موعود :: صفحه مهدویت و آخرالزمان
موقعیت شما: موعود»اخبار»اخبار آخرالزمان

به گزارش «شیعه نیوز» ، حجت الاسلام والمسلمین غلام محمد فخرالدین، صبح امروز در جمع خبرنگاران در قم با ذکر این مطلب که جنایت اخیر علیه شیعیان پاکستان، توسط گروه‌های وهابی و تندرو در منطقه چیلاس، قلوب مسلمین را دردمند کرده است، اظهارداشت: این حادثه وحشتناک علیه شیعیان مظلوم پاکستان، نخستین شیعه کشی نبود که در این کشور صورت گرفته باشد، بلکه پیش از این نیز چنین فجایعی علیه این مردم مظلوم رخ داده بود.

وی افزود: پاکستان، با ورود آمریکا به بهانه مبارزه با نظام کمونیستی و شوروی سابق دستخوش تحولات بی سابقه ای شد؛ افرادی از سراسر دنیا مخوصا از کشورهای اسلامی عربی برای جهاد به پاکستان سرازیر شدند؛ آنها در پاکستان آموزش نظامی می‌دیدند و سپس به افغانستان اعزام می‌شدند تا با ارتش شوروی به مبارزه برخیزند.

رییس شعبه قم مجلس وحدت اسلامی پاکستان با بیان این مطلب که سازمان اطلاعات ارتش پاکستان(isi) با کمک مالی عربستان، تعداد زیادی مدارس دینی برای وهابیون افراطی در پاکستان تاسیس کرد، خاطرنشان کرد: این فعالیت‌ها، سرآغاز ورود تفکر افراطی و تندرو به پاکستان بوده است، زیرا در این مدارس، طلاب شستشوی مغزی می‌شدند و در کنار کمونیست‌ها، شیعیان را نیز به عنوان دشمن تلقی می‌کردند و این چنین بود که نطفه نامبارک شیعه کشی در در پاکستان، توسط تکفیری‌های تندرو بسته شد؛ در این نسل کشی شیعیان پاکستان، آمریکا، عربستان و بعضی از شاخه‌های سازمان اطلاعات ارتش پاکستان، پشت سر تکفیری‌ها قرار دارند.

وی در خصوص سابقه شیعه کشی در پاکستان، اظهارداشت: فاجعه عاشواری شهر هنگو در ایالت خیبرپختونخوا در فوریه 2006 با 35 شهید و 115 مجروح، فاجعه انفجار بمب در بیمارستان شهر دیره اسماعیل خان ایالت خیبرپختونخوا در آگوست2008 با 45 شهید، فاجعه انفجار بمب در نماز ظهر در کراچی در دسامبر 2009 با 46 شهید و 115 مجروح، فاجعه انفجار بمب در مراسم عزاداری روز شهادت امیرالمومنین(علیه السلام) در لاهور در سپتامبر 2010 با 49 شهید و 300 مجروح، انفجار در راهپیمایی روز قدس در شهر کویته در سپتامبر 2010 با 80 شهید و 200 مجروح، عملیات انتخاری در پاراچنار در فوریه 2010 با 50 شهید و صدها عملیات دیگر را می‌توان به عنوان جنایت‌هایی ذکر کرد که در این سال‌ها علیه شیعیان و توسط این گروه‌های منحرف صورت گرفته است؛‌ در این حوادث دلخراش تا کنون شخصیت‌های برجسته ای مثل علامه عارف حسین الحسینی(رهبر شیعیان پاکستان)، دکتر محمد علی نقوی ( بنیانگذار سازمان دانشجویان امامیه)، علامه حسن ترابی، علامه حافظ محمد ثقلین، رضا عسکری، سید ذوالفقار نقوی، اعجاز حسین رسولنگری و صدها شخصیت دیگر از جمله پزشکان، وکلا و افسران عالی رتبه دیگر به شهادت رسیده اند؛ در سال 2012 تا کنون 186 نفر از شیعیان پاکستان به شهادت رسیده اند.

وی در خصوص جنایت صورت گرفته در ماه‌های اخیر در پاکستان نیز گفت: در شش ماه اخیر سه حادثه بزرگ تروریستی علیه شیعیان پاکستان رخ داده است؛ یکی از آنها در شهر کویته روی داد که طی آن بر روی اتوبوس‌های زائرین امام رضا(علیه السلام) تیراندازی شد و منجر به شهید شدن بیش از 20 تن از شیعیان شد و چندین تن هم مجروح شدند؛ حادثه دوم، حمله به اتوبوس‌های مسافربری از اسلام آباد به مناطق شمالی پاکستان در منطقه کوهستان بوده است که در این حمله نیز حدود بیست تن شهید شدند؛ این حادثه در تاریخ پاکستان بی نظیر و تلخ ترین حادثه بوده است، بعد از حادثه کوهستان، رحیم ملک، وزیر کشور پاکستان به شهر گیلگت سفر کرده و با علمای شیعه این منطقه دیدار و قول مساعدت داده بود که خواسته‌های آنان را هر چه زودتر اجابت کند، ولی تمام وعده‌های وی دروغ بود.

رییس شعبه قم مجلس وحدت اسلامی پاکستان، در خصوص فاجعه چیلاس، تصریح کرد: روز سه شنبه 15 فروردین ماه سال جاری حدود 10 اتوبوس مسافربری از شهر راولپندی عازم شهر گیلگت بودند که در منطقه چیلاس قبل از رسیدن اتوبوس به شهر، از سوی افراد مسلح متوقف شدند و بعد از پیاده کردن مردم و کسانی‌که کارت شناسایی همراه نداشتند و با در آوردن پیراهن آنان و مشاهده آثار سینه زنی و زنجیر زنی و شناسایی هویت شیعه بودن، آنان را به فجیع ترین شکل ممکن به شهادت رساندند؛ این در حالی است که پاسگاه پلیس این منطقه به کنترل افراد تروریست درآمده بود و نظامیان مسلح سپاه مرزی هم که همراه کاروان اتوبوس‌ها بودند نیز نتوانستند کاری صورت دهند؛ شاهدان عینی بیان کردند که تروریست‌ها قبل از به آتش کشیدن اتوبوس‌ها، مردم را پایین آوردند و لوازم قیمتی آنان را به عنوان غنیمت غارت کردند؛ برخی از اخبار حاکی از تیراندازی افراد تروریست به سوی اتوبوس شیعیان در مقابل زنان و خواهران آنان می‌باشد؛‌ یکی از شاهدان عینی که موفق شده بود خودش را سنی جلوه دهد و زنده بماند، گفت که من دیدم یکی از تروریست‌ها یک جوان شیعه را به زمین انداخته بود و سنگی حدود 10 کیلویی را بر سر او می‌کوبید؛‌ برخی از تروریست‌ها بعد از شهادت مردم، آنان را با اسید از بین بردند و برخی جوانان را نیز سر می‌بریدند.

وی در پایان گفت: منابع خبری تعداد شهدای این حادثه را نزدیک به 60 تن و تعداد افراد گمشده را حدود 80 تن اعلام کرده اند؛‌بعد از این واقعه دولت مرکزی پاکستان مقررات حکومت نظامی را در شهر گیلگت اعلام کرده است و تمام شبکه‌های ارتباطی این منطقه را تعطیل کرده است؛ طبق آخرین گزارش‌ها چندین کودک به علت نرسیدن دارو فوت کرده اند.

ده‌ها شهرک‌نشین افراطی صهیونیست از ساعات اولیه صبح امروز با یورش به صحن‌های مسجدالاقصی سعی در به جا آوردن مراسم مربوط به عید فصح را دارند.
به گزارش فارس، ده‌ها صهیونیست افراطی امروز در اقدامی تحریک‌آمیز با حضور در خیابان‌های شهر قدیمی قدس اشغالی شروع به پایکوبی کرده و مراسم ویژه عید فصح یهودیان را به جا آوردند.

بر اساس این گزارش نگهبانان مسجدالاقصی نیز اعلام کردند که ده‌ها شهرک‌نشین افراطی از ساعات اولیه صبح امروز به صحن‌های این مسجد مبارک یورش آورده و شروع به عربده‌کشی کردند.

بنابر این گزارش صهیونیست‌های افراطی در چارچوب گروه‌های کوچک و به صورت پی درپی از باب المغاربه وارد مسجدالاقصی شدند و این در حالی است که عناصر یگان‌های ویژه پلیس رژیم اشغالگر نیز از این صهیونیست‌ها حمایت بعمل می‌آوردند.

به گفته منابع فلسطین تعدادی از شهروندان فلسطینی نیز از ساعات اولیه بامداد امروز از شهر قدس و اراضی اشغالی سال 1948 خود را به صحن‌های مسجدالاقصی رسانده‌اند تا جلوی به جا آوردن مراسم تلمودی از سوی صهیونیست‌ها را بگیرند.

رهبران افراطی یهودی و جمعیت‌های شهرک‌نشینی از صهیونیست‌ها خواسته بودند تا در مراسم آنچه "صعود به جبل البیت" خوانده شده و تعبیری از یورش به مسجدالاقصی و تلاش برای تحمیل واقعیت است، شرکت کنند.

نخست وزیر انگلیس که چالش‌های فراوانی برای قانونی کردن ازدواج هم‌جنس‌بازان در انگلیس داشته این بار تلاش کرد با پیشوایان مذهبی از در صلح وارد شود و تلاش کرد آنها را قانع کند قوانین وی تاثیری بر کلیسا نخواهد داشت.
به گزارش فارس، روزنامه انگلیسی «تلگراف» در گزارشی به سخنان «دیوید کامرون» نخست وزیر انگلیس در مورد به رسمیت شناختن ازدواج بین هم‌جنس‌بازان مرد و مشکلاتی که بر سر راه آن وجود دارد پرداخت.

به گفته «کامرون»، او قصد ندارد با رهبران مسیحی بر سر برنامه‌اش برای قانونی کردن ازدواج همجنس‌بازان «در بیفتد»، اما انتظار دارد با واکنش‌های تندی از سوی مذهبی‌ها مواجه شود.

آقای «کامرون» که برای اولین بار طی ارتباطی رو در رو با مخالفان مذهبی برنامه‌اش سخن می‌گفت تلاش کرد منتقدان برنامه‌اش را متقاعد کند گسترش ازدواج‌های مدنی به ازدواج زوج‌های هم‌جنس، تأثیری بر قوانین کلیسا نخواهد داشت.

به گزارش تلگراف، آقای «کامرون» این بار با رهبران مذهبی «از در صلح وارد شد» و گفت از این اقدام که رهبران مسیحی علیه تلاش‌های جریانات غیرمذهبی برای حذف نقش مذهب از زندگی عمومی مقابله کنند استقبال می‌کند.

دولت ائتلافی انگلیس ماه گذشته پیشنهاد اضافه کردن ازدواج هم‌جنس‌بازان به ازدواج‌های مدنی را مطرح کرد و بلافاصله با واکنش تند مسیحی‌های سنت‌گرا و قانون‌گذاران حزب محافظه‌کار انگلیس روبرو شد.

آقای «کامرون» در مراسم عید پاک که در آن کشیش‌های کلیسا و سیاستمداران بلندپایه مذهب‌گرای انگلیس حضور داشتند درخواستی را مطرح کرد که به زعم خودش «استدعای عاجزانه» از پیشوایان مذهبی بود.

نخست وزیر انگلیس گفت: «امیدوارم زیاد سر مسئله ازدواج هم‌جنس‌بازان مرد با هم در نیفتیم. منازعات زیادی اتفاق خواهد افتاد و جدل‌های شدیدی در خواهد گرفت.»

آقای کامرون تلاش کرد مخاطبانش را اقناع کند برنامه‌هایش تنها «اتفاقاتی را تحت تأثیر قرار خواهند داد که در ثبت احوال اتفاق می‌افتند نه اتفاقاتی که در کلیسا رخ می‌دهند.»

به گزارش تلگراف، مخالفان آقای کامرون با توضیحات وی قانع نشدند و بعد از جلسه به وی گفتند که تعریف قانونی ازدواج باید تنها به پیوند بین یک زن و مرد محدود شود.

مشرق: «م.ب» رئیس فرقه ابرآگاهی، فرزند قربانعلی نانوا، بیش از سه سال با روش‌های شبه‌عرفان‌های آمریکایی، جوانان به ویژه دختران دانشجو را جذب و با روش‌های تنفسی، رزمی و خلسه، کلاس‌های خود را اداره می‌کرد. نامبرده دوره‌های مختلفی را برای مریدان خود برگزار کرده بود، کلاس‌های شبانه او با گیاهان و شربت‌های روان‌گردان به اسم «ابرآگاهی» افراد را به خلسه برده و در این حالت مطالبی را به پیروانش القا می‌کرد و همچنین با استفاده از مواد روان‌گردان به تجاوز به دختران و پسران پرداخته است.

آنچه در ادامه از نظرتان می گذرد مصائب یک پدر است که فرزندش در دام گروه " ابرآگاهی" افتاده است:

عضو هیئت علمی دانشگاه هستم، با یک خانواده تحصیل کرده که بیشترین توجهمان به تحصیل بچه‌هاست. فرزند دوم من که پسر است دوران راهنمایی و دبیرستان را به مدرسه تیزهوشان رفته است. یکی از بچه‌های تیزهوشان با شخصی به اسم "م.ب." آشنا می‌شود. او ادعا می‌کند که هیپنوتیزم بلد است؛ نوجوان ها هم که نسبت به موضوعاتی از این دست کنجکاوند. دوست فرزند من برای یادگیری هیپنوتیزم با او دیدار می‌کند. او عامل نفوذ فرقه کثیف "م.ب.” در مرکز تیزهوشان کرج و جذب افراد می شود.
دوست فرزندم خانواده خود را هم جذب می‌کند؛ برادر، خواهر و مادرش. حتی سر این قضیه مادرش بیمار می‌شود. بسیاری از اقوام از جمله خاله‌ها، پسرخاله‌ها و... را هم وارد کرده. گسترش فامیلی از یک طرف و گسترش دانش‌آموزان تیزهوشان کرج از سوی دیگر. این ماجرا مربوط به سال 84 است. اما وقتی که "م.ب." از زندان چهارم بیرون می‌آید دوباره این معرکه را شروع می‌کند.
دوست فرزندم، هم در اقوام و هم در میان بچه‌های دبیرستان نیرو جمع می‌کند و حمال مفت و مجانی "م.ب." می‌شود. تا آنجایی که می‌دانم مسئولین دبیرستان در جریان قرار می‌گیرند اما برخورد قاطع و مناسبی نداشتند. تا جایی که هم در بخش دختران و هم در بخش پسران، افرادی جذب این فرقه می شوند. "م.ب." در بخش پسران از طریق دوست فرزندم و برادر او و در بخش دختران از طریق خواهرش نفوذ می‌کند. پدرشان هم فرهنگی است و دبیرستان غیرانتفاعی دارد. مسئولین دبیرستان به خصوص دبیر قرآن متوجه می‌شود ولی برخورد موثر صورت نمی گیرد. تنها به صورت تک‌تک به بچه‌های مدرسه تذکر می دهند که "م.ب.” خطرناک است و به او نزدیک نشوید؛ در همین حد.
"م.ب." هم می‌توانست به راحتی این‌طور برخوردها را خنثی کند. من از مسئولین دبیرستان انتقاد کردم ولی آنها هم نمی‌توانستند کاری کنند. همه شک دارند که این فرد از جایی حمایت می‌شود. ظن به طرف برخی از دستگاه‌هاست. همه واهمه دارند که وی از آنجا تقویت می‌شود. خیلی‌ها برای همین می‌ترسند وارد این قضیه شده و درگیر شوند. منظورشان قوه قضائیه است. برخی  می‌گویند که رئیس این فرقه شیطانی این همه جنایت کرد، حال این چه حکمی است که برای او صادر شده؟
بگذریم؛ بچه ما که از کودکی نبوغ عجیبی داشت وارد دانشگاه شد. احساس کردم برخی کارها و حرف هایش غیرطبیعی شده. محل کارم شهرستان بود و برای همین مقداری کمتر وارد ماجرا شدم. هنوز سال اول دانشگاه بود که به من گفت بچه‌ها می‌خواهند طرح صنعتی روغن زیتون اجرا کنند. قرار است ما سرمایه‌گذاری کنیم و نفری شش میلیون بگذاریم. از من خواست به او بدهم. گفتم حرفی ندارم و جور می‌کنم ولی باید اینها را بشناسم و طرح را ببینم. ضمنا رشته‌ام مرتبط با صنعت است و می‌توانم از جزئیات آن آگاهی بدهم و طرح ایشان را بشناسم. پسرم به آنها می‌گوید که پدرم چنین توانایی را دارد و برای دادن پول این شرط را گذاشته و علاوه بر این با صنعت آشنایی دارد، خوب است با ایشان مشورت شود. البته پسرم به بچه‌ها می‌گوید و آنها به "م.ب.” فشار می‌آورند واگرنه او حاضرنمی شد بپذیرد.
قرار دیدار گذاشته شد. در پارکی در کرج دیدار کردیم. پسرم می‌گفت دکتر فیزیک است. پیاده آمد و سلام علیک کرد. دیدم قیافه و حرف زدنش اصلاً به دکتری نمی‌خورد و در حد دیپلم هم نیست. کاملا شک کردم. قرار شد جلسه‌ای در دفترش بگذاریم. همان روز به پسرم گفت این شخص دکتر فیزیک نیست و بوی شیادی می‌آید. البته تاکید کردم بگذارید بعد از صحبت نهایی. اما پسرم با تعصب می‌گفت تو به همه چیز شک داری و او قطعا دکترای فیزیک دارد و بیش از صد نفر آدم تحصیل کرده اطرافش هستند. گفتم شغل اصلی او چیست؟ گفت هم در کار خرید و فروش روغن زیتون است و هم قطعات کامپیوتر.
به دفتر او رفتم؛ در خیابان آزادی. دیدم دفترش تابلویی ندارد و از نظر من اولین نشانه تردید بود. حس کردم قضیه از اینکه فکر می‌کردم بودارتر است. یکسری صحنه‌سازی کرد و گفت منشی من فعلا نیست و... سپس ظاهراً شخصی تماس گرفت. "م.ب.” تلفنی گفت: «خانم منشی چرا نیامدید دفتر؟ دفتر من بدون منشی خوب نیست و...» احساس کردم مصنوعی صحبت می‌کند.
چون با دانشگاه سر و کار داشتم گفتم در دانشگاه ما اگر مایل باشید می‌توانم به عنوان هیئت علمی معرفیتان کنم. گفت:«نه من فرصت ندارم.» احساس کردم در این فضاها نیست، حتی در کار روغن زیتون هم نبود. در جلسه، روغن زیتون موضوع اصلی بود. اما در مورد شغل دوم وی یعنی تجارت قطعات کامپیوتر، دقت کردم که در قفسه های نسبتا خالی دفترش، تعدادی قطعه بود که ربطی به کار کامپیوتر نداشت، که نشان می‌داد اصلاً در این شغل هم نیست.
راجع به اصل کار روغن زیتون دیدم از این شاخه به آن شاخه می‌پرد. اول بحث تولید بود که بحث را عوض کرد و گفت: «ما منظورمان این است که روغن را خودمان بگیریم، بسته‌بندی کنیم و به خارج بفرستیم.» تعدادی ظرف روغن زیتون گذاشته بود که احساس کردم آن هم صحنه‌سازی است. بعداز ساعتها صحبت نتیجه این شد که یک جلسه عمومی با بچه‌هایی که می‌خواهند سرمایه‌گذاری کنند برقرار کنیم. آن جلسه را با شیطنت به‌هم زد؛ به طوری که گویا از طرف من است. زمانی را با من قرار گذاشت و پرسید: موافقی؟ گفتم: بله، بعد زنگ زد گفت بچه‌ها زمان دیگری را مطرح کردند که باز هم اعلام کردم موافقم. ولی بعد از آن، تماس گرفتم که چه شد؟ اظهار کرد که جلسه زمان اولی که قرار داشتیم بود و شما نیامدید و بچه ها هم خیلی ناراحت شدند. در این فاصله به پسرم گفتم این شیاد است و به وی نزدیک نشوید. پسرم پذیرفت و من خیالم راحت شد و چون راستگو بود دیگر حساسیت به خرج ندادم. دخترم هم به واسطه پسرم وارد گروه شده بود اما کمتر از او.
شهرستان بودم و خیالم راحت بود که مشکلی نیست. احساس می‌کردم پسرم از من هم فاصله می‌گیرد. البته فضا، فضای خوبی بود و چیزی نشان داده نمی‌شد. دچار تردید شده بودم اما سرنخی نداشتم و اوضاع مبهم بود. تا موقعی که گفتم کارنامه ات را بیاور که دیدم بهانه می‌آورد، دیگر نمی‌شد ساکت ماند. گفتم می‌خواهم بیایم دانشگاه کارنامه‌ات را ببینم. خیلی پیچید به پایم که صبر کن باهم می‌رویم. احساس کردم می‌خواهد مرا منصرف کند. رفتم دانشگاه دیدم کارنامه او پر است از صفر؛ برایم خیلی وحشتناک بود. صفر یعنی امتحان نداده است. با اینکه بخشی از فعالیتهای "م.ب.” به ظاهر ورزشی بود، ولی پسرم تربیت بدنی هم صفر شده بود. با اساتید و مسئولین آموزش صحبت کردم. چون همکار بودیم به لطف نگاهم می‌کردند. چندین بار رفتم گفتند ما کمک می‌کنیم ولی باید خودش حرکتی کند. رفتم سراغ دوستانش ببینم ماجرا چیست.
به جلسه روزهای پنجشنبه گروه مشکوک بودم. لذا گفتم می‌خواهم در جلسات بیایم، اما مدام مرا دست به سر می‌کرد. دیگر کاملاً به جلسه پنجشنبه بدبین شدم و همه نابسامانی فرزندم را مرتبط با این جلسه می دانستم.
خواهرش هم پنهان کاری می‌کرد و می‌گفت از برادرش بپرسم. دخترم "قربتا الی الله" و برای ورزش‌های رزمی و کارهای معنوی و کنجکاوی درباره هیپنوتیزم رفته بود.
با برخی از دوستان پسرم ساعت‌ها صحبت کردم. دیدم همه آنها به جلسه پنج‌شنبه اشاره می‌کنند. گفتم چیزی از این جلسه نمی‌دانم. گفتند برو در این جلسات شرکت کن و توضیح بیشتری ندادند. بیشتر جستجو کردم و با برخی از دوستانش بحث کردم و اصرار کردم تا بیشتر صحبت کنند. گفتند وی جلسه‌های پنجشنبه را با تعدادی از دانشجویان علم و صنعت می‌روند، همچنین با اساتیدی که با شخص "م.ب.” ارتباط دارند.
متاسفانه در دانشگاه هم برخورد انفعالی است. من ابتدا با مسئولین بالارتبه که صحبت کردم خیلی خوشحال بودند که بدانند چه کسانی جذب این جلسات شده اند اما بعداً گفتند اسامی را به حراست دادیم و نمی‌دانیم آنها چه کردند.
یک نسل دارند نابود می‌شوند و ما فقط نگاه می‌کنیم. به دلایلی اصرار دارم که رئیس این فرقه منحرف با اسم معرفی شود: "م- ب"
مردم می‌گویند وقتی حاضر نیستند اسمش را بگویند و تنها به حرف اول نامش مثلا "م.ب.” بسنده می شود، حتما نمی‌خواهند برخورد قاطعی هم بکنند و کسانی پشت وی هستند. دیدم قضیه آشکار است، خود پسرم هم فهمیده بود که دنبال قضیه هستم و دچار ترس و وحشت شده بود. به ظاهر بعد از این اتفاقات از آن گروه بیرون می‌آید. این اتفاق همزمان شد با نوروز 90. اینها به مشهد رفتند که در راستای ترفندهای "ابرآگاهی" در آنجا شربت خاصی به آنها خورانده می شود. دختر 12 ساله‌ای هم جزء کاروان مشهد بوده است. آنها را در روز 14 فروردین که زمان مسافرت بود در باغی می‌برند. بابایی به همه افراد "ابرآگاهی" یعنی همان شربت روانگردان را می‌خوراند و همه را مشغول ذکر و خلسه می‌کند. اما به دو نفر نمی‌خوراند؛ یکی دختر کوچک و دیگری دختری است به نام "ن". اقوام این دختر به صورت دسته جمعی می‌آمدند و بابایی کارهای خلاف اخلاق بر سر آنها آورده است.
این دختر کوچک در زمانی که همه مشغول خلسه بر اثر ماده روانگردان بودند، می‌بیند که بابایی آن دختر را در آغوش گرفته و مشغول لهو و لعب است. این قضیه در ذهن دختر نوجوان می‌ماند و بعد از تمام شدن قضایا پنهانی بیان می کند که چنین چیزی را دیده است. این قضیه انفجاری را موجب می شود و اقوام آن دختر همگی از گروه بابایی خارج می شوند. تا جایی که اظهار داشتند که تابحال هرچه درباره سابقه کیفری و زندان رفتن های وی و حتی شکایت دیگر اعضاء شنیده بودیم، خوش بینانه برخورد کردیم که شاید برای بابایی حرف درآورند اما این یکی قابل انکار نیست.
خانواده ما هم دوست نزدیک آنها بود. ظاهراً پسرم هم سر این قضیه از گروه دوری می کند و طبیعتاً خواهرش هم بیرون می‌آید. من باور می‌کردم اما دیدم همچنان از من فاصله می‌گیرد. گفتم اگر بیرون آمدی چرا از من فاصله می‌گیری؟ قضیه مشکوک بود. بابایی طبق روش خود در برابر این گونه اتفاقات ضمن انکار پیشنهاد می کرد که شما به مدت 6 ماه در گروه و فعالیت ها حضورنداشته باش که هم خانواده خیالشان راحت ‌شود و هم اطرافیان باور کنند که جدا شده ای...
در این مدت با افراد زیادی که از بابایی جدا شده بودند صحبت کردم و با قضایا آشناتر شدم. وبلاگ آنها را هم مطالعه کردم. پسرم ازنظر تحصیلی در مرحله اخراج بود که با تماس‌های من فعلاً لغو شده است. این داستان شخصی من بود و در این مدت با نمونه‌های فجیعی برخورد کردم. تک‌تک می‌سوزند و زندگی را از دست می‌دهند. بچه من بر اثر فریب کاری این شیاد زندگی خود را از دست داد چون منطق و تربیتش را از دست داده است؛ هیچ صلاحی را تشخیص نمی‌دهد و به فکر آینده و تحصیل خود نیست.
اما "م-ب" همچنان جلسات خود را در خانه‌های خصوصی دایر و فعالیت می‌کند.

به طور معمول در گمانه زنی های باستان شناسی و باستان شناختی هنگامی که کاووشگران به روستا یا شهری مدفون شده در تاریخ می رسند، با جمع آوری اشیاء و اجساد نوع مدفون شدن نقطه باستانی را بازسازی می کنند.

به گزارش ایرنا، اما در عصر معاصر و در دوران مدرن، روستای لبد در شهرستان کوهرنگ به یکباره ناپدید شد و زیر هزاران هزار خروار خاک در یک چشم به هم زدن برای همیشه تاریخ مدفون شد.

رانش زمین در نوروز بیش از چهارده سال پیش در کوهرنگ چهارمحال وبختیاری یک روستا را برای همیشه بلعید و نشان داد انسان خاکی در برابر طبیعت همچنان ضعیف است.

انگار همین دیروز بود که در شهرستان کوهرنگ طبیعت خروشید و52 نفر از مردم روستای آبکار لبد را در یک شب بهاری در خاک فرو برد و زنان و مردان این روستا را در یک چشم برهم زدن در خواب ابدی فرو برد و اجساد آنان را در زیر هزاران هزار خروار خاک ناپدید کرد.

گل های بهار در کوهرنگ تازه جوانه زده بودند و بلبلان بر شاخه ساران ترانه می خوانند و مینی بوس از شهرکرد عازم کوهرنگ بود و حبیب در فکر این بود که وقتی به خانه رسید چگونه نوروز را به پدر و مادرش تبریک بگوید.

حبیب چند روزی مرخصی گرفته بود و برای خواهران کوچک خویش از شهر سوغات خریده بود تا به عنوان عیدانه ای به آنها داده باشد و در این اندیشه بود که در ایام چند روز مرخصی خود و تعطیلات نوروزی کمک حال پدر پیر خود باشد و گوسفندها را برای چرا به دامنه لبد ببرد.

خودرو کم کم به روستای محل سکونت خانواده حبیب نزدیک می شد و خستگی جاده های پیچ در پیچ و گردنه های دور را حبیب به شوق دیدار به فراموشی می سپرد که صدای راننده حبیب را به خود آورد.

حبیب نزدیکی های روستا پیاده شد و ساک بزرگ سفر را روی شانه انداخت تا بقیه راه را تا مقصد نهایی که منزل پدری اش بود با پای پیاده طی کند، هرچه که می دانست لباس هایش گلی خواهد شد.

باد صبحگاهان بهاری گونه های حبیب را نوازش می داد و حبیب سرشار از حس دیدار پدر و مادر خانواده در خود گم شده بود، که صدای شیون های بلند در دل دره ها طنین انداز شد و حبیب مات و مبهوت خشکش زد و از هوش رفت.

روستای آبکار لبد در فروردین ماه سال 1377 دریک شب بارانی بهار زیرآوار کوه برای همیشه مدفون شد و هرگز کسی از ساکنان مانده در خانه های آن روستا خبر دار نشد.

در آن حادثه تاریخی 52نفر از اهالی روستای لبد شهرستان کوهرنگ در زیر هزاران هزار تن خاک مدفون شدند و تنها از کل اهالی این روستا 13نفر که در آن شب در روستا نبودند زنده ماندند و حادثه ریزش و رانش کوه و مدفون شدن روستا ی لبد نیز از طریق روستاهای اطراف اعلام شد.

در سال 71 برای اهالی روستای لبد یک سایت و شهرک برای اسکان در نظرگرفته شده بود که آنان اسکان در این شهرک نپذیرفتند.

زمین لغزش یا رانش زمین، اژدهایی خفته و خاموش در دل خاک است که به یک چشم به هم زدن درست مثل زلزله بیدار می شود و هم چیز را ویران می کند و حتی رد پایی از خود به جایی نخواهد گذاشت.

پدیده زمین لغزش براثر دخالت های مستقیم انسان و تاثیرگذاری بر فعل و انفعالات زمین رخ می دهد و اثرات بسیار جبران ناپذیری را نیز برجای خواهد داشت.

زمین لغزش به حرکت توده ای مواد تشکیل دهنده زمین از یک شیب به سمت پایین اطلاق می شود که به ناپایداری شیب نیز معروف است و عمده زمین لغزشها نیز درحاشیه راهها و مناطق شیب دار رخ می دهد.

میزان خسارات ناشی از وقوع زمین لغزش در ایران بیش از 127 هزار میلیارد ریال است و این میزان خسارات با ثبت چهار هزار و 900 مورد انواع زمین لغزش در مناطق مختلف کشور رخ داده و وقوع زمین لغزش در کشور سالانه به صورت مستقیم و غیرمستقیم 500 میلیارد ریال خسارت وارد می کند.

در لبد شهرستان کوهرنگ همه سال در نوروز دو تا سه نفر از بازماندگان آن حادثه شوم، به نزدیکی روستا می آیند و در آستانه کوه یاد فراموش شدگان لبد را برای همیشه گرامی می دارند.

رژیم صهیونیستی در حالی در بمباران علیه فلسطینی ها از فسفر سفید استفاده می کنند که سازمان ملل و دبیرکل آن، این مسائل را می بینند و چشم هایشان را می بندند. به گزارش دانشجو، عکس زیر نشان دهنده تآثیر فسفر سفید است که صهیونسیت ها در بمباران علیه فلسطینی ها استفاده می کنند و سازمان ملل و دبیرکل آن، این مسائل را می بینند و چشم هایشان را می بندند.

مشرق: با ورود بشر به خصوص انسان غربی به زندگی مدرن در سایه مکتب لیبرالیسم، آثار فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی منتج شده از مکتب لیبرالیسم در زندگی بشر عصر مدرن بسیار ملموس و قابل تأمل جلوه می­کند.

با توجه به تعریف اجمالی از مکتب لیبرالیسم، تکیه این مکتب بر آزادی یعنی آزادی فرد در جامعه تا جایی که به آزادی دیگران لطمه‌­ای وارد نشود، به گونه­‌ای رقم خورده است که دولت بنابر توجیه آزادی، به مسائلی از قبیل خانواده توجه نکرده و این موضوعات را در دایره مسائل شخصی تفسیر می­‌کند؛ از سوی دیگر، به دنبال تکیه مکتب لیبرالیسم بر آزادی، روی کار آمدن نفکر فمینیسم با ادعای احیای حقوق زنان، نه تنها حمایتی از زنان نداشته بلکه بر مشکلات زنان افزوده است.[1]

به عنوان مثال بر اساس آمار منتشر شده درباره آمار طلاق در ایالات متحده آمریکا، آمار طلاق در میان قشر جوان آمریکا به طور متوسط 50 درصد و نصفی از ازدواج­‌های رسمی در این کشور به صورت طلاق پایان می‌­پذیرد.


آمار طلاق در ایالات متحده امریکا[2]


با توجه به آمار فوق، میزان سن طلاق میان قشر جوان ایالات متحده آمریکا در مقایسه با سنین بالا از رشد بالایی برخوردار است.

دکتر "جنیفر بیکر" عضو ارشد و رئیس بخش برنامه خانواده درمانی در مؤسسه روانشناسی فارست درباره میزان آمار طلاق در آمریکا می­گوید: با توجه به تغییر فرهنگ مردم در آمریکا، آمار بسیار وحشتناکی از طلاق و ازدواج­های غیر رسمی به چشم می­خورد، هیچ اطمینانی وجود ندارد که بگوییم 50 درصد ازدواج­های انجام گرفته، به صورت طبیعی ادامه پیدا کند و اغلب به طلاق می­‌انجامد.

جنیفر بیکر

با توجه به آمار مجله enrichment ، آمار طلاق در کشور آمریکا در ازدواج اول، دوم و سوم به طور متوسط بالای 40 درصد است.



آمار کلی طلاق در آمریکا[3]

این آمار تنها گوشه­‌ای از مشکلات فرهنگی و اجتماعی در کشور توسعه یافته­‌ای همچون آمریکاست که برای تحقیقات بیشتر درباره دلایل طلاق و رشد بیش از حد آمار طلاق نیاز به تحقیقات مبسوط تری است، لکن در این نوشتار به دنبال نشان دادن قسمتی از مشکلات فرهنگی غرب زیر نظر مکتب لیبرالیسم هستیم.

در کنار مشکلاتی همچون طلاق و ازدواج­‌های غیر رسمی در آمریکا، رشد بیش از حد سقط جنین در آمریکا یکی دیگر از مشکلات فرهنگی آمریکا است که در این نوشتار به دنبال بررسی علل و عوامل آن هستیم.


وضعیت بارداری در ایالات متحده امریکا

وضعیت بارداری در ایالات متحده آمریکا نیز با توجه به آمار مراکز علمی و تحقیقاتی همچون موسسه گاتمچر، واقعیت­‌های جالب و درخور توجهی را به مخاطب عرضه می­کند؛ بنابر آمار گاتمچر، نزدیک به نیمی از حاملگی­ زنان آمریکایی ناخواسته بوده و دلایل متنوعی همچون عدم استفاده از وسایل پیشگیری، اعمال غیر اخلاقی، تجاوز و ... وجود دارد.



آمار حاملگی در آمریکا بر اساس شرایط افراد[4]


بنابر آمار این مؤسسه با توجه به امار فوق، نزدیک به نیمی از زنان در آمریکا بصورت ناخواسته باردار شده و به دنبال راهی برای خارج شدن از این شرایط هسند.

از سوی دیگر، با توجه به قانونی شدن سقط جنین در آمریکا و ایجاد مؤسسه­‌های خصوصی برای انجام عمل سقط جنین و حتی خریداری جنین­ از زنان و خانواده­‌ها، بازار سقط جنین در آمریکا بسیار پر رونق است.

آمار سقط جنین در آمریکا توسط موسسه گاتمچر


وضعیت سقط جنین در ایالات متحده آمریکا

سقط جنین قانونی سابقه طولانی در دنیا ندارد. در ایالات متحده آمریکا قانونی شدن سقط جنین هر چند فراز و نشیب‌های فراوانی را طی کرده است و مخالفان و موافقان فراوانی داشته است، اما از دهۀ 1970 تا کنون اصل سقط جنین در این کشور قانونی شده است، البته باید به این نکته توجه داشت که به علت وجود نظام فدرالی در این کشور هر یک از ایالت‌های آمریکا قانون خاصی در این زمینه دارند که در محدوده این امر سعه و ضیق ایجاد می‌نماید. اما در هر صورت آمارهای رسمی سقط جنین در آمریکا به شدت تعجب‌آور و تأسف‌انگیز است. برخی از این آمارها عبارتند از:

چهل درصد از حاملگی‌های زنان سفید پوست، 69 درصد از حاملگی‌های سیاهپوستان و 54 درصد از حاملگی‌های آمریکایی‌های لاتین­تبار ناخواسته صورت می‌گیرد (در مجموع قریب به 50 درصد کل حاملگی‌ها در ایالات متحده) و از میان کل حاملگی‌ها در ایالات متحده آمریکا 22 درصد آن‌ها به سقط جنین ختم می‌گردد. (یعنی بیش از یکی از هر پنج مورد).

از سال 1973 (آغاز سقط جنین قانونی در ایالات متحده آمریکا) تا سال 2005 بالغ بر 45 میلیون سقط جنین قانونی در این کشور صورت گرفته است. (موارد سقط جنین غیر‌قانونی و نیز افزایش شدید به کارگیری روش­های ضد بارداری را باید جداگانه در نظر گرفت.)



در سال 1973 دادگاه عالی ایالات متحده در پرونده «رو دربرابر وید» (Roe v. Wade ) چنین حکم کرد که زنان پس از مشورت با پزشک خود این حق را دارند که اقدام به سقط جنین نمایند و دولت حق مداخله در این زمینه را ندارد.[5]

البته باید این آمار وحشتناک را اضافه کرد که در هر سال در سراسر جهان بین 42 میلیون تا 70 میلیون سقط جنین صورت می‌گیرد، این بدان معنی است که توجیه نظری سقط جنین عاملی برای تداوم یک نسل کشی وحشتناک در سراسر جهان است. از این میان شایان ذکر است که فقط یک درصد از کل سقط جنین‌های صورت گرفته به این علت صورت می‌گیرد که جنین حاصل تجاوز جنسی و یا زنای با محارم بوده است و کمتر از 5 درصد دیگر به علت خطرات حاملگی برای سلامت مادر یا جنین انجام می‌شود. این در حالی است که 93 درصد از سقط جنین‌های صورت گرفته به خواست والدین­(در این‌جا خصوصاً مادر) و بدون هیچ مشکل پزشکی صورت می‌گیرد.[6]

تعریف اجمالی از لیبرالیسم

گرایش غالب امروز حاکم بر جهان غرب این است که مردم جامعه باید در انجام خواسته‌های فردی خود، هرچه بیشتر آزاد باشند و هیچ مسئولیتی در برابر اداره جامعه برعهده افراد نیست، و تنها گروه خاصی را همین مردم انتخاب و تعیین می‌کنند تا حد لازم و ضروری مدیریت جامعه را عهده دار شوند و در اجرای مقرراتی که خود مردم وضع می‌کنند، سهیم باشند. بنابراین دولت باید کمترین تصرف را در زندگی مردم داشته باشد، و هر یک از افراد باید از بیشترین آزادی در رفتار خود برخوردار باشند.

این آزادی شامل فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می‌شود و دولت تنها حق دارد آن اندازه­ای که برای حفظ نظم جامعه ضروری است در امور مردم دخالت کند؛ نه بیش از آن. این گرایش را، به طور عام، لیبرالیسم می‌نامند. براین اساس، حداکثر آزادی برای افراد ثابت می‌شود، اما آنان در برابر مشکلات اجتماعی مسئولیتی ندارند.[7]

نگاهی گذرا بر دو ویزگی لیبرالیسم

با توجه به مکتب لیبرالیسم، به نظر می­رسد دو ویژگی این مکتب  بیش از دیگر ویژگی­‌های لیبرالیسم، به اقدام و ترویج سقط جنین در آمریکا کمک می­‌کنند.

اولویت حق بر سعادت و عدم دخالت دولت در موضوعات شخصی و حتی دفاع از حیطه شخصی فرد، از ویژگی­‌هایی است که سبب می­‌شود حامیان سقط جنین برای توجیه اقدام خود از آن بهره ببرند، این مسئله نه تنها در بحث سقط جنین بلکه در دیگر اقدامات فرد لیبرال همچون همجنس گرایی، ازدواج، طلاق و ... ظهور پیدا می­‌کند.

تقدم حق بر سعادت

یکی از ویژگی­های لیبرالیسم، اولویت حق بر سعادت است، بدان معنا که اگر شخص اقدامی می­‌کند نه بدان جهت است که این فعل او بر مبنای سعادت انجام گرفته بلکه بر این اساس است که این شخص بنابر حقی که دارد تشخیص می­‌دهد که این اقدام در جهت منافع او است و احتمال دارد هیچ خیری پشت این اقدام قرار نگذفته باشد؛ به عنوان مثال حامیان همجنس گرایی این اقدام خود را تنها معطوف به حیطه شخصی و حقی که در قانون برای آنها مشخص شده است، توجیه می‌کنند.[8]

ورود این طرز تفکر به عرصه سیاست نیز همانند رویکرد قبلی تبعات و آثار خاص خود را به نمایش خواهد گذاشت. بنابراین اگر در عمل قائل به اولویت حق بر سعادت شویم، شاهد جامعه‌ای خواهیم بود که در آن، شیوه‌ای که مردم به آن می‌زیند و حق زیستن مطابق آن را دارند، الزاماً مطابق با شیوه صحیح و درست زندگی نیست و به عبارت بهتر مردم هیچ نیازی به این که مطابق شیوه صحیح زندگی، زندگی کنند نمی‌بینند، بلکه آن‌ها در چارچوب حقوقی که برایشان در نظر گرفته شده است زندگی می‌کنند، بدون این که در انتخاب این نوع و یا هر نوع از زندگی که حقوق آن‌ها به آنان اجازه آن را می‌دهد، نیازمند به رعایت سعادت و خیرها و یا توجه به آن‌ها (زندگی معطوف به خیر) باشند.[9]

بی‌طرفی دولت لیبرال در حقوق افراد

مایکل سندل یکی از متفکرین در عرصه لیبرالیسم می­گوید: فلسفه سیاستی که ما با آن زندگی می‌کنیم (لیبرال دموکراسی) نوع خاصی از نظریه سیاسی لیبرال است که اندیشه اصلی آن این است که دولت باید نسبت به رویکردهای مذهبی و اخلاقی­ای که شهروندان آن اتخاذ می‌کنند بی‌طرف باشد و از آن­جا که مردم بر سر بهترین راه زندگی اختلاف نظر دارند، دولت نباید در قانون، هیچ رویکرد خاصی به حیات سعادتمند را مورد تأیید قرار دهد.

بدین ترتیب سندل بی‌طرفی دولت را اندیشه اصلی لیبرال دموکراسی می‌داند، اندیشه‌ای که به همراه دیگر عوامل، فلسفه اجتماعی این مکتب را تشکیل می‌دهند. بی‌طرفی دولت و خنثی بودن آن در مورد زندگی سعادتمند، از شاخصه‌های اندیشه‌های سیاسی مدرن محسوب می‌شود.[10] [11]

مایکل سندل

در این رویکرد، دولت نسبت به انجام اموری که فرد راغب به آن است هیچ دخالتی نداشته و حتی برای راحتی فرد قوانینی وضع می‌­کند تا آزادی وی تأمین شود، به عنوان مثال قانون آزادی همجنس گرایی در آمریکا و عدم مخالف سران آمریکایی با این مسئله حاکی از نگاه لیبرالیسم به عدم دخالت دولت در منع آزادی­‌های فردی است.

رابطه میان خصوصیات لیبرالیسم و ترویج سقط جنین

چنان که پیش از این ذکر شد، سقط جنین در ایالات متحده به راستی موضوعی مناقشه­ برانگیز بوده و هست. آنچه در این بخش از نوشتار در پی آن هستیم این است که نشان دهیم رابطه‌ای وثیق میان وضعیت کنونی سقط جنین و خصوصیات اصلی اندیشه لیبرالی وجود دارد و وضعیت کنونی، حاصل اندیشه‌های لیبرالی و به کار‌گیری آن‌ها در عرصه عمل است.

به عبارت بهتر در این بخش در پی آن هستیم که نشان دهیم ترویج سقط جنین و آزاد دانستن مادران در پایان دادن به حیات جنین، برخاسته از نگاه لیبرالی است و وضعیت کنونی ایالات متحده آمریکا که در آن 93 درصد از سقط جنین‌هایی که صورت می‌گیرد بدون هرگونه اضطرار و نیاز پزشکی و صرفاً به خواست والدین می‌باشد، محصول عملی شدن نگاه لیبرالی در زندگی جمعی انسان‌ها در ایالات متحده آمریکا است.

برای نشان دادن چنین امری لازم است که اولاً نگاهی به استدلال‌های حامیان سقط جنین داشته باشیم. شایان ذکر است که حامیان سقط جنین می‌توانند در سراسر دنیا استدلال‌های مختلفی داشته باشند. آنچه ما در این جا در پی نشان دادن آن هستیم این است که حامیان سقط جنین، لیبرالیسم را مکتبی مناسب برای دفاع از خواست خود یافته‌اند و از این رو استدلال‌هایی که در حمایت از سقط جنین مطرح می‌کنند با مبانی لیبرالیستی سازگار می‌باشد. علاوه بر این در گامی دیگر روندی که سقط جنین در جامعه آمریکا طی کرده است، منطبق بر عملی شدن معیارها و شاخصه‌های لیبرالیستی در این جامعه بوده است.

دو سوی مناقشه کنونی در مورد سقط جنین در ایالات متحده آمریکا را می‌توان به تقریب زیر تقریر کرد:

الف) طرفداران آزادی سقط جنین: این عده به دلایل مختلفی از جمله آزادی و اختیار زن (در این که باردار باشد یا خیر) و آزادی زن و مرد در انتخاب آینده زندگی‌شان، استدلال می‌کنند که مطابق این دلایل زن باید نسبت به حفظ و سقط جنین خود آزاد باشد. به این ترتیب از نظر اینان درست این است که زن را مجبور به حفظ جنین و بارداری نکنند و خلاف این امر ظالمانه و اجبار­آمیز است. این نگاه کاملاً همخوان با نگاه لیبرالیستی است. چنان­که متفکرین لیبرالیسم نیز در بیان استدلال­های مختلف حامیان سقط جنین به نگاه لیبرالیستی و تقدم قائل شدن بر حق در برابر سعادت اشاره می‌کنند و از قول این گروه می‌نویسند:[12]

از آن جهت نباید علیه سقط جنین قانون‌گذاری نمود که سقط جنین یک حق است.

ب) مخالفان آزادی سقط جنین: این گروه نیز به دلالیل مختلف از جمله دستورات مذهبی، متمسک می‌شوند و مدعی آن هستند که جنین در حقیقت یک موجود زنده و انسان صاحب حق است و هیچ کس حتی مادر وی حق ندارد او را از حق حیات محروم کند. به این ترتیب به نظر اینان درست این است که حق انسان ناتوانی که امکان دفاع از خود را ندارد تضییع نشود و یک انسان از حق حیات محروم نگردد.

اعتراض مخالفین سقط جنین در آمریکا

حمایت از سقط جنین برای تجارت لوازم آرایشی و محصولات خوراکی

در کنار حمایت مکتب لیبرالیسم از آزادی سقط جنین در آمریکا، تجارت دیگری بواسطه رشد صنعت سقط جنین رونق گرفته است، تجارت لوازم آرایشی که برای تولید جنس مرغوب نیاز به روغن تولید شده از جنین است.

در کنار این تجارت پر سود، اظهارات سناتور آمریکایی رالف شورتی "Ralph Shortey " در ایالت اوکلاهاما فاش کرد که شرکت‌های پپسی، کرافت و نستله از سلول‌های کبد جنین‌های سقط شده به عنوان طعم‌دهنده نوشیدنی‌های خود استفاده می‌کنند و روزانه میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، از این نوشیدنی‌ها استفاده می‌کنند .

 


بنابر این افشاگری مشخص شد شرکت­‌های یاد شده با همکاری و حمایت از مؤسسات خصوصی سقط جنین، کبدهای جنین سقط شده را برای مصارف خوراکی از جمله طم دهنده­‌ها مورد استفاده قرار می­‌دهند.[13]

 


صنعت سقط جنین و تجارت لوازم آرایش

"ویکی ایوان" محقق کلیسای سان فرانسیسکو در تحقیقات خود درباره سقط جنین در آمریکا نشان می­دهد بر اساس قوانین و سیاست­‌های پشت پرده، رشد سقط جنین نسبت به 30 سال گذشته بیش از 30 درصد افزایش داشته است.

بنابر تحقیقات وی، 1.787 مرکز حمایت از سقط جنین در آمریکا وجود دارد و با توجه به سیاست­‌های حمایتی دولت­‌ها از سال 1997 تا سال 2008؛ 25 درصد افزایش پیدا کرده است.

 

اظهارات یک دکتر آمریکایی درباره سقط جنین در آمریکا

بنابر تحقیقات ایوان، تبلیغات دولت­‌ها و مؤسسات خصوصی برای زیبایی اندام زنان و همچنین جلوگیری از چروک شدن پوست، بسته­‌های تشویقی برای سقط جنین ایجاد کرده و این مسائل در کنار حق قانونی برای هر فرد درباره حاملگی سبب رونق داروسازی و تجارت لوازم آرایشی شده است.

ایوان می­‌گوید: با توجه به فعالیت­‌های گسترده و آزادانه مؤسسات خصوصی در آمریکا، به نظر می‌­رسد سیاست­‌های دولتمردان برای سهولت این مسئله بسیار پررنگ است تا جایی که بنابر اسناد منتشر شده، مؤسسات خصوصی سقط جنین در انتخابات ریاست جمهوری کمک­‌های بسیاری به نامزدها و احزاب سیاسی کرده­‌اند.[14]


وی همچنین در ادامه تحقیقات خود می­گوید: بدون استفاده از اندام جنین­‌های سقط شده، عملا تجارت لوازم آرایشی سود زیادی ندارد، بسیاری از لوازم آرایشی تولید شده برای افراد سالخورده و برای جلوگیری بشتر از چروک شدن و پیری پوست به کار می‌­رود که در این لوازم آرایشی به صورت مستقیم از جنین انسان استفاده می­‌شود.

 



منابع و مآخذ:

[1] - http://www.enotes.com/william-shakespeare-william-shakespeare-5-criticism/feminist-criticism

[2] - http://www.divorcerate.org/

[3] - http://www.time.com/time/magazine/article/0,9171,1989124,00.html

[4] - http://www.guttmacher.org/pubs/FB-Unintended-Pregnancy-US.html

[5] - Cohen, Susan A., (2006) Roe or No Roe, Right to Abortion Seen Eroding under Newly Constituted Supreme Court, Guttmacher Policy Review, winter, Volume 9, Number 1.

 

[6] - Guttmacher Institute, (July/2008) Facts on Induced Abortion in the United States, www.guttmacher.org.

[7] - http://plato.stanford.edu/entries/liberalism/

[8] - http://pewresearch.org/pubs/1994/poll-support-for-acceptance-of-homosexuality-gay-parenting-marriage

[9] - عزیزی سید مجتبی، لیبرالیسم؛ فلسفۀ اجتماعی سقط جنین، درآمدی بر علوم انسانی اسلام / دکتر علی‌اصغر خندان و همکاران، تهران، دانشگاه امام صادق (علیه السلام)

[10] - Sandel, Michael J., (1996) Democracy's discontent, America in search of a public philosophy, Cambridge, mass: the bekknap press of Harvard university press.

 

[11] - عزیزی سید مجتبی، لیبرالیسم؛ فلسفۀ اجتماعی سقط جنین، درآمدی بر علوم انسانی اسلام/ پیشین

 

[12] - http://wewantthedebate.ca/for-immediate-release-abortion-there-is-everything-to-debate%E2%80%A6/

[13] - http://www.naturalnews.com/034777_Pepsi_aborted_fetus_cells_soda_flavoring.html

[14] - http://www.lifenews.com/2010/05/20/state-5108/

اظهارات توهین آمیز یک مفتی سرشناس سعودی علیه پیامبر اسلام (ص) خشم مسلمانان را برانگیخت.
به گزارش مشرق به نقل از العالم، "محمد العریفی" مفتی وهابی سعودی در اظهاراتی توهین آمیز در یک شبکه اماراتی، مدعی شد "قبل از تحریم شراب افرادی به پیامبر شراب هدیه می دادند، پیامبر اسلام نیز این شراب را می فروخته و یا هدیه می داد".

این مفتی وهابی همچنین مدعی شد  "شراب نجس نیست زیرا پس از تحریم شراب مردم بطری های شراب را در جاده ها خالی کردند، به همین دلیل پای صحابه هنگام رفتن به مسجد برای نماز به شراب آغشته می شد".
یک مسئول ارشد سازمان ملل متحد تاکید کرد کسانی که تحت عنوان مخالف درحال جنگ با نظام سوریه هستند، از کودکان بعنوان سرباز استفاده می کنند.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، "رادیکا کوماراسوامی" نماینده ویژه سازمان ملل متحد در امور کودکان و درگیری های مسلحانه گفت، خبرهایی در خصوص وجود کودکان در "ارتش آزاد ملی" دریافت کرده ایم.

وی اظهار داشت که سازمان ملل نتوانسته است برای آگاهی از درستی این مسأله تحقیق کند.

نگرانی سازمان ملل متحد از این موضوع پس از گزارش اخیر سازمان "دیدبان حقوق بشر"  درباره اقدام مخالفان مسلح در ربودن، شکنجه و اعدام گروهی از هواداران نظام سوریه مطرح می شود.

واحد مرکزی خبر: به گفته محققان، دمای کره زمین تا سال دو هزار و پنجاه ممکن است پنج درجه افزایش یابد.

به نوشته شماره امروز روزنامه یو اس ای تودی در اینترنت: در حالیکه آمریکا گرم ترین ماه مارس در تاریخ این کشور را سپری می کند، نتایج یک مطالعه جدید که روز یکشنبه منتشر شد،‌ نشان می دهد اگر روند انتشار گازهای گلخانه ای همچنان ادامه یابد، متوسط دمای کره زمین ممکن است تا سال دو هزار و پنجاه به میزان دو و نیم تا پنج و چهار دهم درجه افزایش یابد.

یافته های این تحقیق مبتنی بر نتایج ده هزار شبیه سازی رایانه ای الگوهای آب و هوایی در آینده است که تحت نظارت محققان دانشگاه آکسفورد در انگلیس انجام گرفت.

دان رولاندز نویسنده اصلی نتایج این تحقیق در دانشگاه آکسفورد می گوید، این یافته ها نگرش مطمئن تری درباره روند صعودی گرم شدن کره زمین بدست می دهد. روند پیش بینی شده در این تحقیق سریع تر از اکثر پیش بینی های دیگر است.

اکثر دانشمندان می گویند، میزان فزاینده دی اکسید کربن در جو که ناشی از مصرف سوختهای فسیلی از قبیل نفت، گاز و زغال سنگ است، موجب می شود سیاره ما تا سطحی گرم شود که با تغییر پذیری طبیعی قابل توضیح نیست.

این مطالعه در نشریه اینترنتی «نیچر ژئوساینز» منتشر شد و تاییدی بر پیش بینی های مشابهی است که از سوی «هیئت بین دولتی بررسی تغییرات آب و هوایی» در سال دو هزار و هفت به عمل آمده بود.

به گفته رونالدز، الگوی آب و هوایی که در این مطالعه مورد تحلیل قرار گرفت، پیچیده ترین الگویی بود که تاکنون بررسی شده است و در آن به برخی تردیدهای موجود در پیش بینی های قبلی که از الگوهای ساده تری استفاده کردند، پرداخته شد.

در این مطالعه فرض بر این بود که الگوی واقع بینانه ای از تغییرات آب و هوایی طی پنجاه سال گذشته بهترین معیار برای پیش بینی روند گرم شدن کره زمین در آینده است.

این خبر را بخوانید: " شیخ عبدالعزیز آل شیخ یکی از مفتیان مشهور سعودی با صدور فتوای تخریب کلیساها در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اعتراض جوامع مسیحی را برانگیخت.

به گزارش عصر ایران فتوای این مفتی سعودی هفته گذشته و در پی استفتای یکی از نمایندگان پارلمان کویت در رابطه با نظر این مفتی سعودی درباره ممنوعیت ساخت کلیسا در کویت صادر شده است .

این مفتی سعودی در پاسخ به نامه این نماینده پارلمان کویت تاکید کرده است که نه تنها باید ساخت کلیسا ( در کشورهای حاشیه خلیج فارس) ممنوع شود بلکه کلیساهای موجود نیز باید تخریب شوند.

در پی صدور این فتوا برخی از اسقف های کاتولیک در کشورهای اروپایی با محکوم کردن آن ، این فتوا را ناقض حقوق میلیون ها کارگر خارجی ساکن در این کشورها دانستند."

این  اولین بار نیست که مفتیان وهابی ،‌ فتواهایی از این دست صادر می کنند ؛ فتاوایی که ممکن است در جوامعی مانند جامعه ایران ، صرفاً در حد طنز و تیتر باشند ولی در کشورهای غیرمسلمان و به ویژه در غرب ،‌ به عنوات نمادهایی از اسلام مطرح می شوند.

عربستان ، به لحاظ میزبانی ابدی قبله گاه مسلمانان و حرم نبوی(ص) ، خواه ناخواه در جهان به عنوان مظهر جهان اسلام مطرح است و خاندان سعودی ،‌ برغم همه ناپاکی های اخلاقی ، با ظاهری متشرع و مقید به احکام الهی ،‌ همواره در صدد هستند نقش پدرخوانده مسلمانان در جهان را بازی کنند ؛ از همین روست که کمک های مالی آنها به اقلیت های مسلمان در اروپا و آمریکا و سایر نقاط جهان و بنا نهادن سازمان های اسلامی و مساجد در اقصی نقاط دنیا را به عنوان یک استراتژی دائمی دنبال می کنند.
شاید از همین روست که در بسیاری از کشورهای غیر مسلمان ، لباس های رسمی عربی که سعودیان بر تن می کنند ، نه لباس عربی که لباس اسلامی پنداشته می شود!

با این ذهنیت نسبت به رابطه اسلام و سعودی ها ، طبیعی است که فتاوای نابهنجاری که مفتیان متحجر وهابی - سعودی گاه و بیگاه صادر می کنند ،‌ حکم قطعی "اسلام" و "مسلمین" تلقی شود.

در چنین شرایطی به نظر می رسد "وظیفه"‌علمای عقل اندیش و میانه روی جهان اسلام  - چه شیعه و چه سنی - این است که به طور سریع و صریح در برابر این قبیل انحرافات فتوایی موضع بگیرند و حساب آن را از حساب اسلام واقعی جدا کنند و این "جدایی حساب"‌را نیز به طور گسترده اعلام رسانه ای کنند.

قطعاً وقت آن فرارسیده است که خبر "جدا بودن وهابیت و مفتیان و فتواهایش از اسلام راستین" به طور جدی به دنیا اعلام شود و این ،‌در وهله اول وظیفه علمای شیعه و سنی و سپس رسالت رسانه ها و دولت های اسلامی است.

عدم تکذیب انتساب چنین فتواهایی به اسلام ،‌ باعث می شود رسانه های غربی که عمدتاً‌ "اسلام هراسی"‌را دنبال می کنند ،‌ مستنداتی واقعی برای اثبات ترسناک بودن اسلام(!) داشته باشند .
بدیهی است این وضعیت در دراز مدت به شکل گیری سیاست های منفی در کشورهای غیراسلامی به ممالک اسلامی و نیز مسلمانان مقیم بلاد غیراسلامی منجر می شود و زندگی را بر آنها سخت می سازد.

علمای اسلام ، حتماً به این نکته دقت دارند که این فتواها در میان غیرمسلمانان ،‌فتوای یک مفتی متحجر وابسته به یک فرقه انحرافی تلقی نمی شود بلکه به نام دین محمد(ص) تمام می شود و حیثیت دینی مسلمانان را خدشه دار می کند ، فلذا تردیدی در وجوب دفاع از حریم و حرمت و احترام اسلام توسط همه مسلمانان و به ویژه علما باقی نمی ماند.
مفتیان وهابی باید بدانند که هزینه فتوای عجیب و غریبی که صادر می کنند را باید خود بپردازند نه اسلام و فهماندن این مهم به این مفتیان جز با حرکت علمای شیعه و سنی میسر نمی شود.

شیخ عبدالعزیز آل شیخ یکی از مفتیان مشهور سعودی با صدور فتوای تخریب کلیساها در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اعتراض جوامع مسیحی را برانگیخت.

به گزارش عصر ایران فتوای این مفتی سعودی هفته گذشته و در پی استفتای یکی از نمایندگان پارلمان کویت در رابطه با نظر این مفتی سعودی درباره ممنوعیت ساخت کلیسا در کویت صادر شده است .

این مفتی سعودی در پاسخ به نامه این نماینده پارلمان کویت تاکید کرده است که نه تنها باید ساخت کلیسا ( در کشورهای حاشیه خلیج فارس) ممنوع شود بلکه کلیساهای موجود نیز باید تخریب شوند.

در پی صدور این فتوا برخی از اسقف های کاتولیک در کشورهای اروپایی با محکوم کردن آن ، این فتوا را ناقض حقوق میلیون ها کارگر خارجی ساکن در این کشورها دانستند.

گفتنی است عربستان سعودی تنها کشور حاشیه خلیج فارس است که در آن ساخت کلیسا ممنوع است و عبادت دسته جمعی مسیحیان حتی در خانه هایشان ممنوع می باشد .

برخی از اسقف های مسیحی با مطرح کردن رابطه نزدیک این مفتی سعودی با پادشاه عربستان دولت ریاض را به باد انتقاد گرفته و اعلام کرده اند که روابط نزدیک شیخ عبدالعزیز آل شیخ با خاندان حاکم بر عربستان و شخص ملک عبدالله ( پادشاه عربستان) مسئولیت دولت عربستان را در این زمینه بیشتر کرده است.

تلاش این مفتی سعودی برای نهی کردن سایر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از ساخت کلیسا در شرایطی صورت می گیرد که دولت ریاض همواره به عنوان یکی از  کشورهای نقض کننده آزادی ادیان از سوی مجامع جهانی مورد انتقاد قرار دارد ، با این حال روابط گرم خاندان سعودی با غرب ، هیچ گاه این فشارها را از سطح برخی سازمان های بین المللی کمتر موثر فراتر نبرده است .

دستورالعمل‌های راهنمای مربوط به مالیات و منافع و اسناد مهاجرت باید به گونه‌ای بازنویسی شوند که دیگر پیش‌فرض اینکه یک زوج عبارت‌ست از یک زن و یک مرد در آنها رعایت نشود.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه انگلیسی دیلی‌میل، شب گذشته فاش شد که کلمات "زن و شوهر" به خاطر اصلاحات انجام شده در راستای حمایت از ازدواج همجنس‌گرایان از اسناد رسمی کشور بریتانیا حذف خواهد شد.
بنابراین گزارش، دستورالعمل‌های راهنمای مربوط به مالیات و منافع و اسناد مهاجرت باید به گونه‌ای بازنویسی شوند که دیگر پیش‌فرض اینکه یک زوج عبارت‌ست از یک زن و یک مرد در آنها رعایت نشود.
این اصلاحات پاییز گذشته از سوی دیوید کامرون، نخست‌وزیر انگلیس وعده داده شده بود و قصد دارد راه را برای ازدواج همجنس‌گرایان انگلیسی در حقوق مدنی این کشور برای اولین بار باز کند. این در حالی است که بر اساس سنت‌های مذهبی، ازدواج بین یک مذکر و یک مونث انجام می‌پذیرد.
اصلاحات مزبور خشم کلیسای انگلیس را برانگیخته است که ائتلاف حاکم بر این کشور را به فهم نادرست از قوانین ازدواج متهم می‌کند. با این حال، "لین فیترستون"، وزیر امور فرصت‌های برابر کابینه انگلیس به رهبران مذهبی این کشور هشدار داد که از ادبیات تند در این خصوص استفاده نکنند.
قبلا هم در پاسپورت‌های انگلیسی و همچنین آمریکایی به جای نام پدر و مادر از والد ۱ و والد ۲ استفاده شده بود.
حضرت آیت الله جوادی آملی گفت: کار مرتاض‌ها با کمک جن و شیاطین است برای همین گاهی درست و گاه اشتباه است، در برخی موارد هم با معصیت همراه است. کارهای مرتاضان از سنخ «إن الشیاطین لیوحون إلی أولیائهم» است.
به گزارش رسا، حضرت آیت الله جوادی آملی امروز در ادامه درس تفسیر قرآن که در مسجد اعظم قم برگزار می‌شود با اشاره به تفاوت بین کرامت، معجزه و کارهای مرتاضان گفت: کرامت از غیر امام و پیغمبر هم بر می‌آید و با تحدی همراه نیست ولی معجزه مخصوص پیغمبر و امام است و با تحدی نیز همراه است. تحدی به معنای مبارز طلبیدن است و مدعی نبوت یا امامت در کنار انجام معجزه، ‌تحدی می کند و می گوید چون معجزه امری الهی است از این رو نمی توانید مثل آن را بیاورید پس باید نبوت و امامت را بپذیرید.

وی ادامه داد: کار مرتاض ها با کمک جن و شیاطین است برای همین گاهی درست است و گاه اشتباه و برخی اوقات هم با معصیت همراه است. کارهای مرتاضان از سنخ «إن الشیاطین لیوحون إلی أولیائهم» است. همان طور که جن قدرت آوردن تخت از یمن برای جناب سلیمان سلام الله علیه دارد، برخی از اخبار غیب را هم می‌داند ولی همیشه با صحت همراه نیست.

این استاد عالی حوزه علمیه قم با اشاره به آیه شریفه «قال فعلتها إذا و أنا من الضالین» گفت: همانطور که حضرت موسی علیه السلام می گوید (لهم علی ذنب بزعمهم لا واقعا؛ به خیال آنها من گناهکارم نه واقعا) این جا هم می گوید (انا من الضالین بزعمهم لا واقعا،‌ من به خیال و زعم آن ها گمراه هستم نه واقعا). این گونه از آیات که متشابه است با آیات محکم و بسیاری که انبیاء علیهم السلام را مخلِص، ‌مخلَص، صالح، مصطفی و مجتبی می داند معنی می شود و طبق این محکمات، اصلا گناه و خطا در انبیاء راه ندارد.

حضرت آیت الله جوادی آملی خاطر نشان کرد: معجزه نه تنها مغلوب نمی شود بلکه شبیه‌پذیر هم نیست. مثلا قرآن کریم نه اشکال و اختلافی در آن هست که اگر باشد مغلوب است و نه کسی مثل و شبیه آن را می تواند بیاورد و اگر هر کدام از این ها اتفاق بیفتد، قرآن معاذالله شکست خورده است ولی هیچ کدام از این دو امکان ندارد.

حضرت آیت الله جوادی آملی گفت: اولین گروهی که تشخیص دادند کار حضرت موسی سحر نیست بلکه امری الهی و معجزه است،‌ ساحران بودند و شربت شهادت را نوشیدند. ساحران برای هدایت دیگران گفتند به رب العالمین که رب موسی و هارون علیهما السلام است ایمان آوردیم، مبادا که کسی گمان کند که مرادشان فرعون است که می گفت انا ربکم الاعلی.

روزنامه الاخبار لبنان گزارش داد که در ماه گذشته بیش از 90 نوجوان عراقی به بهانه استفاده از نمادهای شیطان پرستی توسط گروه های مسلح افراطی سنگسار شده اند.

به گزارش عصر ایران این روزنامه لبنانی با اشاره به بیانیه اخیر وزارت کشور عراق در زمینه مقابله با پدیده شیطان پرستی می نویسد:یک گروه افراط گرای مذهبی در بغداد مسؤول کشتن دست کم 90 نوجوان عراقی با پوشش غربی در یک ماه گذشته است.

یکی از نوجوانان که خود از  ربوده شدگان این گروه افراطی بوده و از دست آنها گریخته است ، به "الاخبار" گفت: گروه مسلح ، نوجوانانی که به نظر آنها لباس هایشان مناسب نیست را می ربایند و برای قتل آنها ،نخست یک بلوک سیمانی روی دست های آنان و یک بلوک سیمانی بزرگ روی پاهایشان می اندازند و در مرحله آخر یک بلوک سیمانی بر سر آنها می کوبند و آن قدر این کار را تکرار می کنند تا فرد بمیرد.  آنها پس از کشتن نوجوانان ،جسدشان را در سطل های زباله بغداد می اندازند.

در پی این قتل های وحشتناک زنجیره ای و انتشار بیانیه وزارت کشور عراق که در آن به مدارس درباره  استفاده دانش آموزان از مظاهر شیطان پرستی هشدار داده شده است ، بسیاری از نوجوانان و جوانان عراقی که موهای بلند دارند و یا با مظاهر غربی در سطح شهر تردد می کنند ، نسبت به احتمال ربایش و  سنگسار دچار نگرانی شده اند.
در بیانیه وزارت کشور عراق "شیطان پرستان" با نشانه هایی مانند موهای بلند ، داشتن علامت هایی از اسکلت و نیز الصاق حلقه و دیگر زیور آلات به زبان یا بینی شان معرفی شده اند.

البته وزارت کشور عراق درباره قتل 90 نوجوان طی یک ماه گذشته در بغداد اظهار نظر نداشته و این خبر را تایید یا تکذیب نکرده است ، اما این وزارت خانه روز پنج شنبه با صدور بیانیه ای از افراط گرایان مذهبی خواسته تا آزادی های عمومی شهروندان این کشور را نقض نکنند. وزارت کشور در عین حال بر لزوم برخورد با شیطان پرستی تاکید کرده است.بر اساس اعلام وزارت کشور عراق ، بیشتر کسانی که از نمادهای شیطان پرستی استفاده می کنند بین 14 تا 18 ساله اند.

همچنین انتشار عکس هایی از نوجوانان کشته شده به دست این گروه افراطی در شبکه فیس بوک موجی از ترس و وحشت را میان جوانان و دانش آموزان عراقی ایجاد کرده است.

سفیه السهیل نماینده پارلمان عراق نیز در این باره گفته است که برخی از دانش آموزان اخیرا به بهانه هایی چون پوشیدن شلوار جین آمریکایی و یا داشتن موهای بلند دستگیر شده اند.
بنا به گزارش تلویزیون الشرقیه عراق آیت الله سیستانی مرجع عالیقدر شیعه  نیز در واکنش به اقدام خودسرانه گروهی افراط گرا در سنگسارجوانان با محکوم کردن این اقدام آن را عملی تروریستی دانسته است.

خانم "حنا البیاتی " عضو " دادگاه بروکسل " که یک گروه حقوق بشری برای نظارت بر مسایل حقوق بشر در عراق است ، با ابراز نگرانی از کشته شدن دست کم 90 نوجوان عراقی در ماه گذشته در بغداد اعلام کرده است که احتمالا عناصری از وزارت کشور عراق در قتل این نوجوانان با این گروه مسلح افراط گرا همدست هستند.

تازه‌ترین تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که غول سینمایی آمریکا (هالیوود) در گرایش نوجوانان و جوانان به عیاشی و مصرف مشروبات الکلی تاثیر بسیار زیادی داشته است.

خبرگزاری فارس: نقش هالیوود در گرایش نوجوانان اروپایی به مصرف مشروبات الکلی

به گزارش فارس به نقل از نشریه گاردین، محققان آلمانی در پژوهش های خود به این نتیجه رسیده اند که نوجوانان و جوانان اروپایی در شش کشور این قاره پس از تماشای فیلم های هالیوودی و دیدن صحنه هایی از فیلم که در آن مصرف مشروبات الکلی به نمایش درآمده است، تمایل بیشتری برای مصرف آن از خود نشان داده اند.

بر اساس این گزارش، این پژوهش گران در تحقیقات انجام شده متوجه شده اند که مصرف مشروبات الکلی در میان نوجوانان اروپایی که فیلم های حاوی صحنه های مربوط به مصرف مشروبات الکلی را تماشا کرده اند، نسبت به دیگر نوجوانان بسیار بیشتر است.

در واقع نتایج این تحقیقات نشان دهنده این مطلب است که غول سینمایی آمریکا به یک مشوق و محرک برای نوجوانان و جوانان اروپایی برای مرف مشروبات الکلی تبدیل شده است، چرا که نوجوانانی که این فیلم ها را تماشا می کنند، تمایلشان به مصرف مشروب از تمایل آن ها به انجام کارهای دیگر بسیار بیشتر است و به نوعی به مصرف مشروب اعتیاد پیدا می کنند.

در این تحقیقات که نتایج آن در نشریه پزشکی پدیاتریکس منتشر شده است، 16 هزار نوجوان و جوان اروپایی در شش کشور اسکاتلند، آلمان، ایسلند، ایتالیا، هلند و لهستان مورد بررسی قرار گرفته اند و این در حالی است که رینر هانوینکل رییس موسسه تحقیقاتی بهداشت و درمان شهر کیل در آلمان و همکاران وی پس از بررسی نتایج تحقیقات خود در این زمینه، از نتایج مشابه آن در هر شش کشور شگفت زده شده اند. این در شرایطی است که تفاوت های سیاسی و فرهنگی زیادی در این شش کشور وجود دارد. در نتیجه محققان این مرکز متوجه شده اند که دلیل محکم تر و قوی تری برای شبیه بودن نتایج به دست آمده وجود داشته است.

هانوینکل در این باره می گوید: ما انتظار نداشتیم که این نتایج با این وضوح در مورد تاثیرگذاری هالیوود به دست آید، اما نتایج این تحقیقات نشان می دهد که رسانه ها تا چه حد می توانند بر روی زندگی نوجوانان تاثیرگذار باشند. در واقع محصولات هالیوود در سرتاسر دنیا پخش شده است و این محصولات نه تنها بر روی نوجوانان آمریکایی، بلکه بر روی نوجوانان کشورهای دیگر نیز تاثیرگذار بوده است.

در عین حال جیمز سارجنت معاون هانوینکل نیز در این باره می گوید: هر چیزی که شما از مشروبات الکلی انتظار دارید برای شما انجام دهد، از به دست آوردن ثروت، سرگرمی و چیزهای دیگر، در فیلم های هالیوودی به شما داده می شود. این مسئله باعث می شود نوجوانان به این نتیجه برسند که الکل چیز خوب و مفیدی است.

رییس دادگاه عالی شرعی قدس درباره نقشه رژیم اشغالگر جهت تخریب مسجد الاقصی با زلزله مصنوعی هشدار داد.

به گزارش شبکه العالم، "یوسف ادعیس" تأکید کرد: الاقصی به دلیل تهدیدهای رژیم اشغالگر و شهرک نشینان، وارد مرحله ای بسیار خطرناک شده است.
وی افزود: ریزش ها و ترک های مکرر منازل شهروندان در بخش قدیمی شهر قدس و فرو ریختن بخشهایی از مسجد عین سلوان، و ایجاد تفریح گاه های توراتی در بخش جنوبی مسجد الاقصی، مقدمه ای برای نابودی کامل مسجد الاقصی است.
ادعیس گفت: تحرکات و فعالیتهای محرمانه و فشرده ای در این روزها بین سران صهیونیستی و خاخام ها برای هماهنگی با دستگاه نظامی صهیونیستی جهت برنامه ریزی تخریب کامل مسجد الاقصی درجریان است.
ادعیس هشدار داد: رژیم اشغالگر تصمیم دارد با ایجاد زلزله ای مصنوعی مسجد الاقصی را ویران کند، بویژه آنکه این رژیم اکنون اطراف پایه های اصلی این مسجد را تخلیه کرده، و تونلهایی زیر این مسجد حفر کرده است.
با وجود مخالفت گروه های مختلف حقوق بشری، روحانیون فرقه وهابی دستور ممنوعیت ورزش برای بانوان را صادر کردند.
به گزارش جام نیوز به نقل از رویترز، زنان عربستانی از ورزش کردن منع شده اند و این دستور علمای مذهبی وهابی این کشور است.
شرکت ورزشکاران زن عربستانی در مسابقات بین المللی یا حتی ورزش کردن عادی، همیشه موضوعی بحث برانگیز بوده است.
عربستان تاکنون هیچ نماینده زنی در المپیک نداشته است. این موضوع و همینطور ممنوعیت ورزش کردن زنان در عربستان بارها مورد انتقاد گروه های مختلف حقوق بشری قرار گرفته است.
زنان و دختران سعودی فقط در خانه یا مدارس خصوصی حق ورزش کردن دارند، این در حالیست که شهریه این مدارس بسیار زیاد است و برای خیل عظیم خانواده های طبقه متوسط عربستانی قابل پرداخت نیست.
عالمان عربستانی معتقدند ورزش کردن زنان و دختران خلاف روال طبیعی و جنسیتی آنان است.
در بسیاری از مدارس دولتی عربستان نه تنها محلی برای ورزش کردن دختران وجود ندارد، بلکه درس یا زنگی هم به نام زنگ ورزش در نظر گرفته نشده است.
گروه «ملحدان آمریکایی» تبلیغات گسترده ای را علیه مسلمانان این کشور آغاز کرده اند که تاکنون با هیچ گونه واکنشی از سوی دولتمردان این کشور مواجه نشده است. کلمه جلاله الله در گوشه سمت چپ این پلاکارد دیده می شود و این به معنای آن است که در این تبلیغات نه تنها اسلام بلکه خدا هم انکار شده است.



به گزارش «شیعه نیوز» ، یک گروه ملحد آمریکایی با نصب پلاکاردهای تبلیغاتی جدید علیه مسلمانان در اطراف نیویورک که بر روی آن عبارت «اسلام یک افسانه است» نوشته شده است بازی ضد اسلامی جدیدی را آغاز کردند.

محمد الفیلالی از اعضای جمعیت مسلمان آمریکا در این باره می گوید: این اولین بار در تاریخ نیست که چنین هتک حرمت هایی علیه اسلام انجام می گیرد و آخرین بار هم نخواهد بود.

کلمه جلاله الله در گوشه سمت چپ این پلاکارد دیده می شود و این به معنای آن است که در این تبلیغات نه تنها اسلام بلکه خدا هم انکار شده است.

عجیب آن است که این حرکت هیچ واکنشی از سوی مسئولان و نهادهای آمریکایی در پی نداشته است. جمله توهین کننده به اسلام در این پلاکارد هم به زبان عربی و انگلیسی و هم به زبان عبری نوشته شده است. تصاویر این پلاکارد ها همچنین بر روی وب سایت «ملحدان آمریکایی» منتشر شده است.

سیلورمن، رییس این گروه مدعی شده است که مسلمانان افراد منزوی هستند که نه تلویزیون نگاه می کنند و نه به اندازه کافی مطالعه دارند و از اینترنت هم استفاده نمی کنند.

او ادعا می کند که مسلمانان در سنین بسیار پایین ازدواج می کنند و به آنها آموزش داده نمی شود که چگونه در خارج از جوامع خود زندگی کند.

بنابر گزارش آن اسلام، در حال حاضر حدود 800 هزار مسلمان در نیویورک زندگی می کنند که 10 در صد جمعیت این شهر را تشکیل می دهند. کل جمعیت مسلمان که در آمرکا زندگی می کنند نیز حدود هفت تا هشت میلیون نفر است که در اقلیت هستند. تبعیض علیه مسلمانان در جامعه آمریکایی همواره وجود داشته است و این رویکرد پس از حادثه 11 سپتامبر تشدید شده است.

یک عضو کمیته اسلامی ـ مسیحی مقدسات فلسطین با هشدار درباره خطر یهودی سازی کامل بیت المقدس ، از ملتهای عربی و اسلامی خواست مسئولیتهای خود را در قبال نقشه های رژیم صهیونیستی برای یهودی سازی این شهر مقدس بر عهده بگیرند.



به گزارش «شیعه نیوز» ، یونس عموری روز یکشنبه در گفت وگو با شبکه خبری العالم گفت: آنچه برای یاری بیت المقدس مورد نیاز است مانند خورشید آشکار است. این شهر از هر لحاظ ساعتهای پایانی خود را می گذراند و نقشه های یهودی سازی و تبدیل بیت المقدس به اورشلیم در آستانه اجرا قرار دارد.

وی افزود: حداقل آنچه مورد نیاز است اجرای تصمیمات رسمی عربی و اسلامی در قبال شهر قدس است و اینکه دولتها و ملتهای عربی مسئولیتهای خود را به عهده بگیرند و به وظایف خود در قبال این شهر مقدس عمل کنند.

عموری ادامه داد: برنامه های همه کمیته های دفاع از بیت المقدس باید هر چه سریع تر اجرا شود. همچنین همه ملتهای عربی و اسلامی باید قدس را یاری کنند چون که این شهر اکنون با خطرناک ترین روند یهودی سازی به طور علنی و آشکار روبرو است.

این عضو کمیته اسلامی ـ مسیحی مقدسات فلسطین همچنین اظهار داشت: مذاکرات با رژیم اشغالگر بنا بر اعتراف خود مذاکره کنندگان به بن بست رسیده است و دیگر نمی توان این راه را در پیش گرفت. رژیم اسرائیل تلاش می کند به هر نحوی وقت کشی کند.

عموری افزود: مساله قدس به مرحله خطرناکی رسیده و نیازمند تلاش همگانی است به خصوص که مذاکرات به جایی نرسیده است و چشم انداز سیاسی نا امید کننده ای در این زمینه وجود دارد.

وی تاکید کرد که دیگر هیچ چیزی پنهان نیست چون که مقامات رژیم اشغالگر بارها گفته اند که قدس پایتخت ملت یهود است.

عموری توضیح داد: شعار "قدس پایتخت ملت یهود است" به این معنی است که رژیم اشغالگر می خواهد قدس قبله یهودیان در سراسر جهان باشد.

وی افزود: توپ اکنون در زمین تشکیلات خودگران فلسطین، رهبری سازمان آزادیبخش و رهبران عربی و اسلامی است و همه باید به مسئولیتهای خود در قبال این شهر مقدس عمل کنند.

هیأت امر به معروف عربستان با بیان اینکه پادشاه این کشور نقش این هیأت را در شهر جده به کلی از بین برده است اعلام کرد : این شهر به کلوپ خوشگذرانی شاهزاده های خاندان حاکم تبدیل شده است.
به گزارش العالم ، ناظران معتقدند تشدید اقدامات پادشاه عربستان علیه این هیأت واکنشی به حمایت این هیأت از شخصیت های دینی است که برگزاری جشنواره جنادریه را محکوم کردند.
هر چند این اختلافات بین جریان ملک عبدالله از یکسو و شخصیت های دینی و هیأت امر به معروف از سوی دیگر محدود می شود اما مسائل پشت پرده که اخیرا فاش شده است، تردیدها را درباره وجود اختلافات عمیق تر بین محافل حکومتی و محافل دینی حاکم بر کشور افزایش داده است.
همچنین محافل سیاسی عربستان بر این باورند جریان طرفدار پادشاه این کشور با اصرار به برگزاری جشنواره جنادریه و تبدیل جده به کانون لهو و لعب قصد دارند توجه بخشی از جامعه این کشور را از مشکلات سیاسی کشور و خواسته های مربوط به ایجاد اصلاحات که در این کشور در حال افزایش است؛ منحرف کنند.
روزنامه الریاض عربستان در مقاله ای نوشت : درخواست های جلوگیری از برگزاری جشنواره جنادریه باید در نطفه خفه شود.
ناظران بر این باورند تشدید حملات رسانه های طرفدار پادشاه عربستان علیه شخصیت های دینی و هیأت امر به معروف با هدف کشاندن اوضاع به مرحله هرج و مرج و شکستن ابهت این شخصیت ها و هیأت صورت می گیرد.
هر چند سخنان شخصیت های دینی درباره تبدیل جده به کانون فساد برای شاهزاده های سعودی و حیف و میل اموال به گوش مسئولان این کشور رسیده است اما خاندان آل سعود جشنواره جنادریه را خط قرمزی می داند که هر قدر هم تخلفاتی اخلاقی در آن اتفاق بیافتد نباید آن را زیر پا گذاشت.
جشنواره جنادریه بزرگترین مناسبت فرهنگی در سعودی به شمار می آید.

دو گروه از شهرک نشینان صهیونیست صبح امروز با پشتیبانی نیروهای امنیتی به مسجد الاقصی یورش بردند.


به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از العالم، منابع خبری به نقل از شاهدان اعلام کردند، شهرک نشینان صهیونیستی با تجاوز به مسجد الاقصی به قدم زدن در محوطه این مکان مقدس پرداختند.

نیروهای امنیتی رژیم اشغالگر نیز در مقابل از ورود فلسطینی ها به مسجد الاقصی جلوگیری کردند. نیروهای اشغالگر برای تحت فشار قرار دادن فلسطینی هایی که از قبل در مسجد الاقصی حضور داشتند، کارت شناسایی آنها را گرفته و به آنها رسید دادند تا در صورت خروج از مسجد الاقصی کارت های خود را تحویل بگیرند.

زنان فلسطینی از مسجد الاقصی حمایت می کنند

از سوی دیگر شخصیت های دینی و چهره های ملی فلسطینی در شهر قدس از زنان فلسطین خواستند برای مقابله با اقدام زنان صهیونیست فردا وارد این مسجد شده و از آن حمایت کنند.

گروهی از زنان صهیونیست تصمیم گرفته اند فردا به مسجد الاقصی یورش برده و در آنجا مراسم مذهبی خود را اجرا کنند.

یورش به کلیسای مسیحیان در قدس

همچنین امروز گروهی از صهیونیست های افراطی با حمله به کلیسای مسیحیان فلسطینی در بخش غربی شهر قدس، روی دیوارهای این کلیسا شعارهای نژادپرستانه و توهین آمیز نوشتند.

صهیونیستها به 3 خودرو کلیسا نیز خسارتهایی وارد کردند.

شهر قدس طی روزهای اخیر با فراخوان گروه های افراطی صهیونیستی، صحنه درگیری و حملات صهیونیستها و نیروهای امنیتی به قدس و محوطه های اطراف آن است.

رژیم صهیونیستی قصد دارد با فرستادن نمایندگانی به کشورهای مختلف دنیا، وجهه این رژیم را در افکار عمومی دنیا بهبود بخشد.

خبرگزاری فارس: همجنس‌‌بازها سفرای جدید اسرائیل در جامعه جهانی

به گزارش فارس به نقل از روزنامه جروزالم‌پست، وزارت دیپلماسی عمومی رژیم صهیونیستی در نظر دارد 100 نفر را از بخش‌های مختلف جامعه اسرائیل انتخاب کرده و آنان را به عنوان نماینده به خارج از سرزمین‌های اشغالی بفرستد تا این افراد تلاش کنند از وجهه این رژیم در عرصه بین المللی دفاع کنند.

بر اساس این گزارش، این برنامه قرار است در هفته موسوم به هفته "آپارتاید اسرائیل" به مرحله اجرا درآید و قرار است در این طرح برای احیای وجهه رژیم صهیونیستی در عرصه جهانی تلاش شود.

بر اساس این طرح، این 100 نفر که با عنوان چهره‌های اسرائیل در این ماموریت همکاری دارند، از میان اعراب ساکنین سرزمین های اشغالی، هنرمندان، کارشناسان امنیت ملی، همجنس‌بازان، مردم عادی و مهاجرین اتیوپیایی انتخاب شده‌اند.

شرکت‌کنندگان چندین هفته را تحت آموزش نیروهای وزارت دیپلماسی عمومی رژیم صهیونیستی قرار داشته اند و قرار است از چندین دانشکده در نیویورک، بوستون، واشنگتن، لس آنجلس، سان فرانسیسکو و میامی در آمریکا، تورنتو و مونترال در کانادا، دوبلین در ایرلند، لندن، مادرید و ژوهانسبورگ و کیپ تاون در آفریقای جنوبی دیدار کنند. این افراد در 20 گروه قرار خواهند گرفت و در کنفرانس‌ها و اجلاس‌های برگزار شده در این کشورها شرکت خواهند کرد و به ایراد سخنرانی برای دانشجویان این دانشگاه‌ها خواهند پرداخت.

یولی ادلستین وزیر دیپلماسی عمومی رژیم صهیونیستی در این باره مدعی شده است که علت تنفر از رژیم صهیونیستی عدم آگاهی افراد از این رژیم است. بنابراین مقامات این وزارتخانه تلاش می کنند با اجرای این ماموریت وجهه این رژیم را بهبود ببخشند.

وی همچنین مدعی شده است که تاکید بر ادعای احترام رژیم صهیونیستی به حقوق بشر، اصولی‌ترین ماموریت این 100 نفر در سفرهایشان به کشورهای مذکور است.

مدیر کل نظارت بر داروی وزارت بهداشت ادامه داد: یکی از مهمترین اقلام دارویی که بخش مهمی از داروهای قاچاق را تشکیل می‌دهد، مکمل‌های بدنسازی است که به عنوان دوپینگ و بدنسازی استفاده می‌شوند.
معاون دارویی سازمان غذا و دارو هشدار داد: مکمل‌های بدنسازی غیر مجاز که اغلب در باشگاههای ورزشی عرضه می‌شوند، به علت داشتن هورمونهای غیر مجاز افراد را نابارور می‌کنند و فراوانی این مکملها نشان می‌دهد که توطئه‌ای در قالب بیوتروریسم برای از بین بردن نسل ایرانی در حال اجراست.

محمدرضا شانه ساز در گفت و گو با فارس، افزود:‌ مبارزه با داروهای غیر مجاز تقلبی و قاچاق طی یکسال گذشته با همکاری نزدیک تر وزارت بهداشت با ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، نیروی انتظامی و به خصوص وزارت اطلاعات که اطلاعات بسیار گسترده‌ای از شبکه‌های قاچاق دارند وارد مرحله جدیدی شده است.

کاهش ۳۵درصدی داروهای قاچاق در کشور

وی گفت: حاصل این برنامه ها این است که با وجود بازرسی‌های بیشتر و جدی تر و حدف بازارهای رسمی داروهای قاچاق و تقلبی، ‌میزان کشفیات داروهای قاچاق در کشور ۳۵ درصد کاهش پیدا کرده و با توجه به نظارت دقیق تر در داروخانه‌ها و مراکز مجاز میزان کاهش این داروها در داروخانه‌ها به مراتب بیش از ۳۵ درصد است البته هنوز نمی‌توانیم بگوییم صفر شده است اما خیلی کم شده است.

تغییر شکل عرضه داروهای قاچاق

معاون دارویی سازمان غذا و دارو تأکید کرد: بیشترین داروهای قاچاق و تقلبی مربوط به داروهایی است که به صورت ماهواره‌ای و اینترنتی تبلیغ می‌شوند و به علت برخورد جدی با عرضه کنندگان این داروها مراکز رسمی توزیع داروهای غیر مجاز مانند ناصرخسرو و مانند آن دیگر وجود ندارند.

شانه ساز گفت: علت جمع شدن این بازارهای غیر مجاز این است که بلافاصله با آنها برخورد می‌شود به همین خاطر عرضه کنندگان داروهای قاچاق و تقلبی به این سمت رفته‌اند که با اعلام شماره تلفن داروی تقلبی و قاچاق را در منزل به افراد تحویل دهند و در واقع محل کار نداشته باشند و به این ترتیب می‌توان گفت شکل عرضه داروهای قاچاق در کشور عوض شده است.

مدیر کل نظارت بر داروی وزارت بهداشت ادامه داد: یکی از مهمترین اقلام دارویی که بخش مهمی از داروهای قاچاق را تشکیل می‌دهد، مکمل‌های بدنسازی است که به عنوان دوپینگ و بدنسازی استفاده می‌شوند.

مکمل‌های غیر مجاز بدنسازی حاوی هورمون‌های عقیم کننده

وی گفت: بسیاری از این اقلام نتوانسته‌اند از نظر سلامت و ایمنی و کم بودن عوارض، استانداردهای وزارت بهداشت را بگذارنند و مجوز نگرفته‌اند به همین خاطر به سمت فروش در بازارهای غیر مجاز مثل سالن‌های بدنسازی رو آورده‌اند که توسط افرادی غیر از پزشک و متخصص تغذیه در اختیار ورزشکاران قرار می‌گیرد.

شانه ساز افزود: به خاطر عوارض شدید این مکمل‌ها به شرکتهای پخش دارو بخشنامه شده است که مکمل‌های مجاز فقط در داروخانه ها توزیع شود و فروشگاههای عرضه مکمل های بدنسازی جمع شوند و جلوی گسترس این مراکز را گرفته‌ایم اما تقریباً همه مکملهایی که در باشگاهها عرضه می‌شود جزو اقلام غیر مجاز و خطرناک است.

وی ادامه داد:‌ مکمل‌هایی که نتوانسته‌اند از وزارت بهداشت مجوز بگیرند اغلب حاوی مواد دارویی و هورمونهایی مانند آ‌ندروژن و تستسترون هستند که به هیچ وجه نباید در مکمل‌ها باشند.

شانه ساز اضافه کرد: مهمترین عارضه این مکمل‌ها این است که کار کلیه و کبد را مختل می‌کنند و به علت دفع نشدن آب بدن، آب در زیر بافتهای بدن جمع می‌شود و چون بدن فرد باد می‌کند و تصور می‌کند که عضله آ‌ورده است در حالی که به محض قطع کردن مکمل بدن جمع می‌شود در حالی که کلیه و کبد به شدت آسیب دیده‌اند.

توطئه بیوتروریسم علیه ایرانیان جدی است

وی تأکید کرد: عارضه مهم این مکمل‌ها این است که بعد از مدتی از مصرف فرد را نابارور می‌کنند و این مسئله می‌تواند نشانه این باشد که توطئه دیگری علیه ملت ایران در جریان است و می‌خواهند نسل ایرانی را منقرض کنند و این بخشی از بیوتروریسم علیه ایرانیان است که بسیار فراتر و خطرناک‌تر از سودهای اقتصادی فروش این مکمل‌هاست.

معاون دارویی سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت گفت: ماده دیگری که به فراوانی در این مکمل‌ها وجود دارو کورتن است که همان طور که گفتم با اختلال کار کلیه باعث جمع شدن آب زیر بافت بدن می‌شود و فرد به اشتباه تصور می‌کند که عضله پیدا کرده است در حالی که کلیه و کبد خود را از دست می‌دهد.

وی گفت: برخورد با این پدیده به عهده نیروی انتظامی و معاونت بهداشتی دانشگاههای علوم پزشکی است زیرا تقریباً همه مکمل های بدنسازی که در باشگاههای ورزشی عرضه می‌شوند، قاچاق و غیر مجاز هستند و سازمان تربیت بدنی نیز در این زمینه مسئول است و البته با توجه به اینکه عرضه دارو غیر از داروخانه جرم است اگر به سازمان غذا و دارو و معاونتهای غذا و داروی دانشگاههای علوم پزشکی گزارش شود اقدامات قانونی برای برخورد با این تخلف انجام می‌شود.

مدیرکل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی گفت: آمارهای بدست آمده نشان می‌دهد که 7درصد تماسهای اورژانس اجتماعی مربوط به کودک آزاری است.
به گزارش مهر، حبیب الله مسعودی فرید با بیان این مطلب افزود: بر اساس آمارهای 6 ماهه اول سال جاری، تعداد تماسهای گرفته شده با خط تلفن 123 اورژانس اجتماعی نشان‌دهنده افزایش تعداد تماسها نسبت به سال گذشته است.

وی در مورد تماسهای سال گذشته نیز تاکید کرد: در سال گذشته حدود 94 هزار تماس با خط 123 اورژانس اجتماعی برقرار شده است که کودک آزاری در صدر تماسها بوده است.

مدیر کل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی گفت: حوادث مربوط به کودک آزاری حدود 7 درصد تماسهای برقرار شده با اورژانس اجتماعی بوده که حدود 7 هزار تماس است.

به گفته وی، بعد از کودک آزاری، بیشترین تماسهای اورژانس اجتماعی مربوط به همسر آزاری است.

فرید افزود: کودک آزاری، همسر آزاری، سالمند آزاری، معلول آزاری، اقدام به خودکشی، فرار دختران و...  از جمله تماسهای برقرار شده با اورژانس اجتماعی است.

یکی از اهداف ابرقدرت های غرب برای تضعیف دین اسلام تخریب جایگاه مرجعیت در افکار عمومی است که برای رسیدن به این هدف از مفتیان ساده لوح وهابیان استفاده می کنند.


به گزارش«شیعه نیوز» ، شیعه ستیزی مفتی های وهابی موجب خوشحالی استکبار جهانی و استعمارگران سرزمین های اسلامی است علاوه براین هدف قرار دادن احکام اسلامی و قوانین الهی با فتواهای غیرمعقول دستاویزی برای اسلام ستیزی غرب فراهم میکند و این مهمترین دستاورد حضور چهره های خشک وبی ریشه ایست که طی سده اخیر به پیکره جهان اسلام تحمیل شده است.
اگرچه چنین تفکراتی درگذشته زمان درجهت مخالفت با ائمه طاهرین(علیهم السلام)نیزدیده شده ولی سیطره استعماری آن چهره جدیدی است که لباس خودپسندی را به دیگرپسندی ترجیح داده است.

درحالیکه فتاوای علمای شیعه همیشه ودرهمه حال مورد غضب ودشمنی سرسختانه کشورهایی همچون انگلیس بوده، هیچ موردی را نمی توان یافت که سران این کشورها برعلیه مفتی های وهابی جبهه گیری کرده باشند.
که یکی از اهداف ابرقدرت های غرب برای تضعیف دین اسلام تخریب جایگاه مرجعیت در افکار عمومی است که برای رسیدن به این هدف از مفتیان ساده لوح وهابیان استفاده می کنند.
در تازه ترین نمونه این رفتارها، شیخ شمس الدین صحه مفتی الجزایری فتوای عجیبی در مورد دو باشگاه رئال و بارسلونا صادر کرد: این مفتی اعلان کرده است که هر کسی روی لباسش آرم باشگاه های بارسلونا و رئال مادرید باشد موجب بطلان نمازش می شود.»
نکته جالب توجه اینجاست که این مفتی علت صدور فتوای خود را به دلیل وجود صلیب در آرم باشگاه های یاد شده دانست.
چندی پیش نیز " عبدالله نجدی" یکی دیگر از مفتی های ساده لوح وهابی با طرح شروط 14 گانه برای فوتبال، نمایش مضحکی را به راه انداخت بود.
متن استفتاء و پاسخ شیخ وهابی:
سؤال: … جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و ... نیفتیم.
جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیل را رعایت کنید:
اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!
دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل ، اوت ، پنالتی ، کرنر و …، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای.
سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست.
چهارم: نباید در تعداد بازیکنان از روش کفار و یهود و نصارا و خصوصاً آمریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.
پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید ؛ زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.
ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.
هفتم: نباید زمان بازی را ۴۵ دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.
هشتم: نباید در دو نیمه ۴۵ دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.
نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!
دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و… وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.
یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!
دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!
سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.
چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و … است.
اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد… من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم…).

در پایان امیدوارم که این پیام برای جوانان و دیگران مؤثر و مفید باشد. اللّهم آمین.
عبد الله النجدی ـ ریاض

لایحه قانونی شدن ازدواج همجنس بازان در ایالت واشنگتن چهارشنبه به تصویب نهایی رسید.

به گزارش فارس، به نقل از خبرگزاری رویترز، لایحه قانونی شدن ازدواج همجنس بازان در واشنگتن به تصویب رسید و به این ترتیب با این اقدام، واشنگتن هفتمین ایالتی در آمریکا شد که ازدواج همجنس گرایان را به رسمیت شناخت.
کریستین گریگویر، فرماندار واشنگتن در این باره گفت: هر چند مخالفان این لایحه که محافظه کاران مذهبی هستند، گفته اند در رای گیری ماه نوامبر برای لغو آن تلاش می کنند، با این حال منتظر امضا این لایحه و پایان دوران "تبعیض" هستم.
طبق این گزارش، تصویب این لایحه در واشنگتن یک روز پس از پیروزی حامیان ازدواج همجنس گرایان در کالیفرنیا صورت گرفت یعنی زمانی که دادگاه فدرال اعلام کرد منع ازدواج همجنس گرایان در این ایالت غیرقانونی است. در واقع این قانون یک هفته پس از به تصویب رسیدن توسط مجلس سنای واشنگتن با 28 رای موافق در مقابل 21 رای مخالف، با 55 رای موافق در برابر 43 رای مخالف به تایید مجلس نمایندگان واشنگتن نیز رسید.
در این گزارش آمده است: حامیان ازدواج همجنس گرایان برای تصویب قانون مشابه در مریلند و نیوجرسی نیز در تلاشند و به دنبال برگزاری رفراندوم برای قانونی کردن ازدواج همجنس گرایان در ایالت مین هستند. شش ایالتی که تاکنون این موضوع را به رسمیت شناخته اند عبارتند از نیویورک، ماساچوست، کنکتیکت، ورمونت، نیوهمشایر و آیوا.
رویترز نوشت: نه حکم قانونی روز سه شنبه در سانفرانسیسکو و نه اقدام مجلس ایالتی در الیمپیا هیچ کدام با سرعت وضع موجود زوج های همجنس گرا را تغییر نخواهند داد. نتیجه دادگاه در کالیفرنیا نیز تا پایان پروسه فرجام خواهی، متوقف می ماند. این اقدام در واشنگتن نیز نمی تواند پیش از اوایل ژوئن به اجرا در آید.

ابراهیم غفاراف، رایزن و نفر دوم سفارت جمهوری آذربایجان در تهران که هفته‌ی گذشته در نشستی با موضوع «توسعه‌ی اقتصادی در جمهوری آذربایجان» شرکت نموده بود، ضمن تأیید برگزاری رژه‌ی همجنسبازان در مسابقات یوروویژن باکو، از آن به‌عنوان شاهدی برای اثبات وجود آزادی فردی و رعایت حقوق بشر و همچنین عاملی در جهت پیشرفت و توسعه‌ی اقتصادی کشورش نام برد.

به گزارش رجانیوز، غفاراف که رژه‌ی همجنس‌بازان را سبب افتخار و نشان آزادی جمهوری آذربایجان می‌دانست ادعا نمود که علی‌رغم وجود ابهاماتی در خصوص قهرمانی کشورش در مسابقات یوروویژن پارسال در دوسلدورف آلمان، واقعیت این است که به‌هر‌حال باکو امسال میزبان مسابقات یوروویژن است و حتی رواج رشوه‌گیری توسط عوامل دولتی به سرکردگی کمال‌الدین حیدراف مانع از آمدن توریست‌های خارجی نخواهد شد و برگزاری کارناوال گی‌ها نیز سبب خواهد شد که سیل همجنس‌بازان به این جمهوری سرازیر شده و بخشی از صدها میلیون دلار پولی که خرج مراسم یوروویژن شده است جبران شود.

لازم‌به‌‌ذکر است که کمال‌الدین حیدراف که پس از رئیس‌جمهور دومین فرد بانفوذ کشورش به‌حساب می‌آید، پیش‌از‌این رئیس گمرک جمهوری آذربایجان بوده و هم‌اکنون نیز بر کرسی وزارت حوادث غیرمترقبه تکیه دارد.

شایان توجه است که اظهارات گستاخانه‌ی فوق در حالی توسط یک دیپلمات عالی‌رتبه‌ از یک کشور شیعه‌نشین بیان شد که این نشست در دانشگاه تهران و با حضور مقامات رسمی وزارت خارجه برگزار می‌گردید.

یکی از دادگاه‌های تجدید نظر ایالت کالیفرنیا با بیان اینکه ممنوعیت ازدواج همجنس گرایان در این ایالت نقض کننده قانون اساسی کالیفرنیا است، حکم لغو این قانون را صادر کرد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری "فرانسه"، یکی از دادگاه های تجدیدنظر دولت فدرال در ایالت کالیفرنیا روز گذشته اعلام کرد که ماده اصلاحیه ای شماره 8 قانون اساسی این ایالت که بر اساس آن ازدواج هم جنس گرایان ممنوع اعلام شده است،‌ اصول دادرسی و حمایت برابر در برابر قانون را در این ایالت نقض می کند.
ازدواج همجنس گرایان در سال 2008 میلادی در ایالت کالیفرنیا تاحدی آزاد شده بود اما بعد ها متعاقب رفراندومی که پیرامون طرح پیشنهادی شماره 8 در این ایالت برگزار شد، منع شد؛ برگزاری این رفراندوم به بازنویسی قانون اساسی این ایالت منجر شد و به این ترتیب ازدواج بین زوج های زن و مرد محدود شد.
هیئتی متشکل از سه قاضی روز گذشته در "سان فرانسیسکو" نیز اعلام کردند که دادگاه بدوی به درستی اعلام کرده است که ممنوعیت ازدواج همجنس گرایان نقض قانون اساسی است.
"استفان رینهارد" در اعلام دیدگاه حمایتی خود از لغو ممنوعیت ازدواج همجنس گرایان نوشت: ممنوعیت ازدواج هم جنس گرایان برابری قانون را نقض کرده و گروه اقلیت را هدف قرار می دهد و بدون هیچ دلیلی از حقوقی که گروه اقلیت همجنس گرایان دارا هستند صرف نظر می کند.
رینهارد در ادامه اظهارات خود اعلام کرد: ماده اصلاحی شماره 8 هیچ هدف و تاثیری جز کاهش وضعیت و کرامت انسانی همجنس گرایان در کالیفرنیا ندارد.
"میت رامنی" فرماندار سابق ایالت ماساچوست و یکی از نامزدهای پیشروی رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا در انتقاد از این حکم دادگاه اعلام کرد: امروز، قضات غیرمنتخب تمایل مردم کالیفرنیا را که در جهت حمایت از ازدواج های سنتی رای داده بودند، نادیده گرفت؛ این تصمیم به اختلافات پایان نمی دهد و من انتظار دارم که این حکم در دادگاه عالی کشور بررسی شود.
"کامالا هریس" دادستان کل کالیفرنیا نیز تصمیم لغو ممنوعیت ازدواج همجنس گرایان در این ایالت را آزادی برای عدالت؛ برابری و عدم تبعیض توصیف کرد.
این در حالیست که تصمیم دادگاه تجدید نظر برای لغو ممنوعیت ازدواج همجنس گرایان باعث نمی شود که زوج های همجنس باز بتوانند سریعا با یکدیگر ازدواج کنند و این ممنوعیت همچنان اجرایی است تا اینکه دادگاه عالی کشور حکم خود را صادر کند.
مجلس سنای واشنگتن نیز چندی پیش لایحه ازدواج همجنس گرایان را تصویب کرد و به این ترتیب در کنار 6 ایالت "کانکتیکات"،‌ "آیوا"، "ماساچوست"، "نیوهمپشایر"، "نیویورک" و "ورمونت" آمریکا به همراه منطقه "کلمبیا"، واشنگتن به هفتمین ایالت در آمریکا تبدیل شد که ازدواج همجنس گرایان در آن به صورت قانون مصوب شده است.
مجلس شورای اسلامی ما از همه چیز به اهرام مصر شبیه‌تر شده است. البته با این تفاوت که کنار مجلس ما عکس برداری ممنوع است.
به گزارش مشرق، پس از پیروزی انقلاب انتظار می‌رفت که معماران انقلابی، همّ خود را بر ظهور معماریِ مدِ نظرِ انقلاب اسلامی قرار دهند، لذامنتظر بودیم که وَجه معماری انقلابی را زودتر از هر چیز در وجهه‌ی ساختمان‌های دولتی همچون مجلس اسلامی ببینیم، اما برخی معماران ظاهراً راهی جز تقلید نیافتند و حالا مجلس شورای اسلامی ما از همه چیز به اهرام مصرشبیه‌تر شده است. البته با این تفاوت که کنار مجلس ما عکس برداری ممنوع است.

این روزها مجلس مصر هم اسلامی‌تر شده و اولین جلسه پس از انقلابش را تشکیل داد. جالب است که حتی مصری‌ها ساختمان مجلسشان را این قدر شبیه اهرامشان نساخته‌اند.

ساختمان مجلس مصر هرچند که الگوی معبد آیزیس را داشته اما بیشتر شبیه معابد یونانی و رومی است و جالب‌تر آنکه حتی یونانی‌ها هم این قدر پارلمانشان را شبیه معابد یونانی نساخته‌اند!

 

البته انتظار نداشته باشید که این سلسله تقلید ادامه یابد و مثلاً ایتالیا و یونان هم ساختمان پارلمانشان را شبیه مسجد عتیق شیراز و یا تاریخانه دامغان بسازند، بلکه بنای پارلمان این دو کشور به سبک همان معابد هلنی و باسیلیکاهای رومی است. به هر حال یا رومی روم و یا زنگی زنگ.

و حرف آخر اینکه انقلاب اسلامی انقلابی نیست که در حد تغییر حاکمان جور شاهنشاهی به حکومت صالحان، رسالتش پایان یابد. چه اینکه هرچه بیشتر می‌گذرد، صدای انقلاب در کشورهای اسلامی همچون مصر و تونس و لیبی و یمن و بحرین پر طنین تر می‌شود.

و انقلاب از همان ابتدا رسالتش را انقلاب در تمامی حوزه‌ها و شئون تعریف کرده است. منتظر بمانیم تا ظهور معماری اسلامی را در عصر پس از انقلاب اسلامی نظاره کنیم. انشاء‌الله.

خبرگزاری فارس: مدیر مسئول ماهنامه موعود در هجدهمین نشست تخصصی مهدویت در قزوین گفت: خودآرایی به منظور دیده شدن در انظار یکی از مصادیق جاهلیت مدرن است.

خبرگزاری فارس: خود‌آرایی از مصادیق جاهلیت مدرن است

 

به گزارش خبرگزاری فارس از قزوین، اسماعیل شفیعی سروستانی در این نشست که با موضوع جاهلیت مدرن در سالن اجتماعات دانشگاه تربیت معلم شهید رجایی و از سوی هیئت دانشجویی خادمان مهدی (عج ) این شهر برگزار شد طی سخنانی اظهار کرد: خود‌آرایی دختران و زنان با صرف هزینه‌های میلیاردی برای تهیه و مصرف مواد آرایشی و در کنار آن تعدد جراحی‌های غیر‌معقول زیبایی موضوعی است که توجه هر اندیشمندی را به خود جلب می‌کند.

سروستانی ادامه داد: این گونه خود‌آرایی‌ها که در تمام ابعاد جوامع امروزی به چشم می‌خوردند حتی در معماری و شهر‌سازی مدرن نیز نفوذ کرده‌اند به گونه‌ای که شهر‌سازان و معماران مدرن به دنبال طراحی و احداث ساختمان‌هایی هستند که هر چه بیشتر خود را به مردم نمایش دهند اما در آن‌ها نیاز‌های اصلی افراد بیش از هر چیز مورد غفلت واقع شده است و بر خلاف معماری سنتی، حفظ حریم شخصی افراد از کم‌ترین میزان اهمیت برخوردار است.

وی افزود: چنین تفکری حتی در ساخت مناره مساجد نیز به شکل مصرف هزینه‌های کلان در ساخت مناره‌ها هویدا شده و این در حالی است که مناره مسجد در میان مسلمانان نماد دینی است که ساده زیستی و پرهیز از تجمل را تبلیغ می‌کند.

مدیر مسئول ماهنامه موعود تعصبات قبیله ای را از دیگر وجوه جاهلیت مردن برشمرد و تصریح کرد: متاسفانه تمامی فرقه‌ها و مکاتب در دنیا حول محور تعصب می‌گردند و در مقوله تشخیص و تبیین چیستی تعصب باید گفت هر گونه هوا‌داری از اندیشه و عملی که اسلام آن را تایید نکند تعصب محسوب می شود و این همان چیزی است که بسیاری از فرقه ها و مکاتب دنیا حول محور آن می‌گردند.

سروستانی با یادآوری اینکه سازمان‌های مخفی ماسونی در پشت پرده طرح کاهش جمعیت مسلمانان از طریق افزایش سقط جنین را به عنوان یک سیاست مهم خود دنبال می‌کنند عنوان کرد: در حال حاضر در دنیا سالانه بیش از 50 میلیون سقط جنین رخ می‌دهد که مسبب اصلی آن نیز همین سازمان‌ها هستند.

وی فعالیت این سازمان‌ها را محدود به این حیطه ندانست و با اشاره به موضوع زنده به گور کردن دختران در زمان جاهلیت اذعان کرد: این نوع از جهل در دنیای امروز هم به شکلی دیگر و از جانب سازمان‌های ماسونی ظهور و بروز یافته و آن ترویج تفکری است که تولید نسل را برای حفظ زیبایی اندام زنان مضر می‌داند.

مدیر مسئول ماهنامه موعود در بخش دیگری از سخنانش با انتقاد از پرداختن به امور سطحی در بحث مهدویت از جانب برخی افراد نا‌آگاه علی‌رغم وجود بیش از هزار و 200 موضوع قابل بررسی در این زمینه، به بیان آیات و روایاتی در خصوص مسائل مهم در باب مهدویت پرداخت.

سروستانی با تاکید بر اینکه در بررسی مسائل مربوط به ظهور نباید مومنان را از تحقق زود‌هنگام این امر الهی نا‌امید کرد افزود: بنابر آموزه‌های دین مبین اسلام هر دو مومنی که قصد برادری به منظور ترویج آرمان‌های مهدی موعود (عج ) را داشته باشند دست سومی که در این امر به عنوان بزرگ‌ترین حامی، از آنان پشتیبانی می‌کند دست خدا است.

وی بیان کرد: دوران سخت و مملو از امتحان و ابتلا، از زمان غیبت مهدی موعود برای جهانیان و به ویژه مسلمانان آغاز گردیده اما باید به آن از این منظر نگریست که این دوره، دوره غربالگری پیروان ایشان است که در آن سره از ناسره مشخص می‌شود و مومنان واقعی در قالب کاروانی هم‌عهد با امام حی خود مجاهدانه و با دوری از هر گونه جاهلیت، در راستای تحقق خواست ایشان تلاش می‌کنند.

 

سازمان ملل متحد با انتشار گزارشی اعلام کرد که تا سه دهه آینده یک سوم از مردم جهان زیر خط فقر خواهند بود.

به گزارش عصر ایران سازمان ملل متحد با انتشار گزارشی جدید اعلام کرد در سال 2040 جمعیت جهان از 7 میلیارد کنونی به 9 میلیارد افزایش خواهد یافت و این مساله با توجه به کمبود منابع طبیعی سبب خواهد شد تا یک سوم از جمعیت 9 میلیاردی یعنی 3 میلیارد نفر در فقر زندگی کنند.

بر اساس این گزارش، تا 20 سال آینده نیاز جمعیت جهان به غذا 50 درصد، به انرژی 45 درصد و به آب 30 درصد افزایش خواهد یافت. همچنین سالانه بیش از 5 میلیون هکتار از جنگلهای زمین از بین رفته و 85 درصد از انواع ماهیهای خوراکی در معرض صید بیش از حد قرار دارند.

این گزارش می افزاید در حالی که تولید گاز دی اکسید کربن نیز 38 درصد افزایش یافته است ، در سال های پیش رو گرمایش زمین هم سبب  بالا آمدن سطح آب دریا و تغییرات آب و هوایی می شود.

سازمان ملل با هشدار نسبت به اینکه زمان زیادی برای تولید منابع  غذایی و آب برای جمعیت رو به رشد جهان باقی نمانده ، خواستار ایجاد یک برنامه جامع اقتصادی و سیاسی در جهان برای پیشگیری از فقر آینده بشر شده است .

گفتنی است قرار است تدوین یک برنامه بدین منظور در دستور کار کنفرانس " توسعه پایا " که قرار است در ژوئن 2012  در شهر ریو دو ژانیروی برزیل برگزار شود ، قرار گیرد.

پرس تی‌وی- صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف) هشدار داده است که حدود نیم میلیون کودک یمنی به خاطر قحطی و سوء تغذیه در خطر مرگ هستند.

ماریا کالیویس مدیر منطقه‌ای یونیسف در کنفرانسی مطبوعاتی در شهر صنعا پایتخت یمن با اشاره به بحران اسفناک انسانی در این کشور گفت: "۵۰۰ هزار کودک در خطر مرگ یا آسیب‌های فیزیکی، روحی و اختلال شناختی هستند."
اظهارات کالیویس پس از دیدار وی از یمن و بررسی تاثیر سوء تغذیه بر بهداشت کودکان در این کشور بحران زده مطرح شد.
وی همچنین درباره وخامت بحران انسانی در یمن هشدار داد و گفت یک سال بحران سیاسی در این کشور، شمار کودکانی ر ا که از سوء تغذیه رنج می‌برند، دو برابر کرده است.
وی خاطر نشان کرد: "درگیری، فقر و خشکسالی همراه با ناآرامی‌های سال گذشته، همچنین افزایش بهای مواد غذایی و سوخت و نارسایی خدمات اجتماعی، بهداشت کودکان را در خطر قرار داده است و بقای بسیاری از آنان را تهدید می‌کند."
یمن پس از افغانستان دومین نرخ بالای سوء تغذیه مزمن در میان کودکان را در جهان دارد. هم اکنون ۵۸ درصد از کودکان یمنی از سوء تغذیه رنج می‌برند.
کمبود آب آشامیدنی بهداشتی، سیستم فاضلاب و مواد غذایی غیربهداشتی شمار کودکانی را که از سوء تغذیه رنج می‌برند، دو برابر کرده است.
در همین حال یونیسف خواستار کمک ۵۰ میلیون دلاری برای تامین نیازهای فوری کودکان یمنی در سال ۲۰۱۲ شده است.

ایسنا: مدیرکل پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفت: شیوع هرزه‌گردی در اینترنت بالاست و حتی مشاهده می‌شود، افرادی که برای انجام کارهای دیگری به اینترنت مراجعه می‌کنند، سری هم به سایت‌های مستهجن می‌زنند که این موضوع آمار بازدید از این سایت‌ها را فوق‌العاده افزایش داده است.

دکتر فرهاد اقطار در پنل "پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی نوپدید" در دومین روز جشن ملی توانمندسازی، با اشاره به علل بروز اعتیاد در کشور گفت: پژوهشی که در این زمینه انجام شد، نشان می‌دهد، بر خلاف تصورات اولیه، لذت طلبی، کنجکاوی و اختلالات روانی بیشترین دلایل شیوع اعتیاد در سنین جوانی و نوجوانی را تشکیل می‌دهند.


ماهواره، موبایل و اینترنت، میهمان‌های ناخوانده منازل ایرانیان


تاثیر تلویزیون در مهاجرت از روستاها به شهرها، فرار دختران و بروز خودکشی‌ها در برخی استان‌ها

وی با اشاره به رسانه‌های نوین از قبیل ماهواره، موبایل و اینترنت، این رسانه‌ها را میهمان‌های ناخوانده منازل ایرانیان دانست و خاطر نشان کرد: در حال حاضر تلویزیون از پدر و مادر کودکان هم به آنان نزدیک‌تر است و قطعا تاثیر تلویزیون بر روی خانواده بسیار زیاد است و منجر به ظهور آسیب‌های اجتماعی می‌شود.

مدیرکل پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور افزود: از جمله آسیب‌های اجتماعی تلویزیون می‌توان به خیال پردازی، کاهش روابط اجتماعی، خشونت، تغییر ارزش‌ها، تغییر عقاید، تاثیرات سیاسی و جایگزینی روابط بین افراد خانواده اشاره کرد.

وی با اشاره به برنامه‌های تلویزیون گفت: در این برنامه‌ها آپارتمان‌های ۳۰۰ متری و وجود ۲ تا ۳ خودرو در حیاط هر خانه به نمایش گذارده می‌شود، این در حالیست که این موارد با واقعیت‌های زندگی در تعارض است. تلویزیون در مهاجرت از روستاها به شهرها، فرار دختران و بروز خودکشی‌ها در برخی استان‌ها موثر است.

اقطار در ادامه با اشاره به عوارض منفی استفاده از تلفن همراه، عنوان کرد: کاهش تعاملات اجتماعی، تزلزل ارزش‌ها، ظهور تخلفات سایبری، کارکرد مخرب بلوتوث، پیامک‌های مستهجن و عدم کنترل نوجوانان و دوست یابی از کارکردهای منفی تلفن همراه است.


خیال پردازی‌های سیندرلایی با واقعیت‌های جامعه تناسبی ندارد

مدیرکل پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی در ادامه با اشاره به داستان‌های کارتون‌های موجود در بازار نیز گفت: روابطی که در این انمیشین‌ها به تصویر می‌کشند، آموزش دوست‌یابی از سنین کودکی است و این موضوعی است که در سیستم‌های آموزشی و از طریق یادگیری مهارت‌های زندگی هم رفع نمی‌شود و فاجعه ایجاد می‌کند.

اقطار در ادامه با بیان اینکه خیال پردازی‌های سیندرلایی با واقعیت‌های جامعه تناسبی ندارد، گفت: در حال حاضر قیمت عروسک‌های دارا و سارا و اسباب بازی‌ها در بازار ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان است و در عین حال سایر عروسک‌ها هم دارای ظاهر نامناسبی هستند.

مدیرکل پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی بهزیستی در ادامه خاطر نشان کرد: در حال حاضر هفت هشت سال نخست زندگی را برای آموزش از دست می‌دهیم و سپس می‌خواهیم مهارت‌های زندگی را آموزش دهیم.


فرهنگ استفاده از اینترنت به کشور منتقل نشده است

اقطار در ادامه با بیان اینکه فرهنگ استفاده از اینترنت به کشور منتقل نشده است،‌ تصریح کرد: در حال حاضر روابطی در اینترنت شکل می‌گیرد که واقعی نیست و از کنترل والدین هم خارج است و این روابط گاه به ازدواج‌های شومی می‌انجامد و سبب اختلال در روابط اجتماعی می‌شود.

وی در ادامه با تاکید بر افزایش نرخ بروز آسیب‌های نوپدید در کشور گفت: بدین ترتیب آموزش‌های نامناسب خارج از سن در جامعه انتقال می‌یابد. بلوغ زودرس اتفاق می‌افتد و حتی در حال حاضر مشاهده می‌شود که آموزش مصرف مواد مخدر هم در اینترنت یافت می‌شود.

به گزارش ایسنا، مدیرکل پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی بهزیستی در ادامه با اشاره به بازی‌های رایانه‌ای خشونت‌آمیز، اظهار کرد: این بازی‌ها حتی آن تعدادشان هم که تولید داخل است، بسیار خشونت آمیز هستند و آرامش بخش نیستند. این بازی‌ها به کودکان القاء می‌کنند که حتما باید برنده شوند و این امر باعث افزایش بروز خشونت در جامعه می‌شود.


ترویج شیطان پرستی در برخی استان‌ها

اقطار در ادامه با اشاره به جریان‌های نوظهور معنویت گرا در جامعه نیز گفت: این جریان‌ها در شهرهای کوچک در قالب صورت‌هایی مانند دراویش تجلی می‌یابد، اما در حال حاضر مشاهده می‌شود که در استان‌های بزرگ کتاب‌هایی به فروش می‌رسد که اوشن، معنویت هندی، معنویت آمریکایی و شیطان پرستی را ترویج می‌کنند.

او در ادامه با اشاره به وجود شیطان پرستی‌های سنتی در استان‌هایی نظیر کردستان ایران و جنوب، گفت: در حال حاضر مشاهده می‌شود که شیطان پرستی‌های نوین در قالب نمادهایی نظیر ۶۶۶ در خیابان‌ها تجلی می‌یابد و یا در قالب آویز گردن توسط کودکان و نوجوانان استفاده می‌شود. سینمای ماورا هم فلسفه‌های سیاسی خاصی را بروز می‌دهد و اینها همه لزوم پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی در کشور را افزایش می‌دهد.

خودکشی و رفتارهای مرتبط در همایشی که قرار است اسفند ماه در استان زنجان برگزار شود، مورد بررسی قرار می‌گیرد. رئیس مرکز آموزشی درمانی شهید بهشتی استان زنجان با بیان این مطلب افزود: «زنجان از حیث رشد فراوانی اقدام به خودکشی در رده‌های متوسط به پایین‌تر از کشور قرار دارد.»
به گزارش ایلنا، جعفر عطاری‌مقدم گفت: «هدف از برگزاری این همایش در استان زنجان شناسایی اقدامات پیشگیرانه در بحث رشد آمار روز افزون و نگران کننده خودکشی و رفتارهای مرتبط با آن است.» به گفته وی عوامل ژنتیکی و تنوع طلبی دوران نوجوانی باعث اقدام این افراد به خودکشی می‌شود. عطاری‌مقدم عمده‌ترین اهداف این همایش سراسری را در همه گیرشناسی برای بررسی ریزفاکتورها وعوامل خودکشی، جنبه‌های قانونی خودکشی،مسائل و امور فرهنگی ومذهبی برشمرد.

وی افزود: «خودکشی نوجوانان یک بحث مهم است که در این زمینه خودکشی و رسانه و نحوه چگونگی بیان خبر و تاثیر آن بر روش پیشگیرانه در این مورد می‌تواند موثر باشد، همچنین ارتباط هنر وادبیات با خودکشی و رفتارهای مرتبط با آن نیز در این همایش مورد بررسی قرار می‌گیرد.» دبیر اجرایی همایش سراسری خودکشی و رفتارهای مرتبط با آن ارائه مقالات علمی وپژوهشی برای ارائه در این همایش را بسیار خوب و مطلوب ارزیابی کرد و افزود: «150مقاله در این باره به‌دست ما رسیده که 40 مقاله از این مقالات به صورت پوستر و سخنرانی ارائه خواهدشد ومابقی به صورت کارگاه‌های آموزشی برای شرکت کنندگان ارائه می‌شود.

وی با اشاره به این که در دنیا در هر 40 ثانیه یک نفر دست به خودکشی می‌زند، گفت: «با ارائه این آمار تکان‌دهنده ما در کشور ایران در مقایسه با برخی کشورهای دنیا شاهد آمار کمتری هستیم.» وی از کاهش سن خودکشی در ایران به میزان سنی 24 - 15سال خبر داد و گفت: «جنسیت نیز در این خودکشی دخیل‌است و اقدام به خودکشی در زنان ودختران شایع‌تر از مردان،اما مرگ ناشی از خودکشی در آقایان بیشتر است.»

عطاری مقدم با توجه به اهمیت مسئله و قابل پیشگیری بودن آن گفت: «استان ما در مقایسه با استان‌های دیگر کشور دارای آمار خودکشی کمتر است.» دبیر اجرایی این همایش در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به وسایل خودکشی در جوامع گفت: «‌شایع‌ترین روش‌های خودکشی در جوامع امروزی همان داروها وسموم وحلق آویز کردن واز بلندی پرت شدن است که امروزه روش‌های جدید نیز به این موارد مثل مصرف داروهای روان گردان و غیره نیز به آن افزوده شده است. این روش‌ها در مناطق مختلف با توجه به عواملی متغیرند.»

دانشمندان در تاریخ 10 ژانویه 2012 به نشانه بدبینی درباره آینده بشر عقربه شوم "ساعت رستاخیز" را یک دقیقه به جلو بردند، عقربه ای که از سال 1947 تا کنون 20 بار جا به جا شده است.

به گزارش مهر، "کنت بندیکت" رئیس هیأت مدیره بولتن دانشمندان اتمی دانشگاه شیکاگو در کنفرانس خبری که 10 ژآنویه 2012 برگزار شد، گفت: اکنون تنها پنج دقیقه به نیمه شب باقی مانده است.

این حرکت نمادین بشریت را یک قدم به پایان جهان نزدیکتر می کند، آخرین تغییر در عقربه های این سال در سال 2010 انجام شده و عقربه در 6 دقیقه به نیمه شب ثابت شد.

بر اساس گزارش لایو ساینس، این ساعت نمادی از خطر قریب الوقوع تخریب و ویرانی ناشی از سلاح های اتمی یا بیولوژیکی، تغییرات آب و هوایی، و دیگر فجایع دست ساز انسانها است و دانشمندان برای تعیین جلو یا عقب رفتن عقربه های این ساعت بر روی ساخت و ساز سلاح های اتمی در گوشه و کنار جهان، وقوع رویدادهای فاجعه باری از قبیل نشت نیروگاه فوکوشیما و رویدادهای زیستی از قبیل خلق ویروس H5N1 متمرکز می شوند.

تاریخچه ساعت رستاخیز
ساعت رستاخیز از سال 1947 به عنوان اخطاری برای دانشمندان اتمی جهان درباره خطرات سلاح های اتمی آغاز به کار کرده است. در آن سال عقربه این ساعت هفت دقیقه تا نیمه شب را نمایش می داد، نیمه شب به معنی نابودی نسل بشر است، این ساعت در سال 1949 به خاطر ارتباطات میان آمریکا و روسیه سه دقیقه به نیمه شب را نشان می داد و در سال 1953، پس از آزمایش اولین بمب هیدروژنی در جهان این ساعت دو دقیقه به نیمه شب را نشان داد.

در سال 1991 این ساعت در خوشبینانه ترین حالت خود قرار داشت زیرا در آن زمان جنگ سرد به پایان رسید و آمریکا و روسیه ساخت سلاح اتمی را متوقف کردند، در آن سال 17 دقیقه به نیمه شب مانده بود.

در سال 2012 وقوع نشت رادیو اکتیو از نیروگاه فوکوشیما در حرکت دادن عقربه ساعت روز رستاخیز به جلو تاثیر شدیدی داشت. از میان دیگر عواملی که در تصمیم گیری بر سر حرکت یک دقیقه ای عقربه این ساعت تاثیرگذار بوده است می توان به رشد توجه نسبت به انرژی اتمی در کشورهایی مانند ترکیه، اندونزی و امارات اشاره کرد.

سال دقایق باقی مانده به نیمه شب ساعت تغییر دلیل
1947 7 11:53 عصر --- آغاز به کار ساعت رستاخیز
1949 3 11:57 عصر +4 تست اولین بمب اتم توسط شوروی
1953 2 11:58 عصر +1 تست سلاحهای حرارت اتمی به اختلاف 9 ماه از یکدیگر
1960 7 11:53 عصر -5 در واکنش به افزایش همکاری های علمی و درک عمومی در برابر خطرات سلاح های اتمی
1963 12 11:48 عصر -5 امضای معاهده متوقف سازی تست سلاح های اتمی توسط شوروی و آمریکا
1968 7 11:53 عصر +5 شدت گرفتن جنگ ویتنام، وقوع جنگ 6 روزه، جنگ هند و پاکستان و تست بمب اتمی توسط فرانسه و چین
1969 10 11:50 عصر -3 تصویب پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای
1972 12 11:48 عصر -2 امضای پیمان SALT و معاهده موشکهای ضد بالستیک توسط آمریکا و شوروی
1974 9 11:51 عصر +3 تست سلاح اتمی توسط هند، متوقف شدن مذاکران درباره پیمان SALT دو
1980 7 11:53 +2 به بن بست رسیدن مذاکرات آمریکا و شوروی
1981 4 11:56 عصر +3 جدی شدن ژست اتمی آمریکا در برابر جنگ شوروی و افغانستان
1984 3 11:57 عصر +1 جدی شدن رقابت سلاحی میان شوروی و آمریکا
1988 6 11:54 عصر -3 امضای معاهده از بین بردن نیروهای میان برد هسته ای میان آمریکا و شوروی
1990 10 11:50عصر -4 سقوط دیوار برلین و نزدیک شدن جنگ سرد به پایان
1991 17 11:43 عصر -7 امضای معاهده کاهش نیروهای استراتژیک توسط آمریکا و روسیه
1995 14 11:46 عصر +3 نگرانی از تکثیر سلاحهای اتمی و مغزهای اتمی شوروی سابق
1998 9 11:51 عصر +5 تست بمب اتمی توسط هند و پاکستان
2002 7 11:51 عصر +2 نگرانی از تروریسم اتمی در سرتاسر جهان
2007 5 11:55 عصر +2 تست بمب اتمی توسط کره شمالی، ناتوانی از محافظت از مواد اتمی، حضور 26 هزار سلاح اتمیدر روسیه و آمریکا، نگرانی دانشمندان از گرمای هوا
2010 6 11:54 عصر -1 همکاری جهانی برای کاهش زرادخانه های اتمیو محدود کردن تاثیر تغییرات آب و هوایی
2012 5 11:55 عصر +1 کمبود عملکرد جهانی برای هشدار درباره ذخائر سلاح های هسته ای، بالا رفتن خطر درگیری هسته ای در منطقه، ایمنی انرژی هسته ای و تغییرات جهانی جوی

ساعت رستاخیز چهره ای نمادین است که از سال 1947 در دانشگاه شیکاگو توسط هیات مدیره بولتن دانشمندان اتمی این دانشگاه آغاز به کار کرده است. هرچه عقربه های این ساعت به نیمه شب نزدیکتر شود، جهان به فاجعه ای عمومی نزدیکتر خواهد شد.

پس از جدیدترین تغییری که در عقربه دقیقه شمار این ساعت ایجاد شده، اکنون این عقربه پنج دقیقه مانده به نیمه شب را نشان می دهد. این تغییر در تاریخ 10 ژانویه 2012 انجام گرفته و بازتابی از رویدادهای بین المللی است که برای نسل بشر خطر آفرین هستند.

عقربه های این ساعت از زمان آغاز به کارش تا کنون 20 بار تنظیم شده اند، در آن زمان ساعت 7 دقیقه مانده به نیمه شب را نشان می داد.

تا سال 2007 تنها عوامل تغییر دهنده عقربه ساعت فعالیتهای اتمی کشورهای مختلف بود اما از آن تاریخ به بعد تکنولوژی های عامل تغییرات آب و هوایی زمین و توسعه علوم بیولوژیکی که می توانند ضررهای غیر قابل جبرانی داشته باشند نیز به نگرانی های جهانی افزوده شد.

به تازگی نخستین هتل هم جنس‌بازان در تل آویو کار خود را آغاز کرده و در شهرهای دیگر رژیم صهیونیستی نیز اماکنی تفریحی نظیر کلوب‌های شبانه برای هم جنس‌گرایان ایجاد شده است.

ایسنا: تل آویو مدت‌هاست به عنوان بهشتی برای هم جنس‌گرایان مطرح شده و با توجه به حمایت دولت رژیم صهیونیستی، این شهر به یکی از اماکن توریستی برای هم‌جنس‌بازان تبدیل شده است.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، تل آویو بالغ بر ۱۰۰ هزار دلار را برای جذب گردشگران هم جنس‌گرا اختصاص داده و این رقم بیش از یک سوم بودجه بازار بین‌المللی اسرائیل است.

هرچند آمار دقیقی وجود ندارد اما مقام‌های رژیم صهیونیستی پیش‌بینی می‌کنند سالانه ده‌ها هزار گردشگر همجنس‌گرا وارد اراضی اشغالی می‌شوند.

رون هولدای، شهردار تل آویو به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: ما می‌کوشیم نمونه‌ای برای آزادی و کثرت‌گرایی باشیم! زندگی کن و بگذار زندگی کنند، این آیین شهر تل آویو است.

به تازگی نخستین هتل هم جنس‌بازان در تل آویو کار خود را آغاز کرده و در شهرهای دیگر رژیم صهیونیستی نیز اماکنی تفریحی نظیر کلوب‌های شبانه برای هم جنس‌گرایان ایجاد شده است.

پینی شانی، یکی از مقام‌های وزارت گردشگری رژیم صهیونیستی اعلام کرد: ما مدت‌هاست متوجه ظرفیت اقتصادی جامعه هم جنس بازان شده‌ایم.

این در حالی است که بسیاری از منتقدان رژیم صهیونیستی بر این باورند که اسرائیل از چنین اقداماتی برای در سایه قراردادن تجاوزگری‌هایش نسبت به فلسطینیان استفاده می‌کند.

گروه‌های حقوق بشر رژیم صهیونیستی را به تجاوز به اراضی فلسطینیان و دستگیری بسیاری از شهروندان فلسطینی، تخریب منازل و اشغال سرزمین‌های فلسطینان در کرانه باختری متهم کرده‌اند و می‌گویند آنها تنها می‌خواهند نشان دهند که چقدر لیبرال هستند!

سازمان بهداشت جهانی می‌گوید حدود نیمی از سقط جنین‌هایی که در دنیا انجام می‌شود، ناامن هستند و آمار سقط جنین‌های پرخطر رو به افزایش است.


به گزارش قانون، امروزه سقط جنین دامن همه کشورهای دنیا به خصوص کشورهای پرجمعیت و توسعه نیافته را گرفته است. سازمان بهداشت جهانی می‌گوید که میزان سقط جنین در جهان از هر هزار زن 28 نفر است. به گفته محققان اگرچه در طی چند سال گذشته آمار سقط جنین کاهش یافته بود، اما این روزها این آمار روندی صعودی داشته است که یکی از دلایل آن استفاده نکردن مردم از داروهای ضد‌بارداری است.


آفریقا و آمریکای جنوبی، مرکز سقط جنین‌های زیرزمینی
سقط‌جنین‌هایی که در شرایط ناامن و غیربهداشتی انجام می‌شود و فاقد نظارت‌ پزشکی است، به عفونت، خونریزی و حتی مرگ نیز منتهی می‌شود. این‌گونه سقط جنین‌ها در کشورهای در حال‌توسعه و کشورهایی که قوانین سخت‌گیرانه‌‌ای درباره سقط جنین دارند، بیشتر رواج دارد.

در آفریقا 97 درصد سقط‌جنین‌ها در شرایط غیربهداشتی و در محیط‌های آلوده صورت می‌گیرد. 95 درصد سقط‌جنین‌ها در آمریکای لاتین نیز در وضعیت خطرناکی انجام می‌شود. همچنین در آسیا 40 درصد، اقیانوسیه 15 درصد و در اروپا 9 درصد نیز وضعیت به همین منوال است.

با این وجود سقط‌جنین ناسالم و ناامن سالانه حدود 70 هزار مرگ مادر و پنج میلیون معلول در دنیا به جا می‌گذارد.


محدودیت‌های قانونی در دنیا
در کشورهای توسعه‌یافته‌ای که سقط‌جنین از لحاظ قانونی منع نشده است، بر اساس قوانین در امن‌ترین شیوه‌های پزشکی و بهداشتی صورت می‌گیرد.

در قوانین بیشتر کشورهای دنیا محدودیت‌هایی برای سقط‌جنین وجود دارد. در سال 1994 سقط جنین در 16 کشور از جمله شیلی، فیلیپین، مصر، موریتانی، هندوراس غیرقانونی اعلام شد. همچنین 173 کشور در سال 1994 در مواردی که جان زن در خطر باشد اجازه سقط جنین می‌دهند. در 41 کشور نیز که 38 درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند، بنا به درخواست اجازه سقط صادر می‌شود.

محققان می‌گویند که سقط‌های ناامن و خطرناک یکی از پنج عامل اصلی مرگ‌و‌میر در حین بارداری است و از هر هفت یا هشت زنی که در این مدت جان خود را از دست می‌دهند، یکی در اثر سقط جنین می‌میرد.


رواج سقط‌جنین‌های زیرزمینی در ایران
در کشور ما طبق موازین دینی، سقط‌جنین مجاز نیست و خلاف قانون است، مگر در مواردی که قانون‌گذار تعیین می‌کند.

طبق نظر پزشکی قانون سقط‌درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تأیید پزشکی قانونی مبنی بر بیماری جنین به‌علت عقب‌افتادگی یا ناقص‌الخلقه بودن باعث حرج مادر است یا بیماری مادر که با تهدید جانی مادر توأم باشد، قبل از ولوج(دمیدن روح در جنین) روح یعنی چهار ماهگی با رضایت زن مجاز است و مجازات و مسئولیتی متوجه پزشک نخواهد بود و متخلفان از اجرای مفاد این قانون به مجازات‌های مقرر در قانون مجازات اسلامی محکوم می‌شوند.

طبق آماری که مورد تأیید وزارت بهداشت است هر سال حدود 90 هزار جنین در کشور سقط می‌شوند که 80 هزار مورد آن غیرقانونی انجام می‌شود.

جالب اینکه آمارهای سازمان نظام پزشکی در سال 89 هم این افزایش را تأیید می‌کند؛ در سال 89، چهار هزار و 202 مورد مجوز سقط صادر شده که نسبت به سال پیش از آن 18.8 درصد افزایش داشته است. در کشور ما سقط جنین توسط افراد غیرمتخصص و به صورت غیراصولی در شرایط نامناسب و مکانی آلوده انجام می‌شود.

بهر حال افزایش آمار سقط جنین در دنیا زنگ خطری برای همه زنان است. اگرچه در کشور ما آمار دقیقی از سقط‌های زیرزمینی وجود ندارد، اما همین آمارهای سازمان نظام پزشکی نیز گویای به خطر افتادن سلامتی زنان کشور ماست.

تهران امروز: سازمان بهداشت جهانی از افزایش سقط جنین در سراسر جهان ابراز نگرانی کرده و می‌گوید این کار سلامت زنان را در معرض خطر قرار می‌دهد.

این سازمان اعلام کرده که نرخ سقط جنین در جهان نرخ ثابتی است و ۲۸ نفر از هر ۱۰۰۰ زن دست به سقط جنین می‌زنند. نشریه پزشکی «لانست» که گزارش سازمان بهداشت جهانی را منتشر کرده می‌نویسد این روند بسیار نگران کننده است. سقط‌جنین‌های خطرناک و غیربهداشتی یکی از عوامل اصلی مرگ و میر زنان باردار در سراسر جهان است.

منظور از سقط‌جنین خطرناک و غیربهداشتی آن دسته از سقط جنین‌هایی است که خارج از محیط بیمارستان، کلینیک و محیط‌های پزشکی صورت می‌گیرند و فاقد نظارت‌های لازم و کافی است. زنان در چنین محیط‌هایی در مقابل ابتلا به عفونت و خونریزی بسیار آسیب پذیرترند. در کشورهای در حال توسعه، به ویژه کشورهایی که قوانین سخت گیرانه‌تری درباره سقط جنین دارند، اکثر سقط جنین‌ها حالت خطرناک و غیربهداشتی دارند. ۹۷ درصد سقط جنین‌هایی که در آفریقا صورت می‌گیرند، نیز همین وضع را دارند. 95 درصد سقط جنین‌ها در آمریکای لاتین خطرناکند. این آمار در آسیا ۴۰ درصد، اقیانوسیه ۱۵ درصد و در اروپا ۹ درصد است.

پژوهشگران برای تهیه این آمارها از اسناد بیمارستان‌ها، نظرسنجی و آمارهای رسمی استفاده کردند که در مجموع کاری بس دشوار بود. آنها به این نتیجه رسیدند که با وجود کاهش نرخ سقط جنین از سال ۱۹۹۵ به این سو، این کاهش اکنون به سطح ثابتی رسیده و متوقف شده است و با توجه به افزایش جمعیت جهان، می‌توان گفت که در مقایسه با سال ۲۰۰۳ شمار سقط جنین‌های صورت گرفته در سال ۲۰۰۸ حدود دو میلیون و دویست هزار مورد بیشتر بوده است.

در میان کشورهای توسعه یافته توسل به سقط جنین کاهش یافته و از رقم ۳۶ درصد در سال ۱۹۹۵ به رقم ۲۶ درصد در سال ۲۰۰۸ رسیده است. اما در میان کشورهایی که در مورد سقط جنین قوانین سخت گیرانه دارند، این سخت گیری‌ها به معنای کاهش موارد سقط جنین نبوده و حتی در مواردی روند معکوس و افزایشی داشته است. پروفسور «بورلی وینیکوف»، عضو یک سازمان طرفدار دسترسی به سقط جنین‌های ایمن در نشریه پزشکی «لانست» می‌نویسد: «سقط‌های غیرایمن و خطرناک یکی از پنج عامل اصلی مرگ و میر در حین بارداری است و از هر هفت یا هشت زنی که در این مدت جان خود را از دست می‌دهند، یکی در اثر سقط جنین می‌میرد.»

پروفسور «وینیکوف» می‌افزاید که آمارها و اطلاعات نشان می‌دهد زنانی که اراده سقط جنین در بارداری‌های ناخواسته را دارند، به هر قیمتی به این کار دست می‌زنند، حتی اگر این کار در کشورشان غیر قانونی باشد و یا حتی احتمال مرگ خودشان در میان باشد. «دکرت ریچارد هورتون»، سردبیر نشریه «لانست» هم می‌گوید: «این آمارها به شدت نگران کننده هستند و نشان می‌دهند که پیشرفت‌های به دست آمده در دهه ۱۹۹۰ میلادی اکنون معکوس شده‌اند.» وی معتقد است که نگاه منفی به سقط جنین و غیرقانونی کردن آن اقداماتی بی‌رحمانه و شکست خورده هستند.

پژوهشگران امیدوارند در سال‌های آینده با اصلاح برنامه‌های بهداشتی در کشورهای جهان شاهد کاهش هرچه بیشتر سقط جنین در زنان باردار باشند.

به گزارش مهر، در حالی که خاورمیانه اخیرا شاهد انقلابهای مردمی جهت توجه به کرامت انسانی و ارزشهای اخلاقی بوده است به نظر می رسد در اروپا مسیری کاملا معکوس با این خواسته ها در جریان است.

سیستم سرمایه داری غرب طی ماههای اخیر با سرازیرشدن مردم به خیابانها و فریاد آنها جهت برابری حقوق به روزهای پایانی و افول خود رسید. فصل مشترک اعتراضاتی که در اسپانیا، پرتغال، یونان، ایتالیا، انگلیس و آمریکا شاهد آن بودیم تاکید بر لزوم تغییر و توجه به خواسته های قشری بود که زیر آوار رژیمهای سرمایه داری له شده بودند.

با وجود سانسور شدید خبرهای جنبش مردمی در اروپا و آمریکا به طور حتم می توان لایه هایی از مطالبات کرامت طلبانه و ارزشگرا در این بین مشاهده کرد. خواسته هایی که در بین اقشار مردمی از گذشته وجود داشته اما تمرکز سیستمهای غربی بر اصل سرمایه داری، تمامی این اخلاقیات را زیر سوال برده است.

از سوی دیگر بحران مالی در کشورهای اروپایی در سال 2012 به اوج خود رسیده و سران اروپایی را نیز به برگزیدن سیاستهای ریاضت طلبانه وادار کرده است. در این میان وضعیت برخی کشورها از جمله یونان، فرانسه، اسپانیا و ایتالیا بدتر ارزیابی می شود. منابع خبری این روزها در گزارشهایی از مخالفتهای شدید مردمی با اتخاذ سیاستهای ریاضت طلبانه خبر می دهند.

اما آن روی سکه چه خبر است و درون جوامع اروپایی در این روزها چه می گذرد. در اینجا کافی است نگاهی حتی گذرا به برخی اخبار منتشرشده در رسانه های خبری داشته باشیم. بررسی این اخبار از فرصت طلبی برخی اربابان سرمایه دار اروپا حکایت دارد که در این شرایط سخت اقتصادی از هرگونه ترفند غیراخلاقی جهت سودآوری بیشتر صرفنظر نمی کنند.

در همین راستا روز گذشته شعبه یک شرکت معروف تولید لباس اسپانیایی (دیسگوال) در شهر لیون فرانسه از تخفیفاتی ویژه برای کسانی خبر داد که به صورت نیمه برهنه اقدام به خریداری البسه می کنند. این مسئله باعث هجوم خریدارانی شد که به صورت زننده ای اقدام به خرید می کردند. از طرفی شرکت فروشگاههای زنجیره ای (Etam) در پاریس اخیرا از مدلهای نیمه برهنه جهت تبلیغ محصولات خود استفاده می کند.

شنیدن این نوع اخبار این روزها در اروپا و آمریکا به مسئله ای عادی تبدیل شده است. نکته مشترک در تمامی این خبرها ترویج بی اخلاقی در قاره ای است که در کاملا غرق در بحران مالی شده است.

پایگاه خبری اینفووارز با بیان اینکه "غذا یک اسلحه است که مردم در سیطره آن گرفتار شده‌اند"، افزود: دولت آمریکا با اتخاذ سیاست‌های تعدیل جمعیتی عجیب که بیشتر به قتل عام خاموش شبیه است، اقدام به مسمومیت و عقیم‌سازی تدریجی بخشی از جامعه خود کرده است.

به گزارش سایت اوباما، سایت اینفووارز در گزارشی به قلم آلکس جونز و آرون دیکس عنوان کرد: دولت آمریکا با هدف کنترل جمعیت در این کشور و همچنین کنترل جهانی جمعیت، دست به اقداماتی عجیب و مجرمانه از قبیل مسموم نمودن تدریجی افراد، عقیم کردن مردان، بلوغ زودرس در کودکان، افزایش تمایلات همجسنگرایانه بین افراد و اقداماتی از این قبیل کرده است تا مسیر ازدواج و باروری را در مردم خود و مردم برخی کشورهای دیگر مختل کند تا از این طریق، موقعیت اقتصادی خود را تحت کنترل داشته باشد.
گزارش اینفووارز در ادامه می‌افزاید: باروری در ایالات متحده از طریق سیاست‌های فرهنگی همچون به تعویق انداختن ازدواج، بسته‌های دلسردکننده مالیاتی برای قشر آماده به ازدواج، افزایش مشوق‌های همجنس‌گرایی، افزودن مواد محلول کنترل‌کننده باروری به منابع آب شهری و تشویق زنان به کار کاهش داده شده است که اموری نظیر سقط جنین اجباری و پرداخت‌های تشویقی برای سقط جنین را نیز باید به این اقدامات اضافه کرد.
براساس این گزارش، جالب اینجاست که بسیاری از این روش‌های قرون وسطایی ظالمانه و غیرداوطلبانه و اجباری برای کنترل جمعیت، در عناوین و محتوای کتاب "علوم زیستی" سال 1977 نوشته جان هولدرن و پال الریک مشاورین فعلی حوزه علوم در کاخ سفید نوشته شده است.
اینفووارز در ادامه با اشاره به نحوه مسموم کردن تدریجی شهروندان افزوده است: از "بایسفنول ای"(BPA) گرفته تا محصولات ژنتیکی دستکاری شده (GMO)، تزریق فلوراید در آب و سم‌های بیشمار دیگری که به آرامی جامعه امروزی را در معرض مرگ و میر قرار می‌دهد، این ماموریت وحشتناک را بر عهده دارند. به علاوه، دولت در این مسیر، از کنترل‌کننده‌های هوشمند که باعث سرطان، بیماری و عقیمی می‌شوند نیز استفاده کرده است.
براساس این گزارش، اما نکته این است که نحوه استفاده از این ابزارها به صورتی بوده است که سم‌ها به صورت محیطی و به تدریج به سبد خوراکی مردم تزریق شده است. وقتی مردم غذاهای کارخانه‌ای را مصرف می‌کنند، آب شهری و لوله‌کشی می‌آشامند و توسط بسته‌های محصولات غذایی مختلف تغذیه می‌شوند، در واقع به تدریج در معرض سموم مرگ آور یا عقیم کننده قرار می‌گیرند.
BPAانفووارز در ادامه می‌افزاید:   و دیگر مواد مشابه و خصوصاً استروژن‌های مصنوعی، بسیار خطرناک هستند و به میزان زیادی در پلاستیک‌های استفاده شده در صنایع غذایی، ظروف فلزی غذا، کاغذها و مقواهای بازیافتی و نیز محصولات بی‌شمار دیگری که با بدن انسان همخوانی ندارند و اثرات موروثی و نسلی ایجاد می‌کنند، به کار می‌روند.
این مواد همچنین باعث ناباروری مردانه، بلوغ زودرس، تسریع‌کننده پیری زودرس، سرطان سینه در بالغین، سرطان پروستات در نوجوانان و اثرات وحشتناک دیگر می‌شوند.
به گزارش مشرق، عکس هایی از ویلای جدید نائومی کمبل مدل معروف سیاهپوست جاماییکایی در جزیره ای در ترکیه که از بالا به شکل چشم جهان بین یکی از نماد های فراماسونری می باشد.











دستگاه امنیتی آمریکا همواره سعی داشته است ملت آمریکا و دیگر ملل غرب را با تبلیغات وسیع و به طرق مختلف از خطر گروه‌های تروریستی بترساند. یکی از راه‌های ایجاد این ترس تاکید بر امکان دستیابی این گروه‌ها و گروهک ها به توانمندی‌های بیشتر و یا احیانا تسلیحات استرات‍ژیک بوده است. از جمله می‌توان به تبلیغات وسیعی اشاره کرد که بعد از یازده سپتامبر انجام شد و حاوی این پیام بود که گروه‌های تروریستی همچون القاعده و نیز برخی دولت‌ها در حال برنامه ریزی برای دست یابی به عوامل خطرناک و تسلیحات بیولوژیک هستند تا علیه مردم آمریکا و منافع ملی آنان به کار گیرند.

اما پیچیدگی و نیاز به دانش و تکنولوژی بالا برای تولید عوامل بیولوژیک در حدی است که گروه‌های تروریستی هیچگاه نمی‌توانند مستقلا و بدون کمک دولت‌ها به توانمندی‌هایی برای کشتار دسته جمعی توسط تسلیحات بیولوژیک دست یابند. با وجود آگاهی سیاست‌مداران آمریکا از این حقیقت، این دست تبلیغات گاه و بیگاه در دستور کار رسانه‌ها قرار می‌گیرد تا علاوه بر نوعی فرار به جلو پوششی نیز بر اعمال ننگین ایشان ایجاد شود تا در سایه آن بتوانند همچنان بر اقدامات غیر انسانی و ضد بشری خود ادامه دهند.

در اینجا به بخشی از سیاست‌ها و آزمایش‌های ننگین دولت آمریکا در جهت تولید و استفاده از عوامل خطرناک بیولوژیک علیه بشریت خواهیم پرداخت و خوانندگان محترم را دعوت خواهیم کرد به این نکته توجه کنند که اگر روزی چنین جنایتکارانی در سایه اهمال و زودباوری ملت‌های دیگر موفق به تکمیل سیطره قدرت جهانی خود شوند؛ در چه حد و درجه ای مرتکب اعمال ضد انسانی خواهند شد.





یازده سپتامبر ، نامه های آلوده و گسترش تحقیقات

 

نامه‌های آلوده ای که به آدرس برخی مقامات آمریکایی فرستاده شد


پس از حملات یازده سپتامبر و به دنبال آن پیش آمدن برنامه طراحی شده نامه‌های آلوده با سم باکتری مولد سیاه زخم، دولت نومحافظه‌کاران با بهانه قرار دادن این اتفاق سیلی از بودجه‌های دولتی را برای مقابله با تهدیدات بیولوژیک گروه‌های تروریستی همچون القاعده به مراکز تحقیقاتی مختلف ارائه داد تا به ظاهر راه‌کارهایی برای مقابله با این حملات فراهم کنند. برای برخورداری از این سیل پولی، بسیاری از سازمان‌هایی که بر روی بیماری‌های واگیردار و عفونی کار می‌کردند کار خود را به نوعی با بیوتروریسم ارتباط داده و دست به انجام تحقیقات و آزمایش‌های گسترده‌ای زدند که یقینا در آینده‌ای نه چندان دور نتایج آن همچون نتایج پژوهش‌های دهه‌های قبل بر همگان ظاهر خواهد شد.

در سیستم درجه بندی امنیت بیولوژیک آمریکا درجه 4 به خطرناک‌ترین آزمایش‌ها و آزمایشگاه‌ها داده می‌شود.آآ پیش از یازده سپتامبر تنها پنج آزمایشگاه وجود داشت که در بالاترین درجه امنیت بیولوژیک، یعنی درجه 4، قرار داشتند و به طور فعال در زمینه مطالعه عوامل بیولوژیک مرگ‌زا کار می‌کردند. در حالی که در سال 2009 این تعداد به پانزده مورد رسید و روند افزایشی همچنان ادامه داشته و تعدادی نیز در حال ساخت هستند.

در مجموع هم اکنون بیش از 400 مرکز تحقیقاتی در درجات امنیت بیولوژیک 3 و 4 در آمریکا فعال هستند که توانایی تولید عواملی همچون باکتری سیاه زخم و فراورده‌های آن را دارند و بیش از چهارده هزار نفر بر روی تولید چنین عوامل خطرناکی کار می کنند که اکثر آنها مربوط به بخش غیر دولتی بوده و برای کسب بودجه مجبورند پروژه‌های مد نظر سیاست‌مداران را هرچه که باشد بپذیرند.


آزمایشگاهی با درجه امنیتی 4


جالب توجه است که این توسعه گسترده تحقیقات تنها به بهانه احساس خطر از چند گروهک تروریستی و انتقال تبلیغاتی این احساس به مردم آمریکا انجام گرفته است! به نظر می‌رسد قدرت‌های جهانی وارد مسابقه تسلیحاتی پنهان جدیدی شده‌اند که بسیار پرحاشیه‌تر و مخرب‌تر از مسابقه دست‌یابی به تسلیحات هسته‌ای است. شاید دیگر هزینه‌های ساخت و نگهداری تسلیحات هسته‌ای چندان به صرفه نمی‌باشد و نظم نوین جهانی ادعا شده از سوی دنیای غرب نیاز به اسلحه نوین کم خرج تر و مخرب‌تری دارد. با این وصف توسعه تسلیحات بیولوژیک خطر جدی مسابقه تسلیحاتی قدرت‌ها در دنیای آینده خواهد بود. زیرا که از هم اکنون در آمریکا و برخی دیگر از مدعیان قدرت، مراکز ملی دفاع بیولوژیک در تمامی زیرشاخه‌های آن تاسیس شده است.


شهروندان خودی آمریکا نیز در امان نیستند

نکته بسیار مهم این است که ارتش آمریکا در طول دهه‌های گذشته برای دست‌یابی به این تسلیحات علاوه بر شهروندان نظامی خود حتی شهروندان غیرنظامی از همه جا بی‌خبر آمریکایی را نیز به عنوان نمونه‌های آزمایشگاهی به کار گرفته و از آنان به صورت حیوانات آزمایشگاهی برای تست عواملی همچون گاز خردل، گاز اعصاب، داروهای روان‌گردان، باکتری‌ها و ویروس‌های گوناگون استفاده کرده است که در ادامه به تفصیل به این موضوع خواهیم پرداخت.

در اینجا با یادآوری برخی از جنایات انجام گرفته در مسیر دست‌یابی به تسلیحات بیولوژیک، این موضوع را مطرح می‌کنیم که نظامی که مسلح به پیشرفته‌ترین نوع این سلاح‌هاست و علی رغم تعهدات بین‌المللی خود هم اکنون نیز تحقیقات مرتبط را ادامه می‌دهد و حتی در حق شهروندان خود اعم از کودکان و زنان و بیماران نیز اغماضی ندارد تا چه اندازه می‌تواند برای دیگر ملت‌ها خطرناک و عاری از هرگونه نگاه انسانی باشد.

آزمایش‌های مرتبط با تسلیحات و عوامل بیولوژیک در آمریکا چیز جدیدی نیست و حداقل به دهه سی میلادی بر می‌گردد. در طی جنگ سرد هزاران شهروند آمریکایی قربانی آزمایش‌های پرتو دهی در مرکز انرژی اتمی و دیگر مراکز دولتی شدند و حتی بعد از امضای معاهده بین‌المللی منع آزمایش‌ها و تولید تسلیحات و عوامل بیولوژیک در سال 1972 این کار در آمریکا ادامه یافت و چنانکه اشاره شد بعد از یازده سپتامبر 2001 به یک جهش بزرگ ناگهانی و سوال برانگیز نیز دست یافت.

مراکز متعدد فعال در زمینه تحقیقات بیولوژیک خطرناک در آمریکا


در سال 2001 سندی از وزارت دفاع آمریکا به دست آمد که نشان می‌داد در طی سال‌های 1962 تا 1973 هزاران سرباز آمریکایی به طور عمدی در معرض عوامل شیمیایی و بیولوژیک قرار گرفته‌اند. عواملی مانند گاز اعصاب، گاز سارین، باکتری ای کولای (E-coli )، باکتری باسیلوس گلوبیجی (Bacillus globigii )، سیاه زخم و طاعون بر روی افراد بی‌خبر که هیچ حفاظتی هم نمی‌توانستند از خود انجام دهند روی داده است. جالب توجه است که این گزارش فقط دو روز پس از حملات یازده سپتامبر پخش شد و در آن بحبوحه هیچ‌گونه توجهی را به خود جلب نکرد.

در سال‌های اخیر ظهور بیماری‌هایی مانند ایدز، بیماری لژیونری، هپاتیت سی، جنون گاوی، ویروس‌های عامل خونریزی، تب لاسا، سندرم خستگی مزمن، بیماری جنگ خلیج فارس و بیماری‌های دیگر سوالاتی در مورد منشا آنها ایجاد کرده است. بر اساس گزارش‌های علمی، در هشت دهه از قرن بیستم آمار مرگ و میر ناشی از بیماری‌های مسری در آمریکا در حال کاهش بوده است اما به یکباره از سال 1981 تا 1995 این آمار 58 درصد افزایش یافته است.

در زیر فهرست کوتاهی از جنایات پرهیاهوترین مدعی حقوق بشر و ارزش‌های انسانی در زمان کنونی را ارائه می‌دهیم.

1932، اداره خدمات بهداشتی عمومی آمریکا مراحل نهایی بیماری سیفلیس را بر روی 399 سیاه پوست منطقه تاسگک در آلابامای آمریکا آزمایش کرد. بومیان هیچ اطلاعی از اصل موضوع نداشته و تصور می‌کرده‌اند از طرف دولت آمریکا خدمات بهداشتی برای ایشان در نظر گرفته شده است. این بررسی به آزمایش تاسکیگ (Tuskegee Experiment ) معروف شد و برای این بود که مشخص شود چقدر طول می‌کشد که انسان در اثر ابتلا به سیفلیس بمیرد. این افراد به سیفلیس مبتلا شده و با مرگ دردآوری از بین رفتند. سیفلیس باعث ایجاد زخم سفتی در ناحیه تناسلی شده و در ادامه عفونت فراگیری بدن را فرا می‌گیرد و بافت‌ها و اعضای بدن تخریب می‌شوند .

 

آلوده کردن سیاه پوستان به باکتری سیفلیس


انجام بررسی بر روی نمونه های آلوده شده

نتایج! زخم ایجاد شده در پای یک بیمار


1940، چهارصد نفر از زندانیان شیکاگو به بیماری مالاریا آلوده شدند تا تاثیر داروهای جدید علیه این بیماری ارزیابی شود. این بیماری به صورت عفونت حاد در بیشتر موارد وخیم و گاهی طولانی و با ویژگی‌های تب متناوب و لرز، کم‌خونی و بزرگی طحال و گاه با ویژگی‌های ساده یا کشنده دیگر خودنمایی می‌کند. اهمیت این بیماری به خاطر شیوع زیاد و مرگ‌ومیر قابل توجه‌است .

1942، چهار هزار سرباز تحت تاثیر گاز خردل قرار گرفتند. این آزمایش تا 1945 ادامه یافت. این گاز دارای اثرات مخرب بر روی پوست، سیستم تنفسی و دستگاه گوارش بوده و سرطان‌زا است.


تاثیر گاز خردل بر پوست بدن یک سرباز



1944، ارتش آمریکا از انسان برای تست ماسک‌های گاز استفاده کرد. افراد در اتاق‌های گاز زندانی شده و در معرض گاز خردل و ائویسیت که ترکیبی سیانوردار است قرار می گرفتند.


1945، پروژه پیپرکلیپ (Project Paperclip ) شروع شد که هدف آن به کارگیری دانشمندان فراری نازی در قبال پیشنهاد امنیت و هویت‌های مخفی به آنها بود. بخشی از این دانشمندان در آزمایشگاه‌های تولید عوامل بیولوژیک به کار گرفته شدند. همچنین در همین سال برنامه اف (Program F ) نیز آغاز به کار کرد که تاثیر فلوراید بر سیستم اعصاب مرکزی را بر روی انسان‌ها بررسی می‌نمود.

1946، تعدادی از بیماران بیمارستان‌های ارتش به عنوان خوکچه آزمایشگاهی برای آزمایش‌های پزشکی ارتش استفاده شدند و برای مخفی کاری بیشتر در گزارش ها لفظ آزمایش به مشاهده و بررسی تبدیل شد.

1947، طبق اسناد به دست آمده از وزارت دفاع آمریکا (به عنوان مثال سند: Document 07075001, January 8, 1947 .) مشخص شد که ارتش آمریکا تاثیر برخی پرتوها را بر روی انسان آزمایش کرده است. در همین سال CIA مطالعاتی بر روی ماده مخدر صنعتیLSD انجام داد و نمونه های انسانی نظامی و غیر نظامی بدون اینکه اطلاعی داشته باشند مورد استفاده قرار گرفتند.

ال. اس. دی. سبب ایجاد اختلال در خلق و خوی فرد می‌شود، شناخت زمان و مکان را مختل ، فرد را دچار خوشی بی‌جا ، خودستایی ، احساس سبکی و بی‌وزنی ، هذیان و افسردگی می‌کند و ممکن است مصرف کننده را به خودکشی و آدم‌کشی بکشاند. با مصرف ال . اس. دی. توهم‌های بینایی و شنوایی دست می‌دهد و اشباح خیالی جای خاصی در ذهن فرد باز می‌کنند.


اخبار مربوط به سیا و گروه های توزیع ال اس دی در مطبوعات آمریکا


1950، وزارت دفاع شروع به انفجار بمب اتمی در برخی مناطق کرد تا نتیجه آن را بر روی ساکنان اطراف محدوده انفجار از نظر پزشکی مطالعه کند. در همین سال برای انجام یک مانور یک کشتی نیروی دریایی، سانفرانسیسکو را با یک بمب باکتریایی سم پاشی کرد و دستگاه‌های ارزیابی مستقر در شهر چگونگی پراکنش این باکتری را ارزیابی کردند. شهروندان بسیاری به بیماری شبه پنومونی مبتلا شدند. به التهاب بافت ریه که یک یا دو طرف قفسه سینه را درگیر می‌کند و معمولا در اثر عفونت ایجاد می‌شود ذات‌الریه، پنومونی یا عفونت ریه گفته می‌شود .

1951، وزارت دفاع شروع به انجام آزمایش بر روی ویروس‌ها و باکتری‌های مولد بیماری در فضای باز غیر‌آزمایشگاهی کرد که تا 1969 ادامه داشت و مردم مناطق اطراف محل‌های آزمایش تحت تاثیر این عوامل قرار گرفتند.

1952، بر اساس اسنادی که آلمان منتشر کرده است در این سال آمریکا طی جنگ کره از تسلیحات بیولوژیک استفاده کرد.


1953، ارتش، ابرهایی از گاز سمی سولفید کادمیوم روی (zinc cadmium sulfide ) را بر روی وینیپگ، سنت لوئیس، ویرجنیا، میناپولیس، فورت واین، دره رود مونوکاسی در مریلند و لسبورگ رها کرد. هدف این بود که ببینند گازهای شیمیایی به چه نحوی پخش می‌شوند. در همین سال نیروی دریایی ارتش آمریکا به کمک CIA آزمایش‌هایی را ترتیب داد که ده‌ها هزار نفر در نیویورک و سانفرانسیسکو تحت اثر عوامل منتشر شونده در هوا مانند سراشیا مارسسنس (که موجب عفونت‌های ریوی، ادراری و خونی می‌شود) و باسیلوس گلوبیجی (مرتبط با بیماری سیاه زخم) قرار گرفتند.

همچنین در همین سال CIA پروژه MK ULTRA را شروع کرد که یک برنامه پژوهشی یازده ساله برای تولید و آزمایش داروها و عوامل بیولوژیکی دارای کاربرد در برنامه‌های کنترل ذهن و تغییر رفتار بود. شش مورد از پروژه‌های دست پایینی این پروژه شامل آزمایش این عوامل بر روی انسان‌های بی اطلاع بود.

1955، CIA در آزمایشی به منظور تست توان خود برای آلوده سازی جمعیت‌های شهری با عوامل بیولوژیک، باکتری خاصی را که از زرادخانه تسلیحات بیولوژیک ارتش گرفته بود در تامپا بای ایالت فلوریدا رها کرد. در همین سال بخش شیمیایی ارتش آمریکا آزمایش‌های جدیدی با استفاده از LSD بر روی بیش از هزار نفر از شهروندان آمریکایی شروع کرد که تا 1958 ادامه داشت.

 

آزمایش های مرتبط با ماده روان گردان ال اس دی

 

1956، ارتش آمریکا پشه‌های ناقل بیماری تب زرد را در ساوانا (Savannah) و آوون پارک (Avon Park) فلوریدا رها کرد و به دنبال هر تست عوامل ارتش در قالب متخصصین بهداشت عمومی تاثیرات را بر روی قربانیان بررسی کردند. ویروس تب زرد به کبد آسیب می‌رساند و یرقان به وجود می‌آورد.

 

1960، مجوز انجام تحقیقات بیشتر با LSD در اروپا و شرق دور برای ارتش صادر شد. آزمایش بر روی اروپایی‌ها به نام پروژه THIRD CHANCE و بر روی آسیایی ها با نام پروژه DERBY HAT بود.

 

1965، CIA و وزارت دفاع پروژه MK SEARCH را آغاز کردند که برنامه‌ای بود برای توسعه توانایی‌های دستکاری رفتار انسانی از طریق استفاده از داروهای روان گردان.


آزمایش بر روی انسان سالم با استفاده از مواد روان گردان


در همین سال زندانیان زندان ایالتی هولمسبورگ در فیلادلفیا تحت تاثیر دیوکسین قرار گرفتند که از اجزای بسیار سمی عامل نارنجی بود که در ویتنام به کار گرفته شده بود. افراد سپس از بابت ابتلا به سرطان بررسی شدند و مشخص شد که عامل نارنجی می‌تواند موجب بروز سرطان شود.

 

تاثیر عامل نارنجی بر پوست انسان



 

بمباران ویتنام توسط ارتش آمریکا با عوامل شیمیایی

 

 






نوزادان متولد شده از مادران آلوده به عامل نارنجی


کودکان متولد شده از مادران ویتنامی بعد از بمباران های شیمیایی










 


 

انسان هایی که تحت تاثیر عامل نارنجی قرار گرفته اند.

 

 

1966، CIA پروژه MK OFTEN را شروع کرد که تست تاثیرات سمی داروهای خاصی بر روی انسان و حیوان بود. در همین سال ارتش در سیستم تهویه مطبوع متروی نیویورک باسیلوس سابتیلیس نوع نیجر را رها کرد که عامل اصلی بیماری سیاه زخم می‌باشد. بیش از یک میلیون نفر از شهروندان در معرض این باکتری قرار گرفتند.


1969، کنگره آمریکا یک بودجه ده میلیون دلاری در اختیار وزارت دفاع قرار داد تا طی پنج الی ده سال عاملی را تولید کند که ایمنی طبیعی در برابر آن کاری از پیش نبرد. چندین سال بعد بیماری ایدز با همان خصوصیات خواسته شده شایع شد.


1970، آمریکا توسعه و تولید تسلیحات مختص نژاد را تشدید کرد. این سلاح‌های بیولوژیک که شامل عوامل بوجود آورنده بیماری‌های خاصی هستند به گونه‌ای دستکاری شده‌اند که بر روی نژادهای خاصی از انواع بشر عمل می‌کنند در واقع این عوامل برای اهداف قابل انتخاب طراحی شده و گروه های نژادی خاصی را از بین می‌برند.


1977، بخش رسیدگی به تحقیقات علمی و بهداشتی سنا تایید کرد که 239 منطقه مسکونی طی سال‌های 1949 تا 1969 با عوامل زیستی خطرناک آلوده شده است. برخی از این مناطق مانند سانفرانسیسکو، واشنگتن دی سی، کی وست، پاناما سیتی، میناپولیس و سنت لوئیس بود.


1981، دولت کوبا اعلام کرد که در اثر حمله بیولوژیک ارتش آمریکا سیصد هزار نفر از اتباع این کشور به تب دنگو مبتلا شده اند که یک بیماری خونریزی دهنده ویروسی است و مبتلایان در اثر شدت خونریزی از پای در می‌آیند.‌

 

 

افراد مبتلا به تب دنگو

 


1982، شوروی طبق اسنادی افشا کرد که آمریکا افرادی را به پاکستان و افغانستان گسیل داشته تا در این دو کشور همه‌گیری تب دنگو ایجاد کنند.


1983، آمریکا جهت تجهیز عراق در مقابل ایران عوامل و تسلیحات بیولوژیک را در اختیار صدام قرار داد.


1986، به گزارش کنگره تسلیحات بیولوژیک آمریکا شامل این موارد بود: ویروس‌های دست‌کاری شده، سموم طبیعی و عواملی که از طریق مهندسی ژنتیک تغییر یافته‌اند تا صفات ایمنولوژیکی دیگری داشته باشند و با هیچ کدام از واکسن‌های در دسترس بشر قابل پیشگیری نباشند.

انبارهای وسیع عوامل و تسلیحات بیولوژیک و شیمیایی ارتش آمریکا


1987، وزارت دفاع قبول کرد که علی رغم امضای قراردادی که تحقیق و توسعه تسلیحات بیولوژیک توسط دولت آمریکا را ممنوع می‌سازد؛ این تحقیقات در 127 مرکز و دانشگاه پیگیری شده است.


1990، بیش از هزار و پانصد نوزاد شش ماهه سیاه پوست و اسپانیایی در لوس آنجلس با یک واکسن آزمایشی سرخک واکسینه شدند که هیچگاه قبلابرای استفاده آن در آمریکا مجوزی صادر نشده بود. بعدها پذیرفته شد که به والدین این نوزادان هیچ اطلاعی در این مورد داده نشده بوده است.

 

اخبار مربوط به استفاده از نوزادان به جای خوکچه آزمایشگاهی در مطبوعات وقت


1994، سناتور جان دی راکفلر گزارشی تهیه کرد و عنوان داشت که حداقل به مدت پنجاه سال وزارت دفاع صدها هزار نفر از پرسنل نظامی را برای آزمایش های انسانی و تاثیر دهی عمدی مواد خطرناکی مانند گاز خردل و اعصاب، پرتودهی یونیزه شده، مواد شیمیایی عصبی و مواد توهم زا استفاده کرده است.


1995، دولت پذیرفت که به جنایاتکاران جنگی ژاپن پیشنهاد داده است که در عوض در اختیار قرار دادن اطلاعات مربوط به تحقیقات تسلیحات بیولوژیک ژاپن، به آنها حقوق و مصونیت از تعقیب اعطا کند.

 

جنایت کاران ژاپنی در خدمت ارباب جدید خود


در همین سال دکتر گارس نیکولسون افشا کرد که عوامل بیولوژیک مورد استفاده در جنگ خلیج فارس در هوستون، تگزاس، بوکاراتون و فلوریدا تولید شده و بر روی زندانیان تگزاس آزمایش شده بوده است.


دکتر نیکولسون

1997، هشتادو هشت عضو کنگره درخواستی را امضا کردند که خواهان بررسی ارتباط سندرم جنگ خلیج فارس و استفاده از تسلیحات بیولوژیک بود.


2001، به طور کاملا برنامه ریزی شده نامه هایی حاوی باکتری سیاه زخم به افرادی در آمریکا پست شد.


2002، ویروس نیل غربی (West Nile virus) در این سال شناسایی شد. این ویروس از خانواده آربوویروس‌ها است که در اثر نیش پشه کولکس، در انسان سبب آنسفالیت یا تورم مغز و مننژیت یا تورم پردههای مغز و نخاع می‌شود. اولین بار کانون بیماری تب نیل غربی در پاییز سال 1999 در آمریکا و در ایالت نیویورک مشاهده گردید.

بعدها در نواحی بیشتری از اقیانوس آرام و ایالات کانادا و نواحی از مکزیک، اروپا و ژاپن انتشار یافت. برخی رسانه‌ها گزارش دادند که علایم این ویروس شبیه به علایم فلج اطفال است و این سوال پیش آمد که آیا باز ویروس فلج اطفال در آزمایشگاه تغییر داده شده و به صورت جدیدی در آمده است تا یک عامل بیولوژیک خطرناک دیگر ساخته شود؟ ویروس نیل غربی فقط در افراد پیر و بیمار موجب مرگ و میر می‌شود یعنی افرادی که دولت متعهد و ملزم است با صرف هزینه و تخصیص بودجه‌های مربوطه از ایشان نگهداری کند.

 

2009 و 2010، شیوع ویروس دنگو در پاکستان موجب مرگ و میر فراوانی شد. پشه‌های دنگو پشه‌های طبیعی هستند که حامل ویروس دنگو می‌باشند. تب دنگو با علائمی شبیه به بیماری آنفلوآنزا روی می‌دهد که ابتلا به آن در کودکان و افراد مسن خطرناک است. طی آزمایش‌هایی که در ظاهر برای مبارزه با این پشه انجام شد پشه های دیگری که مهندسی ژنتیکی شده بودند تولید شدند و در سال های 2009 و 2010 در پاکستان رها شدند که نتیجه آن ابتلا به تب دنگو و مرگ و میر هزاران پاکستانی بود. تحقیقات توسط کمپانی بیوتکنولوژی اوکسیتک انگلستان و و مراکز دولتی آمریکا طراحی شده بود. انجام آزمایش برای استفاده از ویروس دنگو به عنوان سلاح بیولوژیک توسط آمریکا به دهه چهل بر می گردد و در دهه پنجاه آزمایش‌هایی بر روی انسان انجام گرفته است.

2011، در پایان این گزارش جهت رفع احساس‌های آزار دهنده احتمالی به وجود آمده در وجدان‌های بیدار خوانندگان محترم در اثر مشاهده تصاویر و اطلاع از حقایق مطروحه، نظر ایشان را به چند جمله زیر نیز جلب می‌نماید که یقینا با سابقه شرح داده شده در بالا خالی از جنبه فکاهی و مزاح نبوده و بی‌شرمی مدعیان را در رسواترین حالت ممکن بازگو می‌کند.


در پنجم دسامبر 2011 هیلاری کلینتون در کنفرانس بازبینی معاهده تسلیحات بیولوژیکی در سوئیس می‌گوید: "آمریکا امیدوار است که حساسیت بیشتری در تلاش بین المللی برای کنترل تسلیحات بیولوژیک بوجود آید!!"




هیلاری کلینتون :

آمریکا امیدوار است که حساسیت بیشتری در تلاش بین المللی برای کنترل تسلیحات بیولوژیک بوجود آید!!




اوباما نیز در 22 سپتامبر در مجمع عمومی سازمان ملل اشاره می‌کند که مخاطرات بیولوژیک نیاز به توجه جهانی دارد و می‌گوید: "ما باید در امر شناسایی، جلوگیری و جنگ عیله هر نوع خطر بیولوژیک مانند ویروس بیماری آنفولانزا یا یک حمله تروریستی و یا یک بیماری قابل درمان با هم همکاری کنیم!!!"

 

«اوشو، اکنکار، سرخپوستی، رام الله، پائولو‌کوئیلیو و دالایی لاما و عرفان کیهانی» از معروفترین عرفان‌های کاذب در کشور ما هستند که توانسته‌اند در بین قشر جوان و نوجوان کشورمان نفوذ کنند. اگر چه برخی مسئولان آموزش و پرورش سعی در سرپوش گذاشتن بر گرایش دانش‌آموزان به این عرفان دارند اما تشکیل کلاس‌هایی برای آشنایی معلمان تهرانی برای مقابله با فرقه‌های انحرافی این ادعای مسئولان آموزش‌و‌پرورش را که عرفان کاذب در مدارس دولتی تهران وجود ندارد، نفی می‌کند.

به گزارش  شرق، سال گذشته بود که حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات در باره نفوذ عرفان‌های کاذب در میان دانش‌آموزان هشدار داد اما آموزش و پرورش مثل تمام موارد اینچنینی وجود چنین مشکلی در مدارس را نفی کرد و مدعی شد عرفان‌های کاذب در مدارس دولتی وجود ندارد اما به رغم این ادعا و به منظور آشنایی معلمان تهرانی برای مقابله با فرقه انحرافی مدیرکل امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری کلاس‌هایی را برای آشنایی معلمان تهرانی با فرقه‌های انحرافی تشکیل می‌دهد.

تاکنون بیش از 3 هزار عرفان کاذب در دنیا شناسایی شده‌اند. اما معروفترین آنها که در کشورما فعالیت دارد فرقه شیطان پرستی و بعد از آن عرفان‌های اوشو، سرخپوستی، رام الله، پائولوکوئیلیو و دالایی لاماست.

دکترعلی فلاح رفیع، رئیس مرکز هم‌اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی در این باره می‌گوید: فرقه انحرافی اوشو که در کشورمان نمایندگی دارد بیش از 100 جلد کتاب ترجمه شده به فارسی نیز دارد. به گفته وی این عرفان‌های کاذب اعتقادی به وجود خدا ندارند و با توجه به نیاز انسان به 3‌اصل آرامش، امید و شادی بدون توجه به معنویت، تعدادی از شهروندان را به خود جذب می‌کنند.

کاهش سن گرایش به عرفان‌های کاذب نکته دیگری است که فلاح رفیع به آن اشاره کرده و می‌گوید: بسیاری از ترویج‌کنندگان این مکاتب برای تاثیرگذاری بیشتر بر افکار نسل جدید از سنین پایین، دبستان و راهنمایی آموزشهای خود را آغاز می‌کنند، حتی برخی از فرقه‌های ضاله برای مراحل دبستان و راهنمایی کتابهایی نیزدارند زیرا اگر در این سنین شکاف را آغاز کنند بیشتر می‌توانند در کار خودشان موفق شوند.

وی می‌گوید: یکی از اصول تربیتی شروع آموزش از سنین پایین است زیرا هنگامی که به سطح دانشگاه رسیده‌ایم آموزه‌های تربیتی تاثیر چندانی ندارد هرچند امکان تغییر و تحول در هر رده سنی هست اما به طور طبیعی ذهن سنین پایین‌تر برای دریافتهای تازه آماده‌تر است.

فلاح رفیع با بیان اینکه کسانی که در جهت ترویج عرفان‌های کاذب و مشوش کردن اذهان فعالیت می‌کنند برای دوره‌های راهنمایی و دبیرستان دانش‌آموزان برنامه‌های ویژه دارند، می‌گوید: متاسفانه برخی از این گروه‌ها برای ترویج افکار و اندیشه‌های خود در دوران نوجوانی برنامه‌های ویژه‌ و علمی‌ای دارند. البته تمامی این فرقه‌ها کار علمی انجام نمی‌دهند اما برخی برای دوران راهنمایی و دبیرستان کتابها و معلمان مخصوص دارند. همچنین محافلی وجود دارد که در این دوران افراد را جذب کنند.

رئیس مرکز هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی با تاکید بر اینکه آموزش و پرورش باید در این زمینه بسیار هوشیار باشد، گفت: در مقابل این کتاب‌ها، آموزش و پرورش نیز باید مطالبی را در خصوص گرایشهای معنوی و روحی انسان که امری فطری است تهیه و تدوین کند و نرم‌افزارهای لازم را در این زمینه در اختیار معلمان قرار دهد.

حساسیت متولیان آموزشی کشور چندان نیست

فلاح رفیع با اشاره به اینکه حساسیت متولیان آموزش و پرورش در زمینه ترویج عرفانهای کاذب چندان زیاد نیست، می‌گوید: باید این حساسیت در سطح متولیان آموزش و پرورش بیشتر شود. هرچند زحماتی کشیده می‌شود اما فکر می‌کنم در این زمینه نیاز به حساسیت و دقت بیشتری است البته صرف حساسیت هم کفایت نمی‌کند و باید در این زمینه برنامه‌ریزی‌های منظمی در مدارس انجام و دروس مخصوصی با همین عنوان تدوین شود.

فلاح رفیع با بیان اینکه دانش‌آموزان به‌ویژه در سطح دبیرستان آمادگی پذیرفتن این علوم را دارند، می‌افزاید: در این دوران تحول فکری در جوانان آغاز می‌شود و آماده پذیرش افکار و عقاید جدید هستند. قبل از دبیرستان میل به عرفان زیاد نیست و نوجوان هنوز در حال و هوای کودکی است و میل به بازی دارد اما در دوران دبیرستان میل به معنویت در انسان‌ها شکوفا می‌شود.

سند نداریم، پس نیست!

با وجود تمام هشدار‌هایی که در این زمینه داده می‌شود اما مسئولان آموزش و پرورش مثل همیشه دست از انکار بر نمی‌دارند و برای اثبات یک موضوع دنبال سند و مدرک هستند.

رضا امانی،‌ معاون پرورشی و تربیت بدنی آموزش و پرورش شهر تهران درباره رشد عرفانهای کاذب در مدارس می‌گوید‌: هیچ سند و مدرکی در این رابطه که حتی یک دانش‌آموز به این مقوله گرایش داشته باشد به ما گزارش نشده است.

وی تاکید می‌کند: در رابطه با رشد عرفانهای کاذب درمدارس و گرایش دانش‌آموزان به آن اطلاعات دقیقی نداریم و کیفیت و کمیت آن مشخص نیست، البته ممکن است رگه‌هایی از این مورد در مدارس غیردولتی وجود داشته باشد اما نمی‌توانیم درباره آن به طور قطع صحبت کنیم.

امانی گفت: البته این موضوع در جامعه وجود دارد و به همین دلیل از سال گذشته، آموزش و پرورش شهر تهران موضوع توانمندسازی مدیران و مربیان پرورشی و حتی دانش‌آموزان تشکلهای دانش‌آموزی را دنبال کرده که امسال نیز آن را پیگیری می‌کنیم.

اگر ندیدیم، یعنی هست

اما حجت‌الاسلام علیرضا سلیمی در این‌باره می‌گوید: اگر شواهدی پیدانشده است که عرفان‌های کاذب در بین دانش‌آموزان رشد می‌کند، دلیل بر عدم رشد آن نیست! یک ضرب المثل عربی هست که می‌گوید؛ اگر ما پیدا نکردیم دلیلی بر وجود نداشتن نیست.

او می‌افزاید:دشمنان از همان روزهای آغازین انقلاب برای جذب جوانان ما سرمایه‌گذاری کرده‌اند. یکبار با بدیل‌های ساخته و پرداخته خود و یکبار با عرفان‌های کاذب و دروغین و... اما آنچه مسلم است آن‌ها همه این راه‌ها را رفته‌اند و هنوز هم دنبال می‌کنند. این نماینده مجلس می‌گوید:اسلام دینی است معناگرا، اگرچه با جامعیتی که دارد به مادیات نیز با رویکرد مثبت نگریسته است اما وقتی ما اصل را در اختیار داریم چرا اجازه بدهیم بدل در میان نوجوانان ما ریشه بدواند؟

او با اشاره به وظایف وزارت آموزش و پرورش در این باره می‌گوید: باید ریشه این مسائل را مورد پیگرد قرار دهیم. با غفلت از این فضا تصور نکنیم که دشمن هم غفلت کرده است. حضرت امیرالمومنین(ع) می‌فرماید که اگر کسی بخوابد، دشمن او به خواب نمی‌رود. با به غفلت زدن خود شرایط را برای دشمن مهیا می‌کنیم تا نقشه‌هایش را پیش ببرد.

از پائولوکوئیلیو تا کیهان

فرقه پائولوکوئیلیو از جمله عرفان‌های کاذب معروف در کشورمان است، «پائولو کوئیلیو» که سرمنشأ آن عرفان کابالاست، در کتاب‌هایش به دنبال این است که مردم را به سمتی سوق دهد که به جای اینکه دنبال خدا باشند، به سمت منویات درونی متمایل شوند، اوج عرفان آنها نیز فکر است، مطالبی که اینها مطرح می‌کنند، می‌تواند سرلوحه گروه‌ها و جریان‌های انحرافی قرار گیرد.

مثلا فرقه «پائولو» در بحث کیمیاگری به دنبال یک زبان کیهانی است و این زبان را مشترک میان انسان، نبات و حیوان می‌داند و می‌گوید باید این زبان را پیدا کنید، شعور کیهانی نیز می‌گوید، من این زبان را پیدا کرده‌ام، ماده شعور دارد و ما از طریق اتصال به روح‌القدوس می‌توانیم درمانگری کنیم یعنی تفکر پائولو بدین صورت در فرقه حلقه تبیین می‌شود.

یا فرقه «رجویه»، از تبیین جهان شروع کرد یعنی هستی را تعریف کرد و تعریفی از خالق هستی، غیب، جایگاه انسان در هستی ارائه داده، نقش و جایگاه شیطان را مشخص کرده، این در حالی که فرقه‌ها هستی را تعریف می‌کنند و در پس این تعریف از جهان، ایدئولوژی وجود دارد و در مرحله ایدئولوژی عملکرد ارائه می‌دهند، «رجویه» تعریف جهانی از خودش ارائه می‌دهد و در مرحله ایدئولوژیک تئوری می‌دهد و با تبیین جهان می‌‌تواند یک فرد را وادار کند که دیگری را بکشد و یک سیانور را زیر زبان خودش بگذارد که وقتی به خطر افتاد خودش را بکشد و احساس کند که کشتن دیگران و کشتن او تعالی است، این تعریف اولیه است که عملکرد ثانویه را شکل می‌دهد.

نشانه‌هایی که هست، مسئولانی که نمی‌بینند

اگر به قول مسئولان آموزش و پرورش توجه کنیم باید چشمانمان را به روی تمام نشانه‌هایی که از عرفان‌های کاذب وجود دارد ببندیم.

گردنبندهایی که آویزه گردن دانش‌آموزان شده، آرم‌هایی که بر روی لباس‌ها حک شده و دستبندهایی که هر‌کدام نشانی از یک فرقه دارند دست به دست در بین دانش‌آموزان می‌چرخد و آنها را روز به روز به قعر چاهی پرتاب می‌کند که انتهایش معلوم نیست اما مسئولان بزرگ‌ترین وزارتخانه کشور یا آن را نمی‌بینند و یا خود را به ندیدن می‌زنند.

یک شهروند سعودی به علت فقر مفرط مجبور شده است کودک شش ساله خود را از طریق فیس بوک برای فروش بگذارد.

به گزارش فارس، روزنامه الشرق در پایگاه خبری خود نوشت که "سعود بن ناصر الشهری" شهروند سعودی در اقدامی بی سابقه به علت فقر مفرط کودک خود را از طریق پایگاه اجتماعی فیس بوک برای فروش گذاشته و اعلام کرده که می خواهد از طریق فروش این کودک زندگی شرافتمندانه ای را برای مادر و خواهر این کودک تهیه کند و آنها را از فقر و آوارگی نجات دهد.

وی در پیامی در این پایگاه خبری گفت که تمامی راهها به روی وی بسته شده است، این در حالی روی داده که دادگاه عربستان نیز با تعطیل کردن مدرسه ای که وی مالک آن بوده او را از کار بیکار کرده و آنها را به افرادی تبدیل کرده که برای به دست آوردن خوراک و پوشاک خود گدایی می کنند.

الشهری گفت که برای دریافت مقرری بیکاری به اداره کار رفته، اما در آنجا نیز او را رد کرده و گفته اند که سن وی بالاتر از 35 سال است و این مقرری به وی تعلق نمی گیرد.

میزان بالای فقر و بیچارگی در خانواده های سعودی در حالی است که این کشور بزرگترین فروشنده و تولید کننده نفت جهان به شمار می رود و بودجه آن بالغ بر 702 میلیارد ریال سعودی است، این در حالی است که هزینه های این کشور نهایتا تا 690 میلیارد ریال سعودی در سال آینده تخمین زده شده است.

خاندان حاکم سعودی شامل بیش از 4 هزار شاهزاده سعودی هستند که تقربا بر بیشتر منابع مالی و درآمدی این کشور خیمه زده اند و کسانی که بیرون از این خانواده هستند، به چیز زیادی از درآمدهای عربستان دسترسی ندارند، بسیاری از درآمدهای خاندان سعودی نیز صرف تامین مالی گروهک های تروریستی سلفی در کشورهای دیگر و ایجاد سازمان هایی نظیر القاعده میشود.

بسمه بن سعود بن عبدالعزیز یکی از شاهزادگان خاندان سعودی اخیرا انتقادات تندی را علیه دولت این کشور مطرح کرده و گفت که آنها در ارائه تعلیم و تربیت درست کوتاهی می کنند، وی به مناطق فقیر نشین عربستان نیز اشاره کرده و گفت که این مناطق از آب و برق بی بهره هستند و درآمدهای بسیار بالای سعودی تنها برای 5 درصد از سعودی هاست، این در حالی است که بیش از 70 درصد از شهروندان عربستان از داشتن خانه نیز بی بهره هستند.

به گزارش مشرق، سبک زندگی غربی  و مشخصات منحصر به فردی دارد که بی بند و باری و خوش گذرانی به هر قیمت از جمله ویژگی های آن است. فردگرایی، گرایش روزافزون به تفریحات گوناگون به خصوص تفریحات مخبرب، تشویق برای بی بند و باری بیشت برای سودآورتر کردن شرکت های غربی و ... را می توان از مشخصه هایی دانست که مدیران کشورهای غربی سعی در تبلیغ هر چه بیشتر آن در میان مردم دارند اما در کنار این موضوع، می توان به رشد پدیده قمار در غرب نیز پرداخت.
موسسه شفاف سازی اقتصادی امریکا اعلام کرد که در سال گذشته میلادی تنها در آمریکا و بویژه در شهر لاس وگاس در ایالت نوادا به عنوان مرکز قمار ایالات متحده، به تنهایی مردم برای قمار کردن 23 میلیارد دلار خرج کرده اند.
این گردش مالی منحصر به قمار نیز نیست و روش های دیگری مانند شرط بندی روی بازی های اسب سواری، تیم های راگبی، بسکتبال و بیسبال نیز در آمریکا رو به افزایش است که رقم گردش مالی قمار در آمریکا را از 23 میلیارد دلار بسیار بیشتر می کند.
با وجود آن که شهر لاس وگاس تا چندی پیش سودآورترین منطقه برای قماربازان بود اما چندی است کشور کوچک و تحت الحمایه چین به نام ماکائو که تنها از سه جزیره کوچک به مساحت 29 کیلومتر مربع تشکیل شده توانسته با ایجاد کازینوهای بسیار زیاد و فراهم کردن امنیت برای قمار بازان دنیا گوی سبقت را از لاس وگاس برباید و به بهترین و پرسودترین منطقه برای بازی قمار تبدیل شود.
در مجموع شهر آتلانتیک در نیوجرسی، لاس وگاس در نوادا، پالم اسپرینگ در کالیفرنیا، ماکائو یا مونته کارلو در دریای چین جزو مناطق پرطرفدار برای قماربازان دنیاست.
افزایش پدیده قمار بازی در غرب موجب آن شده تا اعتراض های مردمی نسبت به این پدیده با توجه به مشکلات مالی غرب میان مردم این کشورها بیشتر از قبل شود.

 

به گزارش پانا، هر یک از ادیان علاوه بر آدابی که از قبل و بر اساس کتاب آن ها میان پیروانشان رایج شده، باورهای سنتی گاهی نادرست نیز دارند که متاسفانه توسط بزرگان دینی انجام می شود.

دفن کردن یک کودک 7 ساله پاکستانی تا سر در شن های ساحل کراچی نمونه ای از این آداب است که بر اساس یک باور سنتی در سلامتی کودکان موثر به نظر می رسد.

گفتنی است معتقدان به این سنت، آداب فوق را به ویژه پس از کسوف انجام می دهند.

مشرق: فوکویاما که از طرفداران لیبرالیسم بوده می‌‌گوید: "به نظر من جامعه آمریکا با بحران‌های جدی روبه روست که آینده آن را تهدید می‌کند، مشکل جهان امروز، اقتصادی، سیاسی و ... نیست بلکه بحران ناشی از فروپاشی انسجام اخلاقی است "

بحران اخلاقی از جمله معضلات اساسی پیش روی جوامع غربی به خصوص ایالات متحده آمریکا است. هرج و مرج اخلاقی و از دست رفتن ملاک‌های درست، محصول افول خانواده، عملکرد رسانه‌ها و نیز بی‌بند و باری و مسؤولیت ناپذیری جنسی است.

عامل اساسی و مهمی که در ورای این عوامل تأثیر اساسی دارد، رویکرد تساهل محورو رواداری نسبت به مسائل غیراخلاقی در جامعه است . در سالیان اخیر شاهد افول قدرت اقتصادی و نیز چهره سیاسی آمریکا نزد افکار عمومی بودیم اما آنچه که بیش از هر چیزی در بلندمدت جامعه آمریکا را دچار انحطاط خواهد نمود فروپاشی اخلاقی این کشور است. میزان بالای جرم جنایت، مصرف مواد مخدر، سقط‌جنین، همجنسبازی و فروپاشی متعاقب بنیان خانواده، بوجود آمدن جامعه‌ای پلیسی، از بین رفتن ارزش‌های مذهبی، افزایش شدید بی‌بند و باری جنسی و جرم‌های مرتبط با آن من‌جمله مسائلی هستند که به مرور زمان آمریکا را از درون متلاشی می‌سازند. آمارهایی که اخیرا توسط مؤسسات و نهادهای گوناگون خصوصی و دولتی آمریکا منتشر شده‌اند همگی مؤید این مطلب هستند که با گذر زمان ارزش‌ها و آرمان‌های انسانی و اجتماعی در آمریکا تضعیف شده و جای آن را نوعی فردگرایی افراطی توأم با فرهنگ مصرف‌گرایی رادیکال گرفته است. در گزارش حاضر سعی شده‌ است تا نگاهی گذرا به برخی از عوامل مؤثر در فروپاشی اخلاقی آمریکا بیندازیم.


عقاب نماد آمریکا است و این عقاب هم‌اکنون از درون متلاشی می‌شود

 

1. هم‌اکنون یک هیأت مخفی در دولت آمریکا می‌تواند هر کدام از شهروندان این کشور را در لیست مرگ قرار دهد. بر اساس مقاله‌ای که اخیرا خبرگذاری روییترز منتشر نموده است، تشکیل هیأت مذکور هیچ مبنای قانونی ندارند و هیچ قانونی نیز بر علکرد آن نظارت نمی‌کند.هیچ گونه اسناد رسمی در مورد تصمیمات یا عملیات‌های این هیدت وجود ندارد. به گفته چندین تن از مقامات کنونی و سابق دولت آمریکا هیأت مذکور زیرمجموعه شورای امنیت ملی کاخ سفید است. این کمیته گزارش‌ها خود را مستقیما به رئیس‌جمهور ارسال می‌کند و تنها تنها در برابر وی پاسخگو است. این در حالی است که اوباما در زمان تبلیغات ریاست جمهوری بارها از بوش به علت استفاده افراطی از "اختیارات ریاست‌جمهوری" در جنگ علیه تروریسم انتقاد نمود.

 

2. آمریکا دارای بالاترین تعداد زندان و زندانی در جهان است. بنا بر آمار منتشره در سال 2011 تعداد 218/081/000  میلیون نفر زندانی در زندان‌های مختلف آمریکا مدت حبس خود را سپری می‌کردند. به عبارت دیگر از میان هر 142 نفری که در آمریکا ساکن هستند یک نفر در زندان است. بیش از نیمی از زندانی‌های آمریکا را قاچاقچیان و فروشندگان مواد مخدر تشکیل می‌دهند. بر اساس آمارهای منتشره 12 درصد از نوجوانانی که در زندان‌های آمریکایی به سر می‌برند مورد تجاوز و سوءاستفاده جنسی قرار می‌گیرند. تقریبا ده درصد از زنانی که در زندان‌های آمریکا به سر می‌برند به اجبار تن به خواسته‌های جنسی نگهبانان خود می‌دهند.


نمودار رشد تعداد زندانیان در آمریکا از سال 1920 تا 2004



نمودار مقایسه تعداد زندانیان در آمریکا با دیگر کشورها – تعداد زندانی‌ها به ازای هر 100/000 نفر


3. بنا بر آمار ارائه شده توسط مرکز پیشگیری و کنترل بیماری‌ها در آمریکا در سال گذشته 19 میلیون مورد ابتلا به انواع بیماری‌های مقاربتی در آمریکا به ثبت رسیده که هزینه‌ای بالغ بر 17 میلیارد دلار بر اقتصاد این کشور وارد ساخته است. به گزارش دیگر مراکز بهداشتی آمریکا از هر چهار دختر آمریکایی یک نفر دچار بیماری‌های مقاربتی می‌‌شوند. علی‌رغم کنترل بیماری‌های مقاربتی در اکثر کشورهای پیشرفته جهان، آمریکا هنوز با نرخ بالای این نوع بیماری‌ها بالاخص ایدز مواجه است. نکته جالب توجه این است که بر اساس تحقیقات کارشناسان، ویروس ایدز یک ویروس ساخته دست بشر است که از آزمایشگاههای آمریکا نشأت گرفته.


علی‌رغم کنترل بیماری‌های مقاربتی در اکثر کشورهای پیشرفته جهان، آمریکا هنوز با نرخ بالای این نوع بیماری‌ها بالاخص ایدز مواجه است


4. آمریکا با فاصله بسیار زیاد در رأس کشورهای دارای بالاترین نرخ طلاق در جهان قرار گرفته است. بنا بر آمارها از هر 1000 آمریکایی 4/95 نفر تجربه طلاق را دارند. این در حالی است که میانگین نرخ طلاق در جهان 3/1 نفر به ازای هر هزار نفر است.

آمریکا با فاصله بسیار زیاد در رأس کشورهای دارای بالاترین نرخ طلاق در جهان قرار گرفته است


5. میزان تجویز دارو‌های ضد افسردگی برای کودکان در آمریکا سه برابر کشورهای اروپایی است. علاوه بر این، میزان مصرف داروهای ضدافسردگی در میان زنان آمریکا نیز بیش از هر نقطه دیگیری در جهان است. در سال 2008 یازده درصد از زنان آمریکایی به طور مداوم داروهای ضدافسردگی مصرف می‌کردند.

زنان آمریکا دارای بالاترین میزان مصرف داروهای ضد افسردگی هستند



6. بخش اعظمی از فیلم‌ها و تصاویر مستهجن جهان در آمریکا تولید می‌شوند. بنا بر آمارهای منتشره هم‌اکنون 89 درصد محصولات پورنوگرافی در کشور آمریکا تولید می‌شوند و بقیه کشورهای جهان 11 درصد از این نوع تصاویر و فیلم‌ها را تولید می‌کنند. در سال 2006، وب‌سایت‌های مستهجن آمریکایی درآمدی بالغ بر 84/2 میلیارد دلار داشتند.


7. از هر چهار دختر آمریکایی یک نفر قبل از رسیدن به سن هجده سالگی مورد سوء استفاده جنسی واقع می‌شود. این رقم در میان پسران آمریکایی یک نفر از میان هر شش نفر است. این آمار در سال 2006 منتشر شدند و بر اساس آن هم‌اکنون 42 میلیون نفر در آمریکا در دوان کودکی خود مورد سوءاستفاده جنسی واقع شده‌اند.


8. سوءرفتار با کودکان نیز هم‌اکنون تبدیل به یکی از فراگیرترین پدیده‌های اجتماعی در آمریکا شده است. هر ساله بیشاز 3 میلیون گزارش در مورد سوءرفتار با کودکان در آمریکا دریافت می‌شود. در سال 2010 هر روز به طور متوسط روزانه بیش از 5 کودک بر اثر سوءرفتار جان خود را از دست می‌دهند، این رقم برای سال 2005، 4 و برای سال 1998، 3/13 نفر است که نشان از افزایش مرگ و میر کودکان در آمریکا به علت سوءرفتار دارد.

سوءرفتار با کودکان نیز هم‌اکنون تبدیل به یکی از فراگیرترین پدیده‌های اجتماعی در آمریکا شده است



9. مقامات پلیس آمریکا تخمین می‌زنند که در حدود 600/000 آمریکایی در تجارت تصاویر مستهجن کودکان در فضای اینترنتی دست دارند. بنا بر گزارش‌ها تاجرین این نوع تصاویر سالیانه 2 تا 3 میلیارد دلار سود از تهیه و فروش تصاویری که اغلب شامل سوءاستفاده‌های جنسی خسونت‌آمیز از کودکان و حتی نوزادان است، به دست می‌آورند.


کودکان کشورهای عقب‌مانده بیشترین قربانیان افزایش پدیده پورنوگرافی کودکان در آمریکا هستند


دکتر جودیث ریزمن (Judith Reisman )، متخصص، دانشمند و نویسنده در حوزه انحراف جنسی معتقد است که اشتهای سیری‌ناپذیر برای پورنوگرافی کودکان ناشی از شیوع بیماری مسری اعتیار به پورنوگرافی در جامعه است.

دکتر جودیث ریزمن، دانشمندی که اعلام نمود جامعه آمریکا معتاد به فیلم‌های مستهجن شده است


10. نرخ تجاوز به عنف در آمریکا بیش از هر کشور دیگری است. بنا بر آماری که توسط دانشگاه دادگستری جنایی آمریکا ارائه شده است میزان در هر سال تقریبا 100/000مورد تجاوز در آمریکا رخ می‌دهد که بالاترین میزان در بین کشورهای جهان است.

11. در آمریکا سالیانه بالغ بر 12 میلیون جرم ثبت می‌شود که بالاترین میزان ثبت شده در میان کشورهای جهان است. این در حالی است که فاصله این کشور با کشور دوم یعنی انگلستان  6 میلیون مورد است. در هر سال تقریبا 16 هزار نفر در آمریکا قربانی آدمکش‌ها می‌شوند. در حدود 800 هزار سرقت در سال در آمریکا انجام می‌گیرد که این کشور را در رتبه دوم جهانی از این منظر قرار می‌دهد. در آمریکا در هر سال از میان هر 5 نفر یک نفر قربانی جرم و جنایت می‌شود که از این منظر این کشور در رتبه اول قرار دارد. سالیانه به طور متوسط 2/1 میلیون سرقت اتومبیل در آمریکا صورت می‌گیرد که از این حیث نیز آمریکا رتبه اول جهانی را دارا است.


آمریکا دارای بالاترین میزان جرم و جنایت در جهان است





12. از سال 1973 تاکنون در حدود 55 میلیون مورد سقط جنین در آمریکا ثبت شده است. این آمار اسفبار که از زمان قانونی شدن سقط جنین در آمریکا توسط دیوان عالی این کشور در سال 1973 تاکنون ثبت شده است توسط "کمیته ملی حق زندگی" (National Right to Life Committee ) و "مؤسسه گاتماخر" (Guttmacher Institute ) جمع‌آوری شده است. این امار به طور مستقیم از کلینیک‌های سقط جنین اخذ شده‌اند. در سال 2008 تعداد سقط جنین از مرز 50 میلیون گذشته و احتمالا در سال 2012 به میزان تقریبی 56 میلیون نفر خواهد رسید. نرخ سقط جنین به طور میانگین در هر سال 2/1 الی 3/1 میلیون مورد در سال است. نقطه جالب توجه اینجاست که مجموع تعداد سربازان کشته شه آمریکایی از جنگ‌های انقلابی آمریکا تا جنگ دوم عراق بالغ بر 2/1 میلیون نفر است.


میزان رشد سقط جنین در آمریکا از سال 1973 تا سال 2006

13. نهاد خانواده به روند رو به زوال خود در جامعه آمریکایی ادامه می‌دهد. بر اساس مطالعه‌ای که توسط "مؤسسه تحقیقاتی پیو" (Pew Research Center ) در دهه 1960، 68 درصد از افرادی که بیست و اندی سال سن داشتند ازدواج کرده بودند. این در حالی است که هم‌اکنون تنها 26 درصد از افراد این بازه سنی ازدواج کرده‌اند. بنا به گزارش این مؤسسه تحقیقاتی اقتصاد رو به افول آمریکا نقش مستقیمی در این پدیده داشته است و با ضعف روزافزون اقتصاد این کشور و کاهش فرصت‌های شغلی جوانان این کشور نیز دیگر رغبتی به ازدواج و تشکیل خانواده ندارند. این در حالی است که میزان زندگی مشترک بدون وجود ازدواج در بین آمریکایی‌ها در حال افزایش است و بر اساس گزارش "اداره سرشماری آمریکا" (Census Bureau ) از سال 190 تاکنون دو برابر شده است.


14. بررسی‌های انجام گرفته توسط مراکر تحقیقاتی نشان می‌دهند که گرایش به همجنسبازی در جامعه آمریکا رو به افزایش است. به گزارش اندیشکده "راه سوم" (Third Way ) در 15 سال اخیر حمایت عمومی از ازدواج همجنسگرایان در آمریکا از 27 درصد به 53 درصد افزایش یافته است. این بررسی‌ها همچنین نشان می‌دهند که شمار شرکت‌هایی که به کارکنان همجنسگرا مزایا و کار می‌دهند از 19 شرکت به 291 شرکت افزایش یافته است . بر اساس این بررسی، 58 درصد از مردم آمریکا بر این باورند که همجنسگرایان باید توسط جامعه مورد پذیرش واقع شوند و این در حالی است که این آمار از سال 1996 تاکنون، 14 درصد افزایش داشته است. باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا روز 31 تیرماه به طور رسمی قانون 17 ساله‌ای را که مانع از خدمت آشکار همجنسگرایان در ارتش آمریکا می شد، لغو کرد. این در حالی است که گزارشات متعددی در رسانه‌های در مورد همجنسباز بون خود اوباما نیز مطرح شده است. وی همچنین اخیرا یک قاضی همجنسباز یهودی را به عنوان قاضی دیوان عالی آمریکا منصوب کرده است.


 

همجنسبازی تبدیل به یکی از پدیده‌های رایج در فرهنگ آمریکا شده است


 

15. بسیاری از مردم آمریکا ترجیح می‌دهند که خود را با مسائل پیش آمده در جامعه درگیر نسازند و بلکه راهی برای فرار از آنها بیابند. برای مثال، تحقیقاتی که در سال 2010 توسط مؤسسه نظرسنجی گالوپ (Gallup) انجام شد نشان داد که مصرف الکل در آمریکا به بالاترین میزان خود در 25 سال اخیر رسیده است. هم‌اکنون 67 درصد مردم آمریکا به صورت دائمی از مشروبات الکلی استفاده می‌کنند.

 

اعتیاد به الکل راه چاره اکثر آمریکایی‌ها برای فرار از فشارهای روزمره


 

16. بر اساس آمارهایی که مسؤولان برنامه "تحقیقات ملی در مورد استفاده از مواد مخدر و سلامتی" (National Survey on Drug Use and Health) 20/4 میلیون نفر در آمریکا از انواع مواد مخدر و روانگردان استفاده می‌کنند. در حود 8/3 درصد از افراد بالای 12 سال در این کشور در مصرف مواد مخدر دخیل هستند. رایج‌ترین مواد مخدر در میان آمریکایی‌ها به ترتیب عبارت است از ماری‌جوانا، کوکائین، مواد توهم‌زا به مانند اکستازی و متاآمفی‌تامین‌ها.

 

هم‌اکنون، آمریکا جذاب‌ترین بازار هدف برای سوداگران مرگ است


 

17. غارت دسته‌جمعی مغازه‌ها و سوپر مارکت‌ها در آمریکا رفته رفته تبدیل به یکی از جرم‌های رایج در این کشور می‌شود که نشان از بازگشت این کشور به عصر بدویت داد. برای مثال اخیرا 50 فرد جوان با حمله به یک فروشگاه در ایالت مریلند دست به غارت اموال آن زدند.

 

 

 

فیلم غارت فروشگاه توسط جوانان آمریکایی – به گفته پلیس در این سرقت در حدود 50 نوجوان دست داشتند


 

18. جامعه آمریکایی علی‌رغم اینکه در ابتدا بر اساس آموزه‌های کلیسای مسیحی بنیان نهاده شد اما هم‌اکنون غوطه‌ور در انواع و اقسام ادیان و فرقه‌های مذهبی است. هم‌اکنون این کشور تبدیل به مأوای شیطان‌پرستی شده و این پدیده به صورت یکی از تصاویر رایجی که در آمریکا شاهدیم درآمده است. انواع فرقه‌های ماسونی، الحادگرایانه و مناسک شیطان‌پرستانه در مراکز مختلف فرهنگی و دانشگاهی آمریکا رسوخ کرده و حتی به صورتی کاملا رسمی به فعالیت می‌پردازند. نفوذ این گروه‌های در دنیای سرگرمی و رسانه به حدی است که امروزه تقریبا در تمام شبکه‌ها و کنسرت‌های پخش موسیقی شاهد حضور آنها هستیم و خود تبدیل به یک تجارت چند میلیارد دلاری برای مروجان این آیین شیطانی شده است. اولین کلیسای شیطان‌پرستی در آمریکا و جهان توسط فردی به نام آنتون شزاندر لاوی (Anton Szandor LaVey) و در سال 1966 آغاز به کار کرد.

 

 

آنتون لاوی، کاهن اعظم اولین کلیسای شیطان

حجت الاسلام شهبازیان، تصرف فلسطین و تسلط بر خاورمیانه را از اهداف مهم غرب برای سلطه بر جهان دانست و گفت: کشیشان غربی با تفسیر منحرف از انجیل، تصرف فلسطین را مهم ترین مقدمه برای ظهور مسیح(علیه السلام) معرفی می کنند.



به گزارش   شبستان، سومین بخش از گفت و گوی اختصاصی این خبرگزاری با حجت الاسلام و المسلمین محمد شهبازیان به مرور باور های پروتستان های هزاره گرا اختصاص یافته است.

وی با بیان چگونگی پیدایش پروتستان ها در قرن شانزدهم میلادی، افزود: پس از جدا شدن پروتستان ها از پیکره مسیحیان کاتولیک، در درون آن ها، فرقه هایی با عنوان "هزاره گرایان افراطی" پدید آمدند که "صهیونیست_مسیحیان" از این فرقه ها هستند.

این کارشناس حوزه مهدویت ادامه داد: از دل پروتستان های انگلیسی، گروهی نیز سربرآورد که به "پیوریتن ها(پاک دینان)" شهرت یافتند که با وجود کشیش های متعدد و با تفسیر جدید انجیل، آخرالزمان را مورد توجه جدی خود قرار دادند.

وی تأکید کرد: از هلند و برخی کشور های دیگر نیز به پیوریتن های انگلیسی ملحق شدند و با سفر آمریکا و کشتار بومیان سرخ پوست آمریکایی، آمریکای جدید را به وجود اوردند.

حجت الاسلام شهبازیان با اشاره به دیدگاه های دینی پیورین ها، اظهار کرد: پیوریتن ها را باید انگلوساکسون های نژادپرست دانست که که با تفکرات آخرالزمالنی وارد آمریکا شدند و بومیان آن جا را نابود کردند و از عقاید آنان درباره بومیامن آمریکایی این بود که این ها یا حیواناتی برای خدمت به ما هستند و یا انسان هایی در خدمتگزاری ما.

وی گفت: نگاه برده وار به مردم بومی آمریکا و تحمیل خود و نگرش های خود بر مردم بومی منطقه، با دیدگاه های سلطه جوی آنان کاملا مطابقت دارد.

این استاد مرکز تخصصی مهدویت، آمریکاییان کنونی را بازماندگان پیوریتن ها توصیف کرد و افزود: شعار های نظم نوین جهانی و جهانی سازی، از دیدگاه های اجدادی پیوریتن هاست که از دیدگاه های سلطه طلب آن ها نشأت گرفته است.
وی تصریح کرد: پیوریتن ها که پروتستان مسیحی بودند، در تمام مراحل فکری خویش کوشیدند تا با تفسیر کتاب مقدس، پشتیبانی دینی را با خود همراه سازند و دین را ابزار هموار کردن مسیر خود نمودند.

این کارشناس موضوعات آخرالزمانی، در بخشی از سخنان خود، شواهدی بر باور های ضداسلامی غربیان و به ویژه پیوریتن ها ارائه داد و سینمای هالیوود را در خدمت افکار آنان دانست.
وی با یادآوری سکانس هایی از فیلم "جن گیر"، توضیح داد: پخش صدای اذان در قسمتی از فیلم و تلاش کشیش برای یافتن خانه شیطان که به قول آن ها در عراق است، خوی ضداسلامی و به ویژه ضد شیعی آنان را آشکار می سازد.

این که بوش، الهام خداوند را به عنوان توجیه حمله به عراق و افغانستان مطرح می کند، به چه معناست و چه هدفی را دنبال می کند؟

حجت الاسلام شهبازیان به فیلم "نوستراداموس" نیز اشاره کرد و درباره این فیلم گفت: در فیلم نوستراداموس، امام مهدی(عج)، پس از ناپلئون و هیتلر، سومین ضدمسیح قلمداد می شود که با سلاح بمب اتم، قصد نابودی جهان را دارد.

وی مدعی شد: این فیلم به طور واضح و بی پرده، دیدگاه های ضد اسلامی سران غرب را آشکار می کند و چرایی مخالفت سیاستمداران غربی با پیشرفت های علمی ایران را توجیه می کند.

این دانش آموخته حوزوی با طرح چند پرسش درباره فیلم های آخرالزمانی غرب، گفت: این که در فیلمی مثل "ماتریکس"، از زایان سخن گفته می شود و زایان به عنوان منجی بشر به نمایش در می آید، "زایان" یا همان صهیون، در کجای الهیات آخرالزمانی غرب جا گرفته است؟

شهبازیان درباره جملات بوش در توجیه حمله به عراق نیز گفت: این که بوش، الهام خداوند را به عنوان توجیه حمله به عراق و افغانستان مطرح می کند، به چه معناست و چه هدفی را دنبال می کند؟

وی تصرف فلسطین و تسلط بر خاورمیانه را از اهداف مهم غرب برای سلطه بر جهان معرفی کرد و ادامه داد: غرب، تصرف فلسطین را مهم ترین مقدمه برای ظهور مسیح(ع) معرفی کرده است و به کمک این انحراف بزرگی که در ذهن مردم جهان پدید آورده است، مردم فلسطین را در تمام این سال ها کشته و هیچ مانع جدی نیز در برابر خود ندیده است.

کشیش های پروتستانی هزاره گرا، کتاب مقدس را هماهنگ با برنامه های امپریالیستی غرب تفسیر می کنند.

نویسنده کتاب "تأملی نو در نشانه های ظهور"، تأکید کرد: مهم ترین حامی جنگ در خاورمیانه و مهم ترین دلیل بی توجهی مردم غرب به این موضوع، پشتیبانی کشیشان پروتستانی از جنگ است.
وی توضیح داد: کشیشان پروتستانی هزاره گرا، کتاب مقدس را هماهنگ با برنامه های امپریالیستی غرب تفسیر می کنند.

حجت الاسلام شهبازیان اضافه کرد: بزرگ ترین دشمن غرب در فضای دینی و سیاسی امروز جهان، اسلام است و به قول "فؤاز جرجیس" در کتاب "آمریکا و اسلام سیاسی": اسلام، خط سبزی علیه غرب است.

وی تحریف ویژگی های امام زمان(عج) را از برنامه های مهم غرب برای ترویج روایت غربی از پایان تاریخ خواند و اضافه کرد: غرب که قدرت انکار ظهور امام زمان(عج) را در خود نمی دید، تحریف این باور عمیق و ناب اسلامی را برنامه اصلی خویش برای همسو کردن آن با روایت خود از پایان تاریخ قرار داد و سینما، بهترین ابزار این برنامه قلمداد شد.

آکادمی های ارتش آمریکا ،از تجاوزهای جنسی سربازان آمریکایی نسبت به یکدیگر خبر میدهند.

رویداد به نقل از واشنگتون پست نوشت: سال ها است که ارتش آمریکا در تلاش بوده تا با اتهامات مزاحمت های فراگیر جنسی در میان سربازان  خود مقابله کندو امکان گزارش و طرح دعاوی را بصورت ساده تری برای قربانیان این تجاوزها فراهم آورد.

اما بنا بر گفته ی برخی گروه های پیشکسوت و سایرین، این تلاش متوقف شده است.

در پاییز سال 2011، گزارشی از سوی اداره ی پاسخگویی دولت، مشخص کرد علی رغم سیاستی که مدت ها پیش با هدف پروراندن فرهنگی عاری از آزار جنسی صورت گرفته، وزارت دفاع به میزان بسیار ناچیزی بر سیاست ها و برنامه های آن نظارت داشته است.

طبق گزارشی که سال گذشته در مجله  آمریکایی بهداشت عمومی (Public Health) منتشر شد، 15 درصد از سربازان قدیمی زن در جنگ های عراق و افغانستان از درد و رنج آسیب روانشناختی ناشی از تجاوز یا آزار جنسی خبر دادند.

وزارت دفاع اعلام کرد که آکادمی های خدمت سربازی در طول سال تحصیلی 2011-2010، 65 گزارش از تجاوز جنسی را دریافت کرده اند. این رقم از زمانی که پنتاگون حفظ و نگهداری داده ها در سال 2004 را آغاز کرده است، بیشترین میزان را نشان می دهد.

آکادمی های مذکور از 41 تجاوز گزارش شده در سال تحصیلی 2010-2009 نیز خبر می دهند.

البته این اخبار امکان دارد با اندکی تغییرات مد نظر قرار بگیرد و این احتمال وجود دارد که به تعداد بیشتری از سربازان آمریکایی توسط هم قطارانشان تجاوز جنسی شده باشد.

گفتنی است در سال مالی 2010، گزارش 3158 مورد تجاوز جنسی شامل اعضای ارتش به ارتش داده شد.

بررسی ها حاکی است: حدود چهل درصد کلیه کودکان بیست و هفت کشور عضو اتحادیه اروپا نامشروع و خارج از عقود رسمی ازدواج متولد می شوند.

واحد مرکزی خبر به نقل از روزنامه "ولت" آلمان در اینترنت نوشت: این آمار در مقایسه با بیست سال قبل، دو برابر شده است و در حال حاضر نام کشور استونی در صدر آمار تولدهای نامشروع اتحادیه اروپا قرار دارد.

این گزارش با اشاره به اینکه آمار زاد و ولدهای نامشروع در اروپا در مقایسه با گذشته تا به این حد زیاد و چمشگیر نبوده است، اضافه کرد: هم اکنون سهم این نوع تولدهای غیر رسمی در میان بیست و هفت کشور عضو اتحادیه اروپا به رقم سی و هفت ممیز چهار دهم درصد رسیده است که در  مقایسه با با دو دهه گذشته، بیش از دو برابر رشد را نشان می دهد.

به استناد جدیدترین سالنامه اداره آمار اروپا موسوم به "یورو اِستات"، این رکورد بی سابقه در سال 1990 میلادی تنها هفده ممیز چهاردهم درصد بود.

ولت آلمان با یادآوری اینکه در سال 2009 میلادی تقریبا هر سه نوزاد متولد شده در آلمان، یک مادر ازدواج نکرده داشت، اضافه کرد: هم اکنون در کل منطقه جغرافیایی اتحادیه اروپا بالاترین سهم کودکان نامشروع به میزان پنجاه و نه و دو هم درصد، مربوط به کشور استونی است.

در آلمان از هر یکهزار شهروند، تنها کمتر از پنج درصد به ازدواج رسمی ابراز علاقمندی نشان می دهند که این رقم در قبرس، عضو دیگر اتحادیه اروپا با کمتر از هشت درصد برای یکهزار نفر، بالاترین سهم اعتقاد به ازدواج را در کل این اتحادیه به خود اختصاص داده است.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری التوافق الاخباریه، شاهزاده "بسمه بنت سعود بن عبد العزیز آل‌سعود" که دختر "سعود بن عبد العزیز آل‌سعود" می‌باشد، با انتشار بیانیه‌ای در صفحه فیس بوک خود هموطنانش را برای نجات عربستان در ورطه کفر، افراط‌گرایی، جهل و نادانی که گرفتار آمده،‌ به کمک طلبید.

این شاهزاده در بیانیه خود اعلام کرده که وی هم اکنون دست بسته است و قادر به انجام هیچ کاری نیست و تنها کاری که از دست او برمی‌آید، دعا کردن است.

وی با بیان این‌که آماده انجام مصاحبه و گفت‌وگو با شبکه‌های خبری و علمای دین است، تاکید کرد: وی کالای سیاسی و مذهبی نیست، بلکه هدف وی که یکی از دختران بنیانگذار عربستان است،‌ خدمت به جامعه، کشور و دینش است.

این شاهزاده در بیانیه خود که آن را خطاب به هموطنان سعودی ،برادران و خواهران عرب خود و تمام مسلمانان جهان منتشر کرد، تاکید می‌کند که اسلام هیچ‌گاه خواهان تفرقه میان مسلمانان و تبعیض میان آنها نبوده است و تصویری که هم اکنون از اسلام ارائه می‌شود، تصویری تحریف شده از این دین است.

وی هدف از انتشار این بیانیه را تاکید بر این نکته بیان کرده که تا زمانی که ما دارای فرهنگ درست محمدی هستیم که بر تسامح و جلوگیری از تبعیض و تفرقه تاکید می‌‌کند، چرا باید شاهد گرفتار شدن ممکلت خود در ورطه گرفتاری و بدبختی باشیم.

مرکز حقوق بشر بحرین اعلام کرد که استفاده رژیم آل خلیفه از گازاشک آور برای سرکوب تظاهرات مسالمت آمیز مردم بحرین باعث وقوع موارد سقط جنین در زنان باردار شده است.

به گزارش شبکه خبری العالم، مرکز حقوق بشر بحرین درباره استفاده از موادی همچون گازاشک آور برای سرکوب معترضان ابراز نگرانی کرد و افزود: چند مورد سقط جنین به علت استفاده نیروهای رژیم حاکم از گازاشک آور گزارش شده است .
مرکز حقوق بشر بحرین گازاشک آور را یکی از شیوه های مجازات عمومی مردم اعلام کرد و افزود : نیروهای رژیم حاکم همچنان از گاز اشک آور استفاده می کنند.
یکی از اثرات گاز اشک آور سقط جنین است که چند مورد آن به مرکز حقوق بشر بحرین گزارش شده است .
مرکز حقوق بشر بحرین اعلام کرد : طبق گزارش های پزشکی ؛ 21 مورد سقط جنین ناشی از استنشاق گاز اشک آور از مارس تا نوامبر 2011 گزارش شده است.
مرکز حقوق بشر بحرین افزود : ولی آمار واقعی بیش از آمار اعلام شده است.

به گزارش واحد مرکزی خبر، جنگ در عراق علاوه بر آن که یک میلیون زن را بیوه کرده است اکنون بسیاری از خانواده های عراقی در پی یافتن نشانه ای از اعضای خانواده خود هستند که در طول یک دهه اشغال عراق یا مفقود شده اند یا کشته شده اند.

عطرا محمد یکی از زنان بیوه عراقی گفت نیروهای امریکایی همسرم را کشتند پدرم را و همه مردان خانواده ام را کشتند دیگر هیچ مردی باقی نمانده همه مرده اند. وی که برای شناسایی جسد همسرش به پزشکی قانونی بغداد رفته است می گوید اگر وی در میان این قربانیان باشد من چگونه باید وی را تشخیص دهم. همه این اجساد سوزانده شده یا بشدت شکنجه شده اند بنحوی که بسیاری از اجساد متلاشی شده اند شناسایی انها بسیار دشوار است.

وی می گوید این چه نوع جنایتی است زنان و مردان جوان کشته شده اند.

اجساد بیست هزار قربانی در پزشکی قانونی بغداد تصویر برداری شده است تا افرادی مانند عطرا  محمد که تلاش می کنند نشانه ای از اعضای مفقود شده خانواده خود را بیابند به این مرکز مراجعه کنند.

هیچ سازمان رسمی در عراق وجود ندارد که به خانواده های قربانیان یا مفقودان در این کشور کمک کند.

با توجه به ان که ارتش امریکا محل و زمان کشف این اجساد را می داند این مساله می تواند کمک مهمی به شناسایی هویت بسیاری از مفقودان در عراق بکند.

هر چند امارهایی درباره تعداد قربانیان در عراق که اجساد انها کشف شده ارائه شده است اما هیچ امار معتبر و قابل اعتمادی درباره تعداد مفقودان در عراق در طول سالهای اشغال این کشور وجود ندارد.

افکارنیوز: مرحوم حاج شیخ عباس قمی(صاحب مفاتیح الجنان) در کتاب سفینۀ البحار(ج۷، ذیل حرف ق) به نکاتی پیرامون قم و ویژگیهای آن پرداخته و به روایاتی اشاره کرده است که به امن بودن این منطقه توجه شده است. از امام صادق(ع) روایت شده است: اگر مصیبت بر شما وارد شد بر شما باد به قم که آنجا مأمن فاطمیون است.
شاید ویژگیهای ذیل باعث شده است که شهر مقدس قم دارای چنین جایگاهی باشد:
الف. مدفن کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(س)؛
ب. مدفن بسیاری از علما و فقها و اولیای بزرگ الهی؛
ج. لقب قم از پیامبر گرامی(ص) اخذ شده است که در شب معراج با دیدن شیطان در این سرزمین با لفظ قم او را از اینجا راند.
د. شهر اهل بیت میباشد با توجه به ولایت مداری مردم این سرزمین از امام صادق(ع) نقل شده است: برای ما اهل بیت حرمی است که آن شهر قم است. (سفینۀ البحار).
هـ . قم مرکز علم اهل بیت و صدور آن به عالم است. از امام صادق(ع) نقل شده است: به زودی کوفه از مؤمنین خالی میشود و جمع میشود(مخفی میشود) علم از آن همانگونه که مار در سوراخ خود مخفی میشود، سپس ظاهر میشود علم به شهری که به آن قم میگویند و میگردد معدن علم و فضل.(سفینۀ البحار).
و. اهالی قم هنگام ظهور، همراهان و یاوران امام مهدی(ع) هستند. از امام صادق(ع) نقل شده است: قم را قم نامیدند زیرا اهل آن با قائم آل محمد(ع) جمع میشوند و با او قیام میکنند و بر او استفامت و پایداری میورزند و او را یاری و نصرت میکنند. (سفینۀ البحار).
ز. یکی از درهای بهشت برای اهل قم است. از امام رضا(ع) نقل شده است: برای بهشت هشت در است و یکی از آنها برای اهل قم است، پس خوشا به حال انها، پس خوشا به حال انها، پس خوشا به حال انها.
هر چند همه ویژگیها در جای خود بسیار مهم و ارزشمند است اما نکته پنجم جایگاه خاصی دارد، زیرا منادی کامل و واقعی دین اسلام در دوران سخت و سنگین غیبت و صدور آن به جهان و آشنا کردن مردم با حقیقت دین، حوزه علمیه قم است و خداوند و امام عصر(ع) این ندا و دعوتگر را رها نمیکند. با صدور دین و معارف مهدویت است که مردم آمادگی بیشتر برای ظهور پیدا میکنند.

درجات سی و سه گانه فراماسونری به شرح زیر است :
1 کارآموزی Apprentice Entered
2 کار یاری Craft fellow
3 استادی Mason Master
4 استاد محرم Mason Secret
5 استاد کامل Master Prefect
6 منشی محرم Secretary ate Intim
7 ناظم و قاضی Judge and Provoset
8 مباشر ساختمان Building The Of Intendant
9 برگزیده نه نفر Nine Of Elect
10 برگزیده 15 نفر Fifteen Of Elect
11 بلند پایۀ برگزیده Elect Sublime
12 بزرگ استاد معمار Architect Master Grand
13 طاق خسروی انوش Enoch Of Arch Royal
14 شهسوار اسکاتلندی کمال Perfection Of Knight Scottish
15 شهسوار شمشیر یا شهسوار شرق East The Of Or Sword The Of Knight
16 شاهزادۀ اورشلیم Jerusalem Of Prince
17 شاهزادۀ شرق و غرب West and East The Of Knight
18 شهسوار مرغ ماهیخوار و عقاب شاهزاده با اقتدار رزکروای تورات
Knight Of The Pelican and Eagle and Soverign Prince Rose Croix Of Heredom
19 بزرگ کاهن Pontiff Grand
20 بزرگ استاد ارجمند Master Grand Venerable
21 ریش سفید عصر نوح Noachite Patriarch
22 شاهزادۀ لبنان Libanus Of Prince
23 رییس Tabernacle Of Chief
24 شاهزادۀ پرستشگاه Of Prince Tabernac
شهسوار ابلیس بیباک Serpent Brazen The Of Knight
26 شاهزادۀ رحمت Mercy Of Prince
27 فرمانده معبد Temple The Of Commander
28 شهسوار خورشید Sun The Of Knight
29 شهسوار اندروی مقدس با عقاب سفید
Knight Of St. Andrew White Eagle
30 بزرگ شهسوار منتخب قدس و شهسوار عقاب سیاه و سفید
Grand Elected Knight Kadosh Knight Of The Black and White Eagle
31 بزرگ بازرس فرمانده پی جوی lnquistor Inspector Grad
32 شاهزادۀ بلند پایۀ راز شاهانه Secret Royal the Of Prince Sublime
33 بزرگ بازرس کل General Inspector Gra

چند روز پیش، دیوید کامرون، نخست وزیر انگلیس از روان ویلیامز، اسقف اعظم کلیسای انگلیس خواست تا درباره اهمیت مسیحیت در این کشور، سخنرانی و ارزش های اخلاقی این دین را بیان کند.


به گزارش شیعه آنلاین ، تعداد مسیحیان در انگلیس در پنج سال گذشته، ده درصد کاهش یافته است.

به نوشته روزنامه دیلی میل تعداد افرادی که خود را در انگلیس مسیحی می دانند از 77 درصد در سال 2005 میلادی، به 70 درصد در سال 2010 رسیده است.

دیلی میل نوشت اکنون فقط یک سوم از مسیحیان، به کلیسا می روند که 50 درصد نسبت پیروان ادیان دیگر، کم تر است.

دیلی میل به نقل از یک پژوهش در انگلیس نوشت در پنج سال گذشته، شمار بی دینان از 15 درصد جمعیت به 21 درصد افزایش یافته است.

چند روز پیش، دیوید کامرون، نخست وزیر انگلیس از روان ویلیامز، اسقف اعظم کلیسای انگلیس خواست تا درباره اهمیت مسیحیت در این کشور، سخنرانی و ارزش های اخلاقی این دین را بیان کند.

در این پژوهش از ده هزار نفر مسیحی با پرسش نامه، درخواست نظر شد و نظر پنج هزار نفر از اقلیت های دینی و هزار و دویست نفر از مسلمانان نیز برای بررسی تطبیقی، گرداوری شد.

به گزارش بولتن نیوز مجلس سنای آمریکا طرح لغو مجازات برای نظامیان همجنسگرا و سربازانی که با حیوانات روابط جنسی انجام می دهند را با 93 رای موافق و 7 رای ممتنع به تصویب رسانید.

این قانون در حالی در ایالات متحده به تازگی به تصویب رسید که تا پیش از این براساس ماده 125 آئین دادرسی نظامی ارتکاب لواط با انسان ،همچنین برقراری رابطه جنسی با حیوانات را غیر قانونی دانسته بود و هر شخص نظامی که با همجنس خود و یا حیوانات رابطه جنسی برقرار می کرد، در صورتی که اتهام وی اثبات می شد، در دادگاه نظامی مورد محاکمه قرار می گرفت.
به موجب این قانون:"(الف) هر فرد مشمول این فصل از قانون که مرتکب جماع نفسانی غیر طبیعی وخلاف اصول متعارف با فرد دیگری اعم ازهمجنس یا جنس مخالف و یا با یک حیوان گردد، محکوم به جرم لواط خواهد بود ، نفوذ هرچند اندک برای احراز جرم و نقض این فانون کافی است ( ب) هرفردی که ارتکاب به جرم لواط از سوی وی محرض گردد باید طبق حکم دادگاه نظامی مجازات شود. "
چرایی به رای گذاشتن طرح رابطه با حیوانات را باید در اظهارات رئیس انجمن پژوهش های خانواده آمریکا جست. "تونی پرکینز" در این باره به  سی ان ان پفت: تلاش برای حذف لواط از قوانین نظامی ازسوی سناتورهای لیبرال دموکرات سنای آمریکا آغاز وبا حمایت پرزیدنت اوباما همراه شد تا سیاست نپرس و نگوی ارتش را از میان بردارند.
وی افزود: " این بحث به طور کلی درمورد استفاده در ارتش برای پیشبرد برنامه های اجتماعی رادیکال حکومتی است." پرکینز ادامه داد:" آنها نه تنها سیاست نپرس و نگو را به حالت تعلیق درآوردند، بلکه با مشکل دیگری نیز مواجه بودند و آن اینکه، طبق قوانین جزائی ارتش، عمل لواط غیر قانونی است ، درست همانگونه که زنا غیر قانونی محسوب می شود، پس آنها می بایست ممنوعیت قانونی علیه لواط را نیز ازبین می بردند. "
پرکینز گفت : "از بین بردن منع قانونی جماع با حیوانات می تواند عمدی و یا تنها - پیامد جنبی و غیر عمد - اقدام فوق بوده باشد. به هر حال ، عمداٌ ویا سهواٌ ، آنها ممنوعیت قانونی جماع با حیوانات را نیز لغو کرده اند. بنابراین در حال حاضر، طبق آئین نامه هماهنگ دادرسی نظامی (UCMJ) ، هیچ ابزارقانونی برای مجازات حیوانی گری و آزار و اذیت جنسی حیوانات وجود ندارد."

تصویب این قانون هر چند که برای بسیاری از همجنس گرایان ارزشمند به حساب می آید ولیکن برای بسیاری از نظامیان آمریکایی حکم طاعون را دارد. این نارضایتی تا جایی است که "باب مگینیس"سرهنگ سابق ارتش در این باره گفته است: برخی از حقوقدانان ارتش معتقدند که جماع با حیوانات طبق ماده دیگری از قوانین آئین دادرسی ارتش ، یعنی ماده 134 " گرفتن همه " که برای قانون شکنی علیه " نظم و انضباط شایسته نظامی " پیش بینی شده ، می تواند قابل تعقیب باشد . .
وی ادامه داد: اما روی این موضوع نمی توان حسابی باز کرد.وی به سایت خبری CNSNews.com گفت: چنانچه سربازی مرتکب عمل لواط با حیوانی شود – اعم از اینکه این حیوان متعلق به دولت باشد یا نباشد ،آیا طبق قوانین هماهنگ ارتش این عمل ، جرم قابل تعقیبی خواهد بود ؟یا خیر ؟ به اعتقاد من؛ این سوال هنوز پاسخی ندارد.
این سرهنگ ارتش آمریکا افزود: خواننده این سطور پس از اینکه ازخندیدن دست بر دارد لازم است تا این سوال را مطرح کند که آیا مسئله منافع دولت ، منافع ارتش ، و منافع کشور را به بهترین شکل ممکن تامین می کند یا خیر ؟ من که اینطور فکر نمی کنم. "
وی افزود : متاسفانه ، بپسندیم یا نه ! سربازان درگذشته، خواسته یا ناخواسته، مرتکب این نوع رفتارها شده اند. حال در صورت حذف این قانون ؛ آیا در آینده باز هم مرتکب چنین اعمالی خواهند شد یا خیر! نمی دانم!
براساس این گزارش این طرح قانون باید به تصویب کنگره آمریکا برسد و رئیس انجمن پژوهش های خانواده آمریکا امیدوار است در مسیر تصویب نهائی این لایحه اختلاف نظرهای متعددی با مجلس نمایندگان بوجودآید.
این طرح در حالی قرار است برای تصویب به مجلس برود که مجلس نمایندگان درشرح اختیارات خود ، حمایت از قانون ازدواج را استحکام بخشیده است. در این قانون آمده است: ضمنا یک قانون حمایت از ازدواج هم درارتش وجود دارد که حاکی از ممنوعیت ازدواج افراد هم جنس در پایگاه های نظامی است؛ چیزی که وزارت دفاع بر آن اصرار دارد و از آن حمایت می کند.
اکنون نگرانی جدیدی به نگرانی های پیشین اضافه شده! چرا که قانون منع لواط برداشته شده است و این عمل حیوانی – یعنی ممنوعیت آن هم- از آئین هماهنگ دادرسی نظامی برداشته می شود. بنابر این مجلس نمایندگان با این لایحه مشکلات فراوانی خواهد داشت .
تصویب این طرح در حالی است که در بیشتر ایالت‌های آمریکا، همجنس‌گرایان دارای مشروعیت قانونی بوده و حتی در برخی ایالات، همجنس‌گرایان دارای حق قانونی ازدواج با یک‌دیگر نیز هستند. جورج بوش، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا که دارای تعصبات مذهبی بود، خواستار ممنوعیت ازدواج همجنس‌گرایان در سراسر آمریکا بود و به این منظور لایحه‌ای را برای ممنوع ‌کردن ازدواج همجنس‌گرایان به مجلس سنا ارائه نمود، اما این لایحه توسط نمایندگان سنای آمریکا رد شد.
در تاریخ ۱۹ دسامبر ۲۰۱۰ میلادی، با رای مجلس سنای ایالات متحده آمریکا، حضور همجنس‌گرایان در نیروهای نظامی ایالات متحده آمریکا مجاز شد. قانون «نپرس، نگو» که برای سال‌ها مانع از اعلام گرایش همجنس‌گرایانه برخی سربازان ارتش آمریکا بود، با رای موافق ۶۵ عضو سنا و به رغم مخالفت ۳۱ سناتور عضو حزب جمهوری‌خواه باطل شد.
مسئولین بلند مرتبه ارتش آمریکا امیدوارند با آزادی رابطه جنسی نظامیان ارتش با حیوانات، آمار تجاوزات درون سازمانی ارتش آمریکا رو به کاهش گزارد؛ چرا که به تازگی اداره امور کهنه سربازان آمریکایی در گزارشی با اشاره به وضعیت سو استفاده های جنسی نظامیان آمریکایی آورده است: از هر 3 سرباز زن آمریکایی یک نفر در دوران خدمت در ارتش مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته است و بیشتر این افراد اجازه شکایت در این خصوص را نداشته اند.
بر طبق این گزارش خطر مورد تجاوز قرار گرفتن سربازان زن آمریکایی حاضر در جنگ عراق بیش از کشته شدن در حوادث تروریستی در این کشور بوده است. با توجه به اینکه نزدیک به 200 هزار زن در ارتش آمریکا خدمت می کنند، تا کنون نزدیک به 67000 سرباز زن آمریکایی مورد تجاوز قرار گرفته اند.

 

گزارش یک کمیسیون مستقل در هلند حاکیست که دهها هزار کودک و نوجوان بین سالهای ۱۹۴۵ و ۲۰۱۰ در نهادهای وابسته به کلیسای کاتولیک هلند مورد سوء رفتار جنسی قرار گرفته اند.
به گزارش  مشرق به نقل از بی بی سی، این گزارش می گوید که مقامات کلیسای کاتولیک در برخورد و مقابله با سوء رفتاری که در مدارس و یتیم خانه های وابسته به کلیسا رایج بوده، کوتاهی کرده اند.

در این گزارش که بر اساس مصاحبه با بیش از ۳۴۰۰۰ نفر تنظیم شده، همچنین تخمین زده شده که از هر پنج کودک و نوجوانی که در موسسات وابسته به کلیسای کاتولیک حضور داشته اند، یک نفر مورد سوء رفتار قرار گرفته است.

انجام این تحقیقات پس از آن آغاز شد که اتهاماتی مبنی بر سوء رفتار با کودکان در مدرسه ای در شرق هلند مطرح شد. کمیسیونی که این تحقیق را انجام داده کار خود را در ماه اوت سال ۲۰۱۰ آغاز کرد و ۱۸۰۰ مورد گزارش مربوط به سوء رفتار با کودکان و نوجوانان در نهادهای وابسته به کلیسای کاتولیک را بررسی کرد. در نتیجه این تحقیق ۸۰۰ نفر به عنوان عاملین این سوء رفتارها شناسایی شدند که ۱۰۰ نفر آنها هنوز زنده هستند.

خبرگزاری فرانسه از کمیسیون تحقیق کننده نقل کرده که مسئولان کلیسای کاتولیک هلند از وقوع سوء رفتار جنسی در نهادهای کلیسا مطلع بوده اند اما اقدام مناسبی در این خصوص صورت نداده اند. این کمیسیون علاوه بر تلاش برای کشف سوء رفتارهایی که رخ داده، سعی داشته به این سوال هم پاسخ دهد که چگونه می توان عدالت را در حق قربانیان جاری کرد.

بر اساس ارزیابی این کمیسیون، از هر ۱۰ کودک هلندی یک نفر به نوعی مورد سوء رفتار قرار گرفته که این آمار در بین کودکانی که در موسسات کلیسای کاتولیک بوده اند، دو برابر است، یعنی از هر پنج کودک یک نفر. ماه گذشته شاخه کلیسای کاتولیک در هلند برنامه ای را برای پرداخت غرامت به قربانیان سوء رفتارهای جنسی آغاز کرد که در چارچوب آن به نسبت شدت سوء رفتار صورت گرفته، قربانیان بین ۵ هزار تا ۱۰۰ هزار یورو دریافت می کنند.

مردم هلند که ۲۹ درصد آنها کاتولیک هستند، بی صبرانه منتظر انتشار نتایج گزارش این کمیسیون بوده اند.

عدم وجود هرگونه حد و مرز اخلاقی و انسانی در به کارگیری ابزارها، نیروها و دانش ها در جهت استیلا، تضعیف، بهره کشی و حتی حذف ملت های دیگر از اصول اساسی اساس نامه کهن مستکبرین و استیلاجویان عالم است. درک ملموس تر عبارت "عدم وجود" در گفته پیشین، با نگاهی کوتاه به تاریخ زخم خورده بشر از دست ستم و غارت طاغوتیان به خصوص در قرن بیستم آسان تر خواهد بود. در این گزارش به بررسی مختصر نمونه ای از عدم وجود این حد و مرز در دستگاه سیاست گذاری های بلند مدت آمریکا خواهیم پرداخت که از مجرای یک پروژه ده میلیون دلاری با نام "ایدز" گریبانگیر بشر امروز شده است.


ظهور و شناسایی ایدز

در سال های پایانی دهه هفتاد میلادی، خبر شیوع بیمارى جدیدى در بین متخصصین سیستم ایمنی انسانی پیچید و قبل از این که کاری از دست ایشان بربیاید منجر به مرگ میلیون‏ها نفر شد. این بیماری ایدز نام گرفت که به سرعت با سیستم ایمنى بدن درگیر شده و قربانى خود را شدیدا در برابر عفونت‏ها و اختلالات عصبى، ضعیف مى‏سازد به طوری که فرد چاره‏اى جز مرگ نخواهد داشت و حتی ممکن است پیش از آن که به طور طبیعی به دست این بیماری از بین برود برای رهایی از درد و رنج آن دست به خودکشی بزند.

ویروس این بیمارى در سال 1984 پس از چند سال از شیوع آن شناسایى شد و معلوم شد که عضو ناشناخته و جدیدی از خانواده رتروویروس ها می باشد. بلافاصله پس از شناسایی این عامل ناشناخته که تاریخ پزشکی بشر هیچ سراغی از آن نداشت نظریه پردازی های علمی برای تبیین منشا آن آغاز شد.

در این میان مسببین اصلی جنایت که به خوبی از منشا این ویروس آگاه بودند با فعال کردن عوامل خود در جرگه نظریه پردازان به ارائه نظریاتی در حد پاورقی نشریات فکاهی و غیراخلاقی روی آوردند تا بتوانند اصل موضوع را هرچند برای مدتی کوتاه خارج از دایره تحقیقات مستقل دانشمندان خدوم بشریت قرار دهند که آن نیز چند صباحی دوام نیاورده و علم عاری از دسایس شیطانی مسیر خود را پیمود. قبل از ورود به مبحث اصلی در زیر به چند نمونه از این قبیل نظریات گمراه کننده اشاره می شود.


نظریه میمون‏هاى سبز


میمون سبز، اولین متهم در پرونده مبتلا شدن انسان به ایدز


در همان مراحل اولیه شناسایی ویروس ایدز از آنجا که این ویروس برای دنیای علم کاملا نوظهور می بود می بایست منشائی کاملا عجیب نیز برای آن تراشیده می شد. منشائی که بتواند تا مدتی مجامع علمی مستقل را سرگرم خود کند. از آنجا که بیماری برای نخستین بار از آفریقا گزارش شده بود قرعه به نام میمون های سبز آفریقایی افتاد و تا مرز برقراری رابطه جنسی با این حیوان نیز پیش رفت! این نظریه، به عنوان نخستین توضیح درباره منشأ ایدز منتشر شد. مطابق این نظریه، این ویروس در میمون‏هاى سبز آفریقایى شکل گرفته و سپس از طریق نزدیکى جنسى مردم محلى با این حیوان (؟!) و یا در نتیجه خوردن گوشت آن‏ها، به انسان منتقل شده است. مطابق این نظریه، خاستگاه ایدز آفریقا بوده و پس از آن به سراسر جهان انتقال یافته است. البته نظریه در باره این سوال احتمالی که چرا مردم محلی در طول هزاران سال زندگی در آن محیط به یکباره در دهه هفتاد میلادی دچار هوس نزدیکی با این حیوان شده و موجب شیوع چنین بیماری مهلکی در سراسر جهان شده اند پاسخی ندارد! با آشکار شدن هرچه بیشتر جنبه های فکاهی این نظریه در دوم ژوئن 1988، نشریه لوس آنجلس تایمز در مقاله‏اى علمى، این نظریه را کاملاً مطرود دانست و افشا نمود که اساسا ساختار و ترکیب ماده ژنتیک این بیمارى، هیچ گونه سازگارى و تطابقى با این نوع میمون آفریقایی ندارد.


نظریه شامپانزه

شامپانزه ها متهمین بعدی پروژه ایدز


پس از عدم موفقیت پروژه باوراندن تماس جنسی مردم بومی آفریقا با میمون های سبز دستگاه تبلیغاتی استکبار به سوژه بهتری روی آورد و این بار شامپانزه ها که از نظر تکاملی و سیستم ژنتیکی (و یا شاید از نظر امکان و احتمال برقراری رابطه جنسی!) به انسان نزدیک تر هستند کاندیدای گردن گرفتن مسئولیت این بیماری شدند. به طوری که در سال 1999 دنیای علم شاهد نوعى هجوم رسانه‏اى با هدف جایگزین کردن نظریه شامپانزه‏هاى آفریقایى به جاى نظریه میمون‏هاى سبز شد و ادعا شد که ویروس ایدز از یک ویروس مشابه که در این موجودات وجود دارد مشتق شده است که پى‏آمد آن، پذیرش این نظریه در مجامع علمى بود. اما این دسیسه نیز دیری نپایید و شواهد و بررسى‏ها نشان داد که خود شامپانزه‏ها هم به ندرت به ویروس SIV که ویروسى مشابه HIV است، مبتلا مى‏شوند. در نتیجه اگر حتی شامپانزه ها نیز به ایدز مبتلی شوند بایستى از منبعى ناشناخته به این ویروس مبتلا شده باشند.


میمون‌ها و وظیفه رسانه‌های غربی

اما قصه ای که برای ظهور و شیوع این بیماری ساخته و پرداخته شده است تا جایی از هزل و نامربوط گویی آکنده است که پس از در نظر گرفتن پاره ای از ملزومات اخلاقی بیان رسانه ای به چنین چیزی می رسیم که متاسفانه غالباً نیز از سوی جامعه دانشگاهی و علمی تحت قیومیت سیاستمداران دنیای استکباری طاغوت مورد پذیرش می باشد: یک بومی با یک میمون ارتباط جنسی برقرار می کند (و یا به روایت دیگری یک میمون یا شامپانزه آفریقایی یک بومی را گاز می گیرد) آن بومی بعد از آمدن به شهر با فاحشه‌ای خوابیده و آن فاحشه نیز این ویروس را به یک بانکدار محلی منتقل می نماید و وی نیز آن را به همسران سه دوست دختر خود انتقال داده است و بالاخره در ادامه این روند، ناگهان بشریت چشم گشوده و دیده است که ده ها میلیون نفر در آفریقا و سپس در سراسر جهان به ایدز مبتلا شده اند!



گسترش ایدز در آفریقا



ویروس ایدز محصولی دست ساز و آزمایشگاهی

اما نظریه‏ اى تکان‏دهنده نیز درباره منشأ این ویروس وجود دارد. مطابق این نظریه، منشأ ویروس ایدز اساسا هیچ ارتباطى با میمون‏هاى سبز، شامپانزه‏ ها و ساکنان آفریقا ندارد. برعکس، حامیان این نظریه بر این باورند که این ویروس، عاملى زیستى است که برای اهداف خاصی در آزمایشگاه های ارتش آمریکا مورد دستکارى قرار گرفته و اصولاً ویروسى ساخته دست بشر است .



ایدز پروژه ای آمریکایی


از منابع فراوان متشر شده توسط حامیان این نظریه برای نمونه می توان به موارد زیر اشاره کرد.

- مقاله‏ اى با عنوان "ویروس ایدز در آزمایشگاه‏هاى پنهانى تولید شده است"، 26 اکتبر 1986، در صفحه نخست نشریه ساندى اکسپرس از دکتر "جان سیل" و پروفسور "یاکوب سیگال" مدیر بازنشسته مؤسسه زیست‏شناسى دانشگاه برلین



پروفسور سیگال از اولین مدافعین نظریه دست ساز بودن ویروس ایدز


- دو کتاب با عناوین "ایدز و پزشکان مرگ" (1988) و "خون عجیب" (1993) از دکتر "آلان کانت ول"

 

دو کتاب معروف از "آلان کانت ول" که به بررسی علمی موضوع تولید آزمایشگاهی ویروس ایدز می پردازد.


- سلسله مقالاتی از "ویلیام کمپ‏بل داگلاس" پزشک برگزیده انجمن ملى سلامت آمریکا در سال 1985

کمپل داگلاس از پزشکان پیشرو مدافع نظریه مصنوعی بودن ویروس ایدز


بعدها با شناسایى، رمزگشایى و توالى یابی ژنوم ویروس ایدز مشخص شد که ساختار آن توامان بسیار مشابه یک ویروس جنین گوسفندى به نام "ویسنا" و ویروس تى ـ سل لوسمى انسانى (HTLV-I)است. بررسى‏ها نشان داد که حدود 97 درصد ژنوم ویروس HIV شبیه ساختار ویروس ویسنا و مابقی آن کاملا مشابه ژنوم ویروس HTLV-I است. هم چنین نشانگان ابتلاى به این بیمارى نیز ترکیبى از تأثیرات این دو نوع ویروس است. نکته قابل توجه آن است که اصولاً هیچ رابطه‏اى که توجیه‏کننده تکامل طبیعى ترکیب این دو ویروس در طبیعت باشد، وجود ندارد و تنها راه ترکیب شدن آن‏ها، ترکیب مصنوعى آن به دست انسان در آزمایشگاه های بسیار پیشرفته است.


واکسن‌هایی برای حیات یا پیام‌آوران مرگی دردناک؟!


واکسن های مرگ


بر طبق این نظریه شیوع ویروس ایدز در سراسر جهان از طریق برنامه ‏هاى واکسیناسیون عمومى سازمان ملل روی داده است. لندن تایمز در مقاله‏اى با عنوان «واکسن آبله عامل بیمارى ایدز است» که در ماه مى 1987 در صفحه نخست خود منتشر کرد این نظریه را مطرح کرد. در این مقاله نویسنده اشاره می کند که سال‏ها پیش از شیوع ایدز در آفریقا، 5 تا 7 میلیون نفر از ساکنان آفریقاى مرکزى که خاستگاه ایدز بوده است توسط سازمان بهداشت جهانى واکسینه شده اند. این مقاله هیچ گونه انعکاسى در رسانه‏هاى گروهى آمریکا نداشت و مسکوت ماند .

 

برنامه واکسیناسیون سازمان ملل در آفریقا طی سال های قبل از شیوع ویروس ایدز در این قاره


علاوه بر واکسن آبله، برخى نیز گسترش ایدز را با واکسن هپاتیت که بخشى از آن از بدن شامپانزه گرفته شده و در سال 1978 به همجنس‏بازان آمریکایى در نیویورک و سانفرانسیسکو تزریق شد؛ مرتبط می دانند. این همجنس بازان نیز پس از چندى به ایدز مبتلا شدند. حتی واکسن فلج اطفال نیز بعدها برای محققین مشکوک به نظر رسیده و بحث هایی پیرامون گسترش ایدز در اثر استفاده از آن درگرفت و تا حدی نیز تایید شد. جالب این است که انتشار نتایج آزمایش‌ها و تحقیقات مراکز علمی مستقل درباره برنامه های واکسیانسیون سازمان‌های بهداشتی معتبر و ارتباط این طرح‌ها با گسترش برخی بیماری‌های مهلک در مراحل نخست با انکار شدید این سازمان‌ها و نهایتاً با سکوت سنگین آن‌ها همراه شد. اما در این میان گفته های کاشف ویروس ایدز بسیار شایان توجه است. روبروت گالو، کاشف ویروس HIV به نشریه تایمز می گوید: "ارتباط بین برنامه‌های سازمان بهداشت جهانی و گسترش بیماری‌های همه‌گیر زمینه مطالعاتی مهم و جالب است. من قاطعانه نمی‌توانم بگویم که این موضوع واقعاً اتفاق افتاده است، اما سال‌هاست که معتقدم، استفاده از واکسن‌های زنده، همانند آنچه که در مورد واکسن فلج‌ اطفال اتفاق افتاد، می‌تواند به فعال ساختن عوامل خفته‌ای چون ویروس ایدز بیانجامد." به رغم اهمیت فوق‌العاده این موضوع، رسانه‌های آمریکایی در قبال آن کاملاً سکوت کردند و گالو نیز پس از آن هیچ صحبت دیگری در این‌باره نکرد.



روبروت گالو، کاشف ویروس ایدز



کلیدزنی پروژه ایدز در کنگره و به دست آرپا

بر اساس اسناد درز شده از کنگره آمریکا، در جولای 1969 دکتر مک آرتور (Dr. MacArthur) از مدیران آژانس پروژه تحقیقات پیشرفته ارتش آمریکا ARPA (Advanced Research Project Agency) در کنگره (کمیته تخصیص بودجه کاخ سفید) حاضر می شود و طی یک سخنرانی ابراز می کند: "در پنج الی ده سال آینده این امکان وجود خواهد داشت که یک عامل بیولوژیک مصنوعی تولید شود که طبیعی نبوده و به همین دلیل سیستم ایمنی طبیعی در برابر آن کارایی نخواهد داشت." دکتر مک آرتور در آن سخنرانی می گوید "این یک موضوع بسیار جدال انگیز است و افراد زیادی هستند که باور دارند که چنین تحقیقاتی نباید انجام شود زیرا ممکن است به بوجود آمدن روش دیگری برای کشتار دسته جمعی منجر شود." و بدین نحو در لفافه هدف از تولید چنین عاملی را نیز برای کنگره برملا می سازد. اما موضوع ساختن عاملی که سیستم ایمنی انسان در برابر آن بی دفاع باشد به سال ها قبل بر می گشت و از سال 1961 تا 1968 تولید این عامل مصنوعی بیولوژیک جهت استفاده در تسلیحات بیولوژیک در پنتاگون تحت بررسی بود. در این مدت روبرت مک نامارا (Robert McNamara) وزیر دفاع آمریکا بود و مشغول راهبری ماشین جنگی آمریکا در ویتنام و کشتار مردم آن کشور بود. مک نامارا از حامیان اصلی و کلیدی تولید این عامل بیولوژیک بود و با توجه به پست بعدی اش در جایگاه تاثیر گذاری همچون بانک جهانی  به عمق چرایی تلاش وی برای تولید چنین عاملی پی خواهیم برد.


 


گروه دانشمندان آرپا


بعد از سخنرانی مک آرتور در کنگره و بحث های مربوطه، کنگره آمریکا یک بودجه ده میلیون دلاری در اختیار ARPA و وزارت دفاعی که پیگیر برنامه های مک نامارا بود قرار می دهد تا به تحقیق در این مورد و تولید چنین عاملی بپردازد. چنان که مک آرتور در سخنرانی اش اشاره کرده بود دقیقا حدود ده سال بعد یعنی در سالهای پایانی دهه هفتاد میلادی یک بیماری عجیب در جوامع انسانی آفریقا گزارش شد که سیستم ایمنی بدن انسان در برابر آن عملا تعطیل است. با این حساب حدود ده سال قبل از گسترش بیماری ایدز و شناسایی ویروس آن در 1984، ARPA با دریافت ده میلیون دلار بودجه شروع به ساختن آن کرده است.


قاتل ویتنام، مبدع پروژه ایدز

 

مک نامارا، وزیر دفاع آمریکا در دوره جنگ ویتنام و از طراحان اصلی پروژه کاهش جمعیت جهان از طریق ویروس ایدز


مک نامارا در سال 1969 پست وزارت دفاع آمریکا را به کلارک کلیفورد تحویل داد و برای نهایی کردن برنامه های خود و چیدن محصول درختی که در وزارت دفاع کاشته بود به بانک جهانی رفت. بدین ترتیب در اکتبر 1970 فقط پانزده ماه بعد از اینکه دکتر مک آرتور برای انجام پروژه ایدز درخواست بودجه کرد رابرت مک نامارا رئیس بانک جهانی شده بود. او طی یک سخنرانی در آن زمان گفته است که به نظر او رشد جمعیت جهان یک موضوع مهلک و خطرناک پیشاروی سال های آینده است. در این سخنرانی مک نامارا مطرح کرد که رشد جمعیت به ناپایداری منجر خواهد شد و یک جمعیت ده میلیاردی در روی زمین "غیرفابل کنترل" خواهد بود. او اضافه می کند "این جهانی نیست که تک تک ما میخواهیم در آن زندگی کنیم. آیا راهی برای گریز از چنین جهانی وجود دارد؟ راه قابل اطمینانی نیست اما دو راه ممکن به نظر می رسد که از طریق آن شاید بشود از رسیدن به ده میلیارد جمعیت جلوگیری کرد. یا باید نرخ زاد و ولد کنونی به سرعت کاهش یابد و یا باید نرخ مرگ و میر بالاتر رود. راه حل دیگری متصور نیست." نتیجه دهشتناک این خواهد بود که مک نامارا آگاهانه و بر اساس یک برنامه بلند مدت تکوین و توسعه عامل بیماری ایدز را برای کاهش جمعیت جهان در وزارت دفاع طراحی و حمایت کرده است و پس از تصدی ریاست بانک جهانی آن را اجرا نموده است.

نایروبی و کنیا مناطق اولیه برای برنامه کاهش جمعیت پنج ساله مک نامارا در نظر گرفته شدند. کنیا و اوگاندا در آفریقای شرقی جایی هستند که اپیدمی از آنجا شروع شد و امروزه پنجاه درصد یا بیشتر جمعیتهای آنها آلوده به ویروس است. طی دهه هفتاد ویروس در هائیتی، برزیل و ژاپن نیز شیوع یافت. امروزه نیز کانون این بیماری، کشور نفت‌خیز نیجر است که پرجمعیت‌ترین کشور آفریقایی محسوب می‌شود.

 

کشف پروژه از سوی کا‌گ‌ب، فشار تبلیغاتی و باج‌گیری روس‌ها از آمریکا



هجمه تبلیغاتی بر علیه دولت آمریکا در ارتباط با شیوع بیماری ایدز در جهان


سرویس های اطلاعاتی شوروی سابق اطلاعاتی در مورد ایدز کشف کردند و در اکتبر 1985 شوروی یک حمله تبلیغاتی گسترده را در مورد ایدز سرو سامان داد و ادعا کرد که ویروس ایدز در آزمایشگاه فورت دیتریش ایالت مریلند آمریکا توسط پنتاگون ساخته شده است. گزارش اولیه در این مورد در یک روزنامه طرفدار شوروی در هند چاپ شد و سپس در بیش از سی منبع رسانه ای تکرار گردید و در نهایت توسط یکی از دانشمندان علم ژنتیک آلمان شرقی از دانشگاه هومبولت واقع در برلین شرقی، پورفسور یاکوب سگال (Jacob Segal)، از نظر علمی حمایت شد. سگال مطرح کرد که ویروس ایدز محصول یک آزمایش ناقص است که در آزمایشگاه و برای تولید تسلیحات بیولوژیک ساخته شده است.

این هجمه تبلیغاتی وسیع شوروی علیه آمریکا در غرب تضعیف شد و چنین وانمود شد که این غیر منطقی است که آمریکا یک ماده کشنده همچون ایدز را بسازد. بر همین اساس است که سگال عنوان می کند که ایدز حاصل یک آزمایش ناقص و یا به گفته دیگر حاصل یک تصادف و اتفاق بوده است. اما پس از این که با سخنرانی مک نامارا در اکتبر 1970 مواجه می شویم دیگر این که چنین چیزی اتفاقی بوده قابل پذیرش نیست. بعدها برای جمع کردن موضوع گفته شد که اگر هم چنین تحقیقاتی وجود داشته باشد یقینا ویروس ایدز از آزمایشگاه فرار کرده است و هیچ عمدی در شیوع دادن آن وجود نداشته است! اما این که گفته شود ایدز به طور اتفاقی از آزمایشگاه فرار کرده است هرچند محتمل است اما به چند دلیل مردود است: زیرا اگر این ویروس از آزمایشگاهی در آمریکا گریخته است بسیار عجیب خواهد بود که موارد اولیه ابتلا به آن در آفریقا و هائیتی دیده شده نه در آمریکا! زیرا که ایدز در اواخر دهه هفتاد توسط مراکز خون و کنترل بیماریهای نیویورک به آمریکا رسید. و حتی هم اکنون نیز آمار مبتلایان در آمریکا به هیچ وجه با آمار مبتلایان در آفریقا قابل مقایسه نیست. به علاوه رابرت مک نامارا همزمان با زمینه سازی گسترش این بیماری مهلک بحث افزایش نرخ مرگ و میر جهانی را عنوان کرده است. این نشان می دهد که یک برنامه شیوع دهنده ویروس ایدز وجود داشته است. برخی از اسناد و شواهد گویای آن است که در آن زمان به منظور عدم پیگیری بیشتر موضوع توسط شوروی، زدوبندهای پشت پرده ای بین دو قدرت انجام گرفته و حتی تا انتقال تکنولوژی تسلیحاتی به شوروی نیز پیش رفته است.



گسترش ویروس ایدز در جهان


ویروس ایدز، یک تیر و چند نشان؛ کنترل‌گر جمعیت جهان، اسلحه‌ای بیولوژیک و سودآور از لحاظ اقتصادی

نتیجه گیری نهایی را می توان چنین تنظیم کرد که قدرتی استیلا جو که با تمام توان در خدمت اهداف شیطانی و ضد انسانی جبهه ضد الهی طاغوت است از سویی برای دست یابی و در اختیار داشتن تسلیحات مرگبار و از سوی دیگر برای کاهش جمعیت جهان به نفع سیستم کنترلی خود دست به طراحی و تولید عاملی بیولوژیک با نام ویروس ایدز زده است که تاریخ تکامل چند میلیون ساله سیستم ایمنی انسان در برابر آن خلع سلاح می باشد. آزمایشگاه های ارتش طاغوت در طراحی این ویروس بسیار هوشمندانه عمل کرده و دلیل اصلی شیوع آن را به جنبه ای از طبیعت انسان ارتباط داده اند که بشر هرچه بیشتر در برابر این ویروس آسیب پذیرتر باشد. آمیزش جنسی در طول تاریخ بزنگاه فردی بسیاری از افراد بشر بوده است اما در این وهله از تاریخ این غریزه انسانی به عنوان یک مجرای مطمئن در برنامه های دراز مدت استکبار در عرصه جهانی کارکرد سیاسی امنیتی نیز یافته است. پس از طراحی و تولید، این ویروس از طریق برنامه های به ظاهر واکسیناسیون در آسیب پذیرترین جوامع انسانی آفریقا که دارای کمترین برخورداری از سطح بهداشت به خصوص بهداشت جنسی می باشند شیوع داده شده است. در دستگاه طاغوت ملت های آفریقا همواره به عنوان مللی بی تمدن و مضر به حال تمدن کنونی و آینده بشر تلقی شده اند که هرگونه سرمایه گذاری بر روی آنها نتیجه ای در بر ندارد. از یاد نبریم که هنوز از انتشار کتاب ها و مقالات به اصطلاح علمی در دنیای غرب که سعی در اثبات حیوان بودن سیاه پوستان داشتند مدت زیادی نگذشته است. به همین دلیل آفریقا برای کاهش جمعیت جهان در اولویت برنامه های وزارت دفاع آمریکا و مک نامارا قرار گرفت. فرد آلوده به این ویروس به صورت آگاهانه و برای همیشه خود را از جریان تولید نسل محروم می کند و اگر ناخواسته صاحب فرزندی نیز شود آن فرد نیز مبتلا و محکوم به تبعات این ویروس خواهد بود. بدین ترتیب نه تنها آمار زاد و ولد مورد اشاره مک نامارا کاهش می یابد از سوی دیگر آمار مرگ و میر نیز که مورد توجه او بود افزایش می یابد. البته فرد مبتلا در دم جان نمی سپارد. چون باید چندین سال زنده بوده و با این بیماری دست به گریبان باشد تا از قبل آن کارخانه های داروسازی و واکسن سازی نیز در آمریکا راه اندازی شده و فعال باشند و داروهای بی مصرف ساخته شده بر علیه ویروس تولید شده و شیوع داده شده به دست خود را به این بیماران بفروشند. داروهایی که حداکثر چند ماه و یا چند سال به عمر سراسر درد و رنج این بیماران می افزاید تا فرصت بیشتری برای توسعه بازار مصرف کمپانی های داروسازی به وجود بیاید. این بهره زایی اقتصادی بالغ بر میلیاردها دلار است که سالانه به سیستم بانکی آمریکا تزریق می شود و یقینا در برنامه هایی به شدت مهلک تر و تولید عواملی بسیار خطرناک تر از ویروس ایدز صرف می شود.



سودی که کارخانه های داروسازی آمریکا در سایه گسترش بیماری ایدز در جهان می برند. به چه قیمتی؟


هم اکنون از وجود برنامه هایی سخن می رود که در جهت ارتقای ویروس ایدز حداقل با همان مضرات به یک عامل منتشر شونده از راه تنفس حکایت دارد تا به راحتی در تسلیحات بیولوژیک به کار گرفته شود. آیا دایره فعالیت های ضد بشری مدعیان حقوق و کرامت انسان حد و مرزی اخلاقی و انسانی نیز می تواند بشناسد؟!



به گزارش مشرق رییس‌جمهور آمریکا باراک اوباما با انتشار یادداشتی به طور رسمی حقوق هم‌جنس‌گرایان را به رسمیت شناخته و از کلیه وزارت‌خانه‌ها و نهادهای آمریکا خواست تا نسبت به تحقق حقوق جهانی قوم لوط تمامی تلاش خود را بکار بندند.

باراک اوباما از زمان تصدی سمت رئیس‌جمهوری آمریکا تلاش کرد تا به ازدواج هم‌جنس‌گرایان و لواط کردن آنها، جنبه رسمی بخشیده و اقدامات این قوم را مساوی با حقوق بشر معرفی کند.

در همین راستا، کاخ سفید طی بیانیه‌ای اعلام کرد: «رئیس‌جمهور و دولت وی در برداشتن موانع موجود در برابری، مبارزه با تبعیض بر اساس گرایش جنسی و هویت جنسیتی، و تعامل با جوامع هم‌جنس‌گرا در سراسر کشور مصمم می‌باشند. همان‌طور که رئیس‌جمهور به صراحت در سازمان ملل متحد در ماه سپتامبر سال جاری اعلام نمود، این تصمیم دولت، برای دفاع از حقوق هم‌جنس‌گرایان تنها به مرزهای ما نیز محدود نمی‌شود. وی اظهار داشت: به دلیل این که هیچ کشوری نباید حقوق مردم را به خاطر این که چه کسی را دوست دارند انکار نماید، ما باید برای احقاق حقوق هم‌جنس‌گرایان در سراسر جهان ایستادگی نماییم.»

باراک اوباما با انتشار یادداشت رسمی، که صریحاً کلیه سازمان‌های فدرال در خارج آمریکا را شامل می‌شود، حصول اطمینان از تلاش‌های دیپلماتیک و کمک‌های خارجی ایالات متحده در ترویج و محافظت از حقوق هم‌جنس‌گرایان را خواستار شد. این یادداشت تعیین‌کننده مسیر اولین استراتژی دولت آمریکا برای «مبارزه با نقض حقوق انسانی هم‌جنس‌گرایان در خارج از کشور» اعلام شده است.

این یادداشت به وزارت امور خارجه، وزارت خزانه‌داری، وزارت دفاع، وزارت دادگستری، وزارت کشاورزی، وزارت بازرگانی، وزارت بهداشت و خدمات انسانی، سازمان امنیت داخلی، آژانس توسعه بین‌المللی ایالات متحده، شرکت چالش هزاره، بانک صادرات و واردات، نماینده بازرگانی ایالات متحده، و دیگر سازمان‌هایی که احتمالاً توسط اوباما تعیین می‌شوند، ابلاغ خواهد شد.

یادداشت اوباما سازمان‌های مختلف آمریکا را به حرکت در مسیرهای زیر توصیه می‌نماید:

مبارزه با اعلام هم‌جنس‌گرایی به عنوان یک جرم و یا تبعید به خارج از کشور.

حمایت از هم‌جنس‌گرایان پناهنده و پناه‌جوی آسیب‌پذیر.

افزایش کمک‌های خارجی برای محافظت از حقوق بشر و پیشبرد عدم تبعیض.

حصول اطمینان از پاسخ سریع و هدفمند ایالات متحده در قبال نقض حقوق انسانی هم‌جنس‌گرایان در خارج از کشور.

تعامل سازمان‌های بین‌المللی در مبارزه با تبعیض علیه هم‌جنس‌گرایان.

ارائه گزارش پیشرفت.


حتی قبل از این یادداشت نیز، سازمان‌های ایالات متحده برای ترویج حقوق هم‌جنس‌گرایان در سراسر جهان تلاش می‌کردند. در ژانویه 2009، کلینتون، وزیر امور خارجه، دستورالعمل قهرمانی جامع حقوق بشر در وزارت امور خارجه را اعلام نمود، که شامل حفاظت از حقوق همجنسگرایان نیز می‌شد. کلینتون همچنین در حمایت از هم‌جنس‌بازان مدعی شده بود: «حقوق بشر یعنی حقوق هم‌جنس‌بازان، و حقوق هم‌جنس‌بازان یعنی حقوق بشر.»


طبق اعلام کاخ سفید، وزارت خارجه آمریکا تاکنون در این زمینه به صورت جهانی دست به اقدامات ذیل زده است:

تعامل دو جانبه و منطقه‌ای از طریق سفارتخانه‌های ایالات متحده، جامعه مدنی و سازمان‌های چند جانبه برای تشویق کشورها برای لغو یا اصلاح قوانین مربوط به رفتار با همجنسگرایان یا اعلام همجنسگرایی به عنوان یک جرم جنایی.

تقویت حقوق بشر همجنسگرایان در مجامع چندجانبه، از جمله شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد. در ماه ژوئن سال 2011، ایالات متحده، آفریقای جنوبی، و یک گروه فرامنطقه‌ای از حامیان مشترک، اولین قطع‌نامه شورای حقوق بشر سازمان ملل را در خصوص حقوق هم‌جنس‌گرایان به تصویب رساندند.

سفارتخانه‌های ایالات متحده، حمایت ایالات متحده از حقوق همجنسگرایان از طریق دیپلماسی عمومی نوآورانه را اعلام کرده است. سفرا و سفارتخانه‌ها برای میزبانی بحث‌های عمومی و میزگردهای تخصصی، انتشار تبلیغات و حمایت از رویدادهای افتخاری تلاش می‌نمایند.

حمایت از مدافعان حقوق هم‌جنس‌گرایان و گروه‌های جامعه مدنی، با کمک به برنامه‌ریزی و حمایت مالی، از جمله تلاش برای مستندسازی موارد نقض حقوق بشر، ایجاد مهارت‌های وکالت، ارائه وکلای قانونی و در صورت لزوم، کمک به نقل مکان این افراد.

ارائه گزارش سالانه وضعیت حقوق بشر هم‌جنس‌گرایان و تهیه گزارش‌های خاص حقوق بشر مربوط به کشور.

تقویت پرسنل وزارتی و سیاست‌های کنسولی. وزارت امور خارجه آمریکا طیف وسیعی از مزایای قانونی و کمک هزینه‌های موجود برای شرکای هم‌جنس‌باز داخلی بخش خدمات کارکنان خارجی، که در خارج از کشور خدمت می‌کنند را گسترش داد. ایالات متحده همچنین هویت جنسیتی را در سیاست‌های فرصت‌های برابر اشتغال دولت فدرال در سال 2010 گنجانده است.

حمایت از پناهندگان، پناه‌جویان و مهاجران همجنس‌گرا از طریق استراتژی حفاظت که توسط دیگر سازمان‌های دولت ایالات متحده، کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان و سازمان‌های غیر دولتی اجرا می‌شود.

برای دریافت یادداشت رسمی اوباما اینجا کلیک کنید.

بسیاری از زنان و مردان ایتالیایی که برای گذراندن تعطیلات تابستانی در منطقه زیبای "توسکانا" در مرکز شهر رم پایتخت ایتالیا دعوت نامه دریافت می‌کنند، ممکن است پیش از پذیرفتن و قبول این دعوت خوب به آن فکر کنند علت این مسأله آن است که شاید این زن و شوهرها مجبور شوند در مقابل پذیرفتن این دعوت، همسر خود را با همسر دیگری عوض کنند.

به گزارش مشرق، جام نیوز به نقل از روزنامه ایندیپندنت نوشت: در یک عمل غیر انسانی و باورنکردنی، ایتالیایی ها, همسران شان را برای تفریح, به هم دیگر قرض می دهند حتی برلوسکنی نیز از این امر مستثنی نیست.

ایندیپندنت در گزارش خود به نقل از روزنامه پرتیراژ "لاستامبا" چاپ ایتالیا نوشت: «بسیاری از زنان و مردان ایتالیایی که برای گذراندن تعطیلات تابستانی در منطقه زیبای "توسکانا" در مرکز شهر رم پایتخت ایتالیا دعوت نامه دریافت می‌کنند، ممکن است پیش از پذیرفتن و قبول این دعوت خوب به آن فکر کنند علت این مسأله آن است که شاید این زن و شوهرها مجبور شوند در مقابل پذیرفتن این دعوت، همسر خود را با همسر دیگری عوض کنند.»

در گزارش "لاستامبا" آمده است: «در هر دوره تعطیلات تابستانی حدود پانصد هزار زن و شوهر در دویست کلوپ شبانه که در سراسر ایتالیا وجود دارد همسران خود را با یکدیگر عوض می‌کنند!! هزار تعویض همسر نیز در اماکنی غیر از کلوپ‌ها مانند گاراژهای خودرو، سواحل دریایی ویژه و حتی برخی از قبرستان‌ها صورت می‌گیرد.»

در ادامه گزارش این روزنامه ایتالیایی آمده است: «این آمار و ارقام توسط مؤسسه "فیدر" بدست آمده و آمار اعلام شده حدود پانصد هزار است در حالی که حقیقت بیشتر از این عدد است و گمان می‌شود حدود دو میلیون باشد.»

این مؤسسه می‌افزاید: آمارها نشان می‌دهد معدل سن بیشتر مردانی که تبادل همسر می‌کنند حدود ۴۳ سال و زنان ۳۵ سال است.

نکته تعجب برانگیز این است که این روزنامه ایتالیایی در گزارش خود اعلام کرده "سیلویو برلوسکونی" نخست وزیر ایتالیا نیز چندی پیش خواستار تعویض همسر خود "فرونیکا" با همتای دانمارکی خود "آندریاس فوج راسموسن" شده بود!!

گفتنی است نگاه جامعه امروز غرب به زن برگرفته از الگوی روم و یونان باستان است که زن به عنوان موجودی برای کامیابی و لذت جوئی مردان قلمداد می شد، این نگاه تمام مسائل و حقوق زنان را در غرب تحت الشعاع خود قرار داده و لذا تعویض همسر نیز که در بخش های مختلف اروپا و آمریکا به ویژه در جشن ها نمود بیشتری می یابد کاملا مغایر با شعار برابری زن و مرد بوده و آن را به چالش می کشد.

چندی است در نقاط مختلف کشور، محافلی به صورت زیرزمینی برگزار می شود که موضوع این محافل و در حقیقت، علت و انگیزه اصلی تشکیل آن ها جن و مسائل مربوط به اجنه است.
به گزارش شفاف ، چندی است در نقاط مختلف کشور، محافلی به صورت زیرزمینی برگزار می شود که موضوع این محافل و در حقیقت، علت و انگیزه اصلی تشکیل آن ها جن و مسائل مربوط به اجنه است. این محافل از سوی کسانی برگزار می شود که یا صرفا به دنبال کسب درآمد هستند و یا با هدف دست و پاکردن وجهه متافیزیکی و خاص برای رسیدن به اهداف مالی، تیمی و غیراخلاقی اقدام به برگزاری چنین محافلی می کنند. در کنار این محافل، در برخی کتابفروشی ها و در لابه لای کتب افراد دستفروش، کتاب های مربوط به تسخیر جن با قیمت های بالا به فروش می رسد. علاوه بر این، وبلاگ های زیادی با موضوع تسخیر جن و ارتباط با اجنه در حال فعالیت و وسوسه افراد به شرکت در این محافل هستند.



* پول بدهید، آموزش ببینید

عده ای از افراد سودجو با برگزاری چنین مجالسی، از شرکت کنندگان پول های کلانی دریافت می کنند و از این راه، مبالغ هنگفتی به جیب می زنند. یکی از شرکت کنندگان در این جلسات می گوید که برای 10 جلسه شرکت در یک محفل آموزش تسخیر جن، 12 میلیون تومان پول پرداخت کرده است!

* جن تسخیر کنید، پولدار شوید!

برگزار کنندگان این محافل، تلاش می کنند با شناسایی انگیزه و اهداف افراد، آنان را در کلاس های جداگانه ای گرد هم بیاورند. برای نمونه، آن ها افرادی را که به دنبال پول و درآمد بیشتر هستند با این شگرد به شرکت در محافل «جن شناسی و تسخیر جن» می کشانند که:«با تسخیر جن می توانید پولدار شوید. جن برای شما اطلاعات ویژه اقتصادی و مالی از بانک ها، بورس، اتاق های تجارت و بازرگانی و جاهایی از این دست می آورد و شما وقتی به این اطلاعات ویژه دسترسی داشته باشید می توانید بدون ریسک دست به انجام کار اقتصادی بزنید».

* آموزش تسخیر جن!

در این محافل به شرکت کنندگان آموزش تسخیر جن یا تسخیر موکل داده می شود و به آنان گفته می شود:« برای اینکه موکل داشته باشید باید اولا قدرت تسلط بر جن داشته باشید (ارثی یا اکتسابی) و باید روشهای قسم دادن و مطیع کردن جن ها را بلد باشید. وقتی این دو را بلد باشید می توانید یک جن را پیدا کرده و تحت تسلط بگیرید و مجبور به همراهی همیشگی با خودتان کنید.»

روش دومی که در این کلاس ها به افراد آموزش داده می شود این است:«اگر بتوانید اعتماد شخصی را که تعدادی جن تحت تسلط خودش دارد جلب کنید، او می تواند یکی از آن جن ها را برای مراقبت از شما مامور کند.»

* بیان داستان های جنی برای تحریک اشتیاق افراد

در این جلسات، برای بالابردن سطح اشتیاق افراد برای ماندن در کلاس و حضور همیشگی در این محافل، برگزار کننده ها داستان هایی از ارتباط خود با اجنه را بیان می کنند.

در یکی از این کلاس ها، فردی گفته است:« من در حال حاضر با جن های زیادی دوست هستم و جن های زیادی با من صمیمی هستند. آن ها خیلی به من لطف دارند و کارهای بزرگی برای من انجام می دهند. به من می گویند که دوستم کیست، دشمنم کیست، چه بخورم که جوانتر بمانم و هزار خدت دیگر.»

* ازدواج با اجنه!

در این کلاس ها، ادعا می شود که می توان با اجنه ازدواج کرد و از این ازدواج بدون آن که کسی بفهمد لذت برد! یکی از شرکت کنندگان در این محافل، می گوید:«استاد ما نزدیک به 8 سال است با یک دختر جنی ازدواج کرده و حتی از او بچه هم دارد!»

* کلک های جن زده!

برخی از مجریان این محافل، در هنگام دریافت پول از متقاضی شرکت در این جلسات، با او اتمام حجت می کنند که ممکن است در جریان آموزش و یا تسخیر، جانش به خطر بیفتد و به صلاح نباشد که جن تسخیر کند اما پولش به او برگردانده نمی شود چون استاد(!) از جانش حفاظت می کند!

* مسافرت به اروپا و آن ور آب با قدرت جن!

از دیگر موضوعاتی که در این جلسات مطرح می شود، این است که اگر جن را تسخیر کنید می توانید بدون پاسپورت و دنگ و فنگ های ورود و خروج، به هر کشوری که دلتان می خواهد سفر کنید.

* سوء استفاده های اخلاقی

متاسفانه چنین کلاس هایی به دلیل جذابیت  و رازآلود بودن، بستر مناسبی برای افراد داری انحرافات اخلاقی است که در لوای چنین موضوعاتی، مرتکب ارتباطات نامشروع می شوند و زنان به ویژه دختران جوان را اغفال می کنند.

از آنجا که افراد ساده لوح، علت اصلی بروز و رشد چنین پدیده هایی در جامعه هستند، مجریان این کلاس ها پس از دست و پا کردن اسم و رسم های کاذب برای خود، با بهانه بخت گشایی از دختران، حل مشکلات زناشویی، پیدا کردن همسر مناسب و موضوعاتی از این دست، به اغفال زنان و دختران دست زده و از آنان سوء استفاده می کنند.

روزنامه تهران امروز نوشت:

موج جدید شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان در به دام انداختن طعمه‌های جدید آغاز شده است. موجی که بسیاری از آسیب‌شناسان نسبت به آن هشدار می‌دهند. کارشناسانی که می‌گویند مشاهده شبکه‌های ماهواره‌ای آثار نامطلوب فردی واجتماعی‌ بر روی شهروندان گذاشته است.

چرا که اغلب برنامه‌های پخش شده در این رسانه‌ها در تضاد با ارزش‌های ایرانی - اسلامی وهنجار‌های عمومی جامعه و مروج فرهنگ و ارزش‌های سازندگان و گردانندگان این شبکه هاست.

همچنین آنها معتقدند‌اگر چه سبک زندگی تبلیغ شده در این برنامه‌ها مخاطبان عام را مدنظر دارد، اما هر برنامه به طور اختصاصی هم به پیام رسانی و الگوسازی برای مخاطبان خاص خود می‌پردازد.

یکی از این گروه‌ها که اهمیت بسیاری برای گردانندگان این شبکه‌ها دارند، زنان جوان و دختران هستند که یکی از بیشترین مخاطبان این شبکه‌هارا تشکیل می‌دهند. این گروه از جهات مختلف می‌توانند دارای اهمیت باشند؛ چه از نظر اقتصادی – به‌دلیل خریداری اجناس تبلیغ شده در این شبکه‌ها – و چه از نظر فرهنگی با ترویج مد‌های ارائه شده. همین امر هم باعث می‌شود تا کار‌شناسان جامعه‌شناسی و روانشناسی اجتماعی نسبت به افزایش مخاطبان این شبکه‌ها و بخصوص افزایش مخاطب در بین گروه زنان و دختران ابراز نگرانی کنند.

ناهنجاری‌های اجتماعی، سوغات برنامه‌های ماهواره‌ای

زمانی که صحبت از برنامه‌های ماهواره‌ای و الگوپذیری زنان و دختران از آن به میان می‌آید، بیشتر نگاه‌ها متوجه نوع پوشش و مدهای مورد استفاده این قشر در انظارعمومی و سطح شهر می‌شود.

یک مدرس آسیب‌شناسی اجتماعی در این مورد اظهار می‌کند: «زمانی که صحبت از شبکه‌های ماهواره‌ای و نقش آنها در به انحراف کشیدن جوانان می‌شود، باید این نکته را در خاطر داشت که دشمن بعد از اینکه نتوانست در جنگ نظامی بر ما پیروز شود با بهره جستن از تکنولوژی‌های نوین، از جمله ماهواره قصد دارد با شبیخون فرهنگی، نظام اسلامی را به چالش بکشد.

از طرف دیگر زنان و دختران جوان، با دیدن فیلم‌ها و سریال‌های پخش شده از شبکه‌های ماهواره‌ای و بخصوص شبکه‌های فارسی زبان و با حس همذات‌پنداری با بازیگران و هنرپیشگان این فیلم‌ها، به تقلید از نوع پوشش و آرایش آنان، سعی در هرچه شبیه‌تر کردن خود با این افراد دارند.» دکتر مهیار گلرویی در باره تبعات این همذات پنداری با برنامه‌های ماهواره‌ای به تهران امروز می‌گوید: «پوشش‌ها و مد‌های ناهنجاری که این دسته از افراد در جامعه و در انظار عمومی به کار می‌برند، در دراز مدت سبب ازبین رفتن کرامت و شرافت در میان افراد جامعه و برچیده شدن پرده‌های حیا در میان دختران و پسران می‌شود.

امری که با گذشت چندین سال، باعث نمود انواع ناهنجاری‌ها اجتماعی از جمله افزایش فساد‌ و بالارفتن آمار طلاق ناشی از بدبینی همسران نسبت به یکدیگر می‌شود.» این استاد دانشگاه همچنین تصریح کرد: «اغلب سریال‌های به ظاهر خانوادگی این شبکه‌ها حاوی داستان‌هایی از عشق‌ها و روابط نامتعارفی است که بیننده را بعد از مدتی به طور غیر ارادی و ناخودآگاه وادار به همسان‌سازی با زندگی واقعی و شخصی‌اش می‌کند. امری که در جامعه‌ای مثل کشور ما بسیار ناپسند و خلاف عرف و اخلاق عمومی است. موضوعی که اگر گسترش بیشتری بیابد در سالیان نه چندان دور باعث بروز بیگانگی فرهنگی و شکاف فرهنگی در کشور خواهد شد.»

داروهای ماهواره‌ای، قاتلانی که همچنان طرفداردارند

به غیر از این مبا حث مطرح شده درباره مضرات اجتماعی‌ که برنامه‌ها و سریال‌های شبکه‌های ماهواره‌ای به همراه دارند، تبلیغات دارو‌ها و لوازم آرایشی در این شبکه‌ها هم زاویه دیگری از مضرات این شبکه‌ها برای مخاطبانشان و بخصوص زنان و دختران هستند. داروهای چاقی و لاغری، افزایش قد، ترک اعتیاد و همچنین انواع لوازم آرایشی وبهداشتی همه روزه در این شبکه‌ها با شدت هرچه تمام‌تر تبلیغ می‌شوند و مخاطبان را تشویق به مصرف می‌کنند.

کالاهایی که به دلیل نداشتن نشانی فروشنده و اینکه تنها با یک شماره تلفن همراه شناخته می‌شوند و توسط پیک به خریدار تحویل داده می‌شوند و در صورت ایجاد مشکل برای مصرف کنندگان، قابل پیگیری قانونی نیستند.

مشکلات و عوارض وخیمی که گاهی باعث بروز خسارات غیرقابل جبران به سلامت افراد مصرف کننده می‌زنند. دکتر فریده جهان،پزشک پوست درباره عوارض استفاده از کرم‌ها و لوازم آرایشی تبلیغ شده در شبکه‌های ماهواره‌ای به تهران امروز می‌گوید: «من بیماری داشتم که به دلیل استفاده از کرم پودرهای تبلیغ شده در یکی از شبکه‌های ماهواره دچار تورم و قرمزی در پوست صورتش شده بود. لوازم آرایشی که از این نوع به صورت غیرمجاز به فروش می‌رسند، دارای ترکیباتی هستند که برخی از آ‌نها ناشناخته است و اغلب به قصد آزمایش در کشورهای جهان سومی، صادر می‌شوند.»

چندی قبل هم دکترمرضیه وحیددستجردی وزیر بهداشت درگفت‌وگو با خبرگزاری‌ها درباره دارو‌ها و لوازم آرایشی تبلیغی در ماهواره‌ها اظهارداشت که:«برخی از این محصولات که در آزمایشگاههای بسیار مجهز وزارت بهداشت مورد آزمایش قرار گرفته‌اند دارای موادی هستند که یا اثرات سوء داشتند و ایجاد بیماری و عارضه می‌کردند یا هیچ ماده موثری داخل آن‌ها نبوده است و فقط پول مردم را هدر می‌دهند. او همچنین درمورد وجود برخی موادغیرمجاز در این کالا‌ها افزود: «در بررسی‌های آزمایشگاههای وزارت بهداشت از برخی اقلامی که توسط مراکز مبارزه با قاچاق کشف شده بود، متوجه شدیم که بعضی از آن‌ها ایجاد سرطان می‌کنند و حتی در برخی از آن‌ها مواد رادیواکتیو بود که واقعاً برای سلامت مردم خطرناک است.»

اما با در نظر داشتن اظهارات این پزشک و با در نظر گرفتن هشدار‌هایی مشابه که بار‌ها از سوی متخصصان گوناگون و مقامات وزارت بهداشت کشور، تاکنون انجام گرفته است، باید پرسید اصلا کدام نهاد مسئولیت مقابله با این موضوع را برعهده دارد؟

هرچند که چندی پیش دکتر احمد شیبانی رئیس سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت درجمع رسانه‌ها از هماهنگی و همکاری این وزارتخانه با نیروی انتظامی و قوه قضائیه برای مقابله با فروشندگان این اقلام خبرداد، اما ‌‌تنها مجازاتی که برای این افراد مقررشده، قطع کردن سیمکارت‌شان است. مجازاتی که در مقایسه با ضرری که این افراد به سلامت مردم می‌زنند، ناچیز به نظر می‌رسد.

انسداد ماهواره‌ها و انهدام دیش‌ها راهکار مناسبی است؟

با در نظر گرفتن موارد بالا که تنها گوشه‌ای از مضرات استفاده از برنامه‌های شبکه‌های ماهواره‌ای، برای عموم مخاطبان و به طورخاص برای گروه زنان و دختران جوان که هدف این برنامه‌ها هستند، باید به این پرسش جواب داد که آیا تنها با پارازیت انداختن برروی امواج ماهواره‌ها یا با تخریب دیش‌های ماهواره، می‌توان از گسترش این ناهنجاری‌ها جلوگیری کرد یا باید به فکر راهکارهای دیگری بود؟

زیرا تجربه نشان داده است که راهکارهای ضربتی و قهری نه تنها نتیجه مطلوبی در پی ندارد بلکه باعث گسترش پنهانی هر پدیده‌ای خواهد شد. راهکارهایی مانند بالا بردن سطح سواد رسانه‌ای و فرهنگی افراد جامعه و البته بالا بردن سطح کیفی برنامه‌های صداوسیمای کشور تا به آن حد که قادر به رقابت با این کانال‌ها باشد.

یک روزنامه اتریشی در گزارشی به وخامت اوضاع اجتماعی و فقر روزافزون در جامعه آمریکا اشاره و تصریح کرد مردم آمریکا همچنان از عواقب وخیم بدترین بحران اقتصادی این کشور رنج می برند.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه "استاندارد" در گزارشی به سخنان چند روز گذشته رئیس جمهوری آمریکا در شهر کوچک اساواتومی "Osawatomie در ایالت کانزاس آمریکا اشاره کرده که طی آن انتقاد شدیدی به اختلافات طبقاتی موجود در کشورش وارد کرده و اظهار داشته بود، طبقات بالای جامعه از طریق درآمدهای بالا و سرمایه هایشان روز به روز ثروتمندتر می شوند در حالی که گروه دیگری هستند که باید با هزینه های رو به رشد زندگیشان دست و پنجه نرم کنند.

استاندارد در ادامه نوشت : اوباما آگاهانه شهر کوچک اوساواتومی را برای ایراد این سخنرانی اش انتخاب کرده بود. رئیس جمهوری اسبق آمریکا " تئودور رزولت" نیز در سال ۱۹۱۰ سخنرانی معروف خود درباره ناسیونالیسم جدید را در این شهر ایراد کرد که در سخنان خود بر لزوم برقراری عدالت اجتماعی گسترده تر در کشورش تاکید کرده بود.

هفته هاست که اوباما ناامیدانه سعی می کند جمهوریخواهان در کنگره را به منظور تمدید مصوبه امتیاز تخفیف مالیات برای اقشار متوسط جامعه که پایان سال موعد آن تمام خواهد شد متقاعد کند.

استاندارد در ادامه گزارش خود نوشت : در واشنگتن حدود صدها شهروند از قسمتهای مختلف آمریکا برای ایجاد شغل بیشتر و افزایش امنیت اجتماعی اعتراض کرده اند. گروههایی از آنها همچنین به دفتر کار نمایندگان خود در کنگره حمله کرده و خواستار گفتگو با نمایندگان منتخب خود شده اند.

عملیات اعتراضی سه روزه با عنوان "Take Back the Capitol نیز به تبعیت از جنبش عظیم تسخیر وال استریت شکل گرفت.

استاندارد در ادامه این گزارش نوشت : در آمریکا بسیاری از انسانها در فقر زندگی می کنند به گونه ای که از شروع سالهای نود وضعیت به وخامت امروز نبوده است. در سال گذشته ۱و۱۵ درصد شهروندان آمریکایی به گروه فقرا تعلق داشتند که بیشترین حالت فقر از سال ۱۹۹۳ بوده است. بر اساس آمار در سال ۲۰۱۰ ، ۲و۴۶ میلیون نفر در آمریکا زیر خط فقر زندگی می کردند که این تعداد در طول چهار سال قبل از آن مرتبا افزایش پیدا کرده است.در سال ۲۰۰۹ نرخ فقر در آمریکا ۱۴.۳ درصد بوده است.

در آمریکا هر خانواده چهار نفره ای که کمتر از ۲۲.۳۱۴ دلار در سال درآمد داشته باشد فقیر به شمار می رود.

استاندرد در ادامه گزارش خود نوشت : آمریکا تا امروز همچنان از عواقب و آثار بحران مالی و رکود اقتصادی که از حدود چهار سال پیش در این کشور بروز کرده است رنج می برد. این رکود اقتصادی بدترین بحران این کشور از سالهای دهه ۳۰ محسوب می شود.

بر اساس ارزیابی اتحادیه بی سرپناهان آمریکایی تقریبا ۸۰۰ هزار نفر در این کشور بی سرپناه هستند که احتمالا رقم واقعی بیش از این است.


تاریخ انتشار، تهران: ۲۰:۵۹ , ۱۳۹

فارس: معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی مازندران گفت: موج سوم HIV (انتقال جنسی) در کشور در حال گسترش است.

محمدرضا میرزایی با اشاره به اینکه آماری که در مورد ویروس ایدز اعلام می‌شود، آمار تصادفی است، اظهار داشت: چون غربالگری درباره ایدز نداریم، نمی‌توانیم آمار قطعی را اعلام کنیم.

وی با بیان اینکه در کشور ما نیز 23 هزار و 250 نفر آمار مبتلایان به ویروس ایدز به صورت رسمی وجود دارد، خاطرنشان کرد: موج سوم HIV از طریق تماس جنسی ایجاد می‌شود که این موج در کشور ما در حال گسترش است.

میرزایی با اعلام اینکه شاهد افزایش آمار مبتلایان به این ویروس در زنان هستیم، گفت: انتقال از این طریق بسیاری از جوانان را تهدید می‌کند.

این مسئول با بیان اینکه این بیماری در کشور ما به عنوان یک قبح دینی نیز دیده می‌شود، ابراز داشت: از این بیماری می‌توان به عنوان جرم مخفی نام برد چون عدم رعایت موازین شرعی و بهداشتی فرد را به بیماری مبتلا می‌کند.

معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی مازندران ضعف اطلاع‌رسانی در مورد ایدز را در جامعه یکی از راه‌های عدم آشنایی جوانان با این بیماری برشمرد و گفت: به دلیل تعدد برنامه‌ها و ماموریت‌ها در نهادهای بهداشتی و درمانی و کمبود منابع، کار جدی نمی‌توان در این باره انجام داد.

وی مهمترین زمان برای آموزش به گروه‌های پرخطر را سن 12 سالگی دانست و خاطرنشان کرد: باید از دوره راهنمایی این آموزش‌ها داده شود.

میرزایی مبتلایان به این بیماری را در کشور در گروه سنی زیر 30 سال اعلام کرد.

این مسئول با اشاره به اینکه جمعیت کشور ما جمعیت جوان است و در این مسیر با انواع خطرها مواجه است، از قلیان نیز به عنوان یکی از تهدید کننده‌های سلامت نام برد.

وی گفت: در چند سال گذشته سیاست جمع‌آوری قلیان‌سراها در دستور کار قرار گرفت، اما با کنار گذاشتن این سیاست اکنون شاهد گرایش بسیاری از جوانان به این بخش هستیم.

معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی مازندران با اشاره به اینکه مصرف یک وعده قلیان برابر با 40 نخ سیگار است، ابراز داشت: در مازندران اگر 700 سفره‌خانه به عرضه قلیان بپردازند و اگر در این بخش نیز 50 نفر استفاده کننده باشند روزانه 35 هزار جوان از قلیان استفاده می‌کنند.

این مسئول با اشاره به اینکه الان شاهد هستیم که افراد به صورت زوجی یعنی زن و شوهر از قلیان استفاده می‌کنند، تصریح کرد: عوارض قلبی، تنفسی، بهداشتی و گوارشی قلیان بسیار متعدد است.

میرزایی با اشاره به اینکه شاهد هستیم که قلیان سراها در مجاورت مراکز دانشگاهی و آموزشی فعال شدند، خاطرنشان کرد: باید در بحث آموزش عمومی اعتبارات ویژه‌ای در نظر گرفته شود و این در حالی است که وزارت بهداشت اعتباری برای آموزش ندارد.

وی با تاکید بر اینکه باید دانش تغذیه‌ای و سلامت مردم را بالا برد، اذعان داشت: 43 درصد مردم مازندران بر اثر فشار خون بالا، 12.5 درصد از سرطان‌ها و 11.5 درصد نیز به خاطر حوادث جاده‌ای جان خود را از دست می‌دهند که می‌توان با آموزش‌های بهداشتی جلوی این مرگ و میرها را گرفت.

حمزه شریفی دوست (مدیر گروه عرفان های نوظهور نهاد رهبری در دانشگاهها) در یادداشتی در سایت ندای انقلاب نوشت:

همه شنیدیم که رهبر انقلاب سال گذشته در جمع مردم قم به خطر عرفان های بدلی اشاره کردند و چند روز بعد در جلسه جامعه مدرسین باز به این مهم پرداختند. معلوم بود که ایشان هم می خواهند توده مردم این خطر را درک کنند و هم خواص برای این آسیبت چاره ای بیندیشند.

چه کنیم که با تاسف گاهی تلویزیون بدون توجه به محتوای بعضی از برنامه ها، خودش به تبلیغ عرفان های کاذب می پردازد.

جمعه یازدهم آذر یعنی ششم محرم فیلمی به نام ندای درون از شبکه یک پخش شد که این فیلم سرگذشت زندگانی یکی از مبلغین معنویت های کاذب به نام نیل دونالد والش است؛ آن هم نه فیلمی بی طرف، بلکه فیلمی ترویجی تبلیغی برای رواج اندیشه والش و بزرگنمایی از کتاب وی. متاسفانه این فیلم پارسال هم در روز شهادت حضرت زهرا پخش شد، معلوم است که یا تعمدی در کار است و یا رسانه ملی تصور می کند که با این فیلم ها، معنویت راستین و دینی را ترویج می کند. هر کدام که باشد، بدون اغراق یک فاجعه است؛ چرا که معلوم می شود سیاست گذاران فرهنگی و متولیانِ ترویج معنویت دینی و اسلامی، دقیقا دارند به هجمه نرم دشمن برای سست نمودن باورهای دینی مدد می دهند و خود دارند به گسترش عرفان های کاذب کمک می کنند.

برخی همین قدر که می بینند کسی به خدا دعوت می کند، بی درنگ تلقی او را از ذات مقدس خدا همان فهم قرآنی ارزیابی می کنند، در صورتی که تحریف آمیز ترین تصویر از خدا در اندیشه های والش بیان شده است. به نظر می رسد، کارشناسان صدا و سیما نسبت به شاخص های معنویت سکولار آگاهی چندانی ندارد و از عمق آسیب های معنویت مدرن که رهبرانی چون والش مروج آنند، بی خبرند.

والش نه تنها معنویت بر آمده از دین را نمی پذیرد، بلکه خود دین را هم انکار می کند و منکر حقیقت دین است و معتقد است که دین، ساخته و پرداخته آخوندها و کشیش هاست، و از طرف دیگر منکر قیامت و رستاخیز است و بهشت و جهنم را در رنج های دنیوی و خوشی های این جهانی تفسیر می کند و صریحا می گوید که خدا هیچ گاه از شما بازخواست نمی کند؛ چرا که هدف شما کسب شادی در زندگی است و هر آن چه که شما را به تمتع بیشتر و هوی خواهی بیشتر کمک کند، ماموریت شما پرداختن به آن است. چنان که در فیلم راز ـ که متاسفانه آن هم چند بار از رسانه ملی پخش شده است ـ می گوید: خداوند هیچ ماموریتی از پیش برای شما تعریف نکرده است و در مورد شما قضاوت نخواهد کرد، پس هدف زندگانی شما پرداختن به اموری است که شما را به کامیابی بیشتر برساند و بس. والش در کتاب گفتگوی با خدا نسبت فریب و دروغ به پیامبران الاهی می دهد.

والش اساس معنویت خود را از عرفان جادویی کابالا ـ عرفان یهود ـ گرفته است و تعصب خاصی نسبت به آیین یهود دارد. باورهای والش، التقاطی از باورهای کابالا، کریشنا مورتی و سای بابا است. ازهمین رو آسیبهای بسیاری از عرفان ها را در خود گنجانده است. وی همسو با نظام تمدنی غرب براین باوراست که خداوند انسان ها را همان گونه که هستند می پذیرد، بنابراین نیاز به تکامل را نفی می کند. در فیلم راز او آشکارا می گوید که هدف انسان تجربه لذت است، پس اگر با خوردن یک ساندویچ کالباس لذت می برید به خاطر خدا این کار را انجام دهید. بنا بر این اصل ایده های والش مبتنی بر اومانیسم یا انسان محوری است نه خدا محوری و تعالی بخشی. وی خدا را در انرژی خلاصه می کند و خدایی را به دیگران معرفی می کند که دارای هستی فیزیکال و مادی است و هر چه به انسان سرخوشی بیشتر بدهد، خدا از هم از او راضی است.

در یک کلام والش انسان ها را به بندگی خدا دعوت نمی کند، بلکه آن ها را به "خود خدایی" تشویق می کند. خود خدایی همان شعار شیطان پرستان مدرن است که در کتاب انجیل شیطانی نمود تام یافته است. البته شیطان پرستان، خود خدایی انسان ها را با وساطت موجودی به نام شیطان و تقدس بخشیدن به او، تبلیغ می کنند؛ ولی آقای والش بدون آن که از شیطان نامی بیاورد، همان هدفی که انتوان لاوی در انجیلی شیطانی به انسان ها معرفی می کند، ـ یعنی هوی خواهی و لذت بالاتر ـ را از زبان خدا بیان می کند و این هدف را به عنوان مطالبه خدا از انسان ها مطرح می کند و نقشه شیطان را ـ البته این دفعه از زبان خدا ـ موجه و مقبول نشان می دهد.

موسسه اوقاف و آثار باستانی "الاقصی" از تداوم طرح های یهودی سازی و تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه مسجد مبارک الاقصی و محیط پیرامونی آن خبر داد.

به گزارش «شیعه نیوز» ، این موسسه طی بیانیه‏ای که نسخه‏ای از آن در اختیار مرکز اطلاع رسانی فلسطین قرار گرفت، خاطر نشان کرد که مراجع صهیونیستی طی روزهای اخیر از طرح این رژیم برای احداث معبد یهودی در زیر ورودی باب المغاربه و در منطقه مجاور مسجد براق از خارج خبر داد که قرار است به عنوان "عبادتگاه‏های زنان یهودی" مورد استفاده قرار گیرند.

به گزارش این موسسه، طرح مذکور خطر بزرگی برای مسجد مبارک الاقصی به شمار می رود و منجر به آشکار شدن باب النبی واقع در زیر باب المغاربه که به سوی مناطق واقع در زیر مسجد الاقصی باز می شود، خواهد شد.

این طرح همچنین بر روی دیوار براق و کل دیوار بخش جنوب غربی مسجد مبارک الاقصی تاثیر خواهد گذاشت و در عین حال، منجر به تخریب آثار و باستانی اسلامی و عربی خواهد شد. علاوه بر این، این طرح بخشی از طرح یهودی سازی کامل منطقه براق است که موسسه الاقصی قبلا از آن خبر داده بود.

شبکه 2 تلویزیون رژیم صهیونیستی دیروز سه شنبه از طرح آماده شده توسط خاخام "شموئیل رابینوویچ" مدیر صندواق حفظ میراث براق که یک شرکت دولتی وابسته به دولت عبری است و زیر نظر مستقیم نخست وزیر اداره می شود، خبر داد که بر اساس آن، باید محل عبادت زنان یهودی در صحن براق که به دروغ نام "صحن ندبه" از آن یاد می شود، خبر داد.

یک نشریه یونانی نوشت که در اثر بحران اقتصادی جاری در این کشور بسیاری از زنان و دختران یونانی برای کسب در آمد مجبور به تن فروشی شده اند.بحران اقتصادی

به گزارش عصر ایران هفته نامه یونانی " پروتو " با انتشار گزارشی از افزایش آمار روسپیگری در یونان نوشت که متاسفانه در بسیاری از مواد زنان شوهر دار و دختران دانشگاهی برای تامین معاش و خرج زندگی به روسپیگری روی آورده اند.

در این مطلب با اشاره به اینکه از میان زنانی که به روسپیگری روی آورده اند بسیاری از آنان زنان خانه دار و  متاهل هستند می نویسد که به طور متوسط در شهری چون آتن در هر شب بیش از 3 هزار زن که بیشتر آنها زنان متاهل هستند برای روسپیگری به طور مخفیانه به خانه دیگران می روند.

یونان هم اکنون با یکی از شدید ترین بحران های اقتصادی تاریخ خود روبروست و این کشور از نظر بسیاری از ناظران اقتصادی یک کشور ورشکسته محسوب می شود.

هفته نامه پروتو به نقل از یک مقام ارشد پلیس یونان می نویسد : دیدن زنانی که برای تامین معاش فرزندان و خانه خود به طور مخفیانه به کار روسپیگری می پردازند وحشتناک است.

بر اساس قانون جدید یونان روسپیان شوهر دار اگر بر اساس یک جرم مشهود دستگیر و محاکمه شوند تنها برای عمل روسپیگری خود با جریمه مالی روبرو می شوند.

گروهی از دانشمندان در حال پافشاری برای انتشار پژوهش خود در مورد چگونگی تولید یک ویروس آنفلوآنزای انسان‌ساز هستند که به ادعای آنها، به شکل بالقوه می‌تواند تمدن بشریت را محو و نابود کند.

به گزارش ایسنا، این ویروس مرگبار، یک نسخه بهینه شده ژنتیکی آنفلوآنزای پرندگان نوع ( H5N1) اما بسیار واگیرتر بوده و می‌تواند به سرعت در یک زمان کوتاه در میان میلیون‌ها انسان پخش شود.

این پژوهش باعث بروز یک جنجال بزرگ و اختلاف نظر بین دانشمندان شده؛ چراکه برخی از آنها معتقدند این تحقیق، اساسا نباید صورت می‌گرفت.

گونه فعلی آنفلوآنزای نوع A تا کنون، تنها منجر به مرگ 500 تن شده و به حد کافی برای همه‌گیری جهانی آن مسری نیست؛ اما نگرانی‌هایی در مورد شدت خطرناک بودن این ویروس جدید وجود دارد که از آن جمله امکان استفاده از فرمول آن در جنگ‌های بیولوژیکی است.

«رون فوشیر»، میکروب‌شناس مرکز پزشکی «اراسموس» هلند، ‌رهبری تیم محققانی را بر عهده دارد که دریافتند با اجرای پنج جهش در ویروس آنفلوآنزای مرغی می‌توان انتشار آن را آسان‌تر کرد.

«فوشیر» آزمایشات خود را بر روی موش‌خرماها انجام داده که از دستگاه تنفسی مشابهی با انسانها برخوردارند.

وی اکنون به دنبال عمومی کردن نتایج پژوهش خود در رسانه‌ها بوده و حتی یک مشاور را برای کمک به ایجاد استراتژی ارتباطی استخدام کرده است. این پژوهش بخشی از یک تلاش بین‌المللی برای درک بیشتر از ویروس H5N1 بوده است.

«فوشیر» اذعان کرده این گونه، یکی از خطرناکترین ویروس‌های ساخت دست انسان است. وی اما هنوز سرسختانه به دنبال انتشار مقاله‌ای در مورد شیوه ایجاد آن است.

این پژوهش یکی از دو مطالعه‌ای است که آزادی علمی و تنظیم تحقیقاتی که ممکن است از فواید بالقوه برای سلامت عمومی برخوردار بوده، اما همزمان برای بیوتروریسم نیز کاربرد داشته باشد را مورد بحث جدی قرار داده است.

تحقیق دیگر که آن نیز در مورد ویروس H5N1 بوده، توسط یک تیم مشترک از دانشگاه ویسکونسین و دانشگاه «توکیو» انجام شده بود.

هر دو پژوهش اکنون تحت بازبینی هیات مشاوره علوم ملی ایالات متحده برای ایمنی زیستی (NSABB) قرار دارد. البته این انجمن قدرت جلوگیری از انتشار آنها را نداشته؛ اما می‌تواند از روزنامه‌ها بخواهد تا آنها را چاپ نکنند.

«پل کیم»، رییس NSABB این ویروس بیماری‌زا را بسیار ترسناک خوانده که حتی از سیاه‌زخم هم وحشتناک‌تر است.

معمولا تحقیقات علمی برای دیگر دانشمندان، جهت بازبینی و استفاده از شیوه‌های آن در یادگیری، در دسترس هستند؛ اما در این مورد خاص تعداد زیادی از دانشمندان خواستار سرکوب این پژوهش شده‌اند.

این در حالیست که «مایکل اویترهولم»،‌ کارشناس دفاع زیستی و آنفلوآنزا و رییس مرکز تحقیقات و سیاست‌گذاری برای بیماری‌های عفونی در دانشگاه «اینسوتا»، این پژوهش را از لحاظ پزشکی بسیار مهم خوانده و اظهار کرده که می‌توان این تحقیقات را با حذف برخی از اطلاعات خاص منتشر کرد.

مشرق: هسته اولیه شهر مشهد به قدر زمان شهادت علی ابن موسی الرضا (ع) قدمت دارد و از آن زمان تا کنون مامن مومنین و عرفا و اولیاء خداوند بوده است و به تبع آن از شریف ترین مکان های روی زمین است.

نکته آنجاست که معماری و شهرسازی نیز تابعی از همین گزاره هایی است که الزامات هویت شهری مشهدالرضا را شکل می دهند.

یادش بخیر سالها پیش که برای اجرای طرح توسعه حرم زمینهای اطراف آن خریداری شده بود؛ بر تابلوهای کوچکی که در خیابانها نصب شده بود نوشته بود: "لطفا با حضور قلب عبور کنید؛ اراضی طرح توسعه حرم"

اما به راحتی و با انجام یک پروژه توسعه با عنوان زیرگذر حرم، مرز درون و برون از میان برداشته می شود و اهمیت حضور قلب رنگ می بازد.


سالهاست از آن روزگار گذشته و حالا چند صباحی است که به همت دوچندان بورژواها و سودای طمع آنان که سود مالی و اعتبارات بانکی خود را در گرو برج سازی در حریم حرم آن امام می بینند؛ سیما و منظر سنتی و اسلامی این شهر آلوده شده است. چهره مشهد، دیگر تغییر کرده ست.

در این باب سخن بسیار است. اما چیزی که بیش از همه آنان را که دل در گرو آستان قدس حضرتش دارند، رنجور می کند؛ نوعی از معماری و شهرسازی است که نه تنها منطبق باهویت مذهبی و معنوی این شهر نیست بلکه در تعارض با شهرسازی اسلامی نیز هست. مشهد الرضا آنچنان که از نامش نیز هویداست؛ از شهادت هفتمین فرزند حضرت زهرا چشمه می گیرد و اوست که باید فصل الخطاب و کانون توجهات شهرسازی و معماری آنجا باشد.

اما حتی خیابانهای منتهی به حرم نیز که محور اصلی و راه رسیدن به حرمند (با دقت بخوانید، راه رسیدن به حرم!) هیچ نشانی از راه ندارند. راه باید مبین مقصد باشد و در عالم تمثیل، بر منتهای خود دلالت کند.

به راستی خیابان امام رضا (ع) چه نشانی از این نام دارد؟

جز آنکه جولانگاه معماری پست مدرن شده است و بر سبیل زراندوزان می تازد؟ وقیح تر آنکه این خبط وخطا از نهادهایی سر می زند که با نام ائمه ثبت شده اند و آن را بر سردرهای خود نصب نموده اند؛ اما در یک عقب نشینی آشکار سر بر چاه ویل پست مدرنیسم فرو کرده اند.


ساختمان هتل ثامن الحجج مشتی است نمونه خروار و گواهی بر این مدعا:

این هتل هیچکدام از قوانین شهری و از جمله عقب نشینی در ارتفاع به منظور رعایت کوریدور بصری و تحت الشعاع قرار ندادن منظر حرم را رعایت نکرده است.

 

خیابان امام رضا مملو از هتل هایی است که تماما به شیوه قارچ گونه از شوره زار مدرنیسم سر برآورده اند.

مسجد امام رضا نیز که سال گذشته به همت شهرداری تهران ساخته شد؛ از مجموعه هایی است که با قواعد پست مدرنیسم و معماری فولدینگ ساخته شد.


به راستی چرا؟

به گزارش مشرق به نقل از ۲۴، کلیساهای دانمارک ازدواج همجنسگرایان را ثبت می کنند. بر اساس لایحه ای که دولت دانمارک ارائه کرده است همجنس​گرایان قادر خواهند بود ازدواج با همجنس خود را در کلیسا به ثبت برسانند.

دانمارک ۲۲ سال قبل ثبت ازدواج دو همجنس را قانونی کرد اما تا کنون ثبت ازدواج در کلیسا امکان پذیر نبوده است.

نظرسنجی​ها نشان می دهد اکثریت مردم دانمارک طرفدار این طرح هستند.

حکم «بتول ب» معروف به «درویش» که مدعی بود طی‌الارض و طی‌السماء می‌کند، همزاد دارد و با اجنه در ارتباط است، در دادگاه تجدیدنظر قطعی و پرونده وی بسته شد.
به گزارش فارس، در آذرماه جاری و به‌حکم دادگاه تجدید نظر شعبه 34 استان تهران، حکم نهایی خانم «بتول ب» معروف به «درویش» و چند تن از وابستگان وی از جمله: پسر، دحتر و دامادش صادر شد و دادگاه ختم دادرسی این پرونده را اعلام کرد.
درویش در وهله اول با شکایت تعداد زیادی از افراد بازداشت شد و در این رابطه 10 نفر دیگر نیز دستگیر شدند و پس از بررسی‌های طولانی و شکایت کتبی شاکیان، حکم وی صادر و در دادگاه تجدیدنظر قطعی شد.
بر اساس حکم صادره، ۴ سال حبس و رد مال و پرداخت جزای نقدی به اتهام کلاهبرداری، 2 سال حبس به اتهام توهین به مقدسات و ۶ ماه حبس به اتهام توهین به مقامات و مسئولان کشوری برای وی در نظر گرفته شد.
به گزارش فارس، بتول درویش ـ که سوادش کمتر از سیکل است ـ مدعی بود دارای موکل (دستیارانی از اجنه) است و امور خانواده، اقوام و آشنایان را از طریق موکلان خود حل و فصل می‌‌کند.
نامبرده که حدود 50 سال سن دارد و شمال تهران ساکن است، با عطرافشانی دروغین، برخی به‌اصطلاح ساده‌دلان را مجذوب خود می‌کرد و با طرح مباحثی مانند داشتن قدرت طی‌الارض، طی‌السماء و همزاد، مراجعان را سرکیسه می‌کرد.
این مدعی دروغین برای بخشش گناهان، آرامش ارواح، رد مظالم و بهبود بیماران روانی از مردم پول‌های کلان دریافت کرده و آنها را می‌ترساند که اگر باور نداشته باشند، مورد آزار موکلانش قرار می‌گیرند.
او همان کسی است که ادعا کرد به جای مسجد جمکران دستور دارد مسجدی در جاده قم بسازد که البته کسی آن را نمی‌بیند جز افراد خاص، پاک و بی‌‌گناه! وی با این ادعا با پول گرفتن از اطرافیانش آنها را در ساخت این مسجد شریک می‌کرد.
از دیگر ادعاهای مضحک وی این بود که در آسمان دارای ۳ تخت آسمانی و پدرش نیز دارای 7 تخت آسمانی است!
دختر بتول در بازجویی‌های انجام شده به 90 شیوه فریب، اقرار و آن‌ها را کتباً به مسئولان پرونده ارائه داده است.
در پایان بررسی پرونده و اعلام حکم بتول درویش اعلام شد: شگردها و شیوه‌های وی در فریب افراد باید عبرت دیگران قرار گیرد تا به لحاظ مالی، روحی و حیثیت و آبرو دچار آسیب نشوند. همچنین لزوم هوشیاری مردم، دقت نیروی انتظامی و جدیت دستگاه قضایی در جلوگیری از بروز چنین اتفاقاتی بسیار مؤثر است.

در جریان اعتراضات جنبش ضد سرمایه‌داری در شهر پورتلند، پلیس مستقیما به دهان یک زن معترض اسپری فلفل پاشید.

به گزارش فارس به نقل از گاردین پلیس ضد شورش با استفاده از اسپری فلفل و باتوم، تظاهرات آرام مردم پورتلند را به خشونت کشید.

در حین این سرکوب پلیس به دهان زنی که در حال شعار دادن بود مستقیما اسپری فلفل پاشید. به گزارش خبرنگار گاردین این زن پس از این حادثه دچار اختلال تنفسی شدید شد.

پلیس پورتلند طی اعلامیه‌ای این حادثه را اتفاقی خواند اما از هرگونه عذر خواهی یا برخورد با پلیس خاطی سر باز زد.

Share/Save/Bookmark
کلیسای مرکزی شهر استکهلم برای اینکه جوانان را به کلیسا تشویق کند از موسیقی های تند و تکنو استفاده می کند و حتی یک دیسکو راه اندازی کرده است تا جوانات به رقص و پایکوبی بپردازند.

تابناک به نقل از هافینگتون پست نوشت: به گفته مسئولان کلیسا با این روش موفقیت قابل ملاحظه ای برای جذب جوانان کسب شده است ولی در این کلیسا به جای مراسم مذهبی تنها موسیقی های تکنو پخش می شود.

نکته جالب اینجاست که در کلیسای «اوله ایدستروم» شهر استکهلم کسانی که قبلاً به این کلیسا می رفتند کلیسای دیگری را انتخاب کرده اند چراکه نمی توانند با آن همه سر و صدا و موسیقی های تند به اعمال مذهبی خود بپردازند

رییس موسسه امام خمینی(ره) در قم گفت: فرهنگ غرب بسیاری از عناصر فرهنگی ما را تحت تاثیر قرار داده است.

به گزارش ایسنا آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی در همایش «جنسیت از نگاه دین و روانشناسی» در قم با بیان این‌که «آثار فرهنگ غربی در دنیا فراگیر شده است» اظهار کرد: مسائلی همچون تلفن همراه، اینترنت، ارتباط بین دختر و پسر از جمله مواردی است که می‌توان به صراحت از آن‌ها به عنوان بلایای عام نام برد که خواه یا ناخواه کشورهای اسلامی از جمله کشور ایران را فرا گرفته و شیوع فرهنگ غرب بسیاری از عناصر دینی و فرهنگی دین ما را تحت تاثیر قرار داده است.

وی افزود: با توجه به این موارد برای بررسی و معرفی معارف اسلام با این مشکل مواجه هستیم که کسانی وجود دارند که در تلاش هستند تا با به کارگیری علم؛ آیات و روایات را با غیر حقایق دین و مطابق با فرهنگ جهان مطابقت دهند.

وی با اشاره به بعضی از تئوری‌های در حال تدریس علم روانشناسی غربی اظهار کرد: امروز در بسیاری از دانشگاه‌های ما در رشته مشاوره مساله هم‌جنس‌بازی را پذیرفته و بیان می‌کنند که انسان فطرتا" بر اساس اصول ژنتیک تمایل به جنس موافق دارد. این‌ها در واقع هم جنس بازی را توجیه علمی می‌کنند و بزرگترین گناهی را که اسلام بزرگترین مجازات را برای آن تعیین کرده است را با همین توجیهات علمی تجویز می‌کنند.

این استاد حوزه اظهار کرد: امروز روسای جمهور آمریکا برای رییس جمهور شدن این شعار را مطرح می‌کنند که آزادی هم جنس‌بازی خواهید داشت و متاسفانه این فرهنگی است که بر دنیا حاکم است و افرادی ضعیف‌النفس در کشور ما با تسلیم شدن در مقابل این حرف‌ها در صدد توجیه علمی بر می‌آیند.

وی تاکید کرد: دست از حقایق اسلام برندارید که کوچکترین تغییری در این مساله برای ما در آخرت مسوولیت به دنبال دارد و از طرفی دیگر به مسلمات شرع خدشه وارد نکنید و خرافاتی که ارتباطی به حقایق اسلام ندارد را جدا و با آن مبارزه کنید تا دشمنان جرات دخالت و نفوذ فرهنگی در کشور ما را نداشته باشند.

وی با تاکید بر «مقابله شدید با خرافات محلی و افراط گرایی‌های چسبانده شده به اسلام» گفت: اسلام از این دروغ‌ها بیزار است و صریحا" با آن مبارزه می‌کند.

این عضو مجلس خبرگان با اشاره به وضعیت اجتماعی زنان در دوران پیامبر(ص) ادامه داد: در دوران پیامبر(ص) زنان در مجامع و مساجد حضور داشتند و طوری نبود که شناخته نشوند، این در صورتی است که هنوز در بعضی از مناطق ایران دختر بدون اجازه پسر عمویش حق ازدواج ندارد، این در کجای اسلام وجود دارد؟ این از مواردی است که اسلام با آن مخالف است و باید در مقابل این‌ها با بیانی منطقی و مستدل در اثبات این‌که تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد، ایستاد، در غیر این‌صورت جامعه اسلامی با این خرافه‌پردازی‌ها به سعادت نخواهید رسید.

وی افزود: باید با جدیت این تئوری‌ها را پیش برد و نباید از این تئوری‌ها که در بعضی از دانشگاه‌ها مطرح می‌شود ترسید.

وی با اشاره به موج تشکیل گروه‌های فمنیستی اظهار کرد: عکس‌العمل مسلمانان در مقابل این شبهه‌افکنی‌ها به دو صورت بود؛ گروه اول به بهانه دفاع از اسلام بر این باورند که استفاده این احکام فقهی برای صدر اسلام و در زمان پیامبر(ص) است و شعار می‌دهند که احکام اسلام صحیح ولی تاریخ‌مند است و مانند دارویی است که تاریخ مصرف آن گذشته است. گروه دیگری که از اعتدال بیشتری برخوردار هستند این‌گونه بیان می‌کنند که احکام مربوط به حقوق زن ومرد احکامی اولیه است و باید بر این احکام اولیه یک سری احکام ثانویه حاکم باشد تا قابلیت استفاده و اجرا را داشته باشند در صورتی که این لحن کلام با مطلب قبلی از نظر روح کلام تفاوتی ندارد و تنها زبان آن متفاوت است.

یک گروه حقوقی می‌گوید از سال 2003 و همزمان با تهاجم امریکا به عراق، هزاران زن و دختر عراقی مجبور به بردگی جنسی شده‌اند.

به گزارش پرس تی وی به نقل از سازمان "تغییر اجتماعی از طریق آموزش در خاورمیانه"، 5 هزار زن و دختر عراقی از سال 2003 برای سوء استفاده جنسی قاچاق شده‌اند.
بر اساس بیانیه این سازمان حقوقی که در لندن واقع است، سوریه و اردن، از مهم‌ترین مقاصد زنان عراقی به شمار می‌روند.
سازمان یادشده، مقامات عراقی را به "ناتوانی در برخورد با این مشکل" متهم کرده است.
گزارش یادشده می‌افزاید، قاچاقچیان، که زنان جوان و دختران آسیب‌پذیر را هدف قرار می‌دهند، عموماً به آن‌ها پیشنهاد انتقال به پناه‌گاه را می‌دهند؛ پناه‌گاه‌هایی که به مراکز فحشا بدل می‌شود.
برخی از این دختران نیز به لبنان، امارات متحده عربی و عربستان سعودی منتقل می‌شوند

به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام محمدرضا رائیجی در سومین نشست طرح ابرار شهرستان دامغان با بیان این‌که عوامل متعددی بعد از جنگ جهانی دوم دست به دست هم داد تا تعداد بی‌شماری فرقه سر برآورند، افزود: این پدیده هر چند در غرب نمود بیشتری داشت، اما محدود به جوامع غربی نشد و در جوامع شرقی نیز مشاهده شده است.

وی گفت: ایران نیز مانند سایر کشورهای اسلامی در مقیاس محدودتری در معرض چنین رخدادی است.

این استاد حوزه علمیه گفت: شیطان‌پرستی و یا شیطان‌گرایی در کشور ما در آغاز راه است و تنها در شکل برخی نمادها با معدود طرفدارانی یافت می‌شود، اما در کشورهای غربی با توجه به شبکه فراماسونری، هم جنس‌بازی و مبانی عرفان یهودی به یک ایدئولوژی سیاسی و مذهبی تبدیل شده و کاملاً با آرمان‌های صهیونیستی هماهنگ است.

رائیجی در پایان گفت: فرقه‌های مختلف در غرب زمینه جذب خیلی از افراد به شیطان بوده است، در حالی که در دنیای اسلام خریداری ندارد.

بر اساس گزارش کمیته هلال احمر عراق 1.5 میلیون زن عراقی در جریان 9 سال اشغالگری آمریکا در این کشور همسران خود را از دست داده اند.

برنا به نقل از خبرگزاری رویترز نوشت: در حالی آمریکا از خروج نظامیان خود از خاک عراق تا پایان سال جاری میلادی خبر می دهد که 10 درصد از جمعیت زنان این کشور در پی جنگ افروزی آمریکا بیوه شده اند.

گزارش کمیته هلال احمر عراق نشان می دهد از آغاز حضور نظامی آمریکا در عراق در سال 2003 میلادی هزاران سرباز، نیروی پلیس و شهروند غیر نظامی در حملات تروریستی یا عملیات نظامی جان خود را از دست داده اند.

حدود 23 درصد از جمعیت 30 میلیون نفری عراق زیر خط فقر بسر می برند که بیشتر این جمعیت را زنان بی سرپرست و سرپرست خانوار تشکیل می دهند.

دولت عراق در سال 2009 میلادی قانونی برای حمایت از خانواده قربانیان تصویب کرد که بر اساس آن به زنان بیوه ماهانه 85 دلار و به ازای هر فرزند 13 دلار داده می شود، اما این مبالغ برای تأمین هزینه های اجاره مسکن و زندگی آنان کافی نیست.

زنان عراقی اکنون نقش پدر، مادر و نان آور خانواده را برای فرزندان یتیم خود ایفا می کنند؛ این ثمره 9 سال تلاش آمریکا برای مبارزه با تروریسم در عراق است.

تحقیقی که به تازگی منتشر شده است نشان می‌دهد که در بسیاری از مدارس آمریکا مواردی از آزار جنسی وجود دارد. در این تحقیق که از سوی «انجمن زنان دانشگاهی آمریکا» که به اختصار AAUW خوانده می‌شود، تعداد 1002 دانش‌آموز دختر و 963 پسر از دبیرستان‌های دولتی و غیردولتی آمریکا شرکت کرده‌اند. براساس نتایجی که از این تحقیق منتشر شده است، 48 درصد از دانش‌آموزان پایه‌های هفتم تا دوازدهم در طول یک سال گذشته حداقل برای یک بار از سوی همکلاسی‌های خود مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته‌اند.

این گزارش می‌افزاید که این آزار و اذیت‌ها از طریق فیزیکی، ایمیل یا شبکه‌های اجتماعی رخ داده است. از میان شرکت‌کنندگان در این تحقیق حدود 56 درصد دختران و همچنین 40 درصد پسران اعلام کرده‌اند که طی یک سال گذشته همکلاسی‌هایشان تصاویر و نوشته‌های غیراخلاقی را از راه ایمیل یا شبکه‌های اجتماعی برای آنها به دفعات ارسال کرده‌اند. نکته قابل تامل اما چیز دیگری است. از این تعداد تنها 9 درصد از دانش‌آموزان این مسئله را با والدین خود یا معلمان و مسئولان مدرسه درمیان گذاشته‌اند. نکته تاسف بارتر این است که این نظرسنجی نشان می‌دهد که بسیاری از دانش‌آموزان به‌دلیل ترس این مسئله را مخفی کرده و شماری نیز دست به خودکشی زده‌اند.

در آخرین گزارشی که از مدرسه‌های آمریکا منتشر شده است در ماه گذشته میلادی دو دانش‌آموز 14 و 15 ساله که مورد آزار و اذیت جنسی همکلاسی‌های خود قرار گرفته بودند دست به خودکشی زدند. این دو دانش‌آموز در نیویورک و ویلیامز ویل زندگی می‌کرده‌اند. این همه در حالی است که هر از چند گاهی خبرهای تیراندازی در مدارس آمریکا و قتل‌عام دسته‌جمعی دانش‌آموزان در صدر خبرهای رسانه‌های جهان قرار می‌گیرد.

مشرق: عدد 11 در نمادشناسی فراماسونری، صهیونیستها و یهودیان ارتدوکس، نماد دو ستون دروازه "معبدسلیمان"  (هیکل) در بیتالمقدس است که یکی به رنگ سرخ و دیگری به رنگ سفید است و در همه کلوبها و لژهای فراماسونری وجود دارد که مهمترین نمود آن، برجهای مرکز تجارت جهانی نیویورک بود، و 11 ستون افقی سفید و سرخ پرچم آمریکا که با دو ستون سرخ رنگ محصور شده نیز برگرفته از تقدس همان دو ستون معبد سلیمان و رنگ آنهاست.


اعداد 11 و 9 مانند عدد 33، مقدسترین نماد فرقه تصوف یهودی (کابالا) به شمار میآید. حرف K، نیز یازدهمین حرف از حروف الفبای انگلیسی است که خود واژه "کابالا" نیز با آن آغاز میشود. همچنین نماد دروازه ورودی جنیان به دنیای انسانهاست که در بسیاری از فیلمهای هالیوودی نیز به چشم میآید.
محققان معتقدند یکی از اسرار انتخاب تاریخ 11/9 سال 2001 میلادی برای عملیات تروریستی 11سپتامبر از سوی وابستگان استکبار جهانی همین تقدس بوده و همچنین انتخاب تاریخ 9/11/2011 برای انتشار نخستین گزارش دروغین آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره تسلیحاتیبودن برنامه هستهای کشورمان که گرچه به ظاهر منطبق بر برنامه روتین شورای حکام آژانس است اما از سوی دیگر، فراهمکننده زمینه تقابلهای بعدی با جمهوری اسلامی ایران به شمار میآید، از تقدس اعداد 11 و 9 در نزد سردمداران صهیونیسم جهانی نشأت میگیرد.

11/11 در آیینه تاریخ
عملیات تروریستی بزرگی که 911 روز پس از عملیات 11/9 سال 2001 نیویورک، در پایتخت اسپانیا رخ داد و همچنین عملیات تروریستی بزرگی که در تاریخ 11/11/2005 میلادی در هتل "رادیسون ساس" در پایتخت اردن انجام شد و طی آن صدها نفر از جمله مصطفی عقاد، کارگردان مشهور جهان اسلام، کشته و زخمی شدند نیز بر اساس برنامهریزی صهیونیستها انجام گرفت.
همچنین مصوبه شماره 3379 سازمان ملل که در سال 1975 به تصویب رسید و بر "نژاد برتر" بودن یهودیان صحه گذاشت و صهیونیسم را یک "نژاد" تلقی کرد در تاریخ 11/11 به تصویب رسید و نخستین توافقنامه رژیم صهیونیستی با یک کشور اسلامی یعنی مصر پس از آتش بس سال 1949 میلادی نیز در تاریخ 11/11/1973 منعقد شد که باعث توقف درگیری نظامی مصریها با ارتش رژیم صهیونیستی در منطقه مابین کانال سوئز و قاهره شد و زمینه ساز توافقات بعدی از جمله کمپ دیوید بین تلآویو و قاهره گردید.
در یازدهمین ساعت یازدهمین روز یازدهمین ماه سال 1918 میلادی، یک پیمان صلح موقت میان آلمان و متفقین امضا شد که به آتش بس جنگ جهانی اول تبدیل شد.
در روز یازدهم ماه یازدهم (نوامبر) 1919 روز "متارکه جنگ" برای نخستین بار گرامی داشته شد. کنگره آمریکا در سال 1954 میلادی، نام "متارکه جنگ" را به "کهنه سرباز" یا همان "رزمندگان سابق" تغییر داد تا بدین وسیله فعالیتهای کهنه سربازان آمریکایی در هرجا و هر زمان که بوده مورد تقدیر قرار گیرد.
این روز در استرالیا نیز در آغاز "متارکه جنگ" نام داشت. هماکنون نیز در روز 11 نوامبر هر سال، رأس ساعت 11 پیش از ظهر، همه مردم استرالیا، یک دقیقه برای صلح، سکوت میکنند.
اما در کانادا، این روز یاد و خاطره همه کشتهشدگان جنگ جهانی اول گرامی داشته میشود. بسیاری از خادمان کلیساها، بند چهارم "چکامهای در یادآوری" را میخوانند.

تقدس یا خرافات؟
تاریخ 11/11/11 همچنین به دلیل سه بار تکرار عدد 11 برای اوانجلیستهای صهیونمسیحی، جذابیت عجیبی دارد و آن را منطبق بر هماهنگی یهودیت و مسیحیت یعنی تطبییق دروازههای معبد سلیمان با اقانیم ثلاثه و نیز اهرام ثلاثه به عنوان نماد اصلی ماسونها کردهاند.
فراماسونرها و صهیونیست ها معتقدند شیاطین و اجنه
از بین دو ستون، به ملک سلیمان نازل می شده اند

تقدس دروغین 11 نوامبر 2011 (11.11.11) پس از شروع هزاره جدید، بیشتر بر سر زبان فرقههای انحرافی افتاد. برخی از آنها این تاریخ را برخوردار از یک "منطق و اساس قوی" و برخی، یک "پدیده عادی" میدانند. برخی دیگر هم در جستوجوی معنایابی و تأویل اینگونه تاریخها هستند و بسیاری هم به هیچوجه چنین خرافاتی را نمیپذیرند.

ممکن است هنوز برخی افراد سادهباور، گمان کنند که این تاریخهای مرموز و رمزآلود، نشانه اتفاقی عجیب و بزرگ هستند اما دیدیم که بسیاری از همین خرافهگرایان که پیش از این در لحظه تحویل سال میلادی در آغاز هزاره (سال 2000 میلادی) در میدانهای مرکزی پایتختهای کشورهای غربی در مقابل نمایشگرهای بزرگ، منتظر پایان تاریخ و انهدام جهان و روز قیامت بودند، کاری از پیش نبردند و البته نباید حادثهسازی برای مستندکردن چنین خرافاتی را از سوی دشمن نادیده انگاشت.

باید دانست که بسیاری از این دست پیشگوییها، به علت بطور خاص قرار گرفتن اعداد مشابه در کنار هم بوده و جذابیت این ترکیب است که موجب میشود "دستان مرموز شیطانهای خرافهگرا" دنیا را مسخر شایعات خود کنند.
اصولاً باید دانست که اعداد مرتبط با سالها، هیچ اصالت ذاتی ندارند زیرا می توان روز تولد حضرت مسیح علیه السلام، با مبناهای تاریخی متفاوتی مانند شمسی و قمری و غیره، محاسبه کرد که هر کدام منطقه با روز و عددی جداگانه خواهد شد، همان گونه که سالهای شمسی یا قمری و اعداد آنها، ویژگی چندان عجیبی نداشته و ندارند.
مناسک شیطانی 11.11
در تاریخ 11 ژانویه 1992 میلادی، گروههای مختلفی از ماسونها و یهودیها از قومیتها و مذاهب مختلف از 40 کشور جهان، برای انجام یک مناسک ویژه شیطانی که به فعالسازی دروازه ورودی 11:11 میانجامید، دور هم جمع شدند.
صحنه آغاز مناسک شیطانی ماسون های صهیونیست در کنار اهرام سه گانه مصر
آنها برای موفقیت در این کار به طور کاملاً زمانبندیشده و در نقاط مختلف جهان که دو بخش اصلی آن را اهرام ثلاثه جیزه در مصر و منطقه "کویین استون" در نیوزلند تشکیل داده بود، شروع به انجام حرکات و رقصهای ویژه کردند که 38 ساعت به طول انجامید. نتیجه این کار، در هم آمیختن دو نقطهی گردابی با انرژی زیاد و باز شدن نخستین دروازه 11:11 بود.
عکسی از انرژی ادعایی ایجادشده توسط فرقه 11:11 موسوم به "سامارا" در کنار اهرام

این رقص ها کاملاً متأثر از فرقه کابالاست که طی آن خدایان باستانی مصر مانند "ایسیس"، "اوسیریس" و "هوروس" پرستش میشوند.

به گفته سازماندهندگان فراماسونر این برنامه که تا کنون در 10 نقطه جهان از جمله آمریکا، مکزیک، اندونزی، هند، مصر، ایرلند، اسپانیا، اسلوونی، استرالیا و اکوادور انجام شده است، این رقص در قالب دو دایره متداخل و با رسم مندل پیرامون رقاصان انجام میشود که افراد تشکیلدهنده دایره کوچکتر، هنگام رقص، رو به بیرون و افراد دایره بزرگتر، رو به مرکز دایره به رقص میپردازند و بدینترتیب با نوعی تمرکز مخصوص و توسل به قدرت های شیطانی، استوانه ای از انرژی منفی تشکیل میدهند که نیمی از این استوانه در داخل زمین است و نیمی از آن از سطح زمین تا نقطه مقابل آن، ارتفاع دارد.
تصویری از انرژی (سامارا) مورد ادعای فرقه انحرافی برای نزول موجودات غیر ارگانیک به کره زمین
به ادعای این افراد، پس از انجام این مناسک شیطانی، موجودات غیر ارگانیک از جمله شیاطین و اجنه، از داخل این سیلندر، به سمت زمین کشیده شده و راه برای ورود انسانها به دوره اصلی آخرالزمان و همنشینی با شیاطین، باز میشود.
صحنه ای از مناسک شیطانی فرقه ماسون های صهیونیست برای تمسک به شیاطین
این افراد بعد از اجرای نخستین مناسک خود در سال 92، شروع به باز کردن دروازههای دیگر 11:11 در سرتاسر نقاط انرژی زمین کردهاند و عقیده دارند که تا کنون از 11 دروازه، موفق به باز کرن 10 تای آن شدهاند و قرار است روز جمعه 11 نوامبر 2011 رأس ساعت 11:11، آخرین دروازه را برای مدتی محدود باز کنند تا موجودات دخانی برای رقم زدن حوادث غیرعادی مربوط به آخرین سال منتهی به آخرالزمان در دسامبر 2012 میلادی بطور مستقیم در سطح کره زمین، وارد عمل شوند!

به ادعای معتقدان به این فرقه شیطانی، - پناه بر خدا- تا سال آینده، حاکمیت خدا بر دنیا خاتمه یافته و با نزول دجال ضدمسیح، حاکمیت شیطان بر زمین فراهم خواهد شد و رأس هرم ناقص را تکمیل خواهد کرد تا زمینه برای تکمیل آزادی های مادی، دنیوی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی و در یک کلام، مقابله با دین، بطور کامل فراهم گردد.
در ادامه تصاویری دیگر از مناسک شیطانی این افراد را مشاهده می کنید:
عدد 11 از دید ریاضی
تاریخ 11 اکتبر دارای یک نظام عددی دو واحدی بر اساس صفر و یک است (111110) که معادل اعشاری 62 در سال 2010 و معادل اعشاری 63 در سال 2011 را در خود دارد.

عدد 11، در آیین کابالا و فراماسونری، مظهر شدت و پیکار و پشتکار است. در کتاب "ودا" آمده است: "ای خدایانی که در آسمان، 11 تن، در زمین 11 تن و در میان زمین و هوا به تعداد 11 نفر در خوشبختی جاویدان به سر می برید! قربانی ما را بپذیرید.

این قربانی، معمولاً انسان یا انسانهایی هستند که باید در مقابل یکی از بتها (معمولاً بت جغد) توسط سردمداران فراماسونری، ذبح و کشته شوند که فیلم یکی از این آیینها که در آمریکا و با حضور مقامات بلندپایه از دولت و کنگره آمریکا انجام شد، موجود است.

در فراماسونری، عرض حمایل استاد لژ، 11 سانتیمتر است که شامل مجموع ستارگان پنج پر و شش پر است. در جه 33 فراماسونری نیز حاصلضرب درجات سهگانه اصلی بدوی در عدد 11 است.

شماره 11 در ریاضی نیز دارای چند ویژگی است. یعنی میان شش رقم نخست از دو سوی جای دارد. خاصیت این عدد در این است که با قرار گرفتن در میان دو یا سه سری از سیر صعودی و نزولی ارقام، نتیجه ای برابر میدهد. در مثالهای زیر همه چیز مشهود است:
حالت دو رقمی: 11*11=121
حالت شش رقمی: 111111*111111= 12345654321
حالت 9 رقمی: 111111111*111111111= 12345678987654321
در همه این حالات، باز هم دو عدد 1 در ابتدا و انتهای تمام ارقام خودنمایی میکند که نماد ستونهای دو سوی دروازه معبد است که به نوعی، تمامی اعداد و رموز را به طور مستقیم و معکوس، در میان خود دارد.
پیشگوییهای وبگاههای دو هزار و دوازدهی
طبق ادعای پایگاههای اینترنتی ویژه پیشگوییهای مربوط به سال 2012 میلادی، ستاره دنبالهدار "النین" در تاریخ 11 نوامبر 2011 از کنار زمین میگذرد و سیاره کوچک "یو 55" نیز به شرق آسیا برخورد میکند!

بر این اساس، همطرازی کامل "النین"، "زمین"، "مشتری" و "زهره"، موجب میشود که زمین از مسیر النین گذشته تا جایی که النین با حجم عظیمی از خاک و صخره به زمین برخورد میکند و باران آتش بر زمین میبارد. طبق این ادعا، این رخداد مهیب، در تاریخ 11 نوامبر 2011 به وقوع میپیوندد!

این وبگاهها میافزایند: سرخی افق آسمان پس از این واقعه، ناشی از گاز متان "النین" خواهد بود. به ادعای این فرقهها، آتشفشان "یلو استون" یا همان "زردسنگ" واقع در ایالت وایومینگ آمریکا، پس از 600 هزار سال خاموشی، در این روز شروع به فوران کرده و تا هشت روز به فوران ادامه میدهد که بر اثر آن، بخشی از مغرب زمین، خسف خواهد شد و دو سوم کشور آمریکا نیز از بین خواهد رفت!

این سایتها، سپس این وقایع را به خاورمیانه ربط داده و مدعی میشوند که در نوامبر 2011 میلادی (ماه جاری)، کشور سوریه توسط ارتش اردن اشغال میشود و سپس در ژانویه 2012 میان ترکیه و اردن در منطقه شمال شرقی سوریه جنگی مهیب در میگیرد!

این وبگاهها همچنین ادعا میکنند که شاه سعودی نیز در نوامبر 2011 میلادی (ظرف 20 روز آینده!) کشته میشود و جنگ بر سر حکومت، میان شاهزادههای سعودی شکل میگیرد!
همچنین به ادعای این رسانهها، پس از خروج نظامیان آمریکایی از عراق، اردن، خاک عراق را به تصرف خود در خواهد آورد. در مارس سال 2012 نیز بخشی از نیروهای لشگر شخصی به نام "سفیانی" در نقطهای از زمین، خسف میشوند (به داخل زمین کشیده میشوند). این محل جایی میان مکه و مدینه به نام "بیداء" (در چند کیلومتری مسجد شجره در حومه مدینه) است و در پایان، مسیح موعود در پاییز 2012 میلادی ظهور میکند.

این سایتها همچنین مدعی هستند که "شائول موفاز" در تاریخ 28 نوامبر 2011 میلادی، نخستوزیر اسرائیل خواهد شد و پس از آن، زلزلهای در شمال اسرائیل و سوریه رخ خواهد داد که در پی آن دریاچه "کینرت" خشک خواهد شد و "موفاز" پس از 420 روز حکمرانی در تاریخ 21 دسامبر 2012 میلادی و پس از ظهور مسیح، در بیت المقدس به دست او کشته خواهد شد! این سایت ها معتقدند که این تاریخها را از تقویم "مایا"ها استخراج کردهاند و با آن تطابق کامل دارد.
دوره گرگ و ساعت گرگ
القاب بسیاری را به 2011 نسبت داده اند: دوره گرگ، ساعت گرگ، 1، 1، 111، 1111، 11111 و 111111 که همگی از کتاب مکاشفات یوحنا استخراج شده است.

پایگاه اینترنتی "فراتر از رازهای مهم" ادعا میکند که سال 2011 میلادی، به معنای 111 سالگی همه انسانهاست؛ بدین معنا که اگر شما سال 1900 را از سال تولد خود کم کنید و سن خود را به آن اضافه نمایید دقیقا عدد 111 برای سن شما به وجود میآید.
مثال:  1971-1900 + 40 سن شما در این سال: 111 سالگی
از سوی دیگر، 1+1+1 (111) می شود 3 که به معنای مجموع 3 برای سن 111 سالگی است. ساعت گرگ 3:00 می باشد که با جمع بالا کاملاً برابر است. این گزارش ها در ادامه به سخنی از "اینگمار برگمن" اشاره میکنند:
"آن ساعتی است که غالب مردمان میمیرند. زمانی که خواب در عمیقترین درجه خود باشد. کابوسها واقعی ترین شکل را به خود میگیرند. ساعتی که بیخوابان در دهشتناکترین ترس فرو میروند. زمانی که ارواح و شیاطین بسیار قدرتمند میشوند".

و در ادامه دوباره میآورد:
از آنجا که همه مردمان، در این زمان 111 سال دارند باید با آغاز "ساعت گرگ" دیدار کنند. ساعتی که سه رقم مشابه 1، در یک ردیف قرار میگیرند.

سپس به "قفلهای ششگانه" فصل مکاشفات انجیل اشاره میکند:
"آنگاه که قفلهای ششگانه را باز کرد او را مشاهده کردم. خورشید چونان خرمن، سیاهگیسو شد. ماه به رنگ خون گردید. ستارههای آسمان به زمین فرو افتادند. زمانی که درخت انجیر، بار خود را با لرزه تکانید. آنگاه که آسمان چونان طوماری در خود پیچید و تمامی کوهها و سرزمینها جابجا شدند".
"وآنگاه مردان بزرگ، پادشاهان، سرداران، ثروتمندان، پهلوانان و آزادمردان، خود را در دامن کوهها و صخرههای عظیم پنهان کردند و خطاب به آنها گفتند: بر ما نازل شوید و ما را از دیده "او" پنهان دارید. "او" که بر اورنگ شاهی نشسته است. براستی چه کس را یارای مقابله در «روز خشم و غضب او» بود؟"
این وبگاه در ادامه میافزاید: بنابراین "قفلهای ششگانه" خبر از وقوع زلزلهای عظیم پیش از "روز مجازات" میدهند.

"فراتر از رازهای مهم" در ادامه میآورد: بیایید تاریخ های بین 2011.1.10 تا 2011.11.11 را بررسی کنیم:
2011.03.09 : موج نهم تقویم "مایا" آغاز میشود. 13 (عدد نحس) دوره 18 روزه به موج نهم اشاره دارند.
2011.03.11 : زلزله ژاپن که ترتیب عدد 1 را میتوان دید.
2001.10.1 : سرانجام ساعت گرگ فرا رسید. مجموع کل ارقام این تاریخ میشود 6 (اشاره به قفل های ششگانه).
2011.10.11 : موج نهم تقویم "مایا" فرا میرسد.
2011.11.01 : 4 عدد 1 پشت سر هم قرار میگیرند و مجموع ارقام میشود 7.
2011.11.10 : 5 عدد 1 پشت هم قرار میگیرند که مجموعشان میشود 7.
2011.11.11 : 6 عدد 1 پشت هم قرار میگیرند. این «تاریخ نهایی» است که مجموع آن میشود 8.
نتیجه اینکه مجموع روزهای بین 2011.1.10 تا 2011.11.11 میشود 42 روز یعنی دقیقاً شش هفته. بنابراین ما تاریخ 2011.1.10 را داریم که مجموع آن 6 می شود. هفتههای فاجعهبار، شش است و تاریخ نهایی یعنی 2011.11.11 هم 6 بار عدد 1 را در یک ردیف دارد. که مجموع این سه 6 میشود 666 یعنی بازکننده "قفل های ششگانه".
این سایت با اشاره به این استدلالات شخصی، تأکید بر صحیح بودن فرضهای خود دارد.
نظریه دانشمندان درباره برخورد سیارکها با زمین
برخی کارشناسان زمینشناسی در غرب معتقدند که برخورد یک سیاره کوچک با زمین میتواند موجب انفجار چهار هزار مگا تنی و زلزله هفت ریشتری در اعماق اقیانوس شود که در نهایت موجب پیدایش سونامی بسیار عظیم با ارتفاع 70 فوت و سرعت 60 مایل میشود.
به نوشته "ساینسدیلی"، یکی از کارشناسان "ناسا" به نام "جی ملوش" معتقد است که این سیاره برای نخستین بار در سال 2005 میلادی رؤیت و شناخته شد و نزدیکترین فاصله آن با زمین به 201 هزار مایل خواهد رسید و از میان زمین و ماه عبور خواهد کرد. نام این سیاره را به علت اینکه در سال 2005 میلادی شناخته شده است، "یو 55" گذاشته اند.

نظریه عملی میگوید در صورت برخورد این سیاره با زمین، موج انفجار جوی، زلزله، سونامی بسیار عظیم، گسترش پرتاب شهابسنگها، فرا گرفته شدن زمین توسط غبارهای وسیع، آتشفشانهای مختلف و افزایش دمای هوای کره زمین تا بالای 60 درجه سانتیگراد به وجود میآید.

طبق نظر ناسا، آخرین بار سیارهای با این اندازه در سال 1976 میلادی به زمین نزدیک شد و اگر قرار باشد بار دیگر چنین اندازهای از سیاره به زمین نزدیک شود در سال 2028 میلادی خواهد بود.

"ملوش" از فعالشدن 20 دهانه آتشفشانی مختلف در زمین در صورت برخورد سیارهای اینچنینی سخن به میان آورده و به چند نمونه اشاره میکند: "وتومکا" در آلاباما، "راک الم" در ویسکانسن، دهانه عظیم "بوسوم وی" در غنا (با عمر یک میلیون سال)، و "ژامانستین" در قزاقستان (با عمر 900 هزار سال).

وی معتقد است که برخورد چنین سیارههایی با زمین، هر یکصد هزار سال یک بار رخ میدهد. در نتیجه احتمال برخورد سیارهای چون "یو 55" با زمین برای یکصد سال بعد، فقط یک درصد است.

"ملوش" میافزاید که آپوفیس که دارای اندازه مشابه با "یو 55" است و بزرگترین تهدید برخورد با زمین محسوب میشود، در سال 2036 میلادی، بخت بسیار کمی برای برخورد با زمین دارد.

وی یکی از نویسندگان گزارش وسیع "محافظت از سیاره زمین" در سال 2010 میلادی نیز هست.
ساخت فیلم 11.11.11
داستان این فیلم که رأس ساعت 11 در سینماهای آمریکا اکران خواهد شد، بر تاریخ 11-11-11 تمرکز دارد و اینکه در ساعت 11:11، نوعی دروازه آسمانی باز خواهد شد و موجوداتی شیطانی، برای 49 دقیقه پا به این جهان خواهند گذاشت. همچنین در آخرین اطلاعات افشاشده از این فیلم، نقش اول آن یک نویسنده معروف آمریکایی به نام Joseph Crone است که بعد از مرگ همسر و فرزندش، برای دیدار با برادرش، به مکانی در بارسلونای اسپانیا سفر میکند، ولی پس از مدتی اتفاقات عجیبی برایش می افتد و عدد 11 مرتباً در این اتفاقات تکرار می شود. او متوجه می شود که این عدد معنای عجیب و مخوفی در خود دارد و تاریخ 11-11-11 فقط یک تاریخ معمولی نیست، بلکه یک اعلام خطر برای تمامی انسانهاست!
پوستر فیلم 11/11/11 که روز جمعه در سینماهای آمریکا اکران می شود

با وجود اینها کارگردان آن میگوید که دلیل او از استفاده از این عدد، روشی جدید برای ترساندن بینندگان است ولی معلوم است که آنها علاوه بر هدف ترساندن مردم از عدد 11 و از این تاریخ، هدفهای دیگری نیز در سر دارند، آنها میخواهند که مردم بیشتر با این عدد آشنا شوند و معنای واقعی و مقدس بودن آن را باور کنند.

جالب اینجاست که اساس ساخت فیلم نیز برپایه خرافه بوده است، مثلاً سازنده آنWayan Rice  میگوید که وقتی فهمید این تاریخ با روز جمعه همزمان است تصمیم به ساخت آن گرفت و کارگردان آن Lynn Bousman وقتی فهمید عدد 11 در تاریخ تولد وی (11 ژانویه 1979 میلادی) نیز وجود دارد، قرارداد را امضا کرد.

هماکنون در سایت اصلی این فیلم، بخشی وجود دارد که افراد میتوانند خاطراتی را که با عدد 11 یا همان زمان 11:11 داشتهاند، به اشتراک بگذارند.

اکنون باید تا پایان روز جمعه، منتظر ماند و دید که آیا این خیالبافیها در سطح خرافات باقی خواهند ماند یا اولیای شیطان، قصد عملیکردن توهمات خود را خواهند داشت.

مجری این برنامه با کلماتی خارج از عرف کودکانه و بسیار ناپسند وخارج از شان رسانه ملی، باب ورود نوع جدیدی از ادبیات نامناسب را پایه گذاری نمود.
به گزارش تعامل، عصر دیروز در یک برنامه کودک ونوجوان که از شبکه 2سیما با نام یک لقمه خنده پخش شد، اتفاقی رخ داد که تعجب مخاطبان را برانگیخت.

مجری این برنامه با لباسی مانند مایکل جکسون و با موزیکهای مختلف به آموزش رقص پرداخته و سوالاتی خارج از عرفه کودکانه از کودکان شرکت کننده پرسیده است که گفتن آن برای کودکان بسیار سخت است.

این برنامه که سری جدید آن امروز آغاز شده است ومجری آن در  طول برنامه با کلماتی خارج از عرف کودکانه به اجرا می پرداخت بسیار ناپسند وخارج از شان رسانه ملی وباعث ترویج فرهنگهای غلط بین کودکان می شود.

پیش از این بسیاری از روحانیون و علما نسبت به محتوا و اجرای برنامه های کودک شدیدا اعتراض کرده بودند ، بسیاری از دلسوزان این نوع تربیت کودکان را نگران کننده دانسته و نسبت به این نوع آموزش ها اعتراض کرده بودند.

یک روزنامه‌نگار سوئدی با تهیه گزارشی از وجود بازار فروش کودکان عراقی در بغداد خبر داد!

به گزارش ایسنا،النخیل نوشت: این گزارش مطبوعاتی که در شش صفحه در روزنامه‌های سوئد منتشر شد، طی 24 ساعت گذشته بحث و جدل‌های فراوانی را در سوئد به وجود آورد.

یک روزنامه‌نگار سوئدی به همراه همکارش به بازار بزرگی در مرکز بغداد رفتند تا این صحنه‌ها را به تصویر بکشند.

گزارش این روزنامه‌نگار با تیتر "بازار فروش کودکان و نوجوانان عراقی ..." موجب شد تا بسیاری از خوانندگان این گزارش با دیدن تصاویر مربوط به آن به گریه بیفتند.

شبکه فتاۀ عراق تصویر دختر چهارساله عراقی با نام زهرا را پخش کرد که می‌گفت در بازار مرکز بغداد 500 دلار فروخته شده است.

این مبلغ حتی با هزینه گل‌های مصنوعی که در کنفرانس‌های خبری مسئولان عراقی گذاشته می‌شود، برابری نمی‌کند.

کودکان عراقی در بازارهای این کشور فروخته می‌شوند و زنان عراقی نیز از سر ناچاری به فحشا رو می‌آورند.

آمار رسمی کسانی که روزانه در این کشور کشته می‌شوند، مشخص نیست. حزب‌های سیاسی این کشور هر آنچه که در عراق است به غارت می‌برند و تنها برای مردم این کشور مرگ را تحت عنوان دموکراسی به ارمغان می‌آورند.

مسئولان سوئدی اعلام کردند که حاضرند کودکان عراقی را که با آنها بدرفتاری شده، بپذیرند و به آنها پناهندگی بدهند.

براساس گزارش این روزنامه‌نگار سوئدی، بازار فروش کودکان عراقی در منطقه الخضراء واقع شده و کسی نمی‌داند این کودکان به چه کسانی فروخته می‌شوند و سر از کجا درمی‌آورند.

به گزارش فارس، روزنامه وطن ترکیه در گزارشی پیرامون زلزله ۷.۲ ریشتری اخیر در استان "وان" واقع در شرق این کشور نوشت که بناهای خسارت دیده در این زلزله ۱۲ ساعت پس از وقوع آن توسط سیستم نظارت ماهواره ای مستقر شده در ستاد حوادث غیرمترقبه نخست وزیری شناسایی شده و بلافاصله اکیپ های نجات و امدادرسانی به این نقاط اعزام شده‌اند.

از سوی دیگر "دمیر آکین"، رئیس کار گروه مدیریت بحران زلزله وابسته به اداره بررسی زلزله می گوید: زلزله وان به هیچ عنوان شبیه زلزله های قبلی رخ داده در ترکیه نیست و این زلزله آنها را حیرت زده کرده زیرا در اینجا خط گسل کوری مطرح است که بر سطح زمینی اثری از خود برجای نگذاشته است.

وی افزود: همکاران وی وجب به وجب در منطقه بررسی کرده اند، اما هیچ اثری از شکسته شدن این گسل که منجر به بروز زلزله شود را نیافته اند و به همین دلیل است که می گوید این زلزله خیلی عجیب و غیرعادی است.

در سال 1999 نیز در زلزله ای که در منطقه گول جوک ترکیه رخ داد و شماری زیادی از شهروندان این کشور جان خود را از دست دادند، شایعاتی مبنی بر آزمایشات هسته ای زیرزمینی مخفیانه رژیم صهیونیستی مطرح شده بود. کما اینکه در آن زلزله تعداد زیادی از نظامیان اسرائیلی و آمریکایی در منطقه دریایی گول جوک زیر آوار مانده بودند و اسرائیل بلافاصله اکیپ امداد و نجات خود را به منطقه زلزله زده اعزام و فقط شروع به جستجوی این نظامیان شده بود.

روزنامه وطن تصریح کرد که آمریکا و رژیم صهیونیستی به منظور نابودسازی کشورهای مورد هدف خود به طور تعمدی و آگاهانه اقدام به آزمایشات هسته ای در نزدیکی این کشورها نموده و این روند مدتی است که علیه برخی کشورهای خاورمیانه در جریان است.

به گزارش جام، اختلافات موجود میان فرقه های مختلف مسیحیت (کاتولیک،ارتدکس،پروتستان) قابل انکار نبوده و گاهی اوقات بروز پیدا می کند. حتی در سال های گذشته شاهد آن بوده ایم که پیروان فرقه های مختلف مسیحیت، در بعضی از کشورهای اروپایی درگیر شده و یکدیگر را به قتل می رساندند. امروزه نیز آن درگیری های خونین جای خود را به مشاجرات لفظی و طرح و افشای نقاط تاریک علیه تاریخ یکدیگر داده است. طرفداران و مخالفان پاپ (رهبر کاتولیک های جهان) به بهانه های مختلف با یکدیگر درگیر می شوند.
این بار نیز یک کشیش مسیحی پیرو فرقه پروتستان به نام کشیش "فریدون" با اشاره به یک نقطه تاریک در تاریخ کلیسای کاتولیک، به اختلافات موجود دامن زد. وی که مجری و کارشناس شبکه مسیحی "محبت" نیز هست، در برنامه "چهره ها" به تاریخ 2 نوامبر (11 آبان 90) در اظهاراتی تأمل برانگیز گفت : «عده زیادی از مترجمان کتاب مقدس که این کتاب را به زبان های دیگر ترجمه کرده بودند، توسط کلیسای کاتولیک در آتش سوزانده شدند.»

زمانی که بحث از عرفان‌های کاذب به میان می‌آید یعنی یک عرفان اصیل و حقیقی وجود دارد که عطش معنوی انسان‌ها را فروکش می‌کند و برای رسیدن به آن یک سری سختی و ریاضت به خود می‌دهند.

به گزارش  ادیان نیوز، حجت الاسلام و المسلمین مسلم سلیمانی گفت: زمانی که بحث از عرفان‌های کاذب به میان می‌آید یعنی یک عرفان اصیل و حقیقی وجود دارد که عطش معنوی انسان‌ها را فروکش می‌کند و برای رسیدن به آن یک سری سختی و ریاضت به خود می‌دهند.

این روحانی در گفت و گو با خبرنگار دین و اندیشه پانا، افزود: این ریاضت‌ها با میل و غریزه انسان سازگار نیست؛ یعنی انسان باید مسیر خلاف غریزه و میلش را طی کند تا بتواند با برنامه زمانبدی شده به این حقیقت دست یابد.وی تصریح کرد: ولی عده‌ای خواهان این هستند که زودتر به نتیجه برسند و در نهایت از مسیر اصلی فاصله می‌گیرند و در مسیر دیگری پا می‌گذارند که تصور می‌کنند با انجام دادن چند رفتار خاص و یک ریاضت کوتاه مدت می‌توانند به عطش معنویت خود پاسخ دهند.

مسلم سلیمانی عامل این مسأله را در این دانست که انسان تشنه این معارف، حقایق و معنویت بوده و دنیا به سوی معنویت معطوف است و این یک عامل فطری است اما چون همه انسانها از آموزش لازم برخوردار نیستند نمی‌توانند مسیر درست را انتخاب کنند و در تاریکی انحراف خود سرگردان می‌شود.

وی تاکید کرد: برای هر چیزی باید راه درست انتخاب کرد طوری اگر انسانی بیمار شد باید نزد پزشک برود و در مسیر معنوی نیز به همین ترتیب که اگر کسی جویای معنویت است بطور قطع باید نزد کسانی برود که یک عمر در این راه مجاهده کرده‌اند و اهل معنویت و صاحب اندیشه و نظر بوده‌اند و شهره خاص و عام هستند در غیر این صورت خروجی یک عرفان کاذب است.

حجت الاسلام و المسلمین سلیمانی با اشاره به اینکه اگر این ادعا را داریم که اسلام و فقه سیاسی و حکومتی را می‌خواهیم به دنیا عرضه کنیم باید بیشتر تلاش کنیم و در حوزه پژوهش و تحقیق حوزه‌های علمیه باید به بصورت طبقه بندی شده طلابی تربیت کنند تا قبل از اینکه تبی در جامعه وارد شود آن را شناسایی کرده و جامعه را واکسینه کنند.

وی گفت: در واقع حوزه علمیه باید یک گام از عوام جامعه جلوتر باشد و دست روی دست نگذارد تا یک انحرافی جامعه را فرا بگیرد، آن وقت به فکر درمان بیافتد.

سلیمانی خاطرنشان کرد: این انحرافات علائمی دارند که می‌توان تشخیص داد که چگونه این انحراف و مکاتب کاذب می‌خواهند وارد جامعه شوند، بنابراین باید با استفاده از محتوای غنی اسلام برای پاسخگویی و اشباع جامعه از ورود و شیوع این عرفان‌های کاذب پیشگیری کرد.

رئیس مرکز بهداشت و درمان استان نجف از بیماری نادر در شهرهای عراق خبر داد و گفت: چیزی که‌ من هرگز مشابه آن را در گذشته و در هیچ جای دنیا مشاهده نکرده بودم ، وجود یک پدیده عجیب در شهرهای عراق است و آن ابتلای همزمان فرد به‌ دو یا سه سرطان است.
خبرگزاری فارس: بمب‌های خوشه‌ای آمریکا عامل اصلی شیوع سرطان در شهرهای عراق

دکتر "صباح رزاق" رئیس مرکز بهداشت و درمان استان نجف در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در عراق اظهار داشت: پس از اشغال عراق توسط آمریکا و استفاده‌ این کشور از سلاح های بیولوژیک و اتمی، بیماری سرطان به‌ شکل بسیار وسیعی در شهرهای عراق گسترش یافته‌ است.

وی افزود: چیزی که‌ من هرگز مشابه آن را در گذشته و در هیچ جای دنیا مشاهده نکرده بودم، وجود یک پدیده عجیب در شهرهای عراق است و آن سرطان‌های دوگانه و سه‌گانه در یک فرد است، یعنی یک فرد همزمان به‌ سه‌ سرطان و یا دو سرطان مبتلا شده‌ است.

به‌ گفته‌ رئیس مرکز بهداشت و درمان استان نجف، هم اکنون تنها در شهر نجف اشرف روزانه‌ 5 نفر به‌ بیمارستان‌های سرطانی این شهر مراجعه‌  می کنند و این آمار در مقایسه‌ با جمعیت استان بسیار زیاد است.

رزاق با اشاره‌ به‌ اینکه‌ کودکان عراقی بیش از دیگران از این آلودگی‌های هسته‌ای عراق  آسیب دیده‌اند، گفت: به دلیل زندگی در سنین رشد، کودکان عراقی قربانیان اصلی این سلاح ها هستند.

چندی پیش منابع وابسته به کمیته عالی مبارزه با سرطان سینه در عراق اعلام کردند، گسترش سرطان سینه سبب نگرانی کادر علمی و دانشجویان این دانشکده شده است تا جایی که با هدف پیشگیری از گسترش این بیماری خطرناک، از کمیته عالی مبارزه با سرطان سینه دعوت کردند تا با برگزاری یک همایش علمی، راههای تشخیص زودرس این بیماری را به دانشجویان دختر بیاموزند.

جوان اکرم امین، مدیر برنامه ملی مبارزه با سرطان سینه در عراق می گوید: یکی از نگرانی های اصلی در زمینه گسترش سرطان در عراق، کاهش سن ابتلا به آن است.

با وجود چنین گسترشی، امکانات بیمارستانهای شهرهای عراق برای پذیرایی از این حجم زیاد بیمار بسیار ناکافی است و مراکز بهداشی توانایی پذیرایی از این حجم زیاد بیمار سرطانی را ندارند.

"صباح رزاق" رئیس مرکز بهداشت و درمان استان نجف ضمن تائید ناکافی بودن امکانات، تصریح کرد: با وجود تلاش‌های دولت ، اما هنوز امکانات ما محدود است و صف بیماران برای دریافت درمانهای شیمیایی بسیار طولانی است.

بانی برتون دختر ۲۵ ساله آمریکایی طی یک اقدام عجیب با یک ربات ازدواج کرد.
به گزارش مشرق، بانی که به شدت عاشق فیلم جنگ ستارگان است دلیل این اقدام خود را اینگونه بیان کرد: احساس کردم هیچ انسانی نمی تواند جز من، D2-R2(داماد، ربات جنگ ستارگان)  را درک کند، بنابراین تصمیم گرفتم با وی ازدواج کنم.

 

کشیش در این مراسم که در تصاویر زیر ملاحظه میکنید ایتسو سانسویت نام دارد.

یک خاخام اسرائیلی - آمریکایی در دادگاهی در آمریکا به دست داشتن در قاچاق اعضای انسان اعتراف کرد.

به گزارش ایسنا، دادگاه آمریکا اعلام کرد: "لیوی اسحاق روزنبوم"، خاخام اسرائیلی آمریکایی تبار مقیم "بروکلین" نیویورک که دو سال پیش به اتهام قاچاق اعضای انسان دستگیر شد، روز گذشته در دادگاه به این اتهام اعتراف کرد.
لیوی اسحاق روزنبوم، 60 ساله در برابر دادگاه فدرال در ترنتون واقع در نیوجرسی به در اختیار داشتن اعضای انسان و فروش آنها اعتراف کرد.
وی گفت که سه مورد قاچاق کلیه را صورت داده و چهارمین کلیه را نیز از اسرائیلی‌ها در مقابل 100 هزار دلار خریداری کرده بود.
به این ترتیب وی نخستین کسی است که به این اتهام اعتراف می‌کند و به خاطر آن محاکمه می‌شود.
وی اعتراف کرده است که در مورد خرید سه مورد کلیه نقش واسطه سری را بین فروشنده و خریدار ایفا کرده و در مورد هر کدام 120 هزار دلار را دریافت کرده و تنها به فروشنده 10 هزار دلار داده است.
براساس قانون مجازات آمریکا برای هر اتهام پنج سال حبس و پرداخت جریمه 250 هزار دلاری در نظر گرفته شده است و متهم تا زمان تعیین تاریخ صدور حکمش طی فوریه آینده تحت حبس خانگی است.

کارشناس سلامت روان وزارت بهداشت گفت: 75 درصد مراجعان به دعانویس‌ها افراد تحصیلکرده هستند و این مسئله نمایانگر کم‌کاری فرهنگی در این زمینه است.

رئوفه قیومی در گفت‌وگو با فارس در پاسخ به برخی ادعاها که علت گرایش مردم به رمال‌ها و دعانویس‌ها را گران شدن تعرفه روانپزشکان و روانشناسان می‌دانند، گفت: درآمد یک رمال و دعانویس ماهانه حدود 4 تا 6 میلیون تومان است که این رقم 2 تا 3 برابر درآمد یک استاد دانشگاه است، این امر نشان می‌دهد که تعرفه دستمزد رمال‌ها و دعانویس‌ها کمتر از روانپزشکان و روانشناسان نیست.

وی با اشاره به این مطلب که 75 درصد مراجعان به دعانویس‌ها، افراد تحصیلکرده هستند، آن را نمایانگر کم‌‌کاری فرهنگی در این زمینه دانست و تصریح کرد: تمایل به آسایش و زحمت‌ نکشیدن باعث ترغیب افراد برای مراجعه به این قشر می‌شود همچنین برخی رفتارهای غلط، ریشه در تربیت ناصحیح دوران کودکی دارد، مثلاً یک خانم خانه‌دار که خانه‌ نامرتبی دارد و نحوه برقراری ارتباط با همسرش صحیح نیست، مسلماً در زندگی زناشویی دچار مشکل می‌شود اما به جای اصلاح رویه‌ خود برای حل مشکل به دعانویس مراجعه می‌کند.

این روانپزشک اضافه کرد: یکی دیگر از علل مراجعه به دعانویسان، استفاده از مکانیسم‌های دفاعی روانی ناکارآمد برای مقابله با اضطراب و دارا نبودن مهارت‌های مناسب در برخورد با مشکلات در زندگی است؛ ضعف ایمان، کمرنگ شدن توکل به خدا، چشم و هم چشمی و کنجکاوی از دیگر عوامل مؤثر در این نوع مراجعات است.

وی نقش ایمان را در بهتر شدن کیفیت زندگی اشخاص مهم ارزیابی کرد و ادامه داد: برخی افراد به جای تفکر در علل بروز شکست، به دعانویس و رمال مراجعه می‌کنند، در صورتی که یک فرد مسلمان و منطقی می‌داند که با استفاده از عقل و اراده می‌تواند به موفقیت‌های بسیاری دست پیدا کند و بر مشکلات فائق آید.

قیومی، تنبلی، تنهایی، ناراحتی‌های اعصاب و روان، عدم توانایی در برقراری رابطه با دیگران، عدم اعتماد به نفس، سستی در اعتقادات مذهبی و عدم مهارت در حل مسائل و مشکلات را از دیگر دلایل پناه بردن افراد شکست‌خورده به رمال‌ها دانست.

کارشناس اداره سلامت روان وزارت بهداشت گفت:‌ ایجاد مراکز متعدد مشاوره ارزان قیمت و دسترسی همه اقشار به این مراکز همچنین فرهنگ‌سازی و اطلاع رسانی مداوم در مورد نادرست بودن ادعاهای رمالان و دعانویسان و برخورد قانونی قاطع با این اقشار از جمله نکات تأثیرگذار در این خصوص است.

از نداشتن حق مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی کشور و نداشتن اجازه رانندگی زنان در عربستان که بگذریم در پس نقاب زنان عرب و غیرعرب در این کشور و دخترکان خردسالی که از روی اجبار عروسکشان را با کودکی در آغوش عوض کرده‌اند، حرف‌های ناگفته‌ی بسیاری هست. حرف‌هایی که اغلب در هیاهوی نفت‌کش‌ها گم می‌شوند.
قاچاق انسان و تن‌فروشی در عربستان پدیده‌ای است که حکومت آل سعود بارها آن را تکذیب کرده است و در برابر آمارهای مستند سازمان‌ها و شخصیت‌های سیاسی در نهایت انگشت اتهام را به سوی مهاجران غیرقانونی گرفته است. با این حال گزارش‌های سازمان‌های غیردولتی محلی، روایتگر داستان‌ دیگری است.


از عروس‌ْکودک تا برده جنسی


روزنامه «آفن‌پست» ماه می سال جاری میلادی از افزایش قاچاق دختران موریتانی به عنوان «عروس‌ْکودک» به عربستان سعودی خبر داد و نوشت که دختران 5 تا 12 سال به ثروتمندان سعودی فروخته می‌شوند و در برخی موارد نقش برده‌های جنسی را برای صاحبان خود بازی می‌کنند.
«امینه ‌المختار»، دبیر انجمن محلی «زنان سرپرست خانوار» در موریتانی درباره قاچاق دختران خردسال این کشور به عربستان می‌گوید: «اغلب خانواده‌های فقیر موریتانیایی به امید ازدواج دخترانشان با مردان ثروتمند سعودی، فرزندان خود را در ازای پنج الی شش میلیون اوگوئیا (معادل 20 هزار دلار) در اختیار دلال‌ها قرار می‌دهند و دلال‌ها که اغلب همکاری تنگاتنگی با آژانس‌های مسافرتی دارند دختران را به عربستان سعودی منتقل می‌کنند.»
به گفته وی، دلال‌ها در ازای جوانی و زیبایی دخترانی که به سعودی‌ها تحویل می‌دهند کمیسیون‌ درخور توجه‌ای از شاهزاده‌های عرب دریافت می‌کنند.
المختار می‌گوید: «دخترانی که هنوز به سن بلوغ نرسیده‌‌اند در عربستان قیمت بالایی دارند، اما همینکه به سن بلوغ می‌رسند یا باردار می‌شوند، طرد می‌شوند و دیگر مورد توجه همسرانشان نیستند. این دختران بدون شبکه حمایتی، وارد خیابان‌ها می‌شوند و هیچ انتخابی جز تن‌فروشی ندارند.»
«لیلا عایشه» از فعالان حقوق بشر در عربستان درباره‌ی برده‌داری جنسی می‌گوید، دختری از کشور موریتانی را دیده که به مدت سه سال در عربستان در اتاقی زندانی بوده است و هیچ کس به جز همسر و زن خدمتکارش را ندیده بود.
امینه المختار همچنین از قاچاق زنان به عربستان با هدف تن‌فروشی می‌گوید. به گفته وی، آژانس‌های مسافرتی به زنان خانواده‌های فقیر، پرداخت هزینه‌ی بلیط هواپیما و گرفتن ویزا برای یافتن شغلی پردرآمد در عربستان سعودی را پیشنهاد می‌کنند.
این زنان اغلب برای اینکه شانس خود را برای یافتن شغلی پردرآمد در عربستان بیازمایند با پرداخت هزینه‌ها توسط آژانس‌های مسافرتی موافقت می‌کنند، اما در بیشتر موارد به دلیل نداشتن مهارت‌های شغلی مجبور می‌شوند در عربستان برای بازپرداخت بدهی‌های سفر خود تن‌فروشی کنند.
در تونس اما روند انتقال زنان به عربستان با هدف سوءاستفاده جنسی، رنگ دیگری دارد. نشریه‌ی «یمن آبزرور» آگوست 2009 در گزارشی از گسترش پدیده‌ی «ازدواج توریستی» در این کشور خبر داد و نوشت: «اغلب دختران یمنی که با توریست‌های عربی (به ویژه) سعودی‌ها ازدواج می‌کنند پس از رفتن به عربستان و دیگر کشورهای عربی به جرگه زنان خیابانی می‌پیوندند.»
موارد بسیاری گزارش شده است که گردشگران سعودی کودکان و زنان یمنی را برای کار اجباری یا تن‌فروشی به عربستان می‌برند. به عنوان مثال، بارها دیده شده است که دختران جوانی که کمتر از 15 سال دارند پس از سفر به عربستان در مکان‌هایی چون هتل‌ مشغول به کار می‌شوند و به صورت مکرر مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند.


تن‌فروشی در تانکرهای خالی نفت


این تنها زنان کشورهای آفریقایی‌ـ‌ عربی نیستند که به عربستان قاچاق می‌شوند. «می‌ین سوگانثی»، وزیر امور زنان اندونزی اواسط 1997 اعلام کرد، صدها زن اندونزیایی که اغلب آنان کمتر از 20 سال دارند در عربستان سعودی تن‌فروشی می‌کنند.
«وان محمد نور متها»، رئیس‌جمهوری تایلند نیز جولای 1998 با انتقاد شدید از قاچاق زنان تایلندی به عربستان گفته بود که بانکوک خواستار برخورد ریاض با عاملان قاچاق انسان به عربستان است.
یک زن تایلندی درباره شرایط خود در عربستان سعودی گفته است: «به امید یافتن شغلی پردرآمد در عربستان با زن تایلندی دیگری به نام «سونا» آشنا شدم. سونا به من وعده داد که در رستورانی به عنوان کارگر مشغول به کار خواهم شد و درآمد خوبی خواهم داشت، اما در نهایت او و همکارانش مرا وادار به تن‌فروشی کردند.»
این زن تایلندی گفته است که پس از رسیدن به عربستان به همراه 9 زن دیگر از جایی به جای دیگر برده می‌شدند و مجبور بودند که زیر آفتاب سوزان عربستان در محفظه کوچک زیر ساشی کامیون یا تانکر‌های خالی نفت، تن‌فروشی کنند.
او گفته که پس از رسیدن به ریاض نیز مجبور بوده است به همراه هفت دختر دیگر در اتاقی چهار متری روزگار بگذراند. هر یک از این دختران مجبور بودند که روزانه چهار تا 10 مشتری را بپذیرند و برای هر بار تن‌فروشی حدود 200 تا 800 ریال (عربستان) دریافت می‌کردند. به گفته‌ی این زن، اغب مشتریان آنان عربستانی بودند و به ندرت فرد خارجی در میان آنان دیده می‌شد.


شاهزاده‌های سعودی و صنعت زیرزمینی سکس کودکان


شهوترانی سعودی‌ها اما تنها به داخل مرزهای عربستان سعودی ختم نمی‌شود. روزنامه «میدل‌ایست تایمز» سال 2009 به نقل از مرکز ملی کودکان گمشده (در آمریکا) نوشت: «سازندگان فیلم‌های پورنو (در آمریکا) قربانیان خود را در مراکزی که جوانان گردهم می‌آیند، جست‌وجو می‌کنند. مراکزی مانند فروشگاه‌های بزرگ، باشگاه‌های ورزشی، ایستگاه‌های اتوبوس، مراکز مد و ...»
بر اساس گزارش این روزنامه، سازندگان فیلم‌های پورنو در مراکز عمومی به دنبال طعمه‌های خود می‌گردند و با جوانان و کودکان زیباروی (از هر دو جنس) طرح دوستی می‌ریزند. سازندگان فیلم‌های پورنو و دلال‌ها پس از جلب اعتماد کودکان و نوجوانان به آنان پیشنهاد شغلی با درآمد عالی می‌دهند، شغلی که هیچ تضادی با مدرسه‌رفتن آنان ندارد و به دختران استقلال مالی بیشتری می‌دهد. در مرحله بعد از طعمه‌ها فیلم و عکس تهیه و برای شاهزاده‌های عربستان ارسال می‌شود.
در گزارش میدل‌ایست آنلاین آمده است که شاهزاده‌های سعودی نقش بسیار پررنگی در صنعت زیرزمینی سکس کودکان در جهان دارند و اغلب کودکان و نوجوانان انتخاب شده در امریکا و اروپا و دیگر نقاط جهان در مسیر مدرسه، در برابر منازل یا حتی زمانی که با والدینشان در فروشگاه‌ها هستند، ربوده می‌شوند و پیش از این‌که پلیس محلی حتی تحقیقات خود را آغاز کند به عربستان سعودی می‌رسند.
به نوشته این روزنامه، ‌دلال‌های شاهزاده‌های سعودی اغلب در مراکز مد و اماکن عمومی کشورهای مختلف از جمله امریکا در جست‌وجوی طعمه‌های خود هستند و مقام‌های ایالات متحده به دلیل مصلحت‌های سیاسی تنها در مواردی که خانواده قربانیان به‌طور تصادفی سرشناس باشند، تلاش می‌کنند تا به دور از نگاه رسانه‌ها مسئله را حل و فصل کنند.

 

بوستان هفت چنار تهران که سه نماد فراماسونری در آن قرار دارد

یکی از سه نمادهای فراماسونری در پارک هفت چنار تهران

سنگ فرش شطرنجی و نماد فراماسونری در پارک هفت چنار تهران

بعد از هشدارهایی که برخی آسیب‌شناسان اجتماعی در خصوص گسترش مصرف مواد دخانی بین زنان و دختران جوان دادند این بار رئیس مرز تحقیقات کنترل دخانیات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران هم تاکید کرد که مصرف مواد دخانی بخصوص سیگار در بین زنان افزایش یافته است.

به گزارش مشرق، تهران امروز نوشت: روند گسترش مواد دخانی از جمله سیگار و قلیان در بین زنان و دختران جوان تا آنجا نگران کننده بود که فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ نسبت به آن واکنش نشان داد و به تمامی مراکز عرضه کننده قلیان در سراسر پایتخت دستور داد که از عرضه قلیان به زنان و دختران خودداری کنند.
حالا زهرا حسامی سرپرست مرکز تحقیقات کنترل دخانیات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران می‌گوید که شرکت‌های دخانی زنان به ویژه دختران جوان را مورد هدف قرار داده‌اند لذا طی چند سال اخیر شاهد افزایش مصرف سیگار در بین زنان به ویژه دختران نوجوان هستیم. زهرا حسامی تاکید می‌کند: متأسفانه در حال حاضر زنان و نوجوانان از گروه‌های هدف صنعت دخانیات هستند که آمار مصرف دخانیات در این دو گروه طی چند سال گذشته افزایش یافته است.

سالانه 8میلیون مرگ بر اثر سیگار

محققان می‌گویند که سالانه بیش از 8 میلیون مرگ ناشی از بیماری‌های مصرف سیگار در دنیا اتفاق می‌افتد که بر همین اساس کشورهای پیشرفته قوانینی را برای منع استعمال دخانیات در کشورهای خود تصویب و اجرا کردند و توانستند آن را کنترل کنند اما شرکت‌های دخانی بیکار ننشستند و بهترین بازار مناسب برای محصولات خود را بازار کشورهای در حال توسعه دیدند که در این بازار نقطه هدف زنان و نوجوانان هستند.
حسامی هم در این خصوص نظراتی دارد. او می‌گوید: متأسفانه این شرکت‌ها تبلیغات متنوعی برای محصولات خود انجام می‌دهند به عنوان مثال زنان می‌توانند با مصرف سیگار خود را لاغر کنند اما زنان باید بدانند ممکن است مصرف سیگار موجب سرکوب مرکز اشتها شود و روی حس چشایی و ذائقه اثر بگذارد ولی در کنار آن آسیب‌های متفاوتی ایجاد خواهد کرد.
سرپرست مرکز تحقیقات کنترل دخانیات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی ادامه می‌دهد: افرادی که موفق به ترک می‌شوند ممکن است اگر رعایت رژیم غذایی را نداشته باشند یک یا دو کیلو افزایش وزن پیدا کنند اما این مورد در مقابل اثرات مخرب سیگار هیچ محسوب می‌شود.
حسامی یادآوری می‌کند: از طرف دیگر مسئله مهم در این موضوع فرهنگ است که ما 10 سال پیش در شهر تهران زنی را نمی‌دیدیم که در رستوران یا پشت فرمان ماشین سیگار بکشد که متأسفانه شاید به تبعیت از این موضوع بعضی‌ها فکر می‌کنند با کشیدن سیگار کلاس اجتماعی بالاتری خواهند داشت یا از مد پیروی می‌کنند که این خود تبلیغات و طراحی‌های شرکت‌های دخانی است. سرپرست مرکز تحقیقات کنترل دخانیات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی می‌گوید: تحت این جو متأسفانه شاهد افزایش مصرف سیگار در بین زنان به ویژه دختران نوجوان هستیم.
رئیس مرکز تحقیقات پیشگیری و کنترل دخانیات دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، نسبت به ترفند کمپانی‌های دخانیاتی به منظور تحت تاثیر قرار دادن زنان برای مصرف سیگار هشدار داد.

این آمار و این هم زنان
دکتر غلامرضا حیدری می‌گوید که بررسی‌ها نشان می‌دهد از کل جامعه بالای 15 سال کشور، حدود 3 درصد زنان و حدود 25 درصد مردان سیگاری هستند که جمعیت زنان سیگاری در مقایسه با مردان کمتر است. همچنین زنان ایرانی در مقایسه با زنان دیگر کشورها، کمتر سیگار مصرف می‌کنند. وی ادامه می‌دهد: هرچند مصرف سیگار در قشر جوان تقریبا رو به افزایش است اما در مقایسه با 20 سال گذشته زنان جوان، بیشتر سیگار مصرف می‌کنند که این امر نگران کننده و زنگ خطری برای آینده است.

یک خاخام سابق در ارتش رژیم صهیونیستی، سربازان این رژیم را به کشتن فلسطینیهای مظنون به فعالیت‌های ضداسرائیلی به جای دستگیری آنان تشویق کرد.
به گزارش مشرق به نقل از روزنامه القدس العربی، «اویخای رونتسکی» خاخام سرشناس سابق در ارتش اسرائیل در گفت‌وگو با رادیو راستگرای افراطی موسوم به شبکه هفت اسرائیل گفت: در موارد مظنون بودن سربازان به ارتکاب فعالیت ضد اسرائیلی فلسطینی‌ها، باید بسادگی به آنان شلیک کنند حتی اگر آنان در بین خانواده خود باشند زیرا به زعم وی این افراد خرابکار بوده و باید کشته شوند.

العالم به نقل از القدس العربی نوشت: این خاخام نظامی صهیونیست که مانند دیگر خاخام‌های این رژیم کینه‌ای عجیب از مردم فلسطین دارند، در ادامه گفت: در بسیاری از موارد نباید فلسطینی‌ها را تحویل دادگاه داد بلکه باید از تدبیر افسران و سربازان اسرائیلی بهره برد به این معنی که هنگامی که آنان برای دستگیری یک خرابکار اعزام می‌شوند باید به او تیراندازی کنند.

رونتسکی اعتراف کرد که نیروهای اسرائیلی تحت عنوان عملیات دستگیری، برخی فعالان فلسطینی را اعدام کردند به این ترتیب که در برخی موارد هر چند در ظاهر دستور دستگیری فلسطینی‌ها داده می‌شود اما سربازان با شلیک گلوله آنان را به قتل می‌رسانند.

وی گفت فلسطینی‌هایی که موفق می‌شوند فرار کنند باید محاکمه و به اعدام محکوم شوند.

العالم نوشت: این اظهارات هم‌زمان با برنامه تبادل اسرا میان حماس و رژیم صهیونیستی ناشی از عمق ناراحتی و عصبانیت این رژیم از این برنامه است. به گونه‌ای که اختلافات متعددی میان سران این رژیم و همچنین احزاب داخلی آن بر سر این مبادله به وجود آمده است.

امروز گلعاد شالیت تک اسیر اسرائیل نزد گروه‌های فلسطینی با یک هزار 27 اسیر فلسطینی تبادل شد که در مرحله نخست 450 اسیر فلسطینی آزاد شدند و بقیه آنان دو ماه دیگر آزاد خواهند شد.

انتشار تصاویری از زیر گرفته شدن دختر بچه ای در چین و بی توجهی عابران به او خشم بسیاری را برانگیخته است.

به گزارش واحد مرکزی خبر، در ابتدا یک خودرو ون در خیابانی نسبتا باریک این دختر بچه را زیر می گیرد و بعد از توقفی کوتاه دوباره به مسیر خود ادامه می دهد و با چرخهای عقب خود یک بار دیگر از روی دختر بچه رد می شود.

بعد از آن کسانی که از آن محل می گذشتند هیچ توجه به کودک نیمه جانی که وسط خیابان افتاده است نمی کنند و بی توجه رد می شوند تا اینکه در نهایت کامیونی هم که از آنجا رد می شد از روی پاهای این دختر بچه عبور می کند. با وجود این کسی به این کودک توجه نمی کند تا اینکه در نهایت زنی که کارش جمع آوری زباله های بازیافتی و فروش آنهاست، دختر بچه را به کنار خیابان آورده و درخواست کمک می کند تا کودک به بیمارستان منتقل می شود.

البته پزشکان می گویند این کودک مرگ مغزی شده است. آنچه خشم مردم را بر انگیخته است، بی توجهی عابرانی است که از کنار بدن نیمه جان کودک می گذشتند.

بسیاری این صحنه را نشان از سقوط اخلاقیات در جامعه چین می دانند. راننده خودروی ون که دو بار از روی این کودک رد شد گفت اگر این کودک بمیرد من باید فقط هزار و پانصد دلار جریمه پرداخت کنم اما اگر زنده بماند دست کم ده برابر بیشتر هزینه باید بدهم.

پدر این دختر گفت یکی از رانندگان پیشنهاد پول نقد به او داد تا او حرفی درباره این ماجرا نزند. بسیاری از مردم چین می گویند در چنین مواقع تمایلی به کمک ندارند زیرا تا کنون پرونده های مهمی در چین تشکیل شده است که در آن متهمان مجبور شده اند به افرادی که قصد کمک به آنها را داشته اند، جریمه های سنگین بپردازند.

نوزده ژانویه 2011 ویدیویی بر روی شبکه خبری سی ان ان آمریکا قرار گرفت که در آن از باردار شدن 90 دانش آموز دختر کمتر از 18 سال یک دبیرستان در ممفیس آمریکا خبر می داد. دبیرستان Frayser در ممفیس ایالات متحده آمریکا که کمتر از 800 دانش آموز دارد، در هفته گذشته با واقعیتی مواجه شد که نشان می داد بیش از 11 درصد دانش آموزان آن دبیرستان در انتظار فرزند خویش هستند!

نویسنده وبلاگ  "خرچنگ زاده در غربت" در این زمینه نوشته است: یکی از دانش آموزان این دبیرستان در مصاحبه با یکی از خبرگزاری ها گفته است : "این خیلی طبیعی است. وقتی که ما از تعطیلات تابستانی بر می گردیم هزاران نفر شکم هایشان بالا آمده است!”.

حالا تلویزیون ها و شبکه های خبری ممفیس آمریکا سخت به تکاپو افتاده اند تا با ساختن برنامه های تلویزیونی و ایجاد کمپین های تبلیغاتی به دختران "نه گفتن ” را بیاموزند! نکته جالب توجه این است که یکی از مقامات گفته است که افراد مسن تری که از خارج شهر به اینجا می آیند به دختران شهر به عنوان طعمه های آسان می نگرند و در ایجاد مشکل نقش اساسی دارند!



به شهادت آمار مرکز کنترل بیماری ها  (Center of disease control)، ایالات متحده آمریکا بیشترین میزان بارداری نوجوانان زیر 20 سال را در سراسر جهان دارد. بارداری نوجوانان باعث بروز مشکلات عدیده ای هم چون ترک تحصیل کودکان ، تنها ماندن برای تمام عمر و به دوش کشیدن مسوولیت فرزند ناخواسته و طرد شدن توسط خانواده می شود. مرکز کنترل بیماری ها آماری بالغ بر 750 هزار کودک باردار در سال را برای آمریکا ارایه داده است و می افزاید از هر ده مورد بارداری 8 مورد ناخواسته بوده است و در 81 درصد موارد این بارداری ها در خارج از عرف ازدواج صورت گرفته است.

این آمار در حالی ارایه شده است که در کشور آمریکا آموزش های جنسی از سنین کودکی در مدارس به دانش آموزان داده می شود و این کشور سالانه ملیاردها دلار صرف آموزش روش های ضد بارداری  می کند. تنها در سال 2002 میلادی کشور آمریکا 1.73 ملیادر دلار صرف آموزش روش های ضد آبستنی کرده است که 653 ملیون دلار آن صرف نوجوانان شده است. با این حال به نظر می رسد این آموزش ها نتوانسته است کمکی در جلوگیری از سقوط اخلاقی جامعه آمریکا بکند.

اما این آمار و ارقام تنها به کشور آمریکا و مهد تمدن غرب منتهی نمی شود و سایر کشورهای اروپایی و غربی نیز از این معضل فرهنگی در امان نبوده اند. به طور مثال به جدولی که یونیسف در سال 2001 برای چند کشور اروپایی منتشر کرده است در زیر دقت کنید. این آمار میزان بارداری از هر هزار دختر 15 تا 19 ساله در برخی کشورهای غربی است. این آمار که متعلق به  سال 1996 میلادی یعنی 15 سال پیش است در اولین ستون تعداد افراد در 1000 نفر را نشان می دهد و آخرین ستون درصد سقط جنین را گزارش می کند (+). بعد از آمریکا ، کشورهایی هم چون اسراییل ، انگلستان ، اسلواکی ایسلند کانادا و استرالیا در صدر سقوط کردگان قرار دارند.

گویی آمار و ارقام دست به دست هم داده اند تا پرده از یک واقعیت تلخ و دردآور در جوامع متمدن (!) غربی بردارند: سقوط شتابان اخلاقیات به رغم ادعای اخلاق مداری اومانیستی.

به گزارش گروه خواندنی های مشرق به نقل از مهر، زمانی که این تصویر در سال 1883 به ثبت رسید از آن به عنوان اولین مدرک ثبت شده از وجود اجسام پرنده بیگانه یاد شد. اما دانشمندان اکنون بر این باورند این جسم بزرگ شاید شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار بزرگ بوده که می توانسته با قدرتی برابر قدرت شهاب سنگی که منجر به انقراض دایناسورها شد، با زمین برخورد کند.

درتصویری که در تاریخ 12 آگوست 1883 توسط اخترشناس مکزیکی "جوز بانیلا" به ثبت رسیده و در آن می توان جسمی را مشاهده کرد که در حال عبور از برابر ماه است. زمانی که این تصویر در سال 1885 در مجله L'Astronomie منتشر شد به عنوان اولین تصویر ثبت شده از اجسام پرنده بیگانه یا یوفوها شناخته شد.

اما اکنون در مطالعه جدیدی که توسط دانشمندان مکزیکی انجام شده آشکار شده است که این جسم شهاب سنگ یا ستاره دنباله داری در حال متلاشی شدن بوده است. دانشمندان بر این باورند این جسم کدر با دنباله ای تیره رنگ به یک ستاره دنباله دار شباهت دارد.

دانشمندان با استفاده از مدت زمانی که این جسم برای عبور از برابر ماه، زمانی در حدود یک سوم ثانیه، صرف کرده، تخمین زده اند فاصله آن از زمین در حدود هشت هزار کیلومتر بوده است. همچنین در کنار نزدیک بودن بیش از حد خطرناک این جرم به زمین، محققان معتقدند این ستاره دنباله دار از جرمی برابر شهاب سنگی که نسل دایناسورها را منقرض کرده برخوردار بوده است، یا ابعادی برابر قمر "دیموس" مریخ داشته است.

بر اساس گزارش دیلی میل، با این همه این ادعای جدید توسط گروهی دیگر از محققان مورد سوال قرار گرفته زیرا آنها بر این باورند که چنین عبور نزدیک جرمی از کنار زمین می تواند منجر به بروز توفان شهابی شود، پدیده ای که در زمان ثبت این تصویر نشانه ای از آن گزارش نشده است.

به گزارش مشرق به نقل از روزنامه دیلی میل، بر اساس این افشاگری، ۳۰۰ هزار کودک توسط کلیسایی کاتولیک در اسپانیا از والدین خود ربوده شده و به افرادی که خواستار کودک هستند فروخته شده است.

این رسوایی زمانی آشکار شد که دو مرد به نام‌های "آنتونیو باروسو" و "خوآن لوئیس مورنو" این موضوع را کشف کردند که در دوران نوزادی‌شان ربوده شده بودند.

پدر "مورنو" در بستر مرگش اعتراف کرد که او را از یک کشیش در ساراگوسا در شمال اسپانیا خریده‌ است. وی به پسرش گفت که این کشیش در این سفر همراه وی و همسرش بوده و او را به مبلغ ۲۰۰ هزار پستاس که در آن زمان مبلغ کلانی بود، خریداری کرده است.

باروسو نیز گفت: پولی که در آن زمان برای خرید یک آپارتمان کافی بود. والدین من این مبلغ را در مدت ۱۰ سال به صورت اقساطی پرداختند چرا که آن‌ها پول کافی نداشتند.

آزمایش‌های DNA نیز ثابت کرد که این مرد جوان فرزند اصلی والدین خود نبوده و راهبه‌ای هم که این نوزاد را فروخته بود این امر را تایید کرد.

هنگامی که این دو مرد جوان، این امر را علنی کردند، مادران در تمام اسپانیا به این امر ترغیب شدند تا تجربیات شخصی خود را در این مورد اعلام کنند. یکی از این زنان "مانولی پاگادور" است که جستجو برای پسرش را آغاز کرده است.

فیلم مستند "این جهان: نوزادان ربوده شده اسپانیا" که توسط یک شبکه خبری انگلیسی تولید شده، در پی تلاش‌های این مادر در جستجوی پسرش است که اگر "رندی رایدر" نوزاد ربوده شده باشد در تگزاس بزرگ شده و هم اکنون ۴۰ سال دارد.

این کودکان توسط یک شبکه مخفی از پزشکان، پرستاران، کشیش‌ها و راهبه‌ها در سطحی گسترده که از زمان حکومت دیکتاتوری ژنرال فرانکو آغاز شد و تا دهه ۹۰ ادامه یافت، قاچاق می‌شدند.

بسیاری از مادران اعلام کرده‌اند که به آنها گفته شده بود نوازدشان یا پس از تولد یا طی تولد جان باخته است. اما به این زنان که اغلب جوان و ازدواج نکرده بودند، گفته می‌شد که نمی‌توانند جسد نوزاد خود را ببینند یا در مراسم تدفین شرکت کنند.

به نوشته روزنامه دیلی میل، اسناد رسمی به دلیل آنکه در آنها نام والدین انتخابی برای گرفتن مدارک هویتی نوزادان استفاده می‌شد، تحریف شده است. در بسیاری از موارد زوج‌ها از این موضوع آگاه نبودند که نوزادی را که به فرزندی پذیرفته‌اند ربوده شده است، چرا که معمولا به آنان گفته می‌شد مادران این نوزادان پس از تولد آن‌ها را رها کرده‌اند.

متخصصان قضایی که پیگیری این پرونده بزرگ را برعهده دارند بر این باورند که حدود ۱۵ در صد از کل پذیرش اولاد توسط خانواده ها دربین سالهای ۱۹۶۰ الی ۱۹۸۹ اتفاق افتاده است.

شیطان پس از شش هزار سال عبادت، وارد جرگه فرشتگان مقرب الهی شد، اما تکبری که در وجودش همچون شعله زیر خاکستر بود، به هنگام سجده بر آدم، سر برآورد و ندای «خلقتنی من نار و خلقته من طین» سر داد؛ ندایی که او را از قله سعادت به قعر شقاوت فرستاد و از آنجا بود که کمر همت به گمراه کردن آدم(ع) و فرزندان او بست و فریاد زد: «فبعزتک لأغوینهم اجمعین».

با وسوسه‌اش کام آدم و حوا را به طعم میوه ممنوعه آلوده نمود و آنان را از بهشت عرشی به منزل فرشی هبوط داد و حال این قابیل است که با کمند حسادت شیطان، دست خویش را به خون برادر رنگین نموده و خداوند را بر آن داشت تا انسان را تا ابدیت ندا دهد که: «الم اعهد الیکم یا بنی آدم أن لا تعبدوا الشیطان إنه لکم عدو مبین».

و اکنون سال‌ها از آن عهد جاودانه خداوند با فرزندان آدم می‌گذرد و در تاریخ همواره قابیلیانی بودند که این عهد را شکسته و به جرگه عبادالشیطان درآمده‌اند، ولی شیطان بر سر پیمانی که با خویش بسته بود، محکم ایستاده و پیروانی را به عبادت خویش فرا می‌خواند و ندای «أنا ربکم الأعلی» را که روزی به واسطه فرعون سر می‌داد، امروز خود بی واسطه سر می‌دهد تا مرهمی باشد بر زخم کهنه تکبرش.

روزگار ما اما، روزگار پایه‌گذاری و سازمان‌‌دهی به اجتماع‌های پراکنده شیطانی است. سران شیطانیست در تلاشند، این اجتماع را به تحقق برسانند و برای این مقصود، از ابزار‌های گوناگون اطلاع‌رسانی بهره می‌برند.

از سوی دیگر، در هیاهوی کم توجهی دولتمردان و مسئولان به مسائل فرهنگی و اعتقادی جوانان کشور، جریان‌های متعارض این فرصت را غنیمت شمرده و با اتصال به سرشاخه‌های فرامرزی و در پایان آسودگی خاطر به نشر و ترویج آموزه‌های ضد دینی خود می‌پردازند.

به گزارش «تابناک»، اخبار رسیده از شهرهای ساری، اصفهان، بندرانزلی، تهران و چندین شهر دیگر، حکایت از آغاز تحرکات جدید گروه‌های شیطان‌پرستی دارد.

بنا بر این اخبار، نشست‌های مخفی پارتی با نواختن موسیقی راک و متال به صورت هفتگی برگزار شده و در این جلسات، شمار بسیاری از جوانان با ظاهری نامناسب و مزین به آلات و نمادهای شیطان‌پرستی به رقص و حرکات نامتعارف دست می‌زنند. حضور دختران جوان از نکات لازم توجه به این جلسات است.

گفتنی است، اعضای گروه‌های شیطان پرستی، افزون بر شرکت در جلسات مخفی در هفته نیز از طریق سایت‌های اجتماعی در ارتباط هستند.

در ادامه، برخی تصاویر به دست آمده از این جلسات را ببینید:

شیطان‌پرستی شیطان‌پرستی
شیطان‌پرستی شیطان‌پرستی
شیطان‌پرستی شیطان‌پرستی
شیطان‌پرستی شیطان‌پرستی

به گزارش مشرق، در دهه 50 و 60 میلادی و در اوج رقابت دو ابرقدرت شرق و غرب بر سر سلاح های اتمی، اتحاد جماهیر شوروی قویترین سلاح هیدروژنی تا به امروز را آزمایش کرد. این بمب با نام  "آ ان 602 " که از آن در غرب با نام "بمب تزار" یاد می شود.

قدرت این سلاح درحدود 50 مگاتن است؛ انفجاری با قدرت 50 مگاتن یعنی 1400 بار قوی تر از مجموع انفجار دو بمب اتمی آمریکا در جنگ دوم جهانی و 10 برابر قوی تر از قدرت تمام انفجارهای صورت گرفته در جنگ جهانی دوم!




این بمب قرار بود با قدرت انفجاری 100 مگاتن آزمایش شود و از نظر تئوری در آن زمان قابلیت ساخت و آماده سازی چنین بمبی نیز وجود داشت اما به دلیل این که تاثیرات تشعشع های این سلاح ممکن بود تخریبی بیش از انتظار داشته باشند، قدرت آن تا 50 مگاتن کاهش پیدا کرد. این بمب در مجمع الجزایر "نوایا زملیا"  در شمال روسیه و در اقیانوس منجمد شمالی آزمایش شد.

مشخصات ظاهری این بمب:

وزن 27 تن، طول 8 متر و قطر 2.1 متر.

این آزمایش به تاریخ 30 اکتبر 1961 انجام شد و بمب توسط یک بمب افکن"تی یو 95 وی" حمل شده که با رنگ های مخصوص ضد حرارتی رنگ آمیزی شد. بمب از ارتفاع 10.5 کیلومتری از سطح زمین رها گشته و به وسیله یک چتر مخصوص که به بمب وصل شده بود، سرعت بمب کاهش یافت تا هواپیماها بتوانند از منطقه خطر دور شوند. و سپس در ساعت 11:32 در ارتفاع 4 کیلومتری از سطح زمین، «تزار» منفجر شد.

گلوله اولیه آتش حاصل از انفجار به ارتفاع 10.5 کیلومتر در ارتفاع پروازی هواپیماهای حمل کننده این بمب رسید. ارتفاع ابر قارچی حاصل از انفجار 64 و عرض آن به 40 کیلومتر بود و تمامی خانه ها از هر جنسی در فاصله 55 کیلومتری به طور کل نابود شدند.

اثر گرمای حاصل از انفجار تا فاصله 270 کیلومتری از محل انفجار حس شد و حرارت به قدری بالا بود که می توانست تا فاصله 100 کیلومتری باعث به وجود آمدن سوختگی درجه سه بشود!



امواج حاصل از انفجار تا فاصله 700 کیلومتری قابل احساس بودند و تا فاصله 900 کیلومتری باعث شکسته شدن پنجره ها شدند. بر اساس محاسبات انجام شده توسط متخصصان، انرژی حاصل شده از این انفجار به اندازه یک زلزله به قدرت 7.1 ریشتر بود.
5
صفحه 5 از 7

جستجو

اوقات شرعی