كثرت احاديث سُنى ها در ستايش ايرانيان
موقعیت شما: موعود»مطالعات فرهنگی»دین»تاریخ ادیان»كثرت احاديث سُنى ها در ستايش ايرانيان

كثرت احاديث سُنى ها در ستايش ايرانيان

دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۳۰
امتیاز این گزینه
(1 رای)

از امور قابل توجه، ستايش ايرانيان در منابع مذاهب سُنّى است ; به آن اندازه كه مى توان كتابى از احاديث صحيح در منابع سنى جمع آورى كرد كه درباره نيكى ايرانيان و برترى آنها بر عرب باشد ! اما در منابع ما ( شيعى ) چنين رواياتى اندك است . علتش آن است كه ايرانى ها نيروى نظامى و توان فكرى برجسته اى داشتند و مذاهب سنى را در برابر مذهب اهل بيت(عليهم السلام) پايه ريزى كرده و منابع اين مذهب را گردآورى كردند !



مشهورترين حديث ستايش ايرانيان در منابع سنى ، حديث « الغنم السود والبيض ; گوسفندان سياه و سفيد است » كه حافظ ابو نعيم اصفهانى در كتابش ( ذكر اصبهان ) ، از چند طريق گزارش شده است : از ابو هريره ، نعمان بن بشير ، مطعم بن جبير ، ابوبكر ، ابن ابى ليلى وحذيفه به نقل از پيامبر(صلى الله عليه وآله).

روايت حذيفه چنين است : رسول خدا فرمود كه ديشب خواب ديدم گوسفند سياهى به دنبالم مى آمد ، پس از آن گوسفندان سفيدى بودند ، آن قدر كه ديگر گوسفند سياهى ميانشان نمى ديدم !

ابوبكر (در تعبير خواب پيغمبر) گفت : گوسفند سياه ، عرب اند كه به دنبال شما مى آيند و گوسفندان سفيد عجم . آنها آنقدر زياد مى شوند كه ديگر عربى ميان آنها ديده نشود ! رسول خدا فرمود : فرشته اى نيز چنين تعبير كرد !

همچنين حديث « لأنا أوثق بهم منكم ; ما به عجم ها اطمينان بيشترى داريم تا به شما عرب ها » را ابو نعيم در منبع مذكور  از ابو هريره نقل كرده و مى گويد: سخن از موالى يا عجم ها نزد رسول خدا افتاد ، فرمود : به خدا كه ما به آنان اطمينان بيشترى داريم تا به شما عرب ها ( يا به برخى از شما عرب ها ) .

« به برخى از شما عرب ها » توسط راوى براى حفظ آبروى عرب ، اضافه شده است !

نيز حديث « لو كان العلم والايمان في الثريا ; اگر دانش و دين در ثريا ( ستاره پروين ) باشد » را عبد الرزاق  از ابو هريره آورده است كه رسول خدا فرمود : اگر دين در ثريا باشد، مردى ( يا فرمود : مردانى ) از ايرانيان بدان جا مى روند ، تا آن را به دست آورند !
مسند احمد  از ابو هريره نقل مى كند : نزد پيامبر بوديم كه سوره جمعه بر ايشان نازل شد . وقتى آيه « وآخرين منهم لما يلحقوا بهم » را خواند ، مردى پرسيد : اى رسول خدا ! اينها چه كسانى هستند ؟ پيغمبر پاسخ نداد ، و مرد دو يا سه بار پرسيد . سلمان فارسى هم كنار ما بود . پيغمبر دستش را بر سلمان نهاد و فرمود : اگر ايمان در ثريا باشد ، مردانى مانند اين بدان مى رسند .

يك نفر از ياران رسول خدا پرسيد : اى رسول الله ! كسانى كه خدا فرموده «اگر ما عرب ها روى برتابيم ، جاى ما را به مردمى غير از ما خواهد داد كه مانند ما نيستند » ( محمد/38 ) چه اشخاصى هستند ؟ سلمان كنار رسول خدا بود . رسول خدا روى پاى سلمان زد و فرمود : مقصود اين و يارانش هستند . سوگند به خدايى كه جانم در دست اوست ! اگر ايمان در ثريا ( ستاره پروين ) باشد ، مردانى از فارس آن را به چنگ مى آورند !

نيز حديث « ليصيرنّ أسداً لا يفرّون ; شيرانى مى گردند كه فرار نمى كنند » را عبد الرزاق  از حسن بصرى روايت كرده است كه رسول خدا فرمود : بين شما پر از عجم خواهد بود ، آن گاه مانند شيرانى مى گردند كه از شما فرار نمى كنند ، و گردن تان را مى زنند و بهره و سهم تان را خواهند خورد .

به تمام ملت هاى غير عرب ، « عجم » مى گويند اما بيشتر به ايرانيان گفته مى شود . معناى حديث آن است كه : بسيارى از آنان را به اسارت مى گيريد و برده خود مى كنيد ، اما به شكارچيانى بر ضد شما تبديل مى شوند .


نيز حديث « يساقون إلى الجنة ; به بهشت روانه مى شوند » را احمد  از سهل بن سعد ساعدى روايت كرده است و مى گويد : همراه پيامبر(صلى الله عليه وآله) مشغول كندن خندق بوديم كه كلنگ رسول خدا به سنگى برخورد و خنديد . پرسيدند : اى رسول خدا ! چرا خنديديد ؟ فرمود : به حال مردمى خنديدم كه عرب ها آنان را از طرف شرق (ايران) با غل و زنجير مى آورند و به بهشت روانه مى كنند .

اين حديث بشارتى براى فتح ايران و شكسته شدن طاق كسرى و اسير گرفتن ايرانيان در اسلام است .


نيز حديث « إن الفرس عصبة من بني هاشم ; ايرانيان شاخه اى از بنى هاشم اند » . ابن عباس مى گويد : نزد رسول خدا از فارس نام بردم ، فرمود : فارس شاخه اى از ما بنى هاشم است .

معناى « اهل بيت » در اين حديث مى بايست به معناى لغوى باشد كه مقصود ابن عباس يا راوى ، عباسيان است ، چون انقلاب بنى عباس (بر ضد امويان) با تلاش و رهبرى ايرانيان به ثمر نشست . ]پس حديث بدين معناست كه ايرانيان جزء ما عباسيان و عرب ها شمرده مى شوند ، چون پيروزى ما مديون وجود آنهاست[ اما اهل بيت در مذهب ما ( شيعه ) اصطلاحى نبوى است كه رسول خدا در حديث متواتر « كسا » آنان را مشخص كرده و ولايت شان را به امت فهمانده و فرموده است : « خدايا ! اينان اهل بيت من هستند » . اينان : على ، فاطمه ، حسن ، حسين و نُه تن از ذريه حسين اند كه آخرين شان مهدى(عليه السلام) است .

نيز حديث « ضياطره ، مردان درشت هيكل » . در شرح نهج  آمده است : اشعث از سر و روى مردم گذشت تا به امام على(عليه السلام) نزديك شد و عرض كرد : اى امير مؤمنان ! اين سرخ رويان (= عجم) در نزديكى به تو ، بر ما چيره شده اند ! و منبر را با پايش تكان داد ، صعصعة بن صوحان گفت : چكار به اشعث داريم ؟ اگر امير مؤمنان(عليه السلام)درباره عرب فرمايشى بفرمايد ، پيوسته گفته و نقل مى شود .

امام فرمود : در برابر اين « درشت هيكل ها » چه كسى يار من است ؟! . . . آيا دستور مى دهيد كه آنان را طرد كنم و برانم ؟! آنها را نخواهم راند كه از جاهلان خواهم شد . سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و آفريدگان را خلق كرد ! براى بازگشت به دين ، به روى شما شمشير خواهند كشيد ، چنان كه در آغاز ، شما با آنها جهاد كرديد .

آنچه مربوط به بحث ماست ، نقش و تأثير ايرانيان در عصر ظهور و جنبش امام مهدى(عليه السلام) است . در اين باره احاديثى در منابع شيعه و سنى تحت هفت عنوان وارد شده است : قوم سلمان ، اهل مشرق ، اهل خراسان ، اصحاب رايات سود ( پرچم هاى سياه )، فُرْس ، اهل قم و اهل طالقان كه در تمام آنها ،  مقصود ايرانيان هستند مگر آن كه قرينه اى بر خلاف آن باشد .

نوشتن نظر