خوابيدن با شيطان (3)؛ سناريوي روز قيامت
موقعیت شما: موعود»مطالعات فرهنگی»وهابیت»خوابيدن با شيطان (3)؛ سناريوي روز قيامت

خوابيدن با شيطان (3)؛ سناريوي روز قيامت

يكشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۰۳
امتیاز این گزینه
(3 آرا)

"آل سعود" به شدت در حال عقبگرد است. زيرا با وجود شيطان آمريكايي و حمايت اسرائيلي، ديگر نفتي كه تمايلات و هوسهاي آنان را تغذيه ميكرد، مانند قبل توليد نميشود. دنيا بايد متوجه شود كه اقتصاد در حال فروپاشي است. من جزئيات را بررسي كردم و از آنها سخن گفتم و هيچ چيزي را از خودم نگفتم.

* پيامدهاي ويراني تأسيسات نفتي عربستان

خودروي فورد سفيد من را نزديك برج شماره 7 كه يكي از ده ساختمان مهم در "بقيق" بود، رساند. اين برج براي خارج كردن گوگرد از نفت و طبق اصطلاحات نفتي جهت تبديل آن از "ترش" به "شيرين" استفاده ميشود. در شرق عربستان از طريق صحراي اين كشور -و آنجايي كه صبحدم خورشيد در افق ديده ميشود- راننده خودرو توقف مي كند. وي يكي از هزاران مسلمان شيعه است كه در چاه هاي نفت عربستان كار مي كند.

موتور را خاموش كرد و براي آخرين بار نگاهي به ساعتش انداخت. سپس آياتي از قرآن كريم را كه از مدتها قبل حفظ كرده بود، تلاوت كرد، درحاليكه نور بزرگترين تأسيسات استخراج و تصفيه نفت دنيا اطراف او ميدرخشيد. در غرب "بقيق" در دامنه كوه "الرماح" در قلب منطقه بدويها، يك سعودي وهابي را ميبيني؛ او يكي از افراد متعصبي است كه آل سعود را به قدرت رساندند. آن مرد در افغانستان توسط فردي كه در آژانس اطلاعات مركزي آمريكا درس ميخواند، آموزش ديده است.

"آل سعود" به شدت در حال عقبگرد است. زيرا با وجود شيطان آمريكايي و حمايت اسرائيلي، ديگر نفتي كه تمايلات و هوسهاي آنان را تغذيه ميكرد، مانند قبل توليد نميشود. دنيا بايد متوجه شود كه اقتصاد در حال فروپاشي است. من جزئيات را بررسي كردم و از آنها سخن گفتم و هيچ چيزي را از خودم نگفتم.

اينها مطالعات افراد متخصص در صنعت نفت است. در دوره سالهاي 1930 تا 1960 عربستان سعودي يكي از دفاتر فرعي "آمريكاي بزرگ" بود. آمريكا به دليل اينكه نفت عربستان را هميشه براي خود ميديد، احساس امنيت مي كرد. نفتي كه زير شنها بود. ما بخش نفت عربستان را بنا نهاديم و با تلاشهايمان، حق كامل و آسان دستيابي به نفت خام اين كشور را كسب كرديم.

 

* وحشت آمريكا و بحران نفت در سال 1973

بحران نفت در سال 1973 و با آغاز جنگ عراق و ايران و احتمال كشيده شدن جنگ به كشورهاي عربي حوزه خليج فارس، آغاز شد. اين كابوس موجب كاهش رشد اقتصاد دنيا شد. و كارشناسان بحرانها در دولت آمريكا و خارج از آن سئوالهاي نگران كننده اي را مطرح كردند. حملات كدام مناطق نفتي و زيرساختهاي عربستان سعودي را تهديد ميكند؟ پيامدهاي كوتاه مدت و بلند مدت قطع نفت چيست؟ پيامدهاي اقتصادي آن چه خواهد بود؟ .

كارشناسان بحرانها به اين نتيجه رسيدند كه تأسيسات نفت خام در "بقيق" ضعيفترين منطقه در تأسيسات نفتي عربستان سعودي است. اين تأسيسات با توليد روزانه هفت ميليون بشكه نفت، "گودزيلاي" تأسيسات نفتي عربستان به شمار ميآيد. به صورت كلي، كارشناسان به اين نتيجه رسيدند كه هر حمله اي به "بقيق" به مخازن نفت، به تأسيسات كروي مانندي كه براي كاهش فشار در جريان پالايش از آنها استفاده ميشود، خسارتهاي فراواني را وارد ميكند. هرگونه حمله نيمه سنگين و موفق به تأسيسات "بقيق" موجب نشتي هفت درصد در ميليون ماده (سمي) "سولفيد هيدروژن" ميشود. اثر اين ماده از بين خواهد رفت ولي نه آن قدر سريع كه از مرگ كارگران در اين تأسيسات و وارد شدن آسیب های جدي به ساكنان اطراف آن جلوگيري كند. علاوه بر اين گاز دي اكسيد كربن به قلب تأسيسات نفتي سعودي نشت خواهد كرد.

اين امر مانعي در فرايند بازسازي خواهد شد و بازسازي تأسيسات را يك ماه به تأخير خواهد انداخت. حمله به "بقيق" توليد نفت خام را به اندازه يك سوم مصرف روزانه آمريكا كاهش مي دهد.

سناريوي بقيق، يكي از چندين سناريوهايي است كه كارشناسان بحرانها در دوره ريگان مطرح كردند. البته اين سناريوها جزئي بود زيرا مجموعه بسيار غني نفت عربستان، هدف قرار گرفته است. هر مقدار نفتي كه استخراج و توليد و صادر ميشود در معرض تهديد است. جغرافياي شرق منطقه عربستان را كه چاههاي نفتي عظيمي در آنجا قرار دارد، به اين مسائل اضافه ميكنم؛ شنهاي متحرك به سوي خليج فارس حركت مي كند  .. اين موضوع بدترين كابوس را براي امنيت ملي ايجاد كرده است. كاهش زيرساختهاي نفتي عربستان مانند آن است كه افرادي ماهي ها را براي صيد درون بشكه بريزند.

اين مسأله فرصتها نيست، بلكه مسأله مرداني قوي است و اينكه آنها چه كاري مي توانند انجام دهند؟ عربستان سعودي بيش از 80 حوزه نفت و گاز فعال و بيش از هزار چاه نفت خوب دارد. ولي "الجعيمه" و سكوي "القياس" كه در 11 كيلومتري ساحل است، بيشتر از همه مناطق ديگر در معرض هجوم قرار دارد. 4 لوله نفت زير آب نفت خام را از سكوي زميني تغذيه مي كند. اين سكو همچنين 5 مركز جداگانه را تغذيه مي كند ومي تواند 2.5 ميليون بشكه نفت و انواع سوخت ديگر را به نفتكش ها منتقل كند. در يك روز عادي، حدود 4.3 ميليون بشكه نفت از طريق ايستگاه "الجعيمه" از عربستان خارج ميشود.

هر حمله اي كه تأسيسات سكوي "القياس" را هدف قرار دهد و به نيمي از شناورهاي موجود در ساحل خسارت وارد كند، و به مخازن زميني صدمه بزند، توليد نفت پس از دوماه به 1.6 تا 2.6 ميليون بشكه كاهش خواهد يافت و 7 ماه زمان نياز است تا اين منطقه دوباره به ظرفيت قبلي خود باز گردد. گروهي از كماندوها روي قايق مي توانند به چنين كاري دست بزنند. آبهاي سواحل شبه جزيره يكي از خطرناكترين مناطق روي زمين است؛ در اين مناطق امكان غرق شدن ناوهاي بزرگي مانند يو اس اس كول وجود دارد.

خطر تأسيسات نفت رأس التنوره كمتر از "الجعيمه" است. اين تأسيسات روزانه 4.5 ميليون بشكه نفت صادر مي كند و در اين منطقه مجموعه متنوعي از اهداف وجود دارد. "جزيره البحر" به وسيله مجموعه اي پيچيده از مخازن و خطوط لوله و پمپ به لوله هاي "الجعيمه" متصل شده است. اين تأسيسات زميني از هوا و زمين در معرض حمله قرار دارد. "رأس التنوره" در صد كيلومتري شمال قطر نيز منطقه اي براي تجمع اصولگرايان اسلامگرا است. "ينبع" در درياي سرخ در برابر هر حمله اي مصون است. به گفته مهندسان در صورت حمله، اين تأسيسات فقط نياز به انتقال روزانه هزار بشكه به يك ايستگاه ديگر است.

البته خسارت چنين حملاتي از نظر اقتصادي بدتر از انفجار بمب هسته اي در مركز منهتن يا كنار كاخ سفيد است. عربستان سعودي در گذشته تكيه گاه آمريكا در كشورهاي عربي خاورميانه بود. اين كشور نفت ما را زير شن هاي خود انبار كرده بود. عربستان حتي اگر ضد آمريكا شود هيچگاه نميتواند صادرات نفت را متوقف كند، زيرا اين امر به معناي خودكشي اين كشور خواهد بود.

 

* تبديل فرصتها در عربستان به تهديد

البته همه اين مسائل مربوط به قبل از صبح 11 سپتامبر 2001 بود. پيش از آن كه 15 سعودي و 4 شهروند تبعه كشورهاي عربي 4 هواپيماي تجاري را بربايند و آنها را با سرنشينانش به سوي ساختمانهاي نيويورك و واشنگتن و اراضي زراعي شانكسويل در ايالت پنسيلوانيا هدايت كنند؛ قبل از آنكه اسامه بن لادن به محبوبترين فرد در تاريخ عربستان تبديل شود؛ قبل از آنكه همه بدانند كه همسر سفير سعودي در واشنگتن براي ربايندگان (هواپيماها) پول مي فرستاد.

معادلات اكنون تغيير كرده است. و اين گزارش به شوراي امنيت سازمان ملل متحد رسيد كه عربستان سعودي از سال 1992 به مدت ده سال نيم ميليارد دلار به القاعده داده است. معادلات قديمي همگي از برنامه خارج شد و واقعيت هاي جديد قابل اطمينان نيستند. 5 خانواده به صورت جداگانه حدود 60 درصد از ذخاير نفت دنيا را در اختيار دارند؛ ولي آل سعود در عربستان بشي از يك سوم اين ذخاير را در دست دارند ..يك بشكه از هر پنج بشكه اي كه در دنيا مصرف مي شود.

اين درحالي است كه در مساجد عربستان سعودي مردم به نفرت از غرب و دنياي غير اسلام دعوت مي شوندو مدارس ديني در عربستان به پناهگاهي براي افراطيها و تروريستها تبديل شده است .. در بالي، كنيا، بوسني، چچن، و منهتن مدارسي ايجاد شده كه همگي به عربستان سعودي مرتبط هستند. آل سعود از ترس جريانهاي متعصب پول هاي خود را از حسابهايشان در بانكهاي سوييس بيرون مي كشند. البته هيچگاه فراموش نمي كنيم كه آل سعود براي تأسيس اين مدارس چك امضا كرده است. آل سعود به همين دليل از جريانهاي افراطي اسلامگرا را در منطقه خاورميانه، آفريقا، آسياي ميانه، و كل آسيا حمايت مالي ميكند. اين رشوه ها براي منحرف كردن توجه مسلمانان از دارايي هاي به سرقت رفته نزد آل سعود است؛ سرمايه هايي كه اين خاندان جمع مي كنند تا با آن بتوانند از صحرا به ويلاهاي خود در سواحل و آپارتمانهايشان در پاريس، لندن و نيويورك بگريزند.

به همين دليل است كه مجبور مي شويم كه بگوييم اگر آل سعود خودشان  نتوانند خود را درمان كنند، ما بايد چاه هاي نفت آنان را تحت كنترل خود در آوريم. اگر به اين وضعيت برسيم چه كسي اين كار را انجام خواهد داد؟ آينده مشخص نيست؛ مواضع عربستان در خصوص اصلاحات دموكراتيك چيزي بيشتر از سرپوش است. شايد جنگ آمريكا در عراق بار ديگر همه احتمالات گذشته را تضعيف كرده است. همه چيز از انتفاضه جمعي اسلامگرايان ضد غرب كافر حكايت دارد. با توجه به اينكه به اندازه كافي در خاورميانه چندين سال را سپري كرده ام، ميدانم كه در جايي مثل عربستان سعودي همه چيز به صورت طبيعي به سوي تركيبي قابل اشتعال پيش مي رود. در آنجا (عربستان) خشم شديدي ضد غرب و آل سعود وجود دارد. در آنجا (مردم) قانع شده اند كه پول نفت خاندان حاكم را فاسد كرده و سران سعودي  با دادن اجازه ورود به نيروهاي آمريكايي به عربستان، به خاك كشورشان توهين كرده اند. رهايي از وجود نظامي آمريكا (به حل اين مسأله) كمك ميكند، ولي خشم مردم از خاندان حاكم بسيار فراتر از موضوع حضور آمريكاييها است.

جامعه عربستان از آل سعود به دليل شكست در حمايت از شهروندان مسلمان در فلسطين و عراق و ناتواني در برابر به ذلت كشيده شدن مسلمانان، انتقاد ميكند. در آغاز هزاره جديد، بسياري از سعوديها معتقدند كه اگر همگي به صحرا باز گردند و زندگي خود را با خرما و شير شتر سپري كنند، اوضاع كشورشان از اكنون بهتر خواهد شد.


* عربستان در انتظار انفجار است

در سالهايي كه به عنوان افسر سي. آي. اي در مناطقي مانند لبنان، سودان، شمال عراق و آمريكا به كشورم خدمت كردم، آموختم كه مسلمانان آسياي ميانه چيز ديگري هستند. شاهد رنجها و كشتاريي بودم كه آمريكا همواره پس از آن سر خود را در شن فرو مي كرد. عربستان سعودي مانند بشكه اي از باروت در انتظار انفجار است. ربع قرن تلاش كردم تا ريشه خشونتها در خاورميانه را بفهمم. من اين موضوع را بعد از 11 سپتامبر آغاز نكردم و براي آن به عربستان سعودي و نفت خام اين كشور توجه نداشتم.

خواستم بيشتر درباره اخوان المسلمين بدانم: آنها چه كساني هستند، چگونه فعاليت مي كنند و چرا آمريكا مسأله آنان را در اماكن دور افتاده و يمن و افغانستان به عنوان یک موضوع مشترك در نظر گرفته است. به برخي پاسخ ها رسيدم. مي دانستم كه اين موضوع من را به دو راه مي رساند . رياض و واشنگتن و نفتي كه اين دو را به يكديگر پيوند مي دهد. از نظر من اين مسأله به سه موضوع مربوط مي شود.

- آيا همه كساني كه در جزيره العرب به دنبال سرنگوني ال سعود هستند، دست در دست يكديگر قرار مي دهند تا قدرت كافي را براي اين كار داشته باشند؟ اين كار به نظر ساده مي ايد ولي باور كنيد كه مسائل اين چنين نيست. - آيا از آل سعود به اين دليل كه قدرت حاكم است، حمايت مي شود؟ - آيا واشنگتن توانايي آن را دارد كه واقعيتها را در عربستان دريابد؟ يا اينكه دخالت چنداني در عربستان نداشته و مي گويد كه چيزي نمي بيند و دخالتي نمي كند؟

نوشتن نظر