موعود :: صفحه مهدویت و آخرالزمان
موقعیت شما: موعود»صفحه مهدویت و آخرالزمان»موعود :: صفحه مهدویت و آخرالزمان
آگهی
يكشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۴۷

توصیه آیت‌الله بهجت به مقاومت

استاد حوزه و دانشگاه گفت: سیاسیونی که می‌خواهند با آمریکا رابطه برقرار کنند ذلیل و حقیر هستند.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی

آیا نوع زندگیمان امام زمانی است یا بعبارتی دیگر امام زمان پسند هست؟ آیا نوع معاشرت های ما طوری هست که امام زمان هم وارد مجلسمان شوند، همنشین با ما شده و نظر لطفی داشته باشند؟ یا برعکس؟

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
سه شنبه ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۴۲

دعاي آيت‌الله بهجت در سجده

اوائل برای نماز خدمت بزرگان دیگری می رفتیم که حالا اسم نمی برم. بعد ها مرحوم آیت الله بهجت رضوان الله علیه را یافتیم. ایشان در سجده آخر یک دعایی می فرمودند که به نظرم آمد از این بهتر است.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
يكشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۵۶

توصیه آیت‌الله بهجت برای بخت‌گشایی

مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت راهکاری برای گشایش بخت در ازدواج ارائه کرده است
مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
يكشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۳۲

چند رهنمود ویژه از آیت الله بهجت(ره)

بخش اول کتاب متشکل از 10 فصل قرآن، فقه و اصول، ارزش های اخلاقی و عملی، فلسفه و عرفان، کشف و کرامات، حج و سرپرستى حجّاج، امام خمینى و انقلاب اسلامى، سیاست و رهنمودهاى ویژه است.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی

خدای متعال نعمت ولایت را در ابتدا به مردم عربستان و حجاز داد. وجود مقدس پيامبر اکرم(ص)، اميرالمؤمنين(ع)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) متولد و رشد يافته منطقه حجاز بودند. ولي اکثر مردم آن سرزمین قدر ولایت را ندانستند و خداوند نعمت ولایت ائمه اطهار(ع) را به مردم ايران منتقل كرد.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۳۹

مهمّ تر از دعا براى تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)

مهمّ تر از دعا براى تعجیل فرج حضرت مهدى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ ، دعا براى بقاى ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انكار آن حضرت تا ظهور او مى باشد
در پایگاه اطلاع رسانی مرحوم آیت الله العظمی بهجت آمده است: مهمّ تر از دعا براى تعجیل فرج حضرت مهدى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ ، دعا براى بقاى ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انكار آن حضرت تا ظهور او مى باشد؛ زیرا مردن، تنها قطع حیاتِ دنیاى چند روزه ى فانى است؛ اما بیرون رفتن از عقیده ى صحیح، موجب هلاكت ابدى از حیات جاوید آخرت و خلود در جهنّم است، لذا حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ در لیلةُ المَبیت از رسول اكرم ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ مى پرسد:
«أَفِى سَلامَةٍ مِنْ دِینِى؟»(1) آیا دین من سالم خواهد بود؟
یعنى از استقامت در دین و ثبات ایمان و عقیده تا مرز شهادت را كه از خود شهادت بالاتر است، از آن حضرت سؤال مى كند.
این دعا خیلى عالى است كه دستور داده شده است در زمان غیبت خوانده شود، كه:
«یا أَللّه  یا رَحْمانُ یا رَحِیمُ! یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، ثَبِّتْ قَلْبِى عَلى دِینِكَ.»(2)
اى خدا، اى رحمت گستر، اى مهربان، اى گرداننده ى دل ها، دل مرا بر دینت ثابت و استوار بدار.
1. براى بررسى، ر.ك: عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 266؛ امالى صدوق، ص 155؛ فضائل الاشهر الثلاثة، ص 79؛ النصّ و الاجتهاد، ص 281 و 521؛ المراجعات، ص 251؛ كنزالعمّال، ج 11، ص 617 و...
2. بحارالانوار، ج 52، ص 148؛ ج 92، ص 326؛ اعلام الورى، ص 432؛ كمال الدّین، ج 2، ص 351؛ مهجّ الدعوات، ص 332

مجموعه مربوطه اخبار آخرالزمان
جمعه ۰۷ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۰۷:۱۵

نظر آیت‌الله بهجت درباره مسجد جمکران

به گزارش فارس، آیت‌الله العظمی بهجت(ره) در کتاب «پرسش‌های شما، پاسخ‌های آیت‌الله بهجت» به سؤالاتی در خصوص مسجد مقدس جمکران پاسخ گفته است که مطالب آن به اختصار برای علاقه‌مندان بیان می‌شود.

1- اگر کسی حاجت و یا مشکلی داشته باشد آیا صحیح است که به مسجد مقدس جمکران برود و در این مکان به امام زمان علیه‌السلام متوسل شود؟

- عده‌ای از پاکان و نیاکان با حضرت صاحب(عج) سؤال و جواب می‌کنند و حاجت می‌طلبند و جواب می‌گیرند، و در مسجد جمکران صدای آن حضرت را نیز می‌شوند!

آقایی را که در بیداری دیده بودم، در خواب به من فرمود: چرا به مسجد جمکران نمی‌آیی؟!

2- آیا آن حضرت خودشان هم به مسجد مقدس جمکران تشریف می‌آورند؟!

- آقایی که زیاد به مسجد جمکران می‌رود، می‌گفت: آقا را در مسجد جمکران دیدم. به من فرمود: به دل سوخته‌گان ما بگو برای ما دعا کنند! بعد یک مرتبه از نظر غایب شد! نه این که راه برود و کم کم از نظرم غایب شود! همین آقا، هفته قبل از آن هم حضرت را در خواب دیده بود.

یکی از سادات که عمامه هم ندارد و روضه می‌خواند و مسئله می‌گوید، اخیرا هم نزدیک مسجد جمکران خانه گرفته و همان جا زندگی می‌کند، مکرر آن حضرت را دیده که پس از بیرون آمدن از مسجد جمکران غایب می‌شوند.

3- اگر خداوند توفیق داد و به مسجد مقدس جمکران رفتیم از خداوند و امام زمان(ع) چه بخواهیم؟ راهنمایی بفرمائید.

- افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می‌روند و نمی‌دانند که آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فرج او دعا کنند!

چنانکه به آن آقا فرموده بود: اینها که به اینجا آمده‌اند، دوستان خوب ما هستند، و هر کدام حاجتی دارند: خانه، زن، مال، ادای دینٍ! ولی هیچ کس در فکر من نیست! آری! او هزار سال است که زندانی است، لذا هر کسی که برای حاجتی به مکان مقدس مانند مسجد جمکران می‌رود، باید که اعظم حاجت نزد او، واسطه فیض، یعنی فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

4- این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجت بن الحسن العسکری(عج) هستم، از حضرتعالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم؟

- زیاد صلوات اهدای وجود مقدسش کنید، مقرون با دعای تعجیل فرجش «اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم» و زیاد به مسجد جمکران مشرف شوید با ادای نمازهایش.

5- اگر درباره مسجد مقدس جمکران نظری دارید بفرمائید؟

- ما معتقدیم که این مشاهد مبارک و مساجدی مانند جمکران، بی‌نیاز از معرفی‌اند و اگر کسی بگوید: رفتیم و چیزی در آنجا نیافتیم به حسب ظاهر باید گفت: از روی اعتقاد صحیح نرفته است؛ یا برای امتحان رفته یا همین طوری رفته است به هر حال بهترین معرّف این مکان‌ها‌، خودشان هستند.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
سه شنبه ۰۴ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۸:۱۷

10 توصیه آیت‌الله بهجت برای زیارت امام رضا

به گزارش مشرق به نقل از فارس،همزمان با فرا رسیدن سالروز ولادت با سعادت ثامن‌الائمه علی‌ بن موسی‌الرضا علیه‌السلام، جمع کثیری از زائران و عاشقان اهل‌بیت(ع) به زیارت امام هشتم می‌روند از این رو بر آن شدیم تا توصیه‌های حضرت آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت‌(ره) را از کتاب «برگی از دفتر آفتاب» در باب زیارت این امام همام ذکر کنیم تا ان‌شاءالله سفری پربار و معنوی برای زائران رقم بخورد.

1- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه‌السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:

«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»

زیارت امام رضا علیه‌السلام از زیارت امام حسین علیه‌السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

2- به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه‌السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه‌السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

3- اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

4- بسیاری از حضرت رضا علیه‌السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور – کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

5- ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا(ع) خواست او را شفا بدهد، شب، حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.

6- همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. -قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه‌السلام بشمرید. حضرت علیه‌السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه‌السلام به کسی فرمودند: «از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

7- یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم؛ نخست آنکه قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. دوم، در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی رحمة‌الله علیه مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ عزاداری امام حسین علیه‌السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!»

پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»

این جمله دو معنی دارد:

معنی اول این که حضرت رضا علیه‌السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه‌السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آنجا آتش روشن کردند!

8- کسی وارد حرم حضرت رضا علیه‌السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین – سلام الله علیهم – را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ  رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء است.

9- در همین حرم حضرت رضا علیه‌السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه‌السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت است! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت‌نامه می‌خواندند. همین زیارت‌نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارت‌نامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع شد حال آیا حضرت رضا علیه‌السلام وفات کرده است؟

10- حرف آخر این که: عمل کنیم به هر آنچه که می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی

همان حكایت ماهی و دریاست؛ نه قدر آب می‌دانیم و نه شكر آن را بجای می‌آوریم. این نه فقط حال و روز تهرانی‌ها كه شاید توصیف بی وفایی خیلی از ما ایرانی‌ها باشد. حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام آنقدر در دسترس است و باریابی به بارگاه ایشان آنقدر سهل كه همچون ماهی در درون دریا، از وجود انوار كرامت ایشان غافلیم. بارها شنیده‌ایم كه هر كه او را زیارت كند گویا سید الشهدا علیه اسلام را زیارت كرده است اما كو گوش شنوا!

این مطلب عرض ادبی است به پیشگاه «مَنْ بِِزِیارَتِهِ ثَوابُ زِیارَة سَیِّدِ الشُّهَداءِ یُرْتَجی»؛ در این روزها كه سالگرد وفاتشان است.


زیارتنامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه اسلام

 

اَلسَّلامُ عَلی آدَمَ صِفْوَة اللهِ اَلسَّلامُ عَلی نُوحٍ نَبِیِّ اللهِ اَلسَّلامُ عَلی اِبْراهیمَ خَلیلِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلی مُوسی كَلیمِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلی عیسی رُوحِ اللهِ اَلسَّلام عَلیكَ یا رَسولَ اللهِ اَلسَّلامُ عَلیكَ یا خیرَ خَلْقِِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلیكَ یا صَفِیَّ اللهِ اَلسَّلامُ عَلیكَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِاللهِ خاتَمَ النَّبیّینَ اَلسَّلامُ عَلیكَ یا اَمیرَالْمُؤمِنینَ عَلِیَّ  بْنَ اَبیطالِبٍ وَصِیَّ رَسُول اللهِ اَلسَّلامُ عَلیکِ یا فاطِمَة سیِّدَة نِسآءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلیْكُما یا سِبْطَیِ الرَّحْمَة وَ سیِّدیْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّة اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا عَلیَّ بْنَ الْحُسیْنِ سیِّدَ الْعابِدینَ وَ قُرَّة عیْنِ النّاظِرینَ اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلیٍّ باقِرَالْعِلْمِ بَعْدَالنَّبی اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا جَعْفَرَبْنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ الْبـآرَّ الْـاَمینَ اّلسَّلامُ عَلیْكَ یا مُوسی بْنَ جَعْفَرِ الطّاهِرَالطُّهْرَ اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا عَلیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا الْمُرْتَضی اَلسًّلامُ عَلیْكَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلیٍّ التَّقیّ اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا عَلی بْنَ مُحَمَّدٍ النَّقِیَّ النّاصِحَ الْـاَمینَ اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا حَسَنَ بْنَ عَلیّ اَلسَّلامُ عَلی الْوَصیِّ مِنْ بَعْدِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی نُورِكَ وَ سِراجِكَ وَ وَلِیِّ وَلیِّكَ وَ وَصِیِّ وَصیِّكَ وَحُجَّتِكَ عَلی خَلْقِكَ اَلسَّلامُ عَلیْكَ ایُّهَا السّیِّدُ الزَّكِیُّ وَ الطّاهِرُ الصَّفِیُّ اَلسَّلامُ عَلیْكَ یَا بْنَ السّادَة الْاَطْهارِ اَلسَّلامُ عَلیْكَ یَا بْنَ الْمُصْطَفیْنِ الْـاَخیارِ اَلسَّلامُ عَلی رَسُولِ اللهِ وَ عَلی ذُریَّةِ رَسُولِ اللهِ وَ رَحْمَة اللهِ وَ بَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلی الْعَبْدِ الصّالِحِ الْمُطیعِ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِاَمیرِ الْمُؤمِنینَ اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا اَبَاالْقاسِمِ ابْنَ السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ الْمُجْتَبی اَلسَّلامُ عَلیْكَ یا مَنْ بِِزِیارَتِهِ ثَوابُ زِیارَة سَیِّدِ الشُّهَداءِ یُرْتَجی اَلسَّلامُ عَلیْكَ عَرَّفَ اللهُ بیْنَنا وَ بیْنَكُمْ فی الْجَنَّة وَ حَشَرَنا فی زُمْرَتِكُمْ وَ اَوْرَدَنا حَوْضَ نَبیِّكُمْ وَ سَقانا بِكَاْسِ جَدِّكُمْ مِنْ یَدِ عَلِیِّ بْنِ اَبیطالِبٍ صَلَوات اللهِ عَلیْكُمْ اَسْئَلُ اللهَ اَنْ یُرِیَنا فیكُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ وَ اَنْ یَجْمَعَنا وَ ایّاكُمْ فی زُمْرَةِ جَدِّكُمْ مُحَمَّدٍ صَلی اللهُ عَلیْهِ وَ آلِهِ وَ اَنْ لایَسْلُبَنا مَعْرِفَتكُمْ اِنَّهُ وَلیٌّ قَدیرٌ اَتَقَرَّبُ اِلی الله بِحُبِّكُمْ وَ الْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِكُمْ وَ التَّسْلیمِ اِلی اللهِ راضیاً بِهِ غیْرَ مُنْكِرٍ وَ لامُسْتَكْبِرٍ وَ عَلی یَقینِ ما اَتی بِهِ مُحَمَّدٌ نَطْلُبُ بِذلِكَ وجهک یا سیِّدی اَللّهُمَّ و رِضَاکَ وَالدّارَ الاخِرَةَ یا سَیِّدی وَ ابنَ سَیِّدی اِشفَع لِی فِی الجَنَّةِ فَاِنَّ لَکَ عِندَاللهِ شَأناً مِنَ الشَّأنِ اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ اَن تَختِمَ لی بِالسَّعادَةِ فَلا تَسلُب مِنّی ما اَنَا فیهِ وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ الْعَلیِّ الْعَظیمِ اَللّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنا وَتَقَبَّلْهُ بِكَرَمِكَ وَ عِزَّتِكَ وَ بِرَحْمَتِكَ وَ عافیَتِكَ وَ صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَجْمَعینَ وَ سَلَّمَ تَسْلیماً یا اَرْحَمَ الّراحِمینَ.




آبروی ری

 

 

 

 

گلچینی از سخنان رهبر انقلاب پیرامون زندگی پربركت حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام)


حقی عظیم بر گردن تهرانی‌ها

رى مركز بسیار مهمّى از لحاظ علمى و فرهنگى در تاریخ ماست و سرسلسله‌ى بزرگان هم - جناب عبدالعظیم - با این‌كه اهل رى نیست، اما حقّاً و انصافاً به رى و تاریخ رى آبرو داد و حقّ عظیمى به گردن همه‌ى تهرانیها و اهل رى دارد.

بیانات در دیدار اعضاى برگزاركننده‌ى كنگره‌ى حضرت عبدالعظیم الحسنى(12/03/1382)

شخصیّت جناب عبدالعظیم براى اغلب مردم ناشناخته است

جناب عبدالعظیم مرد بسیار بزرگى است. مردم مقامات علمى این بزرگوار را نمى‌دانند. به نظرم مى‌آید یك وقت جناب آقاى «رى‌شهرى» احادیث این بزرگوار را استخراج كرده بودند و شما مثل این‌كه روى آن دیوار همه‌اش را نوشتید. این خیلى كمك مى‌كند به این‌كه مردم از مقام محدّثىِ ایشان آگاه باشند. تجلیل از جناب عبدالعظیم، تجلیل از علم و جهاد و زهد و تقواست. ایشان صائم النّهار و قائم الّلیل بوده است. در حالات ایشان نوشته‌اند: در مدتى كه ایشان در رى زندگى مى‌كرد، همه‌ى روزها را روزه مى‌گرفت و همه‌ى شبها را مشغول عبادت بود. اینها حقّاً و انصافاً چیزهاى خیلى مهمّى است. در فضیلت ایشان روایات معروفى وارد شده است. حضرت هادى علیه‌السّلام به یكى از اهالى رى كه از زیارت امام حسین علیه‌الصّلاةوالسّلام مى‌آمد، فرمود: «اگر مى‌رفتى عبدالعظیم را زیارت مى‌كردى، ثوابى را كه از زیارت امام حسین نصیبت شده است به تو مى‌دادند.» ما در جوار جناب عبدالعظیم زندگى مى‌كنیم، شوق كربلا هم داریم؛ امّا كمتر توفیق پیدا مى‌كنیم به زیارت این بزرگوار برویم.

این یك روایت، كه مقام معنوى حضرت عبدالعظیم را نشان مى‌دهد. آن روز، امام هادى علیه‌السّلام مى‌خواستند این مشعل در این نقطه از ایران بدرخشد. بى‌خود تعریف نمى‌كردند. مى‌خواستند دلهاى آحاد ملّتِ مسلمان را در این نقطه‌ى عالم به وسیله‌ى نور این مشعل كه از انوار اهل بیت علیهم‌السّلام است و آن روز از دنیا هم رفته بود و دیگر خطرى او را تهدید نمى‌كرد، روشن كنند.

بیانات در دیدار اعضاى برگزاركننده‌ى كنگره‌ى حضرت عبدالعظیم الحسنى(12/03/1382)


ابعاد شخصیتی حضرت عبدالعظیم حسنی

شخصیّت جناب عبدالعظیم هم شخصیت علمى بوده، هم شخصیت جهادى بوده و هم ابتكاراتى داشته است. مرحوم «شیخ نجاشى» مى‌گوید: «ایشان خطب امیرالمؤمنین را جمع‌آورى كرد.» با این حساب، ایشان در حدود صد و هفتاد سال قبل از تألیف نهج‌البلاغه، خطب امیرالمؤمنین را جمع‌آورى كرده است؛ این كارِ خیلى مهمّى است. هیچ بعید نیست كه سیّدرضى رضوان‌اللَّه‌علیه از نوشته‌ى ایشان استفاده كرده باشد.

از سوى دیگر ایشان به دلیل شخصیت جهادى خود، با حال اختفاء و فرار به رى آمده است. شیخ نجاشى مى‌گوید: «حارباً من السّلطان»؛ ایشان از دست خلیفه‌ى عبّاسى از عراق و حجاز گریخت و به رى آمد؛ چون رى مركز و محل تجمّع شیعیان بود. هم در مدینه و هم در عراق، همه‌ى اینها مجبور نبودند از دست خلیفه بگریزند. این، مبارز بودن ایشان را نشان مى‌دهد. مشخّص مى‌شود ایشان اهل نشر معارف امامت بوده؛ بخصوص در دوران حضرت جواد و حضرت هادى علیهماالسّلام كه ایشان حداقل راوى این دو امام است. دوران عجیبى بوده است؛ دوران اختناق شدید نسبت به ائمّه و درعین‌حال دوران نشاط عجیب شیعه در سراسر دنیاى اسلام. این چیز مهمّى است كه در هیچ زمانى از دوران زندگى ائمّه، شیعیان این همه فعّالیت و نشاط و تحرّك و سازماندهى و گسترش در دنیاى اسلام نداشته‌اند كه در دوران این سه امام - یعنى حضرت جواد و حضرت هادى و حضرت عسكرى علیهم‌السّلام - داشته‌اند؛ این در حالى است كه این سه امام خودشان در مدینه و بغداد و در سامرا زیر نظر و تحت فشارهاى خیلى شدیدى قرار داشتند. معلوم مى‌شود در آن دوران، این بزرگوار شخصیت مهم و فعّالى بوده كه مورد توجّه خلیفه قرار گرفته و تحت تعقیب بوده و به رى گریخته است.

بنابراین هم شخصیت جهادى است، هم شخصیت علمى است و هم محدّث است و حداقل از امام جواد و امام هادى علیهماالسّلام روایت نقل كرده است.

بیانات در دیدار اعضاى برگزاركننده‌ى كنگره‌ى حضرت عبدالعظیم الحسنى و بیانات در صحن حرم(12/03/1382 و 05/08/1373)


مرجع علم دین در زمان امام هادی علیه‌السلام

یك روایت از حضرت هادى علیه‌الصّلاةوالسّلام است كه هم جنبه‌ى علمى حضرت عبدالعظیم و هم جنبه‌ى معنوى آن بزرگوار را نشان مى‌دهد.

كسى خدمت امام هادى علیه‌السّلام رسید. حضرت به او فرمودند: تو در كجا هستى؟

گفت: در رى.

فرمودند: هر مشكلى در امر دین داشته باشى، مى‌توانى از عبدالعظیم‌بن‌عبداللَّه الحسنى بپرسى.

یعنى امام هادى علیه السّلام، عبدالعظیم الحسنى را به عنوان یك مرجع علم دین به شیعیان خودشان معرفى كردند. بعد در همین روایت هست كه حضرت فرمودند: سلام مرا به او برسان. این هم جنبه‌ى معنوى.

بیانات در صحن حضرت عبدالعظیم‌الحسنى(ع) (05/08/1373)

دبیركل حزب الله در محضر سلطان ری

دبیرکل حزب‌الله لبنان پیش از آغاز جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی با این کشور به زیارت حرم حضرت عبدالعظیم حسنی‌ علیه السلام در ایران آمده بودند.

 

 


قصیده خوانی امید مهدی نژاد در محضر رهبر انقلاب درباره حضرت عبدالعظیم(ص)

 

 

 

 


رود از جناب دریا فرمان گرفته است
یعنی دوباره راه بیابان گرفته است

تا حرف آب را برساند به گوش خاك
در عین وصل رخصت هجران گرفته است

هم تا بهار را به جهان منتشر كنند
دریا ز باد و باران پیمان گرفته است

تجدید این بهار به باران رحمت است
باران، كه خو ز حضرت رحمان گرفته است

ای تشنگان شهر فراموش! خواب نیست
آری، حقیقت است كه باران گرفته است

بر جاده های یخ‌زده این رد گام كیست؟
این بیرق از كجاست كه جولان گرفته است؟

بوی مدینه می وزد، این شور از كجاست؟
آیا رضاست راه خراسان گرفته است؟

بر كشتی نجات بگوییدمان كه كیست
این ناخدا كه دست به سكان گرفته است؟

ری كربلاست یا تو حسینی كه هجرتت
بغداد را چو شام، گریبان گرفته است؟

ری خاك مرده بود، بگو كیستی مگر؟
كآینك به ضرب گام شما جان گرفته است

ایران به دست تیغ مسلمان نشد كه حق
این خاك را به قوت برهان گرفته است

برهان تویی كه آینه واری امام را
نه نایبی كه حكم ز سلطان گرفته است

پیغام غیبت است كه انشاد می كنی
در نوبت حضور كه پایان گرفته است

غیبت حضور عالم غیب است، وز نهان
خورشید سایه بر سر انسان گرفته است

ری پایتخت عشق علی ع شد، چنانكه قم
عشقی كه بال بر سر ایران گرفته است

تهران چه بود و چیست؟ دهی در تیول ری
این آبرو ز توست كه تهران گرفته است

بویی اگر ز نام خدا دارد این دیار
بی‌شك ز باغ‌فیض تو سامان گرفته است

یا سیدالكریم! نگاه عنایتی
تهران تو را دو دست به دامان گرفته است

از تشنگان شهر فراموش یاد كن
تا بشنویم باز كه باران گرفته است


توصیه‌هایی كه امام رضا علیه اسلام به سیدالكریم فرمود به شیعیانشان برساند

روزی حضرت امام رضا علیه السّلام رو به حضرت عبدالعظیم علیه السّلام فرمود وچند توصیۀ راهگشای اخلاقی به او آموخت تا به شیعیان و یاران ابلاغ کند . متن فرمایش چنین بود : ای عبدالعظیم ، سلام مرا به دوستان برسان و به آنها بگو:

* شیطان را به دلهای خویش راه ندهند.

* درگفتار خویش، راستگو باشند و امانت را ادا کنند.

* از جدال و نزاع بیهوده ای که سودی برایشان ندارد دوری کنند و خاموشی را پیشه خود سازند.

* به همدیگر روی آورند و به دیداروملاقات هم بروند « فان ذلک قربه الیَّ» زیرا اینکار موجب نزدیکی به من است.

* آنان خود را به دشمنی و بدگویی با یکدیگر مشغول نسازند، زیرا با خود عهد کرده ام که اگر کسی چنین کاری انجام دهد و دوستی از دوستانم را ناراحت کند یا به خشم آورد، خداوند را بخوانم تا او را دردنیا با شدیدترین عذابها مجازات کند و درآن سرا نیز از زیانکاران خواهد بود.

* به ایشان بگو: همانا پروردگار نیکوکارانشان را آمرزیده و ازخطای گنهکارانشان درگذشته است، مگرکسانی که به خدا شرک ورزیده یا دوستی از دوستانم را آزرده، یا کینه آنها را با دل بگیرد. بدرستی که خداوند او را نخواهد بخشید تا آنکه از کردار ناشایست خویش دست بکشد، هر گاه از این اعمال نادرست دوری گزیند، آمرزش خدا را شامل خود گردانیده است وگرنه، روح ایمان از قلبش بیرون رفته و ازولایت ماخارج گشته است و بهره ای از ولایت ما نخواهد برد «و اعوذبک من ذلک»

جفای تهرانی‌ها در حق سید الكریم علیه السلام

خاطراتی از ارادت آیت الله بهجت به حضرت عبدالعظیم علیه السلام

فرزند مرحوم حضرت آیت‌الله بهجت رضوان الله تعالی علیه نقل می‌كردند:

آیت‏الله بهجت به زیارت حرم مطهر حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام، اصرار داشتند و می‎فرمودند: «اهل تهران اگر هفته‏ای یك مرتبه به زیارت ایشان نروند، جفا كرده‎اند».

ایشان وقتی می خواستند به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شوند و نیز در بازگشت از حرم مطهر رضوی، اصرار داشتند از سر راه باید حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام برویم.

یك بار اتفاق افتاد كه ما در راه بازگشت از مشهد نزدیك ساعت 12 شب به تهران رسیدیم، نیمه‎شب بود درِ حرم بسته بود ولی ایشان فرمودند: «اثاث را می‎گذاریم پشت در حرم، همین جا می‎مانیم تا در حرم باز شود»، ایشان پشت در حرم می‎ماندند و می‎گفتند: «به‎هر نحوی هست نباید محروم شویم».

 

 

 

 

بارگاه در گذر سالها

عكس‌های قدیمی از حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام

 

 

 

 

 

 



كراماتی از سیدالكریم علیه السلام

هدیه سیدالكریم علیه السّلام به آیت الله العظمی مرعشی نجفی

طلبه سیّدی، پس از آنكه مقطعی از درسش را در نجف به پایان می برد به تهران می آید و مقدّمات ازدواج ایشان فراهم می گردد. دختری معرّفی می شود و به خواستگاری می روند ، مسائل مطابق سلیقه طرفین طی می شود. جز اینكه پدر دختر شرطی را برای داماد مطرح می كند ، تا پس از تحقّق آن دختر به خانه بخت برود. شرط پدر دختر تهیه این اقلام بود : یك جفت گوشواره ، 4 عدد النگو ، 2 عدد پیراهن ، 2 قواره چادری و 2 جفت كفش.

اگر چه درخواست خانواده عروس چندان سخت و چشمگیر نبود ، لكن برای آن عالم بزرگوار تهیه همین قدر هم مقدور نبود .ایشان ناامید از انجام شرط، عازم قم می شود. امّا قبل از حركت به سمت قم به قصد زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در شهرری توقّف می كند . آن عالم بزرگوار قبل از آنكه به حرم مشرّف شود، دقایقی را در حیاط صحن و مقابل ایوان می ایستد . تمام حواسش به شرطی است كه از عهده انجام آن برنیامده است.

در این لحظه كاملاً متوجّه آن حضرت می شود و مشكل را با آن وجود مقدّس در میان می گذارد. در حالتی دل شكسته زار زار می گرید و برای آنكه كسی متوّجه نشود عبایش را روی صورتش می گیرد. چند لحظه بعد، كسی دست روی شانه اش می گذارد و آرام به گوشش می خواند: كه آقا، بسته تان را بردارید تا خدای نكرده كسی آن را نبرد ! و ایشان ناراحت از اینكه او را از چنین حالی بیرون آورده اند، مكثی می كند و بعد چشم می اندازد، بسته ای جلوی پایش افتاده است! ابتدا اعتنا نمی كند، امّا، بلافاصله طنین صدایی را كه لحظاتی قبل او را متوجّه این بسته كرده بود در ذهنش می نشیند.

نگاه جستجو گرش كسی را نمی‌یابد. بسته را می گشاید . درون بسته این اشیاء به طور مرتّب چیده شده بود: 2 جفت كفش زنانه، 2 قواره چادری، 2 عدد پیراهن، 4 عدد النگوی طلا و یك جفت گوشواره.

« این طلبه كسی نیست ، جز مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی از علماء فقید و مراجع تقلید عظام كه پس از این كرامت نیز «خادم افتخاری» آستان مقدّس حضرت عبدالعظیم علیه السّْلام شده و تا آخر عمر شریفشان این مدال خادمی را به سینه داشتند و ایشان در سال 1369 دعوت حق را لبیك گفتند.»

پیمان دو خادم

دو نفر از خادمین حضرت عبدالعظیم علیه السّلام با هم عهد می بندند كه هر كدام زودتر ازدنیا رفت از خدا بخواهد دیگری را هم ببرد. از قضا یكی از آنان به رحمت خدا می رود. پس از گذشت چهل روز، یار هم عهد در عالم رویا، متوّفی را می بیند كه در جایگاهی مناسب و خوب قرار دارد . سلام می كند و به او می گوید: رفیق، از تو گله دارم، مگر ما با هم قرار و عهد نداشتیم؟ و او پاسخ می دهد: درست است. من بر سر عهد بودم، اما مقداری از پیمانه ات خالی است، وقتی پر شود، خواهی آمد.

این بار می پرسد: به من بگو آنجا چه خبر است؟ این مكان خوب و خرّم را چطور به تو داده اند؟ پاسخ می دهد: آن قدر بگویم كه سخت است. یادت می آید در آن سفر كربلا كه رفتیم از چند گمرك باید می گذشتیم. اینجا هم همان است. گمرك به گمرك جلوی آدم را می گیرند. یكی از آنها مربوط به حساب نماز است. یكی مربوط به روزه است و الی آخر. امّا رفیق، من به هر یك از این جایگاهها می رسیدم، وجود مقدّس حضرت عبدالعظیم علیه السّلام تشریف می آورد، دست مرا می گرفت و از آنجا رد می كرد. تا مرحله آخر كه مرا به اینجا آوردند و می بینی …. ده سال پس از این خواب، آن خادم هم از دنیا رفت تا به یار هم عهد خود بپیوندد…

 

همسایگان ملكوت

نگاهی به چند چهره مدفون در حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام

به غیر از حضرت حمزه  و حضرت طاهر علیها السلام كه در جوار حضرت سیدالكریم علیه السلام مدفون هستند، علما و بزرگان دیگری نیز در آن زمین مدفون هستند. در اینجا تنها به چند نفر از آن خیل اشاره می شود، بد نیست وقتی به زیارت آن امام زاده عظیم الشان مشرف می شویم، فاتحه ای هم نثار این بزرگان كنیم. چرا نسیه؟! همین الان نقدا! فتحه‌ای هدیه كنید تا بعد!

كسی كه امام درباره او می فرمود روحی له الفدا

آیت الله شاه آبادی

در سال 1291 قمری در محله حسین آباد اصفهان در خانه آیت الله میرزا جواد بیدآبادی طفلی پا به عرصه وجود نهاد كه او را محمد علی نامیدند. او بعد از اقامت در عراق و تحصیل در آنجا به ایران بازگشت و در تهران در خیابان شاه آباد (جمهوری اسلامی كنونی) ساكن و از این رو به شاه آبادی معروف گردید. آن بزرگوار مدت

17 سال در تهران اقامت داشت و در سال 1347 قمری راهی شهر مقدس قم شد و به تعلیم و تربیت طلاب علوم دینی پرداخت.

از جمله شاگردان ایشان حضرت آیت الله العظمی امام خمینی(ره) و آیت الله العظمی سید شهاب الدین نجفی(ره) بوده اند. امــــام خمینی (ره) به آیت الله شاه آبادی بسیار علاقه داشتند تا آنجا كه هرگاه از ایشان نامی به میان می آوردند، می فرمود: روحی له الفداء «جانم فدای او باد».

در زمان حكومت رضا خان یكی از مهمترین اقدامات آیت الله شاه آبادی مبارزه با ظلم و ستم شاهی وی بود . چنانكه امام (ره) می فرمایند: مرحوم آیت الله شاه آبادی علاوه بر آن كه یك فقیه و عارف كامل بودند یك مبارز به تمام معنا هم بودند. سرانجام در سال 1328 شمسی( سوم صفر 1369 قمری) بعد از هفتاد و هشت سال عمر پر بركت روح وی به ملكوت اعلی پیوست و پیكر پاك او با تشییع هزاران نفر از مؤمنین به شهرری منتقل و در رواق ابوالفتوح رازی به خاك سپرده شد.

 

اخلاق مجسم

آیت ‌الله میرزا عبدالكریم حق شناس

او در سال 1338 ه.ق برابر با 1298 ه.ش در تهران در خانواده ‌ای مذهبی دیده به جهان گشود.در سال 1373 ه.ق كه جناب حاج شیخ محمدحسین زاهد تهرانی معروف به زاهد نفت فروش كه در مسجد امین ‌الدوله واقع در بازار وفات كردند، بنا به درخواست اهل مسجد و محل، آیت ‌الله بروجردی به آیت ‌الله حق‌ شناس دستور دادند تا برای حل مشكلات دینی و رسیدگی به امور شرعی آن مسجد، به تهران عزیمت كنند.

آیت ‌الله حق‌شناس با وجود مشغله فراوان در امور شرعی و دروس حوزوی و تدریس كتب فنی از مسائل روز و سیاسی بی خبر نبودند و دقت خاصی داشتند.

می ‌فرمودند: «با شروع جنگ تحمیلی این شبهه برای من ایجاد شد كه مبادا در جبهه به من نیاز باشد به خدمت امام راحل مشرف شدم آیت ‌الله شهید صدوقی(ره) هم در مجلس حضور داشتند. من دو وجبی زعیم عالیقدر بودم گفتم: بنده مدرس حوزه و امام جماعت مسجد امین‌الدوله هستم. اگر چنانچه وظیفه طور دیگر است دستور می‌ فرمایید به جبهه بروم. امام فرمودند: مگر تو می ‌توانی تفنگ بلند كنی؟ گفتم: بنده یكبار تفنگ بلند كردم و گلنگدن را كشیدم و ماشه را چكاندم به جای این كه من تفنگ را نگه دارم تفنگ مرا مسافتی عقب برد. امام تبسمی كردند و اظهار داشتند: جبهه تو همان مدرسه است و مسجد امین الدوله.»

این عالم ربانی در نهایت، در سن 88 سالگی دار فانی را وداع گفت و پیكر این عالم بزرگوار،‌ در دوم مرداد ماه سال 86 از مسجد ارك تهران واقع در خیابان پانزده خرداد به سوی حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام تشییع شده، و در همان مکان مقدس به خاک سپرده شد.

 

زبان گویای اسلام

حجت الاسلام والمسلمین محمد تقی فلسفی

حجت الاسلام والمسلمین محمد تقی فلسفی فرزند آیت الله حاج شیخ محمدرضا تنكابنی در سال 1286 شمسی در تهران متولد شد. حجت الاسلام والمسلمین فلسفی خطیب ارزشمند و توانا و سخنور بی همتایی بود كه در جهت پیشبرد اهداف و آرمان های نهضت امام(ره) و انقلاب اسلامی با حضور فعّال و سرنوشت ساز خود در صحنه های گوناگون سیاسی، مبارزاتی و تبلیغاتی نقش موثر و به سزایی داشت. ایشان در دوران پیش از انقلاب اسلامی در سخنرانی های خود درباره دین اسلام، مسئولیت های دینی، روابط اجتماعی انسانها ـ علل انحطاط اخلاقی جوانان و به خصوص در مسایل سیاسی روز و روشنگری و افشاگری عملكرد رژیم سفاك پهلوی وقت، بارها توسط مأموران ساواك بازداشت شده و ممنوع المنبر گردید.

امام خمینی(ره) به مقام و منزلت آقای فلسفی از آغاز آگاهی داشتند از این رو، او را «زبان گویای اسلام» ودر پیام دیگر او را «سخنگوی دیانت اسلام» خواندند.با پیروزی انقلاب اسلامی حجت الاسلام فلسفی همچنان به فعالیتها و منبرهای روشنگر خویش ادامه داد و سرانجام در روز 77/9/27 دارفانی را وداع گفت و در جوار حرم مطهر حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در مقبره آیت الله كاشانی به خاك سپرده شد.

 

جوانمرد

طیب حاج رضایی


طیب حاج رضایی فرزند حسین علی متولد 1280 شمسی در میدان تره بار تهران به خرید و فروش میوه اشتغال داشت و از میدان داران مشهور سالهای 1320 تا 1324 بوده است. او با اینكه بارها در درگیریها و نزاعها شركت داشته و به زندان رفته بود اما روزنه های نور ایمان و تعالیم آسمانی در وجود او بود كه در اثر یك تحول روحی به نهضت اسلامی پیوست و از كسانی شد كه در راه امام خمینی(ره) مبارزه كرد و به شهادت رسید.

او نور حسین علیه السّلام را در دل داشت و افتخار او خدمتگزاری در تكیه ها و حسینیه ها بود و در ایاّم عاشورای حسینی تكیه عظیمی به راه می انداخت و با دعوت از سخنرانان برجسته به سینه زنی و عزاداری برای امام حسین علیه السّلام می پرداخت. اوحتی با علماء و روحانیون نیز ارتباط داشته و در گزارشات ساواك آمده است كه وی به منزل آیت الله كاشانی رفت و آمد داشته است.

در جریان 15 خرداد 1342 شهید طیب به عنوان یكی از محركین اصلی شناخته شد و شاه برای تحریف مسیر حركت مردمی 15 خرداد، از قالب دین و اسلامیت، بسیار میكوشید كه نهضت را به صورت یك آشوب هرج و مرج طلبانه، و براساس اغراض و هدفهای مادی جلوه دهد، به همین منظور طیب را دستگیر و روانه زندان كرد و شرط آزادی او را این موضوع قرارداد كه وی اعتراف كند برای ایجاد درگیری و تظاهرات و بوجود آوردن بلوا و كودتا، از مرجع تقلید امام خمینی(ره) پول دریافت داشته و اقدام به اغتشاش نموده است.

اما شهید طیب چنین ننگی را به دامن خود نپسندید و برسردوراهی زندگی و مرگ، مرگ جوانمردانه و شرافتمندانه را انتخاب كرد و بارها به دوستانش گفته بود حاضر نیستم به خاطر چند صباحی بیشتر زیستن دامان مرجع تقلیدی را لكه دار سازم. سرانجام شهید طیب حاج رضایی و هم رزم شهیدش حاج اسماعیل رضایی كه با وی در میدان میوه تره بار(امین السلطان)همكار بود به اعدام محكوم شدند و حكم صادره در تاریخ 11/8/1342 به مرحله اجرا گذاشته شد.

این دو شهید گرانقدر را به شهرری منتقل و شهید طیب در صحن مصلی ضلع شرقی و شهید حاج اسماعیل رضایی را در رواق شهید حاج رضایی به خاك سپردند.

 

منبع: رجانیوز

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
5
صفحه 5 از 7

جستجو

اوقات شرعی



اخبار مهدویت و جهان اسلام

اخبار آخرالزمان