بحران فراگير شرق اسلامی و جهان تك حكومتی
موقعیت شما: موعود»صفحه یک»سخن سردبیر»بحران فراگير شرق اسلامی و جهان تك حكومتی

بحران فراگير شرق اسلامی و جهان تك حكومتی

سه شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۰۳
امتیاز این گزینه
(4 آرا)

پیش از این درباره مثلث شوم مسلمانان صهیونیست یعنی سه ضلع وهّابیت، بهائيّت و لیبرالیست‌ها گفت‌وگو شد. این سه جریان با خاستگاهی واحد، رویكردی واحد و منشأیی واحد، هجمه فرهنگی خود را به جهان اسلام آغاز كردند. پوشش فعّالیت‌های تبلیغی و فرهنگی، این جماعت را برای مدّتی از تیررس عموم مسلمانان و عكس‌العمل‌های آنان دور نگه می‌داشت؛ امّا بر  اهل علم و بینش سیاسی پوشیده نبود كه این سه جریان با گذر از فاز صوری فرهنگی، به فاز سیاسی وارده شده و به عنوان خطری جدّی كیان فرهنگ اسلامی و سرزمین‌های اسلامی را به نفع استعمار غربی به مخاطره خواهند افكند.

 

یكی از موانع مهمّ فراروی ظهور و حضور حضرت صاحب الأمر(عج) عدم آمادگی مسلمانان و مؤمنان اهل بیت(ع) است و یكی از شرایط آمادگی، شناخت مسلمانان از دشمنان آل محمّد(ص) است؛ البتّه دشمنان حيّ و حاضر و جاری در عصر حاضر.
پیش از این دربارة مثلث شوم مسلمانان صهیونیست یعنی سه ضلع وهّابیت، بهائيّت و لیبرالیست‌ها گفت‌وگو شد. این سه جریان با خاستگاهی واحد، رویكردی واحد و منشأیی واحد، هجمة فرهنگی خود را به جهان اسلام آغاز كردند. پوشش فعّالیت‌های تبلیغی و فرهنگی، این جماعت را برای مدّتی از تیررس عموم مسلمانان و عكس‌العمل‌های آنان دور نگه می‌داشت؛ امّا بر  اهل علم و بینش سیاسی پوشیده نبود كه این سه جریان با گذر از فاز صوری فرهنگی، به فاز سیاسی وارده شده و به عنوان خطری جدّی كیان فرهنگ اسلامی و سرزمین‌های اسلامی را به نفع استعمار غربی به مخاطره خواهند افكند.
بیماری مسری روشنفكری و تمایل دستگاه سیاسی و فرهنگی رسمی به غرب، لیبرالیسم را پر و بال داد و طیف وسیعی از لایه‌های اجتماعی ساكنان شرق اسلامی را در بر گرفت.
حمایت دستگاه امنيّتی و سیاسی «انگلیس» از سلفی‌گری محمّد بن عبدالوهّاب
و پیروانش و وادار ساختن شیوخ «جزیر\ العرب» به حمایت از وهّابیت، این جریان را جایگیر كرد و در نقطة مركزی جهان اسلام رسميّت بخشید.
بهائيّت پس از عكس العمل جدّی مرحوم امیركبیر و بیداری جمعی از علما و مراجع شیعی از «ایران» خارج شد و با پناه گرفتن در دامان صهیونیست‌های اشغالگر در لاك دفاعی رفت تا با حركت تبلیغی، تدریجی بتواند برای خود جای پایی در میان عوام و عموم مردم و دستگاه رسمی سیاسی ایران پیدا كند.
واقعة انقلاب اسلامی و شكل‌گیری نهضت‌های بنیادگرای دین كه خواستار حضور دین در عرصة مناسبات سیاسی و اجتماعی و مدیریت كلان كشوری بودند، سران جریان‌های مخفی یا در واقع مادر اصلی این سه جریان شوم صهیونیستی را واداشت تا هم‌زمان اقدام به احیای فرقه‌های سابقه‌دار و ایجاد فرقه‌های نوظهور شبه مذهبی نماید تا از این طریق، امكان محدود كردن دامنة نفوذ و گسترش جریان‌های اصیل، مذهبی، بومی و ضدّ غرب و ضدّ یهوديّت صهیونیستی را به دست آورد. از اینجا و به سرعت همة قوای امنيّتی، سیاسی و فرهنگی در خدمت این مقصود وارد شد.
 در ایران، ابتدا از طریق بسیج، روشنفكران ناقص الخلقه موج هجمة فرهنگی را باعث شدند. ضلع لیبرال مسلك و روشنفكر مآب مسلمانان صهیونیست تحت حمایت بنیادها و جریان‌های سیاسی، فرهنگی غربی از بیغوله‌ها سر برآوردند و هجمه آغاز كردند. این جریان از سال 1368 ه‍ .ش. به بعد دامن گسترد، در میان صفوف مردم رخنه افكند، نقش ستون پنجم را برای غرب ایفا كرد، تردید و تشكیك در مبانی دینی و مناسبات انقلاب اسلامی را  ایجاد كرد و با به دست آوردن فرصت، طيّ چند دوره وارد فاز سیاسی شد و با جمع‌‌آوری همة قوا، مناصب را تصرّف كرد تا امكان براندازی كامل را به دست آورد.
 زیر سایة این جریان، دومین ضلع، یعنی بهائيّت، در موضع سهم‌خواهی و مظلوم نمایی به میدان آمد تا به نوعی، رسميّت خود را به عنوان یك مذهب در كنار سایر مذاهب اعلام نماید و به موازات این تلاش، با سوءاستفاده از فضای ایجاد شده، بر گستردة تبلیغات و جذب نیروها افزود. در همان حال به اتّفاق سایر اضلاع، مترصد فرصتی ماند تا بتواند در نقش براندازی نظام انقلابی و اسلامی، همة تكلیف خود را به جا آورد.
 جریان سومی، ابتدا در گسترة وسیعی از جهان اسلام، ابتدا در هیئت جریانی اسلام‌خواه و ضدّ آمریكا و یهود، خود را به مستضعفان جهان اسلام معرفی كرد و با جلب حیثیت، به عنوان رقیب جریان انقلاب اسلام شیعی، همة قوای خود را صرف تضعیف مواضع انقلابی و اصلاحی «ایران» نمود، با نشان دادن چهره‌ای موحش و خشن از اسلام، دست غربیان متجاوز را برای هجمه به كشورهای اسلامی، از جمله «افغانستان»، «عراق» و سایر نقاط باز كرد و مدارك لازم را برای رسانه‌های غربی فراهم آورد تا همة ساكنان غرب، مبتلای نوعی اسلام‌هراسی شوند. این همه در حالی بود كه مستضعفان جهان در پی انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی مسلمانان، نوعی گرایش به اسلام، معنويّت، معناگرایی، حتّی آخرالزّمان و ظهور مقدّس منجی موعود پیدا كرده بودند.
این سه ضلع شوم مسلمانان صهیونیست در شرایطی به یاری غرب برخاستند كه زلزله‌های پی در پی و بحران‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی، غرب را در برابر شرق اسلامی در موضعی كاملاً انفعالی قرار داده بود.
در واقع این سه جریان در مهم‌ترین شرایط خاصّ تاریخی، به نفع سرزمین‌های مادری خود، یعنی غرب الحادی و صهیونیسم یهودی به میدان آمدند.
نكتة جالب توجّه این است كه سران و هواداران هر سه جریان به محض احساس خطر در غار امن «آمریكا» و «انگلیس» پناه گرفتند. عموم سران لیبرال و روشنفكر ملحد غربگرا در كنار سران بهائيّت و بهائیان صاحب نفوذ و ثروت در انگلیس، اسرائیل و آمریكا به سر می‌برند و هم اینان گردانندگان اصلی رسانه‌های ضدّ اسلامی، ضدّ شیعی و ضدّ ایرانی‌اند و امّا وهّابیت، تعلّق خاطر و وابستگی جریان حاكم در «عربستان» و نسبت سران این كشور به جریان مخفی و مخوف ماسونی این امكان را به وهابّیون می‌داد كه به مدد فضای امنيّتی و ثروت شیوخ عربستان، بمانند، بلوا به پا كنند، بحران بیافرینند و امكان ایجاد هر گونه تعادل، آرامش و امنيّت را در سرزمین‌های اسلامی و به ویژه «عراق»، «پاكستان»، «یمن»، «افغانستان» و این اواخر، «ایران» از بین ببرند. ظهور تمام قدّ این سه جریان، در زیر پرچم اسلام صهیونیستی، این مثلث را به مهم‌ترین دشمنان اسلام انقلابی، تفكّر و فرهنگ شیعی و جریان مهدوی و موعودگرا تبدیل كرده است.
لیبرالیسم، جهان مطلوب را در تحقّق مدینة لیبرال دمكراسی غربی شناسایی می‌كند و در حال حاضر این مدینه را در هیئت ایالات متّحده و لیبرال سرمایه‌داری آمریكایی محقّق شده، می‌شناسد.
بهائیسم، علی‌محمّد باب را مهدی موعود معرّفی كرده و ظهور و حضور این موعود مقدّس را تمام یافته اعلام می‌نماید. بالأخره وهابّیون، با مشی در طریق شرك آلود وهّابی‌گری، منكر اصل امامت و ولایت ائمة دین(ع) شده‌اند تا چه رسد به باور آوردن به مهدويّت، ظهور و قیام موعود مقدّس علیه تماميّت كفر، شرك و استكبارورزی.
هر سه جریان، علیه جریان فكری و فرهنگی شیعی هم‌صدا و متّفق شده‌اند؛ در حالی كه در جهان اسلام، این جریانِ معتقد به امامت و ولایت، تنها جریانی است كه تمام قد در برابر استكبار و استعمار یهودی صفت ایستاده است.
نگاهی ساده به پاره‌ای از اخبار، پرده از بسیاری از واقعیت‌ها برمی‌دارد:
روزنامة سعودی «الوطن»، در مقاله‌ای با عنوان، «رازهایی كه القاعده مایل به انتشارش نیست»، آورده است كه:
نتایج تحقیقات «وست پوینت» كه زیر نظر مركز سیاست خارجی آمریكا مشغول فعّالیت است، نشان می‌دهد كه: «پیشگامان قاتلان»، خلاف آنچه بن لادن و حامیان آنان مطرح می‌كنند كه بین اسلام و غرب تضاد وجود دارد، در واقع این مسلمانان هستند كه قربانیان اصلی تروریسم القاعده بوده‌اند.
این روزنامه و تحقیقات اعلام كرده است كه اكثريّت غالب قربانیان القاعده تاكنون مسلمانان بوده‌اند.
در فاصلة سال‌های 2004م. تا 2008م. تنها 15% از كشته شدگان عملیات القاعده، غیرمسلمانان بوده‌اند؛ یعنی 85% از كشته شدگان مسلمان بوده‌اند. همین امر باعث بوده كه القاعده عموم طرف‌داران خود را در كشورهای اسلامی مثل «مصر»، «اردن» و «پاكستان» از دست بدهد؛ چنان كه 80% از پاكستانی‌ها بی‌ثباتی سیاسی كشور خود را مرهون افراط‌گرایی این گروه اعلام كرده‌اند.
شاید به همین دلیل است كه وهابّیون با سوءاستفاده از ضعف مالی روستانشینان، مبلّغان خود را به مناطق روستایی «ایلام»، «بوشهر»، «بندرعبّاس»، «كردستان» و «زاهدان» گسیل داشته‌اند تا با توزیع بسته‌های صدتایی دو هزار تومانی آنان را بفریبند و در مراكز تفریحی و پارك‌ها به شكار جوانان خام مشغول شوند. (البرز، موعود)
«جوان آنلاین» هم خبر داده بود كه گروهی از وهابّیون در برخی استان‌های مرزی، روزهای جمعه و بعد از نماز مغرب و عشاء با سوءاستفاده از اوقات فراغت جوانان، ضمن تبلیغ وهّابیت، برای جذب هواداران، ماهیانه مبلغ 200 هزار تومان به افراد پرداخت می‌كنند.
ریال سعودی‌های وهابّی در حالی از طریق «عراق»، «پاكستان» و «امارت» به «ایران» وارد می‌شود كه سران «عربستان» با صلیب آویخته به گردن در كنار ملكة «انگلستان»، عكس یادگاری می‌گیرند، شراب می‌نوشند، دستور قتل عامّ مسلمانان مستضعف را صادر می‌كنند و بر كرسی درجة 33 لژهای ماسونی جهان تكیه می‌زنند.
ای كاش اینان به علمای اهل سنّت رحم می‌كردند كه اگر چنین بود دست به ترور این اشخاص منفعل نمی‌زدند. این همه در حالی است كه در میان سكوت عربستان، وهابّیون و سران كشورهای غربی، اسرائیل زمینه‌های تخریب «مسجد الاقصی» را فراهم می‌كند و در كنار آن یك مبلّغ سعودی به پیروی از عبدالعزیز بن باز پیشنهاد تخریب «مسجد الحرام» را می‌دهد.
روزنامة «القدس العربی» اعلام كرد كه یوسف الاحمد، مبلّغ سعودی این پیشنهاد شگفت را برای بازسای مسجد الحرام در شكل جدید و به بهانة جلوگیری از اختلاط مردان و زنان اعلام كرده است.
به هر روی، پیشگامی این سه جریان در ایجاد بحران فراگیر در شرق اسلامی، این منطقه را به منطقه‌ای بحران زده، مستعدّ حضور غربیان و نیازمند قیوميّت تبدیل كرده است. از دیگر سو؛ با از هم پاشیدن زمینه‌های اتّحاد و اتّفاق میان جوامع اسلامی، خطرات را از مرزهای رژیم اشغالگر دور ساخته و بستر لازم را برای گستاخی و هتك حرمت به مسجد الاقصی تا تخریب كامل آن فراهم آورده است. در این میان، ثروت، جان و حیثیت مسلمانان به باد داده می‌شود تا آنكه، در اوج اختلاف و تشنّج فراگیر، سران مجامع مخفی امكان اعلام جهان تك حكومتی با محوريّت «قدس شریف» را حاصل كنند. در این باره باید اندیشه كرد.

برگرفته از کتاب زنجیره های نامرئی نوشته اسماعیل شفیعی سروستانی(برای تهیه این کتاب با موعود تماس بگیرید)

گزینه های مرتبط (بر اساس برچسب)

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی