مشرق: شرکت مک دونالد دارای بزرگترین فروشگاههای زنجیرهای فست فود در سراسر دنیا است. این شرکت با فعالیت در 119 کشور روزانه دارای 68 میلیون مشتری است. تاریخ آغاز به کار این شرکت به 1940 باز میگردد، وقتی که برادران ریچارد و موریس مک دونالد در کالیفرنیا اولین رستوران خود را راهاندازی کردند.
تصمیم آنها به استفاده از "سیستم خدمات رسانی سریع" در سال 1948 پایه و اساس شکلگیری رستورانهای فست فود در آینده را رقم زد. البته این سیستم دو دهه پیش از این توسط رستوران زنجیرهای وایت کسل (white castle ) مورد استفاده قرار میگرفت اما عرضه غذا در زمانی کوتاه با مکدونالد شناخته شد.
دفتر مرکزی این شرکت در ایالت ایلینویس ایالات متحده واقع شده است. بر اساس آمار موسسه اینتربرند در سال 2011 مکدونالد با ارزش سهامی معادل 35,593 میلیون دلار و 6% رشد نسبت به سال 2010 به عنوان ششمین برند تجاری برتر در دنیا شناخته شد.

مکدونالد، بزرگترین رستوران زنجیرهای فستفود در جهان
در سال 1961 مکدونالد برای اولین بار نام و لوگوی تجاری خود که به شکل قوسهای طلایی ( (Golden Arches بود و به نوعی سمبل حرف ام به شمار میرفت را ثبت کرد. به عقیده کارشناسان شکل خاص و ترکیب رنگ زرد و قرمز استفاده شده در لوگوی مکدونالد خود یکی از دلایل جذب کودکان به سمت این رستوران است.
برادران مکدونالد اولین شعبه رستورانهای زنجیرهای خود را با کمک ری کراک (Ray Kroc ) در اوریل 1955 در ایالت ایلینویس امریکا افتتاح کردند و این آغازی بود برای گسترش رستورانهای زنجیرهای مکدونالد در سراسر دنیا. البته کراک و برادران مکدونالد برای توسعه فعالیت تجاری خود همواره با یکدیگر مشکل داشتند، اما از نقش کراک در موفقیت این نام تجاری در دنیا نمیتوان به سادگی گذشت.

لوگوی مکدونالد که به قوسهای طلایی معروف است و سمبل حرف ام در زبان انگلیسی است
مکدونالد دارای بیش از 31 هزار شعبه و یک و نیم میلیون کارمند در سراسر دنیاست. این شرکت که به عنوان نماد کاپیتالیسم آمریکایی در جهان شناخته میشود با صرف هزینه های سنگین تبلیغاتی در صدد حفظ موقعیت خود به عنوان رتبه اول در حوزه مواد غذایی است.
تمرکز و موفقیت این شرکت در امر تبلیغات را از آنجا میتوان درک کرد که بر اساس تحقیقی در سال 2004 عکس دلقک رونالد مکدونالد در میان کودکان شناخته شدهتر از تصویر مسیح یا جورج بوش بود.
البته این شرکت دارای برندهای دیگری مانند Piles café نیز است. این شرکت با توجه به تعداد زیاد مشتریان خود، برای کسب سود بیشتر و با تقلید از استارباکس (Starbucks ) به معرفی کافیشاپ مککافی (McCafe ) پرداخت.
اولین شعبه مککافی در 1993 در ملبورن استرالیا افتتاح شد. با گذشت زمان بسیاری از رستورانهای مکدونالد با تقلید از شعبه ملبورن به افتتاح کافیشاپ مککافی در درون رستوران کردند و برخی از آنها با 60% فروش بیشتر نیز مواجه شدند. در حال حاضر بیش از 600 شعبه مککافی در سراسر دنیا مشغول فعالیت میباشند.

کافیشاپ مک کافی که بعضا در خود رستورانهای مکدونالد واقع شدهاند
این شرکت برای افزایش مشتریان خود به ایدههای بسیاری مانند ایجاد فضای بازی برای کودکان در کنار رستوران و یا تغییر دکوراسیون دست زد. مکدونالد از مدل تجاری جالبی استفاده میکند. این شرکت با خرید و افتتاح رستورانهای خود در نقاط مهم شهرها به نوعی در حوزه املاک نیز فعال میباشد. البته این سیاست با توجه به متفاوت بودن شرایط در کشورهای مختلف تغییر میکند.
با وجود اینکه مکدونالد به عنوان یکی از شرکتهای بزرگ و به ظاهر موفق دنیا شناخته میشود اما تعداد افرادی که نسبت به نوع فعالیتها و محصولات این شرکت انتقاد دارند کم نیست. توسعه شرکتها و محصولاتشان در سطح جهانی اگرچه سود زیادی را برای صاحبان این نوع شرکها همراه دارد اما از طرف دیگر داشتن مشتریان و مخطبان بیشتر مسلما انتظارات زیادی را نیز به همراه دارد، مسالهای که عمدتا تحت تاثیر سود مالی قرار گرفته و زیاد به آن توجه نمیشود و همین موضوع باعث بوجود آمدن و گاها تشدید انتقادات از این شرکتها میشود. شرکت مکدونالد نیز از این قاعده مستثنی نیست.
روز جهانی ضد مک دونالد
پس از توسعه مکدونالد در سطح جهانی، رفته رفته برخی مسائل و مشکلات اخلاقی شهرت این شرکت را تحت تاثیر قرار داد و رفته رفته به تعداد معترضان ضد مکدونالد افزود. معترضین حتی روز 16 اکتبر را "روز ضد مکدونالد" نامگذاری کردند. این اعتراضات آنجا خود را نشان داد که در شورشهای ضد سرمایهداری در انگلیس، رستورانهای مکدونالد اولین جایی بود که مورد حمله قرار گرفت. البته بیشترین آسیبی که به شهرت مکدونالد وارد شد در خصوص دادگاه مکلیبل (McLibel ) بود. در این پرونده شرکت مکدونالد از فعالانی که به توزیع دستنوشتههایی با موضوع "مشکل مکدونالد چیست" کرده بودند شکایت کرد و انتظار داشت که دادگاه به سرعت حکمی سنگین برای متهمان صادر کند. در عوض این پرونده نزدیک به دو سال و نیم در جریان بود و به یکی از طولانیترین پروندههای تاریخ قضایی انگلیس تبدیل شد.

گردهمایی مخالفان در مقابل یکی از رستورانهای مکدونالد
مکدونالد، دشمن سلامت انسان
یکی از بیشترین انتقاداتی که مکدونالد طی 30 سال اخیر با آن مواجه بوده مربوط به غذایی است که در رستورانهای آن به مشتریان عرضه میشود. منتقدین معتقدند که غذاهای عرضه شده در مکدونالد یکی از عوامل اصلی شیوع چاقی در میان مردم آمریکا و دیگر کشورهای پیشرفته است. مطالعات پزشکی نشان میدهد که میزان افزایش وزن در میان افراد انگلیسی بیش از دیگر کشورهای اروپا در حال بالا رفتن است و یک پنجم از مردم انگلیس به شکل خطرناکی از افزایش وزن رنج میبرند ( و این در حالی است که مکدونالد در انگلیس دارای بیش از 1200 شعبه است).
میزان مرگ و میر ناشی از چاقی مفرط در امریکا بش از 300 هزار نفر در سال است که درصد بالایی از چاقی افراد ناشی از مصرف غذاهای فستفود است. حال اینکه میزان مرگومیر ناشی از مصرف سیگار در همین کشور حدود 400 هزار نفر است. اینجاست که سهم و نقش مکدونالد به عنوان بزرگترین رستوران فستفود در آمریکا و جهان نمود بیشتری پیدا میکند. پس از بررسی ارزش غذایی محصولات مکدونالد مشخص شد که غذایی مانند بیگ مک (Big Mac ) و یا مرغ سرخ کرده دارای 910 کالری، 46 گرم چربی (که 13 گرم آن چربی اشباع شده است) میباشد و این بدان معناست که این شرکت استانداردهای رژیم غذایی آمریکا را رعایت نمیکند. علاوه بر چاقی مفرط، دیابت، فشار خون، بیماریهای قلبی و سرطان نتایج استفاده از چربی زیاد، شکر و نمک است ( موادی که به شکل یکجا و به میزان بالا در محصولات مکدونالد وجود دارند).
تاثیر استفاده از رژیم غذایی مکدونالد در فیلم انتقادی مورگان اسپورلاگ (Morgan Spurlock) به وضوح دیده میشود، جایی که او چیزی جز مکدونالد را در وعدههای غذایی خود استفاده نمیکند و در نتیجه با 11 کیلو اضافه وزن، افزایش 60 واحدی کلسترول و از دست دادن کبد خود مواجه میشود. وی دچار سردرد و افسدگی شده و در نهایت به مصرف مکدونالد اعتیاد پیدا میکند.

مورگان اسپورلاک در فیلم من دوبرابر (Supersize me)
تاثیر استفاده از محصولات مکدونالد برای کودکان نیز بسیار خطرناک است، حال اینکه این شرکت با تحت تاثیر قرار دادن کودکان از طریق تبلیغات تلوزیونی، وسایل بازی کودکان و از همه مهمتر استفاده از شخصیت دلقک رونالد مکدونالد هر ماه حدود 90 درصد کودکان بین 3 تا 9 سال را جذب رستورانهای خود میکند.

دلقک مک دونالد بیش از 90 درصد کودکان را جذب رستورانهای این شرکت می کند
افزایش اعتراضات از سوی حامیان حیوانات
جبهه دیگری از اعتراضات از سوی افرادی است که معتقدند که حیوانات نیز همانند انسانها موجود زنده بوده و شایسته احترام. مکدونالد به دلیل نحوه رفتار با حیوانات قبل از کشتن به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. این شرکت بزرگترین ترویج کننده غذاهای گوشتی و بزرگترین مصرف کننده گوشت گاو، دومین مصرف کننده گوشت مرغ در دنیا برای محصولات خود میباشد. هجمه انتقادات مربوط به نحوه برخورد با حیوانات در محلهای نگهداری و کشتارگاههای مکدونالد است. بر اساس مطالب ارائه شده در دادگاه مکلیبل، در مرغداریهای مکدونالد در فضایی کمتر از یک متر و بدون نور تعداد زیادی از این حیوانات نگهداری میشود که نتیجه آن 44 درصد ناهنجاری و مشکلات دیگر بهداشتی برای این حیوانات است. در محلهای دیگر نگهداری حیوانات متعلق به مکدونالد نیز همین شیوه رفتار اعمال میشود. علاوه بر شرایط نگهداری، مکدونالد برای نحوه کشتن حیوانات در کشتارگاهها نیز با هجمه انتقادات مواجه شده است.

اعتراض به نحوه برخورد مکدونالد با حیوانات
خوراک Foie Gras برای اشراف و ثروتمندان
یکی دیگر از مواردی که باعث افزایش اعتراض مخالفان مکدونالد شده است مربوط به یکی از غذاهای عرضه شده در این رستوران به نام Foie Gras است.
این غذای گرانقیمت که علاوه بر مکدونالد در رستورانهای KFC نیز عرضه میشود از جگر پرندگان تهیه می شود. برای تهیه این غذا، جگر پرنده باید از چربی زیاد و حجم بالایی برخوردار باشد و از آنجا که در حالت طبیعی امکان وقوع این امر وجود ندارد، حجم بالایی از غذای چرب و دارای روغن بالا به وسیله دستگاه و به زور به پرنده خورانده میشود.
سپس پرنده در قفسی کوچک بدون حرکت قرار داده میشود تا چربی بیشتری در بدن او ایجاد شود. این شیوه رفتار با حیوانات که به شکل بیرحمانهای صورت میگیرد اعتراضات بسیاری را در پی داشته است.
![]() |
![]() |
|
![]() |
![]() |
|
![]() |
![]() |
|
| مقایسه جگر معمولی غاز ( راست) با جگر انباشته شده از چربی (چپ) |
![]() |
![]() |
![]() |
غذای گرانقیمت و لوکس Foie Gras آماده سرو برای اشراف
|
مکدونالد و محیط زیست
سرکتها در قبال محیط زیست نیز مسئول هستند و نباید به آنها به عنوان یک ابزار بنگرند. این مساله از اهمیت بسیاری برخوردار است زیرا منعکس کننده تصویر شرکت و احساس و ادراک مشتریان آن شرکت است. برای مثال طی یک نظرسنجی از سوی وال استریت ژورنال 53 درصد از مردم به دلیل مسائل و مشکلات محیطی مربوط به محصول یا تولید کننده از خرید آن محصول امتناع میکنند. جدی ترین نگرانی محیطی نسبت به مکدونالد این است که این شرکت برای ایجاد یک چراگاه وسیع در برزیل به تخریب جنگلهای بارانی ان منطقه اقدام کرده است. این اقدام نه تنها موجب از بین رفتن منابع طبیعی میشود بلکه بر گرم شدن کره زمین نیز تاثیرگذار است، زیرا جنگلهای بارانی نقش مهمی در مکانیزم جذب دی اکسد کربن هوا دارند.
مکدونالد همچنین سالانه از میلیونها تن بستهبندی استفاده میکند که تنها برای چند دقیقه مورد استفاده قرار میگیرند. به طور معمول بستهبندیهای پلیاستر مورد استفاده برای محصولات مکدونالد موجب از بین رفتن گازهای لایه ازن میشود. انتقاد دیگری که از این شرکت میشود مربوط به تولید میزان بالای زباله آن است. هر رستوران مکدونالد در آمریکا روزانه به طور متوسط نزدیک به 110 کیلوگرم زباله تولید میکند که با توجه به تولید 410 کیلوگرمی زباله از طرف مراکز توزیع منطقهای شرکت، تعداد زیاد شعبههای این شرکت در سراسر دنیا و هزینه بالای از بین بردن این میزان زباله به اهمیت بالای این موضوع میتوان پی برد.
نقض حقوق کارگران
یکی دیگر از انتقاداتی که همواره مکدونالد با آن مواجه بوده مربوط به شرایط کار و سیاستهای این شرکت در قبال کارکنانش است. این شرکت دارای بیش از یک و نیم میلیون نفر کارمند در سراسر دنیاست که بیش از نیمی از آنها افراد زیر 21 سال هستند. سیاست شرکت در استخدام افرادی با این محدوده سنی به این معناست که بیش از نیمی از کارکنان مکدونالد از حداقل حقوق برخوردار هستند. وارد شدن عبارت McJOBدر سال 2003 در فرهنگ لغت وبستر که به معنی نوعی از کار با حقوق پایین است نیز بیانگر این موضوع است.

عبارت Mcjob که به معنی شغلی با درآمد پایین است
یکی دیگر از مشکلاتی که کارکنان این شرکت با آن مواجه هستند کار در شرایط نامناسب،تبیض نژادی، بالا بودن غیر قانونی ساعت کار و پایین بودن شرایط بهداشتی و ایمنی در محیط کار است. البته به دلیل عدم وجود اتحادیههای کارگری در درون مکدونالد، اقدامی در خصوص تغییر شرایط کارکنان این شرکت صورت نگرفته است. بر اساس نظریه سهامداران میلتون فریمن، نیازها و انتظارات کارکنان به اندازه انتظارات مشتریان از اهمیت بالایی برخوردار است.
کودکان قربانی سیاستهای بازاریابی مکدونالد
اریک اسکلوسر (Eric Schlosser) در کتاب خود با نام ملت "وابسته به فستفود" که در سال 2001 به چاپ رسید به انتقاد از سیاستهای بازاریابی مکدونالد پرداخت. به عقیده وی این شرکت با ایجاد سیاستهای بازریابی به تقلید از شرکت والت دیزنی و ایجاد شخصیتهایی مانند دلقک رونالد مکدونالد و همراهش برای جذب بازار کودکان تمرکز ویژهای کرده است. به عقیده کارشناسان بازاریابی این اقدام نه تنها موجب جذب کودکان، بلکه خانوادههای آنها نیز میشود. از همه مهمتر این تاکتیک موجب حفظ محبوبیت این برند در دوره بزرگسالی و ایجاد نوعی حس نوستالژی در میان افراد خواهد بود.

دلقک رونالد مکدونالد، شخصیت محبوب کودکان
به عقیده اسکلوسر، مکدونالد با نفوذ در میان مدارس از طریق اسپانسرشیپ موفق به کاهش مالیاتهای خود شده است. بر اساس منابع وی 80% کتابهایی که از سوی فرد یا موسسهای مورد حمایت مالی قرار میگیرند حاوی مطالبی به سود حمایت کننده کتاب هستند و مسلما مکدونالد نیز از این قاعده مستثنی نیست.
به عقیده نویسنده بی احترامی به حامیان مالی در مدارس با مجازات همراه خواهد بود. یکی از این موارد مربوط به دانش آموزی به نام مایک کامرون بود که به دلیل پوشیدن لباسی به رنگ آبی (که نماد شرکت پپسی، رقیب کوکاکولا است) در روز کوکاکولا (Coke Day) و هماهنگ نبودن با لباس مشکی و قرمز دیگر دانشآموزان، از تحصیل معلق شد.

غذاهای مکدونالد، تهدیدی جدی برای سلامت کودکان
با توجه به انتقادات موجود و تلاشهای مکدونالد در جهت رفع کمبودها و بهبود شیوه عملکرد (بر اساس ادعای مدیران شرکت) واضح است که سیاستهای اخلاقی این شرکت تنها در حد شعار بوده و اقدامی تاثیرگذار در جهت تغییر و بهبود شرایط از سوی شرکت صورت نکرفته است. بیشتر تلاشها حالت توصیفی داشته و بر اساس اهداف آینده ترسیم شده است و نه آنچه تا کنون انجام شده است. به عبارت ساده تر تلاشهای این شرکت بیشتر در جهت امیدوار نگه داشتن مردم به بهبود شرایط در اینده است تا مطمئن ساختن آنها.
ارتباط با ماسونها
یکی از موضوعاتی که بسیاری به وجود آن اعتقاد دارند، ارتباط این شرکت (همانند بسیاری از غولهای چند ملیتی) با گروه فراماسونری است. بسیاری شکل خاص لوگوی این شرکت را یکی از نشانههای فراماسونری بودن این شرکت میدانند. به عقیده این افراد لوگوی مکدونالد تنها بیانگر حرف M نبوده و به نوعی بیانگر علامت خاص فراماسونها است.
برخی دیگر نیز معتقدند اگر لوگوی مکدونالد را 90 درجه در جهت عقربههای ساعت بچرخانید شباهت بسیاری به عدد 3 خواهد داشت. این شماره بخشی از عدد 13 و معروف فراماسونها است. از طرف دیگر خود حرف M هم سیزدهمین حرف انگلیسی به شمار میرود.
مکدونالد، یکی دیگر از حامیان اصلی رژیم صهیونیستی
افتتاح اولین شعبه مکدونالد در اسرائیل به سال 1993 در تلاویو بازمیگردد. این شرکت دارای 80 رستوران و 3000 کارمند اسرائیلی است. مکدونالد نیز همانند دیگر شرکتهای بزرگ آمریکایی یکی از حامیان بزرگ اسرائیل به شمار میرود. جک ام. گرینبرگ (Jack M. Greenberg) که ریاست این شرکت را بر عهده دارد مدیر افتخاری اتاق بازرگانی مشترک آمریکا-اسرائیل و موسسه Metropolitan Chicago است.بر اساس وبسایت صندوق سرمایهگذاری یهودیان شرکت Metropolitan Chicago شرکت مکدونالد یکی از حامیان اصلی این صندوق بهشمار میرود. این شرکت از طریق کمیته اسرائیلی خود در این صندوق در راستای حفظ و تقویت حمایت اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک آمریکا از اسرائیل در تلاش بوده و به مانیتورینگ و در صورت لزوم پاسخ به پوشش رسانهای اسرائیل مشغول است.

قدردانی انجمن یهودیان شیکاگو از حامایتهای گسترده مکدونالد
صندق سرمایهگذاری یهود مجری برنامه مسافرت تابستانی خانوادگی به اسرائیل است. در این برنامه خانوادهها به بازدید از پایگاههای نظامی اسرائیل و ملاقات با سربازان اسرائیلی میپردازند. این صندوق در راستای مشارکت در برنامه اسرائیل سالانه 1.3 میلیون دلار برای توسعه شهرک صهیونیستی Kiryat Gat و برنامه های عمرانی در آن کمک مالی اختصاص داده است.
منابع و ماخذ
1 BurgerBusiness. 2012-01-25. http://www.burgerbusiness.com/?p=9168 McDonald's History". Aboutmcdonalds.com. Retrieved 2011-07-23.
2 http://www.interbrand.com/en/best-global-brands/best-global-brands-2008/best-global-brands-2011.aspx
3 McDonald's wants a digital-age makeover".
4 Sweney, Mark (2006-04-20). "Not bad for a McJob?". London: The Guardian. Retrieved 2009-03-30.
5 Allen, R.L. (2004) ‘Act Responsibly: Corporate good deeds help communities and build long term business’, Nation’s Restaurant News (Magazine) 38(36), 22. Purchased and retrieved PDF file from http://archives.lf.com/preview.cfm?ID=2004250169922&SC=Act+Responsibly&CFID=3442278&CFTOKEN=41845483 on 12/11/2005.
6 Baker, G. (2005). ‘From a pioneer to a pariah as Golden Arches celebrates 50 years’, Times Online April 16. Retrieved from http://www.timesonline.co.uk/article/0,,11069-1571623,00.html on 19/04/05.
7 Carroll, A.B. and Buchholtz, A.K. (2000) Business and Society: Ethics and Stakeholder Management. South Western College (Cincinnati).
8 Caterer-online.com (2004). ‘Company A-Z: McDonalds’. Retrieved from http://www.caterer-online.com/facts/companydetail.asp?lSiteSectionID=19&companyID=17 on 12/4/05. Cochran, P. (1994). ‘Reflections on stakeholder theory’, Business and Society (33) 1, 82-131. Elkington, J. Cannibals With Forks: The triple Bottom Line of 21st Century Business. Capstone (Oxford).
9 ‘Fast Food Pitfalls’ (2005). Retrieved from http://www.hendrickshosp.org/news.htm on 12/3/2005.
10 Freeman, R.E. (1984) Strategic Management: a stakeholder approach. Pitman (Boston).
11 Beauchamp, T. and Bowie, N. (2004). Ethical Theory and Business, Seventh Edition, New Jersey: Pearson Prentice Hall. (anything labelled Friedman)
12 Grarber, A. (2004) ‘Health initiatives catapult McDonald’s to top of corporate citizens list’, Nation’s Restaurant News 38(40). 140.
13 Hawken, Paul. (2002) ‘On Corporate Responsibility: A Ronald McDonald Fantasy’, San Francisco Chronicle, June 2nd. Retrieved from http://www.sfgate.com/cgi-bin/article.cgi?f=/c/a/2002/06/02/ED72039.DTL&hw=Ronald+McDonald+Fantasy&sn=001&sc=1000 on 12/12/2005.
14 Heinrich, M. (2002). ‘Exposing McDonald’s to the law’, Ecologist 32(7).
15 ‘Inside the McLibel trial’ (1995). Earth Island Journal 10(1).
16 Lampe, J. and Finn, D. (1992) ‘A model of auditors' ethical decision processes’, Auditing: A Journal of Practice and Theory (Supplement) 11: 33-59.
17 McDonald’s Worldwide (2004). ‘Corporate Responsibility Report’.
18 McEwan, T. (2001) Managing Values and Beliefs in Organisations. Financial Times/Prentice Hall.
19 McMans Depression and Bipolar Weekly (2004). ‘Diet and Obesity’. Retrieved from http://www.mcmanweb.com/diet_obesity.htm on 12/10/2005.
20 McSpotlight.org (2005) ‘Environment’. Retrieved from http://www.mcspotlight.org/issues/environment/index.html on 12/10/05.
21 McSpotlight.org (2005) ‘McDonald’s and Animals’. Retrieved from http://www.mcspotlight.org/issues/rants/animals.html on 12/10/05.
22 McSpotlight.org (2005) ‘McDonald’s and Employment’. Retrieved from http://www.mcspotlight.org/issues/rants/employment.html on 12/10/05.
23 McSpotlight.org. (2005) ‘The McLibel Trial’. Retrieved from http://www.mcspotlight.org/case/index.html on 12/10/2005. Parker, M. (1998) Ethics & Organisations. Sage.
24 Prince, J.S. and Denion, R.A. (1992). ‘Launching a new business ethic’, Industrial Management 34(6). 15-19.
25 Schlosser, E. (2001). Fast Food Nation. Penguin.
26 Smith, S. (2003) ‘McDonald’s’, America’s Greatest Brands II, 80-81. Retrieved from http://www.americasgreatestbrands.com on 12/4/05.
27 Spurlock, M. (2004) ‘Super Size Me (DVD)’.
28 Strategic Direction (2002). ‘McDonalds jumps on the CSR bandwagon’, Strategic Direction 18(9). 8-11. Retrieved from http://www.emeraldinsight.com/Insight/ViewContentServlet?Filename=Published/EmeraldFullTextArticle/Articles/0560180902.html on 12/12/2005.
29 Svoboda, S. and Hart, S. (1995). ‘Case A: A McDonald’s Environmental Strategy’, Pollution Prevention in Corporate Strategy, March. Retrieved from http://www.p2pays.org/ref/12/11858.pdf on 12/10/2005.
30 Teather, D. (2004). ‘McDonald’s seeks to assuage critics’, The Guardian August 6.
31 Sweeney, M. (2004). ‘McDonald’s axes Golden Arches for health focus’, Marketing.
32 Transport and General Workers Union (2004). ‘Government lets McDonald’s get away with low pay shame’. Retrieved from http://www.tgwu.org.uk/Templates/News.asp?NodeID=90633&int1stParentNodeID=42438&int2ndParentNodeID=89397&Action=Display on 12/4/05.
33 Verschoor, C.C. (2001). ‘Why do unfortunate things happen to good corporate citizens?’, Strategic Finance 83(5). 20-21.
Walsh, C. (2003). ‘Big Problems for Big Food as courts reach bursting point’, The Observer, July 13th. Retrieved from http://observer.guardian.co.uk/business/ethics/story/0,12651,997084,00.html on 10/4/2005.
34 Wells, C. (1998) ‘Corporate Responsibility’, Encyclopedia of Applied Ethics, 653-660.
35 Wood, V. (2002). ‘McDonald’s Social Responsibility Report – A Review’, Business Respect, 20th April. Retrieved from http://www.mallenbaker.net/csr/nl/28.html#Anchor-McDonald's-12723 on 12/4/05.
نگاهي به تحرّكات مشكوك تشكيلات فراماسونری : يكي از خصوصيات و ويژگيهاي تشكيلات فراماسونري، نو به نو شدن در هر زمان، منحرف نمودن اذهان از سازمان اصلي با قرائتهاي مختلف و دگرگون از تاريخ، مفاهيم و شاخصهاي ماسونيگري به شمار ميآيد. اين ويژگي تقريباً از همان دوران نخست شكلگيري اين تشكيلات مخوف صهيوني در عملكردها و تحرّكات آن، بارز و مشخّص بود
برخی محافل در ترکیه ضمن انتقاد از نماد جدید لیره ترک، واحد پول این کشور، از وجود برخی نشانه های اسرارآمیز فراماسونی در این نماد خبر دادند.
فارس: به دنبال معرفی نماد جدید لیره ترک، واحد پول ترکیه از سوی اردوغان نخست وزیر این کشور که روز گذشته با برگزاری مراسمی در بانک مرکزی ترکیه صورت گرفت، برخی محافل این کشور از نماد واحد پول شان انتقاد کردند.
در حالی که برخی کارشناسان نماد جدید لیره ترک را به نماد واحدهای پولی نظیر دلار و یورو تشبیه کردند، برخی دیگر نیز این نماد را از تشابه نماد جدید لیره ترک با نماد درام واحد پول ارمنستان سخن راندند.
در این میان انتقادی که بیش از همه در مورد نماد جدید لیره ترک جلب توجه می کرد، وجود برخی نشانه های اسرارآمیز در این نماد بود. یکی از نشانه های به کار رفته در نماد جدید لیره ترک "دو خط موازی" است که در برخی دیگر از نمادهای پولی نظیر دلار، یورو، ین، روپیه و وون به چشم می خورد و به عنوان یکی از نشانه های مورد استفاده فرقه فراماسونی شناخته می شود.
دو خط موازی در فرقه فراماسونی به عنوان مهم ترین نشانه در رتبه سی و سوم این فرقه محسوب می شود. این نماد همچنین در فرقه مرموز "شوالیه های معبد" و نیز در "صلیب لورین" (Loraine) نیز دیده می شود. این صلیب از سوی مارشال دوگل به عنوان نماد "جنبش مقاومت فرانسه آزاد" استفاده شده بود.
مشرق: سازمان جهانی فراماسونری در کنار فعالیتهای سیاسی و اقتصادی، خوشگذرانی های مخصوص به خود نیز دارد. هر ساله در ناحیه جنگلی بوهم ایالت کالیفرنیا برجسته ترین افراد سیاسی و اقتصادی آمریکا طی تفریحات و عیاشی های سه هفته ای در کنار اجرای آیین های شیطان پرستی و قربانی کردن انسان به بحث های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی نیز می پردازند.

بیش از 160 سال است که کلوبهای خصوصی اشراف به عنوان گوشه دنجی برای طبقه موثر در سیاست های سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی آمریکا و جهان در این کشور فعالیت دارند. این کلوب های اکثرا مردانه در نگه داشتن قدرت در دست جمع محدودی از طبقه اشراف نقش اساسی دارند. اما با گذر زمان محدودیت های این کلوب ها برای نژاد، قومیت و جنس اعضا کم رنگتر شده است.
در این میان کلوب بوهمیان که تمامی اعضای آن را مردان تشکیل می دهند در حفظ بنیادهای خود کوشا بوده و یکی از قدیمی ترین کلوب های اسرار آمیز طبقه اشراف آمریکا است که دو تا سه هزار عضو دارد و از سال 1899 تا کنون هر تابستان در حدود سه هفته در جنگلی به نام بوهم در کالیفرنیا گرد هم می آیند.
![]() |
| کلوب بوهم بیش ار 120 سال فعالیت دارد. |
همایش های بیشه بوهم
همایش های این گروه حتی در روزهای حساس جنگ جهانی دوم نیز تعطیل نشده است. این افراد شامل سیاست مداران و افراد شاخص اقتصادی و نظامی آمریکا هستند به طوری که تمامی کمپانی های بزرگ اقتصادی در این گروه نماینده ای دارند. اعضای گروه ارتباطات تنگاتنگی با هم دیگر داشته و هماهنگی های کاملی در مورد سیاست گذاری ها و روش های کاری خود در سطح داخلی و بین المللی دارند. هیچ فرد عادی که به گونه ای به طبقه قدرت و ثروت متصل نباشد؛ نمی تواند به عضویت این کلوب درآمده و یا به صورت مهمان در مراسم های فصل تابستان این کلوب شرکت کند. حتی اشراف و صاحب منصبان نیز نمی توانند به راحتی به این کلوب راه یابند.

میهمانی صرف شام در بوهم
جنگل بوهم جایی است که سه هفته خوش گذرانی در این منطقه با مراسم های ویژه ای همچون شعر خوانی، اجرای تآتر و موسیقی، بازی های ورزشی، و مجالس ویژه شراب خواری و خوش گذرانی همراه است. از این سه هفته، هفته دوم بسیار با اهمیت است زیرا که اکثر اعضا سعی می کنند در این هفته حتما در بوهم حضور داشته باشند. در کنار این خوش گذرانی ها همیشه رایزنی ها و سخنرانی های سیاسی، اجتماعی و تاریخی نیز وجود دارد که از سوی خود اعضا ارایه می شود.
کلوب بیش از 500 نفر پرسنل خدماتی دارد که در طی گردهم آیی به رتق و فتق امور می پردازند. ورود میهمانان که همگی از اشراف و سیاست مداران انتخاب می شوند با تشریفات ویژه ای همراه است و حتما باید دعوت کننده خود برای استقبال حضور داشته باشد و در غیر این صورت ورود ممکن نخواهد بود.
عضویت در این گروه فقط با دعوت اعضای ثابت امکان پذیر است. درخواست نامه فرد مدعو برای عضویت در اختیار کمیته مرکزی قرار می گیرد و پس از بررسی های فراوان در صورت اثبات صلاحیت، فرد می تواند به عضویت این گروه در آید. این فرایند ممکن است تا پانزده سال و یا بیشتر به طول بیانجامد.
باشگاه های مختلف کلوب بوهمیان
کلوب شامل ۹۵ باشگاه مجزا است که هر یک، مکان مخصوص به خود را در جنگل دارند و ساختمان های مجزایی به اعضای هر کلوب اختصاص داده شده است. هر کلوب جزء، اسم به خصوص و اعضای به خصوصی نیز دارد. برای مثال اعضایی همچون هنری کسینجر و همچنین مسئولین سابق دولت فدرال و سایر رؤسای پروژه نظم نوین جهانی درممتازترین باشگاه یعنی «هیل بیل» جای دارند. کمپ هیل بیلی گروهی است که بوش پدر و پسر و افراد برجسته تیم نومحافظه کار سیاست مداران آمریکا از اعضای آن هستند.
![]() |
![]() |
| بوش پدر و پسر، اعضای هیل بیل |
روسای جمهور سابق آمریکا در کلوب اولز نست |
به طور کلی اعضای این کمپ تجارت های بزرگ، بانک ها و رسانه ها را در اختیار دارند. کمپ «کاو من» دیگر کمپ مهم است که شامل افراد فعال در زمینه اتاق های فکر، کمپانی های نفتی، صنایع دفاعی و دانشگاه هاست. در «کمپ استووی» اعضای خانواده راکفلر و مدیران کپمانی های نفتی، بانک ها و اتاق های فکر مربوط به این خانواده مستقر هستند و در کمپ «اولز نست» نیز روسای جمهور سابق آمریکا، فرماندهان ارشد نظامی و اعضای وزارت دفاع حضور دارند.
بدیهی است که تجمع این تعداد از زرمداران و زورمداران دنیا طی سه هفته در یک جا نمی تواند خالی از نتایج وحشتناک برای بشریت باشد. مثلا گزارش هایی در دست است که نشان می دهد تصمیم به اجرایی کردن پروژه منهتن از طرف وزارت دفاع آمریکا که حاصل آن اولین بمب های اتمی ساخت بشر بود؛ در یکی از خوش گذرانی های اعضای این کلوب اتخاذ شده است.
اماکن ساخته شده در بوهم، نمادپردازی ها و تزئینات
از آنجا که برخی از هنرمندان مشهور نیز مفتخر به عضویت در این کلوب بوده اند؛ مکان های عمومی کلوب همچون کتابخانه، سالن های رقص، اتاق های میهمانان، بار ها و... با تابلوهای گران بها و اشیای هنری تزیین شده است. کلوب حتی یک مومیایی 2500 ساله مصری را از سال 1914 در اختیار دارد که نشانه ای از علاقه مندی اعضای کلوب به فرهنگ مصر باستان است.
این مومیایی توسط یکی از اعضا به کلوب اهدا شده است و یقینا افراد مطلع و آشنا به مقوله های ایلومیناتی، ماسونی، شیطان پرستی و... دلایل این علاقه مندی کلوب بوهمیان به فرهنگ مصر باستان را به خوبی می دانند.
![]() |
![]() |
تمامی اماکن کلوب با تابلوها و اشیاء هنری گرانبها تزئین شده است.
این مومیایی با نام «بانو ایسیس» در یک تابوت شیشه ای در ورودی تآتر بوهمیان قرار گرفته است و اعضا همیشه با احترام در برابر آن می ایستند. نا گفته نماند که فراماسون ها «بانو ایسیس»را خدا- مادر معنوی خود می دانند. در آیین فراماسونری که آکنده از نمادها و نمادسازی هاست الهه های مصر باستان جایگاه ویژه ای برای خود دارند.گزارش هایی انتشار یافته است که بیان می کنند مجسمه آزادی به عنوان نمادی از بانو ایسیس ساخته شده است.
واضح است که در کشور آمریکا که فراماسونری، صهیونیسم جهانی و آیین های ضد الهی همچون شیطان پرستی و کابالا نبض سیاست، اقتصاد و رسانه را در دست دارند؛ کلوب بوهمیان و مراسم های تابستانه آنها نیز با توجه به نوع اعضای آن نمی تواند از این گرایش ها خالی بوده و صرفا یک اجتماع تفریحی باشد.
جغد، نماد بیشه بوهم
سمبل این کلوب جغد است که از اولین سال تاسیس آن استفاده می شود. به اذعان اعضای کلوب، جغد نمادی از حکمت زندگی و همیاری برای آنها است که امکان بقاء و مبارزه با نا امیدی را برای انسان در دنیا به یاد می آورد. با توجه به هجم ثروت و قدرتی که در دست این جهان خواران است؛ استفاده از جغد به عنوان نمادی برای مبارزه با نا امیدی منطقی جلوه نمی کند. وجود حالت هایی از نا امیدی در این انسان نماهایی که به هر کاری که خواستار انجامش هستند مبادرت می کنند؛ دور از ذهن است. پس جغد نمی تواند برای این گروه یک نماد انسانی و والا همچون مبارزه با نومیدی تلقی شود.
این نماد در تمامی مناطق و لوازم کلوب به کار گرفته شده است و یک مجسمه سنگی ۱۲ متری در کنار دریاچه جنگل بوهم نیز به شکل یک جغد ایستاده ساخته است. این تندیس در سال 1929 ساخته شده است تا مراسم مذهبی بوهمیان در کنار آن اجرا شود. در زیر پای این تندیس محراب سیاهی وجود دارد که جایگاه خاصی در مراسمات دارد. بوهمیان این مجسمه را بت بزرگ مولوخ می نامند و طی مراسمی با عنوان«درود»در حالی که رداهای قرمز پوشیده اند؛ به رژه و نیایش در مقابل این بت می پردازند.
![]() |
![]() |
نماد جغد از پرکاربردترین نمادهای ایلومیناتی و ماسونی است که در شهرهای مختلف آمریکا به شکل زیرکانه ای در طراحی بناها و سازه های شهری به کار گرفته می شود.
در خاورمیانه، چین و شرق دور جغد نماد بد اقبالی و روح شیطانی است و از دیدگاه مسیحیت سنتی نیز جغد نمادی از نیروهای شیطانی، رویدادهای ناگوار و نابودی محسوب می شود. از سوی دیگر جغد نماد یهودیان مارانوس نیز می باشد. این یهودیان برای پیش بردن اهداف خود دین و آیین خود را مخفی نگه می دارند. از آنجا که جغد در شب، یعنی هنگامی که هیچ کس نمی تواند چیزی ببیندف بیدار بوده و قادر به دیدن است؛ مارانوس ها آن را نماد خود قرار داده اند.
بت مولوخ
به این ترتیب مولوخ که خدای سمبلیک باستانی شیطانی است؛ هنوز هم از میان افراد بی گناه و کودکان قربانی می گیرد. مولوخ الهه باستانی قربانی کردن است که در کتاب مقدس نیز به آن اشاراتی شده است. فرقه های عبادت کننده بت ملوخ در طول تاریخ دارای تشریفات وحشتناکی همچون آشامیدن خون انسان های قربانی شده در پای این بت بوده اند.
این قربانی ها در اکثر مواقع کودکان هستند. سالانه هزاران کودک در آمریکا گم می شوند و پلیس هیچگاه نمی تواند اثری از آنان بیابد. گاهی جسد این کودکان در مکان های نامتعارفی کشف می شود و متخصصین جرم شناسی نبود خون در جسد آنان را تایید می کنند.

بت مولوخ به شکل جغد در کنار دریاچه بوهم
در بیشه بوهم چه اتفاقاتی می افتد؟
در دهه چهل گزارش هایی در برخی از مطبوعات آمریکا منتشر شد که نشان می داد غیر از مشروبخواری، استفاده از مواد مخدر و همجنس بازی، فعالیت هایی همچون آدم ربایی، تجاوز، کودک آزاری جنسی و قربانی های خونین نیز در کلوب بوهمیان انجام می گیرد. متعاقب این افشاگری ها تحقیقاتی از طرف پلیس شروع شد که البته این بازرسی ها در سال ۱۹۴۷ متوقف گردید و پرونده به حال خود رها شد. اما این کلوب و اسرارش همیشه برای افراد مطلع و کنجکاو جای سوال داشت.
در سال 2000 فیلم سازی به نام الکس جونز توانست به طرز معجزه آسایی از موانع امنیتی جنگل بوهم گذشته و وارد این اردوگاه شده و از مراسم های عجیب اعضای کلوب فیلم برداری کند. در این مراسم ها آیین قربانی کردن انسان در برابر مجسمه جغد انجام می شد. او به مدت پنج ساعت در اردوگاه بوده است و می گوید با این که با چشمان خودش اتفاقات را دیده ولی نمی تواند آنچه را که مشاهده کرده باور کند. جونز در بخشی از توصیفاتش چنین می گوید:
«سپس کشیش در باره «بابل و صور نیک» صحبت کرد. می دانیم که تنها یک جغد بزرگ و «صور نیک» وجود دارد، در انجیل و اسناد تاریخی دیگر آمده است که در سرزمین های بابل و کنعان کودکان را در پیشگاه الهه جغد مولوخ، می سوزاندند . برای مدت مختصری توجهمان به پشت خیمه ها در آنسوی ساحل جلب شد و باعث شد که از جغد منحرف شویم. ناگهان به خود آمدم و بعد از آن روی جغد و کشیش در جزیره تمرکز کردیم.
در ساحل غربی، یک قایق قدیمی رودخانه ای وجود داشت و شخصیتی عزرائیل مانند که ارابه را حرکت می داد، با قایق از آب عبور کرد. در حالیکه فرد دست و پا بسته ای در آن به حالت تعظیم درآمده بود .او آن فرد قربانی را نزد کشیش اعظم برد که در پای جغد منتظر بود، در پایین پله های نورانی که جغد روی آنها قرار داشت.
![]() |
![]() |
| «اندوه مهار شده» زنده زنده در آتش سوزانده می شود |
مراسم قربانی انسان در پای بت مولوخ |
سپس در یک صحنه بسیار خوفناک دو کشیش سیاهپوش، قربانی را گرفتند و آن را به پیشگاه جغد بردند…قربانی برای نجات جانش التماس می کرد و صدای او از طریق بلندگو به گوش می رسید. اما آنها درخواست او را نپذیرفتند. آنها او را به درون قتلگاه بردند. این خواسته جغد بزرگ بود که او را بسوزانند. (قربانی را اندوه مهارشده می نامیدند) مثل کسی بود که توی پارچه سیاهی پیچیده باشند. در سمت بالای قتلگاه یک چراغ سنگی قرار داشت که آنرا مشعل جاویدان می نامیدند.کشیش اعظم مشعل خاموشی را برداشت و با مشعل جاویدان روشن کرد.
آن فرد دوباره جهت بخشایش التماس کرد، سپس کشیش اعظم پایین رفت، (البته به سختی، چون کشیش اعظم به قدری پیر بود که حتی به سختی راه میرفت) و هیزمها را آتش زد. سپس گفت که قصد دارد علائم را از بقایای باقی مانده بخواند. یک سنت بسیار وحشتناک و مرموز. این دیگر شیطان ساخته ی دست هالیوود نیست، این یک سنت وحشتناک بابلی و حقیقت محض است.
او همچنان از درد فریاد می کشید. ناگهان تمام آن صلیب های کوچکی که در طول ساحل دیده بودیم در آتش افکنده شدند، بنابراین من داشتم اثر نقاش قرون وسطی هیرونیموس بوش را با نام مناظر جهنم به عینه مشاهده می کردم: صلیب های فلزی سوخته، کشیش هایی با ردای سرخ و سیاه و کشیش اعظم با ردای نقره ای و شنل قرمز، جسد سوخته ای که از درد فریاد می کشید، یک جغد عظیم الجثه با شاخهای بزرگ، رهبران، بانکداران، اصحاب رسانه و آموزش جهان در این مراسم گرد آمده بودند. این نهایت جنون بود».
افشاگری های بعدی
در سال 2004 نیویورک پست گزارش داد که یکی از بازیگران برتر فیلم های پورنوی مردانه از طرف کلوب استخدام شده است تا در طول برگزرای اردو به اعضایی که تمایل دارند خدمات ارایه دهد. در واقع اردوگاه در کنار فعالیت های مختلف دیگرش یک مجلی عیاشی هم جنس بازی نیز برای اعضا فراهم می کند.
ریچارد نیکسون که از روسای جمهور سابق آمریکا بوده و قبل از ریاست جمهوری به کلوب نیز دعوت شده بوده در مورد مراسم ها و اتفاقاتی که در اردوگاه می افتد؛ گفته است «چندش آورترین اعمال شیطانی که حتی نمی توانید تصورش را بکنید».
کریس جونز، یکی از کارگران اردوگاه در سال ۲۰۰۵، افشا کرده است که بارها از طرف اشراف پیری که به اردوگاه آمده بوده اند؛ به او پیشنهاد رابطه جنسی شده است. جونز به خاطر این اظهاراتش و افشای اسرار کلوب از طرف دادگاه محلی کالیفرنیا محکوم به زندان شد.

لیست افراد حاضر در بوهم در سال 2008
همچنین در سال ۲۰۰۸ توسط گروه های فعال در مورد حقایق آمریکا لیستی از افراد شرکت کننده در کلوب کشف و منتشر شد که حضور تیم نومحافظه کار ريیس جمهور سابق آمریکا در کنار نمایندگان شرکت ها و صنایع بزرگ، دولتمردان و بانک داران، در این اردوگاه را تایید می کند. جرج بوش، دیوید راکفلر، هنری کیسینجر، دونالد رامسفلد، کولین پاول و چندین نفر از سازمان سیا مانند جیمز وولسی در سال 2008 در گردهمآیی این اردوگاه شرکت کرده اند.
منابع و مآخذ:
__________________________________________________________
http://www.propagandamatrix.com/articles/july2004/220704gaypornstar.htm
http://www.prisonplanet.com/032604nixontape.html
http://www.alvadossadegh.com/fa/freemasonry.html
http://www.sonomacountyfreepress.com/bohos/bohofact.html
http://www.sonomacountyfreepress.com/bohos/camps2008.html
http://www.counterpunch.org/2001/06/19/the-truth-about-the-bohemian-grove
با توجه به توضیحات ارایه شده، باید گفت که مسایلی همچون « مذهبی بودن » خانواده ی « داروین » و حتی حضور « چارلز رابرت داروین » در کلیسا، برخلاف ظاهر مثبت و گول زننده اش، نشان دهنده ی معتقد بودن سفت و سخت وی و خانواده اش نیست؛ چرا که آیین اعتقادی خانواده ی « داروین »، « آیین یونیتارینیسم » بوده که حتی مطابق متون ماسونی، آیینی نزدیک به « مجامع مخفی » و « فراماسونری » می باشد.
تشکیلات فراماسونری معمولا در شرایطی که به تدریج پرده از رازهایش بر می افتد ، شروع به پوست اندازی و نو به نو شدن می نماید و خود طی برنامه هایی سیستماتیک شروع به افشاگری علیه سازمان قبلی که از حیض انتفاع افتاده و به اصطلاح دیگر سوخته به حساب می آید، می کند. این مسئله در طی دهه 1340 شمسی مقارن با دهه 60 میلادی نیز اتفاق افتاد.
موسي فقيه حقاني
فراماسونري از جمله انجمنها و جمعيتهاي سرّي است كه از زمان پيدايش آن تاكنون به علت ويژگيهاي خاص اين جمعيت بحثهاي بسياري را برانگيخته است. طرفداران و اعضاي اين جمعيت، آن را يك دستگاه نوعدوستي ميدانند كه با هدف تربيت انسان در راستاي تحقق زندگي شرافتمندانه و اعتلاي بشريت حركت ميكند. مخالفين اين جمعيت آن را محفل پررمز و رازي ميدانند كه در راستاي تحقق اهداف استعمار، امپرياليسم و صهيونزم فعاليت ميكند و با ارائه شعارهاي فريبنده سعي در ايجاد وابستگي به استعمار جهاني و صهيونيزم دارد.
انجمن مخفي فراماسونها، يكي از تشكلهاي افراطي عصر مشروطه بود كه با هدف تسلط بر حكومت و فرهنگ ايران در 22 ربيعالاول 1322 قمري فعاليت خود را آغاز كرد، محل انجمن باغ سليمان خان ميكده در خيابان گمرك بود، مذاكرات و مصوبات اين انجمن آشكار ميسازد كه آنها با چابكي و تردستي قصد داشتند با ايجاد اغتشاش و دودستگي در كشور از آب گلآلود ماهي گرفته و موقعيت خود را در كشور استحكام بخشند. عضويت اين افراد در جمعيت فراماسونري و وابستگي برخي از آنان به فرقه ضاله بابيه همنوايي و همگامي اين جريانات وابسته را در تخريب بنيانهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي ايران اسلامي آشكار ميسازد بر اساس مصوبات اين انجمن ميبايستي آتش فتنه در كشور روشن شود و هيچگاه خاموش نگردد.
در عرصه فرهنگى نبرد با تشيع و روحانيان شيعه در دستور كار آن ها قرار گرفت كه در اين صحنه نيز همان دو روش را به كار گرفتند: فردى نظير ميرزا آقاخان كرمانى يا آخوندزاده صراحتا به روحانيان و به تشيع حمله مى كرد. آنان مى كوشيدند ايران دوره باستان را در آثار و نوشته هاى خود احيا كنند. در طيف ديگر شخصى نظير ملكم، همان روش منافقانه را دنبال مى كند و مى كوشد به روحانيان درجه دو و سه شيعه نزديك شود كه در بخشى نيز موفق بود. ملكم خان توانست تعدادى را همراه خود كند كه اتفاقا اين بخش در مشروطه فعاليت چشم گيرى داشتند.
مشرق: عدد 11 در نمادشناسي فراماسونري، صهيونيستها و يهوديان ارتدوکس، نماد دو ستون دروازه "معبدسليمان" (هيکل) در بيتالمقدس است که يکي به رنگ سرخ و ديگري به رنگ سفيد است و در همه کلوبها و لژهاي فراماسونري وجود دارد که مهمترين نمود آن، برجهاي مرکز تجارت جهاني نيويورک بود، و 11 ستون افقي سفيد و سرخ پرچم آمريکا که با دو ستون سرخ رنگ محصور شده نيز برگرفته از تقدس همان دو ستون معبد سليمان و رنگ آنهاست.
11/11 در آيينه تاريخ
اعداد 11 و 9 مانند عدد 33، مقدسترين نماد فرقه تصوف يهودي (کابالا) به شمار ميآيد. حرف K، نيز يازدهمين حرف از حروف الفباي انگليسي است که خود واژه "کابالا" نيز با آن آغاز ميشود. همچنين نماد دروازه ورودي جنيان به دنياي انسانهاست که در بسياري از فيلمهاي هاليوودي نيز به چشم ميآيد.
عمليات تروريستي بزرگي که 911 روز پس از عمليات 11/9 سال 2001 نيويورک، در پايتخت اسپانيا رخ داد و همچنين عمليات تروريستي بزرگي که در تاريخ 11/11/2005 ميلادي در هتل "راديسون ساس" در پايتخت اردن انجام شد و طي آن صدها نفر از جمله مصطفي عقاد، کارگردان مشهور جهان اسلام، کشته و زخمي شدند نيز بر اساس برنامهريزي صهيونيستها انجام گرفت.
همچنين مصوبه شماره 3379 سازمان ملل که در سال 1975 به تصويب رسيد و بر "نژاد برتر" بودن يهوديان صحه گذاشت و صهيونيسم را يک "نژاد" تلقي کرد در تاريخ 11/11 به تصويب رسيد و نخستين توافقنامه رژيم صهيونيستي با يک کشور اسلامي يعني مصر پس از آتش
بس سال 1949 ميلادي نيز در تاريخ 11/11/1973 منعقد شد که باعث توقف درگيري نظامي مصريها با ارتش رژيم صهيونيستي در منطقه مابين کانال سوئز و قاهره شد و زمينه ساز توافقات بعدي از جمله کمپ ديويد بين تلآويو و قاهره گرديد.
در يازدهمين ساعت يازدهمين روز يازدهمين ماه سال 1918 ميلادي، يک پيمان صلح موقت ميان آلمان و متفقين امضا شد که به آتش بس جنگ جهاني اول تبديل شد.
در روز يازدهم ماه يازدهم (نوامبر) 1919 روز "متارکه جنگ" براي نخستين بار گرامي داشته شد. کنگره آمريکا در سال 1954 ميلادي، نام "متارکه جنگ" را به "کهنه سرباز" يا همان "رزمندگان سابق" تغيير داد تا بدين وسيله فعاليتهاي کهنه سربازان آمريکايي در هرجا و هر زمان که بوده مورد تقدير قرار گيرد.
اين روز در استراليا نيز در آغاز "متارکه جنگ" نام داشت. هماکنون نيز در روز 11 نوامبر هر سال، رأس ساعت 11 پيش از ظهر، همه مردم استراليا، يک دقيقه براي صلح، سکوت ميکنند.
اما در کانادا، اين روز ياد و خاطره همه کشتهشدگان جنگ جهاني اول گرامي داشته ميشود. بسياري از خادمان کليساها، بند چهارم "چکامهاي در يادآوري" را ميخوانند.
تاريخ 11/11/11 همچنين به دليل سه بار تکرار عدد 11 براي اوانجليستهاي صهيونمسيحي، جذابيت عجيبي دارد و آن را منطبق بر هماهنگي يهوديت و مسيحيت يعني تطبييق دروازههاي معبد سليمان با اقانيم ثلاثه و نيز اهرام ثلاثه به عنوان نماد اصلي ماسونها کردهاند.
تقدس دروغين 11 نوامبر 2011 (11.11.11) پس از شروع هزاره جديد، بيشتر بر سر زبان فرقههاي انحرافي افتاد. برخي از آنها اين تاريخ را برخوردار از يک "منطق و اساس قوي" و برخي، يک "پديده عادي" ميدانند. برخي ديگر هم در جستوجوي معنايابي و تأويل اينگونه تاريخها هستند و بسياري هم به هيچوجه چنين خرافاتي را نميپذيرند.
ممکن است هنوز برخي افراد سادهباور، گمان کنند که اين تاريخهاي مرموز و رمزآلود، نشانه اتفاقي عجيب و بزرگ هستند اما ديديم که بسياري از همين خرافهگرايان که پيش از اين در لحظه تحويل سال ميلادي در آغاز هزاره (سال 2000 ميلادي) در ميدانهاي مرکزي پايتختهاي کشورهاي غربي در مقابل نمايشگرهاي بزرگ، منتظر پايان تاريخ و انهدام جهان و روز قيامت بودند، کاري از پيش نبردند و البته نبايد حادثهسازي براي مستندکردن چنين خرافاتي را از سوي دشمن ناديده انگاشت.
بايد دانست که بسياري از اين دست پيشگوييها، به علت بطور خاص قرار گرفتن اعداد مشابه در کنار هم بوده و جذابيت اين ترکيب است که موجب ميشود "دستان مرموز شيطانهاي خرافهگرا" دنيا را مسخر شايعات خود کنند.
در تاريخ 11 ژانويه 1992 ميلادي، گروههاي مختلفي از ماسونها و يهوديها از قوميتها و مذاهب مختلف از 40 کشور جهان، براي انجام يک مناسک ويژه شيطاني که به فعالسازي دروازه ورودي 11:11 ميانجاميد، دور هم جمع شدند.

اين رقص ها کاملاً متأثر از فرقه کابالاست که طي آن خدايان باستاني مصر مانند "ايسيس"، "اوسيريس" و "هوروس" پرستش ميشوند.
به گفته سازماندهندگان فراماسونر اين برنامه که تا کنون در 10 نقطه جهان از جمله آمريکا، مکزيک، اندونزي، هند، مصر، ايرلند، اسپانيا، اسلووني، استراليا و اکوادور انجام شده است، اين رقص در قالب دو دايره متداخل و با رسم مندل پيرامون رقاصان انجام ميشود که افراد تشکيلدهنده دايره کوچکتر، هنگام رقص، رو به بيرون و افراد دايره بزرگتر، رو به مرکز دايره به رقص ميپردازند و بدينترتيب با نوعي تمرکز مخصوص و توسل به قدرت هاي شيطاني، استوانه اي از انرژي منفي تشکيل ميدهند که نيمي از اين استوانه در داخل زمين است و نيمي از آن از سطح زمين تا نقطه مقابل آن، ارتفاع دارد.


به ادعاي معتقدان به اين فرقه شيطاني، - پناه بر خدا- تا سال آينده، حاکميت خدا بر دنيا خاتمه يافته و با نزول دجال ضدمسيح، حاکميت شيطان بر زمين فراهم خواهد شد و رأس هرم ناقص را تکميل خواهد کرد تا زمينه براي تکميل آزادي هاي مادي، دنيوي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اخلاقي و در يک کلام، مقابله با دين، بطور کامل فراهم گردد.


تاريخ 11 اکتبر داراي يک نظام عددي دو واحدي بر اساس صفر و يک است (111110) که معادل اعشاري 62 در سال 2010 و معادل اعشاري 63 در سال 2011 را در خود دارد.
عدد 11، در آيين کابالا و فراماسونري، مظهر شدت و پيکار و پشتکار است. در کتاب "ودا" آمده است: "اي خداياني که در آسمان، 11 تن، در زمين 11 تن و در ميان زمين و هوا به تعداد 11 نفر در خوشبختي جاويدان به سر مي بريد! قرباني ما را بپذيريد.
اين قرباني، معمولاً انسان يا انسانهايي هستند که بايد در مقابل يکي از بتها (معمولاً بت جغد) توسط سردمداران فراماسونري، ذبح و کشته شوند که فيلم يکي از اين آيينها که در آمريکا و با حضور مقامات بلندپايه از دولت و کنگره آمريکا انجام شد، موجود است.
در فراماسونري، عرض حمايل استاد لژ، 11 سانتيمتر است که شامل مجموع ستارگان پنج پر و شش پر است. در جه 33 فراماسونري نيز حاصلضرب درجات سهگانه اصلي بدوي در عدد 11 است.
شماره 11 در رياضي نيز داراي چند ويژگي است. يعني ميان شش رقم نخست از دو سوي جاي دارد. خاصيت اين عدد در اين است که با قرار گرفتن در ميان دو يا سه سري از سير صعودي و نزولي ارقام، نتيجه اي برابر ميدهد. در مثالهاي زير همه چيز مشهود است:
حالت دو رقمي: 11*11=121
طبق ادعاي پايگاههاي اينترنتي ويژه پيشگوييهاي مربوط به سال 2012 ميلادي، ستاره دنبالهدار "النين" در تاريخ 11 نوامبر 2011 از کنار زمين ميگذرد و سياره کوچک "يو 55" نيز به شرق آسيا برخورد ميکند!
بر اين اساس، همطرازي کامل "النين"، "زمين"، "مشتري" و "زهره"، موجب ميشود که زمين از مسير النين گذشته تا جايي که النين با حجم عظيمي از خاک و صخره به زمين برخورد ميکند و باران آتش بر زمين ميبارد. طبق اين ادعا، اين رخداد مهيب، در تاريخ 11 نوامبر 2011 به وقوع ميپيوندد!
اين وبگاهها ميافزايند: سرخي افق آسمان پس از اين واقعه، ناشي از گاز متان "النين" خواهد بود. به ادعاي اين فرقهها، آتشفشان "يلو استون" يا همان "زردسنگ" واقع در ايالت وايومينگ آمريکا، پس از 600 هزار سال خاموشي، در اين روز شروع به فوران کرده و تا هشت روز به فوران ادامه ميدهد که بر اثر آن، بخشي از مغرب زمين، خسف خواهد شد و دو سوم کشور آمريکا نيز از بين خواهد رفت!
اين سايتها، سپس اين وقايع را به خاورميانه ربط داده و مدعي ميشوند که در نوامبر 2011 ميلادي (ماه جاري)، کشور سوريه توسط ارتش اردن اشغال ميشود و سپس در ژانويه 2012 ميان ترکيه و اردن در منطقه شمال شرقي سوريه جنگي مهيب در ميگيرد!
اين وبگاهها همچنين ادعا ميکنند که شاه سعودي نيز در نوامبر 2011 ميلادي (ظرف 20 روز آينده!) کشته ميشود و جنگ بر سر حکومت، ميان شاهزادههاي سعودي شکل ميگيرد!
اين سايتها همچنين مدعي هستند که "شائول موفاز" در تاريخ 28 نوامبر 2011 ميلادي، نخستوزير اسرائيل خواهد شد و پس از آن، زلزلهاي در شمال اسرائيل و سوريه رخ خواهد داد که در پي آن درياچه "کينرت" خشک خواهد شد و "موفاز" پس از 420 روز حکمراني در تاريخ 21 دسامبر 2012 ميلادي و پس از ظهور مسيح، در بيت المقدس به دست او کشته خواهد شد! اين سايت ها معتقدند که اين تاريخها را از تقويم "مايا"ها استخراج کردهاند و با آن تطابق کامل دارد.
القاب بسياري را به 2011 نسبت داده اند: دوره گرگ، ساعت گرگ، 1، 1، 111، 1111، 11111 و 111111 که همگي از کتاب مکاشفات يوحنا استخراج شده است.
پايگاه اينترنتي "فراتر از رازهاي مهم" ادعا ميکند که سال 2011 ميلادي، به معناي 111 سالگي همه انسانهاست؛ بدين معنا که اگر شما سال 1900 را از سال تولد خود کم کنيد و سن خود را به آن اضافه نماييد دقيقا عدد 111 براي سن شما به وجود ميآيد.
از سوي ديگر، 1+1+1 (111) مي شود 3 که به معناي مجموع 3 براي سن 111 سالگي است. ساعت گرگ 3:00 مي باشد که با جمع بالا کاملاً برابر است. اين گزارش ها در ادامه به سخني از "اينگمار برگمن" اشاره ميکنند:
"آن ساعتي است که غالب مردمان ميميرند. زماني که خواب در عميقترين درجه خود باشد. کابوسها واقعي ترين شکل را به خود ميگيرند. ساعتي که بيخوابان در دهشتناکترين ترس فرو ميروند. زماني که ارواح و شياطين بسيار قدرتمند ميشوند".
و در ادامه دوباره ميآورد:
از آنجا که همه مردمان، در اين زمان 111 سال دارند بايد با آغاز "ساعت گرگ" ديدار کنند. ساعتي که سه رقم مشابه 1، در يک رديف قرار ميگيرند.
سپس به "قفلهاي ششگانه" فصل مکاشفات انجيل اشاره ميکند:
"آنگاه که قفلهاي ششگانه را باز کرد او را مشاهده کردم. خورشيد چونان خرمن، سياهگيسو شد. ماه به رنگ خون گرديد. ستارههاي آسمان به زمين فرو افتادند. زماني که درخت انجير، بار خود را با لرزه تکانيد. آنگاه که آسمان چونان طوماري در خود پيچيد و تمامي کوهها و سرزمينها جابجا شدند".
"وآنگاه مردان بزرگ، پادشاهان، سرداران، ثروتمندان، پهلوانان و آزادمردان، خود را در دامن کوهها و صخرههاي عظيم پنهان کردند و خطاب به آنها گفتند: بر ما نازل شويد و ما را از ديده "او" پنهان داريد. "او" که بر اورنگ شاهي نشسته است. براستي چه کس را ياراي مقابله در «روز خشم و غضب او» بود؟"
"فراتر از رازهاي مهم" در ادامه ميآورد: بياييد تاريخ هاي بين 2011.1.10 تا 2011.11.11 را بررسي کنيم:
2011.03.09 : موج نهم تقويم "مايا" آغاز ميشود. 13 (عدد نحس) دوره 18 روزه به موج نهم اشاره دارند.
2011.03.11 : زلزله ژاپن که ترتيب عدد 1 را ميتوان ديد.
2001.10.1 : سرانجام ساعت گرگ فرا رسيد. مجموع کل ارقام اين تاريخ ميشود 6 (اشاره به قفل هاي ششگانه).
2011.10.11 : موج نهم تقويم "مايا" فرا ميرسد.
2011.11.01 : 4 عدد 1 پشت سر هم قرار ميگيرند و مجموع ارقام ميشود 7.
2011.11.10 : 5 عدد 1 پشت هم قرار ميگيرند که مجموعشان ميشود 7.
2011.11.11 : 6 عدد 1 پشت هم قرار ميگيرند. اين «تاريخ نهايي» است که مجموع آن ميشود 8.
نتيجه اينکه مجموع روزهاي بين 2011.1.10 تا 2011.11.11 ميشود 42 روز يعني دقيقاً شش هفته. بنابراين ما تاريخ 2011.1.10 را داريم که مجموع آن 6 مي شود. هفتههاي فاجعهبار، شش است و تاريخ نهايي يعني 2011.11.11 هم 6 بار عدد 1 را در يک رديف دارد. که مجموع اين سه 6 ميشود 666 يعني بازکننده "قفل هاي ششگانه".
برخي کارشناسان زمينشناسي در غرب معتقدند که برخورد يک سياره کوچک با زمين ميتواند موجب انفجار چهار هزار مگا تني و زلزله هفت ريشتري در اعماق اقيانوس شود که در نهايت موجب پيدايش سونامي بسيار عظيم با ارتفاع 70 فوت و سرعت 60 مايل ميشود.
نظريه عملي ميگويد در صورت برخورد اين سياره با زمين، موج انفجار جوي، زلزله، سونامي بسيار عظيم، گسترش پرتاب شهابسنگها، فرا گرفته شدن زمين توسط غبارهاي وسيع، آتشفشانهاي مختلف و افزايش دماي هواي کره زمين تا بالاي 60 درجه سانتيگراد به وجود ميآيد.
طبق نظر ناسا، آخرين بار سيارهاي با اين اندازه در سال 1976 ميلادي به زمين نزديک شد و اگر قرار باشد بار ديگر چنين اندازهاي از سياره به زمين نزديک شود در سال 2028 ميلادي خواهد بود.
"ملوش" از فعالشدن 20 دهانه آتشفشاني مختلف در زمين در صورت برخورد سيارهاي اينچنيني سخن به ميان آورده و به چند نمونه اشاره ميکند: "وتومکا" در آلاباما، "راک الم" در ويسکانسن، دهانه عظيم "بوسوم وي" در غنا (با عمر يک ميليون سال)، و "ژامانستين" در قزاقستان (با عمر 900 هزار سال).
وي معتقد است که برخورد چنين سيارههايي با زمين، هر يکصد هزار سال يک بار رخ ميدهد. در نتيجه احتمال برخورد سيارهاي چون "يو 55" با زمين براي يکصد سال بعد، فقط يک درصد است.
"ملوش" ميافزايد که آپوفيس که داراي اندازه مشابه با "يو 55" است و بزرگترين تهديد برخورد با زمين محسوب ميشود، در سال 2036 ميلادي، بخت بسيار کمي براي برخورد با زمين دارد.
وي يکي از نويسندگان گزارش وسيع "محافظت از سياره زمين" در سال 2010 ميلادي نيز هست.
داستان اين فيلم که رأس ساعت 11 در سينماهاي آمريکا اکران خواهد شد، بر تاريخ 11-11-11 تمرکز دارد و اينکه در ساعت 11:11، نوعي دروازه آسماني باز خواهد شد و موجوداتي شيطاني، براي 49 دقيقه پا به اين جهان خواهند گذاشت. همچنين در آخرين اطلاعات افشاشده از اين فيلم، نقش اول آن يک نويسنده معروف آمريکايي به نام Joseph Crone است که بعد از مرگ همسر و فرزندش، براي ديدار با برادرش، به مکاني در بارسلوناي اسپانيا سفر ميکند، ولي پس از مدتي اتفاقات عجيبي برايش مي افتد و عدد 11 مرتباً در اين اتفاقات تکرار مي شود. او متوجه مي شود که اين عدد معناي عجيب و مخوفي در خود دارد و تاريخ 11-11-11 فقط يک تاريخ معمولي نيست، بلکه يک اعلام خطر براي تمامي انسانهاست!
با وجود اينها کارگردان آن ميگويد که دليل او از استفاده از اين عدد، روشي جديد براي ترساندن بينندگان است ولي معلوم است که آنها علاوه بر هدف ترساندن مردم از عدد 11 و از اين تاريخ، هدفهاي ديگري نيز در سر دارند، آنها ميخواهند که مردم بيشتر با اين عدد آشنا شوند و معناي واقعي و مقدس بودن آن را باور کنند.
جالب اينجاست که اساس ساخت فيلم نيز برپايه خرافه بوده است، مثلاً سازنده آنWayan Rice ميگويد که وقتي فهميد اين تاريخ با روز جمعه همزمان است تصميم به ساخت آن گرفت و کارگردان آن Lynn Bousman وقتي فهميد عدد 11 در تاريخ تولد وي (11 ژانويه 1979 ميلادي) نيز وجود دارد، قرارداد را امضا کرد.
هماکنون در سايت اصلي اين فيلم، بخشي وجود دارد که افراد ميتوانند خاطراتي را که با عدد 11 يا همان زمان 11:11 داشتهاند، به اشتراک بگذارند.
اکنون بايد تا پايان روز جمعه، منتظر ماند و ديد که آيا اين خيالبافيها در سطح خرافات باقي خواهند ماند يا اولياي شيطان، قصد عمليکردن توهمات خود را خواهند داشت.