خودیافتگی اسلامی تا خودباختگی غربی در سینما
موقعیت شما: موعود»مطالعات فرهنگی»مقالات مطالعات فرهنگی»سینما»خودیافتگی اسلامی تا خودباختگی غربی در سینما

خودیافتگی اسلامی تا خودباختگی غربی در سینما

يكشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۳۹
امتیاز این گزینه
(2 آرا)

زنده نگهداشتن راه شهدا در حوزه ­ی هنر مخصوصا سینما، پس از جنگ تحمیلی مورد اتفاق اهالی این حوزه بوده است. شهید آوینی، سید شهیدان اهل قلم، جلودار این حرکت بود و با نگاهی دقیق به سینما معتقد بود رسانه ­هایی از این قبیل به طور کامل خنثی نیستند به راحتی به تسلط انسان در نمی آیند. او معتقد بود با به کارگیری عمیق جهان بینی اسلامی در کنار تکنیکهای جدید میتوان آثار ماندگار و تاثیرگذاری در حوزه ی هنر خلق کرد.

اما بعد از دفاع مقدس، درکنار این نگاه، نگاههای غیر عالمانه ای در میان هنرمندان و به خصوص صاحب منصبان دولتی درحوزه ی فرهنگ وهنر پدید آمد و موجب تغییر عملکرد آنان در این حوزه شد. متن پیش رو سعی در نشان دادن تقابل این دو نگاه دارد.

فضای پس از دوران دفاع مقدس، فضایی بود که دیگر کسی صحبت از تهاجم دشمن، مقابله با تهاجم و مسائلی از این دست نمی­کرد؛ حتی بعضی معتقد بودند دیگر ضرورتی برای پخش مستندهای دفاع مقدس از تلویزیون وجود ندارد و این‌ها حرف­هایی بود که به صراحت اعلام می­کردند.

در این میان شهید آوینی اولین کسی بود که واژۀ تهاجم فرهنگی را استفاده کرد و از تهاجم فرهنگی ما به غرب صحبت کرد. حضرت امام رحمه‌الله در مورد هشت سال دفاع مقدس فرمودند: «همه­اش مبارک و مقدس است و ما از یک ساعت آن پشیمان نیستیم» و مقام معظم رهبری نیز بارها تأکید کردند که ما مدیون جنگ هستیم و برکت و فرهنگ جنگ چیزی است که می­تواند تا چند سال ما را بیمه کند، اما پنج ماه پس از پذیرش قطعنامه، در یک روزنامه­ای به مناسبت 22 بهمن با تعدادی از مسئولان، مصاحبه کرده بودند که نظر شما در مورد هشت سال دفاع مقدس و ادامۀ جنگ بعد از فتح خرمشهر چیست؟

بعضی از مسئولانِ وقت، نظرشان این بود که شش سال جنگیدنمان اشتباه بود و نباید آن را ادامه می­دادیم و حتی یکی از مسئولان فرهنگی نظام، نام آن دوران را برادرکشی گذاشت که البته آن مسئول، هم‌اکنون به غرب پناهنده شده است. مجلۀ سوره شهید آوینی که تنها ماهنامۀ فرهنگی آن زمان بود، به عنوان یک خاکریز فرهنگی، پاسخی بود بر ده­ها نشریه­ای که ارزش­های پیشین را به چالش می‌کشیدند. هم‌چنین بعد از ساخت روایت فتح به بوسنی رفت و مستند تهیه کرد که نشان دهد ما به غرب تهاجم کرده‌ایم نه آن‌ها به ما.

وی آن عکس معروف از یک بسیجی بوسنیایی را در همان‌جا می­گیرد. در این عکس، یک جوان مدرن امروزی غربی، سربندی مزین به ذکر «الله اکبر» را بر پیشانی بسته و عازم جبهۀ نبرد است. این عکس، بهترین تمثیل از تهاجم فرهنگی ما به غرب است که می­گوید آن هشت سال دفاع مقدس ما بیهوده نبوده است. شهید آوینی در نشریۀ سوره بسیاری از فعالیت‌های ضدفرهنگی آن زمان را تذکر می‌داد؛ از جمله نقدهایی به سلمان رشدی داشت و کارهای او را یک هجوم فرهنگی از طرف دشمن می‌دانست. حتی گاهی به وزیر ارشاد وقت نامه می‌نوشت و تهاجم فرهنگی را گوشزد می‌کرد. آوینی در حد یک تئوریسین فرهنگی و هنری بود. جهان­بینی آوینی در مورد هنر و سینما، از سر عدم شناخت سینما یا دشمنی و انکار آن نبود. او سینما را از بسیاری از منتقدین کم­سواد دورۀ خود و هم­چنین دورۀ ما بیشتر می‌شناخت. کلاس­های سینمای او در مقایسه با کلاس‌های امروز، حتی بسیار تخصصی­تر و علمی­تر بود.

فرهنگ غرب شاخصه‌هایی دارد که شهید آوینی تلاش می‌کرد این شاخصه‌ها را در هنر و رسانۀ غرب نشان دهد. یکی از این شاخصه‌ها اصالت لذت و منفعت است که شاید حتی یک غربی هم پیدا نشود که این دو ویژگی را نخواهد. غربی‌ها حتی اگر به سراغ معنویت هم رفته‌اند، مثل عرفان‌های نوظهور، کاملاً ناشی از نفسانیت آن‌هاست.

ویژگی دوم که در هنر غربی‌ها نمود دارد، اصالت تصویر است. اساساً جهان‌بینی غربی‌ها تصویری است و حتی از قدیم هم معجزات پیامبران آن‌ها نیز مثل حضرت موسی تصویری بوده است، اما در هنر شرقی، اصالت با تصویر نیست. به همین دلیل در شرق، هنرهایی مثل موسیقی، ادبیات، شعر و... و در غرب هنرهایی مثل نقاشی، مجسمه‌سازی و... به‌وجود آمد.

شهید آوینی معتقد بود که سینما نیز به دلیل اصالت تصویر در هنر غرب و جهان‌بینی تصویری غربی‌ها به‌وجود آمد. سومین ویژگی هنر و رسانۀ غربی‌ها خنثی‌نبودن است. شهید آوینی تلاش می­کرد اثبات کند که سینما ابزاری علی­السویه نیست که ما بتوانیم مثل یک ابزار خنثی به همان سادگی از آن استفاده کنیم که غربی­ها از آن استفاده می­کنند.

دلیل او این بود که وقتی اساس رسانه­ای تصویر و ترسیم است، بیشتر در خدمت تفکر و جهان­بینی تصویری می­تواند باشد و بیان مفاهیم انتزاعی با این رسانه دشوارتر می­شود. از این‌رو سینما ابزار خوبی برای نشان‌دادن خشونت، التذاذهای جسمانی و مادی و هر چیزی که ریشۀ ظاهری و مادی دارد می­باشد، اما اگر بخواهیم به سینما بگوییم توکل، توسل، استعاذه، خوف و رجا را نشان بده، کار سختی می­شود و ناگزیر می­شویم به سمت چندلایه صحبت­کردن، نماد، استعاره، ایهام و اشاره برویم و به همان میزان پیاممان را دشوارتر منتقل خواهیم کرد. بنابراین انسان غربی عین باور خودش را با این رسانه می‌تواند نشان می­دهد، اما ما باید اجتهاد بیشتری به خرج دهیم تا بتوانیم این اسب سرکش را رام کنیم.

شهید آوینی منکر تکنولوژی نبود. او می­گفت تکنولوژی، اسبی است که به ما سخت­تر سواری می­دهد، اما ما باید از آن سواری بگیریم. او سینما تدریس می­کرد و برای تلویزیون سریال می­ساخت، اما معتقد بود نباید ساده­انگارانه، ساده ­لوحانه و کودکانه تصور کنیم که به همان سادگی که انسان غربی از این رسانه استفاده می­کند، ما هم می­توانیم استفاده کنیم. متأسفانه اصحاب هنر و رسانۀ ما این نگاه شهید آوینی را دنبال نکردند و بعضی هم اساساً قبول نداشتند یا این‌که نمی‌خواستند حرف‌های عمیق شهید آوینی را بفهمند. کسانی که هنر را دنبال کردند، نگاه تکنوکراسی به سینما داشتند و محتوا و فن را کاملاً از هم جدا می‌کردند درحالی‌که شهید آوینی معتقد بود باید هنرمند تربیت کنیم تا هنر خوب حاصل شود.

این‌که می­گوییم آدمِ معتقد تربیت کنیم تا سینمای اعتقادی داشته باشیم یعنی بُن­مایه­های سینمایی را تقویت کنیم و سپس به افراد سفارش فیلم بدهیم. زمانی آمریکایی‌ها در حال الگوبرداری از مستندهای روایت فتح شهید آوینی بودند تا روایت فتح آمریکایی بسازند. آمریکایی­ها نیز به این نتیجه رسیده بودند که برای داشتن یک مستند حماسی جنگی که با مستندهای گزارشی، سفارشی و تبلیغاتی متفاوت باشد، ابتدا باید یک نسلی را تربیت کنند که بتوانند از این مدل مستندها بسازند.

در نهایت آن‌ها شهرک سینمایی دفاع مقدس خودشان را ساختند و پس از انتخاب افراد مناسب، با آن‌ها قرارداد بستند که شما یک سال در اختیار ما هستید. این جوانان آمریکایی، در هیچ فیلمی بازی نکرده بودند و چهره­های کاملاً پاک و دست‌نخورده داشتند. آن‌ها را به شهرک سینمایی دفاع مقدس خودشان بردند و یک زندگی سربازی آرمانی برای آن‌ها تعریف کردند. در نهایت، از آن‌ها انسان­هایی طلایی و آرمانی بار آوردند که تجسمی از یک جوان متعهد و مسئول آمریکایی بود.

از سوی دیگر به سراغ سربازهای پیر باقی‌مانده از جنگ جهانی دوم که در آسایشگاه­ها رو به موت بودند رفتند، به آن‌ها یونیفرم نظامی جنگ جهانی دوم پوشاندند و مدال­های افتخار را به سینۀ آن‌ها زدند و این سربازها یک‌شبه قهرمان ملی شدند. آن‌ها جلوی دوربین از خاطرات جنگی­شان می­گفتند و این خاطرات در شهرک سینمایی دفاع مقدس آمریکا توسط آن گروه از جوانان متعهد و مسئول، بازسازی می­شد. در نهایت، مستند بازسازی­ها با عنوان «گروه برادران» یا «جوخۀ برادران» ساخته شد. اسم این مستند هم جعلی بود و از روایت فتح گرفته شده بود. در واقع این ما هستیم که به آمریکا تهاجم فرهنگی کردیم و این است که شهید آوینی به فکر تهاجم فرهنگی ما به غرب بود.

------------------------------------------

متن پیش رو بخشی از جزوه از خودیافتگی اسلامی تا خودباختگی غربی در سینما است که با موضوع بررسی نظرات شهید آوینی در مورد هنر، سینما و هجمه های مخالف آن از آقای دکتر مجید شاه حسینی و به همت موسسه علمی فرهنگی سدید منتشر شده است.

گزینه های مرتبط (بر اساس برچسب)

نوشتن نظر