موعود :: مطالعات فرهنگی
موقعیت شما: موعود»صفحه مطالعات فرهنگی»موعود :: مطالعات فرهنگی
آگهی

 

سعید مستغاثی: دیگر موضوع قریبی نیست که کارخانه به اصطلاح رویاسازی هالیوود برای عملیات امپریالیستی ایالات متحده در نقاط مختلف جهان زمینه چینی کرده و به نوعی ویترین این سیاست ها باشد. زمینه های جنگ ویتنام ، ماجرای 11 سپتامبر، لشکر کشی به خاورمیانه و اشغال افغانستان و عراق(که تا امروز بنا به مستندات منتشر شده از سوی منابع غربی همچون نشریه معتبر "لنست"، منجر به کشته شدن بیش از 1/5 نفر تنها در عراق شده) گوشه ای از این همراهی هالیوود با پنتاگون و تینک تانک های ایالات متحده بوده است.
ینک در حالی است که خبر نسل کشی مسلمانان در میانمار ، وجدان بشریت را به درد آورده و براساس آمار انتشار یافته خبر تکان دهنده مرگ مظلومانه بیش از 50 هزار مسلمان در این کشور ، برگ سیاه دیگری برجنایات تاریخ بشر افزوده ، درمی یابیم از حدود یک سال پیش که نسل کشی یاد شده آغاز گشته، فیلمی برروی پرده سینماهای جهان نقش بسته است که به مبارزات بودایی ها علیه حکومت نظامیان در برمه یا همان میانمار و رنجی که ظاهرا طی سالهای متمادی به خاطر این مبارزات متحمل شدند، می پردازد. فیلمی به نام " بانو " ساخته فیلمساز شناخته شده هالیوود ، لوک بسون و با بازی میشل یه ئو درباره آنگ سان سو چی ، رهبر انقلاب مخملی میانمار که بنا براسناد منتشر شده، از سوی بنیادهای معلوم الحال صهیونی/آمریکایی مانند بنیاد آلبرت اینشتین یا بنیاد جامعه باز متعلق به جرج سوروس صهیونیست ، برکشیده و حمایت شد.
در این فیلم که طی یک سال گذشته در سراسر جهان به نمایش درآمده و اکران جهانی آن هنوز ادامه دارد ، آنگ سان سو چی که یک انگلیسی برمه ای تبار است و همسرش در بخش استراتژیک دانشگاه آکسفورد ، متخصص بررسی و مطالعه بر روی کشورهای آسیای جنوب شرقی بوده ، در سال 1988 به برمه بازمی گردد تا رهبری اغتشاشات نوپای این کشور را به عهده بگیرد، درحالی که به قول خودش تا پیش از آن حتی یک کلمه در جلوی جمع حرف نزده بود ولی در برمه ساعت ها برای مردم سخنرانی مهیج درباره آزادی و دمکراسی ایراد می نماید!
او با همکاری سفارت انگلیس در رانگون ( پایتخت برمه ) مردم را علیه نظامیان برانگیخته و به عنوان رهبر تظاهرات و اعتراضات در زیر پوشش نهادی به نام اتحادیه ملی دمکراسی معرفی شد درحالی که کلیه حمایت های مادی و معنوی و حتی چاپ و توزیع اعلامیه هایش از سوی سفارت انگلیس صورت می گرفت. ( و این در فیلم "بانو " به روشنی نشان داده می شود ).
این تصویری از سرکوب بوداییان توسط نظامیان در فیلم "بانو" نیست، این تصویر واقعی خانه های مسلمانان است که در آتش خشم بوداییان صلح طلب می سوزد
در واقع فیلم " بانو " نمایشی تبلیغاتی و پروپاگاندای سیاسی برای اقدامات و حرکات بانو آنگ سان سو چی در طول حدود 20 سال مبارزه به اصطلاح غیرخشونت آمیز وی به نظر می آید، از وقتی که به خاطر بیماری مادرش به برمه برمی گردد تا قرار گرفتن غیرمتقربه اش در راس جنبش آغاز شده ، تا حصر در خانه ، تا جایزه نوبل صلح ، تا اینکه همسرش پس از عدم دریافت اجازه مجدد برای دیدار آخر با سوچی براثر بیماری سرطان فوت می کند و ... و بالاخره تا به میدان آمدن راهبان بودایی در مقابل معبد "شوداگون پاگوندا" و شکستن حصر بانو سوچی و بازگشت به اصطلاح آزادی و دمکراسی را به برمه یا میانمار کنونی!
آیا این راهبان بودایی ، همان ها هستند که به خاطر منش صلح طلبانه و ضد خشونت آمیزشان ، به آنگ سان سوچی جایزه صلح نوبل دادند؟!
نگاهی به وقایع یک سال اخیر میانمار نشان می دهد که حاکمان میانمار برای رها شدن از تحریم های مختلف کشورهای غربی ، چگونه با هدایت ایالات متحده و اتحادیه اروپا گام به گام در جهت اهداف و نیات امپریالیستی آنها حرکت کرده و دقیقا پس از آخرین ملاقات کلینتون با رییس جمهوری کنونی میانمار و قول برداشته شدن تحریم ها ، کشتار و نسل کشی مسلمانان در این کشور آغاز شد. گویا که ایالات متحده و اتحادیه اروپا ، شرط کاهش و لغو تحریم ها را قتل عام مسلمانان قرار داده بود. (1)
اینک همان بودایی هایی که در فیلم لوک بسون ، صلح طلب و آزادیخواه و ضد خشونت نمایانده شدند و از همین روی رهبرشان یعنی بانو آنگ سان سوچی جایزه صلح نوبل را در سال 1991 دریافت کرد ، آزادانه به قتل و غارت مسلمانان پرداخته و شنیع ترین رفتارهای خشونت طلبانه را در حق اقلیت مسلمان میانمار روا می دارند که عکس های مخابره شده از این فجایع دل هر انسانی را به درد می آورد اما همان سازمان های بین المللی و حقوق بشری که مثلا برای کشته شدن یک راهب بودایی در تظاهرات اکتبر 2007 راهبان بودایی ، غوغا به پا کردند ، شورای امنیت تشکیل جلسه داد و رییس جمهوری آمریکا از تشدید تحریم ها سخن گفت، اینک لب فرو بسته و حتی سخنی برزبان نمی آورند. در حالی که براساس اخبار و آمارهای تایید شده تا کنون، بیش از 52 هزار نفر کشته شده اند و به بیش از 5 هزار زن مسلمان تجاوز شده و کودکان معصوم زنده زنده کباب می شوند و منازل آنان و بیش از 22 مسجد سوخته و ویران شده است. به جز این کشته ها ، حدود 30 هزار نفری ربوده شده اند که ظاهرا پس از چند روزی شکنجه، فرجامی جز گورهای دسته جمعی -مانند آنچه در بوسنی اتفاق افتاد!- یا سوختن در آتش و ... برای آنها نمی شود تصور کرد.

صحنه ای از قتل عام مسلمانان در میانمار که توسط فیلم "بانو" زمینه افکار عمومی اش فراهم آمد
به راستی اینک آن انسان دوستی های پرسوز و گداز خانم آنگ سان سو چی که در فیلم " بانو " لوک بسون مشاهده می کنیم که حتی خانواده اش را به خاطر وطن ترک می کند ، کجا رفته است؟ آیا این مسلمانان قتل عام شده ، هموطنان این بانوی صلح طلب و ضد خشونت نبودند؟! آیا حداقل انسان نیستند تا بازهم بانوی به اصطلاح پولادین برمه ، اعتصاب غذا کند و زندگی اش را برای مردمش به خطر اندازد؟ نکته مهم اینکه این بانوی به اصطلاح انسان دوست حتی کلمه ای درباره قتل عام فجیع بیش از 50 هزار انسان برزبان نیاورده و فعلا درپی آن است که برای دریافت جایزه صلح نوبل خود که در سال 1991 به وی اهداء شد ولی در مراسم مربوطه حضور نداشت ، به نروژ رفته و در مقابل نسل کشی هموطنان مسلمانش ، آن را دریافت نماید!!
با توجه به این واقعیات ، به نظر می رسد ، آنچه در فیلم "بانو" توسط امثال لوک بسون از مبارزات و انقلاب و رهبران آن در برمه به تصویر کشیده شد ، جز زمینه سازی برای نسل کشی فوق نبود که پس از گذشت بیش از 20 سال از شروع مبارزات فوق ، در آستانه کشتار و قتل عام مسلمانان میانمار برپرده سینماها رفت تا بار دیگر هالیوود به عنوان پیش قراول و خط مقدم جبهه صلیبیون امروز غرب ، زمینه افکار عمومی را برای انتقام تاریخی از مسلمانان فراهم آورد.

و این هم جناب لوک بسون است که هنرپیشه اش را برای نقش جعلی بانوی صلح طلب هدایت می کند
(1)    گفته می شود پس از مذاکرات انجام گرفته میان اتحادیه اروپا و فرستادگان سازمان ملل با دولت میانمار ، این دولت متعهد شد که اصلاحاتی را در زمینه رعایت حقوق بشر انجام دهد. از آن زمان بود که قوانینی بر ضد مسلمانان به تصویب رسید و کشتار مسلمانان توسط بودائیان افراطی آغاز گردید. پس از این کشتار بود که بان کی مون اعلام کرد جهان باید پاسخ خواسته ملت میانمار برای دستیابی به دموکراسی و پیشرفت را بدهد و تحریم‌های اقتصادی علیه این کشور را لغو کند. وی طی سخنرانی در پارلمان میانمار همچنین خواستار کمک غرب به این کشور آسیای جنوب شرقی برای تکمیل اصلاحات مذکور شد. کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز با اشاره به تصمیم گیری وزرای خارجه این اتحادیه درباره میانمار از لغو تحریمها علیه این کشور خبر داد. اشتون اصلاحات دموکراتیک در میانمار دلیل لغو تحریمها علیه این کشور خواند.
رئیس جمهوری آمریکا نیز از آنچه اصلاحات در میانمار نامید، حمایت کرد و دستور تسهیل تحریم ها علیه میانمار را صادر کرد. در بیانیه اوباما همچنین آمده بود: "کاهش تحریم‌ها نشانه‌ای روشن در حمایت ما از اصلاحات است و مشوق‌های فوری برای اصلاح‌طلبان و فواید قابل توجه برای مردم میانمار به همراه می‌آورد."
اما سفر هیلاری کلینتون به میانمار ، تیر خلاص اصلاحات غربی بر پیکر مسلمانان این کشور بود. محور اصلی سفر کلینتون به میانمار بهبود مناسبات امریکا و میانمار اعلام شد و وزیر خارجه آمریکا در دیدار با تین سین، رئیس جمهوری میانمار از دولت این کشور خواست به اصلاحات در این کشور ادامه بدهند تا ثابت کنند که با جامعه جهانی همراه هستند.
پس از این دیدار  تین سین در یک سخنرانی اعلام کرد: مسلمانان روهینگیا باید از کشور اخراج و به اردوگاه‌های پناهندگان سازمان ملل منتقل شوند.

 

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
سه شنبه ۰۳ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۰۹

سقوط مقر ریاست‌جمهوری‌سوریه در‌هالیوود

یک مقام سرویس اطلاعاتی چین اعلام کرد که هم‌اکنون بزرگترین پروژه سینمایی علیه سوریه برای وانمود کردن سقوط دمشق به افکار عمومی بخصوص در سوریه در جریان است و قرار است ماکت‌های ساختمان‌های مهم دمشق از جمله مقر ریاست جمهوری در اندازه واقعی ساخته و سقوط دمشق اعلام شود.
به گزارش فارس، پس از آنکه مردم سوریه بخصوص در دمشق در مقابل شایعات بی‌شمار یک هفته پیش (پس از انفجار ساختمان شورای امنیت ملی و ترور وزیر دفاع) مقاومت کرده‌اند و این شایعات همچنان ادامه دارد، سرهنگ «ایشما سونگا» سخنگوی دستگاه اطلاعاتی چین پنجشنبه گذشته در گفت‌وگو با کانال دو تلویزیون روسیه از یک پروژه تبلیغاتی فوق‌العاده بزرگ علیه سوریه پرده برداشت و اعلام کرد که قرار است سقوط دمشق شبیه‌سازی و به افکار عمومی القاء شود که این اتفاق افتاده است.

پایگاه‌های خبری «جهینه»‌، «این‌سیریا» سوریه و «پایگاه خبری اخبار الیوم» مصر با بیان این مطلب گزارش کردند که دستگاه اطلاعاتی چین اعلام کرده است که بر اساس اطلاعاتی که از برخی عوامل خود به دست آورده است، شرکت «مترو گلدن مایر» در یکی از استودیوهای خود در هالیوود در حال ساخت تصاویری از لحظاتی است که در آن ادعا می‌شود نظام سوریه سقوط کرده است.

جهینه افزود: ایشما سونگا سخنگوی دستگاه اطلاعات چین (گوآنبو) به شبکه دو روسیه اعلام کرد که این دستگاه اطلاعاتی دارد که شرکت «آسا دی‌ز داک ریلی» در فیلادلفیا در ایالت نوادا تهیه کننده اصلی این پروژه است که نام آن «سقوط پرسروصدا» (Resounding Fall) است و کشورهای قطر، تونس، مصر، مغرب، عربستان و عمان آن را تامین مالی می‌کنند.

بنا بر این گزارش، هدف از این کار از بین بردن روحیه ارتش سوریه و همه هواداران نظام سوریه و بشار اسد است که تاکنون بر خلاف حملات تروریستی یک سال و نیم اخیر مقاومت کرده‌اند و این مقاومت هنوز ادامه دارد.

در حالی که برخی منابع اعلام کردند که قطر 22 میلیارد دلار برای این پروژه تبلیغاتی بسیار بزرگ پرداخت کرده است، گفته می‌شود ماکت ساختمان‌های مهم دمشق از جمله مقر ریاست جمهوری سوریه، منطقه جبل قاسیون، فرودگاه بین‌المللی دمشق و وزرشگاه عباسیین و تعدادی دیگر از ساختمان‌های سران ملی سوریه در میدان امویین و عباسیین و السبع بحرات و دفتر بشار اسد و پل رئیس جمهوری در دمشق علاوه بر فرودگاه نظامی الضمیر و یکی از مزارع مخصوص یکی از افسران بلندپایه دمشق در اندازه‌ای واقعی در حال ساخت است تا سرانجام سناریوی اصلی یعنی وانمود کردن سقوط دمشق تصویربرداری شود و در لحظه مناسب پخش شود.

این خبر در زمانی منتشر می‌شود که وزرات اطلاع‌رسانی سوریه در روزهای اخیر چندین بار به مردم سوریه هشدار داده است که هم‌اکنون یک شبکه جعلی، با آرم تلویزیون ملی سوریه شروع به کار کرده است و قرار است طبق طرح از پیش تعیین شده، تلویزیون‌های سوریه در حمله‌ای طرح‌ریزی شده قطع شوند و این شبکه جایگزین شود بدون اینکه مردم آن را از تلویزیون اصلی تشخیص بدهند و در آن هنگام برنامه‌های از پیش تعیین شده درباره لحظه سقوط ساختگی دمشق پخش شود.

خبرگزاری سانا و دیگر رسانه‌های سوری نیز در روزهای اخیر با هشدار درباره اینکه امواج شبکه‌های سوریه در حال سرقت است اعلام کردند که مجری خبر تلویزیون سوریه محمد السعید به دست گروه‌های مسلح ربوده شده است و به نظر می‌رسد قرار است از او در این شبکه جعلی در لحظه مناسب بهره‌برداری شود.

سونگا سخنگوی دستگاه اطلاعات چین همچنین اعلام کرده است که این پروژه بزرگ علیه دمشق، همچنین حاوی تصاویری از فرار گسترده افسران بلندپایه و سیاسیون سوریه از نظام این کشور است که برخی هنرپیشه‌های مشهور نیز در برخی صحنه‌های این پروژه با گریم‌های مختلف به کار گرفته شده‌اند و تولیدکنندگان این تصاویر تلاش می‌کنند آن را با فناوری طراحی سه‌بعدی انجام بدهند.

به گفته این مقام اطلاعاتی چین، هزینه این پروژه 36 میلیارد دلار اعلام شده است و در لحظه اجرا قرار است همه شبکه‌های ماهواره‌ای سوریه در این کشور، در لبنان و در ایران قطع شود و به نظر می‌رسد تا اواسط آگوست آماده بهره‌برداری شود.

این مقام چینی تاکید کرد که «اکنون توطئه‌ای جهانی علیه جمهوری عربی سوریه کشور دوست جمهوری خلق چین در جریان است» و کشورش اجازه نمی‌دهد نظام سوریه در مقابله با این توطئه تنها بماند و حمایت معنوی بزرگی در این راه به سوریه خواهد کرد.

پس از انفجار اخیر دمشق در دفتر شورای امنیت ملی سوریه و کشته شدن چهار مقام نظامی امنیتی اطلاعاتی سوریه، یک مقام نظامی هشدار داد که شایعات بسیاری در چنین زمانی علیه دمشق به راه خواهد افتاد.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی

فارس: در زمانی که دشمنی‌های غرب با جمهوری‌ اسلامی ایران به اوج خود رسیده، هالیوود نیز بیکار ننشسته و هم‌اکنون به طور همزمان در حال ساخت چند پروژه ضد ایرانی است.

در حالی که در گذشته دشمنان با توپ و تانک به مبارزه با هم می‌رفتند، امروزه در عصر ارتباطات، رسانه بالاخص سینما و تلویزیون به ابزاری نرم برای رسیدن به اهداف دشمن‌ستیزانه تبدیل شده است.

کشور آمریکا نیز به عنوان کشوری که پیشرفته‌ترین ابزار‌های ساخت فیلم را در اختیار دارد، برای رسیدن به اهداف جنگ‌طلبانه خود، تاکنون کمک‌های بسیاری از این تکنولوژی‌ها گرفته؛ آنچنان‌که اخیرا حداقل سه پروژه سینمایی و تلویزیونی علیه جمهوری اسلامی ایران در آمریکا در دست ساخت است.

* فیلم سینمایی «آرگو» (سفینه) با موضوع تسخیر لانه جاسوسی

فیلم «آرگو» به کارگردانی «بن‌افلک» محصول کمپانی صهیونیستی «برادران وارنر» است که فیلم ضد ایرانی «300» را در کارنامه کاری خود دارد.

 


کمپانی برادران وارنر

 

از یک سال پیش خبرهایی مبنی بر ساخت فیلمی جدید تحت عنوان «آرگو» (سفینه) به کارگردانی «بن‌افلک» منتشر شد که به دلیل موضوع آن که روایتی تاریخی از واقعه تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران بود، جنجال زیادی به پا کرد و بسیاری منتظرند تا ببیند آنچه که بر پرده می‌رود مرور گوشه‌ای از تاریخ فراموش‌ناشدنی ایران است یا تحریف این تاریخ؟

 


بن‌افلک سازنده فیلم ضد ایرانی آرگو

بن‌‌افلک در یکی از صحنه‌های فیلم «آرگو»

 

شاید برای قضاوت درباره این فیلم، بهتر باشد که تا 14 اکتبر (12 مهر) صبر کنیم.

فیلم سینمایی «آرگو» درباره وقایع گروگان‌گیری سال ١٩٧٩ در کنسولگری ایالات متحده آمریکا در تهران با بازی و کارگردانی «بن‌افلک» است که پیش از این فیلم «شهر»، نامزد جایزه اسکار، از او به نمایش درآمده است.

 


صحنه‌ای از فیلم آرگو

بن‌افلک در نقش تونی مندز در فیلم آرگو

این فیلم در واشنگتن، لس‌آنجلس، ترکیه (استانبول) جلوی دوربین رفته و ‌بازیگرانی چون «آلن آرکین»، «جان گودمن» و «برایان کرنستون» در آن ایفای نقش کرده‌اند؛ البته بازیگران آماتور ایرانی و یکی از بازیگران ایرانی یک سریال‌ معروف تلویزیونی نیز در این فیلم حضور دارند.

مدت‌ها پیش از شروع ساخت فیلم «آرگو»، دست‌اندرکاران این فیلم از جمله خود بن‌افلک، از نزدیک با آژانس‌های ویژه برای یافتن بازیگران ایرانی مناسب نقش‌های مختلف این فیلم همکاری داشته‌اند.

پروسه یافتن بازیگران ایرانی،‌ با تبلیغات وسیع در نشریات و رسانه‌های فارسی‌زبان ایرانی لس‌آنجلس ادامه یافت که در این میان عده‌ای زیادی نیز برای بازی در این فیلم ابراز علاقه کردند که در نهایت چند نفر ایرانی و عرب‌تبار برای بازی در نقش‌های فرعی انتخاب شدند.

 


فرشاد فرهت بازیگر ایرانی‌الاصل هالیوود در نقش یکی از نیروهای سپاه در فیلم آرگو

«بن‌افلک» نیز در این فیلم نقش «تونی مندز» مامور کارکشته سابق سازمان سیا را بازی می‌کند که ماموریت می‌یابد از آمریکا به تهران سفر کند و 6 آمریکایی که توانسته‌اند در جریان تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام فرار کنند و در خانه سفیر کانادا در تهران مخفی شوند را از تهران خارج کند.

فیلمنامه «آرگو» بر اساس مقاله‌ای به قلم «جاشوآ بیرمن» با عنوان «چگونه سازمان جاسوسی آمریکا از یک حقه علمی – تخیلی برای نجات آمریکایی‌ها از تهران استفاده کرد» که در سال ٢٠٠٧ در نشریه آمریکایی «ویرد» به چاپ رسیده نوشته شده است.

گفته می‌شود این فیلمنامه را «کریس تریو» با همکاری «جورج کلونی» نوشته است.

«کلونی» بازیگر هالیوودی برنده اسکاری است که فیلم ضد اسلامی «سیریانا» را در کارنامه کاری خود دارد.

و البته کمپانی سازنده این فیلم، کمپانی صهیونیستی «برادران وارنر» است که فیلم ضدایرانی «300» را با بودجه‌ای کلان در کارنامه کار خود دارد.

این کمپانی یکی از بزرگ‌ترین تهیه‌کنندگان فیلم و برنامه‌های تلویزیونی جهان است که در سال 1918 توسط مهاجران یهودی لهستانی به آمریکا تأسیس شده و سومین استودیوی فیلم‌سازی قدیمی آمریکا بعد از پارامونت پیکچرز (1912) و یونیورسال استودیوز (1912) است.

 

* فیلم تلویزیونی «زمانی برای خیانت» با موضوع فردی سپاهی که جاسوس سیا بود

 


ساخت فیلمی ضد ایرانی براساس کتاب «زمانی برای خیانت» به کارگردانی «ویلیام بالدوین»

این سریال تلویزیونی بر اساس کتاب «زمانی برای خیانت» نوشته «رضا کهلیلی» که دو سال پیش در آمریکا منتشر شد، در دست ساخت است.

«زمانی برای خیانت» خاطرات نویسنده کتاب است که موضوع آن درباره جوان ایرانی است که برای تحصیل به آمریکا سفر می‌کند و با امید آنکه بتواند برای جامعه خود فرد مفیدی باشد به ایران بازمی‌گردد ولی انقلاب اسلامی به وقوع پیوسته و این ایران با آنچه که او در تصوراتش داشته زمین تا آسمان فرق می‌کند، بنابراین او ناامید بار دیگر به آمریکا بازمی‌گردد و آنجا با سازمان سیا مرتبط می‌شود و بار دیگر به عنوان جاسوس این سازمان به ایران بازمی‌گردد و در سپاه پاسداران مشغول به کار می‌شود.

 


رضا کهلیلی، نویسنده کتاب زمانی برای خیانت اکتبر 2010 در کنار میشل بکمن نامزد بنیادگرای مسیحی حزب‌جمهوری‌خواه آمریکا

 

این پروژه یک مینی سریال 4 الی 5 ساعته است که کارگردانی آن را «ویلیام بالدوین»، بازیگر و فیلمساز هالیوودی به عهده دارد و «وارن کوهلر» آن را تهیه‌کنندگی می‌کند.

جزئیات بیشتر این سریال تلویزیونی هنوز منتشر نشده است.

 

* فیلم سینمایی «300: نبرد آرتمیشیا»، قسمت دوم از فیلم ضد ایرانی «300» با موضوع نبرد خشایارشاه با سپاه یونان


قسمت دوم از فیلم 300

 

فیلم سینمایی «نبرد آرتمیشیا» که در ادامه فیلم ضد ایرانی و جنجال برانگیز 300 ساخته می‌شود، قرار است سال 2013 میلادی به نمایش درآید.

جزئیاتی که در رابطه با این پروژه سینمایی منتشر شده بسیار اندک است ولی بر اساس سایت سینمایی آی‌.ام.‌دی‌.بی، «نوام مارو»، کارگردان اسرائیلی و کم‌سابقه هالیوودی، کارگردانی این پروژه سینمایی را بر عهده خواهد دارد.

 


نوام مارو، کارگردان اسرائیلی قسمت دوم فیلم ضد ایرانی 300

 

فیلمنامه این پروژه سینمایی را نیز «فرانک میلر» نویسنده قسمت اول از فیلم «300» که بیشتر شهرتش به خاطر فیلم سینمایی «شهر گناه» (سین سیتی) است، به رشته تحریر درآورده است.

 


قسمت دوم از فیلم سینمایی 300

«فرشاد فرهت»، بازیگر ایرانی‌الاصل هالیوود که اخیرا در فیلم ضد ایرانی «آرگو» (سفینه) نقش یکی از نیروهای سپاه پاسداران را بازی کرده، یکی از معدود بازیگران ایرانی این فیلم ضد ایرانی است.

 


فرشاد فرهت، بازیگر ایرانی‌الاصل هالیوود

 

به نظر می‌رسد که او نیز به سرانجام دیگر بازیگران ایرانی هالیوود دچار شده باشد.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
يكشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۴۸

طنز هالیوودی در جدال با اسلام‌ هراسی

گروهی از کمدین‌های مسلمان آمریکایی با استفاده از طنزهای تعاملی می‌گویند که قصد دارند با «اسلام‌هراسی» در آمریکا مبارزه کنند.

به گزارش فارس، نمایش‌های کمدی موسوم به «استند آپ کمدی شو» یا «طنز تعاملی» سال‌هاست که برای مردم آمریکا آشناست و از آن لذت می‌برند و علاوه بر مردمی بودن نگاه‌های سیاسی و نقدهای تند اجتماعی را در بر دارد.

این نمایش‌ها توانسته است تا افکاری را در آمریکا شکل دهد و یا به سخره بگیرد و بازویی شده تا رسانه‌های آمریکایی مساله‌ای را به صورت گسترده منتشر کنند.

در این بین تعدادی از کمدین‌های عرب و مسلمان آمریکا تلاش کرده‌اند تا با استفاده از کمدی و این گونه نمایش‌ها به نبرد با «اسلام‌هراسی» بروند و در جریان آن داستان‌هایی را در قالب‌های گوناگون بیان کنند.

یکی از این نمایش‌ها، نمایشی‌هایی است که «بریچر موس»، «دین عبیدالله»، «نیگن وارساد»، «هارون قادر»، «زاهر عثمان»، «میسون زیاد» و «عامر زهر» برگزار می‌کنند.

وقتی شروع به کار کردیم می‌گفتند مگر کمدین می‌تواند مسلمان باشد

«بریچر موس» که از سال 1992 در حال کار است می‌گوید با چالش‌های بسیاری در این راه روبرو بوده است و سوال اصلی که آمریکایی‌ها می‌پرسیدند این بوده است که «آیا کمدین می‌تواند مسلمان باشد و یا کمدین مسلمان می‌تواند به لبان مردم خنده بیاورد و جذاب باشد؟» و این سوالات به خاطر تصویری بود که از مسلمانان به عنوان انسان‌های خشن در غرب ارائه می‌شد.

بنابر این گزارش تجربه بیش از یک دهه‌ای این گروه از کمدین‌های مسلمان این روزها در فیلمی با عنوان «خدا من را خوش مشرب آفرید» ارائه شده است.

«بریچر موس» که خود این فیلم را ساخته عنوان می‌کند که کار کمدی می‌تواند «اسلام‌هراسی» را از بین ببرد و می‌گوید: «اسلام‌هراسی» تفکری است که باید با آن جنگید و شکستش داد و کارهای من نوعی فرهنگ‌سازی است تا موجب شکست آن شود.

وی با بیان اینکه نمایش‌های کمدی واقعیت زندگی و فرهنگ عامه جامعه را نشان می‌دهد، می‌افزاید: کمدی می‌تواند تغییراتی در جوامعی ایجاد کند که تعدد فرهنگی ندارند.

کمدی‌های ما به به نگرانی‌های مردم آمریکا درباره اسلام پاسخ داده است

«دین عبیدالله» دیگر کمدین مسلمان آمریکایی نیز با بیان اینکه هدفش از طنز تنها خنداندن نیست، می‌گوید: این نمایش‌ها به دنبال تصحیح سوء تفاهم ایجاد شده درباره اعراب و مسلمانان در آمریکاست.

وی می‌افزاید: اقلیت‌ها در آمریکا همیشه از کمدی و هنرهای سرگرم‌کننده برای از بین بردن شایعه‌های اطرافشان استفاده کرده‌اند و من از این تجارب استفاده کرده‌ام.

عبیدالله که اصالتا فلسطینی ایتالیایی است و با کمک «نیگن وارساد» فیلمی کمدی با عنوان «مسلمانان می‌آیند» ساخته است، می‌افزاید: آمریکایی‌های بسیاری هستند که با مسلمانان آشنایی ندارند چراکه مسلمانان همچنان گروه کوچکی است و گفت‌وگو و طنزهای تعاملی می‌تواند برای رسیدن به اهداف به ما کمک کند.

عبیدالله ادامه می‌دهد: این نمایش‌های کمدی را رایگان و خارج از جوامع کوچک انسانی اجرا کردیم و آنها موجب پاسخ دادن به نگرانی‌های مردم درباره اسلام شده است.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
دوشنبه ۰۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۱۷

دوستی درازمدت هالیوود با سازمان سیا

یک روزنامه آمریکایی از همکاری نزدیک سازمان سیا، پنتاگون و کاخ سفید با فیلم سازان و کارگردانان هالیوود برای ارائه چهره مثبت از "باراک اوباما" طی سال‌های اخیر خبر داد.
فارس به نقل از لس آنجلس تایمز نوشت: انتشار گزارشی در مورد همکاری سیا، کاخ سفید و پنتاگون با فیلم سازان هالیوود باعث عصبانیت و انتقاد بسیاری از جمهوریخواهان از دولت باراک اوباما شده است.

اسناد این همکاری هفته گذشته توسط "فدرال رکوردز" منتشر شده است. براساس این اسناد، سیا، پنتاگون و کاخ سفید اسناد محرمانه‌ای از عملیات کشته شدن بن لادن را در اختیار دو فیلم ساز هالیوود قرار داده‌اند.

"پیتر کینگ" نماینده جمهوریخواه و رئیس کمیته امنیتی کنگره گفت: این اسناد نشان دهنده همکاری فوق‌العاده نزدیک، خطرناک و بی سابقه‌ی دولت اوباما با فیلم سازان و کارگردانان هالیوود است.

براساس این گزارش، بازرس کل وزارت دفاع آمریکا در حال بررسی این موضوع است که چگونه این اسناد طبقه بندی شده به راحتی در اختیار دیگران قرار می‌گیرد.

همچنین به "پیتر برگ" که اخیر فیلم تخیلی "نبرد" را کارگردانی کرده است اجازه داده شد که در تولید فیلم خود از 5 ناو جنگی آمریکا استفاده کند و از یکی از مقامات ارشد این ناوها به عنوان بازیگر استفاده کند.

گفته می‌شود که پیتر برگ رابطه بسیار نزدیکی با نیروی دریایی آمریکا دارد و به منظور تحقیق و مطالعه برای ساخت فیلم "تنها بازمانده"، مدتها همراه با تفنگداران دریایی آمریکا در عراق بوده است.

براساس این گزارش، "لیونل چت ویند" دیگر کارگردان هالیوودی نیز به منظور ساخت "11/9: زمان بحران" که درباره واکنش آمریکا به حملات 11 سپتامبر بود، با جورج بوش مشورت کرده است و نظرات وی را جویا شده است.

آخرین مورد از همکاری نزدیک نیروهای امنیتی و جاسوسی آمریکا با هالیوود اعطای مجوز به یک کارگردان آمریکایی به نام "کاترین بیگلاو" و یک فیلمنامه نویس به نام "مارک بوال" برای ساخت یک تریلر جاسوسی در سال منتهی به انتخابات آمریکا و ارائه چهره مثبت از اوباما برای مردم آمریکا است.

اسناد ارائه شده به این کارگردان و فیلمنامه نویس نشان می‌دهد که اسناد بسیار محرمانه و طبقه بندی شده در اختیار آنها قرار گرفته است.

این گزارش نوشت: سازمان سیا با شرط تغییر چهره این سازمان در میان افکار عمومی مردم در داخل و خارج، اطلاعات محرمانه خود را در اختیار فیلم سازان هالیوود قرار می‌دهد.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
شنبه ۰۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۳۶

تسخیر لانه جاسوسی به روایت هالیوود

اولین تصاویر از فیلم «آرگو» به کارگردانی بن افلک که چندی پیش در قالب تریلر کوتاهی به نمایش درآمد، گویای چگونگی فضای این فیلم و نیز بازیگران حاضر در سومین اثر بن افلک بود. برای فیلم‌شناسان و کارشناسان عرصه هنر و سینما کافی است تا با یک نگاه به این تریلر متوجه شوند که فیلم آینده بن افلک با منابع مالی صهیونیستی برادران وارنر همچون بازار شام چه پروژه درهمی از آب درآمده است.

آرگو داستان زندگی یک جاسوس است که البته امریکایی‌ها می‌گویند این داستان واقعی است اما به تعبیر برخی کارشناسان و منتقدان امریکایی، داستانی است که از دل هالیوود زاده شده است، درگیری و اغتشاش در خاورمیانه ( ایران در دوران ابتدایی پیروزی انقلاب)، حضور بازیگران بزرگ و به تصویر کشیدن نماهای متعددی از ایران که برای بینندگان غربی فیلم بن افلک تازگی دارد از وجوه فیلم افلک است که می‌توان بخش‌هایی از آن را در تریلر فیلم نیز مشاهده کرد. بن افلک جدای از کارگردانی، نقش اول فیلم را نیز ایفا می‌کند.
به غیر او برایان کرانستون، آلن آرکین، جان گودمن و شخصیت‌های دیگری چون ریچارد کایند و فیلیپ بیکر هال از جمله بازیگرانی هستند که در آرگو حضور دارند؛ ایفای نقش این چهره‌های درخشان در فیلم تازه کارگردانی به نام بن افلک خود گویای دستمزدهای کلانی است که رضایت این ستاره‌ها برای بازی در این فیلم را در پی داشته است.
داستان «آرگو» نشأت گرفته از ماجرایی است که به نظر می‌رسد حاصل پیوند چندین واقعه به یکدیگر باشد. در سال‌های دور و همزمان با دوران اوایل انقلاب اسلامی و تسخیر لانه جاسوسی، سایت ورایتی و هالیوود ریپورتر خبر تولید مستندی علمی از سوی یک گروه مستندساز امریکایی در خاک ایران را منتشر می‌کنند. به این منظور این گروه تولید کننده وارد ایران شده و مشغول ساخت مستند می‌شوند. به استدلال رؤیا‌گونه هالیوود این گروه مستندساز نبودند بلکه جاسوسان امریکایی بودند که برای آزاد کردن گروگان‌های امریکایی با این ترفند پا به ایران گذاشتند. این داستان هالیوودی خود برگرفته از مقاله جاشوا بیرمن در سال ۲۰۰۷ است؛ مقاله‌ای که در سایت وایرد منتشر شد.
حالا آرگو بر اساس این مقاله و با استناد به خبری که حدود ۳۰ سال پیش در دو سایت امریکایی منتشر شده بود ساخته شده است. آرگو می‌خواهد بگوید که چگونه سازمان سیا با طراحی یک نقشه و داستان دروغین سفر یک گروه تولیدکننده امریکایی به ایران شش گروگان امریکایی را از لانه جاسوسی آزاد کرده است. بر اساس این داستان ساختگی مستندی که این گروه در پی ساخت آن به ایران آمدند، آرگو نام داشت و این خبر دروغین آنقدر توجیه کننده بوده است که حدود ۳۰ سال پیش در دو سایت امریکایی اطلاع رسانی شود. افلک در فیلمی که خود کارگردانی آن را بر عهده دارد، در نقش شخصیتی به نام «تونی مندز» حاضر می‌شود؛ مأمور سازمان سیا که طراح این نقشه است.
امریکایی‌ها می‌گویند هویت واقعی «تونی مندز»، شخصی به نام «کاستا هارکینز» است؛ یک تولیدکننده ایرلندی که برای پیشبرد اهداف خود «جان چمبرز» را هم به استخدام خود درمی‌آورد؛ شخصیتی که حالا جان گودمن، بازیگر برنده جایزه اسکار در فیلم سیاره میمون‌ها نقش او را در آرگو ایفا می‌کند. آن دو به کمک یکدیگر کمپانی تولید فیلم استودیو ۶ را در هالیوود به ثبت می‌رسانند؛ عنوانی که به استدلال خودشان برگرفته از مفهوم شش اسیر امریکایی در لانه جاسوسی است. فیلم آرگو در ماه اکتبر برای اولین بار به نمایش درمی‌آید. با این حال هنوز و در حالی که تنها تریلر این فیلم به نمایش درآمده است موجی از تبلیغات رسانه‌ای در امریکا از هم اکنون به راه افتاده است.
منتقدان و کارشناسان از فیلمی که هنوز به نمایش درنیامده اعلام رضایت می‌کنند و آن را شاهکار بن افلک در میان سه اثری می‌دانند که تا کنون او تجربه کارگردانیشان را پشت سر گذاشته است. این تبلیغات برای فیلمی ضد ایرانی که با حمایت مالی وارنر بروس پا گرفته است، دور از انتظار هم نبود، با این حال در جامعه منتقدان امریکایی، منتقد و کارشناسانی نیز حضور دارند که نخواهند چشمان خود را کاملاً به روی حقایق ببندند. «فارست ویکمن» یکی از این منتقدان است.
وی در سایت اسلیت می‌نویسد: آرگو بعد از «عزیز از دست رفته» و «شهر» سومین تجربه کارگردانی بن افلک است و البته همچون دو اثر دیگر به هیچ وجه یک شاهکار به حساب نمی‌آید. دو اثر قبلی افلک با ژانرهای جامدگونه آمیخته به طنز و پیچیدگی‌های اخلاقی و حس مکان بودند. او با ظاهر جدیدش در این فیلم – اشاره به ریش انبوه بن افلک در نقش جدیدش- سبک ورود غیر مترقبه به اصل ماجرا و صحنه‌های تعقیب و گریز را با تبعیت از سبک «مارتین اسکورسیزی» دنبال کرده است. به گفته ویکمن ، تریلر فیلم به زیبایی ویرایش شده است اما فیلم آرگو در حقیقت در میان ژانرهای مختلف گم شده و دچار بی‌هویتی شده است.
فیلم از طرفی درامی تاریخی مربوط به دهه ۷۰ میلادی است و از طرف دیگر یک درام پر جست و خیز از نوع فیلم‌هایی چون اقیانوس ۱۱ و از سوی دیگر یک درام هیجان انگیز و اکشن است.
سومین تجربه کارگردانی بن‌افلک خوب از آب در آمده باشد یا بد، پیش بینی‌ها گویای آن است که این اثر با استقبال خوبی در سطح سینماهای امریکا مواجه می‌شود چراکه آرگو با پشتوانه مالی و تبلیغاتی وسیع خود در میان منتقدان و کارشناسانی که با اعلام رضایت یا نارضایتی خود از ماحصل یک فیلم، میزان درآمد آن فیلم در گیشه سینماها را رقم می‌زنند، لابی زده است. این فیلم در ۱۲ اکتبر ۲۰۱۲ به نمایش در می‌آید تا جریان ضد ایرانی دیگری را در سطح جهانی جولان دهد.
منبع: جوان
مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
يكشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۲۸

فعالیت دیپلماتیک هنرپیشگان مشهور هالیوود + عکس

مشرق: سالیان سال سفر چهره‌های شناخته شده هالیوود به کشورهایی که به نوعی با مشکلات فراوان دست و پنجه نرم می‌کنند، سوژه رسانه‌ها بوده، آنچنانکه امروز دیگر این مسئله به امری متداول تحت عنوان «دیپلماسی هالیوودی» تبدیل شده است.

«آنجلینا جولی» نگران کودکان و زنان بیگناه و قربانی در جنگ، به عراق و افغانستان می‌رود، «جورج کلونی» نگران ناآرامی‌های سودان، در این کشور کمپین به راه می‌اندازد و ماهواره هوا می‌کند و «لئونادرو دی‌کاپریو» نگران‌تر از همه با دغدغه‌های محیط زیستی به روسیه می‌رود و با «ولدمیر پوتین» دیدار می‌کند.

حال این سوال مطرح می‌شود که این بازیگران که هرکدام از آنها رابطه بسیار نزدیکی با دولت آمریکا دارند، در کشورهایی که به نوعی مردمانشان طعم تلخ دشمنی آمریکا را کشیده‌اند، چه می‌کنند؟

آنجلینا جولی در کنار رایس، وزیر امورخارجه آمریکا در زمان ریاست‌جمهوری بوش

 

 

جنازه کودک عراقی در آغوش مادرش که در درگیری نیروهای آمریکایی در بغداد کشته شده است

 

ویلیام کوهن، وزیر سابق امور دفاع آمریکا

«ویلیام اس کوهن»، وزیر دفاع سابق آمریکا در یکی از مصاحبه‌های خود می‌گوید: به دست‌ آوردن قلب‌ و روح مردم، پس از بمب و گلوله به ندرت اتفاق می‌افتد ولی آنهایی که طریق جادوی فیلم و فن‌آوری چند رسانه‌ای ما را به چنین هدفی می‌رسانند، همان‌هایی هستند که صاحب قدرتی ورای هر ارتشی هستند و این واقعیتی غیرقابل انکار است.

کتاب «چهره‌های شاخص آمریکا پس از عراق: رقابتی برای به دست آوردن قلب‌ها و روح‌ها در عصر رسانه‌‌های جهانی»

«ناتان گاردلز» و «مایک مداوی»، نویسندگان آمریکایی، در کتاب مشترک خود تحت عنوان «چهره‌های شاخص آمریکا پس از عراق: رقابتی برای به دست آوردن قلب‌ها و روح‌ها در عصر رسانه‌‌های جهانی» که 21 آوریل 2009 منتشر شد،  می‌نویسند: برخوردی نزدیک با دنیای سیاست و سرگرمی و کسب تجربه‌های فراوان بیانگر این مطلب است، رسانه‌ها و بالاخص هالیوود نقش بسزایی در حمایت از سیاست‌های خارجی آمریکا دارند.

به نظر می‌رسد که انتخاب مشاهیر هالیوود به عنوان سفیر صلح آمریکا در کشورهای مختلف جهان به دو دلیل عمل زیرکانه‌ای است:

اولا: اینان شخصیت‌های محبوب و شناخته‌شده‌ای هستند، آنچنانکه «هوگو چاوز» منتفر از سیاستمداران آمریکایی، خود بارها عنوان کرده که حاضر نیست با هیچ سیاستمداری از ایالات متحده آمریکا ملاقات کند ولی با خشنودی حاضر است که با «شان پن» ساعت‌ها به گفتگو بنشیند.

شان پن در کنار هوگو چاوز

 

ثانیا: بازیگران هالیوودی، به خاطر حرفه‌ای که دارند، می‌توانند نقششان را هرچه باور پذیر‌تر در کشورهای مورد نظر اجرا کنند، آنچنانکه «جورج کلونی»، شخصی که به اعتراف خودش معتاد به مصرف کوکائین است و به دلیل مشکلات روحی و روانی، شب‌ها، خواب راحتی ندارد، در نقش یک منجی وارد کشور سودان می‌شود و برای کشته‌شدگان دارفو دل می‌سوزاند، سرزمینی که آمریکا تمام تلاشش را برای تجزیه آن به کار بست.

شان پن در هائیتی

و اما دولت آمریکا نیز در این میان بیکار ننشسته و تمام جزئیات مربوط  به سفر این شخصیت‌ها را، در کمترین زمان ممکن در قالب عکس، خبر و فیلم در سطح جهان منتشر می‌کند و گاه در مراسم‌های مختلف تحت عنوان چهره‌های بشر دوست، از این افراد تقدیر می‌نماید.

جورج کلونی:

«جورج کلونی»، بازیگر هالیوودی که به خاطر چهره جذابش تاکنون دو بار توسط مجله «پیپل» به عنوان یکی از سه مرد خوش‌تیپ اول جهان برگزیده شده، یکی از سیاسی‌ترین هالیوودی‌های آمریکاست که نه تنها تاکنون میلیون‌ها دلار به ستاد‌های انتخاباتی «باراک اوباما» کمک کرده، بلکه خود نیز یکی از گزینه‌های احتمالی آینده آمریکا برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور است.

جورج کلونی و باراک اوباما
جورج کلونی در یکی از جلسات انتخاباتی اوباما

«کلونی» در عرصه آگهی‌های تبلیغاتی نیز چهره‌ شناخته شده‌ای است که آمارها نشان می‌دهد که حضور او در آگهی  کمپانی‌های «فیات»، «نسپرسو»، «پلیس» و ... به فروش این کمپانی‌ها کمک شایانی کرده است.

جورج کلونی در تبلیغ قهوه اسپرسو

شاید این چهره‌ جذاب، به شدت سیاسی و پذیرفته شده در اذهان عمومی جهان، یکی از بهترین گزینه‌های انتخابی آمریکا برای حضور در کشورهایی باشد که یا دولت آمریکا در آن کشورها به شدت منفور است و یا آمریکا در آینده‌ای نزدیک برنامه حضور در آنجا را دارد!

جورج کلونی و گوردن براون

 

مستند شن و اندوه مستندی درباره کشتار در دارفو به تهیه‌کنندگی و روایت «جورج کلونی»

«کلونی» که از 18 ژانویه 2008 به عنوان سفیر صلح آمریکا انتخاب شده است، تاکنون به کشورهای بسیاری سفر کرده ولی حضور او در کشور سودان، به اسم حل بحران این کشور، پررنگ‌تر از دیگر کشورها بوده است، جایی که او درباره آن فیلم مستند می‌سازد،  کمپین تبلیغاتی به راه می‌اندازد و چند هنرمند سودانی دیگر را با خود همراه می‌کند و آشکار و پنهان به تبلیغ آن‌چیزی می‌پردازد که آمریکا خواستار آن است: «تجزیه کشور اسلامی سودان».

«شان پن»:

«شان پن»، بازیگر هالیوودی است که در هر جایی که خبری باشد، او نیز در آنجاست.

او یکی از پرکارترین‌ و سیاسی‌ترین بازیگران هالیوودی است.

او کسی است که پیش از انتخابات نهم ریاست جمهوری ایران، به عنوان روزنامه‌نگار وارد ایران شد و پس از گذشت و گذار در نقاط مختلف تهران و ملاقات با برخی از شخصیت‌های سیاسی به آمریکا بازگشت و گزارش کامل سفرش به ایران را در روزنامه سانفرانسیسکو کرونیکل، منتشر کرد.

شان پن در میدان التحریر مصر

«شان پن» همان کسی که در جریان انقلاب مردمی مصر، در میدان التحریر حضور یافت و در کنار آنها به تظاهرات پرداخت.

شان پن در عراق

 

شان پن در کنار بان‌کی‌مون، دبیر سازمان ملل

«پن» در دوران اشغال عراق به دست نیروهای آمریکایی نیز در این کشور حضور می‌یابد و در عکس‌های تبلیغاتی خود ، تلاش می‌کند تا خود را هم‌نوا و هم‌صدا با مردم این کشور نشان دهد.

شان پن در هائیتی

شان پن در هائیتی
شان پن در امامزده‌ای در پاکستان

این بازیگر هالیوودی در جریان زلزله هائیتی نیز به همراه عده‌ زیادی از اهالی رسانه، به کمک مردم این کشور می‌شتابد، در حالیکه کمک‌های انسانی او لحظه به لحظه توسط رسانه‌های‌ آمریکایی ضبط و پخش می‌شوند و جالبتر آنکه کشور هائیتی، تنها یک روز پس از زلزله این کشور به اشغال نیروهای اشغال‌گر آمریکایی در می‌آید.

آنجلینا جولی و براد پیت:

براد پیت و آنجلینا جولی در کنار فرزندخوانده‌هایشان از ویتنام، کامبوج و اتیوپی
کشتار مردم بیگناه ویتنام توسط نیروهای آمریکایی

این زن و شوهر هالیوودی که هر کدام جداگانه بارها به عنوان جذاب‌ترین مرد و زن جهان انتخاب شده‌اند، یکی از رسانه‌ای‌ترین زوج‌های هنری جهان هستند که طی سال‌های اخیر با فرزند خواندگی چهار دختر و پسر غیرآمریکایی بر محبوبیت خود در افکار عمومی جهان افزوده‌اند.

براد پیت و آنجلینا جولی در پاکستان

 

دیدار آنجلینا جولی و براد پیت با پرویز مشرف

این دو در برخی از سفرها در کنار هم و در برخی سفرها نیز تنها هستند ولی در کل جولی در این زمینه گوی سبقت را از همسر خود «پیت» ربوده است.

آنجلینا جولی در میان کودکان عراقی

 

شکنجه جوان عراقی توسط سرباز آمریکایی

این هنرپیشه زن آمریکایی که در انتخاب فرزند خوانده‌هایش اول از همه به سراغ ویتنام رفته است، در سفرهای خود نیز گزیده عمل می‌کند، او به کشورهایی چون عراق، پاکستان ، افغانستان و ... می‌رود که امروزه آمریکایی‌ها به خاطر جنایت‌هایی که در این کشورها مرتکب شده‌اند، منفورترین چهره‌ را دارند.

آنجلینا جولی در سودان

 

کودکان افغانی قربانی حملات هوایی آمریکا

 

آنجلینا جولی در عراق (غریبه‌ای به مهربانی مادر)

 

آنجلینا جولی در پاکستان

 

حمله هواپیماهای بدون سرنشین به پاکستان
کودکی ژاپنی در ویرانه‌های بمباران هیروشیما

«جولی» که از سال 2001 سفیر صلح سازمان ملل بوده، در سفرهایش به کشورهای اسلامی با پوشش اسلامی حضور می‌یابد و گاهی اوقات عکس‌های تاثیرگذاری که در این سفرها از او انداخته می‌شود، زودتر از خبر سفرش در رسانه‌ها منتشر می‌شود.

جنایت نیروهای آمریکایی در عراق

«آنجلینا جولی» و «براد پیت»، از طرفداران «باراک اوباما» در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا هستند که تاکنون میلیون‌ها دلار وجه نقد به ستاد انتخاباتی او کمک کرده‌اند.

«مت دمون» و «لئونادرو دی‌کاپریو»:

مت دمون در عراق

«مت دمون» یکی از مشهورترین بازیگران هالیوود در سطح بین‌الملل و یکی از خوشتیپ‌ترین مردان زمان خود از دیدگاه مجله «پیپل» است که تاثیر حضور او در تبلیغات، نشان دهنده میزان تاثیر گذاری او در افکار عمومی است.

او که فعالیتش کمی کمرنگ‌تر از دیگر همکاران خود چون «شان پن»، «جورج کلونی» و «آقا و خانم پیت» است، علاوه بر فعالیت در زمینه جلوگیری از بحران دارفو و کمک به سیل زدگان هائیتی در چند انجمن و سازمان فعال در زمینه مبارزه با فقر آب و غذای آفریقا نیز عضو است.

دیدار لئونادرو دی‌کاپریو با ولدمیر پوتین برای مذاکره درباره نوعی از ببرها که نسلشان در حال انقراض است

 

کارخانجات نیویورک

«لئونادرو دی‌کاپریو» عمده‌ فعالیتش را به بحث سلامت محیط‌ زیست جهان اختصاص داده است، در حالی در راستای حفاظت از محیط زیست جهان، در کنفرانس‌های مختلف در سراسر جهان شرکت می‌کند و برای ملاقات با «ولدمیر پوتین» تا قلب روسیه سفر می‌کند که گویا فراموش کرده که آمریکا خود یکی از اولین کشورهای آلاینده جهان است.

«دان چیدل»، «مدونا»، «کوین اسپیسی»، «ریکی مارتین» «دایانا راس»، «اما ترومن»، «استیون اسپیلبرگ» و...

«دان چیدل» هم‌نوا با همکاران خود در بحران «دارفو»، در سال 2007 کتابی تحت عنوان «ماموریت پایان نسل کشی در دارفو و دیگر جاها» می‌نویسد و سه سال بعد در سال 2010 نیز  در کتاب دیگری تحت عنوان «مبارزه برای پایان دادن به بدترین جنایت حقوق بشر»، در ادامه جلد اول آن می‌نویسد.

مدونا

بقیه شخصیت‌های هالیوود نیز در عرصه‌های مختلف از سفر به اقصی‌ نقاط جهان، کمک به قربانیان سونامی، برگزاری کنفرانس و کنسرت در نقاط مختلف جهان، کمک به کودکان بی‌سرپرست، در کنار تبلیغات گسترده رسانه‌ها، قدم در راهی می‌گذارند که خواسته رهبران سیاسی آمریکاست.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی

روزنامه گاردین در گزارشی نوشت که در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به کارگردانی «ریدلی اسکات» که براساس داستانی واقعی ساخته شده، شخصیت اصلی فیلم که یک سرباز بی‌اخلاق و متجاوز است به دستور وزارت دفاع سانسور می‌شود.

 

به گزارش فارس، رابطه سازمان سیا (آژانس اطلاعات مرکزی) آمریکا و پنتاگون و هالیوود از جمله محورهای جالب و البته کمتر پرداخته شده در موضوعات مربوط به سینماست. این رابطه در موارد بسیاری بصورت یک‌طرفه صورت می‌گیرد، به نوعی که سیا و پنتاگون نقش سانسورکننده را در هالیوود بازی می‌کنند. این سانسور اگرچه به‌صورت اخذ مجوز ساخت نیست ولی زمانی که فیلمسازان قرار است فیلمی را تولید کنند که نیازمند حمایت مالی و تجهزاتی است، آنجاست که فیلمنامه و صحنه‌هایی از فیلم باید طبق نظر آن‌ها تغییر یابد، به طوری که روزنامه گاردین در گزارشی نوشت که در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به کارگردانی «ریدلی اسکات» که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده، شخصیت اصلی فیلم که یک سرباز آمریکایی، شخصی بی‌اخلاق و متجاوز ‌است ولی به دستور وزارت دفاع، این مسئله سانسور می‌شود و عوامل فیلم هم به جهت نیاز به حمایت پنتاگون از فیلم به خواسته آن‌ها تن می‌دهند.

خبرگزاری فارس سعی دارد در این گزارش به این رابطه و حواشی آن بپردازد:

 

* روایت روزنامه گاردین از ارتباط سیا با هالیوود

 

سازمان سیا از همان ابتدا به دنبال راهی بود تا بتواند همان‌گونه که در سایت خود نیز نوشته به مخاطبان القاء کند که رهبران جامعه بدون این سازمان نمی‌توانند از ملت محافظت کنند،بنابراین همواره به دنبال این بود تا به طرق مختلف با روسا و افراد بانفوذ هالیوود ارتباط برقرار کند.

روزنامه گاردین در مطلبی تحت عنوان «پیشنهادی که آن‌ها (هالیوودی‌ها) نمی‌توانند رد کنند» می‌نویسد:

هر کسی که فیلم‌های هالیوودی، از فیلم‌های جاسوسی پس از جنگ «آلفرد هیچکاک» گرفته تا «پرده پاره» او در سال 1966 را تماشا کند، به خوبی می‌داند که هالیوود فریفته ژانر «جاسوسی» است ولی تنها عده کمی‌ می‌دانند که سازمان سیا؛ از دهه 70 در فیلم‌هایی چون «سه روز کندور» و تا به امروز در فیلم‌هایی چون «هویت بورن» و «لاشه دروغ‌ها» حضوری غیر قابل کنترل داشته است.

 

* خریداری حقوق فیلم «مزرعه حیوانات» توسط سازمان سیا

 

این روزنامه در ادامه می‌نویسد: سازمان سیا فقط نقش راهنمایی‌کننده فیلمسازان را ‌ندارد، بلکه به آن‌ها رشوه نیز می‌دهد، این سازمان در سال 1950 حقوق مربوط به «مزرعه حیوانات» جورج اورول را خریداری کرد و سپس در سال 1954 برای ساخت نسخه انیمیشن این فیلم در انگلستان سرمایه‌گذاری کرد.

 

* اولین نماینده رسمی سازمان سیا در هالیوود کیست؟

 

چیس براندون

 

 

«چیس براندون» با حدود 4 دهه سابقه کار در سازمان سیا اولین نماینده این سازمان در هالیوود بود.

اولین بار سال 1995 قردادی میان هالیوود و سازمان سیا به امضا رسید که بر اساس آن شخصی به نام «چیس براندون»، یکی از مامورین کهنه‌کار سازمان سیا، از آن پس بر فیلمنامه‌ها و پروژه سینمایی، بالاخص آن‌هایی که به نوعی با موضوع سازمان سیا در ارتباط بودند، نظارت داشت.

حضور «چیس براندون» در هالیوود به ذائقه بسیاری خوش نیامد و بسیاری به طرق مختلف به این قضیه اعتراض کرده و حضور او را به نوعی خیانت به شعار آزادی بیان در سینما عنوان کردند.

 

* فیلم‌هایی که زیر نظر براندون ساخته شد

 

با همه این اعتراض‌ها «براندون» به کار خود در سینما ادامه داد و طی این سال‌ها فیلم‌های زیادی زیر نظر او ساخته شدند که از جمله آن‌ها می‌توان به «دشمن حکومت»، «کمپانی بد»، «جیمزباند»، «کمپانی جاسوس‌ها»، «استخدام»، «مجموعه همه ترس‌ها»، «هویت بورن»‌، «24» و چند پروژه تلویزیونی اشاره کرد.

البته او چندان هم از فیلم‌های ساخته شده راضی نبود، آن‌چنانکه درباره فیلم «بازی جاسوسی» با هنرنمایی «رابرت ردفورد» و «براد پیت» گفت: این فیلم جزء آن پروژه‌هایی است که هیچ وقت دوست نداشتم جزئی از آن باشم.

او همچنین ضمن آنکه فیلم «24» را به هیچ عنوان مورد تایید سازمان سیا نمی‌داند، درباره «هویت بورن» نیز می‌گوید: این فیلم افتضاح است، از صفحه 25 به بعد او را باید آتش زد.

«چیس» که از همکاری با پروژه «سریانا» با بازی «جورج کلونی» سر باز زده است، در یکی از مصاحبه‌های خود در این‌باره می‌گوید: شخصیت «کلونی» به عنوان مامور سابق سازمان سیا در این فیلم یک جنایتکار معرفی شده و من با چنین پروژه هیچ‌وقت همکاری نمی‌کنم.

 

* نظر نماینده سیا درباره فیلم جیمز باند

 

«براندون» در یکی دیگر از مصاحبه‌های خود درباره فیلم «جیمز باند» نیز این‌گونه می‌گوید: «جیمزباند»، بدترین فیلم جاسوسی است که تاکنون ساخته شده است. مامور 007 در این فیلم بدون آنکه هویت خود را پنهان کند مرتبا درگیر جنگ‌های خونین و فرارهای نمایشی می‌شود، او کار خود را خوب انجام نمی‌دهد، مامور سازمان سیا بودن یک شغل نیست، یک حرفه نیست، یک سبک زندگی است.

در حالی که حدود 6 سال از کار «چیس براندون» (پسر دایی «تامی لی جونز»، بازیگر آمریکایی) در هالیوود می‌گذشت، با وقوع حادثه 11 سپتامبر سازمان سیا مورد سرزنش‌های زیادی قرار گرفت و به بی‌لیاقتی محکوم شد که نتوانسته با آن بودجه‌های میلیاردی، چنین حادثه تروریستی را پیش‌بینی کند.

 

* با حوادث 11 سپتامبر فعالیت سیا در هالیوود گسترش می‌یابد

 

کمی پس از وقوع این حادثه، سازمان سیا در دیدارهای مکرر با «چیس براندون»، از او خواست تا فعالیت خود را در هالیوود گسترش دهد و در این میان «بوش» نیز مشاور ارشد خود «کارل روو» را به لس‌آنجلس فرستاد تا با روسای هالیوود دیدار کند و درباره راه‌هایی که از طریق آن‌ها می‌توان نظر عموم مردم را به سمت حمایت از نیروهای نظامی آمریکا سوق داد، گفت‌وگو کنند.

 

* جلسه سیا و پنتاگون با دیوید فینچر و اسپایک جونز

 

«سیا» و «پنتاگون» رسما از فیلمنامه‌نویسان و کارگردانانی چون «دیوید فینچر» و «اسپایک جونز» خواستند تا در همکاری با مقامات این دو سازمان فکر بکری کنند تا شاید جلوی حملات تروریستی آینده گرفته شود و در ازای آن پنتاگون نیز تسهیلات نظامی زیادی در اختیار هالیوود قرار خواهد داد، این می‌شود که «فینچر» کمی بعد «اتاق وحشت» را می‌سازد که داستان تجاوز سه دزد به خانه‌ای امن در نیویورک است.

نشست‌ها و ملاقات‌های مکرر مقامات سیاسی آمریکا و چهره‌های شاخص هالیوود همچنان ادامه داشت و اکثر این نشست‌ها توسط موسسه فن‌آوری‌های خلاقانه دانشگاه کالیفرنیا جنوبی هماهنگ و برگزار می‌شد.

 

* دوره‌های آموزشی هنر برای سربازان

 

طی این نشست‌ها برای سربازان دوره‌های آموزشی هنر گذاشته شد و از سویی دیگر، فیلمنامه‌نویسان نیز به خواسته «سیا» و «پنتاگون»، فیلمنامه‌هایی درباره «ترور» می‌نوشتند.

به عقیده آن‌ها، اغلب هنر راهی به سوی واقعیت است و به اعتراف برخی از مقامات سازمان سیا، هنر، نوشته‌ها و فیلمی که حاصل کار فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان است در واقع می‌تواند الهام‌بخش واقعیات باشد.

سازمان «سیا» نیز از سال 2002 با همکاری دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، دست به ساخت یک‌سری گسترده از بازی‌های کامپیوتری زد که شاید از آن طریق بتواند حملات احتمالی به آمریکا را پیش‌بینی و دفع کند.

 

* معارفه دومین نماینده رسمی سازمان سیا در هالیوود/«پل باری»، نیرویی با دو دهه سابقه در سازمان سیا

 

اوایل سال 2007 جلسه‌ای با حضور شخصیت‌های تراز اول سینمای هالیوود و برخی از کارکنان ارشد سازمان سیا برگزار شد، در این جلسه «پل جیمی‌گلیانو» که سخنگوی سازمان سیا بود، «پل باری» را به عنوان نماینده و مشاور سازمان سیا در هالیوود معرفی کرد.

«پل باری»، 47 ساله اهل بوستون، خود یکی از ماموران کهنه‌کار سازمان سیا بود.

در این جلسه که به صورت محرمانه برگزار شد، قرداد توسعه همه‌ جانبه همکاری هالیوود و سازمان سیا به امضای دو طرف رسید، اهمیت این طرح تا به آنجا بود که ریاست آن را ژنرال «مایکل هایدن»، رییس پیشین سازمان سیا و دستیار اول «جان نگروپونته»، مدیر آژانس امنیت ملی به عهده داشت.

 

ژنرال مایکل هایدن رئیس پیشین سازمان سیا

 

«پل باری» طی این سال‌ها بر ساخت چندین پروژه مهم سینمایی و تلویزیونی نظارت داشته که مهمترین‌ آن‌ها «جنگ چارلی ویسلون» ساخته «مایک نیکولز» و «چوپان خوب» ساخته «رابرت دنیرو» است.

 

* باری: امیدواریم بتوانیم با کمک سینما چهره منفی «سیا» را بهبود ببخشیم

 

او درباره نیاز سازمان سیا به صنعت سینمای هالیوود در یکی از مصاحبه‌های خود گفت: مشکل بزرگی که در رابطه با این سازمان وجود دارد، تصویر منفی است که در اذهان عمومی شکل گرفته است، ما امیدواریم بتوانیم با کمک سینما این تصویر را بهبود ببخشیم و آن را در این حالت ثبات بخشیم.

به گفته «پل جیمی‌گلیانو»‌، «پل باری» بیش از دو دهه سابقه فعالیت در سازمان سیا دارد و با همه قسمت‌های این سازمان چه در ایالات متحده آمریکا و چه در سراسر دنیا آشنایی کاملا دارد، او نه تنها می‌داند که سازمان سیا چگونه از آمریکا محافظت می‌کند، بلکه تمام زندگی‌اش را به طور حرفه‌ای فدای حمایت و بهبود اهداف این سازمان کرده است.

در نشست سال 2007، وظیفه «باری» در هالیوود این‌گونه تشریح می‌شود: او در رابطه با فیلمنامه‌ها و داستان‌های‌شان مشاوره می‌دهد، ترتیب مصاحبه با زنان و مردانی را می‌دهد که عمرشان را در عملیات‌های جاسوسی سپری کرده‌اند و زمینه ملاقات با رؤسای سازمان سیا را فراهم می‌آورد تا فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان، زمینه فکری لازم در ارتباط با مسائل جاسوسی را به دست آورند.

سخنگوی سازمان سیا در این نشست گفت: ما برای انتخاب نماینده‌مان در هالیوود، گزینه‌های مناسب بسیار زیادی داشتیم ولی به عقیده ما، او همان کسی است که ما می‌خواهیم. «باری» سازمان سیا را از بالاترین تا پایین‌ترین مقام می‌شناسد، با تفکرات حاکم بر این سازمان به اندازه کافی آشنایی دارد و در عین حال از انرژی و تیزبینی خارق‌العاده‌ای برخوردار است.

 

* «دنی بایدرمن» پوششی بر فعالیت‌های محرمانه سیا در هالیوود

 

او برای ساخت فیلم «جیمزباند» به استخدام کمپانی «گلدن مایر‌» درآمد.

دنی بایدرمن، مشاور فنی سازمان سیا در هالیوود

 

ابزار جاسوسی در فیلم‌ها

 

نکته قابل توجهی که درباره دو مامور رسمی سازمان سیا در هالیوود وجود دارد، این است که در صورتی که نام هالیوود را در سایت رسمی سازمان سیا جست‌وجو کنید، به جای نام این دو، نام «دنی بایدرمن» نویسنده کتاب «دنیای خارق‌العاده جاسوسی تخیلی» و مشاور فنی سازمان سیا در هالیوود به چشم می‌خورد.

«بایدرمن» که به اعتراف خودش از 10 سالگی دوست داشته که یک جاسوس باشد، تحت تعلیم سازمان سیا قرار می‌گیرید و از آن پس به عنوان مشاور و کارشناس به استخدام استودیوهای بزرگی چون «برادران وارنر» و «موسسه سینمایی آمریکا» در می‌آید و همچنین برای ساخت فیلم «جیمزباند» با کمپانی «مترو گلدن مایر» قرداد می‌بنند.

وظیفه «بایدرمن» نظارت بر فیلم‌های جاسوسی و طراحی ابزارهای جاسوسی پیچیده در فیلم‌هایی از این دست است تا هرچه واقعی‌تر و جذاب‌تر به نظر برسد.

 

سانسور در هالیوود:

هر فیلمسازی که برای ساخت فیلمش نیاز به تسهیلات داشته باشد بالاخص در عرصه نظامی، باید تن به نظارت مستقیم پنتاگون و سازمان سیا بدهد و در این میان شاید نیاز به بازنویسی چندباره یک فیلمنامه باشد. (کتاب «سیا در هالیوود» نوشته «تریشیا جنکینز»)

روزنامه «گاردین» به نقل از «باب بائر» یکی از ماموران سابق سیا می‌نویسد: همه این مردمی که استودیوها را مدیریت می‌کنند، به واشنگتن می‌‌آیند و با سناتورها سر و کله می‌زنند، با رؤسای سیا و هر آنکه مقامی دارد گفت‌وگو می‌کنند و چانه‌ها می‌زنند.

روزنامه گاردین گواه این ادعا را «لوئیگی لوراسچی»، رییس موسسه سانسور داخلی و خارجی کمپانی پارامونت در اوایل دهه 50 میلادی می‌داند، که چندی پیش ماهیت او به عنوان یکی از ماموران مخفی سازمان سیا در رسانه‌ها برملا شد.

«تریشیا جنکینز» نیز در قسمتی از کتاب خود تحت عنوان «سیا در هالیوود»، به این مسئله می‌پردازد که «سازمان سیا از همکاری با هالیوود چه می‌خواهد؟».

او در جواب به این سوال این‌گونه می‌نویسد: سازمان سیا به دنبال سه چیز است:

_رسیدن به اهداف دوره‌ای (که با توجه به اتفاقات هر دوره تغییر می‌کنند)

_احیاء دوباره چهره مخدوش خود پس از جنگ سرد و بالاخص حادثه 11 سپتامبر

_چهره‌ای از خود ارائه دهد که اولا در همه زمان در همه جا حاضر است، ثانیا حضور او در همه همراه با قدرتی مطلق و شکست‌ناپذیر است.

 

* فیلم‌هایی که قربانی فشارهای پنتاگون شدند

 

در کنار خواسته سازمان سیا از هالیوود، پنتاگون نیز از این صنعت سینمایی خواسته‌هایی دارد که عمده‌ترین آن ارائه چهره‌ای با اقتدار، حرفه‌ای و شکست‌ناپذیر از ارتش آمریکاست و البته برای رسیدن به این خواسته خود گاهی فیلمسازان و فیلمنامه‌نویسان را تا اندازه‌ زیادی تحت فشار قرار می‌دهد تا آنجا که به گفته کتاب «عملیات هالیوود» فیلم‌های زیادی در این میان بوده‌اند که قربانی خواسته «پنتاگون» شده‌اند ولی در این میان می‌توان به دو فیلم «روز استقلال» ساخته «رونالد امریچ» محصول سال 1996 میلادی و «جی.آی.جین» به کارگردانی «ریدلی اسکات» در سال 1997 میلادی و با حضور «دمی مور» اشاره کرد.

 

*شخصیتی که در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به دستور پنتاگون سانسور شد

 

فیلم سقوط شاهین سیاه ساخته ریدلی اسکات

 

روزنامه «گاردین» نیز در گزارشی تحت عنوان «پیشنهادی که آن‌ها نمی‌توانند رد کنند»، این مطلب را تایید کرده است و می‌نویسد:

«پنتاگون» برای دهه‌های متمادی به هالیوود مشاوره می‌دهد و تجهیزات نظامی در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد، ولی «پنتاگون» در ازای این تسهیلات از هالیوودی‌ها می‌خواهد که نیروهای ارتش آمریکا را آن‌گونه که آن‌ها می‌خواهند، تصویر کنند.

آن‌چنانکه به گفته این روزنامه در فیلم «سقوط شاهین سیاه» به کارگردانی «ریدلی اسکات» که براساس داستانی واقعی ساخته شده، شخصیت اصلی فیلم که یک سرباز آمریکایی، شخصی بی‌اخلاق و متجاوز نیز هست ولی به دستور وزارت دفاع، این مسئله سانسور می‌شود.

 

* دو نمونه از فیلم‌هایی که قربانی فشار پنتاگون شد

 

_فیلم «روز استقلال»:

 

 

فیلم روز استقلال

 

نویسنده «روز استقلال»، برای جلب رضایت سران پنتاگون، فیلمنامه را چندین بار بازنویسی می‌کند ولی در نهایت نیز مجبور می‌شود بدون حمایت آن‌ها فیلم را بسازد.

این فیلم که درباره هجوم بیگانگان به زمین بود، دربرگیرنده صحنه‌های جنگی بسیار زیادی بود که برای ساخت آن به بودجه بسیار زیادی نیاز بود، به همین خاطر عوامل فیلم دست به دامان «پنتاگون» شدند ولی سران پنتاگون پس از خواندن فیلمنامه که نوشته «دین دولین» بود، اعلام کردند که از این فیلمنامه به قدر کافی راضی نیستند و حاضر نیستند به چنین فیلمی کمک مالی و تجهیزاتی کنند.

به گفته مقامات وزارت دفاع، این فیلم به قدر کافی ارتش آمریکا را کارآمد و باکفایت نشان نداده است.

در نسخه اول فیلمنامه تمامی تلاش‌های ارتش برای مبارزه با موجودات فضایی با شکست روبرو می‌شود و درنهایت نیز یک غیر نظامی است که نتیجه این مبارزه را تغییر می‌دهد.

«دین دولین» پس از تلاش‌های فراوان، زمانی که می‌بیند قادر نیست مقامات آمریکایی را راضی به همکاری کند، طی نامه‌ای به «فیل استراب»، رئیس بخش ارتباطات فیلمسازی وزارت دفاع آمریکا، رسما اعلام می‌کند که حاضر است که فیلمنامه را به طور کلی تغییر دهد و قهرمان داستان را فردی ارتشی معرفی کند.

با همه این‌ها در نهایت باز هم پنتاگون نتیجه حاصله را موفقیت‌آمیز ندانسته و در نهایت هیچ کمکی به ساخت فیلم «روز استقلال» نمی‌کند.

 

_فیلم «جی.آی.جین»:

 

فیلم جی.ای.جین با بازی دمی مور و کارگردانی ریدلی اسکات

 

«ریدلی اسکات» برای به دست آوردن حمایت مالی وزارت دفاع آمریکا، بیش از شش صحنه فیلم را به طور کلی تغییر می‌دهد.

«ریدلی اسکات» در سال 1996 تصمیم به ساخت این فیلم می‌گیرد ولی تلاش می‌کند تا برای گرفتن کمک مالی و دستیابی به تجهیزات نظامی لازم، نظر پنتاگون را جلب کند ولی او نیز با بی‌توجهی این سازمان روبرو می‌شود و علی‌رغم آنکه «ریدلی اسکات» برای جلب توجه آن‌ها حاضر می‌شود حداقل شش صحنه از فیلم را به طور کامل تغییر دهد ولی با این حال این پروژه مورد تایید مقامات قرار نمی‌گیرد و «اسکات» مجبور می‌شود تا این فیلم را بدون حمایت پنتاگون بسازد.

 

«ریدلی اسکات» دلیل عدم توافق با پنتاگون را یکی موافقت نکردن آن‌ها با تراشیده شدن سر شخصیت اصلی فیلم که یک زن بود عنوان می‌کند و دلیل دوم را نیز خواسته بی‌جای آن‌ها برای تغییر نام فیلم می‌داند.

فیلم «جی.ای.جین»، داستان زنی (با بازی «دمی مور») است که تمام تلاش خود را برای ورود به نیروی دریایی آمریکا می‌کند و در این میان به خاطر زن بودنش مورد تمسخر بسیاری قرار می‌گیرد.

 

* کتاب‌هایی که در ارتباط با تاثیر سازمان سیا و پنتاگون در هالیوود، نوشته شده است

 

در زیر اشاره داریم به چند عدد از این کتاب‌ها:

 

* کتاب «هالیوود و سازمان سیا» (سینما؛ دفاع، ویرانی) (رسانه، جنگ و امنیت)

این کتاب نوشته مشترک «الیویر بود بارت»،«دیوید هرارا» و «جیم بائومان» است که 5 آوریل 2011 منتشر شده است.

این کتاب فیلم‌هایی که طی 5 دهه اخیر ساخته شده است را از چهار نقطه نظر زیر بررسی کرده است:

_تا چه حد این فیلم‌ها به صورت آشکار سیاسی هستند؟

_تا چه حد این فیلم‌ها مورد قبول سازمان سیا هستند یا خیر؟

_جهت‌گیری نسبی این فیلم‌ها نسبت به موضوع جاسوسی.

-برجستگی نسبی سازمان سیا در این فیلم‌ها.

 

* کتاب عملیات هالیوود: پنتاگون چگونه بر ساخت فیلم‌ها تاثیر می‌گذارد و آن‌ها را سانسور می‌کند؟

 

کتاب عملیات در هالیوود

 

«دیوید ال راب»، روزنامه‌نگار مشهور آمریکا در این کتاب که آوریل 2004 منتشر شده است، نقش سیاست، پنتاگون و سازمان سیا بر ساخت یک فیلم را بررسی کرده است.

«ال راب»، هدف خود از نوشتن این کتاب را این‌گونه عنوان می‌کند: می‌خواهم مخاطبان بدانند که آنچه که در سینما به روی پرده می‌بینند، تنها آن چیزی نیست که کارگردان فیلم می‌خواسته است.

 

* کتاب «آژانس: استعداد از هالیوود، مدیریت از سیا»

 

کتاب استعداد از هالیوود مدیریت از سیا

 

این کتاب 26 جولای 2011 منتشر شده، «گادفرد» در این کتاب به بررسی شبکه‌ای از ماموران ویژه سازمان سیا می‌پردازد که به عنوان بازیگر، پاپارازی و ... وارد سینمای هالیوود می‌شوند و کارشان نظارت بر پروژه‌های سینمایی است.

 

* کتاب «سیا در هالیوود: چگونه این سازمان بر ساخت فیلم‌ها در سینما و تلویزیون تاثیر می‌گذارد»

 

کتاب سیا در هالیوود نوشته تریشیا جنکینز

این کتاب 1 مارس 2012  توسط «تریشیا جنگینز» منتشر شده است.

در توضیح این کتاب آمده است: تصور شما درباره سازمان سیا چیست؟ سازمانی که نمی‌تواند از جاسوسان خود محافظت کند؟ سازمانی خشن و بی‌رحم که کارش سازماندهی عملیات‌های محرمانه و ترورهاست؟ تماشاچیان باهوش سینما و تلویزیون به خوبی می‌دانند که این تصورات نسبت به سازمان سیا نه تنها وجود ندارد بلکه مخصوصا طی سال‌های اخیر تصویر بسیار مثبتی از این سازمان و کارکنانش در فیلم‌ها به تصویر کشیده شده است.

و البته حقیقتی که تنها تعداد بسیار کمی درباره آن می‌دانند این است که سازمان سیا چه تاثیر فعالی در شکل گیری محتوای فیلم‌ها در سینما و تلویزیون دارد.

این کتاب فیلم‌های بسیاری از جمله «کمپانی جاسوس‌ها»، «سریانا»، «چوپان خوب»، «استخدام»، «دشمن حکومت» و «مجموعه همه ترس‌ها» را فیلم‌هایی می‌داند که به سفارش مستقیم سازمان سیا ساخته شده‌اند.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
شنبه ۲۶ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۰۶:۳۹

اولین نماینده رسمی سازمان سیا در هالیوود

«چیس براندون» با حدود ۴ دهه سابقه کار در سازمان سیا اولین نماینده این سازمان در هالیوود بود.

به گزارش فارس، سازمان سیا از همان ابتدا به دنبال راهی بود تا بتواند همان‌گونه که در سایت خود نیز نوشته به مخاطبان القاء کند که رهبران جامعه بدون این سازمان نمی‌توانند از ملت محافظت کنند، بنابراین همواره به دنبال این بود تا به طرق مختلف با روسا و افراد بانفوذ هالیوود ارتباط برقرار کند.

روزنامه گاردین در مطلبی تحت عنوان «پیشنهادی که آن‌ها (هالیوودی‌ها) نمی‌توانند رد کنند» می‌نویسد:

هر کسی که فیلم‌های هالیوودی، از فیلم‌های جاسوسی پس از جنگ «آلفرد هیچکاک» گرفته تا «پرده پاره» او در سال ۱۹۶۶ را تماشا کند، به خوبی می‌داند که هالیوود فریفته ژانر «جاسوسی» است ولی تنها عده کمی‌ می‌دانند که سازمان سیا؛ از دهه ۷۰ در فیلم‌هایی چون «سه روز کندور» و تا به امروز در فیلم‌هایی چون «هویت بورن» و «لاشه دروغ‌ها» حضوری غیر قابل کنترل داشته است.

* خریداری حقوق فیلم «مزرعه حیوانات» توسط سازمان سیا

این روزنامه در ادامه می‌نویسد: سازمان سیا فقط نقش راهنمایی‌کننده فیلمسازان را ‌ندارد، بلکه به آن‌ها رشوه نیز می‌دهد، این سازمان در سال ۱۹۵۰ حقوق مربوط به «مزرعه حیوانات» جورج اورول را خریداری کرد و سپس در سال ۱۹۵۴ برای ساخت نسخه انیمیشن این فیلم در انگلستان سرمایه‌گذاری کرد.

اولین بار سال ۱۹۹۵ قردادی میان هالیوود و سازمان سیا به امضا رسید که بر اساس آن شخصی به نام «چیس براندون»، یکی از مامورین کهنه‌کار سازمان سیا، از آن پس بر فیلمنامه‌ها و پروژه سینمایی، بالاخص آن‌هایی که به نوعی با موضوع سازمان سیا در ارتباط بودند، نظارت داشت.

حضور «چیس براندون» در هالیوود به ذائقه بسیاری خوش نیامد و بسیاری به طرق مختلف به این قضیه اعتراض کرده و حضور او را به نوعی خیانت به شعار آزادی بیان در سینما عنوان کردند.

* فیلم‌هایی که زیر نظر براندون ساخته شد

با همه این اعتراض‌ها «براندون» به کار خود در سینما ادامه داد و طی این سال‌ها فیلم‌های زیادی زیر نظر او ساخته شدند که از جمله آن‌ها می‌توان به «دشمن حکومت»، «کمپانی بد»، «جیمزباند»، «کمپانی جاسوس‌ها»، «استخدام»، «مجموعه همه ترس‌ها»، «هویت بورن»‌، «۲۴» و چند پروژه تلویزیونی اشاره کرد.

البته او چندان هم از فیلم‌های ساخته شده راضی نبود، آن‌چنانکه درباره فیلم «بازی جاسوسی» با هنرنمایی «رابرت ردفورد» و «براد پیت» گفت: این فیلم جزء آن پروژه‌هایی است که هیچ وقت دوست نداشتم جزئی از آن باشم.

او همچنین ضمن آنکه فیلم «۲۴» را به هیچ عنوان مورد تایید سازمان سیا نمی‌داند، درباره «هویت بورن» نیز می‌گوید: این فیلم افتضاح است، از صفحه ۲۵ به بعد او را باید آتش زد.

«چیس» که از همکاری با پروژه «سریانا» با بازی «جورج کلونی» سر باز زده است، در یکی از مصاحبه‌های خود در این‌باره می‌گوید: شخصیت «کلونی» به عنوان مامور سابق سازمان سیا در این فیلم یک جنایتکار معرفی شده و من با چنین پروژه هیچ‌وقت همکاری نمی‌کنم.

* نظر نماینده سیا درباره فیلم جیمز باند

«براندون» در یکی دیگر از مصاحبه‌های خود درباره فیلم «جیمز باند» نیز این‌گونه می‌گوید: «جیمزباند»، بدترین فیلم جاسوسی است که تاکنون ساخته شده است. مامور ۰۰۷ در این فیلم بدون آنکه هویت خود را پنهان کند مرتبا درگیر جنگ‌های خونین و فرارهای نمایشی می‌شود، او کار خود را خوب انجام نمی‌دهد، مامور سازمان سیا بودن یک شغل نیست، یک حرفه نیست، یک سبک زندگی است.

در حالی که حدود ۶ سال از کار «چیس براندون» (پسر دایی «تامی لی جونز»، بازیگر آمریکایی) در هالیوود می‌گذشت، با وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر سازمان سیا مورد سرزنش‌های زیادی قرار گرفت و به بی‌لیاقتی محکوم شد که نتوانسته با آن بودجه‌های میلیاردی، چنین حادثه تروریستی را پیش‌بینی کند.

* با حوادث 11 سپتامبر فعالیت سیا در هالیوود گسترش می‌یابد

کمی پس از وقوع این حادثه، سازمان سیا در دیدارهای مکرر با «چیس براندون»، از او خواست تا فعالیت خود را در هالیوود گسترش دهد و در این میان «بوش» نیز مشاور ارشد خود «کارل روو» را به لس‌آنجلس فرستاد تا با روسای هالیوود دیدار کند و درباره راه‌هایی که از طریق آن‌ها می‌توان نظر عموم مردم را به سمت حمایت از نیروهای نظامی آمریکا سوق داد، گفت‌وگو کنند.

* جلسه سیا و پنتاگون با دیوید فینچر و اسپایک جونز

«سیا» و «پنتاگون» رسما از فیلمنامه‌نویسان و کارگردانانی چون «دیوید فینچر» و «اسپایک جونز» خواستند تا در همکاری با مقامات این دو سازمان فکر بکری کنند تا شاید جلوی حملات تروریستی آینده گرفته شود و در ازای آن پنتاگون نیز تسهیلات نظامی زیادی در اختیار هالیوود قرار خواهد داد، این می‌شود که «فینچر» کمی بعد «اتاق وحشت» را می‌سازد که داستان تجاوز سه دزد به خانه‌ای امن در نیویورک است.

نشست‌ها و ملاقات‌های مکرر مقامات سیاسی آمریکا و چهره‌های شاخص هالیوود همچنان ادامه داشت و اکثر این نشست‌ها توسط موسسه فن‌آوری‌های خلاقانه دانشگاه کالیفرنیا جنوبی هماهنگ و برگزار می‌شد.

* دوره‌های آموزشی هنر برای سربازان

طی این نشست‌ها برای سربازان دوره‌های آموزشی هنر گذاشته شد و از سویی دیگر، فیلمنامه‌نویسان نیز به خواسته «سیا» و «پنتاگون»، فیلمنامه‌هایی درباره «ترور» می‌نوشتند.

به عقیده آن‌ها، اغلب هنر راهی به سوی واقعیت است و به اعتراف برخی از مقامات سازمان سیا، هنر، نوشته‌ها و فیلمی که حاصل کار فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان است در واقع می‌تواند الهام‌بخش واقعیات باشد.

سازمان «سیا» نیز از سال ۲۰۰۲ با همکاری دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، دست به ساخت یک‌سری گسترده از بازی‌های کامپیوتری زد که شاید از آن طریق بتواند حملات احتمالی به آمریکا را پیش‌بینی و دفع کند.

* معارفه دومین نماینده رسمی سازمان سیا در هالیوود/«پل باری»، نیرویی با دو دهه سابقه در سازمان سیا

اوایل سال ۲۰۰۷ جلسه‌ای با حضور شخصیت‌های تراز اول سینمای هالیوود و برخی از کارکنان ارشد سازمان سیا برگزار شد، در این جلسه «پل جیمی‌گلیانو» که سخنگوی سازمان سیا بود، «پل باری» را به عنوان نماینده و مشاور سازمان سیا در هالیوود معرفی کرد.

«پل باری»، ۴۷ ساله اهل بوستون، خود یکی از ماموران کهنه‌کار سازمان سیا بود.

در این جلسه که به صورت محرمانه برگزار شد، قرداد توسعه همه‌ جانبه همکاری هالیوود و سازمان سیا به امضای دو طرف رسید، اهمیت این طرح تا به آنجا بود که ریاست آن را ژنرال «مایکل هایدن»، رییس پیشین سازمان سیا و دستیار اول «جان نگروپونته»، مدیر آژانس امنیت ملی به عهده داشت.

«پل باری» طی این سال‌ها بر ساخت چندین پروژه مهم سینمایی و تلویزیونی نظارت داشته که مهمترین‌ آن‌ها «جنگ چارلی ویسلون» ساخته «مایک نیکولز» و «چوپان خوب» ساخته «رابرت دنیرو» است.

* باری: امیدواریم بتوانیم با کمک سینما چهره منفی «سیا» را بهبود ببخشیم

او درباره نیاز سازمان سیا به صنعت سینمای هالیوود در یکی از مصاحبه‌های خود گفت: مشکل بزرگی که در رابطه با این سازمان وجود دارد، تصویر منفی است که در اذهان عمومی شکل گرفته است، ما امیدواریم بتوانیم با کمک سینما این تصویر را بهبود ببخشیم و آن را در این حالت ثبات بخشیم.

به گفته «پل جیمی‌گلیانو»‌، «پل باری» بیش از دو دهه سابقه فعالیت در سازمان سیا دارد و با همه قسمت‌های این سازمان چه در ایالات متحده آمریکا و چه در سراسر دنیا آشنایی کاملا دارد، او نه تنها می‌داند که سازمان سیا چگونه از آمریکا محافظت می‌کند، بلکه تمام زندگی‌اش را به طور حرفه‌ای فدای حمایت و بهبود اهداف این سازمان کرده است.

در نشست سال ۲۰۰۷، وظیفه «باری» در هالیوود این‌گونه تشریح می‌شود: او در رابطه با فیلمنامه‌ها و داستان‌های‌شان مشاوره می‌دهد، ترتیب مصاحبه با زنان و مردانی را می‌دهد که عمرشان را در عملیات‌های جاسوسی سپری کرده‌اند و زمینه ملاقات با رؤسای سازمان سیا را فراهم می‌آورد تا فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان، زمینه فکری لازم در ارتباط با مسائل جاسوسی را به دست آورند.

سخنگوی سازمان سیا در این نشست گفت: ما برای انتخاب نماینده‌مان در هالیوود، گزینه‌های مناسب بسیار زیادی داشتیم ولی به عقیده ما، او همان کسی است که ما می‌خواهیم. «باری» سازمان سیا را از بالاترین تا پایین‌ترین مقام می‌شناسد، با تفکرات حاکم بر این سازمان به اندازه کافی آشنایی دارد و در عین حال از انرژی و تیزبینی خارق‌العاده‌ای برخوردار است.
مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
دوشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۵۶

جاسوسی که تهیه کننده هالیوودی شد+عکس

«آرنون میلچان»، تهیه‌کننده باسابقه سینمای هالیوود که فیلم‌هایی چون «قاتلین بالفطره» و «آقا و خانم اسمیت» را در پرونده کاری خود دارد، بنا به اعتراف مقامات سیاسی اسرائیل، جاسوس این رژیم است.

به گزارش فارس، اگرچه حضور نیروهای نفوذی و دست نشانده رژیم صهیونیستی در صنعت سینمای هالیوود و عملکرد این سینما براساس سیاست‌های این رژیم، مطلب تازه‌ای نیست ولی اخیرا افشاء ماهیت حقیقی یکی از تهیه‌کنندگان مشهور هالیوود به عنوان جاسوس صهیونیست‌ها و فعالیت‌های پیچیده او در زمینه پیشبرد اهداف جنگ طلبانه اسرائیل در عرصه‌های مختلف از جمله سلاح‌های اتمی، به موضوع جنجالی رسانه‌های غربی تبدیل شده است.

البته پیش از این نیز این موضوع به صورت سر‌بسته و غیر رسمی در برخی از محافل مطرح شده بود ولی با انتشار کتاب «محرمانه: زندگی آرنون میلچان مامور مخفی‌ای که به یکی از افراد پولدار و بانفوذ هالیوود تبدیل شد» نوشته «جوزف گلمن» این مطلب علنی و جنجال‌برانگیز شده است.

درباره «آرنون میلچان» مطالب جسته و گریخته بسیاری منتشر شده ولی با این وجود هنوز نقاط مبهمی بسیاری در این ارتباط وجود دارد.



*«آرنون میلچان» کیست؟



«آرنون میلچان»، ۶ دسامبر سال ۱۹۴۴ در تلاویو، فلسطین تحت قیمومیت انگلیس دیده به جهان گشود، پدر او صاحب یک کارخانه تولید کود شیمیایی بود و این مطلب نیز باعث شد تا «میلچان» نیز در تجارت شیمیایی فرد موفقی شود. او در کنار تجارت که سود کلانی را عایدش می‌کرد توانست از دانشکده اقتصاد لندن مدرک بگیرد.

میلچان اگرچه در تجارت و سیاست فرد موفقی بوده ولی در زندگی شخصی‌اش چندان موفق نبوده است.«آرنون» که متارکه کرده است، هم‌اکنون صاحب ۴ فرزند است.



*دوستی با «شیمون پرز» و مامور مخفی  خرید تجهیزات هسته ای


ثروت هنگفت «آرنون میلچان» و دوستانی که در عرصه سیاست داشت، باعث شد تا او در دهه ۶۰، در حالیکه به تازگی ۲۰ سالگی را پشت سر گذاشته بود، با «شیمون پرز» که آن موقع معاون وزیر جنگ رژیم صهیونیستی بود، آشنا شود. آشنایی آنها در یک جمع دوستانه در یکی از رستوران‌های تلاویو شکل گرفت و  رفته رفته این آشنایی تا آنجا پیش رفت که «پرز» از «میلچان» خواست تا به عنوان یکی از ماموران مخفی سازمان «لاکام» استخدام شود.

«لاکام» نام یک بخش محرمانه در وزارت جنگ اسرائیل است که مامور خرید تجهیزات، مواد اولیه و قطعات تکنولوژیکی برای برنامه هسته‌ای این رژیم است.



*تماس های مخفی برای تولید سانتریفیوژهای غنی‌سازی اورانیوم


«آرنون» فعالیت خود در این سازمان را از اوایل دهه ۷۰ شروع کرد و ماموریت اصلی‌اش این بود که برای پیشبرد برنامه‌های هسته‌ای اسرائیل دانش روز و ابزارهای لازم را به دست آورد، البته به اعتراف «شیمون پرز»، ماموریت «میلچان»، تنها به برنامه هسته‌ای اسرائیل محدود نشد و توانایی های او باعث شد تا از او در برنامه‌های فوق‌سری دیگری نیز استفاده شود.

تاکنون مطالب زیادی در ارتباط با تماس‌های مخفی «میلچان» با کارکنان ارشد شرکت‌های مختلف خارجی از جمله «میلکو» به منظور تولید سانتریفیوژهای غنی‌سازی اورانیوم در رسانه‌های مختلف منتشر شده ولی هیچ‌کس، حتی در یکی دو مورد ماموران اف‌بی‌آی نیز به خاطر روابط فوق‌سری پشت صحنه، نتوانسته‌اند چیزی را به اثبات برسانند.


*در ازای این همه خدمت به اسرائیل کمترین پولی دریافت نکرده‌ام


در جایی از کتاب «محرمانه: زندگی آرنون میلچان مامور مخفی‌ای که به یکی از افراد پولدار و بانفوذ هالیوود تبدیل شد» نیز به این مطلب اشاره شده  و از زبان خود «میلچان» نوشته شده که «من در ازای این همه سال خدمتی که به اسرائیل کرده‌ام، کمترین پولی دریافت نکرده‌ام و تمام این اینکار‌ها را تنها به خاطر علاقه‌ای که به این کشور دارم، انجام داده‌ام.»

در جای دیگری از این کتاب، «شیمون پرز» درباره «آرنون میلچان» می‌گوید: ««آرنون» انسان کاملا خاصی است. من زمانیکه در وزارت دفاع بودم، او را استخدام کردم و آرنون نیز به یکی از بیشمار افرادی تبدیل شد که کارشان با عملیات‌های جاسوسی و خریدهای وزارت دفاع  اسرائیل در ارتباط بود.»

«قدرت او در برقراری ارتباط‌ها در بالاترین سطح ممکن بود...فعالیت‌ها او از نظر تکنیکی، دیپلماتیک و همچنین استراتژیک، نفع زیادی را عاید اسرائیل کرد.»



*آشنایی با تهیه‌کننده فیلم «قلعه عقاب‌ها» و ورود به هالیوود

«میلچان» که روز به روز، فعالیت‌های جاسوسی خود را افزایش می‌داد، در اواسط دهه ۷۰ پس از آشنایی با «الیوت کاستنر»، تهیه‌کننده فیلم‌های «قلعه عقاب‌ها» و «آبگیرهای میسوری» وارد عرصه سینمای هالیوود شد و چند سال بعد در سال ۱۹۹۱ کمپانی تولید فیلم خود تحت عنوان «نیو ریجنسی پروداکشن» را تاسیس کرد و از طریق کمپانی «فوکس قرن بیستم» همکاری خود را با «راپرت مردوخ»، غول رسانه‌ای آمریکا آغاز کرد و خود نیز به مرور وارد عرصه رسانه نیز شد و آنچنان ثروت هنگفتی به دست آورد که در سال ۲۰۱۱، به گفته مجله فوربس، با ثروتی بالغ بر ۴ میلیارد دلار به دویست و شصت و هشتمین فرد ثروتمند سراسر جهان تبدیل شد.

البته علاوه برهالیوود، میلچان بخشی از ثروت میلیاردی خود را مدیون انجمن تنیس زنان است که جزء مایملک اوست، همسر سابق او، «آماندا کوئتزر»، نیز مدت‌ها پیش یکی از تنیس‌بازان حرفه‌ای آفریقای جنوبی بوده است.





*تهیه کننده فیلم‌های مطرح هالیود/از «پادشاه کمدی» مارتین اسکورسیزی تا «قاتلین بالفطره» الیور استون



«آرنون» طی چند دهه فعالیت در هالیوود فیلم‌های زیادی را تهیه‌کنندگی کرده، از «پادشاه کمدی» «مارتین اسکورسیزی» گرفته تا «قاتلین بالفطره» «الیور استون» و فیلم‌های دیگری چون «جنگ رزها»، «روزی روزگاری در آمریکا»، «آقا و خانم اسمیت»، «زن زیبا»، «در محاصره»، «وکیل مدافع شیطان»، «بی‌وفا» و...، او به زودی تهیه‌کنندگی فیلم «نوح» به کارگردانی «دارن آرنوفسکی» را نیز آغاز خواهد کرد.

به گفته «پیتر بارت»، مدیرعامل نشریه سینمایی ورایتی، «آرنون میلچان»، «هنری کسینجر» فیلمسازان است.



*«میلچان» صاحب نفوذ در رسانه‌ها

«میلچان» در کنار سینما، توانست در عرصه رسانه نیز به یکی از چهره‌های شناخته شده تبدیل شود، او صاحب شبکه‌ای اسرائیلی است که برنامه‌های تلویزیونی اسرائیل را به کشورهای ایالات متحده آمریکا و کانادا ارسال می‌کند.

او همچنین یکی از صاحبان کانال خبری ۱۰ اسرائیل است. این شبکه نوامبر ۲۰۰۸ دچار بحران مالی شدیدی شد تا آنجا که می‌خواست با اعلام ورشکستگی، به کار خود پایان دهد ولی «میلچان» با ثروت میلیاردی خود به داد آن رسید و این شد که این شبکه همچنان تا به امروز نه تنها به کار خود ادامه داده بلکه در برخی زمینه‌ها نیز عرصه کاری خود را به اروپا و آمریکای شمالی نیز گسترش داده است.



*نقش «میلچان» در هدایت فعالیت‌های هسته‌ای شرکت اسرائیلی «میلکو»

مدت‌ها پیش سازمان «اف‌بی‌ای»، طی گزارشی از برخی از فعالیت‌های غیرقانونی «میلچان» پرده برداشت که قرار نبود تا سال ۲۰۳۶ در هیچ‌ کجا از آنها صحبتی به میان آید که از جمله آن‌ها می‌توان به نقش کلیدی او در هدایت شرکت میلکو (Milco) در کالیفرنیا اشاره کرد که وظیفه اصلی آن قاچاق «سوئیچ» بود.

سوئیچ‌ها تجهیزاتی هستند که می‌توانند هم برای مصارف پزشکی و هم ساخت تسلیحات هسته‌ای مورد استفاده قرار گیرند.

پس از فاش شدن این موضوع «ریچارد کلی اسمیت»، مدیرعامل این شرکت دستگیر شد و سپس به قید وثیقه آزاد گردید، اما بلافاصله پس از آزادی از آمریکا گریخت و به اسرائیل پناهنده شد و مورد حمایت رژیم صهیونیستی قرار گرفت.

اسمیت در سال 2001 در اسپانیا دستگیر شد و به آمریکا بازگردانده و سپس محاکمه و زندانی شد. اف‌بی‌آی که به مدارکی مبنی بر فعالیت «اسمیت» زیر نظر «میلچان» دست یافته بود، تلاش کرد تا میلچان را به دام اندازد ولی هرگز نتوانستند اتهامات او را به اثبات برسانند.

بنا به نوشته کتاب «محرمانه: زندگی آرنون میلچان مامور مخفی‌ای که به یکی از افراد پولدار و بانفوذ هالیوود تبدیل شد»، تماس «شیمون پرز» با «رونالد ریگان»، رییس جمهور اسبق آمریکا و رایزنی‌های مداوم آنها باعث، فرار میلچان از این پرونده شد.



*نقش «آقای اسرائیل» در وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر

در پشت پرده فیلم‌های جذاب سینمای هالیوود و در لایه‌های زیرین پچ‌پچ‌هایی که وجود دارد، عده‌ نه چندان زیادی از مردم آمریکا هستند که به خوبی به نقش «آرنون میلچان» در تامین نیازهای تسلیحاتی رژیم صهیونیستی واقفند، تا آنجا که «سامنر ردستون»، رییس کمپانی «ویاکوم» و یکی از اعضای هیئت مدیره تشکل یهودیان در بوستون، درباره «میلچان» می‌گوید: «آرنون» آقای اسرائیل است.

اگرچه پیش از این نیز فرضیه سازمان‌دهی واقعه ۱۱ سپتامبر توسط اسرائیلی‌ها، بسیار مطرح شده ولی نویسندگان کتاب «محرمانه» نه تنها این موضوع را باور دارند بلکه با استدلال سعی می‌کنند که اثبات کنند که در راس این عملیات تروریستی کسی نیست، مگر شخص «آرنون میلچان»، کسی که در هالیوود به جیمزباند دنیای واقعی معروف است.

*همه خصوصیت‌های «آرنون میلچان»

در کتاب «محرمانه»، این مسئله اینگونه عنوان شده است: کسی که این عملیات را هدایت و سازمان‌دهی کرده، کسی است که علاوه بر اینکه با سازمان‌های جاسوسی اسرائیل در ارتباط است، باید با افراد صاحب نفوذ رسانه‌‌ای همچون «مردوخ»، «لوین» و «ایسنر» نیز در ارتباط باشد، و از سویی دیگر در صنعت سینمای هالیوود که نقش‌اش در شکل‌دهی افکار عمومی کمتر از رسانه‌های خبری نیست، نیز صاحب قدرت باشد،  که از یک طرف بتواند چنین عملیات حساب شده و پیچیده را برنامه‌ریزی و اجرا کند و  از طرف دیگر با در دست داشتن بخش وسیعی از اخبار و فیلم‌ها و تبلیغاتی که از این پس ساخته خواهد شد، اذهان عمومی را در ارتباط با این واقعه، آنگونه که برنامه‌ریزی شده، هدایت کرده و شکل دهد.

و اما کسی که این همه خصوصیت را با هم دارد، کسی نیست نیست مگر، «آرنون میلچان» معروف.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
3
صفحه 3 از 6

اخبار مطالعات فرهنگی