پرچم هاى سياه و اهل مشرق

پرچم هاى سياه و اهل مشرق

سه شنبه ۰۱ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۲۱:۵۴
امتیاز این گزینه
(9 آرا)

نزد رسول خدا بوديم كه جوانانى از بنى هاشم آمدند . رنگ رخسار رسول خدا دگرگون شد ! عرض كرديم : اى رسول الله ، چهره شما تغيير كرد و ما نگران شديم ! فرمود : ما اهل بيتى هستيم كه خدا آخرت را به جاى دنيا برايمان برگزيد . اهل بيتم پس از من گرفتار بلا و دربه درى و آوارگى خواهند شد تا آن كه گروهى از آنجا ( از سمت مشرق ) مى آيند كه پرچم هاى سياه دارند و خواهان حق هستند ، اما حقشان را نمى دهند !

بسيارى از منابع سنى و منابع ما ، اين حديث را روايت كرده اند و به حديث « رايات سود » ( پرچم هاى سياه ) معروف است ، گاهى هم حديث اهل مشرق مى گويند يا حديث « ما يُلقى أهل بيته(صلى الله عليه وآله) بعده ; ناگوارى هايى كه اهل بيت پس از پيغمبر مى بينند » كه از ابن مسعود و ديگر صحابه روايت كرده اند و در عبارت فرق هايى دارد . عده اى از علماى سنى ، بر صحت آن تصريح دارند .

از قديمى ترين روات ، ابن حماد  به نقل از عبدالله بن مسعود است كه مى گويد : نزد رسول خدا بوديم كه جوانانى از بنى هاشم آمدند . رنگ رخسار رسول خدا دگرگون شد ! عرض كرديم : اى رسول الله ، چهره شما تغيير كرد و ما نگران شديم ! فرمود : ما اهل بيتى هستيم كه خدا آخرت را به جاى دنيا برايمان برگزيد . اهل بيتم پس از من گرفتار بلا و دربه درى و آوارگى خواهند شد تا آن كه گروهى از آنجا ( از سمت مشرق ) مى آيند كه پرچم هاى سياه دارند و خواهان حق هستند ، اما حقشان را نمى دهند ! ( دو يا سه بار فرمود ) پس مى جنگند و پيروز مى شوند و حقى ( خلافتى ) را كه مى خواستند ، مى گيرند اما آن را نمى پذيرند مگر پس از آن كه حق را به مردى (= مهدى )از اهل بيتم بسپارند كه زمين را از عدالت پُر مى كند ، چنان كه از ستم آكنده شده بود . هر كسى از شما آن زمان را دريابد ، به يارى آنان بشتابد ، گرچه مجبور باشد بر يخ راه برود (به سختى و مشقت باشد) چون وى مهدى است .

مانند روايت در ابن ابى شيبه  ; ابن ماجه  ; مسند الصحابة ابن كليب  آورده است كه خدمت رسول الله بوديم كه فرمود : قومى از آنجا ( با دست به سمت مشرق اشاره كرد ) مى آيند كه پرچم هاى سياه دارند و خواهان حق ( = خلافت ) هستند . . . ملاحم ابن منادى  ; حاكم  و در آن آمده است : خدمت رسول خدا رسيديم ، با خوشحالى با ما برخورد كرد . شادى در صورتش ديده مى شد . اگر از ايشان سؤالى مى پرسيديم ، به ما مى فرمود و اگر نمى پرسيديم ، خودشان شروع به توضيح مى فرموند . در اين وقت جوانانى از بنى هاشم آمدند كه حسن و حسين هم ميان شان بودند . وقتى رسول خدا ايشان را ديد ، نگاهش را از آنان برنداشت و چشمانش پر از اشك شد . عرض كرديم : چهره تان دگرگون شد و ما نگرانيم ! فرمود : ما اهل بيتى هستيم كه خدا آخرت را برايمان ترجيح داده است . اهل بيتم پس از من گرفتار در به درى و آوارگى در شهرها مى شوند ، تا زمانى كه پرچم هاى سياه از سمت شرق برافراشته شود و درخواست حق (= خلافت )كنند اما بدانان نمى دهند ، دوباره درخواست مى كنند ، ولى باز بدانان نمى دهند . بار سوم درخواست مى كنند اما باز بدانان نمى دهند ، پس مى جنگند تا پيروز شوند .

هر كسى از شما يا نوادگانتان اين وضع را دريابد ، رو به امام اهل بيتم آورد ، گرچه با سختى و مشقت باشد . اينها پرچم هاى هدايت اند كه خلافت را به مردى از اهل بيتم ( مهدى ) مى سپارند كه همنام من و پدرش همنام پدرم است ، پس زمين را پر از عدالت و قسط مى كند ، چنان كه آكنده از ستم و جور شده بود .

قومى از آنجا (پيغمبر با دست به سمت مشرق اشاره كرد) مى آيند كه پرچم هاى سياه دارند و خواهان حق (= خلافت) هستند اما به آنها نمى دهند ( دو يا سه بار فرمود ) پس مى جنگند و پيروز مى شوند ، آنها آنچه را كه مى خواستند ، به آنها مى دهند اما آن را نمى پذيرند ، مگر پس از آن كه حق را به مردى از اهل بيتم (= مهدى) بسپارند كه زمين را از عدالت پر مى كند ، چنان كه از ستم آكنده شده بود . هر كسى از شما آن زمان را دريابد، به يارى آنان بشتابد ، گرچه با سختى و رنج باشد .

دقيق ترين نصّ ، در اين مورد ، حديث امام باقر(عليه السلام) است كه نعمانى  از ابو خالد كابلى آورده است :

« گويا گروهى را مى بينم كه در شرق قيام مى كنند و خواهان حق (= خلافت )اند اما به آنها داده نمى شود . دوباره آن را مى خواهند ، ولى باز به آنها داده نمى شود ! وقتى وضع را چنين مى بينند ، شمشيرها را مى بندند و آنچه را خواسته بودند ، به دست مى آورند اما آن را نپذيرفته ، دوباره قيام مى كنند و جز به امامتان خلافت را نمى سپارند . كشته هايشان شهيداند . اگر آن زمان را دريابم ، جانم را فداى صاحب الأمر مى كنم ! » به نقل از آن بحار  .

درباره اين حديث چند نكته وجود دارد :

. اين حديث متواتر است ، چون از چند صحابه و از راه هاى گوناگون روايت شده است ، بنابراين مى فهميم كه اين سخن رسول خدا(صلى الله عليه وآله) است و از مظلوميت اهل بيت(عليهم السلام)پس از خود ، خبر داده است و اينكه مظلوميت اينان تا آمدن قومى از مشرق كه راه را براى دولت مهدى(عليه السلام) هموار مى كنند ، ادامه دارد . پس از گذشت چندى از برپايى دولت آنها، مهدى ظهور مى كند ، پس اينها پرچم مبارزه را به او سپرده، خدا به بركت وجودش ، اسلام را در جهان چيره مى كند و مهدى زمين را از عدل و داد پُر مى كند .

. مقصود از « قوم مشرق » و « اصحاب رايات سود ( پرچم هاى سياه ) » ايرانيان اند . اين معنا را تمام صحابه اى كه حديث را روايت كرده اند ، پذيرفته اند ، همچنين تابعينى كه حديث را از آنها دريافت كرده اند و نيز نسل هاى بعد از آنها . حتى يكى از آنها نگفته است كه مقصود از اين قوم و پرچم ها مردم تركيه يا افغانستان يا هند يا ديگر كشورها هستند، بلكه تعدادى از حديث نگاران و مؤلفان متقدم تصريح دارند كه مقصود ايرانيان اند ، و در چندين عبارت يا قسمتى از حديث ، با عنوان خراسانيان ، از آنها نام برده شده و به حديث « رايات ( پرچم هاى ) خراسان » شناخته شده است . بنابراين تفسير وهابيان از « رايات شرق » به اهل افغانستان و طالبان و چچن ، با فهم و برداشت تمام مسلمانان ناهماهنگ است !

. قيام ايرانيان ، دشمنى با دنيا و باعث جنگ مى شود كه در آغاز شورش بر ضد حاكم مسلمان شمرده مى شود اما نزديك ظهور مهدى(عليه السلام) قيامى براى يارى وى و سپردن پرچم مبارزه به او محسوب مى شود .

. در فرمايش امام باقر گذشت كه : « خلافتى كه درخواست مى كردند ، به آنها مى دهند اما نمى پذيرند و قيام مى كنند و آن را فقط به امامتان (= مهدى) مى دهند » . اين دلالت دارد كه در سال ظهور ، بين خودشان در سپردن پرچم به امام مهدى(عليه السلام) دچار اختلاف مى شوند اما ياران امام بر مخالفان پيروز و يارى خواهند شد و چون امام مهدى(عليه السلام) در حجاز ظهور مى كند ، به سوى مرزهاى جنوبى ايران مى روند و براى يارى و اجراى دستور ايشان آماده مى گردند .

در الغيبه طوسى  آمده است : هنگامى كه سپاهيان كه شعيب بن صالح هم ميان آنهاست با پرچم هاى سياه رو به سفيانى مى آورند ، مردم در آرزوى مهدى اند و به دنبال وى مى گردند ; او از مكه با پرچم رسول خدا بيرون مى آيد و دو ركعت نماز مى خواند . اين رويداد پس از نااميدى مردم از قيام است ، چون بلاهاى بسيارى بر سرشان آمده است . مهدى پس از اتمام نماز ، به مردم مى گويد : بر امت محمد و به ويژه اهل بيتش بلاى بسيار گذشت !

. حديث « رايات سود ; پرچم هاى سياه » از اخبار غيبى و پيشگويى هايى است كه نشانه نبوت پيغمبر است ، چون (پيش بينى درست بوده و) مظلوميت اهل بيت(عليهم السلام) و زير فشار قرار گرفتن شان محقق شده است ; آنها چندين قرن آواره شهرهاى مختلف بودند و به چهار گوشه عالم پناه بردند ! هيچ خاندانى مانند اهل بيت پيامبر و ذريه و شيعيانشان در جهان نمى يابيم كه اينچنين گرفتار سختى و آوارگى و دربه درى شده باشند !

همچنين خبر پيامبر مبنى بر قيام پيروان اهل بيت ( شرقيان = خراسانيان ) محقق شده است !

. حديث امام باقر(عليه السلام) قيام آنها را دقيقاً توصيف كرده است : « گويا مى بينم گروهى در مشرق قيام كرده اند » كه دلالت دارد آن رخداد ، وَعْده خداست و مقدّر و حتمى است . اين رخدادها در احاديث پيامبر و امامان اين گونه تعبير شده است : « كأنى بشىء الفلانى الأمر الفلانى ; گويا مى بينم فلان چيز يا فلان كار رخ مى دهد » يعنى آن رخداد ، در نظر آنها حتمى است و به آن يقين دارند ، حتى دلالت دارد كه با بصيرتى كه خدا به تناسب مقام شان ( نبى(صلى الله عليه وآله) يا اهل بيت(عليهم السلام)) به آنها داده ، گويى آن رخداد را مى بينند . حديث بيانگر مراحل قيام ايرانيان ، از آغاز تا عصر ظهور است كه پايان آن قيام براى خدا و براى يارى مهدى(عليه السلام) است .

در پايان بايد افزود كه فرمايش امام باقر ( اگر زمان ظهور را دريابم ، جان خود را براى صاحب الامر حفظ و فدا مى كنم .  ) دلالت دارد كه فاصله بين برپايى دولت ايرانيان و ظهور امام(عليه السلام) كوتاه است و بيشتر از عمر آدمى نيست .

1 نظر

  • لینک نظر ابراهیم پنجشنبه ۰۳ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰۸:۱۶ نوشته شده توسط ابراهیم

    نمی خواهم از کشور ومسولیین مملکت خودمون دفاع کنم اما دلم می خواد که خدا کشور ما را انتخاب کنه برای این کار.
    آخر صبرم تمام شد پس کی میایی؟
    آخر غمم زیادشد پس کی میایی؟
    تحملم تمام شد پس کی میایی؟
    یا مهدی

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی