موعود
موعود و هلال در اولین نمایشگاه دیجیتال کتاب تهران

موعود و هلال در اولین نمایشگاه دیجیتال کتاب تهران

«سامانۀ نمایشگاه مجازی کتاب» در سال 1399 از سوی «خانه کتاب و ادبیات ایران» راه‌اندازی شد. در این سال...

دعای فرج نجات بخش شیعه از فتنه‌های آخر الزمان

دعای فرج نجات بخش شیعه از فتنه‌های آخر الزمان

حجت الاسلام میرعماد نجات از هلاکت و نابودی را از برکات مهم دعا برای فرج برشمرد و گفت: اگر دعاگوی فرج...

فدک هدیه پیامبر (ص) به حضرت زهرا (س) بود

فدک هدیه پیامبر (ص) به حضرت زهرا (س) بود

حضرت زهرا (س) که مصداق آیه تطهیر است، می‌خواست با گرفتن اقرار از خلیفه، مسئله مهم خلافت پیامبر (ص) ک...

چرا حضرت زهرا (س) دوری از پیامبر(ص) را تاب نیاورد؟

چرا حضرت زهرا (س) دوری از پیامبر(ص) را تاب نیاورد؟

عنصر عاطفه و احساس در کنار عقلانیت در وجود مبارک حضرت زهرا (س) به‌قدری قوی بوده که ایشان دوری از پیا...

قطره ای از دریای فضائل زهرای مرضیه علیها السلام

قطره ای از دریای فضائل زهرای مرضیه علیها السلام

حضرت زهرا علیها السلام هم به لحاظ نسب و خانواده و هم به جهت رفتار و منش شخصی و اوصاف فردی در اوج قله...

  • موعود و هلال در اولین نمایشگاه دیجیتال کتاب تهران

  • دعای فرج نجات بخش شیعه از فتنه‌های آخر الزمان

  • فدک هدیه پیامبر (ص) به حضرت زهرا (س) بود

  • چرا حضرت زهرا (س) دوری از پیامبر(ص) را تاب نیاورد؟

  • قطره ای از دریای فضائل زهرای مرضیه علیها السلام

آگهی
آگهی
چهارشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۹:۳۱

جايگاه زن در دنياى كنونى غرب

زن به مجردى كه ازدواج كند، تغيير اسم مى‌‏دهد، يعنى نام و نام خانوادگى‌‏اش را از دست مى‌‏دهد و رسماً در اسناد، كارنامه‏‌هاى تحصيلى، شناسنامه، گذرنامه و در همه جا نام خانوادگى شوهر، جانشين نام خانوادگى‌‏اش مى‌‏شود. اين بدان معناست كه زن، خود هيچ است، وجود ذاتى ندارد، تا وقتى كه در خانه پدر است، با نام او زندگى مى‌‏كند و زمانى كه به خانه همسرش مى‏‌آيد، باز هم از داشتن نام و ارزش و اعتبار محروم است.
در دفاتر رسمى مربوط به زنان متأهل اروپايى از دو نام سؤال مى‌‏شود: اول مى‌‏پرسند نام فعلى‌‏اش كه پس از ازدواج گرفته است و نام خانوادگى همسرش چيست؟
سؤال دوم اينكه وقتى كه دخترى جوان و مجرد بود، نام خانوادگى‏‌اش چه بوده است؟
در حقيقت، زن متعلق به صاحبخانه است. در خانه پدر كه بود، نام خانوادگى پدر،و به خانه شوهر كه آمد، نام خانوادگى شوهر را به خود گرفت.(1)
در فرانسه، زن پس از جدا شدن از شوهرش، كوچكترين حقى نسبت به فرزندش ندارد.(2)
اين‏گونه قوانين ظالمانه، هم‏اكنون در فرانسه كه مهد تمدن اروپايى است، اجرا مى‌‏شود. تمدنى كه به غلط، نام آن تمدن گذارده شده و در حقيقت توحش، ددمنشى و ديوسيرتى است. كدام وجدان بيدار مى‌‏پسندد كه عواطف مادرى يك مادر را بشكنند و او را از ساده‌‏ترين و طبيعى‌‏ترين حقوق كه همان رابطه يك مادر با فرزند است، بازدارند؟ حقى كه حيوانات هم از آن برخوردارند.
تورات فعلى، زن را تلخ‏تر از مرگ معرفى مى‏‌نمايد و معتقد است كه زن نمى‌‏تواند به كمال برسد. (3)
اين همان يهودى است كه به غلط خود را نسل برتر و از نژاد پاكتر مى‌  ‏داند و معتقد است كه يهود در ميان ملل متمدن، پاكترين نژاد است.
به قول «ناهوم گلدمن» كه از بنيان‏گذاران نظام كنونى اسراييل است: «مردم يهود يك پديده تاريخى و استثنايى هستند.»(4)
با اين وصف، او براى زن نقص ذاتى قايل است و معتقد است كه هيچ‏گاه زن عامل نيكبختى نبوده است، بلكه همانند مرگ براى آدمى، شرنگ تلخ و ناگوار است.
مجله «اسلاميك ريويو» چاپ لندن مى‌‏نويسد: «وضع اسلام در مورد زن از اين لحاظ جالب است كه اسلام در هزار و چهارصد سال پيش براى زنان حقوقى تثبيت كرد كه زنان انگلستان فقط در نيمه‏‌ى اول قرن بيستم، به وسيله طرحى كه در پارلمان به تصويب رسيد، از آن برخوردار شدند.» (5)
«صدرالدين بلاغى» در كتاب «برهان قرآن» مى‌‏نويسد: «طبيعت اروپايى به خاطر خودخواهى و غرور، هيچ‏گاه به مرد اجازه نمى‌‏داد كه از روى ميل و رغبت و به پيروى از فضيلت و مروت، از زن در وضعى آبرومند نگهدارى و سرپرستى كند. انقلاب صنعتى، زنان و كودكان را به كار در كارخانه‏‌ها واداشت و در نتيجه، روابط خانوادگى از هم گسيخت و زن ناچار شد براى تأمين معاش خود، در كارخانه‏‌ها وارد عرصه مبارزه و رقابت شود و آبرو و نيازهاى روحى و مادى خويش را بر سر اين كار بگذارد، زيرا مرد از او نگهدارى نمى‌‏كرد و كارخانه‌‏ها نيز ضعف و بيچارگى و احتياج او را مورد سوءاستفاده قرار دادند و با آنكه ساعات كارش بيشتر از مرد بود، دستمزدى بسيار كمتر از دستمزد مرد برايش تعيين كردند.» (6)
در هندوستان، زن «هندو» تا زمانى كه در خانه پدرش زندگى مى كند، تابع پدر است و اگر به خانه شوهر برود، تابع او خواهد بود، اگر پسر نداشت، تابع خويشاوندان پدرى و در صورت نبودن آنها تابع پادشاه يا حاكم عصر خودش است. (7)
بنابراين، يك زن «هندو» هيچ‏گاه استقلال و آزادى ندارد و هميشه محكوم به تبعيت از ديگران است.
مشركين عرب، شير و بچه‏اى را كه در شكم بعضى از چهارپايان بود، به مردان اختصاص مى‏دادند و بر زنان حرام مى‌‏دانستند و زنان نمى‌‏توانستند از آن استفاده كنند. (8)


1 ـ فاطمه، فاطمه است، ص 60.
2 ـ همان، ص 61
3 ـ اسلام و اجتماع، ص 67
4 ـ بلاى صهيونيسم، ص 63
5 ـ مجله مكتب اسلام، سال هشتم، ش 9، ص 62.
6 ـ برهان قرآن، ص 115
7 ـ اسلام چنان كه بود، ص 123.
8 - جاهليت قرن بيستم، ص 73.


مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
سه شنبه ۲۰ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۵۱

جايگاه زن در نظام سلطنتى

زن در كشورهايى نظير ايران، مصر، چين و هند كه داراى نظام پيشرفته و حكومت سلطنتى بودند و نيز در جوامعى مانند كلده و روم كه داراى تمدن بوده، در سايه قانون مى‏زيستند، داراى آزادى كامل نبود. هرچند از مالكيت محروم نبود، ولى زير نظر رئيس خانواده كه پدر يا برادر و يا شوهر بود، زندگى مى‏كرد و بزرگ خانواده بر وى حكومت مطلق مى‏كرد و مى‏توانست زن تيره‏بخت را به عقد هر فردى كه مى‏خواهد درآورد و يا به اجاره و عاريه واگذار كند. (1)
در بعضى از كشورها ازدواج حد و مرزى نداشت و مردان مى‏توانستند با محارم خويش ازدواج كنند، چنان كه بهمن (پادشاه ايرانى) دختر خود «هماى» را به زنى گرفت و وى را وليعهد خويش قرار داد.
«شيرويه»، پسر خسرو پرويز، نسبت به «شيرين»، زن پدرش، اظهار عشق مى‏كند و به خاطر عشق، پدرش را مى‏كشد و درخواست ازدواج از شيرين مى‏كند، ولى شيرين چاره‏اى جز خودكشى نمى‏بيند و بر مزار شوهرش خود را مى‏كشد. (2)
در تمام اين جوامع، فرزند تابع پدر بود و پايه‏ى نسبت فقط از پدران درست مى‏شد، مگر در بعضى از نقاط چين و هند كه چندين مرد داراى يك زن مى‏شدند.در اين‏گونه موارد، فرزند تابع مادر بود و پايه نسبت را مادران تشكيل مى‏دادند. (3)
به طور كلى، زن در ادوار گذشته، موجودى ضعيف و محكوم شمرده مى‏شد و با گذشت زمان، خصوصيات انسانى خويش را گم كرده، نمى‏توانست هيچ‏گونه شخصيت اجتماعى براى خود تصور نمايد.


1 ـ اسلام و اجتماع، ص 66.
2 ـ شاهنامه فردوسى، ج 3، ص 1543 و ج 5، ص 2536- 2533.
3 ـ اسلام و اجتماع، ص 67.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
دوشنبه ۱۹ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۲۵

جايگاه زن در قرون وسطى

زن در قرون وسطا نه تنها نقش اجتماعى نداشت، بلكه خوار و ذليل و برده‏وار مى‏زيست و حتى او را عامل فساد و منفور خدا مى‏پنداشتند و اعتقادشان بر اين بود كه باعث بيرون راندن آدم از بهشت، زن بود.
در قرون وسطا از كشيشى پرسيدند: آيا مرد نامحرم مى‏تواند به خانه‏اى كه در آن زن هست، وارد شود؟
پاسخ گفت: هرگز؟ هرگز؟ و اگر در آن خانه مردى از محارم زن هم وجود داشته باشد و اين مرد نامحرم بر او وارد شود و زن را هم نبيند، باز گناه كرده است.(يعنى اگر مرد نامحرمى به طبقه دوم منزلى وارد شود كه در طبقه اولش زنى باشد، گناه نموده است. مثل اينكه وجود زن، عامل پخش گناه در فضا است). (1)
بسيارى از عيسويان، زن را برزخ ميان انسان و حيوان مى‏دانستند و در اينكه داراى روح باشد، ترديد داشتند.
در سال 586 ميلادى، مجلس بزرگى براى حل اين مسئله كه آيا زن داراى روح است يا نه در اروپا بر پا شد. پس از بحث فراوان، سرانجام قبول كردند كه زن داخل در نوع آدم است.(2)
«سن توماس داكن» مى‏گويد: «خداوند اگر ببيند مردى به زنى دل ببندد و عاشق او شود- حتى اگر آن زن، همسرش باشد- خشمگين مى‏شود، زيرا جز عشق خداوند نبايد در قلبش جاى بگيرد.
مسيح عليه‏السلام بدون همسر زيست و كسانى كه مى‏خواهند مسيحايى بشوند، نبايد زن بگيرند. به همين سبب، برادران مسيحى و پدران روحانى و خواهران مسيحى در سراسر عمر ازدواج نمى‏كنند، زيرا ازدواج، خدا را به خشم مى‏آورد و فقط بايد با خداى ما، عيسى مسيح، پيوند داشت، زيرا دو عشق در يك قلب جاى نمى‏گيرد. فقط آنهايى مى‏توانند حامل روح‏القدس باشند كه مجرد زيست كنند.»
زن در انديشه قرون وسطايى، منفور، عاجز و محروم از مالكيت است. وقتى انسان با املاك و اموال شخصى خود به خانه شوهر رفت، حق مالكيت از او سلب مى‏شود. مالكيت، خود به خود به شوهر انتقال مى‏يابد، زيرا زن، صاحب شخصيتى نيست. حتى امروز آثارى از آن در زن اروپايى به چشم مى‏خورد.(3)
زن در اروپا و ساير ممالك جهان به قدرى بى‏ارزش بود كه در هيچ اجتماعى او را به حساب نمى‏آوردند. علما و فلاسفه به مجادله مى‏پرداختند كه آيا زن اساساً روح دارد يا به كلى فاقد روح است؟ در صورتى كه روح داشته باشد، آيا روحش روح انسانى است يا حيوانى؟ و بر فرض داشتن روح انسانى، آيا وضع اجتماعى و انسانى او نسبت به مرد، وضع بردگى است يا كمى بالاتر از آن؟
زن گاهى وسيله شهوترانى و گاهى مانند چهارپايان در كار خوردن و آشاميدن و باردارى و زايمان و... بود. (4)
«ليكى» در كتاب «تاريخ اخلاق در اروپا» مى‏گويد: «در آن روزگار (قرون وسطا) مردها از سايه زنان مى‏گريختند و نزديكى و همنشينى با ايشان را گناه مى‏پنداشتند و عقيده داشتند كه برخورد با ايشان در كوچه و خيابان و سخن گفتن با ايشان- اگر چه مادران، همسران و يا خواهران باشند- اعمال و رياضتهاى روحى شخصى را تباه مى‏سازد.» (5)
استاد ابوالاعلى مودودى در كتاب «الحجاب» مى‏گويد: «از جمله نظريات اولى و اساسى در اين باره، اين بود كه زن، سرچشمه معاصى و اصل گناه و فجور است و براى مرد، درى از درهاى جهنم است، از آن جهت كه منشا تحريك و وادار كردن او به ارتكاب گناهان است و چشمه‏هاى مصايب انسان از وجود او برجوشيده است و از اين جهت، پشيمانى و شرمندگى براى او كافى است كه زن است و او را همى سزد كه از حسن و جمال خود شرم كند، زيرا اين حسن و جمال، يكى از سلاحهاى شيطان است كه هيچ سلاحى به آن نمى‏رسد و سزاى اوست كه كفاره بپردازد و هيچ‏گاه پرداختن كفاره را ترك نكند، زيرا هم اوست كه انواع بلايا و بدبختى‏ها را براى زمين و ساكنان آن به ارمغان آورده است.»(6)
«ترتوليان»، يكى از پيشوايان مسيحى، در مقام بيان نظر مسيحيت درباره زن مى‏گويد: «بى‏گمان زن مدخل شيطان به درون نفس انسان است و مرد را به سوى شجره ممنوعه مى‏راند و شكننده قانون خدا و زشت كننده صورت خدا (مرد) است.»
«كراى سوستام»، يكى از بزرگان مسيحيت، درباره زن مى‏گويد: «او شرى است كه از آن گريزى نيست. او وسوسه‏اى جبلى و آفتى دلپذير و خطرى براى خانه و خانواده و معشوقه‏اى عاشق‏كش و مارى خوش خط و خال است.» (7)


1 ـ فاطمه، فاطمه است، ص 59.
2 ـ اسلام چنان كه بود، ص 121.
3 ـ فاطمه، فاطمه است، ص 59.
4 ـ برهان قرآن، ص 114.
5 ـ جاهليت در قرن بيستم، ص 237.
6 ـ جاهليت در قرن بيستم، ص 237.
7 ـ جاهليت در قرن بيستم، ص 238.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
شنبه ۱۷ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۴۴

جایگاه زن در عصر ساسانیان

در عصر ساسانيان، بنابر قوانين متداول از قديم، زن شخصيت حقوقى نداشت و به عنوان «شخص» محسوب نمى‏گرديد، بلكه «شى‏ء» تلقى مى‏شد و صاحب حق به شمار نمى‏رفت. (1)
دختران و زنان بيوه و مطلقه، به هيچ عنوان، قدرت انجام معامله نداشتند. پدر خانواده كه صاحب اختيار همه خانواده بود، در عوايد اموال خاص زوجه و غلامان خود تصرف مى‏كرد. (2)
در پندنامه منسوب به بزرگمهر آمده است كه: «هرگز نبايد راز دل خويش را به زنان گفت و با احمقان صحبت كرد.»(3)


1 ـ زن به ظن تاريخ، به نقل از «زن در حقوق ساسانى»، بارتلمه، ص 187
2 ـ زن به ظن تاريخ، به نقل از «ايران در زمان ساسانيان»، كريستن سن، ص 188.
3 ـ زن به ظن تاريخ، به نقل از «ايران در زمان ساسانيان»، كريستن سن، ص 192

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
پنجشنبه ۱۵ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۳۵

جايگاه زن در ملل باستان

به طور كلى در جامعه‏هاى قبيله‏اى ملل باستان كه روش اجتماعى‏شان قانونى و دينى نبود و فقط آداب و رسوم قومى بر آنها حكومت مى‏كرد، زن ارزشى نداشت و مانند يك حيوان اهلى با او رفتار مى‏شد.
حيوانات اهلى را براى اين تربيت و نگهدارى مى‏كردند تا از گوشت، پوست و پشم آنها استفاده نمايند. از اين رو نسبت به مسكن و خوراكشان توجه كافى مبذول مى‏داشتند و براى ادامه و بقاى حياتشان متحمل زحماتى مى‏شدند. اين تحمل زحمات از راه دلسوزى نبود، بلكه فقط براى تامين منافع خويش، تن به اين كار مى‏دادند و از آنها دفاع مى‏كردند تا كسى نسبت به آنها تعدى نكند و اگر كسى دست تجاوز به سوى آنها دراز مى‏كرد، با عكس‏العمل و انتقام صاحبانشان روبرو مى‏شد. اينها همه به خاطر اين بود كه مالكيت خويش را بر آنها حفظ كنند، نه آنكه حقوقى برايشان قايل باشند.
چنين رفتارى را نيز نسبت به زن معمول مى‏داشتند. زن را در جامعه نگهدارى نموده، از وى دفاع مى‏كردند تا بتوانند از او استفاده ببرند و اگر كسى به زنى تجاوز مى‏كرد، به دفاع برمى‏خاستند، نه به خاطر اين كه وى عضوى از اعضاى جامعه به شمار مى‏رفت و داراى حقوق و احترام بود، بلكه براى اين كه زن زنده بماند تا بازيچه شهوت مردان شود و براى خانواده، غذا تهيه كند به شكار بپردازد و باركشى كند، خدمتكار خانه باشد و در مواقع قحطى و مهمانى از گوشتش تغذيه نمايند.
زن نه تنها در خانه همسر چنين وضعى داشت، بلكه در خانه پدر نيز دچار همين وضع بود، در گزينش شوهر از خود هيچ اراده‏اى نداشت و اين پدر بود كه تصميم مى‏گرفت كه با چه كسى ازدواج كند. در واقع، نوعى معامله ميان پدر دختر و همسر آينده صورت مى‏گرفت. زن، چه در خانه پدر و چه در خانه شوهر، تابع صاحبخانه بود و صاحبخانه مى‏توانست او را بفروشد و يا به كسى ببخشد و يا به عنوان خوشگذرانى، توليد بچه و خدمتگزارى به كسى عاريه يا قرض و يا اجاره بدهد و اگر مرتكب گناهى شود، حق داشته باشد او را مجازات كند- اگر چه كشتن باشد- بدون آنكه مسئوليتى داشته باشد. (1)


1 ـ اسلام و اجتماع، ص 64.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
چهارشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۳۸

ملاك برترى انسان

اسلام ملاك فضيلت و برترى انسان را (چه مرد و چه زن) تقوا و پرهيزگارى مى‌‏داند: «اى گروه مردم! ما شما را به صورت مرد و زن آفريديم و شما را قبيله‏‌ها و ملت‌ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد. به راستى، نزد خداى، گرامى‏‌ترين شما كسى است كه پرهيزكارتر باشد.» (1)
خداوند متعال در اين آيه شريفه فقط تقوا و پرهيزگارى را ملاك برترى انسان قرار داده است و از مفهوم آيه چنين استفاده مى‏‌شود كه زن و مرد از هر لحاظ برابر و مساوى‏‌اند.
«هر مرد و زن با ايمان كه كردار شايسته و نيك داشته باشد، هر آينه، او را به زندگى پاكيزه، زنده مى‏‌داريم و به بهتر از آنچه كه در دنيا انجام مى‏‌دادند،پاداش‌شان مى‏‌دهيم.» (2)
در اين آيه شريفه، زن مانند مرد به حساب آمده است و در انجام دادن وظايف دينى با مردان، برابر و شريك است و اگر با ايمان بميرد، در آخرت از نعمت بهشت و زندگى پاكيزه برخوردار مى‏شود.
در مورد حسن رفتار و سلوك مردان نسبت به همسران، خداوند مى‏‌فرمايد: «با همسران خود به طور شايسته رفتار كنيد.» (3)
دختر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فاطمه زهرا عليهاالسلام به همراه عده‏‌اى از زنان در جنگ اُحد به كمك مجروحين رفت و شخصاً به مداواى آنان پرداخت. (4)
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم از زنان، همچون مردان بيعت مى‏‌گرفت و آنان را مانند مردان، در رديف اصحاب خويش جاى مى‏‌داد.(5)


1 ـ يا ايهاالناس! انا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا. ان اكرمكم عند اللَّه اتقيكم. (حجرات/ 13).
2 ـ من عمل صالحاً من ذكر او اُنثى و هو مؤمن، فلنحيينه حيوةً طيبةً و لنجزينهم أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون. (نحل/ 97).
3 - و عاشروهن بالمعروف. (نساء/ 97).
4 - نقش زن در حكومت اسلامى.
5 - زن در چشم و دل محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم، ص 5.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
سه شنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۰۷:۳۳

روش برخورد پيامبر خدا نسبت به همسران خويش

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم با همسران خويش با مهربانى و عطوفت و عدالت رفتار مى‏كرد، به ايشان به نظر مساوى مى‏نگريست و ترجيحى ميانشان قايل نبود. حتى در مسافرتها هر كدامشان را كه قرعه به نامشان اصابت مى‏كرد، با خود مى‏برد، تندخويى‏ها و بدزبانى همسران خويش را تحمل مى‏كرد و هيچ‏گونه خشونتى نسبت به آنها به كار نمى‏برد.
بعضى از همسرانش از رفتار او سوءاستفاده كرده، گستاخى را به حدى رسانده بودند كه اسرار داخلى آن حضرت را فاش مى‏ساختند. (1)
فاش‏كنندگان اسرار داخلى، جز «حفصه» و «عايشه» نبودند. اين دو، عادت به اين كار ناپسند داشتند و خداوند متعال به دنبال افشاى اسرار، امر به توبه‏شان فرمود. (2)
به دنبال جنگ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم با «بنى‏نضير» و «بنى‏قريظه»، بعضى از همسرانش (عايشه و حفصه) تصور كردند، چون گنجينه‏هاى يهود به دست پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم افتاده، بايد به فكر زندگى تجملى و اشرافى باشند.
به همين خاطر از آن حضرت تقاضاى زر و زيور كردند، ولى با مقاومت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم روبه‏رو شدند. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم سخنان درشت آنان را نشنيده گرفت.
ابوبكر و عمر (پدران عايشه و حفصه) كه از اين ماجرا آگاه شدند، درصدد تنبيه دخترانشان برآمدند، ولى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم آنان را منع فرمود و فقط به كم‏توجهى به آن دو اكتفا كرد.
پس از يك ماه متاركه، وحى نازل شد كه زنان خود را به يكى از دو كار مخير كن.يا بايد با زندگى ساده و قناعت‏آميز تو بسازند و به پاداش اُخروى نايل شوند و يا اينكه هر كدامشان را كه در پى زندگانى پرتجمل هستند و اين نوع زندگانى را بر تو ترجيح مى‏دهند، با تجهيزات كافى و به نحو شايسته رها كنى.(3)
به طور كلى، رفتار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بر اساس احترام زن و مقام والاى او بوده است و اين رفتار تا آخرين روز زندگانى آن حضرت ادامه داشت.


1 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم، خاتم پيامبران، ج 1، ص 183
2 ـ خصايص فاطميه، ص 237.
3 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم، خاتم پيامبران، ج 1، ص 386 و 387.شش

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
دوشنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۰۸:۵۹

توجهات پيامبر (ص) نسبت به حقوق و شخصيت زن

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم- در روزگارى كه زن ارزش و اعتبارى نداشت- مقام زن را تا سطح يك انسان مستقل و داراى حقوق و شخصيت بالا برده، توصيه مى‏فرمود كه مقتضيات فطرت زن رعايت شود. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم زن را تشبيه به استخوان خميده دنده‏ها مى‏كرد و مى‏فرمود: زن شبيه استخوان خميده دنده‏هاست و در همان وضعى كه هست، سودمند است. اگر بخواهند آن را راست كنند، مى‏شكند و ضايع مى‏شود. (1)
اين بدان معناست كه خلقت زنان را نمى‏توان تغيير داد و كارى كه از عهده مردان بر مى‏آيد و در صلاحيت آنان است، هيچ‏گاه از عهده زنان بر نمى‏آيد.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: به دور باد كسى كه خانواده خود را ضايع كند و آنها را به حال خود واگذارد. (2)
البته بايد گفت كه زن بايد نكاتى را رعايت كند. چنان كه رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى‏فرمايد: بهترين زن، كسى است كه در هنگام نعمت، شكرگزار باشد و در بلا و گرفتارى صبر و بردبارى را از دست ندهد.(3)
و نيز مى‏فرمايد: بعد از ايمان به خدا نعمتى بالاتر از همسر موافق و سازگار نيست. (4)
امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد: بهترين زنان كسانى هستند كه در هنگام نعمت، شكرگزار باشند و در صورت ندارى، راضى و خشنود باشند. (5)
در حديثى از رسول گرامى صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت شده كه فرموده است:جبرئيل همواره درباره بانوان به من سفارش مى‏كرد تا جايى كه گمان مى‏كردم، براى شوهران «اُف» گفتن به زنان جايز نيست. در برخورد با آنان از خدا بترسيد، چه اينان با پيمانهاى الهى بر شما حلال شده‏اند و به شكل امانت‏هاى خدا در خانه‏هايتان به سر مى‏برند. آنها به خاطر اينكه همسر، مادران فرزندان، شريك زندگانى و وسيله كاميابى‏تان هستند، به گردنتان حقى دارند. نسبت به آنان دلگرم و با محبت باشيد و دلهايشان را با محبت به دست آوريد تا با شما زندگى كنند. آنها را دشمن نداريد و شكنجه نكنيد و آنچه را كه به عنوان مهريه به آنها داده‏ايد، به زور نگيريد. (6)
پيامبر عزيز صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى‏فرمايد: بهترين فرزندان شما دختران شما هستند. علامت خوش‏قدمى زن، اين است كه اولين فرزندش دختر باشد. هركس سه دختر يا سه خواهر را اداره كند، بهشت بر او واجب است.(7)
روزى، مردى كه نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم بود، اطلاع يافت كه خداوند دخترى به او داده است. آن مرد از اين خبر رنگش تغيير كرد.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: چرا رنگت تغيير كرد؟
عرض كرد: هنگامى كه از خانه خارج مى‏شدم، همسرم در حال وضع حمل بود. اكنون خبر رسيد كه دخترى به دنيا آورده است.
حضرت فرمود: زمين جايش مى‏دهد و آسمان سايه برايش مى‏افكند و خدا روزيش مى‏دهد.او گل خوشبويى است كه از آن استفاده مى‏كنى. (8)


1 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم، خاتم پيامبران ج 1، ص 386 و 387.
2 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم، خاتم پيامبران، ج 1، ص 386 و 387.
3 ـ كشكول، ج 2، ص 50.
4 ـ آيين همسردارى، ص 48.
5 ـ كشكول، ج 2، ص 90.
6 ـ فاشفعوا عليهن و طيبوا قلوبهن. (آيين همسردارى، ص 9).
7 ـ آيين همسردارى، ص 405- 409.
8 ـ آيين همسردارى، ص 405- 409.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
چهارشنبه ۰۷ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۰۶:۱۶

شخصيت زن از ديدگاه پيامبر (ص)

پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نسبت به زن احترام خاصى قايل بود و مرتباً درباره محبت و مهربانى و مداراى با آنها سفارش مى‌‏كرد، به زنان سلام مى‏‌كرد و مكرر مى‏‌فرمود:
من از دنياى شما سه چيز را دوست مى‏‌دارم و آن سه چيز عبارت‏‌اند از: عطر، زن و نماز كه روشنى چشم من است. (1)
ناگفته پيدا است كه اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به خاطر شهوت و غريزه جنسى نبود، بلكه آن حضرت با ايراد چنين سخنانى مى‌‏خواست زنان را كه در نظر اعراب، موجودى بى‌‏ارزش و در حد يك حيوان بودند، بزرگ جلوه دهد. بدين جهت، زن را در رديف نماز كه امرى عبادى و مقدس است، قرار داد و با اين تعبير، زن را به بالاترين مقام ترقى داد.
«ميمونه»، همسر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى‏‌گويد: از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه مى‌‏فرمود: بهترين مردان امت من كسى است كه نسبت به همسر خود بهترين رفتار را داشته باشد و بهترين زنان امت من كسى است كه نسبت به همسر خويش بهترين كردار را داشته باشد. هر زنى كه آبستن مى‏‌شود، هر شب و روزى كه بر وى مى‏‌گذرد، برابر با هزار شهيد، اجر و پاداش دارد. بهترين زنان امت من زنى است كه در آنچه معصيت نباشد، رضاى شوهر را به دست آورد و بهترين مردان امّت من، مردى است كه با خانواده‏‌اش به لطف و مدارا زندگى كند. چنين مردى هر روزى كه بر او بگذرد، اجر صد شهيد دارد.
عمر گفت: يا رسول‏الله ! چگونه مى‌‏شود زنى كه رضايت شوهرش را به دست آورد، اجر هزار شهيد و مردى كه با خانواده‏‌اش مدارا كند، اجر صد شهيد را داشته باشد؟
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: بدان كه اجر زنان، نزد خداوند، بيش از اجر مردان است. به خدا سوگند كه ستم شوهر نسبت به زن، بعد از شرك به خدا، بزرگترين گناهان است. نسبت به رفتار با موجود ضعيف (زن و يتيم) از خدا بترسيد كه خداوند به خاطر ايشان، شما را مؤاخذه خواهد كرد. هر كه به اين دو نيكى كند، رحمت الهى نصيب او شود و هر كه بدى نمايد، مورد سخط و خشم الهى واقع شود.(2)
رسول اكرم صلى الله لَّه عليه و آله و سلم معيار جوانمردى و فرومايگى انسان را چنين بيان مى‌‏فرمايد: جوانمردان، كسانى هستند كه زنان را گرامى مى‌‏دارند و فرومايگان نسبت به آنان اهانت مى‏‌نمايند. (3)
و در حديث ديگر مى‏‌فرمايد: بهترين شما كسى است كه با خانواده‏‌اش رفتار نيك داشته باشد. من نيز با خانواده‏‌ام چنين‏‌ام.(4)
ابن‏‌عباس از پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم روايت مى‏‌كند: هركس دخترى داشته باشد و نسبت به او اهانتى روا ندارد و فرزند پسرش را بر او ترجيح ندهد، خداوند او را داخل بهشت مى‌‏كند. (5 )
و نيز مى‌‏فرمايد: هركسى كه از بازار، متاع و تحفه‏اى به خانه آرد، اول به دختران بدهد و سپس به پسران. هر آن كس كه دختران را شاد كند، گويى كه از ترس خدا گريسته است، يعنى همان تقرب و پاداش را دارد.(6)

پی نوشت:

1ـ روش خوشبختى، ص 89.
2ـ روش خوشبختى، ص 78 تا 79.
3 ـ ما اكرم النساء الا كريم و ما اهانهن الا لئيم. (آيين همسردارى، ص 6).
4 ـ خيركم خيركم لاهله و انا خيركم لاهلى.(حقوق و حدود زن در اسلام، ص 44- 47).
5 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم خاتم پيامبران، ج 1، ص 183.
6 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم خاتم پيامبران، ج 1، ص 183.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
سه شنبه ۰۶ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۰۷:۵۸

جايگاه و موقعيت زن در اسلام

اسلام، با آن آيين مترقى و پيشرفته خود، براى زن ارزش و احترام بسيارى قايل است. زن در مفهوم انسانيت با مرد هيچ‏گونه فرقى ندارد و مرد را بر او امتيازى نيست. زن، مانند مرد، عضو كامل جامعه است و شخصيت حقوقى مستقل دارد. زن در جامعه‏ى اسلامى برخوردار از استقلال فكرى و اقتصادى است و در زندگى خود، در تصميم‏گيرى آزاد است و به ميل خود بر اساس موازين شرعى مى‏تواند با هر كه بخواهد ازدواج كند.
زن از لحاظ شخصيت حقوقى تا آنجا مستقل است كه مى‏تواند براى شير دادن مولودش از شوهرش مزد مطالبه كند و بدون دخالت شوهر مى‏تواند كشاورزى يا تجارت كند.(1)
اسلام دست به يك عمل انقلابى زد كه پيش از آن بى‏سابقه بود و آن عبارت است از شركت زنان در جنگ.
در جنگ «خيبر» كه در سال هفتم هجرى روى داد، تعدادى از زنان اجازه يافتند، در جنگ شركت نمايند. «ابن اسحاق» از زنى كه در اين جنگ شركت جسته بود، چنين روايت مى‏كند: هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم عازم جنگ خيبر بود، من با تنى چند از زنان قبيله بنى‏غفار به نزد آن حضرت رفتيم تا به ما اجازه شركت در جنگ جهت مداواى مجروحان و زخم ديدگان و كمك‏هاى ديگرى كه از ما برمى‏آمد، بدهد و به همراه لشكر اسلام باشيم. پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم به ما اجازه شركت داد و فرمود: به اميد خدا!
ما به همراه مسلمين عازم خيبر شديم و تا پايان جنگ به پرستارى و مداواى مجروحان پرداختيم. چون كار جنگ پايان يافت و مسلمانان پيروز شدند، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم در تقسيم غنايم جنگى براى ما سهمى قايل شد. از آن جمله گردنبندى است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم آن را به عنوان غنيمت جنگى به من داد. من هرگز آن را از خود دور نكرده و نخواهم كرد.
گردنبند اين زن همچنان باقى بود تا آنكه مرگش فرارسيد. به هنگام مرگ، وصيت كرد كه آن را با وى دفن كنند. (2)
به آيات قرآن كه مراجعه كنيم مى‏بينيم، حقوق و تكاليف زن و مرد مساوى است: «زنان و مردان نسبت به يكديگر حقوق متقابل دارند.» (3)
يعنى همان طورى كه زن و مرد از لحاظ عقل و شعور و هوش متساوى‏اند و در مفهوم انسانيت هيچ‏گونه تفاوتى با يكديگر ندارند، از لحاظ حقوق و تكاليف نيز برابرند. هرگونه تكليف و حقى كه زن نسبت به مرد دارد، عينا مرد همان حق و تكليف را نسبت به زن بايد داشته باشد. از اين جهت است كه «ابن‏عباس (ره)» مى‏گويد: به حكم همين آيه شريفه، من ناچارم خودم را براى همسرم آرايش كنم، همانگونه كه او خودش را براى من آرايش مى‏كند. (4)

پی نوشت

1 ـ اسلام چنان كه بود، ص 126.
2 ـ سيره ابن‏هشام، ج 2، ص 234.
3 ـ و لهن مثل الذى عليهن... (بقره/ 228).
4 ـ اسلام چنان كه بود، ص 123.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
ابتدا
قبلی
1
صفحه 1 از 2

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی


آگهی
آگهی
آگهی
آگهی

سرخط خبرها