موقعیت شما: موعود»مهدویت و آخرالزمان»شعر و ادب»بهار است و هنگام گل چيدن من

بهار است و هنگام گل چيدن من

سه شنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۴۴
امتیاز این گزینه
(1 رای)

بهار است و هنگام گل چيدن من


به خون گر كشي خاك من، دشمن من
بجوشد گل اندر گل از گلشن من
تنم گر بسوزي، به تيرم بدوزي
جدا سازي اي خصم، سر از تن من
كجا مي‌تواني، ز قلبم رُبايي
تو عشق ميان من و ميهن من
مسلمانم و آرمانم شهادت
تجلّي هستي‌ست، جنان كَندن من
مپندار اين شعله افسرده گردد
كه بعد از من افروزد از مدفن من
نه تسليم و سازش، نه تكريم و خواهش
بتازد به نيرنگ تو، توسن من
كنون رود خلق است درياي جوشان
همه خوشة خشم شد خرمن من
من آزاده از خاك آزادگانم
گل صبر مي‌پرورد دامن من
جز از جام توحيد هرگز ننوشم
زني گر به تيغ ستم گردن من
بلند اخترم، رهبرم، از درآمد
بهار است و هنگام گل چيدن من

سپيده كاشاني

سایر مطالب این مجموعه: « سحری مادندگار بهار عاشقان »

نوشتن نظر

اطمینان حاصل کنید که تمام اطلاعات
کادرهای ستاره دار را وارد کرده اید.

چندرسانه ای

آگهی

نشر موعود

آگهی

موعود نوجوان

آگهی

موعود

آگهی