رهبر انقلاب در سفر به قم در دی ماه سال 1389، خطر عرفانهای بدلی را گوشزد کردند؛ آن هم نه در جمع خواص بلکه در بین توده مردم؛ طرح این موضوع در میان عموم نشان از عمومی بودن آسیب دارد که تدبیر همگانی را میطلبد.
به گزارش فارس ، برخی گمان میکنند پرداختن به نقد عرفانهای بدلی و معنویّتهای جدید لازم نیست؛ چون باعث ترویج آنها میشود. از قضا خطر این نگرش مقدس مآبانه کمتر از تبلیغ معنویتهای بدلی نیست. بیشک مأموریت اصلی متولّیان تربیت دینی در درازمدت، عرضه معنویّت اسلامی ـ البته به روش مناسب و متناسب با نیاز و شرایط مخاطب ـ است. این اقدام نه راه کار، که یک استراتژی و راهبرد کلان در حوزه فرهنگ عمومی است. در کنار این سیاست اساسی، در کوتاه مدت نمیتوان و نباید در مقابل هجمه سنگین معنویتهای جدید سر به زیر برف برد و فضای عمومی جامعه را به حال خود رها کرد. کسانی که خود را نسبت به ارزشها و فرهنگ دینی مسئول میدانند در اینباره به چند نکته توجّه کنند:
1. برخی افراد که در دام معنویتهای جدید افتادهاند، تصوّر میکنند مفاهیم مطرح شده در عرفانهای نوظهور با معنویت اسلامی سازگار است و حتی برخی دیگر، این مفاهیم را همان آموزههای اسلامی میانگارند؛ بنابراین برای این گروه باید اثبات شود که جنبشهای معنوی جدید، مبانی مخصوص به خود دارند و با معنویّت اسلامی و مبانی دینی ناسازگارند. این کار، نیاز به بیان شاخصهای معنویت سکولار و مقایسه آن با تعلیمات دینی دارد و معرفی مبانی دینی به تنهایی کفایت نمیکند.
2. برای آن دسته از آسیبدیدههای این جریانها که هم اکنون تعلّق خاطر پیدا کردهاند، باید ناکارآمدی عرفانهای نوظهور اثبات شود، نه کارآمدی معنویت اسلامی. از این روی لازم است، مبانی عرفانهای نوین و تعلیمات آنها بر ترازوی نقد بنشیند و اشکالات آنها مطرح شود تا این گروه با آسیب این مکاتب آشنا شوند و به تدریج این وابستگی کمرنگ شده، درنهایت برطرف شود.
3. امروزه موج سهمگین عرفانهای کاذب چنان در حال گسترش است که هیچ گروه، طیف یا منطقه جغرافیایی خاصّی از این خطر در امان نیست. در چند سال گذشته بیش از هفت میلیون جلد کتاب از چند جریان محدود به صورت رسمی به زبان فارسی چاپ شدهاست. (بعضی از کتابها قبل از چاپ به زبان اصلی به زبان فارسی ترجمه میشود، بسیاری از آموزهها و تعلیمات این گروهها در قالب فیلم و کارتون از شبکههای تلویزیونی ایران پخش میشود و گاهی بدون ذکر نام، مضمون و محتوی با زبان هنر به ذهن و قلب مخاطب منتقل میشود).
این تعداد غیر از گسترش این نحلهها در قالب نمادها، فضای مجازی و محافل غیر رسمی این گروههاست. اگر به میزان شیوع عرفانهای کاذب توجه شود، شکی نمیماند که نمیتوان به عرضه داشتهها بسنده کرد؛ بلکه کسانی را که آسیب دیدهاند، باید «علاج» کرد و در مورد کسانی که در معرض ابتلا قرار دارند، اقدام به «پیشگیری» کرد. لازمه هر دو کار، پرداختن به آموزههای این مکاتب است. بنابراین لازم است مستقیم به مقابله با این جنبشها پرداخت، نه اینکه دورادور به معرفی خود بسنده کنیم. هرجا آسیب هست نمیتوان از پیشگیری و روشنگری غفلت کرد. نگاهی به روش قرآن کریم در برخورد با افکار و اندیشههای باطل، وظیفه متولّیان حوزه فرهنگ را روشن میکند. مقابله قرآن با مکاتب و آیینهای باطل، همراه با طرح آن اندیشهها و پرداختن تفصیلی به آنها است و در قدم بعد به اثبات بطلان آنها میپردازد. جملاتی که در قرآن به نقل از دهریّون و ملحدین، مشرکین، کفّار و اهلکتاب در قالب کلمه «قالوا» بیان شده، مبیّن این معناست. همین طور کافی است نگاهی به توحید صدوق بابهای 6 و 36 و 42 انداخته شود تا مرام معصومین در مواجهه با اندیشههای مجسمه، ثنویها، یهود و ... روشن شود.
البته روشن است برای گروههایی که قطعاً در معرض ابتلا نیستند، طرح عرفانهای نوظهور و بیان خطر آنها کاری لغو است. در این میان، برای خواص و گروههای تأثیرگذار (همچون معلمان، مربّیان، مدیران، مسئولان حوزه فرهنگ عمومی و به خصوص نیروهای فعال فرهنگی) اگر چه خود مصون باشند، آشنایی با آموزهها و آسیبهای عرفانهای جدید، ضروری است. این کار برای خواص، اطّلاعرسانی و روشنگری و برای گروههای مرتبط با خواص، ایمن سازی و پیشگیری خواهد بود.
4. ارائه معنویت اسلامی به صورت سنّتی پاسخگو نیست. محتوا و درون مایه غنی تعلیمات دینی، سرمایه بزرگ معنوی ماست؛ ولی عرضه این معنویت بدون باز تولید مناسب و بدون توجّه به نقصهای معنویتهای بدلی و آسیبهای آنها، در حقیقت به حراج گذاشتن این سرمایه است؛ در نتیجه کسانی که قصد ترویج معنویت دینی را دارند، لازم است ضمن پرداختن به نقصها و خلأهای عرفانهای نوپدید و شناخت آسیبهایی که وارد میکنند، این کار را به انجام رسانند.
5. در میان جنبش معنوی جدید، پارهای خود را برآمده از اسلام و مکتب اهل بیت علیهمالسلام معرفی میکنند و با نشانِ عرفان اسلامی، خود را به جامعه معرفی کردهاند. ممکن است گفته شود، دستکم برای مخاطبان این دسته از عرفانها، پرداختن به آموزههای دینی کفایت میکند و نام بردن از این گروهها و اشاره به عقایدشان لازم نیست.
با کمی تأمل در آموزههای این گروهها ـ همچون «عرفان حلقه» و «رامالله» ـ معلوم میشود که این جنبشها دستهای از ادلهّ دینی را دستاویز قرار داده و تفسیرهای جدیدی عرضه کردهاند که به ظاهر با قرائت علمای دینی در ستیز نیست و مخاطب آنها هیچگاه احساس نمیکند که از باورهای دینی خود فاصله گرفته است. تجربه نشان داده که با مخاطبان این فرقهها نمیتوان بدون بازگویی و بازخوانی تفسیرهای رایج در این جریانها و آنگاه مقایسه و تطبیق آنها با متون اسلامی روبرو شد. مخاطبان این گروهها خود را آسیبدیده نمیدانند؛ پس آنچه به نام معنویت اسلامی به آنها عرضه میشود، از نظر ایشان بازخوانی یافتههای جدید است و با تعالیم جدید ضدیّت ندارد.
قدمی باید فراتر گذاشت؛ حتّی باید افرادی را که تفسیرهای جدید را نمیشناسند با کلیات این تأویلها و یافتهها آشنا کرد و خطر قرائتهای جدید را گوشزد کرد؛ چرا که مخاطبان این گروهها اگر ذهنیّت پیشین در مورد آسیبزایی و غیردینی بودنِ این اندیشهها داشته باشند، عموماً با تردید و ابهام با این افکار مواجه میشوند و از آنجا که احتمال غیردینی بودنِ این گروهها برایشان تقویت میشود، حس مقاومت درونی در آنها شکل میگیرد و با نگاه نقّادانه به مصافشان میروند. اغلبِ آسیبدیدهها کسانی بودهاند که احتمال انحراف در مورد این گروهها نمیدادهاند و با ذهن خالی با این جریانها روبرو شده و دربست تعالیم جدید را پذیرفته و به حال دلدادگی رسیدهاند. تجربه نشان داده افرادی که ذهنیّت قبلی در مورد غیردینی بودن این عرفانها داشتهاند، در صورت ارتباط با آنها، اغلب به حالت دلدادگی نرسیدهاند و آسیب جدّی ندیدهاند. چنین نیازی برای افراد متدین شدیدتر است؛ چراکه دلبستگان به معارف اسلامی، آن گاه که احتمال انحراف دادهاند، در هیچ جریانی هضم نشدهاند. برای این گروه کافی است «احتمالِ اصیل نبودن» یک اندیشه مطرح شود، اگر این احتمال با اطلاع رسانیِ قبلی تقویت شود، مصونیت دوچندان میشود.
5. اگر چه رهبر انقلاب در سفر به قم در دی ماه سال 1389، خطر عرفانهای بدلی را گوشزد کردند؛ آن هم نه در جمع خواص، بلکه در بین توده مردم، طرح این موضوع در میان عموم، نشان از عمومی بودن آسیب دارد و عمومی بودن آسیب، تدبیر فراگیر و همگانی را میطلبد؛ اما آنچه امروز یک تهدید جدید محسوب میشود، ورود غیر متخصصان به این حوزه است. هستند کسانی که به صورتی سطحی با این موضوع آشنا هستند و کم نیستند افرادی که تحلیل اشتباهی از این جنبشها دارند، اما متأسفانه از طرف بعضی از نهادهای مطرح دعوت میشوند و به عنوان کارشناس به سخنرانی میپردازند.
تاکنون جلسات متعدد نقد شیطانپرستی در کشور برگزار شده و بیش از آن که نقد و آسیب شناسی باشد، تبلیغ و ترویج شیطانپرستی و جریان فراماسونری بوده است.
قبل از آسیبشناسی، توصیف دقیق و شناخت کامل از یک جریان لازم است. تنها از یوگا (توصیف یوگا) بیش از 250 عنوان کتاب به زبان فارسی منتشر شده است؛ آن هم یوگا به عنوان عرفان نه یوگا به عنوان ورزش! یوگا تنها یکی از 30 جریان فعال معنوی در ایران است. از «وین دایر» تنها 180 عنوان کتاب به زبان فارسی چاپ شده است (توضیح این که کتابهای وی به زبان اصلی بسیار کمتر از این تعداد است و بیش از 10 کتاب از «وین دایر» وجود دارد که هر کدام دست کم 10 ترجمه به فارسی دارند)؛ این دو مورد تنها دو نمونه از جریانات معناگرا در ایران است. آیا کسی که قصد نقد عرفانهای کاذب را دارد میتوانند، بدون مطالعه این کتابها و آشنایی عمیق با این آموزهها به نقد و آسیبشناسی معنویتهای وارداتی بپردازد؟
ورود دو گروه به حوزه معنویتهای کاذب آسیبزاست:
اول؛ افرادی که با مبانی دینی آشنا نیستند و خود، بهرهای از معارف اسلامی ندارند. افرادی که با کلام و فلسفه اسلامی آشنایی دارند، آن گاه که به رصد آموزههای عرفانهای نوظهور میپردازند، ریشهها را پیدا میکنند و به نقد زیربناها میپردازند، برخلاف کسانی که آشنایی با متون دینی ندارند و در فهم آموزهها خود هم دچار آشفتگی میشوند و روبنا با زیربنا اشتباه میگیرند. از این منظر، ورود فضلای حوزه برای مواجهه با عرفانهای کاذب ضرورت دارد.
دوم گروههایی که از ماهیتِ معنویت سکولار بیخبرند و شاخصها و ویژگی معنویتهای غربی را نمیشناسند. امروزه عرفانهای روانشناسی برای خود ممیزات و مختصاتی دارند و معنویتهای فراروانشناسی به گونه دیگری مطرحاند. معنویتهای شرقی مبانی مخصوص به خود دارند و عرفانهای جادویی آموزههایی متمایز از دیگر معنویتها.
با لحاظ نکات بالا روشن میشود، اگر کسی بخواهد در این موضوع به تحلیل و آسیبشناسی بپردازد، باید دستکم 400 جلد از کتابهای معنویتهای بدلی را مورد تتبع قرار داده باشد که یک زمان پژوهشی 4 ساله زمان مفید نیاز دارد.
تاکنون جمعی از فضلای حوزه در این موضوع تتبعات و پژوهشهای خوبی داشتهاند و در قالب مؤسسه بهداشت معنوی دورههای را برای خواص برگزار کردهاند و تلاشهای قابل تقدیری را به سامان رساندهاند و مراجع عظام همچون آیتالله مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی این حرکت را تأیید و از آن تقدیر کردهاند، اما فراموش نکنیم که این حرکت در اول راه خویش است و باز لازم است فضلا و اندیشمندان به صورتی تخصصی وارد شوند و ابتدا به رصد دقیق و سپس به نقد و معرفی آسیبها بپردازند.
ارگانهای فرهنگی همچون سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان ملی جوانان، معاونت فرهنگی دانشگاهها و آموزش و پرورش لازم است برای نیروهای برجسته فرهنگی خود، کارگاههای فشرده آشنایی با عرفانهای کاذب برگزار کنند که از شناخت اولیه جنبشهای معنوی نوظهور بیبهره نباشند و ناخواسته مروج و مبلغ این آموزهها نشوند.
به گزارش شرق، سال گذشته بود كه حيدر مصلحي، وزير اطلاعات در باره نفوذ عرفانهاي كاذب در ميان دانشآموزان هشدار داد اما آموزش و پرورش مثل تمام موارد اينچنيني وجود چنين مشكلي در مدارس را نفي كرد و مدعي شد عرفانهاي كاذب در مدارس دولتي وجود ندارد اما به رغم اين ادعا و به منظور آشنايي معلمان تهراني براي مقابله با فرقه انحرافي مديركل امور زنان و خانواده رياستجمهوري كلاسهايي را براي آشنايي معلمان تهراني با فرقههاي انحرافي تشكيل ميدهد.
تاكنون بيش از 3 هزار عرفان كاذب در دنيا شناسايي شدهاند. اما معروفترين آنها كه در كشورما فعاليت دارد فرقه شيطان پرستي و بعد از آن عرفانهاي اوشو، سرخپوستي، رام الله، پائولوكوئيليو و دالايي لاماست.
دكترعلي فلاح رفيع، رئيس مركز همانديشي استادان و نخبگان دانشگاهي در اين باره ميگويد: فرقه انحرافي اوشو كه در كشورمان نمايندگي دارد بيش از 100 جلد كتاب ترجمه شده به فارسي نيز دارد. به گفته وي اين عرفانهاي كاذب اعتقادي به وجود خدا ندارند و با توجه به نياز انسان به 3اصل آرامش، اميد و شادي بدون توجه به معنويت، تعدادي از شهروندان را به خود جذب ميكنند.
كاهش سن گرايش به عرفانهاي كاذب نكته ديگري است كه فلاح رفيع به آن اشاره كرده و ميگويد: بسياري از ترويجكنندگان اين مكاتب براي تاثيرگذاري بيشتر بر افكار نسل جديد از سنين پايين، دبستان و راهنمايي آموزشهاي خود را آغاز ميكنند، حتي برخي از فرقههاي ضاله براي مراحل دبستان و راهنمايي كتابهايي نيزدارند زيرا اگر در اين سنين شكاف را آغاز كنند بيشتر ميتوانند در كار خودشان موفق شوند.
وي ميگويد: يكي از اصول تربيتي شروع آموزش از سنين پايين است زيرا هنگامي كه به سطح دانشگاه رسيدهايم آموزههاي تربيتي تاثير چنداني ندارد هرچند امكان تغيير و تحول در هر رده سني هست اما به طور طبيعي ذهن سنين پايينتر براي دريافتهاي تازه آمادهتر است.
فلاح رفيع با بيان اينكه كساني كه در جهت ترويج عرفانهاي كاذب و مشوش كردن اذهان فعاليت ميكنند براي دورههاي راهنمايي و دبيرستان دانشآموزان برنامههاي ويژه دارند، ميگويد: متاسفانه برخي از اين گروهها براي ترويج افكار و انديشههاي خود در دوران نوجواني برنامههاي ويژه و علمياي دارند. البته تمامي اين فرقهها كار علمي انجام نميدهند اما برخي براي دوران راهنمايي و دبيرستان كتابها و معلمان مخصوص دارند. همچنين محافلي وجود دارد كه در اين دوران افراد را جذب كنند.
رئيس مركز هم انديشي استادان و نخبگان دانشگاهي با تاكيد بر اينكه آموزش و پرورش بايد در اين زمينه بسيار هوشيار باشد، گفت: در مقابل اين كتابها، آموزش و پرورش نيز بايد مطالبي را در خصوص گرايشهاي معنوي و روحي انسان كه امري فطري است تهيه و تدوين كند و نرمافزارهاي لازم را در اين زمينه در اختيار معلمان قرار دهد.
حساسيت متوليان آموزشي كشور چندان نيست
فلاح رفيع با اشاره به اينكه حساسيت متوليان آموزش و پرورش در زمينه ترويج عرفانهاي كاذب چندان زياد نيست، ميگويد: بايد اين حساسيت در سطح متوليان آموزش و پرورش بيشتر شود. هرچند زحماتي كشيده ميشود اما فكر ميكنم در اين زمينه نياز به حساسيت و دقت بيشتري است البته صرف حساسيت هم كفايت نميكند و بايد در اين زمينه برنامهريزيهاي منظمي در مدارس انجام و دروس مخصوصي با همين عنوان تدوين شود.
فلاح رفيع با بيان اينكه دانشآموزان بهويژه در سطح دبيرستان آمادگي پذيرفتن اين علوم را دارند، ميافزايد: در اين دوران تحول فكري در جوانان آغاز ميشود و آماده پذيرش افكار و عقايد جديد هستند. قبل از دبيرستان ميل به عرفان زياد نيست و نوجوان هنوز در حال و هواي كودكي است و ميل به بازي دارد اما در دوران دبيرستان ميل به معنويت در انسانها شكوفا ميشود.
سند نداريم، پس نيست!
با وجود تمام هشدارهايي كه در اين زمينه داده ميشود اما مسئولان آموزش و پرورش مثل هميشه دست از انكار بر نميدارند و براي اثبات يك موضوع دنبال سند و مدرك هستند.
رضا اماني، معاون پرورشي و تربيت بدني آموزش و پرورش شهر تهران درباره رشد عرفانهاي كاذب در مدارس ميگويد: هيچ سند و مدركي در اين رابطه كه حتي يك دانشآموز به اين مقوله گرايش داشته باشد به ما گزارش نشده است.
وي تاكيد ميكند: در رابطه با رشد عرفانهاي كاذب درمدارس و گرايش دانشآموزان به آن اطلاعات دقيقي نداريم و كيفيت و كميت آن مشخص نيست، البته ممكن است رگههايي از اين مورد در مدارس غيردولتي وجود داشته باشد اما نميتوانيم درباره آن به طور قطع صحبت كنيم.
اماني گفت: البته اين موضوع در جامعه وجود دارد و به همين دليل از سال گذشته، آموزش و پرورش شهر تهران موضوع توانمندسازي مديران و مربيان پرورشي و حتي دانشآموزان تشكلهاي دانشآموزي را دنبال كرده كه امسال نيز آن را پيگيري ميكنيم.
اگر نديديم، يعني هست
اما حجتالاسلام عليرضا سليمي در اينباره ميگويد: اگر شواهدي پيدانشده است كه عرفانهاي كاذب در بين دانشآموزان رشد ميكند، دليل بر عدم رشد آن نيست! يك ضرب المثل عربي هست كه ميگويد؛ اگر ما پيدا نكرديم دليلي بر وجود نداشتن نيست.
او ميافزايد:دشمنان از همان روزهاي آغازين انقلاب براي جذب جوانان ما سرمايهگذاري كردهاند. يكبار با بديلهاي ساخته و پرداخته خود و يكبار با عرفانهاي كاذب و دروغين و... اما آنچه مسلم است آنها همه اين راهها را رفتهاند و هنوز هم دنبال ميكنند. اين نماينده مجلس ميگويد:اسلام ديني است معناگرا، اگرچه با جامعيتي كه دارد به ماديات نيز با رويكرد مثبت نگريسته است اما وقتي ما اصل را در اختيار داريم چرا اجازه بدهيم بدل در ميان نوجوانان ما ريشه بدواند؟
او با اشاره به وظايف وزارت آموزش و پرورش در اين باره ميگويد: بايد ريشه اين مسائل را مورد پيگرد قرار دهيم. با غفلت از اين فضا تصور نكنيم كه دشمن هم غفلت كرده است. حضرت اميرالمومنين(ع) ميفرمايد كه اگر كسي بخوابد، دشمن او به خواب نميرود. با به غفلت زدن خود شرايط را براي دشمن مهيا ميكنيم تا نقشههايش را پيش ببرد.
از پائولوكوئيليو تا كيهان
فرقه پائولوكوئيليو از جمله عرفانهاي كاذب معروف در كشورمان است، «پائولو كوئيليو» كه سرمنشأ آن عرفان كابالاست، در كتابهايش به دنبال اين است كه مردم را به سمتي سوق دهد كه به جاي اينكه دنبال خدا باشند، به سمت منويات دروني متمايل شوند، اوج عرفان آنها نيز فكر است، مطالبي كه اينها مطرح ميكنند، ميتواند سرلوحه گروهها و جريانهاي انحرافي قرار گيرد.
مثلا فرقه «پائولو» در بحث كيمياگري به دنبال يك زبان كيهاني است و اين زبان را مشترك ميان انسان، نبات و حيوان ميداند و ميگويد بايد اين زبان را پيدا كنيد، شعور كيهاني نيز ميگويد، من اين زبان را پيدا كردهام، ماده شعور دارد و ما از طريق اتصال به روحالقدوس ميتوانيم درمانگري كنيم يعني تفكر پائولو بدين صورت در فرقه حلقه تبيين ميشود.
يا فرقه «رجويه»، از تبيين جهان شروع كرد يعني هستي را تعريف كرد و تعريفي از خالق هستي، غيب، جايگاه انسان در هستي ارائه داده، نقش و جايگاه شيطان را مشخص كرده، اين در حالي كه فرقهها هستي را تعريف ميكنند و در پس اين تعريف از جهان، ايدئولوژي وجود دارد و در مرحله ايدئولوژي عملكرد ارائه ميدهند، «رجويه» تعريف جهاني از خودش ارائه ميدهد و در مرحله ايدئولوژيك تئوري ميدهد و با تبيين جهان ميتواند يك فرد را وادار كند كه ديگري را بكشد و يك سيانور را زير زبان خودش بگذارد كه وقتي به خطر افتاد خودش را بكشد و احساس كند كه كشتن ديگران و كشتن او تعالي است، اين تعريف اوليه است كه عملكرد ثانويه را شكل ميدهد.
نشانههايي كه هست، مسئولاني كه نميبينند
اگر به قول مسئولان آموزش و پرورش توجه كنيم بايد چشمانمان را به روي تمام نشانههايي كه از عرفانهاي كاذب وجود دارد ببنديم.
گردنبندهايي كه آويزه گردن دانشآموزان شده، آرمهايي كه بر روي لباسها حك شده و دستبندهايي كه هركدام نشاني از يك فرقه دارند دست به دست در بين دانشآموزان ميچرخد و آنها را روز به روز به قعر چاهي پرتاب ميكند كه انتهايش معلوم نيست اما مسئولان بزرگترين وزارتخانه كشور يا آن را نميبينند و يا خود را به نديدن ميزنند.
حمزه شریفی دوست (مدیر گروه عرفان های نوظهور نهاد رهبری در دانشگاهها) در یادداشتی در سایت ندای انقلاب نوشت:
همه شنیدیم که رهبر انقلاب سال گذشته در جمع مردم قم به خطر عرفان های بدلی اشاره کردند و چند روز بعد در جلسه جامعه مدرسین باز به این مهم پرداختند. معلوم بود که ایشان هم می خواهند توده مردم این خطر را درک کنند و هم خواص برای این آسیبت چاره ای بیندیشند.
چه کنیم که با تاسف گاهی تلویزیون بدون توجه به محتوای بعضی از برنامه ها، خودش به تبلیغ عرفان های کاذب می پردازد.
جمعه یازدهم آذر یعنی ششم محرم فیلمی به نام ندای درون از شبکه یک پخش شد که این فیلم سرگذشت زندگانی یکی از مبلغین معنویت های کاذب به نام نیل دونالد والش است؛ آن هم نه فیلمی بی طرف، بلکه فیلمی ترویجی تبلیغی برای رواج اندیشه والش و بزرگنمایی از کتاب وی. متاسفانه این فیلم پارسال هم در روز شهادت حضرت زهرا پخش شد، معلوم است که یا تعمدی در کار است و یا رسانه ملی تصور می کند که با این فیلم ها، معنویت راستین و دینی را ترویج می کند. هر کدام که باشد، بدون اغراق یک فاجعه است؛ چرا که معلوم می شود سیاست گذاران فرهنگی و متولیانِ ترویج معنویت دینی و اسلامی، دقیقا دارند به هجمه نرم دشمن برای سست نمودن باورهای دینی مدد می دهند و خود دارند به گسترش عرفان های کاذب کمک می کنند.
برخی همین قدر که می بینند کسی به خدا دعوت می کند، بی درنگ تلقی او را از ذات مقدس خدا همان فهم قرآنی ارزیابی می کنند، در صورتی که تحریف آمیز ترین تصویر از خدا در اندیشه های والش بیان شده است. به نظر می رسد، کارشناسان صدا و سیما نسبت به شاخص های معنویت سکولار آگاهی چندانی ندارد و از عمق آسیب های معنویت مدرن که رهبرانی چون والش مروج آنند، بی خبرند.
والش نه تنها معنویت بر آمده از دین را نمی پذیرد، بلکه خود دین را هم انکار می کند و منکر حقیقت دین است و معتقد است که دین، ساخته و پرداخته آخوندها و کشیش هاست، و از طرف دیگر منکر قیامت و رستاخیز است و بهشت و جهنم را در رنج های دنیوی و خوشی های این جهانی تفسیر می کند و صریحا می گوید که خدا هیچ گاه از شما بازخواست نمی کند؛ چرا که هدف شما کسب شادی در زندگی است و هر آن چه که شما را به تمتع بیشتر و هوی خواهی بیشتر کمک کند، ماموریت شما پرداختن به آن است. چنان که در فیلم راز ـ که متاسفانه آن هم چند بار از رسانه ملی پخش شده است ـ می گوید: خداوند هیچ ماموریتی از پیش برای شما تعریف نکرده است و در مورد شما قضاوت نخواهد کرد، پس هدف زندگانی شما پرداختن به اموری است که شما را به کامیابی بیشتر برساند و بس. والش در کتاب گفتگوی با خدا نسبت فریب و دروغ به پیامبران الاهی می دهد.
والش اساس معنویت خود را از عرفان جادویی کابالا ـ عرفان یهود ـ گرفته است و تعصب خاصی نسبت به آیین یهود دارد. باورهای والش، التقاطی از باورهای کابالا، کریشنا مورتی و سای بابا است. ازهمین رو آسیبهای بسیاری از عرفان ها را در خود گنجانده است. وی همسو با نظام تمدنی غرب براین باوراست که خداوند انسان ها را همان گونه که هستند می پذیرد، بنابراین نیاز به تکامل را نفی می کند. در فیلم راز او آشکارا می گوید که هدف انسان تجربه لذت است، پس اگر با خوردن یک ساندویچ کالباس لذت می برید به خاطر خدا این کار را انجام دهید. بنا بر این اصل ایده های والش مبتنی بر اومانیسم یا انسان محوری است نه خدا محوری و تعالی بخشی. وی خدا را در انرژی خلاصه می کند و خدایی را به دیگران معرفی می کند که دارای هستی فیزیکال و مادی است و هر چه به انسان سرخوشی بیشتر بدهد، خدا از هم از او راضی است.
در یک کلام والش انسان ها را به بندگی خدا دعوت نمی کند، بلکه آن ها را به "خود خدایی" تشویق می کند. خود خدایی همان شعار شیطان پرستان مدرن است که در کتاب انجیل شیطانی نمود تام یافته است. البته شیطان پرستان، خود خدایی انسان ها را با وساطت موجودی به نام شیطان و تقدس بخشیدن به او، تبلیغ می کنند؛ ولی آقای والش بدون آن که از شیطان نامی بیاورد، همان هدفی که انتوان لاوی در انجیلی شیطانی به انسان ها معرفی می کند، ـ یعنی هوی خواهی و لذت بالاتر ـ را از زبان خدا بیان می کند و این هدف را به عنوان مطالبه خدا از انسان ها مطرح می کند و نقشه شیطان را ـ البته این دفعه از زبان خدا ـ موجه و مقبول نشان می دهد.
حکم «بتول ب» معروف به «درویش» که مدعی بود طیالارض و طیالسماء میکند، همزاد دارد و با اجنه در ارتباط است، در دادگاه تجدیدنظر قطعی و پرونده وی بسته شد.
به گزارش فارس، در آذرماه جاری و بهحکم دادگاه تجدید نظر شعبه 34 استان تهران، حکم نهایی خانم «بتول ب» معروف به «درویش» و چند تن از وابستگان وی از جمله: پسر، دحتر و دامادش صادر شد و دادگاه ختم دادرسی این پرونده را اعلام کرد.
درویش در وهله اول با شکایت تعداد زیادی از افراد بازداشت شد و در این رابطه 10 نفر دیگر نیز دستگیر شدند و پس از بررسیهای طولانی و شکایت کتبی شاکیان، حکم وی صادر و در دادگاه تجدیدنظر قطعی شد.
بر اساس حکم صادره، ۴ سال حبس و رد مال و پرداخت جزای نقدی به اتهام کلاهبرداری، 2 سال حبس به اتهام توهین به مقدسات و ۶ ماه حبس به اتهام توهین به مقامات و مسئولان کشوری برای وی در نظر گرفته شد.
به گزارش فارس، بتول درویش ـ که سوادش کمتر از سیکل است ـ مدعی بود دارای موکل (دستیارانی از اجنه) است و امور خانواده، اقوام و آشنایان را از طریق موکلان خود حل و فصل میکند.
نامبرده که حدود 50 سال سن دارد و شمال تهران ساکن است، با عطرافشانی دروغین، برخی بهاصطلاح سادهدلان را مجذوب خود میکرد و با طرح مباحثی مانند داشتن قدرت طیالارض، طیالسماء و همزاد، مراجعان را سرکیسه میکرد.
این مدعی دروغین برای بخشش گناهان، آرامش ارواح، رد مظالم و بهبود بیماران روانی از مردم پولهای کلان دریافت کرده و آنها را میترساند که اگر باور نداشته باشند، مورد آزار موکلانش قرار میگیرند.
او همان کسی است که ادعا کرد به جای مسجد جمکران دستور دارد مسجدی در جاده قم بسازد که البته کسی آن را نمیبیند جز افراد خاص، پاک و بیگناه! وی با این ادعا با پول گرفتن از اطرافیانش آنها را در ساخت این مسجد شریک میکرد.
از دیگر ادعاهای مضحک وی این بود که در آسمان دارای ۳ تخت آسمانی و پدرش نیز دارای 7 تخت آسمانی است!
دختر بتول در بازجوییهای انجام شده به 90 شیوه فریب، اقرار و آنها را کتباً به مسئولان پرونده ارائه داده است.
در پایان بررسی پرونده و اعلام حکم بتول درویش اعلام شد: شگردها و شیوههای وی در فریب افراد باید عبرت دیگران قرار گیرد تا به لحاظ مالی، روحی و حیثیت و آبرو دچار آسیب نشوند. همچنین لزوم هوشیاری مردم، دقت نیروی انتظامی و جدیت دستگاه قضایی در جلوگیری از بروز چنین اتفاقاتی بسیار مؤثر است.
از جمله عرفانهاى نوظهور در كشور، عرفان سرخپوستى است كه از آن به عرفان ساحرى هم ياد مىشود. در دهه اخير كتابهايى با نام اين مسلك در كشورترجمه و چاپ گرديد. موسس اين جريان «كارلوس كاستاندا» است كه 12 كتاب از وى به فارسى موجود است.
آيتالله مكارم شيرازي در پيامي به اختتاميه چهارمين جشنواره «كتاب دين» به مساله عرفانهاي كاذب اشاره كرد و گفت: عرفانهاي كاذب از مردم به مسئولان اجتماعي و سياسي نيز نفوذ كرده است.

به گزارش فارس، اختتاميه چهارمين جشنواره كتاب دين و پژوهشهاي برتر عصر امروز(چهارشنبه) با حضور مسئولان فرهنگي كشور در حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي برگزار شد.
افتتاحيه اين مراسم با پيام تصويري آيتالله ناصر مكارم شيرازي همراه بود كه وي در اين پيام با بيان اينكه امروز رسانهها حرف اول را ميزنند، مهمترين رسانه را «كتاب» عنوان كرد و گفت: گرچه مطالعه و كتاب در كشور ما جدي گرفته نميشود اما امروز احساس ميكنيم كه اين امر بهتر شده است و نمونهاش نمايشگاه كتاب است كه بيش از 5 ميليون نفر از آن بازديد كردهاند و اين عليرغم برخي معضلاتي كه در اين نمايشگاه بوده است، مايه اميدواري است.
* كتابهايي منتشر مي شود كه با مباني اخلاقي و اجتماعي كشور سازگار نيست
اين مرجع شيعيان جهان، با بيان اينكه كتاب شمشير دو دم است كه ميتواند انسانسازي كند و يا او را به فساد و شرارت بكشاند، تاكيد كرد: جشنواره كتاب دين بايد در دو جهت كار كند و هم بهترينهاي اسلامي در اعتقادات، احكام و اخلاق را در عرصههاي مختلف عرضه كند و هم پادزهرهاي معارضات صورت گرفته با اسلام را ارائه كند كه اكنون در اعتقادات شبههافكني و در اخلاق فساد انگيزي ميكنند و در احكام هم به دنبال ايجاد سستي هستند.
وي با اشاره به ضرورت بررسي هر چه بيشتر كتابهاي منتشر شده در كشور، گفت: با وسواس بايد اين بررسيها صورت بگيرد و ديده شده كتابهايي از زير دست ارشاد در ميرود كه با مباني اخلاقي و اجتماعي كشور سازگار نيست.
* در چاپ كتاب بيسليقگي ديده ميشود
آيتالله مكارم شيرازي در ادامه اين پيام تصويري خود بر ضرورت توجه به ادبيات بيان مطالب در كتابها تاكيد كرد و گفت: بعضا ديده ميشود با ادبياتي قلمبه سلمبه كتابهايي براي كودكان نوشته ميشود و بايد براي هر كس با ادبيات خاص خودش كار كنند.
وي همچنين به عرضه توزيع كتاب پرداخت و با بيان اينكه امروزه برخي كالاها را بعضا با بيش از ارزش آن كالا تبليغ و توزيع مي كنند، تصريح كرد: متاسفانه ديده ميشود كه در جلد و درون كتاب در چاپ بيسليقگي ميكنند و بعضا حتي اين مطلب غربي زشتگرايي را دنبال ميكنند كه اينها را بايد اصلاح كرد.
اين استاد حوزه علميه قم در ادامه اين پيام تصويري توصيهاي نيز خطاب به نويسندگان داشت و آن ايجاد حلقههاي اتصال و ارتباط بين نويسندگان بود كه گفت: اين حلقه بايد ايجاد شود تا مطالب تكراري كار نشود و مولفان به هم خبر دهند كه ديگران در اين موضوع ورود نكنند.
وي افزود: همچنين بايد هيئتي باشد تا موضوعات جديد را به نويسندگان و مؤلفان عرضه كند كه گاهي همين امر 50 درصد كار را براي مؤلف انجام داده است.
* عرفانهاي كاذب از مردم به مسئولان اجتماعي و سياسي نفوذ كرده است
آيتالله مكارم شيرازي در ادامه اين پيام با اشاره به ارائه مطالب زشت در لباسهاي زيبا به مساله عرفانهاي كاذب اشاره كرد و گفت: عرفانهاي كاذب از مردم به مسئولان اجتماعي و سياسي نيز نفوذ كرده است و اينكه خداي ناكرده مجريان كشور به دنبال خرافه باشند معلوم نيست آن كشور چه خواهد شد كه اگر با عرفانهاي كاذب در حد پايين برخورد كنند درهمان نطفه خفه خواهد شد.
وي در انتها تاكيد كرد: اين عرصه ميدان جنگي در برابر دشمن است كه مهمتر از جنگ نظامي است كه بايد سازمان تبليغات اسلامي نبايد قانع به اين عملكرد باشد و آنچه گفته شده را دنبال كنند.
به گزارش قاصد، در بررسي تاريخ اديان، عرفان جايگاه ويژه اي دارد و با جاذبه هاي بسيار همواره مريدان گسترده اي را به سوي خود جذب کرده است ، از عرفانهاي اصيل و حقيقي گرفته تا مکاتب شبه عرفاني و حتي عرفان هاي انحرافي، از عرفان ابن عربي تا عرفان اوشو و از عرفان حلقه تا شيطان پرستي و اين همان مساله اي است که اين روزها کم کم به دغدغه اي جدي براي مسوولان فرهنگي کشور و قشرهاي مختلف جامعه به ويژه جوانان و خانواده هاي آنان بدل شده است .
اين دغدغه به صورت چالشي جدي نمايان مي شود وقتي بدانيم شهر مشهد به عنوان قلب تپنده عالم تشيع و دومين کلانشهر مذهبي جهان به يکي از پايگاه هاي اصلي ترويج عرفان هاي کاذب تبديل شده است.
چندي پيش گزارشی غیررسمی و تایید نشده منتشر شد مبنی بر اینکه 20 تا 25 نوع عرفان انحرافي در ميان دانش آموزان خراسان رضوي رسوخ و طرفداراني را جذب کرده است .طرفداران اين عرفانها اغلب به شکل زيرزميني و مخفيانه بين دانش آموزان فعاليت مي کنند.
به نظر می رسد سفر سالانه بيش از20 ميليون زائر به مشهد از مهمترين علل توجه اين مکاتب انحرافي به اين شهر است و حضور اين مسافران فرصت مغتنمي براي سودجويان است تا افکار خود را تبليغ کنند.اين مشکل به حدي است که هر از چند گاهي خبرهايي از توزيع کتاب هاي فرقه هاي ضاله همچون بهاييت در اطراف حرم مطهر حضرت رضا (ع) به گوش می رسد.
حتی شنیده شده تعدادی نوجوان با حضور در گيم نت ها و کافي نت هاي مشهد ، جوانان و نوجوانان را به صورت چهره به چهره به سوي شيطان پرستي فرا مي خوانند و کتاب های شيطاني را با ترجمه فارسي به آنان ارائه مي کنند.
بررسي ديدگاههاي کارشناسان اين حوزه نشان مي دهد که همه آنان شهوت راني و رسيدن به شاديهاي غيرعقلاني را مهمترين عوامل جذابيت عرفان هاي کاذب مي دانند .
حتی برخی دلسوزان از عرضه نماد های انحرافی در نقره فروشي هاي اطراف حرم مطهر رضوي و بازار رضا ابراز تاسف کرده و می گویند که نمادهايي همچون ستاره پنتگرا ،صليب ،صليب وارونه ، بز و موارد ديگر در بازارهاي مشهد با قيمت هاي بسيار ارزان و يک سوم قيمت واقعي به مصرف کننده عرضه مي شود.
عرفان هاي نوظهور امروز همچون اسبي افسار گسيخته در جامعه اسلامي در تاخت و تاز است با اين حال به نظر مي رسد آموزشهاي آگاهي بخش براي مقابله با اين عرفانها در ميان جوانان و نوجوانان به عنوان آسيب پذيرترين قشر، کارساز و کافي نبوده است .
ضعف عملکرد دستگاههاي فرهنگي و آموزشي در اين زمينه قصوري جدي است که در گذر زمان آسيبهاي ناشي از آن قابل اغماض نخواهد بود.
به گزارش مهر، رشد عرفانهای کاذب در کشور پدیده ای است که در چند سال گذشته پیش از پیش شتاب گرفته و هر روزه مقوله جدیدی به آن اضافه می شود؛ اگرچه رشد این عرفانها نتوانسته اکثریت جامعه اسلامی را تحت تاثیر قرار دهد اما از این نکته نباید غافل بود که مروجان این عرفانها بین قشر جوان و نوجوان جامعه که در سنین حساس و تاثیرگذار زندگی هستند، نفوذ کرده و در حال محکم کردن ریشه های فکری خود در این گروه هستند.
در این رابطه رئیس مرکز هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی با بیان اینکه سن گرایش به عرفانهای کاذب کاهش یافته است گفت: سطح سنی گرایش به عرفان های کاذب پایین آمده است؛ بسیاری از ترویج کنندگان این مکاتب برای تاثیرگذاری بیشتر بر افکار نسل جدید از سنین پایین دبستان و راهنمایی آموزشهای خود را آغاز می کنند، حتی برخی از فرقه های ضاله برای مراحل دبستان و راهنمایی کتابهایی نیزدارند زیرا اگر در این سنین شکاف را آغاز کنند بیشتر می توانند در کار خودشان موفق شوند.
به گفته حجت الاسلام دکترعلی فلاح رفیع، یکی از اصول تربیتی شروع آموزش از سنین پایین است زیرا هنگامی که به سطح دانشگاه رسیده ایم آموزههای تربیتی تاثیر چندانی ندارد هرچند امکان تغییر و تحول در هر رده سنی هست اما به طور طبیعی ذهن سنین پایین تر برای دریافتهای تازه آمادهتر است.
وی افزود: متاسفانه برخی از این گروهها برای ترویج افکار و اندیشه های خود در دوران نوجوانی برنامه های ویژه ای و علمی دارند. البته تمامی این فرقه ها کار علمی انجام نمی دهند اما برخی برای دوران راهنمایی و دبیرستان کتابها و معلمان مخصوص دارند. همچنین محافلی وجود دارد که در این دوران افراد را جذب کند.
فلاح رفیع با اشاره به این که حساسیت متولیان آموزش و پرورش در زمینه ترویج عرفانهای کاذب چندان زیاد نیست، گفت: باید این حساسیت در سطح متولیان آموزش و پرورش بیشتر شود. هرچند زحماتی کشیده می شود اما فکر می کنم در این زمینه نیاز به حساسیت و دقت بیشتری است البته صرف حساسیت هم کفایت نمی کند و باید در این زمینه برنامه ریزیهای منظمی در مدارس انجام و دروس مخصوصی با همین عنوان تدوین شود.
این در حالی است که وزارت آموزش و پرورش هنوز برنامه مشخصی برای مقابله با چنین جریانهایی ندارد و تنها به برگزاری کلاسهای آموزشی برای مربیان پرورشی اکتفا کرده است. در همین رابطه معاون پرورشی و تربیت بدنی وزیر آموزش و پرورش گفت: ما بدنبال تقویت مهارت ادراکی مربیان و برگزاری گفتمان های آزاد در این باره هستیم به طوری که ۲۴۰ ساعت دوره آموزشی برای مربیان تربیتی درنظر گرفته شده است.
به گفته زکریا یازرلو برگزاری کلاس ها و گفتمان های آزاد در کانونهای فرهنگی و اجتماعی از دیگر تدابیر آموزش و پرورش برای مقابله با عرفان های کاذب است.
اما مدیر کل مشاوره وزارت آموزش و پرورش نیز معتقد است که برای مقابله با عرفان های کاذب باید از طریق ارائه آموزش های مختلف دانش آموزان را با این مقوله آشنا کرد.
به گفته حسن خالدی، برگزاری جلسات توجیهی و گفتمان ها برای فرهنگیان لازم است و بر این اساس افراد می توانند آموزش های لازم را به دانش آموزان ارائه دهند.
این دو مقام مسئول در حالی تنها از برنامه های پیش رو برای مقابله با پدیده عرفانهای کاذب خبر می دهند که مروجان این عرفانها از مدتها قبل با تلاشی گسترده تبلیغات خود را آغاز کردهاند.
به گزارش نداي انقلاب چندي پيش شخصي با نام « م ب » با تاسيس دفتري در خيابان انقلاب و پاسداران تهران با مطرح نمودن تئوري ابر آگاهي به جذب جوانان به خصوص قشر نخبه اقدام نموده بود.
نامبرده با تمسك به متون عرفان هاي سرخپوستي و اختلاط آن با عرفان اسلامي معجوني سمي تدارك ديده بود و متاسفانه عده اي از جوانان را به خود جذب مي نمايد.
از نكات مورد توجه كه به تازگي خبرنگار ما از آن مطلع شده است : نامبرده در پاسخ مريدان در خصوص حضرت حجت (عج) گفته چرا اينقدر از امام زمان مي پرسيد هر سوالي داريد از من بپرسيد!