ویرانی خانه فرهنگ در سه اپیزود!
موقعیت شما: موعود»صفحه یک»یادداشت»ویرانی خانه فرهنگ در سه اپیزود!

ویرانی خانه فرهنگ در سه اپیزود!

چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۳۶
امتیاز این گزینه
(11 آرا)

... وقتی كه آسمان كمی بیشتر می‌بارد و زمین شدیدتر می‌لرزد، از كوه سیلاب و از «زمین»، آوار بر سر و روی خفته و بیدار فرو می‌غلطد. فریاد و شیون و زاری به آسمان می‌رسد و هر صاحب درد و داغی به قصد یاری برمی‌خیزد و دستی در كار وارد می‌كند تا شاید از شدّت مصیبت بكاهد و به نحوی از انحاء جبران مافات كند.

 

اپیزود یك
... وقتی كه آسمان كمی بیشتر می‌بارد و زمین شدیدتر می‌لرزد، از كوه سیلاب و از «زمین»، آوار بر سر و روی خفته و بیدار فرو می‌غلطد. فریاد و شیون و زاری به آسمان می‌رسد و هر صاحب درد و داغی به قصد یاری برمی‌خیزد و دستی در كار وارد می‌كند تا شاید از شدّت مصیبت بكاهد و به نحوی از انحاء جبران مافات كند.
رئیس دولت و دولتمردان نیز سحرگاهان آب به صورت زده و نزده در رسیده و چراغ دكّة بازسازی و بهسازی روشن می‌نمایند و آجر و سیمان و آهن فراهم می‌آورند و با بذل و بخشش ملوكانه وام‌ها می‌بخشند و قرض‌ها می‌دهند تا مبادا كه متّهم به كاهلی و ندانم‌كاری شوند. این همه در حالی است كه نه در كنده شدن سیل از كوهسار نقشی دارند و نه در جنبیدن زمین، دستی ... بگذریم!

اپیزود دو
... وقتی آسمان دل و جان اهل فرهنگ بر مردم نبارد و قلب صاحب قلم نلرزد، آوار تباهی و سیلاب سیاهی بر سر و روی خفته و بیدار و خرد و كلان هر شهر و آبادی فرو می‌غلطد. دیوار حرمت‌ها فرو می‌ریزد و جامة ارزش‌ها از اندام مردان و زنان فرو می‌افتد. عریانی جسم و جان مردمان تمامیّت سیاهی و ظلم جنود ابلیس را به نمایش می‌گذارد.
بذر خفتة فریب و فتنه میوة تلخ بحران و ابتذال به بار می‌آورد و امواج حرام و حرمت‌شكنی آسمان و زمین را چنان از ساكنان زمین بی‌زار می‌سازد كه بی‌قرار و بی‌تاب طوفان خشم خود را بر مردمان می‌وزند و خانمانشان را برمی‌اندازند.

اپیزود سه
... وقتی آسمان تدبیر و خزانة تقدیر دولت خشكیدن گرفت و آتشباد ارز و سكّه از بزرگراه میرداماد به كوچه پس كوچه‌های فردوسی و ناصرخسرو رسید، در طرفـة العینی سقف رعیّت و خانة اهل فرهنگ فرو ریخت. فریاد و شیون و زاری به آسمان برخاست و هر صاحب درد و داغی ملتهب و منتظر گوش به اخبار و چشم به تدبیرگری مدبّران داشت؛ امّا ...
ناشران به خاك سیاه نشستند. در و بام حافظان و حارسان حریم جان و اندیشة مردمان فرو ریخت، آثار ارزشمند در گنجینه‌ها ماندند. صاحبان قلم و اربابان چاپ و نشر زمینگیر شدند. هیچ كس از جای برنخاست. هیچ چراغ دكّه‌ای برای جبران مافات و بازسازی ویرانه‌ها روشن نشد. هیچ یك از كارگزاران دولتخانه بیمی در دل راه ندادند و هیچ بخششی اتّفاق نیافتاد.

اپیزود چهار
... وقتی خانة دل و جان ویران شود، برای ویران ساختن خانة گِلین و سنگین مردم به هیچ سیلاب و طوفانی نیاز نیست. با دست خود همة دیوارها و حریم‌های كشیده شده را از جای برمی‌كنند؛ حتّی اگر جملة شهر را از انبوه پاسبانان آكنده كنیم.
... وقتی خانة صاحبان قلم و هنر و نشر ویران شود، برای ویران ساختن خانة فرهنگ و ادب مردم به هیچ مهاجم و متجاوز و متجاسری نیاز نیست. این بنا خود از درون روی به ویرانی می‌نهد.
... وقتی در سحرگاه كنده شدن سیلاب و لرزیدن زمین، صاحبان امضا آب صورت نزده فریادرسی نكنند، شامگاهان بر ویرانه‌ها خیمة ماتم باید زد.
والسّلام علیكم و رحمة الله و بركاته

اسماعیل شفیعی سروستانی

4 نظر

  • لینک نظر صبحگاه يكشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۰۶:۰۳ نوشته شده توسط صبحگاه

    استاد بزرگوار
    خوب ميدانم كه خوب ميدانيد:
    خانهء كلام شما،دلهاي شاگردانتان است كه اثر و بقايش،نيازمند به هيچ كاغذ و قلمي و.. نيست

  • لینک نظر وحيد رضا شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۰۴:۳۸ نوشته شده توسط وحيد رضا

    خداوند شما را حفظ كند ان شاء الله
    "...چهار اپيزود"

  • لینک نظر زهرا جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۰۶:۲۱ نوشته شده توسط زهرا

    الهم عجل لولیک الفرج. اینها همه نشان میدهد که برای نجات فقط باید منتظر حضرت (ع) باشیم.

  • لینک نظر حسن جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۰۶:۱۷ نوشته شده توسط حسن

    واقعا همینطوره. متاسفانه من خودم در این دستگاه فرهنگی هر روز شاهد این وضع هستم. ما داریم به سمت یک فاجعه حرکت میکنیم.

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی