طوفان سهمگین
موقعیت شما: موعود»مهدویت و آخرالزمان»جهان در آخرالزّمان»طوفان سهمگین

طوفان سهمگین

جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۱۹
امتیاز این گزینه
(9 آرا)

اينها توصيفاتي اغراق‌آميز از نسيمي وزنده و شرقي  نيست. اين طوفان گزنده درد و داغ و سوز و گداز و ويراني بر و بوم را با خود دارد. گويا زمين و زمان، جمله عقدة فرو خفته را به يك باره چون آتشفشاني هولناك فوران مي‌كنند و يا خداوند جملة سخط خود را به نمايش مي‌گذارد؛ چنان‌كه از تصوّرش اقوام بزرگ و مردان بزرگ از هزاره‌هايي دوردست و پيش از اين، بر خود لرزيده‌اند و از بيمش به خدا پناه برده و سر در گريبان پوشيده داشته‌اند.

 

طوفاني سهمگين از جاي خود كنده شده است؛ توفنده و بي‌امان بي‌آنكه مرزي و ساحتي بشناسد، پيش مي‌آيد.
از هيچ تيغ و سنان و سر نيزه‌اي بيم به دل راه نمي‌دهد. گستاخ و بي‌رحم همه جا را درمي‌نوردد؛ بي‌آنكه هماوردي فراروي خود ببيند.
اينها توصيفاتي اغراق‌آميز از نسيمي وزنده و شرقي  نيست. اين طوفان گزنده درد و داغ و سوز و گداز و ويراني بر و بوم را با خود دارد. گويا زمين و زمان، جمله عقدة فرو خفته را به يك باره چون آتشفشاني هولناك فوران مي‌كنند و يا خداوند جملة سخط خود را به نمايش مي‌گذارد؛ چنان‌كه از تصوّرش اقوام بزرگ و مردان بزرگ از هزاره‌هايي دوردست و پيش از اين، بر خود لرزيده‌اند و از بيمش به خدا پناه برده و سر در گريبان پوشيده داشته‌اند.
خانه‌هاي خشتي و گِلين ما و جامه‌هاي فرسوده و نخ‌نمايي كه بر تن و جان پوشيده‌ايم، هيچ يك تاب اين طوفان هولناك را نخواهند داشت. بي‌آنكه حفاظي و مانعي بشناسد از آسمان و زمين، از يمين و يسار و از فراز و فرود مي‌تازد تا از كشته‌ها پشته بسازد. اگر گوش فرا دهي آواز خوفناكش را از فرسنگ‌ها راه مي‌شنوي. پير و جوان، خرد و كلان به ناگاه خود را در گردابي و گردبادي توأم خواهند يافت؛ چنان‌كه نخواهند دانست كدامين گريزگاه آنان را رهايي خواهد بخشيد.
طوفان، ظهور عيني و برآيند جملة تعدّي و تجاوز، خيره‌سري و خودكامگي و ناپرهيزگاري خود ماست كه طيّ همة قرون بر هم انبار گشته تا در فرصتي، به يك باره از جاي خود كنده شده و بر سر خلق روزگار آوار شود.
طوفان، انعكاس عمل و گسست عهد ماست كه بي‌اعتنا از پيامدهايش از كنارشان گذشتيم و بي‌گمان، دشمن ديرينة انسان كه اميد مي‌ورزد، در فصل سرد و سياه دوري انسان از آسمان و آسمانيان، حاكميّتي تام خواهد يافت.
چه مي‌توان گفت دربارة خودمان، دربارة اطرافيانمان و جملة مردان و زناني كه بي‌‌هيچ آمادگي و تمهيد، بي‌حفاظ و سپر باز دارنده، ‌خود را مواجه با اين طوفان توفنده خواهند يافت؟
چه مي‌توان گفت دربارة درهاي فراخ و دروازه‌هاي گشادة خانه‌ها، محلّه‌ها و شهرهايمان كه آغوش گشوده‌اند، بر طوفان بي‌محابايي كه از صحن و ساحتشان مي‌گذرد؟
چه مي‌توان گفت دربارة جان‌هاي ضعيف و نفس‌هاي معيوب كه در نقصان تمام در لحظه‌اي چونان طومار در هم پيچيده مي‌شوند؟
به چه مي‌توان انديشيد دربارة نونهالانِ نو رسته‌اي كه ما را پناهگاه امني در برابر طوفان نخواهند يافت.
آنان به زودي درخواهند يافت كه ما، پدران و مادرانشان، خانه بر سيلاب بسته و از ابر تيره و تاري كه بر بلنداي كوهسار خبر از طوفان سهمگين مي‌دهند، سخت در غفلت و بي‌خبري‌اند.
ما را ديگر مجال گفتن نيست، كاش مجال شنيدن بودي!
طوفاني سهمگين از جاي خود كنده شده است. توفنده و غرّنده، بي‌آنكه مرزي در جغرافياي زمين و ساحتي در جغرافياي جان و نفس آدمي بشناسد، پيش مي‌آيد. از هيچ تيغ و سنان و سر نيزه‌اي بيم به دل راه نمي‌دهد؛ زيرا جملگي، شمشيرهايي چوبين بيشتر نيستند، در برابر تيغ‌هاي آخته و آتشين.
اينها توصيفاتي شاعرانه و اغراق‌آميز نيستند، اخباري هستند كه جملة انبياء و اولياء پيشين درباره‌اش سخن گفته‌اند. آنها با چشم جان از ميان هزاره‌ها سياهي اين تندباد را ديده و صدايش را شنيده بودند.

طوفان، انعكاس عمل و گسست عهد ماست كه بي‌اعتنا از پيامدهايش
از كنارشان گذشتيم و بي‌گمان، دشمن ديرينة انسان كه اميد مي‌ورزد،
در فصل سرد و سياه دوري از آسمان و آسمانيان، حاكميّتي تام خواهد يافت.


جامه‌هاي فرسودة نخ‌نماي آموزه‌ها و خانه‌هاي سست و لرزان اندوخته‌هاي عملي و اعتقادي اندك ما هيچ يك تاب اين طوفان هولناك را نخواهند داشت. پير و جوان، خرد و كلان، عارف و عامي به ناگاه خود را چون گنجشكي اسير عقابي تيز پرواز با چشماني سرخ و آتشين خواهند يافت.
اگر خوب گوش فرا دهي، غرّش رعدآسايش را از فرسنگ‌ها راه، از دوردست مرزهاي «عراق»، «سوريه» و «فلسطين» خواهي شنيد. سر بچرخاني از «چين» و ماچين نيز خواهد گذشت.
بايد بيدار شد، بايد بيدار ماند!
بايد از خانه‌ها بيرون جست، بايد پناهي جست بر بلنداي قلّه‌اي و اندرون قلعه‌اي تا طوفان بگذرد.
بايد در جست‌وجوي امان زمين و زمان، صحرا به صحرا و دشت به دشت بگرديم.
او تنها پناهگاه طوفان‌شكني است كه با دستان آسماني‌اش طومار طوفان را در هم خواهد پيچيد. بايد او را جست، او را خواست.
طوفاني سهمگين از جاي خود كنده شده است!
«اللّهمّ عجّل لوليّك الفرج»

مهدی محمد یاری

5 نظر

  • لینک نظر مجید املشی يكشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۰۷:۰۰ نوشته شده توسط مجید املشی

    آنگاه که ظهور را به مثابه حرکت و سیرورت در نظر بگیریم؛ بجای معنای کاذب ایستایی آن؛ توفیقات نسیبمان خواهد شد. ان شاءالله.
    ما باید برویم تا بشویم.

  • لینک نظر ... شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۳۳ نوشته شده توسط ...

    سلام با تشکر از سایت خوبتون
    می خواستم بگم به جای بیان نشانه های ظهور و وضعیت کنونی جهان، لطفا کمی هم درمورد آماده شدن برای آن وقت طلایی صحبت کنید این که در چه زمینه هایی و چگونه می تونیم خودمون رو آماده کنیم وموجب نزدیکی ظهور بشیم

  • لینک نظر لاله شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۳۰ نوشته شده توسط لاله

    مطلبی که هنوز اتفاق نیافتاده است چگونه می توانیم دذر مورد آن نظر بدهیم و اینتگونه دقیق بیان کنیم

  • لینک نظر علیرضا شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۲۹ نوشته شده توسط علیرضا

    بسسیار با این موضوع موافق هستم ممکن است ما روزی مت.ووجهع بشویکمن که دیگه کار از کار گذشته است و راهی برای توبه کردن نداریم

  • لینک نظر محد شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۲۷ نوشته شده توسط محد

    با تشکر ازمسئولین سایت موعود که سایتی به این منظمی دارند

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی