نمایش گزینه ها بر اساس برچسب ها: آل سعود
آگهی

مهر به نقل از پایگاه العوامیه نوشت: ائتلاف چهارده فوریه بحرین با صدور بیانیه ای اعلام کرد: مردم بحرین قیمومیت آمریکا و عربستان را نمی پذیرند.

در این بیانیه آمده است : بحرین به یکی از استانهای عربستان تبدل شده است و بر سر در ادارات دولتی علاوه بر پرچمهای عربستان، تصاویر ملک عبدالله پادشاه عربستان دیده می شود.

بیانیه فوق ذکر کرد: کشور ما زیر چکمه های اشغالگران سعودی و سلطه آمریکایی هاست و در واقع آنها اداره کننده بحرین هستند. آمریکایی ها مانع سرنگونی آل خلیفه و محاکمه ارکان این رژیم در دادگاههای بین المللی هستند.

ائتلاف 14 فوریه بیان کرد: راهی جز اخراج اشغالگران سعودی و نیروهای موسوم به سپر جزیره از بحرین و نیز سرنگونی رژیم حاکم وجود ندارد.

در این بیانیه آمده است : رژیم بحرین در سایه سکوت عربی، آمریکایی و غربی به کشتار، شکنجه و ارتکاب جنایات ضد بشری اش ادامه می دهد.

بیانیه فوق ذکر کرد: آل خلیفه دزدان دریایی هستند و ساکنان اصلی بحرین نیستند، آنها از قبایل بدوی نجد و در زمره بت پرستان هستند .انقلاب مردمی بحرین به زمان حال خلاصه نمی شود، بلکه ادامه قیامهای مردمی علیه آل خلیفه دست نشانده انگلیس هستند و اشغالگران سعودی همواره حامی این رژیم بوده است.

انقلاب مردمی در بحرین همانند آتش زیر خاکستری بود که بیداری اسلامی آن را شعله ور کرد و آنگونه که آل خلیفه ادعا می کند به تحریک ایران یا حزب الله نبوده است.

در این بیانیه آمده است : آل خلیفه و آل سعود ریشه های یهودی دارند و حتی اگر در بحرین سنی ها اکثریت را داشتند سیاست سرکوب ادامه می یافت، زیرا آنها به اسلام و ارزشهای آن اعتقادی ندارند و فقط به دنبال قدرت هستند.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
دوشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۵۷

زلزله فقهی الازهر درکاخ آل‌سعود

مشرق: اما این بار دانشگاه "الازهر مصر" که قطب دینی جامعه مسلمانان اهل تسنن جهان به شمار می رود برای نخستین بار، در بیانیه ای مهم، شدیداللحن و بی سابقه، بر "حق انقلاب علیه حاکمان ظالم و مستبد" تأکید کرده است؛ حقی که شیعه سالهاست با پافشاری بر آن، مشروعیت قیام حضرت سیدالشهداء(ع) علیه حکومت فاسد یزید را فریاد زده و با تبعیت از رهنمودهای امام خمینی(س) و رقم زدن انقلاب اسلامی در ایران و تداوم بخشی به مسیر حق طلبانه و ظلم ستیزانه این انقلاب، دیگر ملل مظلوم جهان و بویژه ملت های اسلامی و کشورهای عربی را به قیام علیه حاکمان جائر و وابسته دعوت کرده است؛ انقلاب هایی که رفته رفته، پا را از داخل مرزهای جهان اسلام فراتر گذاشته و اکنون در حال لرزاندن پایه های حکومت های غربی است.

بیانیه اخیر الازهر که خود، نقطه عطفی در مناسبات حاکم بر گفتمان فقهی اهل سنت به شمار می آید و به علت چرخش محور مبنای فقهی اهل سنت در مبحث مهم حاکمیت سیاسی اسلام، از اهمیت فراوانی برخوردار است، مرحله کنونی را نقطه عطفی در تاریخ ملت ها و مجموعه روشنفکران حاضر در این دوره دانسته و تأکید کرده است که ملت ها در مبارزه مشروع خود، برای به دست آوردن آزادی و دموکراسی و عدالت قیام کرده اند تا روند متمدنانه خود را از سر بگیرند و بر اساس روح آزادیبخشی در اسلام و قوانین فقهی و شرعی در مورد حاکمیت، نقش خود را در اصلاح جامعه خود بر عهده بگیرند.

الازهر که پیش تر بر اساس سنت دیرینه فقه اهل سنت و با استناد به روایت مجعول "الحَقُ لِمَن غَلَبَ"، اطاعت از حکام را اعم از عادل و ظالم، اطاعت مشروع و مورد درخواست اسلام معرفی می کرد در اقدامی بی سابقه، این بار "مبارزه با حاکمان ظلم و جور" را مبتنی بر مبانی دینی دانسته و حفظ عقل، دین، اموال و آبروی مسلمین را از طریق فعالیت های جهادی مورد توجه قرار داده است.
مخترعان مذهب سنی از جمله شافعی که از شاگردان امام جعفر صادق(ع) بود اعتقاد داشت که قیام در برابر خلیفه وقت جایز نیست و قتل شورش کننده واجب است. محمد غزالی هم در احیاء العلوم تأکید کرده است که «الحق لمن غلب و الحکم لمن غلب، نحن مع من غلب» یعنی "حق با کسی است که غلبه کند و حکومت هم از آن اوست و ما هم با حاکم غالب هستیم".

اغلب علمای سنی مذهب الازهر هم سالیان سال با استناد به چنین برداشت هایی در زمینه مشروعیت حاکمان کشورها، آن را امری الوهی و تقدیر شده از سوی خداوند و جبر و بی اختیاری در برابر این حاکمان می دانستند اما این بار با مشاهده واقعیات تاریخ با تغییر موازنه های فقاهتی خود، "میزان رضایت ملت ها از حکام" (اصل عدل) و "انتخاب آزادانه آنها از طریق انتخابات سالم" (اصل بیعت با ولی امر) را عامل مشروعیت این حاکمان دانسته و تأکید کرده اند که امت (ملت و شریعت)، منبع حکومت هاست و موجبات ارائه حق یا سلب مشروعیت حاکمان به شمار می رود و بدین ترتیب بر حقانیت گفتمان شیعی و عاشورایی از حاکمیت سیاسی اسلام، صحه گذاشته اند.

عکس یادگاری سران خاندان حاکم سعودی
بیانیه مهم فقهی الازهر شریف، با اشاره به آیه معروفی که برخی خلفای بنی امیه و بنی عباس و نیز آل سعود در دوران کنونی، از آن برای به استحمار کشاندن رعیت و عدم مقابله مردم با حکومت شان سوء استفاده می کردند و می کنند، تأکید دارد که این حاکمان، با برداشت نادرست و ناقص از آیه ولایت که مردم را پس از اطاعت از خدا و رسول او، به اطاعت از "اولی الامر" دستور می دهد برای تقویت قدرت خود از آن استفاده می کردند اما سیاق این آیه در قبل از آن آمده و اشاره کرده است که امانت را باید به "اهل آن" سپرد و باید در میان مردم با عدل و انصاف حکومت کرد.

این بیانیه اعتراضات مردمی و مسالمت آمیز را حق اصلی و طبیعی ملت ها دانسته و تأکید کرده که انقلابیون، یاغی نیستند.

الازهر همچنین اسلحه کشیدن به روی مردم و انقلابیون معترض به حکام ظالم و مستبد را نیز مورد اشاره قرار داده و خاطرنشان کرده است که ریختن خون  مسلمین به این بهانه، نقض منشور حاکمیت میان امت و حاکمان آن است و بدین ترتیب، مشروعیت حاکم جامعه اسلامی از وی سلب می شود.


اهمیت فوق العاده فتوای الازهر در روند قیام های منطقه
این بیانیه بی سابقه که از سوی دانشگاه الازهر قطب پیروان اهل تسنن صادر شده است، در تعیین مسیر روند انقلاب های عربی منطقه از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و می تواند روند بسیار پرشتاب تری به این انقلاب ها بدهد چرا که علمای دینی اهل تسنن تاکنون به بهانه وجوب اطاعت از ولی امر، سال ها مردم کشورهای خود را به تسلیم در برابر دیکتاتورهای کشورهای اسلامی وادار کرده بودند که علت طولانی شدن حکومت این طاغوت ها به رغم ظلم و ستم فراوان علیه ملت ها نیز در همین نکته نهفته بود، اما با شکسته شدن این برداشت غلط و سطحی از دین، به نظر می رسد که دیگر هیچ مانعی شرعی و فقهی در برابر مسلمانان اهل سنت برای خیزش علیه حکام ظالم وجود ندارد.


دین جعلی؛ ابزار تداوم قدرت آل سعود
به اذعان همه تحلیلگران و ناظران بین المللی، اکنون اصلی ترین حکومت در میان کشورهای اسلامی که از ابزاری ساختگی به نام فرقه "وهابیت" برای سرکوب مردم و ادامه قدرت حاکمان نامشروع استفاده می کند، عربستان سعودی است. وهابیون در عربستان سعودی از زمان تسلط بر این کشور از طرفی با تقویت نیروهای داخلی، هر گونه اعتراضات مسالمت آمیز مردمی را سرکوب کرده و از طرفی دیگر با القای این افکار منحط و مفاهیم غلط دینی، مردم را به اطاعت از خاندان سعودی در این کشور وادار ساخته اند.

سید هادی سید افقهی، کارشناس مسائل سیاسی و مذهبی عربستان سعودی در گفت وگو با مشرق، دولت وهابیت را شیشه عمر آمریکا و غرب در منطقه می داند و معتقد است که تلاش های این کشور برای مصادره انقلاب های عربی نیزدر راستای دستوراتی است که غرب به این کشور داده است.

در سایه همین القائات غلط است که مردم عربستان که غرق در تبعیض های مختلف هستند و با فقر و مشکلات مالی و  شکاف طبقاتی دست و پنجه نرم می کنند، سکوت اختیار کرده و از ترس اینکه مورد خشم ولی امر و بالتبع، خداوند واقع نشوند به اوضاع کنونی رضایت داده اند حال آنکه بر اساس تعالیم اصیل اسلامی سکوت در برابر ظلم جایز نیست و حاکمیت کشور اسلامی به عنوان رکن اساسی جامعه باید مورد نقد و اصلاح قرار گرفته و بر اساس موازین دینی و شریعت اسلامی حاکمیت دینی را در کشور پیاده کند.


فراز و فرود فقهی الازهر
سید افقهی در این گفت وگو به فتوای اخیر دانشگاه الازهر در زمینه جواز خیزش علیه رژیم های استبدادی و دیکتاتوری عربی گفت که الازهر در بستر تاریخ فراز و فرودهای مختلفی را به خود دیده است. این دانشگاه در ابتدا به دست فاطمیون مصر و برگرفته از نام حضرت فاطمه زهرا(ع) به نام الزهراء(ع) تأسیس شد که البته با انقراض این سلسله این دانشگاه در دست علمای سنی قرار گرفت و با تغییر روش انتخاب رئیس دانشگاه در زمان جمال عبدالناصر، این دادگاه به نهادی کاملاً دولتی تبدیل شد و زیر سلطه حاکمیت این کشور درآمد. پیش از جمال عبدالناصر رئیس این دانشگاه از سوی شورای علمای الازهر تعیین می شد اما عبدالناصر تعیین شیخ الازهر را از وظایف رئیس جمهور این کشور قرار داد تا علمای این دانشگاه را به قدرت های مستبد این کشور وابسته کند.

وی افزود: این روند باعث بی اعتباری الازهر شد و اوج این بی اعتباری در زمان انور سادات روی داد. سادات در زمان امضای معاهده ننگین کمپ دیوید با رژیم صهیونیستی شیخ الازهر را نیز در کنار خود قرار داد؛ روندی که مبارک نیز آن را دنبال کرد و در طول سالیان دراز با وجود مخالفت های شدید علمای الازهر موفق شد فتواهای عجیبی از آنها دریافت کند.

سید افقهی معتقد است که این روند، با پیروزی انقلاب مصر در فوریه گذشته تغییر کرد و الازهر در تلاش است تا موقعیت بر باد رفته خود را در سایه این انقلاب به دست آورد، که فتوای مهم اخیر نیز تلاشی در راه کسب همین استقلال است.

بر این اساس، الازهر در این عرصه موفق عمل کرده و تأثیر فتوای آن در بسیج عمومی مردم لیبی علیه رژیم دیکتاتوری معمر القذافی نیز دلیلی دیگر بر بازیابی آن موقعیت درخشان گذشته از سوی الازهر بوده است.


اثر فتوای الازهر بر قیام مردم عربستان علیه اقلیت وهابی
اهمیت فتوای الازهر و میزان تأثیرگذاری احتمالی آن  بر فضای ملتهب کنونی در عربستان را، باید در ساختار مردم شناختی جامعه اهل تسنن در این کشور جست وجو کرد. طرفداران فرقه وهابیت به عنوان فرقه غالب و حاکم بر عربستان، تنها بخش کوچکی از مردم این کشور را تشکیل می دهند که بر اساس خوش بینانه ترین آمارها می توان گفت 15 تا 20 درصد از کل مردم این کشور هستند.
حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسینی قزوینی، در گفت وگو با خبرنگار مشرق، ضمن تأیید نسبت اندک جمعیتی وهابیت در جامعه سعودی می گوید که بیشتر اهل سنت عربستان را "مالکی"ها تشکیل می دهند که اختلافات اعتقادی زیادی با وهابیت دارند و علاوه بر آنها، حنبلی ها نیز بخشی از جامعه اهل تسنن این کشور را شکل داده اند.

وی می افزاید که رهبر مالکی ها در عربستان "محمد بن علوی" مالکی بود که موضع گیری های تندی را علیه دولت وهابی آل سعود داشته و "حسن بن فرحان" مالکی نیز یکی از علمای برجسته این مذهب است که الآن ریاست این فرقه را بر عهده دارد و راه "محمد بن علوی" را ادامه می دهد.

بن علوی که بود؟
محمّد بن علوی (1947- 2004 میلادی) مدتی در عربستان و در مکه‌ مکرمه ساکن بوده و در مسجد الحرام کرسی تدریس داشت و متخصص در علم حدیث و فقه و تاریخ بود. او پرچم مخالفت با وهابیان را در کشور عربستان به دست گرفت و با سخنان خود و کتاب‌هایش به مقابله با انحرافات وهابیون پرداخت. بعد از انتشار کتاب‌هایش درعربستان و سرتاسر جهان، وهابیان او را تکفیر نمودند اما او گفت که حاضر است با بزرگان آنان بحث کند. مناظرات بسیاری انجام گرفت و وهابیون مجبور شدند تا حکم خود را پس گرفته و ادّعا کنند که اختلافاتشان با بن علوی، اجتهادی و اختلاف در برداشت‌ است.

بن علوی البته افکار خود را در کتابهایش نیز تزریق کرده است. او در کتاب "التحذیر من المجازفۀ بالتکفیر" (صفحات 8-9) چنین می‌نویسد: ما به کسانی [وهابیونی] مبتلا شده‌ایم که در توزیع کفر و شرک و صدور احکام با القاب و اوصاف غیر صحیح تخصص دارند. اوصافی که لایق مسلمان شهادت‌ دهنده به توحید و نبوّت پیامبر اسلام (ص) نیست.

وی همچنین در مقدمه کتاب "الزیارۀ النبویۀ بین الشرعیۀ و البدعیۀ" (صفحه‌ 2) می‌نویسد: «...نویسنده متجاوز کتاب گفته که "زیارت رسول خدا(ص) بعد از وفاتش، دارای مفسده بوده و در آن خیری نیست!" این اهانت و سرکشی و بی ادبی به مقام رسول خدا(ص)، قلب ما را به درد آورده است؛ لذا دوست داشتم با تألیف این رساله در دفاع از مقام رسول خدا (ص) سهیم باشم.»

 

حجت الاسلام و المسلمین حسینی قزوینی با اشاره به عمق این اختلافات، تأکید می کند که پیروان فرقه مالکیه، تنها یک "سازمان فرهنگی" هستند و از قدرت نظامی برخوردار نیستند و به همین دلیل، در برابر دیکتاتوری های اقلیت وهابیت در عربستان سعودی کاری از پیش نمی برند.

وی فضای کنونی در عربستان را مملو از خفقان و استبداد می داند و تأکید دارد که اوضاع عربستان مانند اوضاع ایران در زمان بعد از سال های 1342 هجری شمسی است و وهابیت بشدت سعی می کند تا قدرت خود را از تلاطم  انقلاب های مردمی دور نگه دارد.

حسینی با اشاره به زمینه خوبی که مالکی های سعودی برای قیام علیه دولت این کشور دارند، تأکید کرد که موج روشنفکری خوبی در میان جوانان سعودی در مذهب مالکی به وجود آمده و آنان وابستگی های عربستان به آمریکا و قدرت های اروپایی را تقبیح می کنند.

وی با اشاره به فتوای مهم الازهر درباره جواز خروج علیه حاکم ظالم، می گوید: «با جایگاهی که الازهر در میان اهل تسنن عربستان سعودی دارد قطعاً با وجود موج بیداری کنونی که در میان اهل تسنن این کشور به وجود آمده، این فتوا می تواند تأثیر زیادی در بیداری مردم عربستان علیه حکومت دیکتاتور آل سعود داشته باشد و باید روی نص این فتوا مانور بیشتری داده شود.»

حسینی قزوینی همچنین به جایگاه علمای وهابی و فتوادهندگان آنها در میان مردم عربستان نیز اشاره می کند و می گوید که آنها به علت فتواهایی که در تأیید حکومت آل سعود و تحریم هر گونه قیام علیه این دولت صادر کرده اند، اعتباری در نزد مردم این کشور ندارند و قطعاً اعتباری که الازهر در این زمینه دارد، بیش از جایگاهی است که علمای وهابیت در نزد افکار عمومی عربستان دارند، به همین علت است که فتوای تحریم خیزش های وهابی از سوی مفتیان دولتی آل سعود نیز نمی تواند مانعی در برابر خیزش عمومی مردم این کشور باشد.»

شاخص هایی که حاکی از انقلاب قریب الوقوع در عربستان است
واقعیت های میدانی در عربستان سعودی و اظهارات رسانه های خبری و تحلیلگران و سیاستمداران منطقه ای  و جهانی نشان می دهد که تغییر رژیم در عربستان سعودی، یکی از محتمل ترین سناریوهایی است که ممکن است پیش روی عربستان قرار داشته باشد، این تحلیل البته در میان تصمیم سازان ریاض نیز ترس و وحشت ایجاد کرده و آنها ظرف ماه های گذشته، با تمسک به هر حربه ای و اتخاذ هر روشی به دنبال جلوگیری از شعله ور شدن این انقلاب در عربستان هستند.

روزنامه فرامنطقه ای القدس العربی در یکی از شماره های مهر ماه خود نوشت: مسؤولان سعودی بشدت تلاش دارند از رسیدن موج اعتراض ها از کشورهای عربی به داخل مرزهای عربستان جلوگیری کنند؛ آنها در این راه به اقدامات مختلفی مانند بهبود شرایط معیشتی، هدایای مالی سنگین به همسایگان (مانند اردن) برای جلوگیری از فروپاشی نظام پادشاهی، کمک های مالی و اقتصادی به بخشی از مردم عربستان برای فرو نشاندن اعتراضات و اعطای حق رأی به زنان روی آوردند؛ ولی به نظر می آید که همه این تلاش ها فقط توانسته است این مسأله را به تأخیر بیندازد.

عربستانی های انقلابی، خواستار مشروطه سلطنتی، پارلمان منتخب، دستگاه قضائی مستقل و شفاف و مبارزه با فساد هستند؛ آنها معتقدند که ادامه حیات سیاسی رژیم سرکوبگر سعودی، مانع تحقق نظامی دموکراتیک مبتنی بر انتخابات واقعی برای برگزیدن حاکمان محلی، نخست وزیر و اعضای مجلس شورا و شوراهای شهر خواهد بود.

شاید بتوان گفت شفاف ترین موضع گیری ها در زمینه انقلاب قریب الوقوع عربستان سعودی که برگرفته ازواقعیت های موجود در این کشور است، از سوی "راشد الغنوشی" رئیس حزب اکثریت مجلس مؤسسان در تونس و انقلابی مشهور تونسی اتخاذ شده است. وی بتازگی در سخنرانی مهمی که در آکادمی سیاست های خاور نزدیک واشنگتن ایراد کرد، گفت که اگر مقامات ریاض به مطالبات مردمی در این کشور تن نداده و قدرت را به مردم واگذار نکنند، بزودی انقلاب در عربستان نیز به وقوع خواهد پیوست بویژه اینکه جوانان سعودی حق ایجاد تغییر در کشور خود را دارند.

اکنون و با توجه به آغاز روند اثرگذاری عملی فتوای مهم الازهر شریف، باید دید آیا مردم و بویژه جوانان متدین و پیشرو در عربستان، علیه حاکمیت جزم اندیش و دیکتاتوری وهابی آل سعود بر این کشور، سر به شورش برخواهند داشت و یا اینکه اختلافات داخلی خاندان حاکم، پیش از خیزش عمومی مردم این کشور، طومار حکومت استبدادی و وابسته این کشور را برای همیشه در هم خواهد پیچید.

 

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
چهارشنبه ۰۲ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۲۱

نگاهی به اسرار نفتی آل سعود

فارس: سالم القحطانی در کتاب "ثروت‌های آل سعود: درآمدهای عربستان به کجا می‌روند"، به بررسی توزیع درآمدهای میلیارد دلاری حاصل از فروش نفت عربستان توسط آل سعود می‌پردازد و در این راه پرده از حقایق بی‌شماری از خاندان آل سعود برمی‌دارد، آنچه در ذیل می‌آید، بخشی از این کتاب است.

* نگاهی به سیاست‌های نفتی عربستان

"احمد زکی الیمانی"، وزیر وقت عربستان سعودی 25 سال پیش گفت: احمقانه است، از مرغی که تخم‌های طلا می‌گذارد، استفاده نکنیم و این مرغ، مرغی است که فقط ما از آن داریم و هیچ کشوری نمی‌تواند، چنین مرغی داشته باشد، پس باید که فقط خودمان از آن استفاده کنیم.
بی‌شک منظور الیمانی از این سخنان و مرغ تخم طلای عربستان همان نفت بود که بیش از 7 دهه است، به سود آل سعود استخراج و صادر می‌شود، بی‌آن که اجازه دهند، از ملت عربستان کسی برپای این سفره گسترده بنشیند و حداقل شکم خود را سیر کند.
آیا در اینجا اجازه نداریم سوال کنیم که در طول تمام این سال‌ها که آل سعود تا جای ممکن اقدام به استخراج و صدور نفت کشور عربستان کرده‌اند، با ثروت ملت جزیره العرب چه کردند و این هزاران میلیارد دلار درآمد نفتی چه شده و سهم ملت از این ثروت چه بوده است؟

* حقایقی انکار ناپذیر از عربستان سعودی

از جمله حقایق انکارناپذیر جهت پاسخ به این سوال این است که بر کشوری که فرزندان و نوادگان عبد العزیز حکومت می‌کنند، درآمد نفت میان افراد خاندان سلطنتی و "شرکت آمریکایی آرامکو" تقسیم می‌شود و درآمد این محصول پر ارزش توسط شاهزاده‌های سعودی صرف عیش و نوش و ساخت کاخ‌ها و خرید تفرج‌گاه‌ها در اروپا و آمریکا و فسق و فجور شاهزاده‌ها و قمار در قمارخانه‌های لاس‌وگاس می‌شود، ‌در حالی‌که اکثر قریب به اتفاق مردم عربستان از فقر و گرسنگی و بی‌سوادی رنج می‌برند و از ساده‌ترین و اولیه‌ترین حقوق‌ها و ادات زندگی محروم هستند.

* درآمدهای نفتی عربستان اداتی برای سرکوب ملت

نفتی که باید اداتی برای پیشرفت و رشد کشور و محو و ریشه‌کن سازی فقر در کشور عربستان سعودی باشد، به اداتی در دست خاندان ال سعود تبدیل شده تا از آن برای سرکوب ملت جزیره العرب و تشدید فقر و محرومیت استفاده کنند و بخش اعظم این بودجه صرف خریدهای کلان تسلیحاتی و سیستم‌های نظارت و کنترل و سرکوب و شنکجه‌ ملت عربستان به دست دستگاه‌های امنیتی سعودی شود که تنها هم و غم آن تشدید کنترل و نظارت و قید و بندهای سیاسی و اداری برملت و منع آنها از بیان خواسته‌های برحق خود و محروم کردن آنها از حق طبیعی مسارکت سیاسی و بهره‌مندی از ثروت‌های ملی است.

* فقر حاکم بر عربستان

همه می‌دانند، کشور عربستان بزرگترین تولید کننده نفت جهان و دارای بیشترین ذخایر این ماده ارزشمند بر روی کره زمین است، با این حال میلیون‌ها شهروند این کشور هم‌چنان در فقر و بی‌سوادی و محرومیت مطلق بسرمی‌برند،‌ درحالی که کمی آن طرف‌تر از آنها نشانه‌های ثروت و دارایی کلان و شکم‌بارگی و سبک زندگی غربی به خوبی قابل ملاحظه است.
در واقع در مقابل کاخ‌ها و قصرهای با شکوه و خودروهای آخرین سیستم و آخرین وسایل رفاه و آسایش عصر که آل سعود و نزدیکانشان در غرق هستند، حلبی‌ آبادی‌ها و خانه‌های گلی را می‌بینی که اطراف شهرهای بزرگ عربستان و اطراف بیابان‌های خشک و لم یزرع عربستان پراکنده شده‌اند و این حلبی‌ آبادی‌ها میلیون‌ها فرزند جزیره العرب را در خود جای می‌دهند که خارج از عصر و دوره نفت در شرایط انسانی بسیار سخت به زندگی خود ادامه می‌دهند.

* حیف و میل ثروت آل سعود ادامه می‌یابد

حیف و میل ثروت آل سعود به این جا ختم نمی‌شود، بلکه بخش قابل ملاحظه‌ای از این ثروت صرف خرید ذمه و جلب وفاداری دیگر کشورها برای رژیم‌ قبیله‌ایشان و هم‌چنین توطئه‌چینی و دسیسه‌چینی علیه کشورهای خصم و معارض در جهان عرب و اسلام و جلب رضایت آمریکا می‌شود، بگونه‌ای که می‌توان گفت، صدها میلیارد دلار از درآمدهای نفتی عربستان به صورت سپرده‌های بلند مدت و بدون بهره در بانک‌های آمریکاست تا در مقابل آمریکا حمایت‌های امنیتی و سیاسی مورد نظر از رژیم آل سعود را تامین کند.

* سیاست نفتی آل سعود

اکتشاف نفت در جزیره العرب را باید مهم‌ترین و بزرگ‌ترین رویداد در تاریخ کشور عربستان سعودی بطور خاص و منطقه بطور عام برشمرد و به همان اندازه که درآمدهای نفتی کلان برای آل سعود خوشبختی و آسایش فراهم آورد، برای ملل عرب منطقه بدبختی و مصیبت به دنبال داشت، چون موجب شد تا کشورهای استعمارگر و امپریالستی برای تامین منافع و اهداف مورد نظر خود به این منطقه و از جمله کشور عربستان روی آورند و بر صادرات این ماده و قیمت آن و محروم کردن ملل عربی از خیرات و برکات این ماده حاکم شوند.
اکتشافات نفتی و استخراج نفت در منطقه توسط کشورهای استعمارگر آن‌قدر توسعه یافت و گسترش پیدا کرد، تا عربستان به بزرگترین تولید کننده نفت جهان از یک‌سو و دارای بیشترین ذخایر نفتی در جهان از سوی دیگر تبدیل شد، بگونه‌ای که گفته می‌شود،‌عربستان 26 درصد ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد.

* ویژگی‌های نفت عربستان

اما از جمله مهم‌ترین ویژگی‌های نفت عربستان صرف نظر از کیفیت آن پایین بودن هزینه استخراج آن است، بگونه‌ای که استخراج نفت در عربستان که کمترین و پایین‌ترین هزینه را در میان کشورهای تولید کننده نفت در جهان را به خود اختصاص می‌دهد ‌و هزینه تولید یک بشکه نفت در عربستان تنها 2.1 دلار است، افزون بر این که این کشور از سه طرف به آب‌های آزاد جهان و بنادر صدور نفت دسترسی دارد.

* حقایقی درباره میزان صدور نفت

در سال 2004 تولید رسمی نفت عربستان به 10.5 میلیون بشکه در روز بالغ شد، درحالی‌که برآوردهای غیررسمی حکایت از آن دارد که به موجب توافقنامه محرمانه آرامکو با آل سعود روزانه یک میلیون بشکه نیز تولید و بصورت سری به آمریکا منتقل می‌شود تا به ذخایر نفتی این کشور اضافه شود.
با توجه به جمعیت عربستان که در سال 2006 بین 6 تا 7 میلیون نفر برآورد شده بودند، بسیاری این سوال را بر مقامات سعودی مطرح می‌کنند که عربستان چه نیازی به تولید این میزان نفت دارد و چه چیز مسئولان این کشور را وامی‌دارد، ثروت‌های زیرزمینی کشور را استخراج و درآمدهای آن را که اقتصاد عربستان قادر به حذب آنها نیست، به صورت سپرده نقدی و بدون بهره در بانک‌های آمریکایی و اروپایی نگه‌دارد.

* سیاست آزادسازی نفت

در سال 1981 احمد زکی الیمانی اعتراف کرد که تنها تولید 5 میلیون بشکه در روز برای برآوردن نیازهای اقتصادی کشور کفایت می‌کند و اگر در این میان از اجرای برخی از طرح‌های غیر ضروری و کم منفعت و کم بازده صرف نظر کنیم، بی‌شک تولید 3 میلیون بشکه در روز برای تضمین رشد متناسب و نیازهای جمعیتی کفایت می‌کند.
در میان اگر فرض کنیم که عربستان سعودی در سال 2006 بیش از 10 میلیون بشکه در روز نفت تولید می‌کرد و جمعیت این کشور حدود 6.5 میلیون نفر باشد، این سوال بیش از پیش خود را مطرح می‌کند.
اما در میان سوال مهم دیگری رخ می‌نماید که مربوط به قیمت نفت عربستان سعودی است، همه می‌دانند که از پایان جنگ جهانی دوم نفت عربستان در بازارهای بین المللی به قیمتی پایین‌تر از قیمت بازار عرضه می‌شود؛ سوال این‌جاست که چه چیز موجب می‌شود تا شاهزادگان سعودی نفت کشور خود را در بازارهای جهانی به قیمیتی پایین‌تر از قیمت این محصول در بازار بفروشند و محرومیت ملت عربستان از درآمد نفتش به سود چه طرفی صورت می‌گیرد.
و رسوایی که مردم عربستان از آن سخن می‌گویند و حتی در گوشه‌های کاخ‌های سلطنتی ال سعود به گوش می‌رسد،‌ این است که ال سعود نه به تمام شدن این ذخایر توجه دارد و نه درآمدهای حاصل از فروش آن را در جایی سرمایه‌گذاری می‌کند.
این درحالی است که اپک در سال 1997 اعلام کرد که فروش نفت پایین‌تر از قیمت بازار عربستان سعودی سالیانه 60 میلیارد دلار به این سازمان و اعضای آن زیان وارد می‌کند.

* توجیهات شنیدنی آل سعود

شنیدن توجیهات و دلایل آل سعود در این‌باره بسیار قابل توجه است، از جمله این‌که آنها این اقدام خود را از خودگذشتگی از جانب خود عنوان می‌کنند تا به این وسیله وابستگی اقتصاد غرب و آمریکا به محصول نفت را حفظ کنند و این موجب می‌شود تا اقتصادهای صنعتی و بزرگ جهان همچنان به نفت به عنوان اولین منبع انرژی تکیه و از سرمایه‌گذاری این کشورها جهت یافتن انرژی‌های جایگرین جلوگیری کنند.
همچنین ارائه ارزان نفت موجب می‌شود تا کشورهای صنعتی این ماده را در موارد دیگر به خدمت بگیرند و به این ترتیب وابستگی آنها به نفت بیش از پیش افزایش می‌یابد. اما حاکمان عربستان به این نکته توجه نمی‌کنند که افزایش تولید و به تناسب آن افزایش درآمد کشور را به یک کشور مصرف کننده محصولات کشورهای صنعتی تبدیل می‌کند و به جای سرمایه‌گذاری این درامدها در طرح‌های سودمند با خرید کالاهای مصرفی بار دیگر دلارهای نفتی به جیب کشورهای غربی بازمی‌‌گردد، وضعیتی که به عیان در عربستان سعودی قابل ملاحظه است.
عربستان سعودی در حال حاضر بزرگترین مصرف کننده تولیدات غربی است و این کشور است که به شرکت‌های خارجی که در این کشور سرمایه‌گذاری می‌کنند، وام‌های سخاوتمندانه ارائه می‌دهد، بگونه‌ای که در برخی موارد عربستان 50 درصد هزینه اجرای طرح‌های خارجی در کشور خود را به شکل وام‌های بی‌بهره به شرکت‌های مجری طرح می‌دهد و این جدای از در اختیار قرار دادن زمین و آب و برق با قیمت‌های غیرقابل تصور به این شرکت‌ها و معافیت‌های مالیاتی 5 تا 10 ساله نیروهای این شرکت‌های غربی فعال در عربستان است.
اما تمام این دلایل بهانه‌ای بیش نیستند تا عربستان سیاست‌های نفتی خود را توجیه کند که بر غرق کردن بازارهای جهانی در مازاد دائمی و همیشگی تولید و پایین نگه‌داشتن قیمت نفت برخلاف توافقات صورت گرفته در اوپک است.

* نتایج مستقیم کاهش قیمت نفت توسط عربستان سعودی

درباره افزایش میزان تولید باید گفت که نتیجه مستقیم این اقدام کاهش قیمت نفت و به تبع آن درآمدهای نفتی کشورهای تولید کننده نفت است، بویژه اگر توجه داشته باشیم، اقتصاد اکثر کشورهای تولید کننده نفت بر درآمدهای نفتی متکی است.
در این میان اگر عربستان سعودی را با جمعیت 6 تا 7 میلیون نفری و تولید 10 تا 11.5 میلیون بشکه نفت در روز در نظر بگیریم، یک محاسبه ساده نشان می‌دهد که مازاد تولید عربستان چه ضربه بزرگی به قیمت جهانی نفت و کشورهای تولید کننده آن و سازمان اوپک می‌زند، بویژه آن که جمعیت اکثر این کشورها مانند مصر و الجزایر و نیجریه و ایران و مکزیک و ونزوئلا چندین برابر جمعیت عربستان سعودی است.
حقیقتی که آل سعود هیچ‌گاه نمی‌توانند منکر آن باشند، این است که قیمت کلاهایی که کشورهای غربی به کشورهای جهان سوم تولید می‌کنند، چندین برابر افزایش یافته، درحالی‌که قیمت نفت به خاطر فداکاری آل سعود جهت پایین نگهداشتن قیمت‌ها هیچ تغییری نکرده و اگر شاهد تغییراتی بوده‌ایم، متناسب با افزایش کالاهای صادراتی غرب نبوده‌اند که این موضوع برای بسیاری از کشورهای تولید کننده نفت نتایج فاجعه آمیزی به دنبال داشته است، بی‌آن که عربستان به ظاهر از این نتایج آسیب ببیند. چون جمعیت عربستان سعودی تنها 2 درصد از جمعیت کشورهای عضو اوپک را تشکیل می‌دهد، درحالی که اگر تولیدات غیررسمی این کشور را در نظر نگیریم، تولید نفت عربستان 40 درصد صادرت نفت این سازمان را به خود اختصاص می‌دهد.

* دولت آرامکو

از دیگر واقعیت‌های انکار ناپذیر کشور عربستان سعودی حضور شرکت نفتی آمریکایی آرامکو در این کشور است که در واقع یکی از مراکز مهم تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری در عربستان سعودی نه تنها در عرصه اقتصاد که در دو عرصه سیاسی و نظامی است.
شرکت آرامکو حق استخراج و تصفیه و فروش نفت استخراج شده عربستان سعودی را در اختیار خود دارد و برخی منابع تاکید می‌کنند که درآمدهای نفتی آرامکو از نفت عربستان در سال 2005 حدود 20 میلیارد بوده و البته باید به این نکته مهم اشاره کرد که در این باره هیچ اطلاعات یا آمار و ارقام رسمی وجود ندارد و تمام قراردادهای این شرکت به شکلی کاملا محرمانه و سری صرفا و تنها با خاندان آل سعود بسته می‌شود.
این درحالی است که شرکت آرامکو جدای از چنبره‌ای که بر نفت عربستان زده، اوایل دهه هشتاد قراردادی را با ال سعود امضا کرد که به موجب آن امیتاز استخراج و صدور و فروش گاز تمام چاه‌های نفتی عربستان به این شرکت واگذار شد؛ این قرارداد موجب شد، بسیاری از کارشناسان امور نفتی آن را بزرگترین قرارداد نفتی جهان بنامند.

* آرامکو چگونه پای به عربستان گذاشت

درباره نحو پای گذاشتن آرامکو به عربستان به اختصار باید گفت که این شرکت در واقع یکی از شعبه‌های شرکت نفتی "استاندارد اویل اف کالیفرنیا" بود که عبد العزیز آل سعود در سال 1933 امتیاز اکتشاف نفت در شبه جزیره عربستان را به آن داد و 10 سال بعد این شعبه با اعلام جدایی از کشور مادر و تاسیس شرکت مستقل نام "اربیان امریکن اویل کمپانی" با نام اختصاری "آرامکو" را برخود نهاد.
صرف نظر از نفت، آمریکا نبض اقتصاد کشور عربستان سعودی را درست دارد، بگونه‌ای که آمار و ارقام موجود نشان می‌دهد که 30 درصد واردات کالاهای اقتصادی مورد نیاز عربستان از آمریکا تامین می‌شود، درحالی که این نسبت در خصوص خریدهای تسلیحاتی به حدود 70 درصد براساس آمار و ارقام رسمی می‌رسد و بیانگر حرص و طمع امریکایی برای استفاده از منابع نفتی عربستان و به یغما بردن آن است.

* حضور بیش از 250 شرکت آمریکایی در عربستان

هم اکنون در کشور عربستان بیش از 250 شرکت آمریکایی مشغول به فعالیت هستند که اکثر قراردادهای منعقده در حوزه‌های تسلیحات و برق و گاز و نفت و صنعت آهن و پتروشیمی را به خود اختصاص می‌دهند و در این میان شرکت آرامکو در واقع بازوی اجرایی دولت آمریکا در عرصه اقتصادی در عربستان است و بیش از هرچیز چون اختاپوسی می‌ماند که جدای از بخش نفت و گاز بر دیگر بخش‌های اقتصادی عربستان چنگ انداخته است.
با آغاز دهه نود قرن گذشته عربستان سعودی صادرات تسلیحاتی خود را به بهانه تهدید امنیت ملی‌اش و مجهز کردن دستگاه‌های امنیت داخلی‌اش که در آن زمان توسط عبد الله بن عبد العزیز اداره می‌شد، به میزان چشمگیری افزایش داد و در این‌باره به خطر ایران در منطقه استناد می‌جست، به همین دلیل خیلی زود عربستان به اولین وارد کننده تسلیحات از آمریکا تبدیل شد و هم اکنون این کشور بالاترین هزینه را برای حفظ امنیت خود پرداخت می‌کند، بگونه‌ای که تخمین زده شده، بودجه امنیتی اختصاص یافته به هر شهروند سعودی 2600 دلار است، در حالی‌که این رقم در آمریکا به 520 دلار برای هر نفر می‌رسد و در این میان آل سعود به خطرات واهی خارجی که کشورشان را تهدید می‌کند، اسنتاد می‌جویند، بی‌آن که در این میان نگاهی به خواسته‌های ملت خود داشته باشد که به شدیدترین وجه ممکن آن را سرکوب می‌کند.

* خریدهای تسلیحاتی عربستان از فروش نفت

بنابر آمار و ارقام رسمی منتشره رژیم عربستان سالیانه بین 30 تا 40 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی خود را به خرید ادات و تجهیزات نظامی و آموزش‌ نیروهای مسلح خود از جمله گارد پاسداران ملی می‌کند و نکته مضحک اینجاست که کارشناسان پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا تاکید می‌کنند، برای حفاظت و نگهبانی از تاسیسات نفتی عربستان نیاز به اعزام نظامیان آمریکایی است و نکته مهم‌تر آن که گزارش‌های آمریکایی به این نکته اشاره می‌کند، ارتشی که آل سعود درحال آموزش و مدرن‌سازی آن است، یکی از منابع خطر علیه این رژیم را تشکیل می‌دهد، چون از اواخر قرن هشتاد گذشته آمریکایی‌ها به شدت از نفوذ و حضور افسران مخالف رژیم در ارتش ابراز نگرانی کرده و در مواردی نسبت به انقلاب نظامی آنها و براندازی رژیم آل سعود هشدار داده‌اند.

* گفتنی‌های ‌رئیس سابق سرویس اطلاعات نیروی هوایی آمریکا

ج. کیگان، ‌رئیس سابق سرویس اطلاعات نیروی هوایی آمریکا در گزارشی که به کنگره ارائه داد، نوشت: یکی از مهمترین ویژگی‌های رژیم‌های مرتجع در جهان عرب که آمریکا از جنگ جهانی دوم تاکنون برآن تکیه می‌کند، خصوصیت عدم ثبات و استقرار در این کشورهاست و اگر بخواهیم از آماده‌ترین مناطق جهان برای انقلاب نام ببریم باید از رژیم‌های عربی محافظه‌کار یاد کنیم.
وی در ادامه گزارش خود تاکید می‌کند که طرف یکی دو دهه آینده باید شاهد سرنگونی رژیم آل سعود توسط افسران مخالف رژیم باشیم که هم اکنون در آمریکا و کشورهای اروپایی آموزش می‌بینند و سپس به کشورشان باز خواهند گشت تا پرچم‌دار دمکراسی و آزادی در جهان عرب باشند.

* ادامه سیاست غرق کردن بازارهای بین المللی با نفت عربستان

سیاست غرق کردن بازارهای بین المللی با نفت عربستان سعودی با اغاز قرن 21 نه تنها کاهش نیافت، بلکه پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 و سقوط دیکتاتوری صدام حسین در عراق و اشغال این کشور توسط نظامیان آمریکایی تشدید و افزایش هم یافت.
با افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی و گذشتن آن از مرز 50 دلار در هر بشکه در سال 2004 فشار عربستان سعودی بر سازمان اوپک جهت افزایش تولید با هدف پایین نگهداشتن قیمت نفت نیز افزایش قابل توجهی یافت، بگونه‌ای که در نشست 15 سپتامبر 2004 علی النعیمی، وزیر وقت نفت عربستان سعودی خواستار افزایش تولید اوپک از 26 میلیون بشکه در روز به بیش از آن شد تا قیمت نفت به 40 دلار در بشکه تنزل پیدا کند.
این درحالی است که باید به این نکته توجه کنیم که از زمان اشغال عراق توسط نظامیان آمریکایی عراق عملا تولید نفت خود را قطع کرد و عربستان اعلام کرد که تولید روزانه 3.5 میلیون بشکه نفت عراق را برعهده می‌گیرد تا تولید نفت عربستان به روزانه 13 تا 14.5 میلیون بشکه در روز برسد.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
يكشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۵۷

گزارش تکان دهنده درباره نیمه پنهان آل سعود

یک رسانه خارجی با اشاره به فساد و اسراف شاهزادگان سعودی آن را عاملی خطرناک برای آینده مبهم آل سعود دانسته است.

به گزارش مهر  پایگاه النخیل در مطلبی با عنوان "خطرناکترین گزارش آسوشیتد پرس" آورده است : حقایق مربوط به آل سعود هر روز روشن تر می شود و رسانه هایی که یهودیان در اروپا و آمریکا بر آن احاطه دارند شروع به رسوا سازی ماهیت این خاندان کرده اند که جدیدترین آن گزارش خبرگزاری آسوشیتد پرس است.
صبح جدیدی بر این کشور صحرایی که آغاز می شود جایی که حاجیان به آن وارد می شوند و نفت دنیا از طریق آن تامین می شود، اما بعد هنگامی که مولود ذکوری در خاندان حاکم بر عربستان متولد می شود چه چیز انتظار وی را می کشد؛ دستمزد رویایی، تلفن همراه، خدمات برق و سفرهای رایگان با بهترین پروازها، برجهای بلند، مکان مناسب در ادارات دولتی و بسیاری از شرکتها و موسسات.
در این گزارش آمده است : کاخهای شاهزادگان در شمال ریاض خودنمایی می کند، اما کسی را جرات نزدیک شدن به این کاخها که گارد پادشاهی به شدت از آنها مراقبت می کند نیست.
باغهای شاهزادگان با آبیاری قطره ای که از فاصله سیصد مایلی از خلیج فارس به آنجا کشیده شده است سرسبز است و خودروهای گران قیمت و آخرین مدل در خیابانهای آرام منطقه حرکت می کنند در فاصله نزدیک به کاخها و باغها، هواپیماهای اختصاصی قرار دارند که آماده پرواز به هر نقطه ای در جهان هستند.
در جده و شهرهای دیگر مراکز تجاری و شرکتها و موسسات در دست شاهزادگان است. همه پستهای اصلی در وزارت دفاع، کشور، اطلاعات و دیگر وزارتخانه های عربستان از آن شاهزادگان است، آنها سیطره کاملی بر ارتش دارند و آل سعود کشور عربستان را ملک خصوصی خود می دانند.
در این گزارش آمده است : یک منبع رسمی عربستانی تعداد شاهزادگان سعودی را ۲۷۰۰ نفر می داند، اما یک نشریه آمریکایی تعداد آنها را ۴۰۰۰ نفر می داند.سعید ابوالریش که پژوهشهای زیادی درباره این خانواده دارد تعداد آنها را ۷۰۰۰ نفر تخمین زده است.
گزارش فوق بیان کرد: پشت دیوارهای کاخ شاهزادگان سعودی شرب خمر و استعمال مواد مخدر موضوعی عادی است موضوعی که اگر یک شهروند عادی خارج از کاخ، مرتکب آن شود، با مرگ یا مجازات شدید روبرو می شود.
شاهزادگان سعودی حشیش مصرف می کنند و عاشق کوکایین هستند هر چه بخواهند از این مواد برای خود تهیه می کنند، زیرا بازرسی از آنها صورت نمی گیرد.
حداقل حقوق یک نوزاد خانواده سلطنتی ۱۰۰۰۰ دلار در ماه است.مطابق تلگراف سری یکی از سفارتخانه های غربی یک سوم دارایی های هرگز در بودجه گنجانده نمی شود و از جیبهای شاهزادگان سر در می آورد اما خاندان سلطنتی همچنان تکثیر می شوند.
این گزارش بیان کرد: شرایط در داخل خاندان سلطنتی به گونه ای پیش می رود که جنگ و درگیری میان آنها حتمی است، زیرا این زندگی مرفه شاهزادگان به شدت احساسات مردمی را برانگیخته است.اینکه شاهزاده ای به جای اینکه چند ساعت منتظر پرواز باشد هواپیمای چند میلیون دلاری اجاره کرده است.
فاضل جلبی مدیر مرکز مطالعات انرژی در لندن معتقد است : شرایط کنونی حاکم بر جامعه عربستان مانند چهل سال قبل نیست و این بریز و بپاشها قابل قبول نیست.این فساد و اسراف به مثابه هیزم جنبشهای مخالف است.
در این گزارش همچنین ذکر شده است که نزاع درونی خاندان سلطنتی از تحرکات مخالفان هم برای موجودیت سیستم حاکم خطرناکتر است.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
يكشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۳۹

اسلحه‌کشی در مراسم انتخاب ولیعهدعربستان

به تازگی اطلاعاتی از جلسه انتخاب ولیعهد عربستان منتشر شده که بیانگر درگیری مسلحانه و اسلحه کشی یکی از شاهزاده های معترض به ولیعهدی نایف بن عبدالعزیز به سمت ملک عبدالله پادشاه این کشور است.

به گزارش فارس، در پی مرگ سلطان بن عبدالعزیز ولیعهد پیشین عربستان سعودی به تازگی اخباری از کاخ پادشاهی این کشور در محافل خصوصی منتشر شده که حکایت از درگیری مسلحانه خادندان آل سعود در جریان انتخاب ولیعهد جدید دارد.

در این ماجرا یکی از شاهزاده های معترض به انتخاب نایف بن عبدالعزیز ولیعهد فعلی، در واکنش به این انتخاب به سمت ملک عبدالله پادشاه این کشور اسلحه کشیده که منجر به نزاع و درگیری بین شاهزاده ها شده است.

این شاهزاده اعتزاض کرده بود که چرا وزیر کشور بعنوان ولیعهد انتخاب شده است. هرچند خاندان حاکم تلاش داشته اند که این خبر به بیرون از کاخ پادشاهی درز نکند، اما بعد از مرگ ولیعهد و بالاگرفتن اختلافات بین شاهزاده ها این خبر بصورت محرمانه توسط یک مقام مسئول در کاخ پادشاهی به دست خبرنگار فارس در ریاض رسید.

به دلیل دودستگی بین خاندان سعودی درباره جانشینی ولیعهد، اختلافات به قدری شدید شده بود که حتی تلویزیون العربیه و مجموعه شبکه های "ام بی سی" خبر مرگ ولیعهد را در رده سوم و چهارم اخبار خود منتشر کردند، بعنوان مثال شبکه العربیه وابسته به خاندان آل سعود با توجه به خصومتی که با دولت سوریه دارد، خبر سوریه را در راس اخبار خود قرار داد و این درحالی است که خبر مرگ ولیعهد و تعیین جانشین وی مهمترین خبر این روزها در عربستان سعودی است.

این نشان می دهد که جنگ قدرت در عربستان بسیار جدی است و نگرانی های جدی در خاندان سلطنتی عربستان دیده می شود. برخی شاهزاده ها تمایل به غرب و کشورهایی مانند انگلیس و فرانسه دارند، برخی دیگر متمایل به آمریکا هستند و برخی هم استقلال نسبی دارند و بین این سه گروه اختلافات شدیدی وجود دارد ضمن اینکه از نظر اعتقادی نیز بین این شاهزاده ها اخلافات زیادی به چشم می خورد.

با توجه به وضعیت جسمانی نامساعد پادشاه عربستان مسئوله انتخاب ولیعهد تبدیل به یکی از دغدغه های جدی خاندان آل سعود شده است.

دامنه این اختلافات به خانه های شاهزاده های عربستان نیز کشیده شده و همسران آنان به مدت سه سال است که با این مسئله درگیر هستند، زیرا مسئله انتخاب ولیعهد در عربستان به چالشی جدی برای خاندان حاکم تبدیل شده است.

به توجه به اعتزاضات اخیر و درگیری مسلحانه بین شاهزاده ها به نظر می رسد پایه های حکومت آل سعود سست شده و این امر بعنوان یک بحران جدی، آینده این کشور را در هاله ای از ابهام قرارداده است و هرگونه احتمال جنگ داخلی در این کشور محتمل است.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی

در پس سردی و سپس قطع روابط عربستان سعودی ـ سوریه و پس از آن آشتی یکباره و غافلگیرکننده ریاض ـ دمشق در یک چشم برهم زدن رازی بزرگ نهفته است.

در 12 فوریه 2008 میلادی یا سه سال پس از ترور "رفیق حریری"، نخست‌وزیر لبنان نوبت به ترور "عماد مغنیه"،‌ یکی از فرمانده‌هان بزرگ و برجسته حزب الله بود تا بار دیگر منطقه شاهد بحرانی جدید باشد و برخی از تحلیلگران پیش‌بینی کردند، این ترور ممکن است بر روابط سوریه و حزب الله تأثیر بگذارد.

تنها چند روز پس از ترور عماد مغنیه اظهاراتی بیان شد که تأکید می‌کرد، تحقیق‌های صورت گرفته در ترور شهید مغنیه پرده از حقایقی برمی‌دارد که در صورت انتشار زلزله‌ای بزرگ در منطقه ایجاد می‌کند، چون برپایه این تحقیقات آشکار شده بود که برخی از سرویس‌های امنیتی و اطلاعاتی منطقه و از جمله سرویس‌های امنیتی عربی در این ترور دست داشتند، اما روزها گذشت بی‌آن که این اطلاعات برملا شوند. چرا؟

تماس‌های سرّی و سریعی میان کشورهای اروپایی با سوریه صورت گرفت تا دمشق نتایج تحقیقات صورت گرفته در ترور شهید مغنیه را برملا نکند و در مقابل آمریکا و متحدانش از بحران متهم کردن سوریه به ترور حریری بکاهند و با اینکه دمشق در این ارتباط هیچ قولی به طرف‌های تماس گیرنده نداد، با این حال اروپا و آمریکا یک جانبه از بحران اتهام سوریه به ترور حریری کاستند.

غرب بخوبی دریافته بود، درصورتی که سوریه نتایج تحقیقات صورت گرفته در ترور مغنیه را برملا سازد، نه تنها خشم و غضب طرفداران وی را برمی‌انگیزد و به تبع آن از انتقام آنها در امان نمی‌ماند،‌ بلکه می‌دانست افشای این نتایج، دستاوردهای سیاسی بسیاری برای دمشق به همراه می‌آورد که غرب، اصلاً خواهان آن نبود.

اما حادثه دیگری که اوضاع را بطورکلی تغییر داد، بازداشت "بندر بن سلطان"، رئیس شورای امنیت ملی عربستان و سفیر سابق این کشور در واشنگتن در فرودگاه دمشق بود.

به نوشته المنار، ماجرا از این قرار بود که چند هفته پس از این حادثه، چند نفر وارد فرودگاه دمشق می‌شوند که نیروی‌ امنیتی فرودگاه به آنها شک کرده و یکی از آنها را برای بازجویی به دفتر فرودگاه فرامی‌خواند و در آنجا با غافلگیری بزرگی مواجه می‌شود. فردی که نیروی امنیتی فرودگاه دمشق می‌خواست از وی بازجویی کند و بسیار مضطرب و نگران به نظر می‌رسید، کسی جز شاهزاده بندر بن سلطان نبود که تلاش داشت بطور ناشناس وارد سوریه شود.

شاهزاده با همراهان که همگی دارای گذرنامه‌های جعلی بودند، بسرعت بازداشت می‌شوند و موضوع سریعاً به رؤسای سرویس‌های امنیتی و اطلاعاتی سوریه اطلاع داده می‌شود.

بندر بن سلطان در مکانی که مناسب جایگاه و شخصیتش باشد، تحت اقامت اجباری در دمشق قرار می‌گیرد، بی آن‌که موضوع به رسانه‌ها درز پیدا کند، اما دمشق، ریاض را از قضیه آگاه می‌کند تا به این ترتیب عربستان در تنگنای سیاسی و دیپلماتیک شدیدی قرار گیرد و نداند چه برخوردی با قضیه داشته باشد، بویژه آنکه روابط دو کشور در نهایت سردی قرار داشت، بحدی که ریاض تصمیم گرفته به براندازی نظام بشار اسد گرفته بود.

از شاهزاده و همراهانش در دمشق بازجویی به عمل می‌آید و نتایج تحقیق پرده از حقایقی برمی‌داشت که درز آن به رسانه‌ها زلزله‌ای بزرگ در منطقه بوجود می‌آورد و برای اینکه بعدها امکان نفی اعترافات وجود نداشته باشد، بشکل صوتی و تصویری اعترافات ضبط می‌شود.
اعترافات پرده از اسرار روابط آمریکا و عربستان درباره لبنان و دادگاه بین المللی و ترور حریری به صورت مشروح و به همراه نام‌ها و تاریخ‌ها بود.

پس از بحث و مناقشه‌های بسیار در دوایر تصمیم‌گیری سیاسی و امنیتی سعودی و رایزنی با کاخ سفید قرار بر این شد که شاهزاده "سعود الفیصل" مخفیانه راهی دمشق شود و شخصاً با بشار اسد دیدار کند.

در این دیدار، سعود الفیصل از بشار اسد می‌خواهد، موضوع را کاملاً نادیده بگیرد اما چون بشار اسد، نماینده عربستان را از بخشی از اعترافات بندر بن سلطان آگاه ساخت، سعود الفیصل دریافت که قضیه چیزی نیست که با ریش گرو گذاشتن حل شود اما درعین حال اگر این اعترافات به جایی درز کند، بسیاری از منافع ملی و منطقه‌ای عربستان به خطر می‌افتد.

سعود الفیصل، از رئیس جمهور سوریه اجازه می‌گیرد که به کشورش بازگردد و پس از رایزنی با مسئولان سعودی دوباره نزد وی بازگردد. اسد این درخواست را با این شرط می‌پذیرد که دیدار بعدی سعود علنی باشد.

پس از مطلع شدن ریاض از ما وقع و اعترافات بندر بن سلطان، به رسانه‌های سعودی دستور داده می‌شود تا از لحن تند خود نسبت به سوریه و کوبیدن دمشق بکاهند، بلکه بر نقش سوریه و لزوم به توافق رسیدن طرف‌های لبنانی جهت تشکیل دولت ملی تأکید شود.
پس از آن موضوع به اطلاع کاخ سفید و قاهره می‌رسد تا رهبرد جدیدی در تعامل با سوریه و حزب الله و لبنان وضع کنند و در اینجا می‌توان به اقدام انگلیسی‌ها در تغییر موضع خود در برابر حزب الله و اعزام هیئتی پارلمانی برای دیدار با برخی از رهبران حزب الله اشاره کرد؛ همچنین رهبران 14 مارس لبنان لهجه تند خود در قبال سوریه را نرم نموده و شروع به سخن گفتن از دادگاه بین المللی کردند تا همه چیز به بوته فراموشی سپرده شود.

پس از رایزنی با ریاض، سعود الفیصل به دمشق بازمی‌گردد و این‌بار سفر وی در رسانه‌های سعودی و سوری درج شده و مورد استقبال رئیس جمهور سوریه قرار می‌گیرد؛ سخنان دو طرف این‌بار آرام‌تر و نرم‌تر از قبل بود و بر منافع عربستان تمرکز شده بود.
سوریه از دمشق خواست که بازجویی از بندر بن سلطان و اعترافات وی منتشر و اشاره‌ای به عربستان و متحدانش در قضیه ترور عماد مغنیه و دیگر موارد نشود.

درحالی‌که بندر بن سلطان در اعترافات خود به موارد بسیاری درباره ترور رفیق حریری و اینکه چه کسانی و چه سرویس‌ها و سازمان‌هایی در پس از این حادثه قرار داشتند و توافقنامه‌های امنیتی میان چهار سرویس اطلاعاتی و امنیتی و سیا درباره براندازی نظام اسد و دستیابی به توافق با معارضان سوری و فراتر از آن تجیهز معارضان سوری و انواع سلاح‌ها و ایجاد آشوب و بلوا و فتنه و کشتن غیرنظامیان سوری و کمک مالی و تسلیحاتی آمریکایی‌ها و برخی از سرویس‌های امنیتی به معارضان اشاره کرده بود.

اما بندر بن سلطان در برابر این اعترافات از سوری‌ها خواسته بود، از قضیه بازداشت وی سخنی به میان نیاورند و ریاض نیز در مقابل متعهد می‌شد، انگشت اتهام به سوی دمشق برداشته و عرصه لبنان به دمشق سپرده شود تا سوریه هرگونه صلاح بداند با آن برخورد کند و زمینه را بر‌ای تشکیل دولت وحدت ملی لبنان با شرایط مورد نظر حزب الله فراهم کند.

برای اثبات این مدعا کافی است به آزادی چهار افسر لبنانی با شرایط مورد نظر حزب الله و تشکیل دولت لبنان به ریاست سعد حریری آن هم بنا به خواست حزب الله و عدم گرفتن سلاح از حزب و بازگشت جنبلاط به دامان سوریه پس از عذرخواهی شرم آور و دیدار سعد حریری از سوریه بنا به خواست دمشق و عدم سخن مجدد به میان آمدن از دادگاه بین المللی و اعزام سفیر امریکا به دمشق اشاره کرد.
اما به ادامه ماجرا بازگردیم؛ سعود الفیصل پس از دیدار با اسد به کشور خود بازمی‌گردد تا پس از وی بندر بن سلطان هم به ریاض برگردد. چند هفته نگذشت که پادشاه عربستان در سفری دو روزه و رسمی به دمشق می‌رود و درپی آن دولت لبنان تشکیل شده و روابط سوریه و لبنان به حالت عادی بازمی‌گردد.

شاید بتوان گفت، این موضوع تاحدی به زیان اسرائیل هم تمام نشد، چون آمریکا به تل‌آویو توصیه کرد که از لحن تند خود نسبت به حزب الله و تهدید آن به جنگ بکاهد و از آنجا که اسرائیل طعم تلخ شکست از حزب الله را کشیده بود و هیچ‌گاه نمی خواست بار دیگر عظمت و شکوه ارتش شکست‌ناپذیرش توسط حزب الله در هم شکسته شود، بنابراین این توصیه آمریکا را با جان دل پذیرا شد.

اکنون باید پرسید آیا آل سعود قصد دارد با تشدید فشارها بر جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین المللی و آن گونه که روزنامه سعودی عکاظ امروز به نقل از منابع خود نوشته، انتقال موضوع سناریوی هالیوودی خود به شورای امنیت سازمان ملل، زمینه پخش فیلم اعترافات بندر بن سلطان از تلویزیون های ایران یا سوریه یا لبنان را فراهم آورد و با پیگیری این سناریو چه هدفی را دنبال می کند. این پرسشی است که بزودی به آن پاسخ داده خواهد شد.


منتظر انتشار بخش دوم این مطلب در مشرق باشید.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۴:۲۷

حرکت نظامیان آل‌سعود بسوی مناطق شیعی

خودروها و تجهیزات نظامی آل سعود از صبح امروز حرکت خود را بسوی مناطق شرقی عربستان آغاز کردند.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، خودروهای و تجهیزات نظامی سعودی با خروج از پایگاه نیروهای امنیتی بویژه منطقه "ظهران"، بسوی "قطیف" به حرکت در آمده اند.

منابع عربستانی تاکید کردند، حرکت کاروان این خودروها در اتوبان "دمام" با حمایت گشتی های نظامی پلیس و گارد ملی، به راحتی قابل مشاهده است.

مناطق شرقی عربستان طی هفته گذشته شاهد درگیری های خونبار نیروهای امنیتی با شیعیان بوده است.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
جمعه ۱۵ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۱۸

العوامیه کابوس آل سعود

قیام مردمی منطقه العوامیه عربستان همانند کابوسی است که خواب شیرین آل سعود را بر هم زده و نگرانی اربابان غربی آنها را به دنبال داشته است.

العوامیه که ظرف روزهای اخیر به کابوسی برای خاندان آل سعود تبدیل شده شهری است که درمنطقه قطیف در استان شرقی عربستان سعودی واقع شده است.این روستا فاصله نزدیکی با بحرین دارد و اقتصاد آن بر نفت خام و کشاورزی استوار است.العوامیه دروازه ورود بهار عربی به عربستان و نماد ظلم ستیزی است.

جرقه قیام
جرقه اعتراضات مردمی در این شهر زمانی زده شد که نیروهای آل سعود دو فرد مسن را به عنوان گروگان بازداشت کردند تا فرزندان آنها که به اتهام مشارکت در تظاهرات اخیر تحت تعقیب بودند، خود را تسلیم کنند.

نیروهای رژیم به شدت با همه ابزار تظاهرات را سرکوب کردند و از بیم گسترش دامنه اعتراضات تدابیر شدیدی به عمل آورند که طی آن شماری زخمی شدند.

بازداشتهای گسترده رژیم
پس از این تحولات بازداشتهای گسترده ای به عمل آمده است به طوری که "رضا عبدالله فربریص"،"حسن علی حسن العوامی"،"علی الربح"،"مصطفی و حسین آل درویش" دو بردار عربستانی که اغل این افراد جوان هستند طی روزهای گذشته بازداشت شده اند.

حمایت از قیام مردم العوامیه
این در حالی است که درحمایت از مردم العوامیه تظاهرات مسالمت آمیزی در "قطیف" و "القدیح" برگزار شد و تظاهرات کنندگان از مقامات سعودی خواستند که محاصره را بشکنند.

در جزیره "تاروت" تظاهرات مسالمت آمیزی به عمل آمد که این اقدام نیروهای امنیتی را واداشت تا با قرار دادن موانع ایست بازرسی رفت وآمدها را کنترل کنند که این موضوع سبب شد ترافیک شدیدی در مبادی ورودی "پل الائمه" تا مسافت ۱۶۰۰ کیلومتری به وجود آید.

از سوی دیگر تظاهرات همبستگی با مردم العوامیه در مناطق مختلف بحرین برگزار شد.

شیخ "نمر باقر النمر" از مراجع شیعی عربستانی هم گفت: ارده فولادی مردم عربستان برخورد آهنین را در هم می شکند اگر حکومت خود را حافظ امنیت کشور معرفی می کند چرا نقاط ایست بازرسی متعدد به وجود آورده است و مردم را می ترساند؟

حضور خودروهای زرهی و سلاح موجود نشانه این است که قصد دارند کشتار راه بیندازند. مردم حق دارند که با ملت بحرین همدردی کنند. نیروهای امنیتی که مردم را تعقیب می کنند فتنه افکن هستند نه مردم.

اعتراضها گسترش می یابد
از سوی دیگر "حمزه الحسن" مخالف رژیم آل سعود گفت: اعتراضات مردم العوامیه هنگامی شروع شد که دو مرد که به بیماری قلبی مبتلا بودند دستگیر شدند و هنگامی که مردم العوامیه به مرکز پلیس رفتند تا با مسئولان صحبت کنند نیروهای امنیتی به سوی آنها آتش گشودند و و تظاهرات کنندگان اقدام به سنگباران مرکز کردند.

وی افزود: به سبب ظلمی که در حق ساکنان مناطق شرقی عربستان روا داشته می شود اعتراض ها گسترش پیدا می کند و این با توجه به افق سیاسی بسته کنونی تشدید می شود.

نگرانی غرب از قیام مردم العوامیه
این درحالی است که برخی منابع خبری با اشاره به هشدار مقامات آمریکا، انگلیس و استرالیا به اتباع خود برای عدم سفر به العوامیه از نگرانی کاخ سفید نسبت به سرایت انتقال به کل عربستان پرده برداشتند.

فرافکنی ممنوع
از سوی دیگر "توفیق السیف" متفکر شیعی سعودی گفت: قدرت خارجی که حکومت سعی دارد تقصیر را بر گردن آن بیندازد ایران است، اما به نظر من ایران ارتباطی با اعتراضها ندارد.

وی افزود: تنها راه ممانعت از گسترش بحران اعطای حقوق کامل سیاسی و مدنی شیعیان است، زیرا سیاست کنونی علیه شیعیان تبعیض آمیز است و حکومت امکان هر گفتگویی را از بین برده است.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۰۵

هراس آل سعود از سرایت بهار عربی

مهر به نقل از پایگاه نهرین نت نوشت: منابع وابسته به مخالفان آل سعود تاکید کردند: اقدام نظام در به کار گیری وسیع گلوله جنگی علیه تظاهرات کنندگان مسالمت آمیز نشانه ترس نظام آل سعود از سرایت بهار انقلابهای عربی و بیداری اسلامی به شهرهای عربستان است.

منابع فوق افزودند: این که سخنگوی نظام از زخمی شدن نیروهای پلیس با گلوله هنگام تظاهرات سخن گفته کذب محض است و همه تظاهرات کنندگان شاهد بودند که نیروهای پلیس گلوله جنگی علیه تظاهرات کنندگان به کار گرفتند.

این منابع بیان کردند: اظهارات مقامات نظام آل سعود توجیهی برای پوشاندن به کارگیری سلاح جنگی علیه تظاهرات مسالمت آمیز است.

منابع مذکور  ضمن درخواست از مجامع جهانی برای محکومیت جنایات نظام آل سعود ، دستگاههای امنیتی آن و شبه نظامیان موسوم به هیات امر به معروف و نهی از منکر، درباره سرکوب شدید مردم شهر العوامیه و اعمال مجازات جمعی علیه ساکنان آن هشدار دادند.

شایان ذکر است که شهر العوامیه در شرق عربستان ظرف روزهای اخیر شاهد قیام مردمی علیه نظام آل سعود بوده است.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی

دهها زره پوش نیروهای آل خلیفه و آل سعود در اطراف میدان الشهداء (اللؤلؤ) منامه پایتخت بحرین به منظور جلوگیری از تظاهرات مردم مستقر شد.
به گزارش واحد مرکزی خبر، شبکه تلویزیونی العالم گزارش داد، مردم بحرین امروز قصد دارند تظاهرات گسترده ای با شعار بازگشت به میدان اللؤلؤ در منامه برگزار کنند.

این تظاهرات در آستانه انتخابات میان دوره ای مجلس نمایندگان بحرین برگزار می شود.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
6
صفحه 6 از 7

الاخبار