شیخ صدوق گفته است: این که حضرت امیر(ع) در کعبه به دنیا آمده است، بزرگداشتی بود از جانب خدای متعال و اکرامی بود که نسبت به مقام شامخ و با عظمتش عنایت فرمود. یکی از سؤالاتی که درباره ولادت امام علی علیهالسلام این است که «علت به دنیا آمدن امام علی (ع) در کعبه چه بوده است؟» مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم، در یادداشتی این مساله را بررسی کرده است. توضیح درباره پاسخ این پرسش را در سه محور مورد اشاره قرار میدهیم.
کم توجهی والدین به تربیت دینی فرزندان، به ویژه در کودکی و نوجوانی، نقش مهمی در بی اعتقادی جوانان به امور دینی دارد. اگر کودک در محیطی رشد کند که اعضای آن به مسائل دینی و عبادی بی اعتنا هستند و خود را در قبال آن مسؤول نمیدانند، بی شک، این کودک نیز در جوانی و بزرگسالی از مذهب و عبادت، گریزان خواهد بود. والدین باید تربیت درست و اسلامی فرزندشان را از دوران کودکی آغاز کنند و راهنمای خوبی برای دوران نوجوانی و جوانی فرزندشان باشند؛ زیرا در بزرگسالی، شخصیت فرد به طور کامل شکل گرفته و تغییر و اصلاح آن، بس دشوار است.
انسان، مخلوقی دو وجهی است. نیمی ملکی و نیمی ملکوتی. اگرچه حقیقت انسان روحی و ملکوتی است؛ لیکن جسم چونان قایقی، او را از رودخانه پر تلاطم دنیا گذار داده و در ساحل برزخ پیاده میکند. درباره برزخ بیان شده که، عالم برزخ یا عالم قبر، در سیر و سفر انسان از دنیا به عالم عقبی، انتهای عالم دنیا و ابتدای عالم قیامت واقع شده است.
امام نهم که نامش «محمّد»، کنیه اش «ابوجعفر» و معروف ترین القاب او «تقی» و «جواد» است. آن بزرگوار در ماه مبارک رمضان سال ۱۹۵ هجری قمری در شهر «مدینه منوّره» دیده به جهان گشود.پدر بزرگوار آن حضرت «امام علیّ بن موسی الرضا علیهما السلام» امام هشتم شیعیان می باشند. نام مادر ایشان «سبیکه» بود که از خاندان «ماریه ی قبطیه» همسر پیامبر اکرم(ص) به شمار می رفت و از نظر فضائل اخلاقی در درجه والایی قرار داشت و برترین زنان زمان خود بود؛
ابلیس، حسب سوگند خود در پیشگاه خداوند، از روی حسد و کین درباره آدم، گفته بود: «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ؛1 پس به عزّت تو سوگند كه همگی را جدّاً از راه به در میبرم.»؛ از این رو ابلیس در کمین انسان نشست تا در هر لحظه، مجال نفوذ در مملکت وجودی او را بیابد.
«ای کمیل! هنگامی که شیطان در سینه تو وسوسه میکند، بگو پناه میبرم به خدای قدرتمند از شرّ شیطان گمراه کننده و پناه میبرم به محمّد پسندیده از شرّ آنچه تقدیر و حکم میشود و پناه میبرم به خدای مردم از شر اجنّه و انسانها همگی و صلوات بر پیغمبر و آل او میفرستم. کفایت میکند خداوند تو را از زحمات و آزار ابلیس و یاران او، اگرچه همگی مانند او میباشند.
ابلیس میگوید: من در پنج مورد، دیگر چاره و حیلهای ندارم که بتوانم بنیآدم را قبضه کنم و غیر این موارد، انسانها در قبضة قدرت و وساوس من هستند:
1. کسی که با نیّت راست و درست به خداوند پناهنده شود و در تمامی کارهایش به خدا تکیه کند و به حبل او چنگ بزند؛
2. کسی که در طول روز و شب، ذکر مدام و توجّه مستمرّ به حق تعالی داشته باشد؛
برخی مبلّغان و معلّمان دینی، عموماً در وقت انذار و تبشیر و بیان اوامر و نواهی الهی، نتایج عمل به معروف و ترک منکر را معطوف به قیامت کبرا و در وقت حاضر آمدن انسان پای میزان عدل الهی میکنند، از این رو، مردم در اشتباه افتاده، اوّلاً از تأثیر اعمال معروف یا منکر در دنیا و مشاهدة نتایج عمل در همین دوران زندگی، غفلت میورزند و ثانیاً از شکلگیری آینده (حیات جهنّمی یا بهشتی) در همین زمان و بر کشیدن غرفههای بهشتی یا درکات جهنّمی در همین دوران حیات بیخبر میمانند.
اولین برخورد متوکل با امام هادی (علیه السلام)، خارج کردن حضرت از مدینه و آوردن ایشان به سامرا (محل خلافت متوکل) است. متوکل با تقلید از روش مأمون که امام رضا (علیه السلام)را به محل خلافت خود، یعنی خراسان کشاند، امام هادی (علیه السلام)را به سامرا آورد تا بدین وسیله رفت و آمدهای امام را کنترل کند. یحیی بن هرثمه که مأمور انتقال دادن امام به سامرا بود، می گوید: مردم با شنیدن این خبر، ناله زدند و در این کار چنان زیاده روی کردند که تا آن زمان، مدینه چنین وضعی به خود ندیده بود. آنها بر جان امام هادی (علیه السلام)می ترسیدند. برای آنها قسم خوردم که من هیچ دستوری برای رفتار خشنونت آمیز با امام هادی (علیه السلام)را ندارم و هیچ خطری امنیت آن حضرت را تهدید نمی کند