موعود :: صفحه مهدویت و آخرالزمان
موقعیت شما: موعود»اخبار»اخبار آخرالزمان

در روايات آمده است كه پس از ظهور امام زمان عج شيطان كشته ميشود.اما درقرآن آمده است كه شيطان تا قيامت مهلت دارد وزنده مي ماند. این دو تناقض چگونه  است ؟

روايت‌هاي‌ اسلامي‌ خبر از وقوع‌ جنگ‌ها، فتنه‌ها و آشوب‌هاي‌ گسترده‌ و فراوان‌ در آخرالزمان‌ و در آستانه‌ ظهور امام‌ مهدي‌ (ع‌) مي‌دهند؛ فتنه‌هايي‌ كه‌ پي‌ در پي‌ مي‌رسند و سرزمين‌هاي‌ بسياري‌ را در برمي‌ گيرند.
رسول‌ گرامي‌ اسلام‌ (ص‌) از اين‌ فتنه‌ها و آشوب‌ها چنين‌ ياد مي‌كنند:
تكون‌ فتنة‌ بعدها فتنة‌: الاولي‌ في‌ الاخرة‌ كثمرة‌ السوط‌ يتبعها ذباب‌ السيف‌... ثمّ يكون‌ بعد ذلك‌ فتنة‌ تستحلّ فيها المحارم‌ كلّها. ثمّ تأتي‌ الخلافة‌ خير أهل‌ الارض‌ و هو قاعد في‌ بيته‌.
فتنه‌اي‌ به‌ پا مي‌شود و به‌ دنبال‌ آن‌ فتنه‌اي‌ ديگر برمي‌خيزد. فتنه‌ اولي‌ در مقايسه‌ با دومي‌ همانند تازيانه‌ خوردن‌ است‌ در مقايسه‌ با ضربات‌ لبه‌ تيز شمشير! سپس‌ فتنه‌اي‌ پديد مي‌آيد كه‌ همه‌ محرمات‌ در آن‌ حلال‌ شمرده‌ شود! آنگاه‌ خلافت‌ به‌ بهترين‌ مردم‌ روي‌ زمين‌ مي‌رسد در حالي‌ كه‌ او در خانه‌اش‌ نشسته‌ باشد.
آن‌ حضرت‌ در روايت‌ ديگري‌ به‌ گستردگي‌ و تنوع‌ اين‌ فتنه‌ها اشاره‌ كرده‌، مي‌فرمايند:
لتاتينّكم‌ بعدي‌ أربع‌ فتن‌: الاولي‌ تستحلّ فيها الدماء و الثانية‌ تستحل‌ فيها الدماء و الاموال‌ و الثالثة‌ تستحلّ فيها الدماء و الاموال‌ و الفروج‌ و الرابعة‌ صماء عمياء مطبقة‌ تمور مور السفينة‌ في‌ البحر، حتي‌ لا يجد أحد من‌ الناس‌ ملجأ، تطير بالشام‌ و تعشي‌ العراق‌ و تخبط‌ الجزيرة‌ يدها و رجلها، يعرك‌الانام‌ البلاء فيها عرك‌الاديم‌، لا يستطيع‌ أحد أن‌ يقول‌ فيها: مه‌، مه‌!!! لا ترفعونها من‌ ناحية‌ إلاّ انفتقت‌ من‌ ناحية‌ أخري‌.
بعد از من‌ چهار فتنه‌ بر شما فرود آيد كه‌ در اولي‌ خون‌ها مباح‌ مي‌شود، در دومي‌ خون‌ها و ثروت‌ها مباح‌ مي‌گردد، در سومي‌ خون‌ها و ثروت‌ها و ناموس‌ها مباح‌ مي‌شود و در چهارمي‌ آشوبي‌ كور و كر جهان‌ را مضطرب‌ مي‌سازد آنچنانكه‌ كشتي‌ غول‌ پيكر آب‌هاي‌ مجاور را مضطرب‌ كند، اين‌ فتنه‌ شما را زير پر مي‌گيرد و عراق‌ را مي‌پوشاند و در جزيره‌ دست‌ و پا مي‌زند، مردم‌ تلخي‌ حوادث‌ و فشار آشوب‌ را لمس‌ مي‌كنند، آنچنانكه‌ پوست‌ به‌ هنگام‌ دباغي‌ شدن‌ فشار وارده‌ را لمس‌ مي‌كند. كسي‌ قدرت‌ يك‌ كلمه‌ سخن‌ گفتن‌ نخواهد داشت‌! اين‌ فتنه‌ در نقطه‌اي‌ آرام‌ نمي‌يابد جز پس‌ از آنكه‌ در نقطه‌اي‌ ديگر بيداد كند.
آنچنان‌ كه‌ از روايات‌ برمي‌آيد، يكي‌ از بزرگترين‌ اين‌ فتنه‌ها، درگيري‌ و نبردي‌ است‌ كه‌ در منطقه‌ «قرقيسيا» رخ‌ مي‌دهد. هم‌ در منابع‌ شيعي‌ و هم‌ در منابع‌ اهل‌ سنت‌ به‌ اين‌ نبرد اشاره‌ و از جزئيات‌ آن‌ خبر داده‌ شده‌ است‌. مقاله‌ حاضر تنها در پي‌ آن‌ است‌ كه‌ گزارشي‌ اجمالي‌ از آنچه‌ در اين‌ منابع‌ آمده‌، ارائه‌ نمايد. و ان‌ شاء الله‌ تحليل‌ جامع‌تر اين‌ رويداد را در فرصتي‌ ديگر پي‌ مي‌گيريم‌ .
در اين‌ مقاله‌ ابتدا پاره‌اي‌ از روايات‌ شيعه‌ و اهل‌ سنت‌ را كه‌ در آنها به‌ گستردگي‌ و بزرگي‌ نبرد «قرقيسيا»اشاره‌ شده‌ نقل‌ مي‌كنيم‌ و در ادامه‌ نيز به‌ بررسي‌ موقعيت‌ جغرافيايي‌ اين‌ منطقه‌، دلايل‌ و زمينه‌هاي‌ بروز اين‌ نبرد، طرفين‌ نبرد و زمان‌ وقوع‌ آن‌ مي‌پردازيم‌:

1. نبرد قرقيسيا در روايت‌هاي‌ اسلامي‌

روايت‌هاي‌ شيعه‌ و اهل‌ سنت‌ به‌ نبرد قرقيسيا اشاره‌ كرده‌ و از بزرگي‌ و بي‌نظير بودن‌ اين‌ رويداد سخن‌ گفته‌اند. امام‌ باقر(ع‌) در روايتي‌ خطاب‌ به‌ «ميسّر» ضمن‌ پرسش‌ از فاصله‌ محل‌ اقامت‌ او تا قرقيسيا به‌ بزرگي‌ و بي‌سابقه‌ بودن‌ نبردي‌ كه‌ در اين‌ منطقه‌ رخ‌ خواهد داد اشاره‌ كرده‌، مي‌فرمايند:
يا ميسرّ! كم‌ بينك‌ و بين‌ قرقيسا ] قرقيسيا [ ؟ قلت‌: هي‌ قريب‌ علي‌ شاطي‌ء الفرات‌. فقال‌: أما أنّه‌ سيكون‌ بها وقعة‌ لم‌ يكن‌ مثلها منذ خلق‌ الله‌ تبارك‌ و تعالي‌ السماوات‌ و الارض‌، ولايكون‌ مثلها مادامت‌ السماوات‌ والارض‌ مأدبة‌ للطير، تشبع‌ منها سباع‌ الارض‌ و طيور السماء !
اي‌ ميسر! از اينجا تا قرقيسا ] قرقيسيا [ چقدر راه‌ است‌؟ عرض‌ كردم‌: همين‌ نزديكي‌ها است‌، در ساحل‌ فرات‌ قرار دارد. پس‌ فرمودند: امّا در اين‌ ناحيه‌ واقعه‌اي‌ رخ‌ خواهد داد كه‌ مانند آن‌ از زماني‌ كه‌ خداوند تبارك‌ و تعالي‌، آسمان‌ها و زمين‌ را آفريده‌ اتفاق‌ نيفتاده‌ و تا زماني‌ هم‌ كه‌ آسمان‌ها و زمين‌ برپا هستند مانند آن‌ اتفاق‌ نخواهد افتاد. سفره‌اي‌ است‌ كه‌ درندگان‌ زمين‌ و پرندگان‌ آسمان‌ از آن‌ سير مي‌شوند.
و نيز از ايشان‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌:
إنّ لولد العباس‌ والمرواني‌ لوقعة‌ بقرقيسيا يشيب‌ فيها الغلام‌ الحرور و يرفع‌ اللّه‌ عنهم‌ النصر و يوحي‌ إلي‌ طير السماء و سباع‌ الارض‌، اشبعي‌ من‌ لحوم‌ الجبارين. ثم‌ يخرج‌ السفياني‌.
همانا واقعه‌اي‌ براي‌ فرزندان‌ عباس‌ و مرواني‌ در قرقيسيا روي‌ خواهد داد كه‌ پسر نوجوان‌ در آن‌ پيشامد پير گردد و خداوند هر گونه‌ ياري‌ را از ايشان‌ برگيرد و به‌ پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زمين‌ الهام‌ كند كه‌ از گوشت‌ تن‌ ستمگران‌ خود را سير كنيد. سپس‌ سفياني‌ خروج‌ خواهد كرد.
امام‌ باقر(ع‌) در روايت‌ ديگري‌ به‌ ارتباط‌ نبرد قرقيسيا و خروج‌ سفياني‌ اشاره‌ كرده‌، مي‌فرمايند:
... يمر جيشه‌ (السفياني‌) بقرقيسيا، فيقتتلون‌ بها فيقتل‌ من‌ الجبارين‌ مائة‌ الف‌ . و يبعث‌ السفياني‌ جيشاء الي‌ الكوفه‌ وعدتهم‌ سبعون‌ الفا...
سپاهيان‌ سفياني‌ از قرقيسيا عبور خواهند كرد و در آنجا به‌ نبرد خواهند پرداخت‌، پس‌ صد هزار نفر از ستمگران‌  ] در آنجا [ به‌ قتل‌ خواهند رسيد. آنگاه‌ سفياني‌ سپاهي‌ را به‌ سوي‌ كوفه‌ روانه‌ مي‌سازد كه‌ تعداد آنها به‌ هفتاد هزار نفر مي‌رسد .
آن‌ حضرت‌ همچنين‌ به‌ شمار كشته‌ شدگان‌ در اين‌ نبرد اشاره‌ كرده‌، مي‌فرمايند:
تبني‌ مدينة‌ ممّا يلي‌ المشرق‌ يكون‌ فيها وقعة‌ لم‌ يسمع‌ أهل‌ ذلك‌ الزمان‌ بمثلها، ثم‌ تنجلي‌ هي‌ و الوقعة‌ التي‌ في‌ الشام‌ عن‌ أربع‌ مائة‌ ألف‌ قتيل‌ ثم‌ يخرج‌ المهدي‌ في‌ أثر ذلك‌ لاترد له‌ راية‌.
شهري‌ در طرف‌ شرق‌ ساخته‌ مي‌شود كه‌ در آن‌ حوادثي‌ روي‌ مي‌دهد كه‌ هرگز مردم‌ آن‌ زمان‌ نظير آن‌ را نشنيده‌اند. آنگاه‌ آن‌ حادثه‌ و يك‌ حادثه‌ ديگر كه‌ در شام‌ روي‌ مي‌دهد مجموعاً چهار صد هزار كشته‌ برجاي‌ مي‌گذارد و به‌ دنبال‌ آن‌ حضرت‌ مهدي‌ ظاهر مي‌شود و هرگز سپاهش‌ شكست‌ نمي‌خورد.

امام‌ صادق‌(ع‌) نيز در روايتي‌، در مورد نبرد قرقيسيا چنين‌ مي‌فرمايند:
إن‌ للّه‌ مائدة‌ (وفي‌ غير هذه‌ الرواية‌ مادبة‌) بقرقيسياء يطلع‌ مطلع‌ من‌ السماء فينادي‌ يا طير السماء و يا سباع‌ الارض‌ هلمّوا إلي‌ الشبع‌ من‌ لحوم‌ الجبارين‌.
همانا براي‌ خداوند در قرقيسيا سفره‌اي‌ است‌ كه‌ سروش‌ آسماني‌ از آن‌ خبر مي‌دهد؛ پس‌ ندا مي‌كند اي‌ پرندگان‌ آسمان‌ و اي‌ درندگان‌ زمين‌ براي‌ سير گشتن‌ از گوشت‌ ستمكاران‌ شتاب‌ كنيد.
يكي‌ از محققان‌ معاصر نيز در كتاب‌ خود به‌ اين‌ حديث‌ اشاره‌ كرده‌ و ذيل‌ آن‌ مي‌نويسد:
چنانكه‌ روايت‌ اشاره‌ مي‌كند، عرصه‌ نبرد، بيابان‌ خشك‌ و بي‌ آب‌ و گياه‌ است‌ و آنها اجساد كشتگان‌ خود را دفن‌ نمي‌كنند و يا قادر به‌ دفن‌ آنها نيستند، از اين‌ رو پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زميني‌ از گوشت‌ لاشه‌هاي‌ آنها شكم‌ خود را سير مي‌كنند و اينكه‌ سربازان‌ كشته‌ شده‌ نيز ستمگرند؛ زيرا كه‌ آنها سربازان‌ جباران‌ و ستم‌ پيشگان‌ مي‌باشند. يا اينكه‌ در ميان‌ آنها شمار زيادي‌ از افسران‌ و فرماندهان‌ ستمكار از دوطرف‌ وجود دارد.
منابع‌ اهل‌ سنت‌ نيز به‌ نقل‌ رواياتي‌ پرداخته‌اند كه‌ بيانگر شدت‌ درگيري‌ در قرقيسيا است‌؛ از جمله‌ روايت‌ زير كه‌ ابن‌ حماد آن‌ را نقل‌ مي‌كند:
... ظهر السفياني‌ بجيشه‌ عليهم‌، فيقتل‌ الترك‌ و الروم‌ بقرقيسيا حتي‌ تشبع‌ سباع‌ الارض‌ من‌ لحومها.
سفياني‌ با سپاهيانش‌ بر آنها غالب‌ مي‌شود و ترك‌ و روم‌ را در قرقيسيا به‌ قتل‌ مي‌رساند تا اينكه‌ درندگان‌ زمين‌ از گوشت‌ آنها سير مي‌شوند.
او در روايت‌ ديگري‌ از امام‌ علي‌ (ع‌) نقل‌ مي‌كند كه‌: يظهر السفياني‌ علي‌ الشام‌، ثم‌ يكون‌ بينهم‌ وقعة‌ بقرقيسيا، حتّي‌ يشبع‌ طير السماء و سباع‌ الارض‌ من‌ جيفهم‌...
سفياني‌ بر شام‌ غالب‌ مي‌شود، آنگاه‌ در قرقيسيا نبردي‌ بين‌ آنها رخ‌ مي‌دهد، تا اينكه‌ پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زمين‌ از كشته‌هاي‌ آنها سير مي‌شوند.

2. موقعيت‌ جغرافيايي‌ قرقيسيا

«قرقيسيا» شهري‌ در شمال‌ سوريه‌ است‌ كه‌ در محل‌ التقاي‌ رود «خابور» با «فرات‌» قرار گرفته‌ است‌. اين‌ شهر پيش‌ از اسلام‌ «كيركسيون‌» نام‌ داشت‌ و در سال‌ نوزدهم‌ هجري‌ به‌ دست‌ مسلمانان‌ فتح‌ شد و قرقيسيا نام‌ گرفت‌.
در كتاب‌  جغرافياي‌ تاريخي‌ سرزمين‌هاي‌ خلافت‌ شرقي‌ درباره‌ قرقيسيا چنين‌ توضيح‌ داده‌ شده‌ است‌:
در حدود دويست‌ ميلي‌ پايين‌ رقه‌، قرقيسيا كه‌ همان‌ كركيسيوم‌ قديم‌ است‌، در ساحل‌ چپ‌ دجله‌، جايي‌ كه‌ رودخانه‌ خابور آب‌هاي‌ زيادي‌ خود را در آن‌ مي‌ريزد واقع‌ است‌. ابن‌ حوقل‌ درباره‌ قرقيسيا گويد شهري‌ قشنگ‌ است‌ كه‌ در آغوش‌ باغستاني‌ قرار داد. ياقوت‌ و حمدالله‌   مستوفي‌ هر دو آن‌ را محلي‌ دانسته‌اند كه‌ كوچكتر از رحبه‌ كه‌ شش‌ فرسخي‌ قرقيسيا و در جانب‌ غربي‌ فرات‌ است‌.
« ابن‌ رسته‌ »  قرقيسيا( Qarqisiya ) را از شهرهاي‌ اقليم‌ چهارم‌ و از حوزه‌هاي‌ ناحيه‌ جزيره‌ معرفي‌ مي‌كند.
«ابن‌ خردادبه‌» در  المسالك‌ و الممالك‌  پس‌ از آنكه‌ موقعيت‌ قرقيسيا بر ساحل‌ فرات‌ را توصيف‌ مي‌كند به‌ بيان‌ فاصله‌ آن‌ تا بغداد مي‌پردازد و تمامي‌ منازل‌ ميان‌ اين‌ دو را نام‌ برده‌ و به‌ فاصله‌ هر يك‌ از ديگري‌ نيز اشاره‌ مي‌كند. بر اساس‌ محاسبه‌ وي‌ فاصله‌ اين‌ دو شهر از يكديگر در حدود نود و چند فرسخ‌ است‌.
در  معجم‌ البلدان‌  طول‌ و عرض‌ جغرافيايي‌ اين‌ شهر به‌ نقل‌ از بطلميوس‌ ذكر شده‌ است‌:
بطلميوس‌ مي‌گويد: طول‌  ] جغرافيايي‌ [  شهر قرقيسيا 64 درجه‌ و 45 دقيقه‌ و عرض‌ آن‌ 35 درجه‌ است‌. اين‌ شهر جزء اقليم‌ چهارم‌ است‌.
يكي‌ از محققان‌ معاصر در مورد موقعيت‌ جغرافيايي‌ قرقيسيا مي‌نويسد:
امروزه‌ خرابه‌هاي‌ آن‌ نزديك‌ شهر «دير زور» سوريه‌ قرار دارد. قرقيسيا نزديك‌ مرزهاي‌ سوريه‌ ـ عراق‌ است‌ و به‌ مرزهاي‌ تركيه‌ ـ سوريه‌ نسبتاً نزديك‌ مي‌باشد.

3. دلايل‌ و زمينه‌هاي‌ نبرد قرقيسيا

آنچنان‌ كه‌ از روايات‌ و بر مي‌آيد نبرد قرقيسيا بر سر گنجي‌ است‌ كه‌ در ناحية‌ فرات‌ پيدا مي‌شود. ابن‌ حماد به‌ نقل‌ از پيامبر اكرم‌ (ص‌) از اين‌ گنج‌ چنين‌ گزارش‌ مي‌دهد:
تحسر الفرات‌ عن‌ جبل‌ من‌ ذهب‌ و فضّة‌ فيقتل‌ عليه‌ من‌ كلّ سبعة‌ تسعة‌ ، فإذا أدركتموه‌ فلا تقربوه‌ .
فرات‌ از كوهي‌ از طلا و نقره‌ پرده‌ بر مي‌دارد سپس‌ بر سر آن‌ جنگ‌ مي‌شود به‌ طوري‌ كه‌ از هر نه‌ نفر، هفت‌ نفر كشته‌ مي‌شود، پس‌ هرگاه‌ آن‌ را درك‌ كرديد به‌ آن‌ نزديك‌ نشويد.
همين‌ مضمون‌ با الفاظي‌ مشابه‌ در روايات‌ ديگري‌ كه‌ از پيامبر گرامي‌ اسلام‌(ص‌) نقل‌ شده‌، آمده‌ است‌؛ كه‌ از جمله‌ مي‌توان‌ به‌ روايت‌ زير اشاره‌ كرد:
تحسر الفرات‌ علي‌ جبل‌ من‌ ذهب‌، فيقتتل‌ الناس‌ عليه‌ فيقتل‌ عليه‌ من‌ كل‌ مائة‌ تسعين‌ أو قال‌ تسعة‌ كلّهم‌ يري‌ أنّه‌ ينجو.
فرات‌ از كوهي‌ از طلا پرده‌ بر مي‌دارد، سپس‌ مردم‌ بر سر آن‌ به‌ نبرد بر مي‌خيزند و از هر صد نفر، نود نفر (و يا فرمود:نه‌ نفر ) در اين‌ نبرد كشته‌ مي‌شوند، هر يك‌ از آن‌ مردمان‌ گمان‌ مي‌كنند كه‌ نجات‌ مي‌يابند.
در  الفتن‌ و الملاحم‌  ابن‌ كثير نيز به‌ نقل‌ از رسول‌ خدا(ص‌) به‌ پيدا شدن‌ گنج‌ اشاره‌ شده‌ است‌:
يوشك‌ الفرات‌ أن‌ يحسر عن‌ كنز من‌ ذهب‌، فمن‌ حفره‌ فلا يأخذ منه‌ شيئاً.
به‌ زودي‌ فرات‌ از گنجي‌ از طلا پرده‌ بر مي‌دارد، پس‌ هر كس‌ آن‌ را يافت‌، نبايد چيزي‌ از آن‌ بر گيرد.
ابن‌ كثير در جايي‌ ديگر نيز از آن‌ حضرت‌ روايت‌ مي‌كند كه‌:
لا تقوم‌ الساعة‌ حتي‌ يحسر الفرات‌ عن‌ جبل‌ من‌ ذهب‌ يقتتل‌ الناس‌، فيقتل‌ من‌ كلّ مائة‌ تسعة‌ و تسعون‌، يقول‌ كلّ رجل‌ منهم‌: لعلّي‌ أكون‌ أنا الّذي‌ أنجو.
قيامت‌ بر پا نمي‌شود، تا اينكه‌ فرات‌ از كوهي‌ از طلا پرده‌ بر مي‌گيرد ] در آن‌ زمان‌  [ مردم‌ با يكديگر به‌ نبرد برمي‌خيزند. پس‌، از هر صد نفر، نود و نه‌ نفر كشته‌ مي‌شود، هر يك‌ از آن‌ مردمان‌ مي‌گويد: شايد من‌ كسي‌ باشم‌ كه‌ نجات‌ مي‌يابم‌ .
ابن‌ حسام‌ جونپوري‌ نيز در  البرهان‌ في‌ علامات‌ مهدي‌ آخر الزمان‌  به‌ ماجراي‌ كوه‌ طلا در فرات‌ اشاره‌ دارد:
لا تقوم‌ الساعة‌ حتي‌ يحسر الفرات‌ عن‌ جبل‌ من‌ ذهب‌ يقتتل‌ عليه‌ الناس‌ و يقتل‌ تسعة‌ أعشارهم‌.
قيامت‌ برپا نمي‌شود، مگر اينكه‌ فرات‌ كوهي‌ از طلا را آشكار مي‌سازد، مردم‌ بر سر آن‌ گنج‌ به‌ نبرد برمي‌خيزند و نفه‌ دهم‌ آنها كشته‌ مي‌شوند.
نويسنده‌ كتاب‌  عصر ظهور  در بحث‌ از جنبش‌ سفياني‌ چنين‌ آورده‌ است‌:
... هدف‌ اصلي‌ سفياني‌ از جنگ‌ عراق‌ سلطه‌ يافتن‌ بر آن‌ كشور و ايجاد مقاومت‌ در برابر نيروهاي‌ ايراني‌ و زمينه‌ سازان‌ ظهور حضرت‌، كه‌ از مسير عراق‌ به‌ سوي‌ سوريه‌ و قدس‌ پيش‌ مي‌روند خواهد بود. ولي‌ در راه‌ عراق‌ در اثر حادثة‌ عجيبي‌ جنگ‌ قرقيسيا رخ‌ مي‌دهد و آن‌ حادثه‌ پيدا شدن‌ گنجي‌ در مجراي‌ فرات‌ و يا نزديك‌ مجراي‌ رود فرات‌ است‌. به‌ طوري‌ كه‌ عده‌اي‌ از مردم‌ براي‌ دست‌ يافتن‌ به‌ آن‌، دست‌ به‌ تلاش‌ مي‌زنند و آتش‌ جنگ‌ بين‌ آنها شعله‌ ور مي‌شود و بيش‌ از صدهزار تن‌ از آنها كشته‌ مي‌شوند و هيچ‌ يك‌ به‌ پيروزي‌ قطعي‌ نمي‌رسند و به‌ آن‌ گنج‌ دست‌ نمي‌يابن. بلكه‌ همگي‌ از آن‌ منصرف‌ شده‌ و به‌ مسايل‌ ديگر مشغول‌ مي‌شوند.
ناگفته‌ نماند كه‌ ايشان‌ نيز رواياتي‌ در مورد پيدا شدن‌ گنج‌ نقل‌ مي‌كنند، از جمله‌ روايت‌ زير كه‌ در نسخه‌ خطي‌ ابن‌ حماد به‌ نقل‌ از پيامبراكرم‌ (ص‌) وارد شده‌ است‌:
فتنه‌ چهارم‌ هجده‌ سال‌ به‌ طول‌ مي‌انجامد، سپس‌ در آن‌ هنگام‌ كه‌ بايد پايان‌ مي‌پذيرد و تحقيقاً نهر فرات‌ از كوهي‌ از طلا پرده‌ بر مي‌دارد و مردم‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ به‌ جان‌ يكديگر مي‌افتند و از هر نفه‌ تن‌ هفت‌ تن‌ كشته‌ مي‌شوند.
قابل‌ ذكر است‌ كه‌ بيشتر اين‌ روايات‌ از نظر سند ضعيف‌ هستند.

4. نيروهاي‌ درگير در نبرد قرقيسيا

بنابه‌ آنچه‌ از روايات‌ اهل‌ سنت‌ به‌ دست‌ مي‌آيد طرفين‌ درگير در نبرد قرقيسيا، تركان‌، روميان‌ و لشكر سفياني‌ هستند. در اينجا به‌ برخي‌ از رواياتي‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌ وارد شده‌اند اشاره‌ مي‌كنيم‌:
... ظهر السفياني‌ بجيشه‌ عليهم‌، فيقتل‌ الترك‌ والروم‌ بقرقيسيا...  .
سفياني‌ با سپاهش‌ بر آنها پيروز مي‌شود و ترك‌ و روم‌ را در قرقيسيا مي‌كشد.
و در جايي‌ ديگر آمده‌ است‌:
... فعند ذلك‌ تجتمع‌ الترك‌ والروم‌ يقاتلون‌ جميعاً و ترفع‌ ثلاث‌ رايات‌ بالشام‌، ثم‌ يقاتلهم‌ السفياني‌ حتي‌ يبلغ‌ بهم‌ قرقيسياء.
... پس‌ در آن‌ هنگام‌ تركان‌ و روميان‌ اجتماع‌ كرده‌ و با يكديگر به‌ نبرد برمي‌خيزند و سه‌ پرچم‌ در شام‌ برافراشته‌ مي‌شود، آنگاه‌ سفياني‌ باآنها جنگ‌ مي‌كند تا در منطقه‌ قرقيسيا به‌ آنها مي‌رسد.
در روايت‌ ديگري‌ چنين‌ آمده‌ است‌:
دخوله‌ (السفياني‌) الكوفة‌ بعد ما يقاتل‌ الترك‌ والروم‌ بقرقيسياء...
زمان‌ وارد شدن‌ سفياني‌ به‌ كوفه‌ بعد از نبرد او با تركان‌ و روميان‌ در قرقيسيا است‌ .
در روايتي‌ كه‌ عبدالله‌ بن‌ زبير از امام‌ علي‌(ع‌) نقل‌ مي‌كند نيز از حضور دو عبدالله‌ و سپاه‌ آنان‌ در قرقيسيا سخن‌ گفته‌ شده‌ است‌:
يتبع‌ عبداللّه‌ عبداللّه‌ حتي‌ يلتقي‌ جنودهما بقرقيسيا علي‌ النهر.
عبدالله‌ به‌ دنبال‌ عبدالله‌ برمي‌ خيزد تا اينكه‌ سپاهيان‌ آنها در قرقيسيا در كنار نهر با يكديگر رودرو مي‌شوند.
منابع‌ شيعي‌ نيز از درگيري‌ لشكر سفياني‌ با تركان‌ خبر مي‌دهند، مؤلف‌  عصر ظهور  در اين‌ زمينه‌ چنين‌ مي‌نويسد:
اما طرف‌ مقابل‌ سفياني‌ در اين‌ نبرد از نظر اكثر روايات‌ تركان‌ هستند ولي‌ منظور از تركان‌ در اينجا چيست‌؟ آنچه‌ به‌ نظر مي‌رسد و به‌ طبيعت‌ امر نزديك‌تر است‌ اينكه‌ آنها سپاهيان‌ ترك‌ زبان‌ هستند؛ چراكه‌ درگيري‌ و نزاع‌ بر سر دارائي‌ است‌ كه‌ نزديك‌ مرزهاي‌ سوريه‌ و تركيه‌ وجود دار...
در كتاب‌  روزگار رهايي‌  نيز احاديث‌ متعددي‌ دربارة‌ تركان‌ ذكر شده‌ و تأكيد مي‌شود كه‌ فتنة‌ ترك‌ در قرقيسيا انجام‌ مي‌پذيرد  .
در اينجا به‌ برخي‌ از احاديثي‌ كه‌ در كتاب‌ ياد شده‌ آمده‌ و ظاهراً در ارتباط‌ با نبرد قرقيسيا است‌ اشاره‌ مي‌كنيم‌؛  درنخستين‌ روايت‌ به‌ نقل‌ از پيامبر اكرم‌(ص‌) چنين‌ آمده‌ است‌:
للترك‌ خرجتان‌، خرجة‌ فيها خراب‌ آذربيجان‌ و خرجة‌ يخرجون‌ في‌ الجزيرة‌ يخيفون‌ ذوات‌ الحجال‌ فينصر الله‌ المسلمين‌ فيهم‌ ذبح‌ اللّه‌ الاعظم‌.
براي‌ ترك‌ها دو خيزش‌ است‌ كه‌ در يكي‌ از آنها آذربايجان‌ ويران‌ مي‌شود و در ديگري‌  وارد جزيره‌  مي‌شوند و پرده‌ نشينان‌ را به‌ وحشت‌ مي‌اندازند. خداوند مسلمانان‌ را پيروز مي‌گرداند كه‌ كشتار بزرگ‌ الهي‌ در آن‌ روز است‌.
در روايت‌ ديگري‌ نيز چنين‌ مي‌خوانيم‌:
ليردنّ الترك‌ الجزيرة‌، حتي‌ تسقي‌ خيلهم‌ من‌ الفرات‌. فيبعث‌ الله‌ عليهم‌ الطاعون‌ فيقتلهم‌ فلا ينجو منهم‌ إلا رجل‌ واحد. و يبعث‌ الله‌عليهم‌ ثلجاً فيها صرٌّ وريح‌ وحبيد فءاذا هم‌ خامدون‌... فيرجع‌ المسلمون‌ إلي‌ أصحابهم‌ فيقولون‌ ءانّ الله‌ قد أهلكهم‌ و كفاكم‌ شرّهم‌.
بدون‌ ترديد سپاه‌ ترك‌ وارد جزيره‌ خواهند شد تا اسب‌هايشان‌ از فرات‌ سيراب‌ شوند، آنگاه‌ خداوند بر آنها طاعون‌ را مسلط‌ مي‌كند و همگي‌ به‌ وسيله‌ طاعون‌ از بين‌ مي‌روند و به‌ جز يك‌ نفر از آنها باقي‌ نمي‌ماند. خداوند بر آنها برف‌ و تگرگ‌ همراه‌ با سرماي‌ سوزان‌ و طوفان‌ خانمان‌ برانداز فرو مي‌فرستد و همگي‌ نقش‌ بر زمين‌ مي‌شوند. مسلمانان‌ به‌ يكديگر نويد مي‌دهند كه‌ خداوند آنها را هلاك‌ كرد و شر آنها را از شما كوتاه‌ نمود.

5. زمان‌ نبرد قرقيسيا

نبرد قرقيسيا ميان‌ دو واقعه‌ مهم‌ صورت‌ مي‌گيرد؛ نخست‌ خروج‌ سفياني‌ و دوم‌ ظهور امام‌ مهدي‌ (ع‌). دراينجا به‌ اختصار به‌ هر يك‌ از آنها اشاره‌ مي‌كنيم‌:
1ـ5. خروج‌ سفياني‌
امام‌ باقر(ع‌) در مورد واقعه‌ نخست‌ چنين‌ فرموده‌است‌ :
يخرج‌ السفياني‌ يوم‌ جمعة‌، فيصعد منبر دمشق‌ و يبايع‌ الناس‌ علي‌ أن‌ لا يخالفوا أمره‌ رضوه‌ أم‌ كرهوه‌ ثمّ يخرج‌ إلي‌ الغوطة‌. فيجتمع‌ ءاليه‌ خمسون‌ ألف‌ مقاتل‌. ثمّ تختلف‌ الرايات‌ الثلاث‌. فراية‌ الترك‌ و العجم‌ و هي‌ سواد. وراية‌ لبني‌ العباس‌ صفراء و راية‌ السفياني‌ حمراء. فيغلبهم‌ السفياني‌ بعد أن‌ يقتل‌ منهم‌ ستين‌ ألفاً و يسير إلي‌ حمص‌ فإلي‌ الفرات‌ مروراً بالرّقة‌ و سبا.
سفياني‌ در روز جمعه‌ خروج‌ مي‌كند و بر فراز منبر دمشق‌ قرار مي‌گيرد و از مردم‌ بيعت‌ مي‌گيرد كه‌ هرگز با امر او مخالفت‌ نكنند، چه‌ آن‌ را بپسندند و چه‌ آن‌ را ناخوش‌ دارند. آنگاه‌ به‌ سوي‌ «غوطه‌» حركت‌ مي‌كند و 50 هزار جنگجو در اطراف‌ او گردآيند، آنگاه‌ سه‌ پرچم‌ به‌ اهتزاز در آيد: پرچم‌ ترك‌ها و عجم‌ها كه‌ سياه‌رنگ‌ است‌. پرچم‌ بني‌ عباس‌ كه‌ زردرنگ‌ است‌. پرچم‌ سفياني‌، كه‌ سرخ‌رنگ‌ است‌. سفياني‌ بر آنها چيره‌ مي‌شود، پس‌ از آنكه‌ 60 هزار نفر از آنها را از دم‌ شمشير مي‌گذارند، آنگاه‌ به‌ سوي‌ «حمص‌» مي‌رود و از فرات‌ عبور مي‌كند و عازم‌ «رقّه‌»   و «سبا» مي‌شود.
امير المؤمنين‌ علي‌(ع‌) نيز از جنگ‌ سفياني‌ با سپاه‌ «ابقع‌» و «اصهب‌» خبر مي‌دهند :
يلتقي‌ السفياني‌ بالابقع‌ فيقتله‌ السفياني‌ و من‌ معه‌. ثم‌ يقتل‌ الاصهب‌ و أتباعه‌. ثم‌ لا يكون‌ له‌ هَمّ إلّا آل‌ محمد و شيعتهم‌ و المثول‌ الي‌ العراق‌. و يمرّ جيشه‌ بقرقيسيا...
سفياني‌ با «ابقع‌» درگير مي‌شود سپس‌ او و سپاهيانش‌ را مي‌كشد. سپس‌ «اصهب‌» و ياران‌ او را

ماهنامه موعود سال ششم ـ شماره 31

روايات اهل بيت(ع) از پرچم يماني، به عنوان پرچم جهاد مسلّحانه با دشمنان قيام‌كنندة آل محمد(ص)، مهدي موعود(ع) نام برده‌اند. رسول اعظم(ص) در حالي كه يمنيان را مي‌ستود چنين فرمود: «[ايشان] قومي رقيق القلب و با ايمان راسخ‌اند كه «ياري‌كننده» از آنان است؛ [او] با همراهي هفتاد هزار نفر قيام مي‌كند و جانشين من و جانشين وصيّ‌ام را ياري مي‌كند».

به گزارش موعود ساکنان محله‌هاي فقير فيليپين راه ديگري براي گذران زندگي به جز فروش اعضاي بدن خود ندارند. در حالي که ادامه بحران جهاني غذا موجب فقر و بيکاري در کشورهاي آسيايي و آفريقايي شده و مردم اين کشورها در وضعيت اسف‌باري به سر مي‌برند، تاجران اعضاي بدن اسرائيلي بهترين موقعيت را براي بهره برداري از اين اوضاع پيدا کرده‌اند.
هزاران تن از ساکنان حومه‌هاي شهرهاي بزرگ فيليپين با فروش اعضاي بدن خود امرار معاش مي‌کنند. آنان که عمدتاً به‌دليل نداشتن کار و درآمد ناشي از بحران اقتصادي موجود جهان به‌دنبال راهي براي گذران زندگي مي‌گردند در دام تاجران اعضاي بدن اسرائيلي گرفتار مي‌شوند.
طبق قانوني که دولت فيليپين در سال 2002 ميلادي تصويب کرد تجارت اعضاي بدن انسان در اين کشور آزاد شده است. از اين رو فشار فقر و بيکاري موجب شده ده‌ها هزار تن از مردم عضوي از بدن خود را بفروشند.
بنا بر آمار موجود طي سال‌هاي اخير دست کم 30 هزار فيليپيني کليه خود را به تاجران اسرائيلي و کشورهاي عرب فروخته‌اند. اين در حالي است که مافياي اقتصادي فيليپين نيز بخشي از اين بازار پر سود را در دست گرفته است.

موسسه ملي بهداشت آمريکا آمارهاي تکان دهنده‌اي از تعداد نوجوانان آمريکايي منتشر کرد که متحمل بارداري‌هاي ناخواسته مي‌شوند. اين آمار مشخص مي‌کند بسياري از دختران آمريكايي نخستين رابطه جنسي خود را که منجر به بارداري ناخواسته مي‌شود، در سن 15 سالگي تجربه مي‌کنند.
در اين گزارش که خاطر نشان مي‌کند اين آمار در 15 سال گذشته بي‌سابقه بوده، آمده است بسياري از نوجواناني که در اين ليست قرار مي‌گيرند قبلاً رفتارهايي مثل سيگار کشيدن در دبيرستان و مقاطع پايين تر را تجربه کرده‌اند.
نوجوانان باردار در اين تحقيقات معمولاً سني بين 15 تا 19 سال دارند که به گفته مسئولان موسسه ملي بهداشت اين افراد از زنان بالاي 20 سال، بيشتر سيگار مي‌کشند.
به گزارش برنا و بر اساس اين مطالعات، 48 درصد از نوجوانان آمريکايي رابطه جنسي را تجربه کرده‌اند که اين رقم نسبت به سال 2005 رشدي به‌اندازه 4 درصد را به نمايش مي‌گذارد در حالي که اين رقم نسبت به دهه 90 ميلادي رقم کمتري را نشان مي‌دهد.

با تقویت فرهنگ انتظار، نه‌تنها انقلاب اسلامی از غرب‌زدگیِ داخلی آزاد می‌شود، بلکه روحیه‌ عبور از غرب، در تمام مردم جهان به وجود می‌آید. به شرطی که راه امام خمینی(ره) که همان راه واقعی انتظار است، گشوده بماند. 

سفيانى در ماه رجب شورش كرده و به مبارزات نظامى و سياسى و جنگ‏هاى خويش جامه عمل مى‏پوشاند و محدوده نفوذ خويش را گسترش مى‏دهد و در اين زمان ديگران هم به او پيوسته و مجموعه‏ها و قبايل غير دينى به دنبال او راه مى‏افتند. پيامبراكرم(ص) در اين رابطه فرمودند:
سفيانى با 360 سوار شورش مى‏كند تا اينكه به دمشق مى‏رسد و در ماه رمضان هم 20000 نفر از قبيله بنى‏كَلَب با او بيعت مى‏كنند.قبيله بنى‏كَلَب، عمو زادگان سفيانى؛ يعنى همان قبايل دروز14 مى‏باشند كه در آينده او را همراهى مى‏كنند. اين قبيله در عصر معاويه نصرانى بودند و معاويه از آنها با مادر يزيد (عليهم‏اللعنة) قاتل سيدالشهدا(ع) ازدواج كرد. بنابراين، سفيانى از اولاد يزيد بن معاوية بن ابى‏سفيان (عليهم‏اللعنة) مى‏باشد. پيروان اين آيين در منطقه رمله (در بيابان برهوت شرقى فلسطين و غربى اردن و جنوب غربى سوريه دمشق) تا چند كيلومتر در اطراف آن سكنى گزيده‏اند.

بررسي حوادث و رويدادهايي که در پيشگويي هاي آخرالزمان (آخرين دوره حيات جوامع و سيستم هاي حکومتي قبل از تشکيل آرمان شهر مهدوي) در آيات و روايات ائمه معصومين(ع)

 

در سال‌هاي اخير، كشور ما مواجه با پديده‌اي نامبارك شده كه اصطلاحاً از آن به «عرفان‌هاي دروغين» يا «عرفان‌هاي ساختگي» تعبير مي‌شود. گروهي با بهره‌گيري از سادگي و صداقت مردم و با نشان دادن چند كشف و كرامت، مريدان ساده لوح را فريب داده و با خود همراه مي‌سازند و از اين طريق به شهرت و محبوبيّت و گاه ثروت و دارايي دست مي‌يابند. افرادي كه به گرد اين عارف‌نماها جمع شده و شيفته و والة آنها شده‌اند، در پاسخ ناصحاني كه اين افراد را از پيروي كوركورانة مدّعيان دروغين  و معنويّت نهي مي‌كنند؛ به كارهاي خارق‌العادّه و كشف و كرامّت‌هايي كه از آنان ديده‌اند، استدلال كرده و مي‌گويند اگر آنها به دروغ ادّعاي عرفان و معنويّت مي‌كنند، پس اين كشف و كرامّت‌ها از كجاست؟!

در روايات‌ بسياري‌ جهان‌ پس‌ از ظهور به‌ تصوير كشيده‌ شده‌ است‌؛ كه‌ در اينجا به‌ برخي‌ از آنها اشاره‌ مي‌كنيم‌؛

با توجه به روايات وقتي سفياني به مناطق پنج‌گانه تسلط مي‌يابد، به جز تعداد کمي از خداپرستان واقعي، بقيه مردم پيرو سفياني مي‌شوند. پس در روايات هم پيش بيني شده که مردم اين منطقه دوباره به خاندان محمد (ص)خيانت خواهند کرد

مستندات عنب البلادی به نحوی آشکار ساده لوحانه به نظر می آید، به ویژه آن زمان که ادعا می کنند خودرو حامل یکی از مدیران روزنامه مورد اصابت یک گلوله توپ قرار گرفته اما وی تنها جراحاتی سطحی برداشته است! ظاهرا این 23 ماه جنگ، ذهن و روح مخالفان را به شدت مسموم کرده است. جنگ علیه ارتشی که کشور خود را ویران می کند و تلخی و مرارت حاصل از این احساس که از سوی جهان غرب تنها گذاشته شده اند، ذهن و روح این افراد را دچار اغتشاش کرده است. یکی از آن دو مرد جوان که زمانی در رشته کامپیوتر تحصیل می کرده است می گوید: "بله ما بدون هرگونه پشتیبانی کار می کنیم".

در اسلام يكي از نشانه‌هاي دوران ظهور، خروج دجّال است. موضوع دجّال بيش از آنچه در روايات شيعه آمده، از طريق اهل‌تسنّن نقل شده‌ است.  قسمت عمدة روايات در مورد دجّال را احمد بن حنبل در كتاب «مسند»، ترمذي در «صحيح» خود، ابن ماجه در «سنن»، مسلم در «صحيح» و ابن اثير در «نهايه» از عبدالله بن عمر، ابوسعيدخدري و جابر بن عبدالله انصاري نقل كرده‌اند.

در میان زمین هموار و سخت و ترک ترک، گه گاهی سنگی یا چوبی بر زمین فرو کرده بودند تا نشانه ی این باشد که: «اینجا، کسی به خواب رفته است تا قیامت برخیزد.»

رئیس مرکز مطالعات دکترینال امنیت بدون مرز، با بیان اینکه نقد هالیوود نقد یک نهاد سینمایی نیست بلکه نقد یک ایدئولوژی است، گفت: امروز اساتید در هالیوود هستند و سینماگران تفکرات فلسفی را رقم می‌زنند.

تناسخ ملکوتی، همان ظهور انسان‌ها در عالم برزخ و قیامت با صورت‌هایی که به واسطه عقاید و نیات خود در دنیا ساخته است، می‌باشد، که مورد قبول اسلام است و برخی از آیات و روایات دلالت بر این نوع از تناسخ دارد.

بنی اسرائیل، روح الله (علیه السلام) را دوره کرده بودند. یکی می گفت: «آخر می شود پیامبری بدون معجزه باشد؟» دیگری به اولی تنه ای زد و گفت: «به پرواز در آوردن یک گِل خشکیده که نشد معجزه!» و بعدی گفت: «اصلاً یک مرده را زنده کنی، به تو ایمان خواهیم آورد.»، بقیه حرف او را تایید کردند.

شدت فتنه ها و فزونی انحراف در دوره غیبت حضرت مهدی(عج) اقتضا می کند که ایمان آورندگان و پیروان ولایت همواره برحذر بوده و نسبت به عقیده و عمل خویش مراقبت بیشتری داشته باشند.

از سرسخت ترین دشمنان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)، یکی از نوادگان ابوسفیان (لعنه ی الله علیه) است که در روایات به این دلیل به او سفیانی می گویند. در بخش قبل، به جنایات سفیانی در شام و فلسطین اشاره کردیم.)
سفیانی پس از تسلط بر شام، جنایات بسیاری در کشور عراق مرتکب می شود. در روایات ما، به جزئیات این جنایات اشاره کرده است. برخی از این مستندات را در جدول زیر می بینید:

در محضر بزرگان فرصتی است برای آموختن نکاتی که در هیچ کتابی یافت نمی‌شود و در واقع راه میان‌بری است به سوی خوبی‌ها و درستی‌ها که تقدیم به همه کاربران عزیز می‌گردد.
در کتاب راهنماي سلوک به نقل از عالم رباني آيت ا... عبدالکريم حق شناس درباره آخرالزمان آمده است:
* غربال شدن مردم در آخرالزمان مثل غربال شدن اصحاب  حضرت امام حسين(ع) در شب عاشوراست.
* از بس عمل به احکام دين اسلام نشده است، وقتى امام  زمان (ع) تشريف مي آورند، ما فکر مي  کنيم که دين جديد آورده  اند!
* در آخرالزمان، عبادت ده جزء دارد که يکى از آن ها نگه داشتن زبان است و يکى ديگر هم وسعت ندادن معاشرت. البته نه اين که گوشه  نشينى اختيار کنيد؛ بلکه در ميان مردم باشيد، ولى در همه  جهات با مردم نباشيد.

امام باقر(ع) می‌فرماید: چون مهدی(عج) قیام کند، به مسجد‌الحرام می‌رود و پشت به کعبه می‌ایستد و ۳۱۳ مرد نزد او حاضر می‌شوند و نخستین سخنی که به زبان جاری می‌کند، آیه ۸۶ سوره هود است.

همان طور که در مقاله قبل گفته شد، عراق یکی از سرزمین هایی است که نام آن در احادیثی که در آنها از حوادث آخرالزمان و واقعه ی شریف ظهور سخن گفته شده، آمده است.

اگر در علایم حتمی ظهور مبارک امام زمان(عج) به ترتیب زمان آنها در سرزمین عراق پیش رویم ، نخستین علامتی که رخ می‌دهد، خروج سفیانی است.

موضوع مهاجرت حضرت علي بن موسي الرضا به ايران از منظرهاي مختلف مورد بررسي قرارگرفته است. با اينكه اين مهاجرت به ظاهر به دليل مكر و حيله مأمون، خليفه عباسي اتفاق افتاد، اما حسب تقدير كلي الهي مانند ساير پيشامدهايي كه بر ائمه رفته است، بخشي از طرح كلي را نمايان مي سازد. اين واقعه ابتدا صورت دعوت داشت اما به سرعت تبديل به اجبار و تهديدي از سوي مأمون شد.

ر ادامه وقایعی که در سرزمین عراق رخ می دهد، بحث قیام قائم آل محمد(ع) و چگونگی اوضاع و احوال در آن زمان در روایات مطرح می شود.

هیونیست‌ها شرکت‌های جدیدی در سینمای امریکا تأسیس کرده‌اند که همان آرمان‌های قدیمی بنی‌صهیون را با رنگ و لعاب و جذابیت‌های بیشتر گسترش می‌دهند؛ مانند شرکت دریم ورکز که استیون اسپیلبرگ‌ و یارانش . . .

همان طور که در مطلب قبل گفته شد، عراق یکی از سرزمین هایی است که نام آن در احادیثی که در آنها از حوادث آخرالزمان و واقعه ی شریف ظهور سخن گفته شده، آمده است.

صالح ، سرش را زیر انداخته بود و زیر چشمی حرکات پدر و مادر دختر را ارزیابی می کرد. مادر دختر، به شوهرش لبخندی زد و با چشم اشاره کرد که: «خوشم آمد! چه جوان شایسته ای است.»

شاید این موضوع ذهن شما را هم درگیر کرده باشد، که چرا هر وقت در تلویزیون و رادیو اخباری از کشور عراق به گوشمان می خورد، خبر، از درگیری و ناآرامی و کشمکش حکایت دارد. بهتر است بدانید، یکی از سرزمین هایی که در آخرالزمان درگیر خواهد بود، عراق است. 

آیا زمین و پرندگان و حیوانات هم در انتظار ظهور حضرت هستند؟
آیا می‌توان گفت فرشتگان و جنّیان هم در انتظار به سر می‌برند؟

در این مقاله ما به بررسی وضعیت آخرین منطقه از مناطق کور خمس یعنی فلسطین می پردازیم.

و هرگاه دیدی: «حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند.» (1)
تصورکردنش در روزگار ما نباید کار سختی باشد.

در این مقاله ما به بررسی وضعیت آخرین منطقه از مناطق کور خمس یعنی فلسطین می پردازیم.
بخش عمده روایات آخرالزمانی «فلسطین»، به آخرین مرحله جنبش سفیانی ( شکست وی و فتح قدس) می پردازند. ما نیز مطالب را با تاکید بر همین بخش آورده ایم.
به طور کلی جنبش سفیانی در سه مرحله انجام می شود:

انهدام شبکه انحرافی عرفان حلقه، در شیراز، کشف مواد مخدر در شهرستان مهر و... از مهمترین اخبار امروز پلیس فارس است.

حلب شهری است از بلاد کهن شامات که امروزه در شمال سوریه واقع شده است. حلب به معنای «شیر» خوراکی است. گفته شده حضرت ابراهیم علیه‌السلام در آنجا شیر گوسفندان خود را می‌دوشید و به فقیران می‌داد.


این شهر توسط ابوعبیدة جراح، سردار سپاه خالد بن ولید توسط مسلمانان فتح شد.
یکی از شهرهایی که نام آنها در روایات آخر الزمان دیده می‌شود، شهر حلب است. در بیشتر روایات این شهر به عنوان یکی از کُوَر خمس (مناطق پنج‌گانه) ذکر شده است که در آخرالزمان تحت سیطرة سفیانی در می‌آید.
 
قحطی‌ها و کشتارهای آخرالزّمان در حلب
در بیان قحطی‌ها و کشتارهای آخرالزّمان در حلب، به نقل از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) چنین آمده است: «شهر زوراء (بغداد) در اثر شورش‌ها و فتنه‌ها ویران می‌شود، شهر واسط در اثر طغیان آب خراب می‌گردد. مردم آذربایجان به وسیلة طاعون هلاک می‌شوند، مردم موصل از گرسنگی و گرانی می‌میرند، شهر حلب در زیر صاعقه از بین می‌رود و...»2

سفیانی در حلب
همچنین از آن حضرت (علیه‌السلام) نقل شده است که: «... بدا به حال حلب از محاصره آنان» این روایت در مورد سیطره یافتن سپاهیان سفیانی بر مناطق پنج‌گانه است.
پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در مورد سپاه سفیانی و چگونگی حرکت او می‌فرماید: «سفیانی با 3600 اسب سوار حرکت کرده، وارد دمشق می‌شود، و ماه رمضان فرا نمی‌رسد جز اینکه 30 هزار نفر از قبیله کلب با او بیعت می‌کنند. آنگاه سپاه مجهّزی را به عراق می‌فرستد و 100 هزار نفر را در بغداد طعمه شمشیر می‌سازد. سپس دامنة جنگ به کوفه کشیده می‌شود و شهر کوفه توسط آنان تاراج می‌شود.»

کامل سلیمان در اثر ارزشمند خود «یوم الخلاص» می‌نویسد، حرکتهای ایذایی و یورش‌های ناجوانمردانه او به دمشق و حلب و حمص و رقّه، پس از درگیری‌های قیس و ابقع و اصهب و یمانی آغاز می‌شود.

بنابراین شورش سفیانی از دمشق و با تصرف آن، آغاز می‌شود؛ بدین‌گونه که اصهب و ابقع را که مدعیان حاکمیت بر مردم جهان هستند، شکست می‌دهد و بر منبر دمشق بالا می‌رود و از بنی‌کلب بیعت می‌گیرد تا او را در جنگ و تصرف کشورها یاری کنند. و سپس برای تاراج کشورها حرکت می‌کند.

رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌فرمایند: «هنگامی که سفیانی بر پنج منطقه دمشق، حمص، حلب، اردن و قنّسرین تسلط یافت نه ماه برای او بشمارید.» در دیگر احادیث نیز آمده است که مدت حکومت سفیانی به اندازه زمان حمل، یعنی نُه ماه است.3 پس از این مدت حضرت مهدی عجل‌الله‌فرجه ظهور می‌کنند و با سپاه سفیانی درگیر می‌شوند. سپاه سفیانی در مکانی بین مکه و مدینه، به نام «بیدا» در زمین فرو می‌روند و خود او توسط حضرت مهدی عجل‌الله‌فرجه در کنار دریاچه طبریه به هلاکت می‌رسد.
 
پی نوشت:
1.     دایرة المعارف تشیع.
2.     غیبت نعمانى، محمد بن ابراهيم نعمانى، ص 134 به نقل از روزگار رهایی، ج2، 971.
3.     همان، ص 163، به نقل از روزگار رهایی، ج2، 1129.
 
منبع: دانشستان سرزمین های درگیر، به کوشش اسماعیل شفیعی سروستانی، ص 503
 

اگر در سحرگاه بیست و سوم ماه رمضان شنیدید: «آی مردم عالم! صبح نزدیک شد. بدانید حق با مهدی (عج) و شیعیان اوست!» (1)، شک نکنید آوای جبرئیل امین را شنیده اید! دامن خدا را چنگ بزنید و از او بخواهید شما را از پیروان آن حضرت قرار دهد.

ندای جیرئیل حتمی است! در شرق و غرب عالم به گوش می رسد و همه آن را می شنوند. اگر خوابیده اند بیدار می شوند، اگر ایستاده اند به زانو درمی آیند و اگر نشسته اند با هراس از جا می پرند. (2)

برخی روایات نیز معتقدند صیحه ی آسمانی حاوی این پیام است: حق با علی (ع) و پیروان اوست! (3)

وقتی ندای جبرئیل امین در گوش تمام موجودات پیچید، انسان حق جویی باقی نمی ماند مگر آنکه از پیروان حضرت مهدی (عج) می شود. (4)

اما خبر بد آنکه، ابلیس که فضا را آغشته به نور مهدوی می بیند، برنمی تابد و در عصر همان روز یا روز بعدش فریاد می کشد که:

«آی مردم! عثمان مظلومانه کشته شد! حق با او و پیروان اوست! به سفیانی بپیوندید و او را یاری کنید و به خون خواهی برخیزید!» (5)

با این فریاد مردم دچار سردرگمی و تردید می شوند. عده ای که در طول غیبت حضرت نیز اعتقاد راسخی به آن حضرت نداشتند، عده ای که دلهاشان مریض است و عده ای که به واقع پیروان ابلیس لعین هستند با این فریاد دور هم جمع می شوند و جهان دو دسته می شود:

پیروان حضرت مهدی (عج)، پیروان سفیانی. (6)

جالب اینجاست که پیروان شیطان پس از شنیدن فریاد دوم، که ندای ابلیس است، ادعا می کنند که ندای اول – ندای جبرئیل امین-  سحر و جادو بوده است و آن را آشکارا انکار می کنند. (7)

فایده ی این دو ندا آن است که منتظران می فهمند ظهور نزدیک است و خودشان را مهیای همراهی با امام مظلومشان می کنند. این ندا صف حق و باطل را از هم جدا می کند و پیروان واقعی را از میان ناراستان و نامنتظران بیرون می کشد.

کسانی به ندای جبرئیل لبیک می گویند که در دوران غیبت احادیث امامان (علیهم السلام) را روایت می کنند و پیش از این ندا نیز می دانند حق با حضرت حجت (عج) است! (8)

پی نوشت:
1.بحارالانوار، ج 52، ص 274
2.الغیبة نعمانی، ص 170
3.بحارالانوار، ج 52، ص 292
4.همان
5.الغیبة نعمانی، ص 173
6.همان
7.همان
8.بحار، ج52، ص  295



منابع:
آخرین نشانه های ظهور، از مجموعه چهل حدیث انتشارات موعود
شش ماه پایانی، مجتبی الساده

اخیرا شایعه‌ای مبنی بر به پایان رسیدن دنیا در روز 21 دسامبر سال 2012 همزمان با شب یلدا پراکنده شده که موجب رعب و وحشت بسیاری از افراد به ویژه کودکان در مدارس ایجاد کرده است در حالی که مسئولان علمی و مذهبی داخلی و خارجی در این باره قضاوتی نکرده‌اند و این امر را ترفند دشمن برای استفاده از ناآگاهی مردم می‌دانند.

گستردگی این شایعه موجب شده تا مصاحبه‌ای را با «پروفسور ابوالفضل درویزه» استاد رشته مهندسی مکانیک دانشگاه‌های گیلان و یکی از چهره‌های برتر علمی استان انجام دهیم که ماحصل آن را در ذیل می‌خوانید:

*فارس: در باره شایعه اخیر مبنی بر به پایان رسیدن دنیا در شب یلدای امسال چه نظری دارید؟

- سازمان جهانی ناسا این موضوع را مطرح کرد که نه ناسا و نه هیچ سازمان علمی دیگری چنین چیزی را پیش‌بینی نکرده است و کسانی که در حوزه اختر‌شناسی کار می‌کنند نیز در این باره هیچ‌گونه اظهار نظری نکرده‌اند و زمانی که چنین اظهار نظرهایی وجود ندارد به حقیقت نمی‌توان به چنین مسایلی اعتنا کرد.

*فارس: آیا قرآن کریم این حادثه را پیش‌بینی کرده است؟

-در قرآن کریم آیات متعددی درباره پایان دنیا، پایان عمر منظومه شمسی و حتی آسمان بالای سر ما اشاره شده است اما این مسایلی که اکنون شایعه شده هیچ ارتباطی با مضامین این آیات ندارد و با توجه به اینکه شخصیت‌های علمی مرتبط با این حوزه هنوز اظهار نظر مثبت در این باره نکرده‌اند، بنابراین ما نیز نمی‌توانیم هیچ قضاوت علمی و عقلی راجع به این قضیه داشته باشیم.

*فارس: دلیل نظریه‌پردازی‌های منفی شایعه شده در اجتماع از نظر شما چیست؟

- این امر یک شایعه بیشتر نیست و مشخص است که با اهداف غیر علمی اشاعه داده می‌شود و پایان عمر دنیا شایعه‌ای از پیش طراحی شده دشمنان است.

وقتی برای آگاهی از اوضاع آخرالزمان و حوادث سال های قبل از ظهور کبرای امام عصر(عج) به منابع و احادیث مراجعه می کنیم، علاوه بر حوادث و نشانه ها، به نام مکان هایی بر می خوریم، که در آن روز ها صحنه ی کشمکش و درگیری خواهند بود.

حوادث و فتنه های آخرالزمان چون طوفانی، تمامیت جغرافیای شرق اسلامی را فرا می گیرد و پنج منطقه «شامات، حجاز، عراق، یمن و ایران» در آن روزها درگیر خواهند شد.

با توجه به حوادث این روزهای جهان، مستور در نظر دارد تا در سلسله مقالاتی به معرفی این سرزمین های درگیر بپردازد.

اردن
جایگاه اردن در تحولات آخرالزمان

یکی از مناطق مهم در وقایع آخرالزمان «اردن» است. موقعیت اردن در ابتدای روایاتی که به «کُور خمس» (مناطق پنج گانه) پرداخته اند، آمده است. کُور خمس مناطقی هستند که توسط سفیانی تصرف می شوند. سفیانی از «وادی یابس» (بیابانی در مرز اردن و سوریه) ظهور می کند،ابتدا بر « دمشق» تسلط می یابد و آنگاه از بنی کلب بیعت می گیرد.

در حدیثی از حضرت امیرالمومنین(ع) آمده است:
پسر هند جگر خوار(سفیانی) از سرزمین خشکیده بیرون می آید، او مردی متوسط القامة است، قیافه اش وحشتناک و سرش ضخیم است و رویش آبله دارد. اگر او را ببینی خیال می کنی یک چشم دارد. سفیانی از اولاد ابوسفیان می باشد.(1)

سفیانی خروج می کند، به نجف (یا کوفه) می آید و بر منبر می نشیند. وی گروه کثیری از مردم را فریب می دهد، آنان را با خود هم دست می کند و مناطق پنج گانه: شام، دمشق، فلسطین، اردن و قنّسرین را تصرف می نماید. در تفاسیر آمده که منظور از سرزمین خشکیده، « در عا» یا «اذرعان» است که در مرز سوریه و اردن قرار دارد.

از امام صادق(ع) نیز روایت شده که: سه نفر از سران شام: ابقع( فردی که سیاه و سفید است)، اصهب( فردی غیر مسلمان و کافر) و سفیانی با هم درگیر می شوند؛ سفیانی بر آنها چیره می شود، بر سوریه و اردن استیلا می یابد و منطقه تحت فرمانروایی او یکپارچه می شود.

یکی از مناطقی که به نحوی با اردن مرتبط می باشد،«دریاچه طبریه» است. این دریاچه در فلسطین قرار دارد و رود اردن آن را از جنوب به «بحر المیت» پیوند می دهد. دریاچه طبریه محلی است که دجال از آن ظهور می کند. حضرت مهدی(عج) در آنجا، زیر درختی که شاخه های آن در این دریاچه افتاده، سر از بدن سفبانی جدا و با یاران خود بیعت می کند.

از آنچه که از احادیث بر می آید، می توان نتیجه گرفت که اردن یکی از میادین جنگ در آخرالزمان است و اوضاع نا آرامی را پیش رو دارد.

واحد پژوهش موسسه فرهنگی موعود عصر(عج)


پی نوشت:
محرمی، غلام حسن، جلوه های اعجاز معصومین(ع)، ص800

منبع: دانشستان سرزمین های درگیر در واقعه شریف ظهور، ج1، به کوشش اسماعیل شفیعی سروستانی.

تبریز - مدیر و موسس انجمن بین المللی منجمان بدون مرز AWB گفت: 21دسامبر 2012 از لحاظ علمی پایان جهان نیست.

دانشمندان ناسا که در مورد عدم صحت شایعات مضحک اخیر درباره «پیشگویی مایاها مبنی بر پایان جهان در روز 21 دسامبر!» کاملا مطمئن هستند، ویدیوی خود با عنوان «چرا جهان دیروز تمام نشد؟» را زودتر از موعد مقرر منتشر کرده‌اند.

تا چند روز دیگر دنیا به آخر خواهد رسید؟ اگر این روز‌ها به شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های اینترنتی سر بزنید و حتی رسانه‌های داخلی را دنبال کنید، متوجه یک تاریخ عجیب و غریب به عنوان روز پایان جهان خواهید شد

با وجود اینکه عربستان سعودی یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان به شمار می رود و طی سال های اخیر میلیاردها دلار تسلیحات نظامی خریداری کرده است، میلیون ها نفر در این کشور در شرایط فقر و فلاکت به سر می برند.
در هند مردم یکی از مناطق، یک زن را به دلیل قد کوتاهش، عبادت می کنند.

قطعاً در دولت امام زمان(عج) بر اساس روایات، عدالت جهانی می‌شود و ظلم و ستم از بین می‌رود، ولی این مسئله به معنای گناه نکردن همه انسان‌ها نیست.

مدیر حوزه‌های علمیه آذربایجان‌غربی گفت: تعیین وقت و زمان ظهور از سوی سایت‌های انحرافی وابسته به وهابیت در فضای مجازی و با هدف القای ناامیدی و یاس در منتظران انجام می‌شود.

پایگاه اطلاع‌رسانی ناسا در واکنش به شایعات مطرح شده مبنی بر به پایان رسیدن دنیا در روز 21 دسامبر (اول دی ماه)، به سوالات مربوط به این شایعه پاسخ داده است.

جهان عصر ظهور، در فضای حکومت صد در صد دینی سیر می‌کند و در پرتو چنین حکومت دینی و قرآنی، همه خواسته‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و... جامعه بر محور عدالت دینی تامین می‌شود.

ماهواره ناسا تصاویر حیرت‌انگیزی از وقوع گردباد عظیم در قطب شمال سیاره زحل ثبت کرده است. این تصاویر چرخش گردباد عظیم با پهنای یک هزار و 600 کیلومتر از قطب شمال زحل، در مکانی که سرعت باد تا یک هزار و 770 کیلومتر در ساعت می رسد، تهیه شده است.

بانک جهانی درباره افزایش چهار درجه ای دمای هوا تا سال 2060 میلادی هشدار داد و تاکید کرد: این افزایش دما بسیار بالاتر از انتظار جامعه بین الملل است و به ویژه برای کشورهای فقیر مشکلات بسیاری به بار می آورد.

حالا کمتر از یک ماه دیگر تا 21 دسامبر 2012 باقی مانده است. روزی که در پیشگویی مایاها، موعد پایان دنیا لقب گرفته و شمارش معکوس روزهای باقی مانده تا آن در ایمیل‌ها دست به دست می‌شود. با این حال سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا ادعای مایاها را رد می‌کند و می‌گوید تمام پیشگویی‌های آخرالزمان درباره برخورد یک ستاره درخشان با زمین ادعای بی‌اساسی است که از نظر نجومی توجیه پذیر نیست.

در کتاب عهد، اصطلاح ماشیح به معنای شخصی که در آینده برای نجات اسرائیل خواهد آمد نیست، بلکه منظور از آن هرکسی است که مانند شاه یا کاهن اعظم، برای تصدی منصبی عالی با روغن مقدس در واقع تدهین شده است

یامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند:
در آخرالزّمان صاحب مال، بزرگ شناخته می شود.۱ و مردم آن زمان اموال خود را در غیر طاعت خداوند بسیار خرج می کنند و در طاعت خداوند از اندک هم دریغ می ورزند و مال های عظیم خرج می شود در چیزهایی که مورد غضب خداوند می باشد.۲

در آن زمان غنی و ثروتمند(از چیزی) نمی ترسد مگر از فقر و تهی دستی؛ به گونه ای که در روز جمعه نیازمندی میان دو نماز از مردم درخواست کمک می کند و کسی در کف دست فقیر چیزی نمی گذارد.۳

در آن زمان شخصی که مال زیادی دارد، از آن وقتی که مالک آن شده است زکات آن را نپرداخته است.۴
در آن زمان مال به دست کسی می افتد که شایستگی آن را ندارد.۵

امیرالمؤمنین علیه السّلام می فرمایند: بر مردم، زمانی فرا می رسد که در آن زمان شخص ثروتمند و توانگر، آنچه که از مال و دارایی، در دست خود دارد بر دندان می گیرد (یعنی بخل ورزیده و در راه خدا انفاق نمی کند) در حالی که خداوند عزّوجل در قرآن کریم می فرماید: «ولا تَنسوا الفَضل بینَکم»۶ فضل و احسان را در میان خود فراموش نکنید.۷

منبع:
۱. مهدی منتظر، ص ۱۴۳.
۲. الملاحم طاوویی، ح۵، ص ۴۲ از بحار الانوار، ج۱۳، ص ۱۶۸.
۳. نوائب الدهور، ح۱، ص ۱۸۳.
۴. بحار، ج۱۳، ص ۱۶۸.
۵. الملاحم، ح۳، ص ۲۳.
۶. سوره بقره(۲)/ آیه ۲۳۷.
۷. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۴۶۸.
۸. نشانه های ظهور، ص ۶۸و۶۹.

از علی(ع): زمانی که پرچم های سپاه (در شام) با یکدیگر اختلاف نمایند قریه ای از قراء، ارم، در زمین فرو رفته (بواسطهء زلزله) و قسمت غربی مسجد آن خراب شده و سقوط می کند. سپس سه پرچم (وحزب) اعلام موجودیت کرده، اصهب، ابقع و سفیانی و سفیانی از شام و ابقع، از مصر خروج کرده اما سفیانی بر آنها پیروز می گردد.(1)

 

به گزارش موعود، ر اساس نتایج پژوهشی که موسسه "استیتستکس" لبنان در رابطه با مسایل سیاسی و اجتماعی و تاثیر آن بر روی مسیحیان این کشور منتشر ساخته، مشخص شد که برخلاف شایعات موجود، مسیحیان لبنانی از حزب الله و سلاح مقاومت نگرانی و ترس ندارند بلکه از سلفی ها را بزرگترین خطر علیه خود می دانند.

بر اساس این پژوهش که روز چهارشنبه منتشر شده، مشخص شد که مسیحیان لبنانی بیش از هر مساله دیگر از قدرت گرفتن جریان های سلفی و تکفیری نگران هستند و همچنین مشکلات اقتصادی نیز از جمله مسایلی است که حدود 45 درصد از این قشر جامعه لبنان را آزار می دهد.

در این پژوهش که نتایج آن در رسانه های مختلف لبنانی منتشر شده، آمده است که آنچه سبب نگرانی مسیحیان لبنانی می شود، برخلاف مسایلی است که جریان 14 مارس تلاش دارد آن‌گونه بنمایاند؛ چراکه تنها 12 درصد از مسیحیان لبنانی، سلاح حزب الله را مشکل اصلی کشورشان می دانند.

این در حالی است که مقامات جریان 14 مارس در تبلیغات و خطاب های سیاسی خود، سلاح حزب الله را مهم ترین مشکل لبنان دانسته اند؛ اما نظرسنجی های مردمی چیز دیگری را نشان می دهد.

نکته جالب دیگری که در این نظرسنجی وجود دارد، این است که 17.7 درصد از سوال شوندگان، هیچ مساله ای را سبب نگرانی و خطر علیه خود نمی دانند و همچنین 14 درصد گزینه تنش های داخلی، 9.7 درصد گزینه سرقت و 9.7 درصد گزینه سلاح های غیر قانونی را مهم ترین عامل نگرانی در کشورشان دانسته اند.

از نکات دیگر این نظر سنجی این است که 34.8 درصد از مسیحیان لبنانی هیچ مرجع سیاسی برای خود قائل نیستند و 23.52 آنها "میشل عون" رییس جریان آزاد ملی، 21.44 "سمیر جعجع" رییس حزب نیروهای لبنانی، 3.76 درصد "سلیمان فرنجیه" رییس حزب مرده و 2.8 درصد از آنها "امین جمیل" رییس حزب کتایب را به عنوان رهبر و مرجع سیاسی خود معرفی کرده اند.

بر اساس این نظر سنجی، جریان آزاد ملی لبنان همچنان به عنوان بزرگ ترین حزب مسیحیی در این کشور باقی می ماند.

در بخش دیگری از این نظر سنجی در خصوص جریان های غیر مسیحی نیز سوالاتی مطرح شده که بر اساس نتایج آن، سلفی ها به عنوان خطرناک ترین جریان علیه مسیحیان انتخاب شده اند و پس از آنها به ترتیب جنبش "امل"، حزب "سوسیالیست ترقی خواه" دروزی، حزب اهل سنت "المستقبل" و در نهایت حزب الله انتخاب شده اند که این مساله نیز اثبات می کند که مسیحیان لبنانی نگرانی کمی نسبت به مقاومت دارند.

بدترین شخصیت سیاسی در لبنان نیز بر اساس این نظر سنجی "احمد الاسیر" امام جماعت سلفی مسجد بلال صیدا معرفی شده است.

منبع: ابنا

در حکومت حضرت مهدی(ع) تولید و توزیع به گونه‌ای ساماندهی می‌شود که همه جا به نعمت و آبادانی می‌رسد. امام باقر(ع) می‌فرمایند: در تمام زمین هیچ ویرانه‌ای نمی‌ماند جز اینکه آباد می‌شود

در پی تشدید فعالیت برخی از اعضای جنبش حماس در سوریه, دستگاه‌هاي امنيتي این کشور دفاتر جنبش حماس را بسته و آنها را مهر و موم كردند.

 به گزارش موعود به نقل از العالم در حالی که این روزها اردوگاه آوارگان فلسطینی یرموک محل درگیری‌های بسیاری بوده و از این اردوگاه محله التضامن در دمشق هدف قرار می‌گرفت، مهر و موم کردن دفاتر حماس قابل تامل به نظر می‌رسد.

صلاح البردويل از مسئولان ارشد حماس در اولين واكنش به بسته شدن دفاتر اين جنبش در سوريه گفت: اينكه مسئولان سوريه دفاتر ما را ببندند يا نبندند براي ما اهميت ندارد بلكه آنچه براي ما از اهميت برخوردار مي باشد وارد نكردن فلسطيني ها در كوران نبردها است.

وي افزود: ما اطلاعات دقيقي نداريم اما مي‌خواهيم كه فلسطيني‌ها را وارد كوران نبردها در سوريه نكنند و فلسطيني‌ها در اردوگاه‌ها يا ساير مناطق گناهي در اين نبرد ندارند.

البردويل که پیش از این از شورشیان مسلح در سوریه حمایت کرده و آنها را انقلابیون راه آزادی خوانده بود، در سخنان قابل تاملی گفت: شايسته است كه فلسطيني‌ها را وارد نبردها نكنند زيرا آوارگي براي آنها كافي است و هدف آنها آزاد سازي كشورشان است و آنچه در جريان است، به آنها مربوط نمي شود و ما در راستاي دور كردن ملت خود از كوران نبردها آماده هستيم كه درقبال اين موضوع اظهار نظر نكنيم.

جنبش حماس پيش از اين هدف قرار گرفتن مستمر اردوگاه‌هاي فلسطيني در سوريه بويژه گلوله باران يكشنبه اردوگاه اليرموك را كه ده ها كشته و زخمي برجاي گذاشت، به شدت محكوم كرد و بر موضع خود در خصوص لزوم بي طرفي اردوگاه‌هاي فلسطيني و پرهيز از وارد كردن ملت فلسطين در بحران سوريه تاكيد كرد.

رهبران جنبش حماس در دهه نود قرن گذشته پس از اخراج از اردن و در حالی که هیچ کشور عربی حاضر به پذیرش آنها نبود به سوریه رفتند و در دمشق دفتر خود را برپا و فعال‌ترین دوران خود را پشت سر گذاشتند اما پس از شروع ناآرامی‌ها در این کشور، برخی از دفاتر خود را تعطیل کرده و خود نیز به دوحه، قاهره، امان و آنکارا کوچ کردند.

برخی از رهبران حماس به خصوص خالد مشعل و در سخنانی عجیب با حمایت از شورشیان مسلح در سوریه، خواستار پایان خون‌ریزی در سوریه شده بود. منابع خبری پیش از این از درگیری گسترده میان فلسطینی‌های طرفدار دولت سوریه و مخالف آن در اردوگاه یرموک خبر داده بودند.

با وجود ترک سوریه توسط رهبران اصلی حماس، هنوز برخی از کارمندان و اعضای رابط این جنبش در دمشق حضور داشتند و به رتق و فتق امور می‌پرداختند. گفته می‌شود حماس پس از ترک دمشق هنوز نتوانسته موافقت هیچ یک از کشورهای عربی برای ایجاد دفتر را به دست آورد و عملاً دفتر سیاسی این جنیش میان دوحه و قاهره تقسیم شده است

وفان سهمگین سندی همچنان در آمریکا، کانادا و دیگر کشورهای آمریکای مرکزی و حوزه کارائیب را در می نوردد.
اوباما در پیامی خطاب به مردم مناطق طوفان زده با ابراز همدردی با آسیب دیدگان طوفان اعلام کرد "تمام ملت آمریکا همراه با آسیب دیدگان خواهند بود."
طوفان و جاری شدن سیل شدید در ایالت نیوجرسی منجر به وقوع موارد متعدد رانش زمین در این ایالت شده است.
در نیویورک، پنسیلوانیا، کنتیکت، مریلند، کارولینای شمالی و ویرجینیای غربی همچنان مشکل قطع برق و مسدود شدن راه های ارتباطی وجود دارد. برق 8 میلیون خانواده آمریکایی همچنان قطع است. 15 هزار پرواز نیز لغو شده است.
مسئولان بورس نیویورک ابراز امیدواری کردند بورس نیویورک تا روز چهارشنبه - امروز - بازگشایی شود.

ديدگاه ديني آرمان‌گرايي فن‌آوري آينده از كشش ديرين به آرمان‌شهرهاي ماشيني برخاسته است. كتاب مقدس در نسخه مكاشفه يوحناي رسول (27-1 :21)، تصويري افسانه‌اي از آرمان‌شهر خارق‌العاده فن‌آوري را القا مي‌كند: اورشليم جديد. اين اَبَرشهر درخشان كه خدا آن را از طلاي ناب ساخته است، از آسمان‌هاي روز رستاخيز پديدار مي‌شود كه نشانه‌ پيروزي مسيح و بازگشت وي به زمين براي سلطنت هزار ساله است. شهر بهشتي درخشان كه از نظر هندسي، دقيق است، نمايان‌گر مكاني آرماني و ماوراي طبيعي است كه در آن، براي حياتي جاويدان و تهي از درد و ناراحتي دوباره احيا مي‌شويم.

پشت پرده دست و پا زدن غرب برای طبیعی نشان دادن همجنس گرایی و علت اختراع و کشفیات علمی و نظریه پردازی های سخیف برای حمایت از همجنس بازی چیست؟ برای پاسخ به این سؤال با گزارش ویژه  همراه شوید.

حضور فعال و آگاهانه تحت مدیریت ولی فقیه در صحنه‌های مختلف اجتماعی سیاسی و عمل به وظایف دین، کسب تقوا، دوری از فساد و جلوگیری از آن، امر به معروف و نهی از منکر از راه های مقابله با فتنه های آخرالزمان است.
در دوران آخرالزمان فتنه های بسیار شیعیان را احاطه می کند که به صورت فهرست وار به برخی از موارد فتنه و راه های مقابله با این فتنه ها اشاره می‌شود:
فتنه های آخرالزمان:
جهل و عدم شناخت مناسب نسبت به: وجود مقدس امام و نقش او، آموزه‌های دین(که باعث کم رنگ شدن دین در زندگی مردم می‌شود)، وضعیت نابهنجار کنونی، آموزه‌های مهدویت(همچون مفهوم انتظار)؛
تحجر و مقدس گرایی خشک و بدون توجه به عمق و روح دین؛
تجاوز به جوامع اسلامی و شیعی و کشتار آنان؛
گسترش فساد و تباهی از یک طرف، و ایجاد شک و تردید نسبت به ظهور امام موعود از طرف دیگر، و به تمسخر گرفتن انتظار و ظهور از طرف آخر؛
راه های مقابله با فتنه ها:
بر عاشقان امام عصر(ع) و منتظران ظهورش لازم است در چند زمینه فعالیت داشته باشند:
بالابردن فهم و شناخت نسبت به امام و امامت، مفاهیم و آموزه‌های دین، مباحث مهدویت و مفاهیمی که در رابطه با این موضوع است؛
وحدت کلمه در سایه رهبری ولی فقیه که طبق بیان پیشوایان دین ـ ازجمله امام زمان(ع) ـ همه وظیفه دارند به او رجوع کنند.
عمل به وظایف دین، کسب تقوا، دوری از فساد و جلوگیری از آن، امر به معروف و نهی از منکر؛
حضور فعال و آگاهانه تحت مدیریت ولی فقیه در صحنه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی؛
ایجاد روحیه نشاط و تلاش در خود و جامعه و حرکت به سوی سازندگی و زمینه سازی برای ظهور.

طبه ۱۸۷ نهج البلاغه یکی از خطبه های علی(ع) است که موضوع آن آخرالزمان و پیشگویی های حضرت است. به جان خودم سوگند حوادث دردناکى در پیش است که مؤمن در شعله ‏هایش هلاک مى‏ شود اما غیرمسلمان از آن سالم مى‏ ماند!

پلیس چین مردی را دستگیر کرده که پس از قتل قربانیانش، بدن آنها را قطعه قطعه کرده و گوشتشان را به جای گوشت بوقلمون در بازار می فروخت.
به گزارش موعود  به نقل از شفاف، رسانه های چینی امروز از دستگیری مردی آدمخوار خبر دادند که علاوه بر خوردن گوشت قربانیانش بقیه آن را در بازار به جای گوشت بوقلمون فروخته و چشمانشان را در شیشه های الکل به یادگار نگه می داشت.
"ژانگ یونگ مینگ" 56 ساله ، یک مرد روستایی ساکن استان یونان در جنوب غربی چین اواخر ماه آوریل و در چارچوب تحقیقات در مورد قتل یک جوان 19 ساله توسط پلیس دستگیر شد.
پلیس در بازرسی خانه این مرد تلفن همراه و کارت بانکی جوان مقتول را کشف کرده است، در عین حال، ماموران پلیس در بازرسی بیشتر خانه ژانگ  بقایای اجسادی را که قطعه قطعه شده بودند پیدا کرده اند.
اخیرا 17 نفر در این ناحیه مفقود شده اند که برخی از آنها  در فاصله چند صد متری خانه ژانگ سکونت داشته اند.

شمار قربانیان طوفان دریای کارائیب به 65 نفر افزایش یافت.
به گزارش موعود  به نقل از آسوشیتد پرس، منابع خبری شمار قربانیان طوفان سندی را به 65 نفر اعلام کرده وآورده اند که از این تعداد 51 نفر در هائیتی جان خود را از دست داده‌‌اند، جائیکه سه روز با باران مداوم روبرو بود.
در حال حاضر در هایتی شرایط در حال بهبود است و انتظار می‌رود با کاهش سطح آب مسئولان بتوانند میزان دقیق خسارت‌ها را برآورد کنند.
لارن لاموت، نخست وزیر هائیتی گفت: میزان خسارات بسیار زیاد است و جنوب کشور در زیر آب قرار دارد.
هائیتی کشوری است که خانه‌های اغلب مردم در برابر سیل مقاومت چندانی ندارد و اغلب کشته شده‌ها در بخش جنوبی این کشور گزارش شده‌اند.
این طوفان در حالی قربانیان زیادی در هائیتی گرفته است که مردم این کشور هنوز به دلیل زلزله شدید سال 2010 هنوز نتوانسته‌اند زندگی روزمره خود را از سر بگیرند.

به زودی کوفه از مؤمنین خالی می شود و مخفی می شود، علم از آن همانگونه که مار در سوراخ خود مخفی می شود. سپس ظاهر می شود علم به شهری که به آن قم می گویند و معدن علم و فضل می شود.

تحریف در تفسیر قرآن، راه جدیدی است كه برای تبلیغ بهائیت در نظر گرفته شده است.
به گزارش موعود در جلسه محفلی بهاییت مصوب شده از طریق رسانه‌ها عبارت "پیامبر اسلام، نگین و زینت انگشتری انبیاست" ترویج شود. این افراد با اشاره به آیه 40 سوره احزاب می‌گویند باید پیامبر اسلام را نگین انگشتر انبیا معرفی كنیم نه ختم كننده رسالت انبیا.

بهائی‌ها می‌گویند: با تفسیر زینت بودن، ما می‌توانیم خود را ادامه دهنده رسالت انبیا معرفی كرده و اثبات نماییم كه رسالت انبیا خاتمه نیافته و این رسالت به ما منتقل شده است.

«عبدالرحیم ملا زاده» مدیر شبکه وهابی وصال فارسی، در اظهاراتی عجیب و مضحکی که در یکی از برنامه های جدید خود مطرح کرد، گفت: امام جعفر صادق رافضی (شیعه) نبود و به امامت و عصمت اعتقادی نداشت بطوری که آن حضرت حتی با رافضیان (شیعیان) مناظره می کرد.
گفتنی است «ملا زاده» چهره وهابی ساکن لندن است که برای تخریب مذهب شیعه و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام از رژیم آل سعود حمایت مالی می شود.
او سال گذشته با کمک وهابیون شبکه وصال فارسی را راه اندازی کرد و به تخریب شیعیان و مذهب تشیع می پردازد. «ملا زاده» همواره به مطرح کردن ادعاهای عجیب و غریب در مورد شیعیان، می پردازد.
قابل ذکر است امام جعفر صادق علیه السلام استاد روؤسای چهار مذهب فقهی اهل سنت یعنی مالک، شافعی، أبوحنیفه و احمد بن حنبل بوده است.

به گزارش موعود به نقل از  شیعه نیوز یکی از اساتید حوزه تاکید کرد: مکتب مادی لیبرالیسم یکی از اصلی‌ترین بسترهای مهم ایجاد و گسترش انواع عرفان‌های شیطانی در جهان است .
حجت الاسلام والمسلمین علی کریمیان در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در گیلان، با اشاره به فاصله فراوان عرفان های نوظهور و کاذب با عرفان حقیقی شریعت مبین اسلام، اظهار داشت: برای تشخیص مسیر حقیقی باید توجه کرد که شاخصه ها و ویژگی های برجسته و مهمی در عرفان اسلامی وجود دارد که در سایر عرفان های ساختگی وجود ندارد.
وی ادامه داد: عرفان های نوظهور خود را متقدم بر دین می دانند یعنی در اصول و مبانی خود به محدوده و چارچوب خاصی قائل نیستند و مقصد نهایی آنهای رسیدن به شادی و لذائذ است اما در مقابل، عرفان حقیقی غایت و نهایت خود را دست یابی به مقام قرب الهی تعریف می کند.
رئیس دفتر نهاد نمایندگی دانشگاه‌های آزاد اسلامی گیلان  با اشاره به عوامل رشد و گسترش اینگونه عرفان های تقلبی و ساختگی افزود: تقریبا تمام عرفانهای نوظهور، عرفان های صادراتی و مولود دنیای غرب هستند چه اینکه نظام های، عقلی، فلسفی و دینی در کشورهای غربی هر گز نتوانستند فطرت های معنوی انسان ها را سیراب کنند.
حجت الاسلام والمسلمین علی کریمیان خاطرنشان کرد:شرایط یاد شده فرصت خوبی برای رشد و نمو جریان های معنویت ستیز را در کشورهای غربی به وجود آورد تا آنجا که امروز جریان هایی کاملا انحرافی همچون شیطان پرستی رسما اعلام می کنند که ما مولود کمبود های معنوی در دین رایج در دنیای غرب هستیم.
وی تاکید کرد: مکتب مادی لیبرالیسم یکی از اصلی ترین بسترهای مهم ایجاد و گسترش انواع عرفان های شیطانی در جهان است.
این محقق برجسته حوزوی و دانشگاهی با بیان اینکه هم اکنون حدود دو هزار و 500 فرقه نوظهور در جهان فعالیت می کنند، اضافه کرد: یکی از فرقه های اصلی این عرفان ها همان شیطان پرستی است که امروز به شدت از سوی محافل صهیونیستی و مراکز جاسوسی در ایران حمایت و تقویت می شوند.
حجت الاسلام والمسلمین کریمیان با اشاره به اشکالات فرایند تبلیغ دینی در گسترش عرفان های نوظهور ابراز داشت: امروز مراکز تبلیغی همچون صدا و سیما سازمان های تبلیغی و ارشادی باید ضمن تحقیق و بررسی بیشتری نسبت به عرفان های کاذب آنها را به صورت صحیح و با شیوه های نوین به مخاطبین و نسل جوان معرفی کنند.
این نویسنده برتر کشوری تصریح کرد: بیش از 90 درصد افرادی که جذب فرقه های مختلف انحرافی در کشور می شوند یا مطالعه درستی در رابطه با دین نداشته اند و یا متولیان امر، زیبایی های دین را به خوبی برای این افراد روشن نکرده اند و لذا مشاهده می کنیم که تلقی این افراد  از اسلام کاملا غلط است.
وی خاطرنشان کرد: برای مقابله و پیشگیری از رشد قارچی جریان های انحرافی در کشور باید مجموعه نهادهایی همچون حوزه، دانشگاه و صدا و سیما و... با تدوین یک استراتژی مشخص کاملا هماهنگ و برنامه ریزی شده  عمل کنند.
حجت الاسلام والمسلمین کریمیان از دیگر راه های مقابله با این جریان های خطرناک را تشکیل جلسات نقد و بازشناسی عرفان های نوظهور، طراحی مهندسی اخلاقی وتربیتی در سطوح مختلف، معرفی الگوهای خوب وروشن کردن ابعاد عرفان ناب اسلامی عنوان کرد

به گزارش  موعود به نقل از شیعه نیوز یکی از اساتید حوزه تاکید کرد: مکتب مادی لیبرالیسم یکی از اصلی‌ترین بسترهای مهم ایجاد و گسترش انواع عرفان‌های شیطانی در جهان است .

حجت الاسلام والمسلمین علی کریمیان در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در گیلان، با اشاره به فاصله فراوان عرفان های نوظهور و کاذب با عرفان حقیقی شریعت مبین اسلام، اظهار داشت: برای تشخیص مسیر حقیقی باید توجه کرد که شاخصه ها و ویژگی های برجسته و مهمی در عرفان اسلامی وجود دارد که در سایر عرفان های ساختگی وجود ندارد.

وی ادامه داد: عرفان های نوظهور خود را متقدم بر دین می دانند یعنی در اصول و مبانی خود به محدوده و چارچوب خاصی قائل نیستند و مقصد نهایی آنهای رسیدن به شادی و لذائذ است اما در مقابل، عرفان حقیقی غایت و نهایت خود را دست یابی به مقام قرب الهی تعریف می کند.

رئیس دفتر نهاد نمایندگی دانشگاه‌های آزاد اسلامی گیلان  با اشاره به عوامل رشد و گسترش اینگونه عرفان های تقلبی و ساختگی افزود: تقریبا تمام عرفانهای نوظهور، عرفان های صادراتی و مولود دنیای غرب هستند چه اینکه نظام های، عقلی، فلسفی و دینی در کشورهای غربی هر گز نتوانستند فطرت های معنوی انسان ها را سیراب کنند.

حجت الاسلام والمسلمین علی کریمیان خاطرنشان کرد:شرایط یاد شده فرصت خوبی برای رشد و نمو جریان های معنویت ستیز را در کشورهای غربی به وجود آورد تا آنجا که امروز جریان هایی کاملا انحرافی همچون شیطان پرستی رسما اعلام می کنند که ما مولود کمبود های معنوی در دین رایج در دنیای غرب هستیم.

وی تاکید کرد: مکتب مادی لیبرالیسم یکی از اصلی ترین بسترهای مهم ایجاد و گسترش انواع عرفان های شیطانی در جهان است.

این محقق برجسته حوزوی و دانشگاهی با بیان اینکه هم اکنون حدود دو هزار و 500 فرقه نوظهور در جهان فعالیت می کنند، اضافه کرد: یکی از فرقه های اصلی این عرفان ها همان شیطان پرستی است که امروز به شدت از سوی محافل صهیونیستی و مراکز جاسوسی در ایران حمایت و تقویت می شوند.

حجت الاسلام والمسلمین کریمیان با اشاره به اشکالات فرایند تبلیغ دینی در گسترش عرفان های نوظهور ابراز داشت: امروز مراکز تبلیغی همچون صدا و سیما سازمان های تبلیغی و ارشادی باید ضمن تحقیق و بررسی بیشتری نسبت به عرفان های کاذب آنها را به صورت صحیح و با شیوه های نوین به مخاطبین و نسل جوان معرفی کنند.

این نویسنده برتر کشوری تصریح کرد: بیش از 90 درصد افرادی که جذب فرقه های مختلف انحرافی در کشور می شوند یا مطالعه درستی در رابطه با دین نداشته اند و یا متولیان امر، زیبایی های دین را به خوبی برای این افراد روشن نکرده اند و لذا مشاهده می کنیم که تلقی این افراد  از اسلام کاملا غلط است.

وی خاطرنشان کرد: برای مقابله و پیشگیری از رشد قارچی جریان های انحرافی در کشور باید مجموعه نهادهایی همچون حوزه، دانشگاه و صدا و سیما و... با تدوین یک استراتژی مشخص کاملا هماهنگ و برنامه ریزی شده  عمل کنند.

حجت الاسلام والمسلمین کریمیان از دیگر راه های مقابله با این جریان های خطرناک را تشکیل جلسات نقد و بازشناسی عرفان های نوظهور، طراحی مهندسی اخلاقی وتربیتی در سطوح مختلف، معرفی الگوهای خوب وروشن کردن ابعاد عرفان ناب اسلامی عنوان کرد

به گزارش موعود به نقل از پایگاه خبری شبکه العالم،  تحقیقات جدید نشان می دهد که افزایش شدید تولد کودکان ناقص الخلقه در عراق با اقدامات نظامی نیروهای غربی در این كشور ارتباط دارد.

روزنامه "ایندیپندنت" در گزارشی نوشت: براساس این تحقیقات، میانگین بالای سقط جنین، سطح بالای ماده سمی سرب و آلودگی جیوه و افزایش نقصها و مشكلات جسمی در كودكان بدنیا آمده در عراق به ثبت رسیده، که  نارسایی ها و بیماریهای قلبی و اختلال در عمكرد مغز و نقض عضو، از جمله این اختلالات ثبت شده است.

در این تحقیقات آمده است: افزایش تولد کودکان ناقص الخلقه در شهر فلوجه بسیار نگران کننده است؛ آمریكا هشت سال پیش دو عملیات نظامی بزرگ را در این شهر انجام داد.

"مژگان ثوابی اصفهانی" یكی از محققان اصلی این تحقیقات و كارشناس سموم زیست محیطی دانشكده بهداشت عمومی شهر میشیگان آمریكا گفت: دلایل قاطعی وجود دارد كه نشان می دهد شمار رو به افزایش نواقص جسمی و سقط جنین با عملیات نظامی در عراق ارتباط دارد.

در این تحقیقات كه در نشریه آلودگی زیست محیطی و سموم به چاپ رسیده ، آمده است: موارد مشابه مشكلات و نقص جسمی نیز در بین كودكان بدنیا آمده در بصره بعد از حمله نیروهای انگلیسی مشاهده شده است.

نیروهای آمریكایی در آوریل سال 2004 میلادی بعد از كشته شدن چهار كارمند شركت خدمات امنیتی آمریكایی "بلك واتر"؛ شهر فلوجه عراق را گلوله باران كردند.

تفنگداران دریایی آمریكا نیز هفت ماه بعد برای دومین بار حملیه سنگینی را علیه شهر فلوجه آغاز كردند.. نیروهای آمریكایی پس از مدتی به استفاده از گلوله های حاوی فسفر سفید اعتراف كردند؛ اما علیرغم وجود شواهد و مدارک، هرگز به استفاده از گلوله های حاوی اورانیوم ضعیف شده كه باعث افزایش میانگین ابتلا به سرطان و نقص عضو در بین نوزادان شده، اعتراف نكرده اند.

به نوشته ایندیپندنت، این تحقیقات جدید، مطالب منتشر شده قبلی مبنی بر ایجاد بحران بهداشتی گسترده در عراق به دلیل مهمات و تسلیحات آمریكا و ناتو را تایید می كند. انتظار می رود كه سازمان بهداشت جهانی ماه آینده گزارشی را درباره پیامدهای عملیات نظامی نیروهای غربی در عراق منتشر كند.

به گزارش موعود به نقل از مشرق، مصطفی روزبه بخشایش در وبلاگ خود نوشت: علاّمه طباطبایی ذیل بعضی از آیات، پس از مطرح کردن تفسیر عقلی خود، با توجه به روایات متناسب، مواردی از علائم ظهور را از باب جری(1) تطبیق بر آن آیات، منطبق می کند؛ برای نمونه، در آیه 54 سوره ی سبأ خداوند فرموده است:

به گزارش موعود به نقل ازافکار نیوز؛ یکی از علما می فرمودند: شخصی خدمت یکی از علمای بزرگ آمد و گفت:« آقا اسم اعظم خدا چیست؟» عالم بزرگوار او را در نزد خود نگه داشت تا اینکه در یک شب بسیار سرد آن مرد را صدا زد و فرمود: همین الآن به فلان نقطه از بیابان کنار شهر برو، در آنجا چاهی وجود دارد یک مقدار از آن چاه آب بیاور.
این بنده خدا به راه افتاد و خود را به آن چاه رسانید و مقداری آب برداشت و برگشت. در مسیر بازگشت ناگهان شیر درنده ای مقابلش ظاهر شد او دست و پای خود را گم کرد و نگران و مضطرب شد، فریاد زد: بسم الله الرحمن الرحیم یا الله و به زمین افتاد و غش کرد. وقتی به هوش آمد دید از آن شیر خبری نیست. خود را به منزل آن عالم بزرگوار و اهل معنا رسانید.
عالم به او فرمود: چرا این قدر دیر کردی؟ آن مرد جریان را برای عالم تعریف کرد، فرمود: همین کلمه را که گفتی خودش اسم اعظم خدا بود؛ چون از صمیم دل و در حال اضطراب بیان شده بود، شرایطش باید فراهم گردد تا به هدف اجابت برسد. شما هم در آن حالت ترس و دلهره و اضطراب دل از همه بریدی سیم دل خود را از همه قطع نمودی و به خدا متصل کردی (و توکل بر او کردی) و گفتی« بسم الله الرحمن الرحیم یا الله» شرایط فراهم شد و دعایت مستجاب گردید.

در تحقیقات مستندی که به تازگی بیان شده و در اختیار مسئولان قرار گرفته است، لباسهای گشاد، رنگی جلف، انگشترهای تیغ‌دار، دستبندهای عجیب، گردنبندهای اسکلتی با موهای بلند یا سر طاس، به عنوان نشانه‌های ویژه گروههای همسو با شیطان پرستی بیان شده است.

به گزارش موعود: آیت‌الله بهجت(ره) در کتاب «پرسش‌های شما، پاسخ‌های آیت‌الله بهجت» به پرسش‌هایی از قبیل چرایی غیبت امام زمان علیه‌السلام، فتنه آخرالزمان و نحوه مقابله با آن پاسخ گفته‌اند که مشروح آن در پی می‌آید:

۱- چرا امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه غایب هستند و ما از فیض حضورشان محرومیم؟

- سبب غیبت امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه) خود ما هستیم! وگرنه اگر ظاهر شود چه کسی او را می‌کشد؟ آیا جن آن حضرت را می‌کشد؟ یا قاتل او انسان است؟!

ما از پیش، امتحان خود را پس داده‌ایم که چگونه از امام تحفظ و یا اطاعت می‌کنیم، و یا این که او را به قتل می‌رسانیم! انحطاط و پستی انسان به قدری است که قوم حضرت صالح (علیه السلام) ناقه صالح را با اینکه وسیله ارتزاق و نعمت آن‌ها بود، پی کردند، چنان که قرآن کریم درباره آن می‌فرماید: «وَلَکُمْ شِرْبُ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ» یعنی یک روز، آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن، و روزی که آب چاه را می‌خورد در عوض به آنها شیر می‌داد!

آن آقا گفت: چرا برای تعجیل فرج دعا می‌‌کنید؟ آیا می‌خواهید بیاید و او را هم بکشید؟ برای اینکه مزاحم خط، مردم، حکومت و حاکمیت شما خواهد بود! آنان که سایر ائمه را کشتند، دیوانه که نبودند! بلکه سبب آن بی‌دینی بود! آیا الان دیگر آن طور نیست؟!...

۲- این «فتنه آخر الزمان» که می‌شنویم چگونه فتنه‌ای است؟

- خدا کند ولو با تقیه کردن از طریقه اهل حق و اهل بیت (علیهم السلام) مخذول نشویم. گرفته شدن ایمان از اهل ایمان، از کشته شدن آنها بدتر است. در روایت است که فتنه‌هایی بر اهل ایمان می‌آید «فتن کقطع اللیل المظلم» فتنه‌هایی همانند پاره‌های شب تاریک!

ما این همه ابتلائات را می‌بینم و می‌گویید آیا «فتن کقطع اللیل المظلم» است یا نه؟! و آیا - نعوذ بالله - طریقه حقه اهل بیت(علیهم السلام) حق است یا باطل؟! با این همه رخدادها که می‌بینیم و برای ما پیش‌بینی و پیشگویی کرده‌اند، باز شک و تردید داریم!

۳- این ابتلائات و گرفتاری‌ها تا چه اندازه است لطفا بیشتر توضیح دهید؟

- ائمه ما (علیهم السلام) هزار سال پیش خبر داده‌اند که گرفتاری و ابتلائات برای اهل ایمان به حدی خواهد بود که عده کثیری از آنان از ایمان خارج می‌شوند!

۴- در عصر غیبت مسلمانان با گرفتاری‌ها و بلاهای زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند شما فکر می‌کنید که باید چه کار کنند و چه چاره‌ای بیندیشند؟

- خدا می‌داند که چه بلاهایی بدتر از این در زمان غیبت آن حضرت بر سر مسلمان‌ها آمد و می‌آید! آلمان در مدت کوتاه، چهارده کشور اروپایی را شکست داد که بزرگترین آن‌ها یونان بود و سقوط آن بیست و پنج روز طول کشید!

بنابراین، ممالک اسلامیه در نزد آن‌ها، هر کدام یک لقمه است! ولی پیشرفت به سرعت، لازمه‌اش غفلت از دشمن پشت‌سر است که خداوند هر کدام از قدرت‌های شرق و غرب را معذب و رقیب دشمن مقابل خود قرار داده است و ظاهر این است که تا قیام حضرت حجت (عجل‌الله تعالی فرجه) اسم اسلام باقی است:

«لا یبقی من الاسلام الا اسمه» از اسلام به جز نام آن باقی نمی‌ماند.

اگر دو گروه در برابر هم قرار گرفته و با یکدیگر در حال جنگ باشند و یک فرد از این دو گروه را پیدا می‌کرد و رئیس گروه دیگر را می‌ربود، گروه بی‌رئیس یکی از دو راه را دارند: یا باید تسلیم شوند و یا بدون رهبر با دشمن مخالف بجنگند. حال ما مسلمانان با کفار تقریبا همین طور است...

آیا نباید مواظبت و محافظت کنیم؟

"إنّ ممّن ینتحلُ مودّتنا أهلَ البیت، من هو أشدُّ فتنةً علی شیعتِنا من الدّجّال.

فقلتُ: بماذا؟

قال: بموالاتِ أعدائِنا و معاداةِ أولیائِنا. إنّه إذا کان کذلک، اختلطَ الحقُّ بالباطل و اشتبهَ الأمرُ فلم یُعرَف مؤمنٌ من منافقٍ"*

"همانا از کسانی که مدعی مودت ما اهل بیت هستند، کسی هست که در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است.

(راوی) گفتم: برای چه؟

(امام) گفت: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."

 

جهان در سال 2012 به پایان... نمی‌رسد. ولی کافی است خبری از نزدیک شدن یک جرم آسمانی به زمین تأیید شود تا پرستندگان پیش‌بینی‌های مایایی، مراسم کفن و دفن جامعه بشری را کلید بزنند. چند روز پیش بود  دو منجم روس موفق به رصد یک دنباله‌دار غول پیکر شدند که در راه زمین است. یک توپ بزرگ از جنس سنگ و یخ با پهنای 3 کیلومتر که می‌تواند به یکی از درخشان‌ترین دنباله‌دارهای تاریخ تبدیل شود. 

این دنباله‌دار هم اکنون در حال عبور از کنار زحل، سرعت گرفتن بیشتر و درخشان شدن روز به روز است. آرتیوم نوویچونوک و ویتالی نِوسکی که آن را کشف کرده‌اند، نام این موج‌سوار نقره‌ای را 2012 S1 گذاشته‌اند. نتیجه رصد آنها توسط سایر ناظرین و نیز انجمن بین المللی نجوم تأیید شده. دانشمندان معتقد هستند که با توجه به مدار این دنباله‌دار، منشاء احتمالی‌اش باید ابر اورت باشد که از لحاظ تئوریک، یک ابر کروی متشکل از دنباله‌دارها است و منظومه خورشیدی ما را در شعاع یک سال نوری احاطه کرده. 

2012 S1 به نظر مداری شبیه به دنباله‌دار بزرگ 1680 دارد که عبورش از کنار زمین را بزرگترین نمایش آسمانی تاریخ می‌خوانند. محققین معتقدند که 2012 S1 در صورت رسیدن به زمین، می‌تواند حتی از ماه کامل نیز درخشان‌تر شود! لازم نیست بترسید. مانند تمام دنباله‌دارهای ثبت شده در تاریخ، این یکی هم قرار نیست ما را بکشد یا باعث فاجعه آخر الزمانی شود. بلکه در اصل، ابتدا ممکن است خودش را بکشد. 

بنا به گفته منجمین ایتالیایی، در نوامبر 2012 (ماه آینده میلادی) این دنباله‌دار به فاصله 1.795.174 کیلومتری خورشید می‌رسد و سپس در صورت عبور سلامت از کنار خورشید، در ابتدای سال 2014 به فاصله 59.839.148 کیلومتری زمین خواهد رسید. اما رسیدن به سیاره آبی ما برایش کار سختی است چون با توجه به طبع آتشین خورشید، ممکن است عبور از فاصله ذکر شده دنباله‌دار درخشان ما را محو کند. 
یکی از ستاره‌شناسان مرکز فضایی ونکوور می‌گوید: «اگر مطابق انتظارات دوام بیاورد، می‌تواند یکی از درخشان‌ترین دنباله‌دارهای تاریخ شود» زیرا در مرحله فعلی نیز «به طور قابل ملاحظه‌ای درخشان» است (دنباله‌دار در مرکز تصویر مشخص شده).

2012-s1.jpg

با وجود اینکه این دنباله‌دار  2012 S1 نام دارد ولی در اصل، در اواخر سال 2013 به زمین خواهد رسید. شاید در آگوست آن سال بتوان با دوربین‌های دو چشمی مشاهده‌اش کرد و تا اکتبر، با چشم غیر مسلح هم دیده خواهد شد.

تابناک: رشد فزاینده آمار طلاق در کشورمان سبب شده که پس از آمریکا، دانمارک و مصر، چهارمین کشور پرطلاق دنیا محسوب شویم؛ آماری بسیار ناخوشایند که برای مقابله با اثرات جنبی آن گاه به دنبال تقویت ازدواج موقت و یا قانونی کردن چند همسری هم هستیم اما ظاهرا فراموش کرده ایم که به دنبال ریشه اش در ازدواج و مسائل مرتبط با آن بگردیم.

انگار "با لباس سفید به خانه بخت رفتن و با لباس سفید بیرون آمدن" مربوط به گذشته های خیلی دور است، چراکه متاسفانه امروزه حقیقت تلخ "طلاق" به تمام خانواده های ایرانی ورود پیدا کرده و به ندرت کسی می تواند ادعا کند که در خانواده شان نشانی از این پدیده وجود ندارد؛ پدیده ای قبح شکسته که ممکن است گاه به مناسبتش جشن هم برگزار شود!

چند سالی است که طلاق در کشورمان می تازد. این را آماری می گوید که بی توجه به طرح های عجولانه و دم دستی مسئولان مانند «راه اندازی ازدواج موقت در دانشگاه ها»، «ازدواج آسان» و ... روز به روز بالاتر از ماه ها و سال های قبل قرار گرفته و در مقابل آن، آمار ازدواجی مطرح می شود که آن هم روند نزولی در پیش گرفته است.

بر پایه آمار و اسناد سازمان ثبت احوال، در سال 90، 874 هزار و 792 واقعه ازدواج و 142 هزار و 841 واقعه طلاق در كشور به ثبت رسیده (نسبت ازدواج به طلاق: 6.1) که اگر این اعداد را نسبت به سال ۸۹ قیاس کنیم، با رشد 4.1 درصدی طلاق و کاهش 1.9 درصدی ازدواج روبرو خواهیم شد؛ افزایش و كاهشی كه فراتر از نمودارهای آماری و در دل خود افزایش آمار زنان سرپرست خانوار، كودكان بی سرپرست، بیكاران، جویندگان كار، مستاجران و فراتر از همه رشد اختلالات روحی و روانی را به دنبال دارد.     

این در حالی است که بررسی روند «نسبت ازدواج به طلاق ثبت شده» در سه ماهه اول سال 91، با نشان دادن نسبت 6.4 بیانگر استمرار این روند بوده و نشان می دهد که در مقابل تقریبا هر شش ازدواج ثبت شده در كشور یك طلاق هم به ثبت رسیده است؛ آماری میانگین که در استان‌های تهران و البرز به پایین ترین میزان خود رسیده (تقریبا به ازای هر سه ازدواج یك طلاق)، در استان‌های سمنان، قم، اصفهان، مازندران و مركزی، هم وضعیت چندان مناسبی نداشته (تقریبا به ازای هر پنج ازدواج ثبت شده یك طلاق) و در استان‌های سیستان و بلوچستان، كهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال بختیاری بهترین وضعیت در سطح کشورمان را نشان می دهد.

آمارهای مربوط به ازدواج و طلاق سال 1390 با نسبت 1/6 هم روند مشابهی را نشان می دهد. روند نسبت ازدواج و طلاق ثبت شده طی سال های 1383-1389 نیز بیانگر این است كه این نسبت با در پیش گرفتن روند نزولی، از 8/9 در سال 83 به 4/5 در سال 89 رسیده است. در سال 83 در مقابل هر طلاق 8/9، در سال 84 در مقابل هر طلاق 4/9، در سال 85 در مقابل هر طلاق 3/8، در سال 86در مقابل هر طلاق 4/8، در سال 87 در مقابل هر طلاق هشت مورد، در سال 88 در مقابل هر طلاق 1/7 و نهایتا در سال 89 در مقابل هر طلاق 5/4 ازدواج به ثبت رسیده است.

تمامی این آمار و ارقام در حالی مطرح می شود که آمار تجمیعی این پدیده و پدیده های مرتبط با آن در دست نیست؛ به عبارتی بهتر، برای درک بهتر وضعیت جامعه چه بسا بهتر است که آمارهای مربوط به افزایش طلاق و کاهش نرخ ازدواج در سالهای متوالی را با توجه به نمودارهای ترکیب جمعیتی، بررسی کرده و دریابیم که چه درصدی از افراد بالغ به ازدواج رسیده و کارشان به طلاق کشیده نمی شود تا به این روش، میزان ازدواج های پایدار را ارزیابی کنیم.

ناگفته پیداست که در اینصورت با آمار و ارقام متعجب کننده ای مواجه خواهیم بود، چرا که کاهش نرخ ازدواج، افزایش آمار طلاق، افزایش خانواده های تک نفره و ...، همه و همه موید کاهش شکل گیری خانواده در سطح کشور بوده و دورنمای خوبی برایمان ترسیم نخواهند کرد.

بدین ترتیب سلسله اتفاقاتی کلید می خورد که به مثابه زنجیر، با نرخ ازدواج و طلاق و به طور کلی، شکل گیری نهاد خانواده در آمیخته و از قوت و ضعف آن تاثیر می پذیرند؛ بروز ناهنجاری هایی مانند درصد بالای اختلالات روانی، افسردگی، روسپی گری، کیف بری و سرقت، اعتیاد و ... روی ناخوش همین ماجراست، هرچند که روابط حاکم بر جامعه کاملا پیوسته و مسلسل وار بوده و هم‌زمان هم تاثیرپذیرند و هم تاثیرگذار و شاید تشخیص علت و معلول بودن برخی ناهنجاری ها آسان نباشد.

به عبارت دیگر عواملی چون فقر، طلاق، افسردگی، اعتیاد و ... عواملی اند که نمی توان گفت کدام علت است و کدام پیامد. در جامعه پیچیده انسانی هر ناهنجاری می تواند به معضلی تبدیل شود؛ حال یا طلاق باعث اعتیاد، فقر و افسردگی شود یا مشکل اقتصادی، افسردگی یا اعتیاد به طلاق بیانجامد.

با وجود چنین آمار و پیامدها و آسیب های ناشی از طلاق، مهم است که بیش از پیش در پی کاهش آن برآییم. این بدان معنا نیست که کوششی در این زمینه صورت نمی گیرد، اما جا دارد که بپرسیم چرا با وجود پرداختن رسانه ها و نشریات به علل و عوارض و تبعات ناشی از طلاق، روز به روز آمار بر آن افزوده می شود؟

تفاوت امروز و دیروز در این است که امروزه علل طلاق نیز افزایش یافته و روند زندگی اجتماعی به سمتی سوق پیدا کرده است که موجبات تفرقه و ازهم گسستن ها را بیستر می کند. از یک سو مواردی مانند بدآموزی های مطرح در فیلم ها و سریال ها، رواج تکنولوژی، ورود زنان به عرصه های مردانه بازار کار و خلاصه برهم خوردن تعادل و جایگاه زن و مرد از علل امروزی به شمار می روند که از سوی دیگر با رنگ باختن ارزشهای جامعه تقویت می شوند.

دکتر امان اله قرایی مقدم، کارشناس آسیب های اجتماعی در تحقیقاتش به این نتیجه نائل آمده  که حداقل 16-17 مورد صرفا اجتماعی در بروز طلاق موثر است. عواملی چون دو ساختی شدن جامعه، عدم شناخت و آشنایی صحیح و کافی به هنگام ازدواج، نوع شغل زنان، دخالت اطرافیان ، تفاوت نامعقول سنی زوجین  و اختلاف میزان تحصیلات و ... را می توان برشمرد.

وی براین باور است که از آنجا که شیوه رادیو و تلویزیون اثربخش نبوده و تنها می بایست از طریق کتاب های درسی و از دوران مدرسه نسبت به کاهش طلاق بایدامیدوار بود.

در این میان به یک دسته بندی برای عوامل طلاق بر می خوریم که عوامل موثر را در 5 دسته ذیل طبقه بندی می کند:

1- عوامل قانونی: به عنوان مثال قوانین مربوط به مهریه که نه تنها نتوانسته به بقا ازدواج ها نائل آید بلکه گاه بهانه ای شده برای گریز از ازدواج و حتی کسب و کار برخی زنان سودجو که ولو بسیار اندک هم باشد، اثرات سو زیادی بر روان جامعه تحمیل خواهد کرد.

2- عوامل روانشناختی: در اصل عدم تفاهم و سازگاری که می تواند از تفاوت فرهنگ ها و تربیت ها نشأت بگیرد و یا عدم تمایل یکی از طرفین قبل از ازدواج، ازدواج اجباری، عدم بلوغ اجتماعی، اختلالات روانی و عاطفی( افسردگی و ...).

3- عوامل اقتصادی: من جمله فقر و بیکاری (که به شدت در هم تنیده شده اند) که خود باعث درگیری های ذهنی و کم طاقت شدن، زود رنج شدن و از کوره به  در رفتن و ... خواهد شد.

4- عوامل ارتباطی: ارتباط با خانواده های طرفین ونگرش های متقابل بین فرد با خانواده همسرش.

5- عواملی مانند بیماری و ناباروری، مسائل جنسی، فاصله طبقاتی و رتبه های تحصیلی... .

بدین ترتیب با مولفه هایی مواجه هستیم که یا کمتر مورد توجه قرار گرفته و ریشه یابی شده اند و یا از فرط ساده انگاری، به کل مغفول مانده اند؛ به عبارتی بهتر، درصد چشمگیری از طلاق ها به معیارهایی بر می گردد که زوجین قبل از ازدواج مد نظر داشته اند اما با پا گذاشتن به عرصه زندگی مشترک، دریافته اند که مسائلی بس موثرتر و مهمتر از آن پیش فرضهای اولیه شان هم وجود دارد.

اینجاست که کارشناسان بر اساس آن به آموزش های قبل از ازدواج تاکید دارند. این موضوع نیاز به یک باور عمومی و فرهنگ سازی داشته که بخشی از آن باید در خانواده ها به صورت جدی به آن پرداخته شود و بخش فراگیرتر آن باید از طریق رسانه های عمومی و با همت دولت و کارشناسان امر به آن پرداخته شود تا شاید از این طریق بتوان جوانان را قبل از ازدواج به یک شناخت درست از فلسفه این واقعه رساند و امید بست که در سایه آن، شاهد کمتر شدن مراجعات گسترده بعدی به دادگاه های خانواده باشیم.

شاید درک این نکته ساده که محکم کردن ادله یک ازدواج مانع از تبدیل آن به طلاق خواهد شد، کلیدی باشد که در جامعه امروزمان گم شده، وگرنه نه برای رونق ازدواج به دنبال خلق شیوه های جدید و یا استفاده از سایت های همسریابی می رفتیم و نه برای کاهش اثرات جانبی ناشی از شکست ازدواج (بخوانید طلاق!) به نعل وارونه زدن و راهکارهایی مانند قانونی کردن چند همسری می رسیدیم!

مهمّ تر از دعا براى تعجیل فرج حضرت مهدى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ ، دعا براى بقاى ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انكار آن حضرت تا ظهور او مى باشد
در پایگاه اطلاع رسانی مرحوم آیت الله العظمی بهجت آمده است: مهمّ تر از دعا براى تعجیل فرج حضرت مهدى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ـ ، دعا براى بقاى ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انكار آن حضرت تا ظهور او مى باشد؛ زیرا مردن، تنها قطع حیاتِ دنیاى چند روزه ى فانى است؛ اما بیرون رفتن از عقیده ى صحیح، موجب هلاكت ابدى از حیات جاوید آخرت و خلود در جهنّم است، لذا حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ در لیلةُ المَبیت از رسول اكرم ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ مى پرسد:
«أَفِى سَلامَةٍ مِنْ دِینِى؟»(1) آیا دین من سالم خواهد بود؟
یعنى از استقامت در دین و ثبات ایمان و عقیده تا مرز شهادت را كه از خود شهادت بالاتر است، از آن حضرت سؤال مى كند.
این دعا خیلى عالى است كه دستور داده شده است در زمان غیبت خوانده شود، كه:
«یا أَللّه  یا رَحْمانُ یا رَحِیمُ! یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، ثَبِّتْ قَلْبِى عَلى دِینِكَ.»(2)
اى خدا، اى رحمت گستر، اى مهربان، اى گرداننده ى دل ها، دل مرا بر دینت ثابت و استوار بدار.
1. براى بررسى، ر.ك: عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 266؛ امالى صدوق، ص 155؛ فضائل الاشهر الثلاثة، ص 79؛ النصّ و الاجتهاد، ص 281 و 521؛ المراجعات، ص 251؛ كنزالعمّال، ج 11، ص 617 و...
2. بحارالانوار، ج 52، ص 148؛ ج 92، ص 326؛ اعلام الورى، ص 432؛ كمال الدّین، ج 2، ص 351؛ مهجّ الدعوات، ص 332

حضرت ایت الله مظاهری در بیان عالم قبر می فرمایند:

بسم‌الله الرّحمن الرّحیم

«رَبِّ اشْرَحْ لی‏ صَدْری، وَ یَسِّرْ لی‏ أَمْری، وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانی‏، یَفْقَهُوا قَوْلی»

همان‌طور که در جلسۀ گذشته بیان شد، یادآوری مسألۀ مهم مرگ و منازل پس از آن، یکی از موانع سقوط و انحراف انسان در زندگی است. در این جلسه به بیان مصادیقی از سرنوشت انسان‌ها در هنگام مرگ اشاره می‌شود. قرآن کریم در آیات بسیاری و نیز اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» در روایات فراوانی به موضوع مرگ و منازل پس از آن پرداخته‌اند که این حقیقت، نشانگر اهمیّت موضوع مرگ و قیامت از منظر تعالیم دینی و حاکی از آن است که یاد مرگ و قیامت، از بزرگترین عوامل کنترل کننده و موانع سقوط انسان‌ها به شمار می‌رود. حالت احتضار و منتقل شدن از این دنیا به عالم آخرت، انصافاً حالت سخت و مشکلی است. البته همانگونه که قبلاً بیان شد، اگر انسان نیکوکار باشد، مرگ برای او مبارک و میمون خواهد بود:

«الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَیِّبینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْكُمْ»[1]

ولی اگر بدکار و زشت کردار باشد، قبض روح او با شدائد و سختی‌های فراوانی همراه است:

«یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ»[2]

حالت احتضار، ناشی از ملکات نفسانی

استاد بزرگوار ما حضرت امام خمینی«قدّس‌سرّه‌الشّریف» جملۀ تکان دهنده‌ای داشتند و می‌فرمودند: «افرادی که به دنیا دلبستگی دارند و برای آخرت کاری نکرده‌اند، هنگام مرگ نمی‌خواهند از دنیا بروند. لذا وقتی عزرائیل یا ملائکۀ الهی برای قبض روح نزد او می‌آیند، با آنان دشمنی می‌کند و با بغض آنها از دنیا می‌رود.» حضرت امام«قدّس‌سرّه‌الشّریف»گاهی جملۀ بالاتری را می‌‌فرمودند و می‌گفتند: «بدون اذن امیرالمؤمنین علی«سلام‌الله‌علیه» ملائکه نمی‌توانند کاری نجام دهند و باید همۀ کارها با اذن ایشان باشد، بنابراین اگر محتضر، انسانی بدکار و وابسته به تعلّقات دنیوی باشد، وقتی می‌بیند که با امر و اذن امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» او را قبض روح می‌کنند، کینۀ ایشان را به دل می‌گیرد و آنگاه با دشمنی امیرالمؤمنین علی«سلام‌الله‌علیه» از دنیا می‌رود. وای به حال کسی که دشمن حضرت علی«سلام‌الله‌علیه» باشد.»

بنابراین برای عبور موفقیّت آمیز از منزل احتضار که منزل اوّل مرگ است، باید چاره‌ای اندیشید. در طول زندگی باید رفتارها اصلاح شوند تا انسان بتواند هنگام مرگ با سلامتی در دین از دنیا برود. قطع دلبستگی‌های مادی، اندیشیدن به قبر و قیامت و همچنین توسّل‌ به اهل بیت«سلام‌الله‌علیهم» از جمله راه‌کارهای نجات از حالات انحرافی در هنگام احتضار هستند.

یکی از بزرگان مورد وثوق چنین نقل می‌کرد: پیرمردی را می‌شناختم که سواد الفبا نداشت، ولی از تقدّس و سلامت نفس بالایی برخوردار بود. روزی مریض شد و کسی را به دنبال من فرستاد. وقتی نزد او رفتم، گفت: من امشب می‌میرم و می‌خواهم تو بالای سر من باشی. من قبول کردم و در کنار پیرمرد ماندم. پیرمرد گفت: من الان نمی‌میرم، برو بخواب و هنگام سحر کنارم بیا. آن عالم می‌گوید: خوابیدم و برای نماز شب نزد او آمدم، دیدم نمی‌تواند بلند شود و خوابیده نماز شب می‌خواند. پس از آن، نماز صبحش را نیز به صورت خوابیده به من اقتدا کرد. وقتی نماز صبح تمام شد، یک دفعه دیدم که می‌گوید: السّلام علیک یا رسول‌الله، السّلام علیک یا امیرالمؤمنین، السّلام علیکِ یا سیدة نساء‌العالمین، تا به نام امام زمان«ارواحنافداه» رسید، می‌خواست بلند شود، ولی نتوانست، لذا در حالت خوابیده دست روی سر گذاشت و گفت: السّلام علیک یا بقیّة‌الله، السّلام علیک یا حجة‌الله؛ آنگاه از دنیا رفت. من فهمیدم که چهارده معصوم«سلام‌الله‌علیهم» بالای سر او آمده‌اند تا روح مقدّس این پیرمرد را با خود ببرند.

همچنین یکی از علمای اصفهان می‌گفت: با یکی از دوستان وارسته‌ در سفر بودیم و در راه بازگشت تصادف کردیم. من سالم ماندم ولی حال او در اثر تصادف وخیم شد و حالتی شبیه کما به او دست داد. او را در ماشین قرار دادیم تا به بیمارستان منتقل کنیم. من بالای سرش بودم که یکباره دیدم شروع به خواندن زیارت جامعه کرد. زیارت جامعه را خواند تا به اصفهان رسیدیم، وقتی وارد اصفهان شدیم، شروع به قرائت سورۀ یس کرد. هنگامی که ماشین به بیمارستان رسید، آیۀ «سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحیمٍ»[3] را گفت و از دنیا رفت.

اگر انسان نیکوکار و سلیم النفس باشد، مرگ و احتضار نیز برای او گوارا و همراه با سلامتی خواهد بود. کردار زشت و تبعیّت از هوای نفس نیز احتضار سخت و زشتی برای انسان رقم خواهد. فردی که انسان بد زبان و فحّاشی بود، هنگام مرگ شروع به فحش و بیان کلمات رکیک به خانواده و فرزندان خود کرد، به قدری فحش‌های او زشت بود که خانوادۀ او خجالت کشیدند و از نزد او بیرون رفتند تا از دنیا رفت و مرد.

در واقع هنگام احتضار، ملکات و روحیّات انسان که در مدّت عمر در اثر کردار خود پدید آورده است، بروز و ظهور می‌یابد. ملکات نفسانی زنده می‌شوند و خواهش‌ها و آمال و آرزوها تجلّی پیدا می‌کنند. در این حالت اگر انسان به راستی در زندگی اهل عبادت و ارتباط با خداوند به خصوص اهل نماز باشد و با قرآن انس گرفته باشد، در هنگام مرگ قرآن تلاوت می‌کند، ولی اگر دنیاطلب و پست باشد، در آن هنگام بازهم بر کارهای زشت خود تأکید می‌کند و رذائل اخلاقی او بروز می کند. در تاریخ می‌خوانیم که فردی قصد داشت زنی را فریب دهد و آدرسی را به اشتباه به او داد تا وی را گرفتار سازد، داستان طولانی است و ما فقط به منظور خود از این داستان اشاره می‌کنیم که بالاخره خداوند به آن زن عنایت کرد و قصد آن مرد را فهمید و به طریقی از دست او فرار کرد و مرد گرفتار عشق شیطانی شد. در نتیجه، هنگام مرگ، علی‌رغم اینکه مکرراً ذکر «لااله الاّ الله» را به او تلقین می‌کردند، شعری به این مضمون می‌خواند که کجاست آن کسی که می‌خواستم فریبش دهم و مرا فریب داد؟ کجاست آن زن؟ و ... و مرتّب این اشعار را می‌گفت تا به درک واصل شد.

استاد بزرگوار ما حضرت امام خمینی«قدّس‌سرّه‌الشّریف» می‌گفتند: یکی از اهل علم، بیمار شد و در حالت احتضار بود، وقتی برای دیدن او رفتیم، او می‌گفت: خدا عجب ظالمی است! می‌خواهد بین من و زن و فرزندانم فاصله بیندازد. او با این حالت از دنیا رفت! گرچه اهل علم بود، امّا دنیاپرستی و دلبستگی به دنیا، باعث شده بود شیطان به او الهام کند و نسبت به خداوند جسارت نماید و سخنان کفرآمیزی بگوید.

حضرت آیت الله العظمی آقای گلپایگانی«رحمةالله‌علیه» نیز به من می‌گفتند: دم مرگ یکی از رفقای قدیمی بر بالین او حاضر شدم، او چشمانش را باز کرد و گفت: خداوند چقدر ظالم است، من و تو هر دو طلبه بودیم و هر دو درس مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری می‌رفتیم و هر دو باسواد بودیم، ولی تو به اینجا رسیدی و مرجع تقلید شدی و من هیچ مقامی پیدا نکردم! بعد از آن از دنیا رفت.

قبل از آنکه از انسان کاری بر نیاید، باید به فکر فردا باشد. هرچه در هنگام احتضار برای انسان رخ می‌دهد، ناشی از اعمال دوران حیات خود اوست. اگر کردار، گفتار و رفتار نیک و پسندیده‌ای داشته، احتضار و جان دادن او نیز با راحتی همراه خواهد بود، ولی اگر بدکار باشد، قبض روح او با سختی همراه است. آیۀ شریفۀ «جَزاءً بِما كانُوا یَعْمَلُونَ»[4] که در قرآن شریف با عبارات مختلفی تکرار شده و مشابه آن فراوان است، نشانگر اهمیّت اثرات رفتار و کردار زندگی، در حالت احتضار می‌باشد.

توجّه در حیات کوتاه دنیوی

مرگ برای همگان حتمی و قطعی است و زندگی دنیا به نسبت آخرت، یک لحظه بیشتر نیست. در روز قیامت وقتی از کسی که در دنیا عمر طولانی نیز داشته است، سؤال می‌شود که چقدر در دنیا ماندی، پاسخ می‌دهد:

«قالُوا لَبِثْنا یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ»[5]

نصف روز و یا یک روز مانده‌ایم. برخی از مفسّرین در معنای این آیۀ شریفه می‌گویند این افراد می‌خواهند دروغ بگویند و تهمت بزنند؛ امّا حقیقت نیز همین است و به راستی عالم دنیا نسبت به عالم برزخ، یک لحظه بیش نیست، حتّی عالم بزرخ که بسیار طولانی است، در برابر قیامت، لحظه‌ای بیش نیست. در این دنیا که خود لحظه‌ای در برابر جهان آخرت است، انسان می‌تواند به خود بیاید و لحظات خود را با یاد خداوند و توجّه به مرگ و قیامت، مقدّس و باارزش کند. یک لحظه غفلت در دنیا می‌تواند انسان را به ورطۀ سقوط بکشد و یک لحظه توجّه، ممکن است انسان را نجات دهد. استاد بزرگوار ما علامه طباطبائی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در آخرین لحظان حیات، به همۀ ما وصیّت می‌کردند: توجّه! توجّه! توجّه!

فردی که انسان متشخّصی بود، نقل می‌کرد که در اوایل آدم خوبی نبودم. دختر کوچکی داشتم که از دنیا رفت. شبی در خواب دیدم که مرده‌ام و مرا در قبر گذاشتند. ناگهان حفره‌ای در قبرم گشوده شد و اژدهایی از آن بیرون آمد و به دنبال من ‌‌‌آمد. متوجّه شدم که این اژدها اثر اعمال من است. من از او فرار می‌کردم و او به دنبال من بود، تا اینکه به در باغی رسیدم و داخل آن شدم. اژدها دم در باغ ماند. دیدم که دخترم در باغ است و آن باغ، به دختر کوچکم که تازه از دنیا رفته بود، اختصاص دارد. دخترم جلو آمد و در دامان من نشست و این آیۀ شریفه را خواند: «أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ»[6] و گفت: پدرجان وقتش نشده که آدم شوی! وقتش نشده که انس با خدا و قرآن پیدا کنی؟ آن شخص می‌گوید ناگهان از خواب بیدار شدم و پس از آن از خواب غفلت نیز بیدار شدم.

پی‌نوشت‌ها:

===================

1.‌ نحل / 32

2.‌ انفال / 50

3.‌ یس / 58

4.‌ سجدة / 17؛ همچنین ر.ک: نور / 24 ؛ سجدة / 19 ؛ أحقاف / 14 ؛ واقعة / 24 و ...

5.‌ مؤمنون / 113

6.‌ حدید / 16

یكی از مروجان عرفان های نوظهور قرار است در همایش مدیریت كه در تالار همایش های صدا و سیما برگزار می شود به عنوان كارشناس مدعو سخنرانی كند!ب
به گزارش مشرق، براساس این گزارش، همایش مذكور 21 و 22 مهر برگزار خواهد شد و قرار است برایان تریسی (از مروجان عرفان های كاذب و جعلی) در حوزه معنویت، تجارت و فروش سخنرانی كند!
در كنار صدا و سیما، نام روزنامه ایران، بانك كشاورزی، هواپیمایی ماهان، اتاق بازرگانی و بعضی از موسسات خصوصی و شركت ها به عنوان حامیان مالی همایش به چشم می خورد. یك منبع در صدا و سیما، برگزاری این همایش در مركز همایش های این سازمان را غیر قانونی و كاذب خواند.
جالب این است كه در آگهی روزنامه ایران هزینه ورود افراد 650 هزار و برای ردیف های جلو 950 هزار تومان قید شده است. همچنین هزار و 500 نفر از مدیران نیز به این همایش دعوت شده اند!

صهیونیسم بین الملل با ترویج خرافات و افسانه های دروغ از طریق سینما، به نوعی جهانی سازی اسطوره ای دست زده و قصد آن دارد تا باورهای خرافی خود در زمینه: «شیطان»، «پایان دنیا»، «ظهور منجی یهود»، «سفر به سرزمین موعود»، «تشکیل امپراتوری جهانی» و «اسطوره های بنیانگذار سیاست اسرائیل» را به سایر اقوام و ادیان و ملل نیز تسری دهد.


اعتقاد به منجی و آخرالزمان در همه ادیان بزرگ دنیا دیده می شود. این اعتقاد در دین های ابراهیمی از اهمیت و برجستگی بیشتری برخوردار است. از آنجا که موضوع فرجام جهان، موضوعی است که اذهان بسیاری از مردم جهان را به خود مشغول کرده است، همواره دستاویز خوبی برای سینماگران به شمار می رفته تا با پرداختن به آن، به شکل های گوناگون به کنجکاوی و مشغولیت اذهان پاسخ دهند.

در این میان، هالیوود به عنوان مهم ترین و پرمخاطب ترین سینمای جهان بیش از هر نظام سینمایی دیگری به این موضوع پرداخته است. هالیوود گاه موضوع فرجام جهان را با مضامین ایدئولوژیک دینی و سیاسی، گاه با مضامین علمی و در ژانر علمی- تخیلی و در مواردی دیگر با ساختن فیلم هایی درباره حوادث طبیعی همچون زمین لرزه، توفان، بارش شهاب سنگ ها و تشعشعات کیهانی، موجودات خارق العاده طبیعی و ... به تصویر کشیده است.

درباره چرایی رشد و گسترش این مباحث در رسانه های تصویری غربی، دیدگاه های مختلفی مطرح شده است، اما بر اساس ادله و مستندات موجود، می توان گفت دلیل این رشد و گسترش، توسعه دامنه نفوذ فرهنگی، سیاسی جریان مسیحیت صهیونیستی در طول سال های اخیر است. آنها از ابزار رسانه به بهترین شکل در جهت اهداف خود بهره برداری می کنند و صد البته یکی از اهداف این مجموعه در هالیوود، مقابله با آموزه های آخرالزمانی اسلام و بدنام کردن منجی موعود مسلمانان است. ترویج مفاهیمی همچون «آرماگدون» یکی از این ابزارهای جهت دهی به افکار مخاطبان در اقصا نقاط جهان است.

جریان صهیونیسم مسیحی امروزه این گونه از افکار را به واسطه شیپور تبلیغاتی غرب یعنی هالیوود و مجموعه فیلم های موسوم به آپوکالیپتیک یا همان آخرالزمانی به اذهان جهانیان حقنه می کند.از آرماگدون، در قرآن و سنت، سخنی به میان نیامده است و از پیشوایان ما نیز مطلبی درباره آن نقل نشده است. این عقیده، بخشی از اعتقادات بنیادگرایان انجیلی آمریکاست که یک پنجم آمریکایی ها را تشکیل می دهند و مسیحیت را با صهیونیسم در آمیخته اند و اعتقاد دارند، برای بازگشت دوباره مسیح(ع) به زمین، باید جنگ بزرگی، در جایی به نام «آرماگدون» میان اردن و فلسطین، به وقوع بپیوندد و به نابودی و تخریب اکثر شهرهای جهان بینجامد.

آنها معتقدند نیروی شر و بی ایمان ... (منظور اعراب و مسلمانان) علیه صهیونیسم متحد خواهند شد و ارتشی چهارصد میلیونی، دشمن مسیح، گرد خواهند آورد و با او خواهند جنگید. بنا بر عقیده صهیونیستی - مسیحی کارزار نهایی میان خیر و شر در منطقه آرماگدون روی خواهد داد.این باور در سال های اخیر بسیار رشد کرده است و هالیوود و رسانه های غربی نقش عمده ای در ترویج این تفکر داشته اند تا جایی که جوان امروز آمریکایی یا اروپایی بیش از جوانان مسلمان نگاه آخرالزمانی پیدا کرده است.

اساساً جریان مسیحی- صهیونیستی موجود در آمریکا بر این نظر استوار است که حمایت از اسرائیل بر اساس دستورات انجیل است که سرانجام آن به جنگ بزرگ (آرماگدون) و سلطنت هزار ساله منتهی خواهد شد.در این میان، سینماگران و به ویژه اهالی هالیوود از این احساس تمایل بیشترین بهره را برده، در این عرصه پیشگام شده و با ساخت فیلم های گوناگون با موضوعات متنوع و جذاب، ابتکار عمل را در دست گرفته اند. طبق آمار اعلام شده در فاصله سال های 1995 تا 2005 از 22 فیلم پر فروش جهان، 19 مورد به نحوی به موضوع آخرالزمان پرداخته است.

آثار شاخص و تأثیرگذاری چون؛ سه گانه «ترمیناتور»، سه گانه «ماتریکس»، «نارنیا»، سری فیلم های «هری پاتر»، سه گانه «ارباب حلقه ها»، «پسر جهنمی»، «مرد عنکبوتی»، «امگا کد»، «مگیدو»، «کد داوینچی»، «آگاهی»، «2012»، «جاده»، «آواتار» و ... نمونه های مشهوری از تولیدات سینمایی هستند که هر کدام به نوعی مستقیم یا غیرمستقیم با موضوع آخرالزمان مرتبط هستند.

به طور تقریبی از سال 2006 به بعد بیش از 60 درصد محصولات هالیوود در ارتباط با مسئله منجی و آخرالزمان بوده و در این میان نکته جالب توجه این است که در حال حاضر، به طور متوسط هر هفته یک برنامه اعم از سریال، فیلم، مستند و یا کارتون درباره آخرالزمان در دنیا اکران می شود. هالیوود در این زمینه به طور فعالانه ای عرصه را در اختیار دارد و به نظر می رسد تدریجاً از ژانرهای دراماتیک، ملودرام، اکشن و کمدی خارج شده و اخیراً سعی دارد هر چه بیشتر بر موضوع آخرالزمان متمرکز شود و مسئله آخرالزمان را نیز به یک ژانر مستقل در فیلم هایش تبدیل کرده است.

معمولاً مولفه های عمده فیلم های آخرالزمانی هالیوودی را می توان در چند مورد دسته بندی کرد: 1-نشان دادن یک آمریکایی و یا یک یهودی به عنوان نجات دهنده بشریت، 2- نشان دادن تصویر مخدوش از مسلمانان به عنوان نیروی ضد منجی، 3- القای غلبه نهایی تمدن غرب و شکست محتوم مسلمین، 4- نشان دادن چهره برتر از یهودیان و معرفی آنان به عنوان نیروی عمده در آخرالزمان، 5- القای تصویری اهریمنی از مسلمین، 6- غیر الهی نشان دادن منجی با قداست زدایی از آن. این مولفه ها ایستارهای عمده فیلم های آخرالزمانی غرب است.

صهیونیسم بین الملل با ترویج خرافات و افسانه های دروغ از طریق سینما، به نوعی جهانی سازی اسطوره ای دست زده و قصد آن دارد تا باورهای خرافی خود در زمینه: «شیطان»، «پایان دنیا»، «ظهور منجی یهود»، «سفر به سرزمین موعود»، «تشکیل امپراتوری جهانی» و «اسطوره های بنیانگذار سیاست اسرائیل» را به سایر اقوام و ادیان و ملل نیز تسری دهد.کافی است چند نمونه از این فیلم ها را بررسی کنیم:در سه گانه «ارباب حلقه ها» منجی و اسطوره فیلم کوتوله ای به نام «فرودو» است که به همراهی یارانش بر «سارومان» که نمایانگر شر و پلیدی است، می جنگد.

این شخصیت به هیچ وجه کامل نیست، نه به لحاظ جسمانی و نه به لحاظ معنوی و کنترل بر خود، او کودکی است که اشتباه می کند، در بسیاری از موارد وسوسه می شود که از نیروی حلقه در جهت اهداف خودش استفاده کند و قدرت آن را به دست آورد. یک شخصیت خاکستری مایل به سفید که لازم نیست مرتکب خطایی نشود. در واقع ما در این مجموعه فیلم ها با نوعی قداست زدایی از منجی مواجه هستیم.

در فیلم آخرالزمانی دیگری به نام «ماتریکس» تحریفی از جنس دیگر بر منجی افزوده می شود. در این فیلم، منجی به هیچ وجه قداست و معنویتی ندارد، بلکه وی کارشناس علوم کامپیوتری است. در تریلوژی ماتریکس استفاده بیشتر و آشکارتری از اندیشه های آخرالزمانی یهودیت نیز شده است. این فیلم با رویکردی نمادین به اساطیر کهن قوم یهود، قصه ظهور منجی و سفر به آرمانشهر یهود (زایان یا همان صهیون) را به تصویر می کشد.

ناگفته نماند که «زایان» یا همان «صهیون» نام کوهی مقدس در بیرون از شهر بیت المقدس (اورشلیم) است که صهیونیست ها نام آن کوه را بر آیین خویش نهاده اند. منجی (شخصیت نئو) در فیلم ماتریکس یک متخصص کامپیوتر است که از جانب فرمانروایان شهر زایان منصوب می شود تا علیه تاریکی بجنگد و راه نیل به زایان را هموار کند. نئو در حقیقت همان «New christ» یا «مسیح جدید» است که بر خلاف حضرت مسیح(ع) نه از میان پارسایان، که از بین تکنیسین ها انتخاب می شود! در نتیجه، پیامبر آخر الزمان به جای آنکه: «تئوریسین» باشد، یک «تکنیسین» است. در واقع با چنین ایده هایی از منجی تقدس زدایی می شود تا به مخاطب چنین القا شود که نجات دهنده در همین دنیاست و از بین متخصصان علوم مدرن به پا خواهد خاست!فیلم امگاکد 2 (مگیدو) نمونه کاملی از یک فیلم صهیونیست مسیحی است که توسط شبکه (TBN) که در تملک صهیونیست های مسیحی آمریکا است، ساخته شده است.

در این فیلم سپاهیان شر به رهبری «آنتی کرایس» (دجال یا ضد مسیح) و با حضور اعراب و مسلمانان و ایرانیان و چینی ها (آسیایی ها) در صحرایی در شمال بیت المقدس و جنوب شرق حیفا در کنار تپه شریفان (حرمجدون یا آرماگدون) با سپاهیان خدا به رهبری رئیس جمهور آمریکا! درگیر می شوند و شیطان از پوسته انسانی خود که همان «آنتی کرایس» است بیرون می آید و مانند اژدهایی بالدار نیروهای سیاهی تاریخ را به یاری می طلبد و سپس موفقیتی نسبی پیدا می کند، ولی با توسل مسیحیان معتقد آمریکایی، مسیح، دومین قیام خود را انجام می دهد و معجزه وار، شیطان را به زندان ابد می فرستد و یارانش را (با محوریت مسلمین) نابود می کند.

فیلم «بشمار تا آرماگدون» هم از نمونه های صهیونیست مسیحی سینمای هالیوود است که در آن بر عروج عده ای از مسیحیان تحت فشار به آسمان و نزول آنان با مسیح و پیروزی آنان بر مصائب و بلایای عظیم آخرالزمان و تشکیل حکومت جهانی مسیحی تأکید می شود.در یکی از نمونه های اخیر فیلم های آخرالزمانی ما با فیلم «2012» مواجه هستیم.

اگرچه در سینما، نشان دادن تاریخ برای پایان دنیا، بحث تازه ای به نظر می رسد، اما در عرصه اندیشه و تفکرات آخرالزمانی غرب که به طور مشخص از سوی آوانجلیست ها (صهیونیست مسیحی) مطرح شده و می شود، این موضوع اساساً سخن تازه و جدیدی نیست، بلکه سال ها است رهبران آوانجلیست از طریق رسانه های پرقدرت دیداری و شنیداری و نوشتاری خود که بر اساس آمار ارائه شده تنها حدود 1550 تا 1600 کانال رادیویی و تلویزیونی را در برمی گیرد، بارها به طور رسمی و مستمر تاریخ پایان جهان را اعلام کرده اند.

فیلم 2012 به طور ویژه ای از اندیشه های صهیونیست های مسیحی نشأت گرفته است، چراکه تنها اینان هستند که با قاطعیت هر از چندگاهی، تاریخی را به عنوان تاریخ پایان جهان قید می کنند. برای اینکه فیلم پر هزینه 2012 هالیوودی بیشترین تأثیرگذاری را داشته باشد، کمی پیش از اکران عمومی آن، مستندی به عنوان «پیشگویی های نوستراداموس» پخش شد تا اذهان عمومی کاملاً آماده پذیرش این فیلم باشد. «2012» با صحنه هایی از ارتعاشات عظیم و غیرعادی خورشید که به سوی زمین روانه می شود، آغاز می شود. یک محقق هندی برای اولین بار در سال 2009 متوجه این ارتعاشات می شود و تأثیر آن بر فعال شدن هسته مذاب زمین را با یک محقق آمریکایی در میان می گذارد.

«آدریان» زمین شناس آمریکایی به هند می رود تا گزارشی از این موضوع برای هیئت حاکمه آمریکا ببرد. امواج و نیروهای متصاعد از این تشعشعات باعث شده درجه حرارت هسته زمین به سرعت افزایش یابد و این ماجرا به زودی موجب فوران هسته زمین، زلزله های پی در پی و بالاآمدن سطح آب دریاها می شود. این اتفاقات نهایتاً به آب گرفتگی سراسر زمین و نابودی ساکنان این سیاره در سال 2012خواهد انجامید. فیلم «2012» مجموعه ای از پیش بینی های ایدئولوژیک را با پدیده های طبیعی و کهکشانی و البته عناصر اسطوره ای در هم آمیخته تا این بار، باورهای آوانجلیستی را در شکل و شمایلی تازه به خورد مخاطبان جهانی بدهد. از منظری دیگر فیلم «2012» القاکننده حسی توان گریز از مشیت الهی نیز است.

جریان داستانی فیلم به گونه ای اتفاق می افتد که با تخریب نمادهای ادیان و مذاهب الهی و کشتن دین داران، با نجات یافتن بشر به کمک علم و تکنولوژی منهای خدا، همه مقدسات و باورهای دینی به تمسخر گرفته می شود. مهم ترین مسئله ای که در میان همه باورها به استهزا گرفته می شود، همین باور به معاد و روز رستاخیز است.به واقع، استودیو های هالیوودی به خصوص در چند سال اخیر، مشغول تصویرسازی برای عقاید انحرافی و الحادی صهیونیسم مسیحی بوده اند تا از این روزنه، همه مخاطبان خود را که به مدد تکنولوژی در همه جای جهان یافت می شوند، تحت تأثیر افکار خود قرار دهند و با خلع سلاح آنها، افکار خود را به جان و فکرشان تزریق کنند.

در این میان، نگرانی اینجاست که چرا بعد از سه دهه از گذشت انقلاب اسلامی حتی یک فیلم آخرالزمانی هم در سینمای ما تولید نشده است؟ در واقع ما ناچاریم و باید در این زمینه فیلم بسازیم و تعریف دینی خود را از وضعیت آخرالزمان به واسطه ابزار سینما بیان کنیم. از نگاه شیعه در مدینه فاضله مهدوی مردم عقل شان کامل می شود، چون تا زمان ظهور، سه باب علم درک می شود و بعد از آن 24 باب. این تعریف در ضدیت با فضای فیلم های آخرالزمانی هالیوودی قرار می گیرد که دائماً بر مبنای خشونت و کشتار می چرخند. سینمای دینی ما باید بدیلی در برابر این چنین رویاپردازی های هالیوودی ارائه دهد تا بیش از این ذهن مردمان مسلمان ما با این ایستارهای مسیحی - صهیونیستی آلوده و مسموم نشود.

مصطفى انصافى

 

سخنگوی برنامه جهانی غذا درباره خطرات گرسنگی در یمن، با توجه به ادامه بی ثباتی این کشور و افزایش جهانی قیمت غذا، هشدار داد.
به گزارش موعود به نقل از العالم، "باری کیم" گفت: یمن به دلیل کم بودن اراضی قابل کشت، نیازمند آن است که بیشتر نیازهای غذایی خود را وارد کند، و این درحالی است که قیمت جهانی غذا و سوخت افزایش یافته است.
وی افزود: در یمن 5 میلیون نفر، یا 22 درصد از ساکنان نمی توانند برای خودشان غذا تهیه کنند و یا به اندازه کافی غذا خریداری کنند.
کیم ادامه داد: اکثر مردم یمن کارگرانی هستند که زمین ندارند، به همین دلیل آنها غذای خودشان را کشت نمی کنند و همچنین نمی توانند غذای مورد نیاز خود را به دلیل گرانی، بخرند.
کیم هشدار داد: 5 میلیون نفر دیگر نیز در یمن به دلیل افزایش قیمت غذا متضرر می شوند؛ آنها در حاشیه نابودی امنیت غذایی هستند؛ بنابراین در یمن 10 میلیون نفر هر شب گرسنه م خوابند.
کیم خاطرنشان کرد: علاوه بر نبود امنیت غذایی، این کشور شاهد مشکلاتی مانند بی ثباتی سیاسی، درگیری ها، اقدامات تروریستی، و مهاجرت گسترده ساکنان است.
سخنگوی برنامه جهانی غذا تأکید کرد: 13 درصد از کودکان یمنی به شدت از سوء تغذیه رنج می برند، که این امر یمن را در جایگاه سومین کشور در جهان از نظر سوء تغذیه کودکان قرار می دهد.
قیام و خیزش سال گذشته مردم یمن برای سرنگونی رژیم "عبدالله صالح" دیکتاتور این کشور، با توطئه کشورهای عضو شورای همکاری و آمریکا به کناره گیری عبدالله صالح و ایجاد حاشیه‌ای امن برای او جهت کنترل قدرت از پشت پرده، و  انتصاب "عبدربه منصور هادی" بعنوان  رئیس جمهور، منجر شد.
این توطئه شورای همکاری که بیشتر از سوی عربستان سعودی و آمریکا اداره شد، موجب ادامه بی ثباتی اقتصادی، سیاسی و امنیتی، و فقیر تر شدن مردم این کشور شده است.
گسترش فقر و گرسنگی در یمن درحالی اعلام می شود که سران کشور ثروتمند و نفت خیز عربستان سعودی همواره ادعا کرده اند که حامی منافع و مطالبات مردم این همسایه فقیر خود هستند.

با تشدید تحرکات جریان‌های وهابی و تکفیری در کشورهای اسلامی که برای ایجاد انحراف در موج گسترده بیداری اسلامی از سوی غرب علیه منطقه طراحی شده است، روند خشونت‌هایی که به ظاهر تحت پوسته پوشالی مذهب افراطی و بدون محتوای وهابیت در کشورهای اسلامی انجام می‌شد، به‌شدت رو به فزونی گذاشته و در جریان چنین اوضاعی است که بسیاری از مردم و شهروندان بی‌گناه بویژه در سوریه و یمن و عراق و افغانستان به فجیع‌ترین صورت به دست عوامل تروریستی و تکفیری‌هایی که کشتار شیعیان و سایر مذاهب غیر وهابی را باعث به بهشت رفتن خود می‌دانند، به قتل می‌رسند.

جریان از آنجا آغاز شد که غرب دریافت که مقابله با موج خیزش اسلامی که میان ملت‌های عرب ایجاد شده است، با سرکوب و فریب و اغواء جواب نمی دهد و تنها ایجاد جریان ایدئولوژی انحرافی است که می تواند افکار عمومی اسلامگرای منطقه را به صورت دروغین اشباع کند. به این ترتیب غرب همان سنت قدیمی انگلیسی در ایجاد فتنه های مذهبی برای حاکم شدن بر موج انقلاب های مردمی را در پیش گرفت.

اما چیزی که در جدیدترین تحولات منطقه ای به صورت بی‌سابقه‌ای خود را بروز داد، انتشار گسترده کلیپ‌های کشتار و فیلم‌هایی است که در آن تکفیری‌ها و وهابی‌ها با شنیع‌ترین و فجیع‌ترین حالت‌ها، عناصر جریان اعتقادی مخالف خود را ترور می‌کنند، در این فیلم‌ها که بیشتر آنها به‌گونه‌ای است که انسان عادی تحمل دیدن صحنه‌های آن را ندارد، صحنه های متعددی از سر بریدن افراد، کشتن آنها به وسیله اره برقی، مثله کردن و شلیک صدها گلوله به بدن انسان‌ها دیده می‌شود.  جالب اینجاست که استفاده از الفاظ مقدس اسلامی در هنگام انجام این جنایت‌های وحشیانه به وفور شنیده می‌شود و قاتلان از الفاظ "بسم الله الرحمن الرحیم" و "الله اکبر" به کرار استفاده می کنند.

این فیلمها در حالی به صورت گسترده در فضای سایبری منتشر می شود که هر فردی با کمترین اطلاعات سیاسی می تواند حدس بزند که انتشار این تصاویر موج نفرت عمومی را از عاملان آنها به دنبال خواهد داشت، بنابراین تکفیری ها با علم به اینکه این اقدامات آنها را در میان مردم منفور می کند، اقدام به انتشار این تصاویر می کنند. همین موج نفرت باعث شد تا دولت‌های هوادار این جریانها نظیر ترکیه از شبه نظامیان موسوم به ارتش آزاد سوریه بخواهند تا دست از انتشار فیلم های خشن بردارند، چرا که انتشار این فیلم ها نفرت افکار عمومی از این جریان مسلح را افزایش می‌دهد.

بنابراین عامل انتشار گسترده این تصاویر را باید در جایی دیگر جستجو کرد، گروه هایی هستند که از حماقت برخی گروه های شبه نظامی و استفاده از اعتقادات باطل آنها در ایجاد نفرت و کشتار در میان مسلمانان و تفرقه افکنی در میان آنها استفاده می کنند و سعی دارند به این ترتیب مسلمان ها را به جان هم بیندازند. آنها همچنین به دنبال افزایش موج اسلام هراسی و بدبین کردن مردم غیر آشنا به اصول اسلامی به این مکتب حقه هستند و سعی دارند هر طور شده موج عظیم گرایش غربی ها به دین مبین اسلام را کنترل و متوقف کنند، موجی که منافع آنها را در سالهای آینده به شدت تهدید می کند.

استفاده کنندگان از این تصاویر و فیلم ها گروه هایی هستند که کینه و نفرت عمیقی نسبت به نمادهای مقدس اسلامی بویژه کلید واژه ضد شیطانی «بسم الله الرحمن الرحیم» و نماد اصلی دین اسلام که همان «الله اکبر» است، دارند. اینها همان گروه های شیطانی هستند که خود را در لباس دوست به متعصبان دین دار و بی بصیرت نزدیک کرده‌اند و دوست را در نزد آنها دشمن و دشمنان را دوست جلوه می دهند، اینها حامیان تفکر آرماگدونی هستند که در راستای نبرد آخرالزمان برای خود و لشکر شیطان از میان افکار عمومی جهان یارکشی می کنند و اینگونه به آنها وانمود می کنند که طرفداران ایدئولوژی دینی و اسلامی، مشتی انسان های خشونت طلب و خونخوار هستند که به راحتی می‌توانند همه اصول انسانی را زیر پای خود له کنند.

کسانی که نمادهای خود را به بهانه‌های مختلف و با استفاده از سیطره لابی‌های خود بر ابزارهای اقتصاد، فرهنگی، سیاسی و رسانه ای به خورد ملت‌های جهان می‌دهند و در این زمینه حتی تا تحقیر قبله مسلمانان جهان با ساختمان 600 متری و شیطانی ابلیسک هم پیش می‌روند، در مقابل می‌خواهند نمادهای اسلامی را به شدیدترین نحو سرکوب کنند و آنها را در میان افکار عمومی جهانیان منفور و غیر قابل احترام نشان دهند.

جنگجویان عضو ارتش آزاد سوریه و سایر گروه‌های ضد سوری همان‌گونه که بلاهت دینی و سطحی انگاری را با بازگشت به مبانی ناب اسلام محمدی در عرصه اعتقادی اشتباه گرفتند، ثابت کردند که در عرصه سیاسی نیز تعریف درست و دقیقی از دوست و دشمن ندارند، گروه‌های جنگجو مانند القاعده که نماد خشونت‌های اسلام در غرب شده‌اند، در این تعریف در حالی شهروندان بی‌گناه سوریه و یمن و افغانستان و عراق را هدف خشم شیطانی خود قرار داده‌اند که هنوز با گذشت دو دهه از موجودیت خود حتی یک گلوله نیز به سمت دشمن واقعی اسلام و مسلمانان یعنی رژیم صهیونیستی شلیک نکرده اند و هرگز به خود اجازه نداده‌اند اهداف صهیونیستی را در گوشه و کنار جهان تهدید کنند.

این جنگجویان اما از سویی دیگر محور مقاومت در منطقه را در معادلات فرقه ای خود طرد شده می‌پندارند و خطر آنها را برای اسلام موهوم‌شان بیش از خطر یهودیت و صهیونیسم می‌دانند، سالکان کژراهه‌های فرقه ای البته حتی به شعارهای پوشالی خود نیز پایبند نیستند و با وجود اینکه همواره از مبارزه با امپریالیسم و استکبار جهانی دم می‌زنند هر گاه که لازم باشد و منافع‌شان ایجاب کند، دست به دامن آمریکا شده و ضمن دریافت کمک‌ها و تسلیحات آنها، اوامر اربابان خود را با جان و دل می‌پذیرند.

به گزارش lموعود به نقل از ایسنا، این توفان خورشیدی در شكل یك تخلیه تاجی بوده كه می‌تواند میلیاردها تن ذره باردار را به فضا ارسال كند.
این توفانها معمولا سه روز بعد به زمین رسیده و بر روی سیستمهای الكترونیكی در ماهواره‌ها و روی زمین تاثیر خواهد گذاشت.
طبق برآورد مدلهای تحقیقاتی تجربی ناسا این توفان با سرعت چهار میلیون كیلومتر بر ساعت در فضا حركت می‌كند.
توفانهای با این سرعت معمولا خوش‌خیم بوده و تاثیر مخربی بر روی زمین ندارند اما می‌توانند نمایشهای زیبایی از شفق قطبی را در نزدیكی قطبها ایجاد كنند.
این تخلیه تاجی با یك جرقه خورشیدی همراه بوده كه در گروه C اندازه‌گیری شده است. این گروه پس از گروههای X و M جزء خفیفترین توفانها محسوب می‌شود.

با گذشت بیش از 1400سال از دعوت آخرین فرستاده خدا به پرستش و عبادت خدای یگانه، و با وجود مبعوث شدن 124 هزار پیامبر برای نشان دادن مسیر صحیح به بشریت در اعصار گونان و ریشه کنی جهالت انسان، در قرن 21 و در اوج پیشرفت کشورها در زمینه های اقتصادی، علمی، صنعت، تکنولوژی، بهداشت و درمان، آموزش و ارتباطات و ... در اقصی نقاط جهان، از شرقی ترین اجتماعات در حال توسعه و تازه توسعه یافته تا غربی ترین کشورهای صنعتی و پیشرفته که پیشتازان اقتصاد و پیشرفت در جهان بشمار می آیند، ریشه های جهالت هنوز هم خشک نشده است.

میل به خرافه و توسل به غیر خداوند متعال و یکتا، همچنان در میان جوامع غربی و شرقی رواج دارد. گرایش هایی که از پرستش تا تقدیس و تکریم غیر خدا و عادات و عقاید خرافی را در بر میگیرد. در این گزارش به برخی از بارزترین و شایع ترین موارد پرستش غیر خدا، تقدیس و تکریم اشیاء و عادات و عقاید خرافی و باطل غرب و شرق پرداخته خواهد شد.

شایعترین و در عین حال آشکار ترین گرایش خرافی که پیامبران الهی از جمله حضرت ابراهیم (ع) و پیامبر گرامی اسلام (ص) سعی در ریشه کنی آن از جوامع انسانی زمان خود داشتند، گرایش به بت پرستی به جای پرستش خداوند یکتا بود.

بت پرستی به معنای پرستش یک شی‌ء به عنوان خدا و یا انجام اعمالی شبیه به پرستش، همچون ادای احترام بیش از حد به هر چیزی جز خدای واحد است. بت‌پرستی در تمامی ادیان ابراهیمی به شدت منع شده است، البته مصادیق بت‌پرستی ممکن است میان این ادیان متفاوت باشد.

در ادیان غیر ابراهیمی پرستش اشیاء دست‌ساز منعی ندارد، اما در داخل آن ادیان از لفظ "بت‌پرستی" استفاده نمی‌شود.

در هندوئیسم تمامی انواع پرستش از درجه یکسانی برخوردارند و بنابراین عبادت تمثال‌ها یا "بت‌ها" نه توصیه می‌شود و نه منع. با این که هندوئیسم معمولاً با شمایل مذهبی انسان‌انگاره همچون "مورتی‌ها" معرفی می‌شود، منع‌ شمایل‌نگاری نیز با نمادهایی ذهنی از خدا معرفی می‌شود. از آن گذشته، هندوها بر این باورند که تمرکز بر شمایل انسان‌انگاره ساده‌تر است. لرد کریشنا در بهاگاواد گیتا، فصل 12، آیه 5 گفته است:

"تمرکز بر خدای غیرآشکار به مراتب سخت‌تر از تمرکز بر خدای دارای شکل است، چرا که انسان نیاز دارد هر چیزی را با حواسش درک کند."

بت پرستی سنتی یا همان پرستش و تقدیس تندیس هایی از جنس سنگ، چوب، فلزات، گچ و ... از اولیه ترین گونه های پرستش و توسل به غیر پروردگار دو عالم است. هرچند، برخی از این مذاهب، خود را بت پرست ندانسته و در توجیه و توضیح این رفتار، تندیس یا همان بت را وسیله و واسطه ای برای تقرب جستن به خدا می دانند.

به جز بت پرستی سنتی، گونه های دیگری از پرستش نیز در جهان وجود دارد که از اجزای طبیعت تا اعضای بدن انسان را شامل می شود. در ادامه گزارش مشرق، به برخی از عجیب ترین و تأمل برانگیزترین انواع پرستش و آداب و عادات خرافی مردم نقاط مختلف جهان پرداخته شده است.


آلت‌پرستی در ژاپن پیشرفته

شاید حتی فکر کردن به آن هم حال انسان را دگرگون کند و احساس انزجار را در انسان برانگیزد؛ تصور آن نیز غیر ممکن به نظر می رسد که عده ای، عضوی از بدن را که حتی بردن نام آن نیز شرم آور شمرده می شود می پرستند و تقدیس می کنند.

یکی از خدایان و انواع پرستش، پرستش "آلت مردان و زنان" در ژاپن است.

این جهالت ناگوار و شرم آور در روستای کوماکی ژاپن در جریان است و پرستشگاهی مختص آلت مردانه در این منطقه وجود دارد. پرستش آلت در این منطقه به همین جا ختم نشده و محدود به پرستشگاه نیست. هر ساله در فصل بهار همه اهالی برای تماشای یک آلت چوبی بزرگ در خیابان گرد هم جمع می‌شوند.

گفته می‌شود این سنت خرافی از حدود 1500 سال پیش پایه‌گذاری شده است. این جشن برای افزایش باروری و کشت محصول برگزار می‌شود.

هر ساله در تدارک برای اجرای این مراسم یک آلت جدید از چوب سرو ساخته می‌شود. طول آن 2.5 متر است و 280 کیلوگرم وزن دارد.این مجسمه به دست هنرمندانی خاص و با استفاده از ابزارآلات و تکنیک‌های کهن ساخته می‌شود. (از نمایش مجسمه های ساخته شده معذوریم)

از دیگر باورهای خرافی مردم این منطقه این است که این مجسمه نمادی از جوهر وحدت مردان و زنان و زمین است! مردان در این جشن با لباس های سفید شرکت می کنند و رداهای سفیدی که مردان می‌پوشند نمادی از پاکی و قداست است و تنها مردانی که این لباس را به تن دارند قادر به حمل این مجسمه هستند. این مردان همچنین باید 42 ساله باشند، سنی که به باور ژاپنی‌ها سن بداقبالی است.

در این مراسم علاوه بر به نمایش درآمدن مجسمه هایی از آلت مردان، شمایل مشابهی از آلت زنان نیز ساخته شده و پس از تزئین با گل و پارچه های رنگی، در خیابان گردانده می شود.

در حاشیه این جشن ها، انواع بستنی ها و شکلات ها در اشکال آلت های مورد پرستش تهیه و به شرکت کنندگان داده می شود.


شیطان پرستی

شیطان پرستی از انواع پیچیده کفر و پرستش غیر خداوند باری تعالی به شمار می رود. شیطان پرستی هم در جوامع مختلف کارکردی اعتراضی نسبت به شرایط موجود به خود گرفته و هم در شکل سنتی آن، پرستش و تقدیس شیطان را شامل می شود.

شیطان پرستی از چندین مذهب با ایدئولوژی‌ها و عقاید فلسفی و پدیده‌های اجتماعی متفاوت تشکیل شده است. از ویژگی‌های مشترک این ادیان ارتباطی نمادین با شیطان، تجلیل خصلت‌های آن و حتی ستایش شیطان است. پیشینه شیطان‌پرستی به قرن 17 بازمی‌گردد اما ردیابی ریشه‌های آن کار دشواری است.

در شاخه‌ای از شیطان‌پرستی که شیطان‌پرستی سنتی نامیده می‌شود باور اصلی بر این است که شیطان نوعی وجود حقیقی برای تکریم یا ستایش است، چه در قالب انسان، روح، موجود فضایی یا نوعی خدا. حال آن که در شاخه‌ای دیگر که شیطان‌پرستی لاوِی نام دارد شیطان صرفاً نمادی از فردگرایی است.

کتاب مقدس شیطان پرستان لاوی


شیطان‌پرستی سنتی نیز خود به زیرمجموعه‌های گوناگونی تقسیم‌بندی می‌شود. در برخی از این فرقه‌ها شیطان جایگاهی والاتر از بشر ندارد و صرفاً در حکم یک دوست و همراه است. حال آن که در برخی فرقه‌های دیگر شیطان یک موجود والاتر است، اما نه لزوماً والاترین قدرت. در برخی، شیطان را خالق هستی می‌دانند و در برخی دیگر آن را خود هستی. اما در تمام شاخه‌های شیطان‌پرستی سنتی اعتقاد بر این است که شیطان دارای وجود خارجی است. جالب آن که تنها بخش بسیار اندکی از شیطان‌پرستان سنتی شیطان را در مفهوم مسیحی‌اش که همانا منشاء تمام بدی‌هاست می‌پرستند و در بسیاری از شاخه‌ها شیطان را نمادی از پلیدی نمی‌دانند.

از دیگر ویژگی‌های این فرقه اعتقاد به جادوگری طی مراسمی خاص است.


ظهور شیطان پرستی از خانواده ای یهودی - آتئیست

بنیان‌گذار فرقه شیطان‌پرستی لاویی فردی به نام آنتون لاوی از خانواده‌ای یهودی است . وی نگارنده کتاب "انجیل شیطانی" نیز هست. این کتاب مجموعه‌ای از مقالات، ملاحظات و مراسمی است که وی در سال 1969 به چاپ رسانید و دربرگیرنده اصول این فرقه است. پیروان این کتاب را "شیطان‌پرستان آتئیست" می‌خوانند، چرا که باور دارند خدا دارای وجود خارجی نیست، بلکه فرافکنی هر فرد از شخصیت خود است. طی سی چاپ ، بیش از یک میلیون نسخه از این کتاب به فروش رفته است.

بیشتر پیروان این فرقه و سایر فرقه های شیطان پرستی از اروپا و آمریکا هستند. تعداد شیطان پرستان در آمریکای شمالی در حدود 20 هزار نفر تخمین زده شده است. خاستگاه شیطان پرستی به دهه 1950 میلادی در آمریکا و انگلیس باز می گردد اما در مجموع برخلاف آنچه که از سوی رهبران آن تبلیغ می شود پیروان چندانی جذب این فرقه نشده اند و بیشترین آمار آن ها همان 20 هزار نفر آمریکای شمالی بوده است.



آنتوان لاوی یهودی - بنیانگذار فرقه شیطانی لاوی

 

لاوی همچنین بنیانگذار کلیسای شیطان پرستان نیز بود. با مرگ لاوی در سال 1997، پیتر گلیمور به عنوان کشیش اعظم این کلیسا، جانشین وی و عهده دار مراسم مذهبی! شیطان پرستان شد.

پیتر گلیمور، کشیش اعظم کلیسای شیطان پرستان در حال اجرای مراسم شیطانی

پرستش طبیعت

در میان ادیان و رسوم خرافی و الحادی، پرستش و تقدیس طبیعت نیز از جمله مواردی است که هم در غرب و هم در شرق، به چشم می خورد. گرچه طبیعت از جلوه های آفرینش الهی و از آیات پروردگار است، اما برخی همانند مثل اشاره به ماه، در حیرت انگشت اشاره کننده مانده و از ماه غافلند.

پرستش طبیعت نوعی نظام دینی بر مبنای تقدیس و تکریم پدیده‌های طبیعی است. از جمله مذاهبی که پرستش طبیعت در آن‌ها یافت می‌شود پانته‌ایسم، پاننته‌ایسم، دئیسم، شامانیسم و چندخدایی هستند. پرستش طبیعت دارای اشکال گوناگونی است و عناصر مختلف طبیعت از جمله آتش، درخت، ماه و خورشید، حیوانات و ... را دربرمی‌گیرد.


پرستش آتش

پرستش آتش در ادیان گوناگون وجود داشته است، چرا که آتش بخش بسیار مهمی از فرهنگ بشر از زمان دیرینه سنگی بوده است.

نخستین نشانه‌ها از آتش کنترل‌شده مربوط به 790 هزار سال پیش است. از منظر باستان‌شناسی، نخستین شواهد مربوط به پرستش آتش در فرهنگ هندوایرانی به 1500 سال پیش از میلاد بازمی‌گردد. با این که عبارت "آتش‌پرستان" اغلب به زرتشتیان اشاره دارد، این اندیشه که زرتشتیان آتش را می‌پرستند ناشی از نوعی مجادله ضدزرتشتی است. به اعتقاد زرتشتیان در آتشکده‌ها آتش نمادی از حقیقت و پاکی است. به همین دلیل آتش پرست خواندن زرتشتیان صحیح نبوده و زرتشتیان نیز همانند دیگر ادیان ابراهیمی، خدای واحد را می پرستند.



اما در برخی شاخته‌های هندوئیسم آتش، یا آگنی، عنصر اصلی در مراسمی به نام یانجا است و نقش رابطی میان عبادت‌کنندگان و خدایان است. در ویشناو، شاخه‌ای از هندوئیسم، آتش را زبان خدای بزرگ نارایانا می‌دانند.

این جایگاه والای آتش در همچنان در بسیاری از مذاهب و فرهنگ‌ها به چشم می‌خورد، چه در مراسم جسدسوزانی و چه در مراسم آتش‌بازی و یا روشن کردن شمع در بسیاری از مراسم مذهبی و یا حتی مشعل المپیک که در طول بازی‌ها باید روشن باشد.

پرستش درخت

پرستش درختان به نوعی گرایش در میان جوامع گوناگون در طول تاریخ به پرستش و یا اسطوره‌سازی درختان اشاره دارد. درختان همواره نقش برجسته‌ای در بسیاری از اسطوره‌ها و مذاهب داشته‌اند. درختان همواره نمادی از رشد، فساد و رستاخیر بوده‌اند. کهن‌ترین نماد میان‌فرهنگی از شکل‌گیری جهان "درخت دنیا" است، که نماد جاودانگی و باروری نیز هست.


یکی از جوامعی که درختان را پرستش می‌کردند سامی‌ها بودند. درختی که معمولاً در فلسطین مقدس شمرده می‌شد درخت بلوط یا درخت سقز بود.



توس به شاخه های درختان در اسکاتلند



انگلستان- مردم برای گرفتن حاجت خود داخل تنه این درخت افتاده سکه فرو می‌کنند


تقاضای حاجت کردن از درختان در بسیاری از فرهنگ‌ها نیز ریشه در همین پرستش درختان دارد.


پرستش حیوانات

پرستش و یا تقدیس حیوانات اغلب به دلیل رابطه ای است که پرستندگان آن، میان حیوان با خداوند قائل می شوند.

اصطلاح پرستش حیوانات را مذهب‌گرایان غربی و مجادله‌گرایان یونان و رم علیه ادیانی که خدایانشان در قالب حیوان تجلی می‌یابد در معنایی منفی به کار می‌بردند. اما در اکثر موارد پرستش حیوانات، این خود حیوان نیست که پرستش می‌شود. بلکه باور بر این است که قدرت مقدس خدا در حیوانی خاص تجلی می‌بابد. این پدیده در مذاهب بسیاری، از جمله هندوئیسم، بودیسم، مسیحیت و مذاهب یونان و رم و مصر مشاهد شده است. برای نمونه، یونانی‌ها خرد را به جغد ارتباط می‌دادند و بر این باور بودند که آتن، الهه خرد، دارای رابطه خاصی با پرندگان بوده است. بنا براین او را با تصویر جغد به نمایش در می‌آورند.

در سنت‌های مسیحی، همین ارتباط میان عیسی مسیح و بره نیز به چشم می‌خورد. در مصر باستان نیز پرستش حیوانات بخش مهمی از مذهب به شمار می‌رفت. هاتور و باستِت، دو الهه مصری، به ترتیب به شکل یک گاو و یک گربه به نمایش در می‌آمدند.

در مصر باستان تقدیس حیوانات تا حدی بوده که اجسادشان را در کنار اجساد انسان‌ها مومیایی می‌کردند.

در ایران باستان نیز گاو حیوان مقدسی به شمار می‌رفت.


سگ، نگهبان درهای بهشت!

سگ در میان هندوهای نپال و برخی از بخش‌های هند دارای اهمیتی مذهبی است. در این فرقه‌ها طی مراسمی پنج‌روزه به نام "تیهار" که تقریباً هر سال در ماه نوامبر برگزار می‌شود سگ‌ها را پرستش می‌کنند.



در هندوئیسم باور بر این است که سگ پیام‌آوری از سوی یاما، خدای مرگ است و سگ‌ها نگهبانان درهای بهشت‌اند. بنابراین مردم برای این که سگ‌ها آن‌ها را در بهشت راه دهند، برای راضی نگاه داشتن سگ‌ها روزی را در ماه نوامبر به نام کوکور-تیهار، که در زبان نپالی به معنای روز سگ است، مراسم برگزار می‌کنند. در این روز سگ‌ها را به روش‌های گوناگون مقدس می‌دارند، مانند گذاشتن خال تیلاکا بین دو چشم سگ، سوزاندن عود و آذین کردن حیوان با گل همیشه بهار.


سوگواری برای فیل ها!

در تایلند باور مردم بر این است که ممکن است روح مردگان در فیل‌های سفید حلول کند. در این کشور فیل سفید قابل خرید و فروش نیست. عجیب تر اینکه این فیل‌ها را غسل تعمید می‌دهند و هنگام مرگشان، درست مانند یک انسان، برایشان سوگواری می‌کنند. در اتیوپی جنوبی نیز فرقه‌هایی که فیل سفید را مقدس می‌شمارند یافت می‌شود. در هند نیز خدای هندوی معروف، گانِشا، دارای سر فیل و بدن انسان است.




پلنگ، شکارچی ارواح خبیث!

در بسیاری از بخش‌های ویتنام پلنگ موجود مقدسی به شمار می‌رود. در هر روستا ممکن است پرستشگاه یک پلنگ یافت شود. ریشه این عمل ممکن است در ترس انسان از پلنگ‌ها نهفته باشد. از آن گذشته، پلنگ یک خدای نگهبان نیز تلقی می‌شود. معمولاً در ورودی پرستشگاه‌ها و قصرها مجسمه‌هایی از پلنگ دیده می‌شود که به منظور محافظت از آن مکان دربرابر ارواح خبیث می‌باشد.


دیوار غربی یهودیان، دروازه بهشت

دیوار غربی یا کوتل مقدس‌ترین مکان مذهبی یهودیان به شمار می‌رود. این دیوار در شهر کهن بیت‌المقدس بر روی تپه موریا در سمت غربی حرم‌الشریف قرار دارد. این دیوار بقایای دیوار کهنی است که دورتا دور محوطه معبد سلیمان کشیده شده بود قرار دارد. مسلمانان نیز معتقدند که پیامبر در شب معراج اسب خود را به آن بست. یهودیان بر این باورند که هر کس در برابر این دیوار عبادت کند "گویی در برابر عرش اله ی عبادت کرده چرا که دروازه بهشت در همین مکان قرار دارد".

طبق قوانین یهودیت یهودیان هنگام عبادت باید به این دیوار رو کنند. بنا بر میشنا یکی از کتب یهودیان، از چهار دیوار حرم، دیوار غربی به قدس‌الاقداس نزدیک‌تر و بنابراین دعا کردن پای این دیوار سودمندتر است. خاخام یعقوب اتلینگر می‌نویسد "از آن‌ جا که دروازه بهشت نزدیک دیوار غربی است، قابل درک است که دعاهای اسرائیلی ها از آن جا به بالا می‌رود.



سالانه بیش از یک میلیون یادداشت لابلای دیوار غربی قرار می گیرد


یکی از کارهایی که یهودیان برای اجابت دعاهایشان انجام می‌دهند این است که دعای خود را روی تکه‌ای کاغذ می‌نویسند و لای شیارهای این دیوار قرار می‌دهند. پیشینه این عمل به اوایل قرن 18 بازمی‌گردد. سالانه بیش از یک میلیون یادداشت لابلای این دیوار قرار می‌گیرد، چه توسط خود مردم اسرائیل، چه توریست‌ها و چه مقامات عالی‌رتبه کشورهای دیگر.



طبق قوانین دین یهود، این یادداشت‌ها نباید به دور انداخته شوند. درباره این که آیا باید آن‌ها را سوزاند و یا دفن کرد اختلاف نظر وجود دارد. سالانه دو بار یکی از خاخام‌ها و دستیارانش این یادداشت‌ها را گردآوری می‌کنند و در گورستان یهودیان دفن می‌کنند.

این باورهای خرافی گاهی ظرایفی را نیز به همراه دارند. مثلا درباره این که آیا عبادت‌کنندگان مجازند هنگام قرار دادن کاغذ در شکاف دیوار انگشت خود را درون آن فرو ببرند یا خیر نیز اختلاف نظرهایی وجود دارد. برخی بر این باورند که این دیوار بخشی از حرم‌الشریف و بنابراین مقدس است و کسی اجازه این کار را ندارد. اما دسته دیگر معتقدند که این دیوار خارج از محدوده حرم است و فرو کردن انگشت به داخل ترک‌ها ایرادی ندارد!


عقاید خرافی در اروپا

شاید تصور غالب این باشد که آداب و رسوم و عقاید خرافی مانند آنچه که ذکر شد تنها مختص جوامع شرقی بوده و غرب با پیشرفت های علمی و فناوری و پشت سر گذاشتن قرون وسطی و جاهلیت، جوامع خود را نسبت به اینگونه باورها مصون نگاه داشته اند. اما مروری بر فرهنگ مردم غرب نشان می دهد که خرافات تا چه حد در زندگی روزمره آن ها بروز و ظهور داشته است. برخی از باورهای خرافی پیشرفته ترین کشورهای اروپایی به عنوان نمونه در ادامه ذکر شده است.


خرافات در انگلستان؛ زدن به تخته، گربه سیاه اقبال

انگلستان یکی از کشورهایی است که هنوز هم بسیاری از باورهای خرافی در بین مردم آن وجود دارد و انگلیسی  ها خود را ملزم به رعایت آن می دانند. یکی از این باورها، اعتقاد به خوش یمن بودن انجام دادن یا پرهیز از برخی کارهاست.

به عقیده بریتانیایی ها، گربه سیاه - که در برخی فرهنگ ها شوم خوانده می شود - نشانه خوش اقبالی است. از این رو در این کشور، بر روی کارت های تبریک، تولد و عروسی تصویر گربه سیاه وجود دارد.


نمونه ای از کارت تبریک با علامت نعل و گربه سیاه که نشان خوش اقبالی هستند


زدن به تخته از دیگر باورهای خرافی انگلیسی هاست که متاسفانه وارد فرهنگ کشورمان نیز شده است. بر اساس این باور قدیمی، هنگامی که شرایط بر وفق مراد است با زدن به تخته، ادامه این روند را تضمین می کنند!


ذکر روزهای هفته؛ "خرگوش های سفید"، سه مرتبه!

مردم انگلستان معتقدند سه بار گفتن عبارت "خرگوش های سفید" در اولین روز ماه به عنوان ذکر خاص آن روز! باعث خوشبختی و اقبال نیک خواهد شد.

علاوه بر این، نعل اسب که برخی در ایران نیز نادانسته از آن به عنوان ضمانت خوش شانسی استفاده می کنند، ریشه در فرهنگ انگلستان دارد. به اعتقاد بریتانیایی ها، نعل اسب به سمت بالا موجب خوش اقبالی دارنده آن می شود، و در صورتی که نعل به سمت پایین قرار گیرد، اقبال را از صاحب خود دور خواهد نمود.

گرفتن برگ هایی است که در فصل پاییز از درختان می ریزد، کوتاه کردن مو در زمانی که ماه رو به بدر می رود و قرار دادن پول در جیب لباس های نو از دیگر باورهای خرافی انگلیسی هاست.


در سوی دیگر، در فرهنگ مردم این کشور اعتقادات مشابهی در مورد اقبال بد نیز وجود دارد. راه رفتن زیر نردبان، ریختن نمک روی زمین، دیدن کلاغ، باز کردن چتر داخل ساختمان و عدد 13 از جمله مواردی است که بر اساس باور مردم انگلیس، همگی موجب بد اقبالی خواهند شد.

اعتقاد عجیب دیگری نیز وجود دارد که شکستن آینه، هفت سال بد اقبالی و بدبختی را برای صاحب آن به همراه می آورد.


خروج شیطان از پوست تخم مرغ

باورهایی از این دست در تمام شئون زندگی مردم در انگلیس راه یافته و حتی هنگام غذا خوردن نیز موارد مشابه فراوانی وجود دارد. به عنوان نمونه، آن ها معتقدند پس از خوردن تخم مرغ باید پوسته آن را با قاشق سوراخ کرد تا شیطان از آن خارج شود. در منطقه یورکشایر انگلیس نیز زنان خانه دار معتقدند اگر در نزدیکی خانه مرده ای دفن شده باشد، نان در خانه های اطراف آن پف نمی کند!

ایتالیا؛ از اعتقاد به طلسم تا خوش یمنی عطسه گربه

مردم ایتالیا هم در فرهنگ و باورهای خود، موارد خرافی بسیاری را به عنوان عوامل خوش اقبالی یا بد اقبالی رعایت می کنند. در ایتالیا همچنان اعتقاد به طلسم، طلسم کردن و باطل کردن آن رایج و شایع است. بر این اساس، اگر بخواهید طلسم کسی را باطل کنید انگشت اشاره و انگشت کوچک را بالا و بقیه انگشتان را پایین نگاه دارید و به زمین اشاره کنید. در هنگام باطل کردن طلسم باید حواستان باشد این علامت را سمت چه کسی می‌گیرید چرا که اگر آن را سمت کسی بگیرید یکی از نزدیکانش به او خیانت می‌کند.


نشان باز کردن طلسم


در ایتالیا، دیدن راهبه را عامل بداقبالی می دانند و معتقدند در صورتی که راهبه ای را مشاهده کردید، باید فوراً بر آهن یا چیزی از جنس فولاد ضربه بزنید تا این اقبال بد از شما دور شود. یا با گفتن عبارت "Suora tua” به معنای "راهبه تو!"، این اقبال بد را به کس دیگری منتقل کنید.


راهبه ها در ایتالیا نماد بد یمنی و انتقال اقبال بد هستند


ایتالیایی ها علاقه خاصی به شنیدن صدای عطسه گربه دارند! زیرا بر اساس یک باور قدیمی شنیدن عطسه گربه پیام آور شانس و اقبال خوش است.

همانند انگلیس، خرافه در سطوح مختلف زندگی مردم ایتالیا راه یافته است. در ایتالیا نیز ریختن نمک روی زمین بد یمن و عدد 17 محکوم به نحسی است. ایتالیایی ها علاقه ای به لباس های با رنگ بنفش ندارند و معتقدند پوشیدن آن موجب بداقبالی می شود.

اسپانیا

اسپانیا نیز جزو کشورهای پیشتاز در باورهای خرافی بوده است. مردم اسپانیا اعتقاداتی مشابه با کشورهای انگلیس و ایتالیا و سایر کشورهای این قاره دارند. اسپانیایی ها روزهای چهارشنبه ای که مصادف با سیزدهمین روز ماه است را نحس دانسته و در این روز ازدواج، سفر هوایی و دریایی انجام نمی دهند.

از دیگر آداب خرافی در مورد بد اقبالی در اسپانیا این است که در هنگام غذا خوردن نمکدان را نباید دست به دست کرد، بلکه باید آن را روی میز قرار داد تا هر کس خودش آن را بردارد. چرا که بداقبالی می‌آورد. همچنین موقع ریختن مایعات از یک بطری، ته بطری نباید رو به بدن باشد، در این صورت لیوان را باید به خیابان انداخت.

در اسپانیا اگر هنگام جارو کردن جارو با صورت یک فرد مجرد برخورد کند، آن فرد هیچ گاه ازدواج نخواهد کرد!


فرانسه

یکی از عجیب ترین اعتقادات مردم فرانسه، خوش یمن بودن مدفوع است. بر اساس این باور فرانسوی ها، قدم گذاردن بر روی مدفوع با پای چپ، موجب برکت و خوش بختی و روی آوردن شانس و اقبال خواهد بود.


گربه سیاه در فرانسه نیز نشانی شوم و پیام آور بد اقبالی است.


فرانسوی ها در اعتقادات مذهبی خود نیز باورهای خرافی عجیبی دارند. آن ها معتقدند در کلیسا نباید یک شمع را بوسیله شمعی دیگر روشن کرد چرا که این کار قدرت دعای شما را به شمع دیگر منتقل می کند و دعای شما را ضعیف می کند. باید حتما از کبریت یا فندک استفاده برای این منظور استفاده کرد.

در فرانسه زنان خانه دار هرگز شلوارهای شوهرشان را با کمربند اتو نمی کنند چرا که معتقدند این کار باعث درد کلیه در همسرانشان می شود.

دیدن عنکبوت نیز در این کشور ارمغان آور خوش بختی است.


اسلام، نسخه شفابخش

ادیان و فرقه های مذهبی قدیمی و نوظهور غیر الهی هر یک بدنبال پاسخی برای نیاز بشر به آرامش و توسل به نیرویی بالاتر و ترسیم مسیر کمال برای زندگی انسان بوده اند. اما به عقیده کارشناسان امور دینی و جامعه شناسان و به گواه مشاهدات تاریخی، هیچیک تا کنون موفق به ارائه راهی روشن و آرامشی همیشگی برای سرگشتگی درونی انسان نشده اند. در این میان ادیان ابراهیمی و فرقه های الهام گرفته از این ادیان که رویکردی الهی دارند آخرین مقصد افرادی بوده است که برای رسیدن به مقصود و آرامش حقیقی در پیچ و خم فرقه های بشری سرگردان بودند. البته گرایش به این فرقه ها نیز همواره بوده اما گرایش از ادیان به فرقه ها بسیار اندک و ناچیز بوده است.

بطور کلی بیشتر افرادی که ابتدا جذب فرقه ها می شوند ابتدا از مرحله آتئیستی یا انکار وجود خدا قدم در این راه می گذارند و دلیل آن هم جستجوی راهی برای آرامش درون و ایمان به حقیقتی والاتر است. شاید برای این دسته از افراد در مراحل اولیه این نسخه های بشری پاسخ موقتی باشند، اما اتفاق بزرگ که تمام رسانه ها، مراکز تحقیقاتی و حتی کتاب ثبت رکوردهای گینس نیز به آن اعتراف کرده اند، آمار تغییر دین به سمت ادیان ابراهیمی بویژه اسلام است. براساس آمار موجود، در مقایسه با دهه گذشته، میزان گرایش به اسلام و تغییر مذهب به مقصد اسلام، در اروپا و آمریکا بیش از دو برابر شده است.





درصد جمعیت مسلمانان به تفکیک قاره - 2011



براساس آمار "موسسه تحقیقات اسلام" در آلمان، جمعیت مسلمانان اروپا در سال 2010 بیش از 44 میلیون نفر بوده است. این رقم در سال 2011 به بیش از 56 میلیون نفر رسیده و جمعیت مسلمانان جهان در سال 2011 را به بیش از 2 میلیارد و یکصد میلیون نفر رسانده است؛ افزایشی که موجب نگرانی اسلام ستیزان و افزایش هجمه ها  و اسلام هراسی با هدف کنترل این سیر صعودی گرایش به اسلام شده است.


 

آداب رسوم خرافی که تنها نمونه هایی از معروفترین آن ها در کشورهای مهم اروپایی ذکر شد، بدون نیاز به توضیح بیش تر، گویای رسوخ خرافات علیرغم پیشرفت های بسیار در زمینه های گوناگون است. پیشرفت هایی که ظاهرا هنوز در سطح فرهنگ و اعتقادات مردم نتوانسته ریشه های خرافه و جهالت را بخشکاند. صد البته نباید از این مسئله غافل شد برخی از این عادات و باورها، ناخواسته و ندانسته در فرهنگ ما نیز راه پیدا کرده که باید با شناخت مبدأ آن، در جلوگیری از گسترش و فراگیر شدن آن ها کوشید. عادات خرافی مانند توسل به درختان مقدس، دیوارها، رودخانه ها و چاه ها و امثالهم با این فرض که در گره گشایی و حاجت روا شدن موثر است، در سخنان بزرگان دین و مراجع عالیقدر همواره رد و مضموم شمرده شده و همواره ارتباط انسان با خدا بدون هرگونه واسطه از طریق نیایش و راز و نیاز و یا با واسطه ائمه معصومین (ع) و مقربین درگاه الهی توصیه شده است.

 


منابع و مآخذ:

http://news.nationalgeographic.com/news/2004/09/0915_040915_petmummies.html

http://www.jewishencyclopedia.com/articles/14493-tree-worship

http://www.britannica.com/EBchecked/topic/406588/nature-worship

http://www.britannica.com/EBchecked/topic/524840/Satanism

http://www.themystica.com/mystica/articles/a/animal_worship.html

http://www.britannica.com/EBchecked/topic/25771/animal-worship

http://www.pantheon.org/articles/a/animal_worship.html

http://www.religioustolerance.org/satanis4.htm

http://www.wheninrometours.com/Top-Ten-Italian-Proverbs.html

http://www.churchofsatan.com/Pages/index.html

http://www.siasat.com/english/news/shocking-statistics-islam-fastest-growing-religion-west

http://muslimpopulation.com/World

 

مشرق

در آخرالزمان؛ سرّى در طبیعت باقى نمى‏ماند !
احادیث فراوانی درخصوص مشخصات دوران ظهور حضرت در کتب برادران اهل سنت و شیعه وجود دارد. در این یادداشت سخنانی از امیرالمومنین علی(علیه السلام) را بازگو می کنیم. شناخت مشخصات دوران ظهور تا حد فراوانی وظیفه محبان حضرت را روشن می کند. در این حدیث امام علی(علیه السلام) با بیانی فصیح، وضع جهان و انسان را در زمان ظهور بازگو کرده اند.
در بخشی از این سخن گوهربار آمده است:
"ناراحتى مردم فقط این است که اگر بخواهند یک صدقه‏اى بدهند و یک کمکى به کسى کنند، یک نفر [مستحق‏] پیدا نمى‏کنند؛ یک فقیر در روى زمین پیدا نخواهد شد. زمین پاره‏هاى جگر خودش را بیرون مى‏دهدسرّى در طبیعت باقى نمى‏ماند مگر اینکه به دست او کشف مى‏شود"
در ادامه متن کامل حدیث را می خوانیم: امیرالمۆمنین على(علیه السلام) در نهج البلاغه مى‏فرماید:
حَتّى‏ تَقومَ الْحَرْبُ بِکُمْ عَلى‏ ساقٍ، بادِیاً نَواجِذُها، مَمْلوءَة اخْلافُها، حُلْواً رَضاعُها، عَلْقَماً عاقِبَتُها.
پیش‏بینى مى‏کند که قبل از ظهور حضرت مهدى آشوب عجیب و جنگ هاى بسیار مهیب و خطرناکى در دنیا هست. مى‏فرماید: جنگ روى پاى خودش مى‏ایستد، دندان هاى خودش را نشان مى‏دهد. مثل یک درنده‏اى که دندان نشان مى‏دهد؛ شیرِ پستان خودش را نشان مى‏دهد، یعنى آن ستیزه‏جویان و آتش افروزان جنگ نگاه مى‏کنند مى‏بینند این پستان جنگ خوب شیر مى‏دهد. یعنى به نفعشان کار مى‏کند، اما نمى‏دانند که عاقبتِ این جنگ به ضرر خودشان است.
"حُلْواً رَضاعُها" دوشیدنش خیلى شیرین است اما "عَلْقَماً عاقِبَتُها" عاقبتش فوق العاده تلخ است.
زمین مى‏آید مثل یک غلام درحالى که تسلیم است. کلیدهاى خودش را در اختیار او قرار مى‏دهد (اینها همه تعبیر و بیان است) یعنى دیگر سرّى در طبیعت باقى نمى‏ماند مگر
اینکه به دست او کشف مى‏شود، مجهولى در طبیعت باقى نمى‏ماند مگر اینکه در آن دوره کشف مى‏شود
"الا وَ فى غَدٍ وَ سَیَأْتى غَدٌ بِما لا تَعْرِفونَ" بدانید که فردا دنیا آبستن چیزهایى است که هیچ پیش‏بینى نمى‏کنید، نمى‏شناسید و آگاه نیستید، ولى بدانید هست و فردا با خود خواهد آورد.
"یَأْخُذُ الْوالى مِنْ غَیْرِها عُمّالَها عَلى‏ مَساوى اعْمالِها" اول کارى که آن والى الهى مى‏کند این است که عمال و حکام را یک یک مى‏گیرد، اعوان خودش را اصلاح مى‏کند، دنیا اصلاح مى‏شود.
"وَ تُخْرِجُ لَهُ الْارْضُ افالیذَ کَبِدِها"زمین پاره‏هاى جگر خودش را بیرون مى‏دهد؛ یعنى زمین هر موهبتى که در خودش دارد از هر معدنى، و هر استعدادى که شما تصور کنید، همه را بیرون مى‏دهد؛ هرچه تا امروز مضایقه کرده بیرون مى‏دهد.
"وَ تُلْقى الَیْهِ سِلْماً مَقالیدَها" زمین مى‏آید مثل یک غلام درحالى که تسلیم است. کلیدهاى خودش را در اختیار او قرار مى‏دهد (اینها همه تعبیر و بیان است) یعنى دیگر سرّى در طبیعت باقى نمى‏ماند مگر اینکه به دست او کشف مى‏شود، مجهولى در طبیعت باقى نمى‏ماند مگر اینکه در آن دوره کشف مى‏شود.
"فَیُریکُمْ کَیْفَ عَدْلُ السّیرَةِ" آن وقت او به شما نشان خواهد داد که عدالت واقعى یعنى چه...
"وَ یُحْیى مَیِّتَ الْکِتابِ وَ السُّنَّةِ" قوانین کتاب و سنت را که متروک مانده و به حسب ظاهر مرده و از میان رفته است، زنده خواهد کرد. و نیز فرمود: اذا قامَ الْقائِمُ حَکَمَ بِالْعَدْلِ ..
هریک از ائمه ما یک لقبى دارد. مثلا امیرالمۆمنین: علىٌّ المرتضى. امام حسن: الحسن المجتبى. امام حسین: سیدالشهداء، و ائمه دیگر: السجاد، الباقر، الصادق، الکاظم، الرضا، التقى، النقى، الزّکىّ العسکرى. حضرت لقبى دارد، مخصوص به خود، لقبى که از مفهوم "قیام" گرفته شده است، آن که در جهان قیام مى‏کند: الْقائم.
اصلًا ما مهدى(عج) را به قیام و عدالت مى‏شناسیم. هر امامى به یک صفت شناخته مى‏شود، این امام به قیام و عدالت شناخته مى‏شود.
آیا مى‏دانید ناراحتى مردمِ آن وقت چیست؟ ناراحتى مردم فقط این است که اگر بخواهند یک صدقه‏اى بدهند و یک کمکى به کسى بکنند، یک نفر [مستحق‏] پیدا نمى‏کنند؛ یک فقیر در روى زمین پیدا نخواهد شد
"وَ ارْتَفَعَ فى ایّامِهِ الْجَوْرُ" جور و ظلمى دیگر در کار نیست.
"وَ امِنَتْ بِهِ السُّبُلُ" همه راه ها، راه هاى زمینى، دریایى و هوایى امن مى‏شود، چون منشأ این ناامنی ها ناراحتی ها و بى‏عدالتى‏هاست. وقتى که عدالت برقرار بشود، [چون‏] فطرت بشر فطرت عدالت است، دلیل ندارد که ناامنى وجود داشته باشد.
"وَ اخْرَجَتِ الْارْضُ بَرَکاتِها" و زمین تمام برکات خودش را بیرون مى‏آورد.
"وَ لا یَجِدُ الرَّجُلُ مِنْکُمْ یَوْمَئِذٍ مَوْضِعاً لِصَدَقَتِهِ وَ لا بِرِّهِ ... وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعالى‏: وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ" آیا مى‏دانید ناراحتى مردمِ آن وقت چیست؟ ناراحتى مردم فقط این است که اگر بخواهند یک صدقه‏اى بدهند و یک کمکى به کسى بکنند، یک نفر [مستحق‏] پیدا نمى‏کنند؛ یک فقیر در روى زمین پیدا نخواهد شد.
راجع به "توحید الهى" مى‏فرماید: "حَتّى‏ یُوَحِّدُوا اللَّهَ وَ لا یُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً" و راجع به "امنیت" مى‏فرماید: "وَ تَخْرُجُ الْعَجوزَةُ الضَّعیفَةُ مِنَ الْمَشْرِقِ تُریدُ الْمَغْرِبَ لا یُۆْذیها احَدٌ" یک پیرزن ناتوان، از مشرق تا مغرب دنیا را مسافرت مى‏کند بدون کوچکترین آزار و اذیتى.

.............................................................................
پی نوشت ها:
نهج البلاغه، خطبه 138 و مجموعه آثار استادشهیدمطهرى، ج ‏18مجموعه‏آثار، ص 164.

در ایّامی که در قزوین، امام جماعت بودم، مدّتی به سیر و سلوک پرداختم، به قدری پیش رفتم که پرده‌ها از جلوی چشمم برداشته شد، دیوارها در برابر من حائل نبود، در خانه نشسته بودم، رهگذرها را در کوچه و خیابان می‌دیدم.روزی در کنار سجّاده نشسته بودم، صدایی از زیر سقف اطاق شنیدم که گوینده‌ای خطاب به من گفت:حالا که به این مقام رسیده‌ای، اگر بخواهی به مدارج بالاتر و مقامات والاتر برسی، فقط یک راه دارد و آن ترک اعمال ظاهری است!!

هنری فورد در کتاب «یهود یگانه مشکل جهان» می‌نویسد: « تعیین رئیس جمهوری آمریکا جز به دستور یهود، بدستور و فرمان کس دیگری نیست، اما بیچاره ملت آمریکا گمان می کند که خود آنها رئیس جمهوری را تعیین می‌کنند»
در سال 1921، یعنی قریب به یک قرن قبل،کتابی در ایالات متحدة آمریکا منتشر شد تحت عنوان «یهود؛ یگانه مشکل جهان». این کتاب به قدری مورد استقبال مردم آمریکا قرار گرفت که در عرض مدت کوتاهی قیمت هر نسخه از آن به 800 دلار رسید. این در حالی است که همین امروز گرانترین کتاب مرجع دانشگاهی را در این کشور می‌توان با چیزی حدود 200 دلار تهیه کرد. چرا این کتاب این طور مورد اقبال بی سابقه عموم مردم آمریکا قرار گرفت؟
روشن ترین و ابتدایی ترین پاسخ به این سوال این است که این کتاب، برای اولین بار در تاریخ یک صد سال اخیر آمریکا ، حقایق و واقعیّاتی را از فرهنگ و جامعه و سیاست در آمریکا افشا می‌کرد، که مردم آمریکا آنها را با همه وجودشان درک و لمس می‌کردند. این کتاب حقایق و واقعیت هایی را از سیطره و سلطه ظالمانه و ویرانگر اقلیت یهود بر جامعه و فرهنگ جامعه افشا می‌کرد که مردم آمریکا به عینه و با نگرانی شاهد آن بودند، اما یارای گفتن نداشتند.حالا یک نفر پیدا شده بود و حرف دل آنها را می‌زد.
هنری فورد(Henry Ford )، خالق این اثر تاریخی ارزشنمد و روشنگر، همان مؤسس شرکت «فورد موتور» و صاحب کمپانی اتومبیل سازی فورد است که محصولاتش بازار آمریکا را قبضه کرده بود.کارخانه اتومبیل سازی فورد در آن زمان، یعنی در سال 1924، روزانه 2 ملیون دستگاه انواع خودرو ماشین آلات تولید می‌کرد. فورد در حوزه صنعت اتومبیل سازی و مدیریت به راستی یک نابغه بود. او کارفرمایی عادل و مدیری مدّبر بود که به خاطر رفتار عادلانه‌اش با کارگردان و پرداخت بالاترین دستمزد‌ها، تحولی در صنعت ایجاد کرد و،  به درستی، به «مصلحی واقعی» تبدیل شد.1
هنری فورد، فقط یک نابغة صنعتی نبود. او در حوزة سیاست و جامعه شناسی در آمریکا هم از نبوغ خاصی برخوردار بود.به جرأت می‌توان ادعا کرد که او پیش و بیش از هر کس دیگری در تاریخ یک صد سالة اخیر آمریکا به نقش و نفوذ مخرب اقلیت یهود در سیاست و حکومت در آمریکا و به تباهی کشاندن جامعه و فرهنگ آن پی برد و، مهمتر از آن، جرأت و جسارت آن را داشت که آن را افشا کند.
البته، یهودیان، به دلیل همان سلطه و سیطره‌ای که بر جامعه آمریکا داشتند، به سرعت نسخ این کتاب را جمع‌آوری کرده و آتش زدند و کاری کردند که فورد بالاخره مجبور شد معذرت نامه‌ای را که روزنامه‌های تحت نفوذ چاپ کرده بودند؛ تأیید کند.اصل این کتاب متأسفانه امروز در دسترس نیست. اما، چکیده و عصاره ای از آن را می توان در کتا ب ارزشمند «دنیا،بازیچه یهود»، اثر آیت‌الله سید محمد حسینی شیرازی پیدا کرد.
فورد در «یهود؛یگانه مشکل جهان» با ابراز تأسف از اینکه امروز ، یعنی یک قرن پیش، هر کاری را که یهودیان انجام می‌دهند به نام ملت آمریکا تمام می شود،می‌گوید: «یهود در هر گوشه و کناری نفوذ کرده اند و حتی کلیساهای مسیحی در آمریکا تحت نفوذ آنهاست و در حقیقت منبر‌های کلیسا‌ها وسیله‌ای از وسائل تبلیغات یهودی می‌باشد.»2 امروز فورد کجاست که ببیند این سلطه و سیطره یهودیان بر کلیسا‌های آمریکا صد برابر شده است و همین کلیسا‌های تلویزیونی تحت سلطه صهیونیست‌ها هستند که مسیحیان صهیونیست را در آمریکا بر اریکة قدرت می‌نشانند و بر مردم آمریکا که نه، بلکه بر جهان، حکومت می‌کنند.
فورد در همین کتاب می‌گوید: « تمام دانشگاه های آمریکا از نفوذ یهود و افکار و عقاید آنها رنج می برند » و «تعیین رئیس جمهوری آمریکا جز به دستور یهود، بدستور و فرمان کس دیگری نیست، اما بیچاره ملت آمریکا گمان می کند که خود آنها رئیس جمهوری را تعیین می‌کنند»4 نکته تأمل و تعجب بر انگیز این است که فورد صد سال پیش این حرف ها را می زد؛ حرفهایی که امروز هر دانشجوی علوم سیاسی از آن آگاه است و آن را با قوت تأیید می‌کند.
فورد می‌گوید :«مشکل اینجاست که هر جا یهودی باشد مشکلات و انحرافات فراوان است......این مشکل بصورت رسوائی بزرگ در تأتر و سینما‌های آمریکا به وضوح دیده می‌شود.»5
فورد یک ناشر، صاحب امتیاز روزنامه و روزنامه نگار موفقی هم بود.او در شهر محل تولد خودش، دییر بورن، در ایالت میشیگان، روزنامة «دییر بورن ایندپندنت» ( Dearborn Independent) را منتشر می‌کرد که طرفداران و خوانندگان زیادی در آمریکا داشت. او در سلسله مقالاتی که در این روزنامه طی سالهای 1920 تا 1923، تحت عنوان «یهود بین الملل» منتشر کرد، با معرفی «پروتکل‌های دانشوران صهیون» به عنوان منشور حکومت جهانی یهود،به برنامه‌ریزی دراز مدت و البته، موفقیت آمیز یهود برای سلطه بر جهان، به افشاگریهای خود پیرامون سلطه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی یهود بر آمریکا ادامه داده، از خوی سلطه طلبی و نژاد پرستی یهود پرده برداشت و یهود را به عنوان «مهمترین مسأله جهان» معرفی کرد.
این مقالات، جنجالی به پا کرد. در پی این روشنگری ها، صدای فریاد و اعتراض یهودیان بلند شد و باتوجه به سلطه ای که بر مطبوعات و رسانه‌ها داشتند، هیاهو به راه انداختند و فورد بیچاره را به «یهود ستیزی»_ حربه فریبکارانه همیشگی یهودیان در طول تاریخ –متهم کردند به گونه‌ای که فورد مجبور شد، بدون اینکه صدق مقالات خود را تکذیب کند ، در تاریخ 30 ژوئن سال 1927، طی نامه‌ای خطاب به لوییس مارشال ، رهبر وقت « انجمن یهودیان آمریکا» از یهودیان عذر‌خواهی کند.6
فورد در واکنش به فشار های سنگین روانی و تبلیغاتی یهودیان حاکم بر آمریکا، در کتابی که تحت عنوان «کار و زندگی من» در سال 1922 منتشر کرد، نوشت:
کاری که ما به عنوان مطالعاتی در زمینه مسئله یهود تعریف و توصیف نموده‌ایم و مخالفان ما آن را با عناوین مختلفی چون «مبارزه علیه یهود»، «تهاجم به یهود»، «یهود ستیزی» و غیره معرفی‌کرده‌اند، برای کسانی که آن را پی گرفته‌اند نیازی به توضیح ندارد.... مقصود از ارائه این مقالات، کمک به حل مسئله ایست که بر این کشور عمیقاً تأثیر می‌گذارد؛ مسئله که در اصل، نژادی است و بیش از آنکه به اشخاص مربوط شود، با آرمانها و اِعمال نفوذ‌ها سر و کار دارد. ...خوانندگان این مقالات به فوریت در خواهند یافت که هیچ نوع تعصّبی ، جز تعصّب نسبت به اصولی که تمدن ما را بنا نهاده اند، انگیزه این کار نبوده است.7
همان طور که ملاحظه کردید، از هنری فورد اخیرا" در ایران کتابی منتشر شده است، تحت عنوان «یهود بین‌الملل» به جرأت می‌توان گفت بسیاری و شاید هم، بخش اعظم این کتاب حاوی همان مطالبی است که فورد در کتاب اولش، یعنی «یهود یگانه مشکل جهان» آنها را مطرح کرد.
وی در این کتاب موضوعات و مسائل بسیار حائز اهمیت و روشنگرانه‌ای را راجع به تاثیرات مخرب سلطة فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یهود، به شیوه‌ای  مستدل و واقع بینانه به بحث گذاشته و قضاوت را به خواننده واگذار کرده است.او با بررسی دقیق و موشکافانة پروتکل‌های زعمای صهیون می نویسد:
... هر که پروتکل‌ها را در ذهن خویش پرورده است از چنان دانشی در خصوص طبع بشر، تاریخ و کشور داری برخوردار بوده که از نظر جامعیت، و نیز از جهت موضوعات و اهدافی که به آنها پرداخته است ، حیرت انگیز می‌باشد.پروتکل‌ها فوق‌العاده واقعی‌تر از آنند که افسانه باشند، متقن‌تر و مستدل‌تر از آنند که نظریه‌پردازی صرف باشند و شناخت آنها نسبت به سرچشمه‌های پنهان زندگی عمیق‌تر از آن است که اسناد جعلی باشند.8
فورد در همان زمان، با شجاعت و صراحت اعلام می کند که پروتکل ها، نه فقط در فرانسه، بلکه در سر تا سر اروپا[!] و، به نحو بسیار محسوسی در ایالات متحده، به طور ثابت و مستمر در حال اجرا است.9 او در این کتاب، با معرفی صهیونیسم به عنوان بارزترین وجه مشخّصه یهودیت، می‌نویسد: «صهیونیسم از تمامی فعالیتهای کنونی یهود مشهودتر است و بیشتر از آنچه که افراد عادی تصور می‌کند بر وقایع جهان تأثیر نهاده است.»10
او می‌گوید:« صهیونیسم از هر مسأله جهانی دیگری بزرگتر است و در پس همه مشکلات جهانی، چه کوچک و چه بزرگ، چه ملی و چه بین‌المللی، قرار دارد.»11 او اعلام کرد که «یهود قرن‌هاست که با وجود ناتوانی ها و تنگنا های حقوقی، تقریباً در هر کشوری به عنوان قدرت پشت پرده حکومتها ظاهر شده است.» 12و، بالاخره اینکه «مسأله جالب درباره یهودیان این است که با وجود اینکه از نظر تعداد به طور نسبی در اقلیت قراردارند ، به قدرت بلامنازع جهان مبّدل شده‌اند.»13
نکته حیرت انگیز در مورد هنری فورد این است که این نابغه سیاسی، در یک صد سال پیش به حقایق و واقعیتّهایی درباره‌ صهیونیسم جهانی و نقش مخرب آن در سیاستهای ملی، بین المللی و جهانی پی برد و آنها را آشکارا اعلام کرد که باورش همین امروز هم برای بسیاری از مدعیان معرفت سیاسی مشکل است. مگر امروز یهودیان، که اکثریت قریب به اتفاق آنها صهیونیست هستند و از رژیم نژاد پرست اسرائیل حمایت می‌کنند، حاکمان واقعی در مراکز قدرت سیاسی جهان نیستند؟ مگر امروز کاندیدا‌های ریاست جمهوری آمریکا، به عنوان مرکز تمدن مغرب زمین و یک ابر قدرت بی نظیر جهانی، برای دست یافتن به مقام ریاست جمهوری ، در جهت اثبات عبودیت و بندگی خود به صهیونیست‌ها، یعنی همان حاکمان واقعی بر آمریکا، مسابقه نگذاشته‌اند؟
این اظهار عبودیت روسای جمهور آمریکا نسبت به صهیونیست‌ها به اندازه‌ای تلخ و زننده بوده است که صدای اعتراض «می‌یرشایمر»، استاد یهودی دانشگاه شیکاگو آمریکا را هم درآورده است. او در کتابی که به اتفاق «استفن‌ام. والت»، استاد امور بین‌الملل مدرسه عالی سیاسی جان اف کندی دانشگاه ‌هاروارد ، تحت عنوان« گروه فشاراسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» منتشر کرده است، با انتقاد شدید از انقیاد و سر سپردگی رؤسای جمهوری آمریکا در مقابل صهیونیست‌ها، حمایت دائمی و بی قید و شرط آمریکا از رژیم صهیونیستی را به ضرر نه تنها آمریکا، بلکه به ضرر خود صهیونیست‌ها می‌داند. او می‌گوید که ما نباید گوشمان را فقط به سوی اسرائیلی‌ها بگیریم و اصلاً صدای طرف مقابل، یعنی مردم فلسطین، را نشنویم.14
مگر امروز قدرت بزرگی چون ایالات متحده با تمام قوا از اسرائیل حمایت نمی‌کند؟مگر کاندالیزا رایس، وزیر خارجه دولت تحت سیطرة میسیحیان صهیونیست در زمان جرج بوش پسر، بار‌ها و با صراحت اعلام نکرد که : «امنیت جهان به امنیت اسرائیل وابسته است.» مگر حکومت جهانی غیر از این است؟ مگر امروز رژیم صهیونیستی اسرائیل به پشتوانه ابر قدرتی مثل آمریکا ، در همه جای جهان، و در خود آمریکا، در اروپا، آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و در هر کجا که دستش برسد، آتش افروزی نمی‌کند؟
امروز در همه جای جهان آثار حضور و نفوذ مخرب و ویرانگر صهیونیست‌ها به وضوح به چشم می‌خورد: در قضیه غم‌انگیز فلسطین اشغالی و مظلوم؛ در جنگهای تجاوز‌گرانه، توسعه طلبانه و مکرّر رژیم صهیونیستی علیه اعراب و کشور‌های همسایه از زمان پیدایش این رژیم در منطقه تا امروز؛در حملات مکررّ و مخرّب به لبنان در طول این زمان؛در جنگهای 33 روزه لبنان و 22 روزه غزهّ مظلوم و مقاوم؛در ایجاد حادثه جعلی 11 سپتامبر و اشغال افغانستان به بهانه دروغین مبارزه با تروریسم خود ساخته - یادمان نمی‌رود که طالبان و القاعده، به استناد و به اعتبار منابع و مراجع آمریکایی ، ساخته دست آمریکا هستند که با حمایت مالی عربستان سعودی و همکاری نظامی امنیتی پاکستان با سازمان سیا به وجود آمدند- ؛ در اشغال نظامی کشور عراق باز هم به بهانه دروغین نابودی سلاحهای کشتار جمعی صدام ، اما در حقیقت در جهت اجرای بخشی از سناریوی تاسیس اسرائیل بزرگ ( از نیل تا فرات) ؛ از تجزیه دولت اسلامی سودان و ایجاد یک دولت طرفدار اسرائیل در جنوب این کشور و در مرکز آفریقای مسلمان ؛ در اعمال فشار سنگین روانی و تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی ایران باز هم به بهانه دروغین جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و در اصل به دلیل اصرار و پا فشاری ایران بر نابودی رژیم صهیونیستی اسرائیل به عنوان یک غّده سرطانی در قلب جهان اسلام و ، بالاخره ، در فشار‌های همه جانبة رسانه‌ای ، تبلیغاتی، نظامی، امنیتی و سیاسی بر حکومت سوریه و قتل‌ عام مردم این کشور به جرم ایستادگی و مقاومت در زورگو‌ئی‌ها، تجاوز‌گری‌ها، توسعه طلبی‌ها و اشغال‌گری‌هایی رژیم «کودک کش» و صهیونیستی اسرائیل.
در همة این وقایع فاجعه آمیز ردپای صهیونیست‌ها به وضوح قابل مشاهده است.دخالت مؤثر رژیم صهیونیستی اسرائیل در این قضایا یک اتهام نیست، بلکه جرمی است که با هزاران مدرک مستند، مقالات علمی و آکادمیک و گزارشهای موثق قابل اثبات است، که پرداختن به آنها در حوصله این مقال نیست. بماند برای فرصتی دیگر .
بله، حقایق و واقعّیات امروز هم حاکی از این است که صهیونیسم همچنان یگانه مشکل جهان است.شما حتی اگر برای یک لحظه هم شده خاورمیانه عاری از رژیم صهیونیستی را در مقابل چشمان خود مجسم کنید! به راستی اگر بخاطر رژیم صهیونیستی اسرائیل نبود، مردم آمریکا، به عنوان قلب سرمایه‌داری جهانی،مجبور بودند این همه هزینه بپردازند و امروز، طبق آمار رسمی، بیش از 50 میلیون نفر آنان زیر خط فقر زندگی کنند؟
اگر بخاطر اسرائیل نبود، ابر قدرتی مثل آمریکا مجبور نبود خودش را در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا این گونه شکست خورده، رسوا و منفور سازد؟امروز صهیونیست‌ها ریشه و منشاء همةگرفتاری ها و معضلات بزرگ خاورمیانه و بلکه کل کل جهان هستند، اما با کمال گستاخی و با تکیه با امکانات رسانه‌ای و تبلیغی، دیگران را متهم می‌کنند.همان گونه مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان نظام و سفرای کشور‌های خارجی، به مناسبت عید سعید فطر امسال، فرمودند:« ... بر خلاف واقع، آن چیزی را که خطر اصلی و تهدید اصلی برای این منطقه ، بلکه برای بشریت است-یعنی صهیونیسم- پنهان می‌کنند. صهیونیسم خطری برای کل بشریت است.» 15
مایلم این مقال را با جمله‌ای به پایان ببرم که ارتباط وثیقی با موضوع این نوشته دارد و براستی تأمل برانگیز و بلکه تکان دهنده است. یک دانشمند مسیحی، به نام «علامّه پولس حنامسعد»، کتابی دارد تحت عنوان «همجیه‌التعالیم‌الصّهیونّیه»، یعنی وحشی گری‌های آموزه‌های صهیون. این کتاب علی‌رغم حجم اندکش، به دلیل اتقان مطالبش و بخاطر حقایقی که راجع ‌به آموزه‌های شرارت آمیز صهیونیسم مطرح کرده است، به عنوان مرجعی برای شناخت صهیونیسم مورد استناد و ارجاع قرار می‌گیرد. او در این کتاب می‌نویسد: «تا زمانی که فرد مسألة صهیونیسم را بررسی نکرده است، نمی‌توان او را سیاستمدار و یا نویسندة پخته‌ای به شمار آورد».16 حقیقت و واقعیت این است که صهیونیست‌ها، حداقل پنج قرن است که مهمترین و تعیین کننده‌ترین تحولات تاریخی و سیاسی-اجتماعی جهان را رقم زده، هدایت کرده و از آنها در جهت افزایش روزافزون قدرت خود بهره برده‌اند و امروز تا حد بسیار زیادی به هدف نهایی حکومت جهانی خود رسیده اند و به حاکمان واقعی در مهمترین مراکز قدرت جهانی تبدیل شده‌اند.
هر چند برخی معتقدند که یهودیان حتی قبل از آن، یعنی از قرون وسطی به این سو در مهمترین و تعیین کننده‌ترین تحولات جهانی نقش داشته‌اند، اما این حضور مؤثر حداقل از زمان پیدایش جنبش به ظاهر اصلاحی پروتستانتیسم در جهان مسیحیت تا امروز، این نقش و این تاثیرگذاری پر رنگ‌تر و تعیین کننده‌تر بوده است. در تمام تحولات تعیین کننده 5 قرن اخیر جهان، صهیونیست‌ها بازیگران و برندگان اصلی بوده‌اند: از جنبش ضد الهی پروتستانتیسم به رهبری مارتین لوتر یهودی گرفته تا به راه انداختن جریان روشنگری، از کشف قارة آمریکا و، به تعبیر خودشان، «اسرائیل جدید» توسط کریستف کلمب یهودی گرفته تا تأسیس دولت آمریکا توسط فراماسون‌های صهیونیست و قتل عام و قلع و قمع سرخ پوستان، یعنی همان صاحبان اصلی آمریکا؛ از انقلاب به قول صهیونیست‌ها «کبیر» فرانسه گرفته تا انقلاب صنعتی انگلیس و انقلاب بلشویکی –یهودی 1917 روسیه؛ از انقلاب ترکان جوان و تجزیه امپراوری عظیم اسلامی عثمانی گرفته تا اشغال بیت‌المقدس توسط دولت صهیونیستی انگلیس؛ از جنگ جهانی اول گرفته تا جنگ جهانی دوم و امروز، در همة این رویدادهای تاریخ ساز، بدون هیچ شک و تردیدی و به استناد اسناد و مدارک معتبر و خدشه ناپذیر، صهیونیست‌ها نقش اصلی را ایفا کرده و همان طور که ذکر شده، برنده واقعی و اصلی آن بوده‌اند. بله، صهیونیسم همواره مشکل اصلی جهان بوده است.
پی نوشت :
1. هنری فورد، یهود بین‌الملل، مترجم علی آرش، تهران، مؤسسة فرهنگی پژوهشی ضیاء‌ اندیشه، 1382، ص 22.
2. آیت‌ا... سید محمد حسینی شیرازی، دنیا بازیچة یهود، ترجمة سید هادی مّدرسی، اصفهان،: نشر حجّت، 1379، ص 36.
3. همان، ص 37.
4. همان، ص 39
5. همان، صص 41-40.
6. هنری فورد، همان، ص 18.
7. همان، صص 24-23.
8. همان، صص 86-85.
9. همان، ص 90.
10. همان، ص 156.
11. همان، ص 157.
12. همان، ص 204.
13. همان، ص 205.
14. جان‌جی می‌یرشایمر واستفن ام والت، گروه فشار اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا، ترجمة رضا کامشاد، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز، 1387، صص 5-1.
15. روزنامة کیهان، 31/5/1391، شمارة 20286، ص 3.
16. عجاج نویهض، پروتکل‌های دانشوران صهیون؛ برنامة عمل صهیونیسم جهانی، ترجمة حمیدرضا شیخی، مشهد، انتشارات آستان قدس، چاپ دوم، 1381، ص 594.
دکتراحمد دوست محمدی/ دانشیار و مدیر گروه مطالعات منطقه‌ای دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

شبکه تلویزیون «لمر» افغانستان به نقل از ایمن‌الظواهری گزارش داد که چشم راست اسامه بن لادن در جوانی بر اثر یک حادثه نابینا شد.
به نقل از این شبکه، الظواهری تصریح کرده است که کمتر کسی از این موضوع اطلاع داشت.
این مقام ارشد شبکه القاعده از روابط اسامه بن لادن با «اخوان‌المسلمین» عربستان نیز پرده برداشت و گفت: بن لادن عضو گروه اخوان‌المسلمین عربستان بود و در دهه 80 برای حمایت مجاهدان افغان، به افغانستان آمد.
اسامه بن لادن سال گذشته در عملیات نیروهای ویژه آمریکایی در منطقه «ابیت‌آباد» پاکستان کشته شد.
بن لادن با «ملا محمد عمر» رهبر طالبان که وی نیز یک چشم است، روابط بسیار صمیمی و نزدیکی داشت.
مشهور است که ملا عمر در بسیاری از موضوعات جهانی با اسامه بن لادن وجه مشترک دارد اما اکنون مشخص شد که آنان از نگاه معلولیت نیز وجه مشترک داشته‌اند.

یك فیلم هولناك محرمانه از آزمایشات مرتبط با جنگ‌های میكروبی بر روی حیوانات توسط دانشمندان بریتانیایی در 60 سال قبل، اكنون برای عموم قابل دسترسی شده است. در این آزمایشات از حدود 3500 خوكچه هندی و 83 میمون رزوس برای مشاهده تاثیرات حملات میكروبی بر روی حیوانات استفاده شده بود. در صحنه‌هایی از این فیلم شاهد میمونهای محبوس در جعبه‌های كوچك هستیم كه سر آنها از آن بیرون بوده و كاملا ترسیده‌اند. در اطراف آنها مردانی در لباسهای كامل پلاستیكی با ماسك گاز قرار دارند كه یك نیم دایره از جعبه‌های حاوی خوكچه‌های هندی را در لبه یك سطح شیب‌دار قرار می‌دهند.
پس از چیده شدن این جعبه‌ها آزمایش‌كنندگان بیرون رفته و بعد از دقایقی یك بمب در اتاق منفجر شده و حیوانات در ابری مرگبار از میكروب طاعون قرار گرفتند. این آزمایشات موسوم به عملیات دیگ، از ماه مه تا سپتامبر 1952 در سواحل جزیره لوئیس در جزایر خارجی هیبرید اجرا شده و بخشی از آزمایشات مخفی برنامه نوپای جنگ بیولوژیكی محسوب می‌شد كه در آن زمان از اهمیتی برابر با سلاحهای اتمی برخوردار بود.
دانشمندان آزمایشگاه پارتون داون در ویلتشایر با این باور كه اتحاد جماهیر شوروی سابق در حال تولید بمب‌های بیولوژیكی هستند، برای ساخت سلاحهای مشابه قابل استفاده در اقدامات تلافی‌جویانه علیه حمله میكروبی روسها آماده شده بودند. اگرچه وجود این فیلم 47 دقیقه‌ای از سالها پیش شناخته شده بود اما اكنون با تلاش مایك كنر،‌ 58 ساله در شبكه اجتماعی در دسترس عموم قرار گرفته است.
كنر این فیلم را تنها فیلم از این گونه در جهان می‌داند كه به نمایش آزمایشات عوامل بیماری‌زای كشنده بر روی حیوانات پرداخته است. بسیاری از خوكچه‌های هندی و میمونهای در معرض این میكروبها طی چند روز از بین رفته و نمونه‌های دیگر كه زنده مانده بودند، كشته شده و از اندام آنها برای بررسی تاثیرات این میكروبهای مهلك استفاده شد.
از جمله عوامل هولناك بودن این فیلم، چهره انسان‌مانند میمونها است كه حس ترحم را بر اگیخته و از وحشتناك بودن این سلاحها كه برای استفاده بر روی انسانها طراحی شده بودند، پرده بر می‌دارد.
این آزمایشات در شرایط خاص انجام شده و مراقبتهای كامل برای ایمن بودن آنها برای انسان انجام می‌شد. برای مثال پیش از هر انفجار ابتدا شرایط باد كاملا سنجیده می‌شد تا میكروبها در داخل كشور پخش نشوند.

سازمان ملل متحد در چارچوب طرح " ندای متحد" تلاش خود را برای دریافت كمك های بیشتر منطقه ای و بین المللی جهت رفع نیازهای اساسی بیش از 4 میلیون یمنی كه ازگرسنگی رنج می برند، آغاز كرده است.

به گزارش موعود به نقل از  العالم، طرح یاد شده از سوی سازمان ملل متحد و چند سازمان بشر دوست بین المللی تهیه و به مورد اجرا گذاشته شده است.
به گفته منابع نزدیک به دفتر سازمان ملل در صنعا، این سازمان برای رفع نیازهای اساسی مردم یمن در سال 2013  نیز طرح بشردوستانه ای را اعلام خواهد كرد.
به گفته این منابع، اوضاع انسانی در یمن بسیار وخیم است و برای نجات گرسنگان در این کشور، اقدامات فوری بین المللی به منظور جمع آوری و انتقال كمك های بشر دستانه ضروری است.
این منابع اعلام کرده اند که سازمان ملل متحد با دولت یمن برای هماهنگی در ارسال كمك های غذایی به مناطق فقیرنشین تر این كشور به توافق رسیده است و آمریكا برای ارسال كمك های بیشتر غذایی به یمن و مشاركت در طرح توسعه خدمات اجتماعی دراین كشور، با مسوولان كشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله قطر و امارات گفت و گو كرده است.
سازمان خیریه آكسفام نیز روز دوشنبه در خصوص وخامت اوضاع انسانی در یمن هشدار داد.
گفتنی است یك چهارم مردم یمن ( 15 تا 49 ساله ) از سوء تغذیه شدید رنج می برند و تهیه غذا، شغل و امنیت برای زنان جامعه یمن در اولویت قرار دارد.

این در حالی است که رژیم های حامی دیکتاتور پیشین یمن، که برای انحراف روند انقلاب در این کشور و روی کار آوردن بازماندگان نظام سابق تلاش های بسیار انجام داده اند و در عین حال خود را حامی ملت یمن می دانند، برای کاستن از مشکلات معیشتی و فقر شدید حاکم بر اقشار مختلف یمن هیچ تلاشی صورت نمی دهند. از آن جمله می توان رژیم حاکم بر عربستان را نام برد که به گفتۀ جورج گالووی، شاهزادگان آن سرمایۀ بیش از سه هزار میلیارد دلاری خود را در بانک های غرب انباشته اند و از آن برای نجات فلسطین یا رهایی هموطنان و همسایگان خود از چنگال فقر و گرسنگی بهره ای نمی گیرند.   

بر اساس آمارهای رسمی ثبت احوال شاهد افزایش سن ازدواج در چندسال اخیر در كشور بوده‌ایم به شكلی كه در سال 90 نسبت به سال 84، گروه سنی كه بیشترین ازدواج در آن واقع شده، جهش پنج ساله‌ای دارد. در این میان سرعت افزایش سن ازدواج در زنان بیش از مردان است و این مساله می‌تواند آثار و تبعات سویی همچون تغییر الگوی باروری به دنبال داشته باشد. پیشی گرفتن شمار مردان در سن ازدواج نسبت به زنان، هشدار نگران‌كننده دیگری است كه در صورت ادامه روند فعلی الگوی ازدواج در كشور، تا سال 97 رخ خواهد داد.

به گزارش شفقنا به نقل از ایسنا، صرف‌نظر از آثار سوء اجتماعی كه پدیده افزایش سن ازدواج به دنبال دارد، تبعات جمعیتی این پدیده هم می‌تواند نگران‌كننده باشد. كمترین تاثیر افزایش سن ازدواج، بر هم خوردن تعادل هرم جمعیتی كشور و در نتیجه، بروز شكل جدیدی از چالش‌های مربوط به سن ازدواج در كشور است.

سازمان ثبت احوال از سال 83 آمارهای منسجم جمعیتی از وقایع حیاتی از جمله ازدواج و طلاق را گردآوری كرده است و بر این اساس امكان تحلیل آماری این وقایع فراهم شده است.

علی‌اكبر محزون ـ مدیرکل آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال ـ با اشاره به وقوع 787 هزار و 818 ازدواج در سال 84، اظهار كرد: در این سال 49.5 درصد مردان در سن 20 تا 24 سالگی و 43 درصد زنان در سن 15 تا 19 سالگی ازدواج كرده‌اند.

وی ادامه داد: در سال 90 آمار مردانی كه در سن 20 تا 24 سالگی ازدواج كرده‌اند با 38.9 درصد همچنان در صدر است، اما در عین حال این آمار 11 درصد نسبت به هفت سال قبل از آن كاهش یافته و بخشی از آن به گروه سنی 25 تا 29 ساله انتقال یافته است.

به گفته محزون این در حالیست كه سرعت افزایش سن ازدواج در زنان بیشتر بوده و در ازدواج‌های سال 90، آمار زنانی كه در گروه سنی 25 تا 29 ساله ازدواج كردند،‌ با 34.6 درصد در صدر قرار گرفته است.

به این ترتیب گروه سنی كه بیشترین ازدواج در آن واقع می‌شد، پنج سال افزایش یافته و از 15 تا 19 سالگی در سال 84، به 20 تا 24 سالگی در سال 90 رسیده است.

البته محزون به این نكته هم اشاره كرد كه آمار ثبت احوال، حاصل برآیند كل آمارهای مربوط به ازدواج در كشور است. در نتیجه قطعا سن ازدواج در شهر بزرگی همچون تهران با شهرهای كوچك و سنتی متفاوت است. اما به هر حال، برآیند آمار در كل كشور نسبت به افزایش سن ازدواج هشدار می‌دهد.

مدیرکل آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال تصریح كرد: 85.8 درصد مردانی كه در سال 90 ازدواج‌ كردند، 20 تا 34 ساله بودند و 84.8 درصد زنانی كه در این سال ازدواج كردند نیز 15 تا 29 سال سن داشته‌اند.

محزون در ادامه به آثار و تبعات جمعیتی افزایش سن ازدواج اشاره كرد و گفت: هرم سنی جمعیت كشور هم‌اكنون شكل متقارنی دارد و این بدان معناست كه هم‌اكنون در هر گروه سنی، جمعیت زن و مرد تقریبا برابر است.

وی ادامه داد: برابر آمار متوسط جهانی، به ازای هر 100 دختر، 104 پسر متولد می‌شود و این آمار در ایران هم به متوسط جهانی نزدیك است و به ازای هر 100 دختر، 105 پسر متولد می‌شود. البته تعداد دختران و پسران در سن 25سالگی تقریبا برابر می‌شود.

محزون با اشاره به اینكه كشور در دوره گذار سنی جمعیت به سر می‌برد، اظهار كرد: بیشترین جمعیت كشور در حال حاضر در گروه سنی 30 سال به بالا قرار دارد و به این ترتیب، جمعیت كشورمان كه پیش از این در گروه سنی جوانی قرار داشت، هم‌اكنون وارد دوره میانسالی شده است.

وی ادامه داد: در سال‌های گذشته شمار مردانی كه در سن ازدواج قرار داشتند، كمتر از زنان بود، اما این آمار در سال‌های 88 تا 90 به تعادل رسید و تقریبا جمعیت مردان و زنان در سن ازدواج برابر شد.

محزون افزود: با ورود جمعیت كشور به میانسالی، با توجه به اختلاف پنج ساله سن زوج و زوجه كه در بسیاری از ازدواج‌ها رعایت می‌شود، به مرور اختلاف آمار جمعیتی بین زنان و مردان پدیدار می‌شود و اگر روند فعلی ادامه پیدا كند، تا سال 97 تعداد مردان در سن ازدواج (20 تا 34 ساله) حدود دو میلیون نفر بیش از زنان در سن ازدواج (15 تا 29 ساله) خواهد شد.

به اعتقاد این مقام مسوول در ثبت احوال، تغییر در برخی سیاست‌گذاری‌های كلان می‌تواند از بروز عدم تعادل در هرم جمعیتی كشور و مشكلات بعدی آن جلوگیری كند.

وی اعتقاد دارد كه رعایت اختلاف سنی چهار تا پنج ساله در اغلب ازدواج‌ها این چالش را تشدید می‌كند؛ این در حالیست كه با ترویج «هم‌سن ‌گزینی» در میان جوانان، آمار زنان و مردان در آستانه ازدواج به تعادل می‌رسد و پدیده‌هایی همچون پیشی گرفتن آمار مردان در آستانه ازدواج بر زنان، مهار می‌شود.

محزون یكی دیگر از آثار سوء افزایش سن ازدواج را، افزایش تجرد قطعی دانست و به ایسنا گفت: افزایش سن ازدواج موجب افزایش خطر تجرد قطعی به‌ویژه در زنان می‌شود.

وی خاطرنشان كرد: اگر زنی تا سن 49 سالگی ازدواج نكند، مجرد قطعی محسوب می‌شود، چراكه پس از این سن، ازدواج او نقشی در افزایش جمعیت ندارد.

محزون در ادامه به آثار افزایش سن ازدواج بر الگوی باروری اشاره كرد و گفت: الگوی باروری به معنای تعداد ولادت‌های رخ داده در گروه‌های سنی مختلف مادران بوده كه این آمار هم به نوعی متاثر از سن ازدواج است.

وی سپس با ذكر آمارهایی اثر سن ازدواج بر الگوی باروری مادران در سال 85 را با سال 90 مقایسه كرد و گفت: پیك الگوی سنی باروری مادران در سال 85، 20 تا 24 سال بوده كه این رقم در سال 90 به 25 تا 29 سال افزایش یافته است. بنابراین الگوی باروری مادران در سال‌های اخیر تحت تاثیر مستقیم افزایش سن ازدواج بوده است.

به گفته وی افزایش سن الگوی باروری مادران می‌تواند در میان‌مدت موجب كاهش نرخ موالید شده و به مرور میزان رشد جمعیت را به صفر و حتی منفی برساند.

افزایش خطر تجرد قطعی، تغییر الگوی باروری و كاهش رشد جمعیت، از بین رفتن تعادل هرم جمعیتی و در نتیجه پیشی گرفتن شمار مردان در سن ازدواج نسبت به زنان تنها بخشی از آثار سوء افزایش سن ازدواج بوده كه ناظر بر ساختار جمعیتی است. آثار اجتماعی این پدیده و تبعات ناشی از آن می‌تواند به مراتب خطرناك‌تر باشد و در چنین شرایطی، ضرورت تغییر در سیاست‌گذاری‌های كلان برای جلوگیری از روند افزایش سن ازدواج بیش از پیش نمود پیدا می‌كند.

رییس انجمن همبستگی زنان مغرب گفت: در صورت عدم اتخاذ تدابیر لازم از سوی دولت و نهادهای ذی ربط، تا بیست سال آینده پنجاه درصد از کودکانی که در مغرب متولد می شوند، "نامشروع" خواهند بود.

به گزارش موعود _ العالم به نقل از القدس العربی، عائشه الشنا در حاشیۀ نشستی که از سوی هفته نامه المشعل در دارالبیضاء برگزار شده بود، اظهار داشت: طبق آمارهای موجود، در فاصلۀ سال های 2003 تا 2009، از دویست هزار مادر "مجرد"، بیش از پانصد هزار کودک خارج از چارچوب عقد ازدواج در مغرب متولد شده اند و روزانه صد نفر به این تعداد افزوده می شود که این امر بسیار هولناک و هراس آور است.

وی افزود: روزانه 24 کودک بی سرپرست که در خیابان رها شده اند، یافت می شود و هر مادر "مجرد" و کودکش، به مدت سه سال ماهانه 40 هزار درهم برای دولت هزینه دارند تا بتوانند برای بازگشت به جامعه آمادگی پیدا کنند

به گزاش موعود  قدیمی ترین تصویر منسوب به حضرت عیسی مسیح علیه السلام و بازآرایی آن

به گزارش موعود به نقل از ایسنا ،"دیوید مونتگومری" سرپرست تیم تحقیقاتی دانشگاه واشنگتن نتایج تحقیقات خود را در كتابی تحت عنوان "سنگ‌ها دروغ نمی گویند" منتشر كرده است.

در این كتاب نشانه‌های زمین‌شناسی مانند بالا آمدن پارك ملی گراند كانیون مطرح شده است كه بر اساس آن، وقوع یك سیل عظیم ناگهانی در چندین هزار سال قبل باعث ایجاد لایه‌های ضخیم سنگ‌های فرسایشی شده است.

همچنین تحقیقات میدانی این محقق در تبت گویای شواهد روشنی از یك فاجعه زمین شناسی است.
به ادعای این محقق می‌توان رد سیل عظیم و توفان نوح را در یك حادثه تاریخی واقعی در جایی نزدیك به خاور نزدیك جست‌وجو كرد.

بخش امنیت ملی سایت فارین پالیسی به تازگی اسنادی بحث برانگیز در مورد سیاست های هسته یی امریكا در زمان جنگ سرد، كه دستور العمل 59 ریاست جمهوری نام دارد، منتشر كرده است.

به گزاش موعود به نقل از ÷ایگاه خبری شیعه,نزهت امیرآبادیان در یادداشتی که در روزنامه اعتماد منتشر کرده اورده است: دستور العمل 59 كه به اختصار PD-59 نامیده می شود، یكی از مناقشه برانگیز ترین اسناد مربوط به دوران جنگ سرد است. این قانون در 25 جولای 1980 توسط جیمی كارتر، رییس جمهور وقت امریكا امضا شده است. این اسناد سیاست كاربرد سلاح های هسته یی نیز نامیده می شود و هدف آن دادن اختیارات بیشتر به رییس جمهور برای برنامه ریزی و اجرای یك جنگ هسته یی تمام عیار است. این دستور العمل به رییس جمهور امریكا اختیاراتی فراتر از یك برخورد سنگین هسته یی می داد اما بخشی از این اسناد بسیار محرمانه در عرض چند هفته پس از تصویب آنها در صفحه اول نیویورك تایمز و واشنگتن پست منتشر و افشا شد و همین مساله دلیلی شد تا استراتژی ایالات متحده در آستانه تصمیم گیری های سخت هسته یی تغییر یابد و از شدت آن كاسته شود.

در حالی كه جیمی كارتر در دوران ریاست جمهوری، در ظاهر فعالیت های گسترده یی را در كنترل تسلیحات اتمی در كارنامه كاری اش به ثبت رساند اما واقعیات پشت پرده چیز دیگری بود. او حتی به دلیل فعالیت هایش در زمینه حقوق بشر جایزه صلح نوبل سال 2002 را از آن خود كرد. كارتر در مبارزات انتخاباتی اش در سال 1980 به شدت سیاست های رونالد ریگان، رقیب اصلی اش از حزب جمهوریخواه را مورد انتقاد قرار داد و تاكید كرد كه در صورت انتخاب شدن او خطر جنگ بار دیگر روی این كشور سایه خواهد افكند.

البته گفتنی است كه كارتر در طول دوران ریاست جمهوری خود همواره توسط جمهوریخواهان و دموكرات های تندرو تحت فشار بود. در سال 1979 متحدین ناتو كه از استقرار موشك های هسته یی میان برد اس اس-20 نگران بودند توافق كردند كه به مذاكرات محدودسازی سلاح های راهبردی ادامه دهند تا تعداد موشك های هسته یی مورد استفاده را محدود كنند اما نومحافظه كاران علیه سیاست های زمان جیمی كارتر در قبال شوروی سابق موضع گرفتند. بسیاری از آنها كه با سناتور جنگ طلب دموكرات به نام هنری اسكوپ جكسون همراه شده بودند، به رییس جمهور (كارتر) فشار آوردند كه از موضع مقابله با شوروی برخورد كند.

اكنون با انتشار مجدد و كامل، این اسناد نشان می دهند كه ایالات متحده در واقع برای یك جنگ هسته یی آماده می شد به این امید كه توانایی پایداری دارد. مولفان این اسناد حتی احتمال پایان جهان را نیز در صورت وقوع چنین جنگی می دادند، آنجا كه به روشنی در این اسناد گفته می شود وقوع چنین جنگی «لزوما» منجر به پایان دنیا نخواهد شد. این اسناد نشان می دهد كه در دوران جنگ سرد روابط میان ابرقدرت های شرق و غرب آنچنان تیره و خصومت آمیز بود كه نابودی طرف مقابل حتی به قیمت نابودی بخش های بزرگی از جهان از دستور كار سیاستمداران خارج نمی شد.البته وقوع جنگ آخر الزمان یا آرماگدون در اسطورهای مختلف آمده است.

سند PD-59 در حقیقت افشا می كند كه امریكا در صورت لزوم برای به راه انداختن یك جنگ هسته یی آماده بوده و برای انجام این كار به دنبال تدارك نیروهایی بود كه از درجه بالای انعطاف پذیری، پایداری، ایستادگی و عملكرد مناسب آنها در برابر اقدامات دشمن مطمئن باشد. در این اسناد آمده است: اگر استراتژی تهدید شكست بخورد ایالات متحده باید توانایی انجام جنگی موفق را داشته باشد: جنگی كه در آن دشمن به هیچ یك از اهداف خود نرسد و هزینه های غیر قابل باوری برایش به دنبال داشته باشد.

بخشی از سند PD-59 در مورد قابلیت «بررسی - شلیك- بررسی» است. این قابلیت به این شرح است كه ابتدا با استفاده از اطلاعات پیچیده باید اهداف سلاح های هسته یی را در وضعیت های میدان جنگ پیدا كرد و سپس به این اهداف حمله و پس از آن آسیب های وارده را ارزیابی كرد.

یادداشتی از سوی ویلیام اودوم، مشاور نظامی شورای امنیت ملی امریكا به توصیف هارولد براون، وزیر دفاع وقت امریكا پرداخته كه دقیقا این قابلیت را در یك رزمایش نظامی كه طی آن تعقیب نیروهای معمول دشمن در اروپای شرقی و كره با سلاح های استراتژیك می پردازد، پیاده می كند. به عبارت دیگر او به برنامه ریزی نسبت به استفاده از سلاح های هسته یی بزرگ برای حمله به سربازان متعارف می پرداخته است. اما از طرف دیگر اودوم و دیگر خالقان این سند اعتقاد داشتند استفاده از سلاح های هسته یی به منظور شكست سربازان سنتی لزوما منجر به پایان دنیا نخواهد شد.

در مبارزات انتخاباتی اخیر در امریكا شاهد مشابه سازی میان كارتر و اوباما از سوی بسیاری از جمهوریخواهان هستیم. در تحلیل نشریه فارین پالیسی اشاره می شود كه اگرچه دولت اوباما اهداف هسته یی را مورد بررسی دوباره قرار داد اما خط مشی اصلی پشت قانون 59 همچنان رویه اصلی سیاست های هسته یی امریكاست.

جواب: «عریضه نویسی» بمعنی عرض حال کردن به کسی برای چاره جویی در کاری می باشد که معمولا از سوی فردی که در رتبه پایین تر قرار دارد به کسی که در رتبه بالاتر قرار دارد انجام می گیرد(1) و در اصطلاح رقعه ای (کاغذی) است که فرد حاجتمند آن را یا خطاب به خدا می نویسد و در آن خدا را به حق و منزلت معصومین برای برآورده شدن حاجتی سوگند می دهد و یا مستقیما خطاب به حضرات معصومین (ع) بخصوص امام عصر (عج) نوشته می شود که آنها را واسطه قرار داده و برآورده شدن حاجت و یا رفع گرفتاری خود را از آنها می خواهد، و سپس در آب روان، دریا، چاه آب و ... می اندازد.
گاهی افراد جامعه با یک سلسله نیازها و گرفتاری ها مواجه می شوند که برحسب ظاهر، امکان برطرف نمودن آنها از طریق اسباب عادی میسر نیست، یا حداقل بسیار مشکل است؛ در چنین مواردی به جای ناامید شدن و زانوی غم بغل گرفتن، از ناحیه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) توصیه شده که از اموری نظیر دعا و توسل کمک گرفته شود. آن گاه برای خود توسل نیز شیوه های مختلفی بیان شده است؛ از جملة آنها نوشتن عریضه است که توسط خود آنها توصیه شده است و سیره و سخن علماء این مطلب را تایید می کند.(2)
با در نظر گرفتن مطالب گذشته و تأمل در مضمون آیاتی همانند:
«یا أیها الذین آمنوا اتّقوا اللّه وابتغوا إلیه الوسیلة»(3) ؛ ( ای کسانی که ایمان آورده‏اید! تقوا پیشه کنید و وسیله‏ای برای تقرّب به خداوند انتخاب‏کنید.)
و آیه «ولو أنّهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوک فاستغفروا اللّه واستغفر لهم الرسول لوجدوا اللّه توابا رحیما»(4) ؛ (اگر آنها هنگامی‏که به خود ستم کردند -گناه مرتکب شدند- به سراغ تو آمده، و از خداوند طلب عفو و بخشش می‏کردند، و تو نیز برای آنها طلب عفو می‏نمودی، خداوند را توبه پذیر ورحیم می‏یافتند.)
و همچنین از دقت در مضمون روایاتی نظیر این روایت که می گوید: «چون درمانده و گرفتار شدی پس به حجّت استغاثه کن که او تو را در می‏یابد، و حجّت برای کسی که از او استغاثه کند پناه و فریاد رس است»(5) اصل حجیه این عمل کاملا روشن می شود.

پی نوشت:
حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی
(1) . الرائد، ج 2، ص 1183 ؛  فرهنگ معین، ج 2، ص 2288 (به نقل از عریضه نویسی، سید صادق سید نژاد، ص 15)
(2) . برای اطلاع از آن به کتاب نجم الثاقب میرزا حسین نوری ص 421 ؛ جنه المأوی، ص 248 ؛ دارالسلام، ج 2، ص 264 مراجعه کنید.
(3) . سوره مائده، آیه 35.
(4) . سوره نساء، آیه 64.
(5) . نجم الثاقب، ص 787.
(6) . گردآوری از واحد تحقیقات معارف اسلامی، پایگاه اطّلاع رسانی حضرت آیت الله مکارم شیرازی.

3
صفحه 3 از 7

جستجو

اوقات شرعی