سونامی پیری و بحران جمعیت تهدیدی بزرگ علیه ایران

شنبه ۰۱ دی ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۱۰
امتیاز این گزینه
(1 رای)

یکصد و بیست و هفتمین نشست از سلسله نشست های فرهنگ مهدوی با موضوع جنگ جهانی جمعیت، جنگی پنهان با سلاحی پنهان علیه انسان، با حضور صالح قاسمی پژوهشگر و محقق صاحب قلم، عصر پنج شنبه اخیر، در سالن سوره حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی  برگزار شد.

 


صالح قاسمی در ابتدای این نشست به بررسی  تاریخی موضوع کاهش جمعیت پرداخت و گفت:

جنگ جهانی جمعیت از کجا شروع شد؟

انقلاب صنعتی در غرب را باید منشأ بسیاری از تحولات اجتماعی دانست. با وقوع انقلاب صنعتی سطح بهداشت عمومی و رفاه بالا رفت و نرخ مرگ و میر نیز کاهش یافت، با این شرایط این انتظار وجود داشت که با رشد جمعیت در غرب مواجه شویم اما برعکس شد و با تحولات جمعیتی، غرب به سمت کاهش جمعیت حرکت کرد.

دلیل این اتفاق نظریاتی مانند اومانیسم بود که در این دوره رواج پیدا کرد. با تفکر اومانیستی، انقلابی در خانواده ها رخ داد، در نتیجه این انقلاب خانوادگی، ساختار خانواده و کارکرد های آن دچار تحول شد. در حالی که سبک زندگی خانواده های غربی چند فرزندی بود، با انقلاب صنعتی رویکرد تک فرزندی رواج یافت.

به تبع انقلاب خانوادگی، معضل بعدی انقلاب جنسی بود که در غرب شیوع پیدا کرد و روابط جنسی از ساختار خانواده خارج شد و به واسطه آن نرخ رشد جمعیت و نرخ باروری رو به کاهش گذاشت.

این روند تا بعد از جنگ جهانی دوم ادامه یافت اما در این زمان چالش غرب این شد که جمعیتشان در مقایسه با کشورهای شرقی و اسلامی رو به کاهش است و در نتیجه ی این کاهش جمعیت نگرانی شکست در مقابل رقبا در آنها ایجاد شد. در این زمان ایده کاهش جمعیت تمدن رقیب به وجود آمد.

در این شرایط یک استاندارد دوگانه توسط غرب تعریف شد. بر اساس این استاندارد دوگانه غرب شروع به تبلیغات برای تقویت ساختار جمعیتی خود کرد و همزمان با آن برنامه های کاهش جمعیت در شرق و کشورهای اسلامی را در پی گرفت.

راهبردهای کنترل جمعیت غرب
نمونه بارز این طرح ها سند NSSM بود که در دوره کسینجر تدوین شد. در این سند میزان رشد جمعیتی جهان اسلام به عنوان یکی از اصلی ترین مخاطرات امنیت ملی آمریکا اعلام شد و دو راهبرد اصلی معرفی شد.

راهبرد اول : باید از تولد انسانهای بیشتر در تمدن رقیب جلوگیری شود.
و راهبرد دوم: باید میزان مرگ و میر و تلفات رقیب افزایش پیدا کند.
برای هر یک از راهبرد های زیر نیز راهکارهایی تعریف شد. برای راهبرد اول راهکارهایی چون عقیم سازی، قانونی کردن سقط جنین، تولید داروها و وسایل جلوگیری از بارداری، ترویج و قبح زذایی از انحرافات جنسی و همجنس گرایی، راه اندازی بیوتروریسم برای کاهش توان جنسی افراد و بلوغ زودرس، گسترش فمنیسم و اضمحلال خانواده تعریف و در دستور اجرا قرار گرفت.
برای راهبرد دوم نیز اقداماتی چون راه اندازی جنگ های بین المللی و تجاور بین کشورها، راه اندازی جنگ های قومیتی و داخلی و مذهبی کودتاها و ترویج استقلال طلبی بین کشورها، بیوتروریسم، توسعه و به کارگیری سلاح های نامتعارف کشتار جمعی مثل سلاح های شیمیایی و هسته ای، مسمومیت و قتل عام، تولید و انتشار بیمارهای واگیر دار مانند ایدز، سارس و... انجام شد.

در همین زمان رویکرد رهبران غرب در خصوص کنترل جمعیت در نامه نگاری ها و اسنادشان بسیار حائز اهمیت است. برای مثال در نامه روزولت به یک بیولوژیست او می گوید: «من شدیدا دوست داردم که انسانهای نادرست به طور کامل از زاد و ولد منع شوند و باید روی زاد و ولد افراد مطلوب تمرکز کرد...»

در همین راستا اولین کنفرانس جمعیت در قاهره مصر در سال 1994 برگزار شد و کشورها تعهد دادند که نرخ رشد جمعیت خود را به صفر برسانند. شعار پایانی این کنفرانس  حاوی این کلید واژه بود: «حمایت از استقلال و حضور اجتماعی زنان».

بحران جمعیت و سونامی پیری در راه است
کشورما نیز در همین مسیر قرار گرفت و با سرعتی بسیار زیاد سیاست های کنترل جمعیت به وقوع پیوست. نرخ رشد در کمتر از نیم قرن از سال 1345 که 3.1 بود در سال 1395 به رقم 1.24 رسید.

نرخ باروری نیز که در سال 1365 برابر با 6.5 فرزند برای هر زن ایرانی بود، در سال 1395 به 1.8 فرزند برای هر زن رسید که این رقم در شهرهای بزرگ به کمتر از عدد1 هم میرسد.

این در حالی است که  نرخ جانشینی در کشور ما حداقل 2.2 فرزند است  تا جمعیت کشور ثابت باقی بماند، اما این روند، کشور را زیر خط جانشینی می برد و نتیجه آن نرخ رشد منفی خواهد بود. این نرخ رشد منفی تا سه دهه آینده کشور را با بحران هایی چون بحران سالمندی و بحران های اقتصادی شدید روبه رو می کند.

امروز حدود 9 درصد جمعیت کشور سالمندان هستند که این رقم با گذشت تنها 35 سال به بیش از سی درصد می رسد و ایران در کل دنیا رکورد دار سرعت سالمندی خواهد شد. تا جایی که در مقالات علمی بسیاری شاهد اشاره به کشور ایران به عنوان یک نمونه خاص هستیم.

در مقاله ای با عنوان بحران خاموش باروری در ایران اشاره می شود که جمعیت 15 تا 24 سال ایران تا سال 2030  به کمترین میزان خود می رسد و جمعیت بالای چهل سال 110 درصد افزایش خواهد داشت.

انقلاب خانواده در ایران

همزمان با این رویدادها، روند انقلاب خانوادگی و انقلاب جنسی نیز در کشور ما در حال وقوع است. مدیریت پشت پرده این جریان در دست یهود است. هشت سال پیش برژینسکی گفت: من به سیاستمداران کشورم توصیه کردم از فکر حمله به تاسیسات ایران اجتناب کنند، چون تغییرات و تحولات جمعیتی در ایران به نفع ایران نیست و به زبان ساده تغییر سبک زندگی ایرانیان تا 20 الی 30 سال دیگر، باعث نابودی خودشان توسط خودشان خواهد شد.

در همین شرایط انقلاب خانوادگی، سن ازدواج بالا رفته و آمار ناباروری نیز به واسطه عواملی چون بیوتروریسم و سیستم های عقیم سازی در کشور پیاده سازی شده است. تا جایی که در 25 سال اخیر نرخ ناباروری در کشور 4 برابر شده است. و از هر 10 زوج دو زوج نابارور هستند.

در کنار این مسئله، شایعه کردن این تفکر که سن سالم باروری در خانم ها بین 25 تا 35 است نیز به کاهش زاد و ولد منجر شده است، این درحالی است که بر اساس تحقیقات در دنیا سن باروری از 17 سالگی شروع می شود و از سن 19 سالگی تا 42 سالگی را سن اوج باروری می دانند. علاوه بر این در غرب به فرزندانی که در سن کمتر از 17 سال و بیشتر از 42 سالگی مادر به دنیا بیایند فرزندان طلایی گفته شود و شامل طرح های تشویقی هستند.

علاوه بر این باز تعریف مفهوم لذت در کشور رخ داده و لذت در تفرد تعریف شده است. همچنین مرتبط دانستن مسائل معیشتی و اقتصادی به فرزند آوری نیز اگر چه به عنوان یک گزاره مطرح است اما عامل اصلی نیست و اتفاقا تحقیقات نشان داده که هرچقدر رفاه و درآمد و سطح سواد بالاتر رفته، نرخ فرزند آوری کاهش یافته است.

بیش از 60 درصد کشور های دنیا و 100 درصد کشورهای غربی سیاست های حمایت از فرزند آوری و خانواده دارند. نکته مهم این است که علاوه بر ایران به عنوان یک کشور شیعی تمرکز بر سایر کشورها که احتمال افزایش جمعیت شیعه در آنها زیاد است مانند نیجریه نیز اقدامات گسترده ای برای کاهش جمعیت در دستور کار است.

متاسفانه طی سالهای اخیر نیز هیچ گاه موضوع بحران جمعیت مورد توجه مسئولان نبوده است و حتی به این ماجرا دامن زده است و چندان امیدی نمی توان به آنها داست، اما امیدواریم که خانواده ها و مردم به عمق فاجعه ای که در حال وقوع است پی ببرند و خودشان با اصلاح روند جمعیتی کشور، کمک کنند که حداقل نرخ جانشینی جمعیت را بدست بیاوریم وگرنه بحران های شدیدی پیش روی جمعیت کشور خواهد بود.