موعود :: صفحه مهدویت و آخرالزمان
موقعیت شما: موعود»مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»امامان و ائمه»امام علی (ع) واقعه غدیر خم

قیس بن سعدبن عباده صراحتاً به پدرش اعتراض می‌کند که: مگر تو در روز غدیر حضور نداشتی که پیامبر(ص) امام علی(ع) را به جانشینی خود انتخاب کردند، پس چطور الآن دنبال جانشینی خودت هستی؟ او در جواب پسرش می‌گوید: من تو را عاق می‌کنم و تا زنده هستم به خدا سوگند با تو صحبت نمی‌کنم. بعد از آن واقعاً پدرش را رها می‌کند، همان‌طور که به‌طور مرسوم وقتی یک نفر فرزندش را عاق می‌کند، او پدرش را کنار می‌گذارد.

 

مأموریّت هر پیغمبری نسبت به خانواده یا قبیله یا دهکده یا شهر یا مملکتی یا تمام روی زمین، مانند سلاطین روی زمین و قلمرو آنهاست و هر پیغمبری که مبعوث شده است بر محل و قلمروی خود، به عنوان ولیّ و در سمت اولوالامری، قادر و توانا به هرگونه تصرّفات در آن می‌باشد و بر وفق آنچه که خدا او را مأمور کرده چنانچه شاید و باید، به تمام معنی مصالح و مفاسد کلّیۀ امور دنیویّه و اخرویّۀ همۀ آنها را عهده‌دار خواهد بود، خواه اطاعت او را کنند یا معصیّت او را نمایند و ولیّ غیر نبی را قلمرو و متصرّفاتی نیست و اگر تصرّفی کند، تصرّف او بر وفق درخواست از خدا انجام می‌گیرد و تصرّفات او رسمیّت ندارد.17

ابن ابی‌الحدید از ابن عبّاس نقل می‌کند که من در آغاز خلافت خلیفۀ دوم به تنهایی نزد او رفتم. گفت: یابن عبّاس از کجا می‌آیی؟ گفتم‌: از مسجد. خلیفه گفت: پسر عمویت چه می‌کند؟ من فکر کردم عبدالله بن جعفر را می‌گوید، گفتم: در کوچه با بچّه‌ها بازی می‌کند. گفت: نه، او نه، بزرگ خانواده را می‌گویم. گفتم: در نخلستان مشغول آب کشیدن است و قرآن می‌خواند. گفت: واقعیّت را بگو، آیا علی هنوز خود را خلیفۀ پیامبر(ص) می‌داند؟

 

سه فضیلت به من داده شد که علی نیز در آنها شریک است، و سه امتیاز به علی داده شد که به من داده نشده است.
لوای حمد برای من است و علی حامل آن، کوثر مال من است و علی ساقی آن؛وبهشت و آتش به دست من است و علی تقسیم کننده آن.اما آن سه ویژگی که تنها به علی داده شده و من سهمی از آن ندارم این است که به او پدر زنی داده شده که نظیرش به من داده نشده است فاطمه همسر اوست و مانند آن به من داده نشده است و به او دو پسر داده شده که مانندشان به من داده نشده است.

ابن عباس گفت که پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: دوست داشتن على بن ابى طالب، سیّئات و گناهان را مى خورد (و نابود مى کند) همان گونه که آتش هیزم را مى خورد (و از بین مى برد)(8)

به مسجد بزرگ کوفه وارد شدم. دیدم مردی با موهای سر و ریش سفید به ستون مسجد تکیه داده و گریه می‌کند و قطرات اشک بر گونه‌هایش جاری شده است به او گفتم: چرا گریه می‌کنی؟ گفت: من صد و چند سال از عمرم گذشته است و عدالت و حقیقت را تنها در دو وقت از شب و دو وقت از روز دیده‌ام که ظاهر و محقّق شود و من برای آن گریه می‌کنم.

در کتاب «صفوه الأخبار» از أعمش نقل می‌کند: کنیزی سیاه چهره و کور را دیدم که به مردم آب می‌داد و می‌گفت: دوستی و محبّت حضرت علی بن ابی طالب را بیاشامید. سپس او را در مکّه دیدم که بینا گشته و به مردم آب می‌دهد و این بار می‌گوید: بیاشامید به محبّت کسی که خدا به خاطر او بینایی را به من برگردانید.

12
بعدی
انتها
صفحه 12 از 12

جستجو

اوقات شرعی