موقعیت شما: موعود
آگهی

گر چه اين اعلام عمومي، به فرمان خداوند صورت گرفت، ولي صرف نظر از جنبه آن، مي توانست حاکي از دغدغه طبيعي معمار و بنيانگذار مکتب نسبت به آينده امت باشد، اين اقدام يک ضرورت اجتماعي اجتناب ناپذير بود، و از انتظارات عقلاي عالم به شمار مي آمد و آن حضرت حتي در زمان حيات خويش از آن مهم غفلت نمي ورزيد. او مي دانست که جامعه بي سرپرست مانند رمه بي چوپان که هر لحظه در معرض اختلاف، گسستگي و هجوم فرصت طلبان است.

یكی از مسائلی كه تمامی انسانها با آن دست به گریبان اند و پیوسته با آن مواجه می باشند، مسئله رنج و سختی حاصل از مشكلات زندگی است كه به تصریح آیه شریفه «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی كَبَدٍ» خلقت انسان با آن عجین شده است و هیچ روزی

سید جمال الدین حجازی
این ماجرا مربوط به شخصی است که «حسن عراقی » نام داشت. او در زهد و معنویت به جایی رسید که همردیف بزرگان عصر خویش قرار گرفت و از جهت عبادت و معرفت و نیل به مقامات معنوی و کمالات روحی نامور گردید، وی حدود یکصد و سی سال در این جهان زیست و در مصر مدفون گردید.

پیرزن نگاهش را از حیاط کوچک که کم کم از برف سفیدپوش می شد ، گرفت و آهی کشید. بخار کمی روی نایلون پلاستیکی که به جای شیشه شکسته قرار گرفته بود جمع شد . گره چارقدش را سفت کرد و با قدمهای کوتاه به طرف سماور نفتی کوچکی که بالای اتاق قل و قل می جوشید رفت و کنار آن بساط جمع و جور نشست.

محمّد رضا ضمیری
در دو شماره قبل تحت عنوان «رجعت » مباحثی مستند به روایات درباره «بازگشت برخی از شهدا و صالحین » به دنیا (قبل از وقوع قیامت کبری) در عصر ظهور تقدیم شد.بخش سوم از این مطالب اختصاصی به «رجعت شهدای کربلا» و وقایع رجعت دارد که امیدواریم مقبول طبع مشتاقان قرار گیرد. ان شاءالله

زهرا حبیبیان

امامت گوهر فروزنده ای است که خداوند در میان بشر به ودیعه نهاده است. امام شاکله ای مانند مردمان و روحی فراتر از اندیشه هر انسان دارد از این رو، بر پیروان امامان است تا امام زمان خویش را بشناسند و در راه معرفت او بکوشند بدین ترتیب روح وجان را با آب زلال معرفت از هر چه پلیدی است پاک کنند .

آنگاه که گردآمدگان در غدیر خم، چشم بر دهان محمد مصطفی دوختند تا در جمع یکصدوبیست هزار نفری خود، سخنانش را بشنوند. نبی اکرم(ص) پس از حمد و ثنای خداوند و دعوت مردم به سوی خاندان گرامی نبوت و چنگ زدن به ریسمان ولایت علی بن ابیطالب(ع) فرمودند:
«ای گروه مردمان! آن نور خدای تبارک و تعالی در من قرار گرفت و پس از آن در وجود علی(ع)، آنگاه از او در نسلش تا «قائم المهدی(ع)» که بازگیرنده حق است و جلب کننده همه حقوق ازدست رفته ما.

محمد بن ریان می گوید: مامون به هر حیله ای متوسل می شد تا بر امام نفوذ كند، اما ممكن نمی شد، تا اینكه این فرصت هنگام ازدواج دخترش با امام به دست آمد.
وقتی می خواست دخترش، ام فضل را به خانه زفاف امام جواد علیه السلام بفرستد، دویست دختر از زیباترین كنیزكان خود را طلبید و به هر یك جامی كه داخل آن گوهری بود، داد تا وقتی در جایگاه نشست، از او استقبال كنند، اما حضرت به هیچ یك توجهی نكرد. در آنجا مردی بود كه مخارق نامیده می شد و صاحب صدا و عود و ضرب بود و ریشی دراز داشت.

اسماعیل بن مهران می گوید: «در اولین سفری كه امام جواد از مدینه خارج می شد، گفتم: ای مولای من، قربانت گردم، من برای شما نگرانم! تكلیف ما چیست و امام بعد از تو كیست؟ امام لبخندی زد و فرمود: «لیس حیث ظننت فی هذه السنة؛ آنچه گمان داری در این سال نیست..» اما در سفر دوم كه راهی بغداد بود، همین مطلب را گفتم. امام در پاسخ آن قدر گریه كرد كه اشك چشمانش، محاسنش را خیس كرد و فرمود: این سفر خطرناكی است و امامت بعد از من بر عهده فرزندم علی است.»

جستجو

اوقات شرعی



اخبار مهدویت و جهان اسلام

اخبار آخرالزمان