نگاهی به واقعه بعثت رسول اکرم(ص) از منظر صحیفه امام خمینی(ره)
موقعیت شما: موعود»اخبار»اخبار فرهنگی و مهدوی»نگاهی به واقعه بعثت رسول اکرم(ص) از منظر صحیفه امام خمینی(ره)

نگاهی به واقعه بعثت رسول اکرم(ص) از منظر صحیفه امام خمینی(ره)

دوشنبه ۰۵ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۲۱
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

بعثت، بزرگ‌ترين رخداد تاريخ بشريت است،‌ به گونه‌اي كه اگر ادوار و ابعاد زندگي انسان‌ها در هر عصر از اعصار و در تمام وسعت جغرافياي جهان و همه مقاطع تاريخ دنيا را به كاوش و مطالعه و بررسي گذاريم، نمي‌توان عظيم‌تر و عميق‌تر از اين رخداد را يافت.

 

اين واقعيت برخاسته از نقش محوري و حياتي بعثت را وقتي در اوراق تاريخ به صورت وقايع و عملكردهاي به وقوع پيوسته و تثبيت شده مي‌يابيم، اين تفكر كه بعثت داراي جايگاه عظيم و آثار وسيع مي‌باشد، به اثبات مي‌رسد.

آنچه از بعثت برمي خيزد، در يك موضوع محدود نمي‌شود و دامنه آن گسترده مي‌باشد و آنچه از آزادي بشر، عدل و داد، عزت و شرافت، استقلال و ارزش‌هاي والاي انساني و عملكردهاي نجاتگر و رهايي بخش مي‌توان سراغ گرفت، همه در پرتو بعثت متجلي شده است. از جنبه ديگر نيز مبارزات گسترده با ظلم و ستم، فساد و تباهي، استبداد و خفقان، زر و زور، سيطره جويي و مقابله با كشتار و جنايت و غارت و چپاول، از مجاهدت‌هاي سخت و رنجزاي نبي اكرم(ص) با قدرتمندان و ستمگران و جنايتكاران است كه ثبت شده است و اين از جنبه‌ها و ابعاد ديگري از تلاش‌ها پس از رخداد بزرگ بعثت مي‌باشد.

و همين گونه است تعليم و تهذيب و اخلاق و تربيت و معنويت زلال،‌ كه اين‌ها نيز از جلوه‌هاي ديگر بعثت است و آثار فراوان بر جا نهاده است.

امام خميني به زيبايي هرچه تمام‌تر برخي از اهداف و آثار بعثت را توضيح مي‌دهد كه بايد آن‌ها را به طور جداگانه به تحليل و بررسي كامل در آورد و اين از وظايفي است كه بر دوش‌ها سنگيني مي‌كند.

انگيزه بعثت نزول وحي است و نزول قرآن است و انگيزه تلاوتِ قرآن بر بشر اين است كه تزكيه پيدا بكنند و نفوس مصفا بشوند از اين ظلماتي كه در آنها موجود است تا اينكه بعد از اينكه مصفا شدند، ارواح و اذهان آنها، قابل اين بشود كه كتاب و حكمت را بفهمند. انگيزه، تزكيه است براي فهم كتاب و حكمت.(1) هر نفسي نمي‏تواند اين نوري را كه از غيب متجلي شده است و متنزل شده است و به شهادت رسيده است ادراك كند. تا تزكيه نباشد تعليم كتاب و حكمت ميسور نيست؛ بايد تزكيه بشود نفوس از همه آلودگيها؛ كه بزرگترين آلودگي عبارت است از آلودگي نفس انسان و هواهاي نفسانيه كه دارد. مادامي كه انسان در حجاب خود هست، نمي‏تواند اين قرآن را كه نور است و به حسب فرمايش خود قرآن نور است، نور را كساني كه در حجاب هستند و پشت حجابهاي زياد هستند، نمي‏توانند ادراك كنند، گمان مي‏كنند كه مي‏توانند؛ لكن نمي‏توانند. تا انسان از حجاب بسيار ظلماني خود خارج نشود، تا گرفتار هواهاي نفساني است، تا گرفتار خود بينيهاست، تا گرفتار چيزهايي است كه در باطن نفس خود ايجاد كرده است از ظلماتي كه بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ است، لياقت پيدا نمي‏كند كه اين نور الهي در قلب او منعكس بشود. كساني كه بخواهند قرآن را بفهمند و محتواي قرآن را، نه صورت نازل كوچكش را، محتواي قرآن را بفهمند و طوري باشد كه هر چه قرائت كنند بالا بروند و هر چه قرائت كنند به مبدأ نور و مبدأ اعلي نزديك شوند، اين نمي‏شود الاّ اينكه حجابها برداشته بشود و "تو خود(2) حجاب خودي" بايد از ميان‌برداري اين حجاب را، تا بتواني اين نور را به آن طور كه هست و انسان لايق است براي ادراك او، ادراك كني. پس، يكي از انگيزه‏ها اين است كه تعليم بشود كتاب بعد از تزكيه و تعليم بشود حكمت بعد از تزكيه.

اول آيه‏اي كه به رسول اكرم، به حسب روايات و تواريخ، وارد شده است، آيهإقرَأ بِاسْمِ رَبِّكَ(3) است. اين آيه اولين آيه‏اي است كه، به حسب نقل جبرئيل بر رسول اكرم خوانده است و از اول به "قرائت" و به تعلم دعوت شده است.إِقرَأ بِاسمِ رَبِّكَ الذِّي خَلَقو در همين سوره است كهكَلاّ إِنَّ الاِنْسَانَ لَيطْغي، أَنْ رَآهُ اسْتَغْني.(4) اين سوره اولين مورد وحي [است] و در اولين نزول وحي اين آيه در اين سوره وارد شده است كهكَلاَّ إِنَّ الاْنْسَانَ لَيطْغي، أَن رَآهُ اسْتَغْنَي. معلوم مي‏شود كه طغيان و طاغوت بودن از اموري است كه در رأس امور است و براي طاغوت‏زدايي بايد تعليم "كتاب" و "حكمت" و تَعلّم "كتاب" و "حكمت" كرد و "تزكيه" كرد. انسان اين طوري است، وضع روحي همه انسانها اين طور است كه تا يك استغنايي پيدا مي‏كند طغيان مي‏كند؛ استغناي مالي پيدا مي‏كند، به حسب همان مقدار طغيان پيدا مي‏كند، استغناي علمي پيدا مي‏كند، به همان مقدار طغيان پيدا مي‏كند، مقام پيدا مي‏كند، به مقداري كه مقام پيدا كرده است طغيان مي‏كند. فرعون را كه خداي تبارك و تعالي "طاغي" مي‏گويد هست براي همين است كه مقام پيدا كرده بود و انگيزه الهي در او نبود و اين مقام او را به طغيان كشيده بود. كساني كه چيزهايي كه مربوط به دنياست و آنها را بدون تزكيه نفس پيدا مي‏كنند، هرچه پيدا بكنند، طغيانشان زيادتر خواهد شد و وبال اين مال و اين منال و اين مقام و اين جاه و اين مسند از چيزهايي است كه موجب گرفتاريهاي انسان است در اينجا و بيشتر در آنجا. انگيزه بعثت اين است كه ما را از اين طغيانها نجات دهد و ما تزكيه كنيم خودمان را، نفوس خودمان را مصفا كنيم و نفوس خودمان را از اين ظلمات نجات بدهيم. اگر اين توفيق براي همگان حاصل شد، دنيا يك نوري مي‏شود نظير نور قرآن و جلوه نور حق. تمام اختلافاتي كه بين بشر هست، اختلافاتي كه بين سلاطين هست، اختلافاتي كه بين قدرتمندان هست، ريشه‏اش همان طغياني است كه در نفس هست. ريشه اين است كه انسان ديده است كه خودش يك مقام دارد طغيان كرده است و چون قانع نمي‏شود به آن مقام، اين طغيان اسباب تجاوز مي‏شود، تجاوز كه شد، اختلاف حاصل مي‏شود و اين فرق نمي‏كند، از آن مرتبه نازلش طغيان است تا آن مرتبه عالي آن. از مرتبه نازلي كه دريك روستا بين افراد اختلاف حاصل مي‏شود ريشه آن همين طغيان است، تا مرتبه بالاتر و هرچه بالاتر برود طغيان زيادتر مي‏شود. فرعوني كه طغيان كرد وأَنَا رَبُّكُمُ الاَْعْلَي(5)گفت، اين انگيزه در همه است، فقط در فرعون نيست. اگر انسان را سر خود بگذارند،أَنَا رَبُّكُمُ الاَْعْلَي خواهد گفت. انگيزه بعثت اين است كه اين نفوس سركش را و اين نفوس طاغي را و ياغي را از آن سركشي و از آن طغيان و از آن ياغيگري كنترل كند و تزكيه كند نفوس را.

مهذب نبودن نفوس منشأ اختلافات

همه اختلافاتي كه در بشر هست براي اين است كه تزكيه نشده است. غايت بعثت اين است كه تزكيه كند مردم را تا به واسطه تزكيه، هم تعلم حكمت كند و هم تعلم قرآن و كتاب و اگر تزكيه بشوند، طغيان پيش نمي‏آيد. كسي كه تزكيه كرد خود را، هيچگاه خودش را مستغني نمي‏داند وإِنَّ الاْنْسَانَ لَيطْغَي، أَن رَآهُ اسْتَغْنَي؛ وقتي كه خودش را مي‏بيند و براي خودش مقام قائل است و براي خودش عظمت قائل است، اين خودبيني اسباب طغيان است. اختلافاتي كه بين همه بشر هست، اختلافاتي كه سر دنيا بين همه بشر هست، اين اختلافات ريشه‏اش اين طغياني است كه در نفس هست و اين گرفتارئي است كه انسان دارد؛ گرفتاري به خود دارد و به هواهاي نفسانيه. اگر انسان تزكيه بشود و نفس انسان تربيت بشود، اين اختلافات برداشته مي‏شود. اگر تمام انبياي عظام جمع بشوند در يك شهري و در يك كشوري، هيچگاه باهم اختلاف نمي‏كنند؛ براي اينكه تزكيه شده‏اند، علم و حكمت را بعد از تزكيه در نفس دارند. گرفتاري همه ما براي اين است كه ما تزكيه نشده‏ايم، تربيت نشديم. عالِم شدند، تربيت نشدند، دانشمند شده‏اند، تربيت نشده‏اند، تفكراتشان عميق است، لكن تربيت نشده‏اند. و آن خطري كه از عالمي كه تربيت نشده است و تزكيه نشده است بر بشر وارد مي‏شود آن خطر از خطر مغول بالاتر است. غايت بعثت اين تزكيه است، غايت آمدن انبيا اين تزكيه است و دنبالش آن تعليم. اگر نفوسي تزكيه نشده و تربيت نشده وارد بشوند در هر صحنه، در صحنه توحيد، در صحنه معارف الهي، در صحنه فلسفه، در صحنه فقه و فقاهت، در صحنه سياست، در هر صحنه‏اي كه وارد بشوند، اشخاصي كه تزكيه نشدند و تصفيه نشدند و از اين شيطان باطن رها نشدند، خطر اينها بر بشر خطرهاي بزرگ است. و بايد كساني كه مي‏خواهند در اين عالم تربيت كنند ديگران را، قبلاً خودشان تزكيه شده باشند، تربيت شده باشند و كساني كه در بشر مي‏خواهند زمامداري كنند اگر بخواهند كه طغيان نكنند و كارهاي شيطاني نكنند، بايد تزكيه كنند خودشان را و بعثت براي همين است كه همگان را تزكيه كند.

ضرورت و اهميت تزكيه براي دولتمردان

و اين تزكيه براي دولتمردان، براي سلاطين، براي رؤساي جمهور، براي دولتها و براي سردمداران بيشتر لازم است تا براي مردم عادي. اگر افراد عادي تزكيه نشوند و طغيان پيدا كنند، يك طغيان بسيار محدود است. يك نفر در بازار يا يك نفر در روستا اگر طغيان بكند، يك نقطه محدودي را به فساد ممكن است بكشد، لكن اگر طغيان در كسي شد كه مردم اورا پذيرفته‏اند، در عالمي شد كه مردم آن عالم را پذيرفته‏اند، در سلطاني شد كه مردم آن سلطان را پذيرفته‏اند، در رؤسايي شد كه مردم آنها را پذيرفته‏اند، اين گاهي يك كشور را به فساد مي‏كشد و گاهي كشورها را به فساد مي‏كشد. اين طغيانها كه موجب اين است كه كشورهايي به تباهي كشيده بشود براي اين است كه تزكيه نشده است كسي كه زمام امور به دستش است. شما مقايسه كنيد صدام را با يك نفر آدم عادي؛ يك نفر آدم عادي هرچه طغيان بكند و هر چه فرعونيت داشته باشد جز اينكه يك افراد معدودي را به تباهي بكشد يا خانواده خودش را به تباهي بكشد كار ديگري از او نمي‏آيد، اما صدام را ببينيد كه طغيان كرده است و طاغي است و اين طغيان موجب به فساد كشيدن يك مملكت، دو مملكت، بلكه منطقه ممكن است بشود و اگر اين طغيان در رئيسهاي جمهور بزرگ دنيا باشد، اگر رئيس‌جمهور امريكا طغيان بكند طغيان او يك كشورهاي بسيار را به فساد مي‏كشد. جنگهاي بزرگي كه در دنيا واقع شد، مثل جنگ اول و جنگ دوم، براي همين بود كه طغيان در آن طبقه بالا بود. آن طبقه بالا كه مهذب نبودند طغيان كردند و كشورهاي بزرگ را به فساد كشاندند. اگر رئيس حزب جمهوري سوسياليستي شوروي طغيان كند، طغيان او محدود نيست به اين حدود معين، طغيان او كشورهايي را به فساد مي‏كشد.

كساني كه در يك مقامي هستند، چه مقامهاي پايين و چه مقامهاي بالا، اگر بخواهند مملكت اصلاح بشود، اگر بخواهند اين كشور آرامش پيدا بكند، آنها بايد آرامش را از بالا شروع كنند؛ از پايين آرامش نمي‏شود حاصل بشود. بايد اشخاصي كه زمامدار امور هستند، هر نحو زمامداري، بايد از آنجا آرامش را شروع كنند. آرامش آنها كشور را به آرامش مي‏كشد و اگر خداي نخواسته طغيان كنند، طغيان آنها كشور را به هلاكت مي‏كشاند. آنهايي كه براي اين كشور دلسوزند، آنهايي كه براي اسلام دلسوزند، آنهايي كه اسلام را نجات دهنده همه بشر مي‏دانند، بايد به تعليمات اسلام، لااقل به يكي از تعليمات اسلام توجه كنند و آن اينكه إِنَّ الاِْنْسَانَ لَيطْغَي، أَن رَآهُ اسْتَغْنَي. آنهايي كه بعثت را يك بعثت الهي مي‏دانند و انگيزه بعثت را هدايت همه خلق مي‏دانند، بايد به غايت بعثت توجه كنند، به انگيزه بعثت توجه كنند كه خود خدا انگيزه بعثت را فرموده است، فرموده است:يتْلُوا عَلَيهِمْ آياتِهِ وَ يزَكِّيهِمْ وَ يعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَة. تزكيه براي اين است كه نور هدايت در انسان واقع بشود. تا تزكيه نشديد، طغيان براي شما حاصل خواهد شد. تا تزكيه نشده‏ايد، علم براي شما خطرناك است، خطرناكتر از هر چيزي. تا تزكيه نشده‏ايد، مقام براي شما خطرناك است و شما را به هلاكت دنيايي و اخروي مي‏كشاند. كوشش كنيد كه از اين روزي كه بعثت شروع شده است، از آن وقتي كه بعثت شروع شده است و امروز سالروز اين بعثت بزرگ است و اين نعمت عظيم الهي است، توجه كنيد كه بعثت براي چه بوده، انگيزه بعثت چه بوده است و اگر كسي تخلف كند از انگيزه بعثت چه خواهد شد. انگيزه بعثت تزكيه نفوس بوده است و تزكيه نفوس به اين است كه خودخواهيها برود از بين، خودبينيها برود از بين، رياست‏طلبيها برود از بين، دنيا طلبيها برود از بين، و به جاي همه، خداي تبارك و تعالي و هواي براي خدا بنشيند. انگيزه بعثت اين است كه حكومت خدا در دلهاي بشر حكومت كند تا اينكه در جامعه‏هاي بشر هم حكومت كند. تا تزكيه در رده‏هاي بالا حاصل نشود و تصفيه در رده‏هاي بالا حاصل نشود، اين مملكت و همه ممالكي كه هستند اصلاح نخواهند شد. آنهايي كه اين انقلاب را مفيد مي‏دانند و اين انقلاب را پشتيباني مي‏كنند و اين انقلاب را از ملت مي‏دانند و اين انقلاب را مي‏خواهند به نتيجه برسد بايد آرامش را به هر نحو كه هست در كشور ايجاد كنند و اين آرامش از رده بالا بايد شروع بشود. مادامي كه در رده بالا آرامش نيست، پايينها آرامش پيدا نمي‏كنند. مادامي كه تزكيه در رده بالا نباشد و تصفيه در رده بالا نباشد و خدا خواهي در رده بالا نباشد و فرار از خود در رده بالا واقع نشود، تزكيه نباشد و خودبينيها به جاي اين تزكيه‏ها باشند و خودخواهيها به جاي تصفيه‏ها باشند، در رده بالا آرامش حاصل نخواهد شد و هرچه فرياد بزنيد كه آتش بس، نخواهد شد.

همه ما مكلفيم به اينكه تزكيه بشويم. بعثت براي تزكيه آمده است. اگر تزكيه نباشد، هر چه در نفس واقع بشود، هر چيزي كه در نفس بيايد، حجاب انسان است. همه مكلفيم كه تزكيه بشويم تا بتوانيم از نور الهي و نور قرآن استفاده كنيم. لكن اين تزكيه براي دولتمردان و رده‏هاي بالا لازمتر است تا براي امثال ماها. ما اگر تزكيه نشويم، يك حد محدود را به فساد مي‏كشيم يا خود را به فساد مي‏كشيم و آنها اگر تزكيه نشوند و خودخواهيها را كنار نگذارند، يك كشور را، بلكه كشورها را، ممكن است به فساد بكشند.

من از همه شما دوستان عزيز آذربايجاني و تبريزي كه در اينجا تشريف داريد تشكر مي‏كنم كه از راه دور آمده‏ايد و در اين محل محقر مجتمع شديد و من به شما آذربايجانيها و به شما تبريزيها اميدها دارم. من اميدم اين است كه خود شما در آنجا آرامش را حفظ كنيد و خود شما تزكيه كنيد خودتان را و خود شما براي اسلام و براي پيشرفت مقاصد اسلامي كوشش كنيد. اسلام براي همه است و همه ما بايد از اسلام استفاده كنيم.

 

* پاورقي:

1 - اين سخنان در تاريخ 11/3/60 ايراد شده است

2 - بخشي از مصرع معروف حافظ شيرازي، "تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز".

3- سوره علق، آيه 1: "بخوان به نام پروردگارت".

4 - سوره علق، آيه 6 - 7: "حقا كه آدمي نافرماني مي‌كند، هرگاه كه خويشتن را بي‌نياز بيند".

5 - سوره نازعات، آيه 24: من پروردگار برتر شما هستم.

*وضع روحي همه انسان‌ها اين طور است كه تا يك استغنايي پيدا مي‌كنند در مال و علم و مقام، طغيان مي‌كنند، چون تزكيه نكرده‌اند خود را. انگيزه بعثت اين است كه بشر را تزكيه كند و از طغيان‌ها نجات دهد

 

*تزكيه براي دولتمردان، براي سلاطين، براي رؤساي جمهور، براي دولت‌ها و براي سردمداران بيشتر لازم است تا براي مردم عادي

___________________

روزنامه جمهوری اسلامی

صحيفه امام، ج 14، ص 288 تا 392

نوشتن نظر