ق درگذشت و مرقد ايشان در شهر بلد در جاده اصلي كاظمين ـ سامرا و در فاصله هشت فرسنگي شهر سامرا قرار دارد. اين امامزاده مورد احترام فراوان شيعيان عراق بوده و آنان را نسبت به وي اعتقادي عظيم است و معمولاً تمامي كساني كه به زيارت امامان معصوم سامرا ميروند، به زيارت اين جناب نيز نائل ميگردند. كرامات بسياري از اين بزرگوار نقل شده است و در بزرگواري ايشان همين بس كه ايشان قابليت و صلاحيت امامت را داشتند و فرزند بزرگ امام هادي عليه السلام بودند و در فوت او، حضرت امام حسن عسكري عليه السلام گريبان خود را چاك نمود و شيخ نوري اعتقاد عظيمي به زيارت آن بزرگوار داشته و در تعمير بقعه و ضريح مباركش سعي نمود.
كتيبهاي بدين صورت بر ضريح شريفش نوشته شده است: «هذا مرقد السيد الجليل ابي جعفر محمد بن الامام ابي الحسن علي الهادي عليه السلام عظيم الشأن جليل القدر كانت الشيعه تزعم انه الامام بعد ابيه عليه السلام فلما توفي نص ابوه علي اخيه ابي محمد الزكي و قال له احدث الله شكراً فقد احدث فيك امراً خلفه ابوه في المدينه طفلاً و قدم عليه في سامرا مشتداً و نهض الي الرجوع الي الحجاز ولمّا بلغ بلد علي تسعه فراسخ مرض و توفي و مشهده هناك ولما توفي شق ابومحمد عليه ثوبه و قال في جواب من عابه عليه قد شق موسي علي اخيه هارون و كانت وفاته في حدود اثنين و خمسين بعد المأتين» يعني اين مرقد سيد جليل ابوجعفر محمد فرزند امام هادی علیه السلام است كه فردي عظيمالشأن است و شيعيان را اين گمان بود كه او پس از امام هادي علیه السلام به امامت خواهد رسيد و چون درگذشت امام هادي عليه السلام بر امامت حسن عسكري عليه السلام اشاره فرمود، هنگامي كه امام هادي عليه السلام از مدينه به سامرا ميرفت. سيد محمد كودكي بيش نبود و بعدها چون به بلوغ رسيد راهي سامرا شد و چندي در سامرا بود تا آن كه تصميم گرفت به مدينه برگردد و چون نه فرسنگي از سامرا دور شد و به بلد رسيد در همين جا بيمار شده و درگذشت و چون اين خبر به امام حسن عسكری عليه السلام رسيد از شدت اندوه گريبان خود را چاك كرد و چون بر اين كار او خرده گرفتند. فرمود: كه حضرت موسی علیه السلام نيز در مرگ برادرش هارون گريبان خود را پاره كرد.
7. قبر امامزاده محمد دري:
از نوادگان امام كاظم عليه السلام. (متوفي سال 300 هـ.ق)(28)
پی نوشت
(1). اماکن زيارتي و سياحتي عراق، محمدرضا قمي، ص 69.
(2). ياقوت حموي، همان، 3/173.
(3). ابن بطوطه، الرحله، 1/147.
(4). Soumara.
(5). جعفر الخليلي، همان، 9/8.
(6). همان جا.
(7). صحتي سردرودي، سيماي سامرا، سيناي سه موسي، 47؛ فاصله سامرا تا بغداد 124 كيلومتر است.
(8). حمدالله مستوفي، نزهة القلوب، سامرا؛ جعفر الخليلي، موسوعة العتبات المقدسه، قسم السامراء، ج 9/19.
(9). ياقوت حموي، معجم البلدان، 3/172.
(10). موسوي زنجاني، جوله في اماكن المقدسه، 124؛ جعفر الخليلي، همان، 9/15.
(11). ياقوت حموي، همان جا.
(12). مصلح الدين مهدوي، تاريخچه شهر سامرا و زندگاني عسكريين، 5ـ6.
(13). همان جا.
(14). ياقوت حموي، همان، 3/174.
(15). ابن اثير، عزالدين ابن الكرم، الكامل في التاريخ، 6/446ـ452.
(16). مسعودي، علي بن الحسين، مروج الذهب و معادن الجوهر، 2/467.
(17). ياقوت حموي، همان، 3/174؛ ابن طقطقي، تاريخ فخري، ترجمه وحيد گلپايگاني 321.
(18). مقدسي، احسن التقاسيم في معرفة الاقاليم، 63.
(19). اين قصر تا قرون متمادي همچنان برجا بود (جعفر الخليلي، موسوعة العتبات المقدسه) 9/184؛ HenryStierlin , Islam taschen , 1996 , B V. I ,P,127.
(20). لسترنج، جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي، ترجمه محمود عرفان، 59.
(21). ياقوت حموي، همان، 3/175ـ176 اين قصر به نام جوسق معروف بود.
(22). غلامحسين مصاحب، دايرة المعارف فارسي، 1/1246.
(23). اديب الملك، سفرنامه اديب الملك به عتبات، 103.
(24). پيشين، 105.
(25). پيشين، 103.
(26). ناصرالدين شاه، سفرنامه ناصرالدين شاه به عتبات، 156.
(27). عتبات عاليات عراق، دكتر اصغر قائدان، ص 193.
(28). راهنماي اماکن زيارتي و سياحتي در عراق، دکتر احسان مقدس، ص 309-312.
بربرخی منابع اردنی از همکاری قطر و گروه 14 مارس لبنان در قاچاق 50 تن سلاحهای اسرائیلی به کردستان عراق برای انتقال از آنجا با همکاری ترکیه به سوریه و رساندن به شبهنظامیان مخالف اسد خبر دادند.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری عراقی"النخیل"، منابع آگاه اردنی اعلام کردهاند دستگاه اطلاعاتی اردن که اوضاع جاری در این کشور را رصد میکند، ماه گذشته انتقال بیش از 50 تن اسلحه اسرائیلی به فرودگاه "اربیل" در کردستان عراق را ثبت کرده است. این اقدام در راستای حمایت از شبه نظامیان معارض دولت سوریه صورت گرفته است.
بر اساس این گزارش، ارزش مالی این محموله بیش از 650 میلیون دلار بوده است که دولت قطر از شرکت صنایع نظامی اسرائیلی "رافائل" خریداری کرده است.
این سلاحها شامل خمپارهانداز، مینهای ضدزرهی، سلاحهای تک تیراندازی، جلیقههای ضدگلوله، تجهیزات ارتباطاتی، حجم زیادی از گلوله و سلاحهای مربوطه هستند.
این منابع اعلام کردند که سفر اخیر "ولید جنبلاط" رئیس حزب سوسیالیست ترقی خواه دروزی لبنان رئیس جبهه "مبارزه ملی" به قطر و سپس کردستان عراق و نیز ترکیه در ارتباط مستقیم با این محموله بوده است. همچنین سفر "سمیر جعجع" به اربیل در دوازدهم ماه گذشته نیز به همین مسئله مربوط بود.
به گفته این منابع، مسئولان ارسال این سلاح ها به شبهنظامیان مخالف رژیم "بشار اسد" در روند انتقال این سلاحها به سوریه با مشکل موجه شدهاند، به همین دلیل کردستان عراق را برای این امر برگزیدهاند.
بویژه اینکه ارتش لبنان تعدادی از یگانهای ویژه خود را در منطقه "وادی خالد" در نزدیکی "حمص" مستقر کرده است و حزبالله لبنان نیز با چشمهایی باز مناطق مرزی را کنترل میکند تا درصد امکان قاچاق اسلحه به سوریه را به حداقل ممکن برساند.
گفته میشود که به همین دلیل جنبلاط به ترکیه رفت تا به نوعی این محموله سلاح را از کردستان عراق و از طریق ترکیه به شبه نظامیان معارض سوریه در استان "ادلب" برساند. زیرا انتقال این سلاحها از طریق بندر لبنانی "جونیة" به حمص و ریف کاملا لو رفته و موجب رسوایی شده است.
بر اساس این گزارش، درصورتی که ترکیه متقاعد به همکاری در این زمینه نشود، این محموله به بندر جونیه لبنان منتقل خواهد شد و در اختیار سرویسهای امنیتی تحت فرمان "سمیر جعجع" قرار خواهد گرفت تا از طریق خشکی و از راه "زحلة" و عرسال" به سوریه منتقل شود و آنها ناگزیرند که این ریسک را بپذیرند که محموله مذکور لو برود.