سلامت جنسى در جامعه ايران‏

سلامت جنسى در جامعه ايران‏

چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۵۸
امتیاز این گزینه
(1 رای)

گفت وگو با دكتر سيد كاظم فروتن
سلامت جنسى در مفهوم اسلامى آن، به معناى برخوردارى هر يك از زن و مرد از رابطه جنسى مشروع، عاطفى، به موقع و همراه با صفا و صميميت و رعايت حقوق و احترام متقابل با همسر خود است؛ رابطه اى كه زمينه ساز سلامت جسمى، آرامش روانى و رشد معنوى هر يك از زوجين، تحكيم بنياد خانواده، توليد نسل شايسته و ايجاد جامعه اى سالم است.



با توجّه به ضرورت و اهمّيت توجّه نظام اسلامى به موضوع سلامت جنسى افراد جامعه، در گفت وگو با دكتر سيد كاظم فروتن، جرّاح و متخصّص كليه و مجارى ادرار، عضو هيئت علمى و دانشيار «دانشگاه شاهد»، رئيس «كلينيك سلامت خانواده» و مشاور و درمانگر مسائل و مشكلات جنسى و زناشويى، به بررسى وجوه مختلف اين موضوع، به ويژه وضعيت سلامت جنسى خانواده هاى ايرانى پرداخته ايم.

* سلامت جنسى از نظر آموزه هاى اسلامى چه تعريفى دارد و اين تعريف تا چه اندازه با تعريف «سازمان جهانى بهداشت» هماهنگ است؟

سلامت جنسى از نظر آموزه هاى اسلامى به «آيه 21 سوره روم» 2 برمى گردد. در آنجا، داشتن آرامش، هدف خلقت زن و مرد به عنوان يك زوج مطرح مى شود؛ نه آسايش. در آيات «قرآن» اشاره نشده است كه اين آرامش در كنار پدر و مادر يا برادر و خواهر به دست مى آيد؛ بلكه از عوامل اصلى در ايجاد آرامش، ارضاى صحيح غرايز جنسى و عاطفى در زن و شوهر است. مى توان گفت هر عاملى كه ما را به طرف اين آرامش ببرد، سلامت جنسى بهترى را تضمين مى كند و هر عاملى كه ما را از اين آرامش دور كند، بايد به عنوان يك عامل آسيب رسان بررسى شود. نبايد خود را در تعاريف به ظاهر علمى غرب محصور كنيم؛ مثلًا خودارضايى به عنوان يك مسئله روانى مطرح مى شود؛ امّا غرب آن را رفتارى طبيعى مى داند؛ در صورتى كه اين خودارضايى همان خودارضايى بيست سال قبل است كه امروزه در جوامع علمى، آن را يك رفتار طبيعى و بديهى عنوان مى كنند. مگر داروى تازه اى كشف شده است؟ يا در بحث ختنه، قبلًا در كتاب هاى مرجع اورولوژى مى خوانديم كه ختنه خوب است و انجام آن توصيه مى شد؛ امّا الآن مى گويند ختنه كردن عوارض و مشكلات دارد و ختنه را نبايد انجام نداد؛ با اينكه از نظر علمى ثابت شده است كه ختنه نكردن باعث شيوع عفونت ها و سرطان مى شود و تنها سرطان قابل پيش گيرى، سرطان آلت است كه با ختنه، شيوع آن تقريباً به صفر مى رسد. حال بحث ما اين است: غربى كه از معنويت تهى است و خانواده در آن غريب است و در مراجع اثرگذار به آن توجّهى نمى شود، درباره مسائل جنسى چه طور عمل مى كند؟ غرب با ناتوانى جنسى چگونه برخورد مى كند؟ اصلًا از سلامت جنسى چه استفاده اى مى خواهد بكند؟

در تعريف غرب از سلامت جنسى، بحث معنويت و رشد انسان ها در نظر گرفته نمى شود، اخلاق مطرح نمى شود و همه در ارضاى غريزه جنسى آزادند و به هر شكلى، حتّى از طريق رابطه با هم جنس مى توانند نياز خود را برطرف كنند. فقط بايد توجّه داشته باشند كه به حقوق ديگران تجاوز نكنند. سؤال اين است كه اگر بخواهيم خود را بيمار كنيم و به بيمارى آلوده شويم، آيا كشورهاى غربى به ما ايراد نمى گيرند كه چرا مى خواهيد خود را به بيمارى مبتلا كنيد و حتّى ما را بيمار روانى نمى نامند؟

اگر بخواهيم سلامت جنسى را مطابق ديدگاه اسلام تعريف كنيم، خود فرد در آن مطرح نيست؛ بلكه زوج مطرح است. بنا بر نظر اسلام، در ارتباط زوجين، فرد بايد از نظر غرايز جنسى مراقب باشد كه به بيمارى دچار نشود، همچنين بايد به سلامت جنسى همسرش هم توجّه كند؛ ولى غرب به آن توجّه ندارد. در آيه اى از قرآن آمده است:

«خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها». 3 اين «لِتَسْكُنُوا» چه معنايى دارد؟ آيا خداوند، همسر را خلق كرده است كه غذا بپزد و
كمك شوهرش باشد و اگر همسرش بيمار شد، به او رسيدگى كند؟ اين كار را كه خدمتكار و كنيز هم مى تواند انجام دهد. وقتى از آرامش بحث مى كنيم، يعنى هر يك از همسران، نيازهاى عاطفى خود را كنار جنس مخالف برطرف و احساس آرامش كند. بحث اصلى اين است كه بايد تعاريف مسائل جنسى را از يك رابطه جنسى كه اصطلاحاً مى گوييم نزديكى و ارضاى نياز فرد از طريق عضو تناسلى است، خارج كنيم و تا زمانى كه در اين معنى محدود بمانيم، نمى توانيم به سلامت جنسى جامعه نگاه جامع داشته باشيم. وقتى افراد را در سنين سالمندى مى بينيم، متوجّه مى شويم كه يك زن و شوهر چقدر عاشقانه در كنار هم احساس آرامش مى كنند؛ در حالى كه از نظر اعضاى جنسى دچار ناتوانى يا كم شدن روابط فيزيكى جنسى هستند و با اينكه روابطشان خيلى كمتر است، نسبت به همسر خود، ديدى عاشقانه و با محبّت دارند.

نكته ديگر اين است كه فرآيند ارضاى نيازهاى جنسى در زن و مرد، كاملًا متفاوت است. يك مرد شايد نيازهاى جنسى اش عمدتاً به دستگاه تناسلى ختم شود؛ امّا يك زن دوست دارد شوهرى داشته باشد كه تكيه گاه واقعى او باشد و به نيازهاى عاطفى و احساسى او توجّه كند و همان طور كه مرد از طريق دستگاه تناسلى، ارضاى جنسى مى شود، زن هم از طريق توجّه و محبّت ارضاى جنسى مى شود. پس بايد نياز جنسى را از كلمه سكس، يعنى ارتباط دو جسم با هم و تمركز روى اعضاى جنسى و تناسلى خارج كنيم. وقتى كه زنى با همسرش صحبت مى كند، اگر بداند شوهرش به دنبال نتيجه گيرى يا تجزيه و تحليل صحبت هاى او نيست، بلكه با تمام حواس و تمام وجود به او توجّه دارد و حتّى او را به سخن گفتن تشويق مى كند، در اين حالت، يك نوع معاشقه و رابطه عميق عاطفى با مرد در حال شكل گرفتن است. پس رابطه جنسى فقط محدود به رختخواب نيست. علّت بسيارى از طلاق ها درك نكردن همين مطلب است و بسيارى از اختلال هاى جنسى در زوج ها كه در كشور درگيرش هستيم، جنبه روانى دارد؛ نه جنبه عضوى كه بخواهيم اختلال هاى عضوى را برطرف كنيم. به عبارت ديگر، سلامت جنسى اوّلًا در ارتباط با زوج مطرح مى شود؛ هرچند خود فرد را نيز شامل مى شود؛ ثانياً شامل سلامت جنسى و عاطفى زن و شوهر مى شود كه آنها را به عشق واقعى كه همان آرامش در كنار يكديگر است، مى رساند؛ نه عشقى كه از يكديگر فقط لذّت ببرند؛ همان طور كه مثلًا از ديدن يك منظره يا خوردن يك غذا لذّت مى برند.

مى خواهيم در كشورمان به مسائل جنسى با يك ديد عمومى نگاه كنيم. بنابراين، تخصّص اورولوژى، تخصّص زنان و تخصّص روانشناسى يا روانپزشكى داريم. حالا مى گوييم با تخصّص خود بياييد به مسائل جنسى، ديد عمومى پيدا كنيد. اين ممكن نيست. به همين دليل، در اين زمينه، در كشورمان مشكلات فراوانى داريم و هنوز هم نتوانسته ايم آنها را حل كنيم. متخصّص اورولوژى مى گويد اين بيمار، مبتلا به ناتوانى جنسى است. دارويى مى دهد تا توانايى جنسى پيدا كند و به بقيه اش كارى ندارد. اگر همسرش هم ارضا نمى شود، به او هم دارو مى دهد تا ارضا شود. اگر زن و شوهر را مجموعه اى از عوامل متفاوت و متغير و مرتبط با هم نبينيم، جواب نمى گيريم. درباره بيمارى هاى جنسى در آقايان زير پنجاه سال، به جرئت مى توانيم بگوييم كه علل اصلى اختلال هاى جنسى، روانى است تا خلافش ثابت شود. اينها همه ناشى از تبليغات مغرضانه و سودجويانه رسانه هاى فاسد غربى يا دوستان ناسالم است و برخى پزشكان با اقدام غلط، اين ذهنيت را براى فرد تثبيت مى كنند.

* يعنى آثار روانى و جسمى هم ايجاد مى كند؟

تلقين و تأثير آن به صورت تظاهرات جسمانى، موضوع مهمّى در علم روانشناسى است. بيشتر جوانان مجرّد كه از ناتوانى جنسى شكايت دارند و حتّى مردان متأهّل جوان كه عضو تناسلى آنها كاملًا سالم است، در تنظيم روانى آن دچار اختلال شده است. بر اثر اين تلقين، فرد فكر مى كند مانند افراد سالمند، دچار ناتوانى جنسى شده است.


در افراد بالاى پنجاه سال، كم كم بيمارى هاى جسمانى شروع مى شود و مرض قند، فشار خون، مصرف انواع داروها و بيمارى هاى قلبى به او روى مى آورد؛ ولى مهم اين است كه ما بيمار مبتلا به اختلال هاى جنسى با علل صد در صد روانشناختى داريم؛ امّا بيمارى جنسى اى نداريم كه عوامل جسمانى و پزشكى، عامل صد در صد آن باشد.

ممكن است بگوييد اگر كسى تصادف كند و مشكلى براى عروق اعضاى تناسلى و آلت وى پيش بيايد، صد در صد بيمار جسمى است. در پاسخ بايد گفت چنين مطلبى را اگر در مورد دست كسى بگوييد كه دستش بشكند، صحيح است؛ زيرا كاملًا جسمى است و در حقيقت، بيمارى صد در صد عضوى است؛ امّا اين نظريه در مورد آلت تناسلى درست نيست. فرد آلت تناسلى را براى يك رابطه جنسى مى خواهد و رابطه جنسى، يعنى ارتباط با فرد مقابل. همين كه فرد حادثه ديده احساس كند ممكن است جلوى فرد مقابل كه همان همسرش است، نتواند واكنش طبيعى جنسى از خود به دليل حادثه نشان دهد يا كمى در اين زمينه اضطراب پيدا كند، اين يك بعد روانى به موضوع جسمى اضافه مى كند. پس در حد يك درصد، بحث روانى داريم و همين يك درصد، گاهى چنان بزرگ مى شود كه هرچند درمان دارويى را هم با موفّقيت انجام دهيم، باز اثر روانى نمى گذارد كه فرد توانايى جنسى كافى براى يك رابطه خوب داشته باشد. پس تمامى درمانگرها بايد با ديدى جامع به مسائل جنسى مردان نگاه كنند.

در خانم ها، عمدتاً با بحث سردمزاجى و كاهش ميل جنسى روبه رو هستيم. آنچه ما را نگران كرده، موضوع علل طلاق، اعمّ از طلاق هاى عاطفى و طلاق هاى واقعى و درگيرى هاى رفتارى درون خانه بين زن و شوهر و آثار تربيتى اختلاف هاى پدر و مادر روى فرزند و نظاير اينهاست كه نگران كننده است. در خانم ها بيش از 90% از سردى ها و بى ميلى هاى جنسى، جنبه روانشناختى دارد و همين 90% هم متأسّفانه در كشور ما غلط درمان مى شود. به جرئت مى توان گفت هر زنى كه سردمزاجى دارد، بايد علّت واقعى را در شوهرش جست وجو كرد تا خلاف آن ثابت شود؛ چون مردان نمى توانند همسران خود را به خوبى درك كنند و نمى دانند نيازهاى عاطفى او را چگونه برآورده نمايند، پس باعث سردى و بى ميلى در آنها مى شوند و اين سردى ها، مشكلات و بهانه گيرى هاى فراوانى از طرف زن در زندگى پيش مى آورد.

آن وقت مى گوييم اين زن را چگونه درمان كنيم و چه دارويى به او بدهيم تا از سردى بيرون بيايد و ميل جنسى او افزايش پيدا كند. در صورتى كه اين مردان هستند كه به درمان نياز دارند؛ زيرا نيازهاى جنسى زن روى دستگاه تناسلى متمركز نيست. هر چند آن هم مهم است، ولى عمده نيازهاى زن، عاطفى است. به همين دليل، بهتر است به جاى كلمه جنسى، بگوييم نيازهاى جنسى عاطفى و روى لغت جنسى تمركز نكنيم؛ چون لغت جنسى، به سكس و سكس هم به دستگاه تناسلى تعبير مى شود.

بنابراين و در اوّلين قدم، بايد تفكّرمان را راجع به مسائل جنسى تغيير بدهيم. مسائل جنسى را در يك زن و مرد متأهّل يا در يك زوج ببينيم و ياد بگيريم كه چگونه مشكلات و سردى ها و اختلالات جنسى در زندگى ها شروع مى شوند. به تبع آن، مى توانيم با شناخت بهتر و بيشتر، درمان هايمان را شروع كنيم.

توجّه داشته باشيد كه بحث سلامت جنسى به فرد مربوط است كه گاهى بيمارى هاى متعدّد پزشكى درباره او مطرح مى شود.

* با توجّه به آنچه مطرح كرديد، مؤلّفه هاى سلامت جنسى چيست؟

اگر بخواهيم بگوييم كسى كه بيمارى جنسى در دستگاه تناسلى خود ندارد، داراى سلامت جنسى است، اين حرف براى زمان مجرّدى درست است؛ يعنى همان طور كه چشم و گوش اين فرد خوب كار مى كند، هورمون هاى جنسى اش هم منظّم هستند؛ مثلًا پسر بچّه اى كه محتلم مى شود، غرايز جنسى اش فعّال است و اين امر نشان مى دهد كه سلامت جنسى دارد و سالم است. با اين حال، بحث سلامت جنسى فقط به معناى سالم بودن از نظر نيازهاى جنسى نيست؛ بلكه بحث جسمانى، پزشكى و روانشناختى دارد. در حقيقت،
يك بعد مهمّ آن، مسائل رفتارى، فرهنگى، اخلاقى، تربيتى و معنوى است و جاى اين بعد در جامعه خالى است. وقتى دختر و پسرى با هم دوست شوند و رابطه برقرار كنند، از نظر بدنى در سلامت جنسى هستند؛ امّا آيا شما اين رابطه را تأييد مى كنيد؟ از نظر غرب، اينها در سلامت جنسى كامل هستند تا زمانى كه به حقوق ديگران تجاوز نكنند. دختر و پسر به داشتن اين رابطه راضى هستند و خانواده ها هم كه به آنها كارى ندارند؛ آمادگى هم دارند و با خشونت هم با يكديگر رفتار نمى كنند؛ روش هاى جلوگيرى را هم اجرا مى كنند، پس در سلامت جنسى هستند. فقط امروز با يك نفر هستند و فردا با نفر ديگر و پس فردا هم با فرد ديگرى آشنا مى شوند. از نظر روانشناختى چه مشكلاتى در آينده پيش مى آيد؟ بديهى است آنها در آينده نمى توانند فرد ديگرى را به عنوان همسر، به طور كامل بپذيرند؛ زيرا عشق خود را در جاهاى ديگر تقسيم كرده و در رؤياهاى خود، با هم ارتباط داشته اند. به عبارت ديگر، بيشتر براى هم فيلم بازى كرده اند تا اينكه شخصيت واقعى خود را نشان دهند. هنگامى كه در آينده ازدواج مى كنند، با واقعيت هايى مواجه مى شوند كه با آن چيزى كه در رؤياهاى خود و در روابط قبلى خود تصوّر مى كردند، كاملًا متفاوت است. در واقع، اين دختر و پسر سلامت جنسى ندارند؛ زيرا در حال تخريب سلامت جنسى خود هستند. وضع آنها مثل فردى است كه موادّ مخدّر مصرف مى كند كه در ابتداى مصرف، او را سرحال و حتّى پرانرژى مى بينيد. با توجّه به اينكه چند روز ديگر متوجّه مى شويد كه سلامت خود را با موادّ مخدّر از بين برده است، او را فردى سالم مى دانيد يا بيمار؟


* سلامت جنسى مورد نظر اسلام، چه تفاوتى با سلامت جنسى مطرح در مغرب زمين دارد؟


ما مى گوييم بحث سلامت معنوى در مسائل جنسى، سلامت اخلاق در مسائل جنسى و سلامت تربيتى در مسائل جنسى بسيار مهم است و بايد به آن توجّه شود؛ وگرنه ما همان راهى را مى رويم كه در غرب هم فراوان است. اسلام مى گويد بايد حدود ارتباط دختر و پسر مشخّص باشد، نگاه ها كنترل شود و اين غرايز در هر جا و به هر وسيله اى ارضا نشود؛ چون در اسلام، آرامش واقعى زن و شوهر در مسائل جنسى مورد نظر است؛ نه فقط آسايش آنها و نه آرامش كاذب موقّتى. اسلام فقط به ارضاى جسمانى غرايز جنسى بسنده نمى كند؛ بلكه به نيازهاى غريزى روانى افراد هم توجّه دارد. زن به تكيه گاهى به نام مرد نياز دارد و مرد به زنى نياز دارد كه دركش كند. اينها به عنوان نياز جنسى مطرح است. اگر بخواهيم غريزه جنسى آرامش ايجاد كند، يعنى عشق واقعى يك مرد هم همسرش باشد و براى زن هم عشق واقعى اش، شوهرش باشد، بايد عشق هاى كوچك قبلى نداشته باشيم. اگر اين عشق هاى كوچك را داشته باشيم كه عمده آنها هوس است تا عشق، ناخودآگاه، عشق بعدى نمى تواند عشق واقعى و كاملى باشد؛ زيرا در ذهن افراد، هرچند به طور ناچيز، عشق هاى قبلى جاى خود را حفظ مى كنند. اگر فردى در بهترين شرايط، همسرش را از دست بدهد، بهترين شرايط، يعنى همسرى كه واقعاً عاشقش است؛ مثلًا در اثر تصادف فوت كند و اين فرد در بهترين شرايط با همسرى خوب ازدواج مجدّد داشته باشد، باز با فكر ازدواج قبلى اش زندگى خواهد كرد. عشقى كه در ازدواج دوم است، هيچ وقت صد در صد خالص نيست و اين، ناخودآگاه است. فردى كه به چند نفر دسترسى داشته و به چند نفر گفته  واقعاً تو عشق منى ، حالا مى خواهد به يك نفر اين حرف را بزند، نمى تواند؛ چون احساسش دست خورده است و خودش هم اين نكته را مى داند. هرچند اسلام اجازه ازدواج موقّت مى دهد، ولى بدانيد در اين ازدواج، آن طور كه بايد و شايد، نمى توانيد به آرامش و عشق واقعى برسيد. پس اگر مرد يا زن مى تواند با ازدواج دائم، زندگى متأهّلى را شروع كند، بهتر است سراغ ازدواج موقّت نرود.


به اين نكته توجّه داشته باشيم كه سلامتى يك مرز مشخّص ندارد كه بخواهيم به آن برسيم. ممكن است درباره مسائل جنسى، زن و شوهر در سلامتى كامل باشند. اگر اين سلامتى كامل تر باشد، آنها لذّت بيشترى از يكديگر خواهند برد. پس سلامتى را نبايد فقط در برابر نبود بيمارى معنى كنيم. فردى كه شاداب تر است، اگر شادابى او كمتر شود، هر چند بيمار نشده است، همين كاهش شادابى مى تواند بيمارى محسوب شود.

پس بايد نگرشمان را نسبت به رابطه جنسى تغيير دهيم و وقتى اين نگرش، ايجاد يك رابطه سالم بين زن و شوهر را در بر داشته باشد كه منجر به درك متقابل آنها از هم شود، نيازهاى جنسى و عاطفى زن و شوهر به خوبى ارضا مى شود. حال اگر بخواهم مسائل جنسى يك زوج را درمان كنيم، بايد هر دو را بررسى كنيم. بايد ببينيم اين مشكل چه شاخ و برگ هايى در زندگى زوجين ايجاد كرده است؛ نه اينكه فقط به درمان شكايت ظاهرى بپردازيم. وقتى با نگرش اسلامى به موضوع سلامت جنسى نگاه كنيم، آن وقت، درمان هاى ما براى بازگرداندن آرامش به كانون خانواده خواهد بود. بايد اين فرهنگ را ايجاد كنيم كه زن و شوهر ياد بگيرند از هم چگونه درك و شناخت درستى داشته باشند تا عشق در زندگى آنها پايدار شود. اگر زن و شوهر عوامل مداخله كننده مخرّب بيرونى را حذف كنند، مثل ماهواره و نگاه هاى بيرون از خانواده، ديگر همسر برايش تكرارى نيست و وقتى همسر تكرارى نباشد و با ديد الهى به همسرش به عنوان يك انسان نگاه كند، در ارتباطهاى عاطفى و جنسى با همسرش جذّابيت ويژه اى نسبت به قبل، به دست خواهد آورد و آن وقت به سلامت جنسى به معنى واقعى نزديك خواهد شد.


* وضعيت امروز جامعه را از نظر سلامت جنسى چگونه ارزيابى مى كنيد؟


به دليل اينكه ماهواره در بسيارى از خانه ها نفوذ كرده و ارتباطات با موبايل و اينترنت به شدّت افزايش يافته است، بسيارى از جوانان دچار بى هويتى و تقليد از رفتارهاى القايى شده اند. مشكلى كه با برخى از جوانان داريم، اين است كه تصوير ذهنى آنها نسبت به بدنشان تغيير كرده است. با تبليغاتى كه در ماهواره يا حتّى در داروخانه هاى كشور مى شود، آنها فكر مى كنند آن طور كه بايد باشند، نيستند و بايد براى تغيير شكل بدن خود از فلان دارو يا ابزار پزشكى استفاده كنند. يكى ديگر از ويژگى هايى كه تبليغ كنندگان داروها و ابزار جنسى در جامعه از آن مطّلع هستند، اين است كه مى دانند به دلايل فرهنگى، كسى از آنها شكايت نمى كند. چه كسى مى رود شكايت كند و حاضر مى شود آبروى خود را بيش از اين ببرد؟ اين گوشه اى از وضع جامعه در حيطه جوانان است.


يك بحث ديگر در حوزه سلامت جنسى در جوانان جامعه، ارتباطهاى نامناسب و حتّى كودكانه دخترها و پسرهاست كه در جوانان ما خيلى زياد شده است؛ به وضوح مى بينيم كه اين ارتباطات در زندگى زناشويى واقعى به شدّت اثر منفى مى گذارد. اين افراد پس از ازدواج واقعى خود، به دليل اينكه قبلًا در رؤياهاى خود، رفتارها و خصوصيات زيبا و جذّاب و ايده آلى را تصوّر كرده اند، با واقعيت هايى مواجه مى شوند كه حتّى در فكرشان نيز خطور نمى كرد و آن وقت، دچار سردرگمى و دعوا و در نهايت، جدايى مى شوند. در بحث مسائل جنسى در جامعه، بحث ديگرى هم داريم كه بحث تربيتى والدين است؛ يعنى اگر مى خواهيم روى مسائل جنسى در كشور كار كنيم، بايد از پدر و مادرها شروع كنيم؛ نه از نوجوانان و جوانان. در حقيقت، پدر و مادرها روش همسردارى را بلد نيستند و مرتّب با هم دعوا دارند. آنان نمى دانند اختلافشان را چگونه مديريت كنند. پس نيازهاى جنسى و نيازهاى عاطفى در آنها ارضا نمى شود و در زندگى زناشويى اثر منفى ايجاد مى كند و در نهايت، تربيت فرزند نيز دچار اختلال مى شود. در اين حالت، ديگر كسى مراقب تربيت فرزند نيست و كم كم به بيرون از خانه گرايش پيدا مى كند و دچار اختلال مى شود. اگر روى مسائل جنسى در جامعه مى خواهيم كار كنيم، در واقع، مى خواهيم معلول را درمان كنيم. اگر كارى كنيم كه آرامش در خانواده حاكم شود، بسيارى از مشكلات حل خواهد شد و تنها هدفمان، آگاهى دادن به پسرها و دخترها نيست.


اكنون خوب است به وضع جنسى جامعه در افراد متأهّل اشاره اى داشته باشيم. فكر مى كنيد چند درصد عامل طلاق ها مشكلات اقتصادى است؟ شايد علّت يك درصد طلاق ها هم مشكلات اقتصادى نباشد؛ چون زن و شوهرى كه با هم خوب هستند، به نيازهاى هم توجّه مى كنند و به يكديگر علاقه دارند، امكان ندارد هنگام روبه رو شدن با مشكلات اقتصادى بخواهند از هم جدا شوند. مشكلات اقتصادى در يك بستر ناآرام خانواده، باعث طلاق مى شود يا آن را سرعت مى بخشد. آن وقت تربيت فرزند هم دچار مشكل مى شود و مرد به زن هاى بيرون از خانه گرايش پيدا مى كند و زن هم دچار سردى و بى ميلى مى شود؛ ولى ما علّت ايجادكننده مشكل را همچنان مسائل اقتصادى و امثال آن مى دانيم. به جرئت مى توان گفت علّت چندهمسرى مردان در جامعه امروزى، همسر اوّل است تا خلاف آن ثابت شود. در احاديث به وضوح بيان شده است كه زن چگونه به نيازهاى شوهرش توجّه كند و حتّى به جزئى ترين مسائل جنسى مرد و زن توجّه كرده و آموزش هاى لازم را داده است. ما اين موردها را فراموش كرده ايم يا مطرح كردنشان را زشت مى دانيم. آن وقت مى گوييم چرا مردان به دنبال ارتباطهاى خارج از خانواده مى روند؟ همه ارتباطات ناسالم را نبايد گردن هوس ران بودن مردان انداخت. اصلًا مى دانيد نيازهاى جنسى مرد چند نوع است؟ وقتى مرد براى ايجاد رابطه جنسى به طرف همسرش مى رود، چهار دليل مى تواند داشته باشد:


1. نياز جنسى و كشش عاطفى كه هر زن و شوهرى دارند و مى خواهند از آن لذّت ببرند؛
2. مرد وقتى خسته و كلافه و ذهنش آشفته است، گاهى با ارضاى جنسى آرام مى شود. اين را زن ها هرگز نمى فهمند و حتّى تعجّب هم مى كنند؛
3. وقتى براى مرد در خيابان يك تحريك جنسى و شهوانى سريع شكل مى گيرد، او خودش را به خاطر اخلاق، اعتقادات و وفادارى، كنترل مى كند. وقتى كنار همسرش مى آيد، فقط با يك ارضاى جنسى سبك مى شود و آرام مى گيرد؛
4. مرد وقتى در برخورد با همسرش دچار يك اشتباه مى شود و مى فهمد كه اشتباه كرده است، گاهى كنار همسر مى آيد كه با او ارتباط جنسى برقرار كند و همسرش را در آغوش بگيرد؛ به عبارتى، مرد مى خواهد بگويد من را بپذير، اشتباه كردم؛ ولى نمى تواند اين كلمات را به زبان آورد.

زن هاى ما اين موضوع را بايد بفهمند. هنگامى كه زن، همسرش را پس مى زند و فكر مى كند شوهرش فقط به فكر نياز جنسى خود است و اين رفتار را يك حالت شهوانى مى بيند و اعتراض مى كند، در اصل شوهرش را از نظر نيازهاى جنسى نفهميده است. آن وقت مرد يا به بيرون از خانه گرايش پيدا مى كند يا دچار رفتارهاى منفى در خانه مى شود و اين رفتارهاى منفى باعث مى شود زندگى سردتر شود و همه اين مسائل به نبود درك متقابل زن و شوهر از نيازهاى يكديگر برمى گردد. بنابراين، بايد به دختر و پسرهاى در شرف ازدواج آموزش هاى لازم را بدهيم و بعد از ازدواج نيز، اين آموزش ها را چه درباره نيازهاى جنسى و چه در درك متقابل و تفاوت هاى زن و مرد ادامه دهيم. با اين آموزش، بسيارى از مشكلات موجود در خانواده ها و در جامعه و آسيب هاى اجتماعى مرتبط با آن كاهش پيدا مى كند.

* به صورت مشخّص تر، از مشكلات و آسيب هايى بگوييد كه زوجين در مسائل جنسى دارند.

من انتظار ندارم يك جوان 24- 25 ساله كه به ازدواج تمايل دارد، از نظر پزشكى در زمينه مسائل جنسى مشكل جدّى داشته باشد. آن افرادى كه در اين سن مشكل واقعى دارند، به يك تا دو درصد هم نمى رسند. بحث فرزندآورى بحث ديگرى است. ممكن است اين دختر و پسر در سنين بارورى درگير مشكلاتى بشوند؛ امّا بيمارى هاى جنسى در سنين جوانى بسيار كم است و نبايد آن را خيلى بزرگ كرد.
نكته بعد، مشكل سرعت انزال است كه در برخى مردان وجود دارد و تا حدودى هم شايع است. اين درمان پذير است. معتقديم تا زمانى كه يك زن در روابط زناشويى ارضا نشده است، همسرش نبايد انزال شود. موضوع ديگرى كه در آقايان ممكن است مشاهده شود، موضوع ناتوانى جنسى است. ريشه ناتوانى جنسى در افراد كمتر از 45 سال كه يك بار نعوظ را بعد از بلوغ تجربه كرده باشند، روانى و بسيار نادر است كه اين فرد خود به خود دچار ناتوانى شود. اين موضوع چه در مرد و چه در زن به راحتى قابل درمان است و به هيچ عمل جرّاحى يا درمان دارويى نياز ندارد.

متأسّفانه متخصّصان زنان و ارولوژى، درمان صحيح اختلالات جنسى را ياد نگرفته اند؛ يعنى افرادى نبوده اند كه در اين زمينه، نگرش جامع به شناخت و درمان اختلالات جنسى داشته و صاحب نظر باشند.

ما بايد درمان گران را با تفكّر و آداب و رسوم و مذهب خودمان تربيت كنيم؛ چرا كه آموزش و درمان مسائل جنسى با بحث هاى حجب و حيا و زمينه هاى فساد آميخته است و مانند يك شمشير دو لبه است. به هر كسى نبايد اجازه بدهيم وارد مسائل تخصّصى شود و تربيت افراد صالح و امين در اين كار، به برنامه ريزى ويژه اى نياز دارد و وزارت خانه هاى  علوم و بهداشت بايد راه اندازى اين رشته را جداى از همه رشته هاى موجود، به صورت ويژه در دستور كار خود قرار دهند و آن را تصويب كنند.

در مورد تفاوت هاى زن و مرد هم بايد گفت: تا تفاوت ها را درك نكنيم، نمى توانيم مشكلات زندگى ها را بفهميم و برطرف كنيم. بايد نگرشمان را نسبت به مسائل زناشويى عوض كنيم. مشكلات زناشويى فراوانى هستند كه فقط با حذف ماهواره حل مى شود. متأسّفانه برخى درمان گران پيشنهاد مى دهند ماهواره تماشا كنيد تا ميل جنسى تان افزايش پيدا كند؛ در حالى كه در بيشتر اين موارد، فرد با تماشاى فيلم هاى محرّك، دچار شدّت در مشكلات جنسى و انحرافات اخلاقى مى شود.

بعضى پزشكان گاهى براى برطرف كردن مشكلات از داروهايى استفاده مى كنند كه جنبه تلقينى دارد. بعد از مدّتى، مشكلات جنسى زن و شوهر به تدريج بيشتر مى شود و آن دعواهاى پشت پرده جلو مى آيد. بعد تلقين هم تمام مى شود و آنها طلاق مى گيرند. پس بايد نگرشمان را به مسائل جنسى در زندگى زن و شوهرها، به ويژه در اوايل ازدواج عوض كنيم و اگر بخواهيم با اين الفبايى كه تا حالا يادمان داده اند، مسائل طلاق و غيره را بررسى كنيم، جز آنچه امروز در كشورمان شكل گرفته و طلاق ها رو به افزايش است و بنيان خانواده ها در حال تزلزل، نتيجه ديگرى به دستمان نمى آيد. بايد نگرش خود را صد در صد عوض كنيم؛ نه اينكه فقط بخواهيم روش خود را تغيير دهيم. پس بايد با يك رويكرد جديد در جامعه، به موضوع سلامت جنسى نگاه كرد.

* امروزه مشاهده مى كنيم كه در بعضى سايت ها آموزش هاى جنسى اشتباه يا خلاف شرع به مخاطبان داده مى شود. با اين مورد چه بايد كرد؟

اگر بخواهيم فقط با سايت ها مقابله كنيم، اشتباه است. بايد اين قدر زمينه ها را خوب فراهم كنيم و رويكرد براى خودمان داشته باشيم تا مردم به دنبال كسب اطّلاعات از سايت هاى مخرّب نروند و اثر تخريبى آنها بى اثر يا كم اثر شود. اگر بخواهيم آموزش سالم براى زندگى زنان و مردان داشته باشيم، بايد خودمان برنامه ريزى كنيم. در غير اين صورت، سايت هاى بيگانه اين خلأ را پر خواهند كرد.

وقتى آسيب هاى تماشاى برنامه هاى ماهواره را به آنها آموزش دهيم، تصميم مى گيرند ماهواره خود را جمع كنند. آن وقت مى فهمند كه چقدر زندگى شان عوض مى شود. وقتى زن بفهمد مرد چه تيپى است و مرد هم بفهمد زن چگونه است، بسيارى از مشكلات در زندگى ها برطرف خواهد شد.

حديثى از معصوم داريم كه مى فرمايد: «اگر نگاه شما در خيابان به زنى افتاد، بلافاصله به همسرتان مراجعه كنيد؛ چون زن مثل زن است .» مرد مى خواهد از فشار جنسى رها شود. اين نياز جنسى با عشق بازى فرق مى كند. زن بايد قبول كند اگر شوهرش نزد او آمد، مرد نمى خواهد الزاماً زنش براى او الهه عشق بازى شود. زن فقط بايد يك مرجعى براى سبك شدن مرد از فشار جنسى باشد. اسلام مى گويد تو- يعنى زن- اگر نماز مستحبّى مى خوانى و احساس كردى كه همسرت نياز جنسى دارد، نمازت را بشكن. اگر نماز واجب مى خوانى، سريع جمع كن؛ چون اگر نياز در مرد طولانى شود، ممكن است رؤياپردازى كند و اين موضوع را زن ها هيچ وقت نمى فهمند.

پى نوشت ها:
(1) .. برگرفته از: سلامت جنسى در جامعه اسلامى با تأكيد بر نقش رسانه ملى، به كوشش ابراهيم شفيعى سروستانى، قم، اداره كل پژوهش هاى اسلامى صدا و سيما، 1395.
______________________________
(2). «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ.».
(3). سوره روم، آيه 21.
(4). Vaginisimus .


نوشتن نظر

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی