موعود :: صفحه مهدویت و آخرالزمان

مأموریّت هر پیغمبری نسبت به خانواده یا قبیله یا دهکده یا شهر یا مملکتی یا تمام روی زمین، مانند سلاطین روی زمین و قلمرو آنهاست و هر پیغمبری که مبعوث شده است بر محل و قلمروی خود، به عنوان ولیّ و در سمت اولوالامری، قادر و توانا به هرگونه تصرّفات در آن می‌باشد و بر وفق آنچه که خدا او را مأمور کرده چنانچه شاید و باید، به تمام معنی مصالح و مفاسد کلّیۀ امور دنیویّه و اخرویّۀ همۀ آنها را عهده‌دار خواهد بود، خواه اطاعت او را کنند یا معصیّت او را نمایند و ولیّ غیر نبی را قلمرو و متصرّفاتی نیست و اگر تصرّفی کند، تصرّف او بر وفق درخواست از خدا انجام می‌گیرد و تصرّفات او رسمیّت ندارد.17

ابن ابی‌الحدید از ابن عبّاس نقل می‌کند که من در آغاز خلافت خلیفۀ دوم به تنهایی نزد او رفتم. گفت: یابن عبّاس از کجا می‌آیی؟ گفتم‌: از مسجد. خلیفه گفت: پسر عمویت چه می‌کند؟ من فکر کردم عبدالله بن جعفر را می‌گوید، گفتم: در کوچه با بچّه‌ها بازی می‌کند. گفت: نه، او نه، بزرگ خانواده را می‌گویم. گفتم: در نخلستان مشغول آب کشیدن است و قرآن می‌خواند. گفت: واقعیّت را بگو، آیا علی هنوز خود را خلیفۀ پیامبر(ص) می‌داند؟

 

به خدا سوگند، ای اباخالد، بنده‌ای ما را دوست نمی‌دارد و ولایت ما را نمی‌پذیرد، جز آنکه خداوند قلب او را تطهیر می‌نماید و خداوند قلب بنده‌ای را تطهیر نمی‌نماید، جز آنکه خود را تسلیم ما نماید و تسلیم ما باشد، پس چنانچه تسلیم ما شود، خداوند او را از حساب شدید به سلامت می‌دارد و از فزع روز قیامت اکبر در امان می‌دارد.»19

 

با کاروانى سفر مى کردم و مسئولیت آماده کردن غذا و آب و هر چیز لازم را پذیرفته بودم . این کار را به خاطر سیر کردن شکم خود و تنها نبودن در سفر قبول کرده بودم . مردم خوبى بودند. قبلا گفته بودند که حاضرند مرا رایگان به سفر ببرند، اما نمى خواستم سربار آنان باشم .

حضرت علیّ بن الحسین، زین العابدین(ع) دربارۀ ظهور حضرت مهدی موعود(ع) و دعوت آن حضرت می‌فرماید: «پس به سوی مکّه خارج می‌شود؛ در حالی که مردم بر گرد او اجتماع کرده‌اند. آنگاه او خود به پا خاسته و می‌گوید: «هان ای مردم! من فلان، فرزند فلانم، من فرزند پیامبر خدا(ص) [هستم]، من شما را به سوی آنچه که پیامبر(ص) به آن دعوت کرد، فرا می‌خوانم و دعوت می‌نمایم.»1

سخنى پیرامون زیارت سیدالشهدا (ع)
اى غمین ز اشتیاق حضرت او    روز و شب مایل به زیارت او
تو از او دور نیستى بالله    «قبره فى قلوب من والاه »

ما از این مناسبت‏ها ـ‌چه میلاد و چه شهادت‌ـ یاری و تبرک می‏جوییم و با زنده نگه داشتن آنها، آموزه‏ها و دستورات دینی را می‏آموزیم تا پشتوانه برای زندگی دشوارمان باشد.
در این روزها به تبیین زندگی پیشوایانمان می‏پردازیم؛ همان کسانی که پیامبر(ص) در مورد آنها فرموده است: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا و إنهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض؛ من دو چیز گران‌بها در میان شما باقی می‏گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید، گمراه نخواهید شد و این دو از یکدیگر جدا نمی‏شوند تا در نزد حوض بر من وارد شوند.

بعد از آن راهب گفت : مرا از هشت حرفى که از آسمان نازل شده خبر ده که چهار حرف آن در زمین ظاهر گشت و چهار حرف دیگر در هوا باقى ماند، آن چهار حرفى که در هواست بر چه کسى نازل مى شود و چه کسى آنها را تفسیر خواهد کرد؟
فرمود: خداوند آنها را بر قائم ما علیه السلام نازل خواهد کرد و او آن را تفسیر خواهد فرمود و چیزى را که بر صدیقان و رسولان و هدایت شوندگان نازل نفرموده است بر او نازل خواهد فرمود.

سه فضیلت به من داده شد که علی نیز در آنها شریک است، و سه امتیاز به علی داده شد که به من داده نشده است.
لوای حمد برای من است و علی حامل آن، کوثر مال من است و علی ساقی آن؛وبهشت و آتش به دست من است و علی تقسیم کننده آن.اما آن سه ویژگی که تنها به علی داده شده و من سهمی از آن ندارم این است که به او پدر زنی داده شده که نظیرش به من داده نشده است فاطمه همسر اوست و مانند آن به من داده نشده است و به او دو پسر داده شده که مانندشان به من داده نشده است.

ابن عباس گفت که پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: دوست داشتن على بن ابى طالب، سیّئات و گناهان را مى خورد (و نابود مى کند) همان گونه که آتش هیزم را مى خورد (و از بین مى برد)(8)

72
صفحه 72 از 73

جستجو

اوقات شرعی