در سایه احساس تکلیف پاسبانان حرم رضوی

در سایه احساس تکلیف پاسبانان حرم رضوی

سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۴:۰۳
امتیاز این گزینه
(1 رای)

دختر خردسال من از حرم گریزان شد!
گلایة مادری محقّق و دانشگاهی از ندانم‌کاری پاسبانان حرم رضوی برای سایت موعود!

در ایّام سوگواری عزاداری حضرت علی بن موسی الرضا(ع) و پس از فراغت از انجام پروژه‌ای تحقیقاتی، عزم سفر خانوادگی به مشهد مقدّس کردیم. هر چه به ساعت تشرّف نزدیک‌تر می‌شدیم، دلمان بیشتر به سوی حرم پر می‌کشید؛ به ویژه، دو دختر خردسال من، بی‌تاب‌تر از من برای رسیدن به «مشهد» و زیارت، بی‌تابی می‌کردند.

اوّلی هفت سال و نیم بیشتر ندارد و دومی، سه ساله، دختری ریزنقش است و از اینکه احساس می‌کردند آنچه را که درباره امام رضا(ع) و حرم مطهّرشان در کتاب‌ها برایشان خوانده بودم، به زودی خواهند دید، مشتاق‌تر می‌شدند و خودم، برای چشاندن این شیرینی زیارت به آنان مشتاق‌تر بودم؛ امّا چه حیف! همه رشته‌هایم در اوّلین لحظه ورود و به هنگام گذر از گیت و دیوار حفاظتی پاسبانان حرم پنبه شد. ایستگاهی که بیش از آنکه عهده‌دار موضوع حفاظت امنیتی باشد، ایستگاه تفحّص و امر به معروف و نهی از منکر بود.

از شما پنهان نماند، دختر هفت ساله و نیم من، سرخوش از به سر کردن مقنعه آبی‌رنگ لبنانی که حاصل دست مادربزرگش بود، با بارانی بلند و شلوار مشکی، خندان و بال‌بال‌زنان به سمت حرم پیش می‌رفت؛ غافل از آنکه به زودی، محتسبی بدخو، او را برای همیشه از حرم و زیارت خواهد راند.

مراقب محتسب، پس از برانداز کردن ما و بی‌ملاحظه شأن امام رئوف و مقام زائران کویش، ما را از بابت فقدان چادر بر سر دختر هفت و نیم ساله‌ام مورد عتاب قرار داد، بی آنکه مراعات احساس لطیف و زودرنج و البتّه خجالتی دختری کند که پا به پای مادرش راهی دراز را تا رسیدن به آستان امام رئوف طی کرده است. گویا از نگاه او، در لحظه‌ای آسمان و زمین درهم خواهد پپیچید و ایمان و امان زائران، به دست تندبادی به یغما خواهد رفت.

نکوهش دخترک محافظ و اعلام ممنوعیت ورود دخترم به صحن حرم، آسمان را بر سر ما آوار ساخت. نمی‌دانستم چه باید گفت و چه باید کرد؟!
ما را حواله به آقایی دادند تا از میان چادرهای مچاله شده، چادری در قد و قوارة دخترک بی‌گناه من که اینک در گوشه‌ای با چشم اشک‌بار کز کرده و ایستاده بود، بیابد و ضامن ایمان و امان مردان زائر حرم رضوی شود؟!

در آن لحظه نمی‌دانستم با چه زبانی با آنان که احساس تکلیف شرعی، از خود بی‌خودشان ساخته بود، به سخن درآیم و از عواقب وحشتناک عملشان ایشان را به تفکّر وا دارم و از دیگرسو، نمی‌دانستم با دخترم که این‌همه را باور نداشت و برای خروج از اتاق مراقبان با چشمان اشک‌بار و دستان لرزانش مرا ترغیب می‌کرد، چه کنم.

درست، در همان زمان، شاهد آمد و شد زنان عرب‌زبان لبنانی و عراقی بودم که با جامه‌ای بلند و روسری، از کنار ما گذر می کردند.
آنان نیاموخته‌اند که نابخردانه، خود را مستحقّ عتاب امام رئوف خواهند ساخت؛ امامی که بارگاه و آستانش، بر حیواناتی چون سگان نیز گشوده است؛ امامی که همة امکان را از عالمی چون شیخ بهایی(ره) بازمی‌ستاند تا مبادا عملش موجب دور ماندن و محرومیت گناهکاران از توسّل و تمسّک به آستانش شود.

آنان نیاموخته‌اند که در این شرایط سخت آخرالزّمانی که همة امکانات برای رمیدن نوجوانان و جوانان از دین و مذهب فراهم است، چگونه مادری برای چشاندن طعم گوارای محبّت اهل بیت(ع) تلاش می‌کند؛ امّا، به ناگهان رفتار شحنه و پاسبانی که سعی دارد دخترک خردسالی را وادار به پوشیدن چادری مچاله شده کند، همة زحماتش را به باد می‌دهد.

دخترم با اظهار کراهت، کهنه چادر را پس می‌زد... در حالی که چشمان معصومش در میان مقنعة آبی‌رنگ مرا آب می‌کرد.
خدا می‌داند که بر من و همسرم، دو روزی سخت، تلخ و فراموش‌ناشدنی گذشت. وقتی که می‌دیدیم پاهای دخترم به سوی حرم پیش نمی‌رود و در هر گام، ترس از مواجهه با اتاق تفحّص و مراقبت، چهره‌اش را تیره و چشمانش را اشک‌بار می‌سازد.

من به عنوان یک مادر، این جفای رفته را نمی‌بخشم؛ نه آمران را و نه مأموران را!

خدا می‌داند در کجا و توسط چه کسی، اثرات این رفتار نابه‌هنجار از دل دختر من و دختران دیگری چون او که همگی از فرزندان شیعة خاندان عترت هستند، زدوده خواهد شد؟

این‌همه را نوشتم، شاید این بدعت در رفتار با زائران امام رئوف تعطیل و به جای آن، سنّت‌های زیبای علوی و فاطمی در جلب و جذب کودکان، نوجوانان، جوانان و سایر گروه‌های اجتماعی احیاء شود.

مادری که همة آثار قلمی و محقّقانه‌اش را مصروف حمایت و رشد جوانان این سرزمین می‌کند.

-------------------------------------------------
سایت موعود به رسم امانت در وظیفة خود دید که این نامه رسیده را منتشر کند تا عزیزان و خادمان محترم حضرات ائمّه معصومان(ع) و حرم‌های شریف متذکّر شوند مبادا خدایی ناکرده در عیت آنکه خود را نزدیک می‌بینند، از الطاف بیکران این ذوات مقدّسه به دلیل رنجاندن مؤمنان بی‌بهره مانند!

17 نظر

  • لینک نظر محب امام رضا(ع) شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۰۳ نوشته شده توسط محب امام رضا(ع)

    پیام خود را وارد کنید...سلام،این برخورد را تایید نمیکنم هرچند به نظرم این مادر بزرگوار هم زیادی غلو کردن وموضوع را بزرگ کردند،نهایتا اگر ازاون چادرها کراهت داشتند سربچه شان بکنند یک عدد چادر می خریدند وبلکه به این وسیله مزین به حجاب برتر میشدند.ضمن اینکه نباید اززحمات ارزشمند خدام بزرگوار حرم حضرت ثامن الحجج(ع)غافل بود که واقعا بااخلاق خوب و متین پاسخگوی اینهمه عاشق هستند.واینکه خدای نکرده دربین چند صد تا خادم چند نفری هم کج سلیقه حضور داشته باشند چیز بعیدی نیست.پس بهتره جای جو دادن وبزرگ کردن قضیه کمی با دختر گلتون صحبت کنید وجریان را برایش توضیح بدهیدمنطقی واصولی

  • لینک نظر خادم پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۵۴ نوشته شده توسط خادم

    Mmm:
    Mmm:
    سلام و عرض ادب
    البته دخترهای ۷ ساله ما دیگر دختران ۷ساله کوچک دیده نمی شوند و خانواده ها کمی در این مورد بی دقت شده اند حتی در مهمانی ها میبینم درست است که سن تکلیف مشخص شده اما کودکان و جوانان ما به بلوغ زود رس رسیده اند و جثه و اندام آنها فرق کرده . اشاره این مادر به بارانی که احتمالا جلو باز بوده قطعا مناسب برای ورود و احترام آستان حضرت رضا.ع. نبوده . و ضمن اینکه خادمان با نهایت ادب و احترام مسافرین و مجاورین را هدایت میکنند برای بعضا پوشش بهتر یا پاک کردن آرایش . و حتی آنقدر آرام که کسی متوجه نشود در خیابانهای منتهی به حرم دستمال مرطوب به آنها داده میشود تا قبل از رسیدن به شلوغی حرم جلوی کسی دیگر آنها را برنگردانند . اما این عزیزان که به دعوت حضرت به آنجا رسیدند قطعا باید به مسائلی توجه کنند بنده خود مادر هستم و ناراحت این وضعیت موجود اتفاقا از همین سن ۷ سال به بعد هستم . امیدوارم این خانواده هم به آرامش رسیده باشند و بدانند امنیت فرزندان با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست.
    ممنون از توجه شما

  • لینک نظر اسلامی پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۹:۵۱ نوشته شده توسط اسلامی

    سلام، سال گذشته که به مشهد مشرف شدیم، با این که دخترم چادر داشت و سنش هفت سال بود ولی کمی موی سرش از جلوی چادر بیرون زده بود، خادم مرد حرم شروع به تذکر دادن کرد و من هم که تحمل این فرد کاتولیک تر از پاپ را نداشتم، با او بحثم شد که بی فایده بود.
    این عمل منکر اون خادم دل دخترم را خیلی شکست و من هم با ناراحتی در حرمی که باید حرم باشد دلم مثل سنگ شده بود و

  • لینک نظر یک کارمند آستان قدس رضوی پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۴:۱۱ نوشته شده توسط یک کارمند آستان قدس رضوی

    متاسفانه بعضاً از این مدل رفتارها و برخوردها که عموما سلیقه ای هم هست اتفاق می افته و با توجه به تعداد چند ده هزار نفری خدام کنترل همه اونها میسر نیست. لطفا دراین موارد به اداره بازرسی آستان قدس - با ذکر زمان و شماره گیت ورودی- اطلاع رسانی کنید. طبعا وقتی تجربه های از این دست، به‌دست شون برسه، با مقام های ارشد آستان منعکس می کنن.
    آدرس سامانه شکایات:
    https://eform.aqr.ir/portal/home/?1411028
    ضمن اینکه خواهش می کنم این رفتارها رو به پای همه خدام ننویسید
    و حقیر به نوبه خودم از شما عذرخواهی می کنم

  • لینک نظر زهرا چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۱۵ نوشته شده توسط زهرا

    ممنون از متنی که نوشتید. متاسفانه این‌نوع رفتارها اثری جز دورکردن نسل نو از باورها، اعتقادات و مناسک اسلامی ما ندارد. گویی متولیان فرهنگی کشور متاسفانه دغدغه‌های مهم دیگری دارند که مانع از توجه ایشان به مسایل اینچنینی می‌شود.

  • لینک نظر فریبا چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۵:۴۸ نوشته شده توسط فریبا

    جالب اینه که وقتی به کربلا رفته بودم مشاهده میکردم که خانمها از کشورهای دیگر با هر نوع حجابی وارد حرم امام حسین می شدند. اما ایرانیها را مجبور به پوشیدن چادر میکردند. مادرم مثل لبنانیها با مانتو بلند و شلوار و روسری بود و اجازه ورود به او ندادند.

  • لینک نظر مريم طباطبايي چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۴:۵۶ نوشته شده توسط مريم طباطبايي

    با سلام
    علاوه بر اينكه اين تجربه براي من هم پيش اومده ولي خب مي بينم بقدر كفايت دوستان در موردش نوشتن و كلا هم نا اميد از اين هستم كه رفتارها رو تغيير بدن
    رفتار ناشايست شون تنها در مورد حجاب نيست از همسفر هاي ما خانواده سه نفره ايي بودن كه با فقدان مادر خانواده درگير بودن و براي تسلاي دل همراه پدر بريارت آمده بودند در تقسيم بندي ورودي بنابر اجبار دختر هفت ساله با خواهر كوچك راهي گشت بانوان شدن و پدر با چشمان نگران راهي بخش مردانه و ما هم چند قدم عقبتر كه در بدو ورود شاهد برخورد غير مسولانه و نابخردانه خانوم مسؤول گشت بوديم با پرخاش و بي توجهي مدام مي پرسيد مادرتون كجاست؟ بزرگتر ندارين ؟ شما بچه هستين نميشه تنها بريد داخل و خواهر بزرگتر با استرس و من من كنان خواست توضيح بده كه صداي خانوم رفت بالاتر و دستور به برگشت به بيرون داد اشك دخترك بود كه ميچكيد از صورت

  • لینک نظر ضحی سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۱۶ نوشته شده توسط ضحی

    من خودم چادری هستم ولی هیچ گاه درک نکردم مگر مانتو روسری پوشیده چه اشکال داره این چه رسم زشتی که که حتما با چادر وارد بشوند من یه کوله پشتی کوچیک داشتم با من دعوا کرد کولت را پشتت ننداز زشته جلب توجه ایجاد می کنه اخه من با چادر پوشیده با کوله کجاش حرامه

  • لینک نظر مسافر مشهد سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۵۳ نوشته شده توسط مسافر مشهد

    سال گذشته که حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شدم روز بارانی بود و داشت باران می آمد و سه تا بچه کو چک دارم که اون موقع دوتاشون ۱ سال و دیگری ۴ ساله بود وقتی از پارکینگ بیرون اومدیم و وارد بست های حرم شدیم از خادمی که ویلچر داشت خواهش کردم که با ویلچر این دوقلوها را تا زیر زمین ببریم و به نماز برسیم چون بغل کردن دوتا بچه برای من و مادرش برای این مسافت بسیار خسته کننده بود و خادم امتناع کرد و گفت ویلچر فقط مخصوص حمل معلولین و سالمندان است در حالی که در دفعات قبل بارها از خدام خواسته بودیم و انجام داده بودند ولی اون روز اون خادم حاضر نشد و من و خانوادم نتونستیم به نماز جماعت برسیم و زیربارون نماز خوندیم البته ما که گذشتیم ولی باید برخورد خادمین با مردم بهتر بشه

  • لینک نظر مهاجر سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۳۶ نوشته شده توسط مهاجر

    با دخترمنم همین رفتار داشتن اواخر تابستون که رفته بودیم حرم . واقعا نمیدونم به اینها چی میگن که بچه شش ساله رو جلوی بقیه مسخره کنن و تحقیر کنن بعد هم اعتراض کردم که دختر من عاشق امام رضاست و اعتقادش بیشتر از من و شماست گفت مگه اینجا پارکه خانم . بعد اون خانم برگشت گفت از مادرش مشخصه بچه چطوریه و من که محجبه و معتقد هستم بعنوان یه مادر مورد اتهام قرار گرفتم به چه گناه و دلیلی نمیدونم . من که دلم شکست و واگذر کردم اون خانم رو به امام رضا .

  • لینک نظر حمیده سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۲۷ نوشته شده توسط حمیده

    واقعا جای تاسف داره! این همه خانواده زحمت میکشن که بچه ها رو با ائمه اشنا کنن و به اونها مشتاق، اما با این رفتار های متحجرانه و بی ادبانه همه چی رو تو ذهن اون بچه معصوم خراب میکنن!

  • لینک نظر سارا سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۱۰ نوشته شده توسط سارا

    سلام بعنوان یک مادر، دغدغه ها و نگرانی های نویسنده را به خوبی درک میکنم، و میخواهم از تجربه خوبی که در امامزاده محمد کرج در این زمینه داشتم بعتوان پیشنهاد برای سایر اماکن متبرکه بگویم. ضمن اینکه به نظرم اجبار چادر برای دختری که به تکلیف نرسیده، و بهرحال روسری دارد و پوشیده است، عجیب و غیرضروری است. در امامزاده محمد، دختر شش ساله ام دوست داشت چادر داشته باشد به هنگام ورود به حرم، و من هم همراهم نیاورده بودم، خادم جوان امامزاده از نگاه دخترم متوجه ماجرا شد، و پرسید چادر می خواهی؟ بیا بهت چادر بدم. من با تعجب پرسیدم مگر چادر اندازه ایشون دارید؟ با پاسخ مثبت خادم مواجه شدم و ایشان با لبخند، یک چادر تمیز، زیبا و اندازه دخترم به ما داد، که مطمئنم خاطره و ذهنیت مثبتی برای او ایجاد کرد. تعجب من از این بود که مسئولین امامزاده ای در یک شهرستان، به فکر دخترهای کوچک هم بوده اند!
    بنظرم اگر مسئولین محترم آستان مقدس حضرت رضا (ع) اصرار به اجبار پوشش چادر برای دخترهای کوچک دارند، کارهای زیبا و خلاقانه تری از جمله کاری که ذکر کردم، و کارهایی که جنبه تشویقی برای ترغیب بچه ها به حجاب دارند، مطمئنا نتیجه بخش تر خواهد بود، تا برخوردهایی که خدای ناکرده ذهنیت منفی برایشان ایجاد کند.
    دختر من چندبار در همین حرم امام رضا از خادمان مهربان، شکلات یا پیکسل یا برچسب بخاطر داشتن چادر دریافت کرده که واقعا حرکت زیبا و موثری است.

  • لینک نظر farzan سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۵۲ نوشته شده توسط farzan

    امسال توفيق زيارت حرم امن الهي در مكه و مسجد نبوي در مدينه را داشتم، خبري از گيت حفاظت و تفتيش بدني و لوازم مثل كيف و ... نبود. تمام مسلمين چه سني و چه شيعه با احترام و با هر نوع پوششي مخصوصاً زنان با انواع حجابها آزادانه در رفت و آمد و مشغول ذكر و دعا و اعمال خود بودن، هيچ مشكلي هم مشاهده نشد.
    انشاالله ما هم با زائرين عزيزمان محترمانه بر خورد كنيم.

  • لینک نظر حسين سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۵۰ نوشته شده توسط حسين

    سلام سال گذشته دقیقا عین همین مورد را دیدم که خادم حرم اجازه ورود دختری ۴/۵ ساله به حرم را به دلیل مقنعه نداشتن نداد پدرش ناتوان از عتاب بود جلو رفتم و به خادم گفتم خداوند بر این دختر تکلیف حجاب نکرده تو میخواهی بکنی؟!!جواب داد به ما این جور گفته اند....!!!!!! عرض کردم تفاوت عمر با علی علیه السلام در همین بود خشمگین شد و گفت چه؟! گفتم عمر نیز امری را وارد دین می‌کرد که خدا تکلیف نکرده بود و این یعنی بدعت....!

  • لینک نظر فاطمه روحانی سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۳۶ نوشته شده توسط فاطمه روحانی

    چی میشه گفت...
    تاسف
    غم

  • لینک نظر بهاره سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۱۷ نوشته شده توسط بهاره

    سلام
    واقعا چرا اینهمه افراط؟
    چرا از خدا و پیغمبر جلو میزنند؟
    این کودک حتی مکلف نشده و نمی توان او را ملزم به رعایت حجاب کرد چه رسد به اینکه او را مجبور کنیم چادر سر کند.
    واقعا چه فرقی میان زائر ایرانی و زائر خارجی وجود دارد که آنها میتوانند با مانتو وارد شوند و ما نمیتوانیم؟ آیا دین خدا برای ملیت های مختلف فرق میکند؟
    درد و دل درباره رفتار خدام حرم بسیار است کاش لااقل اگر مراعات بزرگسالان را نمیکنند و رفتار اسلامی ندارند مراعات کودکان را میکردن.

  • لینک نظر حمید سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۱۱ نوشته شده توسط حمید

    چه تجربه آشنایی. برای ما هم رخ داده است.

نوشتن نظر

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی