موقعیت شما: موعود
آگهی

زیارت «آل‌یس» اوج ولایت‌پذیری است، در این زیارت به زیبایی بیان می‌شود ملاک خوشبختی اطاعت از اهل بیت است و خوشبخت‌‌ترین انسان‌ها در دنیا، برزخ و قیامت کسانی هستند که که مطیع اهل بیت باشند و به هر مقدار که مخالفت کند، بیچاره می‌شود.

آیت‌الله جوادی آملی می‌گوید: کار شیطان این نیست که شما را بکُشد یا مالتان را بگیرد، او از شما جان و مال نمی‌خواهد، بلکه فقط دو چیز می‌خواهد: دین و آبرو! شیطان تا انسان را بی‌دین و بی‌آبرو نکند، دست‌بردار نخواهد بود.

امام صادق(ع) درباره یاران امام مهدی(عج) فرمودند:
«مردانی که گویا دل‌هایشان نورباران است، از ناخشنودی پروردگارشان هراس دارند، برای شهادت دعا می‌کنند و آرزومند کشته شدن در راه خدا هستند.»
یاران مهدی(عج) امام خود را می‌شناسند و به او اعتقاد دارند؛ اعتقادی که در ژرف وجودشان ریشه دوانده و سراسر جانشان را فراگرفته است. این معرفت، شناخت اجمالی نیست؛ بلکه معرفت به حقّ امام است؛ حقّ امامی که حضرت امام صادق(ع) درباره او فرمودند: «اگر او را درک می‌کردم، تمام عمر به خدمت او می‌پرداختم.»

می‌توان درباره انسان و مراتب وجود او چنین گفت: اله و معشوق انسان در مرتبة گیاهی، کمالات گیاهی است. اله و معشوق انسان در مرتبة حیوانی، کمالات حیوانی است. اله و معشوق انسان در مرتبة عقلی، علم و معقولات است. اله و معشوق انسان در مرتبة انسانی، کمالات مطلق، یعنی الله است. مباحث سبک زندگی و خانواده مهدوی را در سه سطح عقیده و معنویت، اخلاق و تربیت و اقتصاد خانواده به خوانندگان عزیز تقدیم کنیم. بنابراین ابتدا از ریشه و اصل وجود انسان یعنی عقیده و معنویت آغاز می‌کنیم.

حضرت‌ آیت‌الله وحید خراسانی آیات «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا» را دلیلی بر امامت ذکر کرد و گفت: این آیات تنزیلش شمس و قمر و تأویلش آن شمس و قمر(پیامبر و حضرت علی) است.

اگر امیرالمؤمنین(ع) بلافاصله بعد از رسول خدا(ص) به حکومت می‌رسید، همه چیز در جای خود قرار داشت. نعمت و رحمت از آسمان و زمین بر مردم می‌بارید و دین اسلام طبق بشارت تمام انبیاء با عدالت وافر در جهان گسترش می‌یافت. در نهایت امیرالمؤمنین بعد از صد یا دویست سال، به اجل خود از این دنیا می‌رفت و حکومت را به امام حسن(ع) می‌سپرد و سپس امام حسین(ع) به خلافت می‌رسید. لهذا نه امام حسن(ع) با معاویه صلح می‌کرد و نه امام حسین(ع) و امامان دیگر شهید می‌شدند و نه حضرت صاحب الزمان(عج) غایب می‌گشت.

هم چاه و هم مردم می‌شنوند. جمعی که حاضرند، سینه‌هایشان بی‌تاب از شنیدن است و نگاهشان دوخته به دهان عبدالله بن عبّاس.
انگار از دهان ابن‌عبّاس، دُرّ و گوهر می‌ریزد و جمع، همانند صیّادان مروارید، غوطه‌ور در دریای سخنان او، چشم به مرواریدهای کلامش دارند. عبدالله‌بن عبّاس نیز با شور و شوقی که مردم کمتر از او دیده‌اند، کنار چاه «زمزم» ایستاده است و حرف به حرف، کلمه به کلمه و جمله به جمله، شنیده‌های خود را از پیامبر خدا(ص) نقل  می‌کند.

خواندن خداوند متعال با خواندن غیر او، تفاوت جوهری دارد و تا حال انقطاع به انسان دست ندهد، در واقع خدا را نمی‏خواند. حال انقطاع همان حالی است كه از آن، تعبیر به خالی كردن دل از غیر خدا شده است؛ چنان‌كه در حدیث بالا گذشت، وقتی از پیامبرخدا(ص) درباره اسم اعظم سؤال كردند، ایشان به فراغت دل از غیر خدا و توجّه كامل به مقام ربوبی اشاره فرمودند.

هر گاه فردی از شما خواست دعایش مستجاب شود، درآمدش را پاك گرداند و از زیر بار حقوق مردم بیرون برود. دعای بنده‏ای كه در شكمش حرام باشد، یا حقّ یكی از خلق خدا به گردنش باشد، به درگاه خداوند بالا نمی‏رود.»

جستجو

اوقات شرعی



اخبار مهدویت و جهان اسلام

اخبار آخرالزمان