مسیحیّت صهیونیستی از نظر تا عمل
موقعیت شما: موعود»مطالعات فرهنگی»دین»مسیحیّت صهیونیستی»مسیحیّت صهیونیستی از نظر تا عمل

مسیحیّت صهیونیستی از نظر تا عمل

يكشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۳۸
امتیاز این گزینه
(6 آرا)

پروتستانتیسم را می‏توان به نوعی بازگشت و رجعت مسیحیان به عهد عتیق یا تورات نامید. نهضت پروتستانتیسم به‏طور مشخّص با مارتین لوتر و آرای اعتقادی جدید او دربارۀ مسیحیّت آغاز می‏گردد. لوتر خود پیش از آغاز نهضت پروتستانتیسم تحت تأثیر عمیق آموزه‏‌های فلسفی، تئولوژیک و جهان‏بینی عبرانی بوده است. به هنگام تحقیق و پژوهش دربارۀ لوتر، به عنوان بزرگ‏ترین پیشوای پروتستانتیسم و اینکه او چگونه مجذوب چنین رویکردی گردید، با علاقۀ فراوان او به دین یهود و منابع عبرانی روبه‌رو می‏شویم.2


مقدّمه

شاید باور آن قدری مشکل باشد، امّا واقعیّتی است که وجود دارد. این واقعیّت بُعد دینی ـ اعتقادی و متافیزیکی راهبرد‌های نظامی آمریکا و اسرائیل است. بنیاد‌های تئولوژیک راهبرد‌های نظامی آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه بر باورهایی استوار است که ریشه‏هایی توراتی دارد. این باورها بازگشت دوم مسیح(ع) (از نظر مسیحیان بنیادگرا) و ظهور و آمدن او (از نظر یهودیان صهیونیست) را منوط به وقایعی می‏داند که از جمله آنها می‏توان اجتماع و استقرار یهودیان در سرزمین‌های مقدّس؛ ویرانی دو مسجد «الاقصی» و «صخره» در «قدس» و بنای معبد بزرگ یهود به‏جای آنها و وقوع نبرد آخرالزّمان یا آرمگدون در صحرای هرمجدون، در سرزمین‌های اشغالی (اسرائیل) را نام برد.

اینها وجوه اشتراک مسیحیّت بنیادگرا و معتقدان به عهد عتیق و یهودیان بنیادگرا است. این دو گروه جریان اعتقادی ـ سیاسی‏ای را به‏وجود آوردند که به مسیحیّت صهیونیستی یا صهیونیسم مسیحی موسوم گشته است. مطالعات تاریخی دربارۀ این پدیده نشان می‏دهد که این جریان در بسیاری از تحوّلات سیاسی و تغییرات ژئوپولیتیکی، خصوصاً پیدایش کشور نامشروع اسرائیل نقش اساسی و جدّی داشته است.

به رغم وجود راست مسیحی که نقش قابل توجّهی را در مبارزه با بحران‌های اخلاقی و اجتماعی داخلی در آمریکا به عهده دارد، مسیحیّت صهیونیستی بیشترین توان خود را به کنترل سیاست خارجی آمریکا و هدایت آن در راستای حصول اهداف سیاسی ـ دینی‏ای که برگرفته از نگرش و جهان‏بینی توراتی می‏باشد، معطوف داشته است.

هر چند که طیّ سال‌های اخیر و به‏طور مشخّص در دهۀ پایانی قرن بیستم میلادی، راست مسیحی در راستای اهداف خود ـ که عموماً تعقیب دکترین مسیحی‌سازی و ترویج ارزش‌های اخلاقی مسیحی است ـ

تلاش نموده تا به‏طور جدّی بر سیاست خارجی آمریکا تأثیر گذارد، امّا نوع توجّه و نگرش آنها به اهداف مورد نظر در سیاست خارجی آمریکا با جریان مسیحیّت صهیونیستی دارای وجوه افتراق بارزی است که پرداختن به آن نیازمند مجال دیگری است. به‏هر حال در نوشته‏ای که هم‏اکنون در پیش روی شماست، پیدایش و تطوّر تاریخی پدیدۀ مسیحیّت صهیونیستی یا صهیونیسم مسیحی1 و خاستگاه این جریان مورد بررسی قرار می‏گیرد. از آنجایی که خاستگاهِ زمانی این پدیده مقارن با سربرداشتن پروتستانتیسم در قرون میانه در اروپاست، بنابراین جریان پروتستانتیسم و به‏ویژه پیوریتانیسم به عنوان بستر جریان مسیحیّت صهیونیستی به‏طور مشروح مورد بررسی قرار گرفته است. وجود عناصر عبرانی و آموزه‏‌های تئولوژیک عهد عتیق در پروتستانتیسم مسیحی که وجه تمایز بارز و شاخص مسیحیّت کاتولیک و پروتستان است، این ظن و گمان را موجب گردیده است که پروتستانتیسم نوعی یهودی‏گری در مسیحیّت بوده است.

براساس آرا و نظراتی که ملاحظه خواهید نمود، رهبران و بنیان‌گذاران پروتستانتیسم، خود به یهودی‏بودن یا یهودی‏گری متّهمند. این اتّهامات علاوه بر اینکه از جانب کلیسای کاتولیک به آنها وارد شده، در بسیاری از منابع یهودی نیز مورد تأیید قرار گرفته است. بنابراین، نقش یهود و یهودی‏گری در پیدایش پروتستانتیسم مسیحی انکار ناپذیر می‏نماید. نکتۀ قابل ذکر دیگری که در اینجا باید به آن توجّه داده شود این است که شاید برای بسیاری علّت همراهی و هم‏آوایی دو دولت بریتانیا و آمریکا چندان روشن نباشد و اینکه چرا انگلیس، به رغم اینکه دولتی اروپایی است تا این اندازه با اروپا مخالفت نموده و خطوط سیاست خارجی آن حداقل دربارۀ بعضی از مسائل، خصوصاً حمایت از رژیم نامشروع صهیونیستی، بحث نفت خاورمیانه و خلیج‏فارس، صلح خاورمیانه و حرکت‌های نظامی، با آمریکا منطبق است. این امر یک وجه تاریخی ـ اعتقادی دارد که در جنبش پیوریتانیسم نهفته است. جنبشی که از انگلیس سربرداشت و به آمریکا رفت و در تکوین و شکل‏گیری هویّت اعتقادی ـ فرهنگی آمریکا نقش به‌سزایی بازی نمود.


بخش اوّل:
مسیحیّت صهیونیستی، فرایند تاریخی ـ دینی پروتستانتیسم

پروتستانتیسم را می‏توان به نوعی بازگشت و رجعت مسیحیان به عهد عتیق یا تورات نامید. نهضت پروتستانتیسم به‏طور مشخّص با مارتین لوتر و آرای اعتقادی جدید او دربارۀ مسیحیّت آغاز می‏گردد. لوتر خود پیش از آغاز نهضت پروتستانتیسم تحت تأثیر عمیق آموزه‏‌های فلسفی، تئولوژیک و جهان‏بینی عبرانی بوده است. به هنگام تحقیق و پژوهش دربارۀ لوتر، به عنوان بزرگ‏ترین پیشوای پروتستانتیسم و اینکه او چگونه مجذوب چنین رویکردی گردید، با علاقۀ فراوان او به دین یهود و منابع عبرانی روبه‌رو می‏شویم.2

تأثیرپذیری لوتر و هم‌فکران او از تئولوژی عهد عتیق در یک فرایند طبیعی موجب پیدایش تغییرات بزرگی در مفاهیم دینی کلیسای کاتولیک گردید و رویکرد به بهشت دنیایی به جای آخرت‏گرایی مسیحی نشست. ربح و ربا که در مسیحیّت کاتولیک تحریم شده بود، در مسیحیّت پروتستان مجاز شناخته شد و پس از آن با سرعت و همراه با توسعۀ پروتستانتیسم در اروپا گسترش یافت. بزرگداشت یهودیان و برتر داشتن قوم یهود و متعلّق دانستن سرزمین‌های فلسطین تحت عنوان به اصطلاح ارض‏موعود و سرزمین‌های مقدّس وعده داده شده به قوم یهود از جانب خداوند، شاخصۀ دیگر پروتستانتیسم لوتری بود. لوتر در این ستایش و تمجید از به اصطلاح قوم برگزیدۀ خداوند، به اندازه‏ای پیش رفت که شبهۀ یهودی بودن او در محافل مسیحی کاتولیک به صورت جدّی مطرح گردید. خود او نیز با انتشار کتابی که تحت عنوان «عیسی مسیح یک یهودی زاده شد»3 در سال 1523م. به رشتۀ تحریر درآورد، به این شبهه بیش از پیش دامن زد. او در این کتاب نوشت:

یهودیان خویشاوندان خداوند ما (عیسی مسیح) هستند، برادران و پسر عمو‌های اویند، روی سخنم با کاتولیک‌هاست. اگر از اینکه مرا کافر بنامند خسته شده‏اند، بهتر است مرا یهودی بخوانند.4

ستایش لوتر از یهودیان در شرایطی که کلیسای کاتولیک به‏عنوان باور حاکم و مقتدر بر اعتقاداتی کاملاً ضدّ یهودی استوار بود این شبهه را به‏طور فزاینده مطرح می‏ساخت که پروتستانتیسم، مسیحیّتی است که بنیادها و شالوده‏‌های آن یهودی است و شاید این نظر به‏نحوی بیانگر پیدایی مسیحیّت یهودی بود. لوتر در سال‌های پایانی عمر خود با نوشتن مطالبی علیه یهودیان توانست به‏نوعی نام خود را به‏عنوان یک ضدّیهودی در تاریخ رسمی ثبت نماید؛ امّا این اقدام لوتر نیز نتوانست بدبینی به‏وجود آمده را برطرف کند.

لوتر بعد از پاولوس قدیس، به عنوان پایه‏گذار دومین انحراف بزرگ در مسیحیّت شناخته می‌شود. باید یادآور شویم که پاولوس، پایه‌گذار تثلیث در مسیحیّت نیز همچون لوتر تحت نفوذ (دین) عبرانی قرار داشت. او یک یهودی با نام حقیقی شائول بود و قبل از مسیحی شدن در قدس مطالعات و تحقیقات گسترده‌ای بر روی کتاب «کابالا» منبع باطنی‏گرایی عبرانی انجام داده بود.5

نکتۀ جالب توجّه دیگر دراین‌باره، حمایت و زمینه‏سازی توسعه و ترویج پروتستانتیسم توسط یهودیان بود. به نظر می‏رسد که یهودیان با حمایت از پروتستانتیسم در صدد تحقّق دو هدف راهبردی خود بودند:

اوّل اینکه کلیسای کاتولیک؛ یعنی کانون بزرگ خصومت و دشمنی علیه خود را از اریکۀ قدرت به زیر کشند؛
دوم اینکه جهان‏بینی و اعتقادات قومی ـ دینی خود را در شکل و شمایلی جدید عرضه نموده و روند یهودی‏سازی اساس تمدّن سده‏‌های میانه و در ادامۀ آن سده‏‌های جدید اروپا را فراهم سازند که به هر دو هدف خود نیز نایل آمدند.

تحوّل باور مسیحی ـ یهودی و تبدیل آن به مسیحیّت صهیونیستی به‏عنوان ایدئولوژی پروتستان‌های قرون میانه توسط پیوریتن‌ها صورت پذیرفت. این فرقۀ پروتستان که ساختار هنجار‌های اخلاقی آن تماماً منطبق با تورات بود و به‏عنوان یهودیگری انگلیسی شناخته می‏شد،6 توسط فردی کالوینیست پروتستان، به‏نام ویلیام تیندل7 پایه‏گذاری شده و در اروپا گسترش یافته بود و خود شاخه‏ای از کالوینیسم به حساب می‏آمد.

با سرنگونی پادشاه انگلیس توسط کرومول پیوریتن و قدرت گرفتن پیوریتن‌ها و بازگشت یهودیان به انگلستان مبانی و شالوده‏‌های مسیحیّت صهیونیستی کاملاً مستحکم می‏گردد؛ زیرا با قدرت گرفتن پیوریتانیسم در انگلیس و متعاقب آن آمریکا و شمال آتلانتیک، مطالعات توراتی گسترش یافته و توجّه فوق‏العادّه‏ای به زبان عبری نشان داده شد. وابستگی پیوریتانیسم به یهودیّت به اندازه‌ای بود که از دیگر مذاهب پروتستان دراین‌باره پیشی گرفته بود و در حالی که مذهبی یهودی نبود، ولی صفت جودایزر8 را کسب کرده بود.9

پیوریتن‌ها قانون و قواعد توراتی را با دقّت و وسواس به کار می‏بستند و به پالووس قدیس نیز که واضع آموزۀ مسیحی اسرائیل جدید بود، علاقه نشان می‏دادند.10

پیوریتن‌ها ضمن همانندانگاری خود با یهودیان یادشده در تورات، برای خود هویّت یهودی جدیدی کسب کردند و بر فرزندان خود نام‌های یهودی مثل ساموئل، آموس11، سارا یا جودیت12 می‏گذاشتند.13

پیوریتن‌ها همچنین حمایت‌های استراتژیکی از یهودیان زمان خود به عمل می‏آوردند. در آن زمان در انگلستان هیچ یهودی‏ای وجود نداشت؛ زیرا پادشاه انگلستان در قرن سیزدهم به اتّهام رباخواری و استثمار مردم، کلّیۀ یهودیان را از کشور خود اخراج نموده بود؛ امّا یهودیان خواستار بازگشت به انگلستان بودند؛ زیرا در کتاب مقدّس آنها این اصل وجود داشت که قبل از آمدن حضرت مسیح(ع)، آنها باید در تمامی دنیا پخش می‏شدند. پیوریتن‌ها که احترام فوق‏العادّه‏ای برای تورات قائل بودند و در راستای تحقّق این پیش‌گویی تورات از یهودیان، به مثابۀ قوم برگزیده در راستای تحقّق پیش‌گویی یادشده با هیجان و خلوص، حمایت به‏عمل می‏آوردند.

قدرت گرفتن پیوریتانیسم موجب پدید آمدن دیدگاه جدیدی نسبت به یهودیان گردید. با گسترش کالوینیسم، یهودیان مورد علاقه و احترام پیروان آن قرار گرفتند؛ زیرا آنها بر مبنای تئولوژی پیوریتانیسم، حافظان فرهنگ و زبان تورات بودند. بنابراین براساس اعتقادات پیوریتن‌ها قبل از بازگشت مجدّد مسیح باید یهودیان به سرزمین‌های مقدّس بازمی‏گشتند.14

رجینا شریف15 نویسندۀ یهودی در کتاب خود با عنوان «صهیونیسم غیر یهودی»16 در توصیف و بیان حمایت پیوریتن‌ها از تئوری قوم برگزیده و همین‌طور تئوری بازگشت یهودیان به سرزمین‌های موعود چنین می‏نویسد:
کارتریس، رهبر کلنی پیوریتن‌های «آمستردام» در نامۀ خود، این موضوع را نیز روشن نموده است که: دولت انگلیس با شهروندان جدیدش که از «هلند» خواهند آمد، اوّلین و بهترین کشوری خواهد بود که فرزندان اسرائیل، دختران و پسران اسرائیلی را با کشتی به سرزمین‌های موعود، سرزمین‌های ابراهیم، اسحاق و یعقوب انتقال خواهد داد.17

قول حمایت از صهیونیسم که از سوی پیوریتن‌ها داده شده بود، به‌طور کامل اجرا شد. در قرن بیستم، رهبران صهیونیسم که برای تشکیل دولت یهودی در فلسطین در جست‏وجوی کمک و یاری بودند، بزرگ‏ترین حمایت را از مسیحیان ـ صهیونیست‌ آینده و کلیسای پروتستان که در اصل ادامۀ پیوریتن‌ها بودند، دریافت داشتند. به این ترتیب که تصمیم اتّخاذ شده از جانب لرد بالفور18 مبنی بر حمایت سیاسی از تشکیل یک دولت یهودی در فلسطین بیش از آنکه یک برآورد سیاسی باشد مبتنی بر باورها و اعتقاداتی بود که بر مبنای آن، سرزمین‌های مقدّس از جانب خداوند در اختیار یهودیان گذاشته شده بود و به آنها تعلّق داشت.19

به‏زودی جماعت یهودی بازگشته به انگلستان در مدّت زمان کوتاهی به قدرت اقتصادی قابل توجّهی تبدیل شدند. خاندان روتچیلد نیز از میان این جماعت سربرداشت.

رسالت هواداری پیوریتن‌ها از یهود، تنها به داخل مرز‌های انگلستان محدود نماند؛ بلکه این جریان به‏طور گسترده در قرن‌های 16 و 17 میلادی در کشور‌های انگلیسی زبان رشد و توسعه یافت.

عصر پیوریتانیسم در آمریکا یا نیواینگلند آن روزگار با تأسیس اوّلین کلونی پیوریتنی در سال 1620م. در «ماساچوست»20 آغاز گردید. بعدها کلونی‌های بزرگ تأسیس شده در «پلی‏موس»21 ضمن توسعه و گسترش خود، تمامی «نیواینگلند» را در بر گرفتند. پیورتین‌ها چنان دلباختۀ عهد عتیق شده بودند که می‏خواستند به جای نیواینگلند نام نیو اسرائیل را به آمریکا بدهند22 و این‌چنین پیوریتانیسم در تأسیس آمریکا نقش‏آفرینی نمود.
هم‌گونگی پروتستانتیسم آمریکایی برآمده از پیوریتانیسم و احساس مشترک آن با یهودیّت در منابع دیگری نیز مورد اشاره قرار گرفته است. ادوارد تیونان23 در کتاب خود با عنوان «لابی: قدرت سیاسی یهودیان و سیاست خارجی آمریکا»24 چنین می‏نویسد:
براندیس25 رهبر حرکت صهیونیستی آمریکا، به‏هنگامی که مشغول توسعۀ فعّالیت‌های سازمان خود بود، به‏ناگاه صاحبِ دوستی در کاخ سفید شد. این دوست ویلسون، رئیس جمهور (آمریکا) بود. ویلسون نه تنها براندیس را در سال 1916م. به ریاست دادگاه قانون اساسی آمریکا منسوب نمود؛ بلکه هم‌زمان با آن از تئوری صهیونیسم مطرح شده توسط این دوست جوان خود نیز حمایت به‏عمل آورد...

این موضع ویلسون بسیار فراتر از تصمیم‏گیری سیاسی عملگرایانه بود. ویلسون که خود فرزند کشیش پرس بیترین بود و به‏طور مدام کتاب مقدّس را مطالعه می‏کرد، نسبت به یهودیان و سرنوشت آنها احساس علاقه می‏نمود. در پروتستانتیسم آمریکایی نسبت به آرمان صهیون، گرایش بزرگ و قابل توجّهی وجود دارد. گروس همچنین این اظهارات ویلسون را که من خود به عنوان فرزند یک کشیش پروتستان در مقابل سرزمین‌های مقدّس و بازگردانیدن آن به صاحبان اصلی‌اش احساس وظیفه می‏نمایم نیز نقل می‏کند.26

جماعت پروتستان‌ها در آمریکا تحت چنین القائاتی قرار دارند.
پروتستان‌های بنیادگرا در آمریکا (تشکیل کشور) اسرائیل را وعدۀ تحقّق یافته تلقّی می‏کنند. کوچک‏ترین اعتراض به کمک‌ها و حمایت‌های آمریکا از اسرائیل، از سوی این جماعت با اعتراض‌های شدیدی روبه‌رو می‏شود.27 ‏همان تلقّی کردن دولت اسرائیل با یهودیانی که در تورات ذکر آنها رفته است، فلسطین‌هایی که در غزه و شریعۀ غربی زندگی می‏کنند نیز به عنوان مردم کنعان قلمداد می‏گردند.28 بدین ترتیب این جماعت حفظ قدرت و اقتدار آمریکا را نیز منوط به حمایت از اسرائیل می‏دانند. جری فالول یکی از رهبران بیش از 40 میلیون پروتستان ایوانجلیک اعلام می‏دارد:
هر رفتاری که دیگر کشورها با اسرائیل داشته باشند خداوند نیز همان رفتار را با آنها خواهد داشت.29

دشمن مشترک ایوانجلیک‌ها و یهودیان که دوستی نزدیک با یکدیگر دارند ـ بنا بر گفتۀ نوام چامسکی ـ
مسلمانان هستند.30
به این ترتیب می‌توان گفت: جنبش پروتستانتیسم در مقیاس وسیعی بازگشت و رویکرد به عهد عتیق و جهان‏نگری عبرانی است و این رویکرد دارای آثار اجتماعی، اقتصادی (زایش کاپیتالیسم و مشروعیّت یافتن بهره و ربا) و اجتماعی، سیاسی (نوعی هواداری غیر عادی از یهودیّت و دلدادگی به آن) بوده است.
حال که تا حدودی چگونگی شکل‏گیری مسیحیّت صهیونیستی به ‏مثابه فرایند تاریخی پروتستانتیسم بیان گردید. ضرورتاً می‏بایستی به کارکرد‌های آن از نظر تاریخی، سیاسی نیز پرداخته شود.


بخش دوم:
صهیونیسم مسیحی چیست؟

وقتی از گروه‌های دینی رادیکال در رویارویی اسرائیل و فلسطین سخن به میان می‏آید، بی‌درنگ گروه‌های دینی‌ای که تحت نام اسلام و یهودیّت قرار دارند، به ذهن متبادر می‏گردند. در صورتی که گروه‌های رادیکال و افراطی مسیحی‏ای که نامی از آنها برده نمی‏شود، در این‌ میان اهمّیت غیر قابل انکاری دارند. این گروه‌ها از آن جهت که نقش فعّالی را در رویارویی اسرائیل و فلسطینیان بر عهده داشته و مخالف هرگونه برقراری صلح بین آنها هستند، به گروه‌های افراطی معروفند.

گروه‌های مسیحی یادشده عموماً بنیادگرا31 (رادیکال) بوده و جانبدار و هوادار اسرائیل و رهبران بعضی از این گروه‌ها اسرائیلی هستند. بعضی از این گروه‌ها با حمایت از سیاست‌های صهیونیستی دولت اسرائیل و بعضی از گروه‌های دیگر یهودی، به توسعه و شدّت گرفتن درگیری و رویارویی در خاورمیانه دامن می‏زنند. گروه‌های دیگر نیز غیر مستقیم دراین‌باره فعّال هستند. این گروه‌ها در حال جمع‏آوری اعانه و کمک برای اسرائیل و گروه‌های اسرائیلی در دیگر کشورها بوده و در این کشور اطّلاعات نادرستی را به جانبداری از اسرائیل دربارۀ درگیری و رویارویی‌های داخلی در اسرائیل پخش می‏کنند. همچنین این گروه‌ها در حکومت‌های کشور‌های خود گروه‌های نفوذ (لابی)ی را در حمایت از اسرائیل تشکیل داده یا می‏دهند.

از جمله این گروه‌های نفوذ، لابی موجود در کنگرۀ آمریکاست که به میزان قابل توجّهی کارایی دارد. لابی گروه‌های یادشده که جانبدار اسرائیل بوده و در کنگره صاحب نفوذ است، به میزانی بزرگ و قدرتمند است که هر ساله به واسطۀ آن 5/5 میلیارد دلار از جانب دولت آمریکا به اسرائیل پرداخت می‏شود.32

بنیاد‌های دین شناختی صهیونیسم مسیحی
شاید فهم و درک حمایت گروه‌های مسیحی بنیادگرا از یک دولت یهودی و اشتیاق وافر آنها به این دولت در مرحلۀ اوّل ممکن نباشد. علّت حمایت آنها از چنین دولتی، تفاسیری است که از کتاب مقدّس به‏عمل آمده است. آنها به معانی ادبی کتاب مقدّس به